موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی سیاسی-تاریخی |
![]() |
![]() |
| زنجيرهي اينترنت سبز | ![]() |
صفحهي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير | ![]() |
آخرين مطالب ارسالي: |
![]() اين تصوير ثابت نيست! دربارهي وبلاگ
از این پس ما دولتی خواهیم داشت با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تداوم سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد ... بیانیه نهم اول بسم الله سلام! قرار ساده ای با شما دارم . اگر دیدم وب نوشتم بدرد لای جرز هم نمی خورد متروکه اش می کنم اما اگر دیدم حرف هایم به تریج قبای کسانی می خورد که حسابی از خودشان سپاسگزار هستند حتما" بیشتر خواهم نوشت ! اگر خزعبلاعتم رنگ ملال و تکرار گرفت بی خیال نوشتن می شوم و اگر ببینم مطالبم عبوس و اتوکشیده هستند عذر خودم را خواهم خواست ! عجالتآ عرض کنم قرار است از امروز راجع به هر مسئله ای که وجدان آدم را قلقلک بدهد بنویسم .شاید هم گهگاهی شعر هایم را بیاورم . حرف حساب و پروفسور حسابی روزی در آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سئوالی مطرح کرد استاد - شما که از جهان سوم می آئید جهان سوم کجاست ؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب - مطلبی را فی البداهه گفتم که هر روز به آن اعتقاد بیشتری پیدا می کنم به آن دانجشجو گفتم جهان سوم جائیست که - هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند- خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید که در تخریب مملکتش بکوشد پروفسور حسابی ============== مهندس موسوی:جنبش سبز مردم ایران هیچ ارتباطی با بیگانگان ندارد.شعار ما"جمهوری اسلامی"است نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر ============= موسوی:دندان شکنجه گران دیگر به استخوان مردم رسیده است. ============= امام خمینی(ره)خطاب به شورای نگهبان:میترسم از آن روزی که عده ای دور شما را بگیرند و مردم و جوانان برای احقاق حقوق خود علیه شما شعار بدهند. ============= امام خمینی(ره):آقای موسوی،آنان که در مقابل شما می ایستند حتی توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.صحیفه ی نور جلد ۲۱ صفحه ۱۹ ============= امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر میدانم به آقایانی كه نظر خواستهاند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق میدانم. ============= مردی که با پراید همیشگی خود پس از 8 سال نخست وزیری کشور نفت خیز ایران برای ثبت نام در انتخابات می آید و با همان پراید به خیابان و همچنین برای تسلیت به شهید راه سبز و مبارزه با دروغ سهراب اعرابی می آید بایستی همواره مورد تایید امام خمینی(ره)باشد. ============= سبز یعنی یک نشان افتخار سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا ============= این باشه برای دوستان با تعصب که خیلی کامله : آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم دروغ اين خاک تويي قاتل و سفاک تويي جنبش دوران منم رفته به ميدان منم مفسد في الارض تويي غاصب بي مغز تويي حامي ايران منم خسته ي زندان منم هيتلر بد نام تويي کوره ي دوران تويي مظهر ملي منم در پي ليلي منم شبيه ضحاک تويي به دوش خود مار تويي آرش بي باک منم کمان به افلاک منم ============= لعنت خدا بر آن بي شرفي كه ميليونها ايراني و مسلمان را خس و خاشاك خطاب مي كند. ============= اینم برای اونایی که بگم من ایرانیم آمریکایی نیستم سفیدم سیاه نیستم نام جاوید ای وطن صبح امید ای وطن جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان وطن ای هستی من شور و سرمستی من جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان بشنو سوز سخنم که هم آواز تو منم همه جان و تنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم همه جان وتنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه شاد و خوش و نغمه زنان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ========== هاله ی نور رو دیده رای ما رو ندیده ============= رای ما رو دزدیند دارن باهاش پز میدند ============= ننگ ما . ننگ ما . صدا و سیمای ما ============= موسوی می میریم رای تو پس میگیریم ============= گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب گر پدر مرد ،تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید،که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز ============== شعار نمازگزاران نماز جمعه26تیر درود بر خمینی،سلام بر موسوی مرگ بر روسیه روسیه حیا کن، کشورمو رها کن ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست بسیجی واقعی همت بود و باکری کو کو کو؟ اون ۶۳ درصد؟ مرگ بر چین روحانی با غیرت، حمایت حمایت نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب زندانی سیاسی، آزاد باید گردد ایرانی می میرد، ذلت نمی پذیرد یا حسین، میرحسین دولت کودتا، استعفا برادر شهیدم، رای تو پس میگیرم ============== میر حسین موسوی رهبر جنبش سبز این وبلاگ خبری -علمی -هنری و تاریخی میباشد .با توجه به اینکه نظرات و عقاید همه اشخاص قابل احترام میباشد قصد توهین به هیچ شخص -مقام و آئینی را ندارم . کلا" مطالب سیاسی از سایتهای وابسته به همه گروهها و احزاب جمع آوری شده .که قضاوت درستی و نادرستی نظرات مربوطه به عهده خوانندگان گرامی میباشد . ضمنا" جهت رفع هرگونه سوء تفاهم و مشکلی که از بابت مطالب این وبلاگ ممکن است برای اشخاصی به وجود بیاید اعلام میدارم مطالب جمع آوری شده در وبلاگ توسط اینجانب ا-م میباشد. پيوندهاي روزانه
دوستان
زنجيرهي اينترنت سبز محاسبه تاريخ تولد به ميلادي وبلاگ پزشكان باحال تالارهاي پزشكي ديكشنري آهنگ هاي موبايل نوانديش كانون فرهنگيان استان اصفهان سپاس معلم معلم آزاده همه دانا و توانا انديشه معلم روزگاران دهكده-شيمي ترجمه رايگان متون انگليسي دفتر بي مخاطب نهضت آزادي بيان اطلاع رساني پزشكي ما با هم برابريم فيلترشكن روزانه سيد ابراهيم نبوي دهكده-شيمي حاميان اصلاحان زنان و مردان را بي پرده ببينيد روشنفكر روزگاري ست نبض وطنم را ميگيرم دهكده آموزش زبان انگليسي عاشقانه زيستن تلاطم خاطرات مثل يك نور كوچولو گروه تاريخ انجمن افراز نرگس نيازمنديها دختر-پسر-زن-مرد به شکوفه های باران برسان سلام ما را رهبری به نام خاتمی طرفداران خاتمی سلام اصلاحات فرزند کویر قانون دان قانون شکن پنجره ای رو به خانه پدری باز باران مستان همای سمابندر انتخابات ایرانی یه گوشه چشم به..... میر آمد ایران در قرن 21 سبز سبز سبز بخش ويژه
|
roozonline.com من فقط به عنوان یک مادر سوال می کنم آیا رییس دادگاهی که چنین حکم غیرعادلانه و غیرقانونی را صادر کرد شب می تواند با وجدانی راحت در کنار فرزندانش به سر ببرد؟... من به خانواده شادروان فتاحیان توصیه می کنم که قبل از دفن وی جسد او را به وسیله پزشک مورد اعتماد خود مورد معاینه قرار دهند مبادا که او در زندان تحت شرایط نامساعد قبلا فوت کرده باشد و برای مخفی نگهداشتن مرگ او ترتیب محاکمه ای به این صورت را داده باشند. این فرضی است که هر چند احتمال آن ضعیف است اما بهتر است که از نظر دور نگه داشته نشود. توصیه من این است که قبل از دفن، طبیب مورد اعتماد خانواده او را معاینه کند....اعدام شادروان فتاحیان نشان از بی عدالتی در دستگاه قضایی دارد و متاسفانه نشان از عدم استقلال قضات دارد...آیا ممکن است چنین احکامی مانند سالهای اول انقلاب آغاز یک روند خطرناک اعدام باشد؟ وضعیت با ان زمان کاملا تفاوت کرده است. ما در عصر اطلاعات رسانی هستیم. سی سال پیش اینترنت و تلفن های همراه دردسترس نبود. هر اتفاقی که در هر گوشه جهان رخ می دهد همه مردم جهان مطلع می شوند. اعدام هایی که در سالهای اول انقلاب رخ داد دیگر نمی تواند تکرار شود. چرا که جهان به آنچه که درهر کشوری رخ می دهد حساس است وعصر اطلاع رسانی در کوچکترین فاصله خبر را به همه جا می رساند. نمي دانم تا به حال بچه ها را ديده ايد كه سر لج بازي مي افتند و هر چه منطقي و عقلاني در گوششان مي خواني به خرجشان نمي رود؟ اينان دقيقا به دليل عدم حاكميت عقل و تصميم گيري بر اساس منافع كوتاه مدت خويش و به اين دليل كه تا نوك بيني خود را بيشتر نمي بينند دست به اين كار مي زنند. جمعه صبحي در ارديبهشت 88 بود. تازه بيدار شده بودم كه خبر اعدام دلارا دارابي را شنيدم. اعدام در صبحگاه روز جمعه و در زندان شهر رشت. عجيب بود. تا آن روز هر زماني كه فعالان حقوق بشر مسئله اي را دنبال مي كردند و بر سر آن سخني مي رفت، در اكثر موارد آن حكم متوقف مي شد. اما بر سر ماجراي دلارا يك لج و لج بازي بچگانه را از سوي حكومت شاهد بوديم. اعدامي در صبحگاه يك روز جمعه. چند وقتي بود كه ديگر كمتر از اعدام زنداني سياسي سخن گفته مي شد. حتي مرگ و ميرهاي درون زندان را به بيماري يا خودكشي خود زنداني نسبت مي دادند. بر سر فوت اميرحسين حشمت ساران،اميدرضا ميرصيافي، ولي الله فيض مهدوي و عبدالرضا رجبي سخن از مرگ مشكوك بود. زنداني يا با اعلام خودكشي و يا بيماري از دنيا مي رفت. گرچه ديگر اين حنا براي مردمان رنگي نداشت،اما بازهم به اين حداقل راضي بودند كه ديگر حاكميت جسارت اعدام علني يك زنداني سياسي را ندارد. اما انگار هر زماني بايد وجدان اجتماعي ايران و بر خواب رفتگان تلنگري بخورند. تلنگري كه اين مطلب مهم را به ياد بياورد كه اعتماد به ساختي كه بر خلاف حقوق بشر رفتار مي كند و به كارهاي خلاف دست مي زند، اگر امري ضد منطقي نباشد لااقل غيرمنطقي است. جوانكي كه (سودای یافتن خویش و هویتی که از آن محروم شده) او را به پيشمرگي حزب كومله سوق داده است، جواني از ديار مردستان كرد كه ستم و محروميت بسياري را به جان خريده است. اينکه به چه دليل احسان فتاحي به دامان حزب كومله افتاده است را نه از احسان كه بايد از حاكميت ايران پرسيد. بايد پرسيد چه شرايطي را فراهم آورده ايد و با اين قوم ديرپاي ايراني چه كرده ايد كه جواناني چون احسان به دامان احزاب مسلح كردي چون كومله مي روند؟ آيا زندگي و آسايش حق هر ايراني هست يا نه؟ آيا در ايران امروز و نه امروز كه در سده اخير، يك اقليت قومي ايران با بقيه قوميت ايران برابر بوده است؟ آيا در تمامي اوقات خويش از تمامي حقوق و كليه آزاديهايي كه توسط بشريت به رسميت شناخته شده بهره مند بوده است؟ آيا حق زندگي و امنيت و آزادي شخصي داشته است؟ آيا در برابر قانون بدون تبعيض از حقوق مساوي برخوردار بوده است؟ اين آيا ها و هزاران آياي ديگر را قبل از اينكه بدانيم كومله كيست و چه كرده و بر سرش داد و بيداد كنيم بايد از حاكميت ايران پرسيد. اينهايي كه پرسيده شد نه از سر بي منطقي كه عينا مواد يكم،دوم،سوم،ششم و هفتم اعلاميه جهاني حقوق بشر بود. و البته اين رشته پرسش ها سر دراز دارد. آقاياني كه به راحتي حكم اعدام مي دهند و از آن راحت تر آن را اجرا مي كنند،ابتدا مي بايستي در پيشگاه خدا و مردم به اين سوالات پاسخ دهند كه چه كرده اند و در طول اين سي ساله پس از پيروزي انقلاب بهمن 57 بر سر مردم كرد چه رفته است؟ يادمان نرفته كه همين مردم كرد و پيشمرگان وطن پرست آن بودند كه در برابر هجوم آن عفلقي متوهم ايستادند و از جان و مال و ناموس و خاك ايران دفاع كردند. حال چه شده كه با اين مردم اينگونه مي كنند كه جواناني كه روزهاي اول انقلاب و مسائل و درگيريهاي آن را نديده اند بازهم به همان راهي مي روند كه پس از سقوط رژيم ستم شاهي نسل دهه 50 كردستان رفت؟ اما سوال هنوز هم ادامه دارد. احسان را به ده سال زندان محكوم كرديد. تجديد نظر خواهي صورت گرفت و بعد در تجديد نظر حكم مربوطه تبديل به اعدام شد. سوال باز در ذهن جوانه مي زند و خود را مي نماياند. به كدامين مجوز قانوني و شرعي و عقلي چنين كرديد؟ مگر نه اينكه بر پایه ی ماده 258 قانون آیین دادرسی کیفری محاکم تجدید نظر تنها در صورتی مجاز به تشدید حکم بدوی میباشند که حکم صادره از حداقل مجازات مقرر در قانون کمتر باشد. خب! اتهام محاربه را اگر منطقي فرض كنيم كه البته فرضي است محال (چرا كه محارب را خصوصياتي است كه در احسان و امثال احسان به هيچ وجه اين خصوصيات نيست ) حداقل حكم براي محاربه يكسال در قانون تعيين شده است. حكم صادره توسط دادگاه بدوي هم ده سال تعيين شده است. اين يعني حكم صادره دادگاه بدوي از حكم حداقل بيشتر بوده است. پس قاضي دادگاه حتي به استناد ماده 258 آئين دادرسي كيفري حق افزايش حكم احسان را نداشته است. اما خب! در ابتداي سخن گفتم. دستگاه بي منطق مدعي قضاي لج بازي كه دختري را در صبحگاه يك روز جمعه به چوبه دار مي سپرد را چه به قوانين و عقل انساني. در صبحگاهي دوباره بر خلاف تمام قوانين عقلي و شرعي احسان فتاحيان به چوبه دار سپرده مي شود. جان انساني گرفته مي شود تا آقايان نفسي چاق كنند و به ريش مردمان خنده بزنند كه ديديد شما خواستيد و نشد؟ و انگار كودكي است بي خرد كه بر اشتباه و گناه خويش اصرار دارد تا جان را به لب پدر و مادر برساند و البته مي دانيد وقتي جان به لب مي رسد چه مي شود. بماند كه ايران لغو مجازات اعدام را امضا كرده است. بماند كه قوانيني كه حاكميت آن را امضا مي كند بر قوانين داخلي برتري دارد و حكومت ايران مي بايست با لغو حكم اعدام بر عهد خويش به حكم قرآن استوار بماند كه نمي ماند. بماند كه امروز از روزهاي سخت ايران است. از روزهايي كه ياد روزهاي ميانه دهه 30 را در اذهان زنده مي كند. بماند. اما باز بايد هشداري را به حقوق بشريها و مدعيان حمايتش داد. امروز بسياري چه به عنوان متهم سياسي ـ به قول آقايان امنيتي ـ و چه به عنوان زنداني عادي زير حكم اعدام هستند. آن روز كه افراد را به عنوان اراذل و اوباش به چوبه اعدام مي سپردند تذكر داده شد و كسي وقعي ننهاد. امروز اما از آن روز بدتر است. بوي روزهاي آن تابستان داغ و جگر سوز آن سالهاي تلخ و سخت به مشام مي رسد. نگذاريم كه بار ديگر در يك كانال و در قبرستاني كه نمي دانيم كجاست به دنبال فرزندان ايران بگرديم. باز كباب قناري است بر آتش سوسن و ياس باز قصابان اند بر گذرگاهها مستقر با كنده و ساتوري خون آلود خود مانيم. يا باز نور را پستوي خانه نهان مي كنيم و يا ايران را نورباران. اما نه نورباراني تنها با شور. نورباراني با شور و شعور سایه شوم طناب بر سرزمین مااحسان فتاحیان بامداد روز گذشته در زندان مرکزی سنندج به دار آویخته شد. اتهام احسان عضویت در یک گروه سیاسی کرد بود که در مناطق کرد نشین ایران فعالیت سیاسی و مبارزاتی می کنند. آنچه در اخبار گفته شد، حمل اسلحه گرم توسط احسان بود که در پرونده حقوقی اش اعترافات وی نیز به آن ضمیمه شده بود. اما در نامه ای که او چندی پیش از اجرای حکم نوشت، اعلام کرد که این اعتراف در شرایط فشار زندان از وی گرفته شده. هفته گذشته نیز عبدالحمید ریگی در زندان زاهدان به دار آویخته شد. اتهام او عضویت در گروه جنداله بود. او به همان جرمی اعدام شد که دو سال پیش نیز یعقوب مهرنهاد در چهاردم مردادماه 87 با همان اتهام اعدام شده بود. همچنین هم اینک 12 نفر از فعالان کرد دیگر در استان کردستان حکم اعدام دارند. آنها زینب جلالیان، حبیب لطفی، شیرکو معارفی، رمضان احمد، فرهاد چالش، رستم ارکیا، فصیح یاسمنی، رشید آخکندی، علی حیدریان، فرهاد وکیلی، فرزاد کمانگر و حسین خزری نام دارند. همه ما به یاد داریم که چند سال پیش وقتی هاشم آقاجری فعال سیاسی و استاد دانشگاه در شهر همدان برخی از مسائل اعتقادی را به چالش کشید، برای این آزاداندیشی اش در یک دادگاه بدوی در همدان، حکم اعدام دریافت کرد. حکمی که در پی آن، شهر تهران به هم ریخت. دانشجویان به خیابانها آمدند و "نو دگر اندیشان سیاسی" در روزنامه هایی که هنوز نفس می کشیدند، بر علیه این حکم غیر انسانی و غیر منصفانه قلم زدند. گروه ها و نهادهای حقوق بشری، علمی و دانشگاهی شروع به بیانیه دادن و صف آرایی کردن علیه این حکم کردند و فریاد اعتراض از هر سو بلند شد و در نهایت این حکم در شرایطی که حکومت ایران خود را در معرض تهدیدی سیاسی- اجتماعی جدی می دید، شکسته شد اگرچه هاشم آقاجری مدتی را در زندان گذراند و سپس آزاد شد. همه این رفتارهای بحق و شایسته و لازم و ستودنی در شرایطی صورت گرفت که معترضان، آزادی اندیشه و بیان را "حق" این استاد دانشگاه و روشنفکر مدنی می دانستند. اما سوال من اینجاست که گستره دامنه "حق" تا کجاست؟! آیا "حق" احسان فتاحیان حتا اگر مخالف حکومت ایران و سیاستهای آن که جایی برای رشد او و همزبانان و هم قومی های کردش باز نکرده است، اعتراض نیست؟ من از مبارزه مسلحانه کومله، جنداله یا هر گروه اسلحه به دست دیگری نه تنها دفاع نمی کنم بلکه آنها را در اعدام احسان و یعقوب و عبدالحمید و همه اعدام شدگان و محکومان به اعدام شریک می دانم. آنها که اسلحه به دست جوانان معترض این خاک می دهند قطعا با اعدام کننده ای که حکم اعدام احسان و یعقوب و بقیه را امضا کرده است، همدستند. اما چگونه و چرا جوانان این سرزمین، روزگاری را که باید صرف دانش و تفریح و بالندگی و زندگی سالم کنند، در رو آوردن به گروه های مسلح پارتیزانی در کوه و کمر و دشت به باد نا موافق می سپارند؟ چرا در سیستان و بلوچستان ریگی از دل کوه با زبان تفنگ سخن می گوید؟ چرا در خوزستان زبان اعتراض اقوام ما بریده می شود و دو دستی آنها را به سمت عرب نشینهایی که دائم چراغ سبز می زنند، هل می دهیم؟ چرا در آذربایجان، سخن گفتن از حق داشتن زبان مادری در مراحل آموزشی، به پچ پچه است. چرا که سزای آن زندان و احکام سنگین است؟ آیا کردستان خاک ایران نیست؟ آیا بلوچستان و سیستان حق رشد ندارند؟ آیا خوزستانی که ثروت ایران از کاسه اش می تراود، حق چرا پرسیدن ندارد؟ و اگر حکومت ایران کمر به اعدام جوانانی بسته است که به ساز سرکوبگرش نمی رقصند، آیا مردم شهرها و استانهایی که به میمنت وجود همان پول نفت و گاز، خود را در مسیر توسعه یافتگی یافته اند نیز فراموش کرده اند که ایران فقط تهران و شیراز و اصفهان نیست؟! دانشجویانی که سینه را سپر دگر اندیشی می کنند آیا اندک عرق ملی به هموطنان جوانی که در معرض اعدام قرار دارند، ندارند؟ آیا سیاستمدارانی که در گذر ایام، ره به نو اندیشی برده اند و در صدد اصلاح امور، به اینجایی رسیده اند که با مردم سالیان دراز در محنت، همگام و هم ردیف شده اند، همچنان موضوع کومله و جنداله را دستاورد استکبار جهانی دانسته و چشم بر فقر و محرومیت و محدوودیت از همه سوی مناطق و استانهای محروم می بندند؟ حاشا اگر "حق"، این همه تنگ نظر باشد! احسان و عبدالحمید نیز در این دو هفته گذشته اعدام شدند. فردا معلوم نیست نوبت کیست! اما نوبت هر که باشد به یقین او فرزند ایران است. آستینی بالا باید زد! شرط سردار ضرغامی برای موسوی و کروبیپس از گذشت یک ماه از انتقادات میرحسین موسوی و مهدی کروبی در مورد ممانعت صدا و سیما از حضور آنها تلویزیون، رئیس ابقا شده این سازمان برای حضور مخالفان احمدی نژاد در «رسانه ملی»شرط تعیین کرد:رعایت قواعد بازی. این در حالی ست که صدا و سیمای جمهوری اسلامی که رئیس آن منصوب آیت الله خامنه ایست،به گفته کارشناسان در خدمت انعکاس یک جانبه اخبار مربوط به جناح راست و دولت احمدی نژاد قرار دارد. عزت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما روز گذشته گفت اگر موسوی و کروبی در چارچوب دموکراسی قواعد بازی را رعایت کنند، می توانند در صدا و سیما حضور پیدا کنند. رئیس این سازمان که به تازگی و به دنبال اجرای فرمان ایت الله خامنه ای مبنی بر لزوم حمایت کامل از دولت،دوباره در این سمت ابقا شده،البته توضیح نداد که قواعد بازی مورد نظر وی چیست. سردار ضرغامی همچنین ضمن دفاع از عملکرد صدا و سیما در جریان انتخابات و ناآرامی های پس از آن،دلیل جلوگیری از حضور موسوی و کروبی در صداوسیما را چنین بیان کرد: " بعد از انتخابات شرایطی پیش آمد و از آنجایی كه رسانه ملی به دنبال ایجاد ثبات اجتماعی و از بین بردن فضای ناپایدار بود نتوانستیم به این شخصیتها اجازه بدهیم تا در صدا و سیما حضور پیدا كنند."
