تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | شیرین عبادی: پزشک بی طرف جنازه فتاحیان را معاینه کند | هشدار! بوي روزهاي سخت مي آيد | | قواعد بازی صدا و سیماباید رعایت شود | احمدی نژاد اعطاء امتیاز ویژه به ترکیه را تکذیب نکرد | با طراحی های دولت کودتا: | محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران: | سردار جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه | اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران //از خارج چپ روی را تشویق نکنید | احمدی نژاد دروغگوست، نه نخست وزیر ترکیه | | | نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن: | آیت‏الله دستغیب در جمع دانشجویان: |
درگيري قمه زنان با پليس اصفهان
درگيري قمه زنان با پليس اصفهان
جمعه 18 ژانویه 2008 - 28 دی 1386
گزارشها از شهر اصفهان در مرکز ایران حاکی است که برخورد پلیس با شماری از عزاداران که با قمه زنی و زنجیرزنی با استفاده از زنجیر تیغدار عزاداری می کردند، به درگیری این عزاداران با پلیس و ایجاد تنش انجامیده است.
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
ارسال خبر به دوستان
 
نسخه مناسب چاپ
 

ديدار شبانه سرپرست با وزراي سابق اموزش وپرورش

 نواندیش / شيرزاد عبداللهي : در حالي که سياست هاي دولت در حوزه اموزش وپرورش به بن بست رسيده، سرپرست وزارت اموزش وپرورش برای حل مشکلات این وزارتخانه دست به دامن وزرای سابق شده است. افزايش امار ترک تحصيل دانش اموزان ، کاهش پوشش تحصيلي از 98  به 91 در صد ، افزايش افت تحصيلي ، نارضايتي وافسردگي گسترده معلمان ، تعويق اجراي قانون مديريت خدمات کشوري تا سال 88 ، کسري بي سابقه بودجه ، کاهش توان کارشناسي ، ضعف شدید مديريت، ناتواني در اجراي مصوبه بازسازي ومقاوم سازي مدارس با بودجه 4 ميليارد دلاري ، عدم پرداخت حق الزحمه معلمان حق التدريس بعد از ده ماه، عدم پرداخت پاداش اخر خدمت باز نشستگان ، اجراي احکام سنگين حبس وتبعيد وکسر حقوق عليه فعالان صنفي و...  بيلان  دوسال ونيم مديريت اصولگرايان در اين وزارتخانه است .اکنون سرپرست اموزش وپرورش با ژستي اکادميک در صدد است با دعوت از برخي کارشناسان ومديران سابق خود راطرفدار راه حل هاي علمي وتخصصي نشان دهد در حالي که چنين ظرفيتي درمدیران این وزارتخانه دیده نمی شود وحاصل اين نشست ها صرفا استفاده و بهره برداري هاي تبليغاتي است.

َ دوشنبه شب 24 ديماه سرپرست وزارت آموزش و پرورش، با کاظم اكرمي،محمدعلي نجفي وحسين مظفر، وزاري پيشين وزارت آموزش و پرورش ديدار و تبادل نظر كرد.  علي احمدي با اذعان به گستردگي مشکلات و ناتواني در تدوين برنامه طي سخناني گفت :  دنيا در شيوه مدرسه داري يك‌جور و ما يك جور ديگر عمل مي‌كنيم، اما آموزش و پرورش با اين شيوه مدرسه‌داري نمي‌تواند به اهدافش برسد.

وي افزود: از هفت وزير سابق آموزش و پرورش در دولت‌هاي گذشته دعوت كرده بوديم تا با نگاه كساني كه تجربه مديريتي بالا دارند و به نحوي دست‌اندركار آموزش و پرورش بودند، به آسيب شناسي اين حوزه بپردازيم و در حوزه تفكر و حتي اجرا از آن‌ها كمك بخواهيم، اما به هر دليل فعلا در خدمت سه نفر از آن‌ها هستيم.

در اين جلسه مرتضي حاجي ، محمود فرشيدي ، اکبرپرورش و غلامحسين شکوهي شرکت نکرده بودند در حالي که غيبت شکوهي اولين وزير اموزش وپرورش بعد از انقلاب به دليل بيماري معلوم است، هنوز در خصوص علت عدم حضور سايرمدعوين اظهار نظري نشده است.

 سرپرست وزارت آموزش و پرورش در ادامه پرسش‌هايي مطرح كرد واز همه خواست که به اين پرسش ها جواب دهند: آيا در آموزش و پرورش بايد تفاوت معناداري بين آموزش دختران و پسران وجود داشته باشد يا خير؟ ما تا چه حد براي آموزش بر اساس جنس تلاش كرده‌ايم؟ آيا در آموزش و پرورش نوع نگاه به متربي براي افراد بالغ و نابالغ متفاوت بوده است؟ تا چه ميزان در محيط‌هاي تعليم و تربيت نوع نگاه به متربي بر حسب درجه بلوغ تفاوت داشته و آيا در محيط آموزش و پرورش شخصيت دانش‌آموزان به رسميت شناخته مي‌شود؟

پس از شکست سياست هاي عوامانه فرشيدي که با قلع وقمع مدیران وکارشناسان همراه بود ، سرپرست کنوني مي کوشد با دعوت از برخي صاحب نظران واعلام فراخوان از خود چهره اي اکادميک به نمايش بگذارد . اين در حالي است که به عقيده بسياري از کارشناسان در مديران کنوني ظرفيت نگاه تخصصي وعلمي به مسائل اين حوزه وجود ندارد وچنين رويکردي مقدماتي دارد که فراهم نيست.

کاظم اکرمي وزير اسبق آموزش و پرورش در بخشي از سخنان خود  خطاب به علي احمدي گفت: شما از مطالبات نظام صحبت كرديد، اما چرا از مطالبات معلمان و مردم سخني نگفتيد؟ در حالي كه سال گذشته بايد در مورد معلمان بهتر عمل مي‌شد.جنابعالي اگر مي‌خواهيد قدمي برداريد، اين است كه اول دل معلمان را به دست آوريد. وي افزود: برخي از معلماني كه سال گذشته به زندان رفتند، خود از مدافعان نظام هستند و گفتند كه ما با مسوولان سياسي كاري نداريم، ما فقط مطالباتمان را مي‌خواهيم. لذا دل معلمان شكسته است و اولين وظيفه شما تلطيف روابط آموزش و پرورش با معلمان است.                          

محمد علي نجفي وزير آموزش و پرورش در دولت هاشمي رفسنجاني در اين ديدار گفت: امروز به هر دليل، يك نوع دلسردي در معلمان بوجود آمده و البته اين دلسردي تنها مربوط به سال‌هاي اخيرنيست، چرا كه روحيه معلمان در ارتباط با شغلشان همواره روي يك منحني سينوسي قرار داشته است، اما در هر حال دلسردي معلمان، امروز در نقطه اوج خود قرار دارد.

وي با اشاره به اين كه تقويت روحيه معلمان و پيگيري تكميل سند ملي آموزش و پرورش بايد دو اقدام اصلي در طول 5/1 سال خدمت باقيمانده وزارت در دولت نهم  باشد، عنوان كرد: سرپرست وزارت آموزش و پرورش بايد در اين مدت ابتدا شالوده‌اي براي برنامه راهبردي 18 ساله از طريق تكميل سند ملي آموزش و پرورش ايجاد و سپس در صورت ادامه وزارت، يك برنامه چهارساله براي انجام اقدامات تخصصي تنظيم كند.   


حسين مظفر وزير آموزش و پرورش کابينه اول خاتمي به چهار هدف تعيين شده در آموزش و پرورش، طبق اعلام يونسكو يعني آموزش براي آموختن، عمل كردن، زيستن فردي و زيستن جمعي اشاره و تصريح كرد: ضروري است، اين چهار هدف در آموزش و پرورش ايران نيز پيگيري شود.بعد از يک ساعت ونيم نشست علني با حضور خبرنگاران جلسه به مدت يک ساعت پشت درهاي بسته ادامه يافت.


 

خاتمي‌به اصفهان مي‌رود

 

سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان گفت: سيد محمد خاتمي‌رييس جمهور سابق كشورمان در تاريخ 24 بهمن به اصفهان سفر مي‌كند. مهرداد بال افكن سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در اصفهان با بيان اين مطلب گفت: بعد از چندبار دعوت از خاتمي، جمعي از بزرگان اصلاح طلب اصفهان چندي پيش به ديدار وي رفتند و در آن جلسه رييس جمهور سابق كشورمان اعلام كرد كه 24 بهمن ماه به اصفهان سفر مي‌كنند.

دبيركل سازمان معلمان ايران به حبس محكوم شد

 

 عليرضا هاشمي، دبيركل سازمان معلمان ايران براساس راي دادگاه تجديدنظر به سه سال حبس تعزيري محكوم شد.

اين حكم ديروز از سوي دادگاه تجديدنظر تهران به وي ابلاغ شد.

 

 

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بلایای طبیعی و معجزات دولت نهم

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

po_nabavi_01.jpg

سخنگوی دولت گفت: « برخی فکر می کنند باید بخاطر حوادث طبیعی هم به دولت تذکر داد.»‏

توضیح: بلایای طبیعی بلایایی هستند که بطور طبیعی نازل می شوند، مانند سیل، زلزله، توفان و ‏احمدی نژاد. این بلایا توسط طبیعت و کره زمین و آسمان و دست اندرکاران مربوطه حادث می ‏شود.‏

کارشناسان، اخیرا تعداد زیادی از بلایایی را که تا چند ماه قبل طبیعی نبودند، اما پس از ظهور و ‏حضور دولت نهم طبیعی شدند، برشمردند:‏

بسته شدن راه: یکی از طبیعی ترین بلاهایی که در طول تاریخ باعث نازل شدن بلا سر مردم می ‏شود، راهبندان است که بطور طبیعی هر وقت برف بیاید، جاده های کشور طبیعتا بسته می شوند ‏و طبیعی است که تعداد زیادی در این حادثه کاملا طبیعی کشته می شوند و تا به حال سابقه نداشته ‏است که در کشوری راه های کوهستانی به دلیل بارش بطور طبیعی برف بسته شود و کسی بتواند ‏آن را باز کند. ‏

کمبود نان: یکی از مهم ترین بلاهای طبیعی که بشر از ابتدای خلقت به آن دچار شده است، مشکل ‏کمبود نان است. و طبیعی است که وقتی بلای آسمانی نازل شده و برف می آید، بارش برف به ‏عنوان یک بلای آسمانی که طبیعتا در همه کشورها صدها کشته می دهد، طبیعتا باعث می شود ‏همه خیابانها بسته شود و طبیعتا نانوایی ها هم بسته می شوند، دولت هم فقیر است و اصلا نمی ‏تواند برای نان مردم کاری بکند، در نتیجه طبیعی است که هر وقت برف بیاید، بلای آسمانی ‏کمبود نان بوجود می آید و طبیعتا دولت هیچ تقصیری ندارد.‏

قطع شدن گاز: قطع شدن گاز نیز یکی از بلایای طبیعی است که سالهاست بطور طبیعی وجود ‏دارد و اصولا چون میهن بلاخیز و بلازده ایران گاز ندارد، همیشه ممکن است این بلا نازل شود ‏و بخصوص این که ما چون گاز نداریم طبیعتا ترکمنستان به دلیل عدم پرداخت بدهی، گاز را قطع ‏می کند و طبیعی است که دولت هم پولی برای پرداخت بدهی ندارد و مجبور است همین صد ‏میلیارد دلاری را که دارد برای سفر رئیس جمهور به سراسر جهان و ایران مصرف کند، در ‏نتیجه طبیعتا گاز قطع می شود. ‏

گازگرفتگی و خفقان ملی: یکی از بلایای طبیعی این است که گاهی اوقات به دلیل بلای آسمانی ‏تمام لوله کشی گاز و وسایل گاز سوز و کلیه وسایل گرمایی نفتی کشور بطور طبیعی مشکل پیدا ‏می کنند، این بلا هر سی سال یک بار نازل می شود، مثلا تا به حال هزاران نفر در روسیه و ‏سوریه و افغانستان به دلیل بارش برف، دچار خفگی ناشی از وسایل گرم کننده شده اند. وقتی برف ‏می بارد، طبیعتا کارخانه های تولید بخاری از حالت استاندارد خارج می شوند، لوله کشی هم ‏غیراستاندارد می شود و اصولا دولت نمی تواند در این مورد کاری بکند، چون گازگرفتگی یک ‏بلای آسمانی و طبیعی است.‏

نابودی چاههای نفت: یک بلای طبیعی مهم در سراسر تاریخ این است که وقتی برف می آید و هوا ‏سرد می شود، طبیعتا گاز هم قطع شده و چون ایران کشور نفت خیزی نیست، منابع نفتی هم نابود ‏می شود، نفت هم که طبیعتا وسیله گرم کردن روابط خارجی و گرم کردن روابط دولت و ملت و ‏گرم کردن تنور انتخابات است، فقط در فصل بهار و تابستان سر سفره مردم می تواند بیاید، به ‏همین دلیل طبیعی است و واضح است که مردم در این حالت دچار یک بلای طبیعی می شوند و ‏نفت نداریم. ‏

رحمت الهی یا بلای آسمانی: اصولا برف در روز اول که می بارد، رحمت الهی است، اما طبیعتا ‏برف باید بداند که نباید بیش از ده سانت ببارد، چون دولت ایران اصولا برای باریدن برف زیاد ‏آمادگی ندارد و به همین دلیل لازم و ضروری است که قبل از باریدن برف، خداوند متعال باید ‏هماهنگی های لازم را با سازمان آب کشور و وزارت راه و وزارت نفت و آموزش و پرورش و ‏غیره بکند. ‏

نتیجه گیری اخلاقی: دولت خدمتگزار مردم است، البته وقتی که هنوز برف نیامده است.‏
نتیجه گیری طبیعی: خداوند در دانشگاه کلمبیا به کمک دولت می آید، اما در برف اردبیل دخالت ‏نمی کند.‏
نتیجه گیری منطقی: یکی از معجزات دولت نهم این است که فقط وقتی هوا گرم است معجزه می ‏کند.‏
نتیجه گیری فلسفی: همین بلا پسری که رئیس دولت است خودش به اندازه همه بلایای آسمانی و ‏زمینی کفایت می کند.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |


انگيزه های ترور
بی نظير بوتو
به راز سر مُهری
دست يافته بود!
بونگه ولت- ترجمه ستاره عسگري

روزنامه چپگرای «يونگه ولت» چاپ آلمان گزارش اخير روزنامه "تايمز" لندن در باره ترور بی نظيربوتو را بررسی کرده است. اين روزنامه می نويسد:

يک مامور سابق سازمان اف. بی. آی. آمريکا از يک توطئه پنتاگون (وزارت دفاع آمريکا) و وزارت امور خارجه امريکا پرده برداشت.

خانم«سيبل ادموندس» پس از حادثه يازدهم سپتامبر 2001 به عنوان مترجم ترک زبان از طرف سازمان "اف.بی.آی"آمريکا استخدام شد.اودررابطه کاری خود با«هزاران ساعت» از مکالمات تلفنی سياستمداران ترکيه واسرائيلی سرو کار داشت. اين مکالمات از سال 1997 به بعد توسط آف.بی.آی. ضبط و نگاهداری شده بودند.

مکالمات مذکور توسط «عوامل جاسوسی آمريکا»، در رابطه با پرداخت رشوه به کارمندان لابراتوار ملی" لوی آلاموس" آمريکا تهيه شده بود. مواد اتمی به "دفعات زيادی"از اين لابراتواربطورماهيانه خارج و به تاجری در ترکيه تحويل داده شده و سپس توسط اين تاجربه دريافت کننده پاکستانی تحويل می شد.

ماموران"اف.بی.آی." در اقدام به بازجوئی های مقدماتی با «دخالت های افراد سرشناسی از مرکز پليس آمريکا» مواجه شدند. «تعداد قابل توجهی ازعوامل پنتاگون، سازمان های اطلاعاتی اسرائيل و ترکيه را در اين رابطه پشتيبانی کرده بودند».

اعتراف خانم «سيبل ادموندس» دراين رابطه باعث شد تا فردی با نام« لورنس فرانکلين» به اتهام دادن اطلاعات مخفی به يک ديپلمات اسرائيلی در سال 2006  به زندان محکوم شد.

خانم« سيبل ادموندس» خود به دليل افشاء عمليات پنهانکاری گسترده مسئولين اداره پليس مرکزی آمريکا دررابطه با ماجرای برخورد هواپيماها با برج های دوقلوی نيويورک در11 سپتامبر 2001 در سال 2002 از کار اخراج شده بود، اما موضوع افشاء مخفی نگاه داشتن اطلاعات قابل توجهی توسط مرکز پليس آمريکا توسط خانم « سيبل ادموندس» در رابطه باحادثه 11 سپتامبر کاملا محرمانه نگاهداشته شده بود

 تايمز لندن می نويسد: خانم« سيبل ادموندس» با استفاده از اعترافات دو عامل "سازمان اف.بی.آی" و از اطلاعات ارائه شده توسط دو مامور سابق «سازمان سيا » برای استدلال مدارکش استفاده کرده بود. بويژه مدارک افشاء شده توسط خانم «ادموندس» نشان می دهد که عامل جاسوسی پاکستان در ماجرای 11 سپتامبر«محمود احمد» نام داشته است. اوهمزمان باحادثه 11 سپتامبر 2001رئيس سازمان امنيت پاکستان (آی.اس.آی) بود ودر همان روز ها با همکاران آمريکائی خود در نيويورک به سر می برد. البته مدتی پس از 11 سپتامبر او می بايستی ازمسئوليتش کنارمی کشيد.

روزنامه تايمز لندن دلايل کنار گيری" محمود احمد" را اين گونه توضيح می دهد:« به محمود احمد انتقاد شد که چرامبلغ 100000 دلاربعنوان تشويق به حساب «محمود عطا» (يکی از ربايندگان هواپيما) واريز کرده است.»

همچنين در رابطه با خانم بوتو به مطلبی مندرج در يکی از روزنامه های پاکستانی اشاره می شود که در آن ذکر شده که خانم بوتو در يک مصاحبه با تلويزيون الجزيره در 2 ماه نوامبر 2007 اطلاعات مهمی را ارائه داده بود. اوگفته بود: اسامه بن لادن مدتی است که کشته شده است. خانم بوتو در اين مصاحبه قاتل او را« احمد عمر سعيد شيخ» ذکر می کند. بی نظير بوتودر اين مصاحبه عنوان می کند که «احمد عمر سعيد شيخ» همان کسی است که مبلغ 100000 دلار را به دستور رئيس سازمان امنيت پاکستان«محمود احمد» به حساب «محمود عطا» واريز کرده است.

 مطابق برنامه ريزی قبلی خانم بی نظير بوتو قرار بود همان روز که کشته شد بامسئول پارلمانی آمريکا خانم آرلين اسپستر ونيز با پاتريک کندی ديدار داشته باشد تا مدارک 160صفحه ای را در رابطه با توطئه های سازمان امنتيت پاکستان (آِی.اس.آی) نسبت به جانش تحويل اين مقامات آمريکائی دهد.

توطئه چينی سازمان امنيت پاکستان يکی از برنامه های سازمان های اطلاعاتی در غرب است. پرويز مشرف در زندگی نامه خود که در سال 2006 ميلادی منتشر شده  نوشته است که: قاتل اسامه بن لادن «احمد عمر سعيد شيخ» می باشد او يکی از عوامل ازسازمان اطلاعاتی انگليس (ام.16) می باشد.

   
 

 خاتمي : بايد شرايط حضور آزاد مردم و نمايندگان آنها فراهم شود Print This Page!!!

سيدمحمد خاتمي رييس جمهور سابق اخيرا در گفت وگويي با روزنامه ال‌پائيس اسپانيا گفت : اصلاحات با من شروع نشد و با من هم خاتمه نيافت.وي گفت : اصلاحات، ريشه در خواست ملت ايران دارد. معتقدم حقيقت انقلاب مردم ما هم همين را گفت. بنابراين چون بستر آن خواست مردم است اصلاحات تداوم خواهد يافت. البته جامعه در حركت خود فراز و نشيب‌ دارد ممكن است گاهي حركت تندتر باشد يا كندتر باشد ولي اين حركتي كه ريشه تاريخي دارد متوقف نمي‌شود. حالا ديگر قضاوت درباره دوران من، قبل و بعد از من را به ديگران واگذار مي‌كنم.وي همچنين تاكيد كرد : معتقدم به‌رغم همه موانع كساني كه صاحب انديشه هستند بايد خود را در معرض راي مردم قرار دهند و با استفاده از راه‌هاي قانوني زمينه‌ تحقق خواست‌ها و خواسته‌هاي ملت را فراهم آورند. البته معتقدم در درون نظام بايد شرايط حضور آزاد مردم و نمايندگان آن فراهم شود. متن كامل گفت‌وگوي حجت الاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي با روزنامه ال‌پائيس اسپانيا است:
*جناب آقاي خاتمي لطفاً نتايجي را كه تا به حال در مورد گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها به دست آمده بفرماييد؟

خوشحالم زمينه‌اي فراهم مي‌آيد تا با خوانندگان اسپانيايي‌زبان و به خصوص مردم خوب اسپانيا تماس برقرار ‌كنم. من امروز دو موسسه گفت‌وگوي فرهنگها وتمدن‌ها تاسيس كرده‌ام؛ يكي در ژنو و ديگري در ايران؛ برنامه‌هايي براي فعاليت‌هاي گسترده هر دو مركز دارم به خصوص مركز ژنو كه بسياري از شخصيت‌هاي برجسته بين‌المللي آماده همكاري هستند.

بعد از طرح مساله گفت‌وگوي تمدن‌ها در سازمان ملل تحركي در اين زمينه در دنيا به وجود آمد. صدها مقاله و ده‌ها كتاب در اين زمينه منتشر شد، تعدادي از دانشگاه‌هاي معتبر جهاني كرسي‌هاي گفت‌وگوي تمدن‌ها ايجاد كردند و نيز مراكز دولتي و غيردولتي كه در زمينه گفت‌وگوي تمدن‌ها و صلح فعاليت مي‌كنند ايجاد شد و نيز به دنبال همين مساله دو نخست‌وزير اسپانيا و تركيه پيشنهاد ائتلاف تمدن‌ها دادند كه ان‌شاءالله به زودي اجلاس بزرگ‌شان در مادريد برگزار مي‌شود و اينها همه نشان‌دهنده اين است كه مساله گفت‌وگوي تمدن‌ها در دنيا به طور جدي مطرح شده است ؛ عصر و موقعيت ما نياز به اين حركت دارد چرا كه هدف گفت‌وگوي تمدن‌ها ايجاد تفاهم و حركت به سوي صلح و همزيستي است و هيچ‌وقت بشريت مثل امروز از خشونت، ناامني، افراط‌گرايي و عدم تفاهم رنج نبرده است. گفت‌وگوي تمدن‌ها در اين فضا مي‌تواند نقش موثري داشته باشد. اميدوارم بتوانيم در اين زمينه گام‌هاي بلندتري برداريم.

*اين روزها بحث‌هاي خيلي زيادي درباره گفت‌وگوها وجود دارد، مي‌خواهم بدانم نقش مذهب در اين مساله چيست؟

-به لحاظ فلسفي در زمينه گفت‌وگوي تمدن‌ها بحث‌هاي فراواني وجود دارد اينكه اصلاً گفت‌وگو ميان فرهنگ‌هاي متفاوت ممكن است يا ممكن نيست؟ تمدن چيست؟ فرهنگ چيست؟ و تفاوت اين دو چيست؟ من نمي‌خواهم وارد بحث‌هاي فلسفي شوم، البته به مناسبت‌هاي مختلف بحث كرده‌ام ؛آنچه واقعيت است اينكه فرهنگ‌هاي مختلف وجود دارد و در طول تاريخ تمدن‌هاي مختلف به وجود آمده‌اند. انسان‌ها شخصيتي تاريخي دارند.انسان‌ها را نمي‌شود از آن شخصيت تاريخي جدا كرد بنابراين وجود تنوع فرهنگي و تنوع تمدني يك امر قطعي است.

در وراي بحث‌هاي فلسفي بايد اصلي را در نظر بگيريم كه بشر امروز داراي درد مشتركي است و اين درد در شرق و غرب، در دنياي اسلام و مسيحيت وجود دارد كه به نظرم مهم‌ترين آن ناامني است. امروز بشر در فلسطين،در افغانستان، در مادريد، در نيويورك، در انگلستان احساس ناامني مي‌كند. بنابراين مي‌توانيم بگوييم يكي از مهم‌ترين دردهاي بشريت عبارت است از ناامني و به‌رغم اختلاف ميان مذاهب و فرهنگ‌ها و تمدن‌ها مي‌توانيم به اصول مشتركي در اين زمينه برسيم كه از جمله آن صلح و عدالت است.

ما بايد از اين اصول مشترك شروع كنيم، براي درمان درد مشترك و براي رسيدن به هدف مشترك كه عبارت است از دنياي برخوردار از صلح و عدالت. نبايد روي مسائل اختلافي تكيه كنيم. اگر ما روي اين اصول تكيه كنيم مي‌توانيم مذاهب، تمدن‌ها و فرهنگ‌ها را در كنار همديگر براي حل اين مشكلات ببينيم. اتفاقاً اين اصول و اهداف مشترك سبب مي‌شود ما در زمينه اختلافات هم تفاهم پيدا كنيم و به سوي حل آنها برويم. از آنجا كه اديان و مذاهب مهم‌ترين مايه فرهنگ‌ها هستند ، بنابراين تفاهم و گفت‌وگوي ميان مذاهب يك اصل بسيار مهم در اين زمينه است. به عنوان نمونه يك مساله را بگويم، ما يك قراري گذاشتيم كه ان‌شاءالله درآينده عملي شود. قراري ميان موسسه گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها، كليساي جهاني واشنگتن، واتيكان و الازهر مصر كه بياييم بحث كنيم. فعلاً بحث يافتن مشتركات و همكاري‌ها و راهكارهاي حل مسائل ميان دنياي اسلام و مسيحيت است،

طبيعي است بعد هم مذاهب ديگر مي‌توانند به آنها بپيوندند. معتقدم گفت‌وگوي ميان اديان نه تنها ممكن است بلكه ضرورت دارد و لازم است اين كار انجام شود.

*از نظر من كه از بيرون نگاه مي‌كنم سران مذاهب هر كدام يك جور فكر مي‌كنند، شما مي‌گوييد به يك تفاهم رسيده‌ايم، در اسلام و مذاهب راحت مي‌توانيد با هم صحبت كنيد ولي كساني كه مذهب را دنبال مي‌كنند اين سخت نيست كه بين آنها اتحاد ايجاد كنيد؟

-قطعاً همين‌طور است البته گفت‌وگو مي‌تواند در عرصه وسيع‌تر باشد، به همين دليل گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و تمدن‌ها منحصر به گفت‌وگوي اديان نخواهد بود. ما خيلي مسائل انساني داريم كه مي‌توانيم روي آن اشتراك داشته باشيم. فقر مساله‌اي است كه چه مذهبي و چه غيرمذهبي بايد روي آن حساس باشند، محيط زيست كه امروز بحران ايجاد كرده مي‌تواند مورد بحث قرار گيرد و حتي عدالت در عرصه بين‌المللي. معتقديم بايد روي مشتركات انساني تكيه كنيم، نگذاريم اختلافاتي كه وجود دارد به همكاري براي حل مساله لطمه بزند.

* تفاوت زيادي كه بين دولت و مذهب هست را چطور مي‌توان حل كرد؟

-اين مساله مهم دنياي مدرن است، پيش از اين در قرون وسطي به آن طرف تضادي بين دين و حكومت وجود نداشت ولي به خاطر رفتارهايي كه جامعه ديني در گذشته داشت و نقشي كه بعضي از دين‌ها داشتند و مخالفتي كه با فكر و انديشه مي‌كردند بشر جديد به اين نتيجه رسيد كه ميان دين و سياست تفكيك قائل شود، معتقد بود نظام مناسب بشري نظام سكولار است چون اگر دين بخواهد در عرصه اجتماعي دخالت كند به اختلافات دامن مي‌زند و منشاء جنگ و نزاع مي‌شود، همچنان كه جنگ‌هاي مذهبي وجود داشته است. بنابراين براي اينكه آرامش در جامعه باشد خوب است دين امري شخصي به حساب آيد و حكومت عرفي و سكولار باشد؛ بشر جديد چنين پنداشت. ولي سوال اين است كه اولاً آيا دين دقيقاً همان است كه در قرون وسطي حاكم بود؟ آيا مي‌توانيم دين را به‌گونه‌اي بفهميم كه تضادي با آزادي انسان نداشته باشد، به حقوق بشر احترام بگذارد، از همزيستي انسان‌ها با هر عقيده و گرايشي دفاع كند؟ اگر دين چنين مفهومي داشته باشد به نظرم آن دليل كه سبب استقرار سكولاريسم مي‌شود از كار مي‌افتد. اينجا بايد ميان حقيقت دين و دين تاريخي تمايز قائل بود. بله ،اگر دين بخواهد عرصه را بر بشر تنگ كند، مخالف آزادي انديشه و بيان باشد، حقوق شهروندي را به رسميت نشناسد، زنان را جنس دوم و فرعي و مردان را اصل بداند ؛ما چه بخواهيم، چه نخواهيم سكولاريسم غالب خواهد شد ولي اگر دين با اين امور مخالف نباشد به انسان، عقايد انسان‌ها، آزادي آنها احترام بگذارد و بتواند مسائل انسان را با نوآوري‌هاي خود حل كند، من مشكلي ميان همسويي دين و سياست نمي‌بينم. بلافاصله بايد سوال كنيم كدام مذهب و چه تلقي‌اي از مذهب مورد نظر است؟ معتقدم جوهر اديان با آزادي، پيشرفت و ترقي انسان مغايرت ندارد و با عقل انسان و به‌كارگيري آن مخالفتي ندارد. معتقدم ميان دين به اين معنا با سياست تضادي وجود ندارد.

