تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | میرحسین موسوی: حاشیه پررنگ تر از متن شده است | مسجد تازه تاسیس در نیکاراگوئه با هزینه 600 هزار دلاراز سوی کمک های اقتصادی احمدی نژاد | | مهم // آيا احمدي‌نژاد يك زمين‌خوار است؟! | سرمقاله آفتاب يزد : آقاي احمدي نژاد به جاي مجلس <‌سرزده> به نانوايي برويد! | ◄توكلی: هر بلایی دلتان خواست سر قانون آوردید | ◄صفار هرندي باز هم مورد عنايت قرار گرفت! اين بار توسط دانشجويان غيور دانشگاه گيلان | صفار، برو دکتر! | | شیرین عبادی در مصاحبه با روز: | یک حکم حکومتی دیگر برای دولت؟ | انتخابات ریاست جمهوری تونس بعد از افغانستان ج. اسلامی سرود یاد مستان داد | | |
زندگي شهد گل است ميخوردش زنبور زمان آنچه مي ماند از آن عسل خاطره هاست... زندگي دفتري از خاطرهاست ... يک نفر در دل شب ، يک نفر در دل خاک ... يک نفر همدم خوشبختي هاست ، يک نفر همسفر سختي هاست ،چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد... ما همه همسفريم

کاش مي شد عشق را ابراز کرد يا که عشق را با سحر اغاز کرد لحظه به لحظه دم به دم ساعت به ساعت خواهمت گر خوشم يا نا خوشم در هر دو حالت خواهمت

 

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
بوی بد دهان درمان میشود
بوي بد دهان قابل درمان است

رئيس انجمن داندانپزشكان عمومي سازمان نظام پزشكي‌استان اصفهان گفت: بوي بد و نامطبوع دهان قابل درمان است.


دكتر "كوروش رحيمي " بوي بد دهان از موارد شايع بين افراد است و به همين دليل اغلب خود فرد هم متوجه آن نيست ، چون به آن عادت كرده است.

وي با اشاره به‌اينكه بوي بد دهان از نظر آداب معاشرت‌اجتماعي براي افراد مشكل آفرين است و بايد علت آن شناخته شود ،گفت : اشكالات حفره دهان يكي از علتهاي اصلي بوي نامطبوع دهان مي‌باشد.

وي اظهارداشت: همچنين‌اختلالات گوارشي مانند اختلال در مري ومعده در افرادي كه مرتبا" ترش مي‌كنند و يا عفونتها و آبسه‌هاي ريوي ، التهاب حفره بيني، سينوزيت (التهاب سينوس‌ها)، رنيت(التهاب مخاط بيني)و التهاب ناحيه‌حلق مثل گلو دردهاي چركي نيز سبب بوي بد دهان شود.

رحيمي، با بيان اينكه بيماريهاي لثه نظير پيوره ، التهاب لثه ، لقي و پوسيدگي دندانها هم از شايعترين علل بوي بد دهان مي‌باشد ، افزود: تجمع ميكروارگانيسمها و تخمير قندها در محل پوسيدگي و موارد ديگر نيز سبب بدبويي دهان مي‌شود.

وي گفت: گرسنگي ، گرسنه خوابيدن و خوردن بعضي از غذاهاي بودار به خصوص در شب مانند غذاهاي آماده كه در آن سير و پياز و ادويه استفاده شده باشد به نوعي باعث بوي بد دهان مي‌شود.

وي تصريح كرد : استفاده از مسواك قبل و بعد از صبحانه و هر وعده غذايي، ليموترش ، شربت پرتغال و يا يك سبزي معطر مثل "نعناع" ، "مرضه" و "تلخون" مي تواند از بوي بد دهان جلوگيري كند.

وي با اشاره به اينكه كشيدن مسواك بر روي زبان يكي ديگرازراههاي كاهش بوي بد دهان مي‌باشد، گفت : استفاده ازقرص‌ها و اسپري‌هاي خوشبوكننده علاوه بر بيماري‌هاي ريه، باعث فرسودگي دندان‌ها به مرور زمان مي‌شود.

وي افزود: مسواك زدن و استفاده از نعناع باتوجه به‌نزديك شدن ماه مبارك رمضان بهترين راه براي درمان بوي بد دهان است.

وي گفت:افرادي كه از بوي بد دهان رنج مي‌برند بايد حتما" به پزشك مراجعه كنند تا باتشخيص مناسب، علل بوجود آورنده اين بيماري در آنها رفع شود.

.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

 
تلویزیون مهاجر نتورک فرکانسش را تغیر داد


New Update 01:32 - 2007/09/21
این شبکه در حال حاضر از فرکانس 10971 ماهواره هاتبرد 6 هم قطع شد.

شبکه مهاجر نتورک وابسته به رژیم سرکوبگر جمهوری اسلامی که برنامه هایش را در گذشته از طریق فرکانس 11116 ماهواره هاتبرد 6 پخش می کرد فرکانسش را تغیر داد و از طریق یکی دیگر از فرکانس های ماهواره هاتبرد 6 به صورت آزمایشی بر روی ایر رفت.

مشخصات دریافت:

Satellite: Hotbird 6
FREQ: 10971
SR: 27500
POL: HOR
FEC:3/4
Channel Name:IRAN-MNTV
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

30 شهریور 86

در دیدار با خانواده عضو زندانی شورای مركزی جبهه مشاركت
دكتر كدیور: هدف بازداشت‌كنندگان قابل مسدودكردن راه فعالیت سیاسی قانونی است

نوروز: حجه الاسلام و المسلمین دکتر محسن کدیور رئیس انجمن دفاع از آزادی مطبوعات، دکتراحمد شیرزاد و عباس کوشا اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به همراه تنی چند از فعالان سیاسی، چهارشنبه شب به منزل حجه الاسلام و المسلمین هادی قابل دبیر شورای مرکزی جبهه مشارکت رفتند و با خانواده او دیدار و گفنگو کردند.

هادی قابل چهارشنبه هفته گذشته در منزل شخصی خود در تهران توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد اما تا کنون از اتهام و محل نگهداری او خبری در دست نیست.

به گزارش خبرنگار نوروز در این دیدار، دکتر کدیور با اشاره به شخصیت متعادل حجت‌الاسلام قابل گفت: آقای قابل سنبل یک فعال سیاسی شناسنامه‌دار در کشور است و گویا هدف از اینگونه رفتارها مسدود کردن راه این نوع فعالیت‌های سیاسی قانونی است که برای کشور بسیار خطرناک است.

وی افزود: اگر در میان روحانیون می‌خواستم قانونمندترین روحانی را برای سخنرانی یا فعالیت معرفی کنم، همیشه اولین شخصی که به ذهنم خطور می‌کرد، آقای هادی قابل بود.

دکتر محسن کدیور به چارچوب‌های قانون اساسی برای فعالیت سیاسی اشاره کرد و گفت: آقای هادی قابل کاملا سیاستمدار بود و گویا مشکل همین افرادی هستند که می‌خواهند در چارچوب قانون اساسی و با رعایت تمامی ضوابط فعالیت کنند.

او همچنین افزود که از حقوق اولیه متهم این است که خانواده او بدانند در کجا نگهداری می‌شود و اینکه اتهام او چیست و بتوان برای او وکیل اختیار کرد که نبود چنین شرایطی حاکی از غیرقانونی بودن روند است.

دکتر احمد شیرزاد نیز درباره شخصیت برجسته حجه‌الاسلام والمسلمین هادی قابل در میان روحانیون سخن گفت و یکی از بارزترین برجستگی‌های او را حزبی و تشکیلاتی بودن او عنوان کرد و گفت: هدف از اینگونه برخوردهای غیرقانونی ترساندن و فشار بر نیروهای سیاسی است اما در حقیقت کسانی که چنین برخوردهایی را می‌کنند، چیزی در چنته ندارند و همیشه به بن‌بست می‌خورند.

عضو شورای مركزی جبهه‌مشاركت تاكید كرد:«باید در مقابل چنین برخوردهایی باصلابت و قاطعیت ایستاد و اجازه نداد با این شیوه‌ها، پتانسیل‌ها و استعدادها هدر رود».

سپس عباس کوشا درباره نحوه پیگیری پرونده و مراحل طی‌شده سخن گفت. او در ادامه گفت: این برخوردها نشان می‌دهد كه مشكل جناح حاكم کسانی هستند که می‌خواهند فعالیت سیاسی قانونی کنند.

عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ادامه داد: در حال حاضر که انتخابات مجلس نیز نزدیک است، گویا هدف این است که با اینگونه رفتارها مانع از فعالیت نیروهای سیاسی اصلاح‌طلب شوند و قصد حذف این نیروها را از صحنه رقابت‌های سیاسی قانونی دارند.

 
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
مذاکراتی امنيتی نه اتمی
ماموريت مهم حسن روحانی
بی اعتنا به جنجال های خبری
 
 
 
 

 

حسن روحانی از سفر فوری خود به آلمان و ديدار و مذاکره با مشاور ارشد امنيتی صدر اعظم اين کشور به تهران بازگشت. هيچ خبری در باره مضمون گفتگوی وی با اين مقام آلمانی فاش نشده است و در عوض، سايت های خبری و روزنامه و خبرگزاری های داخلی بصورتی همآهنگ روی لغو ملاقات روحانی با سولانا همآهنگ کننده سياست خارجی اتحاديه اروپا متمرکز شدند. آنها غرق دراين بحث و جنجال شدند که رهبر به روحانی گفته برو يا نرو و يا در سفر به اروپا دو صدا در باره سياست اتمی شنيده نشود. دولتی ها و مجلسی ها هم روی همين موضوع مانور کردند و در ادامه نيز، اينکه شان رهبری برای توصيه به سفر روحانی فلان است و يا شان حسن روحانی فلان و ... (مشتی حرف های پوچ)

اين درحالی است که اساسا حسن روحانی در ارتباط با پرونده و مذاکرات اتمی راهی اروپا نشد، بلکه ماموريت او خنثی سازی آن اطلاعاتی بود که گفته می شود فرانسوی ها در جريان يک عمل جاسوسی به آن دست پيدا کرده اند و بموجب آن رئيس جمهور فرانسه تندترين و درعين حال غافلگير کننده ترين موضع را در برابر ايران اعلام داشت.

وظيفه حسن روحانی در جريان اين سفر، صرفا اثبات اين نکته بود که فرانسه در چاله يک بازی جاسوسی افتاده که امريکا و اسرائيل در آن نقش دارند و با سند سازی فرانسه را تبديل به بلندگوی نظرات خود برای حمله به ايران کرده اند.

به همين دليل نيز روحانی با بلند پايه ترين مقام امنيتی کابينه آلمان ديدار کرد و برای جلوگيری از هر نوع جنجال آفرينی دولت احمدی نژاد اصلا به بروکسل نرفت که ملاقاتی هم با هيچيک از نمايندگان پارلمان اروپا و يا وزير خارجه اتحاديه اروپا نکند و بی سر و صدا به تهران باز گردد.

از سوی ديگر، گفته می شود هاشمی رفسنجانی مبتکر و پيشنهاد دهنده اين سفر فوری بوده و رهبر نيز، با توجه به خطراتی که به او گوشزد شده، عليرغم تمايلش بدليل افتادن ابتکار عمل بدست رفسنجانی با آن موافقت کرده است.

مواضعی که سران اروپا و امريکا درپايان اجلاس خود که از ديروز در واشنگتن و در ديدارهای خصوصی مقدماتی آغاز شد اعلام خواهند کرد، نشان دهنده قبول صحت و يا عدم صحت اطلاعاتی است که رئيس جمهور فرانسه دراختيار دارد.

اطلاعاتی که عليرغم درخواست رسمی فراکسيون حزب سوسياليست فرانسه در پارلمان اين کشور و مصاحبه دبيراول اين حزب با روزنامه لوموند که خواهان گزارش رئيس جمهور به پارلمان و ملت فرانسه شده بودند تا معلوم شود وی بر اساس کدام اسناد و مدارک گفته "جهان بايد آماده حمله به ايران شود" وی تا پيش از اجلاس واشنگتن که وزير خارجه خود را راهی آن کرده، حاضر به ارائه هيچ گزارشی نشد.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

نامه حوزه قوه قضائيه به پيک نت
نويسنده"آقای خامنه ای..."
مراجعه کند تا رسيدگی کنيم
 

 
 
 
 

 

بدنبال انتشار مقاله ای با عنوان"آقای خامنه ای! من "محمد" هستم، آنچه را می نويسم به چشم خويش ديدم" در پيک نت 22 مردادماه گذشته، پيام زير با امضای "حوزه رياست قوه قضائيه" روی پيامگير پيک نت دريافت شده که عينا و برای اطلاع نويسنده آن مقاله منتشر می کنيم:

«حوزه رياست قوه قضائيه

پاسخ به مطلب "آقای خامنه ای من محمد هستم"

ما آمادگی داريم تا نويسنده مطلب فوق را به صورت حضوری بپذيريم. ايشان می توانند با کليه مستندات و مدارک به ما مراجعه نمايند و يا با شماره نلفن 66413241  تماس گرفته تا هماهنگی های لازم بعمل آيد.»

 

خوانندگان پيک نت نيز در صورت تمايل به بازجوانی آن مقاله ميتوانند از طريق لينک زير آن را دوباره بخوانند. تصميم به مراجعه و يا عدم مراجعه نويسنده مقاله به حوزه رياست قوه قضائيه جمهوری اسلامی نيز به خود نويسنده مربوط است و ما هيچ توصيه‌ای نداريم.

 

http://www.peiknet.com/1386/08mordad/22/page/32nameh.htm

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

نامه حوزه قوه قضائيه به پيک نت
نويسنده"آقای خامنه ای..."
مراجعه کند تا رسيدگی کنيم
 

 
 
 
 

 

بدنبال انتشار مقاله ای با عنوان"آقای خامنه ای! من "محمد" هستم، آنچه را می نويسم به چشم خويش ديدم" در پيک نت 22 مردادماه گذشته، پيام زير با امضای "حوزه رياست قوه قضائيه" روی پيامگير پيک نت دريافت شده که عينا و برای اطلاع نويسنده آن مقاله منتشر می کنيم:

«حوزه رياست قوه قضائيه

پاسخ به مطلب "آقای خامنه ای من محمد هستم"

ما آمادگی داريم تا نويسنده مطلب فوق را به صورت حضوری بپذيريم. ايشان می توانند با کليه مستندات و مدارک به ما مراجعه نمايند و يا با شماره نلفن 66413241  تماس گرفته تا هماهنگی های لازم بعمل آيد.»

 

خوانندگان پيک نت نيز در صورت تمايل به بازجوانی آن مقاله ميتوانند از طريق لينک زير آن را دوباره بخوانند. تصميم به مراجعه و يا عدم مراجعه نويسنده مقاله به حوزه رياست قوه قضائيه جمهوری اسلامی نيز به خود نويسنده مربوط است و ما هيچ توصيه‌ای نداريم.

 

http://www.peiknet.com/1386/08mordad/22/page/32nameh.htm

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  سال 78 نوشتم، اما حالا منتشر می کنم!
با دوز و کلک می توان
از نردبام رهبری بالا رفت؟
عباس عبدی
 
 
 
 

 

"انتخاب يا انتصاب" نام مقاله مشروحی است که عباس عبدی در خرداد 1378 نوشته اما در روزهای گذشته در وبلاگ خويش منتشر کرده است. اين مقاله يک مقدمه طولانی با استدلال های مذهبی دارد و يک نتيجه گيری تقريبا سياسی- اجتماعی. ما بخش دوم آن را برای انتشار برگزيده و عنوانی نيز خود برای آن انتخاب کرده ايم.

 

گفته مي‏شود كه ولی‌فقيه اگر عدالت نداشته باشد يا فاقد آن شود خود به خود ساقط مي‏شود؟ مگر عدالت امری قابل اندازه‏گيری مثل وزن و قد و سن است كه كسی فاقد يكی از اينها شد ساقط شود؟ مگر نمي‏توان يك فرد را گروهی عادل و گروهی غيرعادل بدانند؟

اگر كسی در حكومتی كه مدعای ولايت عادله فقيه را دارد، مورد ستم و ظلم قاضی قرار گيرد، و هيچ راهی هم برای احقاق حق خويش پيدا نكند، در اين صورت برمبنای كدام دليل شرعی و عقلی مكلف از اطاعت از چنين حكومتی است؟ چرا بايد شعری بگوييم كه در قافيه آن بمانيم؟

آنان كه مدعي‏اند با احكام ثانويه مي‏توان «انتخاب» را پذيرفت تا مبادا مورد اتهام استبداد قرار بگيريم، قطعاً كمك به دين و اسلام نمي‏كنند، زيرا اين چه دينی است كه در اين زمينه ،احكام اوليه‏اش هميشه بلاموضوع مي‏شود و مجبور است همواره برحسب احكام ثانويه عمل كند؟ احكام ثانويه بر فرض وجود، استثناء هستند، نه قاعده‏ای كه موجب فراموشی احكام اوليه شوند.

مشكل نظريه انتصاب ولی‌فقيه اين است كه به دنبال قدسی كردن و خدايی نمودن حكومت در زمين است، غافل از اين كه اين هدف حتی اگر با انگيزه خيرخواهانه باشد، نتيجه‏ای جز حكومتی كردن امر قدسی و خداوند ندارد. مشكل طرفداران اين نظريه در آن است كه قصد اصلاح حكومت‌ شوندگان از طريق حكومت‌كنندگان را دارند، غافل از اين كه اين نظريه تقريباً متروك است. اين حكومت‌شوندگان هستند كه بايد مواظب انحراف پيدا نكردن حكومت‌كنندگان شوند و نه برعكس. اگر مردمی گمراه هستند، شايسته رهبران گمراه هستند، و حتی اگر پيامبران هم برای رهبری آنان گمارده شوند، آنان تبعيت نمي‏كنند، و اگر مردمی هدايت‌يافته هستند، خود نيز رهبرانی هدايت‌يافته را برمي‏گزينند،
ميان رهبری يك جامعه و فعاليت پزشكی تفاوت‌های بسيار است. پزشك خوب و حاذق را مي‏توان بر بالين فاسقين، جانيان و آدم‏كشان و نيز بر بالين كودكان، محرومان و همچنين بندگان مخلص خدا برد و همه آنها هم به يك ميزان از خلاقت او بهره جويند، و او مظهر هيچ كدام از بيمارانش نيز نباشد، ولی رهبری يك جامعه مظهر و نماد يك ملت است، و بايد منتخب آن مردم باشد، با قرار دادن حتی يك رهبر خوب و با تقوا به قيادت يك ملت نمي‏توان سرنوشت آنان را تغييرداد، كه سرنوشت هر ملتی هنگامی تغيير مي‏كند كه خودشان تغيير كنند. رهبر خوب و با تقوا و عالم و دانشمند، هيچگاه حاضر نمي‏شود از پلكانی غير از آرای مردم به كرسی رهبری تكيه زند، كه اگر چنين كند، همين امر نشان بي‏تقوايی و ناداني‏اش است. البته اين امر بدان معنا نيست كه هر كه از اين نردبان بالا رفت خوب و با تقوا و عالم است، بلكه برعكس چه بسا رهبری حيله‌گر و غدار و ظالم هم باشد، ولی شايسته همان پلكانی است كه از آن بالا رفته است. و رهبر فرهمند و آزاده از پلكان دوز و كلك و ستم بالا نمي‏رود. پس اگر چنين است چه جای بحث كردن درباره «انتخاب» و «انتصاب»؟ كدام رهبر مؤثر و كارآمد و آزاده‏ای است كه بخواهد يا حتی اجازه دهد كه وی مصداق چالش انتصاب يا انتخاب قرار گيرد؟ اگر وی آزاده و مؤمن است، سعی مي‏كند با عرضه خويش به مردمش به قدرت برسد، و راه ديگر را برنمي‏تابد، حتی اگر خود را احق مردم نسبت به اين امر بداند، همچنان كه اميرالمومنين علی (ع) چنان مي‏انديشيد و چنين عمل كرد. و اگر مدعی اين جايگاه فردی شياد و حيله‏گر بود در اين صورت چه نيازی به بحث انتخاب و انتصاب از جانب آزادگان؟

بنابراين اگر مدعای اين مقاله خلاصه شود چنين است كه در مقام رابطه فرد با خدای خويش، طبعاً مسلمان كوشش مي‏كند، بر حسب آنچه كه از اسلام فهميده است فردی را به عنوان راهنما و رهبر خويش مطابق معيارهايی كه خداوند تعيين كرده است برگزيند، ولی حق تعميم پيروی شرعی از اين فرد را به ديگران ندارد. آنجا كه بحث حكومت مطرح مي‏شود راهی جز پذيرش رأی اكثريت وجود ندارد، خواه مطابق واقع؛ آن چنان كه خداوند مي‏خواهد باشد؛ خواه نباشد. اگر مطابق واقع بود كه بود، و اگر هم نبود در شرايط كنونی راه ديگری برای رسيدن به آن جزء از خلال آرای اكثريت وجود ندارد، و هر راه ديگر هم نه تنها ما را به آن واقع موردنظر نمي‏رساند كه دورتر مي‏كند و مفاسد بيشتری بر آن مترتب است.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  اخبار کارگری را در غياب "ايلنا" منتشر کنيد
فولاد مبارکه و ايران خودرو
دو کارگر در محل کار قربانی شدند
 
 
 
 

 

يکی از کارگران جوان شرکت ايران خودرو در سالن پرس شماره 3 بر اثر بر خورد با قالب در دم کشته شد. وی علی امامی- 26 ساله- نام داشت و کارگر شيفت دوم سالن پرس3 بود. او براثر تاب قالبی که با جرثقيل برداشته شده بود، بين دوقالب گير کرد و خود پرس شد.

بدنبال اين حادثه کارگران پرس توليد را متوقف کردند ولی مديريت از ترس گسترش اعتراض بلافاصله سالن پرس را تعطيل و کارگران را روانه خانه هايشان کرد. اين دومين حادثه کشته شدن کارگران ايران خودرو درعرض بيست روز گذشته است.

جمعی از کارگران ايران خودرو

 

در فولاد مبارکه اصفهان نيز، کارگری بنام عليار علايی- 45 ساله- که از کارگران قراردادی شرکت تيام زرين بود؛ هنگام نظافت ريل های حمل گُندِله، بين ريل ها گير کرد و خفه شد. کارگران نظافت صنعتی يک پارچه ضخيم را بصورت مقنعه سر می کنند تا از نشستن گرد و خاک و غبار فلزات به موهايشان جلوگيری کنند و نکته مهم اينست که کارگران نظافت صنعتی مجبورند در حين گردش نقاله، کار نظافت را انجام دهند. در اين حادثه قسمتی از مقنعه حفاظتی کارگر قربانی شده، بين نوار نقاله گير کرد و او را به داخل دستگاه کشيد. فشار نوار نقاله در حال حرکت، استخوان های قفسه ی سينه او را خرد کرد. همکاران عليار علايی، او را از بين نوار نقاله، بيرون کشيدند ولی او قبل از رسيدن آمبولانس جان خود را از دست داد.

يکی از نکات حفاظتی برای کارگران نظافت صنعتی، کار 2 نفره است که يک نفر مسئول ايمنی می باشد و در مواقع بروز خطر، با قطع برق توسط کليد emergency دستگاه را خاموش می کند. بدليل کمبود شمار پرسنل شرکت تيام زرين، اين کارگر به تنهايی کار می کرد. شرکت تيام زرين از شرکتهای پيمانکار فولاد مبارکه است که هر سال کارگران زيادی را بصورت موقت استخدام می کند. شرکت تيام زرين، کارگران را با حقوق های پايين و قراردادهای ماهيانه استخدام می کند و با کوچکترين بهانه ای آنها را اخراج می کند، زيرا خيل بيکاران پشت در فولاد مبارکه منتظرند.

جمعی از کارگران تيام زرين

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

نظر سنجی های سيمای ج.ا
اعتراف گيری های خيابانی
لطفا بفرمائيد!
البته دقت کنيد، نظر شما
همينه که جلويتان گرفته ايم!
از وبلاگ جمهور

 
 
 
 

 

اين موضوع که قبل از هر مصاحبه ی تلويزيونی و يا راديويی نوعی هماهنگی صورت می گيرد امری طبيعی است. گرچه در ايران اين هماهنگی ها گاهی تبديل به يک نمايش تلويزيونی و يا راديويی می شود.

وقتی سخن از انتشار آزادانه نظرات مردمی باشد امانت داری و بی طرفی بايد مورد توجه واقع گردد. گرچه به لحاظ روانی بسياری از مردم از گفتن آنچه در دل دارند خودداری می کنند.

در ماه های منتهی به خرداد 76 اکثر مصاحبه شوندگان در مورد انتخابات رياست جمهوری دوره هفتم اين جمله را تکرار می کردند: کسی را انتخاب کنيم که پيرو ولايت فقيه باشد و در جايگاه مبارزه با تهاجم فرهنگی خوابش نبرده باشد.

تکرار جملاتی از اين دست که اشاره مستقيم به محمدخاتمی داشت يک رويه معمول بود. يعنی بايد ناطق نوری را انتخاب نمود و به خاتمی - که به خاطر تساهل و تسامح در وزارت ارشاد توسط مجلس محافظه کار آن زمان تحت فشار بود تا استفا داد- رای ندهيد.

اين گونه مصاحبه های مردمی بيشتر برای نظر سازی استفاده می شود تا بازتاب افکار عمومی. تا جايی که مثل عکس بالا مصاحبه شونده دقيقا از روی يک متن نظراتش را بيان می کند.

اين دقيقا آلوده نمودن رسالت خبرنگاری است به اغراض سياسی. جالب آنکه در انتشار اخبار نيز اين جهت گيری ها وجود دارد. نمونه بارز آن اخبار 20:30 شبکه دوم که نمونه ی واقعی کيهان در صدا و سيما است. نبايد تعجب کرد اگر ردپای شريعتمداری در تهيه اين برنامه ديده شد.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

بورس تهران
شرکت های هواپيمائی و پتروشيمی
دولت می فروشد، چه کسانی می خرند؟

 
 
 
 
 

 

سهام شركت‌های هواپيمايی ايران (هما) و "ايران ايرتور" از شركت‌های زيرمجموعه وزارت راه و ترابری در اجرای فرمان رهبر در تغيير ماهيت اصل 44 قانون اساسی، برای معامله در بورس  تهران گذاشته شد.

مديركل روابط عمومی هواپيمايی ايران اعلام داشت اين شركت خود را ملزم به رعايت اصل 44 و حركت به سمت خصوصی سازی می‌داند.  البته به گونه‌ای بايد به سمت خصوصی‌سازی برويم كه بتوانيم تحريم ها را نيز خنثی كنيم.

ضمنا از اول دی ماه سال جاری نيز قرار است سهام مجتمع پتروشيمی تندگويان در بورس قرار گيرد. تاکنون تركيه تمايل خود را به خريد سهام مجتمع مذکور اعلام داشت است. از داخل کشور نيز كارخانه‌های نساجی و توليد كنندگان آب معدنی، دوغ و نوشابه به اين دليل كه پتروشيمی تندگويان مواد اوليه بطری‌های PET  را توليد می کند، تمايل خود را برای خريد سهام اين مجتمع اعلام داشته اند.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  يورش امنيتی
دندانی که محسنی اژه ای
به معلمان معترض نشان داد
 
 
 
 

 

فشار امنيتی بر فرهنگيانی كه خواستار رفع مشكلات صنفی- معيشتی خود بودند و بجای هر مرجعی به مقابل مجلس رفته بودند تا با نمايندگان آن صحبت کند( که کردند) همچنان ادامه دارد. هزار تن از معلمان در اسفندماه سال 85 دستگير شدند و در ماههای اخير بسياری از معلمان معترض با احكامی مانند اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعيد توسط هيات‌های تخلفات اداری و زندانی هم شدند. حدود 300 معلم به زندان رفتند و حتی از بندهای انفرادی  و بند 209 زندان اوين سر در آوردند. البته بسياری از آنها با وثيقه آزاد شدند تا درانتظار محاکمه و از ترس محکوميت ديگر دنبال حقوق صنفی نروند. 3 سال زندان برای دبير سازمان معلمان به جرم دو تجمع جلوی خانه ملت، يعنی بقيه سکوت کنند. اين ليست، يعنی تابلوی آنچه در بالا آمد:

حميد مجيری/خمينی شهر: اخراج دائم
سيدمجتبی ابطحی/خمينی شهر: بازخريد زودهنگام، سی روز بازداشت، وثيقه 40 ميليون
عبدالرسول عمادی/خمينی شهر: تبعيد به اراك
خانم ديباجی/خمينی شهر: بازنشسته زودهنگام
ستار زارع/خمينی شهر: سه سال تبعيد به استان سمنان
نوراله برخوردار/خمينی شهر: پنج سال تبعيد به استان كهكيلويه و بويراحمد
خانم شرافت/خمينی شهر: توبيخ با درج در پرونده
سعيد ابوطالب/اصفهان: قطعی، تعليق يك گروه
علی اكبر باغانی/تهران: (25+16) روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثيقه سی ميليون
محمد خاكساری/تهران: بازجويی،‌ وثيقه 100 ميليون
محمود بهشتی لنگرودی/تهران: (17+31) روز بازداشت وثيقه سی ميليون
عليرضا اكبری نبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
حميد پوروثوق/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثيقه سی ميليون
محمدرضا رضايی/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثيقه سی ميليون
كريم قشقاوی/تهران: 16 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
محمدتقی فلاحی/تهران: 29 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
محمود باقری/تهران: 33 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
علی اصغر منتجبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
ثريا دارابی/تهران: 10 روز بازداشت، وثيقه چهل ميليون
رسول بداقی/تهران: 16 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
محسن كمالی/تهران: 16 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
ميراكبر رئيس زاده/تهران: 14 روز بازداشت، وثيقه هشتاد ميليون
نوراله اكبری/تهران: 19 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
محمد داوری/تهران: 19 روز بازداشت، وثيقه سی ميليون
علی پورسليمان/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثيقه سی ميليون تبعيد به اسلامشهر
عليرضا هاشمی سنجابی/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال،وثيقه پنجاه و پنج ميليون، تبعيد به شهرری، سه سال حبس(حكم بدوی)
سعيد تدينی/تهران: بازداشت، كفالت
طيبه ميرزايی/تهران: بازداشت، كفالت
نادر آهنگری/تهران: بازداشت، كفالت
اصغر قنبری/تهران: بازداشت، كفالت
منصور عبدالحميدی/تهران: بازداشت، كفالت
اكبر اكبری/تهران: زندان، كفالت
اسماعيل رسول خانی/رباط كريم: بازداشت، كفالت
حسين رامشك/رباط كريم:3 بازداشت، سه ماه انفصال
حسين ديندار/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
تيمور حسين‌پور/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
مصطفی قهرمانی گل/كرج: بازداشت، كفالت
رضا عبدی/كرج: 14 روز بازداشت، وثيقه چهل ميليون
مختار اسدی/كرج: پنج سال تبعيد، سه ماه انفصال
نادر قديمی/همدان: 10 روز بازداشت، 5 سال تبعيد، كفالت
يوسف رفاهيت/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
علی نجفی/همدان: 10 روز بازداشت، كفالت
هادی غلامی/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
ايرج انصاری/همدان: 3 روز بازداشت، سه ماه تعليق
نصرت‌اله دوستی/همدان: هشت ماه انفصال
دو نفر مدير مدارس/همدان: بركناری از پست
40 نفر از معلمان/همدان: هر كدام چندين روز بازداشت
مجيد فروزانفر/همدان: 8 روز بازداشت
جلال نادری/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
محمد جليليان/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
يوسف زارعی/همدان: 9 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
حميد رحمتی/شهرضا اصفهان: تبعيد به مازندران
غلامرضا شيروانی/فلاورجان: بازداشت، كفالت
همت شبانی/كرمانشاه: بازداشت، كفالت
عباس مرادی موسوی/چهاردانگه ساري: بازداشت، كفالت
غلامعلی عباسی/اردبيل:3 روز بازداشت، كفالت
ارسلان احمدزاده/اردبيل:3 روز بازداشت، كفالت
سعيد فتحی/اردبيل:3 روز بازداشت، كفالت
هادی لطفی‌نيا/خراسان: 4 روز بازداشت، وثيقه پنجاه ميليون
ايرج نجف‌آبادی/خراسان: يك هفته بازداشت،وثيقه هشتاد ميليون
حسن رجبی/خراسان: 8 روز بازداشت، وثيقه 150 ميليون
سيدهاشم خواستار/خراسان: سه سال حبس تعليقی، وثيقه 250 ميليون
علی حشمتی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
محمد توكلی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
اسداله حيرانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
جهاندار سلطانی/كرمانشاه: 5 روز بازداشت، كفالت
كيومرث لرستانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
پيمان نودينيان/سنندج: سه سال تبعيد به روستای وليس زنجان، سه ماه انفصال
فرزاد اسدپور/سنندج: سه سال تبعيد به بانه
لقمان صداقت/بانه/كردستان: اخراج
سيامك مرادی/بانه/كردستان: اخراج
اسكندر لطفی/كردستان: سه سال تبعيد به اردبيل

بنابراعلام كانون صنفی فرهنگيان، تعداد همكاران بسيار بيشتر از ليست فوق است ولی تعدادی از آنان به دلايل شخصی با ذكر نامشان موافقت نكرده‌اند.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

اطلاعات فرماندهان دستگير شده، در اختيار امريکائی ها
ادامه انتصابات و جابجائی ها
در فرماندهی و ارگان های سپاه
امريکائی ها، حالا با استفاده از اطلاعات و حتی همکاری احتمالی دستگير شدگان سپاه در اردبيل و بغداد و نجف، دست به شکار می زنند. حمله به هتل سليمانيه و دستگيری سردار"فرهادی" که بعنوان مشاور استانداری همراه يک هيات به کردستان عراق رفته بود و از جمع آن هيات تنها وی ربوده شد، يک نمونه است. انتصابات جديد در ارگان های نظامی و روحانی سپاه از جمله برای پر کردن سوراخ های اطلاعاتی است که اکنون امريکا با دستگيری فرماندهان سپاه ميتواند از آن وارد شود.

 
 
 
 
 

 

در ادامه جابجائی فرماندهان سپاه رهبر جمهوری اسلامی در طی دو حکم سردار دريادار پاسدار «علی‌اکبراحمديان» را به سمت رياست مرکز راهبردی سپاه پاسداران و جانشين فرمانده جديد سپاه پاسداران و سردار سرتيپ پاسدار "سيد محمد حسين‌زاده حجازی" را به سمت رييس ستاد مشترک سپاه پاسداران منصوب کرد. اين انتصابات جدا از تغييرات وسيعی است که در ارگان های سپاه در هفته ها و ماه های اخير صورت گرفته و اخبار آن دراختيار روزنامه ها قرار نگرفته است. با ادامه غيبت سرلشگر فيروز آبادی رئيس ستاد کل نيروهای مسلح، اين گمان همچنان به قوت خويش باقی است که رحيم صفوی فرمانده سابق سپاه پاسداران جانشين وی شده و اين سلسله از انتصابات و جابجائی ها در سطوح فرماندهی سپاه و نيروهای مسلح کامل شود.

آن جابجائی هائی که در ارگان ها و ستون روحانيون نمايندگی رهبر و فرماندهان و مسئولين واحدها صورت گرفته و می گيرد عمدتا متاثر از چند حادثه جاسوسی و امنيتی و اطلاعاتی که قطعا لو رفته و دراختيار امريکائی هاست. دستگيری 5 فرمانده سپاه که در ميان آنها "حسن عباسی" تئوريسين دانشگاه امام حسين سپاه پاسداران قرار دارد، ربودن سردار سرتيپ عسگری از ترکيه و در راه بازگشت از سوريه به ايران و دستگيری فرمانده رابط نيروهای جيش المهدی عراق بعنوان شکارهای بزرگ و دهها دستگيری کم اهميت تر در عراق که در ميان آنها خرده فرماندهان امنيتی و عملياتی سپاه پاسداران قرار دارند.

اين مجموعه دستگيری ها اطلاعات امريکائی ها و متحدان آن را در عراق چنان کامل کرده است که در جريان حمله هفته گذشته به هتل شهر سليمانيه کردستان عراق، از ميان هيات ايرانی و اعزامی به کردستان عراق، درست همان را که در نظر داشته اند دستگير کرده و با خود برده اند. سردار "فرهادی" که بعنوان کارشناس استانداری کردستان همراه هيات ايرانی راهی کردستان عراق شده بود. اين نوع شکارهای دقيق نشان دهنده نتايج گسترده بازجوئی ها از سرداران دستگير شده و حتی آغاز همکاری های مستقيم آنها با امريکائی ها در عراق است. آخرين ادعای فرمانده نيروهای امريکا در عراق که رسما اعلام داشت ادعاهايش درباره دخالت سپاه پاسداران در انفجارهای عراق مستند به اظهارات مستقيم دستگير شدگان است، بايد حجت را تمام کرده باشد. امثال حسن عباسی که در تهران و به پشت گرمی فرماندهان سپاه سخنرانی های دو ساعته می کرد و فورا آنها را به شيوه اسامه بن لادن روی شبکه "يوتوب" می فرستاد تا شيعيان را بسيج کند و در داخل نيز مبتکر وقيح ترين حملات تبليغاتی به اصلاح طلبان و شخص خاتمی بود و وعده سپاه چند ميليونی انتحاريون را می داد، ظاهرا به همکار امريکائی ها در عراق تبديل شده است! اخيرا نامه ای به خط و امضای پدر وی در تهران و در برخی محافل دست به دست می شود که در آن از کم تحرکی حکومت برای نجات پسرش از چنگ امريکائی ها شکايت کرده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
پيام غير مستقيم البرادعی به اجلاس سران اروپا و امريکا به صلح شانس بدهيد ايران هنوز تهديد فوری نيست! همزمان با نشست وزرای خارجه کشورهای اروپائی و امريکا باضافه کانادا که از روز گذشته وارد در واشنگتن شده اند تا مسئله اتمی ايران را بررسی کنند، محمد البرادعی، مديركل آژانس بين المللی انرژی اتمی، در مصاحبه با يکی از شبكه های تلويزيونی ايتاليا گفت: «ايران هنوز يك تهديد قريب الوقوع و مشخص برای جامعه بين المللی نيست و بايد همچنان روی مذاکره پافشاری کرد.» وی مانند هميشه بی آنکه مشخص کند تاخير چه نتايج منفی دارد و از جانب کدام طرف اين تاخير صورت ميگيرد، در جمله ای دو پهلو گفت: "تاخير درمذاكرات می‌تواند عواقب منفی به دنبال داشته باشد، اما هنوز بايد سران كشورهای بين‌المللی به صلح فرصتی بدهند .ما هنوز مواد راديواكتيو يا سايت‌های زيرزمينی پنهانی در ايران يافت نکرده ايم." شب گذشته گزارش شد که وزير خارجه فرانسه بلافاصله پس از ورود به امريکا با رايس وزير خارجه امريکا مذاکرات را شروع کرد و دو طرف روی تصويب قطعنامه جديد عليه ايران به توافق رسيدند. وزير امور خارجه ايتاليا نيز از تحريم های بيشتر عليه ايران حمايت کرد. کوشنر وزير خارجه فرانسه پس از مذاکره با رايس، با وزير دفاع و مشاور امنيت ملی آمريکا ديدار و مذاکره کرد. و در پايان اين ديدارها اعلام داشت: ايران اتمی خطری برای امنيت جهانی است! (اين درحالی است که مطبوعات و سيمای جمهوری اسلامی از 5 شنبه گذشته مدعی معذرت خواهی وزير خارجه فرانسه در برابر ايران شده بودند!!)
نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 تاج‌زاده: در صورت تشکیل پرونده قضایی آن را به پروژه مبارزه با آپارتاید قضایی تبدیل می کنم Print This Page!!!