انتقادات موسوی و کروبی اواخر ماه گذشته زمانی که میرحسین موسوی برای بررسی روند انتخابات به منزل مهدی کروبی رفت، آن دو به شدت از اطلاعات غلطی که توسط صدا و سیما منتشر می شود انتقاد کردند: " مدام اطلاعات غلط به مردم میدهند و فكر می كنند كه مردم باور می كنند." مهندس موسوی در آن دیدار با اشاره به بسیج رسانه های جناح راست و به ویژه صدا و سیما برای تبلیغ اینکه در انتخابات تقلبی صورت نگرفته است، دلایل منع حضورخود و کروبی در صدا و سیما را مورد پرسش قرار داد :" اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خودداری میکنید؟ اگر صادقانه سخن میگویید میزگردی با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگویند." عزت الله ضرغامی اما به این سئوالات و خواسته ها پاسخی نداد تا اینکه حکم ریاست وی دوباره تمدید شد وعاقبت گفت:" این افراد قصد داشتند تا به صورت مستقیم با مردم صحبت كنند و پیام بدهند كه در خانه نمانید و انتخابات را دروغ به حساب بیاورند و این امر غیرمعمولی است." و این موضع تنها به کاندیداهای معترض به کودتای انتخاباتی مربوط نمی شود؛او از عدم انعکاس حوادث پس از کودتا نیز به بهانه اینکه« اگر ما به بحث كشته شدن افرادی كه در اوایل این جریانات كشته شدند میپرداختیم دچار بیثباتی میِشدیم»دفاع کرده است. سردار ضرغامی اگر چه به این ترتیب به طور تلویحی کشته شدن شهروندان ایرانی را تایید کرده اما نگفته است جواب او به مهدی کروبی چیست که پیش از این در نامه ای از او پرسیده بود:" آیا ضرب و شتم و کشتار مردم بی گناه که غالبا توسط نیروهای لباس شخصی انجام می شود و انعکاس وارونه آن در صداوسیما جزو رسالت رسانه ملی است؟آیا حمله به کوی دانشگاه توسط لباس شخصی ها که نمایندگان مجلس و مراجع رسمی و حتی مقام معظم رهبری نیز بر آن تعریض داشته اند و نسبت دادن این خشونت ها به انبوه جمعیت معترض به نتیجه انتخابات و تشبیه آنها به منافقین سال های ۶۰ جزو رسالت رسانه ملی است؟" کروبی در این نامه که سه روز پس از سرکوب جنبش سبز در روز سی خرداد به ضرغامی نوشت، در انتقاد از وارونه جلوه دادن اخبار کشته شدن معترضین به انتخاب مجدد محمود احمدی نژاد پرسش هایی را مطرح ساخته بود؛پرسش هایی که هرگز به آنها جوابی داده نشد. پخش غیرقانونی دادگاه ها از دیگر اقدامات صدا و سیما که ناظران سیاسی آن را نشانه خط مشی غیرمستقل این رسانه می دانند، می توان به پخش دادگاه های نخستین متهمان سیاسی از صدا و سیما و همچنین برگزاری میزگرد با بازداشت شدگان و پخش اعترافات سیاسی آنان اشاره کرد.این در حالی بود که طبق قانون تا زمانی که اتهام متهمین محرز نشده است، پخش تصاویر و اعلام اسامی متهمین تخلف از قانون به شمار می آید. مهدی کروبی ماه گذشته در واکنش به این رویه صدا و سیما گفته بود: " اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم." ضرغامی اما بدون توجه به این سئوالات، دیروز هم ضمن ابراز رضایت از عملکرد صدا و سیما در مورد نقش این رسانه در تحولات اخیر گفت : " رسانه ملی به عنوان بازوی توانمندی برای نظام سعی كرد نقش خود را به خوبی انجام دهد. " تکذیب ممنوع التصویر شدن هنرمندان در همین راستا رئیس سازمان صدا و سیما دیروز به تکذیب اخبار مربوط به ممنوع التصویر شدن هنرمندان از سوی صدا و سیما نیز اشاره کرد :" به هیچ عنوان هنرمند ممنوعالتصویر نداریم و حتی در بعضی از موارد كه گروهی از افراد توصیهكردهاند تا از بعضی هنرمندان به خاطر دیدگاههای سیاسیشان در بعضی برنامهها استفاده نشود من این مطلب را نپذیرفتم." این در حالی است که ماه گذشته مجید مجیدی،کارگردان سینما در دیدار با آیت الله خامنه ای به صراحت صدا و سیما را مخاطب قرار داده و خبر ممنوع التصویری خود و برخی دیگر از هنرمندان را اعلام کرده بود.علاوه بر این لیست های مختلفی نیز در مورد ممنوعیت کار هنرمندانی که در جریان انتخابات از موسوی یا کروبی حمایت کرده بودند،منتشر شده است.بهاره رهنما ، سیدرضا میرکریمی، مجید مجیدی، حسین پاکدل، احمدرضا درویش ، لیلی رشیدی، کیومرث پور احمد، کمال تبریزی، هما روستا، مهتاب نصیرپور، مرضیه برومند، لادن مستوفی، داریوش مهرجویی، عزتالله انتظامی، علی نصیریان، محمدعلی کشاورز، محسن مخملباف، مازیار میری، پگاه آهنگرانی، پانته آ بهرام، منیژه حکمت،مسعود کیمیایی، گوهر خيرانديش، محمدرضا فروتن، ابوالفضل جلیلی ، فاطمه راکعی، هدیه تهرانی، باران کوثری، خزر معصومی، بیژن امکانیان، بزرگمهر حسینپور، داریوش فرهنگ، لیلا حاتمی، علی مصفا از جمله شاخص ترین چهره هایی هستند که تاکنون ممنوع التصویر معرفی شده اند. قرارداد بزرگ دیگری به زیان ایران بسته شدبا پایان سفر محمود احمدی نژاد به ترکیه و دومین دیدار وی در ماه جاری با رجب طیب اردوغان، رسانه های ترکیه ابعاد جدیدی از یک توافق نامه اقتصادی بی سابقه میان دولت کودتا و این کشور را منتشر کردند.این در حالیست که رسانه های دولتی پیش از این گزارش های مربوط به این باج دهی بی سابقه را«بی اساس»خوانده بودند. دو هفته قبل که اردوغان به همراه "هیات اقتصادی ٢٠٠ نفره" به تهران وارد شد، هیچ خبرگزاری داخلی ای، گزارشی از عقد این قرار داد بی سابقه در تاریخ تجاری ایران رامنتشر نکرد.حتی در آن زمان خبرگزاری نیمه دولتی ایسنا طرح چنین ادعایی از سوی مقامات ترک را "بی اساس" دانست، هر چند سه روز بعد از خروج اردوغان از ایران، همان گزارشی را که بی اساس دانسته بود، به عنوان یک "گزارش اختصاصی" منتشر کرد. بر اساس این توافق اقتصادی، ترکیه ٥٠ درصد سود خالص از فروش گاز ایران را برای بازاریابی در اروپا ازآن خود کرده است. یک کارشناس مسائل نفتی در مصاحبه با روز علت بی سابقه بودن این قرار داد را، صرفنظر کردن ایران از سهم مالکانه خود عنوان کرد و افزود: "تا پیش از این و بر اساس عرف بین المللی در حوزه مبادلات اقتصادی، تمامی قراردادها به شکل سهام ٤٩ درصد و ٥١ درصد تنظیم می شد؛ولی این برای اولین بار است که ایران به دلایل نامشخصی چنین امتیاز استثنائی ای را به طرف ترک اعطاء کرده است تا سودی ٥٠ درصدی از یک قرارداد ملی ایرانی به دست آورد". به گفته این کارشناس یکی از دلایل اصلی اعطاء این امتیاز استثنائی به دولت ترکیه، واهمه ایران از زمان تعیین شده در قرار داد با این کشور در حوزه پارس جنوبی، پس از خروج شرکت توتال از کنسرسیوم پارس جنوبی است که فرصت عقد قرار داد با کشورهای دیگر را به دلیل زمان قرارداد با ترکیه که ١٥ سال است، از ایران می گیرد و در عوض فرصت را در اختیار قطر، برای برداشت مازاد از ذخایر مشترک دریایی پارس جنوبی قرار می دهد. تلویزیون دولتی ترکیه هم طی روزهای گذشته با برجسته سازی توافقات اقتصادی ایران و ترکیه، سفر احمدی نژاد برای شرکت در کنفرانس کشورهای اسلامی را فرصتی برای نهایی کردن این توافق نامه عنوان کرده بود. روزنامه اصلاح طلب آفتاب یزد، پیش از سفر احمدی نژا دبه ترکیه در سرمقاله ای از وی خواسته بود به شکلی شفاف درباره این توافق نامه اظهار نظر کند. آفتاب یزد نوشته بود: "با توجه به اينكه طرح اين ادعا توسط تلويزيون دولتي و به نقل از بالاترين مـقـام اجـرايـي تــركــيــه، بــه آن رسمیت بخشيده است اكنون احمدينژاد ميتواند با تكذيب اين ادعا در پايتخت تركيه پرونده موضوع را ببندد. اي كاش به جاي خبرنگاران صـدا و سيما كه روش معمول آنها در مـواجـهـه با احمدينژاد، فراهم كردن بستر براي سخنراني به جاي طرح سوال چالشي است، تعدادي از خبرنگاران منتقد در سفر به تركيه حضور داشتند تا در مركز سياسي آن كشور، همين سوال را مطرح و در صورت وجود پاسخ قاطع، اين پاسخ رابه سـراسـر جـهان مخابره می کردند". اما چنین نشد و همانطور که آفتاب یزد پیش بینی کرده بود، احمدی نژاد در سفر به استانبول با پرسشی درباره این قرار داد جنجالی مواجه نشد و در عوض با عدم تکذیب خبر عقد این قرار داد، رسمیت آن را در صدر اخبار ترکیه در دو روز گذشته قرار داد. با این حال سایت تابناک، پایگاه رسانه ای نزدیک به محسن رضایی در گزارشی درباره ناگفته های سفر اردوغان به تهران نوشت: "تمام هیأت های بازرگانیای که با دولت ترکیه به ایران آمده اند، قراردادهای سه یا چهار ساله با ایران بستهاند. آنها علیرغم امتیازات بسیار قابل توجهی که ایران حاضر بود در اختیارشان بگذارد، از بستن قراردادهای بیش از چهار ساله، اکراه نشان دادهاند.این موضوع نشاندهندهی افق ریسک محدودی است که ترکیه نسبت به ایران دارد و این که از نظر آنها ریسک سرمایهگذاری در ایران بالا است". در مقابل روزنامه جمهوریت در گزارشی که روز گذشته منتشر کرد ابعاد تازه ای از فواید این قرار داد برای استانبول را افشاء کرد و نوشت: "با امضاي اين قرارداد، بحث مربوط به چگونگي تأمين منابع گاز نابوکو نيز خاتمه خواهد يافت، زيرا بخش اعظم گازي که توسط ترکيه بازاريابي خواهد شد، از طريق نابوکو به اروپا انتقال خواهد يافت". گفتنی است ناباکو عنوان قراردادی چند ملیتی برای انتقال گاز به اروپا است که ایران به علت تحریم های اقتصادی، حتی در اجلاس دو روزه بهمن ماه گذشته آن در بوداپست هم شرکت داده نشد؛ اما اکنون با "میانجی گری" و "بازاریابی" ترکیه و به بهای نادیده گرفتن "سهم مالکانه" خود از طرح بهره برداری گاز پارس جنوبی، در تامین گاز اروپا به طور غیر مستقیم شرکت داده می شود. آرش حجازی، قاتل ندا آقا سلطان معرفی شدعده ای از زنان بسیجی و حزب اللهی دیروز با تجمع دربرابر سفارت بریتانیا درتهران، ضمن معرفی آرش حجازی، به عنوان قاتل وی خواستار مجازات و استرداد او به ایران شدند.
محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران که در تهران زندگی می کند، روز گذشته در مصاحبه کوتاهی با رادیو فردا، نقطه نظرات خود را درباره جنبش سبز و آینده آن تشریح کرد. عموئی پس از کودتای 28 مرداد باتهام عضویت در سازمان نظامی حزب توده ایران دستگیر و 24 سال – تا آستانه پیروزی انقلاب 57- در زندان شاه ماند. پس از انقلاب نیز به جرم عضویت در دفتر سیاسی حزب توده ایران دستگیر و 13 سال نیز در این نظام زندانی شد. او پیش و پس از انقلاب با بسیاری از زندانیان سیاسی هم بند و هم سلول بود. عموئی در این مصاحبه به ادعاهای اخیر سردار "یدالله جوانی" رئیس بخش یا دفتر سیاسی سپاه پاسداران پاسخ داد. نکات برجسته سخنان سردار جوانی را نیز در این شماره پیک نت بصورت مستقل می خوانید. عموئی در باره ادعاهای سردار جوانی در باره جنبش سبز مردم ایران گفت:
« فرمایشات سردار جوانی چیز تازهای نیست. واقعیت این است که منتسب کردن جنبش سبز مردم ایران به بیگانگان، کمال بیانصافی است. اینکه اعتقاد ایشان چنین چیزی است، متعلق به خودشان است و هر کسی میتواند هر نظری داشته باشد، اما وقتی اظهار نظر کسی جنبه خبری دارد بایستی این اظهار نظر مستند باشد. ایشان جنبش سبز را به بیگانگان نسبت می دهد. باید پرسید مدرکش کجاست؟ مشابه این حرف را دیگران هم زدهاند. اما هرگز نتوانستند چنین چیزی را به اثبات برسانند. میتوانند مخالف باشند و مخالفت خود را هم ابراز کنند اما اینکه نسبتهای نادرست به این جریان بدهند یا از سر جهل و نادانی و یا از سر عمد و غرض است. ضمن آن که این نظرات دیگر هیچ تاثیر ندارد. یک وجه این موضع گیری ها و چنین نسبتدادنهایی مخالفت به مخالفان است. اما وجه دیگرش ایجاد پرونده اتهامیاست .یعنی میشود آنقدر در مورد کسانی گفت و گفت و تکرار کرد تا سرانجام به دادگاه کشیده شوند. آنهم به اتهامی پوچ که هیچ مدرک و دلیلی هم برای آن ارائه نشده باشد. این امکانپذیر است. ما این روزها شاهد برگزاری دادگاههایی هستیم که پس از انتخابات و موج اعتراضات برخاسته از سوی مردم، پارهای از فعالان سیاسی متعلق به جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و اعضا متعلق به نهضت آزادی و نمایندگان مطبوعات و رسانهها و خبرنگاران را، بدون اینکه اتهام معینی داشته باشند یا اصلا جرمی مرتکب شده باشند، صرفا به این دلیل که نظری مخالف نظر حکومت دارند، محاکمه می کنند. من تصور نمیکنم داشتن نظری غیر از نظر حکومت اساسا جرم باشد. این گونه اظهار نظرهای مغرضانه اگر علتش جهل نباشد میتواند زمینهسازی برای ایراد اتهام باشد که بتوانند با این اتهامات، پارهای از فعالان سیاسی را به محاکمه بکشانند. هر اقدامیاز این قبیل نه تنها موجب فرونشستن موجی که برخاسته نخواهد شد، بلکه از آن جایی که این حرکت ِ خودجوش ریشه در فهم و اندیشه و انگیزه تودههای مردم دارد به عکس، تصور من بر این است که اقداماتی از این قبیل موجب حادتر شدن این اعتراضات خواهد شد. و چه بهتر که چنین اقداماتی انجام نشود چرا که رادیکالیزه کردن شعارهای مردم میتواند عوارض و عواقب نامساعدی ایجاد کند. - اگر بخواهیم این پنج ماه را ارزیابی کنیم، میتوانیم بگوییم که این جنبش تحول کیفی یا کمی داشته است؟ من فکر میکنم که حتی اگر نخواهیم اسم تحول به آن بدهیم، باید بگوییم گسترهاش وسیعتر و در برگیرنده لایههای وسیعتری از مردم جامعه شده است. همچنین آگاهی بیشتری را نصیب معترضان کرده است که بتوانند خودشان را متناسب با واکنشهای حاکمیت تطبیق دهند و همچنان به فعالیت اعتراضی خود ادامه دهند .برای اینکه تحول کیفی ایجاد شود همه این پیشزمینهها ضروری است. پس از آن رفته رفته دیگر لایههای پایین دست و فرودست جامعه هم به صور مختلفی اعتراض خود را نمایان میکنند. مثل کارگرانی که ماههاست دستمزد دریافت نکردهاند. و در طول ماههای گذشته همزمان با اوج گرفتن جنبش سبز شاهد اعتراض کارگرانی بودهایم که یک حرکت صنفی مقتدری را تعقیب میکنند. چه بسا که به این جریانات هم بپیوندند. در آن صورت است که به گمان من تحول کیفی هم ایجاد خواهد شد. سبزها، متفاوت با توده های مردم اند! سرتیپ یدالله جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه پاسداران، در مقاله ای که خبرگزاری دولتی ایران انتشار داد ادعا کرد که سبزها به نشانه هواداری از میرحسین موسوی اصرار دارند و با رنگ سبز هرازچندی مانند روزهای قدس و ۱۳ آبان در برخی از خیابانها ظاهر میشوند که اینها متفاوت با توده های مردم هستند. مدیریت این گروه نه در دستان موسوی و نه در دستان همفکران موسوی، بلکه در دست دشمن خارجی است. موسوی با حضور در میان هواداران سبزپوش خود و فراخواندن سبزها به خیابان، زمینهها و بسترهای آشوب، بلوا و اخلال در نظم و امنیت عمومی را فراهم کرده است. برخی از دختران و پسران سبزپوش که در برخی از میتینگهای تبلیغاتی انتخابات و در مراسم روز قدس و ۱۳ آبان شرکت کردهاند، در کنار نشان سبز، علائم گروههای منحرف و از جمله نشان شیطانپرستان را به همراه دارشتند. رضا پهلوی نیز از آمریکا خواسته است تا از جنبش سبز حمایت کند. به آقای موسوی توصیه می کنم بداند و بپذیرد که سرنخ جریان سبزی که او به راه انداخته در دستان دیگران است.
