تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: بهاره هدايت: فرمانده گفت بزنيد! تعارف هم نکنيد! روزآنلاين | خبرگزاری فارس: تجمع معترضين چند ده نفره و حداکثر چند صد نفره بود! رسانه های ضد انقلاب از تصاوير آرشي | خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران دستگير شد | | | نفر اول از چپ بازجوی اداره اماکن مجید صباغیان | خائنی که بصورت دختری باتوم زد | | | | | | | هرکس از این سه زندان اطلاعاتی دارد فاش کند | |
تلویزیون ایران فرکانسش را تغیر داد

تلویزیون ایران که از طریق ماهواره هاتبرد 6 برنامه هایش را پخش می کرد تغیر فرکانس داد و از طریق یک فرکانس دیگر در ماهواره هاتبرد 8 بر روی ایر رفت.تلویزیون ایران جایگزین تلویزیون سلام در این فرکانس شد.


 
مشخصات دریافت:

Satellite: Hotbird 8
FREQ: 11470
SR: 27500
POL: VER
FEC:5/6

--------------

 

تلویزیون طپش فرکانسش را تغیر داد


تلویزیون طپش هم همانند تعدادی دیگر از تلویزیون های فارسی زبان که از طریق ماهواره هاتبرد 6 برنامه هایشان را پخش می کردند و ظرف چند روز گذشته فرکانسشان را تغیر دادند و به فرکانس 11470 ماهواره هاتبرد 8 آمدند فرکانسش را تغیر داد و به جمع شبکه های فارسی زبان فرکانس 11470 ماهواره هاتبرد 8 پیوست.

Satellite: Hotbird 8
FREQ: 11470
SR: 27500
POL: VER
FEC:5/6
Channel Name:TAPESH

------------------


مشخصات دریافت:فرکانس جدید تلویزیون اندیشه وتلویزیون امید ایران و تلویزیون جام جم اینترنشنال و تلویزیون دیدار و تلویزیون سلام در ماهواره هاتبرد

تلویزیون اندیشه و تلویزیون امید ایران و تلویزیون جام جم اینترنشنال و تلویزیون دیدار و تلویزیون سلام که از طریق ماهواره هاتبرد 6 برنامه هایشان را پخش می کردند تغیر فرکانس دادند و از طریق یک فرکانس دیگر در ماهواره هاتبرد 8 بر روی ایر رفتند.

مشخصات دریافت:

Satellite: Hotbird 8
FREQ: 11470
SR: 27500
POL: VER
FEC:5/6
Channel Name:Andisheh
Channel Name:DIDAR
Channel Name:OMID E IRAN
Channel Name:JAAM E JAM
Channel Name:SALAAM TV

-------------------------

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

  از توجيه تا دستور به مراجع, از تکذيب خاتمي تا توضيحات فيلم بردار!

 

ماجراي تعجب آور دست دادن خاتمي با زنان و دختران ايتاليايي با تکذيب امروز خاتمي در روزنامه کرباسچي ابعاد جديدي به خود گرفت.

 

به گزارش رجانيوز، در حالي که يش از اين صادق خرازي با توجيه اين مسالهو دست دادن خاتمي را به دليل از دست دادن کنترل و ازدحام جمعيت ذکر کرده بود، محمد خاتمي اين مساله را به کلي تکذيب کرد!

خاتمي همچنين فيلم منتشر شده را مونتاژ خواند.

 

گفتني است، تصویر بردار صحنه دست دادن محمد خاتمي با زنان ايتاليايي که براي اولين باراین تصاویر را او در اينترنت منتشر كرده است، در وبلاگ شخصي خود به تشريح اين ماجرا پرداخت.

 


اين فرد ايتاليايي كه "اورما" نام دارد در وبلاگ خود نوشته است:
"من در شهر اودين كه شهري كوچك در شمال شرقي ايتاليا است زندگي مي كنم. از قضا اين مكاني است كه حدود يك ماه پيش به صحنه دست دادن هاي معروف آقاي خاتمي تبديل شد، اما در آن زمان هيچ كسي به اين موضوع توجه نكرد تا زماني كه توجه روزنامه هاي ايران و مطبوعات جهان را به خود جلب كرد.

 


در روز مورد نظر چندين فيلمبردار و عكاس روي آقاي خاتمي زوم كرده بودند. گزارشگران، سياستمداران، اشخاصي گمنام و چهار زن در صف بدرقه آقاي خاتمي حضور داشتند.
همه حاضران در محل و حتي خود من كه چند سانتيمتر دورتر از آقاي خاتمي بودم حركات وي را مشاهده كرديم و از اين صحنه ها فيلمبرداري شد.

 


زماني كه ويدئوهاي خود را براي اولين بار تماشا كردم و تصميم گرفتم كه آن را بر روي يوتيوب (سايت اشتراك قطعات ويدئويي) قرار دهم از اين موضوع خبر داشتم كه اين يك نوع ريسك است اما فكر نمي كردم كه واكنش ها تا به اين حد باشد.
هم اكنون سخت در تلاشم همه فيلم هايي كه در جريان ديدار خاتمي از ايتاليا و بعد از آن جمع آوري كرده ام در اينترنت قرار دهم.
من با افرادي كه فكر مي كنند اين اخبار واقعا صحت دارد هم نظر هستم."

 


همچنين يش از تکذيب رسانه اي خاتمي، برخي برتن کنندگان لباس روحانيت با ارائه نظرياتي از فقها خواسته بودند تا به حليت دست دادن با نامحرمان حکم کنند!

 

در اين باره محمد تقی فاضل میبدی(از مرتبطان باند مهدی هاشمی)در یادداشتی که در روزنامه ی"هم میهن" متعلق به غلامحسین کرباسچی آن را به چاب رساند ،نوشت:جا دارد فقهای شیعه در امثال چنین مسائلی با در نظر داشتن موضوع و حفظ آداب و رسوم مجددا بازنگری کنند!

 

وی با لحنی معترضانه خطاب به فقها افزود:اگر مصافحه با زنان نه از نگاه جنسی که از نگاه آداب و رسوم اجتماعی لحاظ شود چرا باید حرام شود؟!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

اشتباه لپی

اينجا يزد است و آن هم بانک تجارتش. بقيه اش بی نياز از توضيح است. چرا ما چيزی بنويسيم و يکوقت از همان اشتباهاتی لپی بکنيم که تجارتی ها کرده اند؟

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

تابلوئی از تکیه دولتی که تعزیه ختم قاجاریه و خطبه سلطنت پهلوی در آنجا خوانده شد. این تکیه بتدریج تخریب شد و یک اثر تاریخی از بین رفت. نقش تکیه دولتی دوره قاجاریه و اوائل سلطنت پهلوی، اکنون برای مصلی تهران در نظر گرفته شده است!

تعزيه در تکيه دولت
سفره ختم قاجاريه جمع
و خطبه عقد پهلوی خوانده شد

تاريخ تکرار نشده است؟

رضاشاه با عبای نائينی زرد بر دوش و تسبيج 33 دانه درشت در دست، رای مجلس موسسان برای تفويض سلطنت از قاجاريه به پهلوی را از هيات اعزامی گرفت و به داخل خانه اش بازگشت. شيخ حسين يزدی رئيس سنی مجلس موسسانی بود که رای به سلطنت رضا شاه داد. تنها کسی که در مجلس موسسان عليه سلطنت و پادشاهی رضاشاه سخنرانی کرد سليمان ميرزا اسکندری ليدر سوسياليست های ايران بود. تيمورتاش، آقااسدی و تدين گرداننده اصلی مجلس موسسان و تفويض سلطنت به رضا شاه بودند که بعدها قربانی خشم و سوء ظن بيمارگونه رضا شاه شدند. در کارهای مملکتی هيچ کس حق دخالت نداشت.  هيئت دولت، مأموران لشکری و کشوری و نمايندگان مجلس همگی تابع رأی و مجری اوامر شاه بودند. هيچ مقامی قدرت مخالفت با دستورهايی را که صادر می شد نداشت. شاه به مشورت با زيردستان در انجام دادن امور عقيده نداشت. متصديان امور از ترس کليه احکام صادره شاه را، چه شفاهی و چه کتبی، ولو اينکه غلط بود، اجرا می نمودند. هر کس از ترس جان و مال خود اصل تملق و فروتنی را در روابط درباری برای خود اتخاذ کرده بود.

درباره این ریزه کاری های دربار رضا شاه و عادات و خصلت های او تاکنون بسیار کم شنیده و خوانده ایم و به همین دلیل کتاب خاطرات "محمدارجمند" سرتلگرافچی دربار رضاشاه خواندنی است. ما دراین شماره و شماره آینده پیک هفته بخش هائی از این خاطرات و مشاهدات را منتشر می کنیم، تا هم گذشته را فراموش نکنیم و هم آینده را حدس بزنیم! نه ما، که حاکمیت نیز فراموش نکند. همان ها که تصور می کنند برای ابد بر ایران حاکم شده اند و یادشان رفته که از این مجلس های خبرگان و موسسان پیشتر هم تشکیل شده و بعدها نیز خواهد شد!

 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ماموران چشم و دل پاک
دوربين و لب تاپ
هديه تهرانی را ربودند
!


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سیاست خارجی ما عین دیانت خارجی ماست

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره دو سال از روی کار آمدن احمدی نژاد گذشت. البته هنوز دو سه روزی به روز موعود مانده است، ولی به نظر می رسد همه دوستان به پیشواز رفته اند. ما که حرفی نداریم، چیزی را هم نمی خواهیم اثبات کنیم. بالاخره اگر هم کسی حرفی زده، جلوی شصت میلیون ملت زده، لابد اگر می گویند نزده، حتما نزده است. علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد گفت: « احمدی نژاد، هیچگاه و به هیچکس وعده نداد.» آگاهان گفتند: ولی یک فیلم تبلیغاتی پخش شد و یک مصاحبه انتخاباتی پخش شد و قرار شد درآمد نفت سر سفره های مردم برود و قرار شد مافیای نفتی نابود شود و قرار شد ما چون می توانیم، به قله های علمی جهان برسیم و وعده داده شد که به جای دو درجه آزادی، 360 درجه آزادی داده شود و همه اینها جلوی دوربین تلویزیون وعده داده شد. در همین راستا مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور گفت: ولی به نظر من هیچ وعده خاصی داده نشد. در همین راستا، آقای جوادی آملی پس از قضیه هاله نور به ایشان گفت: « شما به جای این حرف ها بهتر است به وعده هایی که به مردم دادید عمل کنید.» حالا ما هیچی، ولی آقای جوادی آملی که لابد متوجه حرف هایش هست. احمدی نژاد دو سال قبل سه روزقبل از انتخابش گفت: « امروز آزادی های مردم محدود شده است، یعنی اقتصاد دست یک عده خاص و بنابراین بقیه مردم چیزی ندارند؛ رسانه ها، زبان ها و بلندگوها در اختیار عده ای خاص است. این چه آزادی است؟ ما باید فرصت بدهیم و مردم باید واقعا بتوانند سر مدیری که بیت المال را تلف می کند، داد بزنند، چرا نباید داد بزنند؟» در همین راستا کسانی که در راستای خواسته های اقتصادی شان داد زده بودند، و تصادفا عده ای از آنان معلم و کارگر و غیره بودند که اکثرشان هم از زندان آزاد شدند، با صدای بلندتر داد زدند: رئیس جمهور خوش تیپ حمایتت می کنیم. حالا این دفعه که گذشت، ما هم به 360 درجه آزادی رسیدیم و روز 20 فروردین هم که قرار بود جشن هسته ای بگیریم، گرفتیم و قرار بود جهان را مدیریت کنیم که داریم می کنیم، لباس هم که قرار بود آزاد باشد و آزاد هست. و راستی، دیگر چه می خواهید؟ بس تان نیست؟ فقط یادتان باشد که دفعه دیگر بازهم فصل انتخابات می رسد، نمی رسد؟

انتخابات و ائتلاف و غیره
آقا! حواس تان به گذشت روزها باشد، این طرف البته احتمال خطر آمریکا هنوز جدی است، آن طرف هم یک دفعه دیدی آمریکایی ها افتادند توی چاله این دله دیوانه های هموطن که می خواهند اپوزیسیون زیر هفتاد سال تشکیل بدهند و بکلی جوانگرایی کنند و شوخی شوخی یک دفعه دیدی همه چیز نابود شد. فعلا اوضاع انتخاباتی در اردوگاه اصلاح طلبان بد نیست، اصولگرایان هم دارند یکی می زنند توی سر خودشان یکی توی سر باهنر. دیروز حداد عادل گفته بود که « اگر مثل انتخابات شوراها نتوانیم وحدت کنیم، امیدی به پیروزی نیست.» آگاهان گفتند: انشاء الله! از طرف دیگر، صفدرحسینی از اردوگاه اصلاح طلبان گفت: « ائتلاف صدای همه است.» محمد سلامتی هم گفت: « مقدمات رسیدن به ائتلاف صددرصدی فراهم است.» آگاهان گفتند: حالا ائتلاف صد درصدی نمی خواهیم بکنید، همین پنجاه درصدی را بکنید، بقیه اش را خودمان از یک جایی جور می کنیم. جهت آمادگی بیشتر به این موارد زیادی توجه کنید:
1) مهم تر از هر چیزی فراهم کردن یک فهرست درست و حسابی از نامزدها برای همه کشور است، نامزدهایی که سرشناس و خوشنام هستند و زیاد درگیر سیاست نیستند، بخصوص از افراد خوشنام فرهنگ و هنر و تکنوکرات ها.
2) به نظرم یک وب سایت اولیه و اصلی برای انتخابات باید درست کنیم که کارش فقط انتشار خبرهای انتخابات باشد و مهم ترین موضوع فعلی اش ایجاد یک لیست ای میل بزرگ، یک فهرست ای میل که هر روز فقط اخبار انتخاباتی را برای گیرندگان ارسال کند.
3) مهم ترین موضوع قانع کردن افراد دوروبر گیرندگان ای میل ها به شرکت در انتخابات و رای دادن به نامزدهای مشترک ائتلاف بزرگ است. این موضوع را باید از همین حالا شروع کنیم. تجربه چند سال گذشته می گوید که مهم ترین آرای از دست رفته، بخاطر سهل انگاری ها و بی دقتی ها و بی مبالاتی های سیاسی است.
4) به نظر من مهم ترین خطری که اپوزیسیون زیر هفتاد سال دارد، این است که روی تحریم انتخابات کار کنند. به نظر من کسانی که به انتخابات اعتقاد دارند، باید جواب تحریم کنندگان را سریع بدهند.
5) یکی از توافق های مهمی که باید بین اپوزیسیون براندازسابق( مبارز فعلی) و نیروهای اصلاح طلب صورت بگیرد، این است که تا حد امکان روی عصب هم نروند، شما کار خودتان را بکنید و مزاحم ماجرای انتخابات نشوید، در هر حال اگر فضا بهتر شود، برای همه بهتر می شود.

سیاست خارجی ما عین دیانت خارجی ماست

گاهی اوقات به نظر می رسد که دولت آقای احمدی نژاد شبیه همان آقای لر بی تربیت است که نه تنها به دیگران رحم نمی کند، بلکه به خودش هم رحم نمی کند و دائم دارد فریاد می زند، بکش، بزن، پاره کن، زود باش! انگار نه انگار که دولت دلش می خواهد که باقی بماند. جهت افزایش دردسرهای صندوق سرخ قبلی که قرار بود به مبلغ دو میلیون دلار با کمک محمود- چاوز راه بیفتد و فعلا مثل صندوق های رای گیری گم شده است، نخست وزیر لیبی که ظاهرا از صندوق بازی ایران خوشش می آید، گفت: « ایران و لیبی صندوقی برای سرمایه گذاری در آفریقا و آمریکای لاتین تشکیل می دهند.» آگاهان پرسیدند: حالا لیبی سوابق چپ دارد و قبل از کشف سیادت قذافی، رفیق آمریکای لاتینی ها بوده، و کشوری آفریقایی است، ما این وسط چه کاره ایم؟ آفریقایی هستیم، جزو آمریکای لاتین هستیم؟ یا آفریقا و آمریکای لاتین در فاصله کمتر از یک میلیون کیلومتری ماست؟ از طرف دیگر برای گسترش روابط و حسن همجواری میان ایران و کویت، دبیر سوم سفارت کویت توسط شش نفر در مقابل نیروهای انتظامی جلوی ساختمان سفارتخانه مورد حمله قرار گرفت و حسابی کتک خورد. سخنگوی وزارت خارجه هم عذرخواهی کرد، ولی فعلا دبیر سوم با هواپیمای اختصاصی رفته است کویت گل بچیند. اما در مقابل این همه رفتارهای دیپلماتیک درست و شایسته که همین حالا به آن نیازمندیم، به دنبال درگیری حماس و فتح، ابوعباس گفت: « لازم نیست ایران به ما درس دموکراسی بدهد.» البته یک هفته قبل فتح اعلام کرده بود که ایران و سوریه می خواهند دولت حماس را تشکیل دهند. محمود عباس هم گفت: « با حماس مذاکره نمی کنیم.» و اسماعیل هنیه را برکنار کرد، آمریکا از این حرکت حمایت کرد. در عوض برای اینکه حماس حسابی تقویت شود، 201 نماینده مجلس از حماس حمایت کردند. مصر هم که قرار بود با ایران روابط بسیار خوبی برقرار کند، شوخی شوخی اعلام کرد که « تهران تهدید کننده مصر و اعراب است.» در عوض یک « یادداشت تفاهم همکاری مشترک ایران و گامبیا امضا شد.» شما فکر می کنید ما و گامبیا با هم چه کاری می توانیم داشته باشیم؟ حالا همه اینها به کنار، روابط ایران و روسیه دقیقه به دقیقه در حال تغییرات استراتژیک است. روسیه که سه روز قبل گفته بود که به هیچ وجه در مورد سوخت نیروگاه بوشهر مذاکره هم نمی کند، دو روز قبل اعلام کرد که کلیه مشکلات با ایران حل شده است. ولی روسیه گفت که به ایران جنگنده نمی دهیم. در مقابل احمدی نژاد اعلام کرد که روابط ایران و روسیه استراتژیک است و دلیلش هم همین است که روسیه به ایران جنگنده نمی دهد و هر روز یک تصمیم در مورد سوخت نیروگاه بوشهر می گیرد. جان مادرتان! کشوری که در شرایط جنگی است و احتیاج دارد که تنش زدائی بکند، چنین سیاست خارجی باید در پیش بگیرد؟

چرا شاهرودی نباید رئیس قوه قضائیه شود؟

در پی اعلام این خبر که قرار بود دیروز صبح یک زن و مرد در تاکستان سنگسار شوند و همین موضوع باعث شد که موضوع سنگسار دوباره به مهم ترین موضوع قضائی کشور تبدیل شود، رئیس قوه قضائیه که برخلاف اینکه هفته ای سه بار از روی دنده چپ پا می شود، دیروز از روی دنده راست پاشد و گفت: « ایران از لحاظ سیاست قضایی از تمام دنیا جلوتر است.» به نظر من این رئیس قوه قضائیه باید مصاحبه های انتقادی آیت الله هاشمی شاهرودی را در مورد قوه قضائیه و وضع زندان در ایران بخواند و حداقل بگوید که ما از 80 درصد جهان جلوتریم، وقتی می گوئیم از همه جهان جلوتریم، آن وقت باید دلایل زیر را به عنوان دلایل متقن و کامل و دقیق در مورد جلوتر بودن سیاست قضائی ایران از تمام جهان، بیاوریم:
اول: در تمام جهان و بخصوص آمریکا و اروپا هزاران روزنامه و مجله در ده سال گذشته توقیف و تعطیل شده است، در حالی که در ایران فقط صدها روزنامه توقیف و تعطیل شده است.
دوم: بنا به گفته آقای هاشمی شاهرودی بسیاری از زندانیان در ایران بی جهت زندانی اند و نباید مجازات زندان برای آنها در نظر گرفته شود. در حالی که در کشورهای دیگر بخصوص بقیه جهان، همه زندانیان بی جهت زندانی اند.
سوم: در ایران تعدادی از زندانیان به اتهام جاسوسی با سروصدا دستگیر می شوند و بی سروصدا آزاد می شوند، در حالی که در تمام جهان جاسوسان را بی سروصدا می گیرند و بی سروصدا مجازات می کنند، و این نشان می دهد که ما از لحاظ سیاست قضایی از بقیه جهان جلوتر هستیم.
البته دلایل دیگری توسط آیت الله هاشمی شاهرودی بارها و بارها به عنوان انتقاد از قوه قضائیه گفته شده است که به نظر من باید این آقای هاشمی شاهرودی با رئیس قوه قضائیه یک ملاقاتی بکنند و در جریان مسائل قضائی قرار بگیرند. راستی این آقای هاشمی شاهرودی چه نسبتی با آن آقای هاشمی شاهرودی دارند؟

البعثت الاسلامیه فی بلاد الافرنجیه

یک مرکز فرهنگی ترکیه اعلام کرد که صادق هدایت و سعدی جزو نویسندگان عرب هستند. من نمی دانم چرا فکر می کنند سعدی عرب است، ولی در مورد هدایت معتقدم احتمالا وقتی می بینند که آثار مارکز و کوندرا و امیل زولا و حتی آثار منتشر نشده پائولو کوئیلو در ایران چاپ می شود، ولی آثار هدایت چاپ نمی شود، لابد معلوم می شود که عرب است که آثارش در ایران چاپ نمی شود، اسم خودش هم که نه کورش است و نه داریوش، فامیلی اش هم که هدایت است، اسم کتابش هم که « البعثت الاسلامیه فی بلاد الافرنجیه» است. حالا شانس آوردیم که احمد شاملو را جزو عرب ها حساب نکردند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سیاست خارجی ما عین دیانت خارجی ماست

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره دو سال از روی کار آمدن احمدی نژاد گذشت. البته هنوز دو سه روزی به روز موعود مانده است، ولی به نظر می رسد همه دوستان به پیشواز رفته اند. ما که حرفی نداریم، چیزی را هم نمی خواهیم اثبات کنیم. بالاخره اگر هم کسی حرفی زده، جلوی شصت میلیون ملت زده، لابد اگر می گویند نزده، حتما نزده است. علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد گفت: « احمدی نژاد، هیچگاه و به هیچکس وعده نداد.» آگاهان گفتند: ولی یک فیلم تبلیغاتی پخش شد و یک مصاحبه انتخاباتی پخش شد و قرار شد درآمد نفت سر سفره های مردم برود و قرار شد مافیای نفتی نابود شود و قرار شد ما چون می توانیم، به قله های علمی جهان برسیم و وعده داده شد که به جای دو درجه آزادی، 360 درجه آزادی داده شود و همه اینها جلوی دوربین تلویزیون وعده داده شد. در همین راستا مشاور مطبوعاتی رئیس جمهور گفت: ولی به نظر من هیچ وعده خاصی داده نشد. در همین راستا، آقای جوادی آملی پس از قضیه هاله نور به ایشان گفت: « شما به جای این حرف ها بهتر است به وعده هایی که به مردم دادید عمل کنید.» حالا ما هیچی، ولی آقای جوادی آملی که لابد متوجه حرف هایش هست. احمدی نژاد دو سال قبل سه روزقبل از انتخابش گفت: « امروز آزادی های مردم محدود شده است، یعنی اقتصاد دست یک عده خاص و بنابراین بقیه مردم چیزی ندارند؛ رسانه ها، زبان ها و بلندگوها در اختیار عده ای خاص است. این چه آزادی است؟ ما باید فرصت بدهیم و مردم باید واقعا بتوانند سر مدیری که بیت المال را تلف می کند، داد بزنند، چرا نباید داد بزنند؟» در همین راستا کسانی که در راستای خواسته های اقتصادی شان داد زده بودند، و تصادفا عده ای از آنان معلم و کارگر و غیره بودند که اکثرشان هم از زندان آزاد شدند، با صدای بلندتر داد زدند: رئیس جمهور خوش تیپ حمایتت می کنیم. حالا این دفعه که گذشت، ما هم به 360 درجه آزادی رسیدیم و روز 20 فروردین هم که قرار بود جشن هسته ای بگیریم، گرفتیم و قرار بود جهان را مدیریت کنیم که داریم می کنیم، لباس هم که قرار بود آزاد باشد و آزاد هست. و راستی، دیگر چه می خواهید؟ بس تان نیست؟ فقط یادتان باشد که دفعه دیگر بازهم فصل انتخابات می رسد، نمی رسد؟

انتخابات و ائتلاف و غیره
آقا! حواس تان به گذشت روزها باشد، این طرف البته احتمال خطر آمریکا هنوز جدی است، آن طرف هم یک دفعه دیدی آمریکایی ها افتادند توی چاله این دله دیوانه های هموطن که می خواهند اپوزیسیون زیر هفتاد سال تشکیل بدهند و بکلی جوانگرایی کنند و شوخی شوخی یک دفعه دیدی همه چیز نابود شد. فعلا اوضاع انتخاباتی در اردوگاه اصلاح طلبان بد نیست، اصولگرایان هم دارند یکی می زنند توی سر خودشان یکی توی سر باهنر. دیروز حداد عادل گفته بود که « اگر مثل انتخابات شوراها نتوانیم وحدت کنیم، امیدی به پیروزی نیست.» آگاهان گفتند: انشاء الله! از طرف دیگر، صفدرحسینی از اردوگاه اصلاح طلبان گفت: « ائتلاف صدای همه است.» محمد سلامتی هم گفت: « مقدمات رسیدن به ائتلاف صددرصدی فراهم است.» آگاهان گفتند: حالا ائتلاف صد درصدی نمی خواهیم بکنید، همین پنجاه درصدی را بکنید، بقیه اش را خودمان از یک جایی جور می کنیم. جهت آمادگی بیشتر به این موارد زیادی توجه کنید:
1) مهم تر از هر چیزی فراهم کردن یک فهرست درست و حسابی از نامزدها برای همه کشور است، نامزدهایی که سرشناس و خوشنام هستند و زیاد درگیر سیاست نیستند، بخصوص از افراد خوشنام فرهنگ و هنر و تکنوکرات ها.
2) به نظرم یک وب سایت اولیه و اصلی برای انتخابات باید درست کنیم که کارش فقط انتشار خبرهای انتخابات باشد و مهم ترین موضوع فعلی اش ایجاد یک لیست ای میل بزرگ، یک فهرست ای میل که هر روز فقط اخبار انتخاباتی را برای گیرندگان ارسال کند.
3) مهم ترین موضوع قانع کردن افراد دوروبر گیرندگان ای میل ها به شرکت در انتخابات و رای دادن به نامزدهای مشترک ائتلاف بزرگ است. این موضوع را باید از همین حالا شروع کنیم. تجربه چند سال گذشته می گوید که مهم ترین آرای از دست رفته، بخاطر سهل انگاری ها و بی دقتی ها و بی مبالاتی های سیاسی است.
4) به نظر من مهم ترین خطری که اپوزیسیون زیر هفتاد سال دارد، این است که روی تحریم انتخابات کار کنند. به نظر من کسانی که به انتخابات اعتقاد دارند، باید جواب تحریم کنندگان را سریع بدهند.
5) یکی از توافق های مهمی که باید بین اپوزیسیون براندازسابق( مبارز فعلی) و نیروهای اصلاح طلب صورت بگیرد، این است که تا حد امکان روی عصب هم نروند، شما کار خودتان را بکنید و مزاحم ماجرای انتخابات نشوید، در هر حال اگر فضا بهتر شود، برای همه بهتر می شود.

سیاست خارجی ما عین دیانت خارجی ماست

گاهی اوقات به نظر می رسد که دولت آقای احمدی نژاد شبیه همان آقای لر بی تربیت است که نه تنها به دیگران رحم نمی کند، بلکه به خودش هم رحم نمی کند و دائم دارد فریاد می زند، بکش، بزن، پاره کن، زود باش! انگار نه انگار که دولت دلش می خواهد که باقی بماند. جهت افزایش دردسرهای صندوق سرخ قبلی که قرار بود به مبلغ دو میلیون دلار با کمک محمود- چاوز راه بیفتد و فعلا مثل صندوق های رای گیری گم شده است، نخست وزیر لیبی که ظاهرا از صندوق بازی ایران خوشش می آید، گفت: « ایران و لیبی صندوقی برای سرمایه گذاری در آفریقا و آمریکای لاتین تشکیل می دهند.» آگاهان پرسیدند: حالا لیبی سوابق چپ دارد و قبل از کشف سیادت قذافی، رفیق آمریکای لاتینی ها بوده، و کشوری آفریقایی است، ما این وسط چه کاره ایم؟ آفریقایی هستیم، جزو آمریکای لاتین هستیم؟ یا آفریقا و آمریکای لاتین در فاصله کمتر از یک میلیون کیلومتری ماست؟ از طرف دیگر برای گسترش روابط و حسن همجواری میان ایران و کویت، دبیر سوم سفارت کویت توسط شش نفر در مقابل نیروهای انتظامی جلوی ساختمان سفارتخانه مورد حمله قرار گرفت و حسابی کتک خورد. سخنگوی وزارت خارجه هم عذرخواهی کرد، ولی فعلا دبیر سوم با هواپیمای اختصاصی رفته است کویت گل بچیند. اما در مقابل این همه رفتارهای دیپلماتیک درست و شایسته که همین حالا به آن نیازمندیم، به دنبال درگیری حماس و فتح، ابوعباس گفت: « لازم نیست ایران به ما درس دموکراسی بدهد.» البته یک هفته قبل فتح اعلام کرده بود که ایران و سوریه می خواهند دولت حماس را تشکیل دهند. محمود عباس هم گفت: « با حماس مذاکره نمی کنیم.» و اسماعیل هنیه را برکنار کرد، آمریکا از این حرکت حمایت کرد. در عوض برای اینکه حماس حسابی تقویت شود، 201 نماینده مجلس از حماس حمایت کردند. مصر هم که قرار بود با ایران روابط بسیار خوبی برقرار کند، شوخی شوخی اعلام کرد که « تهران تهدید کننده مصر و اعراب است.» در عوض یک « یادداشت تفاهم همکاری مشترک ایران و گامبیا امضا شد.» شما فکر می کنید ما و گامبیا با هم چه کاری می توانیم داشته باشیم؟ حالا همه اینها به کنار، روابط ایران و روسیه دقیقه به دقیقه در حال تغییرات استراتژیک است. روسیه که سه روز قبل گفته بود که به هیچ وجه در مورد سوخت نیروگاه بوشهر مذاکره هم نمی کند، دو روز قبل اعلام کرد که کلیه مشکلات با ایران حل شده است. ولی روسیه گفت که به ایران جنگنده نمی دهیم. در مقابل احمدی نژاد اعلام کرد که روابط ایران و روسیه استراتژیک است و دلیلش هم همین است که روسیه به ایران جنگنده نمی دهد و هر روز یک تصمیم در مورد سوخت نیروگاه بوشهر می گیرد. جان مادرتان! کشوری که در شرایط جنگی است و احتیاج دارد که تنش زدائی بکند، چنین سیاست خارجی باید در پیش بگیرد؟

چرا شاهرودی نباید رئیس قوه قضائیه شود؟

در پی اعلام این خبر که قرار بود دیروز صبح یک زن و مرد در تاکستان سنگسار شوند و همین موضوع باعث شد که موضوع سنگسار دوباره به مهم ترین موضوع قضائی کشور تبدیل شود، رئیس قوه قضائیه که برخلاف اینکه هفته ای سه بار از روی دنده چپ پا می شود، دیروز از روی دنده راست پاشد و گفت: « ایران از لحاظ سیاست قضایی از تمام دنیا جلوتر است.» به نظر من این رئیس قوه قضائیه باید مصاحبه های انتقادی آیت الله هاشمی شاهرودی را در مورد قوه قضائیه و وضع زندان در ایران بخواند و حداقل بگوید که ما از 80 درصد جهان جلوتریم، وقتی می گوئیم از همه جهان جلوتریم، آن وقت باید دلایل زیر را به عنوان دلایل متقن و کامل و دقیق در مورد جلوتر بودن سیاست قضائی ایران از تمام جهان، بیاوریم:
اول: در تمام جهان و بخصوص آمریکا و اروپا هزاران روزنامه و مجله در ده سال گذشته توقیف و تعطیل شده است، در حالی که در ایران فقط صدها روزنامه توقیف و تعطیل شده است.
دوم: بنا به گفته آقای هاشمی شاهرودی بسیاری از زندانیان در ایران بی جهت زندانی اند و نباید مجازات زندان برای آنها در نظر گرفته شود. در حالی که در کشورهای دیگر بخصوص بقیه جهان، همه زندانیان بی جهت زندانی اند.
سوم: در ایران تعدادی از زندانیان به اتهام جاسوسی با سروصدا دستگیر می شوند و بی سروصدا آزاد می شوند، در حالی که در تمام جهان جاسوسان را بی سروصدا می گیرند و بی سروصدا مجازات می کنند، و این نشان می دهد که ما از لحاظ سیاست قضایی از بقیه جهان جلوتر هستیم.
البته دلایل دیگری توسط آیت الله هاشمی شاهرودی بارها و بارها به عنوان انتقاد از قوه قضائیه گفته شده است که به نظر من باید این آقای هاشمی شاهرودی با رئیس قوه قضائیه یک ملاقاتی بکنند و در جریان مسائل قضائی قرار بگیرند. راستی این آقای هاشمی شاهرودی چه نسبتی با آن آقای هاشمی شاهرودی دارند؟

البعثت الاسلامیه فی بلاد الافرنجیه

یک مرکز فرهنگی ترکیه اعلام کرد که صادق هدایت و سعدی جزو نویسندگان عرب هستند. من نمی دانم چرا فکر می کنند سعدی عرب است، ولی در مورد هدایت معتقدم احتمالا وقتی می بینند که آثار مارکز و کوندرا و امیل زولا و حتی آثار منتشر نشده پائولو کوئیلو در ایران چاپ می شود، ولی آثار هدایت چاپ نمی شود، لابد معلوم می شود که عرب است که آثارش در ایران چاپ نمی شود، اسم خودش هم که نه کورش است و نه داریوش، فامیلی اش هم که هدایت است، اسم کتابش هم که « البعثت الاسلامیه فی بلاد الافرنجیه» است. حالا شانس آوردیم که احمد شاملو را جزو عرب ها حساب نکردند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
فرمانده کل ارتش: در صورت حمله، چيزي به نام سرباز به سرزمينشان باز نمي‌گردد چهارشنبه، 30 خرداد 1386 ادوارنیوز: فرمانده كل ارتش در يادواره وزراي شهيد دفاع و 890 شهيد وزارت دفاع سخن مي‌گفت، تاکید کرد: اگر دشمن سنگي بيندازد رهايش نمي‌كنيم و ديگر چيزي به نام سرباز به سرزمينشان بر نمي‌گردد. به گزارش خبرگزاري فارس؛ سرلشگر عطاالله صالحي فرمانده كل ارتش پيش از ظهر امروز (چهارشنبه) با اشاره به استحكام و اقتدار سامانه‌هاي مختلف دفاعي در كشور گفت: اين استحكام به نحوي است كه دشمن را در رابطه با انديشيدن به هر نوع تهاجم ناكار كرده است. فرمانده كل ارتش با ذكر اين نكته كه برخي مي‌گويند دشمن در اين موضوع تعارف مي‌كند خاطرنشان كرد: دشمن به اين دليل تعارف نمي‌كند، چون ما با آنها تعارف نداريم. صالحي اضافه كرد: دشمن امروز مانند قمار بازي است كه فكر مي‌كند شايد اينبار بتواند برنده شود و به اميدواري‌هايي دست مي‌آويزد كه بعضاً اميد موقت هم ايجاد مي‌كند كه مثال آن وجود شبكه‌هاي تروريستي در منطقه است. وي با اشاره به برخي شايعات مبني بر حمله اظهار داشت: اگر دشمن سنگي از روي هوا بيندازد در زمين و دريا رهايش نمي‌كنيم و در وضعيت فعلي نيز ناكارآمدترش خواهيم كرد. فرمانده كل ارتش تاكيد كرد: در آن صورت چيزي به نام سرباز به سرزمينشان باز نمي‌گردد. وي در پايان استحكام نيروها، پشتيباني علمي، اراده و تعهد به اسلام را موجب به وجود آمدن قدرتي دانست كه به زودي شاهد اضمحلال دشمنان در تمام جبهه‌ها خواهيم بود. بالا^^
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

"اگر وحدت نکنيم، آينده خوبي پيش رو نيست"

در باره غلامعلي حداد عادل - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

haddadadel494.jpg

مازيار رادمنش

غلامعلي حدادعادل سه شنبه شب در نشست هم انديشي نخبگان اصولگرا در آن شركت داشتند، بر ضرورت اتحاد اصولگرايان در انتخابات آينده مجلس تاكيد كرد. حداد عادل با تشريح تفاوت هاي اصولگرايان و اصلاح طلبان، دفاع از اسلام سياسي و مقاومت در برابر جريان غرب گرا و سكولار را مهمترين مشخصه و تكليف اصولگرايان دانست و گفت: "برخي گروه‌ها در سال‌هاي قبل با حمايت مستقيم و صريح آمريكا قصد داشتند در ايران دين را از سياست جدا كرده و جايگاه دين را به فرهنگ شخصي افراد تنزل دهند". حداد عادل گفت: "براي ادامه روند موفقيت اصولگرايان و گام‌هاي آينده، وحدت مهمترين نقش را ايفا مي‌كند و در صورت عدم وحدت، آينده مناسبي را پيش رو نخواهيم داشت." رئيس مجلس به نتايج انتخابات سومين دوره شوراي شهر در تهران اشاره کرد و گفت: "در اين انتخابات تلاش‌هاي زيادي براي وحدت انجام شد، اما به هر دليلي نتوانستيم و در نتيجه انتخابات خطر عدم موافقيت را احساس كرديم." حداد عادلتاکيد کرد: "بايد قلمرو‌هاي جديدي به اصولگرايي بفزائيم و اين امر با بكار گرفتن انديشه و زبان متفاوت امكان پذير است. اما در نهايت اين همكاري بايد به كثرت آراي مردمي و نه كثرت كانديداهاي انتخاباتي ختم شود."

غلامعلي حداد عادل کيست؟

غلامعلي حداد عادل در سال 1324 هجري خورشيدي در تهران بدنيا آمد. نام پدرش رضا بود و شغل آزاد داشت. وي در سال 1342 وارد دانشگاه تهران شد تا در رشته فيزيک درس بخواند. وي ليسانس خودش را در رشته فيزيک در سال 1345 گرفت و در همان سال براي ادامه تحصيل در همان رشته به دانشگاه شيراز رفت و در سال 1347 فوق ليسانس فيزيک را از بخش فيزيک دانشگاه شيراز گرفت. به نظر مي رسيد که حداد عادل که تازه 23 ساله بود، نيازهاي روحي خود را در بخش فيزيک دانشگاه برطرف نکرده است، به همين دليل نخست در سال 1348 وارد تحصيل رشته علوم اجتماعي دانشگاه تهران شد، اما يک سال بعد اين رشته را رها کرد و دوره فوق ليسانس فلسفه را در دانشگاه تهران از سال 1349 آغاز کرد و موفق شد که دوره دکتري فلسفه خودش را هم در همان دانشگاه تهران در سال 1354 به پايان برساند. در اين زمان وي تازه سي ساله بود.