در آغاز قرن 21 هستيم. سكولاريسم و مدرنيته دستاوردهاي بسيار بزرگي داشته، اما مشكلاتي هم براي بشر داشته است. در خود غرب هم همين مدرنيته و سكولاريسم مورد نقد قرار دارد و به تعبير بعضي از آنها تمدن جديد غافل از اقليم روح شده، زندگي به‌رغم پيشرفت‌هاي فني و علمي خشك و بي‌روح شده و يك بينش معنوي كه عمدتاً در اديان است اگر به آن تزريق شود مي‌تواند مدرنيته را لطيف و كارآمدتر كند.

اگر بنا بود سكولاريسم جلوي جنگ‌ها را بگيرد و جنگ‌هاي مذهبي را كمتر كرده ولي در دنياي مدرن جنگ‌هاي فراواني رخ داد ازجمله جنگ جهاني اول و دوم جنبه مذهبي نداشت. جنگ سرد نيم‌قرنه جننبه مذهبي نداشت. پس بنابراين نبايد گفت اگر دين را از صحنه زندگي خارج كنيم زندگي آرام مي‌شود. براي اينكه جنگ نباشد بشر بايد خودخواهي‌اش را كنار بگذارد، خود را مدار و محور عالم نداند؛ چه به نام مذهب باشد و چه غيرمذهب. اولاً بايد دين را به‌گونه‌اي فهميد كه با آزادي و پيشرفت موافق باشد ثانياً بايد متوجه باشيم حقيقت ديني كه ما مي‌گوييم غير آن چيزي است كه در تاريخ ازجمله در قرون وسطي تحقق پيدا كرده است.

* قوانيني كه شما داريد، قوانين "اسلامي- مذهبي" و" جمهوري" است، چطور مي‌توان آن دو را با هم هماهنگ درآورد؟

-انقلاب اسلامي ما پيشنهاد جمهوري اسلامي داد، در جمهوري محور و مدار مردمند؛ البته چون مردمي مسلمان هستند طبيعتاً دلشان مي‌خواهد جامعه‌شان طوري باشد كه از ارزش‌هاي ديني پيروي كند. در جمهوري اسلامي ايران پايه‌هاي اصلي دموكراسي به رسميت شناخته شده. معتقدم با اجتهاد اسلامي كه بخصوص در شيعه وجود دارد ،مي‌توان بسياري از غالب‌ها را شكست. مي‌توان نوآوري‌هايي داشت. مي‌توان دين و احكام را چنان استنباط كرد كه ساز و كاري با مصلحت و عقل بشر و رفع‌كننده نيازهاي امروز او باشد.

البته ممكن است در عمل مشكلاتي وجود داشته باشد معتقدم به لحاظ تئوري مسائل قابل حل است. معتقدم جامعه مي‌تواند به نحوي از انحا وفادار به ارزش‌هاي ديني باشد در عين حال بتواند برخوردار از قوانيني باشد كه سازگار با پيشرفت، ترقي و دموكراسي باشد.

به‌عنوان نمونه عرض مي‌كنم امام خميني(ره) مي‌فرمايد در جامعه و حكومت اسلامي موارد و محور تصميم‌گيري‌ها مصلحت جامعه است. آنچه با مصلحت سازگار است، آن مبنا قرار مي‌گيرد حتي اگر احكام ديني مخالف با اين تصميم مطابق با مصلحت باشد آن احكام ديني را كنار مي‌گذارد. بنابراين با دين احكامي كه احياناً با پيشرفت يا با معيارهاي زندگي متناسب با امروز سازگار نيست مي‌تواند جايگزين شود با احكامي كه با سازوكارهاي معيني تشخيص داده مي‌شود كه مطابق با نيازهاي جامعه است. البته براي تحقق و عملي شدن اين مسائل ممكن است مشكلاتي وجود داشته باشد كه براي حل آن به زمان نياز است. يكي از جهت‌گيري‌هاي اصلي اصلاحات در ايران تحقق چنين ديدگاهي است. به لحاظ نظري تضادي در اين مساله نمي‌بينيم.

*در زماني كه شما رئيس‌جمهور بوديد ايران را خيلي خوب نشان داديد؛ از نظر اصلاح‌گرايي حتي الان كساني هستند كه آن زمان از شما انتقاد مي‌كردند ولي الان خواهان آن دوران شما هستند، شما فكر مي‌كنيد بعد از اينكه دوره رياست‌جمهوري شما تمام شد آيا به عقب برگشتيم يا اينكه كارها و تلاش‌هايي كه شما براي اصلاح‌گرايي انجام داديد كمرنگ شد؟

-اصلاحات با من شروع نشد و با من هم خاتمه نيافت. اصلاحات در دوران جديد لااقل سابقه صدساله دارد.

ملت ايران يكصد سال است كه سه چيز مي‌خواهد؛ آزادي، استقلال، پيشرفت.

چرا كه از استبداد و ديكتاتوري رنج برده، از وابستگي به اجانب رنج برده و از عقب‌ماندگي نيز رنج برده است. همه حركت‌هاي يكصدساله در اين جهت قابل توجيه است.

در انقلاب اسلامي تحول بزرگي رخ داد يعني خواست تاريخي ملت ايران كه عبارت است از آزادي، استقلال، پيشرفت و با هويت تاريخي ايران كه هويت ديني بود همسو شد. در انقلاب اسلامي مردم از پايگاه دين خواستار استقلال، آزادي پيشرفت شوند. انقلاب اسلامي بزرگ‌ترين اصلاحات بود. اصلاحات بنده نيز در همين جهت بود. من مي‌گفتم ديني كه در انقلاب بود و قانون اساسي كه هست طرفدار آزادي، استقلال و پيشرفت است؛ دفاع از آزادي، مخالفت با استبداد و دفاع از دموكراسي، حق حاكميت انسان بر سرنوشت، دفاع از عدم وابستگي و طرفداري از استقلال، تلاش براي توسعه و جبران عقب‌ماندگي تاريخي، توسعه سياسي، اقتصادي و علمي. اينها خواست اصلاحاتي بود كه من گفتم؛ معتقدم اسلامي كه در انقلاب اسلامي و قانون اساسي ما بود نيز همين را مي‌گفت. بنابراين اين اصلاحات، ريشه در خواست ملت ايران دارد. معتقدم حقيقت انقلاب مردم ما هم همين را گفت. بنابراين چون بستر آن خواست مردم است اصلاحات تداوم خواهد يافت. البته جامعه در حركت خود فراز و نشيب‌ دارد ممكن است گاهي حركت تندتر باشد يا كندتر باشد ولي اين حركتي كه ريشه تاريخي دارد متوقف نمي‌شود. حالا ديگر قضاوت درباره دوران من، قبل و بعد از من را به ديگران واگذار مي‌كنم.

*فكر مي‌كنيد چطور مي‌توانيم اين توسعه و پيشرفتي كه مردم ايران مي‌خواهند را در انتخابات آينده مجلس ببينيم؟

-ريشه حركت اجتماعي، خود مردم هستند. خودشان بايد تصميم بگيرند اين حركت را ادامه دهند و اگر آنها نخواهند و آمادگي نداشته باشند به زور اصلاحات و حتي عدالت را نمي‌توان به مردم تحميل كرد. معتقدم اين مسير ادامه پيدا خواهد كرد.

ما در نظامي هستيم كه با حضور مردم، انقلاب شده است و راي مردم تحقق پيدا كرده و ما در متن اين نظام و وفاداري به اصول نظام حركت مي‌كنيم. معتقدم به‌رغم همه موانع كساني كه صاحب انديشه هستند بايد خود را در معرض راي مردم قرار دهند و با استفاده از راه‌هاي قانوني زمينه‌ تحقق خواست‌ها و خواسته‌هاي ملت را فراهم آورند. البته معتقدم در درون نظام بايد شرايط حضور آزاد مردم و نمايندگان آن فراهم شود به همين دليل هم معتقديم بايد در عرصه‌هاي مختلف، عرصه‌هاي حضور مشروع كه مهم‌ترين آن انتخابات است با شور و هيجان حضور داشته باشيم. مردم نشان داده‌اند در مواقع حساس انتخاب‌هاي درستي انجام مي‌دهند.

*با توجه به اينكه خود شما قصد شركت در انتخابات را نداريد، همكاري‌تان با آقاي كروبي چطور است و به چه صورت خواهد بود؟

-بنده انديشه‌اي دارم، موظفم آن را مطرح كنم تا طرفداران آن انديشه را تشويق به حضور در صحنه كنم. همچنان كه در انتخابات جاري، دوستان ما با جديت حضور دارند، من نيز با بزرگان نظام، آقاي هاشمي، آقاي كروبي و ديگران دائماً در رابطه هستم. با هم گفت‌وگو و تبادل‌نظر داريم. فكر مي‌كنم خيلي نقطه نظرات مشتركي ميان ما وجود دارد. مهم اين است هماهنگي باشد و سازماندهي درستي انجام شود. نگذاريم پراكندگي در ميان كساني كه به اين تفكر معتقد هستند به وجود آيد. فكر مي‌كنم در خيلي از جهات ميان ما اشتراك وجود دارد.

*با توجه به محدوديت‌هايي كه در رقابت‌هاي سياسي ايران وجود دارد آيا در صورت پيروزي تفاوت عملي ميان اصلاح‌طلبان و اصولگرايان وجود خواهد داشت؟

-ما اصولي داشته‌ايم و اكنون نيز داريم؛ در عين حال كه به شدت دخالت بيگانه را در ايران نفي مي‌كنيم و معتقديم بايد از منافع ملت دفاع كرد خواستار آزادي‌هاي بيشتر و نهادينه شدن آزادي در كشور هستيم. خواستار روابط مسالمت‌آميز با همه دنيا هستيم. خواستار تقويت پايه‌هاي علمي و اقتصادي كشور هستيم براي پيشرفت اقتصادي حتماً بايد بتوانيم سرمايه‌ها، تكنولوژي، مديريت ديگران و خارجي‌ها را جذب كنيم. بخش خصوصي را تقويت كنيم به همين دليل دفاع از منافع بخش خصوصي در داخل، تنش‌‌زدايي و اعتمادزايي در عرصه بين‌المللي مسائلي است كه به آن اعتقاد داريم و معتقديم از اين طريق مي‌توان از منافع ملت دفاع كرد. طبيعي است به‌زودي گروه‌هاي اصلاح‌طلب برنامه خود را عرضه كنند و روي آن پافشاري و به ميزاني كه امكان پيدا كنند چه در مجلس و چه در دولت سعي در پياده كردن آن مي‌كنند. اينها اصول ماست. مقايسه آن با روش‌ها و برنامه‌هاي ديگران را واگذار مي‌كنيم به ديگران كه قضاوت كنند.

*در حال حاضر موضوع خاصي وجود دارد كه نه تنها غربي‌ها را نگران كرده بلكه باعث نگراني بعضي از كشورهاي همسايه شده و آن مساله هسته‌اي است. در طول دوران رياست جمهوري شما تفاهمي در اين زمينه امكان داشت ،ولي چرا الان موقعيت عوض شده است؟

-موضوع هسته‌اي ايران موضوع تازه‌اي نيست، اتفاقاً اوج فعاليت هسته‌اي در زمان من بود چون معتقد بوديم به انرژي هسته‌اي نياز داريم. انرژي هسته‌اي نيازمند سوخت هسته‌اي است و سوخت هسته‌اي نيازمند تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي است. اين كل برنامه هسته‌اي ماست كه هيچ كار خلافي نيست.

ما عضو NPT هستيم و آنجا به ما حق داده كه تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي داشته باشيم. حتي اعضاي صاحب اين تكنولوژي را موظف كرده به ديگر كشورها كمك كنند تا به اين تكنولوژي برسند. آن طرف قضيه نگراني از توسعه سلاح اتمي است. اين نگراني بجايي است اما روشي كه در مورد ايران به كار برده مي‌شود روشي درستي نيست. اولاً ايران بمب اتمي ندارد ثانياً در دكترين نظامي سياسي ما ساختن بمب اتمي وجود ندارد و اين را بارها اعلام كرده‌ايم. تمام مطالعات و بررسي‌هايي كه آژانس كرد، آن را تاييد مي‌كند حتي اخيراً 16 سازمان اطلاعاتي امريكا اطلاعيه‌اي در اين زمينه دادند و البته بخشي از آن درست و بخشي از آن مبهم بود.

در آن اطلاعيه گفته‌اند ايران از سال 2003 به اين طرف به هيچ وجه فعاليت مشكوك و نظامي نداشته؛ البته من اين اطلاعيه را تصحيح مي‌كنم كه قبل از 2003 نيز چنين قصدي نداشته است. اگر نگراني از سلاح اتمي است بايد به سراغ كشورهايي رفت كه سلاح اتمي دارند. دو كشور در شرق كشور ما اتمي هستند. اسرائيل در غرب ما بزرگ‌ترين زرادخانه اتمي بعد از پنج كشور بزرگ اتمي در دنيا را دارد. بايد همه كمك كنيم اين سلاح‌ها از بين برود. من به سازمان ملل پيشنهاد دادم خاورميانه عاري از سلاح اتمي داشته باشيم چرا كه ايران كار قانوني مي‌كند و مي‌خواهد انرژي اتمي و تكنولوژي صلح‌آميز داشته باشد. نبايد مورد فشار قرار گيرد. بنابراين مساله ايران سياسي است. ما از اول گفتيم راه‌حل مساله مذاكره است. خود ما هم با سه كشور اروپايي و آژانس مذاكرات خوبي داشتيم. بعد از من هم اصل سياست‌ها تغيير پيدا نكرد آنچه تغيير كرد ميدان داده شدن به امريكا بود در قضيه‌اي كه اجازه نداد تا مذاكرات به نتيجه برسد. پرونده به شوراي امنيت رفت و مانع مذاكرات مفيد شد.

الان هم معتقدم راه‌حل مذاكرات عادلانه است كه به دو نتيجه برسيم؛ اولاً حق قانوني و طبيعي ايران براي داشتن تكنولوژي صلح‌آميز هسته‌اي به رسميت شناخته شود، ثانياً ايران ابژكتيو گارانتي بدهد كه نمي‌خواهد بمب داشته باشد و نخواهد داشت. اين كار در مذاكره مشخص مي‌شود. البته ممكن است بعضي مواضع و بعضي حرف‌ها بهانه‌هايي به آنها داده باشد براي فشار بيشتر به ايران. همه بايد در اظهارنظرها و مواضع‌شان متوجه همه جهات باشند. واقعيت قضيه اين است كه سياست كلي ايران عوض نشده، ايران هنوز هم آمادگي همكاري با جامعه جهاني و آژانس براي حل مشكلاتش را دارد.

تجربه نشان داد فشارهاي اينچنيني نتيجه عكس دارد. من اميدوارم طرفين قضيه به اين نتيجه برسند كه راه معتدل قضيه، مذاكره است. بدون پيش‌شرط و به صورت عادلانه آن شروع شود، مساله قابل حل است. اميدوارم تدبير براي حل آن در همه اطراف قضيه وجود داشته باشد.

*سمينار ائتلاف تمدن‌ها در مادريد توسط دولت اسپانيا و تركيه برگزار مي‌شود كه شما بنيانگذار آن بوديد، با توجه به تجربياتي كه داريد براي اينكه روابط ملت‌ها و دولت‌ها بهتر شود چه پيامي به آن داريد؟

-وقتي آقاي ساپاته‌رو و اردوغان اين پيشنهاد را به سازمان ملل دادند؛ آقاي كوفي عنان گروه عالي‌رتبه 18 نفره را براي بررسي موضوع و ارائه پيشنهادهاي خود به دبيركل براي عملي شدن آن معرفي كرد كه بنده نيز يكي از اعضاي 18گانه بودم.

جلسه اول در مايوركا، جلسه دوم در قطر، جلسه سوم در سنگال و جلسه چهارم در استانبول بود. البته قبل از آن هم ما در نيويورك در سازمان ملل جلسه‌اي داشتيم. در واقع پنج جلسه انجام شد و جلسه نهايي با حضور دو نخست‌وزير اسپانيا و تركيه برگزار شد و پيشنهاد گروه به آقايان عرضه شد. معتقدم متن بسيار خوب و سنجيده‌اي تهيه شد.

بنابراين دبيرخانه ائتلاف تمدن‌ها زير نظر دو دولت تشكيل شد، فعاليت‌هاي آن براساس پيشنهادهاي ما آغاز شد و حالا اولين جلسه رسمي اين تشكيلات است. دكتر غلامعلي خوشرو نيز به عنوان فردي كه از طرف بنده در آن جلسه شركت مي‌كند به مادريد خواهد رفت. اميدوارم نتايج خوبي حاصل شود.

يك نكته را اينجا بگويم پشتوانه ائتلاف تمدن‌ها دولت‌ها هستند؛ اين يك حسن دارد و يك خطر. حسن آن اين است كه دولت‌ها وقتي پشتوانه باشند آن سازمان امكانات مادي و اجرايي فراواني پيدا مي‌كند. خطر اين است كه با تغيير دولت‌ها نظرات فرق كند و دولت‌هاي بعدي طرفدار آن نباشند و سازمان لطمه ببيند؛ به همين دليل من ترجيح دادم يك NGO ولي با پشتوانه شخصيت‌ها و سازمان‌هاي بين‌المللي تشكيل دهم.

اميدوارم ائتلاف تمدن‌‌ها پا بگيرد. من اهداف اين ائتلاف را قبول دارم. معتقدم مي‌تواند در عرصه رفع تنش‌ها، ايجاد تفاهم و حركت به سوي صلح موثر باشد. براي اجلاس مادريد آرزوي موفقيت مي‌كنم. شخصيت‌هاي بزرگي را از سراسر دنيا دعوت كرده‌اند تا برنامه‌هاي آينده دقيق‌تر مورد بحث قرار گيرد. طبعاً همكاري‌ها در زمينه موسسه من و ائتلاف وجود خواهد داشت به خصوص اينكه به نظرم اسپانيا مي‌تواند نقش مهمي در ائتلاف تمدن‌ها داشته باشد چون فكر مي‌كنم اسپانيا از مهم‌ترين جاهايي است كه تمدن بزرگ اسلامي با تمدن غربي به هم رسيدند. امروز هم اصطلاحات اسلامي در زبان شما زياد است و اسپانيا نقش بسيار خوبي مي‌تواند داشته باشد ميان غرب و جهان اسلام.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

توصيه‌های ارگان سپاه به اصلاح‌طلبان: رد صلاحيت مي‌شويد، پس خودتان كناره‌گيری كنيد !

نوروز: نشريه «صبح صادق» ارگان داخلي سپاه پاسداران در شماره اخير خود با اشاره به ثبت نام تعداد زيادي از اصلاح طلبان براي حضور در انتخابات مجلس هشتم پيش بيني كرد كه تمامي يا اكثريت آنان رد صلاحيت مي‌شوند.

براساس گزارش رسيده به نوروز اين نشريه همچنين در ادامه به اصلاح طلبان پيشنهاد كرده است كه خودشان در حال حاضر از شركت در انتخابات انصراف بدهند تا در آينده بابت رد صلاحيت شدنشان هياهو نكنند.

نشريه صبح صادق متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي است كه براساس قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و همچنين وصيت‌نامه امام خميني(ره) نهادهاي نظامي حق دخالت در امور سياسي را ندارند، اما اين نشريه بيش از آنكه به امورات داخلي سپاه بپردازد، به ارگاني جهت زدن اتهام و تهمت و دروغ پراكني عليه اصلاح طلبان بدل شده است.

گفتني اين نشريه كه با مجوز داخلي از سوي وزارت ارشاد قابل چاپ است و اجازه پخش در كيوسك‌هاي عمومي را ندارد اما با اين حال ديده شده است كه در طي يك اقدام غيرقانوني در كيوسك‌هاي روزنامه فروشي به فروش نيز مي‌رسد.

بيشتر پول بدهيد، کمتر مصرف کنيد

مسئولين دولت بعد از قطعي گاز: - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

po_rafizadeh_s_01.jpg

شهرام رفيع زاده

در حالي که برف و سرماي بي‎ ‎سابقه بيشتر از دو هفته است که کشور را در برگرفته و قطعي گاز و کمبود ‏سوخت مردم‎ ‎بسياري از استانها، بخصوص مناطق شمالي کشور را با مشکلات فراواني مواجه کرده است،‎ ‎روز ‏گذشته وزير نفت خواستار افزايش و اعلام واقعي قيمت گاز از سوي مجلس شد.‏‎ ‎

غلام حسين نوذري که‏‎ ‎روز گذشته براي پاسخ به دو نماينده راهي مجلس شده بود، گفت: "مجلس بايد با واقعي‎ ‎کردن قيمت گاز اين امکان را فراهم آورد که گاز به صنايعي که داراي توجيه اقتصادي‎ ‎هستند عرضه شود‎.‎‏"‏‎ ‎

وزيرنفت افزود: "بخش عمده اي از‏‎ ‎گاز توليد شده در کشور به مصرف خانگي و تجاري مي رسد و متاسفانه گاز ‏چنداني براي‎ ‎تزريق به ميدانهاي کم فشار نفتي و صنايع انرژي بر، که مهمترين بخشهاي مصرف کننده گاز‏‎ ‎هستند ‏و به توليد ثروت درکشور کمک مي کنند، باقي نمي ماند"‏‎.‎

نوذري با درخواست "گران کردن و‎ ‎به قيمت واقعي رساندن گاز از سوي مجلس" همچنين گفت: "با اعمال ‏مديريت مصرف، بايد‎ ‎حداقل ۳۰ درصد از۴۶۰ ميليون متر مکعب مصرف روزانه گاز خانگي کاهش يابد"‏‎.‎

وزير نفت در حالي خواستار افزايش قيمت گاز شد که همزمان وزير کشور نيز به اين مساله اشاره‏‎ ‎کرد‎.‎‏ مصطفي ‏پور محمدي‎ ‎ديروز اظهار داشت: "تداوم افزايش مصرف و توزيع اين‌ميزان گاز دركشور قابل قبول نيست و بايد ‏براي‎ ‎صرفه‌جويي گام‌هاي اساسي برداشته شود. بايد به سمت اصلاح الگوي مصرف سوخت در كشور‎ ‎برويم و ‏اين كار يك رسالت ملي است و بسيج عمومي را مي‌طلبد"‏‎.‎

وزير كشور نيز مانند وزير نفت‎ ‎به گران کردن گاز از سوي دولت اشاره کرد وگفت: "در زمان حاضر ‪ ۵۱‬‏‎ ‎درصد گاز توسط‎ ‪ ‎‏۳۰‬درصد شهروندان استفاده مي‌شود كه با توجه به پايين بودن قيمت گاز در كشور ما در‎ ‎مقايسه ‏با قيمت جهاني آن و تخصيص يارانه به اين بخش، ضروري است در مصرف صحيح گاز‏‎ ‎برنامه‌ريزي كنيم"‏‎.‎

سخنان وزير نفت و کشور درحالي مطرح مي شود که بنا برگزارش‏‎ ‎هاي منتشر شده، بارش شديد برف و يخ بندان ‏علاوه بر مسدود کردن بسياري از راه هاي‎ ‎ارتباطي بين شهرها به تعطيلي بسياري از مراکز دولتي مانند بانک ها، ‏ادارات و در‎ ‎بعضي مناطق حتي بيمارستان ها، مدارس، دانشگاه ها و مراکزصنعتي نيز منجر شده است‎. ‎

به گزارش خبرگزاري هاي ايسنا،‎ ‎مهر، فارس و واحد مرکزي خبر هم اکنون مردم استانهاي آذربايجان غربي و ‏شرقي، گيلان، مازندران، گلستان، کرمانشاه، اردبيل،کردستان، لرستان و برخي از مناطق استانهاي‎ ‎مرکزي و قم ‏و تهران در برخي مناطق با قطعي کامل و بعضي مناطق با افت شديد فشارگاز‎ ‎مواجه هستند.‏‎ ‎

‎اختلاف با ترکمنستان؛ بهانه‏‎

مسئولان وزارت خانه هاي نفت و‏‎ ‎کشور و همچنين شرکت ملي گاز ايران از روزهاي آغازين بحران سرما و ‏يخبندان، قطعي‎ ‎گاز بسياري از استانهاي کشور را مربوط به قطع صادرات گاز ترکمنستان به ايران دانستند و ‏وعده کردند که با صرفه جويي در مراکز صنعتي و با از سر گيري واردات گاز از‏‎ ‎ترکمنستان، به زودي مشکل ‏قطعي گاز اين استانها رفع خواهد شد؛ وعده اي که با گذشت بيش از دو‎ ‎هفته همچنان محقق نشده است‎. ‎

در دو روز گذشته اما وعده هاي‎ ‎پيشين مسئولان رنگ و بوي ديگري به خود گرفت. تا جايي که وزير کشور گفت: ‏‏"اگر‎ ‪‎‏۲۵‬ميليون مترمكعب گاز وارداتي از كشور تركمنستان هم به شبكه گاز ما تزريق مي‌شد‎ ‎باز هم با كمبود گاز ‏مواجه مي‌بوديم"‏‎.‎

اين درحالي است که مشکل ايران‎ ‎با ترکمنستان بر موضوع از سر گيري صادرات گاز ترکمنستان به ايران در ‏چند روز گذشته‎ ‎رنگ ديگري به خود گرفته است‏‎.‎

پس ازاظهارات ضد ونقيض مسولان‎ ‎مختلف ايراني درباره عدم صادرات گاز ترکمنستان به ايران و بحران قطعي ‏گاز در کشور،‎ ‎يکشنبه شب مسئولان کشور ترکمنستان علت قطع صادرات گاز به ايران را عدم پرداخت طلب اين ‏کشور اعلام کردند‎.‎

در بيانيه مطبوعاتي وزارت امورخارجه تركمنستان‎ ‎که به همين مناسبت منتشر شد و خبرگزاري هاي‎ ‎خارجي و ‏داخل کشور هم آن را منتشر کردند، همچنين آمده است: "پرداخت نشدن بدهي گاز‎ ‎از سوي ايران، عمليات ‏تعميراتي و تدابير احتياطي درخط لوله گاز بين دو كشور را به‎ ‎تاخير مي‌اندازد."‏

در بيانيه وزارت خارجه ترکمنستان اگرچه توضيح بيشتري درباره قطع صادرات گاز و‎ ‎يا از سرگيري آن به ‏ايران نيامده، اما تاکيد شده است که: "قطع صادرات گاز به‌دليل عمليات اضطراري تعميرات در خط لوله گاز‎ ‎بين ‏دو كشور بوده و انجام اين عمليات كه بايستي براساس استانداردهاي فني انجام شود،‎ ‎نياز به زمان و اعتبار دارد"‏‎.‎

درهمين حال سيد محمد علي حسيني‎ ‎سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در واکنش به بيانيه وزات خارجه ‏ترکمنستان با اشاره به اينکه "طرف ايراني به طور منظم پرداخت هاي خود را تاديه نموده و موارد مربوط به ‏مقطع کوتاه‎ ‎بعد از اختلال اخير، در حال طي مراحل اداري است" اظهار داشت: "وقفه‎ ‎بيش از حد براي برقراري ‏جريان گاز، مغاير با روح و مفاد قرارداد و حسن همجواري و‏‎ ‎مناسبات متين دو کشور بوده و جاي تامل و تاسف ‏دارد".‏

سخنگوي وزارت امور خارجه‏‎ ‎جمهوري اسلامي همچنين درباره رفع مشکلات فني مطرح شده از سوي ‏ترکمنستان براي‎ ‎ازسرگيري صادرات گازبه ايران گفت: "در صورتي که مشکلات تعميراتي وجود دارد، مسئولان ‏ذيربط در کشورمان اين‎ ‎آمادگي را دارند که کمک و مساعدت لازم را براي برطرف ساختن مشکلات و نقائص ‏فني به‏‎ ‎عمل آورند و رفع مشکلات تعميراتي به طور معمول در موارد مشابه طي سه روز امکان پذير‎ ‎بوده و بيش ‏از اين مدت، توجيه فني ندارد".‏
‎ ‎
قطع صادرات گاز ترکمنستان به‎ ‎ايران در حالي ادامه دارد که ايران به دليل آنچه که کاهش دما در اکثر استان‎ ‎ها ‏و بحران کمبود گازدر کشور ناميده است، صادرات گاز به کشور ترکيه را نيز از دو‎ ‎هفته پيش قطع کرده ‏است‎.‎ايران بايد روزانه 20 ميليون‎ ‎متر مکعب گاز به ترکيه صادر کند که در شرايط عادي اين رقم به حدود 25 ‏ميليون متر‎ ‎مکعب نيز مي رسد. اين دقيقا همان مقدار گازي است که از ترکمنستان وارد کشور مي شود.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