آفتاب: «سیدمصطفی تاج‌زاده» عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در واکنش به حملات رسانه‌ای جریان رقیب در روزهای اخیر علیه خود و نیز شایعاتی مبنی بر تشکیل پرونده علیه وی در دادستانی تهران موضع‌گیری کرد.

وی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آفتاب گفت: هنوز مطلع نیستم که مدعی‌العموم در مورد سخنرانی من در قزوین پرونده تشکیل داده یا خیر فقط سایت‌های حامی احمدی‌نژاد نوشته‌اند که برای من پرونده تشکیل شده است.
تاج‌زاده با بیان اینکه «منتظر می‌مانم تا نظر مقامات قضایی مشخص شود»، ذکر چند نکته را بدین‌شرح ضروری دانست:
نکته اول: در جمهوری اسلامی ایران اینگونه رسم شده که هر وقت نماینده ولی فقیه درروزنامه کیهان علیه کسی به طور مرتب و در چند شماره مطلبی می‌نویسد این بدان معناست که پیشاپیش پرونده‌سازی قضایی صورت گرفته و آقای شریعتمداری وظیفه توجیه مساله را در افکار عمومی به عهده می‌گیرد.

عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب بر این اساس افزود: از یک ماه پیش که روزنامه کیهان به تحریف سخنانم پرداخت و برخلاف قانون و موازین اخلاقی از درج جوابیه‌های اینجانب خودداری کرد حدس زده می‌شد که به زودی قاضی مرتضوی وارد صحنه شود.

نکته دوم: روزنامه‌هایی که خود را اصولگرا می‌دانند و متاسفانه به اصول قانونی و اخلاقی پایبندی ندارند یعنی روزنامه‌های ایران و رسالت نیز علیه اینجانب تهمت‌ها، توهین‌ها و اتهاماتی مطرح کردند بدون این که پاسخ اینجانب را درج کنند.

وی ادامه داد: به نظر می‌رسد هر کس واجب مصونیت آهنین شود این فسادها و خلاف‌ها عجیب جلوه نخواهد کرد.

نکته سوم و مهم‌تر: اگر در این زمینه برای من پرونده تشکیل دهند تصمیم دارم آن را به پروژه‌ای علیه تبعیض قضایی تبدیل کنم.

وی تاکید کرد: جامعه ما از بی‌عدالتی قضایی در رنج است و یکی از شعارهای اصلاح‌طلبان پیشرو در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری تحقق عدالت قضایی در کنار عدالت سیاسی، اجتماعی، جنسیتی، آموزشی و فرهنگی بود.

تاج‌زاده خاطرنشان کرد: نمی‌شود که در جامعه ما کسانی مراجع تقلید را نیز خودی و غیرخودی کنند و آنچه بر زبانشان جاری می‌شود علیه مراجع غیرخودی نثار کنند.

وی اظهار داشت: من بنا دارم در کنار افشای تبعیض‌های قضایی یا به زبان رسا تر "آپارتاید قضایی" با کمک مردم و رسانه‌ها فضایی ایجاد کنیم که هیچ اقتدارگرایی جرات و امکان تعرض به هیچ‌یک از مراجع تقلید را نداشته باشد و بر این اساس فرصتی فراهم کنیم تا مراجع بزرگوار شیعه در کمال امنیت و آزادی به روشنگری بپردازند و با فتاوای راهگشای خود مشکلات جامعه و نیز موانعی که بر سر راه جوانان است را بردارند.

تاج‌زاده در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین در جنبه سلبی این پرونده امکان افشای تبعیض‌های قضایی(آپارتاید قضایی) را فراهم می‌کند و در جنبه ایجابی امیدوارم که به هتک حرمت بعضی مراجع توسط اقتدارگرها پایان دهد.

   پايان خبر
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

تا سال آينده فقط مي‌خواهم كارشناس باشم

احمد زيدآبادي - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

po_zeydabadi_01.jpg

تجربه‌هاي متفاوت نگاه آدميان را به مسائل اطرافشان متفاوت مي‌كند. آن دسته از دوستاني كه در دهه 60 خورشيدي پايشان به زندان جمهوري اسلامي كشيده شده و مورد آزار و اذيت قرار گرفته‌اند، نسبت به ماهيت جريان چپ نظام كه در آن دهه، جناح اصلي حاكم بر كشور بود، بد بين‌اند و آنان را عامل بسياري از گرفتارهاي ديروز و امروز ايران مي‌دانند.

در مقابل، افرادي كه در آن دهه از مصيبت زندان در امان مانده‌اند، نظر متفاوتي دارند و اغلب به چپ‌هايي كه اينك لباس اصلاح طلبي بر تن كرده‌اند، اگر نظر كاملا مساعدي نداشته باشند، اما آنان را به چشم دشمن نيز نمي‌نگرند.

جناب آقاي دكتر محمد ملكي از جمله چهره‌هايي است كه بيگناه و بدون ارتكاب هر گونه جرمي، به مدت پنج سال، رنج زندان و انواع آزار و اذيت را در دهه 60 چشيده و شاهد موارد شديدتري نسبت به هم بنديان خود بوده است.

آقاي دكتر ملكي، چپ‌هاي ديروز و اصلاح طلبان امروز را عامل مصائب دهه شصت مي‌داند و به راحتي نمي‌پذيرد كه آنان تغيير ماهيت داده‌ و دلسوز حقوق بشر و دمكراسي شده‌اند.

از همين رو، ايشان از من رنجيده خاطر شده‌اند كه چرا در مطلبي نوشته‌ام "ما اصلاح طلبان" و پرسيده‌اند منظور كدام اصلاح طلبان است كه من نيز خود را در شمار آنان قرار داده‌ام؟

در پاسخ به جناب آقاي ملكي بايد گفت كه نوع چيزها در اين عالم همه داراي مرتبه‌اي هستند، اگر چه در نام و هويت عامشان يكسانند.

براي مثال وقتي مي‌گوييم "ما انسان‌ها" و يا "ما مسلمان‌ها" مسلما منظورمان فقط انسان‌ها و مسلمان‌هاي مورد علاقه‌مان نيست، بلكه هر انسان و مسلماني را با هر نوع بينش و عملكردي در بر مي‌گيرد. در اينجا هويت كلي انسان‌ها و مسلمان‌ها منظور نظر است.

بنابراين وقتي من مي‌نويسم "ما اصلاح طلبان" منظورم همه آنهايي است كه اين نام به آنان اطلاق مي‌شود، بي توجه به مرتبه جديت و صداقت هر يك از آنان به اصول و راهكار اصلاح طلبي.

با اين همه، نگاه تلخ و تند – و شايد به حق - جناب ملكي به آن دسته از اصلاح طلباني كه در دهه‌هاي گذشته پايي در قدرت داشته‌اند، با مذاق نسلي كه رنج‌هاي ايشان را تجربه نكرده است، سازگار نيست.

واقعيت آن است كه اولا جهان در حال گذر و آدميان در مسير تغيير و تحولند. ثانيا همانگونه كه سارتر مي‌گويد ورود به عرصه قدرت خواه نا خواه دست‌ها را آلوده مي‌سازد و ثالثا، اصلاح طلبان مورد نظر همه از يك جنس نبوده‌اند و عملكرد متفاوتي داشته‌اند.

ترديدي نيست كه برخي از آنها به علت مناصب خاصشان، موارد فاحشي از نقض حقوق بشر در كارنامه خود دارند. اغلب آنها البته ميداندار اصلاحات نيستند و فقط نقش‌هاي حاشيه‌اي به عهده دارند. حساب آنان با كرام‌ الكاتبين!

بخشي ديگر از اصلاح طلبان خلافي كه خانواده‌اي را از هم بپاشد و يا سبب از بين رفتن حيثيت و مال و جان كسي شود، مرتكب نشده‌اند، اما به علت فضاي غالب در آن دوران تندروي‌ها و افراط كاري‌هاي داشته‌اند. به نظر مي‌رسد جامعه تندروي‌هاي گذشته را بخشيده و مي‌بخشد. با اين حال، كدام فرد داراي سابقه انقلابي يافت مي‌شود كه گذشته‌اش از تندروي پاك و منزه باشد؟

پاره‌اي از اصلاح طلبان مورد بحث نيز به رغم آنكه در پست‌هاي متعدد دولتي بوده‌اند، اما كارويژه‌شان اغلب كمك به تعديل اوضاع و جلوگيري از خشونت‌هاي مهار گسيخته بوده است. آنها قاعدتا قابل احترامند.

مسلما كساني كه خارج از دستگاه قدرت از اصلاح طلبي دفاع مي‌كنند، به سه طيف فوق نگاه واحدي ندارند و براي هر طيف و جريان حساب خاص خود را باز مي‌كنند.

از سوي ديگر، جناب دكتر ملكي نظر من مبني بر فقدان يك استراتژي منسجم، مسالمت‌آميز، موثر و مورد اجماع را در بين نيروهاي سياسي ايران نپذيرفته‌اند و طرح رفراندم را نمونه خوبي براي حركت در آن جهت دانسته‌اند.

من پيش از اين، نظرم را در باره طرح رفراندم نوشته‌ام و به حسن نيت بسياري از دوستاني كه به آن طرح دل بسته بودند معترفم، اما اين قول معروفي است كه "صحت يك استراتژي با ميزان موفقيت آن سنجيده مي‌شود."

اگر دوستان مبدع طرح رفراندم بر اين باورند كه اين طرح به هر دليلي ناكام مانده است، پس به نادرستي آن از نقطه نظر استراتژيك اذعان دارند و اگر معتقدند كه موفق بوده، لازم است موارد موفقيت آن را شرح دهند.
آقاي دكتر ملكي اما پيشنهاد سكوت مرا نيز مانند برخي ديگر از دوستان مورد انتقاد قرار داده اند كه من در اينجا از فرصت استفاده مي‌كنم و با ارائه توضيحي به منظور رفع برخي از سوء تفاهم‌ها به بحث در باره آن موضوع پايان مي‌دهم.

منظور من از سكوت، قهر با فضاي سياسي ايران بوده است و نه صم بكم نشستن و به درون خود خزيدن. بنابراين، ننوشتن و نگفتن در باره مسائل ديگر هيچگاه در نظرم نبوده است.

منظور من از سكوت، پيوستن فعالان خارج از كشور به آن نبوده است. آنها هر چه دل تنگشان مي‌خواهد بگويند و بنويسند.

و سرانجام منظور من از سكوت، حتي منع تحليل حرفه‌اي و كارشناسي تحولات سياسي ايران از نگاهي ناظر و بي‌طرف نبوده است.

از اين جهت، در اينجا اعلام مي‌كنم كه تا اول سال آينده، در مقام يك فعال سياسي به موضع گيري در برابر حوادث سياسي ايران نخواهم پرداخت و تنها از موضع يك كارشناس ناظر به وقايع خواهم نگريست و خواهم نوشت.

در مورد اين تصميم پيش از اين توضيح لازم را داده‌ام و نكته تازه‌اي براي گفتن ندارم.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

جرم آنها پيگيری مطالبات صنفی است
فهرست كامل معلمان مجازات‌شده

نوروز: برخورد با فرهنگيانی كه خواستار رفع مشكلات صنفی- معیشتی این قشر هستند، پس از دستگیری هزار نفر از معلمان در اسفندماه سال 85 همچنان ادامه دارد ودر ماههای اخیر بسیاری از معلمان معترض با احكامی مانند اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعید توسط هیأت‌های تخلفات اداری وزندان مواجه شده‌اند. «نوروز» گزارشی از روند برخوردهای صورت گرفته با معلمان وهمچنین اطلاعاتی در مورد فرهنگيانی كه با احكام مذكور مواجه شده‌اند، تهیه كرده كه در پی می‌آید.

فرهنگیان یك دهه است كه با هدف رفع مشكلات صنفی- معیشتی فعالیت‌های جمعی خود را سامان داده‌اند، بعد از طرح نظام پرداخت هماهنگ در سال 81 و تبدیل شدن آن به لایحه خدمات كشوری كه بعضی از مسؤولان آن را حلال همه مشكلات معلمان می‌دانستند، تقریباً همه اعتراضات به تصویب و اجرایی شدن این لایحه موكول شد.

مجلس هفتم در ابتدای كار دولت قبل را به ارائه لایحه خدمات كشوری مكلف كرد و رئیس مجلس این امر را به عنوان سند افتخار مطرح می‌كرد. سال 85 با نزدیك شدن به تصویب و اجرای لایحه، خبری مطرح شد مبنی بر نامه دولت نهم برای بازپس‌گیری لایحه، تعدادی از معلمان برای جویا شدن صحت و سقم مسئله به دیدار نمایندگان رفتند و با درست بودن خبر، این دیدارها ادامه یافت تا دولت نامه خود را پس گرفت و لایحه در مجلس تصویب و در شورای نگهبان توقف نمود.

دیدار معلمان با نمایندگان این بار شكلی اعتراضی به خود گرفت، این تجمعات با حضور تعدادی از نمایندگان مجلس و پیگیری تشكل‌های فرهنگیان (كانون صنفی و سازمان معلمان) برای حصول حداقلی نتیجه ادامه یافت كه متأسفانه با برخورد 23 اسفند با تجمع معلمان كه كاملاً مسالمت آمیز بوده موضوع به شكل امنیتی- قضایی درآمد.

لایحه اینك بعد از گذشت 7 ماه از موضوع تجمعات و حدود 5 سال از طرح اولیه هنوز بین مجلس و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت بلاتكلیف است و با تغییراتی كه نموده شاید دیگر از آن آبی برای معلمان گرم نشود ،در حالیكه وعده‌های داده شده در ذهن معلمان زنده است.

واكنش مسئولان نسبت به اعتراضات معلمان به جای توجه به خواسته‌های صنفی آنان عبارت بود از دستگیری 1000 نفر از فرهنگیان در 23 اسفند 85، تشكیل پرونده در هیأت‌های تخلفات و دادگاه انقلاب برای حدود 300 معلم، زندانی نمودن فرهنگيان در بندهای انفرادی خصوصاً بند 209 زندان اوین، صدور احكام اخراج، بازنشستگی، انفصال، تبعید توسط هیأت‌های تخلفات اداری، تشكیل دادگاه انقلاب برای همه معلمان زندانی كه با وثیقه آزاد شده‌اند كه همكاران در انتظار صدور رأی این دادگاه‌ها می‌باشند و صدور رأی 3 سال زندان برای دبیر كل سازمان معلمان برای دو تجمع جلوی خانه ملت.

اطلاعات مربوط به تعدادی از فرهنگیانی كه به دلیل فعالیت در جهت تامین حقوقشان با احكام سنگین مواجه شده‌اند، در پی می‌آید:

حمید مجیری/خمینی شهر: اخراج دائم
سیدمجتبی ابطحی/خمینی شهر: بازخرید زودهنگام، سی روز بازداشت، وثیقه 40 میلیون
عبدالرسول عمادی/خمینی شهر: تبعید به اراك
خانم دیباجی/خمینی شهر: بازنشسته زودهنگام
ستار زارع/خمینی شهر: سه سال تبعید به استان سمنان
نوراله برخوردار/خمینی شهر: پنج سال تبعید به استان كهكیلویه و بویراحمد
خانم شرافت/خمینی شهر: توبیخ با درج در پرونده
سعید ابوطالب/اصفهان: قطعی، تعلیق یك گروه
علی اكبر باغانی/تهران: (25+16) روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
محمد خاكساری/تهران: بازجویی،‌ وثیقه 100 میلیون
محمود بهشتی لنگرودی/تهران: (17+31) روز بازداشت وثیقه سی میلیون
علیرضا اكبری نبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
حمید پوروثوق/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
محمدرضا رضایی/تهران: 26 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون
كریم قشقاوی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمدتقی فلاحی/تهران: 29 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمود باقری/تهران: 33 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
علی اصغر منتجبی/تهران: 26 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
ثریا دارابی/تهران: 10 روز بازداشت، وثیقه چهل میلیون
رسول بداقی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محسن كمالی/تهران: 16 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
میراكبر رئیس زاده/تهران: 14 روز بازداشت، وثیقه هشتاد میلیون
نوراله اكبری/تهران: 19 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
محمد داوری/تهران: 19 روز بازداشت، وثیقه سی میلیون
علی پورسلیمان/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال، وثیقه سی میلیون تبعید به اسلامشهر
علیرضا هاشمی سنجابی/تهران: 19 روز بازداشت، سه ماه انفصال،وثیقه پنجاه و پنج میلیون، تبعید به شهرری، سه سال حبس(حكم بدوی)
سعید تدینی/تهران: بازداشت، كفالت
طیبه میرزایی/تهران: بازداشت، كفالت
نادر آهنگری/تهران: بازداشت، كفالت
اصغر قنبری/تهران: بازداشت، كفالت
منصور عبدالحمیدی/تهران: بازداشت، كفالت
اكبر اكبری/تهران: زندان، كفالت
اسماعیل رسول خانی/رباط كریم: بازداشت، كفالت
حسین رامشك/رباط كریم:3 بازداشت، سه ماه انفصال
حسین دیندار/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
تیمور حسین‌پور/قلعه‌حسن خان: سه ماه انفصال
مصطفی قهرمانی گل/كرج: بازداشت، كفالت
رضا عبدی/كرج: 14 روز بازداشت، وثیقه چهل میلیون
مختار اسدی/كرج: پنج سال تبعید، سه ماه انفصال
نادر قدیمی/همدان: 10 روز بازداشت، 5 سال تبعید، كفالت
یوسف رفاهیت/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
علی نجفی/همدان: 10 روز بازداشت، كفالت
هادی غلامی/همدان: 10 روز بازداشت، سه ماه انفصال، كفالت
ایرج انصاری/همدان: 3 روز بازداشت، سه ماه تعلیق
نصرت‌اله دوستی/همدان: هشت ماه انفصال
دو نفر مدیر مدارس/همدان: بركناری از پست
40 نفر از معلمان/همدان: هر كدام چندین روز بازداشت
مجید فروزانفر/همدان: 8 روز بازداشت
جلال نادری/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
محمد جلیلیان/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
یوسف زارعی/همدان: 9 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/همدان: 8 روز بازداشت، كفالت
حمید رحمتی/شهرضا اصفهان: تبعید به مازندران
غلامرضا شیروانی/فلاورجان: بازداشت، كفالت
همت شبانی/كرمانشاه: بازداشت، كفالت
عباس مرادی موسوی/چهاردانگه ساری: بازداشت، كفالت
غلامعلی عباسی/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
ارسلان احمدزاده/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
سعید فتحی/اردبیل:3 روز بازداشت، كفالت
هادی لطفی‌نیا/خراسان: 4 روز بازداشت، وثیقه پنجاه میلیون
ایرج نجف‌آبادی/خراسان: یك هفته بازداشت،وثیقه هشتاد میلیون
حسن رجبی/خراسان: 8 روز بازداشت، وثیقه 150 میلیون
سیدهاشم خواستار/خراسان: سه سال حبس تعلیقی، وثیقه 250 میلیون
علی حشمتی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
محمد توكلی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
علی صادقی/كرمانشاه: 11 روز بازداشت، كفالت
اسداله حیرانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
جهاندار سلطانی/كرمانشاه: 5 روز بازداشت، كفالت
كیومرث لرستانی/كرمانشاه: 7 روز بازداشت، كفالت
پیمان نودینیان/سنندج: سه سال تبعید به روستای ولیس زنجان، سه ماه انفصال
فرزاد اسدپور/سنندج: سه سال تبعید به بانه
لقمان صداقت/بانه/كردستان: اخراج
سیامك مرادی/بانه/كردستان: اخراج
اسكندر لطفی/كردستان: سه سال تبعید به اردبیل

بنابراعلام كانون صنفي فرهنگيان، تعداد همكاران بسیار بیشتر از لیست فوق است ولی تعدادی از آنان به دلایل شخصی با ذكر نامشان موافقت نكرده‌اند.

 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

پوست خربزه اي زير پاي اصلاح طلبان

عيسي سحرخيز - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

saharkhiz.jpg

اقتدارگرايان با داغ شدن فضاي انتخاباتي در کشور، در شرايطي که افق روشني را براي رسيدن به ائتلاف و کسب پيروزي در انتخابات اسفند ماه 86 نمي بينند، با رويکردي برنامه ريزي شده و حسابگرانه، نقض آشکار حقوق اساسي ملت و حقوق بشر را شدت بخشيده اند.

رويکرد روي آوردن به گسترش دامنه ي نقض حقوق بشر، اگرچه در نگاه اول ناشيانه و هزينه ساز به نظر مي رسد، اما از نگاه آنان واکنش اصلاح طلبان در برابرش مي تواند همچون نوشيدن باده ي ناب باشد، که به دليل مضار بيشتر شرب شراب بر منافع آن، منع شده است.

وجود فضاي آزاد و رعايت حقوق بشر در جامعه به دليل فراهم آوردن يک فضاي رواني مثبت در جهت به پاي صندوق آرا کشاندن مردم، "مضاري" را براي اقتدارگران و "منافعي" را براي اصلاح طلبان در پي دارد که به خماري فرداي روز انتخابات مجلس هشتم نمي ارزد.

اقتدارگرايان، از سر تا ذيل، چنان در زمينه ي عدم رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندي بي آبرو شده اند، و چنان توهم قدرت آنان را فراگرفته است که قضاوت افکار عمومي داخلي و خارجي را به هيچ مي انگارند. درنتيجه، از منظر فراروي آنان افزوده شدن برگ هاي جديدي در اين پرونده سنگين، زيان درخور توجهي را دربرنخواند داشت. در مقابل، نقض حقوق بشر و نبود يک اعتراض گسترده و برنامه ريزي شده در برابر آن ، به مثابه ي پاشنه آشيل اصلاح طلبان، از صدر تا ذيل، خواهد بود، و چنانچه نشانه هاي آن نيز مشاهده مي شود، در نهايت دودش به چشم همه، به خصوص مثلث رهبري اين جريان سياسي خواهد رفت.

برخوردهاي اخير با مدافعان حقوق بشر که در دور جديد به صورت دستگيري دو روحاني صاحب نام "هادي قابل" و "محمود دردکشان" صورت گرفت و همچنين ايجاد تضييغات براي تداوم کار حرفه اي خانم سازناز الله بداشتي در قوه قضائيه و فشار به مسئولان روزنامه اعتماد ملي براي عدم به کارگيري ايشان در اين حوزه ي خبري، به موازات برنامه هايي که براي محدود کردن فعاليت احزاب و رسانه ها و تغيير قانون مطبوعات در جهت تحقق اين امر صورت مي گيرد، نشانه هايي از تشديد اين فضاي برنامه ريزي شده است. کافي است نگاهي به مصاحبه اخير سردار افشار، در مورد فعاليت احزاب، اتحاديه هاي دانشجويي و مطبوعات انداخته شود، و در کنارش برنامه دولت براي محدود کردن هرچه بيشتر فضاي رسانه اي و سايت هاي خبري، تا عمق ماجرا روشنتر گردد.

نوک پيکان اين برنامه ها در حال حاضر دو راس از سه راس مثلث رهبري ائتلاف اصلاح طلبان، خاتمي و کروبي را نشانه رفته است و هر واکنش حساب نشده از سوي اين دو روحاني صاحب نفوذ، به همراه احزاب و گروه هاي سياسي وجريان هاي مذهبي منتسب به رئيس جمهور و رئيس مجلس پيشين، مي تواند برگ برنده اي در اختيار جريان ضد اصلاحات باشد.

در بازي "قابل- دردکشان" و دستگيري و بازداشت اين دو، هيچ اتهامي تاکنون عليه روحاني صاحب نفود "حزب مشارکت ايران اسلامي" مطرح نشده است، و در مورد ديگر، بهانه عدم پرداخت جريمه براي ايراد سخنراني يک عضو "مجمع مدرسين و محققين" بوده است. خاتمي و کروبي تا اين زمان دربرابر اين اقدام هيچ واکنش و اعتراضي نشان نداده اند، و احتمالا طبق روال گذشته به رايزني هاي پشت پرده پرداخته اند که ملت، راي دهندگان آينده، از آن بي خبرند و اگر اين روال ادامه پيدا کند افکار عمومي نمره منفي خود را خواهد داد و اين يکي از دستاوردهايي خواهد بود که اقتدارگرايان در پي آن هستند. اما بازي با کروبي، از طريق برخورد با ساناز الله بداشتي خبرنگار حوزه قضايي ارگان مطبوعاتي حزب اعتماد ملي و روزنامه نگار فعال در حوزه هاي دانشجويي و زنان، ابعاد گسترده تري پيدا کرده است. مسئولان روزنامه اعتماد ملي ابتدا برخورد غيرحرفه اي و بازي ناشيانه اي داشتند. آنان درصدد بودند که نه تنها به خواسته ي سخنگوي قوه قضائيه گردن دهند، بلکه اين روزنامه نگار حرفه اي و فعال را منزوي کرده يا کنار بگذارند، اما با مشورت هايي که گويا به آنها داده شده است ، اکنون پاي خود را از روي اين پوست خربزه لغزان برداشته اند و در اين مرحله با درايت مانع ريخته شدن راي منفي روزنامه نگاران و کنشگران جنبش زنان و فعالان دانشجويي به صندوق راي اصلاح طلبان شده اند.

با تشديد پرونده سازي ها، و فعال شدن دادگاه ها در احضار و محاکمه ي نامزدهاي بالقوه اصلاح طلب و دگرانديش و حتي در مواردي صدور احکام قضايي بازدارنده يا مستندساز براي شوراي نگهبان، بازي "دستگيري- بازداشت" مي تواند در روزها و ماه هاي پيش رو ابعاد ديگري نيز پيدا کند و دامنه اش در تهران و ديگر شهرهاي حوزه ي نفوذ اصلاح طلبان گسترش يابد.

آنچه مسلم است، افکار عمومي در پس ماسک سکوت خود، با چشماني خيره به حوادث سياسي کشور مي نگرد، تا در اسفندماه در مورد حضور يا تحريم انتخابات تصميم گيري کند و در صورت قصد مشارکت، ارزيابي کند که نامزدهاي چه جرياني را به مجلس بفرستد. چنين حوادثي و عدم واکنش به موقع و حساب شده اصلاح طلبان، به ويژه مثلث هدايت کننده آنها، خود به خود کفه ي ترازو را به سود تحريم کنندگان انتخابات سنگين خواهد کرد، و حتي در شرايط حضور اکثريت ملت در پاي صندوق هاي راي، توازن را به زيان نامزدهاي اصلاح طلب برهم خواهد زد.

در ميان مثلث رهبري کننده اصلاح طلبان، قضاوت افکار عمومي در مورد هاشمي رفسنجاني بر اساس منش و روش پيشين وي چندان مثبت نيست و با وجود تغيير راهکارها از سوي او، گويا ديگر ملت چندان اهميتي به اين ماجرا نمي دهد. اما ملت به دليل سخنان و پيگيري هاي فردي خاتمي و کروبي در اين زمينه حساب جداگانه اي براي آنها باز کرده است، اگرچه اين دو هيچگاه حاضر نشده اند به صورت سازمان دهي شده و تشکيلاتي در دفاع از حقوق اساسي و آزادي به طور اعم، و آزادي انتخابات به صورت اخص، يا مهمتر و جامع تر، در ارتباط با "دموکراسي و حقوق بشر" کار برنامه ريزي شده اي انجام دهند. اين ضعفي است آشکار و پاشنه آشيلي که اقتدارگرايان به خوبي از وجود آن آگاهند و برايش نقشه کشيده اند.

انتخابات رياست جمهوري گذشته فرصتي را فراهم آورده بود که فارغ از نتايج مثبت يا منفي آن، دستاوردي به نام "جبهه دموکراسي و حقوق بشر" داشته باشد. جبهه اي که اگر به دليل بي انگيزه بودن و ناپيگيري مبلغ و باني شناخته شده آن، و يا ضعف و بي ميلي احزاب اصلي نامزد "اصلاح طلبان پيشرو"، در نقطه ي نهايي به بن بست نمي رسيد، مي توانست در شرايط جديد صحنه ي سياسي ايران، يک جريان قوي و تاثيرگذار را شکل داده و هدايت کند. در اين شرايط خاتمي و کروبي، حتي هاشمي هم مي توانستند از ميوه ي اين شجره ي طيبه بهره ي لازم را ببرند و در اين وانفسا، به جاي سکوت زيانبار، با حمايت جماعتي شناخته شده و جمعي گسترده، حرفي براي گفتن داشته باشند و حتي بتوانند در بزنگاه هاي سياسي از نيروي بالقوه آن استفاده کنند.
اکنون که آن فرصت طلايي از دست رفته است و احزاب و گروه هاي سياسي - به دليل تنها فعاليت سياسي تجربه شده اي كه يادگرفته اند- باز کار بر روي "انتخابات مجلس" را در اولويت قرار داده و تصور مي کنند ايجاد "سازمان هاي راي" بدون وجود، شکل دهي و تقويت چنين نهادهايي، و داشتن يک جامعه مدني پويا و پرنشاط، به راحتي ممکن يا دست يافتني است.

در غياب اين گروه از احزاب، شايد بايد آن گروه از "شخصيت هاي حقيقي" و اعضاي "انجمن ها و گروه هاي سياسي" که در اين سال ها، دربرابر نقض گسترده حقوق بشرعليه کنشگران و فعالان دانشجويي و دانشگاهي،حقوق زنان و اقليت ها، روزنامه نگاران و رسانه ها، انجمن هاي صنفي، سنديکاها و سازمان هاي غيردولتي، ساکت ننشته و با امضاي بيانيه، اعتراض آشکار و تجمع هاي قانوني، در مقابل قانون گريزان ايستاده اند، آستين بالا بزنند، و اين مهم را از کوچه ي بن بستي که در آن گير کرده است، بيرون آورند. در غير اين صورت، سکوت و عدم اعتراض سامان يافته و متشکل در برابر نقض حقوق بشر سازمان دهي شده اقتدارگرايان، پوست خربزه اي خواهد بود زبر پاي اصلاح طلبان که خواهي نخواهي روزي آنان را با سر به زمين خواهد زد.

در بازي پيش رو، تا زمان انتخابات مجلس و حتي رياست جمهوري، بر زمين ريخته شدن از اين دست پوست خربزه ها ، دور از انتظار نيست. خرد حکم مي کند که اجازه ندهيم، ماشين زباله حاوي خربزه و پوست خربزه هاي گنديده، فضا را متعفن کرده و محتويات گنديده اش را پي در پي زير پاي رهروان خالي شود.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

تشکيل جبهه مشترک عليه ايران

تفسير بوستون گلوب از فراخوان فرمانده آمريکايي - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

برايان مورفي

به دنبال سخنان دو ژنرال با سابقه آمريکائي درباره خطر ايران به گزارش خبرگزاري آسوشيتد پرس فرمانده ارشد نيروهاي نظامي ايالات متحده در خاورميانه، هم پيمانان عرب آمريکا را براي تشکيل جبهه متحدتري در برابر ايران تحت فشار قرار داده است. از نظر واشنگتن، ايران تهديدي دايم براي منطقه است.

آدميرال فالون با توجه به ترکيب نظامي منطقه و گستره کشورهاي امير نشين در اطراف خليج فارس، درخواست خود را از رهبران عرب براي مقابله با بلند پروازي هاي ايران در گسترش نفوذ خود در منطقه و پيشبرد برنامه هاي هسته اي اعلام کرده است.

فالون با دقت زياد از هر گونه بحث و گفتگوي عمومي در خصوص طرح هاي جنگي احتمالي و يا ايراد تهديدات مستقيم عليه ايران که در حوزه عملياتي اوست خودداري مي کند. او فرمانده مرکز نظامي ايالات متحده و مسوول نيروهاي نظامي در آسياي مرکزي، خاورميانه و شاخ آفريقا است.

سفر 10 روزه اي که او از روز شنبه از کشور بحرين آغاز کرده، بيشتر با انگيزه آماده سازي رهبران کشورهاي خليج فارس صورت مي گيرد، در حالي که از سوي ديگر روز يکشنبه فشارهاي مستقيم ديگري بر ايران وارد مي شد. وزير امور خارجه فرانسه، برنارد کوشنر گفت اگر ايران به سلاح اتمي دست پيدا کند، دنيا بايد خود را براي جنگ با آنها آماده کند.

فالون پس از گفتگوهايش با وزير دفاع بحرين، شيخ خليفه بن احمد الخليفه، در مصاحبه اي گفت: "ما به دنبال هم پيمانان جديد از نوع پيمان ناتو نيستيم."

او گفت اما ايالات متحده خواهان چنان اتحادي است که وقتي ايراني ها به خليح فارس نگاه مي کنند، شاهد گروهي از کشورهاي متحد با عکس العمل يکسان باشد. البته اين موضوع آساني نيست.

بسيار از شيخ نشين هاي خليج فارس نظير بحرين و اجزاي امارات متحده عربي ارتباطات گسترده فرهنگي و تجاري با ايران دارند و نگران شهروندان شيعه خود هستند که به ايران وابسته اند.
در ماه مه، محمود احمدي نژاد در حضور مقامات دوبي، قلب اقتصادي امارات متحده، وارد يک جنگ لفظي بي سابقه با آمريکا شد در حاليکه ديک چني، معاون رييس جمهور ايالات متحده، روز قبلش به اميد کاهش نفوذ تهران در منطقه از آنجا ديدار کرده بود.

معذالک نيروهاي قوي متعددي همچنان سران خليج فارس را به سمت واشنگنتن حرکت مي دهد.

عربستان سعودي به عنوان قدرت اصلي در خليج فارس از گسترش نفوذ رقيب منطقه اي خود، يعني ايران، ميان مسلمانان شيعه نگران است. شيعيان اکثريت مردم عراق را تشکيل مي دهند و داراي گروه هاي قابل توجهي در کشورهاي با اکثريت سني هستند.

واشنگتن پيمان نظامي نزديکي با دوستانش در گستره خليج فارس دارد: حدود 40 هزار نيروي نظامي ايالات متحده در اين منطقه و عمدتا" در کشور کويت به عنوان نقطه کليدي در نزديکي عراق مستقر شده و همچنين سرفرماندهي ناوگان پنجم آمريکا در بحرين حضور دارد.

علي الاحمد، مدير موسسه روابط خليج فارس در واشنگتن مي گويد: "اين کشورها مي دانند که نمي شود با ايران دشمني کرد زيرا آنها مجبورند در کنار ايراني که آنطرف خليج قرار گرفته زندگي کنند. از طرف ديگر آنها نمي خواهند به پيوندهايشان با ايالات متحده که داراي منافع فراواني در آنجاست آسيبي برسد. اين نقطه بسيار مشکل است."

فالون حامل اين پيام است که حکام خليج فارس به عنوان نيروي بازدارنده مهم در خط مقدم براي ايران هستند. ايران تمامي حاشيه شمالي خليج فارس را در اختيار دارد و مي تواند براي جريان انتقال تانکرهاي نفت از تنگه هرمز يک تهديد حياتي باشد.

منبع: بوستون گلوب – 19 سپتامبر

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ناهماهنگي يا اعتراض دولت؟

ديدار روحاني – سولانا لغو شد - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

rohani.jpg

کوروش سليمي

به دنبال اعلام ضمني نارضايتي دولت از سفر نماينده رهبر در شوراي عالي امنيت ملي به بروکسل و ملاقات وي با خاوير سولانا، حسن روحاني در گفتگوئي تلفني با کميسر خارجي اتحاديه اروپا سفر خود را به بلژيک لغو کرد و بعد از ملاقاتي با وزير خارجه آلمان به تهران بازگشت.

همزمان با اعلام خبر سفر حسن روحاني دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي ايران به اروپا، سايت هاي خبري و رسانه هاي اروپائي از احتمال حضور وي در پرونده هسته اي نوشتند اما ساعتي بعد با اعلام خبر گفتگوي تلفني علي لاريجاني دبير فعلي شوراي عالي امنيت ملي ، سخنگوي دولت اعلام داشت که آقاي روحاني ماموريتي در مورد پرونده هسته اي ندارد و سفر او تأثيري در پرونده اتمي اين کشور ندارد.
حسن روحاني به دعوت بنياد كوربر به آلمان سفر كرد و روز چهارشنبه پس از ملاقات با مشاور صدراعظم آلمان در جمع نمايندگان پارلمان و نخبگان اين كشور سخنراني كرد.

وي همچنين با فرانك اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان نيز ديدار و گفت وگو داشت.