فعاليت هاي پيش از انقلاب

حداد عادل از سال 1347 از سن 23 سالگي تدريس در دانشگاه ملي را آغاز کرد و پس از يک دوره که به دليل فعاليت هاي سياسي توسط ساواک از تدريس منع شد، از سال 1351 تا 1357 به تدريس در دانشگاه صنعتي آريامهر (شريف) پرداخت. وي همزمان با تحصيل در رشته فلسفه دانشگاه تهران به شاگردي دروس فلسفه آيت الله مطهري نيز مشغول شد و از طريق همين رابطه همزمان با وقوع انقلاب عضو کميته همبستگي دانشگاهيان با مردم شد.

مشاغل اصلي پس از انقلاب

حداد عادل پس از انقلاب مدتي معاون وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بود، مدتي به عضويت شوراي سرپرستي صدا و سيما درآمد، مدت ده سال مشاور وزير و معاون وزير و رئيس سازمان پژوهش و برنامه ريزي وزارت آموزش و پرورش شد، و چندي مديرعامل بنياد دائره المعارف اسلامي گشت.

اولين غيرروحاني که رئيس مجلس شد

حداد عادل در حال حاضر رئيس مجلس هفتم شوراي اسلامي و اولين رئيس غير روحاني مجلس است. در دوره گذشته نيز وي توسط محافظه کاران نامزد انتخابات مجلس شوراي اسلامي شده بود که همراه با هاشمي رفسنجاني به عنوان تنها نامزدهاي انتخاب شده محافظه کاران در مجلس وارد مجلس ششم شد. حداد عادل عضو شوراي تشخيص مصلحت نظام، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، وي عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي (فرهنگستان سوم) است، وي پس از حسن حبيبي به رياست فرهنگستان رسيد، اما پس از آنکه به رياست مجلس رسيد، حسن حبيبي مجددا رئيس فرهنگستان زبان و ادب فارسي شد. حداد عادل همچنين عضو شوراي عالي فرهنگ و ارتباطات اسلامي است.

کتاب ها

حداد عادل به زبان هاي انگليسي و عربي تسلط کامل دارد و تا کنون 17 کتاب درسي و 5 کتاب در حوزه هاي مختلف علمي منشر کرده است. عناوين مهم ترين کتابهاي وي چنين است: «نظريه معرفت در فلسفه کانت، 1378»، « ترجمه تمهيدات امانوئل کانت، 1367»، « حج، نماز بزرگ، 1379»، « فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، انتشارات سروش، 1359»، « نظارت علمي بر شش جلد دانشنامه جهان اسلام، زير نظر حداد عادل، بنياد دائره المعارف اسلامي، 1375»، « جدائي ها»، « درسهايي از قرآن، چهارجلد» وي همچنين بيش از ده کتاب درسي مهم در مقاطع مختلف درسي آموزش و پرورش را نيز تاليف کرده است.

مردي براي همه فصل ها

صادق قطب زاده که در همان سالهاي اول انقلاب از تندترين مواضع انقلابي به آنجا رسيد که عاقبت توسط دادگاه انقلاب اعدام شد، در مورد حسن حبيبي که سالها در فرنگ مي زيست و پس از انقلاب در دوران هاشمي رفسنجاني به چهره دوم و مطبوع دولت هاشمي تبديل شده بود، زماني گفته بود: «حبيبي وقتي در پاريس بود، ماهها کار مي کرد و يک قانون اساسي پيشنهادي تهيه مي کرد، اما در عرض يک ساعت مي توانستي همه آنچه نوشته بود را نقد کني و او را نسبت به آن دچار ترديد کني.» شايد اين نکته در مورد برخي از چهره هاي علمي و فرهنگي که وارد ساختار قدرت سياسي کشور شدند، مصداق بارزي داشته باشد. حداد عادل از کساني بود که شايد حتي اگر حکومت جمهوري اسلامي نيز برقرار نبود، در زمينه هاي دانشگاهي مي توانست صاحب نام باشد، اما شايد همچون حسن حبيبي بازيگر خوبي براي بازيهاي سياست ايران نبود.

همزمان با روي کار آمدن احمدي نژاد، ملاقات حداد عادل با مقامات بلژيک به دليل اعتراض وي به دادن سرويس شراب در مراسم لغو شد و دولت بلژيک اعلام کرد که ترجيح مي دهد تا مناسبات رسمي خودش را اجرا کند تا بخاطر رئيس مجلس ايران، اصول و برنامه هاي خودش را تغيير دهد. حداد عادل پس از آن نيز يکي دو بار در سفرهاي خارجي قرباني تغيير رويه ايران پس از احمدي نژاد شد. شايد به دليل جايگاه رسمي حداد عادل بود که وي در سفري که در بهمن 85 در قونيه داشت، در وقايع پس از برخورد با دراويش در قم، در پاسخ به خانم خبرنگار ترکيه گفت: «ما در جمهوري اسلامي نه با تسنن مشکل داريم و نه با تصوف.» بي ترديد حداد عادل مي دانست که اين سخن نادرست است، اما او پذيرفته است که يکي از مردان اول حکومت جمهوري اسلامي باشد.

حداد عادل پسري به نام فريدالدين دارد که مدتي معلم دبيرستان بود و چندي است که به مشاغل فرهنگي ديگر روي آورده است. وي دو دختر دارد. سيد مجتبي خامنه اي پسر آيت الله خامنه اي داماد حداد عادل است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ايران را بايد محاصره کرد

نظرنماينده جمهوري خواهان آمريکا - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

namayandejomhorikhahan.jpg

ديويد بلر - ديلي تلگراف

فرد تامسون، که تنها اميد جمهوري خواهان آمريکا براي حفظ کاخ سفيد به شمار مي رود، ديروز از لزوم محاصره ايران سخن گفت. وي که قرار است نامش ظرف چند روز آينده به عنوان يازدهمين کانديداي جمهوري خواهان اعلام شود، همچنين هشدار داد که "جهاد گرايان" مي خواهند غرب را به زانو در آورند.

فرد تامسون، هنر پيشه سينما، پيش از آنکه به عنوان سناتور از ايالت تنسي انتخاب شود، درفيلم هاي "داي هارد 2 " و "در جستجوي اکتبر سرخ" بازي کرده بود.

وي در سفرخود به لندن طي سخن راني شديد الحني فعاليت هاي هسته اي ايران را مهمترين تهديد براي غرب قلمداد کرد. وي اشاره کرد که چگونه محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران، علنا از "پاک کردن اسرائيل از نقشه جهان" سخن گفته است.

وي گفت: "زماني که رئيس جمهور ايران کابوس هاي خود را به اين شيوه در مقابل جمعيتي که براي او کف مي زنند مطرح مي کند، نمي توان فرض کرد که اين ها تنها تعصبات و کف زدن هاي توخالي است. تنها فرض معتبر و قابل اطمينان آن است که فرض کنيم مقصود وي واقعا همين است که مي گويد."

وي گفت: "آنچه تاريخ معاصر به ما نشان داده است آن است که زماني که مستبدين متعصب مي گويند ملتي را نابود خواهند کرد، بايد به آن ها گوش داد. ما بايد با حفظ اتحاد و با جمع کردن نيرو هاي خود مطمئن شويم که چنين افرادي قدرت پياده کردن جاه طلبي هاي پليد خود را پيدا نکنند."

آقاي تامسون گفت تحريم ها و فشار هاي ديپلماتيک عليه ايران بايد اين کشور را مجبور سازدازسه قطعنامه سازمان ملل پيروي کند و غني سازي اورانيوم را متوقف کند. اين فعاليت که اکنون توسط ايران در نظنز در ايران انجام مي شود مي تواند به توليد مواد لازم براي بمب هسته اي بيانجامد.

اين سناتور سابق راه مستقيم تري هم براي فشار بر اقتصاد ايران پيشنهاد کرد. وي گفت: "محاصره ايران راه ديگري است که در صورت وجود همکاري بين المللي مي تواند انجام شود، به شرط آن که همگي خطر را احساس کرده باشيم و ماهيت آن را بشناسيم. اين تنها راهي است که لزوم گزينه نطامي را منتفي مي سازد.

محاصره ايران در واقع يک اقدام نظامي است چرا که مستلزم استفاده از ناوگان پنجم آمريکاست که در بحرين مستقر است و همچنين لازم است کشتي هاي ساير نيروهاي متحد از تردد کشتي ها به بنادر جمهوري اسلامي در خليج جلو گيري نمايند.

جلوگيري از رسيدن کشتي ها به ايران عکس العمل هاي جهاني را نيزدر بر خواهد داشت چرا که اين عمل از طرف ديگر به بالا رفتن قيمت نفت انجاميده و بحران جهاني بوجود مي آورد.

وي در طي اين سخن راني که در يک مرکز فکري دست راستي بيان مي شد تصوير تاريکي از دنيايي که بواسطه تروريسم مذهبي تکه تکه شده است ارائه کرد.

وي گفت: "دنياي غرب در حال مبارزه با جهاد گراياني است که اين مبارزه را جزئي از مبارزات چندصد ساله مي انگارند و تا غرب را به زانو در نياورند از پا نخواهند نشست."

آقاي تامسون که قرار است با بارونس تاچر ملاقات کند گفت انگليس يک متحد حياتي براي آمريکاست.

وي از توني بلر تجليل کرده و وي را يک "دولتمرد" خواند و از گوردون براون، پنجاه و سومين نخست وزير بريتانيا استقبال کرد.

آقاي تامسون 64 ساله گفت: "ما در آمريکا هرگزدر قدرت و وفاداري مردم بريتانيا ترديد نکرده ايم."

وي افزود: "ما در حال حاضر، بيش از هميشه، خوشحال هستيم از اينکه انگلستان را بهترين متحد خود بدانيم و افتخارکنيم که شما را دوست خود مي شماريم."

منبع : ديلي تلگراف 20 ژوئن 2007

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

تلاش براي تحميل تحريم هاي جديد به ايران

هاآرتص: - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

un494.jpg

وزارت کشور آمريکا روز سه شنبه اعلام کرد که آمريکا و ساير قدرت هاي بزرگ، مشورت هاي خود را درباره تحريم هاي سازمان ملل که به دليل سرباز زدن ايران از توقف غني سازي اورانيوم صورت مي گيرد، آغاز کرده اند.

شان مک کورمک، گفت که نمي داند چه زماني اين تحريم ها در شوراي امنيت بررسي مي شود "اما ما از هم اکنون مشغول گفتگو درباره مفاد آن هستيم."

مک کورمک بدون اشاره به جزئيات اعلام کرد که مفاد تحريم ها در بحث هاي هفته گذشته نيکلاس برنز معاون وزارت کشور آمريکا، در سفرش به اروپا مطرح شده است.

شوراي امنيت از ماه دسامبر گذشته، دوبار تحريم هاي جديدي براي ايران درنظر گرفته و هربار فشار را بر روي اين کشور افزايش داده است.

اما ايران بجاي اينکه غني سازي اورانيوم را به دستور سازمان ملل، متوقف کند، برنامه هايش را بسرعت گسترش داده است. غني سازي اورانيوم يکي از اقدامات کليدي است که براي توليد برق و ساختن بمب بکار گرفته مي شود.

قطعنامه دوم سازمان ملل که در ماه مارس صادر شد، از برنامه هاي اتمي ايران فراتر رفت و قراردادهاي صادرات سلاح توسط ايران را ممنوع و سرمايه هاي 28 شرکت و فرد ايراني را بلوکه کرد که اين موضوع شامل بانک دولتي سپه و فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب، مي شد.

روز شنبه، سرپرست تيم گفتگو کننده ايران و رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا، براي دور تازه گفتگو ها درباره برنامه هاي اتمي ايران، در ليسبون ملاقات خواهند کرد. آژانس خبري مهر رسما اعلام کرد که علي لاريجاني و خاوير سولانا در پايتخت پرتغال با يکديگر ديدار خواهند کرد.

دفتر سولانا در بروکسل تاريخ و محل دقيق اين ديدار را مشخص نکرد، اما مک کورمک به خبرنگاران گفت که اين ملاقات انجام خواهد شد. آخرين ديدار لاريجاني و سولانا در روز 31 مه در شهر مادريد انجام شد.

مک کورمک گفت: "يکي از دلايل ديگر اين ديدار اميد داشتن به اين نکته است که دولت و رژيم ايران تحليل هاي متفاوتي را شروع کنند. مسلما، آنها منزوي تر از سال گدشته شده اند. پس ما از طريق آقاي سولانا به گفتگو با ايراني ها ادامه مي دهيم و آنها را به يافتن راهي براي دادن پاسخ مثبت، ترغيب خواهيم کرد. ما قصد داريم راهي بيابيم که ايران از غني سازي اورانيوم دست بکشد و فعاليت هايش را جوري ادامه بدهد که منجر به مذاکره بشود."

يکي از مقامات عالي رتبه آمريکا به رويترز گفت که ما انتظار نداريم که دور بعدي گفتگوها به نتيجه برسد. ايران مي گويد که برنامه هاي اتمي اش به فقط منظور توليد برق است، اما قدرت هاي غربي مي گويند که ايران قصد دارد بمب اتم توليد کند.

باوجود اينکه مقامات رسمي آمريکايي بارها گفته اند که قصد دارند مسئله اتمي ايران را از طريق ديپلماتيک حل کنند، جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، روز سه شنبه اعلام کرد که همه گزينه ها از جمله حمله نظامي به ايران مطرح است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

کنگره آمريکا آماده اقدام عليه ايران مي شود

نيويورک سان خبر داد: - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

الي ليک

همزمان با وعده جرج بوش رئيس جمهوري آمريکا و ايهود اولمرت نخست وزير اسرائيل در خصوص حمايت از محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان فلسطين و عضو جنبش فتح، کنگره آمريکا آماده مي شود تا اقدام جديدي عليه ايران که کشور حامي حماس و رقيب جنبش فتح است، انجام دهد.

به گزارش خبرنگار نيويورک سان، قرار است امروز نمايندگان مجلس آمريکا طي يک لايحه پيشنهادي در خصوص بودجه کمک هاي خارجي سال 2008 رأي گيري کنند. به موجب اين لايحه، رايس وزير امور خارجه آمريکا موظف خواهد شد "به منظور ممانعت از دستيابي ايران به تسليحات اتمي تلاش کند ذخيره بنزين پالايش شده ايران را محدود کند."

با توجه به اينکه ايران به رغم دارا بودن سومين ذخائر انبوه نفت خام جهان، نيمي از بنزين مصرفي خود را وارد مي کند، اين اقدام آمريکا شديد ترين واکنشي است که تاکنون بر عليه ايران اتخاذ شده است. اين اقدام نشان مي دهد که کنگره آمريکا و کاخ سفيد، کودتاي موفق حماس در نوار غزه را بخشي از پيروزي ايران مي دانند که سالانه يکصد ميليون دلار بودجه به اسلام گرايان سني که از ديد اسرائيل و آمريکا تروريست هستند، اختصاص داده است و آنها را آموزش نظامي مي دهد.

بعلاوه، اين اقدام جسورانه آمريکا بيانگر فضاي جديد سياسي است که مدعيان کانديداتوري رياست جمهوري اين کشور در دو حزب جمهوريخواه و دموکرات براي اعلام سياست هاي جديد خود در مقابله با تهديد ايران ايجاد کرده اند. فرد تامپسون سناتور اسبق و هنرپيشه مجموعه تلويزيوني " قانون و حکم " طي يک سخنراني در لندن گفته است محاصره بين المللي ايران احتمالا ً آخرين راه چاره براي جلوگيري از اقدام نظامي بر عليه آخوندها خواهد بود.

تامپسون هشدار داده است: "کابوس هاي رئيس جمهور ايران در ميان جمعيت تشويق کننده صرفا ً نقطه نظرات يک متعصب نيست. تنها فرضيه درست اين است که او واقعا ً منظور دارد." سناتور اوباما از ايالت ايلينويز و دموکرات کانديداي رياست جمهوري آمريکا ماه گذشته دور کامل تحريم بانک ها و شرکت هايي را که هنوز با شرکت هاي ايراني داد و ستد مي کنند، پيشنهاد داد. با اين وجود، الفاظ جسورانه مدعيان رياست جمهوري آمريکا با ديپلماسي واقعي اين کشور در قبال نوار غزه و کرانه باختري به شدت در تضاد است. بوش روز گذشته از محمود عباس به خاطر سياست "ميانه روي" او تقديرکرد، در حاليکه جنبش حماس که وي خواهان تقسيم قدرت با آن بود، هفته گذشته مأموران اطلاعاتي او را از پشت بام ها به بيرون پرتاب کردند. اين در حالي است که اولمرت با بوش هم عقيده است و قول داده از هيچ تلاشي براي همکاري با محمود عباس فرو گذار نکند.

اما در حال حاضر همکاري اولمرت معطوف به راه حل ايجاد دو کشور اسرائيل- فلسطين نيست، بلکه به چگونگي کاهش درد و رنج اعراب فلسطيني محدود مي شود. اولمرت گفته است: "من بايد با محمود عباس در مورد مسائل جاري که مي توانند به ارتقاي کيفيت زندگي مردم کمک کنند، گفتگو کنم. اين چيزي است که وي کاملا ً به انجام آن متعهد است، ما بايد اين کار را انجام دهيم و اين چيزي نيست که فلسطيني ها بتوانند از آن فرار کنند. "

از سوي ديگر يک ديپلمات آمريکايي اعلام کرده است، يکي از نگراني هاي واشنگتن اين است که همزمان با کمک رساني اروپا و آمريکا به دولت جديد محمود عباس و به رسميت شناختن ديپلماتيک آن، حماس بتواند نقش خرابکار را در کرانه باختري ايفا کند. اين مقام افزود: "احتمال قوي وجود دارد که حماس بتواند رهبران فتح را ترور کند و ما بايد مراقب باشيم."

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

طرح کنگره آمریکا برای منع واردات بنزين به ايران

تعلل دولت احمدی نژاد، هجوم مردم به پمپ بنزين ها - پنجشنبه 31 خرداد 1386 [2007.06.21]

pompbenzin494.jpg

حميد احدي

يکشنبه شب يک چهره از مصيبتي که کارشناسان انتظامي و امنيتي دولت را از آن مي ترسانند رخ داد و صف‌هاي بلند پمپ‌بنزين‌ها، ياد سال‌هاي آغاز انقلا‌ب را زنده كرد. مردم، نگران از آغاز شبانه سهميه‌بندي، به سوي پمپ بنزين‌ها هجوم آورده بودند. درست فرداي آن روز نمايندگان مجلس آمريکا بررسي طرحي را آغاز کردند که وزير خارجه آن کشور را موظف مي کند که بر سر راه واردات بنزين ايران مشکلاتي ايجاد کند. زنگ خطري که از مدت ها پيش به صدا در آمده بود اما دولت احمدي نژاد آن را نشنيد.

همزمان با آشکار شدن طرح نمايندگان مجلس آمريکا که اساس آن بر ايجاد مشکل در راه واردات بنزين به ايران است، يک منبع آگاه در تهران به روز گفت دولت آن قدر دست به دست کرد تا هديه اي از سوي افراطي هاي آمريکائي رسيد. حالا با استفاده تبليغاتي از طرح نمايندگان کنگره آمريکا، از مردم خواهند خواست که براي مقابله با دشمن، ناکارآمدي ها و بلاتکليفي ها را تحمل کنند.

گزارش روزنامه ها و شاهدان عيني از وضعيت مردم در صف هاي پمپ بنزين دلايل بسياري براي اميدواري نمايندگان آمريکا ايجاد کرده است که فشارهاي اقتصادي و تحريم هائي که مقامات ايراني آن را عبث و بي اثر مي دانند کم کم در زندان ها ظاهر شده به طوري که به نوشته اعتماد ملي شب پيش مردم در صف پمپ بنزين ها، تومبيل‌هايشان را رها كرده و در پياده‌رو يا همان كنار اتومبيل شان به انتظار رسيدن به جايگاه‌ نشسته بودند. بعضي‌ها دور هم جمع شده بودند و مشغول تحليل اوضاع و احوال كشور بودند، برخي هم به شوخي رهگذراني را كه از آغاز سهميه‌بندي مي‌پرسيدند دست مي‌انداختند.

از کي آغاز شد

ماجراي صف پمپ بنزين ها از جائي آغاز شد که مجلس بعد از آن که سال اول رياست جمهوري احمدي نژاد را به او مهلت داد، در آغاز دومين سال با طرح اين سئوال که تا کي مي توان از ذخيره ارزي برداشت و بنزين وارد کرد، تبصره اي را به تصويب رساند که دولت را موظف مي کرد که همزمان با افزايش توجه به وسايل نقليه عمومي و کمک به گسترش آن ها، سهميه بندي به قصد کاستن از مصرف را که سرسام آور بالا رفته است را در دستور قرار دهد. اما دولت هيچ تمايلي به اجراي اين تبصره نشان نداد، سهل است براي به شکست کشاندن مترو تهران که فرزند هاشمي رفسنجاني مدير آن است از پرداخت يارانه مصوب به آن خودداري کرد تا جائي که شهرداري تهران از اعتبار خود براي جلوگيري از توقف مترو بهره گرفت. سرانجام بعد از اشارات متعدد نمايندگان با پيش گرفتن روشي که به گروگان گيري مجلس تعبير شده است، بخشي از بودجه مترو تهران، که ابتدا هم لاي ضوابط اداري پنهانش کرده بودند پرداخت شد و نمايندگان مجلس سه بار وادار شدند در آخرين لحظات و از سر ناچاري با برداشت از صندوق ذخيره ارزي و واردات بنزين موافقت کنند.

آخرين مهلت قانوني براي آغاز سهميه‌بندي اول خرداد‌ماه بود، که در استانه آن انواع خبرهاي متناقض از سوي دستگاه‌هاي دولت پرتاب شد که نشان مي داد اراده اي براي اجراي قانون وجود ندارد و وقتي هم اين موصوع علني شد ناگزير رييس مجلس هم که در حمايت از دولت سنگ تمام گذاشته است فغانش بلند شد و به دولت تذکر داد که چاره اي جز اجراي قانون ندارد. با وجود اين تذکر وزير کشور – که به بهانه امنيتي شدن ماجرا عهده دار مسووليت طرح شده است به مجلس رفت و جملاتي گفت که نمايندگان هوادار دولت تعبير به کلي بافي و پشت هم اندازي کردند. بعد مهلت به 15 خرداد‌ماه و سرانجام به تاريخي نامعلوم موکول شد.

تا بلاخره با چنگ و دنداني که مجلس نشان داد و تهديد کرد که طرحي دوفوريتي در کارست، اعلام شد که هيات دولت روز سه شنبه نرخ سهميه بندي را معين مي کند. و در همين زمان بود که صف ها دراز شد اما صبح شد و خبري نرسيد تا محمد نعمت زاده قديمي ترين وزيرها که اينک در مقام معاون وزارت نفت مسووليت امور فني و اجرايئي را به عهده دارد با لحني که نارضايتي از آن مي باريد اعلام داشت جلسه هيات دولت تشکيل نشد و تصميمي هم گرفته نشد و همه چيز منتظر تصميم دولت است.

ترکيب امنيتي

گفته ميشود که مقصود از دولت ترکيبي از وزير کشور معاونان وي [ذوالقدر و ثمره هاشمي] و فرماندهان سپاه و فرمانده نيروي انتظامي است. و باز شايع است که از مقامات بالا اجازه خواسته شده که در صورت بروز ناارامي ها، نيروهاي نظامي بتوانند آرامش را به شهرها برگردانند.

خبر احتمال آغاز سهميه‌بندي بنزين، از آغاز تيرماه هم خبري بود كه از قول چند تن از نمايندگان مجلس، وزير كشور و چند مقام دولتي ديگر منتشر شده بود. حاج‌رضايي، رئيس انجمن صنفي جايگاه داران گفته مردم وحشت کرده اند و دليل شلوغي كم‌سابقه پمپ بنزين‌ها را نگراني مردم از آغاز سهميه‌بندي و محدوديت در سوختگيري خوانده و گفته ذخيره‌سازي سوخت هم متداول شده و از روز چهارشنبه تا جمعه هفته گذشته 23 منزل مسكوني و هشت مغازه در تهران دچار حريق شدند. خبر انفجار در خانه‌اي كه يك هزار ليتر بنزين در آن ذخيره شده بود را همين مردم دهان‌به‌دهان و گوش‌به‌گوش رساندند.نكته دوم در سخنان وزير نفت اما خيال خوش نمايندگان مجلس را برهم مي‌زند.

هم ميهن نوشته بازهم فرصت اعطايي مجلس اصولگرايان به دولت مهرورزان از كف رفت. پس از آنكه هيات دولت نتوانست به تعهد قانوني خود درباره جيره‌بندي بنزين عمل كند، در فاصله كمتر از 20 روز، دو مرتبه مصطفي‌ پورمحمدي وزير كشور در مجلس حاضر شد تا با عذر تقصير و طرح علل تعويق اجراي طرح، مهلتي ديگر را براي دولت كسب كند.

نياز مردم

حسين‌آفريده يكي از نمايندگان مجلس و عضو كميسيون انرژي به هم ميهن گفته بودجه 5/2 ميليارد دلاري براي واردات بنزين در كنار توليد روزانه 43 ميليون ليتر در پالايشگاه‌هاي كشور در صورت قطع جريان قاچاق بنزين به آن‌سوي مرزها، كفاف نياز مردم را مي‌دهد.

طولاني شدن روند بهانه گيري و بي تصميمي دولت باعث شده که عده اي از هواداران دولت به صدا در آيند و بگويند گاه چنان از مساله جيره‌بندي بنزين سخن مي‌رانند گويي اين دولت نبوده است كه لايحه به مجلس برد و اكنون هم قانوني در كار نيست و دولت به يكباره با يك عمل دستوري و تحميلي مواجه شده است.

به گفته کارشناسان گره کور بنزين که برخي آن را به عنوان پاشنه اشيل جمهوري اسلامي مي دانند آن قدر در دل ناکارآمدي و سياسي بازي هاي دولت احمدي نژاد به تعللل گذشت که کنگره آمريکا بررسي طرحي در زمينه اخلال در واردات بنزين ايران را در دستور قرار داد.


خبرهاي رسيده حاکي است که برنامه تبليغاتي استفاده از طرح کنگره آمريکا و شانه خالي کردن از اجراي قانون آماده شده است و در روزهاي آينده به اجرا گذاشته مي شود. و از همين رو طرح کنگره هديه اي از جانب افراطي هاي آمريکا براي دولت احمدي نژاد تلقي شده است.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
نامه سرگشاده جمعی از اعضای سابق و فعلی دفتر تحکیم وحدت خطاب به دکتر سروش
چهارشنبه، 30 خرداد 1386

ادوارنیوز: جمعی از اعضای سابق و فعلی شورای مرکزی و شورای عمومی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت با انتشار نامه سرگشاده ای خطاب به دکتر عبدالکریم سروش ضمن تاکید بر نقش ایشان در بیداری جنبش دانشجویی در سالهای اخیر به نقد برخی سخنان اخیر وی پرداختند متن نامه در پی می آید:

جناب استاد دکتر عبدالکریم سروش


نام شما در تاریخ جنبش دانشجویی بر سنگهای سختی حک شده است آنچنان که با گذر ایام وباد وباران روزهایکه می آید محو نمی شود.
این نام زمانی در تاریخ ما طنین انداز شدکه از دانشجو انتظار جنبشی نمی رفت وآنها باید سربزیرانی رهوار می بودند که به دانشگاه راه یابند واگر نبودند باید می رفتند،روزهای سرد وتاریکی که انجمن ها اسلامی را عزم تغییری نبود وسرمای جانکاه جمود و تحجر بر دیوارهای دانشگاه سیطره یافته بود،در چنین فضای صدای کسی شنیده شد که از روشنی سخن می گفت وعرش آنها که سر بر آسمان می ساییدند را با کلامی آرام وشمرده به لرزه درآورد.
او یک مبارز انقلابی نبود وما را به خشونت فرا نمی خواند ،او از مولوی می گفت و انبانش لبریزازعشق و عرفان وآزادی بود و رد پای بشر را در آسمانی ترین مفاهیم جسته بود.
نام عبدالکریم سروش نام استادیست که شاگردانش بعد از رفتنش به دانشگاه آمده اند.


جناب استاد!


ما وشما همیشه در یادمان خواهد ماند روزی که کلام شما بر یخ های ستبر وقندیل بسته دانشگاه اثر کرد وآنگاه ما منادیان آزادی در دانشگاهها شدیم، وظیفه استعلام نام دانشجویان بر زمین نهادیم وبرای بیداریش کوشیدیم.


آن سالها را از یاد نبرده ایم که بر زبان بردن نام شما شجاعت می خواست وشهامت.
آن روزها که برای سخنرانی تان در یک کلاس باید از شورای تامین امنیت یک استان اجازه می گرفتیم، آن هنگام که در تمام طول مدت سخنرانی شما قلب هایمان در سینه می تپید تا کلام شما به انتها برسد و یاری دهندگان خشونت ،استاد خشونت ستیز ما را نیازارند،هر گاه خشونت آنقدر عریان شد که ما برای تسکین دردهایمان به درشتی سخن گفتیم، دوباره درس هایتان را دوره کردیم.
ما از شما آموختیم که مشفقانه نقد کنیم وبرای بزرگ شدن ناممان ،بزرگی نام کس نهان نکنیم، از شما آموختیم که اگرپیشینیان ما در دوردست تاریخ دیواری بنا کرده اند برای ساختن عمارتی نو آن را خراب نکنیم،کژی وکاستی هایش بر گیریم وخشت بر آن بنهیم. از شما آموختیم چشم بر انگیزه ها ببندیم وانگیخته ها را نقد کنیم.


شما میان تندخویی و طغیان برایمان دیواری کشیدید وبه ما آموختید که در آن سالهای سکوت چگونه طغیان کنیم وفریاد آزادی سر دهیم،پیش از آنکه "شعارهای آزادی" زینت بخش عکس های تبلیغاتی شود، این نام را از شما شنیده بودیم، پیش از آنکه "درود بر مخالف من" تزیین بی عملی های سیاسی شود ،عینیت نقد منصفانه را در کلام شما جسته بودیم.


اینک چه می شود که استاد ما آن کلام شیرین بر زمین نهاده ودر نقد نظر دیگری بر حافظه
وصداقت و علم او خرده می گیرد؟اینکا استاد ما را چه می شود که سخنان نغز و پرمغز وعمومآ حق به جانبش در مواجهه با مخالفان و منتقدان ومفتریان به صد عتاب وتحقیر آلوده است؟


اینکا از میان خیل آنها که آن دوران یکه تاز میدان شده بودند وتیغ بر دست پیادگان را از صحنه به در کردند، تنها نام عبدالکریم سروش می آید واز جایگاه او می پرسند به این دلیل است باقی همه بر آن عهد خود استوار مانده اند ومدال افتخارش را بر سینه آویخته اند.


اینکه در آن سالهای غیر قابل دفاع، که یک انقلاب با تمام عظمتش تنها به نفع یک گروه مصادره می شد بپرسند استاد ما در کجای تاریخ ایستاده بود از کدام یک از نقدها وافتراها وتهمتهایی که در این چند ساله بر شما رفته هولناکتر است؟


شما خود يكي از قربانيان حذف دگراندبشان از دانشگاه هستيد اما طرح اين سوال كه در آن روزگاران كه "حذف اغيار " در اين كشور تبديل به قانون شد و اعتراض بر آن بي قانوني و مستوجب تنبيه،شما چه ميكرديد سوال نابجايي نمي تواند باشد، در آن روزها بسياري از آنان كه فهميدن گناهشان بود و مبارزه كردن منفعتشان از دانشگاه بيرون رانده شدند. ولي شما نشديد و دست کم برای مدت کوتاهی معتمد بوديد وماندید، اكنون آيا زير سوال بردن حافظه آنها پاسخ مناسبي براي پشت در ماندگان است ؟


آيا همه آنها كه به گذشته شما نقبي ميزنند و نقدي ميكنند به قصد تكفير شما چنين ميكنند؟آيا همه را ميتوان كذاباني خام درسوداي نام دانست آنها كه خود از نام آوران اين ديارند؟ شما زماني خود هشدار داده بوديد كه مبادا طعن طاعنان و منع مانعان ما را از گام زدن در مسير چشمه ساران حقيقت باز بدارد آيا تمام نقدهايي كه بر شما ميرود طعن طاعنان است و هيچكدام حظي ازحقيقت نبرده اند ؟


آنگاه كه شما نيز چنين كنيد به كجا مي توان تکیه کرد و آيا پايه هاي نقد در اين ديار تا بدین حد لرزان است؟
براستی آیا همه نقشهایی که بر لوح دوره کوتاهی از پیشینه استاد می زنند،برآب است؟
و ما تا بدين حد سرگردان كه آنها كه طريقت به ما نشان مي دهند خود به وقت عمل در وادی تاریکی فرو می غلطند؟


در ابتدای کلام آوردیم که درسهای شما دانشگاه را دوباره زنده کرد، پس گفتن توصیفی درباره آن فضای مردگی چیزی از استاد ما نمی کاهد.
این چند سطر را نوشتیم تا به استادمان نشان دهیم درسهایش را فرا گرفتیم.
ما که در طول یک دهه در انجمن های اسلامی دانشجویی بهترین روزهای جوانی مان را سپری کردیم ودر طول تنها یک دهه،"سیاست بازان " بسیاری از آرزوهایمان را در مقابل دیده گانمان زنده به گور کردند ، اینک تنها همان دیده گان نظاره گر برایمان مانده است که هر روز شاهد رفتن به سمت نقطه نامعلومی باشیم.
لذا نمی خواهیم با طرح پرسشی این چنین برای خود نامی فراهم آوریم، چرا که در این سرزمین که مردم به صلیب معیشت ونان و بودشان مصلوب شده اند پرسیدن سوال شاگردی از استاد نام نمی آورد،اما هنوز آنقدر امید برایمان مانده که آرزوی آمدن روزی را کنیم که اندیشه انسانها نقد شود نه انگیزه آنها.
هنوز ذره ای امید ما را به رفتن و نماندن وا میدارد و پس ازسالها فهمیده ایم که ازآیینه بپرسیم نام نجات دهنده را .

چوغنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش


جمعی از اعضای سابق شورای مرکزی وشورای عمومی دفتر تحکیم از سال 75 تا 85 و
اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت

سیاوش افضلی- عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی 80-75
مهدی امینی زاده- عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی76-84 مجتبی بیات- عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی85- 82
ثمینا رستگاری- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی81-79
علی سیاسی راد- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی 80-75
حجت الله شریفی- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی77-82
رئوف طاهری
وحید عابدینی- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی82-84
مهدی عربشاهی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
علی عزیزی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
هادی کحال زاده- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی78-82
بهرام فیاضی- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی 79-84
احمد مدادی- عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم وفعال دانشجویی 80 -77
فرید مدرسی- عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی 85-78
عبدالله مومنی - عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی 84-76
سید سراج الدین میردامادی- عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و فعال دانشجویی 74-77
علی نیکونسبتی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
علی وفقی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
محمد هاشمی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
بهاره هدایت- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم
حنیف یزدانی- عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی و یکم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

کودکی که آماده ی تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسید : می گویند شما مرا فردا به زمین می فرستید. من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم در آنجا زندگی کنم؟

خداوند پاسخ داد: از میان تعداد زیاد فرشتگان ، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او از تو نگه داری می کند اما او هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه « اما اینجا در بهشت من هیچ کاری جز خندیدن و اواز خواندن ندارم و اینها برای من کافی هستند»

خداوند پاسخ داد : فرشته ات برای تو آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم آنان چه می گویند در حالی که زبان آنان را نمی دانم؟

خداوند او را نوازش کرد و گفت : فرشته ی تو شیرین ترین و زیباترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی را در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی.کودک با نگرانی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟

اما خداوند برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دست هایت را کنار هم قرار خواهد داد و به تو می آموزد که چگونه دعا کنی ...

کودک سرش را برگرداند و پرسید: شنیده ام در زمین انسان های بدی زندگی می کنند چه کسی از من مراقبت خواهد کرد؟خداوند پاسخ داد : فرشته ات از جان تو محافظت خواهد کرد حتی اگر به قیمت جانش تمام شود.

کودک با نگرانی ادامه داد : اما من همیشه به این دلیل که نمی توانم شما را ببینم ناراحت هستم.خداوند لبخند زد و گفت : فرشته ات همیشه درباره ی من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت به نزد مرا خواهد آموخت . گر چه من همیشه در کنار تو خواهم بود.