وزن کشي انتخاباتي اصلاح طلبان و دولت

در شرايط ابهام در نحوه تاييد صلاحيت ها؛ - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

bahshayeentekhabat.jpg

حميد احدي

در حالي که نظرسنجي ها و آمارگيري ها نشان از کاهش وسيع هواداران دولت در ميان راي دهندگان دارد، ‏اصلاح طلبان، با انتشار اسامي نامزدهاي ثبت نام شده خود ابراز اميدواري کرده اند که تصميم سازان نظام با ‏توجه به حساسيت شرايط خارجي از شدت عمل در تصفيه نامزدهاي انتخاباتي خودداري کنند.‏

به گفته ناظران سياسي در حالي که اصلاح طلبان با تمام اجزاي خود آماده شرکت در انتخابات شده اند خارج ‏شدن هواداران هاشمي رفسنجاني از فهرست نامزدهاي نمايندگي مجلس مي تواند معاني فراواني داشته باشد که ‏بخشي از آن به بدبيني آن ها نسبت به درک حساسيت موقع توسط رهبر نظام و جناح راست مربوط مي شود. ‏

محمد خاتمي رييس جمهور سابق دو روز پيش در گفت وگويي با روزنامه ال‌پائيس‎ ‎اسپانيا گفت: "اصلاحات ‏با من شروع نشد و با من هم خاتمه نيافت".‏

‏ به گفته وي "اصلاحات، ريشه در خواست ملت ايران دارد. بنابراين چون بستر آن خواست مردم است ‏اصلاحات تداوم خواهد‎ ‎يافت. البته جامعه در حركت خود فراز و نشيب‌ دارد ممكن است گاهي حركت‏‎ ‎تندتر ‏باشد يا كندتر باشد ولي اين حركتي كه ريشه تاريخي دارد متوقف‎ ‎نمي‌شود. حالا ديگر قضاوت درباره دوران ‏من، قبل و بعد از من را به ديگران‎ ‎واگذار مي‌كنم".‏

وي همچنين تاكيد كرد: "معتقدم به‌رغم همه موانع كساني كه‎ ‎صاحب انديشه هستند بايد خود را در معرض راي ‏مردم قرار دهند و با استفاده‎ ‎از راه‌هاي قانوني زمينه‌ تحقق خواست‌ها و خواسته‌هاي ملت را فراهم آورند‎. ‎البته ‏معتقدم در درون نظام بايد شرايط حضور آزاد مردم و نمايندگان آن‎ ‎فراهم شود"‏‎.‎

آنچه به نظر مي رسد دولت و هوادارانش را به تفکر در مورد بعضي از سياست هاي خود واداشته، دو نظر ‏سنجي است که در آذرماه صورت گرفته و طي آن تعداد قابل توجهي از شهروندان اوضاع اقتصادي، ‏اجتماعي و فرهنگي را در زمان اصلاحات بهتر از دوره كنوني ارزيابي کرده اند. محرمانه ماندن اين ‏نظرسنجي که توسط موسسه اي نيمه دولتي صورت گرفت از جمله قيدهاي آن بود.‏

به نظر کارشناسان سياسي افزايش حملات چند روزنامه خاص بر‎ ‎عليه اصلاح طلبان و شدت يافتن اتهام زني ‏‏‌هاي آن ها به اكثريت‏‎ ‎اصلاح طلبان هم از نگراني آنان بابت شکست دولت مطلوبشان مايه مي گيرد. ‏تندروهاي راست [مانند روزنامه کيهان] معتقدند با اين ترتيب زمينه براي انصراف داوطلبانه برخي از ‏اصلاح طلبان و‎ ‎يا آماده كردن افكار عمومي‌براي حذف آنها شروع مي شود. آن هم در شرايطي که ممكن است ‏بخش قابل توجهي از آنها توسط بعضي هيات‌هاي اجرايي [وابسته به وزارت کشور] رد صلاحيت‎ ‎شوند.‏

از سوي ديگر به نوشته يک سايت نزديک به اصلاح طلبان اين گمانه زني نيز وجود‎ ‎دارد كه خودداري برخي ‏از چهره‌هاي شاخص، همچون حسن روحاني از حضور در‎ ‎رقابت‌هاي انتخاباتي علاوه بر كنار ماندن از ‏حملات شديد عليه او، مي‌تواند‎ ‎تدبيري در جهت تسهيل تنظيم ليست‌هاي انتخاباتي اصلاح طلبان و عدم ايجاد‎ ‎اختلاف در ميان اصلاح طلبان نزديك به هاشمي رفسنجاني با برخي از اصلاح‎ ‎طلبان باشد كه تمايلي به ‏قراردادن نـام روحـانـي در سر ليست ائتلاف‎ ‎اصلاحات ندارند. ظاهرا مجموعه فعاليت‌هاي رسانه‌اي و ‏تريبوني بر عليه اصلاح‎ ‎طلبان، برخي از چهره‌هاي سرشناس اين جناح را قانع كرده است كه ‌‏‎ ‎عده‌اي پيشاپيش ‏براي تكرار تركيب مجلس هفتم زمينه سازي كرده‌اند‎. ‎

در اين ميانه نظر محمد هاشمي از اعضاي برجسته حزب‎ ‎كارگزاران سازندگي با اهميت ديده شده كه عليرغم ‏گمانه‌زني‌هاي اوليه از كانديداتوري براي‎ ‎مجلس هشتم خودداري كرده است. وي با بيان اينكه "به نظر مي‌رسد ‏براي تخريب‎ ‎افراد و چهره‌ها از همين ابتدا زمينه ‌سازي‌هايي شده است" نسبت به اظهارات‏‎ ‎مطرح شده از ‏برخي تريبون‌هاي رسمي انتقاد كرد و ادامه داد: "مطالب مطرح شده‎ ‎از سوي برخي افراد نشان داد كه ‏خيزشي براي تخريب وجود دارد"‏‎.‎

محمد‎ ‎هاشمي با اشاره به مرحله تعيين صلاحيت‌ها گفت: "بايد ديد در اين مرحله‎ ‎رفتار مسئولان و به ويژه ‏نظارت شوراي نگهبان در قبال صلاحيت‌ها چطور است"‏‎. ‎هاشمي با بيان اينكه "استنباط سياسي ما اين است ‏كه براي تشكيل مجلسي شبيه‎ ‎مجلس هفتم زمينه‌چيني مي‌شود" افزود: "در هر حال درباره تركيب مجلس تا قبل ‏از‎ ‎آنكه شوراي نگهبان اظهارنظر كند، نمي‌شود نظر قطعي داد".‏

‎ثبت نام شدگان‎

اسامي نامزدهايي که ثبت نام کرده اند ‏‎ ‎به تفکيک حوزه هاي انتخابيه به شرح زير است: تهران: بهزاد نبوي ‏‏(نايب رئيس مجلس ششم و عضو سازمان مجاهدين‎ ‎انقلاب اسلامي)، علي مزروعي (نماينده مجلس ششم)، ‏اسحاق جهانگيري (وزير‎ ‎صنايع دولت خاتمي)، محمدرضا عارف (معاون اول دولت خاتمي)، مرتضي حاجي ‏‏(وزير آموزش و پرورش دولت خاتمي)، عيسي كلانتري (وزير كشاورزي دولت‎ ‎خاتمي)، احمد خرم (وزير ‏راه و ترابري دولت خاتمي)، علي صوفي (وزيرتعاون‎ ‎دولت خاتمي)، سيد محمود دعايي (مدير مسئول ‏روزنامه اطلاعات و نماينده شش‎ ‎دوره مجلس)،، جميله کديور (نماينده مجلس ششم)، محسن آرمين (نماينده‎ ‎مجلس ششم و سخنگوي سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي)، داود سليماني (نماينده مجلس ششم)، فاطمه راکعي ‏‏(نماينده مجلس ششم)، شهربانو اماني (نماينده مجلس ششم)، الياس حضرتي (نماينده سابق مجلس)، علي ‏شكوري‌راد (نماينده مجلس ششم)، عباس ميرزا ابوطالبي (قائم مقام حزب همبستگي‎)‎، جهانبخش خانجاني ‏‏(سخنگوي وزارت كشور دولت خاتمي)، محمد صدر (معاون وزارت‎ ‎خارجه دولت خاتمي)، مرتضي الويري ‏‏(شهردار اسبق تهران)، عبدالله ناصري (سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و مدير خبرگزاري جمهوري ‏اسلامي ايران در‎ ‎دولت خاتمي)، نجفقلي حبيبي (رئيس سابق دانشگاه علامه طباطبايي). زهرا‎ ‎نژاد بهرام ‏‏(معاون سابق فرماندار تهران)افشين حبيب زاده (عضو خانه‎ ‎کارگر)، آذر منصوري، مجيد فراهاني (عضو ‏جبهه مشارکت)، مصطفي تاج زاده (معاون سياسي وزارت کشور در دولت خاتمي و عضو جهبه مشارکت و ‏سازمان مجاهدين‎ ‎انقلاب اسلامي)، محمد سلامتي (دبيرکل سازمان مجاهدين)، يدالله اسلامي (دبير كل مجمع ‏ادوار مجلس شوراي اسلامي)، فرج کميجاني (دبيرکل مجمع‎ ‎فرهنگيان ايران اسلامي)، عليرضا تابش (مدير ‏کل دفتر وزارتي وزارت ارشاد در‏‎ ‎دولت خاتمي)، سعيد شريعتي (عضو جبهه مشارکت)، كسري نوري ‏‏(سردبير‎ ‎روزنامه ايران در دولت خاتمي)، احمد شيرزاد (نماينده دوره ششم مجلس‎)‎، شمس‌الدين وهابي ‏‏(نماينده مجلس ششم)، الهه راستگو (نماينده مجلس پنجم)، اسماعيل گرامي مقدم (نماينده فعلي مجلس از ‏بجنورد)، عليرضا محجوب (نماينده‎ ‎فعلي مجلس)، سهيلا جلودارزاده (نماينده فعلي مجلس)، رسول منتجب‌نيا ‏‏(نماينده ادوارمجلس)، جواد اطاعت (نماينده سابق مجلس)، ابراهيم اميني (نماينده سابق مجلس)، سيد محمود ‏مير لوحي (معاون پارلماني وزارت کشور در‏‎ ‎دولت خاتمي)، حجت السلام محمد اشرفي اصفهاني، محمدجواد ‏حق ‌شناس (مدير کل‎ ‎سياسي سابق وزارت کشور)، محمد قمي (نماينده فعلي مجلس از پاکدشت)، مجيد‎ ‎انصاري (نماينده سابق مجلس)، ابوالفضل شكوري (نماينده سابق مجلس)، حميدرضا جلايي پور (فعال سياسي ‏و عضو شوراي مرکزي حزب مشارکت)، علي اصغر‎ ‎خداياري (معاون وزير علوم دولت خاتمي)محمدرضا ‏راه ‌چمني (نماينده سابق‎ ‎مجلس)، مسعود سلطاني فر (استاندار در دولت خاتمي)، ملاوردي (عضو كميسيون‎ ‎زنان جبهه‌ي مشاركت)، ابراهيم اميني (نماينده مجلس ششم) محمد بهشتي‎ ‎لنگرودي، فاطمه تندگويان، محسن ‏رهامي، اعظم سقطي (عضو حزب اعتماد ملي)، شهاب طباطبايي (عضو حزب مشارکت)، رحمان قلي قلي ‏زاده، نرگس کريمي، عليرضا هاشمي، خانم فخرالسادات محتشمي پور (عضو شوراي مرکزي و ريئس شاخه‎ ‎زنان جبهه مشارکت)، خانم فريده ماشيني (عضو شوراي مرکزي و ريئس کمسيون‎ ‎زنان جبهه مشارکت)‏‎

کرج: شهبازي (فرماندار سابق)،.محمد حسين خليلي اردکاني (نماينده سابق مجلس)، بهرام آجرلو (دانشگاهي)‏

دماوند و فيروزکوه: مصطفي خانزادي (نماينده دوره ششم مجلس)، دکتر رامين (چشم پزشک)‏‎

اردبيل: ولي آذروش (نماينده فعلي مجلس، اصلاح طلب)، نورالدين پيرموذن (نماينده فعلي مجلس، اصلاح ‏طلب)علي محمد غريباني، کمال الدين‎ ‎پيرموذن (شهردار سابق، اصلاح طلبان)‏‎

مهرانگيز مروتي (نماينده فعلي مجلس)از«خلخال و کوثر»، از ناصر‎ ‎نصيري (نماينده فعلي مجلس، کانديداي ‏اصلاح طلبان)، سهرابي نماينده شش دوره‎ ‎مجلس‎

ميانه: سيد حسين هاشمي (نماينده فعلي مجلس)‏‎

کليبر: ليزاده (نماينده دوره ششم مجلس)‏‎

اروميه: اسدالله لطف عطا (مدير کل سابق اوقاف، فرماندار اسبق اروميه‎)‎، جواد آقا زاده (رئيس سابق دانشگاه ‏علوم پزشکي آذربايجان غربي)، عبد‎ ‎الرحمان نقشين (رئيس سابق آموزش و پرورش شهرستان)، مجيد اسم ‏حسيني (معاون دانشکده علوم دانشگاه اروميه)، خانم مدرسي (استاد دانشگاه)‏‎

اصفهان: سيد محمود حسيني (استاندار سابق) مدنيان (رئيس سابق آموزش و پرورش‎ ‎استان)، تاج الدين (جبهه ‏دوم خرداد)، خانم مصوري منش (نماينده دوره ششم‎ ‎مجلس)، حجتي (مدير کل سابق جهاد ‏کشاورزي)از«اصفهان» کيان ارثي (نماينده‎ ‎ادوار گذشته مجلس از فريدن، رضوي (نماينده ادوار ‏گذشته)از«نائين»، علي محمد‏‎ ‎نمازي (نماينده مجلس ششم) از لنجان‎.

کاشان: دکتر توفيقي (نماينده کاشان در مجلس ششم، عضو هيئت علمي دانشگاه‏‎ ‎تهران، معاون وزير ‏کشاورزي دولت مهندس موسوي)، دکتر تقي آزاد ارمکي (جامعه‎ ‎شناس، عضو هيئت علمي دانشگاه تهران)، ‏دکتر مجتبي شريعتي (رئيس انجمن نانو‎ ‎کشور، رئيس سابق دانشگاه کاشان وعضو هيئت علمي دانشگاه ‏تهران)، حسيني‎ ‎مکارم (اقتصاد دان و معاون سابق پست بانک)‏‎

ايلام: علي قنبري (نماينده فعلي مجلس)، علي عسگر احمدي ريسس سابق آموزش وپرورش و معرف بسطامي‎ ‎‎

بوشهر: اسماعيل تبادار (استاندار سابق بوشهر) قائد زاده (فرماندار سابق بوشهر)‏‎

بروجن: ميرزا کوچکي (نماينده دوره ششم)‏‎

اردل و فارسان: علي قنبري (نماينده سابق مجلس)‏‎

مشهد و کلات: حسن رسولي (استاندار سابق خراسان رضوي)، حسين آفريده (نماينده فعلي شيروان، کانديداي ‏اصلاح طلبان)، مهندس اميني (استاندار سابق‎ ‎سيستان و بلوچستان)، علي ظفرزاده (نماينده سابق مجلس)غلام ‏حسين تکفلي (نماينده دوره ششم) علي صالح آبادي (حزب همبستگي) محمد صادق جوادي حصاري (روزنامه ‏نگار) علي فريدوني‏‎

اهواز: دکتر حيات ممبيني (رييس سابق دانشگاه علوم پزشکي اهواز) حميد زنگنه (نماينده فعلي مجلس) عبدالله ‏طرفاوي (معاون سابق وزارت دفاع) آقا غلامرضا‎ ‎شريعتي معاون سابق استانداري خوزستان، دکتر حسين ‏زاده مدير کل سابق‎ ‎اجتماعي استانداري خوزستان و عمويي‎

بهبهان: ولي الله شجاع پوريان (نماينده فعلي مجلس)‏‎

سمنان: محمد علي غريب شايان (عضو مستعفي شوراي شهر سمنان) سيد طاهر‏‎ ‎طاهري (نماينده ادوارگذشته ‏مجلس از سمنان) مصطفي کواکبيان (حزب‎ ‎مردمسالاري)‏‎

بابل: مهندس نريمان (نماينده مجلس ششم)‏‎

رشت: صادقزاده احمد رمضانپور (نماينده دوره ششم مجلس، مشارکت) روشنک سياسي حاجي پور (معاون ‏سابق فرماندار رشت)‏‎

زنجان: احمدحکيمي پور، نصرالله نصيري استاد دانشگاه زنجان‎

ساري: علي اضغر يوسف نژاد نماينده دوره پنجم‎

سبزوار: مرتضي خيرآبادي (نماينده مجلس ششم)‏‎

سنندج: توفيقي و جلال جلالي زاده‏‎ ‎

مهاباد: سيد معروف صمدي‎

شيراز: دكتر سپهر رييس شاخه سازمان مجاهدين فارس، قاسم مرادي رييس مشاركت‎ ‎فارس.معافيان (رئيس ‏سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي استان) دکتر قادري (شهردار سابق شيراز، حاميان دولت)، عظيمي ‏‏(نماينده شيراز درمجلس ششم وعضو‎ ‎شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب)‏‎

دکترکريم زارع (معاون دانشگاه آزاد اسلامي) مهندس حجازي، ‏‎

قزوين: قدرت الله عليخاني (نماينده فعلي مجلس از بويين زهرا و آوج).محمد‎ ‎عليخاني (نماينده فعلي مجلس از ‏قزوين يا احتمالا از تهران) دکتر بهشتي‏‎ ‎سرشت (رئيس جبهه مشارکت قزوين).محمد فاضل الموتي (رئيس ‏سابق آموزش و‎ ‎پرورش).سيد ناصر قوامي (نماينده دوره ششم مجلس)‏‎

تاکستان: امير طاهرخاني (کانديداي اصلاح طلبان)از «تاکستان»‏‎

قم: محمدعلي سبحاني (سفير پيشين ايران در لبنان)‏‎

کرمان: محمد علي کريمي (استاندار سابق کرمان).سيد حسن خوشرو (نماينده‎ ‎دوره ششم مجلس).دکتر ناهيد ‏افتخار (عضو سابق شوراي شهر).دکتر فدايي (معاون‎ ‎عمراني استانداري)‏‎

گچساران: غلامرضا تاجگردون (معاون سابق سازمان مديريت و برنامه ريزي‎

گرگان: علي اصغر احمدي (دبيرکل حزب همبستگي)‏‎

گرمي: ناصرنصيري (عضو فراکسيون اقليت)‏‎

مشهد: حسين کاشفي (معاون دبيرکل حزب مشارکت)، سيدحسن رسولي (مديرعامل‎ ‎بنياد باران)، علي ‏ظفرزاده (دبيرکل جمعيت توليدگرايان)، عجم، صالح‎ ‎آبادي (مديرمسئول روزنامه همبستگي)، حسن رنجبر، ‏حسين آفريده، تحققي عضو‏‎ ‎شوراي مرکزي سازمان مجاهدين انقلاب‎.

زاهدان: علي غلامي، پرويز بهادر زهي، طباطبايي (رياست دانشگاه علوم پزشکي زاهدان،)‏‎

باقر کرد (نماينده دوره ششم مجلس)‏‎

سواد كوه و قائم شهر: جواد حق نظر عضو انجمن اسلامي معلمان و جبهه مشاركت‎

شهركرد: نصرالله ترابي معاون سياسي امنيتي استانداري چهار محال بختياري‎

بروجن: ميرزا كوچكي نماينده سابق مجلس، ‏‎

كوهدشت: صدور‎

زابل: حجازي نيا‏‎

سراوان: محمد رفيعي ده باري‎

قروه: دره وزني و قادر مرزي‎

سقز وبانه حسين فيروزي و احمد عزيزي‎

دهل ران: مهران عباس رشنوادي و رضا افسرده‎

سنندج: جلالي زاده و توفيقي و آريتكاس اقبال‎ ‎

مهاباد: سيد معروف صمدي‎

خرم آباد: شجاع دريک وند (فرماندار سابق خرم آباد) ناصر غلامرضايي (عضو‎ ‎مستعفي شوراي سوم ‏شهر).نصرت الله جهاني چگيني (عضو شوراي شهر اول و دوم‎ ‎خرم آباد)‏‎

همدان: زبردست (استاندار قبلي همدان) شريف زادگان (وزيررفاه در دولت خاتمي)‏‎

ملاير: بيژن شهبازخاني (نماينده فعلي مجلس)‏‎

يزد: حجه الاسلام سيد محمد رضوي (نماينده دوره ششم يزد) مهندس کلانتري (استاندار پيشين)‏‎

اردکان: محمد رضا تابش (نماينده فعلي مجلس) از «اردکان»‏‎

لاهيجان: ايرج نديمي (نماينده فعلي مجلس)‏‎

بندر انزلي: هادي حق شناس (نماينده فعلي مجلس)‏‎

بابل: محسن نريمان (نماينده دوره ششم مجلس)‏‎

بهشهر و نکا: علي اصغر رحماني خليلي‎

نوشهر و چالوس: انوشيروان محسني بند پي‎

قائمشهر: ولي رعيت‎

دهلران و دره شهر: آقاي حسين کلانتري (فرماندار سابق دهلران)، عباس‎ ‎رشنوادي (مدير کل سابق تعاون ‏عضو حزب مشارکت)، دکتر احسان زاده (رئيس‎ ‎سابق شبکه بهداشت دره شهر)، صادق درکوند (بخشدار ‏سابق از دره شهر)، محمد رضا جاور (از فرمانده هاي سابق سپاه عضو حزب اعتماد ملي)، عيسي‎ ‎باقري ‏‏(رئيس سابق آموزش و پرورش آبدانان)، رضا افسر زاده‎

گرگان: علي اصغر احمدي (دبيرکل حزب همبستگي)، دکتر سبطي (عضو دفتر سياسي‎ ‎جبهه مشارکت)، دکتر ‏صالحي (رئيس دانشگاه علوم پزشکي گلستان و همدان و‏‎ ‎عضو جبهه مشارکت)، خانم پهلوان (مشاور سابق ‏استاندار و عضو جبهه مشارکت)، آقاي رفعتي (فرماندار سابق گرگان، عضو هئيت داوري جبهه مشارکت)، ‏مهندس نيرومند (مدير مسئول هفته نامه محلي ستاره گلستان و عضو جبهه‏‎ ‎مشارکت و ريئس دفتر دائمي ‏انتخابات جبهه مشارکت در استان گلستان)‏‎

قم: مهندس جواد کرخي (فرماندار دولت اصلاحات و رئيس جبهه مشارکت استان‎ ‎قم)، دکتر سيد رضا دش ‏کرمي (رئيس دانشگاه علوم پزشکي قم در دولت‏‎ ‎اصلاحات و رئيس شاخه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي)، ‏فتح الله حقيقي (معاون سابق سياسي استانداري قم در دولت خاتمي)، احمد گايني (رئيس جهاد‎ ‎کشاورزي استان ‏قم در دولت خاتمي)، ‏‎

اروميه: محمد صادق محسن پور (فرمانده اروميه در دولت خاتمي و رئيس ستاد‎ ‎ائتلاف اصلاح طلبان ‏آذربايجان غربي)، دکتر فريبا بشيري (پزشک اصلاح طلب‎ ‎و عضو جبهه مشارکت)، گودرز صادقي (رئيس ‏سابق دانشگاه اروميه)، ملازاده، مهدي خلقخاني (کارشناس وزارت کشور) و کريم فتاح پور (نماينده‎ ‎مجلس ‏ششم)‏‎

تبريز: دکتر بهشتي (دکتر اقتصاد و استاد دانشگاه و عضو سابق شوراي شهر)، دکتر رضايت پرويزي (عضو ‏انجمن اسلامي جامعه پزشکي و فوق تخصص جراحي قلب)، مهندس علي اکبر زاده (نماينده اصلاحات طلب ‏دوره ششم)، دکتر لواساني (عضو سابق شوراي شهر)، هادي غفاري، اسد محمودي (از فعالان سياسي‎ ‎اصلاح ‏طلب)، مجيد جابري (فعال ملي مذهبي)، دکتر ميرزا کوچکي (عضو‎ ‎انجمن اسلامي جامعه پزشکي)، دکتر ‏اسلامي (رئيس حزب اعتماد ملي‎ ‎آذربايجان شرقي)، فريده حقيقي (فعال اصلاح طلب)، خام سوينا انديش (فعال ‏اصلاح طلب)، اکبر اعلمي (نماينده ششم و هفتم مجلس شوراي اسلامي)، مهندس کهنمايي (فعال سياسي ‏اصلاح طلب)، دکتر مسعود پزشکيان (وزير‎ ‎بهداشت دولت خاتمي)، مير ابولفضل ثابتي (فرماندار و مدير کل ‏امور‎ ‎اجتماعي در دولت خاتمي)، مهندس صفر شاسفند (عضو شوراي مرکزي جبهه‏‎ ‎مشارکت آذربايجان ‏شرقي و معاون مجتمع پتروشيمي تبريز)، رضا عبادي (فرماندار تبريز در دولت خاتمي)، انتظار قرا ملکي ‏‏(عضو سابق شوراي شهر‏‎ ‎تبريز)، ‏‎

خبرگان: آيت الله سيد محسن موسوي تبريزي (نماينده سابق اصلاح طلب در مجلس خبرگان رهبري)‏

بلایای طبیعی و معجزات دولت نهم

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

po_nabavi_01.jpg

سخنگوی دولت گفت: « برخی فکر می کنند باید بخاطر حوادث طبیعی هم به دولت تذکر داد.»‏

توضیح: بلایای طبیعی بلایایی هستند که بطور طبیعی نازل می شوند، مانند سیل، زلزله، توفان و ‏احمدی نژاد. این بلایا توسط طبیعت و کره زمین و آسمان و دست اندرکاران مربوطه حادث می ‏شود.‏

کارشناسان، اخیرا تعداد زیادی از بلایایی را که تا چند ماه قبل طبیعی نبودند، اما پس از ظهور و ‏حضور دولت نهم طبیعی شدند، برشمردند:‏

بسته شدن راه: یکی از طبیعی ترین بلاهایی که در طول تاریخ باعث نازل شدن بلا سر مردم می ‏شود، راهبندان است که بطور طبیعی هر وقت برف بیاید، جاده های کشور طبیعتا بسته می شوند ‏و طبیعی است که تعداد زیادی در این حادثه کاملا طبیعی کشته می شوند و تا به حال سابقه نداشته ‏است که در کشوری راه های کوهستانی به دلیل بارش بطور طبیعی برف بسته شود و کسی بتواند ‏آن را باز کند. ‏

کمبود نان: یکی از مهم ترین بلاهای طبیعی که بشر از ابتدای خلقت به آن دچار شده است، مشکل ‏کمبود نان است. و طبیعی است که وقتی بلای آسمانی نازل شده و برف می آید، بارش برف به ‏عنوان یک بلای آسمانی که طبیعتا در همه کشورها صدها کشته می دهد، طبیعتا باعث می شود ‏همه خیابانها بسته شود و طبیعتا نانوایی ها هم بسته می شوند، دولت هم فقیر است و اصلا نمی ‏تواند برای نان مردم کاری بکند، در نتیجه طبیعی است که هر وقت برف بیاید، بلای آسمانی ‏کمبود نان بوجود می آید و طبیعتا دولت هیچ تقصیری ندارد.‏

قطع شدن گاز: قطع شدن گاز نیز یکی از بلایای طبیعی است که سالهاست بطور طبیعی وجود ‏دارد و اصولا چون میهن بلاخیز و بلازده ایران گاز ندارد، همیشه ممکن است این بلا نازل شود ‏و بخصوص این که ما چون گاز نداریم طبیعتا ترکمنستان به دلیل عدم پرداخت بدهی، گاز را قطع ‏می کند و طبیعی است که دولت هم پولی برای پرداخت بدهی ندارد و مجبور است همین صد ‏میلیارد دلاری را که دارد برای سفر رئیس جمهور به سراسر جهان و ایران مصرف کند، در ‏نتیجه طبیعتا گاز قطع می شود. ‏

گازگرفتگی و خفقان ملی: یکی از بلایای طبیعی این است که گاهی اوقات به دلیل بلای آسمانی ‏تمام لوله کشی گاز و وسایل گاز سوز و کلیه وسایل گرمایی نفتی کشور بطور طبیعی مشکل پیدا ‏می کنند، این بلا هر سی سال یک بار نازل می شود، مثلا تا به حال هزاران نفر در روسیه و ‏سوریه و افغانستان به دلیل بارش برف، دچار خفگی ناشی از وسایل گرم کننده شده اند. وقتی برف ‏می بارد، طبیعتا کارخانه های تولید بخاری از حالت استاندارد خارج می شوند، لوله کشی هم ‏غیراستاندارد می شود و اصولا دولت نمی تواند در این مورد کاری بکند، چون گازگرفتگی یک ‏بلای آسمانی و طبیعی است.‏

نابودی چاههای نفت: یک بلای طبیعی مهم در سراسر تاریخ این است که وقتی برف می آید و هوا ‏سرد می شود، طبیعتا گاز هم قطع شده و چون ایران کشور نفت خیزی نیست، منابع نفتی هم نابود ‏می شود، نفت هم که طبیعتا وسیله گرم کردن روابط خارجی و گرم کردن روابط دولت و ملت و ‏گرم کردن تنور انتخابات است، فقط در فصل بهار و تابستان سر سفره مردم می تواند بیاید، به ‏همین دلیل طبیعی است و واضح است که مردم در این حالت دچار یک بلای طبیعی می شوند و ‏نفت نداریم. ‏

رحمت الهی یا بلای آسمانی: اصولا برف در روز اول که می بارد، رحمت الهی است، اما طبیعتا ‏برف باید بداند که نباید بیش از ده سانت ببارد، چون دولت ایران اصولا برای باریدن برف زیاد ‏آمادگی ندارد و به همین دلیل لازم و ضروری است که قبل از باریدن برف، خداوند متعال باید ‏هماهنگی های لازم را با سازمان آب کشور و وزارت راه و وزارت نفت و آموزش و پرورش و ‏غیره بکند. ‏

نتیجه گیری اخلاقی: دولت خدمتگزار مردم است، البته وقتی که هنوز برف نیامده است.‏
نتیجه گیری طبیعی: خداوند در دانشگاه کلمبیا به کمک دولت می آید، اما در برف اردبیل دخالت ‏نمی کند.‏
نتیجه گیری منطقی: یکی از معجزات دولت نهم این است که فقط وقتی هوا گرم است معجزه می ‏کند.‏
نتیجه گیری فلسفی: همین بلا پسری که رئیس دولت است خودش به اندازه همه بلایای آسمانی و ‏زمینی کفایت می کند.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بهای نفت در اوج، احمدی نژاد در قعر

نگاه تايمز بر آشفته بازار اقتصاد ايران - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

‏‏naft633.jpg

برانون مدوکس

حتی بهای 100 دلار برای هر بشکه نفت نيز نمی تواند محمود احمدی نژاد را در مقام رياست ‏جمهوری برای هميشه امن نگاه دارد. به نظر می رسد در اين عصر طلايی درآمد ها برای ايران، ‏سوء مديريت اقتصادی سرانجام او را به پايين خواهد کشید.‏
منتقدان او از همان زمان انتخابات سال 2005 پيش بينی می کردند غفلت خودسرانه اش از ‏اقتصاد کشور، او را به زمين خواهد زد. تا اينجای کار پيش بينی ها درست از آب در نيامد زيرا ‏بهای نفت خيلی بيشتر از تخمين های قبلی بوده و او به طور اتفاقی از منازعه هسته ای با غرب ‏سربلند بيرون آمده است.

