تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | شیرین عبادی: پزشک بی طرف جنازه فتاحیان را معاینه کند | هشدار! بوي روزهاي سخت مي آيد | | قواعد بازی صدا و سیماباید رعایت شود | احمدی نژاد اعطاء امتیاز ویژه به ترکیه را تکذیب نکرد | با طراحی های دولت کودتا: | محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران: | سردار جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه | اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران //از خارج چپ روی را تشویق نکنید | احمدی نژاد دروغگوست، نه نخست وزیر ترکیه | | | نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن: | آیت‏الله دستغیب در جمع دانشجویان: |

سايت تابناک:
سوخت اتمی روسيه
هديه ای با چند کاربرد!

 
 
 
 
 

 

سايت "تابناک" که فعلا به جای "بازتاب" منتشر کننده ديدگاه ها و اطلاعات برخی نزديکان به فرماندهان دوران جنگ با عراق است، يادداشت زير را در ارتباط با ارسال نخستين محموله سوخت اتمی از روسيه به بوشهر نوشت:

اقدام غيرمنتظره روس‌ها در تحويل بخش اول سوخت نيروگاه بوشهر، به رغم سابقه بدقولی طولانی آنها در ساخت اين نيروگاه، بسياری از ناظران را شگفت‌زده کرده است. اظهارات بوش، رئيس‌جمهور آمريکا می تواند پرده از انگيزه تحويل سوخت به ايران در مقطع کنونی بر دارد.

بنا بر شواهد و قرائن، تحويل اين سوخت به ايران، با موافقت ديگر قدرت‌های جهانی صورت پذيرفته است؛ چنان که بوش نيز اظهار داشته که از تحويل سوخت به ايران حمايت می‌کند. رئيس‌جمهور آمريکا در عين حال افزود: «اگر ايرانی‌ها اين اورانيوم را برای استفاده‌های صلح‌آميزشان بپذيرند، ديگر دليلی ندارد که بخواهند غنی‌سازی را ياد بگيرند.»

 

همزمان، رسانه‌های بين‌المللی با بزرگ نمايی ارسال نخستين محموله سوخت اورانيوم غنی‌شده به ايران که برای تست شيوه عمل کردن نيروگاه استفاده خواهد شد، تلاش کردند با اين ادعا که ايران اکنون نيروگاه ديگری غير از بوشهر ندارد، اين‌گونه وانمود کنند که اصرار ايران برای ادامه برنامه غنی‌سازی اورانيوم خود، اهداف غير صلح‌آميز دارد.

تلويزيون «بی.بی.سی" نيز با طرح اين پرسش که «اورانيوم روسی برای بوشهر، اورانيوم ايرانی برای کجا؟» مدعی شد: نيروگاه ايرانی در دست ساخت، فعلا در حد طرح بر روی کاغذ است و از اين رو اورانيوم غنی‌شده برای اهداف ديگری توليد خواهد شد!

هفته گذشته هم رايس، وزير خارجه آمريکا گفته بود: «يك مثال، برنامه صلح آميز هسته‌ای نيروگاه بوشهر است كه روس‌ها برای ايران می‌سازند و مدت‌ها بود كه آمريكا با آن مخالفت می‌كرد، اما رئيس‌جمهور با پوتين گفت‌وگو كرد و من با روس‌ها گفت‌وگو كردم كه ايرانيان می‌توانند از الگوی بوشهر استفاده كنند، به شرطی كه روسيه سوخت را به آنها بدهد.»

تلاش برای ادامه اتهام فعاليت غير صلح‌آميز هسته‌ای به ايران در حالی است که در گزارش سازمان‌های اطلاعاتی آمريکا که دو هفته پيش منتشر شد، آمده بود: ايران از سال 2003 برنامه نظامی هسته‌ای را کنار گذاشته است.

با توجه به بدقولی‌های دامنه‌دار روس‌ها در  ارسال سوخت نيروگاه بوشهر و تکميل آن که هنوز هم ادامه دارد، به نظر می‌رسد ارسال غيرمنتظره سوخت در مقطع کنونی در پی يک توافق جهانی برای وادار کردن ايران به تعليق غنی‌سازی تحت فشار افکار عمومی بين‌المللی است.

کاخ سفيد که پس از گزارش البرادعی، تحت فشار افکار عمومی برای ادامه برخورد با ايران و از جمله تظاهرات‌های ضد جنگ در نقاطی از جهان بود، با انتشار گزارش 16 سازمان جاسوسی خود، تا اندازه‌ای چهره‌اش را بازسازی کرد و اکنون که حتی در تصويب زودهنگام قطعنامه تحريم سوم ناکام مانده، در تلاش است تا با توسل به ايده عدم نياز برنامه صلح‌آميز ايران به تهيه سوخت، ايران را وادار به تعليق غنی‌سازی نمايند.

 
 
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نمي خواهيم بمب رسانه اي منفجر کنيم

واکنش جديد هاشمي به احمدي نژاد - پنجشنبه 29 آذر 1386 [2007.12.20]

ahmadihashemi.jpg

ياسمين منطقي

هاشمي رفسنجاني،‎ ‎که به خرم آباد سفر کرده است،‎ ‎سه شنبه در واکنشي جديد به اظهارات محمود احمدي نژاد در ‏مورد مبارزه با فساد اقتصادي‎ ‎گفت:‏‎ ‎‏"اين كه برخي گروه‌ها همواره مواردي از‎ ‎جمله بحث مفسدان اقتصادي را در ‏روزنامه‌ها در بوق و كرنا مي‌كنند قصد جلب افكار‎ ‎عمومي را دارند،‎ ‎ولي ما به دنبال حفظ آرامش و جلوگيري از ‏صدمه وارد شدن به انقلاب‎ ‎هستيم".‏

رفسنجاني با اشاره به اين که "در بحث اجرايي‎ ‎كردن اصل 44 و ساير موارد مسائلي وجود دارد كه به دليل به ‏وجود نيامدن جنگ رواني در‎ ‎كشور آن‌ها را اعلام نمي‌كنيم" تاکيد کرد: "ما قصد تظاهر و مچ‌گيري نداريم و ‏مسائل‎ ‎را به صورت محرمانه پي‌گيري و حل مي‌كنيم".‏

اين اظهارات در حالي بيان مي شود که مسئول ستاد نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران اخيرا رئيس مجلس خبرگان ‏را "بي اعتقاد و غير اصولگرا" معرفي کرده است.‏

‎‎قصد مچ گيري ندارم‏‎‎

رفسنجاني در جلسه پرسش و پاسخ دانشجويان خرم آباد، در پاسخ سئوالي مبني بر عدم حمايت وي از دولت نهم ‏اظهار داشت: "در حال حاضر هر مشکلي که ميان مجلس و دولت پيش مي آيد چه در بحث برنامه و بودجه و چه ‏در ساير موارد، ما در مجمع تشخيص مصلحت آن را حل مي کنيم که اين خود کمک بزرگي به دولت است".‏

وي با اشاره به اينکه مجمع تشخيص مصلحت يک تکليف نظارتي دارد،‏‎ ‎در تشريح سياست هاي اين مجمع گفت ‏‏"طبق قانون اساسي،‎ ‎رهبري بايد سياست هاي کلي نظام را با مشورت مجمع تشخيص مصلحت تصويب و ابلاغ ‏کند و پس از آن رهبري مسئول نظارت بر اجراي آنهاست که رهبري اين کار را به مجمع محول کرده و ما بايد ‏در مجمع تشخيص مصلحت مواظبت کنيم تا سياست هاي ابلاغ شده از سوي رهبري اجرا شود که کمک عمده ما ‏به دولت در اينجاست".‏

رفسنجاني با تاکيد براين که "ما قصد مچ گيري نداريم و حتي نمي خواهيم مانند دستگاه هاي ناظر که هر روز ‏بمبي را در رسانه ها منفجر مي کنند، اطلاع رساني کنيم"، گفت که "البته مواردي را که احساس کنيم بايد تذکر ‏داده شود، مطرح مي کنيم".‏

رييس مجمع تشخيص مصلحت براي نمونه با اشاره به وجود مواردي در اجراي اصل 44 گفت "در بحث اجرايي‎ ‎كردن اصل 44 و ساير موارد مسائلي وجود دارد كه به دليل به وجود نيامدن جنگ رواني در‏‎ ‎كشور آن‌ها را اعلام ‏نمي‌كنيم".‏

وي با تاکيد بر اينکه "اگر مسائل موجود را به طور صريح مطرح نمي کنيم به دليل اين است که به مشکلات ‏موجود واقفيم"،‎ ‎گفت "با اين حمايت واقعي خود، سعي داريم که تخلفات صورت گرفته در جامعه به صورت جنگ ‏رواني مطرح نشود".‏

هاشمي رفسنجاني که همزمان رياست مجلس خبرگان را نيز بر عهده دارد،‎ ‎در مورد علت چنين مراعاتي گفت ‏‏"اين مراعات ها را به اين دليل انجام مي دهيم که ما انقلاب را مانند جان دوست داريم و هر صدمه اي که به ‏انقلاب وارد شود، براي ما سنگين خواهد بود".‏

وي تاکيد کرد "در شرايط کنوني، بيشترين صدمه را اختلافات به نظام وارد مي کند،‏‎ ‎و اختلاف موجب باز شدن ‏پنجره اي مي شود که دشمنان بتوانند از آن نفوذ کنند پس ما بايد اين پنجره ها را ببنديم".‏

‎‎دغدغه انتخابات سالم‎‎

هاشمي رفسنجاني هم چنين طي سخناني در جمع فعالان سياسي خرم‌آباد در مورد انتخابات مجلس هشتم خواستار ‏برگزاري انتخابات سالم در کشور شد و گفت "آرزو مي‌كنم فضاي جامعه آن‌ چنان مطمئن باشد كه همه بتوانيم در ‏انتخابات تا جايي كه قانون امكان مي‌دهد، شركت كنيم".‏

وي در عين حال به برخي از مشکلات قانوني انتخابات نيز اشاره کرد و گفت "ممكن است قانون نياز به اصلاح ‏داشته باشد اما اگر تنگ نظري نشود و بگذارند همه صاحبان افكار وارد ميدان شوند، انتخابات افتخارآميزي ‏برگزار مي‌شود".‏

رفسنجاني با تاکيد براين که "در حال حاضر به انتخاباتي پرشور، سالم و آزاد مي‌انديشم و اميدوارم منتخبان مردم ‏مردم وارد مجلس شوند و مجلسي نيرومند، مستقل، عاقل و رشيد براي جامعه تشكيل شود" گفت "انتخابات با ‏حضور و مشاركت جدي مردم از نيازهاي اساسي كشور است. و راه تقويت نظام در مقابل دشمنان خارجي و ‏جلوگيري از تفرقه در داخل، برگزاري انتخاباتي سالم و آزاد است".‏

‎‎حمله به رئيس خبرگان از داخل سپاه‎‎

اظهارات هاشمي رفسنجاني در حالي بيان مي شود که طي هفته هاي اخير برخي از مسئولان سپاه پاسداران نيز ‏همراه با محمود احمدي نژاد به شدت به وي حمله کرده اند.‏‎ ‎مجتبي ذوالنور رئيس ستاد نمايندگي ولي فقيه در سپاه ‏پاسداران يکي از کساني است که طي روزهاي اخير رفسنجاني را به شدت مورد حمله قرار داد.‏

وي در دومين همايش سراسري مسوولان و اعضاي شوراي بسيج دانشجويي دانشگاه‌هاي استان تهران در دانشگاه ‏تربيت معلم تهران در مورد اختلاف رفسنجاني و احمدي نژاد،‏‎ ‎گفت "مبناي هاشمي و احمدي‌نژاد يكي است، منتها ‏نگرششان متفاوت است.آقاي هاشمي مشرب ‌بازي دارد و زياد اعتقاد به برخي مسائل ندارد؛ در حالي كه ‏احمدي‌نژاد اصول‌گرا و معتقد به مسائلي است".‏

وي گفت "احمدي‌نژاد مي‌گويد سازندگي بدون دين و عدالت اجتماعي پيش نمي‌رود اما آنچه در دوران سازندگي ‏رياست‌جمهوري آقاي هاشمي علي‌رغم فريادهاي مقام معظم رهبري،‎ ‎اتفاق افتاد، بيشتر شدن فاصله فقير و غني و ‏كمرنگ‌تر شدن عدالت اجتماعي بود".‏

وي همچنين با اشاره به نزديکي حسين موسويان به رفسنجاني،‎ ‎و وارد آوردن اتهام جاسوسي از سوي احمدي نژاد ‏به موسويان،‎ ‎گفته است "موسويان نماينده جرياني است كه اگر زير آب برود، كل اين جريان را با خود خواهد ‏برد".‏

در همين ارتباط ديروز، سخنگوي دولت هم يک بار ديگر مدعي شد که:" برخي افراد با نفوذ سياسي، قاضي ‏مسوول‎ ‎پرونده حسين موسويان را خارج از حوزه دادگاه احضار كرده و فشار سياسي براي‎ ‎تصميم گيري ايجاد ‏كردند‎. ‎‏"‏

غلامحسين الهام با تکرار اين گفته که: "دستگاه اطلاعاتي كشور گزارشاتي مبني بر اينكه اين‎ ‎فرد به بيگانگان ‏اطلاعات داده را به دستگاه قضايي ارايه كرده است" تاکيد کرد: "اتهامات بايد در يك جلسه علني دادگاه بررسي ‏شود، حرف ما‎ ‎دفاع از استقلال دستگاه قضايي و قاضي است و از يك رسيدگي عادلانه و بي‎ ‎طرفانه دفاع ‏مي‌كنيم."‏


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

شب یلدا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

پرش به: ناوبری, جستجو
سفره شب یلدا
سفره شب یلدا

شب یَلدا یا شب چِله آخرین شب آذرماه، نخستین شب زمستان و درازترین شب سال است. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام آن را مبارک می دارند و این شب را جشن می‎گیرند.

ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‎شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می‌کردند.

اکنون پس از ارائه نظریه کاربری تقویمی چهارتاقی نیاسر در نزدیکی شهر کاشان و امکان دیدار عملی طلوع خورشید انقلاب زمستانی، عده‌ای این شب را در انتظار تماشای خورشید در کنار چارتاقی برگزار می‌کنند.

فهرست مندرجات

[مخفی شود]

[ویرایش] پبشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می‌کرده‎اند. در این باور یلدا روز تولد خورشید و بعدها تولد میترا یا مهر است . بسياری بر اين باورند که ريشه‌ی پاس‌داشت شب چله ميراث قوم کاسپیان‌ است . کاسپ‌ها از اولين اقوام آريايی هستند که وارد ايران شدند.ان‌ها مردمانی با چشم‌های کبودرنگ و موهای بور بودند که ابتدا در گيلان امروزی سکنی گزيدند و پس از چندی به نقاط ديگر ايران مهاجرت کردند . کاسپ‌ها قوم نيرومندی بودند و تمدن توانمندی را پايه‌گذاری کردند. از جمله تمدن‌های آبی (Hydraulic Civilizations) که می‌توان از زيگورات چغازنبيل، آسياب‌ها و قنات‌های شوشتر به‌عنوان آثار باقی‌مانده از تمدن کاسپ‌ها نام برد. هم‌چنين پل‌های بسياری با نام آناهيتا در سراسر ايران ساختند و با ساخت چهارتاقی‌هايی توانستند انحراف ٢٣ درجه‌ی مدار زمين در گردش به دور خورشيد را اندازه‌گيری کنند . کاسپ‌ها با استفاده از اين ابزار به تقويمی دقيق دست يافتند و دريافتند که پس از آخرين شب پاييز بر طول روزها اندک‌اندک افزوده شده و از طول شب‌های سرد کاسته می‌شود. این جشن در ماه پارسی «دی» ( تولد دوباره خورشید ) قرار دارد که نام آفریننده در زمان پیش از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد. واژه ی روز ( DAY ) در زبان انگلیسی ( که همریشه با زبانهای کهن آریایی است ) نیز از نام این ماه برگرفته شده است . نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه‌هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه‌هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می‌برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه‌تر نشانه‌ای از غلبهٔ تاریکی و اهریمن بر زمین . یلدا برگرفته از واژه‎ای سریانی است و مفهوم آن « میلاد» است . ( برخی بر این عقیده اند که این واژه در زمان ساسانیان که خطوط الفبا از راست به چپ نوشته می شده , وارد زبان پارسی شده است ) . بعد از هجرت گسترده ی مسحیان در زمان کشتار امپراطوری روم به ایران و منطقه های آسیای صغیر . هنگام توسعه‌ی آيين مهر در اروپا، مراسم شب چله به عنوان روز زايش مهر و نور و راستی با شکوه تمام برگزار می‌شده است و پس از استيلای مسيحيت در اروپا، آداب و رسوم آيين مهر که در زندگی مردم و به‌خصوص در ميان روميان نفوذ کرده بود هم‌چنان باقی ماند و با آمدن دين جديد رنگ نباخت . تا سال ٣٥٠ ميلادی تمام فرقه‌های مختلف مسيحيت متفق‌القول روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانستند وليکن نفوذ آيين مهر کليسای روم را بر آن داشت تا روز تولد عيسی مسيح را مطابق با تولد مهر يا ميترا قرار دهد تا از التقاط اين دو مناسبت نفوذ بيشتری بر زندگی مردم داشته باشد و بزرگ‌ترين جشن آيين مهر را در خود حل کنند . با قدرتمند شدن کليسای رم و پس از گذشت زمان، فرقه‌های ديگر مسيحيت به اين سمت و سو گرويدند. ليکن هنوز کليسای ارمنی و ارتدوکس شرقی روز ششم ژانويه را روز ميلاد مسيح می‌دانند . آن‌چه از نظر پژوهشگران مسلم است اين است که ٢١ يا ٢٥ دسامبر با توجه به اشاره‌های انجيل به فصل زراعت و اعتدال هوا و هم‌چنين تاريخ دوران اوليه‌ی مسيحيت ، روز ميلاد عيسی مسيح نيست و نفوذ آيين مهر در رسوم کليسا نيز غيرقابل‌انکار است . نخستين مايه‌های جشن کريسمس وايلانوت ميراث و هديه‌ی ايران کهن به جهانيان است که خود تا به امروز در زنده‌نگه‌داشتن آن کوشيده‌است . ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می کردند.آن گاه خوانی الوان می گستردند و « میزد» نثار می کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه ای که آن را « میزد» می نامیدند، بر سفره جشن می نهادند. ایرانیان گاه شب یلدا را تا دميدن پرتو پگاه در دامنه‌ی کوه‌های البرز به انتظار باززاييده‌شدن خورشيد می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نيايشگاه‌های پيروان آيين مهر) به نيايش مشغول می شدند تا پيروزی مهر و شکست اهريمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده است . روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خورروز ( روز خورشید ) و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود ( خرمدینان , این روز را خرم روز یا خره روز می نامیدند ) . در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد.

[ویرایش] تاثیر یلدا در جشن های دیگر اقوام

  • امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است . مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره ای بر فرازش تزیین می شد . ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیاتمان می توانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) . همچنین کلمه‌ی نوئل از ريشه‌ی رومی ناتال به معنی تولد است و همان‌گونه که ذکر شد نام جشن روميان ناتاليس اينوکتوس بوده‌است . بابانوئل با کلاهی شبيه کلاه موبدان آيين مهر ظاهر می‌شود.
  • در حدود ٤٠٠٠ سال پيش در مصر باستان جشن « باززاييده‌شدن خورشيد »، مصادف با شب چله، برگزار می‌شده است. مصريان در اين هنگام از سال به مدت ١٢ روز، به نشانه‌ی ١٢ ماه سال خورشيدی، به جشن و پای‌کوبی می‌پرداختند و پيروزی نور بر تاريکی را گرامی می‌داشتند. هم‌چنين از ١٢ برگ نخل برای تزيين مکان برگزاری جشن استفاده می‌نمودند که نشانه‌ی پايان سال و آغاز سال نو بوده است.
  • در یونان قدیم نیز , اولين روز زمستان روز بزرگ‌داشت خداوند خورشيد بوده است و آ‌ن را خورشيد شکست‌ ناپذير، ناتاليس انويکتوس، می‌ناميدند( که از ریشه ی کلمه ی ناتال که در بالا اشاره شد برگرفته شده است و معنی اش , میلاد و تولد است ) . ریشه های یلدا در جشن دیگر مرسوم در یونان نیز باقی مانده است از مهمترین این جشن های می توان به جشن ساتورن اشاره کرد.
  • در قسمت‌هايی از روسيه‌ی جنوبی , هم‌اکنون جشن‌های مشابهی به‌مناسبت چله برگزار می‌کنند. اين آيين‌ها شباهت بسياری با مراسم شب چله دارد. پختن نان شیرینی محلی به صورت موجودات زنده، بازی های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و باز سازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه خوانی و رقص و آواز و مهم تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین های ویژه این جشن بوده و هست . یکی دیگر از آیین های شب های جشن، فالگیری بود و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین ها در روستاهای ایران نیز کم و بیش به چشم می خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارند.
  • يهوديان نيز در اين شب جشنی با نام «ايلانوت» (جشن درخت) برگزار می‌کنند و با روشن‌کردن شمع به نيايش می‌پردازند.
  • آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می خُرند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می گذرانند و در خانواده های تحصیل کرده آشوری تفال با دیوان حافظ نیز رواج دارد.
  • نخستين روز زمستان در نزد خرمديناني كه پيرو مزدك هستند نیز سخت گرامي و بزرگ دانسته مي‌شود و از آن با نام «خرم روز» ( خره روز ) ياد مي‌گردد و آيين‌هايي ويژه در آن روز برگذار می شود . اين مراسم و نيز سالشماري آغاز زمستان هنوز در ميان برخي اقوام ديده مي‌شود كه نمونه آن تقويم محلي پامير و بدخشان (در شمال افغانستان و جنوب تاجيكستان) است.

[ویرایش] جشن یلدا و عادات مرسوم در آن

در آیین کهن , بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمين می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپيد به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپيد می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان ديگران زندگی می‌کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی يکسان بودند( صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد ) . جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

[ویرایش] نگاهی دیگر

درازترین شب سال، شب اول برج جدی. شب چله بزرگ زمستان. این کلمه در سریانی به معنی میلاد است. چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می‌کردند از اینرو بدین نام نامیدند.

معزی
تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا
 

شب يلدا يا «شب چله» شب اول زمستان و درازترين شب سال است. و فردای آن با دميدن خورشيد، روزها بزرگ تر شده و تابش نور ايزدی افزونی می يابد. اين بود که ايرانيان باستان، آخر پاييز و اول زمستان را شب زايش مهر يا زايش خورشيد می خواندند و برای آن جشن بزرگی بر پا می کردند.
اين جشن در ماه پارسي «دي» قرار دارد که نام آفريننده در زمان قبل از زرتشتيان بوده است که بعدها او به نام آفريننده نور معروف شد،همان که در زبان انگليسي "day"خوانده ميشود.

يلدا و جشنهاي مربوطه که در اين شب برگزار مي شود،يک سنت باستاني است.يلدا يک جشن آريايي است و پيروان ميتراييسم آن را از هزاران سال پيش در ايران برگزار مي کرده اند.يلدا روز تولد ميترا يا مهر است.اين جشن به اندازه زماني که مردم فصول را تعيين کردند کهن است.

نور،روز و روشنايي خورشيد،نشانه هايي از آفريدگار بود در حالي که شب ،تاريکي و سرما نشانه هايي از اهريمن. مشاهده تغييرات مداوم شب و روز مردم را به اين باور رسانده بود که شب و روز يا روشنايي و تاريکي در يک جنگ هميشگي به سر مي برند.روزهاي بلندتر روزهاي پيروزي روشنايي بود درحالي که روزهاي کوتاه تر نشانه اي از غلبه تاريکي.
براي در امان بودن از خطر اهريمن،در اين شب همه دور هم جمع مي شدند و با برافروختن آتش از خورشيد طلب برکت مي کردند.

آيين شب يلدا يا شب چله، خوردن آجيل مخصوص ، هندوانه، انار و شيرينی و ميوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در اين شب هم مثل جشن تيرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و يا پری آن، آينده گويی می کنند.

بر گرفته از کتابهای
" دیدی نو از آیینی کهن " نوشته دکتر فرهنگ مهر
"گاهشماري و جشنهاي ايران باستان" نوشته هاشم رازي

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

اين جهان کوه است و فعل ما صدا

ميرحميد سالک - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

‏فراخوانده شدن متکي به مجلس، نامه سرگشاده توکلي به رييس جمهور و مقاله زيبا کلام در طي هفته گذشته، ‏از کهنه شدن مسئله حضور رييس جمهور در کنفرانس سران کشورهاي شوراي خليج ( فارس) جلوگيري کرد.‏

در طي دوهفته گذشته موافقين و مخالفين، بحث هاي گوناگوني را مطرح کردند. موضوعاتي از قبيل محل ‏استقرار رييس جمهور، نحوه چگونگي دعوت از ايشان، مذاکرات با امير امارات، تا محتوي قطع نامه پاياني ‏اجلاس و شکل برخورد هيئت ايراني با آن، همه وهمه مورد بحث قرار گرفت.‏

ولي به نظر مي رسد علت شرکت رييس جمهور در اين اجلاس نکته اي بود که به آن توجهي نشد. در حقيقت ‏سوال اصلي اين است، که با توجه به مواضع متخذه از سوي دولت نهم، آيا اين حضور، ويا ساير سياست هاي ‏خارجي دو ساله اخير دولت، نتيجه قهري عملکردها و موضع گيري هاي اين مجموعه نيست؟ به عبارت ديگر ‏اگر بپذ يريم که، حرکت از نقطه الف و عبور از مسير ب ما را لاجرم به نقطه پ خواهد رساند. چنانچه ‏توافقي با نقطه پ نباشد، نبايد تنها به محصول ايراد بگيريم. بلکه اشکال در کل حرکت بوده است، زيرا هر ‏نقطه پايان ديگري، از نظر ماهوي، چندان تفاوتي با نقطه قبلي نخواهد داشت. تلاش من اين است که بگويم ‏شرکت در اين کنفرانس به همان اندازه مي تواند هم جهت يا بر خلاف جهت منافع ملي ما باشد که بستن عقد ‏اخوت با کشور هاي چپ گراي آمريکاي لاتين، قرار گرفتن در زير تابلويي با کلماتي بحث برانگيز به همان ‏اندازه مورد سوال است که خوانده شدن سرود انترناسيونال از سوي رييس جمهور دست در دست رهبران چپ ‏آن سوي آب ها. چرا که بسياري از جوانان اين مرز و بوم، زماني به بازجويان خود توضيح مي دادند که چرا ‏سرودهايي را مي خواندند که بوي الحاد از آن مي آيد و امروز رييس جمهور ما در هم آوازي آن شرکت دارد.‏
در اين چند سطر، سعي من پاسخ دادن به سوال فوق است.تصور من اين است که براي دستيابي به جواب بايد ‏نقطه الف و مسير ب بررسي شود تا ببينيم آيا چاره اي به غير از نقطه پ باقي مي ماند؟ ‏

فرض کنيم آغاز فعاليت هاي انتخاباتي و تبليغات مربوطه، نقطه الف باشد. در اين نقطه آقاي احمدي نژاد در ‏سياست داخلي عمدتا بر سه محور عدالت و توزيع ثروت، کوتاه کردن دست مفسد ين از حيات اقتصادي و ‏مهرورزي و بازسازي اخلاق حسنه در بين اجتماع تاکيد داشتند. مخرج مشترک هر سه موضوع مسائل ‏اقتصادي بود. سياست خارجي، چون ساير مسايل سياسي از رنگ و بوي خاصي برخوردار نبود. مبناي آن ‏اتخاذ يک سياست تهاجمي فعال بود. چرا که هر آن چه را که دولت هاي قبلي از دست داده بودند، اين گروه ‏مي خواست به دست آورد.‏

با پيروزي در انتخابات سوم تير مسير ب شروع شد. وعده هاي داده شده به مردم بايد شکل اجرايي به خود مي ‏گرفت. مردم بايد پاسخ به خواسته هاي خود را به طور ملموس مي ديدند. حالا ديگر جامعه بايد از تب و تاب ‏ميتينگ هاي تبيلغاتي خارج وبا برنامه اي مدون همراه با آرامش، جهت نيل به آرزوهاي معوقه اش قدم بر مي ‏داشت.‏

دولت سفرهاي استاني را در پيش گرفت تا هم مشکلات مردم را از نزديک حس کند! و هم اينکه با عملياتي ‏سريع به نابساماني ها خاتمه دهد! اما در اين سفرهاي استاني، سخنراني هاي رييس جمهور، نه تنها از التهاب ‏ايجاد شده در طي فعاليت هاي انتخاباتيش نکاست، بلکه با طرح مصوبات ريز و درشت براي هر منطقه بر ‏درخواست هاي پايان ناپذير مردم نيز افزود. نتيجه آنکه گل بود به چمن نيز آراسته شد.‏

جمع بندي سخنراني هاي رييس جمهور ما را به نتايج زير مي رساند. جملاتي که به عنوان مثال ارائه مي شود ‏گاها با مضموني مشابه و حتي گاهي با کلماتي يکسان، در تمام گفتار هاي ايشان قابل رويت است.‏

‏1 - آقاي احمدي نژاد در مجموع به عنوان يک مصلح اجتماعي ظاهر مي شود. به همه، وعده پيروزي قريب ‏الوقوع مظلومين و رهايي آنها را از دست ستم گران مي دهد. در ديدار با نمازگزاران شهر بانجول، پايتخت ‏گامبيا، مي گويد" امروز دوران زورگويي قدرت هاي بزرگ به پايان رسيده و دوران حاكميت اراده ملت ها ‏آغاز شده است و آينده از آن يكتاپرستان و عدالت طلبان است"(کيهان 11/4/85)‏

‏2 - تهييج غيرت ملي و ستايش قوم ايراني و ملت ايران نيز در گوشه گوشه کلمات ايشان در شهرهاي مختلف ‏ديده مي شود. وي در اجتماع مردم بندر درگز اعلام مي کند که "پرچم هاي ملت ايران نه تنها در خاورميانه ‏بلكه در كل جهان يك حركت نمونه بوده است و امروز در شرق و غرب عالم آثار اين حركت ملت ايران به ‏وضوح قابل مشاهده است و آن چيزي كه نسل هاي گذشته و آينده از ما انتظار دارند اين است كه ملت ايران ‏همواره به عنوان پرچمدار در اين عرصه باقي بماند" (کيهان 25/12/84)‏

‏3 - وي در سفرهاي استاني به طور مرتب مسائل معيشتي را گوشزد مي کند و ادعا مي کند که با راه حل هايي ‏که ارائه خواهد کرد زماني طول نخواهد کشيد که مردم هماي سعادت را درآغوش خواهند کشيد:‏

الف- بيکاري: "رئيس جمهوري اسلامي ايران، بودجه شش هزار و 400 ميليارد ريالي اختصاصي براي ‏اشتغالزايي در منطقه را ناكافي دانست و اظهار داشت: بايد در جلسه روز پنج شنبه هيئت دولت در تبريز اين ‏ميزان اعتبار در يك اقدام انقلابي افزايش يابد".(کيهان 21/4/85)‏

ب- گراني: "ارزيابي سياست هاي دولت نشان مي دهد كه دولت اقدامات زيادي را در اين خصوص انجام داده ‏و در باب كاهش و عدم افزايش قيمت خدمات دولتي موضع محكم و قاطعي داشته است، تبليغ گراني فضاي ‏گران سازي را هم ايجاد مي كند بنابراين، سهم اين اقدام بايد در گراني مشخص شود".(مصاحبه با الهام کيهان ‏‏13/4/85)‏

پ- تورم: "اين بودجه ضد تورم است و در جهت تحرك بسيار بالاي اقتصادي و ايجاد اشتغال تنظيم شده ‏است".(کيهان 15/12/84 ) "نرخ تورم در دو الي سه سال آينده به زير پنج درصد كاهش يابد".(مصاحبه با ‏رسانه ها کيهان 8/6/85)‏

ت- ازدواج: "دولت فقط در يك مورد 3200 ميليارد ريال اعتبار در اختيار اين صندوق قرار داد و برنامه ‏ريزي لازم براي اعطاي 600 هزار وام ازدواج از محل اين صندوق در سال جاري صورت گرفته است. ‏همچنين در جريان سفرهاي استاني دولت نيز براي گسترش فرهنگ قرض الحسنه و كاهش ربا تسهيلاتي به ‏ميزان 810 ميليارد ريال به عنوان قرض الحسنه براي انجام ازدواج، تامين وديعه مسكن و... اختصاص يافته ‏است". (گزارش دولت از اولين سال خدمت کيهان2/6/85)‏

ث- مسکن: در حالي که وزير مسکن دولت اعلام کرده بود که "طبق شواهد عيني بازار مسكن كشور در 4 ‏سال گذشته با ركود بي سابقه اي چه در نيمه اول و چه در نيمه دوم سال روبرو بوده است. به طوري كه كاهش ‏توليد مسكن در كشور به حدي پايين بوده است كه حتي ميزان رشد اقتصادي كشور را تحت الشعاع قرار ‏داد."(کيهان 11/7/85) رياست محترم جمهور در همه سفرهاي استاني به پرداخت تسهيلات جهت تهيه مسکن ‏وعده ميدهد و يا اين که مصوب مي کند واحدهاي استيجاري ويا استيجاري به شرط تملک با مشارکت در ‏شهرستان ها ساخته شود.(مصوبات سفر به استان کردستان کيهان 27/12/85)‏

بخش وسيعي از اين مشکلات قرار بود از مسير پرداخت تسهيلات با بهره پايين و گاها کمک هاي بلاعوض، ‏که اخيرا خاتمي نام آن را اقتصاد صدقه اي گذاشته است، مرتفع گردد.‏

‏4 - مبارزه با فساد: رکن رکين سياست دولت جديد در اين مورد به چالش کشيدن 16 سال گذشته است. احمدي ‏نژاد در جلسه مشترک استانداران با وزرا مي گويد "بارها گفته ام و دوباره مي گويم كه راه اين دولت و نگاه و ‏معيارهاي آن با دولت هاي قبل متفاوت است"(کيهان 19/12/84) اما کار به همين جا ختم نمي شود و در لواي ‏مبارزه با فساد مسئولين دولت هاي قبلي را به سختي به باد انتقاد مي گيرد "عدالت اين نيست كه به نام ‏خصوصي سازي و باند بازي اموال ملت را در اختيار گروهي خاص قرار دهيم "(جمع مردم البرز کيهان ‏‏20/3/85)‏

‏5 - دستآوردهاي هسته اي: بدون شک در کمتر سفر استاني هيئت دولت شاهد بوده ايم که از مسائل هسته اي و ‏نحوه رويارويي دولت با قدرت هاي بزرگ سخني به ميان نيآمده باشد." كاري نكنيد كه تاريخ بر بي لياقتي شما ‏مهر تأييد بزند و همه از شما متنفر شوند. شما بايد چشم خود را باز و باور كنيد كه دنيا عوض شده است. ملت ‏ها بيدار شده اند و شما نيز بايد بيدار شويد. بايد بدانيد كه اگر دست به دست هم نيز بدهيد قادر نخواهيد بود كه ‏سر سوزني حق ملت ايران را ضايع كنيد و ملت ايران براي پيشرفت و ترقي نيازي به شما ندارد و مسلماً ‏مشوق هايي كه ارائه مي دهيد ارزشمندتر از فناوري صلح آميز هسته اي نيست" (کيهان28/2/85 سخنراني ‏در جمع مردم شازند)‏

‏6 - فلسطين: در سخنراني 22 بهمن 84 اوهولوکاست را افسانه مي خواند "خبرگزاري فرانسه همچنين در ‏بازتاب سخنان محمود احمدي نژاد در تهران گزارش داد: رئيس جمهوري ايران امروز بار ديگر هولوكاست ‏يهوديان را «افسانه» خواند و گفت كه فلسطينيان و عراقي ها قرباني يك هولوكاست واقعي شده اند".(کيهان ‏‏23/11/84) و در گفتگو با سفراي ايران مي گويد" مسئله فلسطين و رژيم اشغالگر قدس نقطه اتصال و اتكاي ‏نظام سلطه جهاني است و اگر ما در موضع بحق خود ايستادگي و درست عمل كنيم همه مناسبات و معادلات ‏عوض خواهد شد".(کيهان23/12/84 )‏

‏7- تبديل شدن ايران به يک قدر ت جهاني: "جمهوري اسلامي ايران مي تواند در آينده نزديك به قدرت جهاني ‏تبديل شود و نفس برخورداري از انرژي هسته اي، سطح توانمندي ايران در منطقه و جهان را بسيار بالا مي ‏برد و اين امر است كه كشورهاي ابرقدرت را عصباني مي كند" (کيهان25/12/84 منتخبان استان گلستان)‏

حال امروز ببينيم از آن چه دولت نهم کاشته است چه برداشتي داشته است.‏
‏1 - در مورد مسائل معيشتي هنوز يک سالي از رياست جمهوريش نگذشته بود که کيهان نزديکترين رسانه به ‏دولت نهم، "داد مردم از گراني" را با حروفي درشت در صفحه اول در تاريخ 5/4/85 به نمايش گذاشت. هر ‏چند که فرداي آن روز با درج مطلبي با عنوان "مافياي گراني محبوبيت دولت را نشانه گرفته است" انگشت ‏اتهام را به سوي مخالفين دولت گرداند، اما نتوانست منکر اصل مسئله شود. دولتي که آمده بود تورم را تا سال ‏‏87 به زير 5 درصد برساند، امروز بر اساس گزارش رييس بانک مرکزيش با رقم 8/16 درصدي روبرو ‏است. مسئوليني که قول داده بودند با تسهيلات ارزان قيمت، مشکل مسکن را حل کنند، حالا با افزايش سرسام ‏آور بهاي آن مواجه شده اند. در شيشه کردن غول بيکاري قرار بود با سحر اعتبارات به بنگاه هاي زود بازده ‏صورت پذ يرد. اما امروز مجري اين شعبده از ناکارآمدي و بطلان آن خبر مي دهد و مي گويد تنها دست آورد ‏اين راهکار تبديل جوانان بيکار به جوانان بدهکار بيکار است. البته عده اي حسني ديگر! بر آن بر مي شمرند ‏و آن کمک به افزايش نقدينگي است! در سايه اين سياست ها نه تنها مشکل ازدواج جوانان حل نشد، بلکه طبق ‏آخرين برآوردها آمار طلاق از ازدواج در تهران پيشي گرفته است.‏

‏2 - عليرغم تاکيد بالاترين مسئول نظام به حفظ وحدت در ميان متوليان امور، نه فقط شاهد اختلاف در بين ‏حاميان رييس جمهور و شخص ايشان با مسئولين دولت هاي خاتمي و رفسنجاني هستيم، بلکه شاهد پياده شدن ‏تعدادي از وزرا از قطار دولت هستيم.‏

‏3 - در مبارزه با فساد دولت نهم توانسته وضعيت ما را در ارزيابي موسسه ترانمسپارنسي از نظر فساد اداري ‏نسبت به سال قبل در موقعيت بدتري قرار دهد.‏

‏4 - ادامه غني سازي براي کشور ما هزينه سنگيني به همراه داشته است. صدور دو قطع نامه و در راه بودن ‏سومين آنها نشان از شکست نحوه تعامل ما با جامعه جهاني دارد.هرچند رييس جمهور در پاسخ سوال خبرنگار ‏اينديپندنت مي گويد "بعيد مي دانم اينقدر بي عقل باشند كه اين كار را انجام بدهند" (کيهان 5/2/85) و اکنون ‏نيز از به توافق رسيدن 1+5 ابراز ترديد مي کند، ولي واقعييت هاي موجود نشان ميدهد ايشان شناخت درستي ‏از ميزان جنون! قدرتمندان جهان ندارند.‏

‏5 - درگيري هاي چندين ساله اعراب واسراييل و نحوه ورود ايران به اين مسئله که با پيروزي انقلاب آغاز شد ‏و با روي کار آمدن دولت نهم قوت گرفت، موجب تشد يد و تحکيم اجماع جهاني عليه ايران شد. به همان اندازه ‏که افسانه خواندن هولوکاست در ميان شنوندگان شهرستاني ميزبان دولت، محلي از اعراب ندارد، در بين لابي ‏هاي آن سوي آب ها که در فکر ايجاد و تشديد فشار بر عليه ما هستند، خريدار دارد. ‏
تاوان مستي هاي بي شمار / هوشيار در مجلس رندان نشستن است

اگر بپذيريم سياست خارجي يک کشور ادامه روش هاي حکومتي داخلي آن دولت است، ميتوانيم علل برخورد ‏دولت نهم با مسئله نشست درياي مازندران، دوستي با چاوز و اورتگا و مورالس و نحوه حضور در شوراي ‏همکاري کشورهاي عربي خليج (فارس) را توضيح دهيم. ‏