شورای ملی مذهبی ایران که رهبری آن با مهندس عزت الله سحابی است، با صدور اطلاعیه ای، ضمن جمع بندی دو تظاهرات جنبش سبز در روزهای قدس و 13 آبان ضمن تاکید بر وسعت گیری این جنبش اعلام داشت که هیچ نیروئی دیگر نمی تواند این جنبش را نادیده بگیرد. در این اطلاعیه آمده است:
حضور فعالان جنبش سبز در روز قدس و 13 آبان ، یک بار دیگر نشان داد که این جنبش قابل حذف و سرکوب نیست و مردم ايران دوران جديدی را در سير تاریخی تلاش برای کسب آزادی و برخورداری از حاکمیت ملی رقم زده اند. آثار و پيامد های جنبش سبز کنونی آنچنان گسترده و وسيع است که هيچ نيروی سياسی در داخل و خارج کشور نمی تواند نسبت به آن بی تفاوت باشد. برآمدن این جنبش بسياری از صف بندیهاي نيروهای سياسی را دگرگون ، و دستاورد های قابل توجهی را در برابر همه نيروها قرار داده است. 1- جنبش سبز ايران عليرغم موانع پر شمار و شرايط پليسی– امنيتی موجود ، واجد ارزش ها و هویتی است که بقای آن را تضمين می کند. باور به عدم خشونت، اصرار بر مدارا، تاکيد بر دمکراسی و آزادی، پيوند با مدنيت و اخلاق مداری، ابعاد مهمی از هويت جنبش سبز مردم ايران را تشکيل می دهند که وجوه تمايز برجسته و روشنی با هويت برخی نيروهای حاضر در ساختار قدرت با نظام ارزشی مبتنی بر خشونت ، استبداد و خودکامگی دارد . 2- اين جنبش مثل بسياری از جنبش های نوين دوران ما، واجد تکثر و تنوع تحسين بر انگيزی است. آموزه های جنبش که اغلب در خلال بيانيه های مهندس مير حسين موسوی و مواضع و ديدگاه های آقایان مهدی کروبی و سید محمد خاتمی منعکس شده، همگی با تاکيد و تصريح بر پذيرش تکثر درونی جنبش سبز، همه نيروهای علاقمند به ايرانی آباد، آزاد و توسعه يافته را دعوت به همراهی می کند . بنابراين جنبش سبز، نهضتی دمکراتيک و مرکب از همه نيروهاي مدافع آزادی، عدالت و منافع ملی با مشی اصلاح طلبانه است. از این رو جريان ملی مذهبی نيز با موج سبزی که در سراسر ايران در حال گسترش است، همراهی و حمایت کرده و به ايفای نقش و وظايف خود در این راستا می پردازد . 3- اگر چه جنبش سبز مردم ايران در آغاز راه قرار داشته و عمر آن از چند ماه فراتر نمی رود، اما تبار اين حرکت را بايد درتلاش های تاريخی یک صد ساله مردم ايران، برای دستیابی به دمکراسی و حق حاکمیت ملی جستجو کرد. جنبش اصلاحی نیز که به پيروزی آقای محمد خاتمی در انتخابات رياست جمهوری سال 1376 منجر شد، اگرچه اجازه نيافت تا به مطالبات عمومی جنبش پاسخ دهد، اما آثاری ماندگار بر ذهن و روح ايرانيان برای ورود به عرصه های جديد دستیابی به آزادی و دمکراسی بر جای گذاشت. 4- جنبش سبز مردم ايران مثل بسياری از جنبش های نوين در عصر ما قدرت و ظرفيت آن را دارد تا با پيوند و ارتباط شبکه های گسترده ای از افراد علاقمند، انجمن ها و احزاب تحول خواه و جنبش های با مطالبات خاص، به تقويت جامعه مدنی و افزايش قدرت در عرصه عمومی، راه را برای حل بسياری از گره های تاريخی ایران هموار کند و چشم اندازی از رسيدن جامعه به تعادل پایدار در ساختار سياسی و عرصه عمومی را پيش روی ما بگشايد. 5- جنبش سبز آزمونی شد تا نشان دهد چگونه استقلال نهاد دين می تواند بر ارج و قرب و اعتبار مراجع و روحانيون مستقل، نزد مردم بيفزايد. نقش بی بديل حضرات آيت الله العظمی حسينعلی منتظری و آيت الله یوسف صانعی و ... در حمايت از خواست ها و مطالبات جنبش سبز بی شک سرمايه عظيمی خواهد بود که مردم ایران را در مسير مبارزه برای نيل به جامعه ای آزاد و دمکراتيک ، ياری و پشتيبانی خواهد کرد. 6- ما عليرغم موفقيت های قابل توجه جنبش سبز طی ماههای اخير نمی توانيم نگرانی خود را نسبت به مخاطراتی که پيش روی جنبش قرار دارد پنهان کنيم . يکی از مهمترين تهديد های جنبش نه از جانب اقتدار گرايان که بيشتر از سوی برخی از دوستان جنبش است که بر نگرانی ها و دغدغه ها می افزايد . با توجه به اعمال خشونت از سوی اقتدارگرایان، جنبش سبز ايران بالقوه استعداد آن را دارد تا در دام چپ روی افتد و دامنه مطالبات و انتظارات را بیرون از ظرفیت های واقعی افزايش دهد يا بخواهد ره صد ساله را يک شبه طی کند . در چنین وضعی، نه تنها امکان دريافت پاسخ مناسب را نداشته، بلکه امکان بسيج، وحدت و نیرو گرفتن اقتدارگرایان را فراهم می کند. از اين رو مايليم نگرانی خود را نسبت به اظهارات برخی فعالان سياسی و اجتماعی در داخل و خصوصاً خارج کشور که از مطالبات مشترک این جنبش که در بیانیه شماره هشت آقای موسوی آمده استفراتر می روند اعلام داشته و آنها را به اتخاذ مواضع مسئولانه تر دعوت کنيم . از سویی، کمبود یک رسانه نزدیک به رهبران جنبش را احساس کرده و هم چنین بر نیاز و ضرورت رهبری نسبی شبکه های فعال غیر متمرکز از سوی رهبران جنبش تاکید می نماییم . 7- طی سال های اخير فعالان جنبش های دانشجويي، کارگری، حقوق بشر، معلمان، زنان، اقوام و ... نقش موثر و فعالی در جامعه ايران داشته اند . بی شک جنبش سبز نيز از دستاوردها و سرمايه های اين جنبش ها بهره مند شده است . جنبش سبز اینک "عام ترین" مطالبات مشترک همه جنبش های "خاص" را نمایندگی می کند. اما این به معنای انحلال هیچ کدام از جنبش های خاص نیست. تداوم این جنبش ها مکمل جنبش سبز بوده و در وضعیت کنونی که شاهد نوعی توازن متقابل بین نیروی حذف ناپذیر جنبش سبز و قدرت سرکوبگر متکی به در آمد نفت هستیم، می تواند هم مطالبات خاص اقشاری از جامعه را پی گیری کرده و هم یاری رسان و مکمل جنبش سبز باشد . 8- ما هم چنین معتقدیم گسترش جغرافیایی و طبقاتی جنبش سبز می تواند بتدریج توازن قوا را به نفع این جنبش و اهداف حق طلبانه، دمکراتیک و عدالت طلبانه آن که بیانگر تداوم جنبش های یکصد ساله اخیر ایران است تغییر دهد . 9- ما از موضع دفاع از منافع ملی به جریانات افراطی خشونت گرای حاکمیت هشدار می دهیم که از سیاست سرکوب و پیگیری بیهوده خط مشی خیالی حذف جنبش سبز دست بردارند و این جنبش را به عنوان پژواک صدا و ندای بخش مهمی از مردم و نخبگان جامعه ایرانی به رسمیت بشناسند و بجای سرکوب و متهم کردن آن به اتهامات واهی ، وارد گفتگو و پاسخ دهی به مطالبات حق طلبانه و مسالمت آمیز آن شوند . این امر به نفع همگان و پاسدار منافع ملی ایرانیان خواهد بود . شورای فعالان ملی مذهبی 18-8-88
سلام- احمدی نژاد همانطور که شما در باره مصاحبه او در ترکیه و انکار 5ر18 میلیارد دلار نوشته اید واقعا دروغگو و بیش از سفسطه گر است. من از روی حرف های خود او برایتان یک حساب سرانگشتی می کنم تا ببینید این مرد چقدر شارلاتان است. او شارلاتان است، احمق نیست اما مردم را احمق تصور کرده. به دلایل زیر : طبق اطلاعات ویکیپدیا : ارزش هر کیلو طلا ۳۴۰۷۹ دلار است. یعنی هر تن طلا برابر است با ۳۴ میلیون دلار. با این حساب ۲۵۰ تن طلا حدود ۱۳ مترمکعب جا برای جاسازی لازم دارد! هر کانتینر ۴۰ فوت هم ۶۷ مترمکعب جا دارد !پس با این حساب در آن کانتینری که احمدی نژاد فکر کرده وانت بار است، میشود ۸،۵ میلیارد طلا را جا داد. تازه ۵۴ مترمکعب دیگر هم جا دارد برای دلارها ! دلارها را من حساب نکردم ولی فکر میکنم که آن را هم می توان در ۵۴ مترمکعب جا داد! طفلک خبرنگار بی بی سی که جرات کرد در مصاحبه احمدی نژاد از او درباره 5ر18 میلیارد دلار سئوال کند، اما چون با شارلاتان بازی و دروغگوئی او آشنا نبود، از قبل این حساب سرانگشتی را نکرده بود تا در همان مصاحبه خبری بگذارد کف دست او
زنان مبارز سبز، پیامآوران عشق، صلح و آشتی در جنبش سبز مردم ایرانکمتر از یک سال از زمانی که میرحسین موسوی به همراه همسرش وارد رقابت انتخاباتی شد و برای اولین بار دست همسرش را در مقابل چک چک فلاشهای دوربین در دستش فشرد میگذرد. عکسی که با آن همهمهای در شهر افتاد و صداهای مختلفی از گوشه و کنار بلند شد. در یک سوی این بلوا، دولتمردان بنیادگرایی بودند که زنانشان هیچگاه پیش از این راهی به عرصه رقابتهای تنگاتنگ سیاسی و میتینگهای انتخاباتی نداشتند و «زن» را با اصطلاح مردسالارانه «ناموس» یکی میدانستند و ترجیح میدادند از دیدهها پنهان بمانند. آنان از جمله کسانی بودند که این اتفاق را نامبارک و خلاف عرف «اسلامی»(!) دانستند. در سوی دیگر، اما خیل کثیری از مردم و به طور خاص زنان جامعه ایرانی بودند. موجی از حمایت و و در برخی موارد شگفتی از اینکه در نظام جمهوری اسلامی پس از سی سال کاندیدایی از خطوط مردسالارانه مرسوم پای را فراتر نهاده و از ابتدای امر، آن هم دست در دست با همسرش وارد میدان رقابت شده است را در میان این طیف ایجاد شد. سایر کاندیدها نیز از این سنتشکنی میرحسین موسوی خیلی زود تاثیر گرفتند. مهدی کروبی، دیگر کاندیدای اصلاحطلب و محسن رضایی،کاندیدای اصولگرای نزدیک به طیف حاکم نیز همراه همسران خود، برای ثبت نام به عنوان کاندیدای ریاستجمهوری به وزارت کشور رفتند. حتی محمود احمدینژاد هم اگرچه در بدو امر واکنشی به این جریان نشان نداد و ترجیح داد تنها در میدان رقابت ظاهر شود و نامی هم از همسرش نبرد اما چندی بعد عکسهایی از همسر وی نیز توسط برخی رسانهها منتشر شد که البته با واکنش تند احمدینژاد در مناظره اش با کروبی مبنی بر اینکه منتشر نمودن آن عکسها توهین به همسرش است مواجه شدند. ناگفته نماند که احمدینژاد روزنامه اعتماد را با اعتماد ملی در آن مناظره اشتباه گرفته بود. "بنده مخلص خدا، چون خود را بنده خدا میداند، حاضر نیست مردم زیر دست و پا له شوند"آیتالله سید علی دستغیب دوشنبه شب، با جمعی از دانشجویان دانشگاههای کشور در مسجد قبای شیراز دیدار کرد. گزیدهای از سخنان وی در این دیدار به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم شما دانشجویان نور چشمان ما هستید؛ همه شما جوانانی هستید که سعی می کنید راه خدا را انتخاب کنید و چه بسا در بین شما قلب های بسیار خوب و مهربانی باشد که مظهر رحیمیّت پروردگاراست و کسی از خصوصیات شما باخبر نباشد؛ خدا رحمت کند بزرگان را بالاخره باطن بوسیله اعمال انسان ظاهر میگردد همانطوریکه قرآن می فرماید: «و لتعرفن فی لحن القول» وقتی که شخص حرف میزند و رفت و آمد می کند، تا مقداری افراد را با هوش باطنش می شناسند. اما شما دانشجویان عزیزباید چکار کنید و هدفتان چه باید باشد؟ دو هدف را دنبال می کنید: 1- هدف شما از درس خواندن این است که فردا محتاج مردم نباشید خوب این خیلی خوب است 2- این است که فردا بتوانید این جامعه را بسوی یک جامعه مستقل بکشانید یعنی آن جامعه ای که آن را مدینه فاضله می گویند؛ جامعه ای که وابسته به دولتهای خارج یعنی آمریکا، اروپا، روسیه، چین و ... نباشد. البته هدفتان باید این باشد که خودتان و جامعه بوسیله نعمت هایی که خدای تعالی قرار داده زمینه رشد خدا شناسی در آنها ایجاد گردد؛ در عین حالیکه آن مردم در فقر نباشند چون همینکه فقر آمد معلوم نیست دینی بماند. اما یک چیز مانده است شماها ممکن است درآینده استاد، رئیس اداره، وزیر یا حتی رئیس جمهور شوید؛ امّا حرف این است که جنابعالی که فردا در این مملکت مسئولیتی پیدا می کنید اگر مهذب نشده باشید یعنی پا روی نفستان نگذاشته باشید, پا روی مادیات نگذاشته باشید فردا اگر مطلب حقّی پیش آید و باید گفته شود یکدفعه شخص می گوید چطور بگویم بنده که الان وضعم خیلی خوب است اگر این را بگویم شاید خانه ام را بگیرند، حقوقم را قطع کنند؛ پس آنچه مانع شما شد از گفتن حق فقط مادیات بود چون بندگی خدا در شما نبود. بنده بارها این مطلب راعرض کرده ام نسبت به آقایانی که با ایشان برخورد داشته ام مثلا نسبت به مهندس میرحسین موسوی و آقای خاتمی و دیگران که آدمهای خوبی بوده اند به این دو بزرگوار عرض کردم: خصیصه ای که شماها دارید این است که که کینه ای از افراد ندارید؛ و با خوبی با افراد برخورد می کنید؛ اخلاق خوب نسبت به اشخاص دارید؛ نشانه بنده مخلص خدا این است که چون خود را بنده خدا می داند حاضر نیست مردم زیر دست و پا له شوند؛ همه کارش نصیحت کردن است. این خیلی خوب است؛ به جناب مهندس موسوی در زمان نخست وزیریشان عرض کردم که: آقای موسوی! شما نخست وزیر هستید و هر کس که به شما بدی می کند جنابعای در مقابلش خوبی می کنید و عرض کردم در مواقعی بعضی افراد به شما فحاشی کردند ولی شما حاجت ایشان را برآورده کردید. لذا بنده وقتی درخبرگان داشتم از این دو بزرگوار دفاع می کردم فقط می گفتم اینها افراد صادقی هستند و هیچ وقت نگفته ام که آقای خاتمی معصوم هستند ولی چیزی که هست سعی دارند که خلافی از ایشان سر نزند و اگر خلافی سر زد استغفار نمایند. شما دانشجویان عزیز باید سعی کنید که ایمان و تقوایتان را از دست ندهید؛ اگر من طلبه تقصیر کار هستم شما این را به حساب دین نگذارید؛ شما جوان هستید عالم و فاضل و آینده با فضیلتی دارید؛ امید است که آدمهایی را دستگیری کنید و خودتان را کوچک مشمارید. انشاء الله این صحبتهایی که شد نافع باشد و از اینکه آقایان تشریف آوردند تشکر می کنیم و امیدواریم که این رابطه بین حوزه و دانشگاه همیشه باشد و برای شما آرزوی موفقیت دارم. برگرفته از: پایگاه اینترنتی دفتر آیتالله سید علی دستغیب
کودتای احمدی نژاد علیه شهرداری تهرانمحمود احمدینژاد در مصاحبه تلویزیونی خود با شبکه تهران اعلام کرد که مدیریت مترو را از شهرداری خواهد گرفت و دولت ساخت مترو را بر عهده می گیرد. وی به شهرداری و شورای شهر تهران هشدار داد در این مورد موظف به همکاری و همراهی با دولت هستند.