انتخابات پيش روی مجلس در ماه مارس، بهترين برآورد از ميزان پشتيبانی ها از او خواهد بود و ‏نيز تعيين اينکه آيا روحانيون و ساير قدرت های موثر خواهان خروج او از صحنه هستند يا خير. ‏غرب هر جايگزين ديگری را از ديدگاه مناقشه هسته ای به او ترجيح می دهد و حتی اگر ايرانی ‏ها ايستادگی در اين مورد را از مصاديق غرور ملی خود بدانند، ممکن است حالا به نقطه انتخاب ‏فرد بهتری به جای او رسيده باشند.

وقتی احمدی نژاد به قدرت رسيد، قيمت هر بشکه نفت خام 60 دلار بود اما حالا دو سوم همين ‏قيمت به بهای نفت اضافه شده است. کمتر رييس جمهوری اينقدر خوش شانس بوده است. اما ‏همانطور که علی انصاری، استاد دانشگاه و کارشناس متخصص مسائل ايران در گزارشی برای ‏موسسه بين المللی مطالعات استراتژيک آورده ، اين يک نعمت خدادادی برای ايران است. اين ‏موضوع رهبران ايران را به خلاقيت و ملاحظات اقتصادی واداشته است. او می گويد: "يکی از ‏دلايلی که جمهوری اسلامی توانسته در برابر طوفان های سياسی مقاومت کند ... اين بوده که ‏مديريت اقتصادی محتاطانه و محافظه کارانه داشته است. نهايت دقت در پيش بينی بهای نفت به ‏کار رفته است."

احمدی نژاد با اعتقاد خاص به اينکه مورد پشتيبانی خدا است، خود را در جايگاه استفاده از اين ‏سابقه عقلانيت نديد. او در دو سال اول رياست جمهوری اش 120 ميليارد دلار درآمد نفتی داشته ‏که بيش از کل درآمد آيت الله اکبر رفسنجانی در طول 8 سال دوران رياست جمهوری اش بوده ‏است. با اينحال دولت او برداشت از صندوق ذخيره ارزی را که يادگار محمد خاتمی، رييس ‏جمهور پيشين ايران است لازم دانسته است. به نوشته کتاب جديدی از کسری ناجی به عنوان ‏‏"احمدی نژاد" و بر اساس اطلاعات بانک مرکزی ايران، احمدی نژاد در سال اول مبلغ ‏‎35/3‎‏ ‏ميليارد دلار و در سال بعد ‏‎43‎‏ ميليارد دلار از اين صندوق برداشت کرده است.

با اين همه به چالش کشيدن او درباره اينکه پول را کجا خرج کرده، کار آسانی نيست. زيرا اغلب ‏اين پول به سوی بنيادهای مذهبی و قراردادهايی که خود در آن نقش داشته سرازير شده است و ‏هرگز تحت کنترل وزيران يا نمايندگان مجلس قرار نگرفته است. نتيجه قابل پيش بينی چنين هزينه ‏هايی، افزايش نرخ تورم از 12 به 19 درصد بوده است. به خاطر تصميم ناگهانی او در افزايش ‏حداقل دست مزدها به اندازه تقريباً پنجاه درصد، تعداد زيادی بيکار شدند. نقطه اوج نمايش جايی ‏بود که به خاطر تصميم ناگهانی او در 27 ژوئن 2007 برای جيره بندی بنزين، وسايل نقليه ‏دروسط راه متوقف ماندند. برای چهارمين کشور بزرگ صادر کننده نفت، اين واقعاً تحقيرآميز ‏است. از سوی ديگر و در نزديکی زمان انتخابات مجلس ايران در ماه مارس، شواهدی از بروز ‏اختلافات ميان احمدی نژاد و آيت الله خامنه ای، رهبر عالی مذهبی ايران، ديده می شود. منتقدان ‏رييس جمهور که زمانی خاموش شده بودند، حالا اجازه پيدا کرده اند با بلندترين صدا انتقاد کنند. ‏آنها می گويند نرخ واقعی بيکاری نزديک 20 درصد است و نه 10 درصد.

احمدی نژاد معتقد است به خواست خدا رييس جمهور شده است؛ منتقدان هم معتقدند به خاطر ‏اقتصاد برکنار خواهد شد. هرچند هنوز اين پيش بينی جامه عمل نپوشيده، اما دلايل خوبی برای ‏تحقق آن وجود دارد. ‏

منبع: تايمز آنلاين – 15 ژانويه ‏

 


 

اخبار آنفلوآنزاي مرغي را هم ننويسيد

دستور شوراي عالي امنيت ملي؛ - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

anfolanzayemorghi.jpg

نادر ايراني

جرايد كشور از چاپ و انتشار هرنوع گزارش يا خبر درباره شيوع آنفلوآنزاي مرغي در ايران و تهران منع شدند. به گزارش ‏خبرنگار روز، منابع مطلع درنهاد رياست جمهوري اعلام كردند كه علت سانسور خبري گسترده، بحران ناشي از سرما دركشور و ‏دشواري هاي مربوط به آن است.‏

اين گزارش مي افزايد: وزارت بهداشت موظف شده تمهيدات لازم را دراين باره بينديشد ولي كمبود بودجه يكي از موانع به ‏كارگيري تدابير لازم مطرح شده است. اين گزارش تاكيدمي كند كه برخي بيمارستان ها براي پذيرش بيماران مبتلا به آنفلوآنزاي ‏مرغي، در تهران و ديگر مراكز استان ها به حالت نيمه آماده باش درآمده اند. ‏

گزارش هاي پراكنده نيز حاكي ازآن است كه برخي شهروندان در شرق تهران مشاهده كرده اند كه كارگران شهرداري با فرغون، ‏مرغ هاي سربريده اي را براي سوزاندن حمل مي كرده اند. ‏

آنفلوآنزاى پرندگان يا همان ويروس 1‏N5H، نوعى بيمارى خاص پرندگان است كه قابليت انتقال به انسان را نيز دارد. اين بيمارى ‏با توجه فراگير شدن در كشورهاى ديگر و نزديكى فصل مهاجرت پرندگان آن كشورها به ايران جدى به نظر مي‌رسد.‏

يك كارشناس محيط‌ زيست، با تاييد بر وجود مرگ‌ومير پرندگان، ناشي از آنفلوآنزاى مرغي، تاكيد كرد كه «براساس بخشنامه ‏جديدي كه صادر شده حق نداريم در اين باره كوچكترين اطلاعاتي به خبرنگاران وبه طوركلي رسانه ها بدهيم». وي افزود : "در ‏همين بي خبري مردم، سال گذشته تعداد زيادى قو در حاشيه‌هاى تالاب انزلى مردند و 600 هزار پرندهء مشكوك به علت ابتلاء ‏به آنفلوآنزاى مرغى در تهران معدوم شدند". ‏

‎‎سابقه رسانه اي آنفلوآنزاي مرغي درايران‎‎

روزنامه سرمايه در 8 آذر 1386 اعلام كرد كه« پرندگان بسيارى به خاطر ابتلا به آنفلوآنزاى مرغى معدوم مي‌شوند، ابتلاى ‏انسانى هم در كشور ديده شده اما به دليل مصلحت‌سنجي، اطلاع‌رسانى شفاف نمي‌شود».‏

سرمايه درادامه افزود:" يك دامپزشك كه نخواست نامش فاش شود با بيان اين مطلب، فرا رسيدن زمان مهاجرت پرندگان را ‏هشدارى دوباره مي‌‌داند: اواخر آذرماه مهاجرت پرندگان از سرزمين‌هاى شمالى به ايران آغاز مي‌شود در حالى كه اطلاع‌رسانى ‏شفافى از جدى بودن اين بيمارى و نيز آموزش‌هاى پيشگيرى از آن ارايه نمي‌شود".‏

ايرنا خبرگزاري رسمي كشور هم درنيمه دوم آذر 1386 در بخش خبرهاي محرمانه‎ ‎خود ضمن اعلام خبر تعطيلي سه مرغداري ‏در مشكين دشت كرج و معدوم شدن مرغ هاي آن ها، تصريح كرده بود كه « طبق آمارهاي موجود، طي يك ماه گذشته تاكنون مرغ ‏هاي 11 واحد‏‎ ‎مرغداري در شهرستانهاي كرج، شهريار و ساوجبلاغ معدوم شده است.‏‎ ‎‏»‏‎ ‎اين خبرها حاكي از آن بود كه آنفلوآنزاي ‏مرغي به تهران نزديك شده است.‏
‏ روزنامه اعتماد ملي هم در‎ ‎شماره يكشنبه 25 آذر ماه خود در دومين عنوان خبري صفحه نخست اين روزنامه از‏‎ ‎معدوم شدن ‏ميليون ها مرغ و تخم مرغ خبر داده و نوشته بود: "حجم معدوم سازي ماكيان‎ ‎آن قدر زياد است كه بخش طيور سازمان دامپزشكي ‏امكان معدوم سازي همه مواردرا ندارد."‏
‏ روزنامه اعتماد نيز در صفحه 4 به تاريخ 3 دي ماه 1386 ‏‎ ‎تحت عنوان " آنفلوآنزاي مرغي جدي شد" همانند گزارش "اعتماد ‏ملي" ازدولت به علت پنهان كردن اين موضوع گله كرد‎.‎به نوشته اين‎ ‎روزنامه، «مرغداري هاي اطراف تهران و شهرستان هاي ‏ديگر يكي پس از ديگري تعطيل مي‎ ‎شوند. هرچند تازمان انتشار مطلب هيچ نظر رسمي از سوي مسوولان مبني بر وجود ‏آنفلوآنزاي پرندگان‎ ‎در ايران اعلام نشد، اما كاركنان وزارت بهداشت اقدام به از بين بردن مرغ ها در‏‎ ‎مرغداري ها بدون بيان هيچ ‏دليل خاصي كرده اند‏‎.‎‏»‏‎ ‎

‎‎هشدار سازمان بهداشت جهاني براي مقابله با آنفلوآنزاي مرغي‎‎

بي‌بي‌سي چندي پيش گزارش داد كه سازمان بهداشت جهاني طي هشداري اعلام كرده است كه خطر ويروس آنفلوانزاي مرغي ‏همچنان به قوت خود باقي است و كشورهاي جهان بايد خود را براي شيوع احتمالي اين بيماري از انسان به انسان آماده كنند. ‏دانشمندان ضمن هشدار درباره ضرورت آمادگي كشورها براي مبارزه با خطر بالقوه شيوع اين بيماري، از كشورهاي ثروتمند ‏خواسته بودند تا با همكاري كشورهاي آلوده به ويروس، درصدد يافتن راههاي جلوگيري از شيوع بيماري باشند. بر اساس گزارش ‏سازمان بهداشت جهاني در پي شيوع ويروس آنفلوانزاي مرغي در آسيا از سال 2003 ميلادي تاكنون 55 نفر جان خود را از دست ‏داده و علاوه بر ميليونها قطعه طيور تلف شده در مزارع مختلف آسيا، 6000 پرنده مهاجر نيز ماه گذشته بر اثر اين بيماري از بين ‏رفته‌اند. ‏
سازمان بهداشت جهاني همچنين اعلام كرده بود:" اگر كشورهاي ثروتمند جهان به كشورهاي گرفتار بيماري آنفلوانزاي مرغي ياري ‏نرسانند، در صورت شيوع جهاني، اين بيماري مي‌تواند بسيار خطرناك‌تر از بيماري «سارس» باشد كه دو سال پيش جنوب آسيا را ‏دربر گرفت". ‏
طبق هشدار اين سازمان علاوه بر خطرات مهلك گسترش جهاني اين بيماري، شرايط اقتصادي كشورهاي آلوده به ويروس نيز تحت ‏تأثير قرار خواهد گرفت. متخصصان بر اين باورند كه رعايت اصول بهداشتي و نظافت در محل كاربه ويژه محل كار كارگران ‏درمرغداري ها و كساني كه درمنازل خود به نحوي به نگهداري پرندگان مبادرت مي كنند، افراد مي‌توانند خطر عبور ويروس‌هاي ‏حيواني از سد بين گونه‌اي را تا حد چشمگيري كاهش دهند.‏
با اين وجود اطلاع رساني در مورد اين موضوع در ايران ممنوع شده و به همين علت سازمان هاي مربوطه گزارش هاي خود را ‏از مردم پنهان مي کنند.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

کشتي بدون قطب نما

سيد مصطفي تاج زاده - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

tajzadeh.jpg

روزي که آقاي باهنر نايب رئيس مجلس هفتم اعلام کرد "اگر اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري ‏پيروز شوند، بايد پاسخگوي مطالبات مردم باشند و ديگر هيچ بهانه يي براي ناکارآمدي آنان وجود نداشته و ‏نمي توان ناکارآمدي را به گردن ديگران انداخت" [ايلنا، 9/12/83] هرگز تصور نمي کرد اصولگرايان ‏مديريت همه قوا و نهادهاي حکومتي، اعم از انتصابي و انتخابي را در دست بگيرند و از حمايت همه دستگاه ‏هاي تبليغاتي به ويژه صدا و سيما بهره مند شوند و قيمت نفت نيز به طور بي سابقه يي افزايش يابد و به 100 ‏دلار در هر بشکه برسد. با وجود اين:‏

اولاً، وضعيت معيشتي مردم بهبود نخواهد يافت و پروژه هاي بزرگ و ملي توسط دولت نهم راه اندازي ‏نخواهد شد و طبق دو نظرسنجي در آذرماه سال جاري اکثريت قاطع شهروندا [79 تا 90 درصد] اوضاع ‏اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي ميهن را در زمان اصلاحات به مراتب بهتر از دوره کنوني ارزيابي خواهند ‏کرد. ‏

ثانياً، موج نارضايتي از دولت و مجلس چنان افزايش خواهد يافت که حتي مراجع تقليد [حضرات آقايان ‏منتظري، موسوي اردبيلي، صانعي، مکارم شيرازي و... ]علناً درباره گراني و تورم روزافزون و فشار ‏طاقت فرساي آن به طبقات محروم و حقوق بگيران ثابت به آنها هشدار داده، بعضاً از مسوولان خواهند ‏خواست از مقامات نظام ترکيه ياد بگيرند که چگونه ظرف چند سال تورم کشور خود را از هفتاد درصد به ‏هفت درصد رسانده اند. ‏

ثالثاً، دامنه انتقادها به مقامات دولتي خواهد رسيد و رئيس کل بانک مرکزي علناً هشدارخواهد داد که با ‏سياست هاي دو سال اخير نمي توان نقدينگي و تورم و گراني را مهار کرد و از سه قفله شدن در خزائن بانک ‏ها به روي وام گيران سخن خواهد گفت. به علاوه بسياري از اصولگراها اعتراف خواهند کرد که دولت آقاي ‏احمدي نژاد تئوري و برنامه اقتصادي ندارد و در اين عرصه فاقد هماهنگي و فرماندهي واحد است.‏

رابعاً، دولت نهم و مجلس هفتم پاسخگوي چگونگي مصارف درآمد بي سابقه نفتي کشور [ 150 ميليارد دلار ‏در 30 ماه] نخواهند بود.‏

ظاهراً در مخيله آقاي باهنر نمي گنجيد که سي ماه پس از ادعاي فوق، آقاي احمد توکلي از رهبران اصولگرا ‏اعتراف خواهد کرد که "دولت نهم چند تصميم اشتباه گرفته است، از جمله هزينه کردن سريع درآمدهاي نفتي ‏و ابتلاي ايران به بيماري هلندي و آثار ناهنجار آن در رشد شديد واردات و بيدار کردن غول تورم، همچنين ‏دستکاري ناشيانه تعرفه ها... متاسفانه بايد بگويم با وجود تلاش صادقانه يي که دولت نهم در عرصه اقتصادي ‏داشته، اما به دليل نداشتن تئوري و برنامه و مسوول مشخص اقتصادي در اين دولت، نمي توانم به آن نمره ‏خوبي بدهم... وقتي دولتي تئوري و برنامه روشن در عرصه اقتصاد نداشته باشد، سياستگذاري اقتصادي ‏توسط آن مانند حرکت دادن يک کشتي بدون قطب نماست. متاسفانه در فقدان تئوري و برنامه روشن و فقدان ‏فرماندهي واحد، مسوول و پاسخگو براي اقتصاد در دولت، شاهد تداوم نگاه ها و رويکردهاي جريده يي ‏ژورناليستي، در سياستگذاري تجاري و صنعتي و توليدي هستيم.... متاسفانه در کشور ما خيلي ها به ويژه ‏مهندس ها نمي دانند و نمي خواهند قبول کنند که اقتصاد يک علم با متدولوژي و روش هاي علمي است... اگر ‏مي خواهيد بدانيد اقتصادخوانده هاي ما از برخي اظهار نظرها يا سياستگذاري هاي مهندسان چقدر حرص مي ‏خورند، حالت يک پزشک را در نظر بگيريد که در جامعه يي زندگي مي کند که در آن مهندس ها درباره ‏بيماري هاي واگير عمومي نسخه تجويز مي کنند و داروهاي نابجا و متناقض به خورد مردم مي دهند."[اعتماد ‏ملي]‏

منبع: روزنامه اعتماد‏

مجازات کثيف سنگسار را متوقف کنيد

عفو بين الملل: - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

sangsar633.jpg

‏شيرين کريمي

سازمان عفو بين الملل در گزارشي جديد که ديروز منتشر شد، ضمن اعتراض شديد به مجازات سنگسار در ‏ايران، آن را "مجازاتي کثيف و غير قابل قبول" خواند و از مسئولين جمهوري اسلامي خواست که اين مجازات را ‏متوقف کنند‎.‎‏ ‏

در گزارش عفو بين الملل با تاکيد بر اينکه "مجازات مرگ تحت هر شرايطي مردود است" آمده: "ما از اقداماتي ‏که اخيرا در جهت اصلاح صورت گرفته و گزارش هاي حاکي از اينکه مجلس در حال گفت و گو در باره اصلاح ‏قانون مجازات است، تا دست کم برخي از احکام سنگسار در مواردي که مصلحت ايجاب مي کند به حال تعليق ‏درآيد، استقبال مي کنيم."‏

در اين گزارش همچنين از مسئولين جمهوري اسلامي خواسته شده تا ضمن رعايت موارد بيان شده و در راستاي ‏اصلاح قوانين مجازات اسلامي "براي اطمينان از اينکه قانون مجازات جديد نه اجازه سنگسار براي اعدام را بدهد ‏و نه شيوه هاي ديگر اعدام را براي زنا مجاز بداند" تلاش خود را به کار بگيرند.‏

در بخش ديگري از اين گزارش با اشاره به موارد اخير سنگسار و يا حکم سنگسار در ايران آمده است: "مکرمه ‏ابراهيمي به اتهام ابراهيمي «زنا» با جعفر کياني محکوم به سنگسار شده است. جمهوري اسلامي پيوند زناشويي ‏اين زوج را، که از آنان دو فرزند نيز باقي است، از لحاظ شرعي صحيح ندانسته و هر دو را به سنگسار محکوم ‏کرده است‎.‎‏ علاوه بر خانم ابراهيمي دست کم هشت زن و دو مرد ديگر نيز در انتظار اجراي حکم سنگسار به سر ‏مي برند‏‎.‎‏ در حالي که مجازات سنگسار از شش سال پيش به حال تعليق درآمده بود، در پنجم ژوييه ۲۰۰۷ [۱۴ ‏تير ۱۳۸۶] جعفر کياني در روستاي آقچه کند تاکستان سنگسار شد. همچنين در ماه مه ۲۰۰۶ نيز يک زن و يک ‏مرد در شهر مشهد سنگسار شده اند"‏‎.‎

به دنبال انتشار گزارش عفو بين الملل، دولت آلمان نيز نسبت به اجراي مجازات سنگسار در جمهوري اسلامي ‏موضع تندي گرفت. مارتين يگر، سخنگوي وزارت خارجه آلمان، در همين ارتباط اعلام کرد که "کشورش ضمن ‏محکوم کردن مجازات هاي ظالمانه در ايران، انزجار خود را از اجراي اعدام در ملأ عام و سنگسار اعلام مي ‏کند‎.‎‏"‏

عفو بين الملل در گزارش جديد خود "تلاش هاي شجاعانه فعالان حقوق بشر و مخالفان محلي سنگسار" در ايران ‏را مورد ستايش قرار داده است.‏

سنگسار به عنوان يکي از مجازات هاي اسلامي و با تکيه بر مباني فقهي در ماده ۱۰۴ قانون مجازات جمهوري ‏اسلامي گنجانده شده است . در اين ماده قانوني به صراحت آمده که: "سنگ ها بايد به اندازه اي بزرگ باشند که ‏باعث درد شوند، ولي نه آن قدر بزرگ که قرباني را فورا بکشند".‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نگاهی به کتاب خاطرات بزرگ علوی
سقوط استبداد را
در اوج اقتدار مستبدان
چند بار ديده بود

دراستبداد رضاشاهی رجال سرشناس به بهانه های گوناگون از کار رانده می شدند. به تبعيد می رفتند، در زندان خفه می شدند، خودکشی می کردند يا از ايران می گريختند. دمکراسی جريانی است که ممکن است سالها، دهه ها و بلکه بيشتر طول بکشد. تردستی زمامداران و آمادگی مردم را لازم دارد. کار هر بز نيست خرمن کوفتن. مرد کهن می خواهد که از عهده هرج و مرج در مسير استقرار دمکراسی برآيد. تجربه می خواهد و پيگيری و ايمان به حقانيت و درستی اصل حکومت مردم بر مردم. رجال ايران همواره راه سهل تر را بر گزيده اند و خيال کرده اند استبداد آسان تر آنها را به هدف می رساند. دمکراسی هميشه با هرج و مرج آغاز می شود. دو بار در تاريخ صد ساله اخير ايران اين مرحله پيش آمد اما فريفتگان جاه و مقام دنبال قدرت جوئی رفتند و مملکت را درجهت سقوط هول دادند.

 

"بزرگ علوی" از جمله چند انگشت شماری بود که آنها را می توان بنيانگذاران داستان نويسی نوين درايران ناميد. دوست گرمابه و گلستان صادق هدايت و از شمار گروه 53 نفری بود که پس از فرمان 1310 رضاشاه برای برقراری اختناق مطلق در کشور، تا سقوط رضاشاه در زندان بودند. هم سقوط رضاشاه را ديد و هم سقوط پسرش را. جمال زاده در گوشه ای از سوئيس و در انتظار پايان ديکتاتوری سلطنتی در تب بازگشت به ايران سوخت، هدايت را پيش از آن که "گاز" خفه کند، شکست آرزوهای بلند و سلطه مجدد استبداد سلطنتی بر ايران خفه کرد و بزرگ علوی را اشتياق بازگشت به ايران و يقين به اين بازگشت عمری طولانی داد. او مهاجر آلمان دمکراتيک بود. می گويند بيش از هرکسی حق اظهار نظر در باره صادق هدايت و آثار او به علوی می رسيد. رويدادهای ايران را در تمام طول مهاجرت دراز مدت خود دنبال کرد. چه ادبی و چه سياسی. حتی برای آنکه روی موج ايران باشد، از رفتن به سفارتخانه های شاهنشاهی و يا ديدار با روشنفکران و گاه سياستمداران نزديک به دربار شاهنشاهی نيز پروا نکرد. همين مسئله تبديل به ريشه اصلی اختلافات او با رهبران وقت حزب توده ايران شد که بشدت با اين ارتباط ها مخالف بودند و از سوی ديگر بزرگ علوی نام و سابقه ای داشت که نمی توانستند به اين آسانی از حزب کنارش بگذارند. او از بنيانگذاران حزب توده و پيش از آن، از همراهان دکتر تقی ارانی و عضو گروه 53 نفر بود.
اين که دراختلافات سياسی ميان او با رهبران حزب توده ايران چه گذشت و حق با او بود يا آن رهبران، نه انگيزه ما برای نگاهی به خاطرات اوست و نه قضاوت در اين ميانه کار ما.
کتاب خاطرات 480 صفحه ای او در ايران توسط موسسه "نگاه" منتشر شده است. با نام "گذشت زمانه". کتاب نظم وترتيب درستی ندارد. بخش هائی از خاطرات علوی در آن تکرار می شود. ويراستاری آن- بويژه در 200 صفحه آخر آن - پر از غلط و اشتباه است. تاريخ بسياری از نقل قول ها و روز نوشت ها معلوم نيست. شلختگی در ويراستاری از سراپای آن می بارد، حتی فارسی آن در بخش هائی از کتاب. به همين دليل بعيد است خود علوی کتاب را قبل از انتشار يکبار خوانده باشد. اساسا هم بايد همينطور باشد زيرا کتاب پس از درگذشت علوی در تهران – 1385- منتشر شده است.
آن خيز بلند و شيوای صفحه نخست خاطرات، در طول کتاب- بويژه در 200 صفحه پايانی آن و غرق شدن در ماجراهای کنفدراسيون و چريک بازی در تهران- به چشم نمی خورد. اين چند خط از مقدمه را بخوانيد:
« محتوی اين نوشته ها شرح زندگی من نيست. در روزگار من حوادث مهمی رخ داده است:
انقلاب مشروطه، دوران کوتاه آزادی، انقلاب اکتبر، نخستين جنگ جهانی، کودتای سوم اسفند، انقراض قاجاريه، استقرار رضا شاه، برقراری رژيم فاشيستی در آلمان، تمديد امتياز شرکت نفت، جنگ دوم جهانی، ورود قوای شوروی و متفقين به ايران و تسلط نيروهای بيگانه در امور داخلی ايران، تشکيل حزب توده، نفوذ روز افزون ايالات متحده امريکا در خاورميانه، دوران حکومت مصدق و ملی شدن نفت، استبداد روز افزون محمد رضا شاه، جنگ سرد و تضاد شوروی و امريکا و تاثير آن درتمام جهان، انقلاب ايران، تشکيل دولت جمهوری اسلامی و جنگ ايران وعراق.
دراين هشتاد سال زندگی، از اين دگرگونی ها سود برده و زيان ديده ام....»
متاسفانه آن انتظاری که از اين مقدمه می رود، در طول 480 صفحه خاطرات علوی اثری نيست و يا اگر اشاراتی هست بسيار گذراست؛ و صد حيف. ايکاش حداقل در حد احمد کسروی گزارش گونه ای از اين 80 سال نوشته بود. که اگر با تسلطی که به ساده نويسی داشت چنين کرده بود، يادگاری بزرگ از خود باقی گذاشته بود.
ما اين کتاب را چندين و چندبار خوانده و نکاتی را از آن برای انتشار بيرون کشيده ايم. بويژه آنچه بزرگ علوی در باره صادق هدايت و تقی ارانی می نويسد و يا آن بخش "روز نوشت" تاريخی حوادث که متاسفانه کم عمق و پراکنده است، گرچه سمت و سوی آن، يقين به وقوع انقلاب درايران و سرنگونی شاه است.
بخش هائی از آنچه که از کتاب خاطرات بزرگ علوی برگرفته ايم دراين شماره می خوانيد و بخش های ديگری را در شماره های آينده پيک هفته.


 


 

آنچه را ديدم و بر من گذشت!