بعد از انتخابات سوم تير در گفتگوها، رييس جمهور، به جاي پرداختن به مشکلات عيني مردم، جهت حل ‏مشکلات جهاني از جمله فلسطين و هولو کاست ارائه طريق مي کنند. در عوض توجه به همه حقوق مردم، تنها ‏به حق برخورداري از انرژي هسته اي تاکيد ورزيدند و دنيا را به مقابله جويي تهديد کردند. ايشان در کنار ‏بخش عمده سخنراني هاي خود، که شامل مسائل هسته اي، فلسطين و ظلم کشورهاي قلدر و در نهايت ناسزا به ‏متوليان قبلي امور مي شد، قدري هم وعده و وعيد جهت حل مشکلات روزمره، به مردم مي دادند.‏

شايد آن روز ايشان توجه نداشت که کساني که باد مي کارند طوفان درو خواهند کرد. از همين رو آهسته ‏آهسته، کساني که به دنبال بهانه مي گشتند، با سخنان آتشين آقاي احمدي نژاد فرصت يافتند تا تحريم ها و ‏فشارهاي بين المللي را افزايش دهند. آش به حدي شور شد که بانک هاي کشوري که تازه با ما قرارداد دو ‏ميليارد دلاري امضا کرده است به تنگتر شدن اين تنگنا ياري رساندند. با تشديد اين فشارها اوضاع اقتصادي ‏داخلي، که به خاطر ريخت و پاش هاي دولت، افسار گسيخته شده بود، بد تر شد. مردمي که اميدوار شده بودند ‏کابوس گراني و بيکاري و کمبود مسکن از اين کشور رخت خواهد بست، با مشکلات بزرگتري روبرو گشتند. ‏اگر نبود اين رشد سرسام آور قيمت نفت، تصور وضعيت معاش مردم ممکن نبود. ولي همين مقدار به هم ‏ريختگي اوضاع اقتصادي، ناشي از تدبيرهاي نادرست دولت و تحرکات جهاني عليه سياست هاي ايران، فشار ‏لازم را به دولت مي آورد تا دريابد روش هايي که تا به امروز، چه در داخل و چه در خارج کشور، برگزيده ‏قابل تجديد نظر است. او دريافته است که عموم مردم نان شب خود و خانواه خود را فداي هيچ هولوکاستي، چه ‏واقعيت و يا افسانه، نمي کند. اگر او تا به حال نپذيرفته است که تنها امر وحدت بخش يک ملت منافع آن ملت ‏است، مردم به خوبي آن را مي دانند. ‏

در داخل کشور هم که ديگر جايي براي کسي باقي نمانده است. مذاکره کنندگان قبلي هسته اي به اتهام خيانت ‏گرفتار آمده اند. جمعي از کارگزاران قبلي نظام به چوب تکفير فساد رانده شدند. آيا در تاريخ ايران، دولتي را ‏سراغ داريد که تا اين اندازه دايره انتخابش را محدود کرده باشد؟

ديدارهاي رييس جمهور به ملاقات با سران کشورهاي نه چندان با اهميت در عرصه جهان محدود شد و چاوز ‏مهمان هر روز سفره اين ملت شد. حالا ما چگونه انتظار داريم بتوانيم در مقابل صحبت هاي گستاخانه ‏نظزبايف موضعي مناسب بگيريم؟ به چه دليلي فکر مي کنيد نبايد هواداران رييس جمهور از ديدن عکس ايشان ‏دست در دست ملک عبدالله و دعوت رسمي جهت سفر حج شادمان شوند؟

مخلص کلام، تحرکات تازه دولت نهم در روابط بين الملل را بايد ناشي از شکست سياست خارجي تهاجمي اين ‏دولت ارزيابي کرد. علت اين شکست را بايد در دو مسئله جستجو کرد. اول اين که سياست هاي داخلي، به ‏طور خاص در امور اقتصادي، موفق نبوده و نتوانسته خواسته هاي قبلي و توقعات جديد را پاسخ گويد. دوم ‏نادرست بودن اساس سياست تهاجمي در روابط بين المللي، که سالهاست جاي خود را به تنش زدايي داده است. ‏اين تلاش ها جهت باز گرداندن آب رفته به جوي است. هر چند که ممکن است قدري با تاخير صورت گرفته ‏باشد و با روشي باشد که مورد پسند ما نيست. اگر باور نداريد به نظر رياست قوه مجريه در مورد ارزيابي ‏جامعه اطلاعاتي در آخرين مصاحبه مطبوعاتيش توجه کنيد. ‏
‏ ‏
مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو / يادم از کشته خويش آمد و هنگام د رو


نمی شود و نمی تواند

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

po_nabavi_01.jpg

روانشناسی یک رئیس جمهور: رئیس جمهور دائما با سووال مواجه است. او با خودش فکر می ‏کند، من باید یک حرف هایی بزنم که فعلا از دست اینها راحت بشم و به مسافرتم برسم، وقتی رفتم ‏حج، امت اسلام همه شون منو نگاه می کنن و من می شم ستاره حج، در نتیجه وقتی برگردم، همه ‏می فهمن که من چقدر در دنیای اسلام طرفدار دارم و دیگه گیر به اقتصاد و تورم و این چیزهای ‏احمقانه نمی دن. آره، محمود! تو باید بگی چقدر مظلومی، باید بگی اشتباهاتی هم کردی، باید یک ‏چهره بدبخت و کتک خورده از خودت نشون بدی، وقتی از سفر برگشتی اون موقع همه چیز از ‏اول شروع می شه. ‏

رئیس جمهور علیه رئیس جمهور
اول: رئیس جمهور یک عالمه کار کرده که به او مربوط نبوده، در عوض یک عالمه کارهایی را ‏که به او مربوط بوده نکرده است.‏
دوم: یک رئیس جمهور همبشه می تواند افراد زیر دستش را به عنوان عامل مشکلات بیرون کند، ‏اما آنها نمی توانند این کار را بکنند.‏
سوم: اگر رئیس جمهور قبلی در کاری اشتباه کرد باید محاکمه شود، اما اگر رئیس جمهور فعلی ‏اشتباه کرد می تواند حلالیت بطلبد.‏
چهارم: رئیس جمهور فکر می کرد می شود و می توانیم، بعدا دید نمی شود و نمی تواند.‏
پنجم: رئیس جمهور فکر می کرد در عرض یک سال هشت مشکل مهم کشور را حل کند، اما ‏عجله کرد و به جای اینکه حل بکند، حل شد، در نتیجه 13 مشکل جدید ایجاد شد.‏
ششم: رئیس جمهور در هر کاری که مربوط به خودش است، مثل مسافرت رفتن، بازدید کردن، ‏سخنرانی کردن، جمع کردن قالی نفیس و پهن کردن آن، سریع کار می کند، اما برای انجام کاری ‏که هر رئیس جمهوری در یک سال انجام می دهد، احتیاج به 5 سال وقت دارد.‏
هفتم: دولت همه قدرت ها را در دست گرفته است و بلد نیست با آنها کاری بکند. ‏
هشتم: رئیس جمهور هنوز نمی داند که وزارتخانه ها و سازمانها و استانداریها زیر نظر دولت ‏است، به همین دلیل چنان از آنها انتقاد می کند انگار رئیس جمهور شخص دیگری است و او ‏نامزد ریاست جمهوری دوره بعد است.‏
نهم: با این مصاحبه معلوم شد گرانی و تورم وجود دارد و نه تنها علت تورم کشور ما تورم جهانی ‏نیست، بلکه رئیس جمهور ایران مسوول تورم و گرانی در سایر نقاط جهان هم هست.‏
دهم: دولت برای نابود کردن کشور به شش ماه وقت و برای درست کردن خرابی های آن شش ماه ‏به ده سال وقت نیاز دارد.

مجلس رفت توی کار دولت
دیر شد، رفت. این مجلس حداقل یک سال وقت داشت طرح عدم کفایت سیاسی دولت را تصویب ‏کند، الآن هم می تواند ولی فکر می کنم این قدر نمایندگان گرفتار بازی بازی انتخابات بعدی هستند ‏که این کار را نمی کنند. در حالی که اگر این کار را بکنند، به نفع خودشان هم هست. فعلا که ‏احمدی نژاد قورباغه را انداخت وسط صحن مجلس و کت دامنش را درآورده و احرام بسته و رفته ‏است « ددر الهی» یکی از نمایندگان مجلس در پاسخ به اتهامات الف نون به مجلس گفت: « کار ‏مجلس که مداحی دولت نیست.» افروغ هم گفت: « مجلسی که شل آمد باید سفت بخورد.» علی ‏عسگری نماینده مشهد هم پشت بندش ریز آمد که: « مجلس آماده احضار احمدی نژاد به جلسه غیر ‏علنی است.» جلالی زاده هم یه هوا زد به دولت و گفت: « دولت می خواهد اذهان عمومی را از ‏توجه به مسائل داخلی دور کند.» حسن کامران، آشپزباشی اصفهان در مجلس نیز بدون اینکه زیاد ‏به روی خودش بیاورد که چطور شد که این طور شد، گفت: « صرفه جویی بنزین به نارضایتی ‏مردم نمی ارزد.»‏

اوباش هدفمند می شوند
سردار احمدی مقدم، کودکی که به عنوان بچه سرراهی دولت، « امنیت اخلاقی» سابق، دو روز ‏قبل توسط سخنگوی دولت به کنار کاخ دادگستری رها شده است، اعلام کرد که « دستگیری ‏اوباش در کشور هدفمند شده است.» آگاهان اهداف و شیوه های هدفمند و هوشمند شدن طرح ‏دستگیری اوباش را به شرح زیر اعلام کردند:‏
اول: از این پس اوباش و اراذل و الواط و قلدرها فقط حق کار دولتی دارند.‏
دوم: از این پس اراذل و اوباش غیر دولتی به صورت هدفمند توسط اراذل و اوباش دولتی ‏شناسایی شده و توسط چماق های هوشمند کتک می خورند.‏
در همین راستا بطور هدفمند و بسیار هوشمندانه، دیروز ناگهان 25 کافی نت تعطیل و 23 نفر ‏بازداشت شدند. نیروی انتظامی اعلام کرد که از این پس کافی نت نیز شرعا دارای تبرج بوده و ‏به دلیل احتمال استعمال قلیان به عنوان اهداف فرضی دشمن شناخته می شود. ‏

مثبت یا منفی؟ نادرست یا درست؟
یک روز بعد از اینکه احمدی نژاد بیانیه پایانی اجلاس شورای همکاری را مثبت خواند، العطیه ‏سخنگوی اجلاس شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد « تا زمانی که ایران دست از ‏اشغالگری برندارد، پیشنهادات احمدی نژاد بررسی نمی شود.» سخنگوی وزارت خارجه هم ‏اظهارات العطیه را درباره جزایر سه گانه نادرست و غیرسازنده خواند. آگاهان توضیح دادند که ‏منظور وزارت خارجه از نادرست، همان منظور رئیس جمهور از مثبت است. احمدی نژاد دیروز ‏گفته بود « اصلا گیرم کسی در آنجا بگوید خلیج عربی، خب دعوای ما الآن اینست؟» آگاهان ‏توضیح دادند که دعوای رئیس جمهور فعلا این است که ایران حق غنی سازی دارد، اما دعوای ‏کشورهای شورای همکاری این است که ایران این سه تا جزیره را بدهد، بعد هر چقدر خواست ‏غنی سازی هم حق ندارد بکند، چون روسیه و آمریکا سوخت بوشهر را تامین می کنند. از طرف ‏دیگر در مقابل سیاست اخیر احمدی نژاد( سیاستی که سه شنبه قبل مورد نظر قرار گرفته و ‏پنجشنبه فراموش شد) این است که « ایران بزرگترین شریک سیاسی کشورهای عربی می شود. ‏بنگاه خبرپراکنی الجزیره نیز در یک نظرسنجی در میان مردم عرب این سووال را به نظر سنجی ‏گذاشت که آیا اعراب دوست دارند به ایران نزدیک شوند؟ تا دو سه ساعت قبل از 60 هزار ‏پاسخگو 75 درصد مخالف و 25 درصد موافق بودند. ‏
توضیح اساسی: عرب ها دوست ندارند به ایرانی ها نزدیک شوند، ایرانی ها هم دوست ندارند به ‏عرب ها نزدیک شوند، محافظه کاران ایرانی ادعا می کنند بحرین متعلق به ایران است، محافظه ‏کاران دنیای عرب هم ادعا می کنند جزایر سه گانه متعلق به امارات است. دولت ایران ادعا می ‏کند رهبری جهان اسلام را در دست دارد، اعراب هم همین ادعا را دارند. اگر کسی این معادله را ‏حل کرد به خودش یک جایزه بدهد.‏


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

اين جهان کوه است و فعل ما صدا

ميرحميد سالک - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

‏فراخوانده شدن متکي به مجلس، نامه سرگشاده توکلي به رييس جمهور و مقاله زيبا کلام در طي هفته گذشته، ‏از کهنه شدن مسئله حضور رييس جمهور در کنفرانس سران کشورهاي شوراي خليج ( فارس) جلوگيري کرد.‏

در طي دوهفته گذشته موافقين و مخالفين، بحث هاي گوناگوني را مطرح کردند. موضوعاتي از قبيل محل ‏استقرار رييس جمهور، نحوه چگونگي دعوت از ايشان، مذاکرات با امير امارات، تا محتوي قطع نامه پاياني ‏اجلاس و شکل برخورد هيئت ايراني با آن، همه وهمه مورد بحث قرار گرفت.‏

ولي به نظر مي رسد علت شرکت رييس جمهور در اين اجلاس نکته اي بود که به آن توجهي نشد. در حقيقت ‏سوال اصلي اين است، که با توجه به مواضع متخذه از سوي دولت نهم، آيا اين حضور، ويا ساير سياست هاي ‏خارجي دو ساله اخير دولت، نتيجه قهري عملکردها و موضع گيري هاي اين مجموعه نيست؟ به عبارت ديگر ‏اگر بپذ يريم که، حرکت از نقطه الف و عبور از مسير ب ما را لاجرم به نقطه پ خواهد رساند. چنانچه ‏توافقي با نقطه پ نباشد، نبايد تنها به محصول ايراد بگيريم. بلکه اشکال در کل حرکت بوده است، زيرا هر ‏نقطه پايان ديگري، از نظر ماهوي، چندان تفاوتي با نقطه قبلي نخواهد داشت. تلاش من اين است که بگويم ‏شرکت در اين کنفرانس به همان اندازه مي تواند هم جهت يا بر خلاف جهت منافع ملي ما باشد که بستن عقد ‏اخوت با کشور هاي چپ گراي آمريکاي لاتين، قرار گرفتن در زير تابلويي با کلماتي بحث برانگيز به همان ‏اندازه مورد سوال است که خوانده شدن سرود انترناسيونال از سوي رييس جمهور دست در دست رهبران چپ ‏آن سوي آب ها. چرا که بسياري از جوانان اين مرز و بوم، زماني به بازجويان خود توضيح مي دادند که چرا ‏سرودهايي را مي خواندند که بوي الحاد از آن مي آيد و امروز رييس جمهور ما در هم آوازي آن شرکت دارد.‏
در اين چند سطر، سعي من پاسخ دادن به سوال فوق است.تصور من اين است که براي دستيابي به جواب بايد ‏نقطه الف و مسير ب بررسي شود تا ببينيم آيا چاره اي به غير از نقطه پ باقي مي ماند؟ ‏

فرض کنيم آغاز فعاليت هاي انتخاباتي و تبليغات مربوطه، نقطه الف باشد. در اين نقطه آقاي احمدي نژاد در ‏سياست داخلي عمدتا بر سه محور عدالت و توزيع ثروت، کوتاه کردن دست مفسد ين از حيات اقتصادي و ‏مهرورزي و بازسازي اخلاق حسنه در بين اجتماع تاکيد داشتند. مخرج مشترک هر سه موضوع مسائل ‏اقتصادي بود. سياست خارجي، چون ساير مسايل سياسي از رنگ و بوي خاصي برخوردار نبود. مبناي آن ‏اتخاذ يک سياست تهاجمي فعال بود. چرا که هر آن چه را که دولت هاي قبلي از دست داده بودند، اين گروه ‏مي خواست به دست آورد.‏

با پيروزي در انتخابات سوم تير مسير ب شروع شد. وعده هاي داده شده به مردم بايد شکل اجرايي به خود مي ‏گرفت. مردم بايد پاسخ به خواسته هاي خود را به طور ملموس مي ديدند. حالا ديگر جامعه بايد از تب و تاب ‏ميتينگ هاي تبيلغاتي خارج وبا برنامه اي مدون همراه با آرامش، جهت نيل به آرزوهاي معوقه اش قدم بر مي ‏داشت.‏

دولت سفرهاي استاني را در پيش گرفت تا هم مشکلات مردم را از نزديک حس کند! و هم اينکه با عملياتي ‏سريع به نابساماني ها خاتمه دهد! اما در اين سفرهاي استاني، سخنراني هاي رييس جمهور، نه تنها از التهاب ‏ايجاد شده در طي فعاليت هاي انتخاباتيش نکاست، بلکه با طرح مصوبات ريز و درشت براي هر منطقه بر ‏درخواست هاي پايان ناپذير مردم نيز افزود. نتيجه آنکه گل بود به چمن نيز آراسته شد.‏

جمع بندي سخنراني هاي رييس جمهور ما را به نتايج زير مي رساند. جملاتي که به عنوان مثال ارائه مي شود ‏گاها با مضموني مشابه و حتي گاهي با کلماتي يکسان، در تمام گفتار هاي ايشان قابل رويت است.‏

‏1 - آقاي احمدي نژاد در مجموع به عنوان يک مصلح اجتماعي ظاهر مي شود. به همه، وعده پيروزي قريب ‏الوقوع مظلومين و رهايي آنها را از دست ستم گران مي دهد. در ديدار با نمازگزاران شهر بانجول، پايتخت ‏گامبيا، مي گويد" امروز دوران زورگويي قدرت هاي بزرگ به پايان رسيده و دوران حاكميت اراده ملت ها ‏آغاز شده است و آينده از آن يكتاپرستان و عدالت طلبان است"(کيهان 11/4/85)‏

‏2 - تهييج غيرت ملي و ستايش قوم ايراني و ملت ايران نيز در گوشه گوشه کلمات ايشان در شهرهاي مختلف ‏ديده مي شود. وي در اجتماع مردم بندر درگز اعلام مي کند که "پرچم هاي ملت ايران نه تنها در خاورميانه ‏بلكه در كل جهان يك حركت نمونه بوده است و امروز در شرق و غرب عالم آثار اين حركت ملت ايران به ‏وضوح قابل مشاهده است و آن چيزي كه نسل هاي گذشته و آينده از ما انتظار دارند اين است كه ملت ايران ‏همواره به عنوان پرچمدار در اين عرصه باقي بماند" (کيهان 25/12/84)‏

‏3 - وي در سفرهاي استاني به طور مرتب مسائل معيشتي را گوشزد مي کند و ادعا مي کند که با راه حل هايي ‏که ارائه خواهد کرد زماني طول نخواهد کشيد که مردم هماي سعادت را درآغوش خواهند کشيد:‏

الف- بيکاري: "رئيس جمهوري اسلامي ايران، بودجه شش هزار و 400 ميليارد ريالي اختصاصي براي ‏اشتغالزايي در منطقه را ناكافي دانست و اظهار داشت: بايد در جلسه روز پنج شنبه هيئت دولت در تبريز اين ‏ميزان اعتبار در يك اقدام انقلابي افزايش يابد".(کيهان 21/4/85)‏

ب- گراني: "ارزيابي سياست هاي دولت نشان مي دهد كه دولت اقدامات زيادي را در اين خصوص انجام داده ‏و در باب كاهش و عدم افزايش قيمت خدمات دولتي موضع محكم و قاطعي داشته است، تبليغ گراني فضاي ‏گران سازي را هم ايجاد مي كند بنابراين، سهم اين اقدام بايد در گراني مشخص شود".(مصاحبه با الهام کيهان ‏‏13/4/85)‏

پ- تورم: "اين بودجه ضد تورم است و در جهت تحرك بسيار بالاي اقتصادي و ايجاد اشتغال تنظيم شده ‏است".(کيهان 15/12/84 ) "نرخ تورم در دو الي سه سال آينده به زير پنج درصد كاهش يابد".(مصاحبه با ‏رسانه ها کيهان 8/6/85)‏

ت- ازدواج: "دولت فقط در يك مورد 3200 ميليارد ريال اعتبار در اختيار اين صندوق قرار داد و برنامه ‏ريزي لازم براي اعطاي 600 هزار وام ازدواج از محل اين صندوق در سال جاري صورت گرفته است. ‏همچنين در جريان سفرهاي استاني دولت نيز براي گسترش فرهنگ قرض الحسنه و كاهش ربا تسهيلاتي به ‏ميزان 810 ميليارد ريال به عنوان قرض الحسنه براي انجام ازدواج، تامين وديعه مسكن و... اختصاص يافته ‏است". (گزارش دولت از اولين سال خدمت کيهان2/6/85)‏

ث- مسکن: در حالي که وزير مسکن دولت اعلام کرده بود که "طبق شواهد عيني بازار مسكن كشور در 4 ‏سال گذشته با ركود بي سابقه اي چه در نيمه اول و چه در نيمه دوم سال روبرو بوده است. به طوري كه كاهش ‏توليد مسكن در كشور به حدي پايين بوده است كه حتي ميزان رشد اقتصادي كشور را تحت الشعاع قرار ‏داد."(کيهان 11/7/85) رياست محترم جمهور در همه سفرهاي استاني به پرداخت تسهيلات جهت تهيه مسکن ‏وعده ميدهد و يا اين که مصوب مي کند واحدهاي استيجاري ويا استيجاري به شرط تملک با مشارکت در ‏شهرستان ها ساخته شود.(مصوبات سفر به استان کردستان کيهان 27/12/85)‏

بخش وسيعي از اين مشکلات قرار بود از مسير پرداخت تسهيلات با بهره پايين و گاها کمک هاي بلاعوض، ‏که اخيرا خاتمي نام آن را اقتصاد صدقه اي گذاشته است، مرتفع گردد.‏

‏4 - مبارزه با فساد: رکن رکين سياست دولت جديد در اين مورد به چالش کشيدن 16 سال گذشته است. احمدي ‏نژاد در جلسه مشترک استانداران با وزرا مي گويد "بارها گفته ام و دوباره مي گويم كه راه اين دولت و نگاه و ‏معيارهاي آن با دولت هاي قبل متفاوت است"(کيهان 19/12/84) اما کار به همين جا ختم نمي شود و در لواي ‏مبارزه با فساد مسئولين دولت هاي قبلي را به سختي به باد انتقاد مي گيرد "عدالت اين نيست كه به نام ‏خصوصي سازي و باند بازي اموال ملت را در اختيار گروهي خاص قرار دهيم "(جمع مردم البرز کيهان ‏‏20/3/85)‏

‏5 - دستآوردهاي هسته اي: بدون شک در کمتر سفر استاني هيئت دولت شاهد بوده ايم که از مسائل هسته اي و ‏نحوه رويارويي دولت با قدرت هاي بزرگ سخني به ميان نيآمده باشد." كاري نكنيد كه تاريخ بر بي لياقتي شما ‏مهر تأييد بزند و همه از شما متنفر شوند. شما بايد چشم خود را باز و باور كنيد كه دنيا عوض شده است. ملت ‏ها بيدار شده اند و شما نيز بايد بيدار شويد. بايد بدانيد كه اگر دست به دست هم نيز بدهيد قادر نخواهيد بود كه ‏سر سوزني حق ملت ايران را ضايع كنيد و ملت ايران براي پيشرفت و ترقي نيازي به شما ندارد و مسلماً ‏مشوق هايي كه ارائه مي دهيد ارزشمندتر از فناوري صلح آميز هسته اي نيست" (کيهان28/2/85 سخنراني ‏در جمع مردم شازند)‏

‏6 - فلسطين: در سخنراني 22 بهمن 84 اوهولوکاست را افسانه مي خواند "خبرگزاري فرانسه همچنين در ‏بازتاب سخنان محمود احمدي نژاد در تهران گزارش داد: رئيس جمهوري ايران امروز بار ديگر هولوكاست ‏يهوديان را «افسانه» خواند و گفت كه فلسطينيان و عراقي ها قرباني يك هولوكاست واقعي شده اند".(کيهان ‏‏23/11/84) و در گفتگو با سفراي ايران مي گويد" مسئله فلسطين و رژيم اشغالگر قدس نقطه اتصال و اتكاي ‏نظام سلطه جهاني است و اگر ما در موضع بحق خود ايستادگي و درست عمل كنيم همه مناسبات و معادلات ‏عوض خواهد شد".(کيهان23/12/84 )‏

‏7- تبديل شدن ايران به يک قدر ت جهاني: "جمهوري اسلامي ايران مي تواند در آينده نزديك به قدرت جهاني ‏تبديل شود و نفس برخورداري از انرژي هسته اي، سطح توانمندي ايران در منطقه و جهان را بسيار بالا مي ‏برد و اين امر است كه كشورهاي ابرقدرت را عصباني مي كند" (کيهان25/12/84 منتخبان استان گلستان)‏

حال امروز ببينيم از آن چه دولت نهم کاشته است چه برداشتي داشته است.‏
‏1 - در مورد مسائل معيشتي هنوز يک سالي از رياست جمهوريش نگذشته بود که کيهان نزديکترين رسانه به ‏دولت نهم، "داد مردم از گراني" را با حروفي درشت در صفحه اول در تاريخ 5/4/85 به نمايش گذاشت. هر ‏چند که فرداي آن روز با درج مطلبي با عنوان "مافياي گراني محبوبيت دولت را نشانه گرفته است" انگشت ‏اتهام را به سوي مخالفين دولت گرداند، اما نتوانست منکر اصل مسئله شود. دولتي که آمده بود تورم را تا سال ‏‏87 به زير 5 درصد برساند، امروز بر اساس گزارش رييس بانک مرکزيش با رقم 8/16 درصدي روبرو ‏است. مسئوليني که قول داده بودند با تسهيلات ارزان قيمت، مشکل مسکن را حل کنند، حالا با افزايش سرسام ‏آور بهاي آن مواجه شده اند. در شيشه کردن غول بيکاري قرار بود با سحر اعتبارات به بنگاه هاي زود بازده ‏صورت پذ يرد. اما امروز مجري اين شعبده از ناکارآمدي و بطلان آن خبر مي دهد و مي گويد تنها دست آورد ‏اين راهکار تبديل جوانان بيکار به جوانان بدهکار بيکار است. البته عده اي حسني ديگر! بر آن بر مي شمرند ‏و آن کمک به افزايش نقدينگي است! در سايه اين سياست ها نه تنها مشکل ازدواج جوانان حل نشد، بلکه طبق ‏آخرين برآوردها آمار طلاق از ازدواج در تهران پيشي گرفته است.‏

‏2 - عليرغم تاکيد بالاترين مسئول نظام به حفظ وحدت در ميان متوليان امور، نه فقط شاهد اختلاف در بين ‏حاميان رييس جمهور و شخص ايشان با مسئولين دولت هاي خاتمي و رفسنجاني هستيم، بلکه شاهد پياده شدن ‏تعدادي از وزرا از قطار دولت هستيم.‏

‏3 - در مبارزه با فساد دولت نهم توانسته وضعيت ما را در ارزيابي موسسه ترانمسپارنسي از نظر فساد اداري ‏نسبت به سال قبل در موقعيت بدتري قرار دهد.‏

‏4 - ادامه غني سازي براي کشور ما هزينه سنگيني به همراه داشته است. صدور دو قطع نامه و در راه بودن ‏سومين آنها نشان از شکست نحوه تعامل ما با جامعه جهاني دارد.هرچند رييس جمهور در پاسخ سوال خبرنگار ‏اينديپندنت مي گويد "بعيد مي دانم اينقدر بي عقل باشند كه اين كار را انجام بدهند" (کيهان 5/2/85) و اکنون ‏نيز از به توافق رسيدن 1+5 ابراز ترديد مي کند، ولي واقعييت هاي موجود نشان ميدهد ايشان شناخت درستي ‏از ميزان جنون! قدرتمندان جهان ندارند.‏

‏5 - درگيري هاي چندين ساله اعراب واسراييل و نحوه ورود ايران به اين مسئله که با پيروزي انقلاب آغاز شد ‏و با روي کار آمدن دولت نهم قوت گرفت، موجب تشد يد و تحکيم اجماع جهاني عليه ايران شد. به همان اندازه ‏که افسانه خواندن هولوکاست در ميان شنوندگان شهرستاني ميزبان دولت، محلي از اعراب ندارد، در بين لابي ‏هاي آن سوي آب ها که در فکر ايجاد و تشديد فشار بر عليه ما هستند، خريدار دارد. ‏
تاوان مستي هاي بي شمار / هوشيار در مجلس رندان نشستن است

اگر بپذيريم سياست خارجي يک کشور ادامه روش هاي حکومتي داخلي آن دولت است، ميتوانيم علل برخورد ‏دولت نهم با مسئله نشست درياي مازندران، دوستي با چاوز و اورتگا و مورالس و نحوه حضور در شوراي ‏همکاري کشورهاي عربي خليج (فارس) را توضيح دهيم. ‏

بعد از انتخابات سوم تير در گفتگوها، رييس جمهور، به جاي پرداختن به مشکلات عيني مردم، جهت حل ‏مشکلات جهاني از جمله فلسطين و هولو کاست ارائه طريق مي کنند. در عوض توجه به همه حقوق مردم، تنها ‏به حق برخورداري از انرژي هسته اي تاکيد ورزيدند و دنيا را به مقابله جويي تهديد کردند. ايشان در کنار ‏بخش عمده سخنراني هاي خود، که شامل مسائل هسته اي، فلسطين و ظلم کشورهاي قلدر و در نهايت ناسزا به ‏متوليان قبلي امور مي شد، قدري هم وعده و وعيد جهت حل مشکلات روزمره، به مردم مي دادند.‏

شايد آن روز ايشان توجه نداشت که کساني که باد مي کارند طوفان درو خواهند کرد. از همين رو آهسته ‏آهسته، کساني که به دنبال بهانه مي گشتند، با سخنان آتشين آقاي احمدي نژاد فرصت يافتند تا تحريم ها و ‏فشارهاي بين المللي را افزايش دهند. آش به حدي شور شد که بانک هاي کشوري که تازه با ما قرارداد دو ‏ميليارد دلاري امضا کرده است به تنگتر شدن اين تنگنا ياري رساندند. با تشديد اين فشارها اوضاع اقتصادي ‏داخلي، که به خاطر ريخت و پاش هاي دولت، افسار گسيخته شده بود، بد تر شد. مردمي که اميدوار شده بودند ‏کابوس گراني و بيکاري و کمبود مسکن از اين کشور رخت خواهد بست، با مشکلات بزرگتري روبرو گشتند. ‏اگر نبود اين رشد سرسام آور قيمت نفت، تصور وضعيت معاش مردم ممکن نبود. ولي همين مقدار به هم ‏ريختگي اوضاع اقتصادي، ناشي از تدبيرهاي نادرست دولت و تحرکات جهاني عليه سياست هاي ايران، فشار ‏لازم را به دولت مي آورد تا دريابد روش هايي که تا به امروز، چه در داخل و چه در خارج کشور، برگزيده ‏قابل تجديد نظر است. او دريافته است که عموم مردم نان شب خود و خانواه خود را فداي هيچ هولوکاستي، چه ‏واقعيت و يا افسانه، نمي کند. اگر او تا به حال نپذيرفته است که تنها امر وحدت بخش يک ملت منافع آن ملت ‏است، مردم به خوبي آن را مي دانند. ‏

در داخل کشور هم که ديگر جايي براي کسي باقي نمانده است. مذاکره کنندگان قبلي هسته اي به اتهام خيانت ‏گرفتار آمده اند. جمعي از کارگزاران قبلي نظام به چوب تکفير فساد رانده شدند. آيا در تاريخ ايران، دولتي را ‏سراغ داريد که تا اين اندازه دايره انتخابش را محدود کرده باشد؟

ديدارهاي رييس جمهور به ملاقات با سران کشورهاي نه چندان با اهميت در عرصه جهان محدود شد و چاوز ‏مهمان هر روز سفره اين ملت شد. حالا ما چگونه انتظار داريم بتوانيم در مقابل صحبت هاي گستاخانه ‏نظزبايف موضعي مناسب بگيريم؟ به چه دليلي فکر مي کنيد نبايد هواداران رييس جمهور از ديدن عکس ايشان ‏دست در دست ملک عبدالله و دعوت رسمي جهت سفر حج شادمان شوند؟

مخلص کلام، تحرکات تازه دولت نهم در روابط بين الملل را بايد ناشي از شکست سياست خارجي تهاجمي اين ‏دولت ارزيابي کرد. علت اين شکست را بايد در دو مسئله جستجو کرد. اول اين که سياست هاي داخلي، به ‏طور خاص در امور اقتصادي، موفق نبوده و نتوانسته خواسته هاي قبلي و توقعات جديد را پاسخ گويد. دوم ‏نادرست بودن اساس سياست تهاجمي در روابط بين المللي، که سالهاست جاي خود را به تنش زدايي داده است. ‏اين تلاش ها جهت باز گرداندن آب رفته به جوي است. هر چند که ممکن است قدري با تاخير صورت گرفته ‏باشد و با روشي باشد که مورد پسند ما نيست. اگر باور نداريد به نظر رياست قوه مجريه در مورد ارزيابي ‏جامعه اطلاعاتي در آخرين مصاحبه مطبوعاتيش توجه کنيد. ‏
‏ ‏
مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو / يادم از کشته خويش آمد و هنگام د رو


نمی شود و نمی تواند

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

po_nabavi_01.jpg

روانشناسی یک رئیس جمهور: رئیس جمهور دائما با سووال مواجه است. او با خودش فکر می ‏کند، من باید یک حرف هایی بزنم که فعلا از دست اینها راحت بشم و به مسافرتم برسم، وقتی رفتم ‏حج، امت اسلام همه شون منو نگاه می کنن و من می شم ستاره حج، در نتیجه وقتی برگردم، همه ‏می فهمن که من چقدر در دنیای اسلام طرفدار دارم و دیگه گیر به اقتصاد و تورم و این چیزهای ‏احمقانه نمی دن. آره، محمود! تو باید بگی چقدر مظلومی، باید بگی اشتباهاتی هم کردی، باید یک ‏چهره بدبخت و کتک خورده از خودت نشون بدی، وقتی از سفر برگشتی اون موقع همه چیز از ‏اول شروع می شه. ‏

رئیس جمهور علیه رئیس جمهور
اول: رئیس جمهور یک عالمه کار کرده که به او مربوط نبوده، در عوض یک عالمه کارهایی را ‏که به او مربوط بوده نکرده است.‏
دوم: یک رئیس جمهور همبشه می تواند افراد زیر دستش را به عنوان عامل مشکلات بیرون کند، ‏اما آنها نمی توانند این کار را بکنند.‏
سوم: اگر رئیس جمهور قبلی در کاری اشتباه کرد باید محاکمه شود، اما اگر رئیس جمهور فعلی ‏اشتباه کرد می تواند حلالیت بطلبد.‏
چهارم: رئیس جمهور فکر می کرد می شود و می توانیم، بعدا دید نمی شود و نمی تواند.‏
پنجم: رئیس جمهور فکر می کرد در عرض یک سال هشت مشکل مهم کشور را حل کند، اما ‏عجله کرد و به جای اینکه حل بکند، حل شد، در نتیجه 13 مشکل جدید ایجاد شد.‏
ششم: رئیس جمهور در هر کاری که مربوط به خودش است، مثل مسافرت رفتن، بازدید کردن، ‏سخنرانی کردن، جمع کردن قالی نفیس و پهن کردن آن، سریع کار می کند، اما برای انجام کاری ‏که هر رئیس جمهوری در یک سال انجام می دهد، احتیاج به 5 سال وقت دارد.‏
هفتم: دولت همه قدرت ها را در دست گرفته است و بلد نیست با آنها کاری بکند. ‏
هشتم: رئیس جمهور هنوز نمی داند که وزارتخانه ها و سازمانها و استانداریها زیر نظر دولت ‏است، به همین دلیل چنان از آنها انتقاد می کند انگار رئیس جمهور شخص دیگری است و او ‏نامزد ریاست جمهوری دوره بعد است.‏
نهم: با این مصاحبه معلوم شد گرانی و تورم وجود دارد و نه تنها علت تورم کشور ما تورم جهانی ‏نیست، بلکه رئیس جمهور ایران مسوول تورم و گرانی در سایر نقاط جهان هم هست.‏
دهم: دولت برای نابود کردن کشور به شش ماه وقت و برای درست کردن خرابی های آن شش ماه ‏به ده سال وقت نیاز دارد.

مجلس رفت توی کار دولت
دیر شد، رفت. این مجلس حداقل یک سال وقت داشت طرح عدم کفایت سیاسی دولت را تصویب ‏کند، الآن هم می تواند ولی فکر می کنم این قدر نمایندگان گرفتار بازی بازی انتخابات بعدی هستند ‏که این کار را نمی کنند. در حالی که اگر این کار را بکنند، به نفع خودشان هم هست. فعلا که ‏احمدی نژاد قورباغه را انداخت وسط صحن مجلس و کت دامنش را درآورده و احرام بسته و رفته ‏است « ددر الهی» یکی از نمایندگان مجلس در پاسخ به اتهامات الف نون به مجلس گفت: « کار ‏مجلس که مداحی دولت نیست.» افروغ هم گفت: « مجلسی که شل آمد باید سفت بخورد.» علی ‏عسگری نماینده مشهد هم پشت بندش ریز آمد که: « مجلس آماده احضار احمدی نژاد به جلسه غیر ‏علنی است.» جلالی زاده هم یه هوا زد به دولت و گفت: « دولت می خواهد اذهان عمومی را از ‏توجه به مسائل داخلی دور کند.» حسن کامران، آشپزباشی اصفهان در مجلس نیز بدون اینکه زیاد ‏به روی خودش بیاورد که چطور شد که این طور شد، گفت: « صرفه جویی بنزین به نارضایتی ‏مردم نمی ارزد.»‏

اوباش هدفمند می شوند
سردار احمدی مقدم، کودکی که به عنوان بچه سرراهی دولت، « امنیت اخلاقی» سابق، دو روز ‏قبل توسط سخنگوی دولت به کنار کاخ دادگستری رها شده است، اعلام کرد که « دستگیری ‏اوباش در کشور هدفمند شده است.» آگاهان اهداف و شیوه های هدفمند و هوشمند شدن طرح ‏دستگیری اوباش را به شرح زیر اعلام کردند:‏
اول: از این پس اوباش و اراذل و الواط و قلدرها فقط حق کار دولتی دارند.‏
دوم: از این پس اراذل و اوباش غیر دولتی به صورت هدفمند توسط اراذل و اوباش دولتی ‏شناسایی شده و توسط چماق های هوشمند کتک می خورند.‏
در همین راستا بطور هدفمند و بسیار هوشمندانه، دیروز ناگهان 25 کافی نت تعطیل و 23 نفر ‏بازداشت شدند. نیروی انتظامی اعلام کرد که از این پس کافی نت نیز شرعا دارای تبرج بوده و ‏به دلیل احتمال استعمال قلیان به عنوان اهداف فرضی دشمن شناخته می شود. ‏

مثبت یا منفی؟ نادرست یا درست؟
یک روز بعد از اینکه احمدی نژاد بیانیه پایانی اجلاس شورای همکاری را مثبت خواند، العطیه ‏سخنگوی اجلاس شورای همکاری خلیج فارس اعلام کرد « تا زمانی که ایران دست از ‏اشغالگری برندارد، پیشنهادات احمدی نژاد بررسی نمی شود.» سخنگوی وزارت خارجه هم ‏اظهارات العطیه را درباره جزایر سه گانه نادرست و غیرسازنده خواند. آگاهان توضیح دادند که ‏منظور وزارت خارجه از نادرست، همان منظور رئیس جمهور از مثبت است. احمدی نژاد دیروز ‏گفته بود « اصلا گیرم کسی در آنجا بگوید خلیج عربی، خب دعوای ما الآن اینست؟» آگاهان ‏توضیح دادند که دعوای رئیس جمهور فعلا این است که ایران حق غنی سازی دارد، اما دعوای ‏کشورهای شورای همکاری این است که ایران این سه تا جزیره را بدهد، بعد هر چقدر خواست ‏غنی سازی هم حق ندارد بکند، چون روسیه و آمریکا سوخت بوشهر را تامین می کنند. از طرف ‏دیگر در مقابل سیاست اخیر احمدی نژاد( سیاستی که سه شنبه قبل مورد نظر قرار گرفته و ‏پنجشنبه فراموش شد) این است که « ایران بزرگترین شریک سیاسی کشورهای عربی می شود. ‏بنگاه خبرپراکنی الجزیره نیز در یک نظرسنجی در میان مردم عرب این سووال را به نظر سنجی ‏گذاشت که آیا اعراب دوست دارند به ایران نزدیک شوند؟ تا دو سه ساعت قبل از 60 هزار ‏پاسخگو 75 درصد مخالف و 25 درصد موافق بودند. ‏
توضیح اساسی: عرب ها دوست ندارند به ایرانی ها نزدیک شوند، ایرانی ها هم دوست ندارند به ‏عرب ها نزدیک شوند، محافظه کاران ایرانی ادعا می کنند بحرین متعلق به ایران است، محافظه ‏کاران دنیای عرب هم ادعا می کنند جزایر سه گانه متعلق به امارات است. دولت ایران ادعا می ‏کند رهبری جهان اسلام را در دست دارد، اعراب هم همین ادعا را دارند. اگر کسی این معادله را ‏حل کرد به خودش یک جایزه بدهد.‏


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بر اثر شدت شکنجه صورت گرفت
خودکشی یک دانشجو در زندان اوین

• خبرهای رسیده از زندان اوین حاکی است یکی از دانشجویان بازداشت شده در بند ۲۳۵ زندان اوین، بر اثر شدت شکنجه با زدن رگ دست خود اقدام به خودکشی کرده و وضعیت وی وخیم است. نام دانشجوی مذکور اعلام نشده است، اما پیش از این گفته شده بود سعید حبیبی، مهدی گرایلو و بهرور کریمی زاده از جمله دانشجویانی هستند که در این بند نگهداری می شوند. دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب روز سه شنبه با انتشار اطلاعیه ای خبر خودکشی یک دانشجو در زندان اوین را تایید کردند ...