فرهمند علیپور سپاه پاسداران که روزگاری با هدف حراست از نظام نوپای شکل گرفته پس از انقلاب تاسیس شده بود و در سالهای جنگ ایران و عراق نقش مهمی در بیرون راندن نیروهای مهاجم ایفا کرد این روزها بیشتر به یک بنگاه عظیم اقتصادی تبدیل شده است که نه آرام آرام بلکه به سرعت در حال بلعیدن اقتصاد ایران است.
شبکه جنبش راه سبز(جرس):به دنبال انتشار نقل قول هایی از جانباز اصلاحات،سعید حجاریان در رسانه های نزدیک به دولت ّرآمده از کودتا وی روز چهارشنبه با انتشار اطلاعیه ای کوتاه اخبار انتشار یافته در این رسانه ها را تکذیب کرد.
شبکه جنبش راه سبز (جرس): قائم مقام حزب اعتمادملي با با بيان اينكه چارهاي جز ايجاد يك وحدت و انسجام ميان مردم و نخبگان نداريم، اظهار داشت: اگر بخواهيم ايران سرفراز و موفق باشد راهكاري جز وحدت ملي، جمهوري اسلامي را تضمين و تقويت نميكند. منتجبنيا در گفتگو با خبرگزاری ایلنا ادامه داد: ما در سطح جامعه شاهد شكافها و اختلافات دامنهدار هستيم كه تمام نظام و كشور را به مخاطره مياندازد و بايد اين قضيه هر چه سريعتر حل شود. وي تاكيد كرد: حل شدن اين امر با روبوسي و آشتي كردن متعارف عملي نيست و با روي هم بوسيدن سران و نخبگان موضوع حل نخواهد شد، چراكه مسئله، مسئله سران، نخبگان، فعالان سياسي و حتي احزاب سياسي نيست. مسئله به مردم كشيده شده و بايد آنان را اقناع كرد و اين اختلاف را از ميان مردم برداشت. وي ادامه داد: وقتي موضوع تا به اين حد گسترش يافته، پيشنهاد ميدم از سوي دو جناح اعلام آتشبس شود و هيچكس از طرفين از طريق رسانهها ديگري را تخريب نكند. تاكيد بر آزادي چهرههاي سياسي اصلاح طلب اين فعال سياسي با اشاره به بازداشت برخي از چهرههاي شاخص احزاب اصلاحطلب در بعد از انتخابات گفت: براي جلوگيري از گسترش اختلافات بايد هرچه سريعتر ولو با قيد وثيقه، افرادي كه در بند هستند آزاد شده و شخصي به دليل مسائل انتخابات در زندان نماند. وي با بيان اينكه حاكميت بايد به جناح رقيب فضا دهد، اظهار داشت: بايد امكاناتي به اصلاحطلبان و جنبش سبز دهيم تا آنها بتوانند با مردم حرف زده و نظرات خود را ارائه دهند و حداقل از طرفداران خود بخواهند دست از افراط برداشته و در مسيري كه آنان تعيين ميكنند قدم بردارند. تريبونها در اختيار حاميان دولت است قائم مقام حزب اعتماد ملي با بيان اينكه اصلاحطلبان تريبوني براي بيان نظرات خود ندارند، ادامه داد: امروز رسانه چنداني در اختيار آنان نيست و اكثريت قريب به اتفاق رسانهها در اختيار جناح حاميان دولت و افراطيون است. حتي رسانه ملي و نشريات وابسته به حكومت كاملا در دست اين جناح هستند. وي تصريح كرد: با عمل به آتشبس كامل، آزادي زندانيان، متوقف كردن هرگونه تخريب و توهين و فضادادن به جناح اصلاحطلب ميتواند حركت ابتدايي بوده و مقدمات را براي حل قضايا به صورت اساسي فراهم كند. قائم مقام حزب اعتماد ملي اظهار داشت: در كشور ما آزادي بيان در خيلي از مواقع وجود دارد اما آزادي بعد از بيان نداريم. ما بايد با فراهم كردن آزادي بيان، آزادي بعد از بيان و امنيت اجازه دهيم كه افراد آمده و حرفهاي خود را بزنند، بعد نظرات مردم اخذ شود تا ببينيم حرف آنان نزديك به حرف اصلاحطلبان است يا جناح مقابل. تاكيد بر برخورد با متخلفان كهريزك و كوي دانشگاه اين نماينده ادوار مختلف مجلس با تاكيد بر اينكه بايد هر عمل ضد مردمي بررسي و مجازات شود، اظهار داشت: همانطور كه آيتالله مكارم شيرازي فرمودند بايد كسانيكه در كهريزك و كوي دانشگاه جنايت آفريده و حيثيت نظام و اسلام را خدشهدار كردند شناسايي و مورد مجازات قرار گيرند. وي تاكيد كرد: نبايد به گونهاي باشد هر كس هر كاري كه خواست انجام دهد بعد بگوييم جنايت شده است. جنايت جاني دارد و بايد با آن برخورد كرد. منتجبنيا تصريح كرد: باز هم تاكيد ميكنم بحث، بحث روبوسي نيست بلكه ما بايد مردم را قانع كنيم و مشكل آنها به نحوي حل شود. وي تصريح كرد: چهطور هاشمي شاهرودي در دوران صدارت خود كاري نتوانست در اين زمينه انجام دهد. ايشان رئيس قوه قضائيه بودند كه بخش عمدهاي از مسائل زير نظر دستگاه تحت امر ايشان بود. هاشمي شاهرودي بايد بيايد راجع به بازداشتيها، توقيف مطبوعات و كارهايي كه در زمان دادستان گذشته صورت گرفته توضيح دهد، چراكه اين مسائل به نام ايشان نوشته شده است. قائم مقام حزب اعتماد ملي ادامه داد: واقعا اگر ايشان مخالف بودند بيايد مخالفت خود را اعلام كند و الا تا زمانيكه شاهرودي زنده است تمام آنچه شده به نام وي نوشته خواهد شد، همانطور كه قبل از آن به نام آقايان يزدي و موسوي اردبيلي نوشته شد و بعد از ايشان هم اگر هر كاري انجام شود اعم از مثبت و منفي به نام لاريجاني نوشته خواهد شد. اين فعال سياسي تصريح كرد: خوب است كه آيتالله شاهرودي اعلام كند كه چرا ظرف 10 سال مديريت خود در دستگاه قضايي جلوي اين حركات را بگيرند و كاري انجام نشود كه بعد بگويد خيانت شده است و دست اشخاصي باز شود. ناامني كروبي، خاتمي و موسوي باعث شرمندگي است قائم مقام حزب اعتماد ملي در خصوص ضرب و شتم مهدي كروبي در مراسم 13 آبان گفت: معتقدم در بين مردم و نظامي كه كروبي، موسوي، خاتمي و امثال آنها احساس امنيت نكنند ما بايد اظهار شرمندگي كنيم. نظامي كه به وجود آمده محصول تلاش همه بهخصوص افرادي چون كروبيها و امثال آنها است. اگر اينها احساس امنيت نكنند پس چه كسي امنيت دارد. نشست خبری عزتالله ضرغامی رئیس سازمان صدا و سیما صبح امروز در محل سالن همایشهای صدا و سیما آغاز شد و در حال برگزاری است. به گزارش ایلنا، ضرغامی در این نشست با ارائه آمار و عملكرد برنامه پنج سال گذشته دیدگاههای خود و انتظارات رهبری و همچنین برنامههای خود درباره پنج سال آینده، عملكرد این سازمان در زمان انتخابات، حوادث بعد از آن، توسعه شبكههای مختلف، ساخت برنامههای جدید را تشریح كرد و به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد. وی در پاسخ به سئوالی درباره ممنوعالتصویر بودن بعضی از هنرمندان گفت: به هیچ عنوان هنرمند ممنوعالتصویر نداریم و حتی در بعضی از موارد كه گروهی از افراد توصیهكردهاند تا از بعضی هنرمندان به خاطر دیدگاههای سیاسیشان در بعضی برنامهها استفاده نشود من این مطلب را نپذیرفتم. وی در پاسخ به سئوالی درباره حضور موسوی و كروبی در تلویزیون گفت: بعد از انتخابات حوادث خاصی به وجود آمد. صدا و سیما قبل از انتخابات اقدامات گستردهای را در اختیار كاندیداها گذاشته بود و من حتی بعد از انتخابات در دیداری كه با آقای موسوی داشتم گفتم كه شما به مدد تبلیغات صدا و سیما جایگاه خوبی پیدا كردید و این را قدر بدانید.بسیاری موارد پیش آمده بود كه قبل از انتخابات از آقای موسوی دعوت كرده بودیم تا در برنامهها شركت كنند و ایشان نیامده بودند. ولی بعد از انتخابات شرایطی پیش آمد و از آنجایی كه رسانه ملی به دنبال ایجاد ثبات اجتماعی و از بین بردن فضای ناپایدار بود نتوانستیم به این شخصیتها اجازه بدهیم تا در صدا و سیما حضور پیدا كنند.