 

پدر بزرگم وکيل دوره اول مجلس شورای ملی بود. مانند وکلائی از قبيل تقی زاده و احتشام السلطنه و تحت تاثير سيد جمال الدين واعظ تصور می کرد که سبب عقب ماندن از قاقله تمدن اروپا و دليل شکست های ايران در جنگها با روسيه تزاری و با انگلستان بی بهرگی از علم است. دو فرزند خود را ابتدا به بيروت و به قصد تحصيل در مدرسه امريکائی و سپس آلمان و فرانسه گسيل داشت. سيد جمال واعظ هم پسرش را به اسم محمد علی جمالزاده همراه آنها به خارج فرستاد.

دو عموی من ابوالفتح فدائی علوی به لوزان در فرانسه و عمومی کوچکم حسين به مونستر در آلمان رفتند. حسين در مونستر در سر درس شيمی هنگامی که استاد مشغول آزمايش بود انفجاری رخ داد و 9 دانشجو از جمله او جابجا کشته شدند که تا چند سال پيش که سفری به مونستر رفتم هنوز قبرهای اين دانشجويان وجود داشت.

 

پدرم عضو حزب دمکرات بود. در جنگ جهانی اول هواخواه آلمان ها و عليه روس و انگليس بود. ستاد ارتش روس در ماه دسامبر 1915 خبر داد که ارتش روسيه تزاری در رباط کريم در خاک ايران با يک گروه ژاندارم ايرانی برخورد کرده و شکست فاحشی به آنها وارد آورده است. اين ژاندارم ها توسط افسران سوئدی تعليم يافته بودند و با آزاديخواهان ايران همکاری می کردند. پس از سقوط رباط کريم دمکرات ها مجبور شدند ايران را ترک کنند. از جمله پدر من. او ابتدا به ترکيه و اسلامبول مهاجرت کرد و سپس در برلن اقامت گزيد. جنگ نخستين که تمام شد و رژيم ديکتاتوری رضا شاه پايدار گرديد، پدرم به سال 1307 خود را در برلن زير قطار راه آهن انداخت و به زندگی خويش پايان داد.

 

زمانی که او در استامبول بود، من را همراه با 15 نفر ديکر روانه آلمان کرد. من با پسر احمد فرزين و نوه حاجی سياح وارد برلن شدم. بعدا پدرم من را به شهر مونستر فرستاد. پس از 3 ماه آنقدر زبان ياد گرفتم که توانستم به مدرسه آلمانی در شهر مونستر بروم و درس بخوانم. اما پس از خودکشی پدرم من مجبور شدم به ايران بازگردم.

 

تقی ارانی در شهريور 1281 در تهران بدنيا آمد. پدرش کارمند وزارت دارائی بود و مادرش زن فهميده و باصطلاح آن روز متجدد. زندگی متوسطی داشتند. تقی در 12 سالگی ابتدائی را تمام کرد و به مدرسه دارالفنون وارد شد و در 18 سالگی تصديق متوسطه را گرفت و در مدرسه پزشکی آن روز که سپس به دانشگاه پيوست تحصيل کرد. در سال 1301 به آلمان آمد و در همان سال بعنوان مستمع آزاد در دانشکده فلسفه شرکت کرد و دو سال بعد در همين دانشکده اسم نويسی کرد. در زمستان 1927- 1928  دکترای خود را در رشته فيزيک و شيمی گذراند. در همين دوران در دانشگاه آلمان درس می داد و رساله "شرح ما اشکال من مصادرات اقليدس" خيام را همراه دکتر "روزن" به چاپ رساند. سپس به ايران برگشت و ابتدا در موسسه صنعتی ارتش کار می کرد و در عين حال در مدارس متوسطه درس فيزيک می داد.

 

 

من- پس از بازگشت به ايران- در مدرسه صنعتی که رئيس آن دکتر "شترونگ" بود و چند معلم آلمانی داشت استخدام شدم و به دانش آموزان درس آلمانی می دادم. بيشتر وقتم را به مطالعه می گذراندم. اغلب در ساعت فراغت در کتابخانه مجلس بسر می بردم. آنجا دوستانی داشتم مانند نورالله خان همايون که روزی با هم همشاگردی بوديم. هرگز فراموش نمی کنم آن ساعتی را که نورالله خان در حياط مجلس شورای ملی دست مرا گرفت و به جای اينکه با هم به کتابخانه برويم به تالار مجلس برد. آن روز لايحه بانک زراعتی مطرح بود و من ديدم چگونه فرخی يزدی دليرانه به اين قانون تعرض کرد و آن را وسيله بهره کشی از زارعين دانشت و نماينگان سر وصدا راه انداختند و يکی از چاکران رضاخان با پس گردنی ناطق را از پشت تريبون پائين انداخت. وقتی نطق او را از پشت تريبون شنيدم يادم افتاد که ضيغم السلطنه حاکم يزد، دستور داده بود لب های او را با نخ و سوزن بدوزند و اين آدم درس نگرفته و بازهم در مجلس به زياده روی های شاه اعتراض می کرد. مکرر رباعی هايش را که هر روز در روزنامه اش به اسم "توفان" منتشر می شد برای دوستانش می خواند و گاهی يکی يا ديگری ايراد می گرفت و او تصحيح می کرد. ديگر او را نديدم. شنيدم در جشن ده ساله انقلاب کبير به شوروی دعوتش کردند. شهرت دادند که کمونيست است. در شعرهايش اغلب از آزادی و کارگر و انقلاب خونين دم می زد. در هر حال متعرض بود و ستيزه گر. سرانجام از ايران گريخت و به شوروی رسيد. قرار بود در محکمه برادرم "مرتضی علوی" در سال 1928 شهادت بدهد که در ايران آزادی نيست و می خواست آنچه بر سر او که وکيل مجلس شورای ملی است آمده شرح دهد. گفتند که با تيمورتاش سر و سری داشته و به توصيه او به ايران برگشته است. يک بار هم وقتی ما (53 نفر) در زندان بوديم او را در بند ديدم. روی سکوئی نشسته بود. خواستم با او خوش و بش کنم که اشاره کرد بروم و او را نديده بگيرم. آخرين دفعه او را در زندان قصر ديدم. گفتند که او را به جرم مالی دستگير کرده اند. او در دالان ديگری بود و من چند دقيقه ای فرصت کردم با او گفتگو کنم. يقين داشت که او را خواهند کشت. درمحکمه هم به قاضی بد گوئی کرده بود. در سال 1318 که گروه 53 نفر در زندان قصر اعتصاب غذا کردند، فرخی شعر معروف خود را گفت که اغلب زندانيان سياسی حتی بختياری ها و کردها و لرها آن را دهان به دهان نقل کردند و گاهی با صدای بلند برای پاسبانان و حتی پايوران می خواندند و اسباب دردسر برای نيرومند رئيس زندان فراهم می کردند.

 

صد مرد چون شير عهد و پيمان کردند

اعلام گرسنگی به زندان کردند

شيران گرسنه از پی حفظ مرام

با شور و شعف ترک سروجان کردند

 

در سال 1318 در زندان مرد. گفتند او را يکی از "آجدان ها" که تنومند و بلند قد بود خفه کرد.

آن روز در مجلس، نمی دانم چه تاثيری آن نطق و پرخاش فرخی در من کرد. رنگم پريد. داشتم قی می کردم که نورالله خان همايون مرا به اتاق خودش برد و آرامم کرد. هرچه بخواهند به او نسبت دهند، مرد دليری بود و باکی نداشت از اينکه گستاخ بماند و جان دهد.

همان روز به خانه می رفتم که در راه جلوی عمارت پستخانه با دکتر ارانی روبرو شدم و با شور و هيجان ديده های خود را برای او نقل کرد. آرام و با دقت حرف های مرا گوش داد و هنگام خداحافظی اشاره ای کرد که بدش نمی آيد گاهی مرا ملاقات کند. با هم قرار گذاشتيم از او در خانه ديدن کنم. با اين ديدار زندگی سياسی من بدون اين که خود بخواهم آغاز شد.

اين مرد با چشم های نزديک بينش و چهره گيرا و متبسم آدمی بود تيزهوش، کوشا، انديشمند، يک دنده و علاقمند به ايران و حوادثی که تاريخ ساز بودند. در جوانی بحدی در وطن پرسی غلو می کرد که آرزو داشت تمام قفقاز هم به ايران باز گردانده شود. آزاديخواه بود و اطمينان داشت که آزای جز از راه فداکاری و گذشت حاصل نمی شود. پشتکار او شگفت انگيز بود. در برلن بمنظور ادامه تحصيل تا نيمه شب در چاپخانه کاويانی کار می کرد. با وجودی که چشمش ضعيف بود از زحمت و مشقت نمی هراسيد. می توانست روزی 18 تا 20 ساعت کار کند. کار او را خسته نمی کرد، برعکس او را سرحال می آورد. او که در بسياری از رشته های علوم، در فيزيک و شيمی، روانشناسی و فلسفه و عرفان پژوهش کرده بود، همواره يادداشت می کرد و کتاب می نوشت. در دين و تاثير آن در اجتماع و مذاهب با هم اختلاف داشتيم اما مکرر در مقابل استدلال او من خود را تو سری خورده احساس می کردم و می رفتم دنبال کتاب می گشتم و می کوشيدم با کشف شواهد تازه او را مجاب کنم. صحبت های او راجع به دين و خرافات و فريدويسم و نزاع طبقاتی و سير تحول جامعه و جنگ و آزادی زنان و فاشيسم و نزاع طبقاتی و ميزان درک محرومين برای من تازگی داشت. حافظه عجيب او آدم را متحير می کرد. وسعت اطلاعات او در آن زمان کم نظير بود. در اين فاصله پايه های استبداد در ايران روز به روز استوار تر می شد. رجال سرشناس به بهانه های گوناگون از کار رانده می شدند. به تبعيد می رفتند، در زندان خفه می شدند، خودکشی می کردند يا از ايران می گريختند. توهمی که در عرض چند هزار سال استبداد ريشه گرفته بود که هر دولتی دشمن مردم است و خون مردم را می مکد و تنها راه رهائی دو روئی و تقيه است از نو مايه می گرفت و رشد می کرد. در سال 1310 حزب کمونيست غير قانونی اعلام گرديد. جلسات بيش از دو نفر مستحق مجازات شناخته شد و رژيم شاهی دست بکار سرکوبی هرگونه افکار اصلاح طلبانه و دمکراتيک و انقلابی شد. عليرغم اين فشارهای سياسی در گفتگوی با دانش آموزان و همکاران در سر درس و در محافل خصوصی در باره موضوع زن در اجتماع، آزادی انتخابات، اجازه دخالت مردم در امور سياسی، مبارزه با فحشاء و نفوذ بيگانگان درامور داخلی ايران می آموخت و آنها را در جهت آشنائی با سوسياليسم تشويق می کرد. او توانست در سال 1311 نخستين شماره مجله دنيا را منتشر کند. با در نظر گرفتن سانسور مطبوعات، انتشار اين مجله در آن زمان يک اقدام متهورانه بشمار می رفت. تا تابستان 1314 جمعا 12 شماره دنيا انتشار يافت. قريب يکسال و اندی پس از اين تاريخ در نيمه اول ارديبهشت 1316 دکتر ارانی و گروهی از همفکران و دوستان و آشنايان او به اتهام اقدام عليه حکومت مشروطه توسط اداره سياسی شهربانی به زندان افتاد و قرار توقيف او پس از 10 ماه ابلاغ گرديد!

بازپرسی در اداره سياسی تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه صورت گرفته و بموجب اعترافاتی که به اين ترتيب گرفته شد طبق ادعانامه دادستان اقرار صريح متهمين به شرکت در يک فرقه سياسی اشتراکی بود. سرانجام، او را هم در زندان رضاخان از پا در آوردند.

 

صادق هدايت

از هدايت پرتوئی می تابيد که هرکس را جذب می کرد. نه فقط زمانی که نويسنده سرشناس شده بود، بلکه در همان دوران دانشجوئی با شوخ طبعی هايش همه را دست می انداخت. می توانست با شوخی هايش مخاطب را آگاه به عيبی که دارد کند، بی آنکه او را برنجاند. قدرت عجيبی در او بود که می توانست ناراحتی درونی خود را پنهان کند. بندرت بر می آشفت و خشم خود را ابراز می کرد، اما وقتی حوصله اش سر می رفت غليط درتمام وجناتش، در چشمهای درشت، عرق پيشانی و رنگ صورت و صدای خشن و تکان دادن عصبی انگشت های دست او ديده می شد. تا آن حد که حاضرين را به وحشت می انداخت و کسی جرات نداشت با او در افتد. اهل مجامله نبود، چاپلوسی نمی دانست. فروتن بود و فضل و دانائی خود را به رخ کسی نمی کشيد. تيز بينی و بصيرت او چشمگير بود. در همان مرحله اول آشنائی آدم می دانست با چه کسی سروکار دارد. پشت نقاب دو روئی و رياکاری چهره واقعی را می ديد. تنفر او از رجال زمان حد و حصری نداشت. نابکاری را نمی توانست تحمل کند. شاه و وزير و وکيل و کارپرداز و بازرگان مانند خس و خاشاکی بودند که امواج دريای زمانه به کناره می انداخت. به قول خودش، اينها همه يک دهن بودند. بقول خودش "همبونه کثافت". وقتی برای اولين بار در خيابان ناصريه تهران از نزديک او را ديدم جوانی بود بلند قد، خوش لباس، شوخ و بی افاده. گمان می کنم در سال 1309 يا 1310 بود و او تازه در بانک ملی کار گرفته بود. وقتی ديد که من برخورد او را در مدح ايران قبل از اسلام و دشمنی با بيگانگان سلطه جو و فرهنگ ايران می پسندم و با آن موافقم رشته ای ما را به هم وصل کرد که تا مرگ او پاره نشد. همان روز با هم قرار گذاشتيم که چند روز ديگر همديگر را در کافه "رزنوار" در چهار راه مخبرالدوله ببينيم. بزودی دريافتم که با انسان ديگری ورای آدم های معمولی روبرو هستم. گياهخوار بود. معتقد بود حيوانان را نبايد کشت و خورد. سادگی و صافی او، ادب و نجابتش، عشق و علاقه او به انسان و حيوان، دلبستگی او به سرنوشت محرومين و ايثار و گذشت او در جستجوی زيبائی و درستی دردنيای نکبت زده ای که در آن می زيست برای چند نفری که دور و بر او بودند ضرب المثل بود. فرهنگ ايرانی را می ستود. عرب ها هميشه در نظرش چاقو کش هائی بودند که در قهوه خانه های الجزيره ای در پاريس ديده بود. در جنگ های ايران وعرب آنها را درشکل شمشير بدست هائی تصور می کرد که به جان دخترهای ايرانی می افتادند و آنها را به کنيزی می بردند.

باکمال کوششی که در جمع آوری متل های فارسی کرده بود، وقتی شنيد که علی اکبر دهخدا دارد "امثال و حکم" را می نويسد تمام آنها را تقديم او کرد. ميان شاعران بزرگ بيشتر خيام و فردوسی را دوست داشت. يک شعر حافظ را "ما در پياله عکس رخ يار ديده ايم" تصوير کرده بود و همين تصوير و چند نقاشی ديگر از او باقی مانده است. چقدر بيزار بود از کسانيکه نوشته های اروپائيان را غلط و غلوط ترجمه می کردند. روی عشق به ايران و گذشته درخشانش زبان پهلوی آموخت و کتاب هائی از پهلوی به فارسی ترجمه کرد. هدايت در 7 فوريه در يک خانواده اشرافی در تهران متولد شده بود که  از 180 سال پيش در جريانات ادبی و سياسی ايران دارای نام و مقام بوده اند. هدايت در آخرين سالهای زندگانی بيماری بود که آخرين نفس های پيش از مرگ را می کشيد. از فرط بيزاری از کسانی که می ديد دارند وطنش را به نيستی پرت می کنند. می رفت خود را هلاک کند تا از شر يک دنيای نکبت زده رهائی بخشد. آغاز جنگ جهانی دوم، تغييرات سياسی جديد، وعده سران دولت که آزادی و دمکراسی را رعايت خواهند کرد و در کشورداری روش تازه ای پيش گرفته خواهد شد، در هدايت اميد و آرزوهای ديرين را بيدار کرده بود. در آثار هدايت در اين دوران پس از جنگ يک روح خوش بينی مشهود است. اما اين اميدواری چند سالی نپائيد. بزودی استبداد به صورت ديگری و به وجه شديدتری تسلط يافت و بر هدايت ياس کامل و کشنده ای هجوم آورد. به زودی به پاريس سفر کرد. قتل (ترور سپهبد رزم آراء) شوهر خواهرش نخست وزير در تاريخ 7 مارس 1951 آخرين ضربه کمرشکن را بر او وارد آورد که جان خود را بگيرد. روزهای پی در پی در پاريس درجستجوی خانه ای بود که چراغ گاز داشته باشد. چنين منزلی را پيدا کرد و در آن، پس از آنکه تمام سوراخ سنبه های آن را با پنبه بست شيرگاز را باز کرد و نفس آخر را کشيد. دوستی که صبح روز بعد در خانه را کوفت، خبر آورد که در آشپزخانه جان سپرده است. پاک، با لباس تميز، صورت تراشيده، مقداری پول در جيب. شنيده ام که همانجا چند دست نويس سوخته يافته اند.

 

 

حمله به ايران

سوم شهريور 1320 با تغيير اوضاع سرنوشت زندانيان تعيين شد. هواپيماهای دشمن بر فراز زندان پرواز کردند. لکه های سفيدی که در نور آفتاب می درخشيدند در آسمان حياط زندان نمايان شدند. چه ابرهائی که پاره پاره به زمين فرود آمدند. مقداری از اين اوراق در حوالی شميران ريخته شد و بزودی پاسبانان ابتدا هر کدام را به يک تومان و بعد به 5 قران و ارزانتر به ما – در زندان- می فروختند. وقايع به سرعت رخ می دادند. اخبار راست و دروغ می رسيد. شاه فرار کرده، ارتش زه زده، وزيران و وکيلان و سرلشکرها گريخته اند، پاسبانان لباس شخصی پوشيده اند، صدای شليک گلوله می آيد، نخست وزير جديد ايران نطق کرده، تجاوز نيروها از شمال و جنوب به مرزهای ايران، ابلاغيه ستاد ارتش، اعلام ختم مخاصمه، بلوا در ميدان هواپيمائی، زوال حکومت پهلوی اول را اعلام می کرد. قلدری و ستمگری و تحقير و فحاشی از زندان رخت بربست. اغلب 53 نفر از روز سوم شهريور به بعد فقط 22 روز در زندان ماندند.

 

دمکراسي

 

دمکراسی جريانی است که نمی تواند سرخود به وجود آيد. اين جريان ممکن است سالها، دهه ها و بلکه بيشتر طول بکشد. تردستی زمامداران و آمادگی مردم را لازم دارد. چه بسا با شورش و ناراحتی همراه باشد. کار هر بز نيست خرمن کوفتن، گاو نر می خواهد و مرد کهن که از عهده هرج و مرج برآيد. تجربه می خواهد و پيگيری و ايمان به حقانيت و درستی اصل حکومت مردم بر مردم. تجربه به ما آموخته است که رجال ايران همواره راه سهل تر را بر گزيده اند و خيال کرده اند استبداد آسان تر آنها را به هدف می رساند. دمکراسی هميشه با هرج و مرج آغاز می شود. نخاله ها می کوشند از آب گل آلود ماهی بگيرند. دو بار در تاريخ صد ساله اخير ايران اين مرحله پيش آمد وهر بار فريفتگاه جاه و مقام به جای اين که سود و آينده کشورشان را در نظر بگيرند دنبال قدرت جوئی رفتند و مملکت را درجهت سقوط هول دادند. يک بار پس از انقلاب مشروطيت  و بار ديگر پس از جنگ دوم جهانی.

 

 

دوران اقتدار شاه(پهلوی دوم)

 

16 ژانويه 1972 مردکی ساواکی بنام ثابتی در تلويزيون گزارش ده ماه اخير مقابله با خرابکاران (چريک ها) را داد. اگر دروغ و بلند پروازی های سازمان امنيت را از غربال بگذرانيم، آنچه می ماند واقعيتی است که با وجود تشکيلات عظيم و طويل سازمان امنيت که در هر دهی نمايندهای دارد، ميتوان پذيرفت جنبشی در ايران از قشرهای مختلف مردم شروع شده که تازه او به فعاليت هواخواهان روحانيون در ايران و خارج هيچ اشاره ای نکرد. او گفت دشمنان ايرن به پيشرفت های ايران حسد می ورزند و می کوشند از آن جلوگيری کنند.

16 ژوئيه 1973 درکنگره خاورشناسان درتالار بزرگ دانشگاه سوربن، پرفسور رضا مرا به ناهار دعوت کرد. شکايت داشت از اين که کار به کاردان سپرده نمی شود.

 

 

به قصد برگشتن به ايران طبيعی است که با خانواده ام مصلحت می کردم. از جمله به شوهر خواهرم که با هم رابطه عاطفی داشتيم نامه ای نوشتم تا نظر او را بخواهم.

روز دوم اکتبر نامه ای ازعلی اصغر وزيری شوهر خواهرم داشتم به تاريخ اول مهر ماه 1352. نوشته بود که پس از مصلحت با کلنل وزيری، علم وزير دربار را ديده و به او گفتم که برادر زن من "بزرگ علوی" با من مشورت کرده که آيا می تواند به ايران برگردد يا نه و من حالا از شما صلاح طلبی می کنم که به او چه جوابی بدهم؟ علم گفت که پس از چند روز به من تلفن کنيد. جواب می دهم."

کلنل وزيری موسيقی دان بزرگ، برادر علی اصغر وزير شوهر خواهر من بود و دوست علم و دست پرورده پدر علم"شوکت الملک". علم در حضور هر کس کلنل را عمو جان می ناميد و دست او را می بوسيد و از اين جهت شوهر خواهر من پس از مصلحت با برادرش بی آنکه با من مشورت کند پيش علم رفته بود.

5 اکتبر نامه ای از برادر زنم دريافت کردم که با خواندن آن شوق بازگشتم به ايران از دست رفت. وزير دربار موضوع را به عرض (شاه) رسانده و او هم استفاده کرده و گفته " به من نامه بنويسد و بعد هم که آمد می بيند که ما چه ترقياتی کرده ايم. قلم هم که دارد." يعنی شاه فرموده که تقاضای عفو کنم و آنوقت اگر اجازه فرمودند برگردم. "الخير و فی ماوقع"

چند نفر ديگر هم من را از رفتن بازداشتند. يکی مصطفی فاتح بود. او اصرار و يقين داشت که اين دستگاه ظلم و استبداد متلاشی می شود. حوصله کن، وضع عوض می شود.

يکی ديگر که از جمله کسانی بود که می توانست به آلاف و اولوفی برسد و تمام دارائی خود را به اروپا و امريکا انتقال داد به من گفت "نمی دانم چگونه اين بنا پايدار مانده است. دست به هر جرزی می زنيد، به هر آجری که پايتان می خورد می بينيد که دارد می ريزد."

سرلشکر شفائی از دوستان سابق پدرم می گفت" گوئی دشمن به دروازه شهر رسيده وهر کس می کوشد تا می تواند غارت کند و پا به گريز بگذارد.

نفر سوم سهراب شهيد ثالث فيلمساز ايرانی بود که مرا از بازگشت بازداشت. او فيلم ساز موفق که با وجود کار شايسته و شغل و شهرت از ايران گريخته بود به قصد اين که تا زمانی که آدم های ناشی در فن او دخالت می کنند به وطنش باز نخواهد گشت.

ديگر يقين حاصل کردم که بازگشت به ايران در وضع حاضر خيالی بيش نيست. بخصوص که اوضاع روز به روز وخيم تر می شد. شنيدم که دليل برکناری اردشير زاهدی  از وزارت خارجه اين بوده که موقع طرح يکی از تمهيدات دولت برای برگزاری جشن 2500 ساله در جلسه دولت، يعنی توقيف هزار جوان گفته است "دولتی که از 5 هزار جوان ناراضی می ترسد، خودش بی عرضگی خودش را امضاء کرده است". جلسه دولت در حضور شاه تشکيل می شود و وقتی زاهدی همين اظهار نظر را تکرار می کند شاه به او می کويد "شما برويد به خانه". نمی دانم اين اطلاع درست است يا دروغ، اما خود اين چوها نشانه ايست که بی پايگی اوضاع را نشان ميدهد.

 ترقی قيمت نفت هيجان شديدی در کشورهای صنعتی اروپا و امريکا ايجاد کرده بود و صاحبان صنايع را داشت به وحشت می انداخت. ژانويه 1975 آدم معتبر و زبر و زرنگی مانند کيسينجر در مجله ای نوشت که "جلوگيری از ترقی قيمت نفت توسط کشورهای نفت خيز بخصوص عربستان سعودی و ايران باتوسل به جنگ غير ميسر نيست." دست اندرکاران متوجه شدند که اين يک تهديد جدی است.

 

روز سوم مارس 1975 روزنامه ها خبر دادند که به امر شاه احزاب ايران نوين و مردم منحل شدند و شاهنشاه امر فرموده اند حزب جديدی به اسم حزب رستاخيز ملی ساخته شود.

سفير ايران در آلمان دمکراتيک، در حضور نماينده ساواک به من گفت: آقا وزير خارجه دستور داده اند که همه کارمندان وزارت خارجه عضويت اين حزب را بپذيرند. ما هم عضو شده ايم. شما نمی خواهيد وارد اين حزب شويد؟ گفتم: "من يک بار داخل حزبی شدم و پس از آن پشت دستم را داغ کردم که ديگر وارد هيچ حزبی نشوم." هر دوشان خنديدند ومسئله پايان يافت.

اين حزب رستاخيز مبتی بر سه اصل است که بايد همه کس آنها را بپذيرد: نظام شاهنشاهی، اصول دوازده گانه انقلاب و قانون اساسی. مخالفين فقط کمونيستها هستند که خائن اند و جايشان در زندان است و ميتوانند بدون پرداخت هزار تومان عوارض فرودگاه از ايران خارج شوند. گفتند کسی به اسم پرويز محمود نامه ای به هويدا نخست وزير نوشته که 46 سال کمونيست بوده و دستگاه دولتی او را با سلام و صلوات از مرز گذرانده است. گفتند که به چند تن از روشنفکران سرشناس فشار آورده اند که بايد در عرض سه روز تصميم بگيرند يا وارد حزب شوند و يا به زندان بروند.

آدم از خودش می پرسد که اين سردمداران مغز خر خورده اند و دور و بر شاه و ساواک يک نفر عاقل نيست که بپرسد: خودتان احمق هستيد و يا همه ايرانيان را ابله تصور کرده ايد؟

آيا اينها نشانه يک انقلاب خونين نيست؟ جای بسی شگفتی است که دانايان مملکت که در گوشه ای خزيده و دم فرو بسته اند خطری که حيات آنها را تهديد می کرد را درک نمی کردند. از سران دولت که مست قدرت بودند چه توقعی می توان داشت؟ اينها جشن 50 ساله رژيم را گرفتند و عمر رژيم خود را به 2535 سال رساندند. اين تصميم به مناسبت روز تولد رضا شاه گرفته شد و دولت موظف شد جزئيات آن را جهت وضع قانونی به دو مجلس شورا و سنا ببرد. اين قانون را نه فقط همه نمايندگان مجلس که اغلبشان ساواکی و ساواک زده بودند، بلکه پيرمردانی هم که در مجلس سنا نشسته بودند به اتفاق آراء تصويب کردند با وجودی که يقين داشتند که درعرض 2500 سال ايران توسط حکومت های ايرانی اداره نشده و يک سلطنت مستمر ايرانی وجود نداشته است. اين ها وقايع خرداد 1355 است. اينها پيش آواز يک انقلاب بود و می بايست خبرگان را متوجه آتشی که در پنهان ممکن بود شعله افکند و خانمانسوز گردد کرده باشد، اما شاه در گفتگو با انديشمندانی که برای شنيدن نظرات او جمع کرده بودند به آنها گفت: شما برويد عيب کارها را بيابيد تا من در باره رفع آنها تصميم بگيرم! ملت ما طوری ترقی می کند که در هيچ دوره تاريخ نمی توانيم آن را با ممالک ديگر مقايسه کنيم. ما اساس بی عدالتی های اجتماعی را در اين مملکت بر طرف کرده ايم، چطور دراين چنين جامه ای اشخاصی ممکن است پيدا شوند که انحرافی پيدا کنند؟

 

در گفتگوئی خصوصی با فريدون فرخ سفير ايران در آلمان که با وردست ساواکی اش درافتاده به او گفتم ساواک با جوانانی که به سفارت مراجعه می کنند بدرفتاری می کند. فرخ گفت: قدرت در دست کسانی است که شايستگی ندارند.

 

5 اکتبر 1976 شريف لنکرانی پيش من بود. بخصوص به برلن آمده بود که مرا ببيند. می گفت: يقين بدان که کشور رو به يک انقلاب خونين کشانده می شود.

 

روز اول اکتبر همان سال شاه در مصاحبه ای که روزنامه "لوموند" منتشر کرد گفت: اپوزيسيون نسبت به رژيم در ايران طبق قانون مجاز نيست. هر گونه فعاليت عليه رژيم سلطنتی درايران قدغن است. احدی درکشور ما نمی تواند مردم را مجبور کند که ضد سلطنت مطلبی را بپذيرند و هضم کنند. اپوزيسيون واقعی خود من هستم، زيرا سعی دارم انتقاد کنم، سعی دارم کارها را بهتر کنم. با تمام سازمان های اطلاعات و بازرسی خودم من می توانم به ريشه و بنياد معايب پی ببرم. اين يک اپوزيسيون مثبت است. درايران اپوزيسيون برای بهتر کردن کارهاست.