در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی بار سفرش را ببندد و سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خدا پرسید : خدایا اگر قرار استهمین حالا بروم لطفا" نام فرشته ام را به من بگویید.خداوند شانه ی او را نوازش کرد و گفت : نام فرشته ات اهمیتی ندارد ، تو به راحتی می توانی او را مادرصدا کنی. 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

محمد رضا شجریان در گفت وگویی با ویژه نامه نوروزی روزنامه اعتماد ملی از نحوه انعکاس دیدار خود با وزیرفرهنگ و ارشاد به شدت انتقاد کرده است .
وی دراین گفت وگو که علی اصغر سید آبادی آن راانجام داده گفته است :متاسفانه عده ای از این ماجرا سوئ استفاده کردند در حالی که ماجرااینطور نبود که مطرح شد
وی ادامه داد:من بااصرار نوربخش در جشن خانه موسیقی شرکت کردم بعد از مراسم رییس خانه موسیقی به من گفت که وزیر تمایل دلرند باشما حال واحوالی کنند چون منش من رعایت ادب بود پذیرفتم و ایشان من را به صرف چای دعوت کردند ومن هم پذیرفتم و20-30تن نیز همراه ما ـمدند و هیچ مذاکره وملاقات پشت پرده ای نبود.خیلی ناراحت شدم
به گزارش خبرگزاری هنر او گفت :نه من نیازی داشتم که باآقای صفار هرندی دیدار داشتم ونه ایشان نیاز دارند که بگویند من با شجریان دیدار داشتم
وی تاکید کرد :من با وزرای قبلی نیز خیلی دیدار داشتم اما قبلا این گون منتشر نمی شد.ببینید من اگر بدانم جایی صاحب منصبی هست معمولا آنجا نمی روم اما اگر بر سر افاق صاحب منصبی در آنجا بود ادب اقتضا می کند مثل بقیه سلام واحوال پرسی کنم
دیدار شجریان با یک صاحب منصب دیگر!
علی رغم اظهارات جدید شجریان ،معاون هنري ارشاد در ديدار با محمدرضا شجريان آمادگي خود را براي حمايت از كارگاه آواز اين هنرمند اعلام كرد.
در دومين جلسه از نخستين كارگاه آواز محمدرضا شجريان كه عصر ديروز با حضور محمد حسين ايماني خوشخو معاون هنري ارشاد و محمد حسين احمدی مدير كل دفتر امور موسيقي و شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در تالار آسمان فرهنگستان هنر برگزار شد، محمدرضا شجريان از هنرجوياني كه توانسته بودند با آزمون اوليه به اين كارگاه راه پيدا كنند امتحان گرفت. اما قبل از برگزاري اين جلسه با محمد حسين ايماني خوشخو و احمدي ديدار كرد.
بنا براين گزارش در اين ديدار ايماني ضمن قدرداني از شجريان به خاطر برگزاري چنين كارگاهي خطاب به او گفت: معاونت هنري ارشاد آمادگي خود را براي ساماندهي و برنامه‌ريزي شدن بهتر كلاس‌هاي آموزش آواز اعلام مي‌كند.
همچنين اگر نياز به مركزي براي انجام چنين جلساتي را داشته باشيد از شما حمايت خواهيم كرد.
.
منبع : خبرگزاری هنر


بخش اصلی تربیت فرزندان معمولا به عهده مادر است . مادر چگونه باعث گرایش فرزندان به سمت هنر میشود؟
 هنر، زیبایی است که نهاد هنرمند سرچشمه گرفته و با نهادهای دیگران پیوند میخورد . ذات هنر مند هم سرچشمه ای جز دامان پدر و مادر ندارد که خود آنها نیز ثمره دودمان و فراتر از همه سرزمینی هستند که بدان تعلق دارند  ، پس میبینید که آنچه باعث گرایش یک فرد  به هنر میشود فقط اصول تربیتی نیست .بلکه فرمان خون و سرشت و نهاد هنرمند است که از آب و خاک و آسمان سرزمینش ، فرهنگ مردمانش گرفته ، نقش دارد و خاندان و سرانجام مادر و پدریکه این امانت ها را به او میسپارند ، حال چه خود آگاه و چه نا خود آگاه .
این کلی بود  . شما چه کار کردید؟
 من هم سعی کردم تا جایی که توانستم امانتدار خوبی برای فرزندم باشم.
 خودتان قبل از ازدواج به چه هنر هایی گرایش داشتید؟
 به هنر گل سازی می پرداختم ولی بعد از ازدواج به دلیل مسئولیتد کار و زندگی نتوانستم به آن ادامه بدهم .
آیا خانواده با آن مشکل داشتند ؟
 خیر به هیچ وجه.
چرا ادامه ندادید؟؟
به دلیل اینکه در متن زندگی فرار گرفتن وظایفی را به دوش همسر یا مادر میگذارد که شاید انجام آن و رسیدن به نتیجه اش فراتر از همه ی هنرها باشد . به هر حال هنر یک مادر ، انسان سازیست.
میخواهم زمینه ها ی خانوادگی که آقا همایون در آـن رشد کرد  را بررسی کنم و به نقش خانواده و بخصوص مادر برسم . بعد از آنکه با  آقای شجریان ازدواج کردید در گرایش های هنری تان چه تغییراتی ایجاد شد؟
 آنچه بایسته است بگویم این است که گرایشهای هنری من دراین زمینه آنقدر نقش نداشته که عشق و مهر ورزیدنم به عنوان یک مادر به همایون ، توانسته ام نقش داشته باشم. همایون دارای ژن هنری از سوی پدرش است ، من سعی کردم  با عشق و مهر مادریم ، این ژن را بارورتر کنم.
در بلند پروازی های دوران جوانی تان شما آرزو میکردید همایون چه کاری را انتخاب کند؟
آنکه همایون به عنوان یک هنرمند بتواند وامش را به هستی بپردازد افتخاری برای من و پدرش بوده و باعث سربلندی مردمان ایران باشد.
فکر میکنم آقا همایون تنها پسر شماست. شما دختر دوست داشتید یا پسر؟
فکر نمیکنم برای هیچ مادری پسر یا دختر بودن فرزندش توفیری داشته باشد ولی به هرحال حال پس از داشتن سه دختر ، جای خالی داشتن فرزند پسر را احساس میکردم.
اولین بارقه های توجه به هنر کی در همایون پیدا شد؟
 اولین تجلی هنر همایون به صورت ریتم نوازی در سن ۴ یا ۵ سالگی بود که از آن پس نزد استاد فرهنگفر به شاگردی پذیرفته شد . تصنیفهایی را نیز در کلاسهای استاد دادبه و شاگردانشان یاد میگرفت که زیر نظر پدرش آنها را به خوبی  اجرا میکرد . حتی من و پدرش چند نمونه از آنها را ضبط کردیم . همایود به هرگونه ای کهخ بود در میان شیطنت های کودکانه ، استعدادش را در موسیقی و تقلید صداها نشان میداد . خواهران همایون هم همگی استعداد داشتند و پیش پدرشان آواز  کار میکردند ولی هیچ وقت کاری ارائه نکردند .
چه کسی این بارقه ها را کشف کرد؟
 کشف آنها زیاد مشکل نبود . علاقه به ریتم و موسیقی کاملا در رفتار و کردار همایون قوی تر میشد . پدرش در اولین گام برای او تنبکی تهیه کرد  و او را تشویق به اصولی کار کردن  کرد . در آن زمان آواز را خو به همایوم تعلیم میداد.
عکس العمل شما چه بود ؟
 بسیار خوشحال میسدم و احساس  میکردم هر آنچه میتوانم بابد برای رسیدن او به هدفش انجام دهم .
فکر میکنم برحسب شرایط  گرایش اولشان موسیقی بود . شاید شما ترجیح نمیدادید آقاهمایون در رشته ی دیگر هنری فعالیت کند؟
آیا فرزند باید به راهی که پدر و مادر ترجیح میدهند کشیده شود یا آنچه استعداد یا علاقه اش را دارد؟! همایون برحسب شرایط ، راه پدرش را دنبال نکرد ، همچنان که خیلی از پسران راه پدرشان را دنبال نمیکنند ، آنچه همایون را به این راه فرامیخواند  فرمان نهادش بوده . هنر تزریقی نیست.
همایون سالها میتوانست بخواند و نخواند و فقط ساز زد . شما به ایشان اصرار نمیکردید که خواننده شود؟
خیر همانطور که عرض کردم  درتمام این سالها اونرد پدرش تعلیم میدیده و تمرین میکرد طبیعتا تشخیص ارائه آوار  برعهده ی خود او و پدرش بود.
آیا در کنسرتهای ایشان شرکت کرده اید؟
 بله در تمام کنسرتهایی که میتوانستم حضور داشته باشم .
کدام آهنگ همایون را دوست دارید؟
همگی آنها را .
آیا برای همایون نگفته اید آهنگی هم برای مقام مادر بخواند؟
وقتی او میخواند ، برای همه میخواند، چه برای من ، چه برای تمام مردم. گاهی هم اختصاصی برای دل من . هنر سفارشی نیست .و من هرگز نمیخواهم به خاطر شخص من بخواند او ارزش مادر را به خوبی میداند . شاید روزی آن را به زبان بیاورد.
آیا دوست داریر نوه شما (از همایون) موسیقی دان شود؟
دوست دارم بتواند چه در چهره یک  موزیسین و یا در هر مقام دیگر ،در کارش موفق و تاثیر گذار باشد.
از همسرش چه توقعی دارید؟آیا براورده اش میکند؟
از او سپاسگذارم که با آرامش و مهربانی اش برای او همسری بایشته است. توقع من از هردوی آنهاست که در این راه به واقع همدل و همسر و پشتیبان یکدیگر باشند.
ارتباط بین مادر و پسر مستحکم تر است و حتی بعضی اوقات بعضی مادرها از اینکه پسرشان بعد از ازدواج به همسرش توجه زیادی داشته باشند حسادت مسکنند . وقتی پسر رعنای یک مادر در مسیر شهرت قرار میگیرد مادر چه احساسی دارد؟
احساس غرور نه حسادت.
آیا نگران کم رنگ شدن احساسات عاطفی فی مابین نمیشوید؟
خیر ، او هر نفسش برای من زندگی ست . هر وقت صدایش را میشنوم در دل من است و مهر من در دل او ، این پیوند همر و عشق مادر و فرزند رنگی دارد گکه هیچ گاه کمرنگ نمیشود .
همایون چند روز یکبار به شما سر میزند؟
اگر بتواند هر روز وگرنه هر فرصتی که دست دهد. خوشحالم از اینکه به آرزوهایم رسیده ام. آرزویی که داشتم ، افتخار کردن به فرزندانم

استاد محمد رضا شجریان، چهره پرآوازه و سرشناس موسیقی ایران به همراه گروه چهار نفره خود، متشکل از محمد فیروزی، سعید فرج‌پوری، مجید درخشانی و همایون شجریان، ۹ کنسرت در شهرهای مختلف اروپا از جمله در آلمان برگزار کرد.
کنسرت استاد شجریان و گروهش، در فیلارمونی شهر کلن، فرصتی نیک برای انجام گفت‌وگویی اختصاصی با ایشان بود. شجریان در گفت‌وگویی با «عصر شنبه» با اشاره به نقش و رسالت هنرمندان در قبال جامعه‌شان، موسیقی ایران را به خاطر فشارهای وارد شده به این هنر، زبان اعتراض مردم دانسته و گفته است که علیرغم شهرت زیادش، مشکلاتش در ایران بیشتر از دیگر هنرمندان موسیقی است. نقش جوانان در موسیقی سنتی ایرانی نیز یکی از دیگر موضوعاتیست که در این گفت‌وگو مطرح شده است.
دویچه وله: آقای شجریان، این موسیقی‌ای که شما ارائه می‌دهید دارای چه صفاتی‌ست، چه نوع موسیقی‌ست؟
محمد رضا شجریان: نوعش را که نمی‌توانیم خیلی راحت درباره‌اش صحبت کنیم که چه نوع موسیقی‌ست، ولی این موسیقی مثل زبان ما است و باید معنا و مفهوم داشته باشد، عین زبان ارتباط داشته باشد، جز‌به‌جز باید حساب داشته باشد. همینجوری ما نمی‌توانیم موسیقی ارائه بکنیم. با نت‌ها نمی‌توانیم بازی کنیم. مثل اینکه یک کسی بخواهد مقاله بنویسید و بیاید با کلمه‌ها و واژه‌ها بازی کند و هیچی دست شنونده ندهد. و این عین یک نثر و یک شعر است. این مشخصه‌ی موسیقی ما است. در حالیکه موسیقی‌ای که امروزه در غرب است بنام موسیقی کلاسیک خیلی تابع ملودی و جمله‌بندی نیستند و با هارمونی و با نت بازی می‌کنند و البته نمی‌گوییم که ملودی ندارند، ملودی هم دارند، اما خیلی تابع ملودی نیستند. اما موسیقی ما تابع ملودی و جمله‌بندی‌ست، مثل شعر است و باید مفهوم داشته باشد. این مشخصه‌ی موسیقی ما است. گام‌هایی هم که داریم بهرحال می‌شود گفت سه‌تا گام اضافه بر موسیقی کلاسیک دنیا داریم: گام ماهور، گام بیات اصفهان و همایون که همان مینور ماژور باشد، ما گام شور داریم و سه‌گاه و چهارگاه هم داریم. و چیزی از نظر استعداد موسیقی ما از جهان کمتر نداریم، بلکه فراتر هم داریم. اگر کمبودی واقعا حس می‌شود در مبارزه‌ای بوده که با موسیقی ما در طول سالیان دراز شده است و هنرمند نتوانسته خودش را نشان بدهد. اجازه نمی‌دادند، وگرنه موسیقی ما همه جور جای گستردگی دارد. و موسیقی در هر سرزمینی پیام آن سرزمین است. سروش سرزمین و سروش مردمش است. این سروشها هم بستگی به اتفاقاتی دارد که در آن سرزمین می‌افتد و موسیقی تابع شرایط زندگی و روحیه‌ی مردمش است. چون هنرمند میان مردمش زندگی می‌کند و تابع آن شرایط است و آن موسیقی که از دل آن می‌آید بیرون پیام‌آور خواسته‌ها و نیازهای مردم است و موقعیت مردم را دارد. موسیقی‌ای که در ایران در طول سالیان بوده است همیشه تحت تاثیر فشارها و محدودیت‌ها و ستم‌ها و استبداد حکما بوده است. این موسیقی همیشه زبان اعتراض مردم بوده، زبان گله‌ و شکایت این اتفاقات بوده است و ما نمی‌توانیم بیرون از این منطقه باشیم. مثل این می‌ماند که یک نقاش قلم مو را که برمی‌دارد با رنگ و قلم مو آنچه را در درونش هست بر تابلو می‌آورد. اگر تابلویی شاد می‌کشد یا غمناک و یا هر تابلویی که می‌کشد، قلم مو و رنگ آنجا کاره‌ای نیستند، آنها فقط ابزار دست نقاش‌اند. نت‌ها و گامها و جمله‌بندی‌ها در دست ما تابع آن روحیات و حال و هوای درونی ما است. حال و هوای درونی ما حال و هوای درونی جامعه و محیط ما است. موسیقی‌ای که امروز در میان جوانان ما الان خیلی مشتاق پیدا کرده است، به‌علت فشاری‌ست که روی جوانها هست، محدودیت‌هایی که روی جوانها می‌شود، توهینی‌ست که به آنها می‌شود و مشکلات دیگری که الان جوانها دارند. این موسیقی بازگوکننده‌ی این اتفاقات است و شاید بشود گفت نوعی دلجویی‌ست که آدم از مردمش می‌کند با بازگوکردن این اتفاقات. ولی ممکن است برای جوانهای خارج از کشور خیلی این موسیقی خوشایند نباشد، چون جوانی که در خارج از کشور زندگی می‌کند مثل جوانی که در ایران هست، توهینی به او نمی‌شود، فشار رویش نیست و حتا به لباس‌پوشیدنش دیگر کاری ندارند. آنجا به لباس‌پوشیدنش کار دارند، آنجا به هر چیزش کار دارند و هیچی ندارد. این است که آن موسیقی‌ای که مال آن جوان است برای جوان خارج از کشور خوشایند نیست.
به این ترتیب از صحبت‌های شما اینطور نتیجه می‌گیرم که سعی می‌کنید با کارهایی که ارائه می‌کنید، آیینه‌ی تمام‌نمای جامعه‌ی خودتان باشید؟
حتما همینطور است.
مقصود از آن پرسش که در آغاز از شما کردم و گفتم شما نمایندگی چه نوع موسیقی را در واقع می‌کنید، به این خاطر است که در ایران کسانی هستند، هنرمندانی هستند که می‌گویند در پی موسیقی عرفانی هستیم، برخی هم می‌گویند در پی موسیقی حماسی هستیم، و برخی صفت‌های دیگری به موسیقی می‌دهند. مقصودم این بود که شما بعنوان استاد این موسیقی به موسیقی خودتان چه صفتی می‌دهید؟ آیا می‌گویید که موسیقی ملی ایران است، موسیقی ایران است؟
اول یک پرانتزی باز بکنم راجع به این موسیقی عرفانی و حماسی که گفتید. اغلب این کسانی که مدعی موسیقی عرفانی و حماسی هستند بویی از این نبرده‌اند. موسیقی ذاتش عرفان است، ذات موسیقی عرفان است. من نفهمیدم موسیقی عرفانی یعنی چه؟ همین‌قدر که دف آوردند و سرشان را تکان دادند، شد موسیقی عرفانی! عرفان  یعنی شناخت، موسیقی شناخت می‌دهد و یک موزیسین باید بر این مبنا کارش را دنبال بکند، یعنی پیامی داشته باشد. صرفا یکمقدار سروصدا ایجادکردن که موسیقی نمی‌شود. باید پیام داشته باشد. حالا یا پیام شادی و یا پیام غم و یا پیام حماسی، میهنی، عشقی‌ست و یا شکایت است. بالاخره هرکدام از اینها پیام است. من تحت‌تاثیر این پیام‌ها هستم، منتها با این زبان، با زبان فارسی. ببینید موسیقی و زبان در درازنای تاریخ در هر سرزمینی مثل پیچ‌ومهره می‌مانند که با همدیگر آمده‌اند جلو. هر پیچی مهره‌ی خودش را می‌خواهد، جفت‌وجور باید باشند. هر زبانی موسیقی خودش را دارد و آن موسیقی‌ست که معانی زبان را بیان می‌کند و آن موسیقی را اگر از زبان بیاوریم بیرون، زبان تفاله‌ای می‌شود بی‌معنا و نمی‌شود ارائه‌اش کرد. شعر وقتی توی کتاب هست، زبان نیست. وقتی بیان می‌گردد، می‌شود زبان. و ما هم در کار موسیقی نهایتا کوشش‌مان این است که اگر زبان در موسیقی‌مان می‌آید، این زبان باید درست بیان بشود. درس گرفتیم و درس می‌دهیم و عمل می‌کنیم که شنونده وقتی دارد از دهان ما شعر یا پیامی را می‌شنود، ما این پیام را درست به او بدهیم و موسیقی‌اش را درست ارائه کنیم. این یک بخش از کار ما است. یک بخش هم هست که خود ذات موسیقی، خود موسیقی به تنهایی باید به‌دور از زبان پیام‌آور باشد. اگر موسیقی بدون زبان نتواند پیام بیاورد، این موسیقی خیلی کارش خراب است و آن هنرمندی که این کار را ارائه می‌کند،‌ خیلی در کارش ضعیف است. هنرمندان توانا خیلی راحت می‌توانند بدون کلام، بدون نیاز به کلام با موسیقی حرف دلشان را به جامعه و به دنیا بزنند. همچنان که در یک فیلم یک آهنگساز وقتی موسیقی‌ای را روی یک فیلم می‌گذارد، به این فیلم جان و ارزش می‌دهد و آن موسیقی را اگر از آن بگیریم، این فیلم تاثیرش خیلی پایین می‌آید. اما آن موسیقی‌ست که در درون فیلم ارزش صحنه را چندین برابر بالا می‌برد و موسیقی‌ست که وقتی کلام با آن می‌آید، به کلام جان و روان می‌دهد و کلام را گویا می‌کند و تاثیر می‌گذارد روی شنونده‌اش. این توانایی موسیقی‌ست که چه با کلام باشد و چه بی‌کلام باشد، پیام‌آور باید باشد.
شما بعنوان یک چهره‌ی شاخص موسیقی، مشکلاتتان برای اجرای کنسرت در ایران و بطور کلی در خارج چگونه است؟ 
شاید بشود گفت که تنگناها برای من شاید خیلی بیشتر از دیگران باشد. بعلت شاخص‌بودن و بعلت اینکه من تحت هیچ شرایطی اجازه نمی‌دهم که هیچ دولتی، هیچ سازمانی از من بخواهد سوءاستفاده بکند و یا من را زبان خودش را بداند. من زبان مردمم هستم، من با مردمم زندگی می‌کنم. مردمی که در طول تاریخ درد کشیده و زندگی کرده‌اند. در آن مملکت بودند و هویت خودشان را حفظ کرده‌اند. من با آن مردم زندگی کرده‌ام و با آن مردم هم زندگی خواهم کرد. و... مشکلات آن جامعه را هم بالاخره باید قبول کرد که جامعه دارای این مشکلات هست و با آن مبارزه می‌کنیم و جایی هم ندید می‌گیریم و... بهرحال بهر شکل شده ما باید از کنار این مشکلات بگذریم و کارمان را بکنیم. در خارج از ایران این مشکلات را ما نداریم. در خارج از ایران مشکلات دیگری هست و آن ارتباط برقرارکردن با مردم، با ایرانیانی‌ست که اینجا هستند، در خارج از ایران هستند و این را هم سازمانهای برگزارکننده بایستی بتوانند مردم را در جریان بگذارند که کنسرتهایی هست و وقتی ما می‌آییم آنها بدانند که کنسرتی برگزار می‌شود که نگویند آقا ما نمی‌دانستیم و چرا ما خبردار نشدیم و بیایند در کنسرتها شرکت بکنند. مشکلاتی ما در خارج از کشور نداریم، اما هرچه مشکل داریم در داخل ایران است.
با توجه به این صحبت‌هایی که کردید به این نتیجه می‌رسم که شاید گله‌مندبودن شما رو به سوی برگزارکنندگان خارج از کشور داشته باشد که با توجه به شناخت کاملی که مردم نسبت به شما دارند، یک سالنهای کوچکی را می‌گیرند و خب مردم می‌آیند و بیرون می‌ایستند و نمی‌توانند برنامه‌ی شما را ببینند. فکر می‌کنم بیشتر نگاه شما به این دسته از برگزارکنندگان بود در این صحبت‌هایی که باهم داشتیم.
من گله‌ای ندارم از برگزارکنندگان خارج از کشور. ولی خب مشکلاتشان این است که چطوری ایرانی‌ها را باخبر بکنند از کنسرتهای ما. سالنهای ما هم همه بالای ۷۰۰ـ ۶۰۰ نفر بوده و همیشه ما تا ۳۰۰۰ـ ۲۰۰۰ نفر را ما داشته‌ایم. در بعضی شهرها که ایرانی‌ها کم هستند، خب ما می‌گوییم که سالن بزرگ نگیرند، یک سالن کوچک ۶۰۰ـ ۵۰۰ نفره بگیرند. ولی خب اغلب اوقات مورد گله و شکایت قرار می‌گیریم که چرا سالن کوچک گرفته‌اید. بعدهم گاهی اوقات ما، چون از یکسال و نیم قبل برنامه‌هایمان را پیگیری نمی‌کنیم و گاهی یکدفعه شش‌ماه قبل پیگیری می‌کنیم، مشکل سالن پیدا می‌کنیم و آن سالنی را که می‌خواهیم گیرمان نمی‌آید و مجبور می‌شویم از سالن کوچکتر استفاده بکنیم. این مشکلاتی که در خارج از ایران هست صرفا برای کسانی‌ست که بخواهند کنسرتی برگزار بکنند که اغلب ایرانی هستند و ما هم خیلی ازشان ممنونیم، طفلکی‌ها با دل و جان کار می‌کنند. گاهی اوقات هم مورد رقابت‌های بعضی ایرانی‌ها که گاهی حسادت می‌کنند به بعضی چیزها و اینهاست که یک کمی آدم را دلگیر می‌کند که چرا ایرانی‌ها با همدیگر، البته در بعضی موارد و نه در همه‌جا، حسادت می‌کنند وآزار می‌دهند بعضی دوستانشان را که می‌خواهند یک کار فرهنگی بکنند. چون فکر می‌کنند چرا او مطرح است و ما مطرح نیستیم. خب بهرحال آنها هم پا پیش بگذارند، دستی بالا بکنند و کاری بکنند بهتر است تا اینکه چوب لای چرخ دیگران بگذارند. این موضوع مال سالها پیش بود. خوشبختانه در این هفت‌‌ـ هشت‌ساله‌ی اخیر چنین چیزهایی را ما دیگر نمی‌بینیم و موفق‌تر است گاهی اوقات کنسرتهایمان در خارج از ایران و مشکلاتی نداریم. ما دلمان می‌خواهد که برگزارکنندگانمان اگر غیرایرانی باشند، خیلی موفق‌تر خواهد بود، چون آنها می‌توانند غیرایرانی را هم به سالن کنسرت بیاورند برای ارتباطاتی که دارند. و ما دوست داریم که بیشتر آنها باشند. ولی ایرانی‌ها که برگزار می‌کنند بیشتر، هشتاد نود درصد ایرانی هستند که به سالن می‌آیند
منبع : صداي المان - دويچه وله


درباره کارگاه هاي آواز بانوان
استاد پاسخ داد
ساناز ستارزاده*
در کارگاه هاي آواز استاد شجريان با خانم ها من به عنوان تک نواز تار و همراهي کننده آواز حضور داشتم. در کل سه جلسه با نزديک به 70 هنرجو تشکيل شد و در هر جلسه تقريباً 20 هنرجوي خانم اجراي برنامه کردند. پيش از آغاز اين جلسات استاد نشستي با حضور تمامي شرکت کنندگان خانم و آقا برگزار کرد و از مشکلات اين هنر در ايران گفت. مهم ترين چيزي که ايشان مطرح کرد و بسيار آموزنده بود، اين بود که نوازنده نمي تواند آواز تدريس کند و همين طور بهتر است که خانم ها نزد يک مدرس خانم تعليم ببينند. همچنين استاد اشاره اي به گذشته خود و استاداني که نزد آنها تعليم ديده، داشت و گفت که بيشتر اين استادها مثل مرحوم نورعلي برومند خواننده نبودند.
برخي از هنرجويان درباره صداسازي و اينکه چه تکنيک هايي بايد بياموزند، سوال کردند و استاد به آنان پاسخ داد.
اما در جلسات اصلي بيشتر خانم ها داوطلبانه برنامه اجرا کردند و از بين تمامي شرکت کنندگان تنها حدود پنج يا شش نفر که داوطلب نشدند، آواز نخواندند. اين جلسات بيشتر جلساتي براي آزمون داوطلباني بود که مي خواستند صداي خود را محک برنند و اشکالات خود را بدانند و استاد از بين آنها پنج نفر را براي کار بيشتر و تعليم انتخاب کرد.
مشکل بيشتر هنرجويان صداسازي عدم توانايي در نفس گيري و تحريرهاي خشک بود که آقاي شجريان اين مسائل را به آنها متذکر شد. برخي درباره رديف اطلاعات بسيار اندکي داشتند و استاد از آنها راضي نبود و به برخي گفت که شما کاملاً مبتدي هستيد و بايد از آغاز اين هنر را ياد بگيريد.
برخي مطرح مي کردند که دوست دارند وسعت صداي بيشتري داشته باشند و استاد عدم توانايي حنجره و جنس صدايشان را به آنها گوشزد مي کرد.
نحوه برخورد ايشان براي من خيلي آموزنده بود زيرا تقريباً بيش از 80 درصد هنرجويان فالش مي خواندند و با اين حال استاد تا پايان اجراي ايشان تامل مي کرد، حتي وقتي برخي از شرکت کنندگان بيش از ميزان لازم اجراي برنامه مي کردند. استاد گفته بود که در دو سه گوشه اصلي هر آواز بخوانند و برخي بيشتر مي خواندند و در تمام اين جلسات فقط يک نفر را ديدم که تصنيف اجرا کند، بقيه همگي آواز خواندند. استاد به هنرجويان گفت بيشتر به صداهاي استاد ظلي و همين طور قمر الملوک وزيري گوش بسپارند و سعي نکنند از صداي آقايان تقليد کنند. اما در کل ايشان نسبت به همه و حتي من صبور بودند و وقتي نتي غير از آنچه بايد مي زدم، پس از پايان اجرا به من گوشزد مي کردند.
گاه صحبت هايي در جلسات به وجود مي آمد و برخي از خانم ها نسبت به ممنوعيت صداي بانوان در جامعه اعتراض داشتند و از استاد مي خواستند که بيش از پنج نفر را براي تعليم دادن انتخاب کنند. ايشان گفت من به دنبال صداهاي استثنايي هستم و اين نوع صداها بسيار ناياب است.
اطلاعات کم برخي از هنرجويان باعث تعجب بود. آنها بيشتر آوازهاي استاد شجريان و همين طور قمر الملوک وزيري را اجرا مي کردند و در دستگاه شور و اصفهان آواز مي خواندند و برخي نمي دانستند که اگر در دستگاه اجرا مي کنند، شور در چه پرده اي است يا راست کوک و چپ کوک چيست و خيلي ها شناخت خوبي از شعر نداشتند. عده اي هم بودند که از من ناراحت مي شدند و فکر مي کردند جاي صداي آنها را در سازم پيدا نمي کنم. استاد مي گفت بايد روي صداها کار کنيد و با تحريرها بازي کنيد. همين طور متذکر شد که هر خواننده بايد با يک نوازنده کار کند و آواز بخواند. متاسفانه هنرجويان با يک نوازنده کار نکرده بودند و اين در نحوه خواندن آنها مشهود بود.
در کل وقت براي اجرا و توضيحات استاد بسيار کم بود. هنرجويان با استرس فراوان برنامه خود را اجرا مي کردند و استاد گفت هر احساسي داشته باشيد اولين تاثير در صدايتان به وجود مي آيد و عدم اعتماد به نفس مساله اي است که بايد برطرف شود. يکي از هنرجويان درباره تمرين هايي که براي صداسازي بايد انجام شود سوال کرد اما وقت آنقدر تنگ بود که استاد نتوانست به اين پرسش پاسخ دهد.اما خوبي جلسات اين بود که هنرجويان فهميدند که از چه الگوهايي پيروي کنند و با يک نوازنده به تمرين بپردازند. تاکيد استاد بر عدم تقليد و اينکه هر خواننده سبکي را پيدا کند که با جنس صدايش همخواني داشته باشد.
* تک نواز تار در کارگاه هاي آواز محمدرضا شجريان براي بانوان و عضو گروه خورشيد

 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

جدید ترین آهنگ ها : بهترين 85

جدید ترین آهنگ ها  "

 بهترينهاي سال ۸۵ بر ادامه متن كليك تا ببينيد محشر

...



7th Music Band

0098 - Tah Taghari

Ali Ashabi - Cheshm Haye Barooni

Ali Ashabi Ft. Milad Beyk - Daste Khodet Nist , Midonam

Arsham - Ki Delesh Miad

Babak Rahnama - Arezou

Dariush Shahriari - Irooni

Ebi - Begoo Are Begoo Na

Ehsan Gheibi - Khisie Cheshmat

Habib & Mohammad - Eshare

Hamid Askari - Ghesmat

Hamidreza & Alireza - Zenduny

Hengameh - Ya To Ya Hichkase Dige

Idin - Hads Bezan

Mahyar - Doosam Nadare

Mansour - Doone Doone

Mehdi Moghadam Ft Ali Sigari - Tsunami

Moein - Toluoe Man

Mohammad Jafar Aghayi - Khato Neshoun

Mohsen Chavoshi Ft. Farzad Farzin - Nafas Borideh

Mohsen Yeganeh Ft.Omid Noori - Benvis

Nariman - Aroosi

Naser Abdollahi - Raaz

Navid & Omid Ft. Ebi - Goriz 2006

Neorin - To Ino Miduni

Omid - Man Be To Na Nemigam

Omid Noori - Fereshtehha

Omid Oloumi & Amir Asadi - Jaye Tazianeh

Reza Sadeghi - Vaysa Donya

Samyar Ehsanx Ft. Astronom - Black Skyline

Shahab Bokharayi - Taghdir

Shahram Solati - Ghasam

Sun Boys - To Nemidoni

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

    طالع بینی نوین

 
 

اساس اين رو ش طالع‎ بيني، تفسير رواني افراد براساس اعداد تولد و اعداد حروف نام و نام فاميلي خواهد بود. در اين روش، شما ابتدا با جمع كردن اعداد كامل تاريخ تولد خود و تلخيص آن به عدد (1 تا 12) طالع مربوط به آن عدد را مي‎خوانيد، سپس با نوشتن نام و نام فاميل خود به صورت حروف جداگانه و نوشتن اعداد آن حروف براساس ابجاد صغير (كه در بعد خواهد آمد) در زير آن، و جمع كردن آن اعداد مانند روش قبل، طالع مربوط به آن عدد را نيز مي‎خوانيد .توجه داشته باشيد كه تاريخ تولد شما دقيق و درست باشد.

در ضمن از نام و نام فاميل شناسنامه خود استفاده كنيد، (نه به آن نام كه احياناً شما را مي‎خوانند) در اين صورت ارتباط خاصي بين دو طالع مربوط به شما وجود خواهد داشت .جهت روشن شدن مطلب به مثال توجه كنيد. اينجا كليك كنيد

حروف و اعداد ابجدي كه بايستي در اين عمل مورد استفاده قرار بگيرد، به شرح ذيل است :

 
ن م ل ک ی ط ح ز و ه د ج ب آ
5 4 3 2 1 9 8 7 6 5 4 3 2 1
غ ظ ض ذ خ ث ت ش ر ق ص ف ع س
1 9 8 7 6 5 4 3 2 1 9 8 7 6
 

تذكر مهم: در حروف ابجد، چهار حرف فارسي (پ – چ – ژ – گ) وجود ندارد. لذا جهت اين حروف از اعداد حروف ابجدي

 2  براي حرف پ و 3  براي چ و 7  براي حرف ژ و 2  براي حرف گ استفاده نماييد .

 
 
خصوصيات عدد سه خصوصيات عدد دو   خصوصيات عدد يك  
خصوصيات عدد شش خصوصيات عدد پنج   خصوصيات عدد چهار  
خصوصيات عدد نه خصوصيات عدد هشت   خصوصيات عدد هفت  
خصوصيات عدد دوازده خصوصيات عدد یازده   خصوصيات عدد ده  
 
 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

غذا خوري : بهترين برنج

"

چند نكته در باره پخت برنج

۱) براي اينكه برنج شما سفيد شود مي توانيد چند قاشق ماست، داخل ظرف برنج درحال جوشيدن بريزيد.
۲) اگر برنج شما بيش از حد معمول جوش خورده بود. مي توانيد ۲-۳ قاشق غذا خوري آبليمو به آن اضافه كنيد تا برنج شما خراب نشود.



● براي از بين بردن بوي سوختگي برنج:
۱) يك تكه نان روي برنج قرار دهيد و موقع كشيدن، نان را برداريد.
۲) يك عدد پياز را پوست كنده و در داخل برنج فرو كنيد پياز بوي سوختگي را بخود مي گيرد.
● براي خوشمزه تر شدن شويد پلو:
براي اينكه شويد پلوي شما خوشمزه تر شود مي توانيد از ادويه مخصوص پلو كه سبزرنگ است و ( در عطاري ها موجود مي باشد) استفاده كنيد بعد از آبكش كردن برنج كمي ادويه لابه لاي برنج بپاشيد.
● براي خوشمزه تر شدن شير برنج:
اگرميخواهيد شير برنج شما خوشمزه تر شود، برنج را با شير خيس كنيد. اين كار باعث مي شود كه شير برنج شما خوشمزه تر شود.
● اگر برنج شما بي نمك شد:
اگربراثر فراموشي برنجتان بي نمك شد اصلاً نگران نباشيد، موقع كشيدن برنج مقدار مورد نياز نمك را با مقدار بسيار كمي آب و روغن مخلوط كنيد و روي برنج بريزيد. با اين كار بي نمكي برنج شما رفع مي شود هرگز نمك را مستقيم در روغن نريزيد، زيرا نمك در روغن حل نمي شود.
● اگر برنج شما شور شد:
اگر قبل از آب كش كردن برنج متوجه شديد، كه برنج شما شور شده است موقع آب كش كردن برنج آب بيشتر روي برنج داخل آبكش بريزيد . اما اگر بعد از آب كش كردن برنج متوجه شوري آن شديد ديگرچاره اي براي برطرف كردن شوري آن نداريد. مگر اينكه خورش را بي نمك درست كنيد.
● آب برنج براي بچه ها:
وقتي مي خواهيد برنج را آبكش كنيد يك ليوان از آب آن را برداريد و با يكي دو قاشق ماست مخلوط كنيد. اين آب برنج درصورتي كه شور نباشد براي بچه ها خيلي مفيد است.
● از بين بردن بوي نامطبوع برنج:
اگر به هر دليلي برنج خشك شما بو گرفت برنج را روي يك سطح پهن كنيد. البته بايد حتماً در سايه باشد تا بوي نامطبوع برنج از بين برود. زيرا اگر برنج را جلوي نورآفتاب قرار دهيد باعث خرد شدن برنج مي شود و برنج حالت خود را از دست مي دهد و وقتي آن را داخل آب جوش مي ريزيد از هم پاشيده مي شود.
● پخت برنج براي خانم هاي كارمند:
خانم هايي هستند كه بيرون ازخانه كار مي كنند و وقتي ظهر به خانه مي آيند، فرصت پختن برنج را ندارند، و يا اين كه دوست ندارند از شب قبل برنج آماده كنند. اينگونه افراد از اين روش مي توانند كمك بگيرند: صبح يا شب قبل برنج را آبكش كنند البته كمي آن را خشك بردارند، سپس ته ديگ برنج را آماده كرده و برنج را داخل قابلمه بريزند و قابلمه را داخل يخچال قرار دهند، ظهر برنج را كمي آب و روغن دهند و آن را دم كنند تا سالاد را آماده كنند برنج هم دم كشيده است.


غذا خوري : کباب برگ

 

مواد لا زم ( برای2 نفر): گوشت راسته پاک کرده 1 کیلو روغن زیتون 2/1 پیمانه پیاز (رنده شده) 3 عدد سیر کوبیده شده 2 پره گوجه فرنگی متوسط 2 عدد زعفران 2/1 قاشق مربا خوری نمک و فلفل سماق



طرز تهیه: کباب را می توانیم بهر اندازه که میل داریم پهن کنیم باین ترتیب که راسته را روی تخته می گذاریم باندازه ای که میل داریم پهنای کباب شود یک قطعه جدا می کنیم مثلا پهنا 4 انگشت و آن قطعه را پهلوی قطعات دیگر گوشت میگذاریم قطعات دیگر را می بریم ( با این عمل پهنای تمام گوشتها بیک اندازه می شود ) بعد گوشت را بقطر نیم سانتیمتر ورقه ورقه می کنیم و آماده می گذاریم سپس پیاز را نرم رنده می کنیم و روغن زیتون و فلفل را با پیاز رنده شده مخلوط میکنیم و گوشت را در این مایه می خوابانیم و می گذاریم لا اقل یکشب بماند بعد گوشتها را به سیخ کشیده و کمی روی آن را با کارد میکوبیم و روی حرارت ملایم کباب می کنیم و گاهی سیخهای کباب را بر می گردانیم کباب باید در عین پختگی زیاد خشک نشود و آبدار باشد بعد کبابها را در دیس می کشیم و روی آنها را کمی نمک میپاشیم و کمی هم کره روی آن میگذاریم و اطراف آنرا با پیاز خلا ل کرده و جعفری تزیین می کنیم کبابرا نباید هیچ وقت لا ی نان قرار داد زیرا آب کباب به خورد نان می رود و خشک می شود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |




۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۵۳ , ۱۸
خبرگزاري انتخاب :

بعد از يك فصل نيمكت نشيني پژمان جمشيدي و مصدوميت ميرزاپور، اين دو نفر با استيل آذين تمام كردند.