لغو ديدار اعلام شده روحاني با سولانا، از ديد کارشناسان سياسي نشانه اختلافات و ناهماهنگي هاي درون حکومت است. چرا که چنين سفري نمي تواند بدون اطلاع وزارت خارجه صورت گرفته باشد، و تنها احتمال دارد بعد از انتشار تحليل هائي که مي توانست به معناي تضعيف هيات مذاکره کننده فعلي باشد، با دخالت مقامات بالا چنين تصميمي گرفته شده که آقاي روحاني نيز با تن دادن بدان مانع از برملا شدن اين اختلافات و ناهماهنگي ها شده است.
آقاي روحاني که تا دو سال پيش عهده دار مذاکرات هسته اي ايران بود، در سفر به آلمان با مشاور بين ‌المللي و امنيتي صدراعظم اين کشور ديدار کرد، در جمع گروهي از نمايندگان آلمان در پارلمان اروپا حاضر شد و قرار است پيش از بازگشت به ايران با وزيرخارجه آلمان نيز ديدار کند.
سه روز پيش که براي اولين بار خبرحسن روحاني به بروکسل، مقر اتحاديه اروپا اعلام شد، هيچ واکنشي از سوي دولت ظاهر نشد و همان زمان اعلام گرديد که وي ديداري نيز با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اين اتحاديه خواهد داشت. ديداري که دليل لغوش مشخص نشده است.
ايسنا بعد از ظهر ديروز خبر داد حجت الاسلام رييس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از ملاقات با مشاور صدراعظم آلمان و سخنراني در جمع نمايندگان پارلمان آلمان و نخبگان اين كشور در برلين، صبح چهارشنبه تلفني با خاوير سولانا، نماينده عالي اتحاديه اروپا در سياست خارجي گفت‌وگو كرد و در آن توافق شد كه ملاقات آنها در فرصتي ديگر انجام شود. به اين ترتيب دكتر روحاني كه جهت شركت در يك كنفرانس قرار بود به بروكسل سفر كند، مسافرت خود را به تعويق انداخته و سفر خود را به زمان ديگري موكول كرد.

سايت فارسي بي بي سي همراه خبر لغو ديدار روحاني با سولانا نوشته است سياست دولت محمود احمدي نژاد در قبال مناقشه اتمي ايران مورد انتقاد برخي محافل و گروههاي سياسي در ايران بوده و از حسن روحاني نيز گاه انتقاداتي در اين زمينه مطرح شده و واکنش مقامات دولتي را در برداشته است.

در همين ارتباط، سايت رجانيوز نزديک به هواداران افراطي رييس جمهور يك روز قبل از سفر روحاني به اروپا مدعي شده بود: " يك مقام عاليرتبه نظام، در پاسخ به حسن روحاني كه جوياي نظر ايشان براي سفر به آلمان و مذاكره با برخي مقامات اروپايي شده بود، به وي توصيه كرد از انجام اين سفر خودداري شود".

اين سايت با استفاده از ادبياتي که معمولا در اشاره به شخص اول نظام جمهوري اسلامي از آن استفاده مي شود ادامه داده بود: "اين مقام عاليرتبه ضمن تأكيد بر اينكه قصد تكليف كردن به حسن روحاني را ندارند، تأكيد كردند: چنانچه اين سفر از ضرورت خاصي برخوردار نمي باشد، از انجام آن خودداري شود. ايشان همچنين خطاب به روحاني خاطرنشان ساختند: در صورت انجام اين سفر، بايد بسيار دقت داشته باشيد كه به هيچ‌وجه از ايران، دو صدا شنيده نشود و موضع جمهوري اسلامي همان راهي است كه دولت در پيش گرفته است."

تمام اين اخبار در شرايطي منتشر مي شود که حسين موسويان، معاون حسن روحاني در مرکز تحقيقات استراتژيک که تا دو سال پيش عضو هيئت مذاکرات اتمي ايران بود به اتهام جاسوسي و قرار دادن اطلاعات محرمانه ايران در اختيار بيگانگان تحت پيگرد قانوني دارد. او در دوران دولت هاشمي رفسنجاني سفير ايران در آلمان بود و ماجراي رستوران ميکونوس در دوران سفارت وي رخ داد. موسويان در حالي که از سوي نيروهاي اوپوزيسيون به دست داشتن در ترور سران کرد در برلين متهم بود روابط محکمي با مقامات الماني حفظ کرد و به نظر مي رسد همين روابط در دوراني که وي معاون دبيرشوراي عالي امنيت ملي بود در کار پرونده هسته اي به کار آمد و پيش از دستگيري هم سفرهائي به آلمان کرده بود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سقراط و قمر در عقرب

نگاه هفته - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

مهرداد شيباني
m.shaibani@roozonline.com

در هفته اي که در تهران "قمر در عقرب" بود و احمدي نژاد، لقب سقراط هم گرفت، معلوم شد "دولت نهم 100 سفر خارجي توسط رئيس جمهوري ووزير امور خارجه داشته که طي آن 1000 موافقت نامه با کشورهاي مختلف امضا شده است".

بر اساس همين توانايي بود که محمود احمدي نژاد اعلام کرد "ايران حاضر است خلاء قدرت را در منطقه پر كند"؛ هرچند علي لاريجاني مجبور به تصحيح آن شد: "مطلب آقاي احمدي نژاد اين بود كه عراق نياز به قيم ندارد، آنجا دولت و مردمي رشيد دارد، ايران هم سياستش حمايت از دولت عراق است."

تصحيحي که بار ديگر هم انجام شد اما اين بار از سوي سخنگوي دولت.آقاي الهام در حاليکه حسن روحاني، رئيس سابق گروه مذاکره کننده هسته اي در ديدار با مشاور بين المللي و امنيتي صدر اعظم آلمان، "اروپا را براي حل چالش هاي منطقه به واقع بيني و احترام به ملت ها و مقررات بين المللي دعوت مي کرد" اظهار داشت: "به هر حال در كشور ما آزادي مسافرت وجود دارد. اصل آزادي رفت و آمد و گفت و شنود است و هر كس هر جا دلش مي‌خواهد مي‌تواند سفر كند و با هر كسي كه مي‌خواهد صحبت كند.ولي اصل آزادي رفت و آمد، صحبت و مذاكره تاثيري بر پرونده‌ هسته‌يي ايران ندارد".

همان آزادي که باعث مي شود "در ايران امکان ديکتاتوري وجود" نداشته باشد "چون همه چيز متعلق به ملت است و ملت همه چيز را تعيين مي ‌کند". و دولت هم قرار است "از حقوق ايراني‌ها به صورت همه‌جانبه دفاع" کند، اما مشکل اينجاست که" مطالبات اجتماعي بيش از حد انتظار است" و لذا "با روال عادي نمي توان به توسعه و پيشرفت مورد نظر دست يافت."[وزير کشور]

براي همين است که "كشورهايي كه خود زندان‌هاي مخفي دارند و انسان‌ها را ترور مي‌كنند مي‌آيند و اتهامات بي‌اساسي را در مورد حقوق بشر نسبت به ايران مطرح مي‌كنند در صورتي كه اين اتهامات همه نادرست است."[رئيس دولت نهم] والا "اگر حاكمان آمريكا اجازه دهند كه مردم آمريكا آزادانه در جريان واقعيت‌ها قرار بگيرند و با حقيقت آشنا شوند وضعيت جهان به گونه‌اي ديگر خواهد بود."

نظري که حتما سردار افشار، رئيس جديد کميسيون ماده احزاب با آن موافق نيست والا خبر از اين نمي داد که: "استفاده مطبوعات و ساير رسانه‌ها از عنوان احزاب و تشكل‌هاي سياسي كه مجوز فعاليت از كميسيون ماده‌ي 10 احزاب ندارند مجاز نيست و براي اين منظور به زودي فهرست احزاب و تشكل‌هاي سياسي كه مجوز قانوني دارند براي رسانه‌ها ارسال مي‌شود."

جهان هم ظاهرا بيشتر حرف هاي اين سرداران را مي شنود والا توجه مي کرد که در اين سوي جهان رئيس جمهوري هست که در عمرش "با کسي دست به يقه" نشده و اهل دعوا نبوده است. کسي که "دوستدار بزرگ دنياي اسلام و مسلمين" است. نه فقط مسلمين که بوميان کانادا: "ايران روز جمعه ۲۴ شهريور، در پاسخ به انتقاد کانادا از افزايش شمار اعدام ها و بدرفتاري با زنان در ايران، از آن کشور به خاطر «نژادپرستي، وحشيگري هاي پليس و بدرفتاري با بوميان کانادايي به مثابه شهروندان درجه دوم» انتقاد کرد."

و درست همان موقعي که هادي قابل، پس از تفتيش خانه اش توسط مامورين، راهي زنداني در قم بودو "بازداشت وي نشانه نگران‌كننده بستن فضاي سياسي در شرايطي كه كشور در وضعيت ويژه به سر مي‌برد" تلقي مي شدو پدر احسان منصوري[دانشجوي زنداني] در ديدار با عليرضا آوايي، رئيس کل دادگستري استان تهران ديدار با مرتضوي را چنين تشريح مي کرد: "ايشان به ما گفتند شما که مي گوييد بچه هايتان شکنجه جنسي شده اند، اصلا مي دانيد شکنجه جنسي يعني چه؟ سپس آقاي مرتضوي شروع کردند در حضور همسران ما برداشت خودشان را از شکنجه جنسي در مورد زن و مرد توضيح دادند و بعد از ما پرسيدند حالا بگوييد ببينم بچه هايتان شکنجه جنسي شده اند يا نه؟! چنان که من حتي از فکر کردن به حرف هاي آقاي مرتضوي شرم دارم ولي براي دفاع از فرزندم حاضرم جمله به جمله سخنان ايشان را خدمتتان عرض کنم." آوايي نگذاشت او سخنانش را ادامه دهد و "با قطع سخنان پدر احسان منصوري از وي خواهش کرد از اين قسمت عبور کند."

عبوري که نمي توانست شامل گزارش سازمان عفو بين الملل شود. گزارشي که نشان مي دهد در سال گذشته، 177 نفر در ايران اعدام شده اند که در ميان آنها دو کودک زير 18 سال هم وجود داشته است.

و لابد درست به دليل همين مجموعه صفات است که غربي ها با رئيس جمهوري اسلامي "لجبازي" مي کنند و ناگهان برنار کوشنر، وزير امور خارجه فرانسه، "در اظهاراتي بي سابقه خواستار آمادگي جامعه جهاني براي انجام حمله احتمالي عليه ايران" مي شود. حمله اي که تمام راه هاي مقابله با آن انديشيده و پيش بيني شده است. در همين راستا بود که "صاعقه در اسمان ايران" به پرواز درآمد و رئيس شورايعالي امنيت هم به غربي ها توصيه کرد "در منطقه نمانند چرا كه در تيررس قرار مي‌گيرند."

آن هم منطقه اي که قرار است دانش آموزانش با شال گردن هايي با آرم "انرژي صلح‌ آميز هسته اي" به مدرسه بروند و سياست انتخاباتيش"سياست چتر باز" باشد که زير آن عملا هيچ کسي جا نمي گيرد، حتي حزب موتلفه اسلامي؛ آن هم در حاليکه اينها همه "سر و ته يك كرباس" هستند.[محمد هاشمي]

و در اين هفته قمر در عقرب که احمد توكلي، رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي هم "تصميم دولت براي كاهش ساعت كار كاركنان دولت و بانك‌ها در ماه رمضان را غير قانوني" خواند، طبيعتا "روز شعر و ادب فارسي فقط بر صفحه‌ تقويم رسمي كشور نقش بست و همين".

روزي كه از "ابتداي انتخاب خود در سال 81، بدون هيچ‌گونه نظرسنجي از جامعه‌ي ادبي كشور و با پيشنهاد يك نماينده‌ي مجلس، اين نام را به‌خود" مي بيند و بعد هم به فراموشي سپرده مي شود.البته اين را حتما رئيس جمهور سقراطي نمي داند والا همان طور که برخورد با زوار ايراني در مکه و مدينه "دور از چشم مسئولين عاليرتبه عربستان سعودي انجام شده و اگر امير عبدالله از اين موضوع مطلع بودند به شدت با فتنه‌انگيزان برخورد مي‌كردند" براي اين مسئله نيز راه حلي انديشيده مي شد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

خدا در دهان آدم دندان دارد

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

po_nabavi_01.jpg

دو هفته قبل، یک روزنامه گمنام انگلیسی و یک شبکه تلویزیونی بدنام آمریکایی اعلام کردند که آمریکا می خواهد به ایران حمله کند. دوازده روز قبل آقای ف. از تهران زنگ زد و گفت، چرا این همه درباره جنگ می نویسی؟ ده روز قبل چند نشریه خوشنام و معتبر اروپایی و آمریکایی اعلام کردند که احتمال جنگ وجود دارد. یک هفته قبل سیاستمداران اروپایی و آمریکایی اعلام کردند که جنگ آمریکا و ایران قریب الوقوع است. شش روز قبل همان آقای ف. از تهران زنگ زد و گفت: تو واقعا فکر می کنی جنگ می شود؟ پنج روز قبل تقریبا فقط فیدل کاسترو در مورد جنگ حرف نزد، آن هم به این دلیل که در مورد هیچ چیزی حرف نزد. چهار روز قبل یک روزنامه انگلیسی تعداد نقاطی که احتمالا توسط آمریکا بمباران می شود، مشخص کرد. سه روز قبل، معلوم شد اولین نقطه ای که بمباران می شود، روی نقشه نشان داده شد. دو روز قبل همان آقای ف. فوق الذکر زنگ زد و گفت: شوخی شوخی دارد جنگ می شود، ما که نمی توانیم چیزی بنویسیم، شما چرا چیزی نمی نویسید؟ امروز حسن روحانی به آلمان رفت و با سولانا تلفنی حرف زد و اروپائی ها را دعوت کرد که واقع بینانه رفتار کنند و به قوانین بین المللی احترام بگذارند. مقامات اروپائی هم گفتند: این یعنی چی؟ یعنی شما نماینده ایران هستید؟ روحانی گفت: نمی دونم، باید تلفن بزنم و بپرسم. از طرف دیگر کوشنر، وزیرخارجه فرانسه که ایران را علنا تهدید به حمله نظامی کرد، اعلام کرد که فرانسه نقشه ای برای حمله به ایران ندارد. البته فیگارو هم در یک نظرسنجی اعلام کرد که 59 درصد فرانسوی ها مخالف جنگ علیه ایران هستند و 41 درصد موافق حمله اند. احمدی نژاد هم که معمولا جز خودش و عمه اش و خاله اش هیچ چیزی را جدی نمی گیرد، گفت: « ما تهدید فرانسوی ها را جدی نمی گیریم.» از طرف دیگر شوهر شمسی پهلوون و سخنگوی دولت اعلام کرد: « جنگ با ایران گزینه ای کاملا احمقانه است.» از طرف دیگر مایکل مور هم گفت: « مردم آمریکا، خنگ ترین مردم دنیا هستند.» همین مایکل مور بارها اعلام کرده است که « بوش احمق است.» البته من نمی خواهم آقای ف. و دیگران را بترسانم، ولی شما اگر فکر کنید رئیس جمهور و مردم یک کشور احمق هستند، چرا باید انتظار داشته باشید آنها هوشمندانه رفتار کنند؟ بخصوص اینکه خودتان نابغه هستید و رفتارهای تان نامعقول است، فکر می کنید حتما آنها که احمق هستند، باید در کمال هوشمندی رفتار کنند؟ از نظر من دو حالت وجود دارد، یکی این که دارند جنگ روانی می کنند. برای چی؟ برای این که اگر ما کوتاه نیامدیم جنگ غیر روانی بکنند. ما هم که کوتاه نمی آئیم، حداقل احتمال جنگ را جدی بگیریم. یک طرف دیگر قضیه این است که آمریکایی ها و اروپایی ها اصلا نمی خواهند جنگ کنند و فقط این حرف ها را می زنند تا از خودشان در جهان یک چهره جنگ طلب نشان بدهند که مردم دنیا بفهمند آنها جنگ طلب هستند، این احتمال قوی است و شاید مهم ترین احتمال باشد. به قول شوهر شمسی پهلوون « اکنون شرایط جنگی نیست.» فکر نمی کنید وقتی الهام می گوید شرایط جنگی نیست، ما باید شکی در این مورد داشته باشیم؟

علل انحراف جوانان چیست؟

من فکر می کردم که سه چهار روز قبل گوگل تصادفا و در اثر اشتباه قطع شده است، چون در دنیای امروز قطع کردن گوگل برای کنترل اینترنت، مثل قطع کردن برق کشور برای جلوگیری از دیدن فیلم سکسی توسط ملت است. اما وقتی خواندم که حجت الاسلام مصباح در کمال سرور و شادمانی گفته است: « فیلم ها، رمان ها و اینترنت باعث منحرف شدن جوانان شده است.» متوجه شدم که من اشتباه می کردم و مسوولان نه تنها باید بقول ابراهیم رها، در گوگل را گل می گرفتند، بلکه باید یاهو و مسنجر را هم مسدود کنند و حتی الامکان اگر ممکن است جلوی هرگونه تماس با موبایل و اس ام اس و غیره را هم بگیرند. در همین راستا محققین صاحب نام و گمنام در تحقیقات خودشان موفق شدند علاوه بر فیلم ها و رمان ها و اینترنت، برخی عوامل دیگر انحراف جوانان را هم کشف کنند. عوامل دیگر انحراف جوانان به این شرح است: تلویزیون، برق، بلیط هواپیما، هواپیما، تلفن، یخچال، بطری، آسفالت، چرخ اتومبیل، ماشین بخار، بز( چون ممکن است جوانان با دیدن بز تحریک شده و از یاد آقای مصباح غافل شوند به خصوص در ماه مبارک رمضان)، سگ، دوچرخه، پیتزا، همبرگر، سازمان ملل متحد، کاغذ سفید، مداد، خودکار، ضبط صوت، نوار، تاریخ، آثار بجا مانده از گذشته، آثاری که جدیدا خلق می شود، تابلو..... و برخی موارد دیگر.

هاشمی، هاشمی، حمایتت می کنیم؟
یکی از خصوصیات هاشمی رفسنجانی این است که وقتی نازش می کنی، گازت می گیرد، وقتی گازش می گیری، نازت را می کشد. هاشمی در یک اظهار نظر حیرت انگیز گفت: « مردم سالاری در جمهوری اسلامی ایران در سطح بالاتری نسبت به سایر کشورها برخوردار است.» آگاهان پرسیدند: دلیلی هم دارید؟ هاشمی گفت: مثلا خود من در انتخابات با این که طرفداران بیشتری داشتم، ولی احمدی نژاد رئیس جمهور شد. هاشمی رفسنجانی بر شرکت همه گرایش ها در انتخابات تاکید کرد.

احمدی نژاد گزارش می کند
به نظر من هم تشکر کردن از مسوولان امر، بخصوص دولت مردمی لازم است. در همین راستا یکی از هموطنان پس از اینکه دیروز صبح از خواب بیدار شده و متوجه شد هوا بسیار خوب است، به سازمان هواشناسی زنگ زده و از مسوولان این سازمان قدردانی نمود. در همین راستا، یا در یک راستای دیگر، بالاخره بعد از شش ماه تاخیر، دکتر احمدی نژاد، گزارش عملکرد خودش را که قرار بود شش ماه قبل به مجلس ارائه دهد، چون گزارش کار خودش آماده نبود، گزارش کار دولت های قبلی را در مجلس قرائت کرد و رسما و در کمال غرور و افتخار اعلام کرد که دولت نهم در همه زمینه ها موفق بوده است. این گزارش با مخالفت بعضی نمایندگان مجلس روبرو شد، ولی چون این مخالفت تاثیری در آخرین سفر احمدی نژاد به نیویورک و کاراکاس نداشت، وی گفت: مهم نیست، هر چقدر می خواهید مخالفت کنید، فقط سفر ما را خراب نکنید.

جبهه مشارکت و دولت
من نمی دانم چرا مجلس هفتم طرح عدم کفایت سیاسی احمدی نژاد را که تمام دلایلش را احمدی نژاد در گزارش عملکردش ارائه داد، پیگیری نمی کند. راهش هم این است که بعد از بازگشت احمدی نژاد از نیویورک و کاراکاس، مجلس او را احضار کند و طرح عدم کفایت سیاسی او را تصویب کند، در این صورت هم مجلس معتبر می ماند، هم جلوی بیشتر شدن بحران گرفته می شود، هم جامعه منفجر نمی شود. من که فکر می کنم اگر احمدی نژاد شش ماه دیگر سرکار باشد، ملت یا خودشان به جان همدیگر می افتند، یا جامعه دچار فروپاشی می شود، یا آمریکایی ها با آغاز جنگ ایران را از نظر تاریخی چهل سال عقب می برند. جبهه مشارکت اعلام کرد: « دولت در تحقق وعده هایش ناتوان است.» روزنامه آبزرور نوشت: « زمان برای جلوگیری از جنگ رو به پایان است.» اتریش و هلند از تحریم ها حمایت کردند. فرانسوی ها هنوز دارند می جلزند و می ولزند. آمریکا دارد یک عدد چنی را به جای رایس می اورد سرکار و ما مهم ترین مدرک جرم مان را داریم می فرستیم وسط لانه زنبور سازمان ملل. خیلی پسرمان کارهای خوب می کند، جلوی هر مهمانی هم درش می آوریم، مبادا به شازده بربخورد. البته من منتظرم که احمدی نژاد در سازمان ملل کوتاه بیاید و در مورد صلح جهانی و آرامش و حق مسلم ما و این جور چیزها حرف بزند و احتمالا حرف هایی که در مورد هولوکاست گفته پس بگیرد، اگر این کار را نکتد، باید پس از بازگشت او به ایران، اگر بسلامتی برگشت، باید منتظر قطعنامه و توپ و تانک و مسلسل باشیم. خدا کند همه پیش بینی های من غلط دربیاید.

خدا در دهان آدم دندان دارد
واقعا این کمونیسم تا خشتک مان نفوذ کرده، فقط بیخودی اسم خدا را وسط کار می آورند. جدا که در بهار آزادی، جای استالین خالی. راستی گفتم استالین، کسی از گنجی خبری ندارد؟ البته خودم امروز با گنجی حرف زدم، مقاله ای نوشته بود، وقتی خواندمش یک ساعت با خودم دعوا می کردم، ببین دیگران چه خواهند کرد. احتمالا اگر همزمان با خواندن مقاله گنجی یک ژنراتور وصل کنند به باسن رهبران چپ گذشته، با برق حاصله از آن می توان برق کل اروپا و آسیای میانه و بخش کوچکی از تهران را تامین کرد. در راستای جایگزینی خداوند متعال به جای پرولتاریای تحت ستم، آیت الله محمد رضا ناصری یزدی گفت: « خدا نان داد را به جای بابا نان داد بنشانید.» ضمنا، دیروز صبح کمد بغل دستی مرتضوی درش کنده شد و تمام پوشه های توی کمد ریخت زمین و وسط یک روزنامه ایران باستان( نه این ایران مزخرفی که الآن منتشر می شود) که در آن مقداری نان خشک و پنیر خشک شده بود، یک برگه احضاریه که مدتها گم شده بود، پیدا شد و در همین راستا اکبر گنجی بخاطر کتاب « مجمع الجزایر زندانگونه» به دادگاه عمومی تهران احضار شد. حالا که بحث استالین و گنجی و مرتضوی پیش آمد، بهتر است به این مهم اشاره کنیم که اگر قرار باشد در کتاب های درسی به جای « بابا نان داد» نوشته شود « خدا نان داد.» بقیه چیزها در کتاب درسی اول دبستان چگونه نوشته می شود؟
ننویسیم « بابا نان داد»، بنویسیم « خدا نان داد.»
ننویسیم « آن مرد با اسب آمد» بنویسیم « خدا آن مرد را با اسب فرستاد.»
ننویسیم « مادر آرام آمد» بنویسیم « خدا مادرهای من را آرام آورد.»
ننویسیم « سارا برادر دارد» بنویسیم « خدا برای سارا یک برادر از طریق پدر فرستاد.»
ننویسیم « من انار دارم» بنویسیم « خدا انار دارد، خدا به من انار داد.»
ننویسیم « آدم دندان دارد» بنویسیم « خدا در دهان آدم دندان دارد»
ننویسیم « مادر در دست نان دارد» بنویسیم « خدا در دست مادر نان گذاشت»
ننویسیم « ما ایران را دوست داریم» بنویسیم « ما خدا را دوست داریم، لبنان هم خوب است.»
ننویسیم « مادر با سوزن دامن می دوزد» بنویسیم « خدا با دست مادر با سوزن دامن می دوزد.»

اصلاحیه قانونی آموزش و پرورش: بموجب این ماده قانونی از امروز نام پدر و مادر در راستای نیل به یک جامعه بی پدر و مادر از کتب درسی حذف و خداوند کلیه اعمال را عهده دار می شوند.

ای پلیس های مخفی، کجائید؟

سردار رادان دیروز در یک گفتگوی مطبوعاتی از سه نفر پلیس مخفی که از دو سال قبل همکاری خود را با نیروهای انتظامی آغاز کرده بودند، درخواست کرد برای دریافت حقوق معوقه دو سال گذشته شان با این نیرو تماس بگیرند. ظاهرا دو سال است که نیروی انتظامی دنبال این سه نفر پلیس مخفی می گردد تا حقوق شان را پرداخت کند ولی آنها را پیدا نمی کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

خيابان‌هاي تهران در انتظار انفجار

در خواست مجلس براي لغو تصميم احمدي نژاد - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

trafic.jpg

آرش سميعي

با آنكه رسانه‌هاي اصولگرا از ده روز پيش كه تصميم دولت احمدي نژاد مبني بر كاهش ساعت كار ادارات، بانك‌ها و مدارس در ماه رمضان اعلام شد، همچنان تا امروز از اين تصميم دفاع كرده و آن را باعث فراهم شدن امكان عبادت در جامعه مي‌نامند، حداد عادل دوشنبه گذشته در نامه‌اي به احمدي نژاد كاهش ساعت كار را غيرقانوني دانست و خواستار بازگشت به روال قانوني قبلي شد.

در همين حال گزارش‌هاي رسمي حاكي از آن است كه تغيير ساعت كار در هفته گذشته باعث تشديد ترافيك در خيابان‌هاي تهران شده است و بر اساس پيش‌بيني‌هاي كارشناسي، اين وضعيت با آغاز كار مدارس و دانشگاه‌ها در اول مهر ماه، به يك معضل بي‌سابقه ترافيكي منجر خواهد شد. سه روز پيش، نعمت اللهي، مديرعامل شركت كنترل و نظارت بر ترافيك شهرداري تهران از انتقال پيك ترافيك بسيار سنگين صبح روز تهران شنبه 24 شهريور از ساعت 7:30 صبح به 8:30 خبر داد. اين روز، نخستين روز كاري پس از آغاز ماه رمضان بود و علت افزايش بي‌سابقه ترافيك در آن، تغيير ساعات كار و همپوشاني دو پيك ترافيكي تجاري و اداري عنوان شد؛ اتفاقي كه با آغاز كار مدارس و شروع رفت‌و‌آمدهاي 3 ميليون دانش‌آموز تهراني، قطعا تشديد خواهد شد. اين موضوع را اين مقام مسئول در حوزه ترافيك هم تاييد مي‌كند: "قطعا براي ارزيابي دقيق‌تر و درست تاثير تغيير ساعت كار ادارات بر ترافيك شهر، بايد منتظر بازگشايي مدارس ماند."

اين در حالي است كه با اجراي طرح سهميه‌بندي بنزين، دولت نهم ادعا مي‌كرد كه ميزان مصرف بنزين در كشور كاهش يافته و به تبع آن حجم ترافيك شهري نيز كاهش قابل توجهي داشته است. در حالي كه تقريبا از يك ماه پس از اجراي اين طرح، بسياري از شهروندان شاهد بودند كه ترافيك تهران و شهرهاي بزرگ به وضع سابق بازگشته و بلكه در مواردي بدتر هم شده است. گزارش‌هاي رسانه‌اي نيز حاكي از آن بود ميزان مصرف سرانه بنزين نسبت به قبل از سهميه‌بندي، نه تنها كاهش نداشته، بلكه افزايش هم داشته است.

اين ارزيابي، روز گذشته در گزارش يك مقام رسمي هم تاييد شد. بر اساس گزارشي كه مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش فرآورده‌هاي نفتي ارايه كرده است، ميزان مصرف بنزين كل كشور در مرداد امسال نسبت به مصرف بنزين در مدت مشابه در سال گذشته، بيش از 200 ميليون ليتر افزايش داشته است. اين مقام وزارت نفت، ميزان مصرف بنزين در مرداد ماه سال گذشته را كه طرح سهميه‌بندي هنوز اجرا نشده بود، يك ميليارد و 700 ميليون ليتر بنزين، و در مردادماه امسال و با گذشت دو ماه از آغاز سهميه‌بندي، يك ميليارد و 906 ميليون و 800 هزار ليتر اعلام كرد. بدين ترتيب اجراي طرح سهميه‌بندي باعث افزايش بيش از 200 ميليون ليتري مصرف ماهانه بنزين شده است كه پيش‌بيني مي‌شود در مهر ماه با توجه به التهاب ترافيكي ناشي از فعاليت مدارس و تردد دانش‌آموزان، از اين هم فراتر برود. دولت نهم پيش از اين ادعا كرده بود با اجراي سهميه‌بندي، ميزان مصرف روزانه به 60 تا 62 ميليون ليتر مي‌رسد كه به اين ترتيب روزانه در مصرف 20 ميليون ليتر بنزين صرفه‌جويي مي‌شود.

با اين اوصاف، اگر دولت در برابر نامه رئيس مجلس هفتم بايستد و از موضع خود در خصوص كاهش ساعات كار عقب‌نشيني نكند، از هم‌اكنون مي‌توان حدس زد كه روزهاي آغازين مهر ماه امسال، از جمله بدترين روزهاي خيابان‌هاي تهران از لحاظ شلوغي و ترافيك خواهد بود.

البته حداد عادل در نامه‌اش به احمدي نژاد كه سايت "الف" متعلق به "احمد توكلي" نماينده شاخص اصولگرا آن را منتشر كرده است، اشاره‌اي به تبعات اجتماعي اين تصميم نكرده و دليل درخوسات براي لغو اين تصميم را "غير قانوني" بودن آن دانسته است. بر اساس گزارش اين سايت، "هيات تطبيق مصوبات دولت با قوانين" كه نهاد مشاور حقوقي رئيس مجلس معرفي شده است، "تصميم دولت به کاهش ساعت کاري در ماه مبارک را خلاف مصوبه شوراي انقلاب در سال 1359 مبني بر هماهنگي ساعات كار كارمندان و كارگران و تصويب آن به ميزان 44 ساعت در هفته دانست."

در همين حال سايت محافظه‌كار "بازتاب" نيز در گزارشي از تصميم احمدي نژاد براي ايجاد تأخير نود دقيقه‌اي در آغاز كار ادارات و بانك‌ها در ماه رمضان به شدت انتقاد كرده، آن را داراي اشكالات "شرعي، قانوني، ترافيكي، اقتصادي، اجتماعي و بين‌المللي" ارزيابي كرده، به طوري كه "اين تصميم، كشور را با آسيب روبه‌رو كرده است."

اين سايت نوشته اين تصميم "‌انطباق ساعت پيك رفت‌وآمدهاي اداري بر رفت‌وآمدهاي تجاري كه پيش از اين با فاصله نود دقيقه‌اي موجب توزيع ترافيك در معابر شهري مي‌شد، باعث تشديد بي‌سابقه ترافيك از آغاز طرح سهميه‌بندي بنزين در ساعات 8 تا 10 صبح شده است و از نظر اقتصادي، نيز اين تصميم علاوه بر كاهش شديد بهره‌وري، بنا بر برآوردها، موجب اتلاف دست‌كم صد ميليارد تومان حقوق دولت مي‌شود... علاوه بر پيامدهاي يادشده، نقض شعار پركاري دولت نهم كه با كاهش يك‌سوم زمان كاري در ماه مبارك رمضان، عملا 3 درصد از حجم كل كار سالانه كشور كاسته است، از آثار اين تصميم شگفت‌انگيز به شمار مي‌رود."

در يكي دو روز آينده مشخص خواهد شد كه آيا احمدي نژاد به نامه حداد عادل توجهي خواهد كرد يا خير، و نيز مشخص خواهد شد كه آيا فكر خاصي براي كاهش ترافيك روز يكشنبه آينده كه اول مهر ماه است، شده يا خير. اما اگر وضعيت كنوني تغييري نكند، تهراني‌ها از حالا بايد منتظر يك ترافيك وحشتناك، و خيابان‌هاي تهران بايد منتظر يك وضعيت در حال انفجار باشند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

احمدي نژاد، سقراط زمانه

پس ازمعجزه هزاره سوم - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

ahmadisoghrat.jpg

سعيده ملکوتي

يک نهاد وابسته به رياست جمهوري در اقدامي جالب توجه محمود احمدي نژاد رئيس دولت نهم را "سقراط زمانه" نام نهاد و به تجليل از او پرداخت.

مركز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري در نخستين شماره از "گزارش جمهور" كه با عنوان "ديالكتيك سقراطي رئيس‌جمهور در پيروزي نهضت ملي هسته‌اي ايران" در شهريور 1386 منتشر شده، شيوه احمدي‌نژاد در بحث و گفت‌وگو را همانند سقراط دانسته است.

به گزارش بازتاب در بخشي از اين گزارش پانزده صفحه‌اي كه حدود نيمي از آن به سخنراني‌ها و مصاحبه‌هاي احمدي‌نژاد اختصاص دارد و نيم ديگر توسط مجتبي زارعي، عضو و مبتكر ايده راه‌اندازي شوراي سياستگذاري نظارت بر انتشار آثار و انديشه‌هاي رئيس‌جمهور نوشته شده، آمده است: "... سقراط به دنبال آن بود كه آدمي خويش را بشناسد و شناخت و علم به خويش را همان تقوا و تقوا را هم علم و اين علم را نيز آموزشي و آموختني مي‌دانست. لذا او دمكراسي آتني گرفتار در كمند آريستوكراسي معطوف به كار ويژه‌هاي اليگارشيك را برنمي‌تابيد و به فرد، فرد آتني بشارت مي‌داد كه در صورت لياقت و كسب فضيلت، سعه وجودي‌شان ظرفيت هر شأن و مقامي را پيدا خواهد كرد. از اين رو با شاگردان آتني‌اش در «اگورا» ـ ميدان بزرگ شهر ـ مي‌نشست و بحث مي‌كرد، به دنبال طبقه ممتازين نبود و به حرف‌هاي تبليغاتي كه وي را مورد ريشخند قرار مي‌داد، هرگز توجهي نمي‌كرد. بيني‌هاي سقراط از آن روي كه از منافذ گشادي برخوردار بود، وي را مورد طعنه طايفه سفسطه‌گرا قرار مي‌داد، اما سقراط مي‌گفت: مگر نه اين‌كه بيني براي نفس كشيدن است؟ پس اگر چنين است، سوراخ‌هاي گشاد بيني‌ام راه نفس كشيدن را هموارتر مي‌كند."

همين گزارش از در مورد مطلب مذکور ادامه مي دهد:" رقباي سوفيست سقراط طرفي از اين طعنه‌ها نمي‌بستند... سقراط و ديالكتيك سقراطي، قهرمانان روش‌مندي احمدي‌نژاد در بحث و مذاكره با بيگانگان مي‌باشد."

مرکز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري در گزارش خود اضافه مي کند:" رقباي احمدي‌نژاد بر آن بودند كه رياست‌جمهوري به او نمي‌آيد! اشكالي كه البته، ليبرال‌ها بر «رجايي» هم وارد مي‌نمودند. يكي از سياسيون كه برخي اوقات حرف‌هايش از جاده عقل خارج مي‌شود، عدم شباهت احمدي‌نژاد به رؤساي جمهوري! را حتي در استوديو خبري صداوسيما نيز بيان كرد و كماكان نيز او و دوستانش چنين مي‌كنند، اما رئيس‌جمهور به مدد «ديالكتيك سقراطي» و بي‌اعتنا به اين سوفسطاييان، در حال كار و مباحثه با مردمان در «اَگورا»هاي ايران است."

اين گزارش ضمن تاکيد بر اينکه احمدي نژاد تاكنون "با مدد از ديالكتيك سقراط پيش رفته است" ادامه مي دهد :"البته رئيس‌جمهور اين روش سقراطي را در مواجهه با بيگانگان، بيش از رقباي داخلي‌اش مورد استفاده قرار داده است. سقراط البته به دست انداختن و استهزا «ironie» نيز شهره مي‌باشد. البته بهره جستن از مثل اتصال ويژه‌خواران متنفذ با شيلنگ‌هاي چند اينچي، استهزاي سقراطي كساني است كه مبارزه با ويژه‌خواري را، بي‌ثبات‌سازي سرمايه‌گذاري در ايران ناميده‌اند. وقتي به كارنامه احمدي‌نژاد در پيروزي نهضت ملي هسته‌اي نگاه كنيم، كاربست اين فن را بيشتر مي‌يابيم."

نگارنده گزارش ادعا مي کند: "رئيس‌جمهور اكنون با استمداد از آموزه‌هاي روش سقراط، مبدع «سياست مناظره‌اي» است و مي‌توان مدعي شد از بين حكمرانان جهان، صرفا اوست كه مي‌توان وي را «رئيس‌جمهور پرسش و پاسخ» ناميد".

اين گزارش با نقبي به دوره مقامات گذشته مي نويسد: "بسياري از مقامات عالي‌رتبه ايراني و رؤساي جمهور برخي مقاطع تاريخي ايران در مذاكره و مباحثه با بيگانگان در مقام متهم بازجويان نظام سلطه و كمپاني‌داران قرار گرفته‌اند، اما اين بار وضع متفاوت شده و رئيس‌جمهور، خود در مقام پرسش از دنيا و نيز بازجوي حكمرانان سفسطه‌جو منزلت يافته است."

اين مرکز وابسته به نهاد رياست جمهوري "نگارش نامه به فرعون زمان، جورج دبليو بوش، گفت‌وگوي مكتوب با ملت آمريكا و ارسال نامه به صدراعظم آلمان و همچنين اصرار رئيس‌جمهور بر اجراي «سياست مناظره‌اي» بين خود و رئيس‌جمهور آمريكا در اَگورهاي جهان" را سابقه به كاربستن چنين ديالكتيكي توسط احمدي نژاد مي خواند.

در پايان اين گزارش آمده است: "سقراط و روش سقراطي، الگوي بي‌بديل جدال با سوفسطاييان زمانه است. احمدي‌نژاد اكنون خبرسازترين رئيس‌جمهور جهان است."