کيهان هوائی 26 ژانويه 1977 از قول عماد تربتی نماينده مجلس نوشت: متاسفانه بعضی ها به خودشان اجازه داده اند راجع به امور که اطلاع ندارند درباره ما اظهار نظر کنند. ما هم کميته پارلمانی دفاع از حقوق بشر را تشکيل داديم که درباره وضع بشر در سراسر جهان بررسی کنيم."

 

14 ژوئيه 1977 سفری به لندن کردم و با دوستان قديمی مانند حسن رضوی؛ مصطفی فاتح، دکتر صناعی؛ فرهنگ ذبيح؛ صادق چوبک روبرو شدم. همه از وضع ايران عاصی بودند و به من مژده دادند که به زودی صدای مردم طبقات مرفه هم در خواهد آمد. فاتح گفت: بزودی در به تخته خواهد خورد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ثبت‌نام؛ سياست‌ورزي اصلاح‌‌طلبانه

مرتضي کاظميان - چهارشنبه 26 دی 1386 [2008.01.16]

po_morteza_kazemian_01.jpg

زمان ثبت‌نام نامزدهاي انتخابات مجلس هشتم به پايان رسيد و اينک نوبت خودنمايي دستگاه‌هاي نظارتي و اجرايي ‏انتخابات است...‏

‏ بر‌خلاف هواي بسيار سرد اين روزهاي ايران، و با وجود تمامي "تذکر"ها و "توصيه"ها و حتي تهديدهاي پيشين ‏مبني بر ردصلاحيت، تعداد قابل توجهي از اصلاح‌طلبان، باانرژي و اميدوار، براي رقابت در انتخابات اسفندماه ‏ثبت‌نام کردند. اينها، طيفي از کشتي اصلاح‌طلبان هستند که "راديکال" يا "پيشرو" خوانده مي‌شوند، و در اصل، ‏نسبت به برخي لايه‌هاي ديگر "دوم خردادي"، تاکيد و سماجت بيشتري بر دموکراتيزاسيون دارند. اسامي ‏شناخته‌شده‌ترين افراد نامزد‌شده، به اندازه‌ي لازم اين روزها در رسانه‌ها (به ويژه سايت‌ها) منتشر شده است؛ اما ‏اشاره به اين اسامي، خالي از فايده و لطف، نيست: بهزاد نبوي، محسن آرمين، حسين انصاري‌راد، مصطفي ‏تاج‌زاده، علي مزروعي، جلال جلالي‌زاده، حميدرضا جلايي‌پور، يدالله اسلامي، جميله کديور و... ‏

بر اين فهرست مي‌توان - و مي‌بايد- اسامي برخي از چهره‌هاي شناخته‌شده‌ي نهضت آزادي را هم افزود: ‏غلام‌عباس توسلي، محمد توسلي، محمد حسين بني‌اسدي، و ابوالفضل بازرگان. ثبت‌نام اين افراد، با توجه به ‏موقعيت آنان در اپوزيسيون ايران، و به‌ويژه با عنايت به بيانيه‌ي بسيار مهم جمعيت سياسي آنان، در مورد ‏‏"نظارت بين‌المللي" بر روند انتخابات آتي، و نيز با درنظرگرفتن واکنش مهم رهبري- و برخي ديگر از مسئولان ‏نظام- به اين پيشنهاد، از اهميت متفاوتي برخوردار است.‏

به‌نظر مي‌رسد که روند سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه در ايران، وارد مرحله‌ي جديدي از سير خود شده است؛ اين ‏ادعا از آن جهت مطرح مي‌شود که:‏

الف.ثبت‌نام در انتخاباتي که کيفيت برگزاري آن چندان دور از ذهن نيست، عزم اين طيف از اصلاح‌طلبان را در ‏چالش با اقتدارگرايي و تماميت‌خواهي آشکار مي‌سازد.‏

ب. با توجه به شرايط ماه‌هاي پيش، و اخبار و شنيده‌ها ـ که در ابتداي مطلب هم مورد تاکيد قرار گرفت ـ و نيز با ‏وجود ردصلاحيت بسيار محتمل و قريب به يقين تمامي اصلاح‌طلبان پيشرو (اعم از آنهايي که در تحصن مجلس ‏ششم، صفحه‌اي درخشان و ماندگار در تاريخ سياسي ايران ثبت کردند يا آنها که در دستگاه اجرايي کشور و همراه ‏خاتمي، مواضعي راديکال و بي‌پروا و دموکراتيک اتخاذ نمودند) عدم تمکين به هژموني‌طلبي تمرکزگرايان ‏غيردموکرات، تزريق خون تازه به پيکر ضعيف و سرخورده و مايوس و افسرده‌ي جامعه است که البته خاطره‌ي ‏خوشي از روند و فرجام اصلاحات در بلوک قدرت به ‌ياد ندارد.‏

پ.نقد نظارت استصوابي يا انتقاد از روند و کيفيت برگزاري انتخابات، بدون مشارکت در مراحل گوناگون آن، ‏چندان قابل توجيه به‌نظر نمي‌رسد، چرا که مي‌تواند نوعي بهانه‌جويي و "نق‌زدن" و غير‌منصفانه ارزيابي شود؛ ‏تکيه‌کردن به چگونگي برگزاري انتخابات در اغلب مقاطع پيشين، و فاصله‌ي محسوس آن از يک انتخابات آزاد، ‏سالم و عادلانه، اگرچه براي پيش‌بيني وضع انتخابات آتي، مستندي قابل اتکا به‌نظر مي‌رسد، اما کنارکشيدن تمام و ‏کمال از روند انتخابات را توجيه نمي‌کند.‏

ت.داشتن پروژه‌ي ايجابي و اثباتي در عمل سياسي، ضرورتي گريزناپذير به‌نظر مي‌رسد. برخورد سلبي و نفي ‏روندها يا اوضاع موجود، به‌تنهايي کافي نيست؛ چنين رويکردي مي‌تواند به‌نوعي آسان‌ترين اقدام و سهل‌ترين ‏شکل مواجهه محسوب شود؛ حکومت‌هاي غيردموکراتيک هم چندان از چنين اقداماتي، ترسان و معذب نيستند. ‏نظام‌هاي سياسي غير‌دموکراتيک ترجيح مي‌دهند مخالفان به صدور بيانيه و انتقاد شفاهي و محدود اکتفا کنند؛ ‏فعاليت‌هايي که نه خواب صاحبان قدرت را برآشفته مي‌کند و نه تاثيرات عيني و واقعي در صورت‌بندي نيروهاي ‏سياسي در ساخت قدرت به‌همراه دارد.‏

ث.جدا از عدم ثبت‌نام برخي از اعضاي برجسته‌ي شوراي مرکزي جبهه مشارکت (افرادي چون محسن ‏ميردامادي، محمدرضا خاتمي، صفدر حسيني، الهه کولايي، محمد ستاري‌فر، محسن صفايي فراهاني، و کريم ‏ارغنده‌پور) که مي‌تواند علل و دلايل و مصالح گوناگون شخصي يا حزبي داشته باشد؛ و البته اين اتفاق با وجود ‏بيانيه و ‌ توصيه‌ي جمعيت سياسي ياد شده به فعالان سياسي و اجتماعي و صاحب‌نظران براي ثبت‌نام به‌وقوع ‏پيوست؛ بايد گفت جمعيت سياسي مزبور(جبهه مشارکت) و سازمان مجاهدين انقلاب ـ و حتي نهضت آزادي |ـ با ‏پيش‌گرفتن سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه، به‌نوعي از مبارزه سياسي و پيگيري اهداف خويش دست يازيده‌اند که ‏واقع‌بينانه، گام به گام، و بر مبناي معادلات و آرايش نيروهاي سياسي در ساخت قدرت به‌نظر مي‌رسد. متوليان و ‏سياست‌گزاران انتخابات در ايران، اينک و در پي ثبت‌نام "مغضوبين"، با چالش‌هاي دوگانه مواجه شده‌اند:‏

يا بايد سطح و سقفي از حضور و مشارکت منتقدان و غيرخودي‌ها را بپذيرند، که در اين صورت مجلس از حالت ‏يک‌دستي و همراه تمام و کمال خارج مي‌شود؛ يا بايد به پرسش‌هاي پيش‌آمده در مورد عمق و گستر‌ه‌ي نظارت ‏استصوابي و ردصلاحيت‌هاي فله‌اي و برگزاري يک شبه‌انتخابات، پاسخ گويند. درهر دو حالت، وضع آتي جز با ‏ثبت‌نام محقق نمي‌شد. آيا سياست‌ورزي اصلاح‌طلبانه جز اين است؟...‏
حساب آنهايي که ترجيح مي‌دهند در حوزه‌ي جامعه مدني فعال باشند و به‌مثابه‌ي يک منتقد اجتماعي، عمل سياسي ‏خود را تعريف و پيگيري کنند، جداست؛ اين هم پروژه‌اي است که البته بر مباني راهبردي متفاوت طراحي و ‏پيگيري مي‌شود و لوازم و خروجي‌هايي متفاوت دارد. شايد مهم‌ترين اختلاف اين رويکرد با رويکرد پيشين، ‏بي‌توجهي و اولويت‌دادن آن به حوزه‌ي ساخت قدرت و ويژگيها و توانمندي‌هاي آن است. ‏

اما آنهايي که تقويت جامعه مدني در ايران را با حضور حکومتي دموکراتيک‌تر، ممکن و محتمل و سهل‌تر، ميسر ‏مي‌دانند، و ‌ويژگيهاي دولت رانتي را در نظر دارند، ظاهرا" گريزي جز ادامه‌ي سياست‌ورزي و تعامل ‏اصلاح‌طلبانه با حکومت و بهره‌جستن از امکان‌هاي انتخاباتي‌ (چون انتخابات مجلس هشتم) ندارند.‏
ثبت‌نام برخي از "مغضوبان"، "تهديدشدگان" و "اصلاح‌طلبان پيشرو" در انتخابات پيش‌رو را بايد با تقدير و ‏ستايش، تحليل کرد. ‏

‏(توضيح: نوشتار فوق به‌معناي شرکت قطعي و مفروض نگارنده در انتخابات اسفندماه نيست؛ آنچنان که شوراي ‏فعالان ملي- مذهبي در بيانيه‌ي هفته‌ي پيش خود مورد تاکيد قرار داد، بايد چشم‌انتظار هفته‌هاي آتي بود و به‌ويژه ‏چگونگي تاييد صلاحيت‌ها را رصد و ارزيابي کرد؛ آنگاه مي‌توان با انتخابات آتي تعيين تکليف نمود.)‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

محتوای نامه تند احمدی‌نژاد به حدادعادل چه بود؟

نوروز: «محمود احمدی‌نژاد» رییس جمهوری كه اخیرا در یك مصاحبه تلویزیونی بصراحت، مجلس هفتم را بعنوان یكی از عوامل ناكامی دولت در تحقق وعده‌هایش معرفی كرده بود، اخیرا در نامه‌ای به رییس مجلس بشدت به انتقادات و موضع‌گیری‌های مجلس علیه دولت واكنش نشان داده است.

منابع پارلمانی روز دوشنبه در این زمینه به خبرنگار نوروز اطلاع‌دادند افزایش نطق‌ها و تذكرات مجلسیان در مورد اقدامات دولت كه به شكل بارزی در آستانه انتخابات افزایش یافته است، احمدی‌نژاد را به‌شدت عصبانی كرده است. به طوری كه وی در نامه‌ای تند كه ظاهرا رعایت اصول نامه‌نویسی در سطح سران قوا هم در آن نشده، خطاب به حدادعادل به آنچه «دخالت بیش از حد نمایتدگان در امور اجرایی» نامیده، اعتراض كرده است.

احمدی‌نژاد در این نامه گفته است كه نمایندگان به لوایح فوریت‌دار دولت به‌ویژه لوایح مربوط به برداشت از صندوق ذخیره ارزی رای نمی‌دهند و در عوض با نظق‌ها وتذكرات خود در امور اجرایی دولت دخالت می‌كنند.

هنوز از واكنش احتمالی مجلس و هیأت رئیسه به این نامه، اطلاعی در دست نیست.

موسوي‌لاري: هيزم انتخاباتي نخواهيم شد كه خودمان در آن سهمي نداشته باشيم Print This Page!!!



سومين نشست دوره‌اي خبري ائتلاف اصلاح‌طلبان امروز با حضور سيد عبدالواحد موسوي لاري رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در محل ستاد ائتلاف برگزار شد . در اين نشست كه عبدالله ناصري سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نيز حضور داشت ، موسوي لاري درباره نحوه‌ رسيدگي به صلاحيت‌ها، نظارت بين المللي بر انتخابات ، آخرين وضعيت فهرست ائتلاف و نقش سيد محمد خاتمي در ائتلاف اصلاح طلبان به پرسش هاي متعدد خبرنگاران پاسخ داد سيد عبدالواحد موسوي لاري رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در اين نشست گفت : خبرهاي غيررسمي كه از طرق غيررسمي درباره‌ نحوه‌ رسيدگي به صلاحيت‌ها شنيده مي‌شود را مورد توجه قرار نمي‌دهيم .... در اين نشست كه عبدالله ناصري سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نيز حضور داشت ، موسوي لاري درباره نحوه‌ رسيدگي به صلاحيت‌ها، نظارت بيين المللي بر انتخابات ، آخرين وضعيت فهرست ائتلاف ، نقش سيد محمد خاتمي به پرسش هاي متعدد خبرنگاران پاسخ داد
سيد عبدالواحد موسوي لاري رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در اين نشست گفت : خبرهاي غيررسمي كه از طرق غيررسمي درباره‌ نحوه‌ رسيدگي به صلاحيت‌ها شنيده مي‌شود را مورد توجه قرار نمي‌دهيم و ترجيح مي‌دهيم در اين مقطع با حدس و گمان پيش نرويم.وي با تاكيد بر اين‌كه " تحمل مي‌كنيم تا ببينيم دستگاه اجرا و نظارت چگونه رفتار مي‌كنند" ادامه داد: بايد ديد كه آيا اين دو دستگاه، قانون را ملاك قرار داده و قصد دارد كه قانونمند عمل كند يا از موضع برخورد جناحي و سليقه‌اي مي‌خواهد با مساله انتخابات برخورد كند.

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت : البته نحوه برخورد دستگاه اجرا و نظارت همواره دغدغه‌ي ما بوده است. امروز جسته و گريخته برخي مطالب در همين زمينه از استان‌ها به ما منتقل مي‌شود اما ما سعي مي‌كنيم تا عملا ببينيم جريان متولي انتخابات، مسير قانونمندي را پيش خواهد گرفت يا خير. وي اضافه كرد: ما به عنوان يك جريان ريشه‌دار و در متن انقلاب، با اعتقاد به مباني جمهوري اسلامي، همه‌ توان و انرژي‌مان را در جهت مصالح ملي به كار گرفته و عرصه انتخابات پيش رو را نقطه‌ آزموني براي متوليان امروز دولت و حكومتگران و عناصر موثر سياسي و توده‌هاي مردم مي‌دانيم. رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان " سه ركن مردم، كانديداها و مسوولان و مديران اجرايي و ناظران انتخابات را در جريان انتخابات، نقش‌آفرين" عنوان كرد و افزود: در اين ميان مردم هميشه برتر بوده و نقش آن‌ها روشن‌تر از هر نقش ديگري بوده است.

وزير سابق كشور با بيان اين‌كه " كساني كه امروز از جريان اصلاحات خود را در معرض راي مردم قرار داده‌اند، چهره‌هاي دلسوزي هستند كه از تهران و شهرستان‌ها براي اين انتخابات ثبت نام كرده‌اند" ادامه داد: هدف ما از حضور در اين عرصه، برگزاري انتخاباتي رقابتي و سالم است كه از اين طريق مشكلات مردم را رفع كرده و تحقق آرمان‌هاي مردم را فراهم كنيم.

موسوي لاري با تاكيد بر اين‌كه " مسوولان اجرايي و نظارت انتخابات، امروز در معرض آزمون بزرگي قرار دارند" گفت: اگر اينان عرصه را تنگ كنند و اجازه ندهند كانديداهاي مورد اقبال مردم در عرصه حاضر شوند و به وظايف قانوني خود عمل نكنند، در آينده بايد جوابگو باشند.

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تاكيد كرد: اگر عرصه براي حضور ما فراهم باشد حتما هستيم و براي اين‌كه بمانيم و حضور پيدا كنيم به صحنه آمديم. اما اگر حركت‌هاي فراقانوني، مانع حضور ما شود قاعدتا ديگر تكليفي نداريم، اما تا زماني كه زمينه فراهم باشد، فعاليت كرده و در صحنه حاضريم و در غير اين صورت ديگر توان فعاليت نداريم. وي افزود: تا آن‌جا كه زمينه فراهم باشد در صحنه هستيم و عرصه را ترك نخواهيم كرد.


هيزم انتخاباتي نخواهيم شد كه خودمان در آن سهمي نداشته باشيم

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان هم‌چنين درباره برنامه‌هاي اصلاح‌طلبان پس از رسيدگي به صلاحيت‌ها خاطرنشان كرد: فكر مي‌كنم آن‌چه بايد از قانون برداشت كنيم شفاف و روشن است. رسيدگي به صلاحيت داوطلبان نيز در هيات‌هاي اجرايي انجام مي‌شود. بنابراين ملاك‌هاي قانون مدنظر است و نبايد با شب‌نامه‌ها، مي‌گويندها و اتهامات، گروه‌ها از گردونه خارج كرد. وي افزود: دلايل ردصلاحيت‌ها بايد گفته شود تا افراد از خود دفاع كنند و طبق آن‌چه در قانون اساسي آمده، عدم صلاحيت‌ها بايد به همراه مستندات باشد. بنابراين نمي‌توان به دلايل واهي افراد را ردصلاحيت كرد. اگر مستنداتي نيز ارايه شود، صاحب حق بايد از خود دفاع كند. بنابراين هيچ چيز مبهمي در قانون وجود ندارد. حتي كانديداهايي كه مورد بي‌مهري قرار گرفته‌اند بارها و بارها خواسته‌اند كه علت آن اعلام شود و آن‌چه كه گفته مي‌شود مبني بر اين‌كه مي‌خواهيم آبروي شما حفظ شود، در صورت خواست خود افراد، موضوعيتي ندارد.

وي در پاسخ به سوالي مبني بر عكس‌العمل اصلاح‌طلبان در برابر ردصلاحيت‌هاي احتمالي گفت: به بحث ردصلاحيت‌ها به دو شكل نگاه مي‌كنم؛ يكي دغدغه و دلمشغولي‌هايي كه مردم و گروه‌هاي سياسي دارند به دليل پيشينه‌اي كه در مجلس هفتم پيش آمد. بخش ديگر، جنگ رواني است كه جناح مقابل براي تضعيف روحيه‌ اصلاح‌طلبان به راه انداخت. اما به نظر نمي‌رسد ريزشي همانند آن‌چه در مجلس هفتم داشتيم صورت بگيرد. البته اميدوارم مجريان و ناظران حساسيت شرايط كشور را درك كنند و در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي زمينه‌هاي انشقاق را فراهم نكنند. طبيعي است اگر شرايطي پيش بيايد كه ما زمينه‌ رقابت نداشته باشيم و تمام افراد مدنظر ما را ردصلاحيت كنند، هيزم انتخاباتي نخواهيم شد كه خودمان در آن سهمي نداشته باشيم. موسوي‌لاري در پاسخ به پرسشي درباره تحقيقات محلي و ميداني از كانديداها پاسخ داد: مراجع استعلام كننده طبق قانون چهار مرجع هستند و هيچ‌يك از چهره‌هاي شركت كننده ما كساني نيستند كه نياز به پرسيدن از محله‌ها و يا بقالي‌ها داشته باشند؛ چراكه اين حاكي از نوعي تازه‌كاري و ناكارآمدي و يا بي‌اعتمادي به مراجع استعلام است. به هر حال اين مراجع ساز و كارهاي مشخصي دارند. ثبت احوال نياز به پرسيدن‌هاي ميداني ندارد و يا واحد تشخيص هويت نيروي انتظامي و يا دادستاني كه اگر پرونده‌اي ندارد نبايد به دنبال پرونده‌سازي برود. هم‌چنين وزارت اطلاعات آن‌قدر ناتوان نيست كه برود درب خانه‌ها و درباره‌ كانديداها اطلاعات جمع‌آوري كند؛ چراكه به نظر من اين نشان‌دهنده‌ نوعي بي‌اعتمادي و حتي مسايلي است كه موجب هتك حرمت كانديداها مي‌شود؛ چون ممكن است برخي به دليل اختلافات خانوادگي و يا محلي، حرف‌هايي را در مورد كانديداها بزنند كه صحيح نباشد.

در مورد تركيب هيات رييسه، تصميم‌گيري بسيار زود است

سيد عبدالواحد موسوي لاري رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ادامه نشست خبري با خبرنگاران در پاسخ به سوال خبرنگاري درباره برخي اخبار مبني بر ديدار كنعاني‌مقدم با وي (موسوي لاري) گفت: ما هميشه گفته‌ايم كه با همه گروه‌ها و جريانات سياسي كه بخواهند راجع به مسايل مختلف كشور با ما گفت‌وگو كنند بحث مي‌كنيم. آقاي كنعاني‌مقدم از مدت‌ها پيش به دنبال برگزاري جلسه با ما بودند. در اين جلسه راجع به مسايل مختلفي از جمله نگراني‌ها و دغدغه‌ها از وضعيت موجود مطرح شد و قدر مشتركي كه بين ما و ايشان بود روند مسايل مختلف كشور از جمله مسايل اقتصادي و نگراني‌ها در اين زمينه بود.

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: نكاتي در اين جلسه پيرامون آينده نيز مطرح شد و آقاي كنعاني‌مقدم براي آينده و بهبود شرايط پيشنهاداتي داشتند. ما با همه‌ كساني كه دغدغه‌ آينده ايران را داشته باشند همكاري خواهيم كرد و معتقديم كه با همه علاقه‌مندان به نظام جمهوري اسلامي مي‌توانيم بر اساس مشتركات‌مان همدلي و هماهنگي داشته باشيم. وزير سابق كشور تاكيد كرد: در اين جلسه بحثي راجع به تركيب هيات رييسه مجلس آينده كه بعضا مطرح شده به ميان نيامد و به نظر ما خيلي زود است كه راجع به اين مسايل بحث شود.

موسوي‌لاري در پاسخ به پرسش يكي از خبرنگاران گفت: داور اصلي مردم هستند و به سلامت انتخابت اعتراف و اذعان خواهند كرد. عرصه بايد براي حضور عناصر تاثيرگذار اعم از انتخاب‌كنندگان و انتخاب شوندگان فراهم شود. رييس شوراي سياست‌گذاري ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر ديدار وي با كنعاني‌مقدم درباره رياست لاريجاني در مجلس گفت: ‌كانديداهاي ما مشخص هستند و اين افراد سابقه‌هايي كمتر از آقاي لاريجاني ندارند. آقاي عارف از نيروهاي ارزنده ما محسوب مي‌شوند و افراد ارزنده ديگري كه از دولت اصلاحات و سازندگي داريم. اما در مورد تركيب هيات رييسه، تصميم‌گيري بسيار زود است. آقاي كنعاني‌مقدم در اين جلسه گفتند ما با مسوولين مختلف و گروه‌هاي سياسي صحبت كرديم و پيام اصلي آن‌ها دغدغه‌ اقتصادي مردم بود؛ چراكه در اين زمينه عقب‌گردهاي زيادي داشته‌ايم. بنابراين ما تنها در اين زمينه بحث كرديم و وارد جنبه‌هاي ديگر نشديم.

ما هنوز ليست‌مان را نبسته‌ايم

خبرنگار ديگري درباره وضعيت ليست اصلاح‌طلبان در سراسر كشور پرسيد كه موسوي‌لاري گفت: ما هنوز ليست‌مان را نبسته‌ايم. همه‌ افراد ما در تهران و استان‌ها چهره‌هاي شاخص، برجسته و نيروهاي باسابقه‌ سياسي، فرهنگي و مديريتي چيزي حدود 560 نفر هستند كه البته به نظرم از اين تعداد نيز بيشتر است. كساني كه مي‌توانند مورد حمايت ليست ما قرار بگيرند در همه حوزه‌ها و كانديداهاي شاخصي كه زمينه راي داشته باشند را در ليست‌مان داريم، مگر آن‌كه به گونه‌اي ديگر رفتار شود كه ما منتظر هيات‌هاي نظارت هستيم. در تهران هم عددي بالاي 80 نفر حضور دارند و به نظرم كساني هم كه خارج از مجموعه‌ ائتلاف ما هستند در نهايت مي‌توانند مورد حمايت قرار بگيرند.

يكي ديگر از خبرنگاران پرسيد: گفته شده كه اصلاح‌طلبان سرليست نخواهند داشت.رييس شوراي سياست‌گذاري ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان پاسخ داد: بحث سرليست يا رييس فراكسيون و يا رييس مجلس، بحث‌هاي فرعي در زمينه انتخابات است. ما در مرحله‌اي هستيم كه تعداد مناسب از افراد شاخص‌مان ثبت نام كرده‌اند، اما هنوز وارد اين بحث نشده‌ايم كه كدام‌يك اول يا دوم باشند و به هر حال در عرف اخلاقي ما ايراني‌ها اين هست كه پيشكسوت و ريش‌سفيد ليدر باشد.

در ادامه‌ اين نشست، خبرنگاري درباره سخنگوي حزب كارگزاران مبني بر اين‌كه سهميه‌ ما از ستاد ائتلاف شش نفر است، پرسيد كه موسوي‌لاري پاسخ داد: بحث سهمه‌بندي نداشته‌ايم. از زماني كه گروه‌هاي اصلاح‌طلب زير چتر ستاد ائتلاف مطرح شدند، يكي از پايبندي‌ها عدم سهم‌خواهي بود و وابستگي افراد به احزاب در ليست نهايي ما در مرحله‌ دوم اولويت قرار دارد تا معناي ائتلاف در ظاهر هم خود را نشان دهد.

وي هم‌چنين در پاسخ به پرسش ديگري مبني بر اشتراك ليست اعتماد ملي و ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: ما براي رسيدن به توافق مشكلي نداريم. به‌خصوص بسياري از چهره‌هايي كه عضو ائتلاف هستند افراد مقبولي هستند كه حزب اعتماد ملي نيز به آن‌ها اعتماد خواهد كرد و آن‌ها را در ليست خود مي‌گنجاند.

ليست ائتلاف مورد تاييد خاتمي است

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان هم‌چنين درباره نقش خاتمي در تهيه‌ فهرست نهايي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان پاسخ داد: خاتمي به عنوان عنصر محوري قطعا از توفيقات شوراي سياست‌گذاري و ستاد حمايت مي‌كند، بدون آن‌كه نگاهي به پررنگ شدن نقش حزب خاصي داشته باشد. آقاي خاتمي ائتلاف جبهه‌ اصلاحات را به عنوان يك اصل پذيرفته و قطعا هر ليستي هم كه در نهايت تهيه شود مورد تاييد ايشان است.

موسوي لاري ادامه داد: آقاي خاتمي از يك سو به شدت طرفدار ائتلاف و انسجام جريانات اصلاح‌طلب است و از سويي به عنوان فردي كه شكل‌گيري احزاب سياسي به عنوان نهادهاي مدني مورد توجه‌اش بوده، نمي‌خواهد نقش احزاب كمرنگ شود؛ لذا تعيين مصاديق را به عهده نمايندگان احزاب عضو ائتلاف گذاشته است.آقاي خاتمي وارد تعيين مصاديق نمي‌شود. اگر روزي خاتمي نسبت به فردي نظري داشته باشد قطعا همه‌ اعضاي عضو ائتلاف نظر ايشان را قبول دارند.

وي هم‌چنين در پاسخ به سوالي درباره تشكيل جريان جديدي به عنوان جبهه آزادي در جريان اصلاحات خاطرنشان كرد: اين‌كه افراد يا عناصري اعلام موجوديت يك اتحاديه يا گروه جديد را مي‌كنند، دست خودشان است و ما نمي‌توانيم مانع تشكيل چنين گروه‌هايي شويم. اما ائتلاف اصلاح‌طلبان كه از حدود 9 ماه گذشته شكل گرفته متشكل از احزاب عمده و پرطرفدار اصلاح‌طلب است؛ هرچند كه راه براي همگان باز است و همه كساني كه فكر و انديشه اصلاح‌طلبانه دارند مي‌توانند به اين ائتلاف بپيوندند.

موسوي لاري گفت: ما اصلا نگران نيستيم كه افرادي به تنهايي حزب و ائتلاف جديدي تشكيل دهند. معتقديم جريان اصلاح‌طلب حول محور ستاد ائتلاف شكل گرفته و اين ستاد متشكل از همه‌ احزاب بزرگ اصلاح‌طلب است. حال اگر دوستاني مي‌خواهند به آن بپيوندند كه بپيوندند يا نپيوندند مختارند. اما در كل ما اصلا نگران اين نيستيم كه افراد و گروه‌هايي در جريان اصلاح‌طلب بخواهند مستقل وارد عرصه‌ انتخابات شوند؛ چراكه در جريان مقابل به صورت جدي اين اختلافات وجود دارد و گروه‌هاي مختلف با پيشينه‌هاي متفاوت در اين جريان فعاليت مي‌كنند. وزير سابق كشور تاكيد كرد: باورم نيست كه متوليان امر انتخابات بخواهند مسير را به سمت انسداد ببرند.