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ۲٨ آذر ۱٣٨۶ -  ۱۹ دسامبر ۲۰۰۷


خبرهای رسیده از زندان اوین حاکی است یکی از دانشجویان بازداشت شده در زندان اوین، با زدن رگ دست خود اقدام به خودکشی کرده است.
بنابر گزارشی که روز سه شنبه در اختیار سایت های اینترنتی قرار گرفت به نقل از یک زندان سیاسی گفته شده است یک دانشجوی بازداشتی دست به خودکشی زده است.
در این خبر، به نقل از عمادالدین باقی که خود زندانی است گفته شده است یکی از دانشجویانی که در چند هفته اخیر دربند ۳۲۵ زندان اوین که زیر نظر اطلاعات سپاه اداره می شود تحت شکنجه های شدید قرار گرفته بود، ناچارا رگ دست خود را زده و برای مداوا به بهداری زندان اوین منتقل شده که خوشبختانه از مرگ نجات یافته است اما حال او وخیم گزارش می شود.
بر اساس گزارش هایی که پیش از این منتشر شده است، گفته می شود سعید حبیبی، مهدی گرایلو و بهروز کریمی زاده، دانشجویانی هستند که هنوز در اختیار اطلاعات سپاه پاسداران قرار دارند. در گزارش اولیه گفته شده بود که کسی که دست به خودکشی زده است، سعید حبیبی است.

بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب روز سه شنبه با انتشار اطلاعیه ای خبر خودکشی یک دانشجو در زندان اوین را تایید کردند.
در این اطلاعیه آمده است: متاسفانه باید اعلام کنیم که خبر خود کشی یکی از رفقایمان در زندان اوین تائید می شود. ولی مسئله این است در اصل خبری که توسط اقای باقی به بیرون از زندان منتقل شده است هیچ مدرکی دال بر اینکه رفیق گرانقدرمان سعید حبیبی رگ خود را زده است وجود نداشته. تنها شاهدی که اذهان را به سمت سعید عزیز هدایت کرد این مسئله بوده که کسی که خودکشی کرده بین ٣۰ تا ٣۵ سال سن داشته که این نکته به هیچ عنوان در خبری که توسط آقای باقی ارسال شده وجود نداشته است.
دانشجویان ازادیخواه وبرابری طلب افزوده اند: با اعلام نفرت شدید خود از رفتارهائی که یک انسان را وادار می کند تا از عزیز ترین دارائی خود یعنی جانش صرف نظر کند عمیقا خوشحالیم که این رفیقمان که هنوز نمی دانیم کدام یک است جان سالم از این ماجرا به در برده است.
و به دژخیمان می گوئیم که هرگز رفتارهای غیر انسانی تان از خاطر مردم زدوده نخواهد شد و خشم توده ها روزی گریبانتان را چاک خواهد داد.
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب از تمامی رسانه ها خواسته اند تا برای رفع هرگونه شبهه و جلوگیری از پخش شایعات این اطلاعیه را منعکس کنند.


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

دفاع از حقيقت رمز پايداري

بيست و هشت سال مقاومت - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

amirentezam.jpg

عباس اميرانتظام

بيست و هشت سال گذشت. راستي 28 سال يعني يك عمر. در تقويم زنداني هر لحظه به طول يك عمر است. اين ‏روزگار بسيار طولاني زندان، براي من سفري است به عمق و گستره‌ي مفاهيمي كه در شرايط عادي به ارزش واقعي ‏آن ها به درستي پي نمي بريم مفاهيمي چون حقيقت، عدالت، شرافت، آزادي و ايستادگي، در روزمرگي زندگي به ‏درستي درك نمي شوند، آنگاه كه انسان در شرايط سخت انتخاب قرار مي گيرد عظمت و اعتبار اين مفاهيم خود را ‏آشكار مي كند تا آنجا كه انسان براي حفظ اين ارزش ها از تمامي وجود مادي خود مي گذردتا به عالم معني راه ‏يابد.‏

بسياري از هم بندان من براي پاسداري از حريم شرافت انساني و گذار به عالم معني جان خود را فدا نمودند. انسان ‏برخوردار از شرافت در مقابله ي وسوسه هاي حيات مادي تهي از معني به لرزه نمي افتد و جاذبه هاي كاذب ‏زندگي او را نمي فريبد. ‏

من در اقامت طولاني خود در زندان بارها و بارها با انسان هايي مواجه شدم كه سرافرازانه مرگ شرافتمندانه را به ‏بودن به هر جهت ترجيح داده و هنر چگونه زيستن را به من آموختند. من در مكتب شجاعت ياران خود آموختم ‏كه درد و رنج ناشي از دوري از ياران و فرزندان و عزيزان، ايستادگي در مقابل رفتارهاي توهين آميز و شكنجه ‏زندان بانان بخشي از هزينه هايي است كه براي حفظ ارزش هاي انساني بايد آن را پرداخت. تمامي گناه من دفاع ‏از اين حقيقت بوده و هست كه ايراني بالغ است و حق تعيين سرنوشت دارد و مجلس خبرگان و نظام سياسي بر ‏آمده از آن راه را براي اعمال اين حق هموار نمي‌كند. من گفته بودم و مي‌گويم كه نظام سياسي مردم سالار ‏مي‌بايستي بر پايه هاي مجلس مؤسسان منتخب مردم استوار شود.‏
از جانب كساني كه اعتقادي به شايستگي و اهليت مردم به انتخاب نظام سياسي و حقوقي خود ندارند، من به عنوان ‏خائن به آرمان هاي ملي محكوم شدم. اگر تشخيص من در خصوص ماهيت عملكرد مجلس خبرگان درست ‏نمي‌بود بهايي چنين سنگين براي اظهار حقيقت متحمل نمي‌شدم چرا كه اظهار يك مطلب بي پايه و اساس ‏نمي‌توانست موجبات نگراني زمامداران را فراهم كند. بيان حقيقت از جانب گاليله تحمل نشد، چرا كه خواب آرام ‏لشگر جهل را بر هم مي زد و امنيت و تداوم حيات آن ها در انكار حقيقت تأمين مي شد. اما انكار حقيقت نابودي ‏حقيقت نيست و حقيقت داراي جوهر و اكسيري است كه مستقل از وجود مادي ما و حتي مستقل از وجود اظهار ‏كننده‌ي آن مي‌تواند به حيات خود ادامه دهد. نه تسليم گاليله و نه پرواز شجاعانه سقراط خللي در تابش نور ‏حقيقت بر جهان هستي وارد نكرد با اعدام گسترده ي مبارزان در سياهچال ها در دهه شصت حقيقت اعدام نشد ‏بلكه بر لشگر مبارزان راه آزادي و حقيقت افزوده شد. با فداكاري آن عزيزان امكان درك و فهم حقيقت برهمگان ‏آشكار شد. نگاهي حتي گذرا به چهره سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي جامعه ايران عمق فاجعه و سنگيني ‏هزينه انكار حقيقت را نشان مي‌دهد، گراني افسار گسيخته امان مردم را بريده است. پول نفت فقط به جيب صاحبان ‏شكم هاي فربه و سير و خفاشان معتاد به خون مردم گرسنه سرازير مي‌گردد. سيماي امروز ميهن مان را درد و رنج ‏كودكان خياباني و كارتن خوابها، و زنان مستأصلي كه زير بار هزينه زندگي به تن فروشي ايستاده اند، بيكاراني كه ‏در جستجوي لقمه‌اي نان به هر سو صف كشيده اند. و خردسالاني كه با كيسه هاي سنگين پس مانده مردم زباله ‏دان ها را زير و رو مي كنند، جواناني كه در چنگال بيماري اعتياد پرپر مي شوند، و... به تصوير مي كشد. چهره ‏چركين شهر چنان افسرده و بي رمق است كه هيچ انسان مسئول و شرافتمندي ياراي نگاه به آن را ندارد. فقط و ‏فقط مسئولين محترم! هستند كه در كمال خونسردي و آرامش در گوش شهر لالايي مي خوانند كه همه چيز آرام و ‏طبيعي است. با اوج گيري قيمت مسكن و مايحتاج عمومي ديري نخواهد گذشت كه شاهد گسترش پديده ي زاغه ‏نشيني، كارتن خوابي، فراگير شدن بيماري اعتياد، افزايش ميزان بيكاري و جرايم سازمان يافته و... خواهيم بود.‏

آنجا كه حقيقت انكار شود، نابودي تدريجي مردم در جهنم فقر و بي عدالتي، مهرپروري معرفي مي‌گردد!‏

كدام كارمند، كارگر، پزشك، مهندس و استاد دانشگاه مي‌تواند با كار و تلاش شرافتمندانه خود در طي سي سال ‏زحمت صاحب يك آپارتمان كوچك در تهران شود؟ مسكن لابد كالاي لوكس است و نشانه فرهنگ غربي؟ ‏وضيعت اقتصادي و به تبع آن وضعيت اجتماعي و فرهنگي آنچنان به هم ريخته و نگران كننده است كه مردم آن ‏را با پوست و گوشت و استخوان خود درك مي‌كنند و آمار و ارقام واقعي گراني و تورم را در كاهش لحظه به لحظه ‏قدرت خريد و سفره هاي خالي خود پيدا مي كنند. ‏

اين در شرايطي است كه عاملين و مسببين وضعيت موجود و نمايندگان چپاولگران اقتصادي در قدرت سياسي با ‏انكار حقيقت اعلام مي‌كنند كه همه چيز طبيعي و عادي است.‏

ارزش واقعی کار

بيان اين درد و دل مختصر را از آن جهت ضروري ‌دانستم كه معلمان و دانشجويان، زنان، كارگران، روزنامه نگاران ‏و جواناني كه در صف‌هاي فشرده مبارزات مدني مي‌كوشند به ارزش واقعي كار خود بيشتر بينديشند. تجربه 28 ‏ساله زندگي نوين به من آموخت كه آگاهي انسان از اهميت و ارزش كار خود توان او را در مبارزه با ناملايمات و ‏فشارهاي زندان افزايش مي‌دهد تا آنجا كه هيچ نيروي اهريمني نمي‌تواند مقاومت او را در هم شكند. چنانچه من در ‏مقابل فشارهاي رواني و جسماني قرون وسطايي از پا نيفتادم. اگر نشكستم به اين دليل نبود كه من اميرانتظام از ‏قدرت استثنايي برخوردار بوده و يا براي اين مقاومت، دوره هاي خاصي را طي كرده و آمادگي لازم را كسب كرده ‏بودم.
‏"نه به هيچ وجه"، اگر من نشكستم فقط و فقط به خاطر آن بود كه حقيقتي كه من از آن دفاع كرده و از چشمه ‏زلالش سيراب مي‌شدم غير قابل شكستن بود. و آن حقيقت شايستگي ملت ايران براي حق تعيين سرنوشت بوده و ‏هست. عشق ورزي به حقيقت، انسان را چون خود حقيقت شكست ناپذير مي‌نمايد. من بسيار سعادتمندم كه امروز ‏شاهد عظمت و شكوه صف مبارزان و مدافعان حق تعيين سرنوشت به شيوه مسالمت آميز و مدني مي‌باشم. اين ‏صف نه تنها هرگز نخواهد شكست بلكه آنچنان پرتوان و استوار خواهد ايستاد كه آرايش نيروهاي سياسي را به نفع ‏حق تعيين سرنوشت دموكراتيك بر هم زده و صلح و توسعه پايداري را براي ايران و كشورهاي منطقه بنيان خواهد ‏گذاشت.‏
اظهار خوش بيني نسبت به آينده تلاش هاي كوشندگان راه آزادي و عدالت از باب تسكين دردهاي كهنه خود و يا ‏دامن زدن به توهم و تخيلات نمي باشد. دليل خوش بيني و اميدواري من كارنامه درخشان مردم در فهم و درك ‏حقيقت زندگي در جريان يك مبارزه طولاني اجتماعي است.‏

در جريان اين مبارزه نوعي از اجماع ملي در خصوص ارزش‌هاي دموكراتيك و حقوق بشري، استمرار و فراگير شدن ‏فعاليت هاي مدني صنفي و اجتماعي شكل گرفته و آمادگي جامعه در كليت آن به پذيرش هزينه تغيير شرايط، ‏افزايش يافته است.‏

در هيچ دوره اي از تاريخ مبارزات ملت ايران، جنبش مدني و مسالمت آميز ملت ايران، اين اندازه پر توان، ‏هوشمند، منسجم، فراگير و هدف دار نبود. كارزار يك ميليون امضاء، تجمعات اعتراض آميز معلمان، پيگيري ‏مصرانه مطالبات كارگري توسط سنديكاها و نهادهاي كارگري، افشاگري ها و روشنگري هاي روزنامه نگاران و ‏اصحاب قلم، مبارزات دليرانه دانشجويان، تحرك مدافعين حقوق بشر، كه ويژگي مشتركشان پرهيز از افراط گري و ‏حركت با منطق اعتدال مي باشد، نشانه هاي اميد بخش بلوغ و استواري جنبش مدني مي‌باشد. از سال 1332 تا به ‏امروز دانشجويان كشور براي برگزاري مراسم 16 آذر (روز دانشجو) تا به اين حد تحت فشار نبودند. با اين وجود ‏دانشجويان كشور با اتكا به توان جنبش مدني و عزم و اراده خود از سد تهديدها و فشارها عبور كرده و يك رويداد ‏تاريخي ديگري را در كارنامه درخشان جنبش مدني به ثبت رساندند.‏
دستگيري گسترده دانشجويان از دختر و پسر نشان از توانمندي و فراگير شدن فعاليت هاي مدني دانشجويان دارد. ‏همين داوري در مورد جنبش زنان، معلمان و كارگران نيز صادق مي‌باشد. بنابراين دليل عمده‌ي خوش بيني من ‏نسبت به آينده كشورم بر توانمندي جنبش مدني استوار مي‌باشد. نگاهي عميق به تحولات و شرايط جهاني خوش ‏بيني مرا دو چندان مي‌كند. ‏

حداقل دلسوزی ‏

اگر حاكمان ايران از حداقل دلسوزي و اعتقاد به منافع ملي برخوردار بودند و دغدغه تأمين امنيت، رفاه، آزادي و ‏سربلندي براي ملت ايران را مي‌داشتند. با استفاده از درآمد سرشار نفت، شرايط بين المللي مساعد، نيروي كار ‏بالنده و پر توان به راحتي مي‌توانستند در اين 28 سال ايران را به قدرت اول اقتصادي منطقه تبديل كنند و لكه ‏ننگ صدور زنان ايران براي خود فروشي در كشورهاي كوچك و تازه به دوران رسيده خليج فارس را از دامن شرف ‏ايراني بزدايند. اما دريغ و افسوس كه حاكمان ايران سرمايه هاي مادي و انساني، سرزمين كهن و پر افتخار ايران را ‏وسيله ايي براي عقده گشايي و ترك تازي در ميدان توهم و تخيلات ارتجايي و واپس مانده خود قرار داده و با ‏چمدان خالي از هنر و انديشه و با سرمايه ملت به سفرهاي بي خاصيت خود ادامه داده و به جشن و پايكوبي در ‏همايشهاي تشريفاتي داخلي مشغول هستند و با ماجراجويي هسته ايي كشور را به سوي فاجعه و جنگ سوق مي ‏دهند.‏
دستيابي به فناوري هسته ايي در عالي‌ترين سطح آن براي تأمين انرژي و بهره برداري صلح آميز حق ملت ايران ‏بوده و در توان و قابليت هاي علمي و فني ملت هوشمند ايران مي‌گنجد، اما عدم آشنايي مسئولين كشور با ادبيات و ‏زبان قابل فهم جامعه جهاني، پيروي از سياست ها و شعارهاي تندروانه و غير عقلايي، دور كردن مردم از مشاركت ‏در تصميم سازي ها، رفتارهاي دون كيشوت‌وار و ناتواني در اعتمادسازي، فعاليت‌هاي هسته ايي را به تهديدي عليه ‏ملت ايران تبديل كرده است. و فرصت هاي زيادي را قرباني اتخاذ روش ها و راه كارهاي غير عقلايي مسئولين ‏نموده است. در چنين شرايطي وظيفه ما افزودن بر تلاش هاي مسالمت آميز و صلح طلبانه خود و گسترش ارتباط ‏انساني خود با مردم صلح دوست و علاقمند به ارتقاء حقوق بشر و دموكراسي در سراسر جهان مي‌باشد. تنها شانس ‏ما براي جلوگيري از جنگ و خشونت در منطقه، متقاعد كردن افكار عمومي در جهان مي‌باشد. بدين منظور مي ‏بايستي به عزم راسخ، پشتكار، قابليت و توانمندي هاي مان در پيگيري مطالبات ملي و دستيابي به دموكراسي از ‏طريق مبارزات مدني مسالمت آميز در قالب يك جنبش مدني– ملي منسجم بيافزاييم. در اين راستا مي بايستي از ‏تمامي ابتكارات و فعاليت ها و پيشنهاد‌هاي سازنده استقبال و حمايت كرد و هيچ فرصتي را از دست نداد از جمله ‏

• فراخوان شوراي ملي صلح مي بايستي مورد حمايت قرار گيرد.‏
• حمايت از جنبش زنان و كارزار جمع آوري امضا براي تغيير قوانين مي بايستي به يك حركت ملي تبديل ‏شود.‏
• همراهي با مطالبات صنفي و مدني دانشجويان، كارگران و معلمان بايستي به طور جدي پيگيري شود.‏

شرايط اقتصادي و اجتماعي متأسفانه از حد بحران گذشته و به مرحله فاجعه گام گذاشته است.‏

اوضاع به حدي نا به سامان است كه حتي مقامات دولتي به رغم بهره مندي از دستگاه هاي عظيم تبليغاتي و عوام ‏فريبي قادر به سرپوش گذاشتن به اين نابساماني ها نيستند و ناچاراً به سياست فرافكني و توطئه انگاري روي آورده ‏و ريشه مشكلات را در رفتار و عملكرد دولت هاي پيشين مي‎بينند، گويي كه اين دولت فرزند خلف دولت هاي ‏قبلي نمي‌باشد و اين در شرايطي است كه اين دولت خود را حافظ ارزش هاي انقلاب اسلامي معرفي مي‌كند. ‏دستيابي اين دولت به اريكه قدرت در چهارچوب همان ساختار و نوع انتخاباتي است كه دولت هاي قبلي را سركار ‏آورده است. در شناسنامه اين دولت مشخصات دولت هاي قبلي به عنوان والدين ذكر شده است پس اين نمايش ‏مضحك كه دولت هاي قبلي از جنس "شر" بوده اند و فقط دولت فعلي از جنس "خير" مي‌باشد فقط و فقط براي ‏فريب و گمراهي مردم مي باشد.‏
دولتي كه با والدين سياسي خود كه او را در دامان خود پرورانده است چنين رفتار مي‌كند معلوم است كه نسبت به ‏مردم و مطالبات آنان چگونه مي انديشد و عمل مي كند.‏

نگاهي به وضيعت اقتصادي و زندگي اسف بار مردم زحمتكش و شريف ايران ، ماهيت و سمت و سوي انديشه و ‏عمل دولتمردان را نشان مي‌دهد.در چرخه معيوب فرافكني و مسئوليت گريزي‌، دولت ها دست به دست مي‌شوند و ‏مردم همچنان فقير و فقيرتر مي مانند.‏

دوگزینه ‏

هموطن دردمند، در چنين شرايطي با دو گزينه مواجه مي باشيم:‏
‏1-‏ سكوت و بي اعتنايي كه نتيجه اي جز نابودي كشور به دنبال نخواهد داشت.‏
‏2-‏ پيوستن به صف فعالين جنبش مدني و مسالمت آميز ايران و مشاركت فعال در تحقق حق تعيين سرنوشت ‏و رسيدن به زندگي شايسته و در خور يك ايراني با پرداخت هزينه مناسب آن.‏
مطمئن باشيد كه هزينه گزينه دوم به مراتب كمتر از نابودي تدريجي و فرسايشي و ذره ذره و لحظه لحظه در ‏جهنم فقر و فساد، اعتياد و نا اميدي است. پرداخت هزينه در گزينه اول هيچ دستاوردي ندارد در حالي كه در ‏گزينه دوم همه هزينه هاي سرمايه ايي براي ساختن ايراني آباد و آزاد مي‌باشد.‏

هموطن:‏
تاريخ در اين انتخاب تو به داوري خواهد نشست. براي نجات كشور و ايجاد شرايط مساعد براي زندگي نسل فعلي ‏و نسل هاي آينده شما را به انتخاب درست دعوت مي كنم.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

روزگاريست همه عرض بدن ميخواهند / همه از دوست فقط چشم و دهن ميخواهند / ديو هستند ولي مثل پري مي‌پوشند / گرگ‌هايي كه لباس پدري مي‌پوشند / آنچه ديدند به مقياس نظر مي‌سنجند / عشق‌ را همه با دور كمر مي‌سنجند / خب طبيعي ست كه يك روزه به پايان برسد / عشق‌هايي كه سر پيچ خيابان برسد ----

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

infos@peiknet.com

 
 
  130 توپولف روسی
از جمهوری تاتارستان خريده می شود
 
 
 
 

 

خبرگزاری نووستی گزارش داد: ايران آمادگی خود را برای خريد 130 فروند هواپيمای مسافربری «توپولف- 214» و «توپولف- 344» از شرکت هواپيماسازی «گاربونف» روسيه را اعلام کرده است.

هواپيماسازی «گاربونف» در جمهوری تاتارستان روسيه مترکز است و وزير خارجه جمهوری اسلامی در جريان سفر به اين جمهوری سابق اتحاد شوروی ضمن بازديد از کارخانه مزبور در شهر «قازان»، آمادگی ايران را برای خريداری اين تعداد هواپيمای مسافربری طی 10 سال آينده اعلام داشت.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سفر حج 300 ميليون توماني

هزينه اي جديد رييس جمهور براي بيت المال - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

ahmadinejadhaj.jpg

ناصر ايراني

برآورد منابع آگاه در نهاد رياست جمهوري حاكي است كه استقرار 5 روزه هواپيماي اختصاصي رييس ‏جمهور و هيات همراه در سفرحج تمتع وي به رياض حدود 250 تا 300 ميليون تومان هزينه به بيت المال ‏تحميل مي كند.‏

به گزارش خبرنگار روز، منابع مطلع اعلام كرده اند از آن جا كه سفر رييس جمهور به عربستان سفر ‏شخصي بوده است، با اين همه هزينه هاي اين سفر قرار است كه با هزينه هاي هيات همراه 30 نفره به بودجه ‏دولت تحمل شود.‏

به گفته همين منابع رييس جمهور در گفت و گوي خداحافظي خود درفرودگاه به منظور سرپوش گذاشتن بر ‏اين مسئله مطرح كرده كه دراين سفر ديداري نيز با سران عربستان خواهد داشت، ادعايي که صحت آن، در ‏معرض ترديد جدي قرار دارد. رييس جمهور هفته گذشته در قطر با ملك عبدالله ديدار ومذاكره داشته است و ‏نتيجه آن ديدار بيانيه سران شوراي همكاري خليج فارس در باره جزاير سه گانه بوده است.‏

بر اساس قوانين اگر سفر رييس جمهور به منظور حج تمتع صورت گرفته باشد وي بايد با هزينه شخصي و ‏مانند ديگران با هواپيماي غير دولتي به اين سفراقدام مي كرد.‏

ملک عبدالله، پادشاه عربستان سعودي در نشست شوراي همکاري خليج‌فارس در قطر به صورت شفاهي از ‏دکتر احمدي نژاد براي شرکت در مناسک حج ابراهيمي امسال دعوت كرد و وي نيز براي شرکت در ‏مراسم حج تمتع روز دوشنبه عازم شهر مکه شد. ‏

به گزارش ايرنا، ‬از جمله چهره‌هاي همراه رييس جمهور در اين سفر، "منوچهرمتكي" وزير امور خارجه، ‏‏"سيد مجتبي ثمره هاشمي" مشاور ارشد رييس جمهوري و "داود احمدي نژاد" رييس بازرسي نهاد رياست ‏جمهوري و محمد حسن ابوترابي، نايب رييس مجلس شوراي اسلامي هستند. اسفنديار رحيم مشايي، معاون ‏رييس جمهوري و رييس سازمان ميراث فرهنگي، گردشگري و صنايع دستي نيز جلوتر به عربستان رفته ‏بود. سه خبرنگار و يك تصوير بردار از واحد مركزي خبر، يك خبرنگار از خبرگزاري مهر و مدير مسوول ‏روزنامه ايران نيز در اين سفر رييس جمهور را همراهي مي كنند.‏

شيوه نامتعارف سفر رييس جمهور باعث شده تا برخي از منابع مطلع در نهاد رياست جمهوري به روايت ‏آخرين سفر محمد رضا عارف معاون اول رييس جمهوري خاتمي در زمان فوت فهد پادشاه عربستان ‏بپردازند. بر اساس روايت آنان با پايان دور دوم رياست جمهوري و درميان فاصله زماني تنفيذ حكم رياست ‏جمهوري احمدي نژاد و آغاز رياست جمهوري دوره وي، فهد فوت كرد و دراين فاصله زماني از آن جا كه ‏دولت جديد هنوز مستقر نشده بود يك هيات عالي رتبه جمهوري اسلامي ايران به سرپرستي محمدرضا عارف ‏معاون اول رييس جمهور عازم عربستان شد. اين منابع مي افزايند معاون اول رييس جمهور در هنگام ‏بازگشت از مكه، از مسئولان جديد (همكاران احمدي نژاد) نقاضاي تشرف به مكه را كرد كه باوجود تاخير ‏چند ساعته هواپيما در فرودگاه، با آن تقاضا به دليل "تحميل هزينه به بيت المال" مخالفت شد.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سکوت مجلس شکست

زمینه احضار رييس جمهور به مجلس مهیاست - چهارشنبه 28 آذر 1386 [2007.12.19]

‏‏majlis615.jpg

حميد احدي

به دنبال انتقادات يک پارچه و گسترده گروه هاي سياسي مختلف، نامه جبهه مشارکت و مقالات متخصصان ‏که گزارش اقتصادي محمود احمدي نژاد را که قبل از سفر حج وي از تلويزيون پخش شد نشان فرافکني ‏رييس جمهور و آشکار شدن شکست برنامه ها و تلاش براي انداختن آن به گردن ديگران خوانده اند، ‏فراکسيون حزب الله مجلس اعلام داشت فضا آماده احضار رييس جمهور به مجلس براي پاسخ گوئي به سئوال ‏هاي نمايندگان است.‏

همزمان جلسه ديروز مجلس به دنبال حمايت محمدرضا باهنر از مواضع رييس‌جمهوري براي نزديک به نيم ‏ساعت متشنج بود و نمايندگان با تذکرات خود اعلام کردند که باهنر از کرسي رياست جلسه استفاده کرده تا ‏فضاي جامعه را که به شدت عليه تورم و گراني است، تلطيف کند.‏

نايب رييس اول مجلس كه در غياب غلامعلي حداد عادل، رياست جلسهء علني را برعهده داشت در نطق پيش از ‏دستور خود به حمايت از مواضع اعلام شدهء محمود احمدي‌نژاد دربارهء تورم و گراني پرداخت و گفت: ‏‏«مجلس آماده است هرگونه لايحهء ضدتورمي را كه از سوي دولت تنظيم شده تصويب كند.»سخنان نايب رييس ‏اول مجلس موجب شد تا نمايندگان نزديك به 30 دقيقه در قالب تذكرات آيين‌نامه‌اي از اين سخنان باهنر انتقاد ‏كنند‎.‎
نمايندگان منتقد، معتقد بودند، باهنر قصد دارد با استفاده از تريبون مجلس جو ناخرسندي جامعه از گراني و تورم ‏موجود را تلطيف كند‎.‎

اگرچه، پيش از اين نيز نمايندگان نسبت به لابي‌ها و حمايت‌هاي پشت پردهء باهنر و برخي از اصول‌گرايان ‏حامي دولت با نفوذ در مجلس در مصاحبه‌ها و حتي نطق‌ها و تذكرات آيين‌نامه‌اي خود در جلسات علني، انتقاد ‏مي‌كردند اما حمايت صريح باهنر از دولت آن هم از طريق تريبون رسمي مجلس، نارضايتي نمايندگان را دو ‏چندان كرد تا جايي كه سرانجام پس از چندين هفته، سكوت نسبي حاكم بر فضاي مجلس را شكست

شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي که شب گذشته به رياست عبدالله رمضان زاده قائم مقام دبيركل ‏تشكيل جلسه داده بود اعلام داشت دفتر‎ ‎سياسي توضيحات آقاي احمدي‌نژاد را در‎ ‎گفت‌وگوي تلويزيوني در ‏مورد دلايل افزايش تورم و وضعيت اقتصادي كشور مورد‏‎ ‎بررسي قرار داده و آن را بيش از‎ ‎هر چيز ‏فرافكني و دخيل دانستن عوامل موهوم و غير مرتبط و نيز‎ ‎مسئوليت‌ناپذيري دولت در به وجود آمدن وضعيت ‏كنوني اقتصادي كشور دانسته است.‏‎ ‎

اعضاي شوراي مركزي مشارکت توجيهات رئيس جمهور در مورد گراني‌هاي‎ ‎بي‌رويه را ناكافي قلمداد كردند ‏و خواستار آن شدند تا دولت نهم پيش و بيش‎ ‎از فرافكني‌ها و انداختن تقصيرات به گردن دولت‌هاي گذشته و ‏عوامل موهوم‎ ‎نقش و تأثير انكار ناشدني افزايش بي‌سابقه و بي‌رويه نقدينگي در بدنه‏‎ ‎اقتصاد كشور، انحراف ‏از قانون برنامه چهارم توسعه در افزايش اتكاي اقتصاد‏‎ ‎كشور به درآمدهاي نفتي در دولت نهم، تغييرات يك ‏شبه و تورم آفرين در نظام‎ ‎تعرفه‌اي كالاهاي وارداتي و كاهش بي‌سابقه تراز تجاري كشور به سود كالاهاي‎ ‎مصرفي وارداتي، هزينه كردن بي‌برنامه بيش از 150 ميليارد دلار درآمد‌هاي‎ ‎نفتي طي دو سال و از همه ‏مهمتر انزواي بين‌المللي در نتيجه سياست خارجي پر‏‎ ‎مسأله و تنش‌آفرين و فشارهاي وارده بر اقتصاد كشور ‏ناشي از تحريم‌هاي‎ ‎بين‌المللي مالي، بانكي و اقتصادي و نيز ناكارآمدي وبي‌ثباتي مديريت‌ها در‎ ‎دولت نهم را ‏در وضعيت كنوني اقتصاد كشور پذيرفته و صادقانه براي افكار‏‎ ‎عمومي توضيح دهد‎. ‎

‎‎طرح حزب الله‎‎

علي عسگري، نماينده مشهد با اشاره به سخنان اخير رييس‌جمهوري درباره علل‎ ‎گراني‌ها و تورم که در ‏مصاحبه تلويزيوني يکشنبه‌شب احمدي‌نژاد مطرح شد، اعلام کرد که فضاي مجلس براي فراخوان ‏رييس‌جمهوري در جلسه غيرعلني و‎ ‎غيررسمي مهياست. ‏

عسگري سخنگوي فراکسيون حزب‌الله مجلس در جمع‎ ‎خبرنگاران پارلماني گفت: اينکه رييس‌جمهوري در ‏سخنان خود برخي از اشتباهات‎ ‎دولت را پذيرفته خوب است اما مجلس نمي‌تواند وظيفه نظارتي خود را ‏فراموش‎ ‎کند و فضاي مجلس براي فراخوان و حضور رييس‌جمهوري جهت توضيح درباره اين‎ ‎اشتباهات و ‏رفع ابهامات مهياست. ‏

وي اظهار داشت: ما قبلا با طرح‎ ‎سوال از رييس‌جمهوري که اکبر اعلمي عضو فراکسيون اقليت مجلس ‏پيگيري‎ ‎مي‌کرد، مخالف بوديم چرا که اين اقدام سياسي بود و حتي براي صرف نظر کردن‏‎ ‎تعدادي از ‏نمايندگان مجلس براي پس گرفتن امضاهاي خود تلاش کرديم اما اکنون‎ ‎به نظر مي‌رسد که فضاي مجلس ‏مهياست تا رييس‌جمهوري در يک جلسه غيرعلني‎ ‎غيررسمي با سخنگوي سوالات متعدد نمايندگان در ‏زمينه‌هاي مختلف باشد.‏

‎‎واکنش مطبوعات‎‎

در دو روز گذشته مطبوعات تهران در يک واکنش کلي، مسائل مطرح شده توسط رييس جمهور را به نقد ‏کشيده و از جمله نشان داده اند که نکته مثبت اين گزارش پذيرفتن واقعيت تورم و گراني است که قبلا به کلي ‏تکذيب مي شد اما نکته ديگر ادامه شيوه هاي گذشته براي رد مسووليت است.‏

همبستگي در سرمقاله خود نوشته رييس‌جمهور در تازه ترين مصاحبه‌اش بار ديگر‎ ‎اعلام كرد كه از نظر وي ‏موضوع هسته‌اي تمام و به آژانس واگذار شده‎ ‎است. در حالي رييس‌جمهور اين سخن را مي‌گويد كه پرونده ‏هسته‌اي ايران‎ ‎همچنان در شوراي امنيت باز است و تاكنون به آژانس برگردانده نشده است.‏

‏ به نوشته علي صالح آبادي مدير هميستگي رييس‌جمهور وظيفه دارد كه واقعيت‌ها را همان‌گونه كه هست به ‏مردم بگويد، نه آنكه پرونده‌اي را كه در شوراي امنيت گير كرده است، تمام شده اعلام‎ ‎كند‎ ‎از زمان آغاز ‏به‌كار دولت نهم در دوم شهريور 84 حدود 28 ماه سپري مي‌شود‎. ‎در اين مدت احمدي‌نژاد در سفرهاي ‏استاني، مجامع بين‌المللي، مصاحبه با‎ ‎خبرنگاران داخلي، خارجي و راديو و تلويزيون برخي موضع‌گيري‌ها و ‏سخناني را‎ ‎ايراد كرده كه در نوع خودش در ايران بي سابقه است و به همين دليل اين‎ ‎موضع‌گيري‌ها در سطح ‏ملي و بين‌المللي، مناقشه‌انگيز شده است. ‏

آفتاب يزد نيز در سرمقاله خود نوشت: در مقابل ادعاي رئيس‌جمهور گروهي از‎ ‎نمايندگان نيز وعده‌هاي ‏نسنجيده و اقدامات ناهماهنگ بعضي از دستگاه‌هاي‎ ‎دولتي را عامل تشديد تورم مي‌دانند. آنها براي اثبات ‏ادعاي خود، به‎ ‎هشدارهايي اشاره مي‌كنند كه در هنگام بررسي بودجه دو سال اخير مطرح‎ ‎نموده‌اند. اين ‏يادآوري‌ها، ذره‌اي از مسووليت قانوني، ‌اخلاقي و شرعي‎ ‎نمايندگان نمي‌كاهد، اما كنار هم قراردادن ادعاهاي ‏رئيس‌جمهور و نمايندگان‎ ‎مجلس، اين نگراني را ايجاد مي‌كند كه هر يك از دو طرف، تنها مايلند با سلب‎ ‎مسووليت از خود، طرف مقابل را مسوول نابساماني‌هاي اقتصادي جلوه دهند‎. ‎

جهان صنعت در سرمقاله خود نوشت: روح كلي گزارش رئيس‌جمهور بيشتر‎ ‎به علل تورم و گراني اشاره ‏دارد و كمتر به راهكار مبارزه با آن مي‌پردازد‎ ‎كه خود اين وجود ضعف در مبارزه با گراني را تداعي مي‌كند. ‏درست مثل اينكه‎ ‎پزشكي بر سر بالين پسربچه‌اي برود كه از پشت بام افتاده است و به‌جاي‎ ‎اينكه به مداوا ‏بپردازد، بيشتر در اين باره صحبت كند كه نبايد به لب بام‎ ‎رفت‎. ‎

دنياي اقتصاد نوشته است: تفاوت اصلي گزارش پريشب رئيس‌جمهوري با‎ ‎گزارش‌هاي پيشين در كاهش شديد ‏اتكاي وي به عوامل ماورايي و مافيايي تورم و‎ ‎توجه به علل اقتصادي و نيز اشتباهات دولت در اين زمينه بود ‏كه گامي به جلو‎ ‎محسوب مي‌شود، از همين زاويه ستودني است؛ اما با توجه به اين نكته ظريف كه‎ ‎تحليل‌هاي ‏اشتباه از علل بروز مشكلات اقتصادي مي‌تواند به اتخاذ تصميمات‎ ‎اشتباه در حل اين مشكلات منجر شود و با ‏پيدايش دور باطلي از خروجي‎ ‎ناخواسته و تصميمات اشتباه، اقتصاد كشور را در گرداب مشكلات بيشتر فرو‎ ‎ببرد؛ به نظر مي‌رسد ارزيابي تحليل‌هاي وي از علل تورم ضروري است‎.‎

همبستگي با عنوان "مردم را قانع نکرد" از قول يکي از منقدان دولت نوشته رييس دولت به صورت حرفه‌اي ‏به مسائل مي پردازد و مي‌پندارد كه با ادبياتي غير تخصصي مي‌تواند دلايل گراني ها‎ ‎را به‌آينده موكول كرده ‏و يا براي ايجاد اعتماد به نفس بيشتر در مردم اين‎ ‎امر را به عوامل خود ساخته نسبت دهد. ‏

به نوشته همبستگي رئيس بنياد باران گفته رييس‎ ‎جمهور يا شرايط كنوني مردم را كه تاثير يافته از گراني هاي ‏اخير است نمي‎ ‎داند و يا ترجيح مي‌دهد كه با ادبياتي غير تخصصي در حوزه‌اي جدا از آمار و‎ ‎ارقام، اين ‏قضيه را به ديگر حوزه ها مرتبط كنند. ‏

اعتماد در گزارش اصلي خود نوشته بالاخره احمدي نژاد بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و به وجود گراني و ‏تورم‎ ‎اعتراف کرد؛ اعترافي ديرهنگام اما تا حدودي تسکين دهنده آلام اقتصادي‎ ‎مردم، چرا که تا پيش از اين ‏محمود احمدي نژاد به کلي منکر گراني و تورم‎ ‎بود و حتي زماني که اقتصاددانان برجسته کشور هشدار دادند ‏با سياست هايي که‎ ‎دولت احمدي نژاد در پيش گرفته است اقتصاد ايران به زودي گرفتار تورم، گراني و رکود ‏خواهد شد اما بلافاصله اين شخص رئيس جمهور، اعضاي دولت و‎ ‎تريبون هاي حامي احمدي نژاد بودند که ‏فعال شدند و اتهام هاي زيادي را‎ ‎متوجه اقتصاددانان کردند؛ اتهاماتي که حتي تا مرز مجرم دانستن‎ ‎هشداردهندگان پيش رفت.‏

به نوشته اعتماد يک سال پس از نوشتن آخرين نامه انتقادي‎ ‎اقتصاددانان اين شخص رئيس جمهور بود که بر ‏صفحه تلويزيون ظاهر شد و براي‎ ‎اولين بار به گراني و تورم اعتراف کرد؛ اعترافي که بلافاصله واکنش هاي‎ ‎زيادي را به دنبال داشت، چرا که احمدي نژاد به رغم اعتراف به وجود گراني‎ ‎ها اما در عمل مسووليت آن را ‏نپذيرفت. ‏

کريم ارغنده پور در مقاله اي در اعتماد نوشته جالب است که پس از گذشت تنها دو سال از ايام تبليغات‏‎ ‎انتخاباتي، گفتمان "مي شود و مي توانيم" آشکارا تبديل به گفتمان "چرا نشده‎ ‎و نتوانسته ايم" شده است. به ‏طور خلاصه سخن ايشان اين بود که يا برخي‎ ‎مديران اشتباه کردند که برخورد مي کنيم. يا مجلس تکليف کرده ‏که از عهده ما‎ ‎خارج است و يا دست باندهاي قدرت و ثروت در کار است که در آينده معرفي شان‎ ‎مي کنيم‎.