پيش از اين فاطمه رجبي، همسر سخنگوي دولت نهم در کتابي احمدي نژاد را "معجزه هزاره سوم" ناميده و تعاريف غلوآميزي از وي بدست داده بود.

آن کتاب حتي انتقاد برخي از اصولگرايان را نيز درپي داشت. نويسنده آن کتاب که حامي سرسخت رئيس دولت است در يادداشتي در وب سايت خود نوشت: "آنگاه که پيروزي دکتر احمدي نژاد را در انتخابات رياست جمهوري نهم معجزه هزاره سوم ناميدم، برخي ساده لوحان جناح راست همپاي چپ ها به آن خرده گرفتند. اينک با گذشت 2 سال که باطن اين معجزه الهي بيشتر نمايان گرديده، حتي مغرضان به آن اعتراف دارند."

فاطمه رجبي ادامه داد: "درگذشته اشاره داشته ام که حضور دکتر احمدي نژاد در منصب رياست جمهوري گروهها، چهره ها حزب ها و جناح هاي راست و چپ را «عريان تر از شمشير کبري» به ميدان آورد. امروز بار ديگر اين «عرياني باطن» ها را تکرار مي کنم. در حالي که عموم جامعه آن را عيني تر نظاره گرند."

وي دوباره بر رويت علائم ظهور تاکيد کرد و نوشت: "واقعيت آن است که رويدادهاي 2 سال اخير «عصر ظهور» را با علائم و مسائلش بيش از پيش مشخص مي کنند. برجسته ترين نشانه ها «بدعت»ها يا «فتنه»هاي فرهنگي و سياسي است که سردمداران دو جناح آن را برعهده گرفته اند. فتنه هايي که قدرت طلبي و تماميت خواهي، مبنا، انگيزه و مقصد و مقصود آن است."

وي سپس اين موضوع را به هاشمي رفسنجاني هم ربط مي دهد و مي نويسد: "کتاب «به سوي سرنوشت»، «دگرگوني سرنوشت انقلاب اسلامي» را مدنظر دارد. گرچه مسأله «حذف شعار مرگ بر آمريکا» با موافقت حضرت امام(س)، خروش ملت را در پي داشت، اما مسائل بسيار بنيادي تر اين کتاب مورد غفلت قرار گرفت."

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نامه 300 روشنفکر جهان در مورد ايران

گنجي تحويل سازمان ملل داد: - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

ganjyny.jpg

روز گذشته(18سپتامبر) طي ديداري با آقاي لين پسکو معاون سياسي دبيرکل سازمان ملل متحد، در مقر آن سازمان در شهر نيويورک، اکبر گنجي "نامه ي ضد جنگ" 300 تن از روشنفکران نامدار جهان به دبير کل سازمان ملل را تقديم وي کرد. روشنفکران نامدار جهان طي اين نامه هر گونه حمله نظامي به ايران، به هر بهانه اي را رد کرده و خواهان توجه به نقض گسترده و سيستماتيک حقوق بشر در ايران شده اند. در اين نامه ضمن اشاره به سرکوب روشنفکران، دانشجويان، روزنامه نگاران، معلمان، کارگران و زنان، از دبير کل سازمان ملل درخواست شده براي آزادي کليه زندانيان سياسي – عقيدتي ايران اقدام نمايد.

نامه ي به دبير کل سازمان ملل، نامه ي جامعه مدني جهاني است که از يک سو رژيم حاکم بر ايران را به دليل خودکامگي و سرکوبگري، و از سوي ديگر سياست هاي نظامي گرايانه و مداخله جويانه ي دولت آمريکا را محکوم کرده اند. به غير از روشنفکران نامدار جهان، چندين روشنفکر نامدار جهان اسلام نيز اين نامه را امضاء کرده اند (متن کامل نام به همراه کليه ي امضأ ها، طي روزهاي آينده منتشر خواهد شد).

گنجي در ادامه اين ديدارنکات زير را با معاون سياسي دبير کل سازمان ملل در ميان نهاد:

- اعدام هاي گسترده طي ماه هاي گذشته در ايران:اعدام علني متهمان در ميادين شهر بخش ديگري از خشونت هاي علني رژيم به منظور ايجاد رعب و وحشت است. ما نه تنها با اعدام در ملاء عام مخالف هستيم، بلکه اسا ساً با مجازات اعدام هم مخالف هستيم.

- يکي ديگر از مشکلات اساسي مخالفان، بازداشت هاي غير قانوني، حبس در سلولهاي انفرادي و فشارهاي جسمي و رواني جهت اقرار به جرائم ناکرده و توبه نامه نويسي است. مخالفان را پس از حبس طولاني در سلول انفرادي، در تلويزيون به نمايش مي گذارند تا به همکاري با شبکه هاي جاسوسي غرب اعتراف نمايند.هرگونه مخالفت، براندازي نرم و انقلاب مخملي جلوه داده مي شود. شرايط زندانيان شهرستاني (خصوصاً اقليت هاي قومي و مذهبي) به مراتب بدتر و سخت تر از زندانيان مرکز است.

- ايران بزرگترين کشور خاورميانه در زنداني کردن روزنامه نگاران است. از اول ژانويه سال جاري تاکنون 13 نشريه را توقيف کرده اند. نشريات مستقل توقيف و بقيه نشريات از ترس توقيف به شدت گرفتار خودسانسوري شده اند.

- به خانواده ي هزاران زنداني اعدام شده ي تابستان 1367 اجازه نمي دهند تا بر سر مزار فرزندانشان حاضر شوند.

- تعداد زيادي از مخالفان در دادگاه هاي غير علني به حبس هاي سنگين محکوم شده اند. صدور احکام قطعي يکي از راه هاي خاموش کردن مخالفان است. برخي ديگر از مخالفان را ممنوع الخروج کرده اند.

- زنان که از تبعيض و نابرابري و آپارتايد جنسي در رنج اند، با تصويب قوانين جديد، وضعيت دشوارتري پيدا خواهند کرد.

- اقليت هاي قومي، مذهبي و جنسي به شدت سرکوب و از حقوق شهروندي محرم گرديده اند.

- دانشجويان منتقد از ادامه تحصيل محروم، زنداني و شکنجه مي شوند. تعدادي از دانشجويان در شرايط بسيار دشوار در بازداشت به سر مي برند. پاکسازي دانشگاهها از دگرانديشان ودگرباشان همچنان به شدت دنبال مي شود.

- هيچ دولتي به هيچ بهانه اي حق ندارد ايران را مورد تهاجم نظامي قرار دهد. جامعه جهاني بايد توجه خود را به نقض حقوق بشر در ايران معطوف نمايد. مسأله ي اصلي، گذار ايران به دموکراسي و رعايت حقوق بشر است، نه غني سازي اورانيوم. دولت ايران و دولت آمريکا، هر دو مسئله ي هسته اي را در اولويت قرار داده اند، چون دولت آمريکا بر اين گمان است که فقط از اين طريق مي تواند اجماع جهاني عليه ايران تشکيل دهد، زمامداران حاکم بر ايران هم بر اين گمانند که فقط از طريق حق مسلم هسته اي مي توانند مردم را پشت خود گرد آورند، اما طرح مسئله نقض حقوق بشر به زيان اين دو دولت است. دولت ايران دولتي است که ادامه حياتش در بحران و بحران آفريني است، ازينرو به سرعت کشور را به سوي فاجعه پيش مي برند.

پس از سخنان گنجي، آقاي پسکو، معاون سياسي دبير کل سازمان ملل، ضمن ابراز همدردي، اعلام کرد که دبير کل سازمان ملل حتماً اين مسائل را پيگيري خواهند کرد. وي افزود که مي پذيرد که سازمان ملل بايد توجه بيشتري نسبت به نقض حقوق بشر در ايران داشته باشد، ولي در شرايط فعلي جامعه جهاني نگران مسئله هسته اي ايران است. آقاي پسکو تاکيد کرد که ما هم مخالف حمله نظامي به هر کشوري هستيم و از هيچ کوششي براي جلوگيري از حمله نظامي دريغ نخواهيم کرد. معاون سازمان ملل افزود قبل از سفر خانم آربور به ايران من با او گفت و گو کردم، او گفت به دنبال راهي است که وضعيت حقوق بشر در ايران بهبود يابد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نظاميان ايران تهديدها را جدي گرفته‌اند

سخنگوي دولت: شرايط جنگي نيست - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

پريسا حاتمي

برخلاف سخنگوي دولت احمدي نژاد كه همچنان احتمال هرگونه حمله نظامي به ايران را منتفي مي‌داند، موضع‌گيري‌هاي پياپي مقامات و نهادهاي نظامي ايران در روز گذشته نشان مي‌دهد كه آنها تهديدات غرب را جدي گرفته‌اند. علاوه بر سپاه پاسداران كه آمادگي خود براي رويارويي با هرگونه تجاوز را اعلام كرد و وزير دفاع كه از "گزينه‌هاي متعدد" ايران براي مقابله با گزينه‌هاي متعدد آمريكا سخن گفت، معاون عمليات فرمانده نيروي هوايي ارتش نيز در اظهاراتي بي‌سابقه، به رجزخواني در برابر حمله هوايي اسرائيل پرداخت. اين در حالي است كه علاوه بر نظاميان، سفير ايران در كويت نيز روز گذشته در مصاحبه‌اي با بيان اينكه "ما احتمال حمله نظامي آمريكا به جمهوري اسلامي ايران را جدي مي‌گيريم"، كشورهاي متحد آمريكا در حوزه خليج فارس را به مقابله به مثل در صورت حمله احتمالي تهديد كرد.

غلامحسين الهام، سخنگوي دولت نهم، ديروز در گفت‌وگو با خبرنگاران با بيان اين ارزيابي دولت كه "شرايط جنگي نيست" و "جنگ احمقانه است"، اظهار داشت: "صحبت از جنگ با ايران، اقدامي تبليغاتي و رواني براي تحت‌الشعاع قرار دادن توفيقات جمهوري اسلامي است."

اين سخنان الهام در حالي مطرح شده است كه پيش از اين بارها مقامات سياسي و نظامي در خصوص "ويژه" بودن يا نبودن شرايط كشور، و همچنين در خصوص محتمل بودن يا نبودن حمله آمريكا يا اسرائيل به ايران، به مجادله پرداخته‌اند؛ مجادله‌اي كه در موارد متعددي به رسانه‌ها كشيده شده است.

اكنون هم به نظر مي‌رسد ارزيابي مقامات سياسي و نظامي حكومت از تهديدات، فاصله زيادي با هم دارد. به طوري كه درست در روزي كه سخنگوي دولت مساله حمله احتمالي را بي‌اهميت مي‌شمرد، يك فرمانده ارشد ارتش جمهوري اسلامي در گفت‌وگوي مفصلي با خبرگزاري اصولگراي "فارس" به بحث و بررسي درباره احتمال حمله هوايي اسرائيل، ارزيابي توان ارتش اين كشور براي حمله به ايران و امكان‌هاي نيروي هوايي ارتش براي مقابله با اين حمله احتمالي مي‌پردازد.

انجام اين مصاحبه بلافاصله پس از مصاحبه روز قبل فرمانده نيروي مذكور، خصوصا در شرايطي كه رسانه‌ها از دو سال پيش تاكنون هيچ نشست خبري و ارتباطي با نيروي هوايي ارتش نداشته‌اند، قابل تامل به نظر مي‌رسد؛ و محتوي اين مصاحبه نيز حساسيت قابل توجه موضوع را نشان مي‌دهد.

امير خلبان محمد علوي، معاون عمليات نيروي هوايي ارتش، در اين مصاحبه از تهيه طرحي در اين نيرو براي مقابله با حمله احتمالي هواپيماهاي اسرائيلي خبر داده كه "در صورت حماقت احتمالي اين رژيم، بمب افكن‌هاي ايران بتوانند حمله متقابلي را به خاك اسرائيل انجام دهند."

وي در اين گفت‌وگو همچنين درباره موضوعات حساسي همچون "آماده‌باش هواپيماهاي شكاري" و اينكه "در تمام ساعات در اختيار مراكز راداري هستند" ، "امكان ورود مخفيانه هواپيماهاي بيگانه به كشور" ، "از سرگيري تمرين‌ها و عمليات پيچيده همچون بمباران شبانه و تيراندازي هوا به هوا كه بعد از خروج مستشاران خارجي از ايران براي مدتي تعطيل شده بود" ، "چينش جديد رادارها و پدافند هوايي كشور به طوري كه نقاط كور پوشيده شود" ، "كنترل 24 ساعته تمام مرزها توسط رادارها و دستگاههاي الكترونيكي" و "آمادگي براي مقابله با موشك‌هاي كروز" سخن گفته است.

اين فرمانده ارشد ارتش در اين مصاحبه همچنين با اشاره به طرح جديد نيروي هوايي ارتش بيان كرده كه "چنين طرحي فقط يك تهديد توخالي نيست" و اضافه كرده كه "البته طرحهاي كشور قابليت‌ افشا و بيان شدن ندارند ولي بدانند كه تحقق عملياتي آن در صورت نياز حتمي است." وي همچنين در پايان اين مصاحبه، ميزان صدمه احتمالي به نيروهاي مهاجم اسرائيلي را نيز مشخص كرده است: "نمي‌گذاريم جنگنده‌هاي آنها به راحتي اينكه تبليغ مي‌كنند، بتوانند چنين كاري را انجام دهند و مطمئن باشيد قطعا به طور ميانگين 30 درصد توان حمله‌اي آنها از خاك كشور خارج نشده و منهدم مي‌شود."

آمادگي نظامي براي مقابله با "تجاوز احتمالي"

علاوه بر اين فرمانده ارشد ارتش، در اظهارات وزير دفاع دولت احمدي نژاد و بيانيه سپاه پاسداران نيز بر آمادگي نيروهاي نظامي ايران براي مقابله با "تجاوز احتمالي" تاكيد شده است. سردار سرتيپ مصطفي محمدنجار نيز كه روز گذشته خبرنگاران را براي يك نشست خبري جمع كرده بود، ضمن اعلام خبر "پرواز آزمايشي دو فروند از نسل جديد هواپيماي جنگنده آذرخش به نام صاعقه" ، در واكنش به اظهارات همتاي آمريكايي خود كه گفته بود "مسير برخورد ما با ايران مسير ديپلماتيك و اقتصادي است ولي گزينه‌هاي ديگر هم در نظر داريم"، گفت: "بايد عرض كنم ما هم براي پاسخگويي به اين تهديدات و گزينه‌هاي ديگر، گزينه‌ها و پاسخ‌هاي متنوعي در دست داريم كه بنا به اقتضاء و شرايط از آن بهره خواهيم برد."

سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در بيانيه‌اي كه ديروز به مناسبت هفته دفاع مقدس منتشر شد، با بيان لزوم درس‌آموزي كاخ سفيد از تجربه جنگ ايران با عراق، تصريح شده است كه سپاه "در مواجهه با فشارهاي مختلف نظام سلطه جهاني، با اقتدار و صلابت دنياي مستكبران را به چالش كشانده و با ظرفيت و توانمندي‌هاي سرشار نيروهاي مسلح، خود را براي رويارويي احتمالي با هرگونه تجاوز آماده نموده است."

تهديد اعراب به "مقابله به مثل"

در همين حال سفير ايران در كويت نيز روز گذشته در مصاحبه‌اي با يك روزنامه كويتي ضمن بعيد دانستن تعرض نظامي به ايران، تهديد كرد: "درصورت تعرض به ما، تمامي پايگاه‌هاي آمريكا در منطقه را كه به روي ما آتش بگشايند هدف قرار خواهيم داد."

وي در پاسخ به خبرنگار اين روزنامه كه منظور وي را از هدف قرار دادن پايگاههاي نظامي آمريكا در منطقه پرسيده بود، اظهار داشت: "ايران فقط پايگاههاي نظامي را هدف قرار مي‌دهد كه از آنها به سوي جمهوري اسلامي ايران شليك مي‌شود، اما معتقديم كه كشورهاي منطقه هرگز به آمريكا اجازه نخواهند داد از خاك آنها به ايران حمله شود."

وي در خصوص احتمال حمله نظامي آمريكا به ايران ، تصريح كرد: "احتمال حمله آمريكا به ايران بسيار كم است چون واشنگتن قدرت ايران را به خوبي مي‌شناسد و مي‌داند كه ارتش مجهز و آماده‌اي داريم، اما در عين حال ما احتمال حمله نظامي آمريكا به جمهوري اسلامي ايران را جدي مي‌گيريم." سفير ايران افزود: "آمريكا در مقابل عراق شكست خورد، پس چگونه مي‌خواهد در قبال ايراني كه ارتش مجهز و كاملا آماده‌اي دارد ، بجنگد؟"

يارگيري در منطقه خليج فارس

در اين شرايط، يك نماينده اصولگراي مجلس هفتم در نطق پيش از دستور، خواستار "انعقاد يك پيمان صلح دائمي بين ايران و كشورهاي منطقه" شد و گفت: "اين يك ضرورت است كه در سايه آن فتنه‌هاي مستكبران بي اثر و همگرايي كشورهاي همسايه بيشتر و امنيت اقتصادي برقرار مي‌گردد."

اين نماينده همچنين خواستار مطرح شدن شعار صلح از سوي احمدي نژاد در سازمان ملل شد و گفت: "طرح تفكر منحصر به فرد شيعه در مورد جنگ و دفاع كه شامل اين اصل مترقي است كه شيعه جنگ را حرام اعلام نموده و فقط بر دفاع و دفع حمله اعتقاد دارد به صورت يك قانون در سازمان ملل متحد باعث روشن شدن افكار عمومي ملتها و باطل شدن تبليغات سوء عليه ايران مي‌شود."

اما در همين حال آسوشيتدپرس نوشت: "ويليام فالون، فرمانده ارشد نيروي نظامي آمريكا در خاورميانه در مجموعه‌اي نظامي در سراسر خليج فارس در حال ارايه‌ي درخواست‌هاي شخصي از رهبران عربي براي مقابله با جاه طلبي ايران براي گسترش نفوذ منطقه‌اي‌اش است."

اين فرمانده ارشد آمريكايي كه به نيروهاي آمريكايي در آسياي ميانه، خاورميانه و شاخ آفريقا نظارت دارد، روز گذشته سفر 10 روزه‌اي را كشورهاي حوزه خليج فارس آغاز كرد و پس از ورود به اولين كشور و گفت‌وگو با امير بحرين، به آسوشيتدپرس گفت: "ما به دنبال اتحادي جديد از نوع ناتو عليه ايران نيستم. وي افزود كه با اين حال آمريكا مي‌خواهد زماني كه آن‌ها (ايران) به خليج‌فارس نگاه مي‌كنند، گروهي متحد در برابر رفتار استيلاطلبانه‌ي ايراني‌ها را مشاهده كنند."

بر اساس اين گزارش، "فالون اين پيام را با خود به همراه دارد كه كشورهاي حاشيه خليج‌فارس بازدارنده‌هايي مهم در برابر ايران هستند كه كنترل ساحل شمالي خليج‌فارس را بر عهده دارد. مقامات نظامي آگاه از نشست‌هاي فالون گفته اند كه فشار كشورهاي ساحلي مي‌تواند نيروي دريايي ايران را از به چالش كشيدن آمريكا و متحدينش منصرف كند. اين مقامات كه خواستند نامشان فاش شود، افزودند كه قايق‌هاي كوچك سپاه به طور فزاينده‌اي در مرزهاي دريايي ايران در نزديكي ساحل عراق گشت مي‌زنند، و اين همان ناحيه‌اي است كه 15 ملوان و تفنگدار نيروي دريايي انگليس دستگير شدند. جان ابي‌زيد كه پيش از فالون سمت فرمانده‌ي نيروهاي مركزي آمريكا را عهده‌دار بود روز دوشنبه گفت آمريكا در صورتي‌كه ايران هسته‌اي شود قدرت بازدارندگي و برابر آن را داراست. فالون نيز گفت: ما مي‌خواهيم پيامي را به ايران بفرستيم مبني بر اينكه ميان آمريكا و متحدينش در اينجا هيچ شكافي نيست. "

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ناهماهنگي يا اعتراض دولت؟

ديدار روحاني – سولانا لغو شد - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

rohani.jpg

کوروش سليمي

به دنبال اعلام ضمني نارضايتي دولت از سفر نماينده رهبر در شوراي عالي امنيت ملي به بروکسل و ملاقات وي با خاوير سولانا، حسن روحاني در گفتگوئي تلفني با کميسر خارجي اتحاديه اروپا سفر خود را به بلژيک لغو کرد و بعد از ملاقاتي با وزير خارجه آلمان به تهران بازگشت.

همزمان با اعلام خبر سفر حسن روحاني دبير پيشين شوراي عالي امنيت ملي ايران به اروپا، سايت هاي خبري و رسانه هاي اروپائي از احتمال حضور وي در پرونده هسته اي نوشتند اما ساعتي بعد با اعلام خبر گفتگوي تلفني علي لاريجاني دبير فعلي شوراي عالي امنيت ملي ، سخنگوي دولت اعلام داشت که آقاي روحاني ماموريتي در مورد پرونده هسته اي ندارد و سفر او تأثيري در پرونده اتمي اين کشور ندارد.
حسن روحاني به دعوت بنياد كوربر به آلمان سفر كرد و روز چهارشنبه پس از ملاقات با مشاور صدراعظم آلمان در جمع نمايندگان پارلمان و نخبگان اين كشور سخنراني كرد.

وي همچنين با فرانك اشتاين ماير وزير امور خارجه آلمان نيز ديدار و گفت وگو داشت.

لغو ديدار اعلام شده روحاني با سولانا، از ديد کارشناسان سياسي نشانه اختلافات و ناهماهنگي هاي درون حکومت است. چرا که چنين سفري نمي تواند بدون اطلاع وزارت خارجه صورت گرفته باشد، و تنها احتمال دارد بعد از انتشار تحليل هائي که مي توانست به معناي تضعيف هيات مذاکره کننده فعلي باشد، با دخالت مقامات بالا چنين تصميمي گرفته شده که آقاي روحاني نيز با تن دادن بدان مانع از برملا شدن اين اختلافات و ناهماهنگي ها شده است.
آقاي روحاني که تا دو سال پيش عهده دار مذاکرات هسته اي ايران بود، در سفر به آلمان با مشاور بين ‌المللي و امنيتي صدراعظم اين کشور ديدار کرد، در جمع گروهي از نمايندگان آلمان در پارلمان اروپا حاضر شد و قرار است پيش از بازگشت به ايران با وزيرخارجه آلمان نيز ديدار کند.
سه روز پيش که براي اولين بار خبرحسن روحاني به بروکسل، مقر اتحاديه اروپا اعلام شد، هيچ واکنشي از سوي دولت ظاهر نشد و همان زمان اعلام گرديد که وي ديداري نيز با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اين اتحاديه خواهد داشت. ديداري که دليل لغوش مشخص نشده است.
ايسنا بعد از ظهر ديروز خبر داد حجت الاسلام رييس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از ملاقات با مشاور صدراعظم آلمان و سخنراني در جمع نمايندگان پارلمان آلمان و نخبگان اين كشور در برلين، صبح چهارشنبه تلفني با خاوير سولانا، نماينده عالي اتحاديه اروپا در سياست خارجي گفت‌وگو كرد و در آن توافق شد كه ملاقات آنها در فرصتي ديگر انجام شود. به اين ترتيب دكتر روحاني كه جهت شركت در يك كنفرانس قرار بود به بروكسل سفر كند، مسافرت خود را به تعويق انداخته و سفر خود را به زمان ديگري موكول كرد.

سايت فارسي بي بي سي همراه خبر لغو ديدار روحاني با سولانا نوشته است سياست دولت محمود احمدي نژاد در قبال مناقشه اتمي ايران مورد انتقاد برخي محافل و گروههاي سياسي در ايران بوده و از حسن روحاني نيز گاه انتقاداتي در اين زمينه مطرح شده و واکنش مقامات دولتي را در برداشته است.

در همين ارتباط، سايت رجانيوز نزديک به هواداران افراطي رييس جمهور يك روز قبل از سفر روحاني به اروپا مدعي شده بود: " يك مقام عاليرتبه نظام، در پاسخ به حسن روحاني كه جوياي نظر ايشان براي سفر به آلمان و مذاكره با برخي مقامات اروپايي شده بود، به وي توصيه كرد از انجام اين سفر خودداري شود".

اين سايت با استفاده از ادبياتي که معمولا در اشاره به شخص اول نظام جمهوري اسلامي از آن استفاده مي شود ادامه داده بود: "اين مقام عاليرتبه ضمن تأكيد بر اينكه قصد تكليف كردن به حسن روحاني را ندارند، تأكيد كردند: چنانچه اين سفر از ضرورت خاصي برخوردار نمي باشد، از انجام آن خودداري شود. ايشان همچنين خطاب به روحاني خاطرنشان ساختند: در صورت انجام اين سفر، بايد بسيار دقت داشته باشيد كه به هيچ‌وجه از ايران، دو صدا شنيده نشود و موضع جمهوري اسلامي همان راهي است كه دولت در پيش گرفته است."

تمام اين اخبار در شرايطي منتشر مي شود که حسين موسويان، معاون حسن روحاني در مرکز تحقيقات استراتژيک که تا دو سال پيش عضو هيئت مذاکرات اتمي ايران بود به اتهام جاسوسي و قرار دادن اطلاعات محرمانه ايران در اختيار بيگانگان تحت پيگرد قانوني دارد. او در دوران دولت هاشمي رفسنجاني سفير ايران در آلمان بود و ماجراي رستوران ميکونوس در دوران سفارت وي رخ داد. موسويان در حالي که از سوي نيروهاي اوپوزيسيون به دست داشتن در ترور سران کرد در برلين متهم بود روابط محکمي با مقامات الماني حفظ کرد و به نظر مي رسد همين روابط در دوراني که وي معاون دبيرشوراي عالي امنيت ملي بود در کار پرونده هسته اي به کار آمد و پيش از دستگيري هم سفرهائي به آلمان کرده بود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

حل همه بحران ها در گرو حل بحران سياسي

ابراهيم يزدي در گفت و گو با روز: - پنجشنبه 29 شهریور 1386 [2007.09.20]

ebrahimyazdib.jpg

سارا سماواتي

آقاي دکتر يزدي! به عنوان اولين پرسش، آيا نهضت آزادي ايران برنامه معيني براي انتخابات آتي دارد؟
براي هر حزب سياسي انتخابات ادواري، نظير مجلس شوراي اسلامي يا شوراهاي شهر و روستا، فرصت مناسبي است براي گسترش ارتباطات خود با مردم و مخاطبينش.

برنامه نهضت آزادي ايران براي انتخابات مجلس هشتم دو مرحله دارد، مرحله حضور و مرحله مشاركت. مرحله اول، آن چيزي كه ما آن را حضور مي ناميم، استفاده از فرصت ها و فضاي انتخابات براي بيان ديدگاهها و آگاهي بخشي سياسي- حقوقي، خصوصا درباره انتخابات آزاد، سالم و منصفانه بر طبق معيارهاي شناخته شده بين المللي، از جمله بيانيه بين المجالس مي باشد.( اعلاميه راجع به معيار هاي انتخابات آزاد و منصفانه- مصوّب شورابي اتحاديه ي بين المجالس پاريس مارس 1994)

اما براي يك شخصيت حقوقي نظير نهضت آزادي ايران، شركت در انتخابات يعني دعوت مردم به شركت در انتخابات و راي دادن به كانديداي حزب يا كانديداهايي كه مورد تائيد حزب مي باشند. در مورد شركت يا عدم شركت در انتخابات مجلس هشتم هم هنوز زود است اعلام نظر کنيم.اگر تغييري در روش ها و رفتارهاي حاكمان، از جمله شوراي نگهبان صورت نپذيرد، احتمالا ما در انتخابات شركت نخواهيم كرد. برخي ديگراز سازمان هاي سياسي، از اصلاح طلبان نيز همين موضع را اعلام كرده اند.

همه جا صحبت از ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان است. نظر شما در اين مورد چيست؟
ائتلاف ميان گروهاي سياسي در فصل انتخابات، بخصوص براي گروهايي كه هر يك به تنهايي شانس پيروزي زيادي ندارند، امري رايج و مقبول است.

اصلاح طلبان نزديك به حاكميت در اين راستا فعاليت كرده و مي كنند. اما تا چه اندازه ممكن است موفق شوند، چندان روشن نيست. در انتخابات رياست جمهوري اصلاح طلبان نتوانستند بر سر يك كانديداي واحد به توا فق برسند، در نتيجه آرايشان شكست و شكست خوردند. در انتخابات مجلس هشتم هم جدا از موانعي كه بر سر راه مشاركت كانديداهاي اصلاح طلب بيرون يا درون حاكميت از طرف شوراي نگهبان وجود دارد، اگر آن ها بر سر يك ليست واحد، حداقل در شهرهاي بزرگ توافق نكنند، در پيروزي آن ها ترديدهاي جدي وجود دارد.

تصور مي کنيد نهضت آزادي ايران مي تواند اين بار از سد رد صلاحيت ها عبور کند؟
با توجه به ادامه و تشديد سياست هاي خصمانه و سركوب گرانه حاكميت عليه نهضت آزادي ايران، اگر اوضاع به همين وضع فعلي ادامه يابد و نيروهاي امنيتي به رفتارهاي خلاف قانون خود ادامه دهند، و تصميم گيرندگان، همچنان مانع فعاليت هاي نهضت آزادي بشوند، كه ظاهرا در همچنان بر همين پاشنه مي چرخد، كانديداي نهضت آزادي را بدون ترديد رد صلاحيت خواهند كرد.

چه موانع غيرحکومتي براي شرکت نهضت آزادي و نيروهاي موسوم به ملي مذهبي در ائتلاف وسيعي با نيروهاي ديگر وجود داشته يا دارد؟
دو نوع مانع بر سرائتلاف ميان نيروهاي سياسي وجود دارد:
مانع اول از جانب برخي از گروهاي سياسي اصلاح طلب است كه هنوز نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي- مذهبي را "غير خودي" تلقي مي كنند. البته در ماههاي اخير ديدارها و گفتگوهاي جدي گسترده چند جانبه ميان نمايندگان اين نيروها صورت گرفته و تفاهماتي بوجود آمده است. اما مشكل به همين جا ختم نمي شود. برخي از رهبران جريان هاي حاكم و تماميت خواه با صراحت گفته اند كه گناه نابخشودني اصلاح طلبان در انتخابات رياست جمهوري ائتلاف و همكاري آنها با نهضت آزادي ايران و نيروهاي ملي- مذهبي بوده است. نزديكي و همكاري با نهضت آزادي يك خط قرمز محسوب مي شود. برخي از نيروهاي اصلاح طلب، براي عبور از هفت خوان ايجاد شده توسط شوراي نگهبان، نمي خواهند از اين خط قرمز عبور كنند و اين نگرش مانع نزديكي و همكاري است.

اما نهضت آزادي و ساير نيروهاي ملي- مذهبي در ائتلاف با اصلاح طلبان با موانع ديگري نيز روبرو هستند؛ از جمله عملكرد اصلاح طلبان در گذشته. بي ترديد دولت خاتمي گامهاي بسيار كليدي مثبتي در جهت بهبود وضع سياسي و يا اقتصادي برداشت. مجلس ششم، خصوصا كميسيون اصل نود قانون اساسي، در جريان بازداشت هاي خودسرانه و غير قانوني سالهاي 79 و80 فعالان سياسي از جمله نهضت آزادي و نيروهاي ملي- مذهبي اقدامات و حمايتهاي قانوني قابل توجهي انجام داد. اما برخي از مردم براين باورند كه اصلاح طلبان با دردست داشتن دو قوه ي مجريه و مقننه، مي توانستند و مي بايستي گام هاي اساسي تري برمي داشتند. در همين ارتباط اصلاح طلبان مي كوشند به افكار عمومي جواب بدهند، اما به هر حال اين پرسش همچنان به قوت خود باقي است كه اگر اصلاح طلبان اكثريت مجلس را هم به دست بياورند، امكان اقدامات و خدمات مؤثر و مفيد براي كشورمان تا چه ميزان خواهد بود؟

اگر نتيجه انتخابات مانند دوم خرداد 76 به شکست تماميت خواهان منجر شود، به نظر شما مجموعه اصلاح طلبان اين بار توان بيشتري براي حل مشکلات کشور از خود نشان خواهند داد؟
اگر در انتخابات مجلس هشتم، اصلاح طلبان پيروز شوند، يعني اكثريت را بدست آورند، به نظر ميرسد، با توجه به تجارب مجلس ششم، به احتمال زياد موفق به ارايه خدمات مورد نياز كشور بشوند. چرا که پيروزي آنان، خود به معناي تضعيف جدي و گسترده نيروهاي تماميت خواه است. همانطوري كه شكست تماميت خواهان و واپس گرايان در انتخابات رئيس مجلس خبرگان رهبري، همين معنا و پيامد را داشته است. اما نبايد خيلي هم خوش بين بود. زيرا موانع ساختاري، اعم از ساختارهاي حقوقي و حقيقي بر سر راه حل مشكلات سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي كشورمان عميق تر از آن است كه تنها با كسب اكثريت در مجلس شوراي اسلامي، اصلاح طلبان بتوانند تغييرات و تحولات جدي اساسي ايجاد كنند. فرايند تغييرات و تحولات سياسي، اقتصادي در ايران بسيار كند، زمان مند و نفس گير است. صبوري مي طلبد و شيدايي.

آيا به تقاضاي نظارت بر انتخابات از جانب نيروهاي بين المللي مي انديشيد؟
در خواست نظارت بين المللي بر انتخابات پيش رو، در ميان برخي از گروهاي سياسي مطرح است. اما اين درخواست هنگامي بايد صورت گيرد و مؤثر خواهد بود كه اصلاح طلبان اولا اميد خود را به اصلاح رفتارهاي حاكمان تماميت خواه به كلي از دست بدهند، ثانيا- اجماع و اتفاق نظر در اصل اين اقدام سياسي بوجود آمده باشد. هنوز چنين اجماع نظري بوجود نيامده است. علاوه بر اين، براي بعضي ها ترديدهايي هم در مورد مؤثر بودن نظارت بين المللي بر انتخابات، به نفع يك انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود دارد.

بزرگترين مشکل کشور را در زمينه سياسي چه مي بينيد؟
مشكل اساسي بحران سياسي كنوني ايران، قانون گريزي مزمن وريشه دار در ايران است. از عصر ناصري تا اين زمان، يكي از مشكلات مزمن اساسي، بي اعتنايي و بي اعتقادي و عدم التزام حاكمان صاحب قدرت به قوانين موجود، اعم از قوانين بين المللي، قانون اساسي يا قوانين موضوعه بوده است. قانون اساسي در هر كشوري، يك ميثاق ملي است. نواقص يا تعارضات دروني و ساختاري در قانون يك چيز است اما بي اعتنايي و زيرپاگذاشتن مقررات قانوني، امري ديگر. در هر قراردادي، هنگامي كه يك طرف قرارداد، مفاد آن را بطور يك جانبه زير پا مي گذارد، در روابط ميان طرفين قرارداد بحران بوجود مي آيد. حاكمان تماميت خواه ايران، به طور يك جانبه، از موضع قدرت، اصول قانون اساسي و قوانين موضوعه را نقض كرده و مي كنند. به عنوان مثال، رفتار نيروهاي امنيتي و دادگاههاي انقلا ب وويژه روحانيت و... با فعالان سياسي از احزاب، فعالان جنبش دانشجويي، كارگري، معلمّان، زنان، حتي مجرمين عادي، به قول خودشان اراذل و اوباش، در اكثر قريب به اتفاق موارد، خلاف قانون اساسي، قوانين بين المللي و قوانين موضوعه است. حتي خلاف مصالح نظام و فرزانگي و تدبير در حكومت است. وقتي کار گران براي اضافه حقوق يا دريافت حقوق هاي عقب مانده خود اعتصاب مي كنند، يا معلمّان براي ترميم حقوق اعتصاب مي كنند، راه عاقلانه، در تمام دنيا گفتگو با نمايندگان آنان در جهت توافق بر سر ميزان ترميم حقوق هاست. اما در ايران به جاي اين امر آنان را بازداشت، محاكمه و از كار بيكار و دچار انواع محروميت ها ي جديد مي کنند.

برنامه کلان نهضت آزادي براي برون رفت کشور از مشکلات اقتصادي چيست؟
جمهوري اسلامي ايران با مشكلات و بحران هاي متعددي روبروست. اين بحران ها را مي توان در 5 گروه اساسي تعريف كرد كه عبارتند از: ن سياسي، اقتصادي، مديريتي، فرهنگي و بحران ايدئولوژيك.

بحران اقتصادي بي ترديد بسيار سرنوشت ساز است. اما تعريف مشكلات اقتصادي و ارايه راه حل براي برون رفت از اين مشكلات يك چيز است و پيش شرط ها و پيش نيازهاي حل اين مشكلات چيزي ديگر.

نهضت آزادي ايران بر اين باور است كه تا وقتي بحران سياسي حل نشود، نمي توان به حل ساير بحران ها اميدوار بود. قانون گريزي و قانون ستيزي مسئولان كشور تنها در كنش هاي سياسي يا فرهنگي محدود نمي شود. با اين قانون گريزي هاي گسترده نمي توان برنامه ريزي كلان و دراز مدت داشت و مشكلات اقتصادي را حل كرد. برخي از صاحبان قدرت حتي به قوانيني كه خود آنها را تصويب كرده اند پاي بند نيستند. بعنوان نمونه دولت آقاي احمدي نژاد در اقدامات اقتصادي خود برنامه چشم اند از بيست ساله و چهار بر نامه پنجساله مبتني بر آ ن را بكلي نا ديده گرفته است و حتي خود را مقيد به قانون بودجه هم نميداند.

جنبش زنان و دانشجويان را درکشور چگونه ارزيابي مي کنيد؟ آيا برنامه هاي تاکنوني ايشان مورد تأييد شماست؟
بخش هايي از مطالبات جنبش زنان مورد تائيد ما نيز هست، اما براي حل آنها فعاليت هاي فرهنگي، ديدارها و گفتگوهاي سياسي- حقوقي مورد نياز است. در جامعه ي در حال انتقال تاريخي، گفتگوهاي دو جانبه ميان فعالان اين جنبش با مقامات تاثيرگذار ديني- نظير مراجع، مي توان بسيار مؤثر و كارساز باشد. وقتي مرجعي قانع شود كه مثلا ديه زن و مرد يا ديه مسلمان و غير مسلمان مي تواند برابر باشد، بي ترديد تاثير آن به مراتب عميق تر و راه گشا تر است. بنابراين نبايد از مفيد و مؤثر بودن شيوه گفتگو غافل شد.