سراغ نظارت بين‌المللي نرويد

رييس شوراي سياست‌گذاري ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان هم‌چنين در پاسخ به سوال ديگري گفت: ساز و كار قانوني براي برگزاري يك انتخابات سالم در داخل كشور وجود دارد. قوانين موضوعه ما به گونه‌اي است كه شرايط برگزاري يك انتخابات سالم را فراهم كرده است. بنابراين به هيچ عنوان به حضور بيگانگان نيازي نيست. البته متاسفانه تنگ‌نظري‌ها توسط يك جريان و مايوس كردن مردم توسط جريان ديگر تاثير خوبي ندارد. ما به عنوان جريان اصلاح‌طلب نه جرياني را كه مايوسي ايجاد مي‌كند قبول داريم و نه دعوت از ناظران بين‌المللي را تاييد مي‌كنيم.

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري خاطرنشان كرد: شوراي نگهبان و هيات‌هاي اجرايي به عنوان دو ركن اصلي تصميم‌گيرنده بايد بر مدار قانون حركت كنند تا حق هيچ كانديدا يا گروهي تضييع نشود و بايد تلاش كنند كه سليقه‌اي عمل نكنند.

موسوي لاري ادامه داد: به كساني هم كه احتمال مي‌دهند نظارت بين‌المللي مشكلي را حل مي‌كند، توصيه مي‌كنيم سراغ اين قضيه نروند؛ چراكه چارچوب و مقررات درون كشور راهكارهايي دارد. لذا بايد به توانمندي‌هاي دروني اتكا كنيم.

وي با اظهار اين مطلب كه " شايد براي جريانات رقيب، حضور و مشاركت فراگير مردم در صحنه انتخابات خوشايند نباشد" گفت: ما در زمينه راي و رعايت مقررات و حسن جريان انتخابات هيچ مشكلي نداريم و اين مساله‌اي است كه در خرداد 76 شاهد آن بوديم. در آن مقطع علي‌رغم اين‌كه پيش از انتخابات بر روي ديوارها مي‌نوشتند بنويسيد «آقاي فلاني و بخوانيد آقاي فلاني»، اما حضور پرشور مردم، شرايط را به سمتي برد كه انتخاباتي برگزار شد كه گرچه همان زمان هم در برخي مناطق شكايات زيادي وجود داشت اما در اصل انتخابات اين نوع مسايل تاثيرگذار نبود و انتخابات پرشوري برگزار شد.

موسوي لاري با تاكيد بر اين‌كه "علاقه‌مندان به مصالح ملي كه خود را خدمتگزار مردم مي‌دانند، تلاش كنند مردم هرچه پرشورتر پاي صندوق‌ها حاضر شوند" گفت: البته اين مساله به نحوه‌ تعامل دستگاه اجرايي و نظارت هم برمي‌گردد كه اجازه بدهند انتخاباتي سالم برگزار شود.

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: من فردي اميدوار هستم و معتقدم كه شوراي نگهبان و هيات‌هاي نظارت و اجرايي، قانون را رعايت مي‌كنند و مردم هم اميدوارانه در صحنه‌ انتخابات حاضر مي‌شوند. حضور مردم در صحنه، بسياري از مشكلات را رفع مي‌كند.

برگه‌هاي اخذ راي در جايي چاپ شوند كه رقبا به آن دست پيدا نكنند

وي هم‌چنين در پاسخ به اين پرسش كه چرا در انتخابات ثبت نام نكرديد؟ گفت: من از شش ماه پيش تا كنون چندين بار اعلام كردم كه بنا ندارم در انتخابات ثبت نام كنم و به همين علت رياست شوراي سياست‌گذاري ائتلاف اصلاح‌طلبان را به عهده گرفتم براي آن‌كه بتوانم به يك نسبت در اختيار جريان اصلاحات باشم. وي در پاسخ به پرسش ديگري درباره عده‌ زنان ثبت نام كننده و سهميه‌ 30 درصدي آنان گفت: خانم‌ها بيش از آن شركت كرده‌اند اما اين‌كه آيا سهميه‌ 30 درصدي به آن‌ها مي‌رسد، بحث بعدي ماست. در تهران نيز تعداد داوطلباني كه مي‌توانند مورد حمايت ما باشند بيش از دو برابر مورد نياز است. از جمله وزرا و استانداران و ساير مديران دولت آقاي خاتمي. بنابراين به نظر مي‌رسد تركيبي كه در ليست قرار مي‌گيرد يعني در چينش نهايي آن افراد باسابقه و باتجربه و فرهنگي حضور خواهند داشت. خبرنگار ديگري درباره‌ برگزاري مناقصه از سوي وزارت كشور براي برگه‌هاي راي پرسيد كه موسوي لاري در پاسخ گفت: تعرفه‌ها و برگه‌هاي اخذ راي و اين‌كه چه چاپخانه‌اي آن را چاپ كند مهم نيست. موضوع اصلي اين است كه در جايي چاپ شود كه تحت نظارت باشد و سريال‌هاي آن‌ها محفوظ بماند. اطمينان داشته باشيم كه اين تعرفه‌ها تكراري نباشند. يعني در جايي كه اوراق بهادار را چاپ مي‌كنند، چاپ شود. در عين حال به گونه‌اي نباشد كه رقبا به آن دست پيدا كنند. اين تضميني است كه بايد وزارت كشور بدهد. يعني تعرفه‌ها تا روز اخذ راي دراختيار وزارت كشور باشند و احزاب و گروه‌هاي رقابت‌كننده به آن دسترسي نداشته باشند.

رسانه نداريم اما رابطه مان با رسانه ها خوب است

موسوي‌لاري درباره مسائل تبليغاتي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان گفت: ما دو مشكل اساسي داريم؛ اول آن‌كه پول نداريم و دوم آن‌كه رسانه نداريم اما يك امكان داريم كه ديگران آن را ندارند و آن هم رابطه‌ خوب ما با اصحاب رسانه است. وي ادامه داد: حتي برخي رسانه‌ها كه مديران و مسوولان آن با ما رابطه‌ خوبي ندارند، كادر آن رسانه با ما رابطه خوبي دارند و ارتباط قوي با مجموعه‌ صاحبان رسانه، يكي از امكانات خوب ماست. رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در پاسخ به سوالي درباره‌ استفاده اين ستاد از شبكه‌هاي ماهواره‌اي و شبكه‌هاي خارج از كشور اظهار كرد: استفاده از شبكه ماهواره‌اي را آقاي كروبي پي‌گيري كردند كه ديديم ناكام ماند. ما نيز اين تجربه‌ ناكام مانده را دوباره امتحان نخواهيم كرد. كما اين‌كه نيازي هم به اين كار وجود ندارد كه يك هزينه‌ اضافي به وجود آوريم، بلكه از همين امكانات دروني استفاده خواهيم كرد.

وزير سابق كشور تاكيد كرد: استفاده از امكانات مقبول و مشروع كه متضمن منافع خودمان و منافع ملي باشد را حق مسلم مي‌دانيم. اما حال كه رسانه ملي با ما همكاري درستي نمي‌كند، لااقل رسانه‌هاي ديگر به ما كمك كنند.

نوع نگاه افكار عمومي به اصلاح‌طلبان مثبت است

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ادامه‌ اين كنفرانس مطبوعاتي درباره‌ برگزاري يك انتخابات قابتي عنوان كرد: معتقدم متوليان امر انتخابات در اين مقطع حساسيت كشور و نامگذاري امسال به نام سال اتحاد ملي را به خوبي درك مي‌كنند و شرايط پيراموني كشور و مشكلات معيشتي و گراني‌هاي كمرشكن را مي‌بينند. لذا رفتاري كه بين اقشار مختلف فاصله بياندازد را تكرار نمي‌كنند.

موسوي لاري در ادامه با اعتقاد به اين‌كه " نوع نگاه افكار عمومي به اصلاح‌طلبان مثبت است و آن‌ها حتما كانديداهاي اصلاح‌طلب را در اكثر موارد مورد تاييد قرار مي‌دهند" افزود: البته اگر شرايط به گونه‌اي باشد كه ما امكان انتقال پيام به مردم نداشته باشيم و كانديداهاي‌مان از گردونه خارج شوند كارمان دچار مشكل مي‌شود. معتقدم در مجلس هشتم به مراتب بيشتر از مجلس هفتم اصلاح‌طلبان حضور خواهند داشت.

تخريب چهره‌ها و بداخلاقي‌هاي انتخاباتي فضاي انتخابات را تهديد مي‌كند

رييس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در پاسخ به پرسش خبرنگار ديگري خاطرنشان كرد: من نمي‌خواهم بگويم بداخلاقي‌هايي در عرصه‌ انتخابات ديده نمي‌شود و همه رفتارها بر اساس موازين قانوني است و همه سعي مي‌كنند قانونمند رفتار كنند و البته مدعي نيستم كه كمبودها و كاستي‌هايي وجود ندارد، بلكه معتقدم كه متاسفانه امروز تخريب چهره‌ها و بداخلاقي‌هاي انتخاباتي امري است كه فضاي انتخابات را تهديد مي‌كند و درباره تاييد صلاحيت‌ها نيز نگرش‌هاي تنگ‌نظرانه‌اي وجود دارد كه ممكن است خيلي‌ها را از گردونه‌ رقابت خارج كند. اين را هم مي‌دانيم كه رقيب ما امروز به اين اميدوار است كه از طرقي، رقيب خود يعني اصلاح‌طلبان را از صحنه خارج كند و به توانمندي‌هاي خود تكيه نمي‌كند. اما در هر حال اميدواريم متوليان اين درايت را داشته باشند كه تسليم خواست جناح‌ها و يك سليقه‌ خاص نشوند و با تكيه بر قانون، زمينه براي حضور همگان را در صحنه‌ انتخابات فراهم كنند. شايد هفته‌ آينده كه نتيجه تعيين صلاحيت‌ها مشخص مي‌شود من به دليل اين خوشبيني شكست بخورم و شايد اين اميدواري من درست نباشد. اما در هر حال به اين قضيه اميدوارم.

ناصري : نگاه‌مان يك نگاه ملي و درون نظام است

عبدالله ناصري سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در ابتداي اين جلسه خاطرنشان كرد: با توجه به پايان مرحله‌ اول انتخابات يعني ثبت نام‌ها و شركت اعضاي ستاد در سراسر كشور، در اين مرحله ضرورت ديديم كه گفت‌وگويي را در اين مقطع با اصحاب رسانه داشته باشيم. سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان ادامه داد: ما به عنوان ستاد ائتلاف و يك بخش قابل توجهي از جريان سياسي كشور نگاه‌مان يك نگاه ملي و درون نظام است و تمام مسايل و آمال خود را در رهگذر حوادث و رخدادهاي ملي تعقيب مي‌كنيم از اين منظر قصد داريم از اين پس نيز مسايل را پي‌گيري كنيم. وي افزود: به عنوان يك جريان سياسي درون نظام، پيش از اين از همين منظر مسايل را تعقيب كرده و در برابر سوالات و مسايل مخاطبين نيز از همين جهت پاسخگو بوده‌ايم.

 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بزغاله و ميمون  
   منتسب به سيمين بهبهانی

شنيــدم باز هم گوهر فشــاندي
که روشنـــفکر را بزغاله خواندي
ولی ايشــان ز خويشـانت نبـودند
در اين خط جمله را بيــجا نشـاندی
سخـن گفـتــی ز عدل و داد و آنرا
به نان و آب مجــانی کشــاندی
از اين نَقلت که همچون نٌقل تر بود 
هياهــو شد عجب توتــــی تکانــدی
سخن هايت ز حکمت دفــتری بود
چه کفتر ها از اين دفتر پراندي
وليــکن پول نفـت و سفره خلــــق
ز يادت رفت و زان پس لال ماندی
سخن از آسمان و ريسمان بود
دريـــغا حرفـی از جنـــگل نراندی
چو از بزغاله کردی ياد ای کاش
سلامـی هم به ميــمون ميرساندي


 


با قطع اميد از ادامه مذاکره با رهبر
سران نظام، دسته جمعی با هم قهر کرده اند!

 

در محافل سياسی ايران، اين راز نگوئی نيست که در راس حاکميت جمهوری اسلامی و ميان ارشد ترين مقامات، کار از شکر آب گذشته و بر سر انتخابات آينده مجلس همه با هم قهر کرده اند. اين قهر، بتدريج و با قطع اميد از ادامه مذاکره با رهبر بر سر انتخابات آينده و بی نتيجه بودن تلاش برای کشيدن ترمز دستی شورای نگهبان آغاز شد و با سفر رهبر به يزد که در واقع نمايشی بود در پايگاه محمد خاتمی و سپس سخنرانی ماه محرم او از هر زمان ديگری علنی تر شد.

ثبت نام داوطلبان مجلس هشتم، عملا نشان داد که بسياری از چهره ها که به نتيجه بخش بودن مذاکرات پشت پرده با رهبر اميدوار بودند، با آگاهی از شکست مذاکرات خود را عقب کشيده اند. خاتمی سفرهای نوبتی خود به استان ها، برای تشويق مردم به شرکت درانتخابات را متوقف ساخت و همزمان با وی، هاشمی رفسنجانی و مهدی کروبی نيز در پايتخت مانده و از سفرهای انتخاباتی چشم پوشی کردند. برف و سرما بهانه خوبی برای قطع سفر ها بود، اما واقعيت به برف و سرمای اخير ارتباطی ندارد، بلکه به رابطه بشدت سرد ميان آنها با رهبر باز می گردد. شماری از اصلاح طلب ها، عليرغم سخنرانی اخير رهبر که بوش را طرفدار اصلاح طلب ها معرفی کرد و خواست آنها را از ثبت نام ها و رد صلاحيت بترساند، برای مجلس هشتم ثبت نام کرده اند، با اين اطمينان که اوضاع آنقدر وخيم هست که سرانجام تن به نوعی تنوع در مجلس هشتم بدهند. همزمان با سکوت و کنار کشيدن چهره هائی كه از آنها نام برده شد، رهبران موتلفه اسلامی که تا کنون مثل توپ ميان دولتی ها، روحانيون سنتی، جامعه روحانيت، دفتر رئيس مجلس خبرگان و... سرگردان بودند و گوشه چشمی هم به اصلاح طلب ها نشان ميدادند، ناگهان به قُدقُد افتاده و کلمات قصار رهبر درباره حمايت بوش از اصلاح طلب ها را تکرار می کنند. ظاهرا جهت باد را توانسته اند تشخيص بدهند! اين، همزمان است با صريح تر شدن روز به روز انتقاد ها از آن اتهامی که رهبر به اصلاح طلب ها زد. شايد شاه بيت اين انتقادها آن باشد که "بوش با اين جمله، می دانست که اصلاح طلب ها را در منگنه می گذارد وبرای همين نيز آن را گفت، تا دولت و حاکميت کنونی در ايران بر سر کار بماند و به سياست دو سال اخير خود ادامه بدهد، زيرا اين سياست دقيقا همان است که امريکا برای سياست های منطقه ای خود و حتی برای پيروزی جمهوريخواهان درانتخابات آينده به آن احتياج دارد."

شماری از سران که از توان و يا تمايل رهبر برای تاثير گذاری بر شورای نگهبان و ترکيب تحميلی مجلس هشتم نا اميد شده اند، اعتقاد دارند هنوز هم بايد او را با سياستی که در پيش گرفته رها کرد تا سرش محکم تر از اين به سنگ خورده و بالاخره بتوان تکليف اين تمرکز قدرت دردست يک نفر را روشن کرد.

انتخابات مجلس هشتم، از پيچ های بزرگی می خواهد بگذرد. اين هنوز ابتدای راه است!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

شاملو به اين جرم
سنگ قبرش را شکستند!

چشم ديدن شاملو را نداشتند، تحمل سنگ قبرش را هم ندارد. به همين دليل ساده که از کتاب کوچه اش می خوانيد! کتاب نيست، فرهنگ کوچه است در 11 جلد!


بن بست، سينه خيز، منطقه به منطقه پيش می آيد. اين عکس ها از سايت احمد باطبی گرفته شده


کلاس آموزش
برای آنکه مرده به کفنش ....

کلاس آموزش کفن کردن، برای جلوگيری از ن... مرده به کفن. گذراندن دوره کارشناسی نحوه خاک سپاری پس از گرفتن تائيديه از سوی حراست قبرستان ها امکان پذير است.( عکس ها از سايت "شيعه نيوز" است.)

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

منشور اخلاقی انتخابات

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

po_nabavi_01.jpg

در راستای اینکه همچنان سرما و یخبندان برقرار و گاز قطع است و به دلیل اینکه دولت ‏مستضعف میهن عزیزمان پول ندارد و نمی تواند پول برق ترکمنستان را به این کشور بدهد، اما ‏می تواند پول نفت را به نیکاراگوئه و بولیوی بدهد و با عنایت به اینکه « ناصر سودانی» نماینده ‏محترم مجلس که در دیدار رئیس جمهور معجزه آسای کشوراز مجلس، ته مانده آب او را خورده ‏بود، اعلام کرد که « تنها علت خوردن آب رئیس جمهور در مجلس، تشنگی اینجانب بود» و با ‏توجه به اینکه سه دانشجوی زندانی که سه هفته قبل تبرئه شده و دو هفته قبل دستور آزادی شان ‏صادر گشته و یک هفته قبل وثیقه شان هم تامین شده، ولی تا هفته بعد و شاید هفته ها بعد آزاد ‏نشوند، نیروی دریایی آمریکا اعلام کرد که موضوع تهدید ناوهای آمریکایی یک « شوخی ‏رادیویی» بود و انگار که اصلا چیز مهمی نبود. به همین دلیل که نه، ولی به دلیل رسیدن وقت ‏انتخابات، سردار افشار فرمانده بسیج سابق و یکی از عوامل اصلی بداخلاقی های انتخاباتی در ‏انتخابات قبلی که به دلیل موفقیت های قبلی بسیج در انتخابات معاون وزیرکشور و مسوول مستقیم ‏برگزاری انتخابات شده است، اعلام کرد: « پیش نویس منشور اخلاق انتخاباتی تدوین می شود.» ‏ناظران نسبتا آگاه پیش نویس منشور اخلاق انتخاباتی را در کشوی میز معاون وزارت کشور بود، ‏یافته و برای منور شدن افکار امت منورالفکر مملکت منتشر کرد.‏

اصول منشور اخلاق انتخاباتی وزارت کشور به این شرح گزارش می شود:‏

اصل اول: با توجه به اینکه مخالفان انقلاب از جمله عناصر آمریکا و چپ های ضدآمریکایی و ‏منتقدین دولت و اصلاح طلبان و سایرین نامحرم محسوب شده و هر نوع ارتباط با نامحرم از جمله ‏رای دادن به او، یک عمل غیراخلاقی است، به نامحرمان رای ندهید.‏

اصل دوم: با توجه به کرامت انسانی و ضرورت مبارزه با شیطان، هوای نفس را رها کنید و پس ‏از رها کردن هوای نفس اگر رایحه خوش خدمت را استشمام کردید، به لیست رایحه خوش دولت ‏رای دهید.‏

اصل سوم: با توجه به اینکه اخلاق و جوانمردی در برخورد با مومنین و مومنات لازم بوده و ‏برادر مومن نباید اسرار برادر یا خواهر مومن و مومنه خود را فاش کند و باید همچون حضرت ‏حق ستارالعیوب باشد، از هر نوع افشاگری مومنین خودداری و در عوض هر نوع افشاگری که ‏خواستید در مورد غیرمومنین، از جمله اصلاح طلبان، نهضت منافق آزادی و سایر مخالفین و ‏رقبای دولت بکنید. از کلیه نامزدها درخواست می شود اخلاق اسلامی را در برخورد با مومنین ‏بنمایند و در عوض هر چقدر خواستند منافقین را بنمایند.‏

اصل چهارم: از کلیه نامزدها درخواست می شود برای رعایت اخلاق اسلامی از دادن هر نوع ‏وعده دروغ در مورد آوردن نفت به سفره، ایجاد مدیریت علمی، مبارزه با قله های ثروت، افشای ‏مفسدین اقتصادی، دادن وام ازدواج، تولید انرژی هسته ای خودداری نموده و مثل رئیس جمهور ‏محبوب، فقط وعده هایی بدهند که می توانند آنها را برآورده کنند.‏

اصل پنجم: در راستای اینکه از نظر اخلاقی احترام بزرگتر واجب بوده و در حال حاضر از نظر ‏سنی و قانونی و تاریخی، شورای محترم نگهبان بزرگتر از همه محسوب می شود، از کلیه ‏نامزدها درخواست می شود، برای احترام اخلاقی به بزرگتر، از هرگونه اعتراض به رد ‏صلاحیت، دزدیده شدن صندوق، راه ندادن خبرنگاران به وزارت کشور، تبلیغات تلویزیونی ‏نامزدها، تغییر نام انتخاب شده ها و موارد دیگر خودداری نمایند تا باعث ناراحتی بزرگترها ‏نشوند.‏

اصل ششم: در راستای اینکه از نظر اخلاقی این سفارش که گفته شده است« الجار ثم الدار» ‏بنابراین رعایت مروت و عدالت برای همسایگان امری لازم بوده و اجرای انتخابات آزاد در ‏کشورهای همسایه از جمله عراق، فلسطین، لبنان، آمریکا بر دولت ایران امری اخلاقی است. به ‏همین دلیل از کلیه مردم عزیز و بااخلاق و نامزدهای خودی دعوت می شود از هرنوع انتخابات ‏آزاد در کشورهای همسایه دفاع نموده و بعدا که ما همسایه خودمان شدیم، در کشور خودمان هم ‏رفراندوم و انتخابات آزاد برگزار می کنیم.‏

اصل هفتم: از آنجا که کضم غیظ و فرو بردن خشم یک سنت حسنه اخلاقی است، از کلیه نامزدها ‏و ملت درخواست می شود در صورت مشاهده مواردی مانند رد صلاحیت، تقلب در انتخابات، ‏کتک خوردن نامزدها، تعویض آرا، دزدیدن صندوق خشم خود را فرو داده و بعد از فرو دادن ‏آرامش خود را حفظ نمایند و چون ما همه در محضر خدا هستیم، اجازه بدهند خداوند خودش راسا ‏به تخلفات رسیدگی نموده و توکل داشته باشند.‏

اصل هشتم: در راستای این که به جا آوردن صله رحم امری اخلاقی و پسندیده می باشد که در ‏روزهای انتخابات اولویت بسیار دارد، به کلیه مسوولان اجرایی و نظارتی انتخابات توصیه ‏اخلاقی می گردد که حتما یک هفته قبل از انتخابات به دیدار خویشان و نزدیکان و بخصوص ‏باجناق های خودشان و رئیس جمهور و وزیر کشور رفته و ضمن به جا آوردن صله رحم، از آنان ‏درخواست کنند که برای گرم شدن کانون خانواده حتما در امر نظارت بر صندوق ها اهتمام ‏ورزند. ‏

اصل نهم: در راستای حفظ کیان خانواده که از اهم مسائل اخلاقی بوده، برکلیه مومنین فرض است ‏که در روز انتخابات لیست هایی که برادرتان ایمانی آنان از برادران ایمانی دیگر آنان دریافت ‏کرده اند، به خانواده داده و کانون گرم خانواده را نیز حتما با خودشان پای صندوق رای ببرند تا به ‏برادران ایمانی خود رای دهند و اگر کانون گرم خانواده آنها خواستند به نامزدهای اصلاح طلبان ‏یا نهضت آزادی رای بدهند، به او بگویند اخلاقا خفه شو و به همین که گفتم رای بده.‏

اصل دهم: با توجه به اصل اخلاقی قناعت که گفته شده است« چشم تنگ مرد دنیادار را، یا قناعت ‏پر کند یا خاک گور» از کلیه مردم عزیز درخواست می شود، از خواسته های مادی کثیف خود ‏چشم پوشیده و به نامزدهای خودمان قناعت نمایند که خداوند یک در دنیا و هزار در آخرت به آنها ‏عوض بدهد. ‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نگرانی از دخالت دولت در انتخابات

خبرسازی های جعلی و جمع آوری اطلاعات درباره نامزدها - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

entekhabat.jpg

ناصر ايراني

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله روز يکشنبه خود نسبت به "دخالت دولت در انتخابات" ابراز نگراني کرد. دخالتی که ‏نگرانی از آن این روزها اذهان بسیاری از فعالین و گروه های مختلف سیاسی رابه خود مشغول کرده است. ناظران سیاسی به نوشته ‏روزنامه های تهران حتی سپردن چاپ برگه های رای از سوی وزارت کشور به بخش خصوصی را بخشی از دخالت دولت در ‏انتخابات دیده و نسبت به آن حساسیت نشان داده اند. ‏

روزنامه جمهوری اسلامی در مقاله خود با يادآوري اينکه مسئولان شوراي نگهبان و دولت بايد "در بررسي صلاحيت داوطلبان به ‏قانون عمل کنند و از چارچوب قانون تجاوز ننمايند" خواستار "بي طرفي مسئولان دولتي" و "بي طرفي تبليغاتي" شده است. این ‏روزنامه با اشاره به بخشي از رسانه ها و امکانات تبليغاتي که در اختيار نظام است، تاکيد کرده است: "رسانه ملي به دليل آنکه به ‏همه مردم تعلق دارد بايد کاملا بي طرف عمل کند و کار خود را روي تشويق مردم به حضور در پاي صندوق هاي راي متمرکز ‏نمايد." اين روزنامه هشدار داده که "اگر اين اصول رعايت نشوند آراء مردم به طرف کساني متمايل خواهد شد که حقوق قانوني آنها ‏رعايت نمي شود و چنين چيزي به هيچ وجه به نفع نظام و کشور و ملت نخواهد بود." ‏

به نظر می رسد اخيرا اصولگرايان مجموعه اي از تحركات تبليغاتي را به كارگرفته اند كه خلاف آرمان هايي بوده است كه انقلاب ‏اسلامي ايران منادي آن بوده است. درعمليات جنگ رواني كه اصولگرايان از رسانه هاي خود آن را دنبال مي كنند مي توان به ‏خبرسازی های روزنامه های هوادار دولت درباره اصلاح طلبان اشاره کرد و از جمله اقدام روزنامه جام جام و یک خبرگزاري ‏وابسته به جناح اصولگرا اشاره كرد که مصطفي تاج زاده عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب با ارسال نامه اي به روزنامه جام ‏جم نقل آن را تكذيب كرد. جام جم نوشته بود: " تاج زاده از اعضاي جبهه مشاركت گفته بود كه در صورت لزوم از ناظران بين ‏المللي براي انتخابات دعوت مي كنيم" [ شنبه 22/10/86]، تاج زاده در تكذيب اين خبر براي روشن شدن افكار عمومي با نوشتن ‏يك نامه شش بندي اعلام كرد كه وي پس از ثبت نام در مصاحبه با خبرنگاران كه مشروح آن در تارنماي بهارستان ( سايت ستاد ‏ائتلاف اصلاح طلبان ) درج شده،‌ گفته كه: "انتخابات مجلس هشتم يك آزمون بزرگ براي اصولگرايان و آقاي احمدي نژاد است كه ‏آيا آنان خود را قيم مردم نابالغ مي دانند يا خدمتگزاران مردم بالغ و آيا اعتماد به نفس دارند تادر يك رقابت انتخاباتي حق انتخاب را ‏به مردم بدهند يا نه قرار است داوطلبان را به صورت فله اي رد صلاحيت كنند و به صورت قطره چكاني تأييد صلاحيت". سپس ‏اظهار اميدواري كرده كه "آقاي احمدي نژاد به اندازه كمونيست هاي آمريكايي لاتين و متحدين خود يعني آقايان چاوز، مورالس و ‏اورتگا ظرفيت برگزاري انتخابات آزادو سالم را داشته باشد" و تأكيد كرده: "اميدواريم كه در اين انتخابات نمايندگان همه گرايش ها ‏بتوانند حضور داشته باشد و انتخابات چنان سالم برگزار شود كه كسي به فكر دعوت از مراجع بين المللي براي نظارت بر انتخابات ‏نباشد و اين امر صد در صد به عملكرد اصولگرايان بستگي دارد كه فارغ از نظارت بين المللي آيا حاضرند انتخابات را سالم ‏برگزار كنند يا خير".‏
‏ ‏
تاج زاده تاكيد مي كند كه جمله كذب فوق را اولين بار خبرگزاري فارس به نقل از يك خبرنگار نامشخص عنوان كرده است و اين ‏خبرگزاري اعلام نكرده كه او اين جملات را كجا گفته و چرا هيچ خبرگزاري ديگري كه خبرنگارانش در مصاحبه حضور داشتند ‏آن را نقل نكرده اند.‏