به نوشته اين روزنامه نگار تغيير گفتمان عمومي ايشان بيش از جزئيات سخنان رييس دولت درخور‎ ‎اهميت ‏است و طبعاً همين هست که در مجموع در تاثيربخشي اين نوع گزارش ها به‎ ‎افکار عمومي نقش ايفا مي کند ‏گو آنکه گفتمان نخست ايشان يک گفتمان فعال و‎ ‎اميد بخش، ولي گفتمان دوم، منفعل و نااميدکننده هست. يک ‏مخاطب با هوش‎ ‎متوسط هم پس از مصاحبه به خوبي در مي يابد که همه دلايل رئيس جمهور در‎ ‎توجيه ‏بازماندگي از دستيابي به نتايج مطلوب اگر در آينده بيشتر نشوند کمتر‎ ‎هم نخواهند شد. ‏

صداي عدالت در مقاله اي با عنوان کيف ناتمام به قلم غلامرضا کاشي که به عنوان سرمقاله اين روزنامه درج ‏شده نوشته:ساخت گفتاري رياست محترم جمهور، در مصاحبه يكشنبه شب، از يک‎ ‎تغيير مهم حکايت داشت. ‏احمدي‌نژاد، از زمان تبليغات انتخاباتي تا همين چند‎ ‎ماه پيش، در هنگام سخن، در چهره يک عمل کننده مصمم ‏ظاهر مي‌شد که براي همه‎ ‎امور کشور، راه‌حل‌هاي فوري و قطعي دارد. راه حل‌هايي که به عقل ديگران‎ ‎نرسيده بود، و يا اگر هم رسيده بود به دليل رويکردهاي غلط و حتي منافع‎ ‎شخصي و گروهي به عمل ‏درنمي‌آمد. ‏

به نوشته اين استاد دانشگاه در گزارش اخير تصوير پيشين به کلي عوض شده بود. در فضاي سخنان ‏احمدي‌نژاد‎ ‎در مصاحبه شب پيش در مي‌يافتي که اولاً رئيس جمهور يکي از بازيگران و‎ ‎عناصر اثرگذار ‏است. توصيه مي‌کرد که بايد در دشواري‌ها، بازيگران ديگر را‎ ‎نيز ديد. گويي مخاطبان خود را آموزش مي‌داد ‏که سياست صحنه تعامل بازيگران‎ ‎کثير است، بنابراين همه انگشت‌هاي اتهام را نبايد به يکسو متوجه کرد‎. ‎علاوه براين، مشکلات کشور، ابعاد و ريشه‌هاي تاريخي دارد، نبايد در‎ ‎ارزيابي سياست‌ها سطحي انديش بود ‏و متوقع حل فوري امور بود. به علاوه‎ ‎بازيگران اختلال گري نيز وجود دارند که مانع از توفيق در عمل ‏مي‌شوند و‎ ‎رئيس جمهور به خلاف تصوير گذشته قادر به جلوگيري از اختلال آنها در عرصه‎ ‎عمل نيست.‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

گفتگوی روزنامه معروف آلمان "دی ولت"
با موسسه انستيتو استراتژی ملی روسيه
روسيه تحت اقتدار
4 سلطان يهودی تبار

اوليگارش ها يعنی "برزوفسکی"، "قوسينکی"، "آبراموويچ" و "خادوروفسکی" ( هر چهار تن يهودی تباراند) حکومت را در دست گرفته و دارائی اتحاد شوروی را ميان خود تقسيم کرده اند. پوتين صاحب ٣٧ % سهام نفت وگاز است، اين سهام در بازار ٢۰ ميليارد دلار ارزش دارد.

علاوه بر اين پوتين ۵ / ٤ % سهام "گاز پروم" را در دست دارد. او در عين حال ۵۰ % سهام شرکتgunvor "  " را که به داد و ستد نفت مشغول است در اختيار دارد. گردش سرمايه اين شرکت در سال گذشته ٤۰ ميليارد دلار و سود آن  8ميليارد دلار بود. پوتين از قدرت کنار نمی کشد، بلکه يک قدم عقب می رود و پست رياست جمهوری را به وارث بلا معارض خود ميدهد و خود با بدست آوردن اکثريت در دومای دولتی نخست وزير می شود.

 
 
 
 
 

 

روزنامه مشهور آلمانی "دی ولت" متن مصاحبه خبرنگار خود "مانفريد کيوپرينگ" با "استانسلاو بئلکوفسکی" مؤسس انستيتوی استراتژی ملی روسيه را منتشر کرد. او در اين مصاحبه وضع اقتصادی و سياسی روسيه را تيره و تار مجسم کرد.

 

سئوال: امروز به نظر می رسد که روسيه کشوری با ثبات است. پس چرا در آستانه انتخابات پارلمانی و رياست جمهوری رهبری اين کشور بيش از اندازه عصبانی بودند؟

جواب: رهبری عصبانی است برای اينکه مشکلات مهمی موجود است که پوتين در باره آنها سکوت کرده و يا سکوت می کند. حل آنها معوق مانده است.

سئوال- شما در باره کدام مسائل صحبت می کنيد.

پاسخ: همه مشکلات. بحران از انفراستروکتور ملی آغاز می شود که در عرض سی سال مدرنيزه نشده است، تا راه ها، خطوط برق رسانی، شبکه های حرارت رسانی به خانه ها، که همگی از جمله مسائل بحرانی است که برای حل آنها کوچکترين اقدامی انجام نمی گيرد.  علاوه بر آن وضع در قفقاز شمالی بحرانی تر می شود. جمهوری کوچک خودمختار "اينقوشتيا" از کنترل خارج شده، وضع مشابهی در داغستان و کاباردين بلغار حاکم است. در اين مناطق روس ها تحت فشار هستند و کشته می شوند.

سئوال- قيمت مواد غذائی ثابت مانده است؟

پاسخ: البته نه. گران شدن قيمت مواد غذائی نه تنها در روسيه بلکه در کشورهای ديگر نيز با نا آرامی ها و انفجارها همراه است. حل اين مشکل در روسيه ممکن نيست زيرا روسيه به واردات مواد غذائی وابسته شده است.

کارشناسان پيش بينی می کنند که تا بهار آينده بهای نان 80 تا 70 در صد، روغن و گوشت ۶۰ تا ۵۰ درصد افزايش يابد. اين وضع، زندگی خانوادهای کم در آمد را غير قابل تحمل خواهد کرد. حالا 70 تا 80 درصد در آمد خانواده ها برای خريد مواد غذائی صرف می شود. در آينده نزديک هزينه برای خريد مواد غذائی بيشتر از در آمد خواهد بود. پوتين می داند وضعی در کشور بوجود آمده که او از کنترل آن عاجز است. بدين سبب می خواهد از صحنه بازی قبل از آنکه انفجاری رخ دهد يک گام عقب برود. فروپاشی با افزايش قيمت مواد غذائی که قسمت اعظم اهالی را در بر گرفته آغاز شده است.

سئوال- اما گروه های با نفوذی وجود دارند که برای حفظ ثبات می خواهند پوتين در قدرت بماند.

پاسخ: برهم خوردن ثبات به علل عينی اجتباب ناپذير است. فاجعه در حال نزديک شدن است:
بحران زيرساخت ها، فروپاشی کامل ارتش، رشوه خواری دستگاه دولتی را فلج  كرده است. اضافه بر اينها وضع نا آرام قفقاز شمالی، هم چنين پيشروی قاطعانه چينی ها به طرف سيبری و شرق دور... بطور قطع آنها در 3 يا 4 سال آينده اين منطقه را تحت کنترل خود در خواهند آورد. اينها بخشی از عوامل عينی بحران هستند.

سئوال- اما اکثر اهالی روسيه فکر می کنند ليدر با انرژی آنها در کرملين می تواند مشکلات را به بهترين و جهی حل کند و بدين جهت بايد در قدرت بماند.

پاسخ: نبايد به نقش فعال پوتين در سياست روسيه کم بها داد. همه تصميماتی که او اتخاد کرده جنبه تاکتيکی داشته و با اهميت نبوده است. او از اجرای وظايف استراتژيک سرباز می زد، آنرا از دستور روز خارج می کند و يا به وقت ديگر موکول می کند. درحقيقت پوتين در اداره کشور نقش خنثی کننده دارد.

سئوال- چه کسانی در روسيه تصميمات قطعی را اتخاذ ميکند پوتين و يا افراد مورد اعتمادی که دور بر او را گرفته اند؟

پاسخ: برای اتخاذ و اجرای تصميمات، روش سياسی بشکل سنتی وجود ندارد و تصميماتی که اتخاذ می شود ماهيتأ سياسی نيست، بلکه درخدمت منافع صاحبان کلان سرمايه است.

سئوال- منافع گروههای مختلف يکسان نيست. آيا اين گروهبندی در کرملين نماينده خاص خودش را دارد؟

پاسخ: بر عکس همه کرملين نشينان افرادی هستند که بلاواسطه صاحبان مشترک مؤسسات بزرگ هستند.

سئوال- پريزيدنت هم در ميان آنها است؟

پاسخ: پوتين هم سرمايه دار بزرگی شده است. او صاحب ٣٧ % سهام نفت وگاز است، اين سهام در بازار 20 ميليارد دلار ارزش دارد.

علاوه از اين پوتين ۵ / ٤ % سهام "گاز پروم" را در دست دارد. پوتين در عين حال ۵۰ % سهام شرکتgunvor "  " را که به داد و ستد نفت مشغول است در اختيار دارد. گردش سرمايه اين شرکت در سال گذشته 40 ميليارد دلار بود که سود آن  8ميليارد دلار بوده است.
 

سئوال-اين ارقام واقعی است؟

پاسخ: آری واقعی است. پوتين با سخنان پر طمطراق خود می خواهد ثبات رژيم را به هر قيمتی حفظ کند. درعين حال که در خدمت کلان سرمايه داران است. اگر سياست هشت سال اخير پوتين را بررسی کنيم خواهيم ديد که تظاهر بر قدرت طلبی در عمل خالی از محتوی است. نفوذ روسيه در جهان افزايش نيافته، بر عکس بشکل فاجعه باری کاسته شده است.

سئوال- می توانيد دلائلی در تأئيد گفته های خود ذکر کنيد؟

پاسخ: زمانی که پوتين حاکميت را در دست گرفت روسيه دولت شناخته شده‌ای در منطقه بود. روسيه نيروی سياسی عمده ای در اراضی شوروی سابق بود. از اکرائين تا آسيای ميانه قادر نبودند بدون موافقت روسيه تصمم بگيرند. رژيم های "آيلچی بيک" در آذربايجان "کامسا خوردی" در گرجستان با سرعت از بين رفتند.

سئوال- پس امروز؟

پاسخ: امروز کشورهای زيادی در مورد تعين سرنوشت خود، در مورد آينده خود، بدون روسيه تصميم می گيرند. مسکو تنها مانده است. ايدئولوژی خود بزرگ بينی تنها جنبه تبليغاتی به خود گرفته است. سياست در واقعيت به شکل ديگری است. البته تغيير سيستم سياسی که از جانب رئيس جمهور با سرعت صورت می گيرد از دايره ديد دور نمانده است. اين تغيير در سال های ۹۰ ، زمانی که پارلمان در 1993 به آتش کشيده شد، قانون اساسی زير سايه رياست جمهوری تدوين گرديد، انتخابات رياست جمهور سال ۱۹۹۶ با دست بردن در آن انجام گرفت و پايه گذاری شد.  اوليگارشها يعنی "برزوفسکی"، "قوسينکی"، "آبراموويچ"، "خادوروفسکی" ( هر چهار تن يهودی تباراند) حکومت را در دست گرفتند و دارائی اتحاد شوروی را ميان خود تقسيم کردند.

سئوال- مناسبات پوتين با آنها چگونه است. او در اوايل حکومت خود گفته بود که نسبت به آنها موضع متوازن اتخاذ خواهد کرد؟

پاسخ: پوتين برای دست يابی به قدرت مبارزه نکرد. اين افراد او را به کرسی نشاندند. برزوفسکی، ابراموويچ و ديگران او را رئيس جمهور کردند تا وظيفه ای را اجرا کند که نتايج خصوص سازی را تضمين کند. تبديل کارخانه های خصوصی به پول نقد را تأمين نمايد. همچنين به سرمايه های آنها هم در روسيه و هم در خارج ثبات ببخشد.

سئوال- تعطيل شدن دموکراسی از جانب پوتين که خود آنرا جلو کشيده بود، چه علتی دارد؟ او به نظر شما ديکتاتور است؟

پاسخ: تعطيل کردن دموکراسی ايده پوتين نيست. بنابراين او ديکتاتورنيست.  دموکراسی واقعی يعنی رقابت واقعی ميان سياستمدران، در شرايط دست يابی برابر به رسانه های جمعی از جمله به تلويزيون. فقدان چنين شرايطی يعنی دموکراسی بشکل آگاهانه تعطيل شده است. اين تصميم پوتين نيست. او اراده نخبگان را اجرا می کند که دراواسط ۱۹۹۰ شکل گرفته بود. پوتين وارث يلتسين است.

برخلاف "پشينی بئلکوفسکی" پوتين خود را از قدرت کنار نمی کشد، بلکه جای خود را عوض می کند. پست رياست جمهوری را به وارث بلا معارض خود ميدهد و با بدست آوردن اکثريت در دومای دولتی نخست وزيری را از آن خود می سازد. بدين وسيله در قدرت می ماند تا حاکميت صاحبان ثروت باد آورده در دست شخص مورد اعتماد خود باقی بماند.

(نقل از ساويستايسکايا راسيا)

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

  عکس: کفش های آینده

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

اين حرف ها درد مردم رادوا نمي کند

واکنش ها به سخنان احمدي نژاد - سه شنبه 27 آذر 1386 [2007.12.18]

ahmadinejad614.jpg

شيرين کريمي

گزارش اقتصادي رئيس جمهوري اسلامي، با واکنش هاي مختلفي روبرو شد. نقطه محوري اين واکنش ها تاکيد ‏بر "نقش تصميم گيريهاي دولت نهم در ايجاد وضعيت بحراني در کشور و عدم پذيرش مسئوليت توسط محمود ‏احمدي نژاد" بود. ‏

در همين ارتباط نشريه "جهان صنعت" عدم توجه احمدي نژاد به نظرات کارشناسان را عامل افزايش تورم دانست ‏و نوشت: "اينكه كارشناسان بنشينند، جلسه بگذارند، از دلايل گراني حرف بزنند و براي مقابله با آن، طرح و ‏برنامه ارايه كنند، در جاي خود عيبي ندارد اما جايي كار عيب پيدا مي‌كند كه با حرف‌هاي تكراري، در پي توجيه ‏پديده‌اي يا سيستمي باشند كه بار سنگين و كمرشكن آن، تاب و توان اكثريت قابل ملاحظه‌اي از مردم را بريده ‏است."‏

اين روزنامه اقتصادي افزود: "اينكه به قول كارشناسان و به نقل از وزير بازرگاني، ساختار اقتصادي ايراد دارد، ‏كالاهاي وارداتي گران و گران‌تر مي‌شوند يا اينكه بالا رفتن قيمت نفت، درد مردم را دوا نمي‌كند اگرچه از نظر ‏علم اقتصاد مي‌تواند وجاهت داشته باشد اما براي مردمي كه شاهد بالا رفتن لحظه‌اي قيمت‌ها هستند بيش از توجيه ‏و وعده‌هاي سر خرمن چيز ديگري در بر نخواهد داشت. مردم حق دارند بپرسند و بدانند پول نفتي كه قرار بود بر ‏سر سفره آنها بنشيند، چرا و چگونه حالا كه اين همه خود را بالا كشيده دردي از دردهاي آنها را دوا نمي‌كند؟"‏
در ادامه مقاله اين نشريه مي خوانيم:" محتواي حرف‌هاي احمدي‌نژاد به ويژه در ارتباط با گراني، كم و بيش، ‏مشخص و تكراري بود. او نيز مانند وزير بازرگاني و پيشتر رييس كل بانك مركزي، قبل از هر چيز در پي توجيه ‏گراني بود، نه اينكه اگر اقداماتي صورت گرفته نتايج عملي آنها را تشريح كند..."‏

احمد توکلي، رئيس مرکز پژوهشهاي مجلس و چهره اقتصادي سرشناس جناح راست نيز جاي زيادي براي حمايت ‏از احمدي نژاد نديد.‏

او در يک نشست خبري با اشاره به سخنان احمدي نژاد مبني بر "اعلام گذشت از همه كساني كه احتمالاً به وي ‏ظلمي كرده بودند و همچنين عذرخواهي از همه كساني كه كار وي موجب ظلم به آنها شده" است، اظهار داشت:‏‎ ‎‏"رئيس جمهور گاهي اوقات در سخنان خود فرافكني مي‌كرد كه زيبنده ايشان نبود مخصوصاً نسبت به مجلس ‏بنابراين برخي از نسبت‌هايي كه ايشان به مجلس داد وارد نبود."‏

سعيد ليلاز، کارشناس اقتصادي از ديگر کساني بود که در گفت و گو با نشريه آفتاب، حتي توان برقراري ارتباط ‏احمدي نژاد با مردم را نيز زير علامت سئوال برد و گفت:‏‎ ‎‏"اينکه کسي بتواند با اقشار پايين مردم ارتباط برقرار ‏کند بسيار خوب است. اما من معتقد نيستم که آقاي احمدي نژاد مي‌تواند اين کار را بکند. اگر رييس جمهور ‏مي‌توانست اين کار را انجام دهد که احتياجي به اين همه هتاکي و متهم کردن گروهي به خيانت و عده‌اي به توطئه ‏و دسته‌اي به ناداني نبود."‏

وي افزود:‏‎ ‎‏"در اين مصاحبه مطالب غيرواقعي بسياري عنوان شد. در اين گفت‌و‌گو عنوان شد که آمار معاملات ‏بورس افزايش داشته است. در حالي که مي‌دانيم کاهش داشته است. در اين مصاحبه گفته شد که در دولت قبل ‏مسکن زيادي ساخته نشد در حالي که مي‌دانيم نرخ تراکم خانوار در دولت آقاي خاتمي از 15/1 به 04/1 کاهش ‏يافته‌است. در بخش ديگري از گفت‌و‌گو عنوان شد که تورم جهاني عامل تورم داخلي است در حالي که نرخ تورم ‏جهاني يک هفتم تورم در ايران است. آقاي احمدي نژاد خود را عالم به همه علوم و فنون مي‌داند. بنابراين ‏نمي‌توانيم از ايشان بپذيريم که از اين مسائل اطلاع ندارد. بلکه بايد گفت که اين مسائل به طور غيرواقعي عنوان ‏شده است."‏

ليلاز اضافه کرد:‏‎ ‎‏"من مي‌خواهم براي شما تمثيلي بياورم. داستان فرش‌هاي نهاد رياست جمهوري را همه به ياد ‏دارند که وقتي ايشان به صدارت رسيد بر سر آن چه جنجالي به پا شد و با چه غوغايي جمع‌آوري شد. در جلسه ‏مصاحبه ايشان همه ديدند که اين فرش‌ها با چه شکوهي زير پاي ايشان بود! به نظر من داستان اقتصاد و سياست ‏ايران در دوره ايشان حکايت همان فرش‌هاست!"‏

وي افزود:‏‎ ‎‏"اين اظهارات فردي بود که دو بار به تصريح گفته‌است که از علم اقتصاد بيزار است و علم اقتصاد را ‏قبول ندارد.‏‎ ‎اگر راي‌دهندگان و طرفداران آقاي احمدي نژاد هنوز بر راي خود باقي بودند که نيازي به برگزاري ‏چنين مصاحبه‌اي با اين پوشش تبليغاتي نبود.از سوي ديگر به نظر من اين نوع برخوردها با مردم متضمن اين ‏است که ما ملت ايران را بسيار دست پايين انگاشته‌ايم چرا که ايشان يکشنبه شب، بعد از گذشت 28 ماه از دوران ‏صدارتش کيلومتر شمار خود را صفر کرد. اين به نظر من به هيچ‌وجه براي مردم پذيرفتني نيست."‏

‎مرعشي:‏‎ ‎گرفتار شديم!‏‎

نکته جالب اينکه همزمان با اعلام خبر گزارش تلويزيوني احمدي نژاد، خبرگزاري فارس، وابسته به جناح هاي ‏امنيتي و قضايي به درج مصاحبه اي با حسين مرعشي، از جهره هاي سرشناس وابسته به جناح هاشمي اقدام کرد ‏و به نقل از وي نوشت:‏‎ ‎‏"احمدي نژاد هيچ خدمتي به ايران نکرد."‏

حسين مرعشي در اين مصاحبه با اشاره به اينکه‎ ‎‏"ايشان خود را کارشناس همه چيز مي داند از انرژي هسته يي ‏گرفته تا اقتصاد و غيره" اظهار داشت: "صريح بگويم که احمدي نژاد بايد بابت بي توجهي به نظرات کارشناسان ‏اقتصادي از مردم ايران عذرخواهي کند."‏

وي افزود: "احمدي نژاد يادش رفت که نظام ديوان سالاري اداري ايران، مثل همه جاي دنيا هر چه به آن بدهيد ‏سير نمي شود. ما در بحث مديريت در کارشناسي مي گوييم سيري اشتها ناپذير، شما به سيستم اداري هر چه بيشتر ‏بدهيد، بيشتر طلب مي کند. احمدي نژاد يک مرتبه آمد فکر کرد که بقيه عقل شان نمي رسيد که 10 ميليارد دلار ‏پول بيشتر به ريال تبديل کنند و بدهند به دستگاه هاي دولتي. همه کارشناسان گفتند اين بيماري هلندي مي شود. ‏احمدي نژاد بر مواضع خود اصرار کرد، مجلس هم موافق نبود قدري ايستادگي کرد اما نتوانست. احمدي نژاد در ‏دو سال نقدينگي را به دو برابر تبديل کرد و شد وضع موجود که هم دامن خودش را گرفت هم کشور را."‏

وي افزود: "قاطعيت در مسائل کارشناسي نيست، در تصميم گيري است که يک تصميم کارشناسي را با قاطعيت ‏بگيرد نه اينکه بگويد يک ساختمان 10 طبقه بايد بسازيد ولي کارشناسان بگويند خاک زمين اجازه نمي دهد و او ‏قاطعانه دستور دهد. اين بي توجهي هم خودش را گرفتار کرده هم کشور را. صريح بگويم او مديون مردم است"‏‎.‎

گزارشگر راديو بي بي سي هم در اين مورد چنين گزارش داد: "کمتر از سه ماه ديگر انتخابات دور هشتم مجلس ‏شوراي اسلامي در ايران برگزار مي شود، اگر بتوان از گزارش ها و مطالبي که اين روزها در رسانه هاي ايران ‏منتشر مي شود، يک نتيجه گرفت، آن اين است که نه پرونده هسته اي و نه سياست خارجي و نه مسائل فرهنگي، ‏بلکه مشکلات اقتصادي و گراني و تورم تعيين کننده ترين عامل در سرنوشت اين انتخابات خواهد بود".‏

خبرگزاري فرانسه نيز با پوشش مصاحبه رييس جمهور نوشت: "احمدي نژاد شامگاه يکشنبه در يک مصاحبه ‏تلويزيوني با توجه به انتقادات فزاينده داخلي از سياست هاي اقتصادي وي، رقباي سياسي خود را همچون اقتصاد ‏جهاني مسئول تورم فزاينده در ايران دانست". ‏

اين خبرگزاري با اشاره به بخشي از سخنان احمدي نژاد مبني بر اينکه "منتقدان جنگ رواني سازماندهي شده اي ‏را عليه دولت وي به راه انداخته و موجب افزايش قيمتها شده اند" نظريات وي را مورد نکوهش قرار داد.‏

رويترز اما به نقل از احمدي نژاد افزايش قيمت ها را به چند عامل از جمله حجم بزرگ يارانه ها، رشد سريع ‏نقديندگي و وابستگي کشور به واردات و دلار امريکا که در بازارهاي جهاني با کاهش ارزش مواجه شده است، ‏مربوط دانست و خاطر نشان کرد: "يارانه هايي که دولت ايران بابت بنزين و همچنين ساير کالاها مي پردازد، ‏فشار زيادي بر اين دولت وارد مي کند".‏

يک روز پيش از پخش اين برنامه تلويزيوني، قدرت الله عليخاني، از نمايندگان جناح راست در مجلس در نطق ‏پيش از دستور خود، محمود احمدي نژاد را دعوت به حلاليت طلبي از مردم کرده بود: "آقاي رييس جمهور لطفا ‏در اين گزارش نسبت به بعضي تصميمات تورم ساز و آزاردهنده دولت پاسخ دهيد و از کلي گويي هايي همچون ‏نقش مافيا و رانت خواران در اين مورد خودداري نمائيد. شايد پس از ارائه اين گزارش خود شما هم به اين نتيجه ‏رسيديد که در آستانه تشرف به بيت الله الحرام، از مردم بخاطر تحمل مشکلات فراوان اقصادي حلاليت بطلبيد."‏

کاري که احمدي نژاد بدان گردن نهاد و گفت: "بنده به همه ملت ايران عشق مي ورزم و از خيلي از مسائلي که ‏پيش مي آيد، ناراحتم و غصه مي خورم. اگر اشتباهي در کار بود و سستي ايجاد شد و در جايي که بايد فرياد مي ‏زديم و نزديم و در جايي حرفي زدم که به ساحت ملت ايران آسيب وارد کرد، از همه مردم مي خواهم که به ‏بزرگواري خود بنده را ببخشند و حلالم کنند".‏


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

بيان نگرانی وزير خارجه آلمان
خبر بدی که امريکائی ها منتشر کردند
خيز ايران تا سال 2003
برای توليد سلاح اتمی

 
 
 
 
 

روزنامه مهم "فرانکفورتر آلگماينه" مصاحبه وزير امور خارجه آلمان"اشتانماير" را منتشر کرد که در آن بخش مهم و اصلی آن اختصاص به نگرانی آلمان از ادامه سياست های اتمی جمهوری اسلامی دارد.

وزير خارجه آلمان دراين مصاحبه گفت:

گزارش اخير سازمان های اطلاعاتی آمريکا درباره برنامه اتمی ايران فرصتی  است برای مذاکرات بيشتر جهت يافتن راه حلی در اين باره، گرچه من ترديد دارم تهران از اين فرصت استفاده کند. اين خبر بدی است که سرويس های مخفی آمريکا مطمئن هستند ايران تا سال ۲۰۰۳ بر روی برنامه ساخت بمب اتم کار می کرده است. ايران بايد از توسعه ظرفيت های اتمی اش بازداشته شود تا به توليد موادی که می تواند در ساخت سلاح هسته ای کاربرد داشته باشد پايان دهد.

احمدی نژاد گزارش امنيتی منتشر شده در امريکا را «بزرگترين پيروزی در سده اخير»  اعلام کرد و يکشنبه شب گذشته نيز در برنامه گفتگوی مستقيم خود با شبکه اول سيمای جمهوری اسلامی همين موضع را به شکل ديگری تکرار کرد. اين درحالی است که خطرناک ترين بند اين گزارش که وزير خارجه آلمان نيز به آن اشاره می کند، زمينه ساز بزرگترين خطرات برای ايران است.

مصاحبه وزير خارجه آلمان زمانی منتشر شده که اعضای دائم شورای امنيت سازمان ملل معروف به گروه 1+5 بزودی تصميم نهائی خود را برای ارائه قطعنامه سوم به شورای امنيت سازمان ملل می گيرند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

مجلس بر دولت نظارت ندارد

قدرت الله عليخاني در گفت و گو با روز: - سه شنبه 27 آذر 1386 [2007.12.18]

po_memarian_01.jpg

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

‏ ‏ پيش از آنکه محمود احمدي نژاد دربرنامه ساعت 9 ديشب سيماي جمهوري اسلامي حاضرشود ودرخصوص ‏مسائل مختلف اقتصادي و سياست خارجي صحبت کند، قدرت الله عليخاني نماينده مجلس هفتم، درگفت وگوبا روز ‏گفت که احمدي نژاد " تا به حال سخنراني زياد کرده و وعده زياد داده، اما مشکلي حل نشده است." متن گفت و ‏گو با وي را مي خوانيم.‏

alikhani.jpg

‎‎آقاي عليخاني شما درنطق پيش از دستورخود، با اشاره به مساله گراني وابعادفراگير آن به انتقاد از ‏سياست هاي دولت پرداخته ايد. به نظر شما مشکل کجاست که ميلياردها دلار درآمد نفتي مازاد دراختيار مسئولان ‏قراردارد اما همزمان شاهد وخيم ترشدن وضعيت اقتصادي هستيم که تقريبا حتي روزنامه هاي محافظه کار و ‏نزديکان رييس جمهوري هم وجود آن را منکر نيستند؟‎ ‎
متاسفانه با پول عظيمي که ما از درآمد نفتي مي گيريم - که در هيچ دولتي سابقه نداشته - به خاطر اينکه دولت ‏برنامه ريزي درستي ندارد مردم دچار مشکل شده اند. الان بين 9 تا 11 ميليون نفر از هموطنان مان زير شرايط ‏فقرهستند واين درشرايطي است که دراين دو سال واندي دولت بيش از 150 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته است. ‏دولت به جاي اينکه به معيشت مردم توجه داشته باشد وبه اجناسي که مورد نيازمردم کشور ماست، بخصوص ‏قشرمستضعف، بيشتر ازآن به مسائل شعاري مي پردازد. مسائلي که اکثرا همراه با تبعات براي کشوربوده است.‏

‎‎گفتيد مسائل شعاري که رييس جمهوري به آنها پرداخته، تبعاتي براي کشوربه همراه داشته است. اين ‏مسائل وتبعات آنها چيستند؟‎ ‎
به قول ما طلبه ها، ضمير مرجع خودش را پيدا مي کند.‏

‎‎به نظر شما چنين روندي چه سمت وسويي خواهد داشت وبه کجا خواهد رفت؟‏‎ ‎
فکر مي کنم درآينده مسائل معيشتي و وضع مسکن بدتر از امروز بشود. من درنطقم توصيه کردم که به جاي ‏مسائل شعاري ويا مسائلي که مربوط به خارج مي شود به مسائل داخل بپردازند ومردم خودمان را مورد توجه ‏قراردهند. مردم از وضعيت گراني رنج ومسکن برده اند ومي برند. ‏

‎‎اما اين مجلس است که بودجه را تصويب مي کند وبرچگونگي هزينه شدن چنين درآمدهايي نظارت ‏دارد وبه نوعي چنين بودجه اي با نظر مجلس خرج مي شود.‏‎ ‎
در‎ ‎زمان دولت آقاي احمدي نژاد، مجلس خيلي برکارهاي دولت وخرج هايي که مي کند نظارت ندارد ودست دولت ‏باز است. متاسفانه مجلس نظارت قوي ندارد و دولت نوعا هرجوري بخواهد خرج مي کند و (آقاي رييس جمهور) ‏هرجوري بخواهد درسفرهايش وعده مي دهد. بله، قانون اين را مي گويد که بايد با نظارت وتصويب مجلس باشد ‏اما درزمان دولت احمدي نژاد اينطور نيست.‏

‎‎آقاي احمدي نژاد وروزنامه هاي هواداربه سفرهاي استاني او به عنوان يک نقطه عطف درفعاليت ‏هاي مديريتي ايشان نگاه مي کنند. آيا اين سفرها درحل مسائل مردم موثربوده است؟‎ ‎
ما ازاصل سفرهاي استاني هرمسئول ودولتي استقبال مي کنيم اما بحث در اين است که اکثريت وعده ها و ‏مصوباتي که دولت آقاي احمدي نژاد درسفرها مصوب واعلام کرده اند اجرايي نشده وتحقق پيدا نکرده است. لذا ‏مسائل وام ازدواج و ديگر مسائل هم ممکن است به عده قليلي داده شده وعده اي استفاده کرده باشند اما بالاخره همه ‏جوانان دراين زمينه حق دارند.‏

‎‎به نظرشما مردم چگونه مي توانند درخصوص وضعيت موجود نظر خود را بيان کنند به گونه اي که ‏صدايشان درخصوص وضعيت نامناسب اقتصادي به نوعي به گوش برسد؟‏‎ ‎
چون انتخابات داريم اين مسائلي است که بايد خودش را نشان بدهد که مردم دراين زمينه چه پاسخي دارند. بالاخره ‏مردم خودشان تصميم گرفتند؛ باز هم راي مردم است که سرنوشت سازاست. ‏

‎‎مساله گراني آيادر حوزه نمايندگي شما، آوج وبويين زهرا، وضعيت حادتري دارد که درنطق پيش از ‏دستور خود آن را به صورت محوري مورد توجه قرارداديد؟‎ ‎
مسائل گراني، بحث بويين زهرا وآوج نيست بحث سراسري است وخاصه همه مردم است. بحث گراني بحثي ‏نيست که مربوط به يک حوزه باشد. الان مساله معيشت مردم دراولويت قراردارد وبايد به اين مساله توجه شود. ‏

‎‎شما درنطق پيش ازدستورتان اشاره کرديد که رييس جمهوري ديگر ازمافياي اقتصادي و دست هاي ‏پنهان ـ که هميشه به عنوان دلايل وضعيت نابسامان اقتصادي از آن ياد مي کند ـ اشاره نکند. به نظر شما رييس ‏جمهوري بايد درخصوص آنچه ازنظر اقتصادي برمردم مي گذرد چه بگويد؟‎ ‎
رييس جمهوري بايد راه حل نشان بدهد ومردم را قانع کند. ما خواسته مردم برايمان دراولويت مان است. حال بايد ‏ديد که وي مي تواند مردم را قانع کند يانه.اما من فکر نمي کنم بتواند قانع کند چون تا به حال سخنراني زياد کرده ‏ووعده زياد داده، اما مشکلي حل نشده است.‏

‎‎نکته قابل ذکر اينکه عليخاني درنطق پيش ازدستور خود خطاب به محمود احمدي نژاد تصريح کرده ‏بود: "در طي 5/2 سال گذشته دولت شما حدود 150 ميليارد دلار درآمد نفتي داشته كه از كل درآمدهاي دو ‏دوره‌اي دولت آقاي هاشمي بيشتر و تقريبا معادل درآمد 8 سال رياست جمهوري آقاي خاتمي بوده است؛ ‌پس مردم ‏حق داشتند كه بخشي از اين پول نفت را بر سر سفره‌هاي خود ببينند و بخشي از آن را بر سر احداث پروژه‌هاي ‏بزرگي مشاهده كنند كه در زمان دولت‌هاي گذشته ده‌ها نمونه از آنها احداث شد اما نه از احداث آن پروژه‌هاي ‏بزرگ خبري هست و نه پول نفتي بر سر سفره‌هاي مردم آمد گوشت و مرغ از سفره عده‌اي قهر كرد و هم اكنون ‏عده‌اي در حسرت چند عدد تخم مرغ هستند كه اگر روند افزايش هفته‌هاي اخير ادامه يابد، شايد ديده شدن تخم مرغ ‏بر سر سفره‌ها نيز آرزويي دست نيافتني براي شريف‌ترين اقشار مردم تبديل خواهد شد.‏‎

 

انتشار بيانيه 333 امضائی "صلح" در تهران
نه تحريم - نه حمله
زنده باد صلح

"تعليق در برابر تعليق"
با وجود انتشارگزارش‌های اخيردرامريکا و ازجانب آژانس انرژی اتمي
 خطر جنگ روز به روز نزديک ‌تر می‌شود

ما امضا کنندگان اين بيانيه بار ديگر چون روزهای پايانی سال ۱۳۸۵ با توجه به وظيفه ملی و تاريخی خويش، مخالفت قاطع و روشن خود را با سياست‌هايی که دورنمای آن جز تشديد تحريم‌های اقتصادی و در چشم انداز تيره قرار داشتن جنگ نيست، اعلام می‌کنيم و از همگان نيز می‌خواهيم که بيش از اين سکوت را جايز ندانسته و نقطه نظرهای صلح جويانه و مخالفت خود با جنگ - در اشكال و ابعاد مختلف آن - را به روش‌های مناسب ابراز دارند. تداوم سياست‌های تنش‌زا و سخنان و اقدام‌های تحريك‌آميز نمايندگان حاکميت در داخل و مجامع بين المللی تنها به سود جنگ افروزان کاخ سفيد است.

 

 
 
 
 
 

گروهی از فعالان سياسی، فرهنگی، مطبوعاتی و دانشگاهی روز دوشنبه ۲۶ آذر ماه ۱۳۸۶ با انتشار "فراخوان جديد صلح خواهی ملت ايران" مخالفت خود را با درگيری نظامی و جنگ، شرايط نه جنگ، نه صلح و تشديد تحريم‌های اقتصادی عليه ايران اعلام كردند.

 بدنبال فراخوان صلح و مخالفت با جنگ، که مبتکر آن "شيرين عبادی" برنده جايزه صلح نوبل بود و پس از تشکيل کميته تدارک "شورای ملی صلح"، پرشمار ترين بيانيه صلح خواهی در ايران منتشر شد. اين بيانيه را 333 تن از ستمديدگان مشهور سياسی ايران، چهره های شناخته شده سياسی دگرانديش و يا مذهبی ايران امضاء کرده اند.

دراين بيانيه با ابراز نگرانی از ادامه و گسترش تحريم ها عليه ايران و خطر همچنان پايدار احتمال حمله نظامی به کشور آمده است:

«گروه موسوم به 5+1 در حال تدارك نشست ديگری هستند كه پيامد آن می‌تواند به تصويب قطعنامه‌ ای ديگر عليه ملت و حكومت ايران بيانجامد و در حاليكه جناح جنگ طلب ساكن كاخ سفيد و متحد جنگ افروز آن اسرائيل، در قبال گزارش ۱۶ نهاد اطلاعاتی - امنيتی آمريكا موضعی منفعلانه يافته‌اند و مجبورند تا مدتی برنامه‌های تنش را در برابر ايران كنار گذارده و بر پيگير سياست مذاكره و گفت‌وگو تاكيد كنند، حكومت و ملت ايران نيز بايد از فرصت فراهم شده، استفاده كرده و با ارسال پيام‌های روشن و گام‌های عملی دائر بر پذيرش سياست "تعليق در برابر تعليق" زمينه را برای تحكيم صلح در ايران و منطقه و جهان فراهم آورند.

ضرب الاجل شورای امنيت سازمان ملل در مورد قطعنامه‌ی ۱۷۳۷ پايان يافته است و اعضای دائمی اين نهاد بين‌المللی به علاوه آلمان در حال شور و رايزنی هستند تا دامنه‌ی تحريم‌های مستقيم و غيرمستقيم ايران را تشديد کنند. اين در شرايطی است که دولت آمريکا با وجود مخالفت‌های فزاينده‌ی داخلی به موازات تلاش‌های خود در سازمان ملل، با مشارکت اسرائيل دامنه‌ی حضور نظامی خود را در منطقه افزايش می‌دهد تا به صورت برنامه‌ريزی شده تنش موجود در روابط ايران و جامعه بين‌المللی را وارد مرحله‌ی جديدی کند.

همانگونه كه پيش از اين نيز گفته شده است بايد باور داشت كه "ناديده گرفتن قطعنامه ١٧٣٧ شورای امنيت و عدم ارائه‌ پيشنهاد سازنده توسط حکومت ايران خود زمينه ساز مجازات‌های نظامی و مالی و تحريم‌های اقتصادی گسترده‌تر شورای امنيت خواهد بود و چشم انداز فقر و جنگ را در برابر مردم صلح دوست ايران قرار خواهد داد.

بابد پذيرفت كه اگر در اين شرايط سرنوشت ساز، روند تصويب قطعنامه‌های زنجيره‌ای توسط شورای امنيت سازمان ملل ادامه يابد و حتی با وجود گزارش اطلاعاتی - امنيتی انتشار يافته، دامنه آن در زمانی دورتر به جنگ و حمله نظامی گسترش پيدا کند، پيامدهای شوم و ويرانگر آن مستقيما متوجه ملت ايران و به ويژه كودكان، زنان و سالخوردگان خواهد بود که هيچ مداخله‌‌ای در برنامه ريزی‌ها و تصميم گيری‌های هسته‌ای ندارد و همواره مخالفت خود را با تشديد تنش و به خطر افتادن صلح و امنيت اعلام داشته است و هم اكنون نيز به معنای واقعی قربانی اصلی تحريم‌های اقتصادی قطعنامه‌های شورای امنيت سازمان ملل، و فشارها و محاصره‌ی صنعتی، تجاری، بانكی و ... اعمال شده از جانب دولت آمريكا و متحدان نزديك اين كشور اند.