ما از جنبش دانشجويي ايران حمايت كرده و مي كنيم. جنبش دانشجويي دوره جديدي از استقلال سازمان هاي خود را از حاكميت تجربه مي كند. آنچه تقريبا از خرداد 76 شروع شده است، همچنان ادامه دارد. اين استقلال هزينه زيادي را بر جنبش دانشجويي تحميل كرده است. از طرف ديگر جنبش دانشجويي در درون خود نيز به بازسازي و تعريف مجدد از رسالت خود پرداخته است.

از طرف ديگر بازتاب و پيامد دو دهه حكومت به نام خدا و دين، با كارنامه اي منفي، بر باورها و دلبستگي هاي دانشجويان به مباني و ارزش هاي ديني تاثيرمنفي داشته و موجب نوعي دين گريزي شده است. انجمن هاي اسلامي دانشجويان، از دو طرف تحت فشار قرارهستند. هم از جانب نيروهاي امنيتي با بازداشت، اخراج و تعليق و فشارهاي متعددروبرو هستند و هم از جانب دانشجويان غير ديني يا ضد ديني مورد چالش قرارگرفته اند. جنبش دانشجويي از يك تنوع و گوناگوني فكري، عقيدتي و سياسي بر خوردار است. اما فضاي سياسي بسته حاكم بر دانشگاهها اجازه و فرصت فعاليت به تمام اين گرايشات نمي دهد. در نتيجه برخي از دانشجويان كه با صراحت اعتقاد خودرا به انديشه هاي مخالف دين، از جمله مارکسيسم بيان ميكنند، وارد انجمن هاي اسلامي دانشجويان شده اند. ا ين امر تعامل و هم كنشي ميان گروه هاي مختلف دانشجويي را، بخصوص دراستمرار فرايند استقلال جنبش دانشجويي دچار نوعي بحران ساخته است.

پايگاه اجتماعي نهضت آزادي کدام طبقات يا اقشار جامعه هستند؟
كشور ما دوران ماقبل دموكراسي را طي مي كند. دركشورهايي كه رعايت حقوق بشر و حقوق و آزادي هاي اوليه شهروندان و دموكراسي نهادينه شده است، احزاب سياسي، بر اساس جهان بيني و ايدئولوژي خود، مخاطبين خاص خود را در ميان قشرهاي مختلف تعريف و انتخاب مي كنند. اما در جامعه ماقبل دموكراسي، نياز مشترك تمام گروها، قشرها و طبقات، تامين حقوق و آزادي هاي اساسي است. در اين نوع جامعه ها، احزاب سياسي لا جرم بايد فرا طبقاتي و فرا قومي، و در راستاي برخورداري از حقوق شهروندي و حق حيات سياسي تمام گروه ها حركت كنند.

چشم انداز شما از نتايج انتخابات آتي چيست؟
تحولات ايران، از جمله انتخابات مجلس هشتم، غير قابل پيش بيني است. اما تصور نمي كنم حاكمان قدرتمند و تماميت خواه برگزار كننده انتخابات، تغييري در ديدگاههاي خود داده باشند يا بدهند. اگر آنها به روش گذشته خود ادامه بدهند، نتايج قابل پيش بيني است. نه تنها شكاف ميان دولت(حاكمان) و ملت عميق تر مي شود، بلكه شكاف و اختلاف ميان اصلاح طلبان نزديك به حاكميت و بعضا از اركان نظام، بيشتر و عميق تر خواهد شد.

آقاي دکتر! سرنوشت جبهه دموكراسي و حقوق بشرکه نهضت آزادي ايران هم درون آن جا داشت به کجا رسيد؟
جبهه دموکراسي و حقوق بشر طرحي بود که در هنگام انتخابات رياست جمهوري دوره نهم مطرح شد. در آن دوره هنگامي که دوستان آقاي دکتر معين براي حمايت از ايشان به ما مراجعه کردند، طبعاً ما هم مصالحي داشتيم که مطرح کرديم؛ از جمله اينکه اين همکاري ها در نهايت بايد به يک برنامه بزرگتري تبديل شود که آن مي تواند تشکيل جبهه دموکراسي و حقوق بشرباشد. البته بر روي نام تأکيد زيادي نبود اما به هر حال توافق شد اما درجريان عمل متأسفانه! از طرف بعضي از دوستان تقريباً مسکوت گذاشته شد.

آيا ممکن است توضيح دهيد که چرا دوستان همکاري نکردند يا مسئله را مسکوت گذاشتند؟
همانطور که من در پاسخ به سؤالات ديگر اشاره کردم، بعضي از دوستان اصلاح طلب که کم و بيش در درون حاکميت بودند و هنوز هم برنامه دارند که به حاکميت برگردند، در مورد نزديکي يا همکاري با نهضت آزادي ايران يک ملاحظاتي دارند. براي بعضي از مقامات در سطوح بالاي جمهوري، نزديکي به نهضت آزادي ايران خط قرمز محسوب مي شود؛ بنابراين اينها مايل نبودند که در شرايط کنوني که انتخابات مجلس هشتم در پيش روست، و آقايان اصرار دارند يا برنامه دارند که که حتماٍ بتوانند شرکت بکنند و پيروز بشوند، چنين هزينه اي را بپردازند.

آخرين سؤال من در مورد اظهارات ديروز سردار افشار، معاون جديد سياسي وزير کشور است که استفاده مطبوعات و ساير رسانه‌ها را از عنوان "حزب" براي تشكل‌هاي سياسي كه مجوز فعاليت از كميسيون ماده‌ي 10 احزاب را ندارند، ممنوع کرده و گفته اند به زودي فهرست احزاب و تشكل‌هاي سياسي كه مجوز قانوني دارند براي رسانه‌ها ارسال مي‌شود. نظر شما در مورد اين اظهارات چيست؟
آقاي افشار به جهت حقوقي و به جهت موقعيت و مقامي که به آن منصوب شده اند، صلاحيت چنين اظهار نظري را ندارند. قانون اساسي ايران در اصل 26 خود صراحت دارد که در ايران احزاب، سنديکاها و اتحاديه هاي صنفي همه آزاد هستند. در قانون احزاب که در شهريور 1360 تصويب شده است، هيچ شرطي براي گرفتن مجوز يا پروانه جهت فعاليت احزاب تعيين نشده است. در مجلس اول برخي از نمايندگان وابسته به جريان راست تلاش کردند که چنين شرطي در قانون بيايد؛ يعني فعاليت احزاب سياسي منوط به اين بشود که از وزارت کشور پروانه يا مجوز دريافت کنند؛ اما مجلس اين پيشنهاد را به اين دليل که برخلاف قانون اساسي است، با صراحت رد کرد.

آقاي افشار اگر قانون اساسي و قانون احزاب را مطالعه بکنند، خواهند ديد که اين سخن ايشان فاقد وجاهت قانوني است و ايشان در مقامي نيستند که بخواهند چنين مسائلي را با يک بخشنامه حل و فصل بکنند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

درس سوم  ...

وقتي به تقويم نگاه ميكنم ميبينم كه تنها تا آغاز سال تحصيلي مدتي به تعداد انگشتان يك دست باقيمانده وشايد هم كمتر اما آنچيزي كه باعث تعجب ميشود اين است كه در اين زمان باقي مانده با اين حجم اخراج و تبعيد و حكم هاي مهرورزانه چگونه برخورد كنيم ؟
هر چند تصور اين بود كه سه ماهه تابستان ماههاي تعطيلات است اما درايت معلمين ماههاي تابستان را تبديل به ماههاي شرم براي مسئولين كرد,البته اگر در اين جا مسئولي پيدا  شود كه بخواهد پاسخگو باشد !!!

سال جديد را درحالي آغاز ميكنيم كه بسياري از همكاران مان  بخاطر اينكه آسايش را از آقايان ربودند ترك ديارشان دادند و يا از محل دمت باز خريدشان كردند  يا اخراج شدند .
در برابر تمامي اين اقدامات  مهرورزانه لابد باز هم  آقايان توقع دارند كه سكوت كنيم ؟

بعد هم شنيديم كه مي گويند خوشي زير دلمان زده كلاسها را تعطيل كرده ايم ! يا درد معلم نداشتن نيست از داشتن زياد به اين روز افتاده اند !
اما مگر ميشود كه چشمي اين فجايع را ببيند گوشي بشنود و وجدان بيداري دم برنياورد؟
مگر خواسته هاي معلمين چيست , جز رسيدن به حق و حقوق از دست رفته شان ؟كه تازه با سهميه بندي بنزين آن لقمه ناني را هم كه با جان كندن به دست مياوردند از دست داده اند.

آيا اين همه اخراج و تعليق و تبعيد نقطه پاياني ندارد ؟

بعضي وقتها به اين فكر مي كنم كه ديگر بايد درد را با چه كسي در ميان گذاشت ؟
كسي كه آن بالا نشسته و اين تهمت ها را نثار معلمان مي كند آيا ميداند شرمنده خانواده بودن يعني چه ؟ميداند وقتي فرزدند سرطاني ات بخاطر نداشتن خرج شيمي درماني درد ميكشد يعني چه؟و هزار سوال ديگر كه اينجا مجال پرداختن به آن نيست اما آن چيزي كه حائز اهميت است اين است كه امسال زنگهاي اول مهر درحالي به صدا در خواهند آمد كه جاي دوستانمان را سوگلي ها پر كرده اند !!!!!
سالي تحصيلي جديدي را شروع ميكنيم كه در پشت سر بيش از پنجاه اخراج , تبعيد , تعليق و ... داشتيم و انبوه تجربه اي كه به قيمت گزاف بدست آورديم  و بعد از گذشت اين همه مدت هنوز هم نميدانيم چرا بايد اين همه بها براي يك اعتراض و يا يك انتقاد پرداخت ؟؟؟
حال كه اينطور است مهرماه  را شروع ميكنيم اما نه مانند سالهاي گذشته , بلكه باتدبير و با اين رويكرد كه ما ميتوانيم مهر پايان برتمام بي عدالتي هاي اين دوران باشيم , هرچند كه بهاي هر كلمه را با گوشت و پوستمان داده ايم و خواهيم داد اما به عنوان يك معلم و تربيت كننده نسل فردا اين پرداخت هزينه را وظيفه خود مي دانيم .

                                       تا حق خود نگيريم            آرام نمي نشينيم

پانزده ميليون دانش آموز كه آينده سازان اين مملكت هستنددر حالي سر كلاس درس خواهند رفت كه اين سئوال برايشان باقي است كه گناه معلمان اخراجي و تبعيدي شان چه بود ؟ و جاي آنها را چه كسي پر خواهد كرد ؟

 ولي آقايان باشيد و ببينيد كه كه ما هم در نبود همكاران اخراجي و تبعيدي و ... چگونه خروش اين نسل را به صدا در خواهيم آورد و اعتراض را درس اولين روز مدرسه خواهيم كرد .

                                     درس اول آزادي , اعتراض 
                                     درس دوم تحصن , اعتصاب 
                                     درس سوم ...

 

برگرفته از وبلاگ اندیشه معلم

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

احمدی نژاد: شما عاشق ما هستید!

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

po_nabavi_01.jpg

قضیه اول: محمود احمدی نژاد گفت « ایرانیان خارج از کشور دلبسته نظام، امام و رهبری هستند.»
سووال قضیه اول: از کجا می فهمیم که ایرانیان خارج از کشور دلبسته نظام، امام و رهبری هستند؟

1) از اینکه چند میلیون نفرشان از ترس نظام، امام و رهبری از کشور فرار کردند و در خارج از کشور زندگی می کنند.
2) البته همه ایرانیانی که در خارج از کشور زندگی می کنند، از ترس فرار نکردند، بلکه گروهی از آنان همینجوری از کشور رفته اند، منتهی از بس به نظام، امام و رهبری علاقه دارند، جرات نمی کنند به ایران برگردند.
3) و صد البته که بسیاری از ایرانیان خارج از کشور، کسانی هستند که نه تنها از ترس فرار نکردند، بلکه بعد از سالها به ایران برگشتند و پس از بازگشت به اتهام دشمنی با نظام، امام و رهبری دستگیر شدند. آنها وقتی سووال کردند شما که ما را نمی شناسید از کجا فهمیدید ما با نظام، امام و رهبری دشمن هستیم؟ مامور مربوطه گفت: از اینجا که ایرانی هستید و در خارج از کشور زندگی می کنید.
4) آقای احمدی نژاد در چهار یا پنج سفر خارجی با هزار ایرانی خارج از کشور ملاقات کرده و فهمید که لابد آن چهار میلیونی که در خارج از ایران زندگی می کنند، شبیه همین هزار نفری هستند که به ملاقات او می آیند.
5) یکی از مهم ترین چیزهایی که نشان می دهد ایرانیان خارج از کشور تا چه حد دلبسته نظام، امام و رهبری هستند، این است که وقتی این دلبستگان به نظام، امام و رهبری به ایران برمی گردند، آنها را دستگیر می کنند و وقتی این ایرانیان در زندان می گویند که دلبسته نظام، امام و رهبری هستیم، آنها را کتک می زنند و می گویند، غلط کردید، شما جاسوس آمریکا و اسرائیل هستید.
6) یک دلیل محکم که میزان دلبستگی ایرانیان خارج از کشور را به نظام، امام و رهبری نشان می دهد، این است که ایرانیان خارج از کشور هم مثل ایرانیان داخل کشور هستند که دلبستگی به نظام، امام و رهبری از همه جای آنها معلوم است و گاهی تا یکی دو ساعت بعد هم نشت می کند، طبیعی است که ایرانیان خارج از کشور هم مثل داخلی ها دلبستگی زیادی دارند، البته دلبستگی خارج از کشوری ها کمی بیشتر است، چون داخلی ها نزدیک هستند و می دانند دقیقا چه خبر است.
7) اصولا ایرانیان خارج از کشورکه بسیاری از آنها هر سال یک بار به ایران سر می زنند و مورد بازجویی و آزار و اذیت قرار می گیرند و بچه های شان در طول سفر متهم به فساد اخلاقی می شوند و هزار بدبختی دیگر، واقعا اگر این ایرانیان دلبسته نظام، امام و رهبری نبودند، چه دلیلی داشت که با همه این بدبختی ها دوباره به ایران برگردند؟


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  خبر و تفسير واشنگتن پست
فرمانده سپاه قدس درعراق
به اسارت امريکائی ها در آمد
ادعای مذاکرات نظامی امريکا با برادر "رحيم صفوی" درژنو
 
 
 
 

 

روزنامه واشنگتن پست در شماره16 سپتامبر خود با اشاره به ملاقاتی که گويا برادر فرمانده سابق فرمانده کل سپاه پاسداران "رحيم صفوی" با جانشين "کوين کاسگريف" فرمانده نيروی دريائی امريکا در ژنو انجام شده، به نقل از کوين کاسگريف نوشت:

تنش ها ميان ايران و آمريكا در خاورميانه به اوج خود رسيده است. اين خطر وجود دارد كه جنگ عراق گسترش يابد .اين وضعيت علاوه بر خطرهايی كه به همراه دارد، فرصت های جديدی را برای اتخاذ يك ديپلماسی خلاق نيز به همراه آورده است. در نبرد ميان نيروهای آمريكايی و ايران امريکائی ها بصورت علنی و نيروهای ايرانی بصورت مخفيانه می جنگند. ما توانسته ايم با سنی های عراق همكاری كنيم، اکنون وقت آنست که از تسلط ايران بر شيعيان عراق جلوگيری کنيم.

واشنگتن پست اضافه می کند: نيروهای آمريكايی موفق شده اند "قيس خزعلی "فرمانده گروه های ويژه ارتش مهدی را كه توسط سپاه قدس ايران آموزش ديده است، دستگير كنند . وقتی بازپرسان از او سئوال كردند كه آيا او می تواند بدون حمايت ايران نيز به عمليات خود ادامه بدهد او گفته بود "البته، نه!"

فرمانده ارتش امريکا درعراق گفته است: ما به سفير جمهوری اسلامی در عراق گفته ايم که هيچ كدام از افسران سپاه قدس در عراق در امان نخواهند بود.

چهار فرصت ديپلماتيك اکنون در دستور کار است:

1- حل مناقشات لبنان و توافق در مورد يك رئيس جمهوری جديد برای لبنان است .

2- حل مسئله فلسطين که دراين رابطه كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا با سفر به خاورميانه اسرائيلی ها و فلسطينی ها را برای دستيابی به يک توافق بر سر ميز مذاکره خواهد نشاند و سپس كنفرانس منطقه ای در ماه نوامبر برگزار خواهد شد.

3- مسئله سوريه. بسياری از افسران ارشد ارتش آمريكا و بسياری از مقامات ارشد اسراييل فكر می كنند اكنون زمان مناسبی جهت حل مناقشه با سوريه فرا رسيده است. لذا دولت بوش بايد به آرامی با دمشق وارد مذاكره شود .

4- توافق دريائی با ايران تا خطر درگيری بين طرفين كاهش يابد. البته مشكل اصلی نيروی دريايی سپاه پاسداران است .

هفته گذشته يك فرصت غير منتظره برای بحث ميان طرفين در ژنو پيش آمد. جانشين دريابان "كوين كاسگريف" رييس نيروی دريايی مركز فرماندهی آمريكا هفته گذشته در نشستی كه توسط موسسه بين المللی مطالعات استراتژيك در ژنو برگزار شده بود با برادر فرمانده سپاه پاسداران ايران پشت يك ميز كاری قرار گرفتند و توانستند با يكديگر بحث و گفت وگو كنند .

 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب
حمله امريکا شرطی است
اما حمله حکومت به احزاب قطعی
شکست سياست ها را با حمله به احزاب ميخواهند جبران کنند.
 
 
 
 

 

شورای رهبری سازمان مجاهدين انقلاب در  جلسه هفتگی خود، اوضاع سياسی کشور را بررسی کرد. محسن آرمين سخنگوی سازمان در ارتباط با مباحث اين جلسه گفت:

طی روزهای اخير شاهد موج تبليغاتی و عملياتی سازمان يافته ای عليه احزاب و فعالان سياسی بوديم، که اين مسئله همزمان با تكرار اهانت آقای احمدی نژاد و همفکرانش عليه احزاب است. مجموع اين مسائل رويکرد ضد تحزب و مخالفت شديد دولت با فعاليت احزاب را آشکار می سازد.
حجت الاسلام و المسلين هادی قابل، عضو برجسته جبهه مشارکت ايران اسلامی دستگير می شود و علی رغم گذشت چند روز از دستگيری وی مسئولان مربوطه درباره علت دستيگری وی، خود را ملزم به هيچ توضيحی نمی بينند و همزمان سايت ها و نشريات وابسته به جريان اقتدارگرا پس از تبليغات سازمان يافته عليه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران، صورت تبليغاتی هماهنگ جديدی را عليه آقای سيد مصطفی تاج زاده؛ ديگر عضو سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران صورت دادند. به نظر می رسد اين موج تبليغاتی نوعی زمينه سازی برای برخوردهای قضايی است.

برخورد عملی با احزاب از دو ماه پيش و با حمله غيرقانونی نيروی انتظامی به ساختمان مرکزی سازمان ادوار تحکيم و ضرب و شتم و دستگيری اعضای اين سازمان و پلمپ کردن ساختمان آن آغاز شده است.

سازمان نگرانی شديد خود را از روند تدريجی محدود شدن آزادی قلم و بيان اعلام می کند.

ما اطلاعات نگران کننده و در عين حال موثقی دريافت کرد ه ايم که به موجب آن پس از پلمپ دفتر مرکزی ادوار تحکيم، وزارت کشور از طريق ماده 10 احزاب لغوپروانه و انحلال اين تشکل سياسی را در دستور کار قرار داده است.

اين اقدام احتمالی بلافاصله پس از انتصاب سردار افشار به عنوان معاون سياسی وزارت کشور و به عنوان اولين اقدام عملی ايشان، قطعا نقطه مثبتی برای وی تلقی نخواهد شد، اگرچه مقدمات برخورد با سازمان ادوار تحکيم پيش از انتصاب سردار افشار فراهم شده است اما موافقت ايشان با اينکه اين اقدام به نام ايشان ثبت شود، نشانه روشنی از اين حقيقت خواهد بود که برخورد با احزاب سياسی فراتر از اقدام فردی يا گروهی و يک طرح و برنامه در سطح حاکميت يکدست است.

نمونه ها و شواهدی که بدان اشاره شد، گويای اين حقيقت است که پس از آشکار شدن تدريجی نتايح سوء سياست ها و برنامه های جاری و پيچيده تر شدن و بحرانی شدن مشکلات در حوزه های سياست خارجی، اقتصادی و اجتماعی جريان حاکم به جای تجديد نظر در سياست های خود برخورد با منتقدان و مخالفان را در دستور کار قرار داده است.

سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ايران، از کليه احزاب و تشکل های سياسی و نيز شخصيت های دلسوز و علاقمند به نظام جمهوری اسلامی می خواهد قاطعانه با اين روند به مقابله برخيزند و ضمن پاسداری از حريم آزادی های قانونی اجازه ندهند منافع و مصالح ملی نظام به نفع منافع و مصالح يک جريان سياسی مصادره ش

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

رييس جمهور ايران بايد دستگير شود

بوستون گلوب و سخنان رامني کانديداي رياست جمهوري آمريکا - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

ahmadinejad.jpg

ميت رامني، يکي ازکانديداهاي رياست جمهوري ايالات متحده از حزب جمهوري خواه، ديروز گفت: "نبايد اجازه داد محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، در مجمع عمومي سازمان ملل در هفته آينده سخنراني کند. بلکه در عوض بايد با ايراد اتهام نسل کشي به استقبال او رفت."

رامني در نامه اي به يان کي مون، دبير کل سازمان ملل، نوشت: "رژيم ايران تحت رياست جمهوري احمدي نژاد آشکارا از حذف اسراييل از نقشه جهان سخن مي گويد و از اردوگاه تروريستي حزب الله در منطقه و در سرتاسر دنيا حمايت مي کند. آنها با ايستادگي در برابر جامعه جهاني به پيگيري برنامه سلاح هاي هسته اي خود ادامه مي دهند که دستيابي به اين توانايي حتي مي تواند تهديدها ي شوم تري را به دنبال داشته باشد."

رامني معمولاً درباره خطرات نيروهاي تندروي جهادي براي مردم ايالات متحده سخن مي گويد اما اين بار وجه سر سختانه تري از خود خصوصاً در برابر ايران به نمايش گذاشت.

وي در ماه ژانويه درخواست تهديدهاي اقتصادي سختي را عليه ايران کرد؛ تحريم هايي که لااقل به اندازه تحريم هاي عليه رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي، شديد باشد. هدف او از اين تحريم ها منزوي ساختن ايران است تا دست از ادامه فعاليت هايش براي دستيابي به سلاح ها هسته اي بردارد.

در سپتامبر گذشته، زماني که رامني فرماندار ماساچوست بود به همه دفاتر خدماتي دستور داده بود در صورت درخواست هر گونه کمکي از رييس جمهور سابق ايران که به ماساچوست سفر کرده، از همکاري با وي خودداري کنند. رامني همچنين گفته بود سيد محمد خاتمي در زمان رياست جمهوري اش در فاصله سال هاي 1997 تا 2005، در جريان شکنجه و کشتار مخالفان و نيز برنامه هاي مخفي هسته اي بوده است.

منبع: بوستون گلوب – 18 سپتامبر

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

infos@peiknet.com

 
 
  مصاحبه عيسی سحرخيز با راديو آلمان
با سفر حسين روحانی به اروپا
گذشت زمان نشان داد
هاشمی و روحانی حذف شدنی نيستند
 
 
 
 

 

مصاحبه راديو آلمان با عيسی سحرخيزدر آستانه جلسه شورای امنيت سازمان ملل که روز جمعه ۲۱ سپتامبر تشکيل می شود.

سفر حسن روحانی به اروپا چه ارتباطی با اين جلسه دارد؟


به نظر من خبرهای مهمی هست، به‌خصوص آن‌طوری که گفته شده آقای روحانی قرار است هم با آقای سولانا مذاکره بکند [که نماينده] سياست خارجی اروپاست، هم با وزير خارجه آلمان و آن‌طور که گفته شده با يکی از مشاورين خانم مرکل هم ملاقات خواهد داشت. و همچنين گفته شده است که در پارلمان اروپا حضور پيدا خواهد کرد و احتمالا سخنرانی داشته باشد. اينها نشان می‌دهد که اين ملاقات ها مهم است و بعيد بنظر می‌رسد که اگر آقای روحانی بی‌تاثير باشد در ايران، کسی تمايل به ملاقات با او داشته باشد. ملاقات ها و سطح آنها نشان می‌دهد که آقای روحانی دارای تاثير هست در اين مسئله و احتمالا نوعی هماهنگی با مسئولان و تصميم‌گيرندگان عاليرتبه در ايران وجود داشته است، وگرنه اصولا اين سفر انجام نمی‌گرفت. اين سفر به نظر من نشان می‌دهد که به‌ نوعی از طرف ايران هم تمايل به اينکه يک نوع رتق و فتق نهايی در پرونده صورت بگيرد و به يک نوع توافق نسبتا عميق‌تر دست پيدا بکنند وجود دارد.

آيا شاهد نشانه های چرخشی در سياست هسته‌ای ايران هستيم؟

آنطوری که به‌طور رسمی گفته می‌شود، [سياست] هسته‌ای ايران ادامه [نصب] سانتريفيوژها هست، ادامه برنامه غنی‌سازی هست و ادامه پروژه‌های ديگر. اما می‌تواند اين سناريو هم توی ذهن وجود داشته باشد که ايران در واقع يک نقطه اوجی را برای خودش در نظر گرفته و شايد اين احساس وجود دارد که ما به آن نقطه اوج رسيده‌ايم و الان هسته‌ای شده‌ايم. اين صحبتی که گه‌گاه از زبان آقای احمدی‌نژاد گفته می‌شود که به‌نظر ما پرونده مختومه است، تنها وجهی که می‌شود برای آن تصور کرد اين است که يک نقطه‌ اوجی در ايران برای آن درنظر گرفته شده باشد و الان مسئولان ايران احساس کنند بعد از رسيدن به آن نقطه‌ اوج ديگر چندان نيازی به ادامه برنامه‌ها نيست و به نوعی با اروپا و آمريکا بايد کنار بيايند. اگر اين سناريو درست باشد، که فقط اين يک حدس است، آنوقت می‌شود انتظار چرخش‌های بيشتر و نرمش‌های بيشتری را هم از ايران داشت.

بعضی بحث‌ها متاسفانه در داخل شرايطش فراهم نيست. ولی اين سوال هميشه برای شهروندان ايرانی باقی خواهد ماند که ما نهايتا از اين رفتن به نقطه اوج در مسئله هسته‌ای و برگشتن چه عايدمان شد؟ اما صرفنظر از اين مسئله فعلا شايد برای بسياری از ايرانی‌ها و فعالان صحنه اقتصاد و سياست و مسايل اجتماعی در ايران اين است که به نوعی ما از اين وضعيت بحرانی خارج بشويم و بعد حالا از خودمان بپرسيم که اصلا چرا وارد اين بحران شديم. برای خروج از وضعيت بحرانی شايد بشود فرض کرد که رسيدن به يک حدی از سانتريفيوژهای نصب‌شده و توانايی‌هايی در فناوری هسته‌ای برای مسئولان ايرانی ارضاء کننده بوده و آن را نشانه هسته‌ای‌شدن کشور می‌دانند و بنابراين احتمالا ممکن است که در آينده بتوانند کوتاه بيايند در مقابل خارجی‌ها.

آقای روحانی به دليل سوابقی که در اين مسئله دارد می‌تواند يک وسيله خوبی برای صحبت باشد و ضمنا شايد به لحاظ تبحر سياسی و اعتماد و تسلطی که به اين مسئله داشته از طرف اروپايی‌ها هم شخصيت قابل گفت‌وگويی به‌نظر برسد و آنها هم بيشتر پذيرا باشند. اما يک بعد ديگرش هم می‌تواند اين باشد که به هرحال آن فشارهايی که برای حذف آقای هاشمی رفسنجانی و دوستان ايشان از صحنه سياسی وجود داشت،‌ آن فشارها ديگر شکست خورده است و اين واقعيت را پذيرفته‌اند که آقای هاشمی و همچنين آقای روحانی در صحنه سياسی ايران تاثيرگذار هستند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ورود مدعي العموم براي برخورد قضايي با تاج زاده

نتيجه پروژه رسانه اي اصولگرايان - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

tajzadeh.jpg

سعيده ملکوتي

زمان زيادي نياز نبود تا حمله رسانه نشريات اصولگرا به مصطفي تاج زاده تبديل به پروژه اي براي اقدام قضائي عليه اين عضو سرشناس جبهه مشارکت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي شود.او ديروز به انفصال از خدمات دولتي و پرداخت جريمه نقدي محکوم شد.

پروژه از دو هفته پيش به بهانه سخنراني اخير وي در قزوين و همچنين انتقاد صريح وي از رئيس دولت نهم و دعوت وي به مناظره آغاز شد. تاج زاده هرچند با ارسال جوابيه هايي سعي در تشريح سخنان خود داشت اما ديروز در خبري غير رسمي ورود دادستان تهران براي اقدام قضايي عليه وي اعلام شد.

سايت بازتاب به نقل از "جهان نيوز" در خبري نوشت: "بعد از انتشار سخنان مصطفي تاج زاده عضو مشترک سازمان مجاهدين انقلاب و حزب مشارکت که در آن مطالب توهين آميزي عليه مراجع تقليد و رئيس جمهور وجود دارد، دادستان عمومي و انقلاب تهران به عنوان مدعي العموم دستور پيگرد قضايي وي را صادر کرده است."

به نوشته اين منبع "در اين باره شکايتي از سوي رئيس جمهور يا دولت به دستگاه قضايي ارائه نشده است اما عدم طرح شكايت به منزله انصراف مدعي العموم از رسيدگي به توهين به مراجع تقليد و رئيس جمهور که طبق قانون جرم محسوب مي شود، نيست."

اما همزمان با آغاز اين پرونده جديد ديروز در خبري ديگر صدور حکم محکوميت در پرونده اي ديگر براي تاج زاده نيز منتشر شد.

به گزارش سايت نوروز، شعبه 1083 دادگاه عمومي جزائي تهران سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي و معاون سياسي سابق وزارت كشور در دولت اصلاحات را به پرداخت سه ميليون ريال جزاي نقدي بدل از سه ماه و يك روز حبس تعزيري بعلاوه سه ماه پانزده روز انفصال از خدمات دولتي بدل از چهارماه و ده روز حبس تعزيري محكوم كرد.

بنابر همين گزارش اين محكومت در پي شكايت «حجت الاسلام غفوري» رئيس هيات بازشماري آراء حوزه انتخابيه تهران در مرحله سوم از سيدمصطفي تاج‌‍زاده به اتهام توهين به وي به هنگام ارائه دفاعيات تاج‌زاده و درج آن در كتاب راي ملت صادر شده است.

ياد آور مي شود دردادگاه سال 1379 تاج‌زاده در دفاعيات خود گفته بود كه "حجت الاسلام غفوري در انتخابات مجلس ششم اراك 25 صندوق راي را بازشماري نموده بود اما 31 صندوق را باطل كرده بود كه نتيجه انتخابات اراك را تغيير داد همچنين وي در انتخابات تهران نيز به اتفاق آقايان مصطفوي قائم مقام كنوني وزارت خارجه و شيخ عطار معاون كنوني وزارت خارجه در مرحله سوم بازشماري آراء 350 صندوق را مورد بازشماري قرار داده بودند اما پيشنهاد ابطال 534 صندوق را ارائه كردند."

در عين حال در سال 83 سعيد مرتضوي كه در آن ايام به سمت دادستان عمومي تهران منصوب نشده بود و در مقام قاضي شعبه 1410 بود براي رسيدگي به اين شكايت معاون اسبق سياسي وزارت كشور را احضار مي‌كند كه تاج‌زاده ضمن حضور در دادگاه كتبا و شفاها به وي اعلام مي‌دارد: "تا زمانيكه دستگاه قضايي به شكايت وي از دبيرشوراي نگهبان رسيدگي نكند از خود دفاع نخواهد كرد و قاضي مرتضوي مختار است هر حكمي مايل است در خصوص شكايت سخنگوي آقاي جنتي از وي صادر كند".

در ارديبهشت ماه سال جاري و پس از سه سال مسكوت ماندن اين پرونده، شعبه 1083 دادگاه عمومي جزائي تهران براي رسيدگي به اين شكايت تشكيل جلسه داد كه با حضور شاكي(حجت الاسلام غفوري) و متهم تشكيل شد و تاج‌زاده به احترام قانون در دادگاه حاضر گرديد اما "در اعتراض به آپارتايد قضايي" و عدم رسيدگي به شكايتش از احمد جنتي از خود دفاع نکرد.

در نهايت ماه گذشته حكم فوق‌الذكر براي سيدمصطفي تاج‌زاده عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي صادر و اعلام شد وي فرصت دارد تا در موعد مقرر قانوني نسبت به اين حكم اعتراض كند؛ اما تاج‌زاده اعلام كرد پيش از هرچيز خواستار رسيدگي قضايي به شكايتش از احمد جنتي به اتهام ابطال غيرقانوني حدود هفتصد هزار راي شهروندان تهراني و تغيير نتيجه انتخابات به گونه‌اي كه عليرضا رجايي منتخب مردم تهران از راهيابي به مجلس ششم جا ماند و غلامعلي حدادعادل كه راي نياورده بود به مجلس راه يافت، است و مادامي كه به اين شكايت رسيدگي نشود از حكم صادره‌اش تجديد نظر نخواهد خواست.

اما اين داستان کهنه در هفته هاي اخير صورت جديدي به خود گرفت و آن جنجالي بود که بر سر سخنان اخير وي از سوي روزنامه کيهان و رسالت و سايت هاي نزديک به اين جريان برپا شد.

ماجرا از آنجا آغاز شد که روزنامه کيهان در روز 12 شهريور ماه در خبري به نقل از نشريات محلي استان قزوين بخش هايي از سخنان اين عضو ارشد جبهه مشارکت را منتشر کرد. تاج زاده ضمناعلام اينکه سخنانش در روزنامه کيهان نحريف شده، اقدام به ارسال جوابيه اي کرد که بخش هايي از آن در کيهان منتشر شد.

در پي اين اقدام و نيز ايراد موارد جديدي به وي، در ادامه انتشار همان جوابيه از سوي کيهان، وي جوابيه ديگري ارسال کرد که اين متن نيز به طور ناقص منتشر شد و وي اقدام به انتشار کامل متن جوابيه هاي خود در سايت هاي اينترنتي کرد.

تاج زاده در جوابيه هاي خود به اتهامات وارده از سوي کيهان پاسخ داده و پيش بيني کرده بود که اين جوسازي مقدمه اي براي برخورد قضايي خواهد بود.

وي در بخشي از جوابيه خود در مورد اين اتهام کيهان به همسويي وي با بنياد سوروس نوشته بود:" جمهوري اسلامي ايران به ميثاق‌هاي گوناگوني درباره رعايت حقوق بشر پايبند است. بنابراين نمي‌توان نقض حقوق شهروندان را به بهانه «همسو نشدن با بنياد سوروس» توجيه کرد. حتي طرح اين مسأله که بنياد سوروس يا هر نهاد آمريکايي ديگر با هر نيتي خود را طرفدار دموکراسي و حقوق بشر بداند و قصد ترويج آن را در کشورهاي خاصي داشته باشد، هرگز موجب نمي‌شود ما اين دستاورد بزرگ را ناديده بگيريم و براي اثبات استقلال خود دموکراسي و حقوق بشر را که جزو خواست‌هاي ملت ايران است نفي کنيم و عليه آن سريال بسازيم."

وي همچنين در بخش ديگري از پاسخ خود خطاب به مديران روزنامه کيهان، خواهان اعلام برائت آنان از همسويي با فاشيسم و نازيسم شده بود. تاج زاده نوشته بود: "نمي‌دانم اگر همسويي با بيگانه در هر زمينه‌اي بد است چرا کيهانيان از اينکه با فاشيسم، استالينيزم، نازيسم، توتاليتاريسم و انواع ديکتاتوري‌هاي ديگر همسو شوند، احساس نگراني نمي‌کنند و آن را غرب‌زدگي نمي‌خوانند. جالب آنکه وقتي حاکميت يکدست شده، فقط توليد يا نمايش فيلم‌هايي ممنوع شده است که مروج ليبراليسم، فمينيسم و... ارزيابي مي‌شوند، اما هرگز شورايعالي انقلاب فرهنگي در شرايط کنوني اعلام نکرده و نخواهد کرد که ساخت و نمايش فيلم‌هاي مروج استالينيزم، فاشيسم، نازيسم و هر نوع رژيم استبدادي ديگري ممنوع و با ارزش‌هاي انقلاب و نظام ناسازگار است. چرا؟"

تا اينکه به همراه کيهان، روزنامه رسالت نيز وارد کارزار شد و با درج دوباره آن سخنراني، تاج زاده را متهم به توهين به رئيس جمهور و مراجع تقليد کرد. اتهامي مشابه آنچه کيهان آغازش کرده بود.

وي در جوابيه ديگري به روزنامه رسالت به توضيح سخنان خود پرداخت. وي هر نوع توهين به مراجع تقليد را تکذيب کرد و نوشت: "بسيار خشنودم كه اقتدارگراهاي عزيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه نبايد به مراجع تقليد توهين كرد. فقط مي‌پرسم كه آيا در همين ماه گذشته سايت‌ها و روزنامه‌هاي اصولگرا، از جمله رسالت، به آيت‌الله صانعي توهين نكردند؟ در مورد آيت‌الله منتظري چيزي نمي‌گويم كه توهين‌ها و حتي فحاشي‌ها به وي در ساليان گذشته اظهر من الشمس است. لابد آيت الله سيستاني مرجع تقليد نبود كه در نمازجمعه تهران به وي اهانت شد و همينطور علامه سيدمحمدحسين فضل‌الله از جرگه مراجع خارج است كه اينگونه عليه وي شبنامه پخش مي‌شود. در هر حال اگر توهين به مراجع تقليد بد است كه بد است، همه از جمله اقتدارگراها بايد از هرگونه توهين به هر مرجعي پرهيز كنند. بگذريم از اينكه اساساً توهين به هر شهروندي بد است. براي مزيد اطلاع يادآوري مي‌كنم من به مراجع تقليد توهين نمي‌كنم اگر چه برخي ديدگاه‌هاي اجتماعي و سياسي بعضي آنان را قابل نقد مي‌دانم و در اين زمينه چند مقاله نوشته‌ام و به صراحت و با حفظ احترام حضرات، ديدگاه‌هاي خود را بيان داشته‌ام."