وی ادامه داد: این افراد قصد داشتند تا به صورت مستقیم با مردم صحبت كنند و پیام بدهند كه در خانه نمانید و انتخابات را دروغ به حساب بیاورند و این امر غیرمعمولی است. زیرا در انتخابات قبلی مانند زمانی كه آقای خاتمی به عنوان رئیسجمهور انتخاب شد ناطق نوری هرگز چنین كاری نكرد. وی ادامه داد: ما به آقایان موسوی و كروبی اعلام كردیم كه حاضریم در برنامههای گفتوگو محور درباره مسائل پیش آمده گفتوگو كنیم. اما ایشان نپذیرفتند. وی افزود: متاسفانه ایشان با انتشار پیامها و بیانیههای خود نتوانستند اغتششات را كنترل كنند و اگر ما به بحث كشته شدن افرادی كه در اوایل این جریانات كشته شدند میپرداختیم دچار بیثباتی میِشدیم. ضرغامی درباره حضور موسوی و كروبی در صدا و سیما افزود: اگر در چارچوب دموكراسی قواعد كلی بازی را رعایت كنیم و فضاهای موجود از بین برود و جامعه آرام شود، من هیچ منعی ندارم كه این افراد در صدا و سیما حضور پیدا كنند. زیرا من به آقای كروبی علاقه دارم و ایشان از افرادی بود كه در مجلس ششم كه انتقادات بسیاری به صدا و سیما میشد، از صدا و سیما دفاع میكردند و اگر این فضا برطرف شود دست ما بازتر است. ضرغامی با اشاره به دوران مدیریت خود در پنج سال گذشته گفت: پنج سال گذشته دوره حساس و مهمی بود كه فرصتها و تهدیدات زیادی كشور با آن مواجه بود و در این میان رسانه ملی به عنوان بازوی توانمندی برای نظام سعی كرد نقش خود را به خوبی انجام دهد. وی با اشاره به جهتگیری سازمان صدا و سیما و اقدامات صورت گرفته در پنج سال گذشته گفت: احیای شخصیت و اندیشه حضرت امام و بازخوانی حوادث انقلاب از جمله اهداف اصلی ما در پنج سال گذشته بود. در این راه مستندهایی از تلویزیون و تصاویری پخش شد كه تاكنون پخش نشده بود و سالها در آرشیو بود. وی ادامه داد:ما برای پخش مستندهای آرشیوی هیچ خط قرمزی را در نظر نگرفتهایم و این مستندها بدون هیچ گزینشی بر روی آنتن رفت و تصاویر بسیاری از افرادی كه در اوایل انقلاب بودند و امروز نیستند و یا خاندان پهلوی پخش شد. ضرغامی در بخش دیگری از صحبتهای خود درباره صدا و سیما گفت:در طی این سالها تلاش كردیم تا حاكمیت برنامه و برنامهریزی بر تمام عملكرد سازمان حاكم باشد با یك بررسی و مطالعه شش ماهه تمامی نقاط ضعف و قوت سازمان را احصاء كردیم و استراتژی سازمان را تحت عنوان افق رسانه تدوین كردیم. در این پنج سال به طور میانگین هر دو ماه یك بار با حضور بیش از هزار نفر از مدیران ارشد جلساتی را برگزار كردیم و این جلسات یكی از نوآوریهای سازمانی بود. ضرغامی افزود: یكی دیگر از برنامههای ما افزایش قدرت بسیجكنندگی صدا و سیما است در دنیا و تمام كشورها از طریق رسانههای خود و با استفاده از پیامهای گوناگون مردم ما را هدف گرفتند ما تلاش داشتیم تا در بخشها و اتفاقات مهم به عنوان یك بسیجكننده فعال باشیم و صدا و سیما توانست در موارد مهمی مانند بحث انرژی هستهای و انتخابات ریاست جمهوری امر بسیجكنندگی را به خوبی انجام دهد. ضرغامی با اشاره به برنامههای معارفی و اسلامی اجرا شده در سالهای گذشته گفت: تقویت نظارت در همه ابعاد و پربار كردن محتوای برنامهها ازاهداف مهم سازمان بود. ضرغامی افزود:چالاكسازی سازمان صدا و سیما، بالا بردن توان انعطافپذیری، افزایش برنامههای استانها، راهاندازی تمامی شبكه استانی در صدا و سیما به جز خراسان شمالی و جنوبی و پخش آنها از طریق ماهواره به جز سمنان،حذف معاملات اجرایی و بینالملل و تاسیس معاونت فناوری و توسعه و حذف معاونت فنی با هدف كوچكسازی سازمان و بالا بردن بهرهوری از دیگر برنامههایی بود كه در پنج سال گذشته پیگیری كردیم. وی با اشاره به استقبال مردم از برنامههای صدا و سیما گفت: همگرایی عمومی مردم با رسانه یكی از اهداف اصلی ماست. در این راه یكی از مشكلات ما رضایتمندی مخاطبان است. متاسفانه اشكال در این است كه مردم و مخاطبان در بیشتر مواقع برنامه مربوط به خود را تماشا نمیكنند و برنامههای قشرهای دیگر را میبینند و به آنها اشكال وارد میكند. ضرغامی با اشاره به نظرسنجی صورت گرفته و سنجش برنامههای پخش شده گفت: بر اساس نظرسنجی انجام شده از 20نمره معیار فقط 3/0 یعنی كمتر از نیم نمره دچار انحراف از معیار شدهایم و این نشان میدهد كه همگرایی كلی در سطح كشور وجود دارد. رئیس صدا و سیما ادامه داد: در پنج سال گذشته نگاه نو به دفاع مقدس، ارتقای جذابیت و روشهای جدید در تولید برنامههای دفاع مقدس، مصونسازی مردم و اجتماع در برابر انواع آسیبهای اجتماعی با پخش برنامههای نمایشی و با هدف پیشگیری، تحول در شبكه برونمرزی، راهاندازی شبكه پرستیوی ، افزایش ضریب نفوذ شبكهها در كشور و تاسیس شبكه العالم از دیگر برنامههایی بود كه در پنج سال گذشته پیگیری كردیم.همچنین در پنج سال گذشته شبكه فیبر نوری گسترش یافت و امروز تمام مراكز سازمان در استانها به مركز و فرستنده پرقدرت متصل هستند. همچنین تخصصسازی شبكههای رادیویی، ساماندهی بخش موسیقی، سازماندهی منابع مالی و گسترش آموزش تخصصی از دیگر برنامههای ما در پنج سال گذشته بود. ضرغامی با اشاره به توجه مقام معظم رهبری به سازمان صدا و سیما افزود: در ابتدای فعالیت با نظر یك شورای 16 نفره با نظر مقام معظم رهبری به عنوان شورای سیاستگذاری تعیین شد و مصوبات آن را لازمالاجرا كردیم. همچنین شورای مشاورین سازمان متشكل از 15 الی 20 نفر از كارشناسان تشكیل شده است و جلسات خود را برگزار میكنند. ضرغامی افزود: از روز اول نیز ارتباط مناسبی را با آثار مختلف برگزار كردم كه به دلیل توهماتی كه پیش آمده بود مجبور شدم آنها را قطع كردم ولی در همان مدت برگزاری با اهالی سینما، مطبوعات، روانشاسان و اساتید ارتباطات جلسات خوبی را برگزار كردیم همچنین با مدیران بیش از 30 وزارتخانه، روحانیت و مراجع تقلید نیز ارتباط برقرار كردیم و نشستهایی را برگزار كردیم. وی با اشاره به برنامههای تولید شده و تطابق آنها با موازین اسلامی گفت: در حوزه سیما ضوابط نظارتی و جلسات توجیهی انجام شده است و بسیاری از مشكلات حل شده است. توجه به حجاب اسلامی، از جمله موضوعاتی بود كه كار كارشناسی بسیاری بر روی آن صورت گرفت و ما امروز در بحث پوشش و حجاب اسلامی مشكلی نداریم و این حجاب مورد تائید بنده است و اگر گاهی مواردی دیده میشود جزو تخلفات است اما ما سعی كردیم بر اساس قانونمندی و معرفی حجاب برتر و تبلیغ حجابهای مختلف اسلامی برنامههایی را تولید كنیم. ضرغامی با اشاره به بررسی سریالها و مجموعه تلویزیونی گفت: درباره سریالها و مجموعههای تلویزیونی یك مهندسی پیام انجام دادهایم و به آنها توجه ویژه كردهایم كه تولید كارهای مناسبتی و فیلمهای تلویزیونی و تكقسمتی یكی از آنها است. وی ادامه داد: ما حداقل به هزار فیلم نیاز داریم و این در حالی است كه سینمای كشور فقط تولید توان 100 فیلم را دارد و فقط بخش كمی از آن 100 فیلم نیز از صدا و سیما قابل پخش است. از این رو ما تا امروز حدود 500 فیلم داستانی تولید كردیم كه كه 188 فیلم از آنها پخش شده است و به طور مثال در سالروز تولد امام رضا پنج فیلم درباره ایشان پخش شد و این در حالی بود كه سالهای گذشته فقط یك برنامه بود. در این زمینه ضمن آنكه از آقای جعفریجلوه خواستهام تا برنامههایی را برای آسیبشناسی تلهفیلم آغاز كند شورای فیلم تشكیل شده و تمامی فیلمها قبل از پخش در این شورا بررسی میشود و مورد نقد قرار میگیرد. ضرغامی با اشاره به توجه مقام معظم رهبری به تولید برنامههای نمایشی درحوزه معارف سیما گفت: پنج سریال با موضوعات مختلف معارفی پخش شد كه یكی از این سریالها به نام اغماء به عنوان یك سریال تاثیرگذار و موفق مورد توجه مقام معظم رهبری بود و حتی چند روز گذشته نیز كه امین تارخ با رهبری دیدار داشتند ایشان تاكید كردند كه این سریال یكی از سریالهای مطلوب است و باید ساخت چنین سریالهایی بیشتر شود. وی ادامه داد: در این زمینه ما چهار سریال موفق دیگر تولید كردیم و همچنین برنامههایی با موضوعات انقلاب اسلامی و شخصیت پهلوی اول و دوم پخش و تولید شد. ضرغامی با اشاره به اهمیت انیمیشن در برنامههای تلویزیونی گفت: میزان تولیدانیمیشن در سال 83، 64 ساعت بود كه این میزان در سال 86 به 331 ساعت رسید و به توصیه مقام معظم رهبری تلاش داریم تا تمام انیمیشنهای پخش شده ایرانی باشد هر چند این حوزه نیاز به اعتبارات فراوان دارد. 50سریال پرمخاطب و فاخر نیز تولید و پخش شد وچند سریال نیز در زمینه انقلاب در حال نگارش توسط كارگردانان است. وی با اشاره به همكاری مراجع تقلید با صدا و سیما گفت: طراز برنامههای معارفی و گفتوگو محور به مراجع تقلید رسیده است و برنامههای كوتاهی كه صورت گرفت از استقبال خوبی برخوردار شد. وی با اشاره به برنامههای رادیو گفت: شبكه رادیو در سالهای اخیر تخصصی شدهاند و ضمن آنكه ضریب نفوذ را افزایش دادهایم شبكه ایران ـ صدا را در اینترنت راهاندازی كردیم. وی با اشاره به برنامههای برونمرزی گفت: در بخش برونمرزی اقدامات خوبی انجام شده است اما این بخش نیاز به تحول در ارتباطات و تجهیزات دارد تا بتواند ضریب نفوذ خود را افزایش دهد. ضرغامی با اشاره به بحث موسیقی در صدا و سیما گفت: تغییر گرایش به سمت نماآهنگ و استفاده از موسیقی فاخر از جمله برنامههای اصلی ماست امروز بیش از ده هزار قطعه موسیقی در آرشیو وجود دارد كه به همراه تولیدات خارج از سازمان امكان استفاده از 20 هزار قطعه موسیقی را به مدیران صدا و سیما داده اند. وی ادامه داد: اصل در موسیقی ما افزایش كیفی و همیشه افزایش كمی موجب افزایش كیفی نمیشود تاكید بر شعر خوب و ادبیات درست از اولویتهای اصلی ما در موسیقی است. موسیقی میتواند پاپ و جوانپسند باشد اما نباید از حرفهای نقض و بیهوده استفاده كند. ضرغامی افزود: با توجه به منع شرعی نشان دادن آلات موسیقی تلاش كردیم تااز گروههای همخوان استفاده كنیم. ضرغامی ادامه داد: تاسیس بیش از 60 استدیو دیجیتال، برگزاری پدافند غیرعامل، گذر از آنالوگ به دیجیتال و پخش برنامههای تلویزیون به صورت DVDH بر روی موبایل و گیرندههای دیجیتال از دیگر برنامههای ماست. به صورتی كه در آینده مردم میتوانند با استفاده از یك دریافتكننده دیجیتال 15 كانال را بر روی تلویزیونهای خود دریافت كنند. عزتالله ضرغامی در بخش دیگری از سخنان خود به سئوالات خبرنگاران پاسخ داد. وی در پاسخ به سئوالی درباره برگزار نكردن نشستهای پرسش و پاسخ گفت: به نظر من عملكرد ما همین تصویری است كه بر روی آنتن است و هر چند میزان هم توضیح بدهیم مهم آن برنامهای است كه روی آنتن میرود. البته من تلاش دارم تا به صورت تخصصی با دوستان خبرنگار گفتوگو كنم. وی در پاسخ به سئوالی درباره برنامهریزی برنامههای پنج ساله دوم گفت: تدوین برنامهها از ماهها قبل آغاز شده بود و سیاستهای راهبردی به معاونتها ابلاغ شد و دو ماه قبل نیز برنامهها را تدوین كردیم و منتظر فرمایشات و نظر رهبری بودیم كه آن هم ابلاغ شد. خوشبختانه در دیداری كه با ایشان داشتم موارد و نكتهها را روشن كردم. برنامههای سازمان صداو سیما در پنج سال آینده منطبق با سه سند بالا دستی افقرسانه، برنامه پنج ساله پنجم و مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی اجرا میشود. وی افزود: برنامه پنج ساله پنجم با گروه مدیریت و رسانهها نهایی شده است و نقش سازمان بر این برنامه كاملا مشخص است و این امر برای اولین بار از طریق دولت صورت میگیرد. همچنین مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی كه بر اساس آن بخشی از مبارزه با جنگ رسانهای بر عهده صدا و سیماست سرلوحه كارهای صدا و سیما قرار گرفته است و پیشنویس طرح تهیه و مصوب شده است كه یكی از آنها افزایش شبكه فیلم و سریال، ورزش و مستند و شبكه اسپانیایی زبان است. وی ادامه داد: اما اجرای این برنامهها نیاز به اعتبار دارد و به طور مثال تاسیس شبكه اسپانیایی زبان كه از 30 سفیر كشورهای آمریكای جنوبی كه تقاضای آن را داشتند در شروع 40 میلیارد تومان اعتبار نیاز دارد و نامه این تامین اعتبار را به رئیسجمهور نوشتهایم و امیدواریم این بودجه تامین شود. وی ادامه داد: در حوزه تبدیل پخش برنامههای آنالوگ به دیجیتال هزار میلیارد تومان بودجه نیاز داریم در حالی كه تاكنون فقط 150 میلیون تامین شده است. همچنین دو هزار نقطه كور در كشور وجود دارد كه تصاویر صدا و سیما را دریافت نمیكند. وی افزود: بودجه عمرانی از 20 میلیارد به 60 میلیارد رسیده است. ضرغامی در پاسخ به سئوالی درباره دستمزد بازیگران سریالهای الف و نحوه تامین آنها گفت: دستمزد عوامل تولید و به ویژه بازیگران از مواردی است كه اگر خوب بررسی نشود میتواند ایجاد اشكال كند و من دستور بررسی حقوق بازیگران را دادهام. وی ادامه داد: به دلیل آنكه بازیگران باید در سریالهای مختلف همكاری كنند و شاید چندین سال در یك پروژه عظیم حضور داشته باشند لذا نمیتوانند در مجموعههای دیگر فعالیت كنند از این رو دستمزد آنها باید بر این اساس بررسی و تعیین شود. به گزارش خبرگزاري فالس نيوز امروز خواهرن ارزشي كه در فالس نيوز بانوان تهراني خوانده شدند در مقابل سفارت انگليس تجمع كردند و آقاي حجازي پزشكي كه بالاي سز ندا آقا سلطان هنگام مرگش بود رو قاتل ناميدند و از سفارت بريتانيا خواستار پس دادن اون شدند.