ما شهروندان صلح‌طلب ايران در اين شرايط سياسی – اقتصادی بحرانی حق و وظيفه‌ی قانونی خويش می‌دانيم که بار ديگر "صدای صلح خواهانه‌ خود را به گوش ملت و دولتمردان کشور و مجامع بين‌المللی برسانيم و از صلح طلبان جهان درخواست کنيم که سکوت پيشه نکنند و برای پيشگيری از بروز فشار اقتصادی گسترده به مردم ايران و وقوع مجدد جنگ و خونريزی در منطقه دست ياری به ملت ما دهند".

ما بار ديگر اعلام می‌كنيم كه "اگرچه برخورداری از دانش و فن آوری هسته‌ای را، صرفنظر از کاربرد تسليحاتی آن، حق مسلم مردم ايران می‌دانيم، اما بر اين نکته تاکيد داريم که ملت ايران حقوق اساسی تر و مهمتری چون برخورداری از حق "مردمسالاری و حقوق بشر"، "امنيت و آزادی" و " عدالت و رفاه"- و در اين شرايط خاص سياسی" حق برخورداری از يك انتخابات آزاد، سالم و عادلانه"- را نيز دارد و کسب اين حق نبايد ديگر حقوق ملت را نفی و يا کمرنگ کند و سايه‌ شوم جنگ و ويرانی را بر سر آنان بگستراند. به باور ما، در شرايط جديد نيز پذيرش پيشنهاد مدير آژانس بين المللی انرژی اتمی، محمد البرادعی مبتنی بر "تعليق در برابر تعليق" اقدامی دورانديشانه برای پيشگيری از تحريم و جنگ است و می‌تواند سياست "برد- برد" را شکل دهد و سازماندهی کند و بهانه را از دست آتش افروزان و جنگ طلبان بگيرد.

همانگونه که در بطن اين پيشنهاد نهفته است خط مشی "تعليق در برابر تعليق" از يک سو حکومت ايران را وادار می‌کند که تعليق موقت را بپذيرد و داوطلبانه برنامه غنی سازی را تا مدت مورد توافق متوقف کند و از سوی ديگر فشارها و مجازات‌های اقتصادی عليه ايران را تا زمان مورد توافق طرفين به حالت تعليق درآورد. راهکار ديگر می‌تواند پذيرش پيشنهادهای جمعی گروه 5+1 يا پيشنهاد دولت فرانسه با اصلاحاتی توسط جمهوری اسلامی ايران همراه با تعليق و پيگيری مذاکرات باشد.

با توجه به اين نکات، امضا کنندگان اين بيانيه مصرانه بر سياست اعتمادسازی در عرصه‌ی جهانی تاکيد دارند و آن را از طريق تعامل با خاوير سولانا و نمايندگان گروه موسوم به 5+1 و دبيرکل سازمان ملل امکانپذير می‌دانند. به باور اين جمع، تداوم سياست‌های تنش‌زا و سخنان و اقدام‌های تحريك‌آميز نمايندگان حاکميت در داخل و مجامع بين المللی تنها ديوار بی اعتمادی گسترده ميان ايران و جامعه جهانی را ضخيم تر خواهد ساخت و به نفع برنامه‌های کاخ سفيد برای ايجاد يک اجماع بين المللی عليه تماميت ارضی و منافع ملت عزيز ايران خواهد بود.

ما همچنين ضمن پرهيز دادن دولت بوش از هرگونه اقدام ماجراجويانه با هدف جنگ افروزی در منطقه و حمله به خاک ايران با نيت اثر گذاری بر روی آرای انتخاباتی ملت آمريكا، نگرانی عميق خود را نسبت به پيامدهای ويرانگر سياست‌های جنگ طلبانه که با هدف تحت الشعاع قرار دادن شکست‌های داخلی و بين المللی و کمرنگ ساختن مشکلات فزاينده سياسی و اقتصادی صورت می‌گيرد، بيان می‌کنيم. به نظر ما آغاز گفت و گوی دو جانبه‌ی رسمی، علنی و شفاف بين تهران و واشنگتن و نشستن پشت ميز مذاکره بر مبنای يک برنامه از پيش اعلام شده، يکی از بهترين راه حل‌ها برای جلوگيری از بروز جنگ و خونريزی و گسترش ناامنی و اغتشاش در منطقه است.

جهانيان در اين شرايط خطير و بحرانی بايد به اين نکته‌ی مهم واقف باشند که تشديد تحريم‌های اقتصادی و حمله نظامی به خاک ايران برای همه طرف‌ها به ويژه برای ملت عزيز ايران، چيزی جز جنگ و ويرانی، مرگ و فقر و فلاکت و عقب‌ماند‌گی در پی نخواهد داشت و منطقه را به جهنمی سوزان تبديل خواهد کرد.

عاليترين مقام‌های مسئول ايران بايد اين حقيقت كتمان ناپذير را بدانند که نبايد با تبديل مساله‌ی غنی سازی به يک موضوع حيثيتی، ملی و امنيتی، در عمل شهروندان و گروه‌های سياسی ايران را از حق هرگونه ابراز نظر و بحث آزاد پيرامون اين مساله ملی بازدارند و مطبوعات ، روزنامه نگاران و نويسندگان کشور را با تشديد جو سانسور و خودسانسوری از پرداختن به اين مسئله‌ی ملی حياتی که به آينده‌ی تك تك آحاد ملت ايران مربوط است محروم سازند. بايد پذيرفت كه آگاهی حق مسلم ملت ايران است و مردم ايران بايد به صورت شفاف و روشن آگاه شوند که حتی با وجود انتشار چنين گزارش‌هايی خطر جنگ روز به روز نزديک‌تر می‌شود و برخی از مسئولان عاليرتبه نظام، با خط مشی متخذه و بهانه دادن به دست جنگ افروزان کاخ سفيد، چه در شرايط "نه صلح- نه جنگ" و چه "درگيری و برخورد محدود يا جنگ گسترده" جامعه را در سراشيبی فقر و ويرانی قرار می‌دهند.

ما امضا کنندگان اين بيانيه بار ديگر چون روزهای پايانی سال ۱۳۸۵ "با توجه به وظيفه ملی و تاريخی خويش، مخالفت قاطع و روشن خود را با چنين سياست‌هايی که چشم انداز آن چيزی جز تشديد تحريم‌های اقتصادی و در چشم انداز تيره قرار داشتن جنگ نيست، اعلام می‌کنيم و به مسئولان عاليرتبه کشور هشدار می‌دهيم که تا دير نشده است به خود آيند و سياست "تعليق در برابر تعليق" و يا هر راهکار مفيد ديگری را بپذيرند، چون فردا خيلی دير است. از همگان نيز می‌خواهيم که بيش از اين سکوت را جايز ندانند و نقطه نظرهای صلح جويانه و مخالفت خود را با جنگ - در اشكال و ابعاد مختلف آن - به روش‌های مناسب ابراز دارند.

26/9/1386

محمد آزادى، حميد آصفی،‌هاشم آقاجری، ، سامر آقايی، ناصر آملی، عباس ابوذری،‌هادی احتظاظی، منوچهر احتشامی، حميد احراری، طاهر احمدزاده، حسن احمدی، محسن احمدی، نعمت احمدى، محمود احمديان، محمدرضا احمدی نيا، مصطفی اخلاقی،‌ ، ساجد اردبيلی، يدالهع اسلامی، مرتضى اشفاق، حسن افتخاراردبيلی، جلال اقتدارى، اعظم اكبرزاده، زهرا اكبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمی، محمود امير احمدى، عبدالمجيد الهامی، مهدی امينی زاده، حسين انصاری راد، مصطفی ايزدی، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، كمال الدين بازرگانى، مختار باطولی، روح‌اله باقرآبادی، ايرج باقرزاده، پروين بختيارنژاد، اكبر بديع زادگان، محمد بذرپور، ايمان براتيان، رحمت الله برهانى، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد حسين بنی اسدی، عماد بهاور، محمد بهزادى، حميد بهشتى، محمد بهفروزى، راضيه بوستانکار، مرضيه بوستانکار، جلال بهرامی، صفا بيطرف، مسعود پدرام، جعفر پناهی، رضا پويان، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عبدالرضا تاجيك، عباس تاج‌الدينی،‌هادی تفنگچی، مصطفى تنها، رضا تهرانى، غلامعباس توسلى، محمد توسلى، محمدرضا توسلى، مجيد جابرى، جلال جلالی زاده، علی جمالی، فرشته جمشيدی، مجتبی جهانی، رضا حاجى، مجيد حاجی بابائی، بهمن حافظى، طه حجازى، حميد حديثی، علی حديثی، حسين حريرى، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشيد حقگو، وحيد حقيقی، على حكمت، منيژه حکمت، ابوالفضل حكيمى، عبدالكريم حكيمى، مجيد حكيمى، محمد رضا حمسى، محمد حيدری، جعفر خائف، نبی اله خانزاده مرخالی، ابراهيم خوش سيرت، مهدی خدادادى، امير خرم، حسين خطيبی، محمد خطيبی، مجتبی خندان، اسماعيل خوش محمدى، ناهيد خيرابی، هوشنگ خيرانديش، محمدعلى دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر، محمد داديزاده، محمدمهدى دانشيان، محمد حسن داوودی ، فريبا داودی مهاجر، محمود درد كشان، محمود دل آسايى، اميرخسرو دليرثانی، عباس دهقان نژاد، مصيب دوانى، ابراهيم دينوی، محمد صادق ربانى، تقی رحمانی، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايى، امير رزاقی، سميرا رزاقی، سهراب رزاقی، محمد صادق رسولی، بهمن رضاخانی، احد رضائى، اصغر رضائى، بيوك رضائى، عبدالعلی رضائی، سعيد رضوى فقيه، حسين رفيعى، مهدى رهنما، رضا رئيس طوسى، جمال زره ساز، علی زرين، اکبر زمانی، محمد ابراهيم زمانى، پرويز زندى نيا، احمد زيدآبادى، محمد رضا زهدى، عليرضا ساريخانى، احمد ساعی، نسرين ستوده، عزت الله سحابى، فريدون سحابى،‌هاله سحابى، عيسی سحر خيز، محمد سرچمى، محمود سعيدزاده، بيوک سعيدی، علی اشرف سلطانی ، عبدالفتاح سلطانی، مرتضی سلطانيه، محمد جواد سليمانی، علی سياسی راد، سيد محمد علی سيف‌زاده، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاكرى، تقى شامخى، على شاملومحمودی ، محمد شانه چى، حسين شاه حسينی، جواد شرف‌الدينی، محمد شريف، كاظم شكری، مازيار شکوری گيلچالان ، الله وردى شمبورى، محمود شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازی، احمد شيرزاد، فيروزه صابر، هدی صابر، محمد صاحب محمدی،‌هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادى، رضا صدر، سميرا صدری، باقر صدری نيا، مهدی صراف، لطيف صفری، مظفر صفری، بيژن صفسری، فضل الله صلواتى، حميد رضا صمدی، كيوان صميمى، جليل ضرابی، على اشرف ضرغامى، فريدون ضرغامى، اعظم طالقانى، حسام طالقانى، طاهره طالقانى، نرگس طالقانى، اكبر طاهرى، رئوف طاهرى، محمد طاهرى، امير طيرانی، کيان ظهرابی، سيد جعفر عباس زادگان، روئين عطوفت، باقر علائی، علی علوی، علی رضا علوى تبار، محمدباقر علوى، رضا عليجانی، على عليزاده نائينى، محمد جعفر عمادى، محمود عمرانى، على اصغر غروى، عليرضا غروى، ماجد غروى ، سعيد غفارزاده، مسعود غفاری، على غفرانى، مهدى غنى، فريده غيرت، باقر فتحعلی بيگی، پويان فخرآيی، مقصود فراستخواه، غفار فرزدى، شهين فرزين پژوه، حسن فرح آبادی، ليلی فرهادپور، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرهودی نيا، حسن فريد اعلم، مرتضی فلاح، ارسلان فلاح حجت انصاری، بهرام فياضی، احمد قابل، حسين قاضيان، عباس قائم الصباحی، خسرو قشقايى، ماهرو قشقايى، رحمانقلى قلى زاده، مهدی قلی‌زاده اقدم، عبدالحسين قمی زاده، عبدالمجيد قندى زاده، نظام الدين قهارى، مصطفى قهرمانى، حجت الله قياسى، رحمان كارگشا، امير حسين کاظمی، مرتضى كاظميان،‌هادی كحال‌زاده، محسن كديور، خسرو كردپور، مسعود كردپور، عليرضا كرمانی، على كرمى، فريدون کشکولی، پروين كهزادى، يعقوب كوثرى، بهناز كيانی، بيژن گل افرا، فاطمه گوارائی، علی اصغر گواهی، اکبر گنجی، مسعود لدنى، حسين لقمانيان، احسان مالکی پور، محمد تقى متقى، حسين مجاهد، محسن محققى، نرگس محمدی، نوشين محمدی، محمد محمدى اردهالى، سيد على محمودى، حسين مدنی، سعيد مدنى، ماشاءالله مديحى، مرضيه مرتاضی لنگرودی، فريد مرجائی، مصطفى مسكين، رضا مسموعى، ضيا مصباح، ليلا مصطفوى، مصطفى مصطفوى، عباس مصلحى، محمد جواد مظفر، مهدی معتمدی مهر، ضياء مصباح، احمد معصومی، ياسر معصومی، خديجه مقدم، مرتضى مقدم، فهيمه ملتى، کاظم ملکی، احمد منتظرى، سعيد منتظرى، خسرو منصوريان، كيوان مهرگان، سيدرضا موسوى سعادتلو، سيد علی موسوی خوئينی، عبدالله مومنی، على مومنى، محمود مومنى، امير ميرخانى، وحيد ميرزاده، فرشته ناصرگيوه چى، حسن نراقى، محمود نعيم پور، احمد نعمت زاده، جعفر نقمی، محمود نكوروح، امير نكوفر، محمد تقى نكوفر، علی نکونسبتی، سيد حميد نوحى، امير حسين نوربخش، فخرالسادات نوربخش، منوچهر نوربخش، حسين نوری زاده، غلامرضا نيک صفت ، احمد‌هادوی،‌هادى‌هادى زاده يزدى، ناصر‌هاشمی، خليل هراتی، مراد همتی، عليرضا هندى، احسان هوشمند، رسول ورپايى، منصور وفا، باقر ولى بيك، جليل ولى بيك، رحيم ياورى، على فريد يحيايى، مير محمود يگانلی، حنيف يزدانی پور، كاظم يزدى، ابراهيم يزدى، حسن يوسفى اشكوری، حسن يوسفيان آرانی.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
صفایی فراهانی سران دولت را درباره مسايل فوتبال به مناظره فراخواند Print This Page!!!

رئیس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال با تاکید بر اینکه تمام فعالیت هایش در راستای کمک به فوتبال و حل مشکلات این رشته بوده است خواستار برگزاری مناظره جهت شفاف سازی در مورد اتفاقات چندماه اخیر شد.

محسن صفایی فراهانی با بیان این مطلب درگفتگو با خبرنگار مهر افزود: اینکه رئیس جمهور و رئیس قوه مجریه در یک گفتگوی زنده تلویزیونی به یک مسئله فرهنگی و ورزشی پرداختند باعث خوشحالی من و همه اهالی ورزش و به خصوص فوتبال است اما متاسفم از اینکه همکاران رئیس جمهور اطلاعات غلطی به ایشان دادند که باعث شد نقطه نظراتی را در آن برنامه مطرح کنند. من متاسفم که ما هیچ تریبونی نداریم که بتوانیم اتفاقات مشخصی که در یکسال گذشته بر فوتبال گذشته است را ارائه دهیم اما طرف مقابل ما با تمام امکانات به نوعی این مسئله را عنوان می کند که کاملا وارونه با مسائلی است که اتفاق افتاده است.

وی ادامه داد: بهتر بود رئیس جمهور از تمام امکانات خود استفاده می کردند و افکار عمومی را با اطلاعات کامل تری روبرو می کردند که دقیقا مشخص شود چه گروهی و با چه هدفی دارد فوتبال را طی یکسال گذشته با مشکلات مواجه ساخته است.

رئیس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال با تاکید بر اینکه به عنوان رئیس این کمیته تلاشش بر این بود که طی یکسال گذشته کمترین لطمه به فوتبال ایران وارد آید، افزود : بنده به عنوان مسئول کمیته انتقالی و کسی که طی یک سال گذشته این مسائل را تحمل کردم، تمام تلاشم این بود که کمترین لطمه به فوتبال ایران ومنافع ملی وارد آید.

عضو کمیته اجرایی کنفدراسیون فوتبال آسیا در ادامه گفتگو با مهر از آمادگی خود برای مناظره با هر شخصیتی در سازمان تربیت بدنی خبر داد و افزود: آمادگی این را دارم که با هر کدام از مدیران سازمان تربیت بدنی به مناظره بنشینم برای اینکه تمام مسائل به مردم بازگو شود.

صفایی فراهانی ادامه داد: باید بنشینیم و تمام جزئیات را برای مردم بیان کنیم که چه عاملی باعث شد فدراسیون ایران به تعلیق برود. چه مسائلی بر فوتبال ایران گذشت و چرا نتوانستند به تصمیم برسند قبل از اینکه فدراسیون ما به تعلیق برود. چه مسائلی در ابتدای تعلیق گذشت و چه اتفاقاتی رقم خورد که کمیته تشکیل شد.

وی تاکید کرد: بیان اینکه کمیته انتقالی در زمان فعالیت خود علیه مملکت کار کرده است باید با اسناد و مدارک باشد. اینکه در یک بحث یک جانبه طرف را محکوم کنیم بدون اینکه هیچ گونه مستنداتی به مردم ارائه شود، فکر نمی کنم این مکانیزم منطقی باشد و من اساس آن را می گذارم بر اساس اطلاعات غلطی که به ریاست جمهوری ارائه شده است. اگر اطلاعات درست می دادند مطمئنا ایشان بدین صورت بیان نمی کردند که یک گروه سیاسی دنبال اهداف خاص خود است.

رئیس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال خاطر نشان کرد: حداقل تا آنجائیکه من می دانم طی یکسال اخیر هیچ گروه سیاسی نه پیگیر رسیدن به اهداف خود از فدراسیون فوتبال بوده است و نه هیچ گونه سند و مدرکی برای چنین بحثی به صورت مکتوب وجود دارد.

صفایی فراهانی در ادامه گفتگوی خود با خبرنگار مهر اذعان داشت : با این حال آمادگی کامل دارم که اگردریک مناظره مشخص شد طی زمان فعالیت کمیته انتقالی تخلفی از ناحیه من و هر کسی که از با من ارتباط دارد سر زده است، هرگونه جرمی که در کشور می توان برای این کار گذاشت را به گردن می گیرم اما اگر چنین نبود طرف مقابل حداقل یک جانبه کسی را محکوم نکند و عنوان شود که افرادی به مملکت خدمت نمی کنند.

وی با اشاره به دوره فعالیت خود در وزارت صنایع، نیرو و فدراسیون فوتبال افزود: عملکرد من حداقل در 30 سال گذشته و درهر جایی که حضور داشتم کاملا روشن و مشخص و قابل ارائه است. خوشحالم از اینکه از هر کجا که رفتم نمایندگان بازرسی کل کشور اسناد و مدارک آنجا را مورد تحقیق و تفحص قرار دادند اما خوشبختانه هیچ گونه تخلفی در دوره مدیریتی من به چشم نخورد که اگر بود حتما مشخص و به مراجع ذیربط ارائه می شد.

وی ادامه داد: اینها نشان می دهد که حداقل چه در ورزش و در باقی موارد از مسئولیت های خود هیچ سواستفاده ای به غیر از آنچه می شد به کشور خدمت کرد نداشته ام. عملکردم در فدراسیون جهانی فوتبال و کنفدراسیون فوتبال آسیا هم نشان می دهد که همیشه به دنبال منافع ایران بوده ام.

صفایی فراهانی با اذعان به اینکه در زمان حضور در کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال همیشه منافع کشور را مدنظر قرار داده و سعی در کاهش مشکلات فوتبال ایران داشته است، افزود: به جای اینکه کارکمیته انتقالی چهارماه به طول انجامد، بیش از یک سال به درازا کشیده است بدون اینکه مشکلی برای فوتبال ایران به وجود آید.

وی در ادامه گفتگو با مهر یاد آور شد: اگر قرار بر این بود که گروهی سیاسی برای فوتبال ایران مشکل به وجود آورد قطعا پیش از آغاز جام ملت ها مدارکی را ارائه می کردیم که مجددا فوتبال ایران به حالت تعلیق درآید. حتی می شد در دور اول که محمد علی آبادی در انتخابات حضور یافت اطلاعاتی را به فدراسیون جهانی فوتبال ارائه دهیم که مانع از برگزاری انتخابات شود اما برای منافع کشور این کارها صورت نپذیرفت و هماهنگی لازم را به عمل آوردیم تا انتخابات در تاریخ 23 مهرماه برگزار شود حتی نمایندگان FIFA و AFC نیز معرفی شدند تا با طفره رفتن نمایندگان سازمان تربیت بدنی بازهم تاریخ برگزاری مجمع فدراسیون فوتبال عوض شود که اگر چنین نمی شد امروز فدراسیون فوتبال رئیس داشت و با این همه مشکل روبه رو نبودیم.

فراهانی با تاکید بر اینکه اگر اعضا کمیته انتقالی با مقاصد سیاسی به دنبال تضعیف منافع کشور بودند در مقاطع یاد شده مشکلاتی را برای فوتبال ایران به وجود می آوردند، افزود: فکر می کنم به جای هرگونه فرافکنی بهتر است واقعیت را روشن بیان کنیم و اطلاعات دقیقی به مردم بدهیم چرا که مهمترین مسئله در این بین مردم ایران هستند که باید اطلاعات را دقیق و روشن دریافت کنند.

صفایی فراهانی پیرامون نشست اخیرنمایندگان سازمان تربیت بدنی با مسئولان فدراسیون جهانی فوتبال و کنفدراسیون فوتبال آسیا، گفت: آقایان شخصا مذاکراتی را در روز چهارم دسامبر با مسئولان FIFA و AFC در مقر کنفدراسیون فوتبال آسیاانجام دادند که با تفاهماتی همراه بود و خودشان از آن مطلع هستند. از طرف سازمان تربیت بدنی، معاونت آن سازمان ریاست هیئت مذاکره کننده را برعهده داشتند و ایشان می دانند چه توافقاتی کرده اند و در صورتی که آن تفاهمات را عملیاتی کنند انتخابات برگزار می شود.

رئیس کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال با تاکید بر اینکه در نشست با مسئولان فدراسیون جهانی فوتبال و کنفدراسیون فوتبال آسیا مسئله ای را عنوان نکرده و نقشی در تفاهمات طرفین نداشته است، ادامه داد: در آن جلسه آقایان دقیقا مذاکرات را انجام و مدیریت کردند وتفاهماتی را حاصل کردند که اگر آن تفاهامات را انجام دهند هیچ مشکلی در جهت برگزاری انتخابات پیش نمی آید خوشحالم که در آن جلسه آقایان حضور داشتند و خودشان مذاکرات را مدیریت کردند و پس از آن کسی مورد اتهام قرارنمی گیرد که فردی مذاکره کننده برخلاف منافع کشور گفتگو ها را پیش برده است.

وی یاد آور شد: پس از بازگشت از مالزی از نمایندگان سازمان تربیت بدنی خواستم در نشست عصر چهارشنبه کمیته انتقالی حضور یابند تا موارد عنوان شده در مذاکرات با FIFA و AFC جمع بندی و بررسی کنیم اما آنها اشاره داشتند که ابتدا باید با رئیس سازمان تربیت بدنی هماهنگ کنند.

صفایی فراهانی با اشاره به اینکه بالاخره نشست کمیته انتقالی 5 روز پس از بازگشت از مالزی برگزار شد، افزود: در آن جلسه نیز آقایان اشاره داشتند که نتوانسته اند نظر مسئولان سازمان را برای حل موضوع و عمل به تفاهاماتی که باید فدراسیون جهانی فوتبال و کنفدراسیون فوتبال آسیا حاصل شده است، مستقل کنند.

وی در پاسخ به این سئوال که "با شرایط موجود و تاکید رئیس جمهورکشورمان بر کناره گیری علی آبادی از انتخابات فدراسیون فوتبال، تکلیف برگزاری مجمع این فدراسیون چه می شود؟"، گفت : این خبر را از طریق خبرگزاری ها و رادیو تلویزیون شنیدم این درحالی است که روز گذشته آقای علی آبادی در گفتگو با رسانه ها عنوان کردند که هنوز تصمیمی برای حضور در انتخابات نگرفته اند. با این شرایط اگر آقای علی آبادی تصمیم به کناره گیری از انتخابات بگیرد و سازمان نقطه نظرات تفاهم شده با فیفا را منعکس کند برای برگزاری مجمع مشکلی نیست.

رئیس پیشین فدراسیون فوتبال یادآور شد: درهمان جلسه یکشنبه که از سفر برگشتیم به آقایان پبشنهاد دادم که در تاریخ 20 دسامبر انتخابات فدراسیون فوتبال برگزار شود و گفتم اگر همین امروز تصمیم بگیرید که به تفاهمات با فیفا و کنفدراسیون فوتبال عمل کنیم می شود 20 دسامبر که وقت کافی برای همه کارها وجود دارد.

وی ادامه داد: بر خلاف خواسته من، آقایان تصمیم نگرفتند و امروز که با شما صحبت می کنم 27 آذرماه - 18 دسامبر- است . ما اگر آن روز اقدام کرده بودیم قادر بودیم پنجشنبه هفته جاری مجمع را برگزار کنیم اما از آنجائیکه تصمیم نگرفتیم و کار را تا به این جا کش دادیم حتما ما مقصریم و با مقاصد سیاسی انتخابات را به تعویق انداخته ایم.

صفایی فراهانی افزود: از 20 دسامبر تا 5 ژانویه کنفدراسیون فوتبال آسیا تعطیل است. یعنی عملا تا 5 ژانویه نمی توانیم برای گفتگو جدید با مسئولان فوتبال آسیا اقدام کنیم. به نظر من آقایان به جای پرداختن برای حل مشکلات موضوعات را عملا فرافکنی می کنند تا با این مکانیزم مشکل خود را حل کنند. متاسفانه این بدترین روشی است که ما به مسئولان بالای خود گزارش غلط بدهیم که باعث این گونه اظهارنظرها بشود.

وی خاطرنشان کرد: روز شنبه به آقایان گفتم زمان از دست می رود اگر می خواهید برای کنفدراسیون فوتبال آسیا نامه بنویسید زودتر اقدام کنید خود آقایان تعلل کردند. متاسفانه این زمان از دست می رود و کسی بدان توجه نمی کند اما از آن طرف دیگران متهم به کار شکنی در فوتبال می شوند.

رئیس کمیته انتقالی در خصوص انتخاب سرمربی تیم ملی تصریح کرد: در 23 مهرماه که انتخابات فدراسیون فوتبال برگزار نشد و به تاریخ 15 آذرماه موکول شد. دیدیم زمان کمی تا آغاز مسابقات مقدماتی جام جهانی مانده است به همین خاطر در مذاکراتی با مسئولان سازمان تربیت بدنی هماهنگی لازم را برای انتخاب سرمربی تیم ملی به عمل آوردیم و مذاکراتی نیزبا مربیان خوب که آمادگی کار در فوتبال ایران را داشتند آغاز شدند.

وی تصریح کرد: استخدام هر کدام از مربیان به دلیل پروسه طولانی که برای مذاکره با آنها طی شد به بن بست رسید. ما می توانستیم اواسط آبان ماه مربی را قطعی کنیم و قرار داد ببندیم و اما متاسفانه زمان را همانطور که در بحث برگزاری انتخابات عنوان کردم از دست دادیم تا امروز تیم ملی بدون باشد. دیروز همچنین از زبان رئیس سازمان تربیت بدنی خواندم که بهتر است مربی تیم ملی پس از برگزاری انتخابات فدراسیون فوتبال تعیین شود. ای کاش این تصمیم پیش از تلاش ما برای انتخاب سرمربی این تیم صورت می پذیرفت.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

27 آذر 86

لاریجانی رسما به راه خاتمی و روحانی برگشت

نوروز- محمد جواد روح: «علی لاریجانی» سخنگوی پیشین تیم هسته‌ای ایران در تازه‌ترین سخنان خود پیشنهاد كرد كه گروه 5+1 آماده مذاكره مستقیم با ایران شوند؛ پیشنهادی كه در صورت تحقق، «خاویر سولانا» را بعنوان نماینده این گروه در مذاكره با ایران از میدان خارج می‌كند.

پیشنهاد لاریجانی عملا به معنای بازگشت به شیوه مذاكرات دوران آقایان خاتمی و حسن روحانی است. چراكه از میان گروه 5+1 مذاكرات با دو كشور چین و روسیه كه دستكم در سطح شعار، با ایران همسویی نشان می‌دهند، عملا اقدام تازه‌ای نیست. چراكه نمایندگان عالی این دو كشور ( و در رأس آنها «وویلادیمیر پوتین») بارها مذاكرات مستقیمی با مقامات ایرانی (تا سطح مقام رهبری) داشته‌اند و خود آقای لاریجانی از پیام پوتین به ایشان خبر داده بود.

از سوی دیگر، موضع آمریكا نیز در قبال ایران از ابتدا روشن بوده و این كشور بدون پذیرش تعلیق غنی‌سازی حاضر به گفت‌وگو با ایران و ارائه بسته تشویقی (كه در رأس آن «تضمین امنیتی» قرار دارد)، نبوده و نیست. هر چند طیف‌های میانه‌روتر هیات حاكمه آمریكا راهكارهایی چون فروش سوخت به ایران و یا غنی‌سازی در كشور ثالث را مطرح می‌كنند؛ اما این موارد تاكنون نه مورد پذیرش ایران و نه مورد تائید دولت بوش نبوده است.

لاریجانی در همین مصاحبه كه روز دوشنبه و در حاشیه همایش «بسیج و قدرت نرم» در جمع خبرنگاران انجام شده، در مورد پیش‌شرط 1+5 برای انجام مذاكرات كه همان تعلیق غنی‌سازی است، گفته: «پیش‌شرط قبلی آنها تعلیق بود كه امروز زمینه حیات ندارد؛ چرا كه زمانی به ما می‌گفتند وارد چرخه غنی‌سازی نشوید كه ما شدیم».

بدین‌ترتیب، آمریكا، چین و روسیه از جمع شش كشور عضو 5+1 خارج می‌شوند و عملا پیشنهاد جناب لاریجانی، تفاوتی در موضع آنان در قبال ایران ایجاد نمی‌كند. در نتیجه از جمع شش كشور، آلمان، بریتانیا و فرانسه باقی می‌مانند.

اما این سه كشور، كدام كشورها هستند؟ اگر آقای لاریجانی كمی به حافظه خود مراجعه كنند (كه طبعا به دلیل «ورزش‌های فكری و فلسفی» باید قوی هم باشد)، حتما به خاطر خواهند آورد كه این كشورها، همان سه كشوری هستند كه در زمان دولت خاتمی، مذاكرات اتمی ایران به مسؤولیت آقای روحانی با آنها انجام و منجر به شكاف در 5+1 و از بین رفتن اجماع جهانی شد.

حال، آقای لاریجانی بعنوان مهمترین منتقد سیاست‌های هسته‌ای دوران خاتمی و به‌ویژه مذاكرات با تروئیكای اروپایی (متشكل از سه كشور بریتانیا، فرانسه و آلمان) كه نقطه اوج آن، توصیف معاهده سعدآباد میان این سه كشور با ایران با عنوان «معاوضه در غلطان با آب‌نبات» بود، پیشنهادی داده كه معنای منطقی آن بازگشت به همان مذاكرات است.

البته در این مسیر، آقای لاریجانی «درهای غلتانی» همچون مذاكرات پرهزینه و كم‌فایده با چین و روسیه (تحت عنوان «راهبرد نگاه به شرق»)، اعطای امتیازات و رایزنی‌های مداوم با كشورهای غیرمتعهد (گروه «نم») كه در نهایت بی‌نتیجه بود و اكثریت مطلق آنان به ارجاع پرونده ایران از شورای حكام به شورای امنیت رای مثبت دادند و مهمتر از همه، صدور دو قطعنامه تحریم علیه ایران را به كشور هدیه كرده‌اند و تنها چند تكه آب نبات برای طرفین مذاكره باقی گذاشته‌اند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
ليلاز بیان کرد : حداقل 20 مورد خلاف علمي در گزارش احمدی نژاد

سعيد ليلاز، كارشناس اقتصادي در ارزيابي گفت‌وگوي زنده رييس‌جمهوري در رسانه ملي گفت: «شيوه اجرا و پخش اين گفت‌وگوي زنده را بايد حادثه مهمي در جامعه تلقي كرد. اين امر نشان‌دهنده وضعيت بحراني جامعه در سطح مطالبات مردم است. پوشش تبليغاتي اين مصاحبه به واقع بي‌نظير و در طول چند دهه گذشته بي‌سابقه بوده چراكه دو شبكه تلويزيوني (يك و شش) همزمان در بهترين ساعت پخش برنامه به پخش زنده گفت‌وگو مبادرت كردند. اين شيوه تاكنون سابقه نداشته است.

ازنظر ليلاز، حداقل 20 مورد خلاف بين علمي در اين گفت‌وگو وجود داشت؛ براي مثال اشاره به افزايش 70 درصدي حجم معاملات بورس بود. بورس در سال 83 بالاترين حجم معاملات را داشت در حالي كه هم‌اكنون با كم‌تر از يك سوم ظرفيت در حال حركت است.»

ليلاز خاطرنشان كرد: «نكته ديگر اشاره به توليد انبوه مسكن بود؛ در حالي كه مطابق با آمار رسمي مركز آمار ايران طي سال‌‌هاي 75 تا 85 تراكم خانوار از 15/1 به 04/1 رسيد و اين نشان مي‌دهد كه طي اين 10 سال به‌طور متوسط سالانه صد هزار خانواده صاحب‌خانه شده‌اند.»

اين كارشناس اقتصادي در مورد معضل تورم و اشاره رييس‌جمهوري به نحوه كاركرد موسسات مالي و اعتباري و بانك‌ها و تاثير آن‌ها در تورم يادآور شد: «رييس‌جمهوري اشاره به نقش بانك‌ها و موسسات مالي و اعتباري در تورم كردند در حالي كه مديران بانك‌ها يكباره و يك‌شبه تغيير كردند به دليل اين‌كه به دستور رييس‌جمهوري تسهيلات پرداخت نكردند. صندوق‌هاي مالي و اعتباري در اختيار برخي نهادها هستند و در طول اين مدت كم‌تر كسي به شيوه و كاركرد اين صندوق‌ها نظارت كرده در حالي كه از بدو روي كار آمدن دولت نهم، بانك‌هاي خصوصي به طور مداوم تحت فشار بوده و حتي به اين بانك‌ها اعمال و تحميل نظر شده به‌طوري كه بيش‌تر اعضاي هيات مديره اين بانك‌ها تغيير كرده است.»

وي افزود: «تسهيلات بنگاه‌هاي زودبازده و كاهش بيكاري، ريشه‌كن كردن گراني مسكن با مسكن‌هاي 99‌ساله و ... همه از جمله نكاتي است كه نشان مي‌دهد اين رفتارها براي پوشش دادن واقعيت در كوتاه‌مدت تعبيه شده و شيوه‌اي براي حل مشكل وجود نداشته است.»ليلاز در مورد پايبندي دولت به برنامه چهارم توسعه و مدل‌هاي اقتصادي دولت نهم گفت: «رييس‌جمهوري اعلام كرد، عدل اقتصادي دولت نهم منطبق بر برنامه چهارم توسعه است در حالي كه سازمان مديريت را منحل كردند، نقش دولت در اقتصاد را بيش‌تر كرده و حجم دولت را بزرگ‌تر كردند. حتي بخشي از تورم را به گردن مجلس انداختند در حالي كه در سال گذشته پنج بار به مجلس متمم بردند و پنج بار ضريب فزاينده رشد پايه پولي را افزايش دادند و هر بار كه مجلس از تصويب اين متمم‌ها سر باز زد تهديد كردند كه حقوق‌ها را پرداخت نمي‌كنند.»

وي افزود: «اهمال دولت هيچ ارتباطي با سياست‌ها و گفتارش ندارد. دولت در مورد بودجه انقباضي صحبت مي‌كند ولي متمم 2/1 ميليارد دلاري دولت در مجلس است و حتي يك فوريت‌اش نيز تصويب نمي‌شود. تورم را به تورم كنوني جهان نسبت مي‌دهند در صورتي كه سرعت رشد جهاني تورم حدود سه درصد است. از سال 2000 تاكنون قيمت فولاد در جهان حدود 5/2 برابر و قيمت نفت 11 برابر شده اما در همين سال‌ها تورم در ايران چند برابر شده است؟»

به نوشته سرمایه اين كارشناس اقتصادي در مورد نرخ موثر تعرفه و افزايش آن و سياست دولت در اين حوزه گفت: «در پايان دولت خاتمي نرخ موثر تعرفه‌ها 5/13‌درصد بود و آقاي احمدي‌نژاد قول داد كه دو درصد اين تعرفه‌ها را بالا ببرد در حالي كه هم‌اكنون اين تعرفه به 10‌درصد كاهش پيدا كرده و به دنبال آن سيل كالاهاي وارداتي به كشور روان شده است.»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

سخني از چارلي چاپلين خيلي با حاله حتما بخونيد

 چارلي چاپلين به دخترش: تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده! هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد به او بگو كه تو را بيش تر از خودم وكمتر از خدا دوست دارم زيرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نياز دارم

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

آثار رنگها بر روح و روان

طریقه تاثیرگذاری رنگ ها بر روحیه ما بخشی مهم از رابطه ما با دنیای اطرافمان را تشکیل می دهد و در مغز ما نوشته شده است که برخی رنگ های خاص، واکنش های خاصی را در روح و روان ما ایجاد خواهد کرد. رنگ ها بر همه حواس ما تاثیر میگذارند. دیدن رنگ ها می تواند حال و هوای خودآگاه و ناخودآگاه ما را تغییر دهد. رنگ ها حتی بر غذاهایی که می خوریم اثر می گذارد و این راه خوبی است که از طریق آن می توانیم ببینیم رنگ ها چگونه بر ما تاثیر می گذارند و این چطور به غرایز اولیه ما برمی گردد. تصور کنید سبزیجات آبی رنگ بخورید، معمولاً از خوردن غذاهایی که آبی، سیاه یا بنفش رنگ باشند اجتناب می شود و اگر هم طعم آن را بچشید، اشتهایتان کور می شود.

رنگ و فرهنگ

رنگ و روحیه در پیش زمینه های فرهنگی مختلف معانی مختلفی دارد. اینجا ما از زمینه فرهنگ ایران استفاده می کنیم اما این اصول معمولاً در سراسر جهان یکسان است.معانی رنگها که از کودکی بما آموزش داده میشود از این قرار است: قرمز = خطر، سبز = طبیعت، سفید = صلح، سیاه = ناراحتی.

روش های درمانی مختلفی به وجود آمده که از رنگ ها برای تاثیرگذاری بر روی بخش های خودآگاه و ناخودآگاه مغز استفاده می شود. روانشناسان دیرزمانی است که قدرت رنگ ها را—رنگ های گرم و رنگ های سرد-- بر ذهن ما را شناخته اند. سایه های روشن تر مربوط به خلق و خوی لطیف تر بوده، روحیه را تقویت کرده و در فرد ایجاد آرامش می کند. رنگ های تیره تر ، پرطراوت و انرژی دهنده بوده و تاثیر بیشتری دارند. با استفاده از رنگ های یک فام می توانید روحیه ای موزون و هماهنگ ایجاد کنید. رنگ سفید رنگ ها را شدیدتر نشان می دهد و سیاه رنگ ها راخفه می کند. با درک رنگ ها و رابطه آنها با روحیه می توانید از آن بعنوان ابزاری بسیار نیرومند در طراحی استفاده کنید. با ترکیب رنگ هایی خاص یا اضافه کردن یک سایه خاص به یک رنگ میتوانید جو مورد نظر را ایجاد کرده و پیام آن طراحی را تحت تاثیر قرار دهید.