وي همچنين هر نوع توهين به رئيس دولت را نيز نادرست خواند و تاکيد کرد که او تنها از سخنان و رفتار محمود احمدي نژاد انتقاد کرده است.

وي در اين باره نيز نوشته بود: "اينجانب معترض نحوه سخن گفتن آقاي احمدي‌نژاد نشدم زيرا به نظر من وي خوب حرف مي‌زند اگر چه بعضاً حرفِ خوب نمي‌زند و گاهي سخنان خطرناكي مي‌گويد. در آن سخنراني نيز به محتواي برخي سخنان وي انتقاد كردم و بر اين باورم كه ايراد چنين سخناني مي‌تواند مشكلات زيادي متوجه كشور و مردم كند. براي مثال سخنان او را درباره آثار سوء 120 ميليون نفر شدن جمعيت ايران يادآوري كردم و نيز به ادعاي اخير او انتقاد كردم كه گفت: زمين زير پاي مومنان نمي‌لرزد."

وي ادامه داده بود: "توضيح دادم به اين ترتيب آقاي احمدي‌نژاد به همه انسان‌هايي كه در طول تاريخ تاكنون جان خود را در زلزله از دست داده‌اند، و از اين به بعد نيز از دست خواهند داد، توهين كرده است زيرا كه طبق منطق فوق حتماً گناهكار بوده‌اند!؟ افزون بر آن توضيح دادم وظيفه شهردار تهران و رئيس‌جمهور ايران كه وي هر دو مسئوليت را در پنج سال گذشته داشته است، طراحي و انجام اقداماتي براي مقابله با آثار سوء زلزله و به صفر رساندن آسيب‌هاي احتمالي آن است نه صدور فتوا درباره اينكه زلزله در مناطق گناهكاران رخ مي‌دهد يا خير. در هر حال من، مانند بسياري از ايرانيان درباره برخي اظهارنظرهاي آقاي احمدي‌نژاد بويژه در سياست خارجي به شدت نگرانم زيرا تبعات سوء‌ فراواني داشته، دارد و خواهد داشت."

اما همه اين توضيحات نتوانست پروژه را متوقف کند. چند روز بعد يکي از مشاوران رئيس دولت فرمان اقدام قضايي عليه تاج زاده را داد و خواستار ورود مدعي العموم به ماجرا شد.

علي اکبر جوانفکر در گفت وگو با روزنامه "جوان" منسوب به سپاه پاسداران در اين باره گفت: "به احتمال قوي آقاي احمدي‌نژاد از فردي مثل آقاي تاج‌ زاده به دليل بي‌احترامي و توهين به شخصيت ايشان شکايت نخواهند کرد اما اين امر نبايد سکوت و مماشات دستگاه قضايي به ويژه دادستان کشور را به عنوان مدعي‌العموم در برابر تضييح حقوق مردم در پي داشته باشد."

و چند روز بعد از اين گفته ديروز خبر ورد دادستاني تهران منتشر شد.
هر چند برخي جريان ها از جمله سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي اين اقدام را بي ارتباط با دعوت به مناظره چندي پيش تاج زاده از محمود احمدي نژاد در مورد مسايل هسته اي نمي دانند.

محسن آرمين ديروز در اين زمينه گفت: "حملات سازمان يافته تبليغاتي سياسي عليه آقاي سيد مصطفي تاج زاده بلافاصله بعد از دعوت آقاي احمدي نژاد به مناظره هسته اي و سخنان انتقادي درباره عملكرد دولت، بيانگر کاهش چشمگير آستانه تحمل جريان حاکم در برابر نقد و انتقاد است و اگر آنچناني که شواهد نشان مي دهد اين حملات سازمان يافته مقدمه برخورد عملي با وي باشد، آنگاه بايد نسبت به بسته تر شدن فضاي سياسي و تحديد آزادي بيان به شدت نگران بود."

در همين حال بسياري نيز معتقدند صدور حکم پرونده قديمي تاج زاده در اين روزها مي تواند راه برخورد قضايي جديد با وي را هموارتر کند. بخصوص در ايام انتخابات در ايران که همواره اين گونه برخوردها اوج مي گيرد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

پيش بيني ورشکستگي قبل از دو سال

اعتراض راست سنتي به تاسيس بانك قرض الحسنه - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

اميرحسين لطيفي

در حالي كه هفته گذشته وزير اقتصاد دولت احمدي نژاد از تصويب نحوه تاسيس بانك قرض الحسنه در شوراي اقتصاد و تدوين دستورالعمل آن در بانك مركزي خبر داده بود، يكي از فعالان شاخص اقتصادي جناح راست سنتي كه نايب‌رئيس اتاق بازرگاني ايران و عضو هيئت مديره سازمان اقتصاد اسلامي است، به شدت نسبت به دولتي شدن بانك قرض الحسنه اعتراض كرد و اين روند را مغاير با سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي دانست. دبير كميسيون اقتصاد كلان مجمع تشخيص مصلحت اما كار را از هم فراتر برد و روز گذشته در مصاحبه‌اي به صراحت گفت بانک‌هاي قرض‌الحسنه با دستورالعمل جديد بانک مرکزي ظرف کمتر از دو سال ورشكست مي‌شوند.

"بانك قرض الحسنه" كه اكنون حدود يك ماه است احمدي نژاد هيچ اظهارنظري درباره آن نمي‌كند، تا چندي پيش يكي از ايده‌هاي شعاري محمود احمدي نژاد بود كه در هر مجلس و محفلي بر آن تاكيد مي‌كرد. تا جايي كه برخي سايت‌هاي نزديك به دولت نهم، ماه گذشته از آغاز به كار اين بانك در نيمه شعبان خبر داده بودند و حتي محل استقرار اوليه شعبه آن نيز در خيابان طالقاني تهران تعيين شده و تابلوي بانك قرض الحسنه نيز بر سردر آن نصب شده بود.

اما اكنون با گذشت بيش از سه هفته از موعد مقرر، هنوز مشخص نيست كه اين بانك بالاخره چه زماني افتتاح خواهد شد. ابهامات در خصوص نحوه تاسيس و فعاليت بانك قرض الحسنه، تنها در خصوص زمان آغاز به كار آن نيست، بلكه تاكنون حرفهاي ضد و نقيض بسياري در خصوص سرمايه اوليه اين بانك، هدف از تاسيس آن و نحوه خدمات‌رساني به مشتريان مطرح شده است؛ حرفهايي كه بارها تغيير كرده است.

با اين حال به نظر مي‌رسد روندي كه دولت نهم براي تاسيس اين بانك در پيش گرفته است، مقاومت جدي سازمان‌هاي اقتصادي راست سنتي را در پي داشته و به يك رويارويي تمام‌عيار بين اين جناح با بخش اقتصادي دولت منجر شده است؛ مقاومتي كه به شيوه هميشگي جناح راست در ايران، رنگ و بوي مذهبي و شرعي هم يافته است.

اين مخالفت‌ها در روزهاي اخير كاملا آشكار شده است، به طوري كه دبير كميسيون اقتصاد كلان مجمع تشخيص مصلحت نظام روز گذشته به صراحت از ورشكستگي قطعي و زودرس اين بانك خبر داد. وي گفت: "بانک‌هاي قرض‌الحسنه با دستورالعمل جديد بانک مرکزي ظرف کمتر از دو سال دچار زيان مي‌شوند. هم‌اکنون نيز برخي بانک‌ها در برخي مواقع که با کمبود منابع مواجه مي‌شوند، منابع قرض‌الحسنه خود را در اعطاي تسهيلات به‌کار مي‌گيرند که اين امر به لحاظ شرعي داراي اشکال است. مي‌توانيم منابع قرض‌الحسنه را به صورت محدود يا قرض‌الحسنه اعطا کنيم يا اجازه داريم به صورت مشخص سرمايه‌گذاري‌هاي مشخصي داشته باشيم، اما نمي‌توانيم تسهيلات ارائه کنيم."

علاءالدين ميرمحمدصادقي، نايب‌رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن ايران و از اعضاي هيات مديره سازمان اقتصاد اسلامي نيز يك روز قبل از اين در مصاحبه‌اي از دولتي شدن بانك قرض الحسنه و روندي كه دولت در پيش گرفته، انتقاد كرد و گفت: "اقدام بانك‌هاي دولتي براي تاسيس بانك قرض الحسنه بر خلاف سياست‌هاي پيش‌بيني شده در اصل 44 قانون اساسي است چراكه بر خلاف اهداف كوچك‌سازي بخش دولتي عمل مي‌شود لذا بانك‌هاي دولتي نبايد در كار مردمي‌ دخالت كرده و سازمان دولتي جديدي را تشكيل دهند. اگر هدف از تاسيس بانك قرض‌الحسنه كمك به افراد كم بضاعت با استفاده از موجودي‌ها و امكانات مردمي‌است چرا بايد اين كار دولتي شود؟"

اين عضو حزب موتلفه با انتقاد از دخالت دولت نهم در كاري كه به‌زعم وي در تخصص و حوزه كاري سازمان اقتصاد اسلامي است، اعتراض خود را با اين اظهارات تكميل كرد: "ما معتقديم مردم و خيرين به شرطي پول‌هاي خود را به بانك قرض‌الحسنه خواهند سپرد كه مسوولان آن از افرادي شناخته شده و مورد اعتماد باشند و قطعا نمي‌توان امور خيريه را با تكيه بر ضوابط خشك به نتيجه رساند."

سابقه يك طرح شعاري

در ميانه بهار سال جاري بود كه يكي از اعضاي هيات مديره سازمان اقتصاد اسلامي از قول محمود احمدي نژاد خبر داد كه بانك قرض‌الحسنه قرار است به زودي زير نظر اين سازمان تاسيس شود. اما چيزي نگذشت كه مشخص شد آنچه در سر احمدي نژاد و مشاوران او مي‌گذرد، با گرايش سازمان اقتصاد اسلامي فاصله زيادي دارد؛ و بدين ترتيب مسئولان اقتصادي دولت نهم تصميم به كنار گذاشتن اين سازمان و پيگيري تاسيس بانك قرض الحسنه با سرمايه بانك هاي دولتي و خصوصي گرفتند.

سازمان اقتصاد اسلامي، مهمترين تشكل اقتصادي غيردولتي است كه به جناح سياسي "راست سنتي" منتسب است. اين سازمان كه به لحاظ گستردگي و قدرت مالي، يكي از مهمترين نهادهاي اقتصادي خارج از دولت در ايران ارزيابي مي‌شود، چند ماه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در اوايل سال 58 تاسيس شد. اين سازمان كه ظاهرا ابتدا قرار بود با نام "بانك اسلامي" تاسيس شود، پس از ملي شدن بانك‌ها با عنوان فعلي كار خود را آغاز كرد و مهمترين مسئوليت رسمي آن، جدا از فعاليت‌هاي اقتصادي پيراموني، نظارت بر هزاران صندوق قرض الحسنه در سراسر كشور است. در محافل سياسي صحبت‌هاي بسياري در خصوص پشتيباني اقتصادي اين سازمان از جريان سياسي راست سنتي مطرح است.

وقتي احمدي نژاد از تاسيس بانك قرض الحسنه صحبت كرد، اين سازمان پيش‌قدم شد تا باز هم حوزه فعاليت اقتصادي قرض الحسنه را تحت نفوذ خود نگه دارد. اما دولت احمدي نژاد چنين چيزي را نپذيرفت و بدين ترتيب بانك مركزي آيين‌نامه‌اي را براي تشكيل اين بانك تدوين كرد كه به شدت مورد اعتراض سازمان اقتصاد اسلامي قرار گرفت. در نهايت وقتي كار به جايي رسيد كه هزار صندوق قرض الحسنه خطاب به احمدي نژاد طوماري امضا كرده وخواستار عدم دخالت دولت در حوزه فعاليت‌هاي قرض الحسنه شدند، شوراي پول و اعتبار آن آيين‌نامه را لغو كرد.

اما اين كشمكش ادامه يافت و در نهايت دولت، سازمان مذكور را به كل از روند تاسيس بانك قرض الحسنه كنار گذاشت و از يك هفته مانده به نيمه شعبان، اعلام كرد كه اين بانك با سرمايه بانك‌هاي دولتي تاسيس خواهد شد؛ حتي رقم اين سرمايه اوليه نيز اعلام شد. بعدها نام بانك‌هاي خصوصي نيز به اين مجموعه اضافه شد و رقم اعلام شده براي سرمايه اوليه بانك قرض الحسنه نيز چند بار تغيير كرد، اما در واقع به‌رغم همه شعارها هنوز اين بانك تاسيس نشده است.

به نظر مي‌رسد مخالفت جناح راست، يكي از اصلي‌ترين دلايل به تعويق افتادن روند تاسيس بانك قرض الحسنه شده است؛ مخالفتي كه اكنون آشكار شده است و فعالان اقتصادي جناح راست را به موضع‌گيري آشكار رسانه‌اي عليه دولت احمدي نژاد كشانده است.

اما برخلاف دولت نهم كه روند تصميم‌گيري خود درباره بانك قرض الحسنه را هيچ‌گاه شفاف نمي‌كند، فعالان اقتصادي جناح راست سنتي كاملا واضح و آشكار، مقصود خود را بيان مي‌كنند: آنها معتقدند بانك قرض الحسنه بايد توسط ايشان تاسيس شود.

از همين روست كه ميرمحمدصادقي بدون هيچ پرده‌پوشي مي‌گويد: "امر قرض‌الحسنه يك سنت پسنديده الهي اسلامي‌است كه بايد اجراي بانك آن نيز به صندوق‌هاي قرض‌الحسنه با محوريت سازمان اقتصاد اسلامي‌سپرده شود. فعاليت بانك‌هاي خصوصي طبق اساسنامه و سهامي‌كه به افراد واگذار مي‌كنند با هدف كسب سود بوده و بدون دريافت بهره و كارمزد بالا توجيه اقتصادي نمي‌يابند لذا معتقديم كه اين بانك‌ها نيز نمي‌توانند در كار خيريه تاسيس بانك قرض‌الحسنه كه قرار است بدون كارمزد و درآمد فعاليت كند؛ حضور داشته باشند چراكه هيات مديره بانك‌هاي خصوصي تنها در صورتي اجازه چنين مشاركتي مي‌يابند كه رضايت همه سهامداران خود را كسب كنند."

نايب‌رئيس اتاق بازرگاني درباره نحوه تنظيم آيين نامه اين بانك كه به دولتي شدن كامل آن منجر مي‌شود نيز توضيحات قابل تاملي داده است: "براساس دستورالعمل مصوب بانك مركزي براي تاسيس بانك قرض الحسنه، رئيس هيات مديره، مديرعامل و قائم مقام هيات مديره علاوه بر داشتن مدارك دانشگاهي در امور بانكي بايد از سابقه بانكي پنج ساله نيز برخوردار باشد كه اين شرط عملا با هدف استفاده از مديران بانك‌هاي دولتي گنجانده شده است... تنظيم كنندگان اين دستورالعمل عملا با گذاشتن شرط هزار ميليارد ريال سرمايه اوليه براي اين بانك عملا راه را به روي مردم بست، چرا كه مردم عادي قطعا توان سرمايه‌گذاري به اين ميزان نخواهند داشت، چرا كه مشاركت در كار خيريه هيچ نفعي براي سرمايه‌گذار در پي ندارد."

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

جلسه سران قدرت های جهان 21 سپتامبر در واشنگتن تشکيل ميشود
زمزمه در سازمان ملل:
حمله به ايران بتدريج
از کنترل همه خارج می شود

 
 
 
 

 

روزنامه گاردين با عنوان «سازمان ملل متحد اعلام کرده جريان متمايل به حمله به ايران بتدريج از کنترل خارج می‌شود» نوشت:

يک مقام سازمان ملل متحد می گويد«آقای البرادعی واقعا نگران است و می‌بيند که اوضاع بتدريج از کنترل خارج می‌شود. همه احساس می‌کنند که اوضاع شبيه زمان پيش از آغاز جنگ با عراق شده است.»

آمريکا از مقام‌های ارشد اروپايی و روسی خواسته روز جمعه 21 سپتامبر در واشنگتن گردهم آيند تا در مورد "عميق‌تر شدن بحران ايران" گفتگو کنند.

چين و روسيه با استناد به توافق اخير آژانس انرژی اتمی با ايران از اعمال تحريم های بيشتر عليه ايران حمايت نمی‌کنند.  از سوی ديگر آمريکا، بريتانيا، فرانسه و آلمان اعتراض کرده اند که چرا با آنها در مورد اين توافق مشورت نشدده و چرا اين توافق، موضوع اصلی يعنی درخواست شورای امنيت سازمان ملل متحد مبنی برتوقف غنی سازی اورانيوم را دور زده است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

باز هم تاخیر در سوخت نیروگاه

بازی دیگری از جانب روس ها - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

nirogahboshehr.jpg />
کوروش سليمي

یک هفته بعد از اظهارات خوشبینانه رييس سازمان انرژی اتمی ایران مبنی بر آماده شدن سوخت نیروگاه هسته ای برای ارسال به ایران، و دو روز بعد از تکذیب این خبر توسط روس ها، ایران و روسیه در وین توافق جدیدی را اعلام داشتند که معنای آن تاخیر در آماده سازی بوشهر برای هشتمین بار است.

به نوشته خبرگزاری ها رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي ايران و روسيه به توافق جديدي درباره راه اندازي نيروگاه بوشهر دست يافتند. اين در حالي است که هفته گذشته آقازاده با کرینکو همتای روسی خود در مسکو دیدار کرده و اعلام داشته بود که سوخت نیروگاه بوشهر در انبار آماده است.

آن چه عجیب به نظر می رسد اطلاعاتی است که از توافق های تازه درز کرده؛ چنان که محمد سعیدی معاون بین المللی سازمان انرژی اتمی ایران گفته رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي ايران و روسيه در حاشيه پنجاه ويكمين كنفرانس عمومي سالانه آژانس بين المللي انرژي اتمي توافق كردند تا تيم هاي كارشناسي دو كشور تا يك ماه آينده جمع بندي خود را درباره راه اندازي نيروگاه بوشهر ارائه دهند.

وي با اشاره به ديدار آقازاده و كرينكو اظهار داشته: در روزهاي آتي تيم هاي كارشناسي دو كشور براي بررسي روند راه اندازي و بهره برداري نيروگاه بوشهر كار خود را ادامه مي دهند و ظرف يك ماه آينده نتايج و جمع بندي هاي به دست آمده را به رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي دو كشور براي تصميم گيري ارائه مي دهند.

روسيه بر اساس آخرین وعده خود باید اسفند ماه سال گذشته سوخت نيروگاه بوشهر را به ايران ارسال می کرد اما نه تنها اين كار صورت نگرفت بلكه پس از آن روسيه در بهانه جويي هاي جديد و تكراري اعلام كرد كه نيروگاه بوشهر در موعد مقرر آذرماه سال جاري راه اندازي نمي شود و احتمالاً اين نيروگاه در سال 2008 راه اندازي خواهد شد.

غلامرضا آقازاده رئيس سازمان انرژي اتمي ايران در حاشيه مجمع عمومي آژانس بين المللي انرژي اتمي با محمد البرادعي نيز ديدار كرده است. وي همچنين در نشستي با اعضاي غيرمتعهد آژانس با آنها به گفت وگو پرداخته است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

باز هم تاخیر در سوخت نیروگاه

بازی دیگری از جانب روس ها - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

nirogahboshehr.jpg />
کوروش سليمي

یک هفته بعد از اظهارات خوشبینانه رييس سازمان انرژی اتمی ایران مبنی بر آماده شدن سوخت نیروگاه هسته ای برای ارسال به ایران، و دو روز بعد از تکذیب این خبر توسط روس ها، ایران و روسیه در وین توافق جدیدی را اعلام داشتند که معنای آن تاخیر در آماده سازی بوشهر برای هشتمین بار است.

به نوشته خبرگزاری ها رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي ايران و روسيه به توافق جديدي درباره راه اندازي نيروگاه بوشهر دست يافتند. اين در حالي است که هفته گذشته آقازاده با کرینکو همتای روسی خود در مسکو دیدار کرده و اعلام داشته بود که سوخت نیروگاه بوشهر در انبار آماده است.

آن چه عجیب به نظر می رسد اطلاعاتی است که از توافق های تازه درز کرده؛ چنان که محمد سعیدی معاون بین المللی سازمان انرژی اتمی ایران گفته رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي ايران و روسيه در حاشيه پنجاه ويكمين كنفرانس عمومي سالانه آژانس بين المللي انرژي اتمي توافق كردند تا تيم هاي كارشناسي دو كشور تا يك ماه آينده جمع بندي خود را درباره راه اندازي نيروگاه بوشهر ارائه دهند.

وي با اشاره به ديدار آقازاده و كرينكو اظهار داشته: در روزهاي آتي تيم هاي كارشناسي دو كشور براي بررسي روند راه اندازي و بهره برداري نيروگاه بوشهر كار خود را ادامه مي دهند و ظرف يك ماه آينده نتايج و جمع بندي هاي به دست آمده را به رؤساي سازمان هاي انرژي اتمي دو كشور براي تصميم گيري ارائه مي دهند.

روسيه بر اساس آخرین وعده خود باید اسفند ماه سال گذشته سوخت نيروگاه بوشهر را به ايران ارسال می کرد اما نه تنها اين كار صورت نگرفت بلكه پس از آن روسيه در بهانه جويي هاي جديد و تكراري اعلام كرد كه نيروگاه بوشهر در موعد مقرر آذرماه سال جاري راه اندازي نمي شود و احتمالاً اين نيروگاه در سال 2008 راه اندازي خواهد شد.

غلامرضا آقازاده رئيس سازمان انرژي اتمي ايران در حاشيه مجمع عمومي آژانس بين المللي انرژي اتمي با محمد البرادعي نيز ديدار كرده است. وي همچنين در نشستي با اعضاي غيرمتعهد آژانس با آنها به گفت وگو پرداخته است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
دبيراول حزب سوسياليست فرانسه:
از سخنان رئيس جمهور اين معنا استنباط می شود
فرانسه اطلاعاتی درباره
دستيابی ايران به بمب اتم دارد

دبير اول حزب سوسياليست فرانسه در يک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرده و ضمن بررسی و تفسيرسخنان رئيس جمهور اين کشور که در آن مسئله حمله به ايران را طرح کرد. متن اين مصاحبه مشروح در شماره 17 سپتامبر لوموند چاپ پاريس منتشر شده است. دبير اول حزب سوسياليست فرانسه در ارتباط با مسائل اتمی ايران و اظهارات رئيس جمهور فرانسه گفت:

«اين قبيل اظهارات بدون توضيح، بی تبعات نخواهد بود. اينکه گفته شود بايد خود را برای جنگ آماده کرد، معنايش اين است که دولت و رئيس جمهوری اطلاعاتی دارند و از آن اطلاعات چنين استنباط می شود که ايران در حال دستيابی به بمب اتمی است و مذاکرات بی نتيجه است. حتی سارکوزی در جمع سفرای فرانسه از احتمال بمباران ايران سخن گفته است. اظهارات کوشنر وزير خارجه کشور از اين هم فراتر رفته و می گويد بايد خود را آماده جنگ کرد.»

بدنبال اين مصاحبه، حزب سوسياليست فرانسه خواستار جلسه اضطراری پارلمان و حضور نخست وزير فرانسه در آن شد تا اطلاعات دولت درباره فعاليت های اتمی ايران به اطلاع پارلمان برسد.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

مديران مسوول ايستادگي کنند

واکنش روزنامه‌نگاران به خواست هاي فراقانوني از جرايد - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

پريسا حاتمي

بيش از 170 روزنامه‌نگار در ايران، روز گذشته در واكنش به افزايش "فشارهاي پيدا و پنهان" بر مطبوعات مستقل و پذيرش خواسته‌هاي غيرقانوني برخي مقامات از سوي مديران رسانه‌ها، نامه سرگشاده‌اي خطاب به مديران مسئول روزنامه‌هاي غيردولتي نوشتند و از آنها خواستند در برابر اعمال فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني سكوت نكنند. اين نامه، يك روز پس از آن منتشر مي‌شود كه انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز در بيانيه‌اي "برخي مقامات قواي مجريه و قضاييه" را به اعمال فشار براي "جلوگيري از چاپ و پيگيري برخي اخبار" متهم كرده و از مديران مسئول مطبوعات خواسته بود نگذارند مطبوعات به "بولتن‌هاي خبري مورد رضايت مقامات و نهادهاي حكومتي" تبديل شوند.

افزايش فشارها بر مطبوعات و رسانه‌هاي مستقل در ايران، در ماه‌هاي اخير به طرز بي‌سابقه‌اي شدت يافته است. تعطيلي دو روزنامه شرق و هم ميهن، فيلتر و توقيف شدن خبرگزاري ايلنا و دستگيري تعدادي از روزنامه‌نگاران ابعاد قبلي فشارها بر مطبوعات است كه همراه با اتخاذ شيوه‌هاي جديدي در سانسور پيش از چاپ مطبوعات و جهت‌دهي به آنها براي گزارش‌دهي و خبرنويسي بر طبق ميل مقامات حكومتي، موج فشارها و تحديد آزادي رسانه‌ها در ايران را به مرحله‌اي تازه رسانده است.

"كميته دفاع از رسانه‌هاي توقيف شده" كه نامه مذكور را با امضاي بيش از 170 روزنامه‌نگار منتشر كرده است، در هفته‌هاي اخير و به دنبال توقيف دو روزنامه و يك خبرگزاري غيردولتي در ايران، توسط تعدادي از روزنامه‌نگاران تشكيل شده است. اين كميته در اولين اقدام خود، دو هفته پيش با صدور اطلاعيه‌اي با امضاي بيش از يكصد روزنامه‌نگار نسبت به سانسور و تحديد مطبوعات و ايجاد محدوديت‌هاي جديد براي رسانه‌ها اعتراض كرده بود.

در اطلاعيه پيشين اين كميته، به مواردي از تهديد مديران مطبوعات از سوي مقامات قضايي و به طور مشخص به اخطار به مطبوعات در خصوص انتشار هرگونه خبر درباره سه دانشجوي بازداشت شده دانشگاه اميركبير اشاره شده بود. امضاكنندگان آن اطلاعيه تهديد كرده بودند كه در صورت تداوم روند تحديد رسانه‌ها، "در آينده جزئيات روشن و مشخصي از فشارهاي وارده و دعوت نهاد‌هاي فرا قانوني به سانسور" را به اطلاع عموم خواهند رساند.
اين گروه از روزنامه‌نگاران، اين بار روي سخن خود را مديران مسئول مطبوعات قرار داده‌اند و با انتقاد از سكوت ايشان در برابر اعمال فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني، گفته‌اند: "تسامح و تساهل مديران رسانه‌ها در برابر اين فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني اصحاب قدرت بدعتي را به دنبال داشته كه بر اساس آن خبرنگاران از انجام فعاليت شغلي خود منع شده، اجازه حضور در حوزه خبري و كاري خود را نمي‌يابند و با دشواري‌هاي بسياري مواجه مي‌شوند. اين رويكرد تازه در ميان مديران رسانه‌ها، امنيت شغلي خبرنگاران را به خطر انداخته و انجام وظيفه وجداني و حرفه‌اي آنها را معلق مي سازد."

در نامه روزنامه‌نگاران به رخدادي اشاره شده است كه به‌زعم ايشان در صورت تداوم، ايفاي وظيفه خبرنگاري را به خطر خواهد انداخت. امضاكنندگان به "چگونگي برخورد با خبرنگاراني كه در حوزه قضايي اخبار بازداشت شدگان سياسي و دانشجويي را پي‌گيري مي‌كردند"، اشاره كرده‌اند.

رسانه‌ها در روزهاي اخير از اخراج خبرنگار يك روزنامه اصلاح طلب از جلسه مطبوعاتي سخنگوي قوه قضاييه خبر داده بودند. اما ظاهرا اكنون قوه قضاييه از مدير اين روزنامه اصلاح طلب خواسته است اين خبرنگار را كه پيگيري برخي اخبار مربوط به برخورد با فعالان سياسي و دانشجويي بود، ديگر به اين حوزه خبري نفرستند.
برخي از فعالان مطبوعاتي نيز معتقدند توقيف خبرگزاري ايلنا به علت آن بود كه دولت و برخي نهادها خواستار تغيير خبرنگاران آن حوزه‌ها از سوي اين خبرگزاري شده بودند و به علت مقاومت مدير اين خبرگزاري، تصميم به توقيف آن گرفتند. خبرنگاران خبرگزاري ايلنا كه چندي پيش به خاطر شكايت وزارت علوم دولت احمدي نژاد توقيف شد، نيز در آخرين ماه‌هاي فعاليت اين خبرگزاري از حضور در بسياري از جلسات خبري دولت نهم محروم شده بود.

در همين حال روزنامه‌نگاران در اطلاعيه پيشين خود از جلسه دادستان تهران با مديران چهار روزنامه اصلاح طلب خبر داده بودند كه "روز" در همان زمان جزييات بيشتري از آن را فاش كرد. سعيد مرتضوي در گفت‌وگو با مديران اين چهار روزنامه، متن شنود تلفن‌ها و اس.ام. اس هاي اين دانشجويان و اعترافاتي را كه در زندان از ايشان اخذ شده، به مديران اين روزنامه‌ها نشان داده بود و سپس خواستار عدم انتشار هرگونه خبري درباره ايشان كرده و تصريح كرده بود آنها در صورت چنين كاري منتظر "توقيف" باشند. مرتضوي قبل از اين اقدام نيز، در گفت‌وگو با مديران برخي روزنامه‌هاي توقيف شده، خواستار تغيير دبيران و اعضاي تحريريه اين رسانه‌ها در ازاي رفع توقيف روزنامه شده بود.

اين موضوعات تاكنون بارها مورد انتقادات فعالان مطبوعاتي در ايران بوده و در روزهاي اخير با اعتراض صريح انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز مواجه شده است. اين انجمن در بيانيه اخير خود با اشاره صريح به اعمال فشار مقام‌هاي اجرايي و قضايي به مطبوعات و با انتقاد از نقض آشكار قانون از سوي مقامات و نهادهاي حكومتي آورده است: "از يك سو برخي مقامات در قوه قضائيه و مجريه به طور شفاهي و كتبي مديران مسول مطبوعات را از چاپ و پيگيري برخي اخبار منع كرده و خواستار تغيير برخي روزنامه‌نگاران در حوزه كاري‌شان مي‌شوند و از اين طريق در صدد اعمال فشار بر مطبوعات‌اند، و از سوي ديگر با گزينشي برخورد كردن نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران از ورود برخي روزنامه‌نگاران به حوزه‌هاي خبري مرتبط با مقامات حكومتي جلوگيري به عمل آورده و از اين طريق راه كسب و انتشار اخبار داخلي را براي افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه بسته و به طور آشكار به عدم رعايت اين حق قانوني مطبوعات و زير پا نهادن قانون مبادرت مي كنند. متاسفانه مديران مسئول مطبوعات نيز براي ادامه حيات مطبوعه‌شان و رعايت برخي ملاحظات و مصلحت‌ها در برابر چنين اقداماتي كمترين واكنش را نشان داده و بعضا با اين خواسته‌ها همراهي مي‌كنند كه طبعا حاصل اين روند و جريان، موجبات عدم امنيت شغلي روزنامه نگاران و ايفاي وظيفه حرفه‌اي‌شان را دامن مي‌زند و مطبوعات را به بولتن‌هاي خبري مورد رضايت مقامات و نهادهاي حكومتي تبديل مي‌كند."

اشاره اين انجمن به تمكين مديران مسئول مطبوعات در برابر اعمال فشارهاي غيرقانوني برخي نهادهاي حكومتي، موضوعي است كه اكنون مورد اعتراض روزنامه‌نگاران هم قرار گرفته است؛ به نحوي كه آنها در نامه به اين مديران مسئول از ايشان خواسته‌اند تا "به معناي واقعي مديرمسئول بوده، به تعهد حرفه‌اي و اخلاقي خود در حمايت از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران پايبند بوده و به وظيفه وجداني خود در برابر جامعه عمل کنند."

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

مديران مسوول ايستادگي کنند

واکنش روزنامه‌نگاران به خواست هاي فراقانوني از جرايد - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

پريسا حاتمي

بيش از 170 روزنامه‌نگار در ايران، روز گذشته در واكنش به افزايش "فشارهاي پيدا و پنهان" بر مطبوعات مستقل و پذيرش خواسته‌هاي غيرقانوني برخي مقامات از سوي مديران رسانه‌ها، نامه سرگشاده‌اي خطاب به مديران مسئول روزنامه‌هاي غيردولتي نوشتند و از آنها خواستند در برابر اعمال فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني سكوت نكنند. اين نامه، يك روز پس از آن منتشر مي‌شود كه انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز در بيانيه‌اي "برخي مقامات قواي مجريه و قضاييه" را به اعمال فشار براي "جلوگيري از چاپ و پيگيري برخي اخبار" متهم كرده و از مديران مسئول مطبوعات خواسته بود نگذارند مطبوعات به "بولتن‌هاي خبري مورد رضايت مقامات و نهادهاي حكومتي" تبديل شوند.

افزايش فشارها بر مطبوعات و رسانه‌هاي مستقل در ايران، در ماه‌هاي اخير به طرز بي‌سابقه‌اي شدت يافته است. تعطيلي دو روزنامه شرق و هم ميهن، فيلتر و توقيف شدن خبرگزاري ايلنا و دستگيري تعدادي از روزنامه‌نگاران ابعاد قبلي فشارها بر مطبوعات است كه همراه با اتخاذ شيوه‌هاي جديدي در سانسور پيش از چاپ مطبوعات و جهت‌دهي به آنها براي گزارش‌دهي و خبرنويسي بر طبق ميل مقامات حكومتي، موج فشارها و تحديد آزادي رسانه‌ها در ايران را به مرحله‌اي تازه رسانده است.

"كميته دفاع از رسانه‌هاي توقيف شده" كه نامه مذكور را با امضاي بيش از 170 روزنامه‌نگار منتشر كرده است، در هفته‌هاي اخير و به دنبال توقيف دو روزنامه و يك خبرگزاري غيردولتي در ايران، توسط تعدادي از روزنامه‌نگاران تشكيل شده است. اين كميته در اولين اقدام خود، دو هفته پيش با صدور اطلاعيه‌اي با امضاي بيش از يكصد روزنامه‌نگار نسبت به سانسور و تحديد مطبوعات و ايجاد محدوديت‌هاي جديد براي رسانه‌ها اعتراض كرده بود.

در اطلاعيه پيشين اين كميته، به مواردي از تهديد مديران مطبوعات از سوي مقامات قضايي و به طور مشخص به اخطار به مطبوعات در خصوص انتشار هرگونه خبر درباره سه دانشجوي بازداشت شده دانشگاه اميركبير اشاره شده بود. امضاكنندگان آن اطلاعيه تهديد كرده بودند كه در صورت تداوم روند تحديد رسانه‌ها، "در آينده جزئيات روشن و مشخصي از فشارهاي وارده و دعوت نهاد‌هاي فرا قانوني به سانسور" را به اطلاع عموم خواهند رساند.
اين گروه از روزنامه‌نگاران، اين بار روي سخن خود را مديران مسئول مطبوعات قرار داده‌اند و با انتقاد از سكوت ايشان در برابر اعمال فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني، گفته‌اند: "تسامح و تساهل مديران رسانه‌ها در برابر اين فشارها و خواسته‌هاي فرا قانوني اصحاب قدرت بدعتي را به دنبال داشته كه بر اساس آن خبرنگاران از انجام فعاليت شغلي خود منع شده، اجازه حضور در حوزه خبري و كاري خود را نمي‌يابند و با دشواري‌هاي بسياري مواجه مي‌شوند. اين رويكرد تازه در ميان مديران رسانه‌ها، امنيت شغلي خبرنگاران را به خطر انداخته و انجام وظيفه وجداني و حرفه‌اي آنها را معلق مي سازد."

در نامه روزنامه‌نگاران به رخدادي اشاره شده است كه به‌زعم ايشان در صورت تداوم، ايفاي وظيفه خبرنگاري را به خطر خواهد انداخت. امضاكنندگان به "چگونگي برخورد با خبرنگاراني كه در حوزه قضايي اخبار بازداشت شدگان سياسي و دانشجويي را پي‌گيري مي‌كردند"، اشاره كرده‌اند.

رسانه‌ها در روزهاي اخير از اخراج خبرنگار يك روزنامه اصلاح طلب از جلسه مطبوعاتي سخنگوي قوه قضاييه خبر داده بودند. اما ظاهرا اكنون قوه قضاييه از مدير اين روزنامه اصلاح طلب خواسته است اين خبرنگار را كه پيگيري برخي اخبار مربوط به برخورد با فعالان سياسي و دانشجويي بود، ديگر به اين حوزه خبري نفرستند.
برخي از فعالان مطبوعاتي نيز معتقدند توقيف خبرگزاري ايلنا به علت آن بود كه دولت و برخي نهادها خواستار تغيير خبرنگاران آن حوزه‌ها از سوي اين خبرگزاري شده بودند و به علت مقاومت مدير اين خبرگزاري، تصميم به توقيف آن گرفتند. خبرنگاران خبرگزاري ايلنا كه چندي پيش به خاطر شكايت وزارت علوم دولت احمدي نژاد توقيف شد، نيز در آخرين ماه‌هاي فعاليت اين خبرگزاري از حضور در بسياري از جلسات خبري دولت نهم محروم شده بود.