جمشيدي درخصوص قرارداد اظهار داشت: حضور علي پروين در اين تيم باعث خواهد شد به تيمي فراتر از يك تيم دسته اولي به استيل آذين نگاه شود.
جمشيدي تصريح كرد: به خاطر پروين با استيل آذين قرارداد سفيد، امضا كردم. ميرزاپور هم به خاطر پروين سفيد امضا كرد. انگيزه ما از حضور در تيم پروين، انگيزه مالي و مادي نبود.
***
اين تيم كاملاً شخصي است. علي پروين چند صد ميليون پول خرج كرد تا مقابل رسانه هايي كه بيش از يك دهه كنار گوش او فرياد زدند «ديگر دورانت تمام شده» بايستد و بگويد: «تيم خودمه. هر كاري دلم بخواد مي كنم. هيچ كس نمي تونه بنويسه چرا فلاني رفت و بهماني آمد. استيل آذين تيم خودمه.»
به زعم پروين، نوشتن و اظهارنظر كردن در خصوص مسايل شخصي ديگران كار درستي نيست و اين نظريه البته مدتهاست كه به عنوان يك اصل انكارناپذير پذيرفته شده است.
پرداختن به استيل آذين كه اين روزها در توليد خبرهاي داغ حتي استقلال و پرسپوليس را هم پشت سر گذاشته و زودتر از آنچه تصور مي شد توجه توده را به خود جلب كرده است؛ آن جايي مجاز و لازم به نظر مي رسد كه تعدادي از بازيكنان با سابقه كه بعضاً هواخواهان پرشماري هم ميان مديران تيمهاي ليگ برتري دارند با علي پروين سر ميز مذاكره مي نشينند و قرارداد امضا مي كنند. تيمي كه گلر اول فوتبال ايران را براي پيراهن شماره يك خود كانديدا مي كند، حتي اگر تمام سرمايه اش از جيب سلطان و چند آدم مشتي(!) ديگر استخراج شده باشد، هرگز شخصي نيست و ناخودآگاه حساسيت جامعه فوتبال را بر مي انگيزد.
در روزهايي كه قرمز و آبي گوشهايشان را به اتاقهاي مديران سازمان چسبانده اند تا بلكه صاحبان جديد خود را بشناسند، استيل آذين بدجوري آستينها را بالا زده و تيم حيرت انگيزي را جمع و جور مي كند.
در پس اخبار عجيب و غريبي كه از اين مجموعه تازه تأسيس به گوش مي رسد جاه طلبيهاي مردي نهفته است كه مي خواست پايه هاي خود مختاري اش را در پرسپوليس بنا كند، اما چون از بد حادثه دهها هزار نفر مسابقات آن تيم را از نزديك تماشا مي كردند و عاشقش بودند، اين استراتژي با شكست مواجه شد، پروين رفت و حالا با پر برگشته است.
قابل پيش بيني بود كه خانه نشيني او زياد طول نمي كشد. بازگشت يك شخصيت منحصر به فرد كه در طول اين سالها احساس دوست داشتن و تنفر خيليها را برانگيخته، اتفاق هيجان انگيزي است كه قطعاً در آينده اي نزديك داستانهاي تماشايي و خواندني بسياري را رقم خواهد زد.
استيل آذين حتي اگر با هدف حركت سايه به سايه پشت سر پرسپوليس و تحريك كردن هواداران ناراضي اين تيم تشكيل شده باشد و مانند آذربايجان پس از دستيابي به اهداف قطعي به حال خود رها شود، جريان دوست داشتني و قابل دفاعي است.
جذب مهره هاي شناخته شده و اسم و رسم دار اصلي ترين هدف پروين محسوب مي شود و بدون شك خود او بهتر از هر كس مي داند براي صعود به ليگ برتر نيازي به اين همه سرمايه گذاري و ريخت و پاش نيست. ميرزاپور و يكي دو نفر ديگر در نقش سوپراستار به استيل آذين مي روند، اما ساير بازيكنان تيم شخصي را ستاره هايي كه در گذشته اي نه چندان دور براي خود صاحب اعتبار بودند و عمدتاً در استقلال و پرسپوليس جايگاه ثابتي داشتند تشكيل مي دهند. براي آنهايي كه هرگزنتوانستند فوتبال بدون هياهو و حاشيه را تحمل كنند و حتي در تركيب اصلي تيمهاي متمول كه در ورزشگاههاي خالي از تماشاگر به ميدان مي رفتند، دوام نياوردند، ظهور استيل آذين كه به واسطه جاذبه ها و دافعه هاي هميشگي علي پروين در محافل خبري خودي نشان مي دهد و خواهد داد و البته خوب هم پول مي دهد رويداد كوچكي نيست.
پژمان جمشيدي، بهروز رهبري فرد، حامد كاويانپور، محمدرضا ماماني، داود سيدعباسي و عده پرشمار ديگري از اين دست بازيكنان در استيل آذين به تمام آرزوهاي خود مي رسند. پول هست، تماشاگر هست، خبرنگار هم هست.
تيم پروين با وجود آن كه تهديدي جدي براي تيمهاي پر هياهو و پر حاشيه پايتخت محسوب مي شود، مي تواند بخش بزرگي از دلمشغوليهاي استقلال و پرسپوليس را رفع كند. قرمز و آبي آن جايي به بن بست خوردند كه با فشار رسانه ها و هواداران خود به جذب بازيكنان نه چندان شاخص اما تبليغاتچي تن دادند. نفراتي مثل مسعود زارعي، فراز فاطمي، اصغر طالب نسب، مرتضي ابراهيمي، علي عليزاده و... مي توانند در ساير تيمهاي ليگ برتري تأثيرگذار باشند، اما راه باشگاههاي پرحرف و حديث و اغلب بي صاحب را در پيش گرفتند تا بيشتر ديده شوند. قرمز و آبي در اكثر بازيهاي حساس و پر تماشاگر ناكام ماندند چون ستاره هايشان زير بار فشار جمعيت دوام نياوردند و از تماشاگر خودي ترسيدند.
استيل آذين تمام جذابيتهاي لازم را دارد. طالبان شهرت و هياهو كه از نظر فني هم چيزهايي در چنته دارند تمام خواسته هايشان را در بازيهاي كم فشار ليگ يك در آغوش مي گيرند. بخشي از فشار رسانه اي و مردمي ناخود آگاه به استيل آذين معطوف مي شود و قرمز و آبي مي توانند بازيكنان با كيفيت تري را كه ليگ يك وسوسه شان نمي كنند، جذب كنند.
آنچه البته با توجه به اتمسفر آشفته و فاجعه بار حاكم بر اين دو باشگاه بعيد به نظر مي رسد ، آنها به احتمال زياد از اين موقعيت ويژه هم طرفي نمي بندند.
 


نظر شما در مورد اين خبر

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

دریافت های کلان مداحان



۲۹ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۵۲ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب :

مداحی  و مرثیه سرایی در کشور ما یک هنر مذهبی تلقی می شود  و می توان گفت فعالیت مداحان به خودی خود ارزشمند است، چرا که به واسطه آن دلها به اشکال مختلف متوجه اهل بیت می شوند. اما این عرصه تأثیرگذار دچار آسیب هایی شده که طی چند سال اخیر همزمان با ایام فاطمیه و ماه محرم و صفر این مشکلات طرح و پیش از آنکه نتیجه ای شایسته حاصل شود، به فراموشی سپرده می شوند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری انتخاب از اردبیل، نگاه مادی به امر مداحی اهل بیت عصمت و طهارت این هنر معنوی را چند سالی است که از اعتبار ساقط نموده ، امری که با فرارسیدن ایام فاطمیه و محرم و صفر خود را بیشتر نمایانده  و این مقوله در چند سال اخیر چنان ریشه دوانیده است که میان مداحان زنجانی و اردبیلی رقابت ایجاد نموده است.


دریافت های چند میلیونی مداحان برای حضور در مجالس عزداری در اردبیل و زنجان موجبات شگفتگی مردم را فراهم ساخته است و شنیده ها حاکی از آنست برخی از مداحان مشهور برای اجرای برنامه در لنکران آذربایجان در طی دهه محرم مبلغ 30 میلیون تومان دریافت داشته و به گفته یکی از مدیران هیئت در اردبیل اجراهای داخلی این مداحان برای یک برنامه 1 ساعته به یک میلیون تومان بالغ می گردد .


همچنین یکی از مدیران هیئت های مذهبی در تبریز مبلغ اجرای برنامه 2 ساعتی  مداحان زنجانی در تبریز را حدود 5 سکه بهار آزادی دانست واز بالارفتن این  تعداد خبر داد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

در کنفرانس خبری مشترک با اولمرت

بوش: موضعم در مورد حمله به ایران تغییر نکرده، حرف های احمدی نژاد خطرناک است

  خبرگزاري انتخاب : بوش گفت: وقتي که صداي مردي (محمود احمدي نژاد) را در ايران مي شنود که از يک سومي گويد خواهان دستيابي فناوري و دانش لازم براي غني سازي اورانيوم سخن مي گويد که مي تواند به ساخت جنگ افزار هسته اي منجر شود و از سوي ديگر مي گويد که خواهان نابود کردن اسرائيل است.اگر من هم يک شهروند اسرائيلي بودم اين سخنان را به عنوان تهديدي جدي براي امنيت خودم تلقي مي کردم. بوش افزود امريکا به عنوان متحد قوي اسرائيل ، اين مساله را تهديدي جدي براي امنيت خودش تلقي مي کند

۳۰ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۱۰ , ۰۰
خبرگزاري انتخاب :

رئيس جمهور امريکا و نخست وزير رژيم صهيونيستي امروز پس از ديدار در کاخ سفيد در يک کنفرانس خبري مشترک در جمع خبرنگاران شرکت کردند.


خبرنگار روزنامه گاردين در اين کنفرانس خبري از جرج بوش پرسيد با توجه به تلاشهاي مستمر ايران براي دستيابي به توان هسته اي يعني بمب اتمي ايا به نظر شما در شرايط زماني کنوني اقدام نظامي برضد ايران ديگر گزينه مد نظر نيست؟


رئيس جمهور امريکا در پاسخ گفت درپاسخ بايد بگويم که موضع من تغيير نکرده است .موضع من اين است که همه گزينه ها مد نظر است . اميدوارم بتوانيم اين مساله را به صورت ديپلماتيک حل و فصل کنيم.


جرج بوش در ادامه گفت در ابتدا بايد بگويم که ما اين تهديد را بسيار جدي تلقي مي کنيم. من کاملا نگراني اسرائيل را در اين خصوص درک مي کنم ، وقتي که صداي مردي (محمود احمدي نژاد) را در ايران مي شنود که از يک سومي گويد خواهان دستيابي فناوري و دانش لازم براي غني سازي اورانيوم سخن مي گويد که مي تواند به ساخت جنگ افزار هسته اي منجر شود و از سوي ديگر مي گويد که خواهان نابود کردن اسرائيل است.اگر من هم يک شهروند اسرائيلي بودم اين سخنان را به عنوان تهديدي جدي براي امنيت خودم تلقي مي کردم. بوش افزود امريکا به عنوان متحد قوي اسرائيل ، اين مساله را تهديدي جدي براي امنيت خودش تلقي مي کند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |


در اين ميان، اظهارات باهنر مبني بر اين‌كه عده‌اي با اقدامات برنامه‌ريزي شده، درصدد گرفتن وقت مجلس هستند، نمايندگان را خشمگين‌تر كرد و باعث بالا گرفتن بگومگوها شد. باهنر همچنين از بلندگوي رئيس خطاب به اكبر اعلمي اظهار كرد: به شما اخطار مي‌دهم.

۲۹ خرداد ۱۳۸۶ - قبل از ظهر ۱۰:۵۳ تعداد بازديد: 23717 كد خبر: ۶۹۵۱۳

تذكرات كم‌سابقه و فراوان شماري از نمايندگان مجلس به رئيس‌جمهور و شماري از وزرا و اصرار كم‌سابقه محمدرضا باهنر بر نخواندن نام نمايندگان، جلسه امروز مجلس را براي حدود پانزده دقيقه به تشنج كشيد.

به گزارش خبرنگار «بازتاب»، صبح امروز، باهنر كه در غيبت حداد عادل، رياست جلسه علني را بر عهده گرفته بود، پس از قرائت شماري از تذكرات نمايندگان، اظهار كرد: پانزده تذكر بيست‌تايي داريم و من براي جلوگيري از گرفته شدن وقت مجلس، حتما نام نمايندگان و تذكردهنده را نمي‌خوانم.
وي سپس تذكراتي 20 نفره را درباره مصوبات سفرهاي استاني، تعرفه شكر و تلفن همراه، بررسی مشکلات طوفان‌زدگان بلوچستان، کنترل اجاره بهای لجام گسیخته، توجه کارشناسانه به نامه 57 اقتصاددان کشور و... تنها با ذكر تعداد نمايندگان تذكردهنده، قرائت كرد.

پس از پايان تذكرات و چند تذكر آيين‌نامه‌اي، داريوش قنبري، نماينده ايلام، در تذكر آيين‌نامه‌اي، از اقدام خلاف رويه باهنر انتقاد و اظهار كرد: اين رويه، باعث سلب حقوق مردم و نمايندگان آنان شده و مجلس را به استبداد مي‌كشاند، اما باهنر با وارد ندانستن اين تذكر بر عدم قرائت اسامي تذكردهندگان اصرار كرد و خواستار ورود مجلس به دستور شد.

اما اين اقدام باهنر با انتقاد و سروصداي نمايندگاني روبه‌رو شد كه نامشان قرائت نشده بود و سپس مجلس با واكنش‌هايي كه طرفداران باهنر به آنان نشان دادند، براي دقايقي متنشج شد.

در اين ميان، اظهارات باهنر مبني بر اين‌كه عده‌اي با اقدامات برنامه‌ريزي شده، درصدد گرفتن وقت مجلس هستند، نمايندگان را خشمگين‌تر كرد و باعث بالا گرفتن بگومگوها شد. باهنر همچنين از بلندگوي رئيس خطاب به اكبر اعلمي اظهار كرد: به شما اخطار مي‌دهم.

با بالا گرفتن اعتراضات، باهنر از سخن خود عذرخواهي كرد و اظهار داشت: نمايندگان براي انجام وظايف نمايندگي خود تذكر داده‌اند و سپس به تابش، نماينده اردكان و رئيس فراكسيون اقليت مجلس وقت داد تا تذكر خود را بخواند.

تابش در تذكر خود با قرائت بند مربوط به آيين‌نامه اظهار كرد: وظيفه رئيس مجلس، قرائت اسامي نمايندگان تذكردهنده است. وي سپس از اين‌كه به اعتقاد وي، باهنر به نمايندگان اهانت كرده، انتقاد و از اصلاح سخن توسط وي تشكر كرد.

سرانجام با اظهارات تابش، آرامش نسبي به جلسه بازگشت، اما باهنر پس از اين تذكر نيز ضمن تشكر از تابش و تأكيد بر همكاري فراكسيون‌هاي مختلف مجلس، باز هم بر عدم قرائت اسامي تذكردهندگان به دليل لزوم قرائت سيصد نام و گرفتن وقت مجلس تأكيد كرد. به اين ترتيب، بيش از سي دقيقه از وقت جلسه علني امروز مجلس به اين زد و خوردهاي لفظي گذشت.

گفتني است، در جلسه روز سه‌شنبه گذشته مجلس نيز نمايندگان طيف اقليت مجلس، در اقدامي هماهنگ، چندين تذكر بيست نفره به مسئولان دولتي دادند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

در این دو روزی که نبودم

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 30 خرداد 1386 [2007.06.20]

po_nabavi_01.jpg

یکی دو روزی رفته بودم پاریس، البته نه برای کاری که شما فکرش را می کنید، برای یک کار دیگر. دیروز هم برای اولین بار تا اواخر شب اینترنت نداشتم، لامروت های آمریکایی و اسرائیلی اینقدر پول جاسوسی آدم را دیردیر می دهند که آدم هزار تا مشکل پیدا می کند. برای همین یک عذرخواهی به خوانندگان بدهکارم. داستان پاریس هم موضوع بامزه ای است که بعدا مکتوباتش را در اینترنت و از طرق مختلف خواهم نوشت. لابد دارید فکر می کنید چه موضوعی است؟ اصلا چیزی که شما فکر می کنید نیست، من در ملاقات سارکوزی و پوتین نبودم، اگر هم بودم فقط در مورد سوخت نیروگاه بوشهر یک چیزهایی گفتم که پوتین قبول نکرد و سارکوزی هم اینقدر حالش خراب بود که متوجه موضوع نبود. در هر حال اصل ماجرا را بزودی خواهید خواند. در ضمن مسکو دیروز اعلام کرد که اصلا حاضر به مذاکره درباره سوخت نیروگاه بوشهر هم نیست.

امروز چیزی نمی نویسم
البته امروز چیزی نمی خواستم بنویسم، چیزی هم نمی خواهم بنویسم، فقط کلی سوژه است که دارم فکر می کنم واقعا حیف شد که نمی خواهم در مورد آنها چیزی بنویسم. یکی اش همین داستان سلمان رشدی که در همین روزها توسط ملکه انگلیس ملقب به شوالیه شد. از طرف دیگر یک بنیاد ایرانی که به کار خیر مشغول است و در سال 1383 یک جایزه 100 هزار دلاری برای سر سلمان رشدی تعیین کرده است، دیروز مبلغ جایزه را بالا برد و به محض اینکه معلوم شد که ملکه انگلیس سلمان رشدی را ملقب به شوالیه کرده است، جایزه را به 150 هزار دلار افزایش داد. فکر می کنم اگر یکی دو تا لقب دیگر به سلمان رشدی بدهند، یواش یواش مبلغ جایزه به یک میلیون دلار می رسد و چه بسا که خود سلمان رشدی در مقابل دریافت این پول خودش را تسلیم کند. البته به نظرم می آید هر چه این اطلاعیه ها را صادر کنند، درآمد طرف هم بالاتر می رود.

علی و جواد سرشان خورد به هم
علی لاریجانی هم به نظرم می آید صبح موقع بیدار شدن از خواب سرش خورده به سر جواد لاریجانی و دچار مشکل اساسی شده است. معقول آدمی بود! این حرف ها را معمولا و معقولا نمی زد. لاریجانی گفت: « غربی ها امید عجیبی دارند که در داخل کشور تغییراتی بوجود بیاید.» آگاهان توضیح دادند که این غربی ها شعورشان نمی رسد، اگر مسائل ایران را دنبال می کردند و می دیدند که در طول پنج سال گذشته هیچ تغییری در ایران رخ نداده است، بیخودی فکر نمی کردند که در ایران تغییرات بوجود می آید. علی لاریجانی علاوه بر این احساس عجیب و ناشناخته غربی ها، یک جمله دیگری گفت که من واقعا نگران حالش شدم. لاریجانی گفت: « در یک سال و نیم اخیر، یک بیداری برای غربی ها پیدا شده که....» آگاهان توضیح دادند که در یک سال و نیم اخیر غربی ها تغییر نکردند، ما تغییر کردیم، در نتیجه آنها هم چون حدس می زنند که چیزی که دارند می بینند احتمالا همان چیزی است که دارد اتفاق می افتد، در نتیجه می ترسند و بیدار می شوند. حالا خوب است مثل آقای کروبی بخوابند، یک دفعه احمدی نژاد بشود رئیس جمهور؟ علی لاریجانی همچنین یک اطلاعات عجیبی داد که من کاملا به این نتیجه رسیدم که یک فیلسوف هم وقتی وارد سیاست بشود، احتمالا مشکلات پیدا می کند. علی لاریجانی گفت: « برخی افراد داخلی به واشنگتن رفته اند و آنها را به دادن قطعنامه ترغیب کرده بودند.» آگاهان توضیح دادند که اولا واشنگتن نرفته بودند و نیویورک رفته بودند، ثانیا برخی افراد داخلی نبودند و یک نفر احمدی نژاد بود، ثالثا ترغیب نکرده بودند و وادار کرده بود.

معجون مرکب پیچیده حداد عادل
گاهی اوقات من فکر می کنم حداد عادلی که من می شناختم، چند سال قبل دزدیده شده و یکی دیگر را از طریق خوراندن « معجون مرکب پیچیده» (ر.ک. هری پاتر و حفره اسرار آمیز) به شکل حداد عادل درآورده و او را به مجلس فرستاده و احتمالا مدتهاست که حداد عادل اصلی در یک صندوقچه هفت طبقه دست و پا بسته زندانی است و بعدا وقتی پیدا بشود، معلوم می شود که این کسی که خودش را جای حداد عادل جازده، الکی است. البته گاهی اوقات یک حرف هایی می زند که آدم کمی امیدوار می شود، ولی دوباره معجونش را می خورد و می شود همینی که هست. دیروز حداد عادل گفت: « خطاکاران از نقد مطبوعات می ترسند.» بعد از گفتن این جمله حداد عادل نگاهی به خودش و دیگران کرد و گفت: من چی گفتم؟ نه، من چیزی نگفتم.

ویلما کاسترو درگذشت
بانوی اول کوبا که زن مرد دوم کوبا بود، یعنی همسر رائول کاسترو درگذشت. البته نمی دانم چرا بانوی اول کوبا زن آقای دوم کوبا بود؟ شاید هم زن کاسترو بانوی دوم کوباست و دلیل خاصی ندارد. موضوع مهم این بود که این مرحومه مغفوره، یعنی ویلما کاسترو رئیس یک بنیاد زنان کوبایی بود که برای برابری زنان و مردان در کوبا تاسیس شده بود و اتفاقا به نظرم می آید که کارش را خیلی خوب انجام می داد. تا اینجا همه چیز به نظر طبیعی است، اما نکته طبیعی تر از همه این که 85 درصد زنان کوبایی در این سازمان که مورد حمایت دولت است، عضو هستند. نه اشتباه نمی کنید، دقیقا 85 درصد زنان کوبایی در این سازمان عضو هستند. البته این موضوع را هم یادتان باشد که احتمالا باید 30 درصد زنان کوبایی زیر سن 18 سال باشند و معلوم نیست که 15 درصد آنها برای چه برای به دست آوردن حقوق برابر با مردان کوبایی تلاش می کنند؟ در هرحال درگذشت این مرحومه مغفوره را به 85 درصد زنان کوبایی تسلیت می گوئیم.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نقدي: استعفا ندادم

در باره محمدرضا نقدي - چهارشنبه 30 خرداد 1386 [2007.06.20]

mohammadrezanaghdi.jpg

به دنبال طرح چند پرونده اختلاس از سوي ستاد مرکزي مبارزه با قاچاق کالا و ارز، گفته شد که سردار محمد رضا نقدي در مراسمي از کارکنان اين ستاد خداحافظي کرد و سرپرستي اين ستاد را به حميدرضا تقي زاده دبير ستاد سپرد. از سوي ديگر سردار نقدي استعفاي خود را به شدت تکذيب کرد و گفت : به هيچ وجه استعفا نداده ام و نمي دهم. سردار نقدي گفت : «هنگامي که آذر سال 84 از جانب رئيس جمهور به سمت رئيس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شدم با حفظ سمتي که در ستاد کل نيروهاي مسلح داشتم اين مسئوليت را پذيرفتم و اکنون ضرورت ايجاب کرده است که تمام وقت در ستاد کل نيروهاي مسلح فعاليت کنم.» فيروزآبادي نيز گفت: «ذکر استعفاي نقدي کاملا غلط بود.»

محمدرضا نقدي کيست؟

محمدرضا نقدي در سال 1332 در شهر نجف به دنيا آمد. نام پدرش شيخ علي اکبر ثماني از روحانيون مجاور شهر نجف بود. وي فرزند دوم خانواده اي با چهار فرزند است. گفته مي شود يکي از برادرانش در جنگ به شهادت رسيده است. در سال 1358 وي همراه با خانواده اش توسط دولت عراق اخراج شد و آنان به شهر نقده رفتند و شهرت نقده اي را براي خود انتخاب کرد که بعدا با نام نقدي معروف شد. وي همزمان با آغاز جنگ و از همان ابتدا از سال 1359 وارد مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق شد و به عنوان نماينده اين مجلس در اروميه کارش را آغاز کرد. در همان سال به لبنان رفت و مدتي در آنجا بود و پس از بازگشت در بخش نظامي مجلس اعلا به کارش ادامه داد. نقدي در سال 1361 وارد سپاه پاسداران شد و همراه با گروهي ديگر از معاودين عراقي عضو لشگري شد که بعدها تبديل به سپاه بدر شد. وي بسرعت در اين لشگر رشد کرد و معاونت اطلاعات و عمليات لشگر شد. وي تا سال 1364 در لشگر بدر بود، اما از اين سال به سپاه لبنان منتقل شد و جزو نيرويي از سپاه گشت که قرار بود روي مساله نابودي اسرائيل متمرکز شوند و به همين دليل به نام نيروي قدس شناخته مي شدند. وي که نيرويي اطلاعاتي بود، با نام مستعار « شمس» در عراق و سودان و بعدا در ماجراي بوسني و هرزگوين حضور فعال داشت و تا پايان بحران در آن منطقه يکي از فرماندهان سپاه در بوسني بود.

در زير زمين هاي وصال

محمد رضا نقدي در سال 1372 توسط آيت الله خامنه اي به عنوان معاون اطلاعات نيروي قدس منصوب شد، اما با فاصله کمي از اين انتصاب فرمانده حفاظت اطلاعات نيروي انتظامي گشت و با درجه سرتيپي از نيروي قدس به نيروي انتظامي منتقل شد. او برخي از همکاران سابقش را به نيروي انتظامي منتقل کرد و آنجا را به محلي براي فشار بر کارگزاران و بخصوص شهردار پرقدرت تهران، غلامحسين کرباسچي تبديل کرد. نقدي در حفاظت اطلاعات تعدادي از شهرداران مناطق مختلف تهران را دستگير و براي مدتي طولاني آنها را در زندان انفرادي و مورد شکنجه شديد قرارداد، اين موضوع تا مدتها آشکار نشد و حتي برخي از اين شهرداران تا چندي پس از آزادي شان از طرح آنچه بر آنان گذشته بود، خودداري کردند. نقدي در جلسه پرسش و پاسخ خودش با نمايندگان مجلس اين موضوع را چنين توضيح داده است: «روزي آقاي رازيني رياست محترم دادگستري تهران مرا به دفترش دعوت کرد وقتي که رفتم ايشان توضيح دادند که پرونده اي هست که مربوط مي شود به فساد مالي در شهرداري تهران و ابعاد مالي آن بسيار گسترده است ما هم به دلايلي صلاح نمي دانيم که پرونده را به دست ديگر ضابطين ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهي بدهيم و مي خواهيم اين را به شما بسپاريم چرا که هم بازداشتگاهي مطمئن داريد و هم پرسنل تان امين هستند.آن روز من به آقا ي رازيني گفتم ما آماده هستيم، ولي اگر به ميدان بياييم تا آخر هستيم. مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهاي سياسي کنار بکشيد؛ که آقاي رازيني هم گفتند اراده ما هم بر اين است که اين قضيه جدي بگيريم و حتي مقام معظم رهبري هم فرموده اند که با اين مفسده جدي برخورد شود.»

پرونده شهرداران تهران که تقريبا سنگين ترين عمليات اطلاعاتي و قضائي در برخورد با مسائل سياسي بود، نام نقدي را در سطح عمومي مطرح کرد. در اين پرونده 164 شهردارو کارکنان شهرداري تهران در مدت سه ماه در بازداشتگاه وصال و يکي دو محل ديگر احضار و بازداشت و بازجويي شدند.

ماجراي کوي دانشگاه و حمله به مهاجراني و عبدالله نوري

پس از دوران اصلاحات، محمد رضا نقدي همراه با حسين الله کرم، سردار ذوالقدر و چندين تن ديگر از نيروهاي نظامي و برخي سرداران سپاه، ستادي براي ايجاد بحران تشکيل دادند. طرح ترور عبدالله نوري و حمله به مهاجراني و ماجراي کوي دانشگاه از کارهاي شاخص اين گروه بود. سردار نقدي در ماجراي حمله به نوري و مهاجراني ديده شد. بعدا در دادگاهي که براي محاکمه نقدي تشکيل شده بود، پدر همسرش مدعي شد که وي در روز حادثه اصلا به نماز جمعه نرفته بود.

پرونده سياه و شايعاتي از اين دست

گفته شده است که در سال 1379 محمد رضا نقدي گروهي خودسر را تشکيل داد تا جلوي مفاسد اجتماعي را بگيرند. گفته شده است که اين گروه در جريان کارهاي مختلفي که مي کرد، اقداماتي غير قانوني را انجام مي داد. در آن زمان، شايع شد که محمدرضا نقدي در 15 اسفند 1381 بازداشت شده و وزارت اطلاعات با نظارت دفتر رهبري از وي کرده است. همچنين شايع شد که اين تحقيقات براي مدت کوتاهي پيش رفته، اما پس از يک ماه گروه ديگري با طرح شائبه ايجاد فشار در بازجويي، اين تحقيق را متوقف کرده و پرونده به دادگاه ويژه روحانيت منتقل شده است. در پاسخ به همه اين شايعات، در ارديبهشت 1382 سردار نقدي در غرفه کيهان حاضر شد و در پاسخ به اين سوال که گفته مي شود شما بازداشت شده ايد، گفت: «اينها ساخته رسانه هاي دشمن است. فعلا که بنده را اينجا مي بينيد.» پس از اين حضور مطبوعاتي نقدي وي تا مدتها از نظرها غايب بود.

بازگشت مردان خشن

پس از روي کار آمدن احمدي نژاد، نقدي که تقريبا از حافظه ها حذف شده بود، به سوي احمدي نژاد رفت و با حکم رئيس جمهور فعاليتش را در ستاد مرکزي مبارزه با قاچاق کالا و ارز آغاز کرد و از همان ابتدا قول داد که برخورد با دانه درشت ها را آغاز کند. وي که در اين مدت نسبتا کوتاه تلاش مي کرد کارنامه درخشاني از فعاليتهاي اين مرکز ارائه کند، سرانجام قرباني درگيري هاي داخلي نيروهاي قدرت شد. محمدرضا نقدي که به عنوان سازمان دهنده لباس شخصي ها شناخته شده و در چند پرونده خطرناک اطلاعاتي حضور داشته است، از آنهايي است که به نظر مي رسد، بخاطر انجام يک اشتباه بزرگ ديگر بخشيده نخواهند شد، اگرچه معمولا مرداني اين چنين براي «روزهاي سخت» هميشه مورد توجه هستند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

از چهار تا بچه كاري بر نمي آيد

سخنان علي لاريجاني در جمع فرماندهان سپاه؛ - چهارشنبه 30 خرداد 1386 [2007.06.20]

نويد احمدي

علي لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي ايران مي گويد: "ما يك دوره سينوسي داشتيم، با سيگنال‌هايي كه عواملشان در داخل داده‌بودند. سازگارا، حقيقت‌جو و... كه به واشنگتن رفته بودند، و غرب را به صدور قطعنامه ترغيب كرده‌بودند. آنها هم فكر مي‌كردند با سيگنال‌هاي داخلي، اوضاع به نفع آنها در حال تغيير كردن است. البته جمهوري اسلامي ايران خيلي قدرتمند‌تر از آن است كه چهار تا بچه بتوانند خللي ايجاد كنند".

وي مي افزايد: "غرب در بحث هسته‌اي فقط به مسائل هسته‌اي نمي‌انديشد، بلكه او يك متن بزرگتري را مي‌بيند و گاهي از دستشان در مي‌رود و در جلسات به ما مي‌گويند كه شما كشوري هستيد كه از لحاظ موقعيت استراتژيك بسيار برجسته‌ايد، انقلاب شما، انقلابي الهام‌بخش و تاثيرگذار است، نيروي انساني قوي و موثر داريد، به شرق و غرب هم متكي نيستيد".

به گزارش سايت سپاه پاسداران ـ بصيرت ـ علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي اين سخنان را در همايش سراسري مسئولين و هاديان سياسي سپاه بيان کرد.

علي لاريجاني در سخنانش با اشاره به صدور دو قطعنامه از سوي شوراي امنيت(قطعنامه‌هاي 1737و1747) مي افزايد: "در صدور قطعنامه‌ها، حرف اصلي آنان اين بود كه اولا قطعنامه برگشت‌پذير است به اين معنا كه اگر ايران از فن‌آوري هسته‌اي دست بردارد، قطعنامه برگشت‌پذير است. بخشي از قطعنامه‌ها شامل تعليق غني‌سازي است و بخشي مربوط به كارخانجات است كه هيچ ربطي به مسائل هسته‌اي ندارد. حوزه مسائل موشكي ايران، چه ساخت موشك و چه قطعات و لوازم يدكي، ربطي به هسته‌اي ندارد. اين كه چرا وارد اين حوزه‌شده‌اند، توضيح نمي‌دهند و مي‌گويند چون قدرتش را داريم، اقدام مي‌كنيم".

اروپا و آمريكا معتقدند اگر ايران حتي تعليق را براي مدتي بپذيرد تضميني مبني بر اينكه در اينده مجددا براي توليد تسليحات اتمي با استفاده از پايلوت هاي موجود اقدام نكند وجود ندارد. از اين رو تمام امكانات و دستگاههاي داراي كاربرد دوگانه و كارخانجات را مشمول تحريم مي دانند. شركت كالاي الكتريك، صنايع فجر، صنايع موشكي پارچين، صنايع موشكي فجير، صنايع اپتيك، گروه هفت تير، مرکز تحقيقات و فناوري هسته اي اصفهان وابسته به سازمان انرژي اتمي، شرکت کاوشيار وابسته به سازمان انرژي اتمي، مرکز تحقيقات هسته اي کرج وابسته به سازمان انرژي اتمي، شركت انرژي نوين، سازمان صنايع موشکي، بانک سپه به عنوان حامي سازمان انرژي اتمي، گروه صنعتي سامان، گروه صنعتي يامهدي، صنايع هوا و فضاي قدس، شرکت سرويس هواپيمايي پارس، صنايع هواپيمايي شعاع و برخي از شركت ها و كارخانجات ديگر مشمول اين تحريم ها هستند.

لاريجاني با بيان اينكه يك بخش از قطعنامه دوم مربوط به فرماندهان سپاه پاسداران و ممنوعيت سفر آنهاست، مي گويد: "نسبت سپاه پاسداران به مسائل اتمي و هسته‌اي صفر است ولي آنها مي‌گويند فرماندهان سپاه نبايد سفر كنند. اين براي اين است كه ايران غني‌سازي را متوقف كند. جالب اين است كه اسامي بعضي از مسئولين انرژي اتمي در دو قطعنامه آمده‌است اما در مورد سپاه اسامي همه فرماندهان سپاه ذكر شده‌است".

در اين قطعنامه ها بسياري از فرماندهان سپاه و برخي مقامات مشمول ممنوعيت سفر به خارج شده اند:"فريدون عباسي دواني، کارشناس هسته اي"، "محسن فخري زاده مهابادي، کارشناس هسته اي"، "جابر صفدري، مدير تاسيسات هسته اي نظنز"، "امير رحيمي، مدير تاسيسات هسته اي اصفهان"، "محسن حجتي، مدير گروه صنعتي فجر"، "مهرداد اخلاقي کتابچي، مدير گروه صنعتي شهيد باقري"، "ناصر مالکي، مدير گروه صنعتي شهيد همت"، "احمد درخشنده، رئيس بانک سپه"، "سردار مرتضي رضايي از فرماندهان سپاه پاسدارا"، "دريادار علي اکير احمديان، رئيس ستاد مشترک ارتش"، "سردارمحمدرضا زاهدي، از فرماندهان سپاه پاسداران"، "دريادار مرتضي صفاري، از فرماندهان سپاه پاسداران"، "سردار محمد حجازي، از فرماندهان سپاه پاسداران (بسيج("، "سردار قاسم سليماني، از فرماندهان سپاه پاسداران (نيروي قدس("، "سردار باقر ذوالقدر، معاون امنيتي وزارت کشور از جمله ي اين مقامات هستند.

دبير شوراي عالي امنيت ملي در ادامه با اشاره به‌اينكه آنها به و سيله قطعنامه و تحريم ها مسائل اقتصادي را نيز نشان گرفته‌اند كه نمونه آن بحث بانك سپه است، مي گويد: "حريف شما در بحث هسته‌اي فقط به مسائل هسته‌اي نمي‌انديشد، بلكه او يك متن بزرگتري را مي‌بيند وگرنه همسايه ما پاكستان بمب اتم دارد، نيروگاه دارد اما نكته اساسي اين است كه پاكستان متحد آمريكاست و ما نيستيم. به صراحت به ما مي‌گويند كه شما متحد غرب نيستيد. من در همين مذاكرات اخير هم به آنها گفتم كه به همين دليل كه به شرق و غرب اعتماد نداريم و نمي‌توانيم به شما اعتماد داشته باشيم، در زمينه انرژي هسته‌اي بايد مستقل باشيم".

از نظر تدوينگران پيش نويس قطعنامه ها عليه ايران در شوراي امنيت، بانك سپه متهم به انتقال پول براي پروژه هاي اتمي و تسليحاتي ايران است. اين بانك كه قديمي ترين بانك ايراني است ابتدا متعلق به ارتش بود و وظيفه پرداخت حقوق نظاميان را بر عهده داشت. اما اينک بسياري از خريد هاي تسليحاتي ايران توسط اعتباري كه در اين بانك گشوده مي شود انجام مي گيرد.

مذاكره كننده ارشد اتمي ايران در ادامه خطاب به فرماندهان سپاه مي گويد: "اينها به ژئوپليتيك ايران كه نمي‌توانند دست بزنند، لذا سراغ توسعه و قدرت نظامي رفته‌اند و تحليل آنها اين است كه سپاه پاسداران عنصر مهم قدرت نظامي است. پس سپاه از عناصر مهم قدرت است اينها فكر مي‌كنند با اين كارها (درج نام فرماندهان سپاه در قطعنامه‌ها) به سپاه ضربه مي‌زنند، در حالي كه سپاه محبوب‌تر مي‌شود. فرماندهان سپاه كه به مسافرت خارجي نمي‌روند و... اخم آنها باعث فربه شدن ما و نفوذ بيشتر ما شده‌است".

پس از ممنوع الخروج شدن فرماندهان سپاه از كشور، سردار ذوالقدر معاون امنيتي وزير كشور طي سفري به مسكو با دبير شوراي امنيت ملي روسيه ديدار كرد. اين سفر واكنش شوراي امنيت سازمان ملل متحد را به دنبال داشت و از آن به عنوان دهن كجي به قوانين بين المللي ياد شد.