رنگ ها علاوه بر روحیه های مختلف، با فصل های مختلف نیز در ارتباط اند، که خود حال و هوای خاصی را ایجاد می کند. استفاده از رنگ های مربوط به هر فصل می توانید یک روحیه خاص را ایجاد کنید. به نمونه های زیر دقت کنید:

بهار = سبز، قهوه ای روشن، زرد روشن--تازکی و طراوت

تابستان = سفید، زرد، نارنجی—جنبش و چالاکی—رنگ های جامد در وسط سایه های تیره/روشن

پاییز = قهوه ای، سبز تیره، قرمز، نارنجی—اینها سایه های تیره تر هستند

زمستان = سفید، قرمز تیره، بنفش و ارغوانی

حالا ببینیم رنگ های مختلف برای ما چه معنا و مفهومی دارند و چطور می توانیم از آنها برای تقویت روحیه خود استفاده کنیم. یکی از بهترین راه ها برای نگاه کردن به رابطه رنگ ها و روحیه، انتخاب برخی از متداولترین روحیاتی است که در طراحی استفاده می شود و نشان دادن رابطه رنگ ها با آنها است.

انرژی دهنده / گرم

قرمز، نارنجی، زرد، قهوه ای یک رنگ گرم خنثی است—رنگ های آتش

 

 

 

مهیج و محرک

زرد—روشن، رنگ ها گرم تاثیری نیرومند و دیرپا بر جای می گذارند.

 

 

 

حیرت آور

رنگ های تک در ترکیب با رنگ های دیگر حسی حیرت آور ایجاد می کند. اگر رنگ ها به طور طبیعی با هم نمی خواند، می توانید یک تمرکز خاص ایجاد کنید و مردم را محبور کنید که به دقت نگاه کنند.

 

 

 

زنانه

صورتی، بنفش یاسی—معمولاً با استفاده از سفید در ترکیبات رنگی تیره تر می توانید دیدی زنانه ایجاد کنید. همچنین با استفاده از رنگ نقره ای به همراه رنگ های روشن تر می توانید دیدی لطیف و ظریف بسازید.

 

 

 

دراماتیک

تیره قوی—قرار دادن رنگ های تیره و روشن در کنار یکدیگر چشم اندازی دراماتیک ایجاد خواهید کرد.

 

 

 

طبیعی

رنگ های لطیف تر و مختلط تر معمولاً با سایه های طوسی تیره و گرفته می شود.

 

 

 

مردانه

در اکثر طراحی ها از رنگ های تیره به همراه قهوه ای و گاهاً آبی استفاده می شود.

 

 

 

جوان

کاملاً مغایر یا کاملاً موافق. رنگ هایی که خیلی پرطراوت یا خیلی کمرنگ یا پریده رنگ باشند.

 

 

 

آرام

معمولاً رنگ های سرد از بنفش تا سبز و آبی و طوسی—وقتی رنگ ها مغایر را از ترکیب بیرون می کنید، استرس آن کمتر می شود.

 

 

 

آرامش بخش

سایه هایی از آبی، بنفش یا سبز به همراه رنگ خنثی یعنی طوسی

 

 

 

رنگ ها و شما

همانطور که می بینید رنگ ها و روحیه های مختلف به اصلی ترین ادراک های روحی و روانی ما وابسته است. با در نظر گرفتن کاربرد رنگ ها، می توانید با طراحی خاص خودتان، بر احساستان تاثیر بگذارید. انسانها در سطوح مختلف با هم ارتباط برقرار می کنند و از حواس خود استفاده می کنند. تاثیر گذاشتن روی روحیه و خلق و خو چیزی است که شرکت ها و کمپانی های تجاری مختلفی درصدد رسیدن به آن هستند. همچنین می توان از آن در محیط زندگی استفاده کرد مثلاً خانه یا محل کار. کمی وقت گذاشته و درمورد واکنش خود به برخی رنگ های خاص و معنا و مفهوم آنها برای خود فکر کنید. همه ما ایده و درک متفاوتی از رنگ های مختلف داریم اما با کمی تعمق خواهید دید که قوانینی کلی در دیدگاه همه ما نسبت به رنگ های مختلف وجود دارد .

 

برگرفته از سایت مردمان

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
هشدار زود هنگام سردار افشار به ردصلاحيت شدگان Print This Page!!!

اعتماد:«برخي از گروه ها عدم تاييد صلاحيت ها را بهانه عدم حضور خود قرار ندهند.» اين بخشي از اظهارات معاون سياسي وزير کشور و رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم است که در يک نشست مطبوعاتي در همايش منطقه يي انتخابات در شيراز بيان شد. اما عليرضا افشار دليل اين جمله خود را نيز اعلام کرد؛ دلايلي که بسياري از فعالان سياسي که امکان حضور در انتخابات- به دليل رد صلاحيت ها- را نيافته اند آن را نادرست مي دانند؛«در تمام انتخابات گذشته از هر جناح کانديداهايي وجود داشته اند.» وي در ادامه اظهارات خود در اين زمينه «قانون» را مورد اشاره قرار داد. «روند تاييد صلاحيت ها و ديگر بخش هاي انتخابات در قانون تعريف شده و کانديداها نيز به قوانين و اعلام نتايج احترام بگذارند.» افشار نيز همانند ديگر مسوولان دولت نهم رسانه ها را نيز مورد انتقاد قرار داد و ادعايي را مطرح کرد؛«فضاي بيش از حد رسانه يي و فرهنگ مظلوم نمايي بخشي از عوامل زير سوال رفتن نتايج انتخابات در کشور است.»وي خاطرنشان کرد؛ در بسياري از کشورهاي پيشرفته اعلام نتايج زير سوال نرفته و همه نامزدها به آن احترام مي گذارند اما در کشور ما هنوز اين مساله رعايت نمي شود.افشار از تعدد کانديداهايي که احتمال راي آوردن آنها ناچيز است به عنوان يکي از مشکلات ديگر انتخابات ياد و عنوان کرد؛ به عنوان مثال براي تهران کانديدا شدن يک هزار نفر بسيار زياد است زيرا تعدد نامزدهاي انتخاباتي باعث خرد شدن راي مي شود، از اين رو آن دسته از کانديداهايي که احتمال مي دهند انتخاب نشوند بايد از حضور در جريان انتخابات خودداري کنند.وي در بخش ديگري از سخنان خود ضمن تشريح روند ثبت نام و راي گيري مکانيزه در سطح کشور براي انتخابات آتي مجلس گفت؛ اولين گام انتخابات آموزش هاي پرسنل و برگزارکنندگان است که در اين خصوص تمهيدات لازم را پيش بيني کرده و در مرحله دوم نيز ثبت نام اينترنتي از کانديداها انجام مي شود.معاون سياسي وزير کشور درخصوص قانون منع تبليغات پوستر و مشکلات ناشي از آن نيز گفت؛ هرگونه تخلفات تبليغاتي که کم و بيش ممکن است توسط هر کانديداي احتمالي نمايندگي مجلس صورت گيرد، از هم اينک به هيات هاي اجرايي و نظارت گزارش مي شود تا در تاييد صلاحيت ها تاثيرگذار باشد.وي ادامه داد؛ شايد قانون لغو تبليغات بر اساس پوسترهاي کانديداها، تغيير کند اما فعلاً نصب پوسترهاي تبليغاتي کانديداها بر اساس قانون منع شده و ما با کمک دستگاه انتظامي اجازه نمي دهيم که هرگونه تبليغات با استفاده از پوسترهاي تبليغاتي در جريان انتخابات صورت گيرد.به گزارش مهر و ايرنا وي درخصوص حضور نمايندگان کانديداها پاي صندوق نيز گفت؛ نمايندگان داوطلبان اجازه دارند سر صندوق باشند، احزاب به طور کلي در چارچوب قانون در تبليغات آزاد هستند، فقط اصرار داريم احزابي که مسير مراحل قانوني آنان طي شده بيايند، آنان که اين مسير را طي نکرده اند، بروند اجازه بگيرند. افشار اضافه کرد؛ فرمانداري ها بررسي مي کنند، جبهه ها و ائتلاف هايي که تشکيل مي شوند اگر از طرف احزاب مجوزدار نباشند، مشکل دارند و بايد اجازه قانوني بگيرند.

   پايان خبر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

گزارش بی‌نیاز از تحلیل «نوروز» از مصاحبه تلویزیونی یكشنبه‌شب
دفاعیات احمدی‌نژاد: شك ندارم كه اخلال می‌كنند

محمود احمدی‌نژاد، یكشنبه شب در شبكه یك سیما حضور پیدا كرد و به ارایه گزارشی از فعالیت‌های اقتصادی دولت و توضیح درباره دلایل تورم در ماه‌های اخیر در كشور پرداخت. بدون هرگونه تحلیل و دخل و تصرفی، سرتیترهای اظهارات احمدی‌نژاد را در پی می‌آوریم:

* تورم در جامعه ما مساله امروز و دیروز نیست و دارای علت‌های ریشه‌ای از گذشته است كه در ماه‌های اخیر نیز مشاهده می‌كنیم یك روند صعودی داشته است. در سال ‌٨٤ و ماه‌های بعد از آن ما شاهد روند نزولی تورم بودیم و تورم كاهش پیدا كرده بود و توسط دولت كنترل می‌شد. ولی در ماه‌های اخیر شاهد بودیم كه تورم افزایش پیدا كرده است كه یك سری از عوامل آن مربوط به گذشته است و یك سری از عوامل آن از سال گذشته وارد شده است كه ما برای كنترل آنها برنامه‌ریزی كرده‌ایم.

* یكی از علل اصلی ایجاد تورم در كشور ما مشكلات ساختاری اقتصاد كشور، بهره‌برداری پایین در سیستم تولید، انعطاف‌ناپذیر بودن تولید در كشور ما، و اتكا به درآمدهای نفتی و بالا بودن سهم نفت در بودجه و بالا بودن هزینه دولت، تراز تجاری منفی و متكی بودن اقتصاد به واردات است كه البته دولت در این راستا تلاش‌ها و برنامه‌ریزی‌هایی انجام داد و سعی كرد تورم را كنترل كند.

* دولت در راستای كاهش هزینه‌های خود تلاش زیادی كرد و در این ارتباط دولت واقعا تحت فشار بود. ما سعی كردیم امكانات را در سراسر كشور توزیع كنیم و دخالت دولت در امور اقتصادی با توجه به اصل ‌٤٤ كاهش پیدا كند و سرمایه‌گذاری را افزایش دهیم. در سال ‌٨٣ جذب سرمایه در كشور ‌٧/٢ میلیارد دلار بود كه ما تلاش كردیم آن را به ‌١٠ میلیارد دلار افزایش دهیم.

* تورمی كه در سال ‌٨٣، ‌٦/١٥ درصد بود، در سال ‌٨٤ ‌١/١٢ درصد، در سال ‌٨٥ ‌٦/١٣ درصد بود و ما تلاش داشتیم كه این تورم كاهش پیدا كند ولی خوب شما دیدید كه روند صعودی داشت.

* دو دسته از عوامل جدید باعث افزایش تورم شدند؛ یك دسته عوامل خارجی هستند كه ما از یك طرف شاهد افزایش قیمت نفت هستیم كه این افزایش قیمت نفت ممكن است كه درآمد ملی ما را افزایش داده باشد ولی این افزایش قیمت نفت باعث افزایش قیمت كالاها در سطح جهانی شده است و شما نیز می‌دانید كه درآمد ما متكی به واردات است و كالاهای وارداتی ما تورم ‌١٦ درصدی داشته‌اند. واردات ما در ‌٨ ماه اخیر نسبت به سال قبل از نظر وزنی ‌٥/٣ درصد كاهش پیدا كرده ولی از نظر ارزشی ‌١٢ درصد افزایش داشته است. یعنی ‌١٦ درصد بر قیمت كالاهای وارداتی افزوده شده است.

* ما می‌بینیم كه این افزایش قیمت بر روی كالاهایی كه مردم از آن استفاده می‌كنند بیشتر بوده است. روغنی كه در هر تن قبلا ‌٦٥٠ دلار بود، اكنون ‌١١٥٠ دلار است و ما مشاهده كرده‌ایم كه قیمت كالاهایی كه مردم از آن استفاده می‌كنند افزایش پیدا كرده است كه بعضا این افزایش ‌٣٦ درصدی بوده است مثل گوشت و حبوبات. ولی شما همان بحث ‌١٦ درصد را بگیرید. مثلا مشاهده می‌كنید كه قیمت‌ها در زمینه حمل و نقل سه - چهار برابر شده است. قیمت گندم به بالای ‌٤٠ دلار رسیده است.

* ارزش دلار در برابر ارزهای دیگر كشورها كاهش پیدا كرده ولی در كشور ما ارزش دلار كاهش پیدا نكرده است. مثلا كالایی كه ما ‌١٠ دلار می‌خریدیم ضربدر عوارض وارداتی ضربدر ‌٩٣٠ تومان می‌شد. اكنون قیمت كالا مثلا ‌١٢ دلار شده ضربدر عوارض وارداتی و ‌٩٣٠ تومان و ما می‌بینیم كه دلار در برابر سایر ارزهای جهانی كاهش پیدا كرده است ولی در كشور ما كاهش پیدا نكرده است و قیمت دلار ثابت است كه البته ما سعی كردیم تغییراتی را در ارزها ایجاد كنیم و ارزها را كاهش دهیم.

* ما از طرف دیگر نیز شاهد هستیم كه كشورهای غربی برخی بیمه‌ها را نیز افزایش داده‌اند كه البته این اثر واقعی ندارد ولی اثر روانی دارد.

* یكی از این عوامل، افزایش شدید نقدینگی است. به هر حال ما نفتی را كه می‌فروشیم دولت درصدد برمی‌آید كه دلار حاصله را به ارز تبدیل كند و این وارد بازار می‌شود. بخش دوم، پولی است كه توسط نهادهای پولی خلق می‌شود.

* اگر در سال گذشته ‌٦/١٣ درصد تورم داشتیم، یك سوم آن ناشی از نقد كردن ارز به ریال بود و ‌٩ درصد آن نیز ناشی از فعالیت‌های موسسات مالی و اعتباری از جمله بانك‌ها بود و به همین خاطر دولت با همكاری نهادهای مالی و اعتباری تلاش كرد كه این میزان را كاهش دهد و در این ارتباط دولت سهم خود را كاهش داد و هزینه‌های خود را در این ارتباط كاست و قرار بود كه موسسات پولی نیز آن را كاهش دهند و پول حاصله را به سمت تولید ببرند و خریدشان متناسب با دارایی‌هایشان باشد.

* ما آمدیم بودجه ‌٨٦ را انقباضی كردیم. مصرف ارز را كاهش دادیم و برنامه را طوری تنظیم كردیم كه ایجاد نقدینگی نشود اما متاسفانه در بخش پولی و مالی آن كاری كه باید انجام می‌شد نشد و اتفاقات دیگری رخ داد و دو گروه خلق پول كردند كه یكی از آنها بانك‌های دولتی بود. با تغییر رییس بانك مركزی و تغییر و تحولاتی كه در آن راستا رخ داد، نظارت ضعیف شد و یكدفعه ما شاهد وارد شدن چك پول‌های وسیعی در كشور شدیم و این چك پول‌ها برای فعالیت‌های بازرگانی و خدماتی استفاده شد و میزان استفاده آنها اگر در سال ‌٨٣ چهار درصد بود، به ‌٤٨ درصد رسید و وارد قسمت خرید و فروش شد. چك‌پول‌هایی كه تولید شد عمدتا خلاف قانون بود و این‌كه طبق قانون بانك‌ها می‌توانند ‌٤٠ درصد از دارایی‌های نقدی‌شان را چك پول كنند، ما دیدیم كه در برخی از بانك‌ها این امر به ‌٢٠٠ درصد رسید. در شش ماه اول بانك‌ها می‌توانستند ‌٢٤ هزار میلیارد تومان با چك پول قدرت خرید ایجاد كنند ولی این در عمل به ‌١٢٠ هزار میلیارد تومان رسید. یعنی چیزی حدود ‌٧٠ درصد قدرت خرید ایجاد شد برخلاف قانونی كه باید اجرا می‌شد.

* من تخلفاتی كه در این مورد بود را پیگیری كردم و از آقای مظاهری نیز خواستم كه پی‌گیری كند و آقای مظاهری نیز بعد از پی‌گیری كه كردند این امر را تایید كردند و اتفاقاتی كه در این ارتباط رخ داد، اشتباه بود و من به دوستان گفتم كه این خیانت به كشور بود و باید این مساله را مورد بررسی قرار داد و این اتفاقی كه افتاد باعث شد كه نقدیگی به بازار تحمیل شود.

* عملكرد موسسات مالی و اعتباری كه مجوز از بانك مركزی ندارند هم قابل توجه است. من دو سه عدد از فعالیت‌های آنها را نیز می‌گویم. یكی از این موسسات مالی و اعتباری كه حداكثر ظرفیت و سرمایه آن ‌٥٠ میلیون تومان بود و طبق قانون ‌١٢ برابر سرمایه خود می‌تواند تسهیلات ارایه دهد ولی این موسسه با ‌٥٠ میلیون تومان، ‌٣ هزار میلیارد تومان مانده تسهیلاتش است. یكی دیگر از این موسسات، سرمایه‌اش ‌٣٢ میلیون تومان است ولی ما می‌بینیم كه ‌٦٥٠ میلیارد تومان وام داده است.

* برخی قوانین و مقررات خارج از اراده دولت است. به عنوان مثال ما بودجه را به مجلس می‌دهیم و مجلس در آن درآمدهای غیرواقعی و هزینه‌های واقعی در نظر می‌گیرد. مثل این‌كه رقم درآمد مالیات را آن‌قدر بالا می‌گیرد كه امكان تحقق ندارد. یا فروش شركت‌ها. به عنوان مثال امسال باید ‌٣ هزار میلیارد تومان شركت بفروشیم در حالی كه باید برای این كار زمینه‌های اقتصادی فراهم كرد. یا اعمال دو واحد درصد در تعرفه برای واردات. با توجه به این‌كه كالاهای سرمایه‌ای از مالیات معاف هستند، آن دسته از كالاهایی كه باید مالیات پرداخت شود همان كالاهایی هستند كه جهت مصرف روزمره مردم است و باید دولت بتواند از این كالاها آن دو واحد درصد را به دست بیاورد و این باعث تورم می‌شود.

* تصمیماتی هست كه دولت در آنها اراده‌ای ندارد و منجر به افزایش قیمت‌ها می‌شود. به عنوان مثال دولت با افزایش ‌٢٠ تومانی بنزین و هم‌چنین گازوئیل مخالف بود، اما طبق مصوبه مجلس انجام شد؛ هرچند كه دولت با لایحه‌ای قیمت گازوئیل را برگرداند ولی آثار تورمی خود را به جا گذاشته بود. یا به عنوان مثال افزایش قیمت آب، برق و گاز كه با وجود اینكه دولت این قیمت‌ها را به سال قبل برگرداند، اثر خود را گذاشت.

* برخی برنامه‌ها نیز باید طبق قانون برنامه چهارم توسعه انجام شود. به عنوان مثال، صادرات طبق قانون برنامه آزاد است و نمی‌توان به آن تعرفه بست.

* از جمله عوامل دیگر، تحریك‌های تورمی و تورم انتظاری و انتظار تورمی است و جنگ روانی‌هایی كه به نظر من سازمان‌یافته است و دائما تكرار می‌شود. به عنوان مثال می‌گویند ‌٢٠٠ میلیارد دلار درآمد ارزی دولت بوده است؛ در حالی كه این جوسازی است. دولت از مقدار درآمدهای صادرات نفتی، همان مقدار را كه طبق قانون مجلس است برمی‌دارد. ما در سال گذشته ‌٣٢ میلیارد دلار برداشت كردیم. سال قبل از آن ‌٣١ میلیارد دلار و امسال نیز ‌٣٠ میلیارد دلار برداشت كردیم و بقیه این درآمدها به خزانه رفته است و دولت نمی‌تواند آن را خرج كند. اخیرا برای جلوگیری از تورم ناشی از افزایش قیمت نفت، دولت لایحه‌ای به مجلس داد كه طبق آن یك وام برای واردات كالاها از صندوق ذخیره ارزی بگیرد كه مجلس این كار را به صلاح ندید.

* یا می‌گویند هزینه‌های دولت منجر به افزایش نقدینگی شده است؛ در حالی كه این افزایش نقدینگی را بانك‌ها انجام دادند. یا گاهی وقت‌ها برخی خبرها را بزرگنمایی می‌كنند و درباره وضعیت آینده كشور پیش‌بینی‌های غیرواقعی می‌كنند و اگر قیمت كالایی تغییر كند آن را به سرعت و با چندین برابر اعلام و بزرگنمایی می‌كنند. من شنیدم كه نوشته بودند خروج سرمایه از كشور ‌٨٥ برابر و ورود سرمایه یك برابر شده و یا این‌كه ‌٢٠٠ میلیارد دلار از كشور خارج شده است؛ درحالی كه شرایط در كشور به گونه‌ای است كه همه دوست دارند ارز به كشور وارد كنند.

* از ابتدای سال اعلام می‌كنند كه تورم امسال ‌٢٤ درصدی است و مدام آن را تكرار می‌كنند. یا اعلام می‌كنند كه دولت می‌خواهد با واردات بی‌رویه، بازار را كنترل كند. شما ببینید درباره بحث شكر چه اتفاقی افتاد. با این‌كه بخش زیادی از این شكر صادر شد و مقداری هم دولت باید ذخیره می‌كرد؛ چرا كه در سال گذشته كشور تهدید می‌شد و لازم بود كه كالاهای اساسی ذخیره شود؛ اما برخی در داخل با واردات شكر به قیمت ‌٣٠٠ تومان آن را به دولت كه برای كنترل بازار دست به خرید شكر زده بود ‌٥٦٠ تومان می‌فروختند. برخی علیه دولت فضاسازی می‌كردند در حالی كه تنها ابزار دولت برای مقابله با تورم، واردات است. وقتی وارد می‌كنیم فریاد می‌زنند كه تولید در حال نابود شدن است و وقتی جلوی واردات را می‌گیریم می‌گویند تصمیم دولت تورم ایجاد می‌كند. این یك جنگ روانی سازمان‌یافته است و هر تصمیم دولت را یك اقدام منفی قلمداد می‌كنند.

* دولت هزینه‌های مصرفی خود را فشرده كرده است. سهم بودجه عمرانی افزایش یافته، مصرف نفت كاهش یافته، سهم درآمدهای غیرنفتی افزایش یافته و منابع سرمایه‌گذاری به سمت صادرات و تولید سوق داده است؛ به طوری كه دولت در سال گذشته ‌٣/١٦ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته است و امسال نیز تا كنون ‌٢/١٥ میلیارد دلار صادرات غیرنفتی داشته است.

* دولت همواره سعی كرده است آرامش را به بازار تزریق كند، اما برخی مسایل اقتصادی كشور را به پرونده هستهی و تحریم وصل می‌كنند و می‌خواهند بازار را تحریك كنند. ما بحث خلق پول را كشف كرده‌ایم و آن را كنترل می‌كنیم و در حال اصلاح آن هستیم تا آثار آن كاهش پیدا كند و برای همین كار نیز نظام بانكداری را اصلاح كردیم؛ به طوری كه نیازهای جاری مردم و مشكلات آنها از طریق وام قرض‌الحسنه حل شود و برای این كار بانك قرض‌الحسنه را افتتاح كردیم. سایر بانك‌ها نیز با سرمایه‌های خود به عنوان واسطه سرمایه‌داری فعالیت كنند.

* بورس هم‌اكنون وضعیت خوبی دارد و حجم معاملات آن ‌٧٠ درصد افزایش داشته است و واگذاری‌ها سرعت بیشتری به خود خواهد گرفت. دولت در ‌٣١٠ قلم كالای مصرفی نیز مطالعه انجام داده و به این نتیجه رسیده است كه ‌٤٠ قلم از این كالاها حساس است و برای آنها طراحی كرده است مثل مسكن كه با برنامه‌هایی كه برای آن در نظر گرفته‌ایم سعی داریم در بازار آن آرامش ایجاد كنیم و یا سیستم توزیع باید اصلاح شود.

*]در پاسخ به این سوال كه آثار تورمی فعلی به گفته بسیاری از كارشناسان، علائم بیماری هلندی اقتصادی است و گفته می‌شود دولت علی‌رغم هشدارهای كارشناسان به این مساله توجه نكرده است[من عوامل را گفتم برخی عوامل مثل خلق پول به آن مساله‌ای كه گفتید ارتباطی ندارد و یك تخلف است و در هر شرایطی كه اتفاق بیافتد باید با آن برخورد شود. برخی می‌گویند از عوامل تورم این است كه دولت سیاست‌ بنگاه‌های زود بازده را پیگیری می‌كند و تسهیلات بانكی را به این بنگاه‌ها اختصاص می‌دهد در حالی این ناشی از بی‌اطلاعی آن‌هاست بانك‌ها ‌١٢٠ هزار میلیارد تسهیلات می‌دهند كه سهم بنگاه‌های زود بازده تنها ‌١٥ هزار میلیارد است به علاوه این‌كه بنگاه‌های زود بازده چون خیلی زود پول خود را بر می‌گردانند ضد تورم است.

* در اقتصاد ما اتفاقاتی می‌افتد كه در آن نكته‌ای كه گفتید نمی‌گنجد،‌ كسانی كه به ما هشدار می‌دادند آیا راه‌حلی هم دادند؟ اگر آن بیماری كه شما می‌گویید را بپذیریم، با این حساب باید آرزو كنیم كه نفت همیشه ارزان بماند.

* در پاسخ به اینكه ]آیا شما معتقدید كه عده‌ای سازمان‌یافته در نظام اقتصادی كشور اخلال می‌كنند و آن‌قدر قدرت دارند كه چنین نوساناتی را در كشور ایجاد كنند؟[ من قسمتی را مشخصا گفتم. تورم انتظاری را كسی رد نمی‌كند. البته این تنها عامل نیست. من فهرستی را به همراه خود دارم كه چه‌قدر تكراری فریاد زده‌اند. دركدام دولت گروه‌های سیاسی این‌قدر در مقابل آن عمل كردند؟ آن تورم ‌٨/١٦ درصدی به نظر من ‌٨/٠ درصدش به خاطر همین است و البته عوامل دیگری هم بود. مثلا صادرات غیرنفتی در قانون آمده و ما هم از آن استقبال می‌كنیم و آن را دنبال می‌كنیم اما وقتی با عدم انعطاف در تولید همزمان می‌شود، تورم‌زا است. تولید یك درصد بالا می‌رود و كسی كه صادر می‌كند باقی اقلام صادراتی خود را از بازار جمع می‌كند و این باعث تورم می‌شود.»

* من می‌بینم در درون دولت برخی هستند كه به سیاست‌ها عمل نمی‌كنند؛ مثل اتفاقی كه در بانك‌ها و خلق پول افتاد. عده‌ای عالمانه این كار را كردند و عده‌ای كوتاهی كردند. در گذشته خلق پول توسط دولت دیكته می‌شد اما ما كه این كار را نكردیم. دولت چنین تكلیفی نكرده بود، اما آنها این كار را كردند. در بخش سیاسی نیز افرادی را می‌بینیم كه فضای كشور را در نظر نمی‌گیرند.

* شما ببینید در سال ‌٨١ ما شاهد رشد قیمت مسكن حتی بیشتر از آن‌چه كه اخیرا اتفاق افتاد بودیم، اما هیچ‌كس فریاد نزد. رشد قیمت مسكن را یك باند انجام داد با عواملی كه در شهرداری داشت. الان هم این عوامل هستند و فعالیت می‌كنند؛ درحالی كه اگر سایر عوامل تورمی را روی هم می‌ریختیم نباید شاهد تورم این‌چنینی در حوزه مسكن بودیم. عده‌ای این كارها را می‌كنند و من در این زمینه تردیدی ندارم.

* ]در پاسخ به این سوال كه در كشور ما هر بار یك كالا با افزایش شدید قیمت مواجه می‌شود كه اخیرا تخم‌مرغ و سیمان را نیز شاهد بوده‌ایم كه برخی می‌گویند اینها ناشی از سیاست‌های غلط است؛ در حالی كه ما دارای مازاد سیمان هستیم[،ما هم‌اكنون در كشور مازاد سیمان نداریم. كارهای ساختمانی در كشور ما ‌٢/١٣ رشد داشته و كارهای عمرانی نیز افزایش یافته است. البته با افتتاح كارخانه‌های سیمان امیدواریم تا سه ماه آینده كمبود سیمان حل شود و ما شاهد افزایش تولید و مازاد سیمان باشیم.

* ما در مقابل احكام متناقضی قرار داریم كه باید بین اینها حركت كنیم. همان‌هایی كه به ما می‌گویند یك كالا را آزاد كنیم، از سوی دیگر فشار می‌آورند كه چرا قیمت آن كالا افزایش می‌یابد و باید قوانین كنترلی برای آن در نظر گرفت. البته تحولات پیرامونی هم هست. به عنوان مثال، تخم‌مرغ به عراق می‌رود یا آنفلوانزا باعث شد كه مرغ اجدادی از بین برود و تا جایگزین آن بیاید طول می‌كشد. در كنار ما كسی هست كه كالای ‌٢ هزار تومانی ما را ‌٦ هزار تومان می‌خرد و ما اگر بخواهیم جلوی خروج این كالا را بگیریم باید برخورد كنیم كه تنها ابزار ما افزایش تعرفه است. در همسایگی ما هستند كسانی كه گوشت ما را ‌١٠ هزار تومان می‌خرند و از سوی دیگر ما می‌توانیم از جایی گوشت را ‌٦ هزار تومان وارد كنیم. هم‌اكنون ساز و كاری را در نظر گرفته‌ایم كه بتوانیم بین اینها اقدام درست را انجام دهیم، اما فكر می‌كنیم كه درصورت تصمیم دولت باز هم فریادها بلند خواهد شد.

* اشكال اساسی اقتصاد ما این است كه اقتصاد ما با یارانه بسته شده است. ما ‌٦٠ هزار میلیارد تومان یارانه می‌دهیم كه رقم سنگینی است و باید بتوانیم این را اداره كنیم. یك علت اصلی و اساسی آسیب‌پذیری ما همین بحث است. بحث هدفمند كردن یارانه‌ها مطرح است كه باید آرام آرام به سمت آن حركت كنیم اما وقتی جامعه‌ای ‌٥٠ سال است كه این‌طور زندگی می‌كند نمی‌توان آن را به راحتی حل كرد. وقتی سهمیه‌بندی بنزین را مطرح كردیم بازار فرعی ایجاد شد كه در آن بنزین ‌٤٠٠ تومان بود و این قیمت نیز معیار سنجش مردم می‌شد. ما نمی‌خواهیم شوك به جامعه وارد كنیم. طرح‌هایی هست كه می‌گوید یكباره بحث یارانه‌ها را حل كنیم و در مقابل به دهك‌هایی كه آسیب بیشتری می‌بیند كمك كنیم اما كسی پاسخی ندارد كه این كار چه میزان افزایش تورم خواهد داشت و این شوك چه‌قدر خواهد بود. طرح‌هایی كه كارشناسان ارایه داده‌اند هنوز مرا برای

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
پاسخ اعلمي به نطق دو تن از نمايندگان

نواندیش-اكبر اعلمي نماينده مردم تبريز در مجلس شوراي اسلامي در متني كه در اختيار خبرنگاران پارلماني قرار داد نسبت به نطق دو تن از نمايندگان كه به سخنراني اخير وي اعتراض كرده بودند، پاسخ داد.

 در بخشي از اين متن آمده است: در جمع خواص و متدينان زنجان كه دو روحاني خوش‌فكر و تحصيل‌كرده نظير حجت‌الاسلام دكتر رحمت‌الله بيگدلي هم در آن حضور داشتند، به نقد عملكرد رييس‌جمهور پرداختم. طرح برخي مسائلي نظير بي‌اطلاعي مجلس و نمايندگان ملت نسبت به برخي هزينه‌ها از حساب ذخيره ارزي، هزينه‌هاي فاقد سند در شهرداري تهران و ....، اسباب نارضايتي و برآشفتگي جمعي از اشخاص حقيقي و حقوقي را فراهم ساخت به نحوي كه اين گروه با گروه ديگري كه حضور بنده در مجلس را در تعارض با منافع خود مي‌ديدند، همداستان شده و در مقام انتقام‌گيري با دستاويز قرار دادن يك بخش گزينشي و تحريف شده از سخنراني سه ساعته‌ام، در پشت مقدسات پناه گرفته و با بسيج همه‌ي امكانات و نيروهايي كه در اختيار داشتند، تلاش كردند تا به دروغ وانمود كنند كه بنده معاذالله به امام حسين (ع) جسارت كرده‌ام!!

 اعلمي در ادامه آورده است: لاجرم نه براي دفاع از خود بلكه براي جلوگيري از تداوم شكسته شدن حرمت عزيزترين شخصي كه به او عشق مي‌ورزم و از ميان نرفتن قبح اهانت به امام حسين (ع) و ساير مقدسات، در قالب صدور دو بيانيه و ايراد يك نطق 15 دقيقه‌اي در مجلس به بيان حقايق و كالبدشكافي ريشه‌هاي فتنه‌ي فتنه‌گران پرداختم. وي در ادامه آورده است كه متعاقب اين نطق، همكاري در مجلس به دليل آن‌چه پيش‌داوري و موضع‌گيري غيرمسوولانه خوانده در يازدهم آذرماه طي نطقي تلويحا در مقام توجيه قضيه عليه وي برآمده و ضمن دفاع از عملكرد امام جمعه تبريز و برخي از افراد ديگر مدعي شده كه «عده‌اي تنش را بر آرامش، نزاع را بر وفاق و مجادله را بر مفاهمه برمي‌گزينند»!!

در بخشي ديگر از متن اعلامي اعلمي عنوان شده است: اساسا نماينده‌اي كه قادر به دفاع از خود و دفع ظلم و فتنه عليه خويش نباشد چگونه مي‌تواند طبق مفاد سوگندنامه مندرج در اصل 67 قانون اساسي به استيفاي حقوق ملت و دفاع از مصالح كشور مبادرت كند؟ اين همكار، بنده را مورد سوال قرار داده و مي‌پرسد كه «آيا در چنين شرايطي بيان اصل موضوع و پرهيز از حواشي و پيرايه‌هاي ستيزه‌جويانه و تنش‌زا موضوع را حل نمي‌كرد؟»

نماينده تبريز ادامه داده است: در شرايطي كه حقايق بر همگان آشكار شده و فتنه‌ي فتنه‌گران به خودشان بازگشته است وليكن فتنه‌گري‌ها هم‌چنان ادامه دارد، آيا اين همكار هنوز هم گمان مي‌كند كه سناريوي طراحي شده عليه بنده ناشي از يك سوء تفاهم بوده است؟! وي اظهار كرده است: چرا پس از صدور بيانيه و انتشار تكذيبيه اين‌جانب در 12 آذرماه امام جمعه تبريز در مسجد جامع و در جمع طلاب بنده را به طرح موضوع احضار ائمه به مجلس متهم كرد؟ وي هم‌چنين ابراز عقيده كرده است كه برخي پس از آگاهي از متن كامل سخنراني و تكذيبيه صادر شده كه قرار بود بخشي از آن از طريق شبكه استاني صدا و سيما قرائت شود با اصرار از قرائت آن ممانعت كرده و دست‌اندركاران صدا و سيما را وادار به پخش خبر مربوط به آنچه اظهارات توام با تهمت و دروغ عليه وي خوانده، كرده‌اند؟

نماينده‌ي مردم تبريز در ادامه يادآور ‌شده است : همين همكار روحاني پس از يك وقفه نسبتا طولاني در 18 آذر در مصاحبه‌ي مطبوعاتي با خبرنگاران پارلماني اعلام كرد كه «پس از استماع نوار سخنراني اعلمي متوجه شدم صحبت‌هاي وي ناقص منتشر شده و هيچ جسارتي به مقدسات نداشته است. خبرگزاري ....بايد توضيح دهد كه چرا بخش دوم سخنان اعلمي را در خبر خود نياورده است و اين اعتراض وارد است.»

اعلمي در اين متن افزوده است: و باز فرض اين‌كه فرد مورد نظر حتي تا اين تاريخ هم از حقايق بي‌اطلاع بوده است، چرا پس از نطق اين‌جانب و مصاحبه‌ي 18 آذر اين نماينده‌ي تبريز، در نماز جمعه 23 آذرماه نه تنها به اشتباهات خود اعتراف نمي‌كند، بلكه همان اتهامات گذشته مبني بر اهانت به مقدسات را البته با لحن و ادبياتي متفاوت و توام با منت تكرار مي‌كند. وي در متن خود آورده است: چه دليلي دارد كه بنده تماس بگيرم و گناه ناكرده خود را توجيه و تطهير نمايم. مگر نه اين است كه متصديان برخي مناصب بايد بالغ، عاقل، مومن، عادل، مخلص، مهذب و آشنا به اوضاع جهان اسلام و آگاه به مصالح اسلام و مسلمين باشند؟ بدون شك اولين نشانه و لازمه‌ي اين صفات پرهيز از تهمت و افترا و اجتناب از ظن و گمان و حكم كردن بين مردم به بينات و ايمان است. به همين سبب فرموده‌اند كه «البينه علي المدعي» لذا اگر واقعا سوء تفاهمي هم پيش آمده بود، اولا بر مبناي ظن و گمان به هيچ وجه مجاز به طرح آن در تريبون‌هاي عمومي نظير صدا و سيما و نماز جمعه نبوده و ثانيا براي رفع هرگونه ابهامي مي‌توانستند از من محترمانه دعوت كنند تا توضيحات لازم را حضورا ارايه كنم .

اعلمي در پايان آورده است كه براي پايان دادن به غائله‌اي كه به گفته وي غوغاسالاران به راه انداخته‌اند دو پيشنهاد را مطرح كرده است. وي در پيشنهاد اول آورده است كه نظر به اين‌كه مطالب مطرح شده عليه وي كه آنها را كذب خوانده از طريق صدا و سيما پخش شده است بر اساس بديهي‌ترين حقوق شهروندي و به عنوان نماينده‌ي اين ملت مصرانه مي‌خواهد كه ترتيبي داده شود تا از طريق صدا و سيما مستقيما با مردم سخن بگويد تا همگان مطلع شوند كه در پس آنچه معركه‌گيري‌هاي اخير خوانده چه اهدافي نهفته است؟ اعلمي در پيشنهاد دوم آورده است: چنان‌چه هنوز هم برخي از كساني كه از طريق برخي تريبون‌ها عليه من جوسازي كرده‌اند بر نظرات خود اصرار مي‌ورزند پيشنهاد مي‌كنم در يك مناظره تلويزيوني حضور يابند و امكان مجادله احسن را فراهم سازند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
جهانگیری: معلوم نیست 150 میلیارد دلار درآمد نفت چگونه هزینه شده است


اين روزها از اين طرف و آن طرف شنيده مي‌شود شايد اسحاق جهانگيري بخواهد بار ديگر بختش را براي بازگشت به مجلس شوراي اسلامي بيازمايد. خودش هم در سخنانش از ضعف جسارت برخورد مجلس كنوني با دولت گله‌مند است و معتقد است براي توسعه ايران بايد اقتدار مجلس بيشتر باشد.

مصاحبه‌مان كه با او تمام مي‌شود ساده‌دلي جنوبي با لهجه‌اش توامان مي‌شود و مي‌گويد: «وقتي از مشكلات اين روزها حرف مي‌زنم، حالم بد مي‌شود و تا 24ساعت ناراحتم. شايد علت سفيدشدن موهايم همين باشد».

مطالب فوق مقدمه روزنامه دنیای اقتصاد بر گفتگویش با اسحاق جهانگیری وزیر صنایع و معادن دولت اصلاحات است. "نواندیش" بنا به اهمیت این گفتگو ، متن کامل آنرا منتشر می کند:

نظام جمهوري اسلامي ايران دوره‌هاي گوناگوني را از سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي پشت‌سر گذاشته است. شما در دهه 60، قانون‌گذار بوديد، در يك دوره به عنوان استاندار اصفهان يكي از مهم‌ترين استان‌هاي سياسي و اقتصادي، فعاليت مي‌كرديد. در نيمه دوم دهه 70 و اوايل دهه 80 هم در بالاترين سطح اجرايي بخش صنعت و معدن مديريت داشته‌ايد. شما دوره‌هاي متفاوت سياست‌گذاري اقتصادي ايران را به ويژه 16سال پس از جنگ تحميلي با دوره 2ساله اخير را چطور مي‌بينيد؟

از دهه 1340 به طور استراتژيك تصميم گرفته شد، اقتصاد ايران به سمت صنعتي شدن حركت كند. از آن زمان تلاش‌هاي زيادي در اين زمينه شد و نهادهاي لازم مانند بانك‌هاي توسعه‌اي، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و سازمان مديريت صنعتي ايجاد شد، اما موضوعي كه با وجود تصميم‌گيري‌هاي جدي، موجب شد صنعتي شدن اقتصاد ايران ابتر بماند، اتكاي جدي به درآمد نفت بود. تجربه هم نشان داده است كشورهايي كه درآمدشان به منابع طبيعي به ويژه نفت وابسته بوده، هيچ‌كدام سرنوشت خوشي در توسعه اقتصادي‌شان نداشته‌اند، البته به جز نروژ.