در همين حال روزنامه‌نگاران در اطلاعيه پيشين خود از جلسه دادستان تهران با مديران چهار روزنامه اصلاح طلب خبر داده بودند كه "روز" در همان زمان جزييات بيشتري از آن را فاش كرد. سعيد مرتضوي در گفت‌وگو با مديران اين چهار روزنامه، متن شنود تلفن‌ها و اس.ام. اس هاي اين دانشجويان و اعترافاتي را كه در زندان از ايشان اخذ شده، به مديران اين روزنامه‌ها نشان داده بود و سپس خواستار عدم انتشار هرگونه خبري درباره ايشان كرده و تصريح كرده بود آنها در صورت چنين كاري منتظر "توقيف" باشند. مرتضوي قبل از اين اقدام نيز، در گفت‌وگو با مديران برخي روزنامه‌هاي توقيف شده، خواستار تغيير دبيران و اعضاي تحريريه اين رسانه‌ها در ازاي رفع توقيف روزنامه شده بود.

اين موضوعات تاكنون بارها مورد انتقادات فعالان مطبوعاتي در ايران بوده و در روزهاي اخير با اعتراض صريح انجمن صنفي روزنامه‌نگاران نيز مواجه شده است. اين انجمن در بيانيه اخير خود با اشاره صريح به اعمال فشار مقام‌هاي اجرايي و قضايي به مطبوعات و با انتقاد از نقض آشكار قانون از سوي مقامات و نهادهاي حكومتي آورده است: "از يك سو برخي مقامات در قوه قضائيه و مجريه به طور شفاهي و كتبي مديران مسول مطبوعات را از چاپ و پيگيري برخي اخبار منع كرده و خواستار تغيير برخي روزنامه‌نگاران در حوزه كاري‌شان مي‌شوند و از اين طريق در صدد اعمال فشار بر مطبوعات‌اند، و از سوي ديگر با گزينشي برخورد كردن نسبت به مطبوعات و روزنامه‌نگاران از ورود برخي روزنامه‌نگاران به حوزه‌هاي خبري مرتبط با مقامات حكومتي جلوگيري به عمل آورده و از اين طريق راه كسب و انتشار اخبار داخلي را براي افزايش آگاهي عمومي و حفظ مصالح جامعه بسته و به طور آشكار به عدم رعايت اين حق قانوني مطبوعات و زير پا نهادن قانون مبادرت مي كنند. متاسفانه مديران مسئول مطبوعات نيز براي ادامه حيات مطبوعه‌شان و رعايت برخي ملاحظات و مصلحت‌ها در برابر چنين اقداماتي كمترين واكنش را نشان داده و بعضا با اين خواسته‌ها همراهي مي‌كنند كه طبعا حاصل اين روند و جريان، موجبات عدم امنيت شغلي روزنامه نگاران و ايفاي وظيفه حرفه‌اي‌شان را دامن مي‌زند و مطبوعات را به بولتن‌هاي خبري مورد رضايت مقامات و نهادهاي حكومتي تبديل مي‌كند."

اشاره اين انجمن به تمكين مديران مسئول مطبوعات در برابر اعمال فشارهاي غيرقانوني برخي نهادهاي حكومتي، موضوعي است كه اكنون مورد اعتراض روزنامه‌نگاران هم قرار گرفته است؛ به نحوي كه آنها در نامه به اين مديران مسئول از ايشان خواسته‌اند تا "به معناي واقعي مديرمسئول بوده، به تعهد حرفه‌اي و اخلاقي خود در حمايت از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران پايبند بوده و به وظيفه وجداني خود در برابر جامعه عمل کنند."

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  سردارهرندی، حرف های سردار افشار را کامل کرد
زمزمه اعلام انحلال
چند حزب و سازمان سياسی
 
 
 
 

 

سردار صفار هرندی سردبير سابق روزنامه کيهان و وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی دولت احمدی نژاد، روز گذشته بخش ديگری از تصميمات پشت صحنه ای را فاش کرد که عليه احزاب و سازمان های سياسی گرفته شده است. تصميماتی که بازتاب آن دو هفته  پيش  در سخنرانی احمدی نژاد که در آن وجود احزاب در کشور را نفی کرده بود منعکس شده بود. بخش ديگری نيز در سخنان سه روز پيش معاون جديد سياسی وزير کشور سردار"افشار" فرمانده سابق بسيج انعکاس يافته بود. آنجا که وی گفت مطبوعات حق ندارند نام احزابی را بنويسند و منتشر کنند که اجازه فعاليت ندارند.

وزير ارشاد اسلامی نيز روز گذشته در پايان مجلس ختم پدر وزير کشورگفت:

فعاليت‌های مطبوعاتی احزابی كه غيرقانونی فعاليت می‌كنند غير قانونی است.  وقتی فعاليت‌های سياسی يك تشكل سياسی غير قانونی اعلام شده باشد، بنابر اين كارهای مطبوعاتی آن تشكل نيز وجهه قانونی ندارد.

اين سخنان مقدمه ممنوع شدن کامل نام بردن از نهضت آزادی ايران، حزب توده ايران، جبهه ملی ايران، جنبش مسلمانان مبارز ايران و خلاصه همه احزاب اسم و رسم دار، شناسنامه دار و قديمی کشور است که مردم حداقل با نام آنها و نقشی که درتاريخ معاصر داشته اند آشنا هستند. اگر سياست کنونی دولت قرين موفقيت شود، آنگاه وزارت ارشاد گام بعدی را برای کنترل کتاب ها و ناگزير ساختن مولفين و نويسندگان به حذف نام اين احزاب در نوشته های خود- حتی تاريخی- خواهد کرد.

اين تصميم همچنين مقدمه ايست برای چند حزب ديگری که می خواهند تا انتخابات مجلس آينده و رياست جمهوری يا منحل اعلام کنند و يا به بهانه نداشتن جواز رسمی فعاليت مطبوعات را از انتشار نام آنها مانع شوند. پشت اين تصميمات، چيدن آجر به آجر آن ديوار و سدی است که در اطراف صندوق های رای در دو انتخابات آينده می خواهند بکشند. زنگ ها برای سازمان مجاهدين انقلاب و جبهه مشارکت به صدا در نيآمده ؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

واکنش به سخنان کوشنر در تهران و پاريس

حزب سوسياليست خواستار جلسه فوري پارلمان شد - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

koshner.jpg

حميد احدي - علي جواهري

در حالي که رييس جمهور ايران واکنش محتاطانه اي نسبت به چرخش سياسي دولت فرانسه به سوي موضع آمريکا عليه جمهوري اسلامي نشان داد و به گلايه اي بسنده کرد، حزب سوسياليست فرانسه پارلمان آن کشور را به جلسه اي فوري براي بررسي سخنان تهديدآميز وزير امور خارجه فرانسه عليه ايران فراخواند و اعلام داشت که پاريس نمي تواند به اين سادگي در روياهاي نظامي براي منطقه خطرناک خاورميانه شرکت کند.

حزب سوسياليست فرانسه تاکيد کرد اظهارات برنارد کوشنر، وزير خارجه، درخصوص آماده شدن براي احتمال وقوع جنگ عليه ايران بسيار نگران کننده به نظر مي رسد.

حزب سوسياليست تاکيد کرده که موضع ثابت حزب سوسياليست اين است که ايران نبايد به سلاح هسته اي دست يابد. همان که در سطح جامعه بين الملل، در خصوص آن اتفاق نظر وجود دارد و شوراي امنيت نيز تاکنون تحريم ها و مجازات هايي را به منظور تعليق فعاليت هاي غني سازي ايران تصويب کرده تا بدين ترتيب ايران را به ميز مذاکره بازگرداند.

سوسياليست ها با اشاره به اقداماتي که محمدالبرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي حل بحران هسته اي ايران در پيش گرفته و خطر آشکاري را در برنامه هاي هسته اي ايران نمي بيند، از اين که دولت سارکوزي و وزيرخارجه اش در همين زمان از تحريم هاي خارج از چارچوب سازمان ملل مي گويند و شدت عمل با ايران را توصيه مي کنند انتقاد کرده اند.

به زعم حزب سوسياليست که سگولن رويال نامزدشان براي رياست جمهوري در انتخابات بهار سال جاري به نيکلا سارکوزي باخت و به هر حال از موضعي قوي در داخل فرانسه برخوردار است، موضع دولت فرانسه در اجراي يک سناريوي جديد "به شيوه عراق" تنها معنائي که مي دهد همسوئي با دولت جورج بوش است و اين همسويي اقتدار سازمان ملل را کاهش خواهد داد و اعتبار، منافع و امنيت فرانسه را به خطر خواهد انداخت. به علاوه سوسياليست ها تاکيد کرده اند که چنين موضعي در تناقض و تضاد کامل با تعهدات فرانسه درخاورميانه قرار دارد.

حزب سوسياليست معتقد است که آژانس اتمي بايد کنترل روي برنامه هسته اي ايران را تا پايان ادامه دهد و در اين رابطه، نظارت هاي بين المللي سخت گيرانه اي را به مرحله اجرا بگذارد. اين حزب تاکيد کرده که فرانسه نمي تواند تا اين حد سهل انگارانه و نسنجيده در رويارويي هاي نظامي، آن هم در منطقه اي که تا اين حد پرتنش و بي ثبات است، مشارکت کند.

با دعوت حزب سوسياليست ممکن است ظرف چند روز آينده پارلمان فرانسه براي بررسي سياست خارجي تازه دولت سارکوزي در ارتباط با ايران تشکيل جلسه دهد.

تنها کيهان

در تهران روزنامه کيهان با عنوان بزرگ "جهان تحقير کرد، فرانسه عقب نشست" از واکنش هاي جهاني عليه اظهارات برنارد كوشنر خبر داده و اين اظهارات را غيرعاقلانه و جنگ طلبانه خوانده است. به نوشته کيهان وزيرخارجه فرانسه که چند روز قبل در مصاحبه اي گفته بود: "ما تا آخرين مرحله مذاكره مي كنيم و در آن زمان بايد خود را آماده جنگ كنيم"، به علت حجم مخالفت ها ديروز در روسيه مجبور به تعديل صريح سخنان خود شد و گفت سياست فرانسه در مقابل ايران فقط مذاكره، مذاكره و مذاكره است.

کيهان در عين حال نوشته نخست وزير فرانسه با توجه به اعتراضات گسترده نسبت به اظهارات وزير امور خارجه اين كشور درباره ايران به تلطيف اظهارات وي پرداخت. "فرانسوا فيون" در تعديل اظهارات "كوشنر" گفت: "همه كاري براي اجتناب از بروز جنگ بايد به كار گرفته شود."

فرانسوا فيون با اشاره به تنش بالايي كه در فضاي حاضر به دليل مقاومت ايران در انصراف از غني سازي ايجاد شده است افزود: "رويارويي با ايران آخرين گزينه اي است كه هر مسئول سياسي تمايل به انجام آن را دارد."

کيهان بدون اشاره به اظهار نظرهاي سارکوزي رييس جمهور فرانسه لبه تيز حمله خود را متوجه برنار كوشنر کرده و در مقاله اي نوشته: "وزير خارجه 68 ساله فرانسه، متولد اول نوامبر 1939 در شهر آوينيون است. پدر وي يهودي و مادرش پروتستان بودند. كوشنر سياست را با چپ روي افراطي و عضويت در حزب كمونيست فرانسه- 1966 ميلادي- آغاز كرد اما چند سال بعد، از اين حزب اخراج شد. وي به منفعت طلبي و كاسبكاري در سياست معروف است چندان كه مدتي بعد عضو حزب سوسياليست شد. نوسان سياسي وي بسيار معروف است تا جايي كه تا همين اواخر جزء حاميان خانم سگولن رويال- نامزد رقيب ساركوزي- به شمار مي رفت اما ناگهان از دولت ساركوزي سر درآورد. بي ثباتي هاي كوشنر موجب آن شد كه حزب سوسياليست هم سرانجام وي را به عنوان «خائن»، در رده بندي سياسي خود تلقي كرده و اخراج نمايد. او يكي از مصاديق بارز كمونيست هاي آمريكايي است و در مطبوعات فرانسه به عنوان عنصر چپي كه در عين حال عاشق خوشگذراني و صرف شامپاين و خاويار در بهترين رستوران هاي اين كشور است، از وي ياد مي شود."

در واکنشي ديگر، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران روز گذشته سخنان برنارد كوشنر وزير امور خارجه فرانسه را درباره منتفي نبودن حمله نظامي به ايران به دليل تداوم برنامه هسته اي كشورمان رد كرد و گفت: "ما اين تهديدات را به هيچ وجه جدي نمي گيريم."

اما حسين شريعتمداري مدير کيهان در مصاحبه اي با خبرگزاري فارس با تاکيد بر اين که شبيه به گفته هاي كوشنر، قبلاً توسط ساركوزي رئيس جمهور فرانسه نيز به شكل ديگري مطرح شده بو،. رييس جمهور فرانسه را از نظر فرانسوي ها "ديپلماتي تحقير شده" خواند و گفت: "نكته اي كه بعضاً نمايندگان مجلس فرانسه و روزنامه هاي اين كشور از جمله فيگارو به صورت تلويحي به آن مي پردازند، اين است كه ساركوزي بين خود و خلف خود شيراك فاصله زيادي مي بيند و به همين علت نوعي بزرگ گويي در عرصه ديپلماتيك را براي پركردن اين فاصله انتخاب كرده است."

در همين حال اعلام شده است که چهار تن از نمايندگان مجلس از جمله جلال يحيي زاده و عشرت شايق از وزارت خارجه خواسته اند تا در روابط اقتصادي و سياسي ايران با فرانسه تجديد نظر کند. اما رئيس جمهور تنها به گفتن اين جمله اکتفا کرد که اظهارات رسانه اي با حرف هاي واقعي تفاوت دارد و ما اين اظهارات را جدي نمي گيريم.

کارشناسان نوشتند سخنان آقاي احمدي نژاد نشان مي دهد که ايران قصدي براي تجديد نظر در روابط اقتصادي و سياسي خود با فرانسه ندارد با اين حال برخي از مقامات ايراني مي گويند که سطح روابط اقتصادي فرانسه با ايران با سطح روابط سياسي همخواني ندارد.

چرخش

چرخش در سياست خارجي فرانسه که به ويژه بعد از سفر ماه گذشته نيکلاس سارکوزي به آمريکا آشکار شده عملي است که از قرائن بر مي آيد کاملا براي ايران غافلگيرکننده بوده و به نظر کارشناسان دستاورد منفي سياست هاي دولت احمدي نژاد است. اين دولت در آخرين ماه هاي رياست جمهوري ژاک شيراک با اعزام ثمره هاشمي مشاور عالي رييس جمهور به آن کشور نشان داد که روي موضع مستقل فرانسه حساب باز کرده است. پذيرفته شدن ثمره هاشمي در کاخ اليزه اميدواري هائي را براي دولت احمدي نژاد پديد آورد اما، با تندي هائي لفظي که رييس دولت در مسائل حساس بين المللي مانند هولوکاست و درخواست محو اسراييل از روي نقشه در پيش گرفت، عملا اين فرصت را از دست داد. با وجود اين بعد از انتخاب سارکوزي به رياست جمهوري، و از آن جائي که سگولن رويال در جريان انتخابات علاقه مندي هائي به مجاهدين خلق تنها مخالف مسلح جمهوري اسلامي نشان داد، نشانه هاي مثبت تازه اي هم از تهران براي پاريس ارسال شد که مهم ترين آن ها اظهار نظر صريح علي اکبر ولايتي مشاور بين المللي رهبر جمهوري اسلامي بود.

ولايتي در يک مصاحبه غيرمنتظر از فرانسه به عنوان نقطه اميدي براي شکستن مخالفت يکپارچه اتحاديه اروپا عليه برنامه هاي هسته اي ايران سخن گفت. در اين موقعيت دو امتياز از سوي ايران مي توانست نثار فرانسه شود تا راي مثبت مستقل ترين کشور بزرگ اروپائي به دست ايد. نخست، معاملات نفت و گاز که فرانسه به خصوص بعد از از دست دادن بازار عراق به آن نيازمند است و ديگر، شرايط لبنان که جمهوري اسلامي از طريق حزب الله يکي از تاثيرگذاران در آن به حساب مي آيد و منطقه نفوذ فرانسه به حساب مي آيد.

اما اخباري که بعد از سفر سارکوزي به آمريکا منتشر شد همه حاکي از آن بود که به نوشته گاردين آمريکا به سرعت جاي خالي بريتانيا را با فرانسه پر کرده است. در آن سفر از رييس جمهور فرانسه در خانه پدري رييس جمهور آمريکا پذيرائي شد که نشانه حداکثر اهميت بود، و به فاصله کوتاهي وزير خارجه فرانسه از توتال بزرگ ترين شرکت نفتي آن کشور خواست از انعقاد قراردادهاي تازه نفت و گاز با ايران خودداري کند. اين در شرايطي بود که اوضاع لبنان هم رو به آرامش گذاشته و دولت سينوره که مورد حمايت فرانسه و آمريکاست در جاي خود تثبيت شده بود.

کارشناسان سياسي معتقدند فرانسه در دور تازه خود، به هر ترتيب از جمله بازيگران اصلي خاورميانه خواهد بود و مانند سه سالي که از حضور نيروهاي تحت رهبري آمريکا در منطقه خاورميانه مي گذرد، صحنه را به واشنگتن و لندن واگذار نخواهد کرد. و اين خبري است که تا هم اکنون هم به گوش جهان رسيده است.

روابط اقتصادي

توتال از سيزده سال پيش عليرغم خواست آمريکا سرمايه گذاري هائي در پروژه هاي نفت و گاز ايران آغاز کرده و پروژه هاي آن، از مهم ترين فعاليت هايي هستند که در صنعت نفت و گاز ايران در اين سال ها صورت گرفته؛ به خصوص که از نظر زماني مصادف بوده با زماني که شرکت نفت کانکو مجبور شده از بزرگترين قرارداد خود با ايران چشم پوشي کند.

توتال در سال ۱۹۹۷ نيز با همکاري شرکت پتروناس مالزي و گازپروم روسيه قراردادي دو ميليارد دلاري با ايران امضاء کرد که موضوع آن کمک به بهره برداري از ميدان پارس جنوبي در فازهاي دو و سه بود. اين پروژه که در زمان دولت خاتمي به بهره برداري رسيد، در بزرگترين ميدان گازي جهان در خليج فارس قرار دارد.

از همين رو کارشناسان معتقدند تهديد ايران به مجازات اقتصادي فرانسه تنها واکنشي آني به اظهارات تازه فرانسوي هاست و در شرايط حاضر به نوشته بي بي سي فارسي ايران در حالي که با تحريم جهاني روبروست نمي تواند خود را به تحريم تازه اي دچار کند.

دومين زمينه اي که فرانسوي ها در آن با ايران همکاري دارند خودروسازي است، به طوري که شرکت ايران خودرو که اولين محصولش يک موتور انگليسي داشت اينک بخش اعظم توليداتش با پژو است. اين شرکت سالي 600 هزار خودرو توليد مي کند و عمده خودروهاي سواري اين شرکت محصول شرکت فرانسوي پژو هستند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

واکنش به سخنان کوشنر در تهران و پاريس

حزب سوسياليست خواستار جلسه فوري پارلمان شد - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

koshner.jpg

حميد احدي - علي جواهري

در حالي که رييس جمهور ايران واکنش محتاطانه اي نسبت به چرخش سياسي دولت فرانسه به سوي موضع آمريکا عليه جمهوري اسلامي نشان داد و به گلايه اي بسنده کرد، حزب سوسياليست فرانسه پارلمان آن کشور را به جلسه اي فوري براي بررسي سخنان تهديدآميز وزير امور خارجه فرانسه عليه ايران فراخواند و اعلام داشت که پاريس نمي تواند به اين سادگي در روياهاي نظامي براي منطقه خطرناک خاورميانه شرکت کند.

حزب سوسياليست فرانسه تاکيد کرد اظهارات برنارد کوشنر، وزير خارجه، درخصوص آماده شدن براي احتمال وقوع جنگ عليه ايران بسيار نگران کننده به نظر مي رسد.

حزب سوسياليست تاکيد کرده که موضع ثابت حزب سوسياليست اين است که ايران نبايد به سلاح هسته اي دست يابد. همان که در سطح جامعه بين الملل، در خصوص آن اتفاق نظر وجود دارد و شوراي امنيت نيز تاکنون تحريم ها و مجازات هايي را به منظور تعليق فعاليت هاي غني سازي ايران تصويب کرده تا بدين ترتيب ايران را به ميز مذاکره بازگرداند.

سوسياليست ها با اشاره به اقداماتي که محمدالبرادعي مديرکل آژانس بين المللي انرژي اتمي براي حل بحران هسته اي ايران در پيش گرفته و خطر آشکاري را در برنامه هاي هسته اي ايران نمي بيند، از اين که دولت سارکوزي و وزيرخارجه اش در همين زمان از تحريم هاي خارج از چارچوب سازمان ملل مي گويند و شدت عمل با ايران را توصيه مي کنند انتقاد کرده اند.

به زعم حزب سوسياليست که سگولن رويال نامزدشان براي رياست جمهوري در انتخابات بهار سال جاري به نيکلا سارکوزي باخت و به هر حال از موضعي قوي در داخل فرانسه برخوردار است، موضع دولت فرانسه در اجراي يک سناريوي جديد "به شيوه عراق" تنها معنائي که مي دهد همسوئي با دولت جورج بوش است و اين همسويي اقتدار سازمان ملل را کاهش خواهد داد و اعتبار، منافع و امنيت فرانسه را به خطر خواهد انداخت. به علاوه سوسياليست ها تاکيد کرده اند که چنين موضعي در تناقض و تضاد کامل با تعهدات فرانسه درخاورميانه قرار دارد.

حزب سوسياليست معتقد است که آژانس اتمي بايد کنترل روي برنامه هسته اي ايران را تا پايان ادامه دهد و در اين رابطه، نظارت هاي بين المللي سخت گيرانه اي را به مرحله اجرا بگذارد. اين حزب تاکيد کرده که فرانسه نمي تواند تا اين حد سهل انگارانه و نسنجيده در رويارويي هاي نظامي، آن هم در منطقه اي که تا اين حد پرتنش و بي ثبات است، مشارکت کند.

با دعوت حزب سوسياليست ممکن است ظرف چند روز آينده پارلمان فرانسه براي بررسي سياست خارجي تازه دولت سارکوزي در ارتباط با ايران تشکيل جلسه دهد.

تنها کيهان

در تهران روزنامه کيهان با عنوان بزرگ "جهان تحقير کرد، فرانسه عقب نشست" از واکنش هاي جهاني عليه اظهارات برنارد كوشنر خبر داده و اين اظهارات را غيرعاقلانه و جنگ طلبانه خوانده است. به نوشته کيهان وزيرخارجه فرانسه که چند روز قبل در مصاحبه اي گفته بود: "ما تا آخرين مرحله مذاكره مي كنيم و در آن زمان بايد خود را آماده جنگ كنيم"، به علت حجم مخالفت ها ديروز در روسيه مجبور به تعديل صريح سخنان خود شد و گفت سياست فرانسه در مقابل ايران فقط مذاكره، مذاكره و مذاكره است.

کيهان در عين حال نوشته نخست وزير فرانسه با توجه به اعتراضات گسترده نسبت به اظهارات وزير امور خارجه اين كشور درباره ايران به تلطيف اظهارات وي پرداخت. "فرانسوا فيون" در تعديل اظهارات "كوشنر" گفت: "همه كاري براي اجتناب از بروز جنگ بايد به كار گرفته شود."

فرانسوا فيون با اشاره به تنش بالايي كه در فضاي حاضر به دليل مقاومت ايران در انصراف از غني سازي ايجاد شده است افزود: "رويارويي با ايران آخرين گزينه اي است كه هر مسئول سياسي تمايل به انجام آن را دارد."

کيهان بدون اشاره به اظهار نظرهاي سارکوزي رييس جمهور فرانسه لبه تيز حمله خود را متوجه برنار كوشنر کرده و در مقاله اي نوشته: "وزير خارجه 68 ساله فرانسه، متولد اول نوامبر 1939 در شهر آوينيون است. پدر وي يهودي و مادرش پروتستان بودند. كوشنر سياست را با چپ روي افراطي و عضويت در حزب كمونيست فرانسه- 1966 ميلادي- آغاز كرد اما چند سال بعد، از اين حزب اخراج شد. وي به منفعت طلبي و كاسبكاري در سياست معروف است چندان كه مدتي بعد عضو حزب سوسياليست شد. نوسان سياسي وي بسيار معروف است تا جايي كه تا همين اواخر جزء حاميان خانم سگولن رويال- نامزد رقيب ساركوزي- به شمار مي رفت اما ناگهان از دولت ساركوزي سر درآورد. بي ثباتي هاي كوشنر موجب آن شد كه حزب سوسياليست هم سرانجام وي را به عنوان «خائن»، در رده بندي سياسي خود تلقي كرده و اخراج نمايد. او يكي از مصاديق بارز كمونيست هاي آمريكايي است و در مطبوعات فرانسه به عنوان عنصر چپي كه در عين حال عاشق خوشگذراني و صرف شامپاين و خاويار در بهترين رستوران هاي اين كشور است، از وي ياد مي شود."

در واکنشي ديگر، محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران روز گذشته سخنان برنارد كوشنر وزير امور خارجه فرانسه را درباره منتفي نبودن حمله نظامي به ايران به دليل تداوم برنامه هسته اي كشورمان رد كرد و گفت: "ما اين تهديدات را به هيچ وجه جدي نمي گيريم."

اما حسين شريعتمداري مدير کيهان در مصاحبه اي با خبرگزاري فارس با تاکيد بر اين که شبيه به گفته هاي كوشنر، قبلاً توسط ساركوزي رئيس جمهور فرانسه نيز به شكل ديگري مطرح شده بو،. رييس جمهور فرانسه را از نظر فرانسوي ها "ديپلماتي تحقير شده" خواند و گفت: "نكته اي كه بعضاً نمايندگان مجلس فرانسه و روزنامه هاي اين كشور از جمله فيگارو به صورت تلويحي به آن مي پردازند، اين است كه ساركوزي بين خود و خلف خود شيراك فاصله زيادي مي بيند و به همين علت نوعي بزرگ گويي در عرصه ديپلماتيك را براي پركردن اين فاصله انتخاب كرده است."

در همين حال اعلام شده است که چهار تن از نمايندگان مجلس از جمله جلال يحيي زاده و عشرت شايق از وزارت خارجه خواسته اند تا در روابط اقتصادي و سياسي ايران با فرانسه تجديد نظر کند. اما رئيس جمهور تنها به گفتن اين جمله اکتفا کرد که اظهارات رسانه اي با حرف هاي واقعي تفاوت دارد و ما اين اظهارات را جدي نمي گيريم.

کارشناسان نوشتند سخنان آقاي احمدي نژاد نشان مي دهد که ايران قصدي براي تجديد نظر در روابط اقتصادي و سياسي خود با فرانسه ندارد با اين حال برخي از مقامات ايراني مي گويند که سطح روابط اقتصادي فرانسه با ايران با سطح روابط سياسي همخواني ندارد.

چرخش

چرخش در سياست خارجي فرانسه که به ويژه بعد از سفر ماه گذشته نيکلاس سارکوزي به آمريکا آشکار شده عملي است که از قرائن بر مي آيد کاملا براي ايران غافلگيرکننده بوده و به نظر کارشناسان دستاورد منفي سياست هاي دولت احمدي نژاد است. اين دولت در آخرين ماه هاي رياست جمهوري ژاک شيراک با اعزام ثمره هاشمي مشاور عالي رييس جمهور به آن کشور نشان داد که روي موضع مستقل فرانسه حساب باز کرده است. پذيرفته شدن ثمره هاشمي در کاخ اليزه اميدواري هائي را براي دولت احمدي نژاد پديد آورد اما، با تندي هائي لفظي که رييس دولت در مسائل حساس بين المللي مانند هولوکاست و درخواست محو اسراييل از روي نقشه در پيش گرفت، عملا اين فرصت را از دست داد. با وجود اين بعد از انتخاب سارکوزي به رياست جمهوري، و از آن جائي که سگولن رويال در جريان انتخابات علاقه مندي هائي به مجاهدين خلق تنها مخالف مسلح جمهوري اسلامي نشان داد، نشانه هاي مثبت تازه اي هم از تهران براي پاريس ارسال شد که مهم ترين آن ها اظهار نظر صريح علي اکبر ولايتي مشاور بين المللي رهبر جمهوري اسلامي بود.

ولايتي در يک مصاحبه غيرمنتظر از فرانسه به عنوان نقطه اميدي براي شکستن مخالفت يکپارچه اتحاديه اروپا عليه برنامه هاي هسته اي ايران سخن گفت. در اين موقعيت دو امتياز از سوي ايران مي توانست نثار فرانسه شود تا راي مثبت مستقل ترين کشور بزرگ اروپائي به دست ايد. نخست، معاملات نفت و گاز که فرانسه به خصوص بعد از از دست دادن بازار عراق به آن نيازمند است و ديگر، شرايط لبنان که جمهوري اسلامي از طريق حزب الله يکي از تاثيرگذاران در آن به حساب مي آيد و منطقه نفوذ فرانسه به حساب مي آيد.

اما اخباري که بعد از سفر سارکوزي به آمريکا منتشر شد همه حاکي از آن بود که به نوشته گاردين آمريکا به سرعت جاي خالي بريتانيا را با فرانسه پر کرده است. در آن سفر از رييس جمهور فرانسه در خانه پدري رييس جمهور آمريکا پذيرائي شد که نشانه حداکثر اهميت بود، و به فاصله کوتاهي وزير خارجه فرانسه از توتال بزرگ ترين شرکت نفتي آن کشور خواست از انعقاد قراردادهاي تازه نفت و گاز با ايران خودداري کند. اين در شرايطي بود که اوضاع لبنان هم رو به آرامش گذاشته و دولت سينوره که مورد حمايت فرانسه و آمريکاست در جاي خود تثبيت شده بود.

کارشناسان سياسي معتقدند فرانسه در دور تازه خود، به هر ترتيب از جمله بازيگران اصلي خاورميانه خواهد بود و مانند سه سالي که از حضور نيروهاي تحت رهبري آمريکا در منطقه خاورميانه مي گذرد، صحنه را به واشنگتن و لندن واگذار نخواهد کرد. و اين خبري است که تا هم اکنون هم به گوش جهان رسيده است.

روابط اقتصادي

توتال از سيزده سال پيش عليرغم خواست آمريکا سرمايه گذاري هائي در پروژه هاي نفت و گاز ايران آغاز کرده و پروژه هاي آن، از مهم ترين فعاليت هايي هستند که در صنعت نفت و گاز ايران در اين سال ها صورت گرفته؛ به خصوص که از نظر زماني مصادف بوده با زماني که شرکت نفت کانکو مجبور شده از بزرگترين قرارداد خود با ايران چشم پوشي کند.

توتال در سال ۱۹۹۷ نيز با همکاري شرکت پتروناس مالزي و گازپروم روسيه قراردادي دو ميليارد دلاري با ايران امضاء کرد که موضوع آن کمک به بهره برداري از ميدان پارس جنوبي در فازهاي دو و سه بود. اين پروژه که در زمان دولت خاتمي به بهره برداري رسيد، در بزرگترين ميدان گازي جهان در خليج فارس قرار دارد.

از همين رو کارشناسان معتقدند تهديد ايران به مجازات اقتصادي فرانسه تنها واکنشي آني به اظهارات تازه فرانسوي هاست و در شرايط حاضر به نوشته بي بي سي فارسي ايران در حالي که با تحريم جهاني روبروست نمي تواند خود را به تحريم تازه اي دچار کند.

دومين زمينه اي که فرانسوي ها در آن با ايران همکاري دارند خودروسازي است، به طوري که شرکت ايران خودرو که اولين محصولش يک موتور انگليسي داشت اينک بخش اعظم توليداتش با پژو است. اين شرکت سالي 600 هزار خودرو توليد مي کند و عمده خودروهاي سواري اين شرکت محصول شرکت فرانسوي پژو هستند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

از فضاي کلي حاکميت نااميدم

عباس عبدي در گفت و گو با روز: - چهارشنبه 28 شهریور 1386 [2007.09.19]

noshabehamiri.jpg

نوشابه اميري
nooshabehamiri@yahoo.com

عباس عبدي، فعال سياسي و روزنامه نگار چندي پيش در مقاله اي با عنوان "چرا سکوت؟" به دفاع از اين نظر برخاست که بايد "براي مدتي ـ حداقل شش ماهه ـ سکوت کرد و درباره مسائل جاري سخن نگفت". براي اين ديدگاه، دلايلي نيز ارائه داد: "غيرموثر بودن انتقاد و هشدار دادن در جامعه و حتي اثر منفي داشتن اين مطالب بر حکومت." اين نظر، واکنش ديگر فعالين سياسي از جمله اکبر گنجي را برانگيخت؛ عبدي اما هنوز بر همين باور است. چرا؟ "نااميدي از فضاي کلي که در حاکميت وجود دارد" و ديگر اينکه "نيروهاي مخالف موجود شايستگي و توانايي کافي براي پيشبرد امور را ندارند".

abbasabadi.jpg

متن گفت و گوي ما در پي آمده است.

قبل از شروع مصاحبه بايد بگويم از نظر من نکته جالب اين است که عباس عبدي که روزگاري در پرسرو صداترين حرکت جمهوري اسلامي، يعني اشغال سفارت آمريکا، شرکت کرد، امروز و در شرايطي که جمهوري اسلامي يکي از پرسرو صداترين دوران هاي خود را مي گذراند، توصيه به سکوت مي کند.اين جالب است؛ نه؟
خب شما وقتي هدفي را انتخاب مي کنيد، بدون توجه به درستي يا نادرستي اش ـ برنامه رسيدن به آن هدف را هم انتخاب مي کنيد؛ اما وقتي مي بينيد هيچ برنامه اي شما را به هدف نمي رساند ـ حتي گاه در جهت منفي هم تاثير مي گذارد ـ بهتر است آن را انجام ندهيد. البته ضمن آنکه فکر نمي کنم اين دو حرکت با هم قابل مقايسه باشد، ولي از اين زاويه هم مي شود گفت که در آن دوران نيز شايد کساني بودند که نمي خواستند آن حرکت اتفاق بيفتد، اما چون حرف شان در آن فضا خريدار نداشت ـ و حتي اگر حرف مي زدند تاثير منفي هم داشت ـ شايد بهتر بود سکوت مي کردند تا اينکه بکوشند جلوي آن حرکت را بگيرند. به هر حال يک وقت هايي فضاي عمومي به گونه ايست که سکوت را مي طلبد.

حالا بگذريم از اينکه آن موقع هم بايد سکوت مي شد يا نمي شد و اگر نمي شد موثرتر بود يا نه؛ چون به هر حال اين مسئله بحث را به سمت ديگري مي برد که موضوع مصاحبه امروز ما نيست. لذا از همين جا برسيم به پيشنهاد جديد شما در مورد لزوم سکوت. شما از غيرموثر بودن انتقادات بر"خود، جامعه و حکومت" سخن گفته ايد. "خود"و "حکومت" که مشخص است، منظورتان از جامعه چيست؟
هر چيز غيرحکومت مي شود جامعه. مردم، احزاب، گروه ها...البته من به معناي دقيق کلمه قصد ندارم حکومت را از جامعه جدا کنم، براي درک بهتر، اين تفکيک را قائل شده ام. منظورم از جامعه کل فضاي عمومي است که از مردم، فعالان و گروه هاي سياسي تشکيل مي شود.

اما به هر حال گفته ايد حکومت و جامعه. حالا براي آسان کردن بحث، همان طور که خودتان مي گوييد، اگر فکر کنيم منظور شما از جامعه، مردم و احزاب است، مي شود گفت شما به اين نتيجه رسيده ايد که حرف زدن سياسيوني مانند شما و احزاب موجود ـ از احزاب کمي تا قسمتي مخالف ـ ديگر برجامعه اثر ندارد؟
بله درست است. همين طور است.

بر حکومت هم که تاثير نمي گذارد.
بر حکومت نه تنها تاثير نمي گذارد، بلکه تاثير منفي هم مي گذارد. يعني آنها در واقع به گونه اي رفتار مي کنند که در برابر هر نوع صداي مخالفي، يک واکنش انعکاسي نشان مي دهند. به عبارت ديگر به محض اينکه مخالفان يک بحثي را مطرح مي کنند، آنها جهت عکس اش را مي روند. براي همين است که مي بينيد امروز دولت تمام سياست هايش را در مخالفت با دولت هاي قبلي تنظيم مي کند.مثلا الان ساعت بايد تغيير کند، ولي چون قبلا تغيير مي کرده اينها در مقابل تغييرش مقاومت مي کنند.خب، وقتي چنين فضايي وجود دارد، اگر حرفي که شما مي زنيد نتواند در جامعه تبديل به يک پشتوانه اجتماعي بشود و فشار لازم را برحاکميت وارد کند، دولت کار خود را ادامه مي دهد و هويت خود را در عکس العمل نشان دادن در برابر شما تعريف مي کند.

اين عکس العمل را تنها در دولت نهم که رئيس اش آقاي احمدي نژاد است تعريف مي کنيد يا در کليت نظام؟ به عبارت ديگر شما به اين نتيجه رسيده ايد که حرف هاي افرادي مانند شما ديگر بر مجموعه نظام جمهوري اسلامي موثر نمي افتد يا تنها بر دولت آقاي احمدي نژاد؟
ببينيد اولا اين نکته بايد روشن شود که مجموعه حاکميت، يک نظام يکدست نيست، منتهااين چند دستي بايد مجال بروز پيدا کند. يکي از عواملي هم که باعث مي شود اين اتفاق نيفتد موضع گيري هاي ماست. به چه نحو؟ مثلا ما انتقاد مي کنيم و بخش هايي از درون حاکميت هم با اين انتقادات موافق هستند، اما چون اگر اين حرف ها را بگويند متهم به همراهي با اين طرف مي شوند، سکوت مي کنند. نمونه اش آقاي ناطق نوري. او سکوت مي کند. چرا؟ به خاطر اينکه ممکن است متهم به تکرار حرف هاي اين طرف شود...

يعني مجموعه تفکر حاکم بر دولت فعلي، که نشانگريک قدرت ماديست که حتي بقيه جناح هاي نزديک به حکومت را نيز از تاثير گذاري باز داشته، تفکرغالب در جمهوري اسلامي است؟
بله، رهبري هم از آن حمايت مي کند. شما مي بينيد که الان دستگاه قضايي در برابر اين مجموعه منفعل است؛ مجلس در برابر آن منفعل است، شوراي نگهبان با اين رفتار همراه است؛ لذا به طور کلي مي توان گفت جريان غالبي که امروز دارد عمل مي کند، همين ها هستند.