لاريجاني سپس به چرايي صدور قطعنامه عليه ايران توسط شوراي امنيت پرداخته و مي افزايد: "اول اين‌كه آنها فكر مي‌كردند با صدور قطعنامه، ما عقب‌نشيني مي‌كنيم. براي آنها، چه از لحاظ رفتار گذشته و سيگنال‌هايي كه به آنها رسيده‌بود، چنين وانمود شده‌بود كه اگر پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت برود، ايران عقب‌نشيني مي‌كند. در يكي از جلسات، طرف مقابل گفت خوب‌است به قطعنامه برلين عمل كنيد، گفتم چه شد؟ شما كه زير آن زديد... گفتند برخي از ما تصورمان اين بود كه اگر قطعنامه صادر كنيم، شما عقب‌نشيني مي‌كنيد. دوم اينكه آنها فكر مي‌كردند با صدور قطعنامه، در داخل كشور اختلافات و شكاف‌هاي عميق و بهم‌ريختگي ايجاد مي‌شود. البته يك موجي هم شروع شد كه اين چه كاري است كه كرديد؟ نماينده دولت انگليس به يكي از مامورين ما گفت كه ما مي‌دانيم داخل شما به خاطر قطعنامه دارد به‌ هم مي‌ريزد و مشكلات اقتصادي هم زياد مي‌شود...! آنها متوجه نبودند كه در داخل كشور، سكانداري وجود دارد و وقتي كه رهبري تصميم بگيرد، هيچ كس هيچ كاري نمي‌تواند بكند".

لاريجاني در ادامه تاكيد مي كند: "ما به آنها گفته بوديم اگر قطعنامه صادر كنيد، شما مذاكره را به هم زده‌ايد. لذا ما گام بعدي را بر‌مي‌داريم. ما به صراحت، هم به آژانس و هم به اينها گفتيم كه چه كار خواهيم كرد. ما شروع كرديم. آنها باور نكردند تا اين‌كه آژانس آمد، ديد و ديدند كه ما جدي هستيم. اين كه قطعنامه صادر كردند، آيا جلوي برنامه هسته‌اي ما گرفته‌شد؟ اين اقدامي كه عليه سپاه كردند، سپاه تكان خورد؟ سپاه كي سفر خارجي مي‌رفته است؟"

دبير شوراي عالي امنيت ملي با اشاره به درخواست مجدد غربي‌ها براي مذاكره با مختصات و فضاي جديد و اينكه "نمي‌توان بدون در نظر گرفتن جايگاه ما" توافقي داشت، ميگويد: "آنها عجيب اميد دارند كه در داخل كشور تغييراتي به‌ وجود بيايد تا به جايي برسند و بتوانند خواسته‌هاي خود را تحميل كنند. در بحث هسته‌اي بيش از ده، پانزده مرتبه از زبانشان در رفت و گفتند كه شما در داخل دچار مشكل مي‌شويد. سئوال اين است كه چه كساني به آنها اين احساس را مي‌دهند؟ گاهي يك حرف، 5 يا 6 ماه كار را طولاني‌تر مي‌كند. آخر شما چه كساني هستيد، مسئول پرونده هستيد كه اين حرف را مي‌زنيد؟ يك سري اقدامات آنها باعث مي‌شود كه غربي‌ها احساس كنند در درون نظام اختلاف است لذا مي‌روند به سمت قطعنامه بعدي".

فروردين ماه گذشته دكتر حسين موسويان از مذاكره كنندگان تيم سابق هسته اي از سوي ماموران وزارت اطلاعات بازداشت شد. اتهام موسويان گفت و گو با برخي از مسوولان اروپايي و انتقال اطلاعات به آنها عنوان شد. در آن زمان اين بحث مطرح بود كه موسويان خواستار افزايش فشار به دولت ايران شده است

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

طرح انقلابی ازاد سازی خزر پوچ درآمد

به گزارش روزنامه دولت به دستور رييس جمهور سواحل ازاد شد اما اينک ... - چهارشنبه 30 خرداد 1386 [2007.06.20]

azadsazikhazar493.jpg

حمید احدی

دو روز بعد از اعلام آزاد سازی سواحل خزر به دستور رييس جمهور، که روزنامه دولت آن را عملی انقلابی ناميد که هرگز کسی به خواب نمی دید، همان روزنامه در گزارش دوم خود خبر داد که کل طرح عبارت است از واگذاری مراکز تفریحی موسسات دولتی به سازمان میراث فرهنگی و جهانگردی، به ترتيبی که همان کارکنان قبلی در اولویت باشند اما مواقع خالی ماندن به مردم هم اجاره داده شود.

روزنامه ايران روز یکشنبه زير تصوير یک خانه ويلائی ساحلی نوشته بود:
"ديگر آسمان سواحل خزر براى پائين آمدن ونزول نورچشمى ها سوراخ نخواهد شد. عدالت در ساحل موج مى زند. خزر به ساحل و ساحل به مردم پيوند مى خورد و دريا در ساحل آرام مى گيرد، به دنبال اين متن اضافه شده بود که آزادسازى سواحل خزر كه پس از سفر هيأت دولت در تاريخ شانزدهم آذرماه گذشته به مازندران مطرح شد، با جديت تمام دنبال مى شود و تا چهار روز دیگر به اتمام میرسد.

بنا به گزارش تبلیغاتی روزنامه خبرگزاری جمهوری اسلامی دستور مشخص رئيس جمهوراین بود كه بايد در اين زمينه يك اقدام انقلابى صورت گيرد ، زيرا عمومى شدن مجتمع هاى رفاهى و گردشگرى كه از سال هاى دور دراختيار افراد خاص و دولت بوده است، با روند متعارف انجام شدنى نيست. معاون استانداری گفته بود مصوبه دولت در سفر استانى به مازندران، چهره استان را دگرگون كرد و مازندران در مقابل حق كشى هايى كه برخى شان در سال هاى دور وجود داشت، بيمه شد.آزادسازى سواحل خزر اتفاق بزرگى است كه شايد هيچ وقت در كشور رخ نمى داد، مگر با عزم عدالت خواهان

جالب تر از تیتر بزرگ روزنامه ايران، مقاله آن روزنامه بود با عنوان چه کسی باور می کرد، که در آن نوشته شده بود: چه كسى باور مى كرد سواحل درياى خزر كه در سال هاى گذشته با زياده طلبى برخى پولدارها و افزون خواهى بسيارى از دستگاه هاى دولتى، از چشم مردم پنهان شده بود، دوباره آزاد شود و رنگ آبى اميد به چشم برسد؟ به عنوان يك شهروند ايرانى و يك روزنامه نگار، هيچ گاه نمى توانستم در اين باره خوشبين باشم. نمى دانم شما كه اين نوشته را مى خوانيد - در هر گوشه اى از ايران كه هستيد - آيا گذارتان به ساحل خزر افتاده بود. اگر بود حتماً ديديد كه سهم شما چيزى نبود جز گرماى جاده و رفتن و رفتن واز حريم دريا خارج شدن. اما در واقع اگر مثل نگارنده نمى توانستيد باور كنيد كه اين كوه انبوه سنگ و سيمان كه جلوى دريا را گرفته است، روزى برداشته شود و قانون و حريم دريا دوباره به ميان ما باز گردد، علتى نداشت جز آن كه به احتمال يك انقلاب در كارهاى دولتى باور نداشتيد. اكنون نوبت مردم است كه دل به دريا بزنند و نوبت ويژه خواران و زياده طلبان است كه ويلاهاى خصوصى خود را به كاميون هاى زباله بار بزنند و از دريا دور شوند. اين كار دولت نهم، شادى آورترين و خنك ترين هديه براى تابستان هاى مردم ايران است.

پوچ بودن تبليغات دولتی زمانی اشکار می شود که گفته اند ساحل استان مازندران ۳۳۸ كيلومتر است كه پيش از اين، ۳۰درصد آن مربوط به انحصارات و تصرفات دولتى بوده . معاون استانداری گفته بسيارى از ويلاهاى مجتمع هاى تفريحى وزارتخانه ها به حريم ۶۰ مترى دريا تجاوزكرده بود كه اين مناطق با نظارت همان وزارتخانه ها با بولدوزر تخريب و آزاد می شود و مذاکرات مربوط به آن آغاز شده است . ابوطالب شفقت استاندار مازندران گفته است مذاكره با همه دستگاه هاى دولتى براى وادار كردن آنها به اين كه مجتمع هاى تفريحى خود را به سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى واگذار كنند، هم اكنون آغازشده است و اين پلاژها پس از ساماندهى در اختيار عموم مردم قرار مى گيرد. آقای استاندار گفته «البته سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى كاركنان اين وزارتخانه ها ونهادها را براى استفاده از پلاژها در اولويت قرار مى دهد. ولى تمام هزينه هاى مربوط از آنها دريافت خواهد شد.»

طرح انقلابی بزرگی که قرار بود تا چهار روز دیگر سواحل خزر را دگرگون کند سرانجام با توضیح مسوول سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى مازندران چنین خلاصه شده است: «تا پايان خردادماه، تابلوهاى نصب شده در ورودى پلاژهاى نهادها و وزارتخانه هاى دولتى كه بر روى آن عنوان اين مراكز درج شده است، جمع آورى و در اختيار اين سازمان قرار مى گيرد تا با اولويت استفاده كاركنان همان نهادها در اختيار عموم قرار گيرد. و دیروز [ یکشنبه] حکم بازر سی توسط استاندار صادر شده تا بزودی گزارش جامعى از آزادسازى ساحل و استفاده عمومى از اماكن دولتى تهيه ومنعكس كنند.»

ادامه گزارش نشان می دهد که چهارده در صد سواحل هم در اختيار مراکز نظامی است اما استاندار گفته است: «آزادسازى برخى تصرفات تأسيسات آبى، نفتى و صنعتى كه لزوماً بايد در داخل آب فعاليت داشته باشد، در دستور كار ما نيست. به سراغ آنها نرفته ايم و شايد تا ابد در دريا مستقر باشند. اين مسأله قانون خاص خود را دارد. در اين باره بايد با فرماندهى كل قوا هماهنگ شود و هم اكنون اين هماهنگى در حال انجام است كه به دليل محرمانه بودن اطلاعات اين مراكز، موضوع با حساسيت خاصى دنبال خواهدشد.البته احتمال دارد كه برخى از اين مراكز نظامى در موقعيت خود باقى بمانند.»
ويلاهای شخصی نيز که رييس جمهور چنان از آن ها سخن گفته بود که به نظر می رسید لانه مافیاست به گفته معاون استانداری مازنداران ترتيب خاصی دارد چراکه وی گفته است "باوجود شايعاتى مبنى بر تخريب ويلاهاى بخش خصوصى، اين ويلاها همچنان پابرجاست و در بيشتر موارد به حريم دريا تجاوز كرده و برخى شان در داخل آب قرار دارد. البته به نظر مى رسد، مسئولان استان هنوز به توافق يكپارچه و هماهنگ در اين باره نرسيده اند. ابوطالب شفقت در اين باره مى گويد: «سعى كرده ايم كه حرمت بخش خصوصى را رعايت كنيم. البته اين يك مسأله حقوقى است كه بايد قانون داشته باشد و ما از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى درخواست كرده ايم كه كارهاى كارشناسى را دراين باره در دستور كار قراردهند.» وى مى افزايد: «از آنجا كه بخش خصوصى، سند مالكيت دارد، اكنون با آنها برخورد نمى شود؛ حتى اگر تأسيسات مربوط به آنها خلاف مقررات و قوانين ساخته شده باشد.»

گزارش دومین روز روزنامه ايران گرچه از تبلیغات و بزرگ نمائی های روز اول خالی شده اما با وجود اين با اين جمله آغاز می شود


"گر تا به حال فكر مى كرديد تا آخر عمرتان نمى توانيد به راحتى سواحل خزر را طى كنيد، امسال به آنجا برويد و امتحان كنيد. پيمودن سواحل خزر بدون هيچ مانعى و آرام گرفتن در ساحل خزر زندگى دوباره است".
آ


اين گزارش نشان داده که شش ماه بعد از سفر رييس دولت به مازندران اعتباری به مبلغ یک میلییارد تومان در اختیار يک شرکت پیمانکاری قرار گرفته که پاکسازی چهارده کیلومتر تا ساری را اغاز کند که اين گروه به گفته مهندس روح الله قهرمانى چابك معاون امور عمرانى استاندارى مازندران و رئيس كار گروه معمارى و شهردارى استان مازندران کارشان سبب شد که بخش وسيعى از ساحل که دكه هاى حلبى و مغازه هاى نامرتب فرا گرفته بود به طورى كه موج دريا به داخل آنها مى زد و وضعيت بسيار نامناسب بهداشتى بويژه در مغازه ها و دكه هاى مواد غذايى به چشم مى خورد، درست شود .


محمدرضا شيدفر گفته سازمان میراث فرهنگی مجتمع های جدیدی خواهد داشت اما ساخت اين مجتمع ها مستلزم در اختيار داشتن حداقل ۲۵ تا ۳۰هكتار اراضى ساحلى است كه بايد تأمين شود و به گفته مسوول اين سازمان در مازندران اين هزينه ها شايد به چند ميليارد تومان برسد. در حقيقت براى ايجاد زيرساخت مناسب (اعم از آب، برق، راه) در يك هكتار حداقل ۳۰۰ ميليون تومان اعتبار لازم است.
شيدفر درباره چگونگى تأمين اين اعتبارات مى افزايد: ترجيح مى دهيم كه انجام اين طرح ها به بخش خصوصى واگذار شود كه آنها با سرمايه گذارى ابتدايى براى ارائه خدماتى همچون پاركينگ، بازارچه و درآمدزايى از اين طريق، به پيشبرد طرح ها اقدام كنند.
معاون گردشگرى سازمان ميراث فرهنگى، صنايع دستى و گردشگرى تصريح مى كند: از فرمانداران شهرهاى ساحلى خواهيم خواست كه محل اجراى طرح هاى ساماندهى ساحل را مشخص كنند تا به بخش خصوصى واگذار شود.



بخشی از گزارش دومین روز با عکس هائی که ضمیمه است به انتهاى بلوار خزر در شهر سارى اختصاص دارد كه به نوشته روزنامه ايران در حال حاضر به علت تخريب هاى صورت گرفته براى آزادسازى ساحل، وضعيت مناسبى ندارد. زباله ها به طور وسيع سطح ساحل را پوشانده است و خرابه هاى خانه هاى تخريب شده و ديوارهاى فرو ريخته، موجب نارضايتى مسافران شده است.وقتى مسأله اماكن تخريب شده را از اهالى منطقه جويا مى شويم، آنها مى گويند: قسمتى از اين خرابى ها كه چهره بدى به ساحل داده است، مربوط به اماكن خصوصى است كه در اختيار ارباب اين منطقه بوده است

.
روزنامه دولت اما از خراب شدن یک ویلا هم خبر داده و نوشته که ویلای خصوصی مربوط به م. ب است و يكى از وابستگان به اين فرد (به اصطلاح ارباب) در اين باره مى گويد: آقاى م.ب اعتراض شديد خود را نسبت به تخريب ملك شخصى اش اعلام كرده است و الان هم براى شكايت از مسئولان استان، از جمع آورى لاشه ها و خرابه ها جلوگيرى مى كند.
استاندار مازندران راجع به اين موضوع مى گويد: نامبرده با تعرض به حريم دريا و ديواركشى در قسمتى از دريا، اقدام به ايجاد خانه فساد كرده بود كه طبق قانون تخريب شد.
شفقت مى افزايد: حتى اين فرد، هيچ گونه سند مالكيت هم ندارد. اگر واقعاً چنين سندى دارد، ارائه كند.
معاون امور عمرانى استاندار مازندران نيز در اين باره مى گويد: اين مسأله يك بحث امنيتى و اجتماعى بود؛ ضمن آن كه مغازه هاى حلبى متعلق به اين فرد از وضعيت بهداشتى مناسبى برخوردار نبود و چهره بدترى نسبت به آنچه الان مشاهده مى كنيد به ساحل داده بود.

قهرمانى چابك مى افزايد: اين مناطق هرچه زودتر از وجود زباله ها و خرابه ها پاكسازى خواهد شد و در آينده اى بسيار نزديك، شاهد ساحلى زيبا و قابل استفاده براى همه مردم خواهيم بود.به اين ترتیب طرح انقلابی که طرح تخریب یک ویلا تقلیل یافت که قرار شده که اگر بودجه برسد مجمتع هائی هم در ساری ساخته شود. همین.

Fیک فرد محلی آگاه به روز گفته است ناگفته نماند که پاکسازی سواحل مازندران از جمله فعالیت های مثمر و پسندیده است که آهالی هم از آن استقبال کرده اند اما تبلیغاتی که آن را انقلابی می خواند که هرگز کسی در خواب نمی دید و تنها باید منتظر دولت احمدی نژاد می ماندند بیش تر باعث خنده و تمسخر ها شده است.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
اصفهان زیباست

پارکها و مناظر اطراف پل مارنان

TinyPic image

 TinyPic image

 TinyPic image

 TinyPic image

 TinyPic image

******************************************************************

فال امروز

        TinyPic image

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
TinyPic image
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 اطلاعيه عجولانه عليه اکران يک فيلم؛عذر خواهي سه ساعته وزارت ارشاد Print This Page!!!

اعتماد-مهدي طاهباز:روز گذشته، انتشار بيانيه يي شديد اللحن مبني بر عذرخواهي وزارت ارشاد از اکران فيلم سينمايي «نقاب» و پس از آن توضيحات مدير کل اداره نظارت و ارزشيابي معاونت سينمايي درباره اين خبر و اصلاح آن، واکنش ها نسبت به نمايش فيلم هاي ايراني در چند ماه اخير را وارد مرحله تازه يي کرد.اگرچه بيانيه تندوتيز روابط عمومي وزارت ارشاد که تنها روي خروجي خبرگزاري فارس قرار گرفته بود، پس از چند ساعت از روي اين خبرگزاري برداشته شد، اما انتشار اين بيانيه که هنوز ماهيت آن تکذيب نشده است، نشان از ورود و مداخله جدي مسوولان رده بالاي وزارت ارشاد در حوزه فعاليت معاونت سينمايي دارد.طي روزهاي گذشته اکران فيلم «نقاب» واکنش هاي متعدد و عموماً منفي در رسانه ها و محافل خاص داشته است. به اعتقاد برخي از اين محافل نقاب به لحاظ مضموني داراي ايرادات فراواني است و ترويج لاابالي گري محسوب مي شود.اين در حالي است که بسياري از اين اظهارنظرها در مورد مضمون فيلم «نقاب» براساس تماشاي نسخه کامل آن که به صورت غيرقانوني توزيع شده، صورت مي گيرد.فيلم «نقاب» ساخته کاظم راست گفتار براي اولين بار در سال 83 براي دريافت پروانه نمايش به وزارت ارشاد ارسال شد و تهيه کننده فيلم اصلاحات مورد نظر اداره کل را روي فيلم اجرا کرد.در آن زمان با اينکه اصلاحات ياد شده روي فيلم اعمال شده بود، اما پروانه نمايش اين فيلم صادر نشد و «نقاب» راهي به پرده سينماها پيدا نکرد حتي با اينکه اين فيلم قرار بود در بخش ميهمان و مسابقه فيلم هاي اول و دوم جشنواره بيست و سوم فجر حضور پيدا کند و حتي نامش نيز در چند جاي جدول نمايش هاي جشنواره آمده بود، اما اين فيلم فرصت خودنمايي در جشنواره را پيدا نکرد. آن زمان علي آشتياني پور در گفت وگويي عنوان کرد که مسوولان جشنواره ابتدا به ما اعلام کردند که اين فيلم در جشنواره حضور دارد ولي پس از چند روز گفتند که حضور فيلم منتفي است، سرانجام «نقاب» سال گذشته موفق به دريافت پروانه نمايش شد و در نوبت اکران قرار گرفت. اين فيلم به دليل اينکه اداره نظارت و ارزشيابي فعلي، اصلاحات اعمال شده در زمان مديريت قبلي را کافي ندانسته بود، مجدداً دچار جرح و تعديل شد تا موفق به دريافت پروانه نمايش شود.«نقاب» پس از انجام اصلاحات جديد، پروانه نمايش گرفت و حتي زمان اکران آن نيز قطعي شد. قرار بود اين فيلم از آذر ماه و پس از اکران فيلم «چه کسي امير را کشت» در گروه سينمايي آفريقا به نمايش در آيد، اما در آن زمان مصلحت بر اين شد که اکران اين فيلم به تعويق بيفتد و «نقاب» در زمان ديگري روي پرده برود. بالاخره پس از کش و قوس هاي فراوان، اکران فيلم «نقاب» آن هم پس از دريافت پروانه نمايش بلامانع اعلام شد و اين فيلم از ارديبهشت ماه به نمايش درآمد.با اينکه دست اندرکاران «نقاب» اميد زيادي به گيشه اين فيلم بسته بودند اما پس از گذشت يک هفته از آغاز اکران، اين فيلم هم به سرنوشت تعداد ديگري از فيلم ها دچار شد و سي دي قاچاق آن بيرون آمد.

با اين تفاوت که نسخه عرضه شده همان نسخه اوليه بدون سانسور عرضه شده به اداره نظارت بود.نسخه کامل و قاچاق «نقاب» دست به دست چرخيد و حساسيت هاي فراواني را در محافل سينمايي و غير سينمايي برانگيخت.

اما انتشار بيانيه روز گذشته روابط عمومي وزارت ارشاد که در آن از مردم به خاطر اکران «نقاب» عذرخواهي شده بود، نشان داد که عملکرد معاونت سينمايي و اداره نظارت و ارزشيابي در خصوص صدور مجوز نمايش براي برخي آثار سينمايي از جمله فيلم نامبرده، چندان هماهنگ و همسو با سياست هاي اين وزارتخانه نبوده است.

اينگونه به نظر مي رسد که مسوولان وزارت ارشاد با اوج گرفتن انتقادات از نمايش «نقاب» از سوي هم فکران شان حاضر به پذيرش مسووليت نمايش اين فيلم که مجوز آن از سوي معاونت زير مجموعه خودشان صادر شده، نيستند.

جالب اينکه در بيانيه مذکور، تهيه کننده فيلم، متخلف عنوان شده و خبر از برخورد جدي و قاطع با کساني که در صدور مجوز نمايش اين فيلم نقش داشتند، داده شده است.

اما ساعاتي پس از انتشار بيانيه وزارت ارشاد از سوي خبرگزاري فارس، روابط عمومي معاونت سينمايي با انتشار اطلاعيه يي به توضيح در مورد بيانيه ارشاد و نيز مسائل مطرح شده پيرامون اکران فيلم «نقاب» پرداخت.

محمود اربابي مدير کل اداره نظارت و ارزشيابي در اين اطلاعيه اعلام کرد که آنچه مبناي ارزيابي فيلم و متعاقب آن تهيه پيش نويس اطلاعيه وزارت ارشاد شده، همان نسخه سي دي اصلاح نشده و غير قانوني اوليه فيلم «نقاب» بوده است.

به گفته اربابي، پيش نويس اطلاعيه که تاييد نهايي نشده بوده، سهواً براي خبرگزاري ها ارسال شده است.

اربابي در بخشي از اين اطلاعيه آورده است؛« به آگاهي مي رسانم که براي اکران نسخه اصلاح شده و نهايي فيلم، کليه امور قانوني و تصويب شوراي پروانه نمايش پس از انجام اصلاحات لازم صورت گرفته و اگر نقدي هم به نسخه اصلاح شده فيلم در حال اکران وجود داشته باشد در حقيقت ناشي از لغزش هاي سهوي و متوجه عملکرد ما در اداره کل ارزشيابي و نظارت و شوراي پروانه نمايش است.»

«نقاب» اين روزها آخرين روزهاي نمايش خود را پشت سر مي گذارد و به تدريج و با آماده شدن نسخه هاي فيلم «روز سوم»، اين فيلم جاي «نقاب» را در سينماها خواهد گرفت. وقوع چنين اتفاقي در حالي که سينماي ايران همچنان درگير معضل قاچاق آثار سينمايي است نشان از آن دارد که اختلاف نظرها در خصوص مديريت سينمايي کشور که از سال قبل وجود داشت ادامه دارد و در روزهاي آينده باز هم بايد شاهد اتفاقات جديد باشيم.»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
جواد کاووسیان استاد دانشگاه و عضو سابق شورای عمومی دفتر تحکیم ازتدریس در دانشگاه محروم شد
دوشنبه، 28 خرداد 1386

جواد كاووسيان، استاد دانشگاه تربيت معلم تهران و دانشجوي دوره دكتراي اين دانشگاه، از ادامه تحصيل و تدريس در دانشگاه محروم شد.


جواد كاووسيان  با اعلام اين خبر گفت: وزارت اطلاعات طي نامه‌‏اي به وزارت علوم اعلام كرده است كه ادامه تحصيل و تدريس بنده در دانشگاه منتفي است.


وي افزود: از سال 81 تا مهر ماه 85 به صورت پيماني عضو هيات علمي دانشگاه تربيت معلم تهران بودم، پس از شركت در آزمون ورودي طي مراحل قانوني در مهر ماه 85 به عنوان دانشجوي دكتراي رشته رواشناسي تربيت معلم شناخته شدم اما در تاريخ 20/12/85 هيات مركزي گزينش وزارت علوم با ارسال نامه‌‏اي، قبولي اينجانب را در آزمون دكترا منتفي اعلام كرد.


وي تصريح كرد: پس از پيگيري‌‏هاي فراوان و تاكيد بر روشن شدن دليل ردصلاحيت اينجانب، مشخص شد كه وزارت اطلاعات طي نامه‌‏اي به وزارت علوم اعلام كرده است هرگونه فعاليت اينجانب در دانشگاه شامل ادامه تحصيل، تدريس و تغيير وضعيت شغلي منتفي است.


كاووسيان با بيان اينكه علي‌‏رغم پيگيري‌‏هاي صورت‌‏گرفته از طريق مراجع مختلف، متاسفانه تاكنون به نتيجه‌‏اي نرسيده‌‏ام، گفت: اين مساله نقض صريح حقوق شهروندي است و من جهت اعاده حق قانوني مسلم خود تمام تلاشم را خواهم كرد.


وي ادامه داد: احتمال مي‌‏دهم دليل ردصلاحيتم براي ادامه تحصيل، عضويتم در شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم تهران و شوراي عمومي دفتر تحكيم وحدت باشد.

منبع:ایلنا

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

دولت تا گلو در باتلاق کارت هوشمند بنزين

نگرانی از پی آمدهای اخلال در زندگی 25 میلیون نفر - سه شنبه 29 خرداد 1386 [2007.06.19]

benzin492.jpg

حمید احدی

با به اتمام رسيدن آخرين مهلتی که به تقاضای دولت برای اجرای قانون سهميه بندی و کنترل مصرف بنزين در نظر گرفته شده بود، آشفتگی وسيعی که در جريان کارت هوشمند رخ داد، و از آن جائی که هيچ يک از ادارات دولتی مسووليت شکست اين طرح را به عهده نمی گیرند، کارشناسان نگرانی های خود را از دستکاری در زندگی 25 میلیون نفراز مردم کشور که می تواند باعث بروز حوادث غيرقابل پیش بنی شود اعلام داشته اند.

آشفتگی ها ، بالا رفتن ميزان توزيع بنزين، تقلب هائی در توزیع بنزين و تهيه کارت ها و شايعاتی در مورد استفاده سوء استفاده از اطلاعات موجود در کارت های هوشمند، باعث شده است که موضوع بنزين به تعيير کارشناسان باتلاقی خوانده شود که دولت خودخواسته در آن افتاده است. درست در اين شرايط نمايندگان مجلس که بايد پی گیر مصوبات خود باشند با نزديک شدن تاريخ انتخابات قصد دارند برای پنجمین بار طرحی دوفوريتی تهيه کنند و بنزين را به وضعیت سابق خود برگردانند. در چنین فضائی اطلاعات مربوط به اجرای دو هفته ای کارت هوشمند به شدت از مردم پنهان نگهداشته می شود.

طرح کارت هوشمند از دوران دولت گذشته در جريان بود و تمام امور مربوط به آن در وزارت نفت تمرکز داشت، شش ماه بعد از استقرار دولت محمود احمدی نژاد، بنزين، موضوعی امنيتی عنوان شده و بنا به دستور رييس جمهور به وزير کشور که سابقه هشت ساله حضور در وزارت اطلاعات را در کارنامه خود دارد سپرده شد.از آن زمان وزير نفت حتی از حضور در مجلس و دفاع از برنامه های مربوط به سوخت و پاسخ گوئی به سئوالات نمايندگان خودداری می کند و اين ها را خارج از حیطه اختيارات خود می داند.

گفته می شود سال گذشته با بالاگرفتن تبليغات دولتی درباره مافیای نفت و با تصور اين که در همه مناقصه ها و مزایده های وزارت نفت میلیاردها سود نهان است که به مخالفان دولت می رسد، امور مربوط به کارت هوشمند هم به وزارت کشور سپرده شد و آن وزارت خانه با تاسيس یک مرکز محرمانه تحت نظر دفتر وزير کوشيد علاوه بر امور اجرائی کارت هوشمند، پخش و توزيع مواد سوختی را هم در کنترل بگیرد، استدلال همه جا اين بود که موضوع امنيتی است. اما از سوی مقامات عالی رتبه و شورای عالی امنيت ملی با چنين امری مخالفت شد.

آن چه کارت هوشمند را در يک سال گذشته تبديل به چاه ويلی کرده که میلیاردها پول در آن ريخته شده و امیدنمی رود به سامانی برسد، کشمکش دولت و مجلس و روشی است که دولت و به ويژه وزارت کشور برای موضوع بنزين برگزيد و اساس را بر آن گذاشت که همواره مجلس و مردم را از تصميم گیری های خود بی خبر بگذارد و در آخرين فرصت با تهيه گزارش محرمانه ای درباره حساسيت اوضاع کشور و مرزها هم از مجلس بودجه برای واردات بگیرد و از صندوق ذخیره ارزی برداشت کند. این ترفند که سال گذشته سه بار به کار گرفته شده تا دولت از اجرای برنامه چهارم شانه خالی کند، هر بار با موفقيت دولت به نتيجه رسید. بزرگ ترین شگرد وزير کشور اين بود که تا آخرين لحظات همه را از تصميم دولت بی خبر می گذاشت در نتيجه کارشناسان اجرائی و از جمله مدیران پروژه کارت هوشمند نمی دانستند بايد خود را برای کدام روش آماده کنند.

آمار دروغ
در آخرين بررسی مجلس زمانی که از محمدرضا نعمت زاده خواسته شد که زمانی برای اصلاح وضعیت توزیع بنزين و اجرای سهمیه بندی معين کند وی در پاسخ گفت هر گاه مجلس و دو.لت تصميم قطعی گرفتند شش ماه. و وقتی نمايندگان مجلس دم به اعتراض گشودند که یک سال و نیم گذشته پس چرا تصميم ها به اجر ادر نیامده وزير با سابقه کابینه های موسوی، هاشمی و خاتمی به آن ها گفت تا همين لحظه هم دستور عمل مشخص کاری برای بخش فنی ارسال نشده است. و به دنبال همين اظهار نظر بود که رييس مجلس در سخنرانی کم سابقه خود اعلام داشت که دولت موظف به اجرای قانون و مصوبات مجلس است. با اين همه وزير کشور باز هم هفته گذشته اعلام داشت که سهميه بندی پلکانی است و نمی تواند نظری درباره آن بگوید. در حالی که در آخرين تعييرات اول خرداد از سوی مجلس تعيين شد. زمانی که باز هم منتفی ماند.

از جمله فعاليت هائی که با سپرده شدن بنزين به دست وزارت کشور و يک گروه اطلاعاتی دائمی شده است آمار و اطلاعات گونه گونه و متناقصی است که بر حسب زمان تغيير می کند و به راحتی تکذیب و تائید می شود. چنان که هفته گذشته روزنامه رسمی خبرگزاری جمهوری اسلامی اعلام داشت که با اجرای طرح کارت هوشمند چهار در صد از مصرف بنزين کاسته شده است. در حالی که شرکت ملی پالایش و توزيع بنزين وابسته به وزارت نفت [ که بايد پاسخگوی مراکز نظارتی باشد و از جمله آمار واردات و توليدات و مصرفش جدی و رسمی است و نمی تواند با هم فاصله داشته باشد] اعلام داشت نه تنها با کارت هوشمند مصرف کمتر نشده بلکه نسبت به ماه مشابه ده در صد هم افزايش يافته است. کارشناسان نفتی، گزارش تبليغاتی دولت را غیرکارشناسی و غیرآماری خوانده است.

موضوع دیگری که باز هم بر سر آن بين وزارت کشور و بدنه کارشناسی نفت اختلاف نظر وجود دارد همان است که آخر هفته گذشته وزیر کشور در مجلس، اعلام کرد. وی گفت سهمیه بندی بنزین را به صورت پلکانی و با دولت شروع کرده و با خودروهای عمومی و در نهایت خودروهای خصوصی و موتورسیکلتها ادامه خواهند داد. کارشناسان نفت این کار را نيز غیرکارشناسی و عامل واضح افزایش قاچاق داخلی به عنوان جایگزین قاچاق خارجی می‌دانند.

نوروز نوشته پورمحمدي که در کارنامه وزارتش بیشتر گرایشات اطلاعاتی از خود بروز داده است، به عنوان مسوول اجرای طرح سهمیه بندی بنزین، با تمام انتقادات و نظرات کارشناسی به شیوه ای امنیتی ـ سیاسی برخورد کرده و در روزهای گذشته با اعلام اینکه مقام رهبری طی یادداشتی از نحوه اجرای این طرح ابراز رضایت و تشکر کرده اند سعی کرده است مخالفان و منتقدان را در مقابل رهبری قرار دهد.

همچنین سایتهای طرفدار دولت در گزارشات مختلفی بحث کارت هوشمند سوخت، نحوه توزیع آن و انتقادات به آن را مانند گرانی و تورم به بیرون از دولت نسبت داده و سیاسی و امنیتی می دانند و از جمله مافیای نفتی که هنوز آن را معرفی نکرده اند مسبب وانمود می کنند.

25 میلیون نفر
در این حال، كارشناسان معتقدند مشکلات نگهداری از کارت، تقلب سودجویان در استفاده و کپی برداری از اطلاعات کارت، خرابی سیستم کارت خوان پمپها، مشکلات سخت افزاری و نرم افزاری و همچنین اشکالات شبکه ماهواره ای، همگی نشان از نقاط ضعف متعدد این طرح دارد. چنان که در ماه اول اجرای شبکه کارت هوشمند، در ده پمپ بنزين تهران بزرگ اتش سوزی هائی رخ داد که حکايت از آن داشت که سیم کشی و اتصال کامپیوترهائی کارت خوان با توجه به کهنگی دستگاه های موجود باعث اين اتش سوزی ها شده است. از سوی ديگر جالب است که نرم افزاری که کارت هوشمند را پشتیبانی می کند از قراری که گفته شده قابليت پشتیبانی از روش های دیگر و از جمله فروش بنزين به نرخ آزاد را ندارد.

علاوه بر این مشکلات اجرایی، سپردن کار به مصطفی پورمحمدی قبول اين نکته توسط دولت است که توزيع بنزين و ايجاد تغييراتی در آن مساله ای کاملا امنيتی و اجتماعی است و می تواند عواقب وخیم اجتماعی به دنبال داشته باشد. طبق آمارهای سازمانهای زیربط این طرح، در مجموع پانزده میلیون نفر از افراد بالغ کشور به صورت مستقیم درگیر این طرح هستند، که حدود 6/5 میلیون اتومبیل شخصی را شامل می شود، با احتساب خانواری به طور میانگین 5 نفر، جمعیتی بالغ بر 25 میلیون نفر تحت فشار مستقیم اجراي نادقيق اين طرح قرار خواهند گرفت. این در حالی است که این تعداد 30 میلیون لیتر روزانه بنزين مصرف می کنند که اگر چنان که قرارست مصرف آن ها به شصت لیتر در ماه [یعنی نصف میزان فعلی] تقلیل پیدا کند در آن صورت، مجموع مصرف روزانه خودروهای شخصی به 15 میلیون لیتر در روز خواهد رسید یعنی 80 میلیون لیتر به 65 میلیون لیتر کاهش خواهد یافت . این مقدار صرفه جوئی چنان ناچيزست که مطابق با هر محاسبه ای به هزينه ای چنین سنگين نمی ارزد. کارشناسان مرکز پژوهش های مجلس نيز در گزارشی نشان داده اند که اين راه هزینه ها را به شکلی كه دولت شعار مي‌دهد کاهش نخواهد داد و منجر به کاهش مصرف بنزین نيز نخواهد شد. به زبان ديگر بخش مهمی از جمعیت هدف این طرح، در حالیکه کمترین میزان مصرف را دارند، بیشترین فشار را متحمل خواهند شد.

موضوع مهم ديگر مصرف وسایل دولتی است که نه امکان دست زدن به آن وجود دارد و نه دولت ادعائی در اين زمينه داشته است. در حالی که تجربه سال های جیره بندی بنزين نشان داده که از طریق توزيع کوپن های دولتی بيش ترين میزان فساد و سوء استفاده صورت می گيرد و هر موسسه دولتی با گزارش مصرف خود بيش تر از میزان واقعی عملا زمينه برای اسراف را فراهم می آورد. هفته گذشته دولت به همين دليل و به عنوان مقابله با انتقادات بعدی اعلام داشت که سهمیه بندی بنزين را از وسایل نقلیه دولتی آغاز خواهد کرد. ادعائی که به محض علنی شدن آن مشخص بود که اجرائی نیست و فقط برای فريقتن مردم ابراز شده است.

دولتی ها
اما در آخرين تغيير وزير کشور گفته طرح کارت هوشمند ابتدااز وسایل شخصی و بعد دولتی ها و موتورسیکت ها آغاز می شود و از همين رو پلکانی خوانده شده است.

در نهايت با تعلل وزیر کشور در اجرای قطعی سهمیه بندی شدن بنزین به عنوان مسوول اجرایي این طرح، این شائبه قویتر شده است كه دست اندکاران، اختلاف نظرهای جدی و نگرانیهایی را در پذیرفتن مسوولیتهای عواقب اجرای این طرح دارند و در چنین شرایطی توانایی تصمیم گیری قطعی را نداشته و اعلام اجرای پلکانی بیشتر نشانه‌هايي از اين سردرگمی مسوولین مربوطه است. چنان اعلام شده است سهميه مصرف خودروهاي دولتی روزانه 10 ليتر است و اگر خودروي دولتي بيش از حد مجاز روزانه بنزين دریافت کند باز هم براي او همان مبلغ ليتري 100 تومان درنظر گرفته مي‌شود و مابه‌التفاوت آن را بعدها(مشخص نيست چه زماني) از طريق شركت ملي پخش بوسيله پست(!) براي اداره مذكور ارسال مي‌كنند(!) تا نسبت به تسويه اين مابه‌التفاوت اقدام كند. دولت اعلام نكرده كه دستگاههاي دولتي از كدام بودجه و اعتبار بايستي اين مبلغ اضافه را پرداخت كنند و در قانون بودجه نيز هيچ رديفي براي پرداخت قيمت بنزين براي دستگاههاي دولتي وجود ندارد. بدین ترتیب شعار اجراي طرح سهميه بندي براي خودروهاي دولتي با اين حساب تنها به شوخي‌اي مي‌ماند كه دولت سعي دارد بوسيله آن خود را از زير بار فشارها آزاد كند.