اما اين خواهران خوبه كه بجاي تظاهرات كردن يك كلاس زبان برن در پلاكارهاي امروز اين خواهران ارزشي چند مورد غلط املايي به چشم ميخورد. يكي نوشتن فاميلي شخصي كه ميخوانش يعني آرش حجازي كه به جاي hejazi نوشته شده hejaz و دوم به جاي كلمه return نوشته شده retur كه جالبه بدونيد اين مطلب در مورد پلاكارهاي دستنويس و چاپي هم صدق ميكنه و گويا هر دو را يك نفر كاملا بيسواد نوشته. براي اون دسته از افرادي كه باور نميكنن و فكر ميكنن ساختگيه زير هر تصوير لينك اون تصوير در سايت فالس نيوز هم آمده :
کودتاگران ناکام جنبش سبز اموی در پی مصادره رنگ سبز در روز عید غدیر! کودتاگران ناکام که چند روزی بود طرح مضحک و عقیم جنبش سبز علوی را برای مصادره رنگ سبز به راه انداخته بودند، بعد از اینکه دریافتند با این قبیل طرحهای مبتکرانه(!) راه به جایی نمیبرند تصمیم گرفتهاند روز عید غدیر، رنگ سبز را مصادره کنند. ![]()
اين نامه مدير وبلاگ Free Iran نوشتند:
جناب آقای اوباما!اگر واقعا قصد متوقف کردن نظام دیکتاتوری ایران رو دارید بجای اجرای تحریمهای کزایی علیه ایران وی پی ان مجانی به ایرانیان بدهید ![]() جناب آقای اوباما ! بجای منظور کردن تحریمهای اقتصادی که ضرر آن فقط متوجه مردم ایران میشود اگر واقعا قصده مبارزه با رژیم دیکتاتوری ایران رو با کمترین هزینه ممکن دارید به مردم ابران وی پی ان مجانی بدهید تا با اطلاع رسانی و رهایی از شر فیلترینگ نظام ریشه دیکتاتوری را بخشکانند. آلمان (به ذم دولت ایران کفار) امروز قاتل مروه شربینی را طبق قانون کیفری آن کشور به اشد مجازات یعنی حبس ابد رساند. ندا دختر ایرانی، یک ماه قبل از این زن مصری به شهادت رسید. سرزمین نایب امام زمان برای پیداکردن و به مجازات رساندن قاتل ندا چه کار کرد؟ طبق شهادت شاهدان عینی و در روز روش آقای عباس کارگر جاوید، پاسدار بسیجی، قلب ندا را با یک گلوله شکافت. آیا جمهوری اسلامی که داعیه اسلام ناب، این دین رحمت و عدالت!!، را دارد تا بحال قدم کوچکی هم برداشته است؟ آیا تا بحال رفته از آقای عباس کارگر جاوید بپرسد که شما این خانم را به شهادت رساندی؟ محمود خان احمدی نژاد یادته در آن مصاحبه با شبکه آمریکایی در مقابل سئوالی که ازت در مورد ندا پرسیدند،عکس آن زن مصری را از جیب درآوردی؟ حالا خوب امروز اخبار را نگاه کن و ببین آن قاتل به اشد مجازات، طبق قوانین کیفری کفار رسید. شما که از دست نایب امام زمان حکم ریاست جمهوری را گرفته ای آیا خجالت نمی کشی تا بحال یک قدم برای یافتن قاتل ندا برنداشته ای؟ آیا خجالت نمی کشی عباس کارگر جاوید قاتل، براحتی و آسودگی زیر چتر نایب امام زمان زندگی می کند؟ شما رئیس جمهور منتخب امام زمان هستی، چگونه می توانی به روی کفار نگاه کنی؟ ◄ مک كين؛ ايد در كنار مردم ایران باشيم و در جهت درست تاريخ قرار بگيريمسناتور جان مک كين در گفتگو با شبکه خبری سی ان ان از دولت اوباما خواست بجای دست دراز کردن بسوی رژیم تبهکار تهران از مردم ایران حمایت کند. فشار دولت ایران بر مدافعان حقوق بشر ادامه داردشیرین عبادی، برنده ایرانی جایزه صلح نوبل می گوید که دولت ایران فشار علیه او و سایر فعالان حقوق بشر را ادامه می دهد و از جمله از او خواسته است که ۴۱۰ میلیون تومان به عنوان مالیات جایزه نوبل بپردازد.
خانم عبادی به بی بی سی فارسی گفت که به تازگی در دیدار با بان کی مون، دبیرکل سازمان ملل متحد و ناوانتم پیلای، کمیسر حقوق بشر این سازمان، تضییقاتی را که علیه فعالان حقوق بشر ایران اعمال می شود به اطلاع آنها رسانده است. خانم عبادی که خود رئیس کانون مدافعان حقوق بشر ایران است، گفت کسانی که با این کانون همکاری داشته اند یا مانند عبدالفتاح سلطانی، محمدعلی دادخواه و عبدالرضا تاجیک به زندان افتاده اند و یا مثل خانم نسرین ستوده، نرگس محمدی و هادی اسماعیل زاده ممنوع الخروج شده اند. او افزود: "در مورد خود من، حساب های بانکی ام را بسته اند و مدال نوبل و مدال لژیون دونور من که در بانک بوده است، هم اکنون در اختیار دولت ایران است". خانم عبادی همچنین گفت: "به موجب قانون مالیات های مستقیم در ایران، جوایز از مالیات معاف هستند اما با وجود گذشت ۵ سال از تاریخی که من جایزه نوبل را برده ام و از آنجا که در جریان حوادث پس از انتخابات ایران در مورد نقض حقوق بشر اعتراض کردم، دولت ایران ادعا کرده است که من باید ۴۱۰ میلیون تومان برای این جایزه، مالیات بپردازم". خانم عبادی همچنین به محکومیت محمد صدیق کبودوند به تحمل ۱۰ سال زندان به اتهام تأسیس سازمان حقوق بشر کردستان اشاره کرد و گفت که فعالان حقوق بشر در این شرایط نمی توانند به فعالیت خود ادامه دهند. او گفت: "آقای بان کی مون در جریان جزئیات این مسائل قرار گرفته است و در گزارشی که به مجمع عمومی سازمان ملل می دهد و قرار است در ماه دسامبر در این مجمع قرائت شود و بر همان اساس در مورد ایران تصمیم گیری شود هم این موارد آمده است". خانم عبادی همچنین از انتشار قریب الوقوع گزارشی خاص توسط یک گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد نحوه رفتار دولت ایران با مدافعان حقوق بشر خبر داد. ◄ وزیر امور خارجه لسوتو گفت: ما ظرفیتهای خوبی در تولید پشم داریم و مایل هستیم در این زمینه، با ایران گسترش روابط تجاری داشته باشیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، "موهلابی تسهکوا" در کنفرانس خبری مشترک با منوچهر متکی؛ اظهار داشت: از آمدن به ایران خوشحال هستم و در بازگشت به کشور، به نخست وزیرمان خواهم گفت که زمان سفرش به ایران گذشته و باید زودتر به تهران بیاید. وی افزود: ما چالشهای زیادی در مسیر توسعه داریم و از کمکهای ایران به نحو علاقانه استفاده خواهیم کرد. "تسه کوا" از محورهایی مانند کاهش فقر، توسعه منابع انسانی، رسیدن به سطح تولید مناسب در کشاورزی، تامین بهداشت، تامین ساختارهای مناسب حمل و نقل، آب و انرژی به عنوان اولویتهای همکاری دو کشور نام برد و گفت: ما خودمان را متعهد می دانیم که سندهای همکاری دو کشور را احیا کنیم. وزیر امور خارجه لسوتو افزود: ما در حوزه مسائل بین الملل، در همه چیز با ایران اشتراک نظر داریم. وی تاكيد كرد.: باید سازمان ملل ساختاری عادلانه و دموکراتیک تر پیدا کند و حقوق ایران در دستیابی به انرژی هسته ای محترم شمرده شود. سید علیرضا بهشتی شیرازی: هر ساله آسمان بهرههایی از رحمت خویش را بر این کشور میبارد که ما حیات خود را مدیون آن هستیم. هرچند که بخش اعظم این هدیه الهی به زندگی انسانها نمیرسد؛ به زمینهای شور می ریزد، هدر میرود و از دسترس ما دور میشود. ما میتوانیم بسیار بهره مندتر زندگی کنیم اگر بتوانیم بخش بیشتری از این رحمت را در اختیار بگیریم. به همین صورت همراه با هر نسلی که در این سرزمین پا به عرصه وجود میگذارد آسمان بهرهای از هوش و استعدادهای خدادی را هم نازل میکند، هرچند که اکثر آن نیز دور ریخته میشود، اهمیتی به آن داده نمیشود و در جای خود به کار نمیافتد. چه بسا استعدادها که اساسا شناخته نمیشوند و باکره به خزانه حکمت الهی باز میگردند. اگر فقرو بیعدالتی هست – از یک نظر – جز به این خاطر نیست، والا خداوند دندانی نیافرید که برایش امکان چشیدن نانی نیافرید. بهره ما از زندگی هایمان قطعا بیش از آن که مدیون رحمت باران باشد، به این باران دوم وابسته است. به این خاطر است که ملتها هزینههای سنگین میپردازند، امیدهای بزرگ میبندند، انقلابهای عظیم به راه میاندازند تا نظامی از روابط سیاسی اجتماعی در میان خود برقرار کنند که بتواند بیشترین سهم از این باران دوم را نصیب زندگیهای آنان کند. و نظارت استصوابی تلاشی دقیقا در عکس این جهت است. نظارت استصوابی – یعنی آن قانونی که تنها به افراد وابسته به یک خط و سلیقه فکری خاص اجازه میدهد چکیده فضایل مردم باشند – به مانند آن است که حکومتی بگوید مردم حق دارند تنها از بارانهای چکیده در ساعتی خاص از روز استفاده کنند. چه فایده دارد که ما طرحهای بیست ساله برای مصرف بهینه آب در کشور داشته باشیم، درحالی که آن باران اصلی را به این سادگی دور میریزیم؟ آیا بدون نازله ذکاوت اساسا ممکن است از هیچ نازله دیگری بهره مند شویم؟ البته ماجرا به این شوریها هم نیست. بنا نیست همه مردم نماینده مجلس شوند. اگر استعدادی در خانه ملت به کار گرفته نشود در وزارت راه به کار گرفته می شود؛ آنجا که دیگر نظارت استصوابی وجود ندارد. - چرا وجود دارد. نظارت استصوابی فرزندانی شبیه به خود میزاید. توضیحش طول میکشد و مشاهدهاش آسانتر است. به دولت نهم و بعد از نهم نگاه کنید و ببینید که چگونه سی سال تجربه اندوخته شده در کشور را دور ریخته است، تا جایی که نماینده مجلس هم صدایش بلند است: این که حکومتداری نمیشود. همهاش شده است حلقه علم و صنعت و استانداری اردبیل. تازه این اول داستان است. کار به جایی برسد که هشتاد درصد نیروهای کارآزموده وزارت اطلاعات، که بسیاری از آنها تا همین چند وقت پیش سربازان نامدار نظارت استصوابی بودند، تسویه شوند و مدیرانی که تجربیات سه دهه بحران های امنیتی را اندوخته دارند جایشان را به جوانهای بیتجربه بدهند؛ محصولات نظارت استصوابی. ماجرا به این شوریها هم نیست. اگر در دستگاههای دولتی جایی برای استفاده از همه توانها و استعدادها وجود نداشته باشد در دانشگاه که وجود دارد. بروند آنجا کارهای علمی و پژوهشی انجام دهند و نسل جدید را تربیت کنند – قبل از آن که طرح استصوابی تصفیه سه هزار استاد برجسته از مراکز علمی کشور کاملا به اجرا گذاشته شود. ماجرا به این شوری ها هم نیست. مگر قرار است همه در دانشگاه باشند؟ فیل مرده و زندهاش یک قیمت است. اگر کسی به راستی هنری در چنته داشته باشد با دست خالی و در کف بازار هم میتواند معجزه بیافریند. اصلا هنر این است، و الا این که تنها با امکانات دولتی قادر به نمایش استعدادهای خود باشند، یا فقط در سر کلاس حرفهای بزرگ بزنند اوج بیهنری است. بروند در متن جامعه و بخش خصوصی مسقل و پویا را پایه بریزند، اما سراغ پیمانهای مهندسی نروند؛ آنجا متعلق به قرارگاه خاتمالانبیاء است. به مخابرات هم کاری نداشته باشند؛ آنجا را به سپاه پاسداران فروختهاند. در واردات هم وارد نشوند؛ موسسات خاصی هستند که در این زمینه هرچه گفتنی هست دارند میگویند؛ نباید در غبطه آنان دخالت بشود؟ فعالیت در بازار سهام نیز اگر به جاهای حساس برسد نیاز به احراز صلاحیتهای امنیتی و نظارت استصوابی دارد. معدن انگوران هم به درد بخش خصوصی نمیخورد. و قس علیهذا. البته ماجرا به این شوری ها هم نیست. کشور پر است از حوزههای اقتصادی غیر سودآور است که نظارت استصوابی هیچ مانعی برای فعالیت اقتصادی دیگران در آنها قائل نیست. ماجرا به این شوریها هم نیست. چرا، هست، تا جایی که علاقمند بودن به «نهضت سبز علوی» هم نیازمند نظارت استصوابی شده است. مردم چه حق دارند از نمادهای سبز «سوءاستفاده» کنند؟ بلند کردن پرچم اهل بیت (ع) آن هم بدون نظارت استصوابی؟ مبادا آنهایی را که برای مخالفت با مردم دارند بیرقهای سبز طراحی میکنند از خود برانید، زیرا در آن صورت ما هم مرتکب نظارت استصوابی میشویم. نهضت سبز اصلا برای این است که همه باشند و نظارت استصوابی نباشد. چه ایراد دارد آنها هم سبز شوند؟ مگر این رنگ متعلق به پیامبر (ص) نیست؟ پیامبری که شهادت ظاهری را برای وارد کردن هر کس به دارالسلام کافی میدانست. خیلی به نظارت استصوابی بها دادیم. ماجرا به این شوریها هم نیست. اگر این طور بود که کشور پر از آشوب بود. (نه که نیست؟) نه، منظورم این نبود. اگر این طور بود فاجعههای اقتصادی روی میداد، و فاجعههایی در سیاست خارجی، و فاجعههایی در سیاست داخلی (مجموعا شبیه به همین چیزهایی که داریم یکی یکی به چشم میبینیم). نظارت استصوابی آن قدر زاد و ولد کند و بحران بیافریند که در خانه خود شورای نگهبان را هم بزند. و دارد میزند. کمی صبر کنید، چیزی به اجرای لایحه هدفمند کردن یارانهها نمانده است. اصل اجرای چنین طرحی شاید برای کشور گزیرناپذیر باشد، اما این جراحی بزرگی است که برای انجام آن احتیاج به همکاری و همفکری تمامی نیروهایی است که در طی این سیساله در کشور تربیت و کارآزموده شدند. این درحالی است که دولتمردان خود را از همکاری اکثر نخبگان محروم کردهاند و تصورشان بر این است که بینیاز از کمک و مشورت دیگران و با راهحلهای ساده و خلقالساعه میتوانند به راحتی چنین عملیات عظیم و خطرناکی را اداره کنند. اگر هم نتوانستند راه حاشا باز است: «چه کسی میگوید نتوانستهایم، به شدت تکذیب میکنیم.» غرض از افزایش قیمت برخی کالاها در قالب طرح مورد بحث قطعا افزایش درآمدهای دولت نیست و نباید باشد، بلکه بنا به تعریف قرار است با این کار از اسراف در مصرف این کالاها جلوگیری شود. اما این منظور تنها زمانی برآورده خواهد شد که مردم چارهای از مصرف کالاهای مزبور داشته باشند و راه حل جایگزینی در اختیارشان گذاشته شود. به عنوان مثال افزایش قیمت سوخت را در نظر بیاورید. اگر پیش از این کار راهحل جایگزینی همچون توسعه ناوگان حمل و نقل عمومی ارزان به اجرا درآید این اقدام به هدف خود که کاهش مصرف سوخت است میرسد. اما اگر این بسترسازی از چند سال قبل آغاز نشده باشد تغییری در مصرف ایجاد نمیشود، زیرا مردم علیرغم فشار ناشی از بالا رفتن هزینه سوخت چارهای از این مقدار مصرف ندارند و نمیتوانند سرکار و زندگی خود نروند. آنها به جای آن که مصرف بنزین را کم کنند مصرف شیر و میوه و گوشت و لباس و تفریح و تحصیل و مشابه آن را کاهش میدهند، زیرا به هرحال هزینه اضافی حمل و نقل را باید از محل دیگری جبران کرد. به این ترتیب طرح کاملا از اهداف خود منحرف میشود. نشانه آن که دولتمردان نخواهند توانست از پس اجرای موفقیتآمیز طرح هدفمند کردن یارانهها برآیند آن است که طی چند سال گذشته و علیرغم الزامات مکرر قانونی نه تنها برنامه موثری برای توسعه حمل و نقل عمومی نداشتهاند، بلکه دقیقا در همین سالها به علل «استصوابی» از پرداخت بودجه مصوب مجلس برای توسعه مترو تهران خودداری کردند. این تنها یک مثال است که نشان میدهد آنها تصور درستی از کاری که باید انجام دهند ندارند و با خطراتی که در این طرح خفته است آشنا نیستند. در چنین شرایطی هدف طرح به صورتی ناخواسته از کاهش مصرف کالاهایی خاص به افزایش درآمدهای دولت تغییر ماهیت میدهد، که امری بسیار خطرناک است. می گویم ناخواسته تا فرض را بر صحت بگذارم که هدف دولت از اجرای این طرح به راستی جلوگیری از اسراف هاست، حال آن که میدانیم از همین ابتدا غرض جز افزایش درآمدهای دولت نیست. اگر تا هفته پیش در این مورد گمان داشتیم پس از ماجراهای اخیر مجلس و اصرار بر این که درآمدهای ناشی از طرح باید خارج از چارچوب بودجه سالانه کشور هزینه شود به این امر یقین کردیم. افزایش درآمد یعنی افزایش قدرت دولت و این چیزی نیست که دولتمردان به راحتی از آن بگذرند. دستگاههای اجرایی حتی در شرایطی که مسئولان بلندمرتبه تمایل شدید به افزایش قدرت خود ندارند در مظان آن هستند که منابع مالی کلانی را که از هر جای ممکن ایجاد میشود در محلهایی غیر از آنچه در ابتدا تصمیمگیری شده بود به مصرف برسانند، چه رسد که سکانداران دولت با سرپیچی های علنی از اجرای قوانین قدرت طلبی خود را به صراحت نشان داده باشند. آنان به کرات اصرار کردهاند هر مبلغ کلانی که در هر گوشه از کشور ذخیره شده است باید در خدمت افزایش قدرتشان قرار گیرد. تغییرات متوالی روسای بانکها جز به این منظور نبوده است. تغییر رئیس سازمان حج و زیارت در ابتدای سال جاری نمونه دیگری است که این تمایل را به روشنی نمایان می کند: «می بینیم که در این سازمان مقادیر قابل توجهی پول وجود دارد و مدیران حاضر به ایثار آن در جهت اهداف دولت نیستند.» به این ترتیب حتم بدانید که در بلند مدت منابع مالی ایجاد شده در قالب طرح هدفمند کردن یارانهها به صورت کمکهای نقدی موثر در اختیار اقشار محروم قرار نمیگیرد و سرنوشتهای دیگری پیدا خواهد کرد. از هماکنون میشود استدلالهای تکراری مجریان را برای این منظور حدس زد: «اکثر اطلاعاتی که مردم درباره وضعیت مالی خود ارائه کردهاند دروغ است. آیا بهتر نیست به جای این کار آن کار را بکنیم؟» حتی این گمان وجود دارد که شیوه سادهانگارانه اجرای طرح جمعآوری اطلاعات خانوار نوعی زمینهچینی برای این منظور باشد. دولتمردان حق دارند که بر سر لایحه هدفمند کردن یارانهها قهر کنند و تهدید کنند، زیرا مدیران ضعیف بدون پول فراوان و بیحساب هیچ نیستند. خانهای را در نظر آورید که پول در آن موج میزند. به راستی نمیتوان قضاوت کرد که آیا زن این خانواده دارد زندگی را درست اداره میکند یا خیر. زمانی این امر معلوم خواهد شد که پدر کمی تنگدست شود؛ آیا بانو همچنان قادر است آبروداری کند، یا همه چیز تقصیر قیمتهاست؟ تقصیر قیمتهاست، تقصیر کمبودهاست، تقصیر فراوان نبودن پول است که ناتوانیها را فاش میکند. مدیران نالایق کسانی هستند که تنها با بودجههای نجومی میتوانند هنرنمایی کنند. آنها به قول خودشان نهنگند و اگر در حوض آب بیفتند خفه میشوند. به دریا هم که بیفتند خفه میشوند، منتهی آنجا آن قدر آب هست که کسی این را نمیبیند. آیا روشن شد که چرا مدیران نالایق بدون پولهای کلان هیچند؟ پولهایی برای آن که سوء مدیریت و اسراف شوند، آن هم در چارچوب اجرای طرحی که قرار است از اسراف جلوگیری کند. البته افزایش قدرت دولت از طریق تصرف در این درآمد اضافی بیشتر از یک سراب نیست و این سیاست پس از یک ماه عسل بسیار کوتاه، خود به تضعیف شدید نظام اجرایی میانجامد، زیرا دولت به عنوان بزرگترین مصرفکننده و سرمایهگذار تاوان تورم خودافزوده را بیش از هر کس دیگری خواهد پرداخت. حتی اگر چنین نشود توزیع منطقی و کارآمد این حجم عظیم از یارانه نقدی پروژهای است که بدون یک مدیریت کارآزموده میتواند کشور را در فساد غرق کند. مجددا تاکید میکنم که چه بسا ضرورت هدفمند کردن یارانهها قابل انکار نباشد، اما پیش از اقدام به اجرای این طرح خطرناک باید ملاحظه کرد که آیا تواناییهای لازم برای توفیق آن فراهم است؟ نام این کار را جراحی بزرگ گذاشته اند. منتهی یک بار هم سوال نمیکنند که آیا بدحالترین بیماران حاضر است بدن خود را به تیغ یک فرد ناشی تسلیم کند؟ قاطبه نیروهای باتجربه انقلاب نگران وقوع یک بحران بزرگ در اقتصاد ملی هستند. منتهی این بحرانی نیست که با تکذیب چیزی یا دریافت تایید کسی بتوان بر آن سرپوش گذاشت، بلکه کیان نظام و کشور را در معرض تهدید قرار میدهد. و خیال آن که میتوان برای اقشار محروم در برابر فشارهای ناشی از این بحران سپری از کمکهای نقدی درست کرد (بر فرض آن که این کمکها واقعا و کاملا توزیع شوند) کاملا خام است، زیرا در یک بینظمی اقتصادی عظیم، لاجرم و بدون تردید بازنده اصلی و نهایی اقشار ضعیف هستند. و زمانی که زندگی مردم فقیر تحت تاثیر این بینظمی قرار گیرد آنان نه به آمارهای مسئولان و صورتحسابهای بانکی که برایشان فرستاده میشود، که به زندگیهای از رونق افتادهشان مینگرند و فقط آن چیزی را که با پوست و گوشت خود لمس میکنند باور خواهند کرد. آنگاه تنها وقوع یک بحران در درآمدهای نفتی کشور لازم است تا به شورش نان بیانجامد. تمامی دولتهایی که پیش از این بر سر کار بودند یک دوره کاهش شدید درآمدهای نفتی را تجربه کردند و هیچ دلیل منطقی وجود ندارد که این دولت از چنین قاعدهای مستثنی باشد. صندوق ذخیره ارزی اساسا برای مهار چنین بحرانهای دورهای تاسیس شد. این صندوق طی سالهای اخیر اثرات ایمنیبخش خود را کاملا از دست داده است، به صورتی که علیرغم درآمدهای افسانهای نفت اینک موجودی آن بسیار اندک است. ماجرا به این شوری ها هم نیست. اتفاقا خیلی هم هست. آیا منتظرید به شورش نان برسید تا این همه واقعیت برایتان ملموس شود؟ ای کسانی که دستتان میرسد کاری بکنید * سردبیر روزنامه کلمه سبز هیئت دولت با انتخاب روحالله احمدزاده به عنوان استاندار استان فارس موافقت کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس، بنا بر پیشنهاد وزارت کشور و تصویب جلسه صبح امروز چهارشنبه هیئت وزیران روح الله احمدزاده به عنوان استاندار فارس تعیین شد. احمدزاده پیش از این خبرنگار و سپس از مسوولان دانشکده خبر بود و در چند ماه اخیر مشاور وزیر کشور و رئیس مرکز مطالعات، تحقیقات و آموزش وزارت کشور بود. عضو کمیته ویژه بررسی حوادث بعد از انتخابات از ارائه گزارشی محرمانه به رئیس مجلس شورای اسلامی پیرامون حوادث بعد از انتخابات خبر داد.
فرهاد تجری که با مهر گفتگو می کرد با اشاره به اینکه بررسی گزارش ویژه حوادث بعد از انتخابات بعد از رای اعتماد به وزیران پیشنهادی به صحن مجلس ارائه خواهد شد، تصریح کرد: این گزارش همچنان در حال به روز شدن است. تجری خاطر نشان کرد: البته گزارش های دیگری به صورت محرمانه به علی لاریجانی درباره حوادث بعد از انتخابات داده شده است. نماینده قصرشیرین با تاکید بر اینکه ممکن است گزارش های کمیته ویژه به برخی استنادات نیاز داشته باشد تصریح کرد: البته در نهایت هیئت رئیسه تصمیم می گیرد که گزارش به چه صورت و چه مقدار قرائت شود. |