و مجموعه اين همراهي ها باعث شده که مشي غالب در جمهوري اسلامي، مشي دولت نهم باشد. منظورتان همين است؟
بله، همين طور است.

و حالا شما به اين نتيجه رسيده ايد که فعالين سياسي بايد در برابر اين مشي غالب، سکوت کنند.
سکوت، در برابر مشي غالب نيست، اعتراض به مشي غالب است.بحث بر سر اين است که شما وقتي مي خواهيد حرفي بزنيد يا انتقادي بکنيد بايد متوجه باشيد که آيا اين انتقاد اثر گذار است يا نيست.والا چه کسي مي گويد در مقابل يک حرکت انحرافي بايد سکوت کرد.اين اصلا حرف درستي نيست. شما گاهي به فرزندتان هم انتقاد داريد يا کلا از رفتار او ناراضي هستيد اما فکر مي کنيد اين انتقاد و نارضايتي را چگونه بگوييد که موثر بيفتد...

بحث چگونه گفتن با نگفتن دو تاست. پيشنهاد شما نگفتن است در شش ماه سرنوشت ساز براي ايران.
بله براي اينکه اثر نمي گذارد.جناح غالب اساسا هويت خود را در تقابل با اين جناح تعريف مي کند. لذا هر نقدي که شما بکنيد موجب تقويت اين هويت و ادامه کار اين دولت مي شود.از طرف ديگر باعث مي شود بخش هاي ديگري از جناح حاکم که نسبت به وضع موجود انتقاد دارند نتوانند ابراز وجود کنند چون فورا متهم به همراهي با مخالفان مي شوند.علاوه بر اين انتقاد به خودي خود نمي تواند تبديل به يک حرکت اجتماعي در جهت بسيج مردم براي فشار آوردن بر حکومت به منظور اصلاح رفتارهايش بشود...

و شما اعتراض را فقط وقتي بر حکومت موثر بيفتد قبول داريد...
به هر حال اگر بتوانيد اعتراض را در جامعه تبديل به يک حرکت بکنيد، آن موقع صد در صد بهتر است و بايد هم اين کار را کرد؛ اما حرف من اين است که در درون جامعه نمي توان کاري کرد...

چرا؟
به همين دليل که مي بينيد اتفاقي نمي افتد....

منظورتان از "اتفاقي نمي افتد" چيست؟
حرف هاي تکراري گذشته ديگر بين مردم خريدار ندارد. به هر حال بحراني که در دو سال گذشته حاکم شده، عوارض خاص خودش را داشته است.اصلا ديگر نيرويي وجود ندارد که بتواند اين حرف ها را به صورت موثر و قابل پذيرش بين مردم ببرد و آن را تبديل به گفتمان تعيين کننده اي بکند. البته اين يک دليل ديگر هم دارد: منتقدين وضع موجود به دليل بي اعتباري که کسب کرده اند، ابتدا بايد خود را باز سازي کنند؛بازسازي هم از طريق انتقاد به دولت امکان پذير نيست. بازسازي اعتبار، يک امر ايجابي است. اينها بايد خود را در يک امر ايجابي بازسازي کنند.

يعني بايد چکار کنند؟
ببينيد قبل از دوم خرداد اينها از طريق انتقاد از دولت نبود که خود را معرفي کردند؛ بلکه از طريق ارائه يک ذهنيت، تصويري از ايده ها، رفتارها و توانايي هايشان بود که خود را به جامعه معرفي کردند.يعني يک حرکت اثباتي از خود بروز دادند....

آقاي عبدي! از بحث شما نه تنها بوي نااميدي کامل از حاکميت جمهوري اسلامي مي آيد، بلکه تصوير ديگري را هم پيش رو مي گذارد و آن اينکه اپوزيسيون موجود ـ اصلاح طلبان حکومتي ـ ديگر نيروي موثري در جامعه نيستند. درست مي گويم؟
در مورد بخش اول مگر ترديدي داريد که از من سئوال مي کنيد؟ بله، بنده به يک معنا ـ حالا کلمه حاکميت را نمي خواهم به کار ببرم ـ از فضاي کلي که در حاکميت وجود دارد به طور کلي نااميدم و معتقدم اين فضا راه به هيچ جايي نمي برد. البته در بيرون جريان غالب در حاکميت، هنوز اميدهايي دارم؛ به هر حال اتفاقات ديگري هم مي تواند پيش بيايد. با قسمت دوم سئوال شما هم موافقم. يعني به نظر من نيروهاي مخالف موجود شايستگي و توانايي کافي براي پيشبرد امور را ندارند. به هر حال ما نمي توانيم شکست ها را ناديده بگيريم و بگوييم باز روز از نو، روزي از نو.الان ديگر نمي شود از نقطه 76 شروع کرد، بايد رفت به نقطه 68.....

يعني تئوري گذر از خاتمي حالا گسترده تر شده؛ گذر از اصلاح طلبان حکومتي؟
البته من آن اصطلاح گذر را به کار نبردم و به کار نمي برم و اعتقادي هم به آن ندارم؛ هنوز هم فکر مي کنم اينها بايد خود را اصلاح کنند.وقتي مي گوييم گذر که به اين اعتقاد رسيده باشيم که طرف مورد نظر به هيچ وجه قابل اصلاح نيست.

پس قابل اصلاح هستند ولي بايد کارهاي ديگري بکنند. بايد چه بکنند که با آنچه امروز مي کنند تفاوت داشته باشد؟ سکوت؟
ببينيد اينکه من مي گويم سکوت، معنايش اين نيست که صحبت نکنيم. واقعا اگر کسي معتقد است صحبتش موثر مي افتد بايد اين کار را بکند.من در سال گذشته خودم بيش از 218 مقاله نوشتم، بعد هم خواهم نوشت....

آقاي عبدي! اين حرف شما تناقض آميز است. شما مي گوييد باز هم مي نويسم. درباره چه؟ الان پرونده حساس هسته اي مطرح است، وضعيت دانشجويان، زنان، کارگران....اگر شما به عنوان يک نيروي فعال سياسي اينها را ننويسيد قرار است درباره چه بنويسيد؟
اين همه درباره پرونده هسته اي گفتيم و نوشتيم به کجا رسيد؟ وضع مي توانست از اين بدتر شود؟

ولي سئوال اين است که شما به عنوان فعال سياسي، اگر اينها را ننويسيد و نگوييد، مي خواهيد چه بگوييد؟
خيلي چيزهاي ديگر. مسائل غيرمرتبط با سياست...

مثلا؟
حالا مي نويسم مي بينيد.الان نوشتن درباره پرونده هسته اي، سياست خارجي، سياست هاي اجتماعي... جز اينکه وضعيت را بحراني تر کند و آنهايي را که مي خواهند اصلاحات کنند به موضوعي مشغول کند که در واقع موثر هم نيست، نتيجه ديگري ندارد. ضمن اينکه آنهارا از بازنگري در مورد سياست هاي غلط خودشان هم باز مي دارد...

يعني بي عملي را توصيه مي کنيد. ببينيد روزگاري در سينماي ايران، چون نمي شد درباره واقعيت ها حرف زد، عده اي مثل شما رفتند دنبال حرف زدن در مورد تارکوفسکي. يعني کسي که جامعه او را نمي شناخت و برايش هم مهم نبود که بشناسد.لذا تکرار مي کنم که شما به عنوان يک نيروي سياسي، مي خواهيد درباره چه چيزي صحبت کنيد که بر جامعه موثر بيفتد؟
ببينيد شما مختاريد که درباره هر چيزي صحبت کنيد، اما پيش از آن بايد به يک سئوال جواب بدهيد و آن اينکه صحبت شما موثر هست يا نيست؟ فکر کنيد من مي گويم اين غذايي که جلوي شماست، آلوده است، مسموم است، اگر آن را بخوريد مريض تر مي شويد. نخوريد. بعد شما مي گوييد چه بخوريم!هر چه مي خواهيد بخوريد.

حرف عجيبي مي زنيد. شما خود را به عنوان يک نيروي سياسي تعريف کرده ايد؛ البته مگر اينکه اعلام کنيد از اين گود بيرون رفته ايد. فکر کنيد بيماري پيش يک دکتر مي رود. کسي که روي در مطبش يک تابلو زده که مثلا متخصص فلان بيماري. اين متخصص اگر نمي تواند بگويد چه بخوريد يا نمي خواهد اين را بگويد بايد مطبش را ببندد. شما هم روي تابلوي دفترتان نوشته ايد فعال سياسي. بايد بگوييد پيشنهادتان چيست.
مي شود دو کار کرد؛ يکي بازگشت به گذشته و نقد خود و سعي براي اصلاح روندها. دوم، پرداختن به موارد خاصي که حساسيت برانگيز نيست و حکومت را به واکنش وا نمي دارد.من خودم که اين پيشنهاد را کرده ام هنوز هم دارم مي نويسم و فکر نمي کنم در 6 ماه آينده هم کمتر بنويسم.

يعني نوشتن درباره چيزهايي که حساسيت برنمي انگيزد.
بله، بازسازي تشکيلاتي، باز سازي فکري. اينها هنوز در مورد اينکه چرا اتفاقات به اين سمت رفت هنوز يک جمع بندي به جامعه نداده اند....

اينها يعني کي؟
همه اصلاح طلبان

خب اينها براي اين جمع بندي بايد دور هم جمع بشوند يا نه؟
بله، مثلا اگر سايت شما يک ايرادي پيدا کند دور هم جمع مي شويد و صحبت مي کنيد.

سايت با يک حزب سياسي تفاوت دارد. وقتي رئيس کميسيون ماده ده، يک سردار است که براي فعاليت احزاب قواعد خاص خود را دارد، شما بايد بگوييد اين افراد براي جمع بندي کارهاي خود بايد کجا جمع شوند، چکار بکنند...و خلاصه اينکه پيشنهاد عملي شما براي آنها چيست.
براي همين است که مي گويم وقتي گروهي در اين وضع خاص است اصلا ديگر براي چي بايد کار کند.

يعني اصلا نبايد کاري بکنند.نبايد حرفي بزنند.
ببينيد بحث ما سلبي نيست، ايجابي است. هر کسي معتقد است حرفي که مي زند و اقدامي که مي کند مفيد است، بايد حتما به کار خود ادامه دهد. اما من معتقدم اين حرف ها در 6 ماه آينده که احتمالا بحران ها تشديد هم مي شود، باعث مي شود اينها براي توجيه شکست هاي خود يک گروهي را گيربياورند وتقصير را گردن او بيندازند.لذا اين صحبت ها تاثير ندارد، حتي تاثير منفي دارد و مخل اهدافي هم که ماداريم هست...

آقاي عبدي! اين حرف شما من را به شکل ديگري ياد گروه حجتيه مي اندازد. يعني مي گوييد بنشينيد کنار، تا اعمال بد اين آقايان که روز به روز هم بيشتر مي شود باعث ظهور امام زمان شود. ما چرا دخالت بکنيم؟ حال سئوال اين است که در اين 6 ماه سرنوشت ساز، فرض کنيد کنار نشستيد که اين اتفاقات بيفتد، کشور چه؟
عجيب است!

چه چيزي عجيب است؟
شما از يک طرف به عنوان روزنامه نگار وارد مي شويد و از طرف ديگر به عنوان اينکه بايد فعاليت سياسي کرد با من صحبت مي کنيد...

نه، من به عنوان يک روزنامه نگار از يک فعال سياسي مي پرسم که مي خواهد چکار بکند...
ببينيد من هم متوجه خطرهايي هستم که کشور را تهديد مي کند؛ به ديگراني هم که فکر مي کنند با حرف زدم مي شود تاثير گذاشت، مي گويم بکنيد اين کار را؛ اما اعتقادم اين است که به دليل ساختار موجود نمي شود کاري کرد.

يعني چي؟ يعني رفتن سراغ حرف ها و کارهاي محفلي؟
نه؛ مگر الان شما با من صحبت نمي کنيد؟ چرا؟

چون با وجودي که توصيه به سکوت کرده ايد اما سکوت نکرده ايد.
حالا به اين کاري ندارم...

ولي بايد کار داشته باشيد...
شما دنبال اين هستيد که در اين مصاحبه بحثي را که من مطرح کرده ام براي خوانندگان تان بشکافيد؛ ولي فکر کنيد من به سئوال هاي شما جواب ندهم و ابهام را بيشتر کنم. شما چه مي کنيد؟ مصاحبه را قطع مي کنيد؛ غير از اين است؟

ممکن است مصاحبه با شما را قطع کنم، امامصاحبه کردن را قطع نمي کنم.شما توصيه به سکوت کرده ايد.
بله، براي اينکه هر حرفي که مي خواهيم بزنيم بايد به طور نسبي موثر باشد. وقتي موثر نيست بايد راه ديگري در پيش گرفت.

من هم که همين را مي پرسم. چه راه ديگري؟ شما به عنوان يک نيروي سياسي که يک پيشنهادي را مطرح کرده ايد لابد براي ادامه آن هم راه حلي داريد. اينطور نيست؟
اين مسئله بعدي است.

ببينيد، سکوت شما محترم. حق تان است. سئوال از شما، به عنوان يک فعال سياسي ـ مگر اينکه اعلام کنيد ديگر فعاليت سياسي نمي کنيد ـ اين است که در اين مرحله مي خواهيد چه کنيد؟ تا 6 ماه ديگر چه کاري قرار است بکنيد؟
من يک نفرم؛ قرار نيست يک نفر تاثير زيادي داشته باشد. در حوزه هاي ديگر که زياد هم هست مي نويسم.

پس شما اعلام کرده ايد که خودتان سکوت مي کنيد؛ به جامعه سياسي چنين توصيه اي را نکرده ايد. درست است؟
نه، من اعتقادم اين است که آنها بايد اين کار را بکنند؛ البته خودشان بايد به اين نتيجه برسند.

خب شما با استدلال آنها را قانع کنيد که راه ديگري هم هست.
من نوشتم.

ولي نوشته تان جاي سئوال دارد.
شما سئوال کنيد.

پس از اول! شما معتقديد حرف بر اين حکومت ديگر موثر نيست. بر جامعه چه؟ تاثيرآگاهي بخش هم نداريد؟
نه، چون مردم در اين فضا نيستند. تاثير يک در صد تورم صد برابر بيشتر از حرف هاي ماست.

شايد بايد جنس حرف ها عوض شود تا جامعه به آن گوش بدهد...
براي همين است که داريم برعکس آنچه در گذشته انجام شده، حرکت مي کنيم. اين کار را هم مي کنيم.

چه کار مي کنيد؟ در مورد چه خواهيد نوشت؟
ممکن است درباره مسائل جاري نباشد، ولي به هر حال مي تواند بر ذهنيت سياسي افراد تاثير بگذارد.

اين نظر شما در حزب مشارکت هم طرفدار دارد؟
والا من با آنها ارتباط آن طوري ندارم که در جلسات حاضر شوم و مثلا نظريه اي را جا بيندازم. اگر خودشان بخواهند لابد پيگيري مي کنند.

يعني پيگيري نکرده اند.
اطلاعي ندارم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  سازمان مجاهدين خلق
حمايت از حمله امريکا
هم تاکتيک و  استراتژی
 
 
 
 

 

سايت "ميزان نيوز" که منعکس کننده اخبار و نظرات نهضت آزادی ايران و ملی مذهبی های ايران است، گزارشی را درباره آخرين جمع بندی های سازمان مجاهدين خلق منتشر کرده است. اين سايت ننوشته که گزارش مورد نظر در کجا منتشر شده و مربوط به چه اجلاسی است، اما از آنجا که گفته می شود اخيرا سازمان مذکور جلسه ای در حد کنگره در يکی از کشورهای اروپائی و با حفظ همه تدابير مخفی داشته، گمان می رود گزارش مورد نظر از همين جلسه بيرون آمده باشد!

ميزان نيوز بخشی از نظرات خود را نيز در پايان بندهائی از گزارش گنجانده است که متاسفانه روشن نساخته تمام اين اضافات از ميزان نيوز است و يا بخش هائی از آن.

بهرحال، آنچه را ميزان نيوزمنتشر کرده عينا می آوريم:

....

 

جديد ترين تحليل سازمان مجاهدين خلق در مورد شرايط موجود و چگونگی ادامه حيات برای اين سازمان است .

 

 

1- در داخل ايران سقوط رژيم از طريق نيروی اجتماعی و هوادار مجاهدين وجود ندارد و مدت هاست که کسی از خطوط خشونت طلبانه آنها در ايران حمايت نميکند واصلا نسل جديد نام مجاهدين را نير نشنيده است.

2- پس از سقوط صدام حسين وبخصوص پس از خلع سلاح نيروهای نظامی مجاهدين، امکان سرنگونی جمهوری اسلامی از اين طريق ديگرميسر نيست.

3- تنها امکان براندازی جمهوری اسلامی از خارج و تنها از طريق حمله نظامی يک نيروی خارجی با مختصات زيرامکان پذيرمی باشد:

الف - اين نيروی خارجی تنها آمريکا ميتواند باشد.

ب- امکان جنگ با ايران تنها در دوران حکومت "جرج بوش" در آمريکا ميسر است و وی تنها کانديدای موجود در اين زمينه می باشد.

ج- مدت اجرای چنين خطی تا پايان دوران زمامداری "بوش" در اکتبر 2008 است.

د- بنابراين تا آخر دوره "بوش" فرصت هست که رژيم سرنگون شود در غير اينصورت بعد از "بوش" هرجناحی که قدرت را در آمريکا بدست بگيرد قادر به ادامه سياست های بوش نخواهد بود و در نتيجه امکان فعاليت مجاهدين حداقل به صورت فعلی فراهم نخواهد شد.

ر- برای تقويت وپيشبرد چنين خطی، جناح جنگ طلب در هيئت حاکمه آمريکا از طريق لابی های اسراييلی در دستور کار بايد قرار گيرد.

به اين ترتيب محور های فوق ساختار استراتژی جديد مجاهدين را تا پايان زمامداری بوش تشکيل می دهد. اين استراتژی مجاهدين با عنوان" جرقه و جنگ" نامگذاری شده و همه تلاش ها و انرژی مجاهدين طی يکسال و 3 ماه آينده روی همين مساله يعنی ايجاد جنگ خارجی معطوف شده و منتهای تلاش مجاهدين برای شعله ور ساختن جنگ بين ايران و آمريکا سازماندهی خواهد گرديد.

در پی مذاکرات رجوی با برخی فرماندهان امريکايی برای حمايت از اين استراتژی که در هفته های گذشته توسط لاريجانی نيز مورد اشاره قرار گرفته بود شنيده می شود امريکا مريم و مسعود رجوی و برخی از فرماندهان اين گروه را برای مصون ماندن از پيگردهای قانونی دولت عراق به اردن انتقال داده است.

برای عملی کردن چنين تصميمی مسعود رجوی از تمامی مسئولين واعضا و افراد مستقر در پادگان اشرف و همچنين اروپا و آمريکا خواسته است تا از هرگونه سرپيچی، انتقاد و عصيان در برابر خطوط ارائه شده پرهيز نمايند و تا 2 سال آينده تعهد بدهند که در مناسبات با مجاهدين ميمانند وآنرا ترک نخواهند کرد. وی از همه اعضا از بالا تا پايين ترين لايه های تشکيلاتی در اين رابطه طی نشست های طولانی که به اتمام رسيده است با اثر انگشت و امضا، تعهد مکتوب گرفته است که بنام " تعهد دوساله" معروف است.

بر اساس اين تحليل رجوی ايجاد درگيری محدود يا حتی پرتاب يک موشک به ايران را مغتنم شمرده تا در نقطه بعدی ايجاد جنگ ادامه دار با ايران قطعی گردد. مجاهدين اميدوارند که در صورت بروزچنين حوادثی به عنوان پياده نظام در خدمت جناح جنگ طلب آمريکا قرار گرفته و با تسليح مجدد نيروهای خلع سلاح شده خود تمامی پتانسيل خود را برای سرنگونی جمهوری اسلامی دراختيار آمريکا قرار دهند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سخنراني در پارلمان اروپا به نمايندگي از کجا؟

درباره حسن روحاني - سه شنبه 27 شهریور 1386 [2007.09.18]

rohani.jpg

مازيار رادمنش

دفتر دکترحسن روحاني، رييس مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام سفر به بروکسل و سخنراني وي درپارلمان اروپا را تاييد کرد. اين خبر نخستين بارتوسط خاويرسولانا اعلام شد. سولانا گفته بود اين ديدار درراستاي تلاش براي دستيابي به راه حلي براي حل وفصل مساله پرونده هسته اي ايران صورت مي گيرد. به نوشته سايت آفتاب دراين سفر، حسن روحاني علاوه بر سخنراني درپارلمان اروپا ديدارهايي با مقامات عالي رتبه آلماني ازجمله وزير امورخارجه اين کشور خواهد داشت. پرونده هسته اي ايران، ازجمله مهم ترين موارد اين گفت وگو هاست. روحاني در شرايطي به اروپا مي رود که علي لاريجاني هدايت پرونده هسته اي ايران را به عهده دارد ومشخص نيست تقسيم کار جديدي درزمينه گفت وگوهاي هسته اي درميان مسئولان نظام صورت گرفته است يا نه. نشريات محافظه کاران ايران نوشتند که حضور حسن روحاني در اروپا به دعوت بنياد آلماني کوربر صورت گرفته است. حسن روحاني در سال گذشته نيز به دعوت اين بنياد به اروپا رفت و با مقامات اروپايي ديدار کرد. محافظه کاران تاکيد کرده اند که حسن روحاني در سفرش به اروپا هيچ ماموريتي را از سوي حکومت ايران نمايندگي نمي کند.

حسن فريدون روحاني کيست؟

حسن فريدون روحاني معروف به حسن روحاني، در 21 آبان 1327 در سرخه سمنان به دنيا آمد. تحصيلات حوزه را در دوره سطح و خارج حوزه علميه قم گذراند و درس خارج فقه و اصول فقه را در نزد آيت اللّه‏ محقّق داماد، شيخ مرتضي حائري و سيد محمد رضا گلپايگاني خواند. در دوره سطح عالي نيز از از درس اساتيدي مانند آيت اللّه سلطاني طباطبائي، فاضل لنکراني و شيخ محمد شاه آبادي استفاده کرد. حسن روحاني در کنار دروس‏ حوزه به تحصيلات دانشگاهي پرداخت و ليسانس حقوق را از دانشگاه تهران گرفت. وي براي ادامه تحصيلات به انگلستان رفت و از دانشگاه گلاسکو دکتراي حقوق گرفت. برادرش از مقامات سابق وزارت کشور بود.

مبارزه از چهارده سالگي

در تاريخچه زندگي او نوشته شده است که در سال 1341 يعني در سن 14 سالگي “با پخش اعلاميه مراجع مبارزات خود را آغاز کرد” در سن 16 سالگي براي اولين بار دستگير شد و از آن پس بارها در بازداشت هاي کوتاه دستگيرو ممنوع المنبر شد.

وکيل دائمي مجلس

حسن روحاني که در پنج دوره اول مجلس شوراي اسلامي حضور داشته و در مجلس چهارم و پنجم نايب رييس اول مجلس بود. او در دوره هاي اول و دوم مجلس رئيس کميسيون دفاع و در دوره هاي چهارم و پنجم رئيس کميسيون سياست خارجي بود. وي از سال 1362 تا 1364 معاونت فرماندهي جنگ و از سال 1364 تا 1367 رئيس ستاد قرارگاه مرکزي خاتم الانبياء بود. پس از بازنگري قانون اساسي و تشکيل شورايعالي دفاع، به عنوان نماينده رهبري و دبير اين شورا تعيين شد. با پايان دوره خاتمي، حسن روحاني هم از شوراي عالي دفاع کنار رفت. وي عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام و رئيس کميسيون سياسي، دفاعي و امنيتي اين مجمع است. حسن روحاني در انتخابات مياندوره اي مجلس خبرگان رهبري که در سال 1378 برگزار شد، از حوزه انتخابيه سمنان به نمايندگي اين مجلس انتخاب شد. وي در سال 1385 نيز در انتخابات مجلس خبرگان از تهران انتخاب شد.

رئيس هيات مذاکرات

حسن روحاني که از اولين روزهاي تاسيس شوراي عالي امنيت ملي دبير آن بود، تا خرداد سال 82 تا 25 مرداد سال 84 نيز با همين عنوان مذاکره‌کننده ارشد نظام در پرونده هسته‌اي فعال بود. در همين دوران بود که علي لاريجاني عضو ديگر شورا رفتار گروه مذاکره‌کننده را دادن "درّ غلطان" در ازاي دريافت "آب نبات" توصيف کرد. اين سياستي بود که از سوي طرفداران مذاکره به عنوان سياست حفظ حقوق هسته اي توصيف شد، اما منتقدان روحاني گفتند که آن‌چه كه روحاني از دست آوردهاي هشت‌گانه تيم مذاكره‌‌كننده از آن ياد كرده است، مستقيما پذيرفتن تعليق مادام‌العمر غني‌سازي است. روحاني و طرفدارانش معتقد بودند که گروه مذاکرات توانست مانع تنش ميان ايران و جهان و اعتمادسازي ميان ايران و اروپا شود. پس از کنار رفتن حسن روحاني، گروه مذاکرات در دست علي لاريجاني قرار گرفت و همه گروه قبلي که مورد اتهامات مختلف قرار گرفته بودند، کنار گذاشته شدند. هيات مذاکرات پس از روحاني نتوانست مذاکره اي را به پيش ببرد.

مرکز تحقيقات استراتژيک

حسن روحاني که در سالهاي 1372 تا 1375 رياست مرکز تحقيقات استراتژيک را برعهده داشت، پس از رفتن از شوراي امنيت ملي، به مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام که در حقيقت از همان اعضاي مرکز تحقيقات رياست جمهوري سابق تشکيل شده بود، رفت و کارش را در آنجا ادامه داد. شايد حضور او در اين تنهايي بود که باعث نزديک تر شدن او و اصلاح طلبان و کارگزاران شد، اگرچه اصلاح طلبان بارها اعلام کردند که او را از خود نمي دانند و حسن روحاني نيز بارها تاکيد کرده است که نه نزديک به اصلاح طلبان و نه يکي از کارگزاران است، بلکه بيشتر خود را به عنوان عضو شوراي مرکزي جامعه روحانيت مي‌داند. روحاني در انتخابات رياست جمهوري خاتمي، طرفدار ناطق نوري بود و در مدتي طولاني بيشترين نزديکي را به اين روحاني داشت. وي در دوران اصلاحات، مستقل از اصلاح طلبان و نزديک به آيت الله خامنه اي و هاشمي رفسنجاني عمل مي کرد. و پس از روي کار آمدن احمدي نژاد به اصلاح طلبان و کارگزاران نزديک شد. او همچنان يکي از اعضاي شوراي عالي امنيت ملي است. وب سايت آفتاب يکي از رسانه هاي نزديک به حسن روحاني است، رسانه اي که تقريبا هميشه اطلاعات و اخبار مربوط به وي و اعضاي مرکز تحقيقات را منتشر مي کند.

مذاکره کنندگان تحت تعقيب

پس از روي کار آمدن احمدي نژاد، گروه مذاکرات جزو مهم ترين نيروهايي بودند که در معرض آسيب قرار داشتند، چرا که نزديک ترين نيروها به دشمنان خارجي بشمار مي آمدند، آنها در هر شرايطي در ارتباط با دشمناني بودند که با آنها مذاکره مي کردند. به همين دليل پاي حسن روحاني دوبار به پرونده هاي سياسي مردانش کشيده شد. سيروس ناصري يکي از مهم ترين اعضاي گروه مذاکرات متهم به پرداخت يک رشوه نيم ميليون دلاري در قراردادهاي نفتي شد. تصميم گرفته شد که ناصري دستگير شود، وي که در سوئيس بسر مي برد، احضار شد، اما از بازگشت خودداري کرد و همانجا ماند. گفته شد که موسويان، عضو ديگر شورا وي را از بازگشت برحذر داشته است. اما پرونده دوم شايد جدي تر بود، پرونده اي که تا مرز زدن اتهام جاسوسي براي يک کشور اروپايي پيش رفت. حسين موسويان مرد قدرتمند ديگر گروه مذاکرات دستگير شد و چند روزي در زندان ماند، اما به نظر مي رسيد او قدرتمند تر از آن است که بتوان براي مدتي طولاني در زندان محبوس اش کرد. حسين موسويان معاون پژوهشي مرکز تحقيقات و مرد دوم اين مرکز بود. خبرنگاري در توصيف اتاق کار روحاني نوشته بود: "تلفن روي ميزش چند خط مستقيم دارد كه در كنار هر دو دكمه خطوط مستقيم نام‌هاي زير به چشم مي‌خورد. موسويان، فروده، آقامحمدي، اميرآبادي و عباد. اين‌ها كساني هستند كه حسن روحاني در يك روز بيشترين ارتباط را با آن‌ها دارد." در گروه حسن روحاني در مرکز تحقيقات اسامي افرادي مانند دکتر سريع القلم و خسرو تهراني نيز به چشم مي خورد. ديدگاه حسن روحاني در مورد مذاکره با غرب، در يک جمله بيشترين نمود را داشته است. وي گفته است: "ما که قسم نخورده‌ايم ميان ما و آمريکا تا ابد رابطه‌اي برقرار نمي‌شود. ما هميشه روي حسن‌نيت آمريکا بحث و ترديد داشته‌ايم وگرنه براي حل و فصل موضوع آمادگي کامل داريم. از سويي مي‌توان اميدوار بود که اين ديوار بي‌اعتمادي در جريان اين گفت‌وگوها کوتاه‌تر شود."

مرد جنگ و صلح

حسن روحاني نيمي از عمر سياسي اش را در جنگ و دفاع گذرانده است و تقريبا در تمام دوران جنگ هشت ساله عراق عليه ايران و تا سالها پس از آن يک فرمانده يا سياستمدار اتاق جنگ محسوب مي شد، اما نيمي ديگر از عمر سياسي حسن روحاني به مذاکره و صلح گذشته است. معلوم نيست، در اين روزها که ايران سرنوشت دشواري پيش رو دارد که يکي از گزينه هاي آن ممکن است صلح و مذاکره باشد، اما معلوم نيست مردي که از سوي دستگاه ديپلماسي کنوني ايران متهم شده است که در سالهاي مذاکره اش مرواريد غلطان ايران را داده است و آب نبات گرفته است، آيا باز با جيب هايي پر از مرواريد بر سر ميز مذاکره خواهد رفت؟

آثار و نوشته ها:

1) انقلاب اسلامي، ريشه ها و جالش ها( فارسي)
2) نقش امامت در مبارزات اجتماعي( فارسي)
3) نقش هجرت و جهاد در نهضت اسلامي( فارسي)
4) تقريرات درس فقه مرحوم محقق داماد، مبحث صلات( عربي)
5) تقريرات درس اصول مرحوم حائري، مبحث اصول عمليه( عربي)
6) سير قانونگذاري در ايران و پويايي قوانين اسلامي( انگليسي)


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

زندان، آه، استخر!

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 27 شهریور 1386 [2007.09.18]

po_nabavi_01.jpg

کیان تاجبخش در دیدار روزنامه نگاران از اوین گفت: در سلول مان فقط استخر نداریم.

در اینجا چند زندان است
به هر زندان دو چندان نقب
در هر نقب چندین حجره
در هر حجره چندین مرد در استخر...

از این زندانیان یک تن
زنش را در شب تاریک بعد از ازدواجش
در حیاط خانه شان بوسید
و با این جرم چندین ماه
در سلول خود پوسید

از این زندانیان یک تن
به روی کرسی استادی هاروارد
در بوستون، نشسته است
و چندین سال و چندین ماه در را نیز
برای خواندن تحقیق در فیزیک
به روی خویشتن بسته است
و اکنون بازجویی کله اش را
با شتاب سخت ضرب لنگه کفشی می شکسته است

از این زندانیان چندین نفر
در خلوت یک روز تابستان
درون سالنی با چند صد دانشجوی دیگر سکوتی را شکستند
و حالا چند ماهی می شود با اتهامی که نمی دانند و هرگز نیز آن را می نپندارند
درها را به روشان سخت بستند
و آنها تا به چندین ماه دیگر میهمان هستند

از این زندانیان یک تن به جرم آمدن سوی وطن
تا عمه و خاله و دائی جان و خواهر زاده را بیند
دو هفته میهمانی رفته است و بس صفا کرده است
و پاسپورت خودش را دست ماموران گمنامی رها کرده است
و هنگام خروج از مرز
کسی او را به زندان اوین خوانده است
و او را اعترافانده ست
که با دشمن چه ها کرده است
و جاسوسی برای سازمان اطلاعات سیا کرده است

از این زندانیان یک زن
صد و سی سال پیش از این
هوادار گروهی تندرو بوده است
و هفتاد و سه سال قبل
طرفدار کسی مثل زورو بوده است
و از سی سال پیش از این
در اطراف پرو بوده است

از این زندانیان یک تن
میان یک سوئیت انفرادی همه چی دارد
از آن جمله است یخچال و کمد با تخت و لیوان و ملافه های گلدار و پتوی سبز پشمی
و یک میز بزرگ کار و یک بشقاب با ماست و خیار
و یک قوری و یک کتری و یک قندان که پر قند است
ولی افسوس در بند است
ولی افسوس! تنها در سوئیت انفرادی نیست استخری!

وگرنه وضع عالی بود
و زندان، ماست

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

بيانيه جبهه مشارکت
کارنامه اقتصادی دولت
در برابر ديدگان مردم است!

 
 
 
 

 

جبهه مشارکت بيانيه ای در ارتباط با وضع اقتصادی کشور و نتيجه سياست های اقتصادی دولت صادرکرد. دراين بيانيه آمده است:

مردم ايران در گذر زمان و در مقايسه ميان شعارها و وعده‌ها و آنچه گفته شده و می‌شود، و آنچه بدست می‌آورند و با نگاه به سفره‌های خود بهترين قضاوت و داوری را درباره دولت کنونی دارند.

هزينه ارزی کشور از ناحيه فروش نفت و گاز حدود 120 ميليارد دلار بوده است وبا وجود بهره‌مندی کشور از اين درآمد افسانه‌ای، اقتصاد ايران همچنان از معضل کمبود سرمايه‌گذاری در پاسخگويی به نياز اشتغال جمعيت ورودی به بازار کار و انباشت سه ميليون بيکار و کاهش فقر رنج می‌برد و اين در حالی است که بيکاری عامل اصلی فقر و فساد و تبعيض و بسياری از آسيب‌های اجتماعی به شمار می‌رود.

در سايه قرائن و شواهد موجود وضعيت اقتصادی و معيشتی اقشار محروم و متوسط جامعه نه تنها هيچگونه بهبودی نسبت به گذشته پيدا نکرده است بلکه وضعيت شاخص «توزيع درآمد» و شکاف طبقاتی بدتر هم شده است.

تزريق بيش از ظرفيت ارز به اقتصاد ايران، برداشت از حساب ذخيره ارزی در سايه هفت لايحه متمم و اصلاحيه بودجه در دو سال گذشته، رشد بی‌سابقه نقدينگی که به افزايش نرخ تورم در سال 1385 دامن زد و آنرا به 13/6 درصد افزايش داد و اين روند همچنان ادامه دارد.

فقط به عنوان يک نشانه ناشی از عملکرد مجموعه سياست‌های دولت بويژه در عرصه اقتصاد می‌توان به تغيير هزينه مسکن ظرف دو سال گذشته در سبد هزينه خانوارهای ايرانی اشاره کرد. هزينه مسکن که در سبد هزينه خانوارهای ايرانی بيشترين سهم را دارد ( به طور متوسط نزديک به 30 درصد و برای خانوارهای کم درآمد حدود 45 درصد ) در دو سال گذشته تا حدود صد در صد افزايش داشته است به گونه‌ای که خانه‌دار شدن برای خانوارهای فاقد مسکن و زوج‌های جوان به آرزويی دست نيافتنی تبديل شده است. در عين حال افزايش سرسام‌آور قيمت زمين و مسکن، به دليل عدم جذب نقدينگی افزايش يافته در بازار سرمايه و توليد، خود موجبات ثروتمندی بيشتر دو دهک درآمدی بالا و بدتر شدن توزيع درآمد شده و شکاف طبقاتی را در جامعه درست بر خلاف شعار «عدالت محوری" دولت دامن‌زده است  «

دولت نهم با بی‌اعتنايی به دستاوردها و تجربه‌های گذشته كه با هزينه بسيار برای نسل مديران جوان و كم تجربه انقلاب به دست آمده است، به آزمودن دوباره راه‌هايی روی آورده كه بطلان آن بر بدنه وسيع مديريتی و كارشناسی برآمده از انقلاب به اثبات رسيده است و قطار اقتصاد ايران را که در سايه تلاش‌های بسيار بر روی ريل و مسير اصلاح قرار گرفته بود از ريل خارج کرده است. در همين جا بر اين نکته تصريح و تاکيد می‌كنيم که از نظر ما اجرای کامل برنامه چهارم توسعه مصوب مجلس ششم راهگشای اقتصاد ايران به سوی رشد و توسعه و برون رفت از وضعيت دشوار و بغرنج کنونی و درمان اقتصاد بيمار است؛ در صورتی که دولت به اين برنامه و اجرای کامل آن باور و پايبندی ندارد، بايد برنامه خود را ارائه كند تا امکان ارزيابی و داوری نسبت به عملکردش در عرصه عمومی فراهم آيد.

درباره تحقق وعده‌های دولت در رفع فقر و مبارزه با تبعيض و فسا نيز تاکنون گزارش مکتوب و مستندی ارائه داده نشده است، اما در سايه تحليل اطلاعات و اخبار موجود به جد می‌توان گفت که پيشرفتی در اين باره حاصل نشده است.

اصلاحات ساختاری جز در سايه ديدی همه‌جانبه و توسعه‌نگر در همه عرصه‌های حيات اجتماعی و پايبندی تام و تمام به قانون، مردمسالاری، آزادی‌های سياسی و اجتماعی و پاسداشت حقوق شهروندی و... ممکن نيست، و تجربه بشری و ديگر کشورهای توسعه يافته نيز راهی جز اين را نشان نمی‌دهد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>