به همين دليل با وجود تصميم‌گيري‌ها و كارهايي كه شد و پول نفت هم مي‌توانست موتور توسعه اقتصاد ايران باشد و صنعت ايران را ساماندهي و كمك كند، اما به علت سياست‌گذاري‌هاي نامناسب، درست پس از اينكه چرخ صنعتي شدن ايران كمي به حركت درآمد و چند واحد بزرگ صنعتي ايجاد و بخش‌خصوصي وارد صنعت شد، با يك جهش كوچك در قيمت نفت، اين روند توسعه‌اي متوقف شد. بالطبع دولت هم از آنجايي كه خود را از فعال كردن و اتكا به بخش‌خصوصي بي‌نياز مي‌دانست، تلاشي براي تداوم بخشيدن به اين حركت نكرد؛ زيرا دولت منابع سرشاري از پول نفت را در اختيار داشت و مي‌توانست با واردات و راهكارهاي مشابه مردم را راضي نگه دارد. بعد از انقلاب اسلامي هم نه تنها اين چالش رفع نشد و به قوت خود باقي ماند، بلكه يك چالش ديگر هم بر اثر جريان چپ‌گرايي كه در ايران شكل گرفت، افزون شد.

اين چپ‌گرايي كه مي‌شود گفت، همسايگي با شوروي سابق تاثير بسزايي در شكل‌گيري آن داشت و نيروهاي انقلابي در دانشگاه‌ها هم تحت‌تاثير آن قرار گرفتند، موجب شد بار ديگر اقتصاد ايران به سمت دولتي شدن حركت كند. بازتاب اين جريان خود را در برخي اصول قانون اساسي و برخي اتفاقاتي كه در اوايل انقلاب رخ داد، مانند مصادره كردن كارخانه‌هاي بخش‌خصوصي نمايان كرد. به اين ترتيب بر چالش هزينه كردن پول نفت، دولتي شدن دوباره اقتصاد هم اضافه شد.

در دهه 60 هم كه به علت در جريان بودن جنگ با عراق، عمده هم و غم دولت به چگونگي تامين ارزاق عمومي اختصاص داشت و موجب افزايش دخالت‌هاي دولت در اقتصاد شد، در نتيجه در آن سال‌ها رشد اقتصادي منفي شد. بخش‌خصوصي هم كه انگيزه خود را از دست داد.

در خاطرم هست، زماني كه دولت آقاي موسوي برنامه اول توسعه را به مجلس ارائه داد، به دليل اينكه نمي‌شد كوچك‌ترين پيش‌بيني راجع به قيمت نفت كرد، اصلا اين برنامه بررسي نشد و متوقف ماند. جنگ هم كه تمام شد، مساله اول كشور، بازسازي خرابي‌هاي دوران جنگ و ساخت زيربناها بود. استان‌هاي مهمي مثل خوزستان بر اثر جنگ ويران شده بودند و تدبير امام براي ساماندهي اوضاع، تشكيل شوراي سياست‌گذاري بازسازي بود كه رييس‌جمهوري (آن زمان آيت‌‌ا... خامنه‌اي رييس‌جمهور بود)، روساي سه قوه و نخست‌وزير وقت عضو شورا بودند. نتيجه عملكرد آن شورا، سياست‌گذاري‌هاي به نسبت مناسبي براي دوران پس از جنگ بود كه حالت سياست‌هاي كلي كشور را به خود گرفت. اين سياست‌گذاري‌ها كه در راستاي تسريع در بازسازي هاي پس از جنگ، كناره‌گيري دولت از فعاليت‌هاي اقتصادي و جايگزيني بخش‌خصوصي در اقتصاد بود، مورد تاييد امام(ره) نيز قرار گرفت.

بعدها كه آقاي هاشمي رفسنجاني رييس‌جمهوري شد، قانون اساسي اصلاح شد و با حذف نخست‌وزير از بدنه دولت، قدرت رييس‌جمهوري به بيش از پيش رسيد. ايشان هم سياست‌هايي با عنوان سياست‌هاي تعديل را در پيش گرفتند تا اقتصاد ايران دوباره به سمت آزادسازي حركت كند. تا سال 1373 اين سياست‌ها دنبال مي‌شد و من ديگر در آن زمان به اصفهان رفته بودم و استانداري آنجا را به عهده داشتم. اعمال سياست‌هاي تعديل، تبعاتي در پي داشت كه با وجود اينكه رهبری به صراحت تخلف از برنامه‌هاي كلان كشور را ضدارزش اعلام كرده بود، اما به دليل برخي جريانات سياسي، جامعه تبعات اين سياست‌ها را تاب نياورد.

در عين حال پاشنه آشيل اين سياست‌ها اين بود كه فشار اقتصادي اقشار ضعيف جامعه را در كوتاه‌مدت زيادتر كرده بود. علاوه‌بر آن در يك مقطعي بدهي‌هاي خارجي دولت سررسيد شده بود و فشارهاي خارجي هم بر دوش ايران سنگيني مي‌كرد كه درنتيجه اينها دولت مجبور شد، سياست‌هاي تعديل را متوقف و حتي سياست را تثبيت اعلام كند.

البته در پيش گرفتن سياست‌هاي تثبيت به معناي بازگشت به سياست‌هاي قبل از تعديل نبود، اما به هر حال راه‌اندازي دوباره سيستم تعزيرات حكومتي و قيمت‌گذاري كالاها و موارد اين‌چنيني را در برداشت. در مجموع ماحصل دوره 8ساله رياست‌جمهوري هاشمي، بازسازي بخش عمده‌اي از ويراني‌هاي دوران جنگ و راه‌اندازي تعداد زيادي كارخانجات بزرگ بود، تا جايي كه به سرعت هم كارخانجات بزرگ تامين‌كننده مواداوليه و هم كارخانجات رشته‌هاي اصلي صنعتي ايجاد شد و مشكل تامين مواداوليه خيلي از كارخانه‌ها حل شد و آنها را از وابستگي به خارج رهايي بخشيد.

از سويي برنامه دوم توسعه در زماني تدوين شده بود كه سياست‌هاي تعديل دولت هاشمي تحت فشار بود و نتيجه آن شد كه برنامه دوم نه به برنامه اول شبيه است و نه به برنامه سوم. درحقيقت برنامه دوم خيلي جهت‌گيري توسعه‌اي نداشت و بيشتر هدفش تثبيت شرايط بود.

دولت خاتمي كه روي كار آمد، حدود 2سال مجري همين برنامه دوم بود. دولت خاتمي در بعضي مقاطع مثل سال 1377 با كاهش شديد قيمت نفت نيز مواجه شد، به طوري كه حتي براي اداره جاري كشور مشكل داشت؛ اما در نهايت تجربيات برنامه اول و دوم توسعه خودش را در برنامه سوم نشان داد. برنامه سوم توسعه يك برنامه اصلاح ساختار بود.

در اين برنامه مقرر شد كه موانع ساختاري حضور بخش‌خصوصي را رفع كنيم. بنابراين قيمت‌گذاري كالاها تا حدودي حذف شد، انحصارات و دخالت‌هاي دولت كمرنگ شد، قانون ماليات كه قانوني ضد توسعه بود اصلاح شد و برخي موارد ديگر هم موكول شد به برنامه چهارم، مانند اصلاح قانون كار. نتيجه اين شد كه كشور آمادگي كامل را براي توسعه پيدا كرد و همه پذيرفتند كه ايران آماده جهشي بزرگ است.

به همين دليل براي نخستين بار برنامه 0 2‌ساله (‌چشم‌انداز) براي ايران نوشته شد و يك نقطه آرماني تعيين كرديم تا همه چيز براي رسيدن به آن نقطه بسيج شود. در عين حال اصل 44 كه يك ابهام جدي براي بخش‌خصوصي بود، سياست‌هاي كلي‌اش توسط رهبري تدوين شد و همه چيز آماده شد تا ايران به طور جدي به سمت آزادسازي اقتصادي حركت كند، اما با روي كار آمدن دولت نهم اوضاع كمي فرق كرد.

استنباط من اين است كه دوستان دولت نهم اين حركت را قبول ندارند، اما چون باني برنامه‌هاي توسعه‌اي و چشم‌انداز 20‌ساله كشور، رهبري است، نمي‌توانند به طور جدي مخالفت كنند. بنابراين در عمل سنگ‌اندازي‌هايي مي‌كنند كه موجب شده اكنون با گذشت 3 سال از آغاز سند چشم‌انداز 20 ساله، هدفگذاري‌هاي آن محقق نشود. براساس سند چشم‌انداز، ما بايد سالي 8درصد رشد اقتصادي داشته باشيم تا بعد از 20 سال مانند مردم امروزه كره بشويم.

كره‌اي‌هايي كه زماني آرزوي زندگي مردم ايران را داشتند، اما اكنون هيچ كدام از اين اتفاقات نيفتاده، دعوتي هم از بخش‌خصوصي نشده است. بايد بپذيريم كه بخش‌خصوص هوشمند است و براساس تصميمات و عملكرد مسوولان به تشخيص مي‌رسد. دولت از يك طرف مي‌گويد بياييد و سرمايه‌گذاري كنيد و از طرفي به بانك‌ها در نهايت افتخار دستور مي‌دهد، وام‌هاي خرد بپردازند. به هر حال من فكر مي‌كنم تنها راه نجات اقتصاد ايران، حركت در روند برنامه‌هاي تدوين شده است.

بله اكنون به جايي رسيده‌‌ايم كه به نظر مي‌رسد اقتصاد قفل شده است. تكليف بانك‌ها نامشخص است و سرمايه‌گذاري صنعتي در اغما به سر مي‌برد. درست است كه مردم به رييس اين دولت راي داده‌اند، اما آيا دولت مي‌تواند با اتكا به اين آرا هر كاري مي‌خواهد، انجام دهد و توجهي به قوانين و چارچوب‌ها نكند؟ بالاخره اين قطار تصميم‌گيري‌هاي متناقض كجا بايد بايستد؟

آقاي احمدي‌نژاد، رييس‌جمهوري ايران است. اما هر مدير و مسوولي براساس قوانين موجود به مقامش رسيده و به طور طبيعي اگر قوانين وجود نداشته باشد، مقامي هم در كار نيست.از اين‌رو قانون بايد براي همه محترم باشد و براي مسوولان محترم‌تر.بخش‌خصوصي هم زماني حاضر مي‌شود، وارد ميدان شود و سرمايه‌گذاري كند كه مسائل قانونمند باشد. همه سطوح بايد قانون را ارزشمند بدانند و به صورت اعتقادي به آن عمل كنند. امام فرمودند: «اگر كسي چراغ قرمز را رد كند، خلاف شرع كرده است.» اگر دولت قانون را قبول ندارد، بايد اصلاحيه بدهد، اما نمي‌تواند بي قانوني كند. تا زماني كه قانون وجود دارد اجراي آن بر همه واجب است.

سياست‌هاي كلي را هم طبق قانون بايد رهبري تدوين كند و وقتي تدوين مي‌كند ديگر اجرايش بر همه واجب است. برخي مديران دوست دارند، كارهاي اضافه انجام دهند، اما اگر اجراي اين كارها چارچوب‌دار نباشد، در عمل به ضرر مردم و جامعه تمام مي‌شود.

مثلا موضوع اشتغال آنچه مي‌تواند مشكل اشتغال را حل كند، بخش خدمات و صنعت و معدن است. براي من جالب است وقتي در يك سال گفته مي‌شود، رشد سرمايه‌گذاري 3درصد است و رشد بخش صنعت 5/8درصد، به طور قطع نمي‌تواند ايجاد اشتغالش از زماني كه رشد سرمايه‌گذاري فراتر از 10درصد و رشد صنعت نيز بيش از 12درصد بوده، باشد؛ اما دولت آمار اشتغال را دو برابر اعلام مي‌كند. تازه رشد 5/8درصدي بخش صنعت هم به دليل اينكه آقاي داوودي، معاون رييس‌جمهوري، برای این موضوع جلسه گذاشت و اين نرخ را تعیین و بانک مرکزی را مکلف به اعلام آن کرد‌، صحتش جاي شك دارد. به نظر من با حرف زدن مشكل مردم حل نمي‌شود به همين دليل هم است با وجود هزينه ميلياردها تومان، هنوز بنابر نظرسنجي‌ها مشكل نخست مردم بيكاري است.

دولت فعلي اين خوش اقبالي را دارد كه با رشد شديد قيمت نفت روبه‌رو بوده و از محل نفت درآمدي حدود 150ميليارد دلار داشته است. واقعا اين پول كجا هزينه شده است؟ فكر نمي‌كنيد اگر مجلس، قدرتمندتر عمل مي‌كرد، شرايط اين‌گونه نمي‌شد؟

در اينكه مجلس مهم‌ترين نهاد ناظر بر عملكرد دولت است جاي هيچ ترديدي نيست. مجلس اگر از لحاظ كارشناسي و جرات و جسارت برخورد مقتدر بود، دولت نمي‌توانست به اين راحتي بگويد كه من قانون را اجرا نمي‌كنم. اگر اين بي‌قانوني‌ها زمان ما اتفاق مي‌افتاد، حتما ديوان محاسبات و بازرسي كل كشور وارد عمل مي‌شدند و مديران متخطي را بازخواست مي‌كردند، اما درحال‌حاضر مي‌بينيم دولت قانون را اجرا نمي‌كند و عكس‌العملي هم نشان داده نمي‌شود.

سازمان مديريت منحل مي‌شود و 150ميليارد دلار درآمد نفت معلوم نيست چه طور هزينه شده، اما هيچ توضیحی از دولت خواسته نمي‌شود. در صورتي كه مجلس بايد چنان قدرتمند باشد كه جلوي بي قانوني‌هاي دولت بايستد. در تدوين برنامه چهارم توسعه قيمت هر بشكه نفت 28دلار در نظر گرفته شد؛ يعني همين درآمد براي پوشش دادن بودجه جاري و عمراني دولت كافي بود، در دولت‌هاي قبلي هم شرايط همين طور بود. پس اگر متوسط قيمت هر بشكه نفت را براي دولت نهم 60دلار بگيريم، حدود 30دلار براي هر بشكه اضافه مي‌ماند.

به اين ترتيب بايد حداقل 60ميليارد دلار به حساب ذخيره ارزي واريز مي‌شد. اگر اين اتفاق افتاده بود، با سرمايه‌گذاري از محل اين درآمد‌ها، دولت مي‌توانست سالي 6 تا 9ميليارد دلار سود كسب كند؛ يعني همان كاري كه نروژي‌ها كردند و از محل سود درآمد نفت، بخش اعظم بودجه دولت تامين مي‌شد، اما دولت اين 60ميليارد دلار اضافي را هم به ريال تبديل كرد و در بودجه جاری و عمراني هزينه كرد.

از ابتدا خيلي‌ها هشدار دادند اين روش صحيح نيست، اما دولت به هشدارها توجهي نكرد. نتيجه اين شده كه الان هم پولمان را خرج كرديم و هم تورم كه بنا بر برنامه‌هاي كلان بايد تك‌رقمي مي‌شد، به بالاترين ميزان در 10سال گذشته رسيده است.

نرخ تورم واقعي حتي بالاي 20درصد است. بنابراين حتي رضايت مردم هم جلب نشده. گراني تا جايي پيش رفته كه مسكن به عنوان كالايي كه امكان وارداتش وجود نداشته، تهيه يا حتي اجاره‌‌اش براي يك زوج از طبقه متوسط و با درآمد حدود 700هزار تومان به يك رويا تبديل شده است. از سوي ديگر، نه تنها تورم افزايش يافته، بلكه به طور همزمان بيكاري هم رشد پيدا كرده است. زيرا بخشي از اين 60ميليارد دلاري را كه دولت به ريال تبديل كرده، بانك مركزي خريده و بخش ديگر را مردم اعم از حقيقي يا حقوقي، كه آن هم تبديل به كالاهاي وارداتي شده است.

از اين رو است، برخلاف اينكه از اول انقلاب تا يكي دو سال پيش، ميوه وارد نمي‌كرديم؛ اما اكنون انواع و اقسام سيب و پرتقال و گوجه و سيب‌زميني و بادنجان و غيره وارد كشور مي‌شود.

اين ميوه‌هاي وارداتي به دليل قيمت بالايي كه دارد نه تنها نتوانسته قيمت ميوه‌هاي ايراني را در بازار كاهش دهد، بلكه حتي قيمت آنها را هم افزايش داده است يا مثلا در مورد شكر كه ما در سال 83 و 82 حدود 300هزار تن شكر وارد مي‌كرديم، هم‌اينك در عرض 5/1سال بيش از 3ميليون و 500هزار تن شكر وارد شده است. در نتيجه چندهزار نفر كارگر در كارخانه‌ها بيكار شده‌اند و چندهزار چغندر كار كشتشان را از دست داده‌اند.

اين اتفاق ممكن است از اين پس دامن رشته‌هاي ديگر صنعتي را هم يكي پس از ديگري بگيرد. اتفاق ناخوشايند ديگري كه براساس سياست‌گذاري‌هاي اقتصادي دولت نهم افتاده است، تغيير بدون برنامه در تعرفه واردات كالاها است.

در حالي كه نظام تعرفه‌اي به دليل اهميت خاصي كه براي سرمايه‌گذاران دارد و به تصميم‌گيري‌هاي آنها جهت مي‌دهد، همواره بايد شفاف باشد و نبايد بدون برنامه دستخوش تغيير شود.اصولا وقتي تعرفه‌ها اين‌گونه تغيير مي‌كند، يك عده بيچاره مي‌شوند و يك عده پولدار.

به هر حال اينها گلوگاه‌هاي رانت است.من خودم با پوست و استخوان وجود فساد را در سيستم دولتي لمس كرده‌ام. اما من راه مبارزه با فساد را در اين نمي‌ديدم كه دست مديري را بگيرم و بگويم 10ميليون تومان اختلاس كرده، اگرچه اگر فسادي هم بود با آن برخورد مي‌شد، اما من راهكار مبارزه با فساد را در بستن تمام گلوگاه‌هاي ايجاد فساد مي‌ديدم. به همين دليل بود كه در زمان ما تمام كالاهاي وارداتي تعرفه‌اي شد و ديگر كسي براي كسب اجازه واردات به وزارت صنايع نمي‌آمد. چرا كه وقتي «اجازه‌اي» هست به «خواص» تعلق مي‌گيرد و نتيجه اين مي‌شود كه برخي افراد پول هنگفتي به جيب بزنند. بورس فلزات را هم براي از بين بردن چنين رانت‌هايي ايجاد كرديم. آن زمان كه قيمت فلزات دونرخي بود، عده‌اي فلزات را با قيمت ارزان از توليدكننده مي‌خريدند و با قيمت گران در بازار مي‌فروختند. در اين ميان هم توليدكننده بيچاره بود و هم مصرف‌كننده مجبور بود كالا را گران بخرد.

در بخش نفت و گاز هم‌اكنون بخش عمده‌اي از ماشين‌سازان و تجهيزات‌سازان بيكار مانده‌اند. در بخش نفت هم دولت ادعا مي‌كند 38ميليارد دلار سرمايه جذب شده است، اما واقعيت آن است كه در عمل كار جديدي در بخش نفت شروع نشده و به نظر مي‌رسد بيشتر در مرحله تفاهم باشد. اگر چنين روند ادامه يابد به نظر مي‌رسد اين بخش‌ها دچار ركود شود و بخش صنعت هم كه به عنوان سازنده تجهيزات و ماشين‌آلات در اين زنجيره قرار مي‌گيرد، از اين ركود متاثر شود. فكر مي‌كنيد با اين وضعيت، آينده بخش نفت و گاز چگونه باشد و براي خروج از اين ركود چه بايد كرد؟

ما اگر بخواهيم همين سهم كنوني‌مان را هم از توليد اوپك حفظ كنيم، لازم است سالانه بيش از 10ميليارد دلار سرمايه‌گذاري انجام دهيم. از سوي ديگر، در ميادين مشتركي كه با كشورهاي همسايه داريم، با وجود اينكه آنها از لحاظ موقعيت و جمعيت با ايران قابل مقايسه نيستند، اما در سرمايه‌گذاري و برداشت از ما به مراتب جلوتر هستند.

بنابراين هرچه ما تعلل كنيم آنها از ما سبقت مي‌گيرند و معنايش اين است كه منابع ملت ايران توسط كشورهاي ديگر برداشت مي‌شود. در عين حال دولت بايد واقعيت را بگويد. وقتي دولت مي‌گويد، 38ميليارد دلار سرمايه در بخش نفت جذب شده، يعني چند طرح بزرگ چندميليارد دلاري در دست اجرا است و طرح‌هاي به اين بزرگي هم تعدادشان به اندازه انگشت‌هاي دست است و كاملا مشخص است، پس چطور است كه در عمل چنين طرح‌هايي ديده نمي‌شود؟ دولت بايد واقعيت را بگويد. اگر اين 38ميليارد دلار فقط تفاهم است، بايد آن را اعلام كند.

در عين حال دولت بايد در سرمايه‌گذاري در بخش نفت و گاز سرعت عمل بيشتري به خرج دهد. تعلل در سرمايه‌گذاري در اين بخش‌ها موجب مي‌شود شركت‌هاي بزرگ پيمانكاري كه در سال‌هاي پس از جنگ براي راه‌اندازي آنها بسيار سرمايه‌گذاري شده، از بين برود. در سال‌هاي پس از جنگ، برخي كارهاي مهندسي كه در روياي خيلي‌ها نبود، در ايران شكل گرفت. اگر كاري شود كه اين شركت‌ها به هر دليل با بحران مواجه شوند و پروژه نداشته باشند، خارجي‌ها مثل عقاب بالاي مهندس‌هاي اين شركت‌ها ايستاده‌اند و آنها را از كشور خارج مي‌كنند. بنابراين جفايي كه از اين قبل به كشور مي‌شود، جفاي طريق نيست. الان گفته مي‌شود پيمانكارهاي بخش آب و نيرو بيش از 3هزار ميليارد تومان از دولت طلب دارند. اين پيمانكارها افتخار نظام هستند، اما اگر دولت مطالباتشان را ندهد، از ايران خارج مي‌شوند يا حداقل متلاشي مي‌شوند، مهندسان مي‌روند جاهايي ديگر، كارگران بيكار مي‌شوند و تجهيزاتشان را مي‌فروشند. ديگر تا بخواهيم مشابه اين شركت‌ها را درست كنيم باز يك دوره 10ساله زمان مي‌برد.

الان هم در مقطعي نيستيم كه دولت بهانه بي‌پولي داشته باشد، اگر دولت درآمد نداشت اين مسائل توجيه‌پذير بود، اما الان در شرايطي به سر مي‌بريم كه پول داشتن بيش از اين براي دولت مضر است. دولت وقتي پول دارد بايد اول پول پيمانكاران را بدهد كه سرمايه‌هاي اين كشور هستند يا به آنها پروژه بدهد.

زيان چنين پيامدهايي از آثار كاهش سهم اوپك كمتر نيست و دولت بايد در اين مقطع به داد پيمانكارها كه سرمايه‌هاي مملكتند برسد.

دولت‌ها از جمله دولت فعلي عموما نيت خير دارند و از طرف ديگر مي‌خواهند براي انتخابات بعدي راي مردم را نيز با خود همراه كنند و به همين دليل اراده و قصد دارند براي كشور و مردم قدم‌هايي بردارند. چيزي كه الان مشهود است و منتقدان دولت در جناح‌هاي سياسي روي آن اتفاق‌نظر دارند اين است كه دولت آقاي احمدي‌نژاد به اين دليل كه تقريبا اكثريت مديران ارشد و مياني و حتي كارشناسان دولت‌هاي قبلي را از نهادها كنار گذاشته است و از طرف ديگر نيروي كارشناسي قابل‌توجهي نيز ندارد كفايت اجرايي براي پيش بردن هدف‌هاي خود را ندارد. ارزيابي شما از اين داوري چيست؟

واقعيت اين است كه در دنياي امروز از ميان انواع سرمايه‌هايي كه در توسعه دخالت دارند، منابع انساني كارسازترين و باارزش‌ترين سرمايه ملي به حساب مي‌آيد. اين سرمايه با استفاده از منابع گران‌بهاي ملي تربيت و ورزيده شده‌اند. مديران بايد دو ويژگي داشته باشند: اول اينكه به دانش روز دنيا مجهز شوند. دومين ويژگي مديران داشتن تجربه كار است. هر دولتي كه اين سرمايه ملي را ناديده بگيرد و به آن بي‌اعتنا باشد.

از حداقل‌هاي دانش و تجربه براي پيشرفت برنامه‌هايش محروم مي‌ماند. اين حرف را به اين دليل نمي‌گويم كه چون من وزير بوده‌ام، توقع دارم هر رييس‌جمهوري آمد، مرا در اين سمت حفظ كند. اين توقع غيرعقلاني است. شايد رييس دولت مصلحت نداند فردي را كه روزي وزير بوده است در منصب مديريتي نگه دارد، اما استفاده از آنها در نقش مشاور و با هدف استفاده از تجربه آنها چه زياني دارد؟ مديراني كه دانش و تجربه خود را از هزينه‌اي ملي به دست آورده و سرمايه اين كشور به حساب مي‌آيند نبايد، كنار گذاشته شوند و به آنها اعتنا نكرد. يكي از دلايل عقب ماندن كشورهاي جهان سوم بي‌توجهي به همين مساله است.

در دولت فعلي تغييرات مديريتي بسيار گسترده بود و اگر حرف پذيرفته شود كه حق دولت بوده است مديران همراه و سازگار با خود را بياورد، آيا استفاده از مديران با تجربه در حد كارشناس نمي‌توانست مفيد باشد. بسياري از مسوولان و مديران قبلي را مي‌شناسم كه حاضر بودند بدون هيچ چشمداشت خاصي و در نهايت گمنامي در راه پيشرفت اقتصاد كشور به دولت جديد كمك كنند، اما دولت فعلي براي مشورت در مسائل مهم كه نيازمند استفاده از تجربه قبلي بود، حتي به صورت تلفني نيز دريغ كردند.
نتيجه فقدان تجربه در مديريت اقتصادي اين شده است كه 150ميليارد دلار در اين مدت هزينه شده است و رضايت مردم هم جلب نشده است. يادم مي‌آيد در اواخر دهه 1360 كه عضو كميته تخصيص ارز و كميسيون اقتصادي مجلس سوم بودم، بودجه ارزي برخي وزارتخانه‌های صنعتی، در حد 200ميليون دلار بود و كشور با اين ارقام اداره مي‌شد. اما درحال‌حاضر با وجود ارقام هنگفت، مردم گرفتارند، بيكاري و گراني به مردم فشار مي‌آورد، پيمانكاران طلب كار خود را نگرفته‌اند و مسوولان بايد پاسخگوي اين شرايط باشند.

دولت جديد سياست‌هاي اقتصادي ويژه‌اي را در بخش صنعت دنبال كرده است كه با انتقادهاي فراوان از سوي كارشناسان و فعالان صنعتي مواجه شده است.

برخي سياست‌ها مثل توليد گوشي تلفن همراه كه زمينه آن در كشور بسيار اندك بود، قيمت‌گذاري دستوري برخي توليدات صنعتي مثل صنعت لبنيات، تن دادن به سياست‌هاي بازرگاني درباره واردات كه توليد داخلي از جمله توليد شكر را زمين‌گير كرده است و‌... شما سياست‌هاي صنعتي دولت را چگونه مي‌بينيد؟

اصولا در حركت كشورها به سمت صنعتي شدن، فضاي بين‌المللي و جهت‌گيري صنعتي دنيا در آن مقاطع مهم است. يك زماني فضاي بين‌الملل خيلي متشنج بوده مثل جنگ جهاني دوم، در نتيجه كشورها به مسائل داخلي خودشان مي‌پرداختند و با آن سياست توسعه صنعتي خودشان را دنبال می‌کردند. در يك مقطعي هم بعد از جنگ جهاني دوم، بازار بزرگي در دنيا باز مي‌شود، كشورهاي شرق آسيا با استفاده از اين فرصت بزرگ، سياست‌گذاري مي‌كنند و كالا به مقصد آن بازارها توليد مي‌كنند، مثل كره.

پس كساني كه مي‌خواهند سياست‌گذاري صنعتي و اقتصادي انجام دهند نبايد فكر كنند كه ما هيچ تعاملي با دنيا نداريم؛ چرا كه اين تفكر به توسعه صنعتي منجر نمي‌شود. به عقيده من بايد 2شاخص عمده را در تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي مدنظر قرار دهيم.

نخست اينكه هم‌اكنون ثروتمندترين آدم‌هاي دنيا مثل سابق كساني نيستند كه هكتارها زمين و نفتكش و كارخانه دارند بلكه كساني هستند كه علم و فن‌آوري‌هاي روز را در اختيار دارند.

پس در شرايط فعلي بايد توليد علم و تكنولوژي در اولويت اول قرار گيرد و بايد سياست‌گذاري‌ها به اين سمت برود.

موضوع دوم در بخش صنعت اين است كه در دنيا زنجيره توليد جايگاه خودش را پيدا كرده و كشورها تلاششان كسب جايگاه در زنجيره توليد جهاني است‌. ما هم بايد ببينيم چگونه مي‌خواهيم سهم خود را در زنجيره توليد جهاني پيدا كنيم. استراتژي توسعه صنعتي هم بر اين پايه نوشته شده بود و عمده‌ترين جهت‌گيري تعامل مثبت با دنيا بود.

در مورد مسائلي كه شما اشاره كرديد، فكر مي‌كنم دليل اصلي‌اش اين است كه هيچ تئوري يا برنامه‌اي پشت اين تصميم‌گيري‌ها نيست. بر برنامه‌هاي قبلي هم برچسب‌هايي مثل آمريكايي بودن و غرب‌زدگي ‌زده شده و بلااستفاده مانده است. در صورتي كه نويسندگان آن برنامه‌ها از لحاظ ديني و مذهبي و جنگ و جبهه رفتن از سايرين بسيار قوي‌تر هستند. به هر حال اگر دولت آن نظريه را قبول ندارد نظريه جديد ارائه دهد.

كساني كه الان نبض اقتصادي كشور دستشان است كساني هستند كه زمان خاتمي به هر كاري اعتراض مي‌كردند.

نمونه‌اش دكتر داوودي است كه اخيرا در اظهارنظري نويسندگان برنامه قبلي را متهم كرده است و اگر كسي جوابي به ايشان نداد دليلش اين نبود كه كسي نمي‌توانست جواب دهد بلكه دليلش اين بود كه برخورد ايشان آنقدر سطح پايين بود كه كسي حاضر نشد، جوابشان را بدهد.

مسلما در بحث‌هاي اقتصادي تصميم‌گيري خيلي مهم است. سيمان يكي از بحث‌هاي مهم در آن زمان بود. براي جبران كمبود سيمان در كشور، تصميم نگرفتيم چند كارخانه دولتي بزنيم بلكه شرايط را اعلام كرديم تا هر كه مي‌خواهد بيايد و كارخانه سيمان بزند كه نتيجه سرمايه‌گذاري‌هاي هنگفتي بود كه به سرعت به بهره‌برداري رسيد.

درحال‌حاضر هم اگر وام‌هاي مورد نياز اين واحدها به موقع اعطا مي‌شد، ديگر كمبود سيمان نداشتيم و حتي صادركننده عمده سيمان به عراق و افغانستان بوديم.

قيمت‌گذاري دولتي سيمان نيز موجب شده كه كارخانه سيمان را تنی 36هزار تومان مي‌فروشد و مصرف‌كننده بايد 100هزار تومان بخرد. واقعا اين پول ناشي از تفاوت قيمت سيمان نصيب چه كساني مي‌شود؟ من فكر مي‌كنم منتفعان چنين رانت‌هايي نمي‌گذارند مسوولان تصميم‌ مناسبي براي آزادسازي قيمت سيمان بگيرند و مسوولان را مي‌ترسانند.

*در مورد سرمايه‌گذاري‌هايي كه در ونزوئلا شده و آغاز آن از دولت قبل بوده و در دولت نهم دامنه‌اش وسيع‌تر شده با توجه به وضعيت نامناسب چاوز در ونزوئلا تكليف سرمايه‌گذاري‌هاي كلان ما در آن كشور چه مي‌شود؟

ونزوئلا يكي از كشورهايي است كه به لحاظ سياسي ما فرصت حضور در آنجا را يافتيم و در زمان ما پروژه‌هاي بزرگي مثل واحد تراكتورسازي در آنجا انجام شد. حتي بخش‌خصوصي را هم با خودمان به آنجا برديم. در آن زمان تمام تلاشمان را كرديم تا از لحاظ قانوني سرمايه‌گذاري‌هايمان ضمانت داشته باشد و با تغييرات سياسي آسيبي نبيند.

اتفاقي كه من را نگران مي‌كند اين است مخالفان چاوز در ونزوئلا همواره عليه كالاهاي ايراني تبليغات منفي مي‌كردند و سعي‌شان اين بود كه از نظر كيفيت و زمان‌بندي كالاها و پروژه‌هاي ما را زير سوال ببرند و اين پاشنه آشيل سرمايه‌گذاري‌هاي ما در ونزوئلا است.

بنابراين ما بايد در آنجا طوري عمل كنيم كه بهانه دست اين طيف افراد ندهيم. بايد تمام تلاشمان را بكنيم تا بازار كشوري را كه درآمد نفتي خوبي دارد از دست ندهيم.

حتي اگر سرمايه‌گذاري‌هايمان را توسعه بدهيم، هم ضرري نمي‌كنيم. به هر حال، تغييرات سياسي در ونزوئلا هميشه مورد بحث ما بوده و معتقدم اگر هوشمندانه عمل كنيم خطري سرمايه‌گذاري‌هاي ما را در آنجا تهديد نمي‌كند.

*آقاي مهندس، هم اينك ما در شرايطي قرار داريم كه بخش صنعت و نفت و گاز به دليل تحريم‌ها و فشارهاي بين‌المللي روزهاي سختي را مي‌گذراند.

هم در تامين اعتبار خارجي با مشكل مواجه شده‌ايم و هم در تامين مواد اوليه و تجهيزات و قطعات يدكي.

از طرفي به نظر مي‌رسد رويكرد آسيايي دولت هم چندان موفق نبوده و روابط‌مان با چين و حتي كشورهاي عربي با مشكل برخورده است.

در عين حال دولت موضوع را انكار مي‌كند و استراتژي‌هاي محكمي را در پيش نگرفته است. به نظر شما ما بايد چه استراتژي‌هايي را پيش بگيريم تا در آينده با چالش‌هاي جدي و بزرگ مواجه نشويم؟

وجود فشار خارجي به بخش صنعت واقعيتي بزرگ است و دولت بايد آن را بپذيرد.

آقاياني كه اين تحريم‌ها را انكار مي‌كنند احتمالا آمار غلط دريافت مي‌كنند؛ چرا كه واقعيت حكايت از فشارهاي سنگين بين‌المللي بر اقتصاد ايران دارد. در عين حال من هم معتقدم دولت بايد استراتژي‌هاي مستحكمي براي مقابله با اين تحريم‌ها بيابد.

اگر در دولت بحث شود حتما مي‌شود راهكارهايي پيدا كرد. همان‌طور كه هم‌اكنون برخي شركت‌ها راهكارهايي براي خودشان پيدا كرده‌اند و هزينه‌هايشان را كاهش داده‌اند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
قای رییس جمور ، از مردم حلالیت بطلبید

نواندیش- قدرت الله علیخانی نماینده مردم بویین زهرا و آوج و عضو فراکسیون اقلیت مجلس در نطق پیش از دستور امروز خود با اشاره به اینکه قرار است رییس جمهور در آستانه سفر حج امشب درخصوص گرانی به مردم توضیحاتی دهد ، گفت : آقای رییس جمهور لطفا در این گزارش نسبت به بعضی تصمیمات تورم ساز و آزاردهنده دولت پاسخ دهید و از کلی گویی هایی همچون نقش مافیا و رانت خواران در این مورد خودداری نمائید. شاید پس از ارائه این گزارش خود شما هم به این نتیجه رسیدید که در آستانه تشرف به بیت الله الحرام ، از مردم بخاطر تحمل مشکلات فراوان اقصادی حلالیت بطلبید.

به گزارش "نواندیش" متن کامل این نطق بشرح زیر است:

امروز می خواهم بدون هیچگونه مقدمه ای به مهمترین دغدغه مردم اشاره کنم. دغدغه ای که علیرغم هشدارها و تذکرات متعدد نمایندگان اصولگرا و اصلاح طلب مجلس ، تا مدتها توسط مسئولان دولت نهم تکذیب می شد و نهایتا هم تلاش شد که به مافیاهای ناشناخته - نسبت داده شود. این موضوع ، چیزی نیست جز گرانی که عرصه های مختلف زندگی مردم از جمله مسکن را تحت تاثیر قرار داده و متاسفانه ، بسیاری از جوانان را تنها بخاطر ناامیدی از اجاره یک اتاق از امر مقدس ازدواج منحرف کرده است و با کمال تاسف برخی مسئولان دولتی دل خوش می دارند که افزایش قیمت مسکن کنترل و متوقف شده است. اما به این نکته توجه ندارند که در طی یکی دو سال اخیر بخاطر سیاست های غلط از جمله تبلیغات ناشیانه پیرامون وام های سه میلیونی و ده میلیونی مسکن ، با افزایش چند برابری مواجه شده و شاید توقف افزایش قیمت هم بخاطر ناتوانی مردم در خرید و اجاره باشد نه بخاطر سیاست های موفق دولت.

آقای رییس جمهور ! شما یکسال بعد از انتخاب بعنوان رییس جمهور انتساب شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های خود را تکذیب کردید اما آیا کسی می تواند این واقعیت را تکذیب کند که یکی از عوامل رای دادن عده ای از مردم به شما ، امید به اجرای همین شعار بود که یک روزنامه طرفدار شما آن را با تیتر درشت در صفحه اول نوشت؟

پول نفت بر سر سفره های مردم

آقای رییس جمهور ! در طی 5/2 سال گذشته دولت شما حدود 150 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته که از کل درآمدهای دو دولت آقای هاشمی رفسنجانی بیشتر و تقریبا معادل درآمد 8 سال ریاست جمهوری جناب آقای خاتمی بوده است. پس مردم حق داشتند که دیدن بخشی از این پول نفت را بر سر سفره های خود ببینند و بخش دیگر آن را در احداث کارخانجات بزرگی مشاهده کنند که در زمان دولت های آقایان هاشمی رفسنجانی و خاتمی صدها نمونه از آنها احداث شد.  اما نه از احداث کارخانجات خبری هست و نه پول نفتی بر سر سفره های مردم آمد ، گوشت و مرغ از سفره عده ای قهر کرد و هم اکنون عده ای در حسرت تخم مرغ هستند که اگر روند افزایشی هفته های اخیر ادامه پیدا کند ، شاید < دیده شدن تخم مرغ بر سر سفره ها > نیز به آرزویی دست نیافتنی برای شریف ترین اقشار مردم تبدیل شود.

آقای رییس جمهور ! به نظر اینجانب بدتر شدن وضعیت اقتصادی کشور علیرغم افزایش بی سابقه و افسانه ای قیمت نفت ، هیچ دلیلی ندارد جز آنکه دولت شما نه تنها به مبانی شناخته شده علم اقتصاد بی توجهی می کند ، بلکه راهبرد و نسخه شفابخش اقتصادی کشور یعنی دستور العمل هوشمندانه مقام معظم رهبری برای اجرای اصل 44 و واگذاری امور اقتصادی به مردم را پشت گوش انداخته و یا به اجرای تشریفاتی و ظاهری آن می پردازد. آنچه که در روزهای اخیر در ارتباط با تاسیس بانک قرض الحسنه توسط دولت صورت گرفت و عدم حضور رییس کل بانک مرکزی در مراسم افتتاح آن نیز حاکی از ابهام حتی در درون دولت بود ، یک نمونه مشخص در این خصوص می باشد. اعتراض دبیرکل جامعه اسلامی اصناف و بازار و تاکید بر برگزاری همایش سراسری صندوق های قرض الحسنه در اعتراض به این اقدام دولت نیز نشان می دهد که فعالان اصولگرای بخش اقتصادی هم به اینگونه تصمیمات دولت معترض هستند. ضمن آنکه طبق برنامه چهارم ، به صراحت تاسیس هر تشکیلات جدید ، مستلزم مصوبه مجلس است و سیاستهای کلی اصل 44 نیز دولت را از ورود به عرصه هایی که امکان انجام آنها توسط بخش خصوصی وجود دارد ، منع کرده است. اما متاسفانه نه تنها اراده ای برای واگذاری امور به بخش خصوصی وجود ندارد بلکه با اصرار دولت و رییس جمهور ، فعالیت قرض الحسنه که در تمام سال های گذشته در اختیار بخش خصوصی بوده است ، اکنون ماهیت دولتی پیدا می کند.