در چنين زمانی است که صف هاي پمپ بنزين هر روز بزرگ تر می شود، به قول تهرانی ها زمان جنگ هم چنین صف هائی نبود. درگيری مردم و ماموران پمپ بنزين ها هر روزه شده، حضور ماموران انتظامی کنار هر پمپ بنزين خود بر وخامت اوضاع می افزاید و به نوشته روزنامه ها بي احتياطي و ذخيره بنزين در خانه ها و آپارتمان ها هر روز حادثه می سازدد. روز پنجشنبه مقدار زيادي بنزين در يک منزل مسکوني منجر به آتش سوزي و مصدوميت دو آتش نشان در تهران شد. مورد مشابهي هم از کرمان گزارش شد.

گزارش روابط عمومي آتش نشاني تهران نشان مي دهد 23 منزل مسکوني، هشت مغازه و سه کارگاه در تهران از روز چهارشنبه تا جمعه هفته گذشته دچار حريق شدند.

نگرانی دیگر وقتی رخ داد که وزير کشور در مجلس گفت اطلاعاتی که از طریق کارت های هوشمند جمع آوری می شود فوق العاده است و ارزش فراوانی دارد و از هیچ طریق قابل جمع آوری نبود. اين سخن را احمد جنتی دبیر شورای نگهبان که پیداست اطلاعی از دنیای اطلاعات و رایانه ها ندارد هم به گونه اغراق آمیز بیان داشت که درز آن ها آگاهان را به اين نتيجه ر سانده که از طریق کارت های هوشمند بنزين اطلاعات پایه ای هم برای منظورهای اطلاعاتی گرفته شده است.

این همه در حالی است که در میدان انقلاب کارت هوشمند به بهای سی هزار تومان در هر لحظه به هر میزان قابل حریداری است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

ديدار موتلفه قم با آيت الله يزدی
اصولگرايان اگر متفرق شوند
دزد سوم مجلس را می برد!

يک نفر همت کند و از آيت الله يزدی بپرسد: حالا که به قول شما، برای دشمن خارجی اصلاح طلب و اصولگرا فرقی ندارند، ممکن است بفرمائيد شما که چنين کمر به حذف اصلاح طلبان بسته ايد دوستيد يا دشمن؟ 
 
 
 
 

 

آيت‌الله محمد يزدی رئيس سابق قوه قضائيه و نايب اعلام نشده آيت الله جنتی در شورای نگهبان، به بهانه ديدار با اعضای موتلفه اسلامی قم تيغ از نيام برکشيده و گفت:

در دوران گذشته(اشاره به مجلس ششم) بيشترين توهين‌ها به مقدسات از مجلس می‌شد؛ اما در اين دوره، هم مجلس و هم دولت ارزشی هستند!

 

آيت الله يزدی که درجريان انتخابات دوم خرداد 76 به همراه عسگراولادی دبيرکل موتلفه به قم سفر کرده و از مراجع مذهبی خواسته بود تا به ميدان بيآيند زيرا خطر بازگشت ميرحسين موسوی وجود دارد(!) و اقتصاد خراب می شود(!) نگران از نتايج انتخابات مجلس هشتم و اختلاف در جبهه راست و حاکم ادامه داد:

نبايد سرگرم تنش های داخلی شويم وگرنه فرد سومی از راه می‌رسد و مجلس را در دست می‌گيرد.

در دوره گذشته اگر مقام معظم رهبری اداره کشور را در دست نداشت معلوم نبود اين انقلاب به کجا می‌رفت.

آيت الله يزدی در بخش ديگری از سخنان خود ارزيابی حيرت آوری ارائه داد و گفت:

دشمنان برای ايجاد شکاف سرگرم توطئه اند. دشمن از پشت پرده نقشه هايی طراحی می‌کند؛ چنان‌كه در لبنان و فلسطين گروههای مبارز به روی يکديگر سلاح می‌کشند. دشمن کاری به اصلاح‌طلب و اصولگرا ندارد. تنها هدف او مبارزه با اساس اسلام است.

کسی در جمع ملاقات کننده با يزدی نبود که از وی بپرسد: حالا که برای دشمن خارجی اصلاح طلب و اصولگرا فرقی ندارند، ممکن است بفرمائيد شما که چنين کمر به حذف اصلاح طلبان بسته ايد دوستيد يا دشمن؟

 

 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

يک ميليون سي دي فيلم توقيفي در بازار ايران

جنجال تازه جنسي – سينمائي؛ - سه شنبه 29 خرداد 1386 [2007.06.19]

neghab492.jpg

رضا جهاني

نسخه کامل و بدون سانسور فيلم نقاب درست يک روز بعد از توقيف اين فيلم در تيراژ يک ميليون نسخه در ايران توزيع شد. نسخه کامل فيلم که صحنه مربوط به خيانت زن به شوهرش براي نمايش عمومي از آن حذف شده است، تنها در اختيار وزارت ارشاد اسلامي بوده و اکنون انتشار اين نسخه در تيراژي که تهيه وپخش آن تنها از يک سازمان بزرگ وحرفه اي ساخته است، سبب جنجال بزرگي در تهران شده است.

به گزارش خبرنگار روز در تهران، فيلم نقاب ساخته کاظم راست گفتار بعد از دو سال توقيف، سرانجام پس از تغييراتي و سانسور سکانس پاياني، ماه گذشته به نمايش درآمد. همه چيز عادي بود تا حوزه علميه قم به نمايش فيلم اعتراض کرد. وزارت ارشاد بسرعت فيلم رااز اکران برداشت ودرست روز بعد يک ميليون نسخه از فيلم در ايران توزيع شد.

جمشيد کمالي، نويسنده سينمائي در باره سابقه فيلم نقاب به روز مي گويد: "اين فيلم از زمان توليدبا ماجراهاي زيادي همراه بود. فيلم نقاب، زماني كه پيمان قاسم خاني فيلمنامه آن را نوشت پوكر نام داشت. قاسم خاني آنقدر مجذوب فيلمنامه بود كه مي خواست خود ش آن را كارگرداني كند. اما تهيه كنندگان زيربار نرفتند و كار به سامان مقدم سپرده شد.سرمايه گذاران فيلم كه چند تاجر مقيم دبي بودند اصرار داشتند سارا خوئيني ها نقش اصلي را برعهده بگيرد. مقدم زيربار نرفت و داستان منتفي شد. سرمايه گذاران سراغ علي آشتياني پور رفتند كه پيش تر فيلم عروس خوش قدم را با كاظم راست گفتار كاركرده بود. راست گفتار كارگردان مهمي نبود، اما ساخته قبلي اش به مدد داستاني كمدي و بازيگران مطرح توانسته بود در گيشه موفق باشد. فيلم در سال 1382 با عنوان يك داستان خنده دار پروانه ساخت گرفت و راست گفتار فيلمنامه را بازنويسي كرد. فيلمبرداري در دبي شروع شد و از گروه قبلي تنها بازيگران با راست گفتار همكاري كردند. فيلم پس از توليد به نقاب تغيير عنوان داد. اما پس از توليد پروانه نمايش نگرفت و به محاق توقيف رفت."

ژاله صفا، نويسنده سينمائي در باره داستان فيلم مي گويد: "کامران که در دبي داراي يک رستوران است روزي با ماشين يک دختر تصادف مي کند و دلبسته هم مي شوند. آنها ازدواج مي کنند و پدر دختر- روژان- که از سرمايه داران ايراني دبي است، آنها را براي ماه عسل به کانادا مي فرستد. پس از بازگشت آنها رفتار کامران روز به روز تغيير مي کند. نيما همکار و شريک او که پسر آرامي است خود را به زن نزديک مي کند و يک مثلث عشقي شکل مي گيرد. کار تا جايي پيش مي رود که زن تصميم مي گيرد از همسرش جدا شده و با نيما ازدواج کند. پس از اين تصميم است که مي فهميم کامران و نيما کارشان تلکه کردن دختر هاي پول دار است و آنچه تا به حال ديده ايم کار آنها در چند سال اخير است. کامران با دختران پولدار ازدواج مي کند و بعد بناي بد اخلاقي را مي گذارد. در اين موقع نيما به آنها نزديک شده و در فرصتي زن ها را به منزلش کشانده به آنها تجاوز و از اين داستان فيلمي تهيه مي کند تا کامران آن را وسيله اخاذي قرار دهد. در پايان فيلم معلوم مي شود که روژان خواهر يکي از قربانيان است که دانسته وارد اين بازي شده تا انتقام خواهرش رابگيرد، اما او هم با تمهيدي که نيمااز پيش انديشيده کشته مي شود."

وزارت ارشاد تحت امر سردار حسين صفار هرندي، سردبير سابق کيهان، براي اخلاقي کردن فيلم و نشان دادن سرانجام مرداني که زنان رامي فريبند، صحنه نهائي راحذف کرد و با تغيير ديالوگ ها هر دومرد را توسط يکديگر به قتل رساند.

فيلم با اين تغييرات اخلاقي اجازه نمايش گرفت. 3-4 هفته قبل هم نمايش خود را در گروه سينمايي آفريقا شروع كرد. 2 هفته هم خوب فروخت. منتقدين هم فيلمنامه آن را ستودند. هنر روز هم در شماره 5 خرداد 1386 در بخش فيلم روز به اين فيلم پرداخت.

فيلم در سکوت نمايش داده مي شدوحتي روزنامه هاي مدافع اخلاق هم چيزي دراعتراض نمي نوشتند تااينکه سه شنبه گذشته ناگهان حوزه علميه قم به نمايش فيلم اعتراض کرد. ساعتي بعد هم باسرعتي باور نکردني اعلاميه عذر خواهي وزارت ارشاد انتشار يافت. روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در اين بيانيه با اشاره به ساخت فيلم ياد شده در دوره گذشته، صدور مجوز نمايش اين فيلم در دوره حاضر را محصول غفلت برخي از دست اندركاران اين حوزه دانست. وزارت ارشاد در اين بيانيه از اينكه نمايش فيلم ياد شده باعث جريحه‌دار شدن عواطف و احساسات بسياري از خانواده‌ها و مردم مسلمان و با غيرت كشورمان شده اظهار تاسف كرد و اعلام داشت: "به واسطه اعتماد صادقانه‌اي كه نسبت به تهيه كننده اين فيلم وجود داشته قرار بوده بخش‌هايي از اين فيلم حذف شود كه متاسفانه اين اتفاق نيفتاده است."

بر اساس اين بيانيه تهيه‌كننده متخلف است و با كساني كه در صدور اين مجوز نقش داشته‌اند به طور جدي و قاطع برخورد خواهد شد.

در ادامه اين بيانيه حركت در عرصه فرهنگ و هنر به ويژه سينما بر مبناي سياست هاي نظام، ملت و دولت تعريف و تاكيد شده و آمده است: "مسير سياست ها و خط مشي هاي سينما در دوره حاضر بر مبناي سينماي ملي و ديني بوده و معاونت امور سينمايي و سمعي وبصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در راستاي تحقق آرمان هاي متعالي اين هنر به درستي حركت مي كند".

اين بيانيه اما پس از 3 ساعت از خروجي خبرگزاري ها حذف شد و چند ساعت بعد معاونت سينمايي نوشت كه فيلم نقاب اكران شده در سينماها همه مجوز ها را داشته است.

يک ميليون سي دي

از صبح روز چهارشنبه ناگهان سرو كله سي دي فيلم در بساط دستفروشان تهران و سپس سراسر ايران پيدا شد. اين سي دي از نسخه اوليه و سانسور نشده فيلم که تنها در اختيار وزارت ارشاد است کپي شده و به گفته تهيه كننده فيلم بصورتي کاملا حرفه اي ارائه شده است: "سي دي داخل يك پاكت قرار دارد كه طرحي از فيلم نيز با گرافيكي خاص و طراحي شده روي آن ديده مي شود."

پس از توزيع گسترده اين فيلم در كل ايران بود که ارگان هاي مختلف به متهم ساختن يكديگر پرداختند. به گزارش خبرنگار روز در تهران، دو نظر در باره اين رويداد جديد، مطرح است. گروهي معتقدند اين بارهم مانند ماجراي سي دي فيلم نرگس يک تشکيلات نيرومند که هم به وزارت ارشاد دسترسي دارد و هم داراي امکانات وسيع حرفه اي است به دلايل اقتصادي دست به اين کار زده است.

گروهي ديگر معتقدند اين ماجرا مقدمه زدن ضربه نهائي به سينما و خارج کردن بخش خصوصي از عرصه توليد فيلم است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

با پيام سرلشکر فيروز آبادی
حمايت نيروهای مسلح
از دولت و احمدی نژاد!

 
 
 
 

 

سفرهای تبليغاتی، جنجالی و مسئله آفرين احمدی نژاد، حتی در ميان باصطلاح اصولگرايان نيز زير علامت سئوال است و فراکسيون های مجلس تبديل به منتقدان جدی آن شده اند. بويژه وعده ها و حرف های تحريک آميز داخلی و خارجی او که تاکنون منجر به دو شورش در اقليد فارس و خراسان شده است. حادثه ای که بايد بزودی در انتظار تکرار آن در شاهرود و دامغان بود زيرا در سفر اخير به اين منطقه نيز متر نکرده، پاره کرده و شاهرود را از دامغان جدا و فرمانداری کل اعلام کرده است!

موج انتقاد از اين سفر ها و نتايج آن، تاکنون چند بار با اشارات حمايت آميز رهبر فروکش کرده بود. ولی اخيرا برای آنکه از رهبر زياد مايه گذاشته نشود اين حمايت ابتدا به رئيس دفتر وی "آيت الله گلپايگانی" و اکنون به رئيس ستاد کل نيروهای مسلح واگذار شده است.

سرلشکر فيروز آبادی رئيس ستاد كل نيروهای مسلح و عضو شورای عالی امنيت ملی، ناگهان در پيامی از رئيس جمهوری و هيات دولت بخاطر سفر به 30 استان و 336 شهرستان كشور قدردانی كرد.

در اين پيام آمده است: تصويب شش هزار مصوبه و توافق‌نامه كه حاصل برگزاری جلسات كارشناسی و شركت در شورای اداری استان‌ها و شهرستان‌ها با حضور نمايندگان مجلس شورای اسلامی ‌بوده است، نويد دهنده‌ آثار و بركات گسترده‌ای در شهرهای كشور است.

در سفرهای استانی يكی از آرزوهای ديرينه‌ رهبری يعنی جلب توجه مسوولان به مسائل مناطق مختلف برآورده شد.

 اشتغال، كاهش نرخ بيكاری، رشد صادرات غيرنفتی، افزايش توليدات كشاورزی، رشد توليد انرژی، كاهش بدهی‌های خارجی،‌ افزايش ذخاير ارزی، افزايش سرمايه‌گذاری‌های خارجی و افزايش ارزش سهام بورس كه بيانگر رشد اقتصادی است در اين دولت به ثمر نشسته است.

در پايان اين پيام، آمادگی كامل نيروهای مسلح برای همكاری بيش از پيش با دولت اعلام شد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سهامي که عادلانه نيست

درگيري در جريان توزيع سهام عدالت؛ - سه شنبه 29 خرداد 1386 [2007.06.19]

فرهاد معتمد

شايد خصوصي سازي در ايران را بتوان به کلاف دراز و در هم تنيده اي تشبيه کرد که کسي نمي تواند به ابتدا و انتهاي آن پي ببرد. زماني در کشور "خصوصي سازي" معادل "خودماني سازي" بود و هر گاه اعلام مي شد شرکتي در راستاي اهداف خصوصي سازي به بخش خصوصي واگذار شده است، اذهان مردم ناخود آگاه به سوي آقا زاده ها و از ما بهتران مي رفت؛ و امروز خصوصي سازي شده است دادن سهام شرکت هاي دولتي به مردم در قالب "سهام عدالت".

بسياري از کارشناسان مسايل اقتصادي بر اين باورند که خصوصي سازي به شيوه اي که اکنون در دستور کار دولت محمود احمدي نژاد قرار گرفته، بيشتر به يک شوخي مي ماند. اينکه سهام شرکتهاي دولتي [که اکثريت قريب به اتفاق آنها نه تنها سود ده نيستند که از ساختار فرسوده اي نيز برخوردارند و به سود دهي نخواهند رسيد ] در قالب "سهام عدالت" خرد شده و به هزاران هزار نفر از مردم واگذار شود، نه تنها خصوصي سازي به شمار نمي رود که باعث هرز رفتن منابع و ايجاد اميدواري و اعتماد کاذب در اقشار کم درآمد و ضعيف جامعه است.

اما به نظر مي رسد آنچه دولت را بيش از پيش ترغيب يا وادار به پيگيري طرح اعطاي سهام عدالت مي کند، بيشتر وعده هايي است که در اين مورد در سفرهاي استاني به مردم داده شده است و دهک هاي درآمدي ضعيف جامعه نيز از پي اين وعده ها در روياي خود روزي را مي بينند که سهامدار شده اند و سپس پولدار.

اهداف طرح

طرح سهام عدالت که در لواي "آئين نامه اجرائي اعطاي سهام عدالت به اقشار کم درآمد جامعه" به تصويب هيات دولت رسيده قرار است ثروت خانوارهاي ايراني را از طريق گسترش سهم بخش تعاون افزايش دهد. با اين هدف، سهام عدالت شامل 49 درصد سهام كليه شركت هاي مادر تخصصي و همچنين شركت هاي بيمه دولتي است.

بر اساس مفاد اين طرح "طبقات هدف" - که قرار است سهام ابتدا به آنها داده شود - از طريق هماهنگي نهادهاي اجتماعي مثل كميته امداد و سازمان بهزيستي و بنياد شهيد و سازمان بازنشستگي انتخاب مي شوند و به هر خانوار مشمول در پايين ترين دهك درآمدي، حداكثر تا سقف 10 ميليون تومان سهم واگذار مي شود.
دولت عدالت گرا خود اين طرح را به منظور كم كردن وزن دولت و پركردن فاصله هاي درآمدي مي داند و مدعي است که از پس اجراي آن، عدالت اجتماعي همراه با توسعه اقتصادي محقق خواهد شد.

ابهامات طرح

اما صاحب نظران در اين مورد چند پرسش اساسي مطرح کرده اند. اولاً اينكه زمان بندي اجرايي اين طرح به چه نحو است؟ شروع و پايان آن چه وقت است؟ آن هم در شرايطي که طولاني شدن زمان اجراي طرح موجب فرسايشي شدن آن و كاهش اعتماد عمومي مي شود. براين اساس دولت قصد دارد ظرف چه مدتي خانوارهاي ايراني را سهامدار كند؟

گفته مي شود كشورهاي موفقي كه طرح "كوپن سهام" را تجربه كرده اند، در ابتداي امر از سرعت عمل بالايي در جريان واگذاري سهام برخوردار بودند به نحوي كه در روسيه، دولت ظرف چهار ماه، 95 درصد سهام دولتي را واگذار کرد.

دوم اينكه ساز و كار واگذاري اين سهام به چه ترتيب است؟ دولت در طرح اجرايي خود به "شركت هاي واسطه" اشاره كرده است كه مجري واگذاري اين سهام هستند. طبيعي است كه اين شركت ها که در حال حاضر در استانهاي مختلف کشور تاسيس شده اند، داراي اطلاعات گسترده اي از وضعيت شركت هاي دولتي هستند. با اين حساب سوء استفاده اطلاعاتي و شائبه زد و بند و رابطه بازي در واگذاري سهام وجود دارد و هرگونه احتمال قرار و مدارهاي غير ضابطه اي موجب عدم اعتماد عمومي و نهايتاً ناكامي طرح مي شود.

مسئله سوم مربوط به پراكندگي مالكيت "شركت هاي خصوصي شده" است. مهمترين دليل مدافعان خصوصي سازي افزايش كارايي و نظارت بخش خصوصي بر عملكرد شركت است. ناگفته پيداست كه افزايش كارايي و نظارت مؤثر، به بخش خصوصي يكدست، با تجربه و با انگيزه احتياج دارد. اما پراكندگي مالكيت سهام عدالت و عدم تجربه و انگيزه نظارتي كافي در بين اقشار مشمول طرح نمي تواند لوازم افزايش كارايي شركت هاي دولتي خصوصي شده را مهيا كند، همچنين وضعيت اشتغال و آينده شغلي نيروي كار شركت هاي واگذار شده نيز محل ابهام و پرسش است.

مشکلات دولت

يک کارشناس اقتصادي بر اين باور است که يکي از گام هاي ابتدائي و اساسي براي واگذاري سهام شرکتهاي دولتي، تعيين دقيق و مشخص کردن گروه هايي است که اين سهام مي بايست به آنان منتقل شود. او بر اين اساس مي گويد: "اين موضوع پاشنه آشيل دولت در اجراي طرح سهام عدالت است که موجب بروز درگيري هايي در شهر ها و بخش هاي مختلف کشور شده است. دولت در حال حاضر از طريق بخشداريها و دهياري ها در سراسر کشور اقدام به شناسائي و نام نويسي افراد داراي درآمد پائين و ضعيف مي کند. اين فرآيند که بخشي از فعاليت هاي آن از طريق دهياري ها و اعضاي شوراي اسلامي روستاها انجام مي شود، سبب شده در برخي از روستاها ميان مردمي که خود را واجد شرايط دريافت سهام عدالت مي دانند و اعضاي شورا درگيري هاي بعضا خونيني به وجود بيايد. از سوي ديگر مردم روستاها معتقدند که دهيار و اعضاي شوراي روستا با باندبازي و پارتي بازي اسامي خود و نزديکان و آشنايان خود را به عنوان اقشار کم درآمد به بخشداري ها معرفي مي کنند. اين اختلافات و درگيري ها در شرايطي صورت مي گيرد که تا اين زمان هيچ سهمي به خانواري داده نشده است و در حال حاضر تنها اين نام نويسي از واجدين شرايط است که اين همه سر و صدا به راه انداخته است".

منتقدان ديگر اين طرح در خصوص تعيين گروه هاي هدف به اين موضوع اشاره مي کنند که "سالهاست دولت ها در ايران درصدد هدفمند کردن يارانه ها از طريق شناسايي گروه هاي هدف هستند، اما تا کنون موفق به انجام آن نشده اند، حال چگونه براي اجراي طرحي چون سهام عدالت اين گروه ها به درستي شناسائي مي شوند؟"

کارشناسان همچنين معتقدند که دولت مي بايست از شناخت لازم در مورد تركيب اجتماعي طبقات هدف در اين طرح برخور دار باشد. آنها مي گويند:دولت بايد بررسي كند كه آيا سهامدار كردن دهك هاي پائين درآمدي باعث كاهش فاصله درآمدي مي شود يا اينكه اين جماعت به علت نداشتن ميل نهايي پس انداز يا آن چيزي که اقتصاد دانان از آن تحت عنوان MPC ياد مي کنند و براي رفع هزار و يك نوع احتياج ديگر سهام خود را واگذار مي كنند و همچنان قلدران سرمايه همه سرمايه را از آن خود مي کنند و فاصله طبقاتي به قوت خود باقي و تنها نقشي از تورم از اين طرح باقي مي ماند".

کمبود سهام دولتي

نکته مهم ديگري که از ديد کارشناسان ناکارايي اين طرح را بيش از پيش نشان مي دهد "کمبود سهام دولتي قابل عرضه به مردم به نسبت دهک هاي درآمدي جامعه است". البته مدير عامل سازمان خصوصي سازي در اين خصوص به ايسنا مي گويد: "مشمولان فاز اول واگذاري سهام عدالت افراد تحت پوشش كميته امداد، بهزيستي و 50 هزار رزمنده بدون درآمد هستند.در فازهاي بعدي بازنشستگان، كارمندان و ساير اقشار جامعه را وارد طرح مي کنيم. از آنجايي كه اولويت‌ها مشخص مي‌شود فعلا سه دهك پايين جمعيتي كه چيزي حدود 21 ميليون است جزو اولويت‌هاي اول است و براي فازهاي اول به اندازه كافي سهام داريم."

اين گفته در حالي طرح مي شود که صاحب نظران اقتصادي معتقدند اگر دولت واقعا صاحب اين همه سهام بود كه توزيع آن مي توانست زندگي مردم را دگرگون كند چرا خود دولت آن‌ها را اداره و درآمدش را بين مردم - حداقل بين اقشار آسيب‌پذير- تقسيم نمي كند؟ در حال حاضر اين درآمد چه مي شود و اگر وجود ندارد در آينده با چند مالکيتي شدن اين شرکت ها چگونه به وجود خواهد آمد؟ شايد هم تفکري در دل کابينه عدالت گراي نهم وجود دارد که معتقد است پس از توزيع سهام بين انبوهي از مردم قرار است كيفيت اداره اين شركت‌ها افزايش يابد و اين سود رويايي ازآن پس توليد شود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بهروز وثوقی: خروج من از ایران به خاطر انقلاب نبود| شاید به ایران بازگشتم، می خواهم در وطنم باشم | آرزو دارم اندوخته هایم را به رايگان در خدمت جوانان ايراني قرار دهم

  خبرگزاري انتخاب : وثوقی: «بعد از گذشت حدود 30 سال، از نظر مردم انگار نه انگار این زمان گذشته است. مردم حتی نگاه نمی کنند موهای من سفید شده است. به من همان نگاهی را می کنند که سی سال پیش درایران داشتند. به همین خاطر می خواهم دست به گردن مردم وطنم بیاندازم و به ایران برگردم.... بد حادثه سرنوشت را اینطور رقم زده است.... اگر دلم می خواهد درآن مملکت باشم نه اینکه آنجا کار کنم . نه! این اشتباه پیش نیاید. چون هم سنی از من گذشته و یا اینکه کارمناسب من نیست، اما می خواهم در وطنم باشم» (آهنگ فیلم قیصر را بشونید)

۲۶ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۰۷ , ۱۷
خبرگزاري انتخاب :
بخش دوم گفت وگو: بهروز وثوقی اسطوره ی به یاد ماندنی فیلم های پیش از انقلاب که در آثار بزرگی چون «قیصر»، «گوزن ها»، «داش اکل» هنرنمایی کرده، میهمان امروز «انتخاب» است و به بخشی از سوالات خوانندگان، پاسخ گفته است.
بخش نخست این گفت و گو را اینجا بخوانید.


بخش دوم گفت و گوی «انتخاب» با بهروز وثوقی در پی می آید:


آقای وثوقی! انقلاب که شد شما کجا بودید؟
وثوقی:من در امريكا بودم. خروج من از ایران به خاطر انقلاب نبود. دوماه قبل از وقوع انقلاب من برای ساخت فیلمی با آقای زرین دست به آمریکا رفتم وقتی که این فیلم را بازی کردم، انقلاب شد. بعد از آن هم فکر کردم که اوضاع مناسبی برای بازگشت نیست و بدین ترتیب تا به حال ماندگار شدم.



آیا پس از انقلاب تا به حال سفري به ايران داشته ايد؟
وثوقی:نخير نداشتم


در زماني كه ايران تشريف داشتيد به كداميك از شهرهاي ايران سفر نكرديد و دوست داريد آن شهر هارا ببينيد؟
وثوقی:نزديك به 30 سال است كه در ايران نبودم ولي يادتان باشد كه من هميشه عاشق ايرانم و از ديدن وجب به وجب آن لذت ميبرم و اميدوارم كه يك روز اين ديدن تحقق بپذيرد.



 فيلمي كه در هنگام انقلاب در خارج مشغول به ان بوديد كدام بود و ايا فيلم موفقي از اب در امد؟
وثوقی: من براي بازي در فيلمي به كارگرداني اقاي زريندست به امريكا امده بودم كه فيلم بسيار بدي هم از آب درامد و وقتي فيلم به پايان رسيد اين اتفاق افتاد و من اجبارا در امريكا ماندگار شدم.





آیا در فیلمی پس از انقلاب هم بازی کرده اید؟
وثوقی:اوايل انقلاب كه زمان گروگان گيري بود بدليل ايراني بودنم  فعاليتي نتوانستم داشته باشم، ولي آهسته اهسته شروع بكار كردم و چند فيلم و سريال بازي كردم.


. آیا طی این سال ها، تحصیلات خاصی هم در آمریکا داشته اید؟
وثوقی:خير



در دنيا به صورت بسيار جدي و وقیحانه تحريفاتي حساب شده و سياه نمايي هاي واقعي عليه تاريخ ايران در حال شكل گيريست ازسعي در تغيير نام خليج فارس گرفته تا ساخت فيلمهاي اسكندر و 300  شديدا در كشور نيازي جدي به ساخت فيلمهاي تاريخيست كه جلوي اين تحريفات و سياه نمايي هاگرفته شود. براي اين منظور نياز به هنرپيشگاني با تجربه و كاركشته مانند شما را ميطلبد در صورت اظهار تمايل فيلمسازان كشور ايا حاضريد فيلمهايي از اين نوع بازي كنيد?   


مسلما, و خب سينماي ايران هم اگر مشکلي نداشته باشد بايد فيلمهاي تاريخي نيز داشته باشد كه تاريخ پر بهاي ما را  جهانيان بهتر بشناسند 


اخیراً در کاری از هوشنگ توزيع بازی کرده اید، استقبال چطور بود؟
وثوقی:بسيار استقبال خوبي در تمام دنيا داشتيم اقاي هوشنگ توزيع از معدود كساني هستند كه بسيار با حساب و انديشمندانه و پرمعنا مينويسند و در اين نمايش هم توانسته بودند نقاط ضعف جامعه ايراني لس انجلس را هنرمندانه بقلم بياورند و در موفقيت اين نمايش سهم بسزايي داشتند.


 آیا فیلم های پس از انقلاب را پیگیری می کنید؟ چه فیلم هایی را دیده ید؟
وثوقی:خيلي زياد نه چند فيلمي را ديدم آژانس شيشه اي, مارمولك و آتش بس و تعدادي ديگر كه نام انها را به ياد ندارم.




 آیا فیلم های ژانر دفاع مقدس را هم دیده اید؟ آثاری مثل آژانس شیشه ای ابراهیم حاتمی کیا.  نظرتان در مورد فیلم های این ژانر چیست؟
وثوقی::فيلم آژانس شيشه اي را پسنديدم بخصوص بازي يكدست اقاي پرستويي را



بهترین فیلم ساخته شده بعد از انقلاب به نظر شما کدام است؟


فیلم "زمانی برای مستی اسبها" ساخته بهمن قبادی و فیلم "باد ما را خواهد برد" ساخته عباس کیارستمی.



از کدامین بازیگران  و همچنین کارگردانان در سینمای  پس از انقلاب، بیشتر علاقمند هستید؟ مثال بیاورید.
وثوقی::آقايان پرويز پرستويي و خسرو شكيبايي


 در نشستی که شما در سان فرانسیکو داشتید، انتقاد زیادی از فیلم های پس از انقلاب کردید، این مسئله باعث ناخرسندی بسياري از هنرمندان داخل وطن شد . لطفا در اینجا به طور خلاصه مهمترين انتقادي كه شما به سينما و سينماگران ايران بعد از انقلاب داريد كدام هستند و همچنين چه وجوه مثبتي را در طي اين مدت مورد توجه شما قرار گرفته و ناظر آن بوديد؟
وثوقی: همانطوريكه اشاره كردم داستان فيلمها يكنواخت است بغير از دو سه فيلمي كه در سال ساخته ميشود و در فستيوال ها گذارده ميشود , البته اين انتقاد من ميبايستي سازنده باشد نه اينكه انها را ناراحت كند       


      


آقای وثوقی، شنیده شد که شما در سال هایی که در آمریکا زندگی می کنید، رو به عرفان آورده اید. با توجه به آن که عکسی از شما منتشر شد که شما را با مو و ریش بلند نشان می داد  چه شد که به سوی عرفان رفتید؟ ایا دوری از ایران، یکی از دلایل این مسئله نبود


وثوقی:اولا آن عكس مربوط به نمايش رستمي ديگر و اسفندياري ديگر است و اينكه چطور شد به مکتب عرفان رو اوردم هميشه دنبال گمشده اي بودم و بالاخره در مکتب عرفان را يافتم                                   


 به هر حال در موقعيت اجتماعي كه شما داريد فكر كنم رو به عرفان اوردن و از خود گذر كردن كاري بسيار مشكل ولي ناممكن هم نيست
وثوقی:در عرفان شما از خود گذر نميكنيد بلكه به درون خود سفر ميكنيد و خود را بهتر خواهید شناخت.


  با توجه به اين واقعيت كه به تصوير كشيدن دوران جاهليت هر عصري چه جديد و چه جاهليت قبل و بعد از اسلام لزوما تعهد هنرمند به ارزشهاي ارائه شده  منفي و  مثبت آن رولها نميباشد و هنرمند تنها پيام رساني و اجرائ نقش ميكند , متاسفانه قشري از جامعه كم لطفي كرده و شخص شما را نماينده فيلمهاي جاهلانه دانسته و به شما انتقادهايي دارند, ايا و  اين ميتواند از اين باشد كه به علت  غيبت شما در سينماي بعد از انقلاب اين شخصيتها در اذهان ثابت مانده و تصوير هنري شما به علت فعل و انفعالاتي كه صورت گرفت نيمه اندام و ناتمام افتاد؟


وثوقی: اولاً من فقط قيصر را كار كردم كه شخصيتي در آن زمان از جنوب شهر ما بود و حتي در ان فيلم كه كارگردان اصرار داشت كلاه مخملي سرم بگذارم قبول نكردم و بعد هم تصوير هنري من هيچگاه ناتمام نيفتاد بلكه كامل در ذهن همه مردم هميشه منعكس ميباشد اگر قبول نداريد از مردم بپرسيد. فراموش نكنيم كه هميشه مرغ همسايه غازاست تعدادي معدود از ما حاضر نيستيم به اصل پيامي كه مثلا در قيصر آن زمان به مخاطب داده ميشد توجه كنيم و آن را جاهلانه خطاب ميكنيم اما فيلمهاي وسترن و هفت تير كشي جاهلي غربي و بزن بزن هاي انها را  كه در بخش فيلمهاي سينمايي تلويزيون ايران هنوز سهم بسزايي دارند را می پسنديم و هنوز انها را در اين دوره هم مشاهده مي كنيم



 


آیا اخبار روز ایران را پیگیری می کنید؟
وثوقی: من از طريق اينترنت تمام مسائل واخبار روز ايران را دريافت ميكنم و مطمئنا از هر لحظه كه در وطنم ميگذرد با اطلاع هستم


سایت انتخاب چطور است؟


وثوقی:انتخاب را می خوانم، سايت خوب و نسبتاً معتدلی است و بیشتر خبرها دست اول است.


چندی پیش خبری منتشر شد مبنی بر این که شما قرار است با آقای قبادی همکاری کنید. این مسئله چقدر صحت دارد؟
وثوقی:بله من قرار است با اقاي قبادي همكاري كنم 


  همچنين چندي پيش قرار بود شما در نقش عمر خيام در فيلمي به نام "نگهدارنده" بازی کنید، چه شد؟


وثوقی:آن فيلم را نپسنديدم داستان آبكي داشت 


 شنیده شده شما قرار است در کاری به کارگردانی آقای کیومرث پوراحمد که داستان زندگی یک بازیگر سوپر استار سابق است، بازی کنید؟ چقدر این مسئله صحت دارد؟
وثوقی: خیر اینگونه نیست.



 کار با آقای غریب پور به کجا رسید
وثوقی:در حد صحبت بود و سر انجامي نداشت



 آیا دلیل خاصی برای عدم بازگشت به ایران دارید یا نگرانی خاصی؟
وثوقی: من نگران هيچ چيزي نيستم،  ,


آیا تا به حال از سوی مقامات ایرانی، پیغامی برای شما فرستاد شده مبنی بردعوت از شما به بازگشت يه وطن  


بله دعوت زياد شده ولي اساسي نبوده



62. با توجه به اينكه يك هنرمند تنها رول يك شخصيت فيلمي را بازي ميكند و هيچ نوع اشكال حقوقي بر ان وارد نيست و بسياري از شخصيتهاي فيلم هاي قبل از انقلاب نيز هنوز در ايران يا مشغول ايفاي نقشند و يافيلمسازي اگر هم نيستند به ايران رفت و امد ميكنند با توجه به اينكه جشن ملي سينما نزديك است ايا من ميتوانم مجده امدن شما را به دوستداران  شما كه بيصبرانه منتظر بازگشت شما هستند را  از اين طريق  امسال بدهم  و ما شاهد حضور شما در اين جشن باشيم


 ج:اگر دعوت رسمي بشود شايد


 اگر به ایران آمدید، اولین جایی که می روید کجاست؟
ج:اولين مكان مقبره پدر و مادرم ميباشد


64. حضرتعالی کتابی در خارج از کشور منتشر کرده اید،و متاسفانه اين كتاب علارقم غير سياسي بودن ان و رعايت كامل اصولهاي تعريف شده قوانين انتشار نتوانست در ايران اجازه نشر دريافت كندايا از لحاظ قانوني واز طريق وكيل پيگيراجازه آن هستيد؟ و كلا اگر ممكنه كمي را جع به اين كتاب براي ما بگوييد كي اين كتاب را نگاشتيد و چند صفحه است و در مورد  چه هست؟


وثوقی:اين كتاب حدودا 700 صفحه است و سرگذشت پشت صحنه فيلمهايي است كه مردم از آن خاطره دارند و اگر اجازه نشر آن را ندادند شما بهتر است از مقامات مسئول سوال كنيد




اگرامكان دارد خاطره جالبي كه از فيلمي و يا اتفاق جالبي كه در پشت صحنه افتاد براي ما تعريف كنيد خوشحال ميشويد-


بعد از اينكه فيلم رضا موتوري اكران شد  پیش مردم در سینما نشستم و فيلم را تا اخر تماشا كردم  مردم وقتي به آخر رسيد مردم خيلي ها گريه ميكردند من كه تحت تاثير احساس مردم واقع شده بودم نخواستم زودتر سينما را ترك كنم و تا چراقها روشن شد خانم مسني در ميان جمعيت اول او مرا ديد فرياد زد خدا رو شكر زنده است خدا رو شكر زنده است  و اتفاق پشت صحنه اينكه در فيلم نفس بريده زير پلي فكر ميكنم پل گيشا بود تاره ساخته شده بود زير اين پل فيلم برداري ميكرديم و من نقش يك ادم قشي را بازي ميكردم و يك صحنه اي مثلا  من قش كرده بودم و مردم هم دورم    جم شده بودند پيرزني با ديدن اين صحنه هراسون شروع كرد به فحش دادن  كه خاك عالم به سرتون اين جوان داره ميمره شما ايستادين ور ..ور تماشا ميكنيد ببريدش بيمارستان...