آقای رییس جمهور ! ظاهرا قرار است امشب به مردم گزارش اقتصادی بدهید. لطفا در این گزارش به اعتراضات مکرر نمایندگان مجلس ، مرکز پژوهش های مجلس و بسیاری از اقتصاددانان نسبت به بعضی تصمیمات تورم ساز و آزاردهنده نیز پاسخ دهید و از کلی گویی هایی همچون نقش مافیا و رانت خواران در این مورد خودداری نمائید. شاید پس از ارائه این گزارش خود شما هم به این نتیجه رسیدید که در آستانه تشرف به بیت الله الحرام ، از مردم بخاطر تحمل مشکلات فراوان اقصادی حلالیت بطلبید.

همچنین لازم می دانم درخصوص تبعات نگران کننده یکی از تصمیام دولت نهم هشدار دهم. ما در کشور حدود 147 هزار کیلومتر راه روستایی داریم و متولی این امر معاونت راه های روستایی بود که در زمان دولت آقای خاتمی پذیرفته شد اما ظاهرا در دولت فعلی قرار است این معاونت حذف شود که من نسبت به تبعات این تصمیم برای روستاها و مناطق محروم کشور هشدار می دهم.

 

درخواست مرعشي از احمدي نژاد : عذرخواهي به خاطر ناديده گرفتن نظرات کارشناسي


«حسين مرعشي» سخنگوي حزب کارگزاران، نقطه ضعف «محمود احمدي نژاد» را اشتباه گرفتن قاطعيت در مديريت با قاطعيت در کارشناسي دانست.

«حسين مرعشي» در مصاحبه مفصلي با خبرگزاري فارس، عملکرد دولت نهم را نقد کرد و با بيان اينکه «احمدي نژاد هيچ خدمتي به ايران نکرد»، گفت؛ «ايشان خود را کارشناس همه چيز مي داند از انرژي هسته يي گرفته تا اقتصاد و غيره. صريح بگويم که احمدي نژاد بايد بابت بي توجهي به نظرات کارشناسان اقتصادي از مردم ايران عذرخواهي کند.»وي اظهار داشت؛ «احمدي نژاد يادش رفت که نظام ديوان سالاري اداري ايران، مثل همه جاي دنيا هر چه به آن بدهيد سير نمي شود. ما در بحث مديريت در کارشناسي مي گوييم سيري اشتها ناپذير، شما به سيستم اداري هر چه بيشتر بدهيد، بيشتر طلب مي کند. احمدي نژاد يک مرتبه آمد فکر کرد که بقيه عقل شان نمي رسيد که 10 ميليارد دلار پول بيشتر به ريال تبديل کنند و بدهند به دستگاه هاي دولتي. همه کارشناسان گفتند اين بيماري هلندي مي شود. احمدي نژاد بر مواضع خود اصرار کرد، مجلس هم موافق نبود قدري ايستادگي کرد اما نتوانست. احمدي نژاد در دو سال نقدينگي را به دو برابر تبديل کرد و شد وضع موجود که هم دامن خودش را گرفت هم کشور را.»وي البته مهم ترين نقطه قوت احمدي نژاد را قاطعيت در تصميم گيري دانست و در عين حال راجع به نقاط ضعف عملکرد وي گفت؛ «احمدي نژاد به کارشناسي اعتناي جدي ندارد. هر کس در کشور مديريت را برعهده مي گيرد وظيفه دارد کشور را براساس اصول علمي و واقعي اداره کند. اصول کارشناسي واقعي هستند، يک وقتي يک استانداري رفيق ما بود مي گفت فلاني، من کارشناس نيستم اما من هر چه مي گويم کارشناسان تصديق مي کنند، گفتم آنها مي خواهند نان بخورند ولي تو استانداري. نقطه قوت احمدي نژاد را هوادارانش بگويند، من چرا بگويم؟ احمدي نژاد به عنوان مدير، در تصميم گيري هاي مديريتي بايد قاطعيت داشته باشد که البته مدير بايد قاطعيت داشته باشد اين را بگيريد وجه مثبت، اما اين قاطعيت در مسائل کارشناسي نيست، در تصميم گيري است که يک تصميم کارشناسي را با قاطعيت بگيرد نه اينکه بگويد يک ساختمان 10 طبقه بايد بسازيد ولي کارشناسان بگويند خاک زمين اجازه نمي دهد و او قاطعانه دستور دهد. اين بي توجهي هم خودش را گرفتار کرده هم کشور را. صريح بگويم که احمدي نژاد بابت بي توجهي به نظرات کارشناسان اقتصادي بايد از مردم ايران عذرخواهي کند و دير يا زود اين کار را بايد بکند. او مديون مردم است.

صدور قطعنامه، موفقيت نيست

مرعشي در گفت وگوي تفصيلي خود با فارس در پاسخ به سوالي درباره عملکرد دولت نهم در بحث انرژي هسته يي اظهار داشت؛ «پروسه انرژي هسته يي خارج از تصميمات شخصي احمدي نژاد است. انرژي هسته يي متعلق به نظام است و دانش آن هم نتيجه سرمايه گذاري طولاني مدت نظام و فراتر از دولت هاست، دانش آن هم قبل از دولت احمدي نژاد به دست آمده بود و تنها جايي را هم که احمدي نژاد مديران آن را تغيير نداد و تجربه آنجا را از بين نبرد سازمان انرژي اتمي بود. اگر بقيه مديران را هم تغيير نمي داد، وضع کشور اين نبود.»

نماينده سابق کرمان در مجلس ششم انتقادات وارد به سياست هاي خارجي دولت را «باز کردن جبهه هاي متعدد در عرصه هاي سياست خارجي و اصلي کردن موضوعات فرعي» عنوان کرد که «منجر شد پيشروي کشور در سياست هاي هسته يي کند شود.»وي افزود؛ «طرح بيجاي مساله هولوکاست که نه موضوع کشور ماست و نه موضوع روز ماست يا ده ها حرف مختلف مثل اينکه ايشان مي گويند به همه کشورهاي دنيا دانش انرژي هسته يي را ارائه مي کنيم، بگذاريد فعلاً کار خودمان را بکنيم، تحريک کردن و متحد کردن دشمن پشت مرزهاي کشور در حالي که پرونده هسته يي روي ميز است، هنر مديريت نيست. احمدي نژاد در عرصه سياست خارجي کمکي به انرژي هسته يي نکرد. مي توانيد از لاريجاني که نيروي ارزشي است بپرسيد که چه به روزش آورد.»مرعشي با بيان اينکه صدور قطعنامه هاي متعدد، موفقيت نيست، خاطرنشان کرد؛ «شما مي گوييد راهي نبود، اما ما مي گوييم راه حل داشت. ما مي توانستيم دنيا را عليه خود تحريک نکنيم. اگر اين اندازه تحريک نمي کرديم، اين همه قطعنامه صادر نمي شد. حفظ فناوري هسته يي براي ايران با هزينه هاي کمتر از آنچه در دولت احمدي نژاد رخ داد مقدور بود. ما نمي توانيم در دنيا سيبل باشيم. اين همان چيزي است که غربي ها مي خواهند، ما مسوول و عضوي از سازمان ملل هستيم. قوانين بين المللي را رعايت مي کنيم، نبايد مقامات مسوول به گونه يي حرف بزنند که يک جريان تهديد کننده براي ديگران است.»

چند تا شعار، ارزش است؟

مرعشي در بخش ديگري از اين گفت وگوي مفصل در پاسخ به اين پرسش که در زمان جنگ تا مقطع قبول قطعنامه 598، قطعنامه هاي متفاوتي عليه ما صادر شد، گفت؛ « به خود دروغ نگوييم. انقلاب با احمدي نژاد شروع نشده و با احمدي نژاد هم تمام نخواهد شد، هزار تا احمدي نژاد فداي نظام جمهوري اسلامي و انقلاب. يک رئيس جمهور آمده چهار تا شعار مي گويد و شما باورتان شده مي گوييد ارزشي است، کي مي گويد ارزش است؟ جمهوري اسلامي در زمان جنگ از خود دفاع کرد و هيچ قطعنامه يي در شوراي امنيت عليه ايران صادر نشد. ممکن است قطعنامه هايي که براي پايان جنگ صادر شد مورد تاييد ما نبود و نمي پذيرفتيم تا قطعنامه 598 که تا حدي مورد تاييد ما بود گر چه براي احقاق حقوق ما کفايت نمي کرد. تفاوت اين است که در انرژي هسته يي نبايد کشور را به سمتي ببريم که قطعنامه هاي الزام آوري صادر شود.»

وي با اشاره به اينکه رئيس جمهور قطعنامه ها را «کاغذ پاره» توصيف کرده است، اظهار داشت؛ « کاغذ پاره نيست، اينها الزام آور است. به لحاظ حقوقي اينها در آينده براي رفع آن مصوبه شوراي امنيت مي خواهد و زمان و انرژي و امتياز براي رفع آنها از ما مي خواهند. معتقديم در سياست هاي هسته يي بايد به گونه يي حرکت کنيم که محکوميت هاي بين المللي نگيريم و مي توانستيم با اعتمادسازي اين کار را بکنيم و معني اش هم اين نيست که غرب دروغگو نيست يا برخوردهاي دوگانه ندارد، اما برخوردهاي آنها دليل نمي شود که کاري که آنها مي خواهند انجام بدهيم. الان هم بايد تدبير کنيم، همانگونه که طي ماه هاي اخير لاريجاني تمام تلاش خود را کرد که قطعنامه سوم صادر نشود و موفق بود، همين امروز هم بايد بتوانيم جلوي قطعنامه سوم را بگيريم. ما به عنوان شهروند ايراني و عضوي از نظام حق داريم سوال کنيم که لغو اين قطعنامه ها بعدها چه هزينه يي را بر کشور تحميل خواهد کرد و آيا ما خواهيم توانست بر موضع مان بمانيم يا نه؟»

خرج از پرونده هسته يي در سياست داخلي

مرعشي افزود؛ «انتقادمان به احمدي نژاد اين است که اين موضوع را دارد خرج سياست هاي داخلي خود مي کند، چه در برابر رقيب که ما باشيم و چه در برابر دوست که علي لاريجاني باشد.» وي تصريح کرد؛ «احمدي نژاد فعلاً سوار است، مي تواند در کار لاريجاني اخلال کند، لاريجاني دارد بحث مي کند، مي گويد اين پيشنهاد را قابل بررسي مي دانيم، ولي احمدي نژاد مي آيد مي گويد تا آخر مرداد پيشنهادي نمي دهيم. به هر حال تاريخ قضاوت خواهد کرد که چه ضررهايي به کشور وارد شد.»

تصميم شوراي نگهبان درباره مجلس ششم

وي در بخش ديگري از اين مصاحبه، به مجلس ششم پرداخت. مرعشي با بيان اينکه در دوره ششم در سطح طرح ها و لوايح اختلاف نظر عمده يي وجود نداشت، گفت؛ «آنچه مجلس ششم با آن مواجه بود اين مساله بود که حتي حرف هاي حسابي که مجلس ششم داشت (مورد توجه نبود). ببينيد در واقع يک تصميم گرفته شده بود که نبايد قانوني در مجلس ششم به نتيجه برسد. من يک شب با آقاي مومن هم صحبت کردم و به دوستان شوراي نگهبان هم گفتم. اکنون مي رسيم به اينکه اکثر نمايندگان شوراي اسلامي قانوني تصويب کردند که مثلاً صدا و سيما بابت بخش مسابقات حرفه يي باشگاه ها بايد بخشي از درآمد خود را به اين باشگاه ها بدهد، مثلاً بازي استقلال و پيروزي. چون در واقع اين باشگاه ها هستند که اين برنامه را توليد کردند و مشتري جلب کردند. اما شوراي نگهبان مي گويد اين خلاف شرع است. من به آقاي مومن گفتم که دين خدا را صرف دعواي لاريجاني و فدراسيون فوتبال نکنيد. کما اينکه مردم را نبايد صرف اين دعواها کرد. يعني ما اصلاح طلبان هم نبايد بياييم بگوييم همه مردم مال ما، يعني در جناح مقابل ما هيچ کس معتقد به مردم نيست؟ هيچ کس مردمي نيست؟وي همچنين گفت که «ما نبايد در برابر

رد صلاحيت هاي وسيع سکوت مي کرديم، بايد اعتراض جدي تري مي کرديم.»

 نظرمرعشی درباره برخی چهره ها

-حداد عادل:آدمي نجيب
-علي لاريجاني: هواي تازه
-ناطق نوري: سمبل مردانگي
-خاتمي: نجابت و اخلاق
- هاشمي‌رفسنجاني: سياست و شجاعت
- حسين شريعتمداري: پاسبان بد اخلاق دفاع از ارزشها
-رحيم مشايي: چون جانشين خودم است چيزي نمي‌گويم
- حسن حبيبي: وقار و متانت و هوش
- فائزه هاشمي: زني شجاع
- محمدرضا خاتمي : پزشكي سياست‌پيشه
- بهزاد نبوي: جوان قديمي
- مهدي كروبي: شيخ اصلاحات
- تاج‌زاده : كسي كه ما را به 1/1/58 برگرداند
- ‌غلامحسين كرباسچي: شهردارنوآور
- احمدي‌نژاد: معجزه هزار سوم و چهارم چون در هزاره چهارم هم مانند او به وجود نخواهد آمد
-غلامحسين الهام: كسي كه خدا چيزي به او الهام نكرده
- فاطمه رجبي: فرزند ناخلف پدر
- حسن روحاني: مدير لايق و قدري متكبر
- قاليباف: پليس 110
- محسني‌اژه‌اي: چيزي به ذهنم نمي‌آيد
- قاضي مرتضوي: الان دادستان است جرات نمي‌كنم چيزي بگويم
- محمدهاشمي: كارگزار اصولگرا
- مهاجراني :معاون پارلماني موفق
- احمد جنتي: هم قد احمدي‌نژاد. 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
نگاهی به جنایت های قاتل توریست فرانسوی
یک هفته از وقوع مجموعه رخدادهای شهر اصفهان گذشته و طی آن یک تبعه خارجی کشته شده است.
یک هفته از وقوع مجموعه رخدادهای شهر اصفهان گذشته و طی آن یک تبعه خارجی کشته شده است. در این راستا در تحلیل رفتارشناسی قاتل فراری نکات قابل توجهی دیده شده که مروری کوتاه بر شخصیت جنایی وی و روش هایی که به کار برده است، در مهار نمونه های مشابه او نقش بسزایی خواهد داشت. واقعیت این است که ظهور چنین پدیده هایی بیشتر از آنکه متکی به توانایی خود مجرمان باشد در چگونگی برخورد با جرائم جنایی ریشه دارد. در جریان اصفهان نیز شایعات و صراحت نداشتن مسوولان در طرح واقعیت بیش از توانایی خود فرد جنایتکار موجب شدت یافتن جریان روانی حاکم شد. کاظم شفیعی - قاتل فراری - انسانی بیمار و پارانوئید است که باید در بند زندگی کند ولی این اتفاق درباره وی نیفتاده و او اکنون به خاطر ویژگی منفی رشدیافته در شخصیت اش، از طریق انتقام از دیگران خود را تخلیه می کند. اما این جانی کیست؟
کاظم، هاشم و قاسم شفیعی اعضای یک طایفه بزرگ معروف به نامجو در مرودشت فارس هستند که با تغییر فامیل خود به شفیعی از قوم خود جدا شدند و اقدامات مجرمانه شان را از شهر شیراز آغاز کردند. کارهای آنها از همان نخستین قدم خونین بوده است، به گونه یی که پس از انجام چند حرکت جنایتکارانه که گفته می شود منجر به کشته شدن چند نفر شده دیگر قادر به اقامت در استان فارس نبودند و با گریز از آنجا، اصفهان را به عنوان نقطه امن انتخاب کردند. آخرین جنایت آنها شرکت در سرقت مسلحانه یک لاستیک فروشی بود که در جریان آن مردی کشته شد.
در این شرایط کاظم با بهره گیری از مادر میانسالش، به عنوان یار پوششی موفق شد زمینه استقرار بهتر در اصفهان را برای خود فراهم آورد. اینجا یک سوال وجود دارد و آن، اینکه پس از محرز شدن شخصیت جنایی کاظم و خانواده اش از سوی پلیس شیراز چه اقداماتی برای مهار وی صورت گرفته و آیا تعقیب او دامنه دار و دارای شتاب لازم بوده است یا خیر؟ در هر حال کاظم به دنبال دستیابی به منافع بیشتر طی تماسی از پسرعمه هایش می خواهد که به اصفهان بیایند و در جنایاتش شریک شوند و پس از تحقق این امر و ورود برادران نامجو به صحنه او برای حفظ سمت پدرخواندگی اش در این باند، کشتن افراد را در دستور اولیه کار قرار می دهد. کاظم در نخستین آزمون، برای ربودن یک دستگاه پژو۴۰۵ دست به اسلحه می برد و هر سه نفری را که در مقابلش قرار می گیرند، هدف گلوله قرار می دهد که خوشبختانه هر سه آنها زنده می مانند. در اقدام مجدد، جواهرفروش نگون بخت را بدون هیچ برنامه خاصی مورد حمله قرار می دهد و در حالی که منفعت فراوانی نیز عایدش نشده بوده او را با تیر می زند و به اتفاق همراهانش به سوی مردم نیز آتش می گشاید.
اما آیا او را به خاطر انجام این کارها باید انسانی هولناک دانست یا فردی بسیار نترس و جسور. این قاتل هرگز فردی شجاع و جسور نبوده و حین هر دو اقدام تبهکارانه، کاملاً دستپاچه دیده شده و حتی قدرت اداره و تسلط یافتن بر وضعیت حاکم را نداشته و تحرکات وی صرفاً ترکیبی از غرور کاذب ناشی از حضور هم ولایتی هایش و در دست گرفتن سلاح بوده است. کاظم قادر نیست هیچ یک از اقدامات خود را به صورت انفرادی انجام دهد و نقش برادر کوچکش در تمام برنامه های اخیر پررنگ دیده می شود. در این میان پس از واقعه ملک شهر اصفهان - سرقت از طلافروشی - تمامی تلاش های امنیتی و انتظامی روی دستگیری این باند متمرکز شد و پلیس و دستگاه های اطلاعاتی به صورت دقیق، رفتارهای آنها را زیر نظر گرفتند و موقعیت شان را کشف کردند و پس از گریختن آنها به شیراز، آنان را یافتند و چند نفرشان را بازداشت کردند. اما از همان نخستین لحظات دستگیری همدستان کاظم، همه مطمئن بودند که او آرام نخواهد نشست، نه به آن دلیل که از توانایی خاصی برخوردار است، بلکه به این سبب که می دانست دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد.
به همین دلیل کاظم از فرصت استفاده کرد و در فاصله به وجود آمده یک مامور غیرمسلح و بی دفاع را که کار غیرعملیاتی انجام می داد در کیوسک اتباع بیگانه هدف قرار داد و گریخت. در این میان شایعه بی اساس کشته شدن افسر پلیس، کاظم را تبدیل به موجودی فضایی کرد و او باور کرد که انسان قدرتمندی است. در این میان بعضی افراد براین نظر بودند که چه اشکالی دارد پلیس به خواسته های این جنایتکار عمل و سپس او را دستگیر کند، در حالی که آنها محاسبه نمی کنند، اولاً چنین کاری اصولاً اشتباه است و باج دهی را رونق می دهد و ثانیاً درخواست او به این علت نیست که می خواهد دوستانش را نجات دهد، چون او آنقدر شجاع نیست که در پی مدد به دیگری باشد بلکه قصد واقعی او مسائل دیگری است.
در این میان کاظم شفیعی یک اشتباه بزرگ مرتکب شد و این بار مردی متاهل و مهمانی را که تبعه کشورمان نبود به قتل رساند و گریخت. کاظم با این اقدام در افکار عمومی به موجودی پست و فاقد تفکر و برنامه تبدیل شد.
شاهدان عینی روایت می کنند که کاظم پس از قتل در ترمینال جی آنقدر وحشت زده و نگران بوده که در مسیر فرار به سمت خودرو پیکان کرایه یی که برادرش در آن مستقر بوده به زمین می خورد.در هر حال کاظم به طور قطع از زمانی که چهره اش فاش شده است، به ناچار از اعضای خانواده خود فاصله گرفته است. اکنون از فردی در شرایط او نباید انتظار شفقت و مهربانی داشت، ولی مردم می توانند فرصت هایش را بگیرند و محیط اقدامش را محدود کنند. او چهره شناخته شده یی است، بنابراین از این به بعد با بهره گیری از کلاه، گچ گرفتن بخشی از بدن، پانسمان صورت و ابزاری که بتواند چهره اش را به گونه یی از عکس منتشره متفاوت کند به تردد خواهد پرداخت. بنابراین مردم باید در برخورد با افرادی که بخشی از صورتشان را به هر دلیلی پوشانده اند هوشیار باشند و مراتب را فوراً به پلیس اطلاع دهند.

سید ضیاءالدین فائق

پليس در تعقيب قاتل گردشگر فرانسوي در اصفهان

 





گروه حوادث- ماني قرباني: تحقيقات گسترده مأموران پليس استان اصفهان براي دستگيري يك جاني خطرناك كه عصر روز يكشنبه يك گردشگر فرانسوي را در ترمينال جي اين شهر به قتل رسانده بود، آغاز شد.
جاني خطرناك هفته گذشته نيز يك مأمور نيروي انتظامي را هدف گلوله قرار داد كه پس از انتقال ستوان دوم عليرضا انصاريان به بيمارستان، وي از مرگ نجات يافت.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 17 روز يكشنبه 18 آذر امسال «ژولين سان وايسرگ» همراه همسرش به ترمينال جي اصفهان رفتند تا براي شترسواري راهي منطقه خور و بيابانك شوند.
دقايقي از حضور آنها در ترمينال نگذشته بود كه خودروي پيكاني با دو سرنشين وارد ترمينال شد. يكي از سرنشينان پيكان كه مرد جواني بود، خود را به «ژولين» رساند و پس از صحبت كوتاهي با او، با اسلحه به سوي مرد فرانسوي شليك كرد.
ضارب سپس خود را به خودرو رساند و با كمك همدستش از محل حادثه فرار كردند.
پس از اين حادثه، ژولين به بيمارستان منتقل شد، اما به خاطر شدت جراحات جان سپرد.
با مرگ مرد فرانسوي، بازپرس شاه محمدي قاضي كشيك دادسراي جنايي اصفهان همراه گروهي از كارآگاهان در محل حادثه حاضر شدند و تحقيقات جنايي براي دستگيري ضارب فراري آغاز شد.كارآگاهان در نخستين گام با كمك شاهدان اقدام به چهره نگاري از قاتل كردند و بدين ترتيب موفق شدند هويت او را شناسايي كنند.قاتل يك مجرم خطرناك به نام كاظم شفيعي است كه شنبه هفته گذشته نيز يك مأمور نيروي انتظامي را با شليك گلوله مجروح كرده بود.كاظم ساعت 16 روز دهم آذرماه جاري بر ترك يك موتورسيكلت هونداي قرمز رنگ نشسته و خود را به كيوسك نگهباني اداره اتباع خارجه پليس اصفهان رساند. او سپس اسلحه اش را به سوي ستوان عليرضا انصاري كه داخل كيوسك نشسته بود گرفته و او را با شليكهاي پي در پي هدف قرار داد.مأمور زخمي بلافاصله به بيمارستان منتقل شد و تحت عمل جراحي قرار گرفت كه با اقدامهاي مناسب پزشكان از مرگ نجات يافت.همچنين در محل حادثه يك نامه پيدا شد كه جاني خطرناك در آن نوشته بود: عاملان قتل يك طلافروش در ملك  شهر بيگناه هستند و بايد سريع آزاد شوند.
او همچنين تهديد كرده بود، اگر هفت دزد مسلح آزاد نشوند به جنايتهاي خود ادامه خواهد داد.با مشخص شدن هويت عامل دو تيراندازي، شوراي تأمين استان اصفهان عصر ديروز جلسه اضطراري تشكيل داد و بلافاصله پس از اين جلسه قرار شد عكس و مشخصات متهم در اختيار رسانه هاي گروهي قرار گيرد.
در اطلاعيه  شوراي تأمين اعلام شد: «كاظم» از اعضاي شبكه سرقت مسلحانه اي است كه مهرماه امسال در جريان سرقت از يك طلافروشي در ملك شهر مرتكب قتل صاحب آن شده است. اعضاي اين شبكه پس از دستگيري به سرقت از دو طلافروشي و يك بانك در اصفهان و قتل پنج نفر در شيراز اعتراف كردند.همچنين به گزارش سايت خبري عبرت، قاتل فراري كه 27 سال سن دارد داراي قدي حدود  175 سانتيمتر، جثه اي متوسط، موهاي خرمايي كوتاه شده و چهره اي آفتاب سوخته است كه همراه مادر 45 ساله و دو برادر 16 و 22 ساله اش پس از آخرين جنايت، از اصفهان فرار كرده اند.
هم اكنون تمام راههاي ورود و خروج سطح استان در كنترل مأموران پليس قرار دارد و تحقيقات گسترده اي براي دستگيري ضارب آغاز شده است.
پليس از افرادي كه از مخفيگاه جاني خطرناك اطلاع دارند خواست، بلافاصله موضوع را به پليس 110 اطلاع دهند.
همچنين معاون سياسي و امنيتي استانداري اصفهان تأكيد كرد: مسؤولان و نيروهاي ايراني، قاطعانه به دنبال دستگيري قاتل گردشگر فرانسوي هستند.
مجيد نادرالاصلي افزود: به دنبال قتل جهانگرد فرانسوي كه يكشنبه شب در ترمينال جي اصفهان رخ داد، دست اندركاران استان اصفهان تمام تلاش خود را براي دستگيري قاتل فراري به كار گرفته اند.

همیشه این سوال در ذهنم پرسه می زد که کشورهای فاقد منابع نفتی در آمدشان از کجا تامین می گردد؟

در جهانی که نعدادی از کشورها مثل کشور ما عمده در آمدشان از طریق فروش و صادرات نفت می باشد پس کشورهائی که نفت را وارد می کنند منبع در آمدشان از کجاست؟

کمی بعد با صنعت توریسم آشنا شدم ولی هنوز این سوال در ذهنم بود که چرا کلمه صنعت قبل از واژه توریسم جای گرفته است؟تا آنجا که فهمیدم بسیاری از کشورهای جهان که نفت ندارند از گردشگران بعنوان سرمایه های اصلی کشورشان استفاده می کنند و آنان را بی خطرترین و پر درآمد ترین صنعتگران میدانند که ایجاد امنیت و رفاه و آسایش برای آنان جزء وظایف اصلی پلیس و مسوولین ذیربط آن دسته از کشورها می باشد.

اما در پی کشته شدن ژولین وان وائسبرگ جوان 24 ساله فرانسوی در ایران که بمنظور دیدن از شهرهای اصفهان و یزد به کشورمان سفر کرده بود علامت سوالهای فراوانی درذهن مردم ایجاد شد.

بواقع نادیده گرفتن علایق مردم جهان نسبت به گردشگاهها و محلهای جذب گردشگر در کشور که طی چند ساله اخیر توسط مسوولین در حال رخداد می باشد و بعنوان نمونه بارز میتوان از کشمکشها بر سر کوتاه نمودن برج جهان نما ، عبور مترو  از زیر چهار باغ که تنها معبر قدیمی در حال استفاده در جهان می باشد و یا آبگیری سد سیوند و ... نام برد، چه هدفی را دنبال خواهد کرد؟

آیا دست اندر کاران امر در انتظار اتمام منابع نفتی میباشند تا پس از آن برای درآمد زائی کشور از راه و روشی دیگر دست بکار شوند و به راستی دستیابی به  چندین راه موازی برای بیرون رفت از معضل تک قطبی بودن امری محال و غیر ممکن می نماید؟

و اما قتل یک گردشگر فرانسوی در ایران که در رسانه های داخلی و خارجی بازتابهای متفاوتی داشته است در حالی اتفاق افتاد که هفت روز قبل از آن دو مرد مسلح در ساعات میانی روز به کیوسک پلیس اتباع بیگانه واقع در خیابان چهار باغ که یکی از شلوغترین و پر تردد ترین مناطق شهر اصفهان می باشد حمله کرده و یک افسر انتظامی را مورد اصابت گلوله قرار داده و طی نامه ای که در صحنه جنایت از خود بجا گذاشتند خواستار آزاد نمودن همدستان خود در جنایتهای سرقت از یک طلا فروشی و بانک در اصفهان و اعمال تبهکارانه دیگر در استان فارس ،که چندی پیش توسط پلیس آگاهی اصفهان دستگیر شده بودند شدند.

این موضوع در حالیست که زمان دستگیری همدستان این دو مرد جنایتکار در آبانماه سالجاری،پلیس هیچ خبری از موفقیت در امر فرار کاظم شفیعی و برادرش که امروز با ایجاد رعب و وحشت در دل مردم امنیت را از شهروندان اصفهانی سلب کرده اند، نداد و فقط دستگیری سه نفر عضو این باند را بعنوان یک موفقیت بزرگ اعلام نمود.

در هفت روزی که از وقوع حمله به افسر انتظامی تا وقوع قتل ژولین وان وائسبرگ ،توسط کاظم شفیعی گذشت شهروندان اصفهانی شاهد شدت گرفتن تردد گشتهای پلیس امنیت اجتماعی بودند که ظاهرا چند تار موی دختران و یا بلند بودن صدای ضبط خودروها و .... برای پلیس اهمیت بیشتری داشت تا رها بودن یک سارق مسلح و قاتل که در نامه ای تهدید آمیز به انتقام گیری و قتل تا زمان آزادی همدستانش تاکید کرده بود.

همچنین مخفی نمودن تهدیدات بازماندگان این باند مخوف که در سرقتهای قبلی ثابت کرده بودند از کشتن انسانهای بی گناه هیچ ابائی ندارند، از مردم توسط پلیس باعث شد تا اکنون در مجامع بین المللی نه تنها در جهت جذب نوریست به شهری که  گنبدهای مساجد و پلهای پی در پی و دیگر آثار دیدنیش زبانزد عام و خاص می باشد، اقدامی نکرده بلکه با اقدامات دیوانه وار افرادی نظیر کاظمهاو با مسامحه و سهل انگاری در جهت کاهش تعداد گردشگربه کشورمان گام برداریم واز این جهت بهانه خوبی به دست کشورهای مغرض داده تا به اتهامات و انگهای زده شده به کشومان اتهام عدم ایجاد امنیت برای گردشگران را نیز اضافه نمایند.

حال که فرماندهی انتظامی استان اصفهان با انتشار عکسهای این جنایتکاران و تعیین جایزه برای معرفی آنها ،از مردم کمک خواسته است حدود دو دهه از امداد رسانیهای داوطلبانه مردم به رزمندگان در جبهه ها میگذرد که هر از چند گاهی این رفتار شایسته را در رخدادی غیر منتظره همچون زلزله یا سیل زدگی و ... شاهد هستیم.

از اهداء دو عدد تخم مرغ یک پیر زن از روستای چرمهین گرفته تا فروش چندین هکتار از زمینهای یک تاجر  فرش در کاشان،همه و همه مبین اهمیت دادن مردم به مسوولین و اهتمام در جهت رفع نیاز آنان می باشد ،ولی امروز با گذشت حدود دو دهه از تجربه شیرین اعتماد به مردم در سالهای دفاع مقدس،زلزله ویرانگر بم و سیل زدگی شهر های شمالی کشورمان ،که طبق اعتراف مسوولین بلند پایه وقت اگر همت و اقتدار مردم نبود توفیقی هم حاصل نمی گشت ،پلیس به این نتیجه رسیده است که صادقانه با مردم سخن گفتن و یاری گرفتن از آنان گزینه نهائیش باشد.

ایکاش حفظ امنیت و تامین جان  و مال انسانها که شرع مقدس،گفتار و تاکیدات بزرگان سیاسی،علمای علم  جامعه شناسی و قانون اساسی بر آن تاکید موکد داشته اند از چند تار مو و یا کوتاهی مانتوها و قلیانهای قهوه خانه ها اهمیت بیشتری داشت و ایکاش فرماندهان پلیس حضور در برنامه های کودک سیما جهت فرهنگسازی را به مسوولین امر سپرده و برای بالا بردن سطح امنیت اخلاقی در جامعه بجای اقدام رئیس پسندانه به اقدامات خدا پسندانه روی می آوردند و آن را به دانشگاهیان و محققان امر تاثیر گذاری در فرهنگ جامعه می سپردند و طبق وظایف ذاتی خود به تامین جان و مال و ناموس مردم صبور و خاضع و خاشع  ایران زمین می پرداختند تا اکنون بروز تلخواقعهائی اینچنین را به تماشا و تاسف نمی نشستیم.


                              

«آسوده بخوابید شهر در امن و امان است.»

اولین بار یادم هست در کارتن زیبای رابین هود این جمله را شنیدم و خنده های کودکانه من دلخوشی زیبائی را بر فضای خانه پدری  طنین انداز کرد.بطوریکه هرگز تصور نمی کردم سالیانی بعد این جمله را به نوعی دیگر در صحبتهای رئیس جمهور کشورم بشنوم البته نه با همان لحنی که مامورین قصر شاهنشاهی کارتن رابین هود می گفتند .

امروز نیز هر از چند گاهی آقای رئیس جمهور در قاب چهارگوش تلویزیون ظاهر شده و بانگ آرامش و امنیت سر می دهد در حالیکه صدای موج انفجار موشکهای آمریکائی و انگلیسی گوش نواز مرز نشینان شرق و غرب کشورمان شده است.و این موضوع بهانه ای شد تا دل از دستم رها شده و دوباره نکاتی را اینچنین گوشزد نمایم باشد که موثر افتد!

آقای رئیس جمهور زمانیکه صندوقهای آراء نهمین دوره ریاست جمهوری بازگشائی می شد همه آراء از شهر های پارسی ایران عزیزمان بودند  و کسی از مردم لبنان ، فلسطین ،ونزوئلا،کوبا و ...پای صندوقهای رای نرفت  که امروزه اینچنین با هدایای رنگین و پول ایرانی و حقوق بی منازعه مردم ایران به آنها ادای دین می کنید.

اگر مقصودتان از خریدن دوستان خارجی با بخششهای گزاف، جمع آوری دوست و یار است، باید گفت: اکنون که دشمن پشت مرزهای ایران است کدامینشان حاضرند در میدان جنگ زره رزم بپوشند؟

آقای رئیس جمهور خدای ناکرده اگر لجاجت شما با حماقت بوش دست در دست هم دهند به راستی شما با کدامین نیرو به رزمگاه حماسه خواهید رفت؟ هرچند که ما از به منسه ظهور گذاشتن تفکرتان، کور کورانه امیدی  هم نداریم اما اگر زحمت تفکر بر امور مملکت را به مجمع ارادت سالاران اطرافتان بسپارید درخواهید یافت که غیر از فرزندان مردم درد کشیده این مرز و بوم هیچ کس دیگر خاک وطن را بخون سرخ خود گل فام نخواهد کرد.

همان مردمی که دو سالیست نان و آب با عوام فریبی می خورند و از بد اتفاق کنترل های رسیورشان باطری ندارد تا هنگامی که شما ژست ظلم ستیزی و یاری رساندن به مظلومین را میگیرید و با کاپشن تزویر در صفحه تلویزیون ظاهر می شوید ،کانالی عوض کنند و دقایقی را فارغ از دروغ به رنگ و لعاب زیبا رویان دنیوی بپردازند.

آری اینبار نیز فرزندان همان پیر زنی به عرصه پیکار خواهند رفت که سال 78 بی رحمانه صدای شکستن استخوانهایشان را زیرباطوم مامورین خدوووووووم و زحمتکش! پلیس شنیدند.

همان جوانانی سلاح دفاع از وطن بر دست خواهند گرفت که زیر اربده کشی های مستانه مامورین پلیس بعنوان اراذل و اوباش مورد بی رحمانه ترین برخوردها قرار گرفتند و شاید سالیانی چند دوباره فیلمی را از شجاعت آنان به تماشا بنشینیم بنام اخراجیهای 2

آقای رئیس جمهور، مطمئن باشید با اولین استمداد یاری و کمکی که از دوستانتان خواستید،آقایان هوگو چاوز به کمر درد ،فیدل کاسترو به آنفولانزای افغانی ، و محمود عباس و دیگران نیز به اسحال و استفراغ دچار خواهند شد.و شما می مانید و شرمساری از جوانانی که با آنها بد کردید ولی آنها با بزرگواری بین شما و وطن و وطندوستان تمییز قائل می شوند.

آقای رئیس جمهور از آن میترسم که در آینده ای نزدیک شما بمانید و چندین سایت و روزنامه که در حق آنها گامی فراتر از فیلترینگ نهادید و آنها را فیلترینگ نکردید بلکه با روحیاتی که در این دو ساله از خود نشان دادید آنها را هیتلرینگ نمودید.

آقای رئیس جمهور چشمها را باید شست.  جور دیگر باید دید.     

 

                                              

در كلاسهاي اول تحصيل هميشه همه چيز برايم مسخره بود و با چند نفر از دوستانم  زيپ باز معلم تا ترك ديوار را مسخره مي كرديم و ريزريزكي به آن مي خنديديم ولي هميشه يك چيز برايم غير قابل تمسخر بود و از خنديدن به آن ترس و واهمه داشتم.البته نه اينكه ترس و دلهره ام از تركه هاي بي رحم آقاي بازيگران(ناظم مدرسه) و يا آقاي حيدر نيا و يا ... باشد كه هنوز علت آن ترس را در خودم نيافته ام.

آن چيزي كه در دل من ترس و يا شايد يك حجب و حيا ايجاد مي كرد يك نام بود كه ما را آموخته بودند موقع شنيدنش بايد از جا برخاست .تمام قامت با خضوع و خشوع.

نام نامي حضرت وليعصر(عج)

 بزگتر كه شدم ابعاد بزرگي ايشان در ذهنم هويدا تر شد .

ولي از آنجا كه يكي از دغدغه هاي جمهوري اسلامي هميشه عوض كردن نام و نشاني ها بوده است. با عوض كردن نام خيابانها دانسته يا ندانسته ، با كدامين هدف؟ ظلم بزرگی بر اين نام مقدس و نامهاي ديگر از اين جمله هم رفته كه هر كس بخواهد در جهت انكار اين موضوع بر آيد جفائی بزرگ بر ساحل درك و فهم و شعور جمعي روا داشته است.

شب گذشته  با خستگي مفرط از يكروز كاري در يكي از خيابانهاي شهر مي گذشتم كه صداي فرياد يك مرد بگوشم رسيد.«وليعصر 500 تومان» برايم خيلي جالب بود . كمي به مغزم فشار آوردم و فكر كردم.ديدم همه چيزمان به همه چيزمان مي آيد.

مثلا كله پاچه وليعصر،آرايشگاه وليعصر،قصابي وليعصر،بقالي وليعصر و.....

البته بايد گفت قداست ائمه و پيامبر اسلام در ذهن و دل ايرانيان ريشه در اعتقادات كهن آنان دارد و با يك نامگذاري یک سال بنام پیامبر ویا با يك انقلاب اسلامي ايجاد نشده است اما....

چشمها را بايد شست   جور ديگر بايد ديد

 

آقای رئیس جمهور چشمها را باید شست   جور دیگر باید دید

                                  

آقای رئیس جمهور این دانشجویان نه از آمریکا آمده اند نه از اسرائیل.آنهاایرانیند. حد اکثر ۵-۲۴ساله. در حالیکه عمر انقلاب ۲۹ سال است .

می دانید یعنی چه؟

یعنی اینکه این مردان شجاع که امروز به راحتی حرفشان را می زنند (حتی با یک پلاکارد)محصول آموزش و پرورش و صداو سیما و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و وزارت علوم و کلا ارگانهای نظام ایران اسلامی هستند.

چشمانتان را باز کنید.

 


                         

در گرگ و ميش هواي خاطرات كودكيم يادم هست پير زني رنجور و مسن براي امرار معاش خود و چند كودك قد و نيم قدش آخر هفته ها براي رخت شوئي به منزلمان مي آمد و با سختي و رنج فراوان لباسهاي چركمان را مي شست تا با اندك پولي كه مادر به آن مي داد شكم بچه هايش را سير كند.

روزي از روزها كه  در محيط گرم اطاق مشغول ديدن برف زمستاني داخل حياط بودم متوجه برق نگاههاي شادمان پيرزن شدم .

نه تنها من كه كودكي بيش نبودم بلكه تمامي اعضا خانواده از شادماني او مسرور بوديم.

وقتي كه سكينه خانم از كار شست و شو و نظافت فارغ شد مثل هميشه يك ليوان چائي داغ را مهمان محيط هميشه سبز خانواده  پنج نفريمان شد .