البته به علت تقاضا هاي مكرر براي بازگو كردن از اين دست خاطرات طنز گونه كه  پشت صحنه اتفاق ميافتاد و جريانهاي ديگر پشت صحنه كه كم هم نيستند مرا واداشت كه آن را بصورت كتاب در اختيار علاقمندان قرار دهم كه متاسفانه تا به امروز اجازه انتشار آن در ايران داده نشده


شنیده شده در صورت برداشتن موانع از سوي وزارت فرهنگ و ارشاد بهروز وثوقي و فاطمه معتمد اريا در فيلمي به نام "سوار بر طوفان " با كارگرداني اقاي بهروز غريب پور بازي خواهند كرد این خبر تا چه اندازه صحت دارد؟  ,


همانطوريكه اشاره كرديد صحبتي با خانم معتمدآريا و اقاي غريب شد ولي سرانجامي نداشت



 آیا هیچ وقت دوست داشتید فیلم بسازید؟ اصلا تا به حال ساخته اید؟
وثوقی:من در بيشتر فيلمهايم به كارگردانان كمك فكري زيادي ميكردم در آن زمان بعلت مشغله زياد نمي توانستم فيلم مستقلي بسازم ولي حالا با تجربه كافي اين سالها اماده اين كار هستم



 آقای وثوقی، آیا می دانید شما هنوز هم در میان مردم ایران از پرطرفدارترین و محبوب ترین بازیگر سینمای هستید؟  چه احساسی دارید؟آیا با هموطنان خود در ایران و طرفدارانتان ارتباط دارید؟


وثوقی::هموطنان من هميشه با لطف و محبت خودشان منو شرمنده ميكنند و حتي گاهي اوقات اشك بچشمان من مياورند مردم ايران مردم شريفي هستند..



 
یکی از خوانندگان پرسیده، ماجرای اختلاف و کدورت شما با فروزان در فیلم دالاهو چه بوده؟آايا از ايشان خبر داريد؟


ج:من با ايشان كدورتي نداشتم , دو سه بار تلفني احوالپرسي داشتيم


 چه احساسی به شما دست می دهد وقتی در مورد شما از واژه "سوپر استار سابق" استفاده می شود؟ 
وثوقی:من خودم را هيچگاه سوپر استار نميدانم من يك بازيگر ساده سينماي مملكتم هستم



اصلاً فرهنگ و تمدن ایرانی چقدر برای شما مهم است؟ دوستداران شما دلشان بسيار براي شما تنگ شده و خيلي ها به بازگشت شما نا اميدند این دوری از ایران، شما را افسرده و دلتنگ نكرده؟
وثوقی: دوري از وطن و هموطنان بسيار آزار دهنده است ,منم دلم براي يك يك هموطنانم تنگ شده





 تا به حال با رسانه اي داخلي ديگري هم شما مصاحبه داشتيد يا اين اولين مصاحبه ايست كه شما با يك سايت داخل ايران داريد ؟
وثوقی: بله رسانه هاي هنري داخلي با من گفتگو كرده اند و امانت دار خوبي نبودند و من اميدوارم شما هر آنچه گفته شد را چاپ كنيد
                                               
.چه آرزويي داريد و اينكه  مي خواهيد نسلهاي اينده از شما به چه عنوان ياد كنندو درآ خر اگر صحبتي و يا مطلبي خاص خطاب به دوستدارانتان داريد بفرماييد


وثوقی:بعد از گذشت هنوز حدود 30 سال، ازنظرمردم انگار نه انگار این زمان گذشته است. مردم حتی نگاه نمی کنند موهای من سفید شده است. به من همان نگاهی را می کنند که سی سال پیش درایران داشتند. به همین خاطر می خواهم دست به گردن مردم وطنم بیاندازم و به ایران برگردم.... بد حادثه سرنوشت را اینطور رقم زده است.... اگر دلم می خواهد درآن مملکت باشم نه اینکه آنجا کار کنم . نه! این اشتباه پیش نیاید. چون هم سنی از من گذشته و یا اینکه کارمناسب من نیست، اما می خواهم در وطنم باشم .


اميدوارم و آرزو دارم روزي برسد كه همه هموطنانم از آزادي خوبي برخوردار باشند ديگر اينكه آرزو دارم بتوانم اندوخته نيم قرن تجربه هنري خودم را به رايگان در خدمت جوانان با استعداد ايراني قرار دهم


  اخبار مرتبط● ● ●


بخش نخست: بهروز وثوقی در گفت و گو با «انتخاب»: مامور ساواک به من گفت با کامیون می آیم روی ماشینت | در آمریکا از من خواستند خودم را اسرائیلي معرفي كنم، گفتم من ایرانی ام و به آن افتخار می کنم



نظرات كاربران :

كلمه اي از شادروان محمد علي فردين به خاطر دارم كه ميگفت . ما هر روز ميميريم.آاقاي مقاله نويس قلمش آزاد نيست كه همه مصاحبه را درج كند.ولي باز هم دستش بي بلا و قلمش روان باد.
علی

فرهنگ ایرانی که خیلی هم بآن همیشه افتخار میکنیم در طول تاریخ بآنهاکه حکومت بدست گرفتند این حق را داده است که تمام کشور را ملک شخصی یا موروثی خود بدانند و خواست و ارادهّ خود را به دیگران تحمیل کنند. باین علت نان خوردن هم سیاسی میشود و باید با اجازه ی حاکم باشد. چون این "حق" حاکم بودن در فرهنگ ریشه دارد خود مردم در تحقق آن شریک اند.  بنابراین اشکال در بهروز وثوقی نیست که در زمان شاه مجبور بود گاه تن به اطاعت از ساواک (که بسیاری از همین مردم مستقیم یا غیر مستقیم درآن نقش داشتند) بدهد و یا بقول یکی از کامنت نویسان در موقعیتی که او داشت با از مابهتران دیدار کند و امروز هم خرده بر او روا نیست که بدنبال دلیل و برهان باشد تا مگر بخاطر این حق ابتدایی که بازگشت به وطنش است مورد آزار مسوِّلین دولت کنونی قرار نگیرد. اميدوارم كه انتخاب اين نوشته را سانسور نكند.
هرمز

منظور از دعوت رسمي , يعني  چي؟؟؟؟؟؟  دعوتي مهمتر و رسمي تر از دعوت ملت ايران كه از شما ميخواد بيايي ايران؟؟  مگه آقاي قادري  نيومد ايران. هيچ اتفاقي هم براش  نيفتاد.
هر جا  كه بهت خوش ميگذره بمون.

بهروز خان سلام و سرت سلامت, اگه شما يا ساير عزيزان هموطن  كه ضد مام ميهن فعاليت نكردند دوست دارين برگردين خب قدمتان روي چشم, ولي اميدوارم انتظار دعوتنامه رسمي از مقامات كشور نداشته باشين, چرا كه ضمن احترام به هنر شما بايد يادآوري كنم كه مملكت بدون امثال شما 30 ساله كه سينماش رو پاست و اتفاقا پاش تو اسكار و كن باز شد. به قول خودتون كسي شما رو اخراج نكرد و بي سر و صدا رفتين بيرون, خب مشتي بي سر و صدا برگرد و كارتو شروع كن ديگه مصاحبه و اينجور چيزا نميخواد, تازه اين مصاحبه ها خطر تحريك سوپري ها رو هم دار, ضمنا هر كي اينو ميخونه لطفا يك فاتحه هم براي پدر مادر ايشون بخونه كه بهروز خان هم خوشحال كنه, يا هو. سدهي

سلام به بهروز عزيز تو را به زيبائي خاطرات گذشته دوست ميدارم .
داود

از عزیزان سایت انتخاب به خاطر درج این مصاحبه سپاسگذارم

ضمن احترام به آقای وثوقی وتمامی هنرمندان کشورمان ، میخواهم عرض کنم چه خوب بود این فوران غیرت و تعصب با ارزش ایرانی بودن به نحوی در دوران جنگ تحمیلی زمانی که نوجوانان و جوانان کشور بالاخص اهالی باغیرت همان مناطق جنوب شهر جان خود را در طبق اخلاص میگذاشتند و با اهدای جان خود امنیت و سرافرازی را برای همه ما به ارمغان آوردند ، این هنرمندان عزیز به نحوی وحداقل با هنر خود مدافع این فداکاری ها میشدند نه این این ایثار و فداکاریها را به تمسخر و... بکشند !! علی ایحال ان شاء ا... ایشان و سایر ایرانیان باغیرت که به دلایلی در خارج به سر میبرند روزی به وطن بازگردند ودر آبادانی و به قول خودشان اجرای آزادی بیشتر برای هموطنان دست در دست یکدیگر تلاش و اقدام نمایند.
درخاتمه از سایت محترم انتخاب تقاضا دارم حداقل برای یکبار هم شده مطالب بنده را منعکس نمایند و سعی نمائیم با واقعیات با مسائل برخورد کنیم واز اسطوره سازیهاو... به دور باشیم .
محمدی

aghaye vosooqi man motevalede 1359 hastam yani nasli ke hozooore fizikitoono aslan  hargez ehsas nakard vali yadetoon va honar mandihatoon baraye hamisheh dar yadeo zehne javooonaye irane aziz baghy mimoooneh, bavar kooon inja bad nist , chera tashrif nemiarin , inaj khonate, khakete , vatanete, .vaghti shenidam ke 70 saleh shodi , bavar kon ashk to cheshmama jam shod .man alan khodam kharej az keshvaram va ye salie khanevadamooo nadidam. baba che deli dari

hich kas hich kari bahat nadareh bavar koon
tasmimetooo yebar begir va shak ham nakooon . iran khonehe khodete
negarane hichi nabash . hamoooni bash ke to gheysar booodi


ghyesar dooosed darm. inooo az tahe del migam az doooram mibooosamet .ghorbooone aghaye vosoghye aziz
MOHAMMAD


بهروز عزیز، بهترین هندمند ایران، دوستتان داریم
1000x1000
علی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  ديروز تعطيل بود، اما خبرهای مهمی هم بود
نشانه های بيعت دوباره
نام ها و چهره ها با خاتمی
ديدار شيخ مهدی کروبی با رهبر
دعوت ناطق نوری از همه گرايش ها
 برای آمدن به صحنه انتخابات
 
 
 
 

 

ديروز ايران تعطيل بود و عزاداری حکومتی برای حضرت فاطمه برگزار شد. از جمله مراسمی به همين مناسبت در موزه قرآن در تهران برپا شد. دراين مراسم محمد خاتمی حضور يافت و سخنرانی کرد. سخنان او اشاراتی کلی به سجايای اخلاقی- سياسی حضرت فاطمه و دعوتی غير مستقيم از مرتجعين مذهبی برای توجه به اين سجايا بود.

اما خبر مهم، نه اين مراسم، نه ذکر سجايای حضرت فاطمه و نه حتی برگزاری هرساله و سنتی سوگواری حضرت فاطمه در جمهوری اسلامی بود؛ خبر اصلی حضور آن گروهی دراين مراسم بود که نامشان در ادامه می آيد و نمازی بود که خاتمی خواند و متاسفانه خبرگزاری های داخلی که خبر را منتشر کرده اند با دقت ننوشته اند که اين عده پشت سر محمد خاتمی نماز خوانده اند يا نه. در صورت چنين اقامه نماز و رويدادی اشارات آن را اهل منبر و حوزه بيش از مردم عادی می فهمند.

خبرگزاری های داخلی گزارش دادند:

قبل از عزاداری برای حضرت فاطمه(س) نماز ظهر و عصر به امامت سيدمحمد خاتمی اقامه شد.

شخصيت‌هايی از جمله آيت الله عطاردی، حجت الاسلام و المسلمين موسوی لاری،‌ حجت الاسلام و المسلمين يونسی، توسلی،، دكتر محمدرضا عارف، حجت الاسلام و المسلمين سيد محمود دعايی،‌مرتضی حاجی، اسحاق جهانگيری،‌دكتر معصومه ابتكار، محمدرضا تابش، مهندس سيد علی خاتمی، حسن بيادی، حجت الاسلام و المسلمين قابل، اعظم نوری، علاء الدين ظهوريان مديركل سابق مطبوعات وزارت ارشاد،‌خسرو تهرانی،‌ دكتر جلالی، سهيل محمودی،‌ فاطمه راكعی، بانوان قرآن پژوه، ‌حافظان قرآن، روزنامه‌نگاران، مديران جرايد، ‌ناشران، مديران موسسات فرهنگی، ‌چاپخانه‌داران و سينماگران در اين مراسم حضور داشتند.

کروبی و رهبر

همزمان با اين خبر، گزارش شده است که مهدی کروبی رئيس مجلس ششم و معترض بزرگ تقلب در انتخابات رياست جمهوری که اکنون دبيرکلی و بينانگذاری حزب اعتماد ملی را در کارنامه خود دارد و تا قبل از آن دبيرکل مجمع روحانيون مبارز(جناح چپ روحانيت مبارز) بود، به همراه شورای رهبری اين حزب با علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ملاقات کرد. دراين ملاقات گزارشی از انگيزه های تاسيس اين حزب و فعاليت های آن از آغاز تاکنون داده شده و آماده شدن آن برای شرکت درانتخابات آينده مجلس. بدين ترتيب سپری برای اين حزب در برابر تعرض های وزارت ارشاد و دولت از يکسو و شبکه های آشکار و پنهان حامی دولت و مخالف حضور هر حزبی در صحنه سياسی جمهوری اسلامی فراهم آمد.

ناطق نوري

به اين خبر، سفر و سخنرانی علی اکبر ناطق نوری رئيس مجلس پنجم را هم بايد افزود که يک سر به سمنان زد تا سخنرانی کرده و بگويد: همه جناح های سياسی با هر گرايشی بايد در صحنه انتخابات آينده مجلس حضور داشته باشند و هيچ گروهی حق تخريب شخصيت ها را ندارد. سمت های ناطق نوری در اين خبر چندين بار تکرار شده است: مشاور عالی رهبر و رئيس دفتر ويژه بازرسی رهبر!

بدين ترتيب و بموجب اين شواهد، روی انتخابات آينده مجلس از هم اکنون حساب تبليغاتی بازشده تا پايگاه حکومت به نمايش در آيد و به همين دليل فضای انتخاباتی را نخواهند توانست چنان ببنندند که هر روزنه ای بسته شود!

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

در حاشیه انتشار خبر توهین آمیز و کذب «کیهان» در مورد «انتخاب»

ای مسلمانان! چه درمان الغیاث

  خبرگزاري انتخاب : ادعای دوستان اهل کیهان در مورد آنچه «ارتباط بهروز وثوقی و اشرف» خوانده اند، گرچه دلیلی بر مدعایش ارائه ندادند، اما برفرض که چنین باشد ، حضرات والا : شما چه تعداد از این جماعت دارید که هنوز هم حقوق دریافت می کنند یاشاغلند...بایستی از سلسله جنبانان غضب پرسید فرض کنیم کسی یک یا دو اشتباه را مرتکب شد یا بخشی از عمرش را در گمراهی سر کرد ، اینک مایل به بازگشت از آن وضع است ؛ شما به چه دلیل موجه و یا مشروعی او را ملزم به ماندن در همان اردوگاه می کنید ، مگر نه انکه اسلام دین رحمت و پیامبرش رسول مهرورزی است ، شما چگونه به خود اجازه چسباندن اتهاماتی چنین را به او می دهید

۲۸ خرداد ماه ۱۳۸۶    ساعت : ۰۹ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب :

وضع دین و مرام و خصال عده ای اندک ز اصحاب «کیهانی»
کردم سئوال صحبدم ازپیردیرومرشد سالکان عر فانی


گفتا نه گفتنی است سخن گرچه محرم دل و اهل معنایی
زیرا شمشیراخته وکشیده کمانند درکمال پارسایی
 


تنهابگویمت که بپرهیزازهرگروه دین فروش و شعبده باز


که جامه تقوادریده و ازیادبره اندوخلق وخوی انسانی
این است تمام کلام و نصیحتی که فرموده است مرا مراد اهل معنایی



قال الامام العسکری لشیعته :اوصیکم ...بحس الجوار فبهذا جائ محمدا  صلو فی عشائرهم  واشهدوا حنائزه وعودوا مرضاهم  وادوا حقوقهم  فان الرجل منکاذا ورع فی دینه وصدق فی حدیثه وادی الامانه وحسن خلقه مع الناس مع الناس قیل هذاشیعی  فیسرنی ذالک اتقواالله  وکونوا زیناولاتکونوا شینا جروا الینا کل موده وادفعواعنا کل قبیح فانه ما قیل فینا من حسنفنحن اهله وما قیل فینا من سوء فما نحن کذالک /تحف العقول / ص367/ اثر ارزشمند محدث حرانی متوفای قرن چهارم هجری قمری


               
حضرت امام حسن عسگری علیه السلام ، در توصیه هایی بس اساسی  شیعیان را چنین مورد خطاب قرارمی دهد:شما را به تقوای الهی و خودداری از سقوط در ورطه کردارهای ناشایست فرا می خوانم.دیگر انکه ای گروه شیعیان، با پیروان مذاهب دیگر مناسباتی نیکو داشته باشید «چرا که ایجاد مناسبات دوستانه در میان مذاهب متفاوت از اهداف اساسی اسلام و بعثت پیامبر است   « به مساجد قبیله های دیگر فرق اسلامی رفته درانجابا انان نماز بگذارید. درتشییع جنازه هایشان شرکت کنید ،به عیادت بیمارانشان بشتابید ، اگرحقی از انان برعهده شماست آن راتمام وکمال ادا کنید...
 
روزنامه کیهان  در شماره دیروز «شنبه »  برای چندمین بار با همان شگرد شیوه و برگ هماره "باخته" ،شاید از سر تکلیف  وبه داعی شریعتمداری ، پس از سالیانی خدمت در جامه محتسب ،گامی از این رتبه بالاتر نهاده است و خلعت شیخ و قاضی پوشیده  چندان که، «انتخاب » را سزاوار «تعزیر» دانسته ، آن را به تازیانه بر چسب های نا چسب و اتهام های مضحک و موهون ، نواخته است .


«کیهان » روزنامه ای که دهها سال در شمار برترین روزنامه های چاپ عصر تهران بود  ومدتی است از"بدحادثه" و استقبال شایان از سوی مخاطبان عصر، به جمع روزنامه های صبح پیوسته است .و به نظر می رسد بیست سالی است نان از همین سفره حلال «اباحی گری در اتهام سازی و تهمت پردازی به این آن می خورد» و دیری است به حق سرآمد این صناعت است و خدایگان جماعت اهل غضب و حرج و ضررو ضرار و اضرار.


این جریده فخیمه در مطلبی باعنوان «از نوانديشي ديني تا پاچه خوري صهيونيست ها!» به آسانی و بدون اطلاع از واقع ماجرا، «انتخاب» رسانه دیر پای «جبهه بزرگ اصولگرایان» و تریبون باسابقه «جریان «نواندیشی دینی» را در کمال بی انصافی به چوب افتراهای ناروا و اتهام های ناسزا و خلاف واقع بسته، از کاهی کوه ساخته و بی هیچ دلیل موجهی» هر آنچه از بغض و کینه داشته نثار «خبرگزاری  مظلوم انتخاب و همکاران و همفکر و دست درکاران دلسوز» آن (که به حق از باورمندان اندیشه های ماندگار حضرت امام(قده) و حامیان و مدافعان مقام ولایت در«ضراء و باساء» بوده و هستند) کرده، انبان سراسر دروغ و تهمت و توهین هماره بر دوشش را گشوده، تمنیات نفسانی و عقده های فروخورده و غبارسالیان گرفته خود از «اصحاب انتخاب» رادرقالب ها و محمل هایی چنین به معرض نمایش مردم شریف و نجیب و فهیم ایران نهاده است ؛ به آن امید که به یاری  اوضاع کواکب و نوع چینش و گردش ستارگان ، به انضمام زنجیره ای از اخبارو تحلیل هایی انباشته ازدروغی ( که در ماه های اخیر چند نمونه آن را شاهد بوده ایم)  تشویش یا زمینه های کاهش اعتماد را در ذهن متولیان و مسئولان محترم کشور ایجاد کرده ، اعتماد انان به سلامت و صداقت این رسانه خدوم متزلزل سازد و اگر مراد یاری کند مقدمات برخوردهای سخت تر با مجموعه " انتخاب " را فراهم شود .


در این میان و در این دو ساله که روزگار لگام در کف با کفایت شما نهاده و ایام به کامتان بوده ،شما مهرورزان که هرچه خواسته اید، انجام داده اید، « انتخاب » راکه چهار بار در کمند فیلتر نهاده اید و به مدد جمع پر توان دوستانتان ،از اشاعه هر ناروا و ناسزایی در مورد ما کوتاهی نکرد ه اید ...


هر شبنمی دراین بحر صد بحرآتشین است
دردا که این معما شرح وبیان ندارد


به هرحال ، در این مجال کوتاه و مقال مختصر بایستی از عالیجنابان کیهانی پرسید :


حضرات مدعی دیانت و شریعتمداری ! از چه زمان و با چه اعلام و بیانی «انتخاب» درشمار «وابستگان به مدعیان  اصلاح طلبی» در امده است ؟


درست است که «انتخاب» پس ازبه بارنشستن اهداف اساسی اصولگرایان وتحقق شکست جریان موسوم به اصلاح خواهی ، ازمدار «ماندن وحیات» هم خارج شد . ملالی وشکایتی نبود که گفتیم  :


سرخم می سلامت ///شکند اگر سبویی


اما به راستی جای عبرت آموزی است که در زمان حیات مان ادعایی چنین «جوانمردانه وبه غایت منصفانه »  از سوی اهالی« کیهان» اعلام شود. پس به ذات قادر او پناه میبریم :


تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من
پیاده می روم و همرهان سوارانند


یا از چه زمانی مصاحبه با یکی از «ستارگان سینمای  قبل از انقلاب» آن هم کاملا در چاچوب اصول شریعت ،آرمانهای انقلاب ،و منافع ملی ما را سزاوار  عنوان « پاچه خوار صهیونیست ها » کرده است ؟


حضرات محترم تا چه حد دچار باد دماغ  و کیش شخصیت شده اند که خود را فراتر ازهر پایگاه و جایگاهی پنداشته، به راحتی دست به کار ساخت و پرداخت «تسلسل» دروغ و «دور» باطل خبر دروغ و تحلیل بر پایه دروغ شوند ؟


به راستی چگونه می توان نام پیامبر عظیم اشان اسلام صلوات الله علیه وآله وسلم را بر زبان آورد و چنین بی باکانه دروغ ساخت  و تهمت زد و افترا بست ؟


مگر همین پیامبر بزرگ نفرموده اند : المومن حرام کله، عرضه وماله ودمه ..الا وان شر امتی اللذین یکرمون مخافه شرهم، الا ومن اکرمه الناس اتقاء شره فلیس منی ...همان/40


همه داشته های مسلمان مانند : آبرو ، مال و جان حصار ممنوع الدخول برای همگان است ...


یا انکه در وصیتش به مولا علی می فرماید: یاعلی ایاک والکذب فان الکذب یسود اوجه.. یاعلی احذرالغیبه والنمیمه فان الغیبه تفطر والنمیمه توجب عذاب القبر/ یاعلی ایاک واللجاجه، فان اولهاجهل واخرهاندامه.. همان /ص11


علی جان!  از دروغ بپرهیز که دروغ گفتن صورت را سیاه می کند...


نگارنده دراین نکته شک ندارد که اسلام مورد عمل این جماعت قبل از انکه در حد نازلی شایسته انتساب به رسول اعظم اسلام (صلی الله علیه واله وسلم ) باشد  شباهت بسیار بیشتری به سیره و سیاق و خلق و خوی برخی  از صحابه ی پیغمبر  دارد که با رخ داد هر پدیده ی اندک ناههنجاری دست به قبضه شمشیر برده که با مخالفت پیامبر(ص) مواجه می شدند .


درحالی که پیامبر  اعظم ما مظهر رحمت و مدارا و آسان گیری بود. و تساهل و تسامح در نگاه ما ، و به شهادت روایات یسیاری  از شخص پیامبر(ص) و فرموده های ائمه معصوم (ع) دو راهبرد بس تاثیر گذار درشریعت اسلامی است .


چنانکه فرمودند: بعثت بالحنفییه السهله السمحه .. بعثتم برای شریعتی اسان گیر و مدارا محور بود.


 یا آن که حضرتش فرمود :


امرت بمدارات الناس کما امرت بتبلیغ الرساله "تحف العقول"ص 34"مواعظ النبی وحکمه"


همان گونه که به تبلیغ رسالتم مامور شدم در همان اندازه و همان شکل به رواداری با مردم مامورشدم .


و انان که این دو استراتژِی بس اساسی را موجب اشاعه اباحی گری (در عبارتی بسیار مودبانه ) قلمداد می کنند ، یا معنای خاصی ( جز آن چه تاکنون از آن مراد می شده است) را مورد نظر دارند  و یا به تخیلات خود توج دارند تا به مدلول حدیث  و یا آن که لحظه ای  هم در تاثیر و تاثرهای التزام به این دو رکن نیاندیشیده ند و...


اقایان  ، «وثوقی را بازيگر دست سوم سينماي عصر پهلوي ،عتصری بدنام و نزدیک به اشرف پهلوی و مهره ساواك» دانسته اند ، و «انتخاب» را هم متهم به تطهیر او کرده اند .


راقم این سطور ، آشنایی عمیقی با این هنرپیشه ندارد ، اما می پندارد که اطلاعات این حضرات ، به جای آن که به اسناد قابل استنادی باشد و یا به قول خودشان « براساس اسناد برجاي مانده از رژيم گذشته » باشد، بر اساسی یلفته های حزب منحله توده و منشورات انها و البته همسر سابق و کاباره دار خانم گوگوش باشد ، که اگر چنین باشد باز هم نوعی دروغ پردازی است و غیر قابل استناد ، چرا که خداوند متعال در کتاب شریفش قران می فرماید :» ان جائکم فاسق بنباء فتبینوا ...


شمای بزرگان اهل تمیز، شاید بدانید «انصاف» از توصیه های شریعت محمدی و علوی است و بی انصافی مورد مذمت آن بزرگ مردان ، با شما هستم ای سواران نو رسیده مرکب چموش قدرت   و تاثیرگذاران در پاره ای سیاست های اجرا شده اخیر که در طول دو دهه اخیر بی سابقه است  ، خداوند قادر متعال که قران را به رغم نزول دفعی اش برقلب مبارک پیامبر(ص) آن را درطول 23 سال و به تدریج نازل فرموده در قضیه حرمت شرب خمر پس از چند بار توصیه به کاهش مصرف سرانجام ان را درسال هشتم هجرت حرام می فرماید  و تازه بعداین حرمت " منافع بس اندک ان را مورد تایید قرار داده ضررهایش را بسیارب یشتر از برخی منافع آن می داند ، یعنی آنکه حتی در حرمت مسکرات جانب انصاف فرو ننهاده ،


یا وقتی امیر المومنین (ع)در جنگ جمل با کشته "زبیر" مواجه می شوند ، می فرمایند این چهره چه غبارهای غمی از چهره مبارک رسول گرامی اسلام را نزدود ؛ در حالیکه برخی از همین جماعت کیهانی که برخی شان باعامل قتل های زنجیره ای مناسبات خوبی داشتند . پس از دستگیری" اسلامی"، او را بهایی زاده و عامل منکرات و کبائر بسیار دانسته حتی در برخورد با نزدیکان او هم کوچک ترین اصول انسانی را مورد توجه قرار ندادند.


ادعای دوستان اهل کیهان در مورد آنچه «ارتباط بهروز وثوقی و اشرف» خوانده اند، گرچه دلیلی بر مدعایش ارائه ندادند، اما برفرض که چنین باشد ، حضرات والا : شما چه تعداد از این جماعت دارید که هنوز هم حقوق دریافت می کنند یاشاغلند.


 از این گذشته ، بایستی از سلسله جنبانان غضب پرسید فرض کنیم کسی یک یا دو اشتباه را مرتکب شد یا بخشی از عمرش را در گمراهی سر کرد ، اینک مایل به بازگشت از آن وضع است ؛ شما به چه دلیل موجه و یا مشروعی او را ملزم به ماندن در همان اردوگاه می کنید ، مگر نه انکه اسلام دین رحمت و پیامبرش رسول مهرورزی است ، شما چگونه به خود اجازه چسباندن اتهاماتی چنین را به او می دهید .


حضرات اهل "نیمه پنهان و اشکار مردم"!  استحضار دارند که «جناب حربن یزید ریاحی» راه بر حضرت اباعبدالله الحسین بست  و مانع ورود ایشان به کوفه یا هرن قطه دیگر شد و مولا را ملزم به گزینش مسیر کربلا کرد ، خب همین جناب"حر"در روزعاشورا عزم بازگشت کرد و سیدالشهدا (ع) از او چه استقبالی کردند ...


زاهد ظاهر پرست از حال ما آگاه نیست
در حق ما هر چه گوید جای هیچ اکراه نیست


شگفت انگیز آن که جماعت شریعتمداران کیهان ، تمایل عجیبی دارند که به هرمناسبت بی تناسبی «گریزی به صحرای کربلا بزنند». این که این تعداد از خام دستان خامه به دست به هر بهانه ای قصد ملکوک کردن «جریان نواندیشی دینی» را دارند نشان از تاثیر بی بدیل این فکر درجامعه معاصر ایران داشته و شاید هم روزی بتواند  (به اتکای برخورداری این جریان اندیشه گی از بن مایه های  نظری  و نیزن ظریات راهگشا در دیگر حوزه ها) با استعانت از رب ذوالجلال و اعتماد پیشوای فرزانه انقلاب اسلامی از بسیاری باورهای جریان نواندیشی دینی، و به همت دین داران باورمند و هم متخصص در حوزه ههای متفاوت ، گرهی ازکار فروبسته خود و این جماعت تشنه انذیشه های نو بردارد.


من از چه عاشقم ورند و نامه سیاه
هزار شکر که یاران شهر بی گنهند


غلام همت دردی کشان یک رنگم
نه ان گروه که ازرق لباس و دل سیهند


نظرات كاربران :

ايران متعلق بتمام ايرانيان با افكار گوناگون اهم از مسلمان. مسيحي, زرتشتي.و و و است. و آقاي بهروز وثوقي نيز يك ايرانيست و متعلق به ايران است حالا چه خوب چه بد. من شخصا بكارهاي هنري ايشان علاقه فراواني دارم به ايشان  احترام ميگزارم. اين عشق و علاقه را هيچكس نميتواند از من بگيرد مثل ايراني بودن آقاي بهروز وثوقي. ايران را با تمام اقوامش دوست دارم.
شاهرخ
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

مصاحبه وزيرخارجه امريکا با "وال استريت ژورنال"
حاکميت غير مسئول ايران
نه سلاح اتمی و نه غير اتمی
نبايد در اختيار داشته باشد!
درايران جناح های سياسی از هم انتقاد می کنند و در مطبوعاتشان هم می نويسند، اما ميدانيم که قدرت در دست رهبر است. انزوای  بين المللی ايران درحال اثر بخشی است. بنظر من رژيم ايران
 يک رژيم عادی نيست که بتوان با آن روابط عادی داشت.

 
 
 
 

 

«کونداليزا رايس» وزير خارجه آمريكا با شورای سردبيری روزنامه «وال استريت ژورنال» مصاحبه کرده ونقطه نظرات خود را درباره برنامه اتمی ايران و دولت احمدی نژاد و همچنين تمرکز قدرت در دست رهبر جمهوری اسلامی بيان داشته است. اين مصاحبه را سايت آفتاب ترجمه و بطور کامل منتشر کرده است. در اينجا بخش هائی از مصاحبه را که مستقيما به نکات مورد اشاره در بالا باز می گردد خلاصه کرده ايم که می خوانيد:
... در ايران همه حوزه‌های قدرت خيلی آشكارا در رسانه‌های خود با يكديگر رقابت دارند و مشاجره می‌كنند، از يكديگر انتقاد می‌كنند. با اين وجود، بنظر من اين رهبر است كه قدرت تصميم گيری نهايی را دارد. اين سيستم بسيار پيچيده‌ای است.
يك چيز كه فكر می‌كنم در حال رخ دادن است اين است كه انزوای بين المللی فزاينده و سياست‌های اقتصادی فاجعه‌آميز احمدی نژاد در حال اثر بخشيدن است. اكنون سرمايه گذاران واقعا نمی‌خواهند به دليل مخاطرات در ايران پالايشگاه بسازند و به همين دليل اكنون مجبور شده‌اند بنزين را جيره‌بندی كنند. فكر می‌كنم اين فشارهای بين المللی تاثير خود را خواهد گذاشت.
مقامات ايران با رفتارشان در سطح بين‌المللی محكوم شده اند. آسان تر است بگوييم که اين يك رژيم عادی نيست كه با آن بتوان روابط عادی داشت.
به چند سال پيش باز گرديم كه ايران به عنوان رژيمی ياغی در سياست بين الملل تلقی می‌شد. تا آنکه خاتمی آمد. تا وی بر سر قدرت بود، اين باور بوجود آمده بود كه امكانی برای مناسبات با ايران بوجود آمده است .اما اکنون می بينيد كه دولت ايران دارای روابط مسموم با بسياری از كشورهاست و احمدی نژاد به دور جهان می‌دود و در مورد فشار دادن دكمه برای نابودی اسراييل سخن می‌گويد.
وقتی خاتمی بر سر قدرت بود، فكر می‌كنم می‌توان گفت كه علاوه بر ما، ساير قدرتها نيز با ايران به عنوان يك كشور نيمه عادی رفتار می‌کردند. احترام به ايران در صحنه بين الملل فرق می‌کرد، اما در سال‌های اخير، خيلی چيزها عليه ايران شده است. وقتی آنها كارهايی مانند دستگيری ايرانی تبارهای آمريكايی می کنند و يا ملوانان انگليسی را بازداشت می کنند، واقعا اين را تقويت می‌كنند كه يك كشور ياغی اند. هر چه بيشتر اين کارها را می کنند، سرمايه گذاران را بيشتر به اين نتيجه می رسانند که ايران جای خوبی برای تجارت و سرمايه گذاری نيست.
نه تنها فكر كردن در مورد فن‌آوری پنهان برای تسليحات هسته‌ای، که فكر كردن در مورد تسليحات، آن هم در دست کشوری که به روشنی يك كشور غير مسوول و حامی تروريسم است و دارای رئيس جمهوری غير مسوول را نيز فراموش كنيد.
ايران كشوری نيست كه حتی بتوانيد فكر دراختيار داشتن آن نوع فنآوری را درباره آن بكنيد.
موضوع ديگری كه مطرح است تاثير يك ايران دارای سلاح هسته‌ای بر منطقه است. می‌توانم به شما اطمينان بدهم كه در چنين صورتی همه منطقه بر آن خواهد شد كه جهت حفاظت از خود برای دستيابی به سلاح اتمی تلاش كند.
روس‌ها می گويند كه هيچ تهديد موشك هسته‌ای دوربردی از سوی ايران وجود ندارد. ديگران می‌گويند اگر شما سپرهای موشكی مستقر كنيد بدان معنا خواهد بود که شما با يك سلاح هسته‌ای ايران مواجه می‌شويد. نظر من اين است كه بايد برای هر توانايی در حال ظهور برنامه ريزی كرد، ولی اين هنوز به معنای پذيرفتن آن نيست كه می‌توانيد اجازه دهيد ماجرا به وقوع بپيوندد.
 

 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بنزين تهران را به آتش کشيد

به دنبال سهميه بندي؛ - سه شنبه 29 خرداد 1386 [2007.06.19]

نويد احمدي

در آتش سوزي يك خانه در بزرگراه مدرس تهران يك زن و يك كودك دچار جراحات شديدي شدند.آتش سوزي در تهران از يك هفته قبل به اين سو با گرم شدن هوا و همچنين ذخيره سازي بنزين شدت گرفته است.

تعداد اين اتش سوزي ها از پنج شنبه گذشته تاكنون بيش از دويست مورد در تهران گزارش شده است. اگر چه آتش نشاني به طور رسمي آمار دقيقي از اين آتش سوزي ها ارائه نداده، اما يكي از آتش نشانان تهران به روز مي گويد: "طي 5 روز گذشته ماموريت هاي ما براي اطفاي حريق به شدت افزايش يافته. اغلب اين آتش سوزي ها هم به علت انفجار و يا آتش گرفتن مخازن بنزين است".

نرخ بنزين از دو هفته قبل با افزايش بيست و پنج درصدي به يكصد تومان در هر ليتر رسيد. افزايشي که دولت با آن مخالف بود اما با تصويب مجلس مجبور به اجراي آن شد. اما دولت مصوبه ديگري هم دارد كه بر اساس آن موظف است بنزين را سهميه بندي كند. اين سهميه بندي بطور رسمي از پنج شنبه گذشته در مورد خودرو هاي دولتي اجرايي شده و به موجب آن هر اتومبيل بنزين سوز دولتي فقط مي تواند روزانه از 10 ليتر بنزين برخوردار شود.

اين سهميه بندي اگر چه هنوز در مورد خودرو هاي شخصي اعمال نشده، اما از آنجا که به گفته برخي مقامات رسمي از امروز ميزان اين سهميه بندي اعلام و طي روزهاي آينده اجرا خواهد شد، مردم در نقاط مختلف کشور به دخيره سازي بنزين روي آورده اند.

در همين ارتباط نمايندگان مجلس شوراي اسلامي از جلسه غير علني خود با وزير كشور خبر دادند كه طي آن ميزان سهميه هر خودروي شخصي بين 100 تا 120 ليتر در ماه تعيين شد.

نه فقط دولت که مردم هم با اين ميزان سهميه بندي مخالفند. دولت همچنين مخالف دونرخي شدن بنزين است؛ به همين دليل مجلس با ارائه گزارشي به آيت الله خامنه اي خواستار صدور حكم حكومتي وي به دولت براي اجراي مصوبه بنزين شد. وي نيز تنها اعلام كرد: "چاره اي جز سهميه بندي بنزين وجود ندارد".

اكنون باشنيدن زمزمه هاي اعلام سهميه بندي بنزين براي خودرو هاي شخصي كه احتمالا امروز اعلام خواهد شد بسياري از مردم حتي با آماده كردن تانكرهاي نفت و گازوئيل خود كه ديگر سالهاست به علت لوله كشي گاز از آنها استفاده نمي كنند، اقدام به ذخيره بنزين در حد بيش از هزار ليتر و بيشتر كرده اند. آن هم در حاليکه هوا در تهران به شدت گرم است و تانكر ها و مخازن بيست و 220 ليتري بنزين هم عموما در زير زمين خانه ها نگهداري مي شود.

بيشتر آتش سوزي هاي چند روز اخير تهران و از جمله يك آتش سوزي در بازار تهران با منشاء بنزين که منجر به تخريب چندين مجموعه تجاري شد، نشاي از همين امر است.

مصرف روزانه ي بنزين در ايران حدود 70 ميليون ليتر است و دولت سعي دارد اين ميزان را همچنان ثابت نگهدارد. كارشناسان پيش بيني مي كنند اگر مصرف بنزين به همين صورت در ايران افزايش يابد در سال 88 روزانه 90 ميليون ليتر بنزين در ايران به مصرف خواهد رسيد.

بازگشت به صفحه اول

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

يك بام و دوهواي 2 روزنامه‌ي مدعي اصولگرايي

 

 

دو روزنامه مدعي اصولگرايي كه با گذشت دو سال از انتخابات رياست جمهوري (3تير 84) كماكان در فضاي انتخاباتي به سر مي برند، درحاليكه نسبت به ابراز احترام رئيس جمهور به معلم 70 ساله كلاس اول خود فرياد "وااسلاما" سر داده بودند، با وجود گذشت يك هفته از انتشار فيلم دست دادن سيد محمد خاتمي با دختران ايتاليايي، بصورت ضمني و آشكارا به تأييد اين اقدام پرداخته اند.

 

به گزارش رجانيوز، اين دو روزنامه كم تيراژ كه ارگانهاي نيمه رسمي دو كانديداي انتخابات رياست جمهوري مي باشند، با فرض وجود يك رقابت دامنه دار، دچار برخوردهاي دوگانه شده اند.

 

روزنامه ي موسوم به حزب الله كه تيراژي كمتر از 10 هزار نسخه داشته و بخش عمده اي از آن نيز با توجه به گروه هدف تعريف شده، بصورت رايگان دراختيار ائمه جماعات مساجد قرار مي گيرد، پس از آنكه رئيس جمهور در مراسمي به مناسبت روز معلم بر دست معلم 70 ساله خود از روي دستكش بوسه زده بود، از اين اقدام با عنوان "اقدام سئوال برانگيز احمدي نژاد" ياد كرد و رفتار رئيس جمهور را در راستاي اباحي گري  و زمينه سازي براي تكرار ماجراي اندلس دانست! اين تحليل تا چندين روز متوالي از سوي رسانه هاي خارجي مورد استقبال قرار گرفت و از آن به عنوان اعتراض مطبوعات ايران به رئيس جمهور ياد شد.

 

درعين حال با گذشت يك هفته از انتشار فيلم دست دادن خاتمي با دختران نيمه برهنه ايتاليايي نه تنها اين روزنامه هيچ انتقادي در قبال اقدام خلاف شرع و بيّن سيد محمد خاتمي بروز نداده بلكه يكي از نزديكان مديرمسئول آن در اظهاراتي شگفت انگيز مدعي شد: «استقبال از آقای خاتمی در سفرهای خارجی و نیز مراسم سخنرانی های ایشان به حدّی است که گاه کنترل اوضاع از دست ایشان و اطرافیان خارج می شود و در این مواقع برخی می کوشند با رساندن خودشان به آقای خاتمی به ایشان ابراز ارادت کنند که در مواقعی تصور می شود با آقای خاتمی مصافحه کرده اند.
البته از برخی از شگردهای تصویری و نیز بداخلاقی هایی که آقای خاتمی سال هاست با آن روبرو بوده نباید غافل شد و افکار عمومی کاملاً دریافته اند این روش ها برای تخریب شخصیت های بلندمرتبه کشور جایی ندارد.»

 

اين درحاليست كه هيچ فشردگي خاصي در ميان استقبال كنندگان خاتمي به چشم نمي خورد و وي با آرامش و توجه كامل با برخي از اين دختران به گفتگو نيز مي پردازد.

 

از سوي ديگر روزنامه جمهوري اسلامي نيز كه با ادعاي اصولگرايي و تريبون رسانه اي روحانيون به فعاليت مي پردازد و از موضوعات بسيار پيش پا افتاده تر، كوهي عليه مخالفان مي سازد، در برابر اين اقدام خاتمي نه تنها هيچ واكنش اعتراضي نشان نداد بلكه در ستون "جهت اطلاع" به انعكاس جوابيه پر از تناقض، مؤسسه باران در توجيه موضوع پرداخت.

 

نگاه صنفي مدير مسئول اين روزنامه، موجب شده كه طي 2 سال اخير، رئيس جمهور منتخب ملت مورد اتهامات فراواني از سوي اين روزنامه قرار گيرد. ماجراي "بي ام و" هاي 300 ميليون توماني و هواپيماي اختصاصي خريداري شده توسط دولت گذشته، از جمله موضوعاتي بود كه اين روزنامه در ماههاي اول استقرار دولت نهم، كليد زد و حتي پس از مشخص شدن اصل ماجرا نيز از اعتراف صريح به اشتباه و عذرخواهي خودداري كرد.

 

اخبار مرتبط:

 

فيلم دست دادن خاتمي با دختران ايتاليايي

 

 

 



 نظرات کاربران
وای از منافقین...
این را خلع لباس کنید
حالا اگر اين كار را احمدي نژاد مي كرد همه مراجع تقليد بيانيه مي دادند و او مرتد اعلام مي كردند اما چون خاتمي آخوند است همه سكوت اختيار كرده اند . خدا مفسدين را لعنت كند
آيا حوزه علميه ما خواب است كه لباس مقدس پيامبر را از تن اين ... كه آبروي روحانيت را برده است بيرون نمي آورد
چرا فقط نظرات موافق رو انعکاس می دید؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

عكس ها

كارمنديان

اکثر بناهای تاریخی شهر اصفهان به دست شاه عباس صفوی که از اردبیل آمد بنا شده است  

منار جنبان اصفهان در حال حرکت

دانلود 

این هم فیلم از باغ پرندگان از زیر دانلود کنید و ببینید

دانلود 

بقیه عکسها در ادامه متن کلیک رو ادامه متن کنید این پایین



 

 

چهل ستون در اصل بیست ستون دارد که وقتی نقش آنها در آب حوض روبرو می افتد می شود ۴۰!!

 

 

 

عال قاپو جایی که نوازندگان می نواختن و صدا اکو می شد

 

جنبش این منار کم می باشد و دارد

 

 

 

تاريخچه شهر اصفهان  ر

از مراجعه به منابع موجود تاريخي چنين بر مي آيد كه كلمه ” اسپاران “ بطلميوس, ” سپاهان “ پهلوي و”اصفهان“ عرب و ” اصفهان “ امروز لفظي قديمي است و به احتمال قريب به يقين كلمه اي پهلوي است و ريشه قديمي تر از پهلوي آن مكشوف نيست . در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت . در دوره ساسانيان, اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ ”اسپوهران“ يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند, بود. بعد از اسلام, اصفهان مانند ديگر شهرهاي ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خليفه عباسي, مورد توجه قرار گرفت و به حاكم اين شهر دستور داده شد در عمران و آباداني آن كوشا باشد. در سال 319 هـ. ق. مرداويج زياري اصفهان را متصرف شد و آن را به پايتختي برگزيد و جشن سده را هرچه باشكوه تر در اين شهر برپا كرد. در سال 327 هـ .ق. اصفهان به تصرف ركن الدوله ديلمي در آمد و آن را به پايتختي انتخاب كرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. در سال 443 هـ . ق. اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقي فتح شد. در سال 639 هـ. ق. تحت سلطه مغولها قرار گرفت. پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق يافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفويه كه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان, انجام گرفت . با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوي نيز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زنديه و قاجاريه پايتخت كشور به شيراز و تهران انتقال يافت در زمان قاجار پسر ناصرالدين شاه, ظل السطان زمين و مصالح و آثار تاريخي شهر را به مردم مي فروخت و مي خواست به هرترتيبي كه شده مخارج قشون خود را كه از واحدهاي بسيار قوي و منظم كشور بود, تاْمين كند .از ويژگي هاي اقتصادي شهر اصفهان در دوره قاجار, درآمد ناچيز زمين و عدم امنيت ملاكين بود. در دوره پهلوي با توجه به شرايط تاريخي و جغرافيايي,  شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت, دربازسازي آثار تاريخي آن كوشش هايي به عمل آمد و توسعه صنعتي شهر و منطقه آغاز شد. اصفهان يكي از شهرهاي بزرگ و سياحتي ايران است.

 

بنا و يادمانهاي تاريخي

آرامگاه پير بكران 

در 30 كيلومتري جنوب غربي اصفهان در روستاي پيربكران ، يك اثر مذهبي, تاريخي وهنري وجود دارد كه از نمونه هاي عالي آثار قرن هشتم ايران به شمار مي رود. بناي مزبور شامل 3 قسمت است. اول رواق بقعه، دوم صحن بقعه, سوم آرامگاه پيربكران كه در ضلع شمالي بقعه و متصل به اتاقي محفوظ كه ظاهراُ محل تدريس و رياضت محمد بكران بوده است. كتيبه اي در آرامگاه وجود دارد كه شامل سوره (فاتحه) و آياتي از سوره (سين) است و در ذيل آن ها, كتيبه تاريخي سنگ آرامگاه به تاريخ سال 703 هـ .ق وجود دارد.

آرامگاه بابا ركن الدين

درضلع جنوبي زاينده رود و مجاور جاده قديم شيراز، در قبرستان قديمي اصفهان ـ تخت پولاد ـ آرامگاه يكي از عرفاي مشهور قرن هشتم هجري به نام باباركن الدين مسعود بن عبدالله بيضاوي واقع شده است كه در تاريخ يكشنبه 26 ربيع الاول سال 769 هـ . ق وفات يافته و در اين مكان دفن شده است .

آرامگاه بابا قاسم 

اين بنا در طرف غرب خيابان هاتف اصفهان و در حدود پانصد متري مسجد جامع عتيق در كوچه باباقاسم قرار دارد. بر اساس اسناد موجود مي توان گفت محمد ـ معروف به باباقاسم ـ از عرفا و صلحاي رباني و علماي قرن هشتم هجري قمري بوده است.

آرامگاه ميرفندرسكي

آرامگاه ميرفندرسكي از عرفا و حكماي معروف عهد صفويه در ” تكيه مير “ تخت فولاد اصفهان واقع شده است

آرامگاه شاهزادگان

درمجاورت يكي از زيارتگاه هاي اصفهان به نام ” بستي فاطمه “ بقعه شاهزادگان واقع شده است. مدفونين اين بقعه, نوادگان دختري شاه عباس اول و فرزندان ” عيسي خان “‌ قورچي باشي هستند كه به دستور شاه صفي به قتل رسيده اند. نام مقتولين بر سنگ مزار آن ها منقور است .

آرامگاه واله

” آقا محمد كاظم واله “ از شعرا و اعاظم اصفهان در دوره سلطنت فتحعلي شاه قاجار بوده است كه در سال 1229 هجري قمري در گذشته و بر مزار او بقعه اي بنا شده است. آرامگاه واله در حاشيه خيابان فيض واقع است .

آرامگاه صائب تبريزي 

صائب تبريزي , شاعر بلند پايه سبك هندي در سال 1006 متولد و درسال 1081 هـ .ق در اصفهان در گذشت و در باغ شخصي خود , به نام باغ تكيه مشرف به شهر نياسر , به خاك سپرده شد .

آرامگاه هماي شيرازي

آرامگاه هماي شيرازي از شاعران و نويسندگان و عارفان ايراني در قرن 13 هجري در پايين يكي از جرزهاي شرقي ايوان شمالي بقعه امام زاده احمد قرار دارد .

آرامگاه مجلسي

اين آرامگاه , در گوشه شمال غربي مسجد جامع اصفهان واقع شده و مدفن چند تن از علماي بزرگ شيعه از جمله آخوند ملا محمدتقي مجلسي و فرزندش آخوند ملا باقر مجلسي ـ صاحب بحارالانوار ـ است .

آرامگاه ميرعماد

اين آرامگاه در مسجد مقصود بيك اصفهان واقع شده است . مير محمد بن حسين حسني سيفي قزويني , ملقب به عمادالملك و مشهور به مير , خطاط معروف ايراني ( 961 – 1024 هـ .ق ) و يكي از بزرگترين نويسندگان خط نستعليق زمان خود بوده است .

گردشگاه و باغ هاي تاريخي چهارباغ    ر

اصفهان در سال 1006 هجري رسماُ به پايتختي شاه عباس اول انتخاب شد و بنا به دستور شاه عباس از محل دروازه دولت تا دامنه كوه صفه, خيابان طويل و عريض مشجري تحت عنوان چهارباغ احداث شد تا به عنوان گردشگاه خانواده سلطنتي ودرباريان استفاده شود. باغ هاي مشهور چهارباغ عبارت بودند از : باغ تخت , باغ طاووس خانه , باغ كاج , باغ پهلوان , باغ بابا امير , باغ توپخانه , باغ نسترن , باغ چهل ستون , باغ بلبل يا بهشت

كاخ چهل ستون

باغ چهل ستون كه بالغ بر 67000 متر مربع مساحت دارد , در دوره شاه عباس اول احداث شده است و در وسط اين باغ , عمارت چهل ستون قرار دارد . در زمان شاه عباس دوم در اين بنا تغرات كلي پديد آمد و تالار آينه و تالار هجده ستون و دو اتاق شمالي و جنوبي تالار آينه و ايوان هاي طرفين سرسراي پادشاهي و حوض بزرگ مقابل تالار با كليه تزئينات نقاشي و آينه كاري و كاشي كاري ديوارها و سقف ها به آن افزوده  شده است. قسمت هاي جالب وديدني كاخ چهل ستون به شرح زير است :

 

ـ سقف باشكوه نقاشي شده تالار هجده ستون و سقف آينه كاري تالار آينه و مدخل آينه كاري تالار جلوس شاه عباس دوم

ـ ستون هاي عظيم تالارهاي هجده ستون و تالار آينه

ـ شيرهاي سنگي چهارگوشه حوض مركزي تالار و ازاره هاي مرمري منقش اطراف كه معرف صنعت حجاري دوره صفويه است .

ـ تزئينات عالي طلاكاري سرسراي پادشاهي و اتاق هاي طرفين تالار آينه و تابلوهاي بزرگ نقاشي تالار پادشاهي كه تصوير شاهان صفوي را نشان ميدهد.

ـ تصويري از شاه عباس اول باتاج مخصوص و مينياتورهاي ديگري در اتاق گنجينه كه در مرمت سال هاي 1334 و 1335 خورشيدي از زير گچ خارج شده است .

ـ آثار پراكنده اي از دوران صفويه مانند سردر ” مسجد قطبيه “‌و سردرهاي ” زاويه دركوشك “ و آثاري از ”مسجد درب جوباره “ يا ” پير پينه دوز ”  و ”مسجد آقاسي “ كه بر ديوارهاي ضلع غربي و جنوب غربي باغ نصب شده است .  كاخ چهل ستون به موجب اشعاري كه در جبهه تالار از زير گچ خارج شده به ” مبارك ترين پتجمين سال سلطنت شاه عباس دوم بنا شده است . شير ها و مجسمه هاي سنگي اطراف حوض و داخل باغچه ها تنها آثاري است كه از دو قصر با شكوه ديگر دوره صفوي يعني آينه خانه و عمارت سرپوشيده باقي مانده و بعد ها به اين محل آورده شده است .اگرچه انعكاس ستون هاي بيست گانه تالارهاي چهل ستون در حوض مقابل عمارت مفهوم چهل ستون را القا ميكند ولي در حقيقت واژه چهل در نام اين عمارت نشانه كثرت است و وجه تسميه عمارت مزبور به علت تعدد ستون هاي آن است .

 

كاخ هشت بهشت

عمارت تاريخي هشت بهشت نمونه اي از كاخ هاي محل سكونت آخرين سلاطين دوره صفوي است كه در دوره ” شاه سليمان “ ( 1080 هـ . ق ) بنا شده است. ازباغ وسيع ( هشت بهشت ) وسعت زيادي باقي نمانده, ولي قصر تاريخي آن هنوز اثري ارزنده و جالب توجه است .

از آثار قابل توجه اين قصر كه نماهاي خارجي را تزيين كرده است كاشي كاري هايي است كه انواع حيوانات و پرنده و درنده و خزنده را نشان ميدهد .

در دهه اخير پارك مجلل و زيبايي به همت شهرداري اصفهان در اطراف اين كاخ تاريخي طراحي و ساخته شده است كه در حال حاضر از گردشگاههاي مشهور شهر اصفهان است .

 

عمارت عالي قاپو 

اين قصر كه درعهد صفويه ( قصر دولتخانه يا دولتخانه مبارك نقش جهان ) نام داشت نمونه منحصر به فردي از معماري كاخ هاي عهدصفوي است كه در اوايل قرن يازدهم هجري به امر شاه عباس اول ساخته شده است. شاه صفوي, سفيران و شخصيت هاي عاليقدر را در اين‌كاخ به‌حضور مي پذيرفت .

عالي قاپو داراي پنج طبقه ساختمان است و هر طبقه تزئينات ويژه اي دارد . با آنكه بعد از دوره صفويه به تزئينات بناها خرابي ها و لطمات جبران ناپذيري وارد آمده است ولي هنوز شاهكارهايي از گچبريها و نقاشيهاي عهد صفويه را در بر دارد و تماشاكنندگان را به تحسين وا ميدارد .

مينياتورهاي هنرمندانه رضا عباسي, نقاش معروف عهد شاه عباس ( كه آسيب فراوان ديده اند ) نقاشي هاي گل و بوته , شاخ و برگ , اشكال وحوش و طيور و گچ بري هاي زيباي آن به شكل انواع جام و صراحي در تاق ها و ديوارها تعبيه شده است وشاه صفوي و مهمانان او , از تالار همين عمارت مناظر بازي چوگان , چراغاني , آتش بازي ها و نمايش هاي ميداني را تماشا مي كردند.

 

تالار اشرف
ساخت و احداث اين عمارت كه در اندرون كاخ سلطنتي صفوي جاي داشت به شاه عباس دوم نسبت داده مي شود و انتساب آن به اشرف هيچ ارتباطي با اشرف افغان ندارد. اين بنا تقريباُ با چوب بست ساخته شده است بام آن مسطح و برپايه هاي بلند ضخيم پوشيده از طلا نهاده شده است ، سقف آن با قطعات چوب متصل به هم تزئين شده و در بخش هاي مختلف آن نظير بقيه قسمتها , برق طلا مي درخشد . گفته مي شود , تالار اشرف در اواخر سلطنت شاه سليمان و يا در عهد سلطنت شاه سلطان حسين  ساخته شده است.

 

مدرسه شمس آباد

اين مدرسه از مدارس طلبه نشين دوره ” شاه سلطان حسين “ صفوي است كه درمحله ” شمس آباد “ اصفهان واقع شده است و به وسيله يكی از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمدمهدي “ تاجر عباس آبادي , درسال 1125 هجري قمري بنا شده است .

مدرسه كاسه گران

اين مدرسه طلبه نشين نيز از بناهاي دوره شاه سليمان صفوي است كه در بازار ” ريسمان “ اصفهان واقع شده است. اين مدرسه تزئينات گچ بري و كاشي كاري هاي زيبايي دارد و به وسيله يكي از رجال آن دوره به نام ” آقا مير محمد مهدي “ ملقب به ”‌ حكيم الملك “ در سال 1105 هجري قمري بنا شده است . كتيبه هاي داخلي مدرسه سال 1013 هجري قمري را نشان مي دهد .

منار جنبان

اين بنا به صورت يك بقعه و دو مناره است كه بر روي قبر ( عمو عبدالله ) از زاهدان و صلحاي معروف قرن هشتم هجري بنا شده است و سنگ قبر آن تاريخ 716 هـ .ق مقارن با اواخر سلطنت (اوليجاتيو) ايلخان مغول را نشان مي دهد .ايوان منار جنبان يكي از نمونه هاي ابنيه سبك مغولي ايران است كه از آن دوره كاشي كاري هايي نيز به يادگار دارد . مناره ها بعداُ و احتمالاُ در اواخر عصر صفويه به ايوان مزبور اضافه شده است و با حركت دادن يكي از آنها ديگري نيز حركت ميكند .نكته جالب در اين بنا قديمي آن است كه وقتي يكي از مناره هابه حركت در آيد  نه تنها مناره ديگر به حركت در مي آيد بلكه تمامي اين ساختمان مرتعش مي شود . در حال حاضر, از اين اثر تاريخي بشدت مراقبت مي شود.

مناره دارالضياء

دو مناره معروف به مناره هاي ” دارالضيافه “ كه ” دارالضياء “ نيز گفته شده است ، در محله ” جوباره “ اصفهان واقع شده اند و از بناهاي قرن هشتم هجري اند. كتيبه مناره ها فرو ريخته است و نمي توان سال قطعي ساختمان آن ها را دريافت. اين دو مناره تزئينات كاشي كاري نيز دارند و چنان كه از نام آن ها پيداست, سردر مهمان سراي مشهوري بوده اند كه به امير يا حكمران يا پادشاهي در قرن هشتم تعلق داشته است .

مناره باغ قوشخانه

اين مناره را (طوقجي) و به واسطه مجاورت آن با ” آرامگاه علي بن سهل “ مناره علي بن سهل نيز گويند . اين مناره در منتهي اليه شمالي محله  جوبار واقع شده واز بناهاي قرن هشتم هجري است. اين مناره داراي تزئينات كاشي كاري است و قسمتي از تارك مناره و تزئينات كاشي كاري آن فروريخته است. وجه تسميه آن به قوشخانه , به مناسبت  مجاورت آن با يكي از باغ هاي سلطنتي دوره شاه عباس اول صفوي است كه گويا بازهاي شكاري پادشاهان صفوي در اين باغ نگهداري مي شده اند .

مناره چهل دختر
يكي از آثار جالب دوره سلجوقي در اصفهان مناره چهل دختر است كه با تزئينات آجري و كتيبه هاي كوفي آراسته شده است ، اين مناره را ” ابوالفتح نهوجي “ در سال 501 هجري بنا كرده است. نهوج از توابع اردستان و سال 501 مقارن با سومين سال پادشاهي سلطان محمدبن ملكشاه سلجوقي است كه در آن زمان اصفهان پايتخت سلسله سلجوقي بوده است .

مناره ساربان

اين مناره در شمال محله ( جوباره ) و در قسمت يهودي نشين اصفهان واقع شده است و از زيباترين مناره هاي عهد سلجوقي است كه در قرن ششم هجري بنا شده است و تزئينات آجري و كاشي كاري دارد . اين مناره حدوداُ 54 متر ارتفاع دارد .

مناره زيار

اين مناره در دهكده ( زيار ) در 30 كيلومتري شرق اصفهان و در ساحل جنوبي زاينده رود واقع شده و تزئينات آجري زيبايي دارد. زمان ساخت آن را قرن ششم هجري مي دانند. نام زيار كه به محل استقرار اين مناره اطلاق مي شود, به احتمال قوي , با دوره حكمراني مرداويج زياري ارتباط دارد كه در آغاز قرن چهارم , شهر اصفهان پايتخت وي بوده است و در ساحل زاينده رود قصرهايي براي سكونت و مراكز اداري حكومت وي بنا شده بود .

مناره راهروان

اين مناره كه در خارج از شهر اصفهان قرار دارد, يكي از آثار قرن ششم هجري است كه تاريخ بناي آن را بعد از مناره هاي ”مسجد علي“ و ”ساربان“ حدس زده اند. اين مناره از مناره هاي زيباي عهد سلاجقه است .

قلعه فارفا آن

اين قلعه در قريه ”فارفا آن“ رويدشت اصفهان واقع شده است و دژي است كه در عهد ساسانيان بنا گرديده است.   ” فارفاآن “ در قديم يكي ازشهرهاي حاكم نشين اصفهان به شمار مي آمد.

كاروان سراي مهيار

اين كاروان سرا كه در 52 كيلومتري جنوب اصفهان و در دهكده اي به همين نام قرار گرفته است , به صورت چهار ايواني و به شكل مستطيل بنا شده است . اين كاروانسرا به احتمال زياد , در زمان شاه اسماعيل بنا گرديده است . اهميت ديگر آن در بناهاي متعدد آن مانند آسياب , نانوايي , قهوه خانه وبازار است كه در مجموع يك شهرك كوچك رادر اين جاده تشكيل مي داده است.

پل الله وردي خان ( سي وسه پل )

اين پل كه در نوع خود شاهكار بي نظيري از آثار دوره شاه عباس اول صفوي است, به هزينه و نظارت سردار معروف او ” الله وردي خان “‌ بنا شده است. اين پل به نام هاي ”سي و سه چشمه“, ”چهار باغ“ , ” جلفا “ و بالاخره ” زاينده رود “ معروف است . تاريخ بناي اين پل را شيخ علي نقي كمره اي شاعر زمان شاه عباس در يك قطعه شعر به ماه تاريخ , سال 1005  هجري ذكر كرده است. اين سال مقارن ايامي است كه خيابان چهارباغ نيز احداث شده است . اين پل در حدود 300 متر طول و 14 متر عرض دارد و طولاني ترين پل بر روي زاينده رود است . در دوره صفويه مراسم جشن آبريزان يا آبپاشان در كنار اين پل صورت مي گرفت . در سفر نامه هاي سياحان اروپايي آن دوران  به برگزاري اين جشن اشاره شده است . ارامنه جلفا هم مراسم  خاج شويان خود را در محدوده همين پل برگزار مي كرده اند . اين پل يكي از شاهكارهاي معماري و پل سازي ايران محسوب ميشود و از زيبايي و عظمت منحصر بفردي برخودار است .

پل خواجو

پل خواجو يا ” پل شاهي “ كه از اواخر دوره تيموري شالوده هايي داشته است, به امر شاه عباس دوم درسال 1060 هجري به صورت امروزي آن ساخته شد. غرفه هاي آن با تزئينات كاشي كاري و نقاشي پوشيده شده است. پل خواجو به هنگام طغيان آب زاينده رود, منظره اي ديدني مي يابد. براي اقامت موقتي شاه صفوي و خانواده او در وسط پل ساختمان مخصوصي كه به نام ” بيگلر بيگي “ شهرت دارد, بنا شده است. اين ساختمان هم اكنون نيز وجود دارد. اتاق هاي آن داراي تزئينات نقاشي است. نام اصلي اين پل در مآخذ دوران صفوي, پل شاهي آمده است. و خواجو نامي است كه طي دو قرن اخير به مناسبت مجاورت با محله خواجو به آن اطلاق شد .

نام اين پل هيچ ارتباطي به نام شاعر قرن هشتم هجري يعني خواجوي كرماني ندارد . اين پل در سالهاي نه چندان دور به نامهاي ” پل شيراز “ و “ پل بابا ركن الدين “  معروف بوده است .

 

پل شهرستان

اين پل در ناحيه ”جي“ قديم و 4 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و قديمي ترين پلي است كه بر زاينده رود احداث شده است. پل شهرستان از نظر معماري فوق العاده جالب توجه است و به عقيده باستان شناسان اساس و بنياد آن به دوره ساسانيان مربوط است؛ ولي ساختمانهاي روي پل از نحوه معماري دوره اسلامي متاْثر گرديده اند .

 

پل مارنان

نام اين پل كه در اصل ”ماربين“ نام داشته , از كلمه ” مهربين “ اوستايي اخذ شده است. قرن ها قبل از ظهور زرتشت , معبد مهرپرستان بر فراز كوه سنگي قرار داشت. نام اين بلوك در دوره ساسانيان مهربين بود و در طول مدت 14 قرن دوره اسلامي به ” ماربين “ معروف شد. پل مارنان واسطه اتصال دو ساحل شمالي و جنوبي رودخانه در غربي ترين سمت شهر اصفهان بود .

 

جاذبه هاي طبيعي

آبشار شالورا

اين آبشار در 65 كيلومتري غرب اصفهان و در نزديكي روستاي جو ميهن قرار دارد .

آبشار كرد عليا

اين آبشار كه در 90 كيلومتري غرب اصفهان و در ارتفاعات دالانكوه قرار دارد, از آب شدن برف هاي دالانكوه به وجود آمده است و در بهار منظره بسيار زيبايي ايجاد مي كند.

چشمه آب معدني ورتون

در 43 كيلومتري جاده اصفهان به يزد جاده اي فرعي وجود دارد كه پس از طي 18 كيلومتر به ناحيه ورتون مي رسد. بعد از ورتون در فاصله 12 كيلومتري, چشمه هاي معدني ورتون قرار گرفته اند. در اين منطقه حمام هايي به سبك دوره صفويه است كه اكثراُ مخروبه اند و برخي از آنها كه سالم است مورد استفاده مردم قرار مي گيرد. آب گرم ورتون از دسته آب هاي كلروره بي كربناته و سولفاته گرم است. خواص درماني استحمام در اين آب عبارت است از : تسكين دهندگي دردهاي عصبي و رماتيسمي . اين آب در صورت نوشيدن باعث ازدياد ترشح معده مي گردد. به سبب وجود سولفات سديم در تركيب آن , اين آب خاصيت ملين دارد و سرانجام وجود آهن در تركيب آن , در درمان كم خوني موْثر است .

 

اماکن زيارتي و مذهبي

مسجد جامع عباسي (مسجد شاه) 

ساختمان مسجد جامع عباسي , درضلع جنوبي ميدان تاريخي اصفهان در سال 1020 هجري قمري به فرمان شاه عباس اول در بيست و چهارمين سال سلطنت وي شروع شد . كتيبه سردر مسجد به خط ثلث ” عليرضا عباسي“ در سال 1025 نگاشته شده و حاكي از آن است كه شاه عباس اين مسجد جامع را از مال خالص خود بنا كرده وثواب آن را به روح جد اعظم خود ” شاه طهماسب “‌ اهدا نموده است, در ذيل اين كتيبه, كتيبه ديگري است كه از استاد علي اكبر اصفهاني ( مهندسي معمار مسجد ) تجليل شده است .

مسجد شيخ لطف الله

اين مسجد بي نظير شاهكار ديگري از هنر معماري و كاشي كاري قرن يازدهم هجري قمري است كه به فرمان شاه عباس اول در مدت 18 سال ساخته شده است . ساخت سردر معرق آن در سال 1011 هـ . ق اتمام يافت و ساختمان تزئينات آن در سال 1028 هجري قمري به اتمام رسيده است . كتيبه سردر آن به خط ثلث عليرضا عباسي و به تاريخ سال 1012 هجري قمري است معمار و بناي مسجد ” استاد محمدرضا اصفهاني “ است كه نام او در داخل محراب زيباي مسجد در لوحه كوچكي ذكر شده است . باستان شناسان خارجي در مورد عظمت معماري اين مسجد گفته اند : ” به سختي مي توان اين بنا را محصول دست بشر دانست . “ شيخ لطف الله از علماي بزرگ شيعه واز مردم ” ميس “‌ از قراء ” جبل عامل “‌ در لبنان امروزي بود كه به دعوت شاه عباس اول در اصفهان اقامت گزيد. اين مسجد به منظور تجليل از او احداث گرديد.

 

مسجد و مناره برسيان

اين مسجد در 42 كيلومتري شرق اصفهان واقع شده و يك اثر خالص سلجوقي است. مناره آن را در سال 491 و محراب آن را در سال 498 هجري قمري ساخته شده است. تزئينات آجري داخل مسجد شبيه به گنبد تاج الملك در مسجد جمعه اصفهان است و به احتمال قوي معمار هردو بنا يكي بوده است .

مسجد گار

اين مسجد كه از دوره سلاجقه است در دهكده ” گار “ كه امروزه آن را ” جار “ تلفظ مي كنند و در جنوب بستر زاينده رود واقع شده است قرار دارد. از اين مسجد جز ويرانه هايي باقي نمانده است ولي مناره آن وضع خوبي دارد و به موجب كتيبه كوفي موجود در آن , در سال 515 هـ .ق به وسيله شخصي به نام ” سيد الرْوسا ء ابوالقاسم“ بنا شده است .

مسجد سرخي

اين مسجد كوچك كه نماز خانه آن در سالهاي اخير بازسازي شده است در سال 1014 هـ .ق توسط خلف نامي كه سفره چي شاه عباس اول بود بنا گرديده است . در گذشته اين مسجد را مسجد سفره چي مي ناميدند . ولي كلمه سفره چي در طول زمان به سرخي تبديل شده است . سردر اين مسجد حاوي كتيبه اي است به خط ثلث كه با كاشي معرق سفيد به زمينه اي به رنگ آبي نوشته شده است .

مسجد لبنان

اين مسجد در حاشيه غربي اصفهان و در محله لبنان از محلات قديمي شهر اصفهان واقع شده است . از آثار تاريخي آن جز چند قطعه گچبري از قرن  هشتم و چند قطعه كاشي كاري از دوره شاه سليمان به خط ( امامي ) و لوح سنگي سردر , چيز ديگري باقي نمانده است . منبر قديمي اين مسجد از نمونه هاي جالب توجه عهد صفويه است . گنبد و مناره كاشي كاري شده اين مسجد از الحاقات نيم قرن اخير است .

 

مسجد ركن الملك

اين مسجد به وسيله ( مير سليمان خان شيرازي ) ملقب به ” ركن الملك “ در ابتداي تخت فولاد اصفهان بنا شده و يكي از بناهاي مشهور دوره قاجاريه است . سردر , گنبد و داخل آن با تزئينات كاشي كاري آراسته شده و آرامگاه  ”ركن الملك “ در يكي از اتاق هاي سرسراي ورودي صحن آن قرار دارد . كتيبه هاي اين مسجد و مدرسه كوچك متصل به آن كه تاريخ سال هاي 1319 تا 1325 هجري قمري را دارد , داراي اشعار فارسي است كه در اطراف صحن مسجد با كاشي كاري زيبا بسته اند .

مسجد اريزان

مسجد اريزان كه سال ها به دست فراموشي سپرده شده بود , بسيار زيباتر از دوبناي مساجد كاخ و دشتي است و داخل آن با تزئينات گچ بري نيز آراسته شده است . طي سال هاي اخير ، تعميراتي در اين مسجد به عمل آمده است.

مسجد قطبيه

اين مسجد , در دوره ”شاه طهماسب اول“‌ به وسيله ” قطب الدين علي باب الدشتي “‌ بنا شده است . سردر زيباي اين مسجد را براي محافظت به باغ چهل ستون انتقال داده اند. در كتيبه آن , سال 950 هـ .ق ثبت شده است .

مسجد سين

اين مسجد در 24 كيلومتري شمال اصفهان واقع شده و از آثار دوره  سلاجقه است. به موجب يك كتيبه خط كوفي موجود, مسجد را ”ابوغالب يحيي“ در سال 529 هجري قمري بنا كرده است. مناره مسجد ”سين“ در سال 529 هـ. ق. بنا گرديده است. مناره مسجد ” سين “ در سال 526 هـ .ق به وسيله ” ابو اسماعيل محمد “ بنا شده است .

مسجد اشترجان ( اشترگان )

اين مسجد در دهكده ” اشترگان “ لنجان كه امروزه اشترجان تلفظ مي شود و تا شهر اصفهان 38 كيلومتر فاصله دارد واقع شده است. سردر مسجد آن 13 متر ارتفاع دارد و با كاشي هاي سبك اوايل قرن هشتم هجري قمري و تزئينات گچبري به شيوه همان دوره , آراسته شده است . مناره هاي اين مسجد مانند منارجنبان متحرك است. تاريخ ساختمان سال 715 هـ .ق و باني آن ” فخرالدين محمدبن محمد اشترجاني “ است .

مسجد جارچي

اين مسجد در بازار بزرگ اصفهان واقع شده است و داخل آن تزئينات كاشي كاري معرق دارد . كتيبهْ سردر آن نام (شاه عباس اول ) و ( ملك سلطان جارچي باشي ) را كه باني ساختمان مسجد بود دربردارد وسال 1019 هـ .ق در آن ذكر شده است . جارچي باشي كسي بود كه فرمان هاي شاهان صفوي را در ميدان هاي شهر به اطلاع مردم مي رساند .

مسجد ايلچي

اين مسجد در محله ( احمدآباد ) اصفهان واقع شده است اين بنا در دوره سلطنت شاه سليمان صفوي بنا گرديده است و سردر و قسمت هايي از داخل آن كاشي كاري شده است .

امامزاده اسماعيل

در حاشيه شرقي خيابان هاتف كه قديميترين قسمت شهر اصفهان است, مجموعه جالب توجهي وجود دارد مشتمل بريك مسجد بسيار قديمي به نام شعيا و مقبره امام زاده اسماعيل كه رواق و سردر صحن و گنبد زيبا و آجري بزرگ آن كه از نوع گنبدهاي چهارسوي اصفهان است, جلب توجه مي كند . اين مجموعه نفيس نمونه اي از معماري و تزئينات عهد سلجوقي و صفوي است .

امامزاده جعفر

بقعه ” جعفريه “ كه از بناهاي قرن هشتم , با تاريخ 725 هجري قمري است در حاشيه خيابان هاتف روبه روي امام زاده اسماعيل قرار گرفته است. اين بنا همانند يك برج آجري است كه نماي خارجي گنبد و اطراف آن با كاشي كاري و كتيبه هاي زيبايي تزئين يافته است.

 

امامزاده ابراهيم

بناي امام زاده ابراهيم در24 كيلومتري شرق اصفهان در روستاي زمان آباد برخوار واقع شده است . اين امام زاده صحني وسيع با اتاق هايي در اطراف دارد . اين امام زاده به حضرت موسي بن جعفر (ع) منسوب است .

 

بقعه هارون ولايت

بقعه هارون ولايت در دوره شاه اسماعيل اول صفوي و درسال 918 هـ ق به دستور يكي از امراي مشهور او به نام ”دورميش خان “ و با نظارت وزير او ” ميرزا شاه حسين اصفهاني “ بنا شده است. نام ” دورميش خان “ سردار مشهور شاه اسماعيل و ” حسين “ كه اشاره اي به نام ميرزا شاه حسين وزير است . ” هارون ولايت “ از دوره صفويه به بعد همواره از زيارتگاه هاي مورد علاقه مردم اصفهان مخصوصاُ مردم روستاها بوده است. صاحب مدفن را از اولاد حضرت امام علي النقي (ع) ذكر كرده اند .

بقعه ستي فاطمه

 يكي از اماكن مقدس اصفهان به نام ستي فاطمه, در مج