به نوشته اعتماد نيز يك نشريه سپاه اظهارات اخير سعيد حجاريان را در راستاي انقلاب‌هاي مخملي دانست. دفتر سياسي سپاه در ‏بولتن روزانه خود، مطلبي را با عنوان پيشنهاد براندازي خاموش حجاريان منتشر ساخته است. در اين مطلب با اشاره به سخنان ‏حجاريان در زمينه انقلاب آرام در لهستان به رهبري لخ‌والسا آمده:" سعيد حجاريان با ابهام و اشاره به نخبگان حرف مي‌زند و شايد ‏سخنان او براي همه مردم ايران شفاف نباشد". دفتر سياسي سپاه پاسداران با خيانت ‌آميز خواندن نظريه انقلاب نارنجي مي‌نويسد:" ‏حجاريان خواهان حركت‌هاي شديد در قالب انقلاب نارنجي است اما از ترس مردم آن را در قالب انقلاب لهستان ارائه مي‌كند". ‏

در چنین شرایطی ناظران سياسي اين سئوال را مطرح مي كنند كه با اين بهانه ها آيا چهره های اصلی اصلاحات در معرض ‏تعرض های جدیدی قرار دارند؟ ‏

روزنامه تازه تاسیس كارگزاران نيز به ادعاي جديد فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت اشاره كرد كه راست سنتي را آمريكايي ذكر ‏مي كند. كارگزاران نوشت:" در ادامه حملات به نيروهاي سياسي با محتواي تحت‌الحمايه آمريكا بودن پس از اصلاح‌طلبان و ‏نيروهاي منتقد، ‌نوبت به راست سنتي رسيد تا از سوي همسر سخنگوي دولت اين اتهام را متوجه خود ببيند. فاطمه رجبي در اين ‏باره مدعي شد: اگرچه امروز بوش براي تسخير مجلس هشتم رسما از اصلاح‌طلبان ايران حمايت مي‌كند، ‌اما در هدايت سنتي‌هاي ‏مافياگر نيز كوتاهي نداشته است".‏
‏ ‏
‎‎چرا افروغ نيامد؟‎ ‎

در مجموع رفتارهای غير اخلاقي منجر به آن شده كه برخي از اصولگرایان همچون دكتر عماد افروغ اعلام كنند كه درانتخابات ‏شركت نمي كنند. افروغ به روزنامه اعتماد گفته كه علت عدم کانديداتوري اش در انتخابات مجلس هشتم، قرباني شدن اخلاق توسط ‏سياست و فاقد پشتوانه نظري بودن رفتارهاي سياسي است. ‏

نماينده تهران در مجلس هفتم و عضو ارشد اصولگرايان مستقل برخلاف برخي از همفکرانش همچون باهنر و توکلي بر وعده ‏خويش باقي ماند و در انتخابات مجلس هشتم ثبت نام نکرد.عضو فراکسيون فرهنگي مجلس در گفت وگو با مهر دلايل نيامدنش به ‏رقابت هاي انتخاباتي را چنين توضيح داد: "نيامدم چون مي خواهم کار علمي و روشنفکري انجام دهم. ظاهراً بر عکس شده و ‏حقيقت گرايي ها فداي منفعت گرايي ها شده و جالب اين است که اين منفعت گرايي ها توسط عده يي لباس اخلاق بر تن کرده است. ‏يعني اگر کسي حقيقت گراتر، ساده زيست تر و انقلابي تر باشد مورد اتهام واقع مي شود و اگر کسي در عمل منفعت گرا، ملاحظه ‏کارتر و اهل تملق، ساکت و صامت باشد و توجيه گر وضع موجود، به وسيله مدعيان به عنوان يک چهره ارزشي جلوه داده مي ‏شود."‏
‏ ‏
افروغ با بيان اينکه "از نزديک شاهد بسياري از بي اخلاقي ها بوده و البته مايل نيستم مباحث شخصي خود را مطرح کنم"، ‏خاطرنشان کرد:" وقتي شبنامه يي در مورد بنده جعل مي شود و به مقامات ذي ربط شکايت مي کنم و براي آنان مسجل مي شود که ‏علاوه بر جعلي بودن، يک دستگاه اقدام به جعل اين شبنامه کرده و بايد اين اطلاعات را افشا کنند و نمي کنند، نمي دانم امور تا کي ‏مي خواهد برپايه مصلحت اداره شود. آيا قرارمان از ابتدا اين بوده؟ آن روزي که ملت شريف شعار استقلال، آزادي، جمهوري ‏اسلامي سردادند، خون دادند و تمام آرزوهاي تاريخي خود را به پاي اين انقلاب هديه کردند و تبلور آن آرزوها را در اين انقلاب ‏جست وجو کردند، آيا به دنبال بقا به هر قيمتي بودند؟" ‏

‎‎اثبات شایعات ‏‎‎

اما سايت نوروز، جانشین روزنامه ای به همین نام، و بیانگر نظریات جبهه مشارکت، اطلاعات ويژه روزنامه جمهوري اسلامي را ‏تكميل كرد و از پروژه وزارت كشور براي ردصلاحيت‌هاي فله‌اي خبرداد. براساس اخبار سايت نوروز،منابع مطلع در وزارت ‏کشوراعلام كرده اند كه اين وزارتخانه كار گسترده‌اي را براي پرونده‌سازي عليه داوطلبان انتخابات و ردصلاحيت‌هاي فله‌اي در ‏هيات‌هاي اجرايي تدارك ديده است.در اين زمينه، يک منبع نزديك به وزارت کشور در گفت‌وگو با خبرنگار نوروز از ارسال ‏نامه‌اي از سوي اين وزارتخانه به نهادهاي چهارگانه مسؤول بررسي مستندات و سوابق كانديداها ارسال کرده و از آنها مواردي را ‏استعلام کرده که علاوه بر اينکه در انتخابات گذشته سابقه بررسي اين موارد وجود نداشته است، بلکه فراتر از مواردي است که به ‏لحاظ قانوني براي بررسي صلاحيت کانديداها پيش‌بيني شده است.‏

به گفته اين منبع خبري، در نامه وزارت كشور كه ظاهرا از سوي سردار افشار رييس ستاد انتخابات ارسال شده، به وزارت ‏اطلاعات، نيروي انتظامي، دادگستري و ثبت احوال براي نخستين بار اعلام شده كه ارسال مستندات و سوابق نامزدهاي انتخابات نه ‏تنها در 5 روز تعيين‌شده در قانون، بلكه تا روز برگزاري انتخابات [24 اسفندماه] ممكن است. ‏

اين منبع آگاه همچنين گفت:" وزارت کشور از مراجع جديدي نظير بسيج و سازمان بازرسي نيز استعلام کرده است. هدف از ‏استعلام از سازمان بازرسي و نهادهاي مشابه آن است كه اگر کانديدايي در اين سازمان‌ها پرونده‌اي دارد و هنوز حکم آن پرونده در ‏دستگاه قضايي مشخص نشده است، از آن اطلاع يابد و عملا «اصل برائت» كه مجرميت افراد را منوط به حكم دادگاه صالحه ‏مي‌داند، منتفي ساخته است".‏

آنطور كه اين منبع آگاه به نوروز خبر داده، وزارت كشور از دادگستري هم خواسته تا همه محکوميت‌هاي افراد اعم از مؤثر و ‏غيرمؤثر را به هيات‌هاي اجرايي اعلام کنند. در نامه مذكور همچنين خواسته شده كپي همه پرونده‌ها و همه صفحات پرونده‌هاي ‏افراد [چه حکم آنها برائت بوده باشد و چه محکوميت]، به اين وزارتخانه ارسال شود.‏

اين منبع آگاه افزود:" وزارت کشور همچنين خواسته است که مراجع مذكور، نوع اتهامات کانديداها، اظهارات و اقارير آنها در ‏مراجع انتظامي و قضايي و تصميمات دادگاه را ارسال کنند كه اين مساله از يك پرونده‌سازي گسترده عليه نامزدهاي انتخابات با ‏هدف ردصلاحيت‌هاي فله‌اي حكايت دارد.‏

‎‎خطرات پيش رو‎‎

اما روزنامه جمهوري اسلامي تنها به اخبار مذكور براي هشداردادن درباره آنچه دخالت دولت درانتخابات نام مي نهد، اكتفا نكرد و ‏درستون جهت اطلاع سه روز بعد از آن به مناقصه چاپ برگه هاي راي اشاره كرد. براساس اطلاعات این روزنامه همه ساله و ‏در زمان انتخابات، چاپ برگه هاي راي توسط چاپخانه هاي دولتي و با حساسيت خاص چاپ مي شد ولی امسال وزارت كشور در ‏اقدامي تازه با درج آگهي در روزنامه يك مناقصه عمومي براي چاپ آن برگزار كرده است.‏

‏ به گزارش عصر ايران در اين آگهي كه توسط اداره كل پشتيباني وزارت كشور منتشر شده آمده است: "وزارت كشور در نظر دارد ‏انجام عمليات ليتوگرافي چاپ باركدگذاري شماره گذاري صحافي و بسته بندي برگ هاي راي و تعرفه مورد نياز انتخابات را از ‏طريق مناقصه عمومي واگذار نمايد". در ادامه اين آگهي كه در يكي از روزنامه هاي روز پنج شنبه درج شد، از كليه واجدين ‏شرايط خواسته شده جهت دريافت اسناد و شرايط مناقصه حداكثر ظرف مدت 3 روز به ستاد مركزي وزارت كشور مراجعه كنند. ‏اين كار در طول 28 سال گذشته بي سابقه بوده، زيرا مراقبت از اين برگه ها از حساسيت ويژه اي برخوردار است.‏

كارگزاران نيز با تاييد خبر روزنامه جمهوري اسلامي، محل انتشار آگهي وزارت كشور در باره مناقصه چاپ برگه هاي راي را ‏روزنامه ايران ذكر و به نقل از يك مقام سابق وزارت كشوراعلام كرد كه در 28 سال گذشته چنين موضوعي بي‌سابقه است زيرا ‏صرف‌نظر از اينكه برگزاري مناقصه، انتخاب پيمانكار و انجام مراحل چاپ، برش، باركدگذاري و غيره 40 ميليون برگه رأي در ‏خوشبينانه‌ترين حالت حداقل سه هفته وقت خواهد برد. آن هم در حالیکه این برگه ها باید حدودا يك ماه پيش از آغاز انتخابات در ‏شهرستان‌ها توزيع شود و لذا حساسيت ويژه‌اي براي مراقبت از چاپ اين برگه‌ها نياز است. موضوعي كه واگذاري انجام آن به ‏بخش خصوصي را بحث‌برانگيز مي‌كند.به ویژه آنکه باید مراقب بود حتي يك برگه رأي از چاپخانه خارج نشود؛ کاری که قاعدتا در ‏یک چاپخانه خصوصی دشوار است.‏

با اين همه به نوشته كارگزاران، مصطفي پورمحمدي از اقدام وزارت كشور در برگزاري مناقصه عمومي براي واگذاري مراحل ‏چاپ، ليتوگرافي و باركدگذاري برگه‌هاي رأي به بخش خصوصي دفاع كرده و گفته است: "قيمت براي ما مهم است. ما مناقصه ‏برگزار مي‌كنيم و گروهي كه قيمت مناسب‌تري پيشنهاد دهد، انتخاب مي‌شود.به اين ترتيب هم كيفيت بالا مي‌رود و هم هزينه كاهش ‏مي‌يابد". ‏

به نوشته كارگزاران حضور نيروهاي حراست در چاپخانه هم كه براي تامين امنيت مراحل مختلف چاپ لازم است، مي‌تواند ‏مشكلاتي براي چاپخانه بخش خصوصي ايجاد كند. پورمحمدي اما معتقد است بخش خصوصي اين ظرفيت را دارد كه كار چاپ ‏برگه‌ها را برعهده بگيرد. تاكيد وزير كشور بر كاهش هزينه‌هاست، در حالیکه بحث اصلی بر سر حساسیت این برگه هاست. و در ‏برابر این حساسیت، پورمحمدي، که همه سابقه او به نهادهای امنیتی مربوط می شود، مي‌گويد:" ماموران حراست ما بر تمامي ‏مراحل كنترل خواهند داشت". ‏

بدون اینکه به این سئوال پاسخ دهد كه وزارت كشور چگونه مي تواند مردم را درباره برگزاري مناقصه متقاعد سازد و آيا ذكر ‏قيمت، توضیحی متقاعد کننده است؟ همچنين وزارت كشور چگونه مي تواند ثابت كند كه شرايط مناقصه براي همه شركت كننده ها ‏عادلانه بوده و منابع برخوردار از رانت، دخالتي در نتيجه مناقصه نداشته اند. و درنهايت اينكه در صورت نشت اطلاعات مربوط ‏به چاپ برگه هاي راي، راي گيري سراسري كشور با چه سرنوشتي مواجه خواهد شد؟‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  سرانجام تائيد شد
مرگ 71 نفر در آذربايجان شرقی
 
 
 
 

 

تبريز نيوز: مدير كل اداره پزشكی قانونی آذربايجان شرقی گفت : در زمستان امسال 71 نفر به دليل گاز گرفتگی در اين استان جان سپردند که از اين تعداد 38 نفر مرد و 33 نفر زن بودند.

به گفته اين مقام مسئول، 10 نفر نيز در جاده های استان آذربايجان شرقی بر اثر تصادف ناشی از بارش برف و لغزنده بودن سطح جاده ها  جان خود را از دست داده اند.

گفتنی است پس از انتشار گزارش تبريز نيوز و مصاحبه های مکرر انتقاد آميز از عدم اطلاع رسانی دقيق از تلفات انسانی ناشی از گاز گرفتگی و بحران سرما در آذربايجان شرقی بالاخره اين خبر امروز منتشر شد.

 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نظرات استاد محمود امجد در مورد مسائل مبتلا به جامعه

آیت الله امجد:انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است از نق نق های مردم بترسید انتقاد نکردن ها امثال معاویه را می سازد

   الان گریه هامون هم برای امام حسین(ع) باندی و حزبی شده است/فقط چند روز اول انقلاب مسلمان شده بودیم/ توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند/ خیلی بیچاره ایم  سیاست چنان ما را به هم پیچانده که وقتی جوان بچه ای حرفی می زند یک دفعه ای می بینی مراجع را علیه اش شوراندند /آنهایی که ادعا می کنند امام زمان را دیدیم مالیخولیایی دارند/ با این رشوه ها ، ظلم ها و تهمت ها استحقاق همه جور توسری خوری را داریم/ ما در قبال آتش گرفتن جوانان متهم نیستیم مجرمیم

۲۴ دی ماه ۱۳۸۶   

آیت الله محمود امجد  از اساتید  مسلم عرفان و اخلاق کشورمان  و از شاگردان و نزدیکترین یاران حضرات آیات سید محمدحسین طباطبائی ، بهاءالدینی  و بهجت می باشند.


گزیده ای از  توصیه های اخلاقی و عرفانی آیت الله محمود امجد قبلا از نظر خوانندگان محترم  خبرگزاری انتخاب  گذشت  اینبار قسمت دوم آن در قالب نظرات استاد محمود امجد در مورد مسائل مبتلا به جامعه از نظر خوانندگان محترم انتخاب می گذرد امید است مورد توجه خوانندگان عزیز قرار گیرد.



نظرات استاد محمود امجد در مورد مسائل مبتلا به جامعه



1. اعمال و رفتار ما نشان می دهند که ما  در این کشور داریم خدایی می کنیم اینکه هر چه من می گویم آن باید بشود این خدایی است ما باید در اثر بندگی خداوند خداگونه گردیم.


2. بالای همه منابر می گویند توبه کنید می گویند جوان توبه کن حال تویی که شش دهه هفت دهه ازتو گذشته ، امتحان کردی تجربه کردی و اینقدر زمین خوردی حال چطور می خواهی جوان زمین نخورد ، مشکلی دارم زدانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند نمی خواهم به کسی نمره بدهم نمره خودم زیر صفر است توبه به دست خداست خدایا به ما توفیق توبه عنایت کن.



3. چرا قرآن در ما تاثیر ندارد؟ چرا نهج البلاغه در ما تاثیر ندارد؟چون دل ما مثل سنگ شده است اگر قرآن در ما اثر نکند هیچ چیز دیگری در ما اثر نخواهد کرد.


4. دلمان راخوش کرده ایم که رفتیم عمره و کربلا ، این چه مکه ای است؟! این چه کربلایی است؟!این چه عمره ای است؟! ما وقتی کربلا می خواهیم نه اینکه واقعا برویم کربلا  با سه هزار خروار کبر ، تکبر و نجاست و با چند هزار نجاست دیگر برگردیم . عقل می گفت حسینا که تو در کربلایی عشق آهسته به من گفت که ای در دل مایی کربلا در دلت است پیاده شو کربلایی می شوی.اینکه کار یک مومنی را راه بیندازی و یک تلفن بکنی کارها می سازی این از هزار بار رفتن به کربلا بهتر است.



5. این چند روز اول انقلاب همه مان مسلمان شده بودیم شما جوانان ندیدید مردم چه می کردند ماشین با ماشین تصادف می کرد می گفتند فدای سر امام ، اینها چه شد کجا رفت؟


6. بچه های این کشور رفتند له شدند ، تکه تکه شدند آخ هم نگفتند حالا ما سر ریاست دعوا می کنیم حواستان باشد ما نوکر این ملت هستیم خدایا سوختیم داریم می سوزیم ظهور آقامون امام زمان (عج) را هر چه زودتر برسان.



7. این صهیونیست ها خیلی بدجنس هستند اینها تر که همان بدجنس هایی هستند که دوروبر حضرت موسی(ع) انواع مصیبت ها ، شکنجه ها و اذیت ها را به ایشان روا می داشتند شکنجه کردن تخصص این صهیونیست ها می باشد اینها آدم های بدی بودند چون گرفتار بودند و بد جنس بودند  خداوند حضرت موسی (ع) را برایشان فرستاد تا هدایتشان بکند ماهرچه بدجنس باشیم بدجنس تر از آنها که نیستیم خدایا فرج و ظهور آقامون را برسان.


8.  حال دنیا را بپرسیدم من از فرزانه‏ای  گفت‏ یا خوابی است ‏یا وهمی است‏یا افسانه‏ای گفتمش احوال عمر ای دل بگو با ما چیست؟ گفت: یا برقی است‏یا شمعی است‏یا پروانه‏ای گفتمش ای پنج روز نحس چون باید گذشت؟ گفت: یا خلقی و یا دلقی و یا ویرانه‏ای گفتمش اینان که می‏بینند، چرا دلی بسته‏اند گفت: یا کورند یا مستند یا دیوانه‏ای .



9.  متاسفانه  الان گریه هامون هم برای امام حسین (ع) باندی و حزبی شده است . در بحث الان لوث گریهایی می کنند و هو هو می کنند می گویند من سگم اینها غلط است زیاد در مورد این مسائل صحبت نکنیم بهتر است .


10. الان سیاست ها ما را  چنان به هم پیچانده است و متاسفانه در مسائل بی خود و بی جهت یک جوان بچه ای یک حرفی می زند یک دفعه می بینید مراجع را علیه اش شوراندند مثل اینکه دیگر در این کشور مسئله قحطی است آقا خیلی بیچاره ایم خیلی عقبیم خیلی پرتیم.



11. قبلا به این شکل که الان مرسوم شده کلمه آیت الله نبود فقط به علامه حلی آیت الله می گفتند چراکه ایشان هفت نوع فقه نوشته بودند که الان یک عمر کار دارد که آدم بفهمد حرف هایش را  ، بله شیخ انصاری یک اشکالی می کند به علامه حلی و علامه فردای آن روز پاسخ سوالش را می دهد شیخ انصاری روی مطلب بحث می کند بالا می برد پایین می آورد حالا یک طلبه در برابر مرجع تقلید می ایستد و می گوید بس کنید آقا اشکال وارد است ببینید کار به کجا  رسیده است حالی که ما در این ضَرَبَ که  ضَرب از ضَرَبَ بوده یا ضَرَبَ از ضَرب مانده ایم در صورتی که هیچکدامشان نبود.


12. با این رشوه ها ، تهمت ها ،تضییع حقوق ها ، با این شکست ها ، با این ظلم و زوری که داریم و بالاخره با این بدخواهی ها و با این اوضاعی که ما داریم استحقاق همه جور توسری خوردن را داریم.


13. نسل جوان ما آتش گرفتند من می بینم که بچه های ما در آتش هستند اینها تقصیر کی هست ؟ همه ما مسئولیم من مسئولم تو مسئولی دانشگاه مسئول است حوزه ها مسئولند بزرگان و مسئولان مملکت مسئولند جوابی پیش خدا نداریم ما مجرمیم  و باید اعتراف کنیم به گناهانمان .هر جا می روی می بینی دل امام زمان آنجا خون است من طرفدار کسی نیستم زیر پیچ کسی هم نیستم ولی این بی انصافی است که ما یک نفر را مسئول بدانیم این تذهبون؟!



14. مشکل این مملکت خودپرستی است ما مشکل دعای کمیل و دعای ندبه نداریم دعا و سر و صدا فراوان و خود پرستی هم غوغا می کندهر قبله که بینی بهتر از خودپرستی است.


15. اگر به کسی می گوییم آیت الله برای اینکه ما را به یاد خدا می اندازد اگر غرق آن شویم که دیگر آیت الله نیست در اینصورت سد ، صنم و بت می باشد اینکه کسی حجت الاسلام است برای اینکه اسلام را مطرح کند اگر خودش مطرح شود که حجت الاسلام نیست یک کسی می گفت حجت الاسلام دروغ است ولی آیت الله راست است چون همه موجودات آیات خدا هستند . در مفهوم ، مقام حجت الاسلام از آیت الله بالاتر است .



16. یک کسی به من می گفت که ما جواب  جوانها را بایستی چی بدهیم  من گفتم که ما متهم نیستیم که محاکمه بشویم مجرم هستیم آقا و بدتر از همه من باید توبه کنم همه مسئولند و جوابی هم نداریم.



17.اینقدر از این خل ها پیدا شده  در جامعه و این بچه های ساده هم باورشان شده است آقا این افرادی که سر کوچه و بازار ادعا می کنند که امام زمان را دیدیم یا مالیخولیایی دارند یا مالیخولیا هستند و یا اینکه بازی و حقه بازی می کنند و الا کسی با سرُ خدا آشنا باشد نمی آید سرکوچه  و بازار اعلام کند که من این و آن هستم.



18.این همه اسراف و تبذیر که در این مملکت هست به هیچ وجه  جایز نیست مسئولان بالای مملکت را دعوت کنی و سفره های رنگارنگ بیندازی که چی ؟ در این کشور نه انتقاد است نق نق مردم هم زیاد است نق نق های مردم خطرناک است انتقاد نباشد برای کشور خطرناک است مردم فکر دارند شعور دارند نباید طوری بشود که در اتوبوس و این ور  و آن ور نق بزنند انتقاد نکردن معاویه را می سازد و نق نق زدن ها علی را می کشد.


 


نظرات كاربران :

این حاج آقا هم شده مثل کاظمینی ... حرفهای عجیب قریب میزنه . مرگ بر ضد ولایت فقیه مرگ بر  آمریکا  مرگ بر اسرائیل  مرگ بر منافقین

واقعا که ادم حیرت میکند وقتی این مطالب را میخواند اینگار که تاریخ داره برای صدمین بار تکرار میشه ..اخه عزیزان هموطن من چند هزار مرتبه در اویل انقلاب برخی از بینشگران فریاد زدند برای حمایت از دین اسلام.. ترو به خدا دین را با سیاست مخلوط نکنید.که هم سیاست درست انجام نمیشه و هم دین بدنام میشه..البته مشکل مردم ما  اولش نخواند تاریخ دست است مگر همین اروپا 900 سال حکومت مذهبی نداشت .چرا نباید از تجربه های انها یاد بگیریم و بعد مجبور شدنددین را از سیاست جدا کنند الان هم دین حرمت داره هم میشه در سیاست بدون دخالت دادن خداونددر امر مردم مسولیت مردمی نشان داد و همش نگن به امید خدا درست میشه...یا بگن خب هر بلای قسمت است.یا بگن خدا خواسته..دومین مشکل ما مردم ایران بیماری التز هایمر یا فراموشی است..که تجربیات تاریخی رو فراموش میکنیم و عبرت نمیگیریم

خداوند اجر بدهد به ایشان و خداوند هدایت کند مقام پرستان را
حرف همین است که مطرح کردند اما مگر سواران را از پیاده خبری هست سونامی در یک لحظه که همه اینها در خواب قدرتند صاعقه وار سر میرسد

خدا سایه ایشان را بر سر مردم بی پناه ما حفظ کند.
ای کاش منبع و یا تاریخ ایراد این سخنرانی ها رو هم مینوشتید

انتخاب (سرویس دین و اندیشه خبرگزاری انتخاب) :
دوست عزیز
نوشته فوق برگرفته از سه خطبه و سخنرانی استاد امجد  در میان اساتید و دانشجویان در دانشگاه تهران می باشد که در ایام ماه مبارک رمضان ایراد شده است.

با سلام
هر وقت نزديك انتخابات مي شود حرفهاي طلائي براي كشاندن مردم به پاي صندوق راي همگاني  مي شود و بعد از انتخابت دوباره گرزو شلاق و طناب بازارش گرم مي شود.
روزي اين حرفها از ملت پذيرفته مي شود كه آقايان كنار بروند و راضي به راي واقعي مردم شوند.
باور مردم مرده است با مرده چه ميكنند؟؟
زنده باد آزادي

سلام

در مورد شماره 9 واقعا درد دل منو گفتید در شماره1 هم باید درشت نوشت وبر در ودیوار زد تا مسئولین ببیندو...........!!!!!!!!!!

مارال

اين آقاي امجد از اول انقلاب تا الان كجا تشريف داشتند؟ 28سال است كه در اين كشور انتقاد جرم بوده و اين حاج آقا دوزاريشان تازه افتاده. روزگار غريبي است نازنين.  

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ؟
بی وفا حالاکه من افتادهام از پا چرا؟
حضرت آقا ، الان که کفگیر به ته دیک رسیده است ، حتی بچه های دبستانی هم  گفته های شما را باور ندارند ، کم کم  شروم می کنید از خود انتقاد کردن؟ آنروزیکه آیت الله مشکینی  که می گفت رهبر را خدا تعین می کند و ما به ملت معرفی می کنیم ، کجا بودید که جلو این ... را بگیرید؟  وقتی که خود پیامبر(ص)  اسلام می فرماید من آخرین رسول خدا هستم ، یعنی چی؟ یعنی اینکه مردم چشم گوشتان را باز بکنید که بعد از من یک مشت شارلاتان  تشنه قدرت و ثروت  برای مردم فریبی می آیند و می گویند ما با خدا در ارتباط هستیم. مردم بروید بعد از من عقل تان را راهنمای خود قرار بدهید. آیا آنروز کسی از آیت الله مشکینی پرسید که شما از چه راهی  انتخاب خدا را تشخیص دادید؟ مرحوم آیت الله پسندیده برادر بزرگ آیت الله خمینی ، در ههمان سال اول گفت  زاری کرد ، اشک ریخت ، و تقاضا کرد برادر این کار را نکنید ،که روحانیون وارد سیاست بشوند ، و هر عمل خلاف شان را مردم به حساب دین و معنویت می گذارند. اما آنروز کسی به حرف این مرد روشن بین گوش نکرد .  28 سال بعد ، وقتی که بلاخره مردم به چشم  صداقت و معنویت بعضی از روحانیون  متظاهر را دیدند ،که چگونه از روضه خوانی به ملیاردری رسیدند ، امروز دیگر ، کسی  این حضرات را قبول ندارند ، آری کفکیر به ته دیک خورده است. حضرت آیت الله ، دو قرن پیش  شخصیت سیاسی مهم و معتبر  رئیس جمهور آن وقت آمریکا ، جفرسون این سخن نغز را دارد که می گوید: یک عده را ممکن است ، مدتی گول  زدو فریب داد. یک عده راممکن است تمام عمر گول زد ، اما یک ملت را ممکن است یکبارو حد اکثر دوبار گول زد ، اما یک ملت را هرگز و هرگز  نمی توان برای همیشه گول زد. حضرت آقا ، آن اعتبار و آن منزلت و احترامی را که در طول تاریخ داشتید ، در طول 28 سال  برای همیشه از دست دادید.  اگر می خواهید ، حد اقل خسرت دنیاو  ولا خرت نشوید ، کمیسیونی  بین خودتان تشکیل بدهید ، آن ثروت های نامشروع را که بعضی از ... با سوءاستفاده از لباس و مقام خود از بیت المال برداشته اند  به خزانه کشور بر گردانده شود ،و این پول ها برای ایجاد مدارس حرفه برای دختران ایرانی صرف بشود . حضرت آیت الله ، اگر دختران ایرانی از سنین کودکی ضمن تحصیل ، یک حرفه مفید نیز یاد بگیرند و این حرفه مفید برای آنها  آینده شغلیو استقلال مالی فراهم آورد ، این لکه ننگ ، که در جمهوری ...اسلامی  حتی دختکان مسلمان  در سن 11 سالگی به فحشا ... می افتند و یا بعضی از آنها را  باند های قاچاق برای تن فروشی به امارات عربی قاچاق می کنند ، شاید بدست انسان های پاک و شریف از این مهلکه نجات پیدا بکنند . چند روز پیش عروسی دختر آقای حجت الاسلام خاتمی بود ، بعضی از سایت ها با چه تفسیری این عروسی را نوشته بودند . من به عنوان یک ایرانی از همین آقای خاتمی می پرسم ، شما که 8 سال رئیس جمهور بودید ،  چگونه در چشمان فرزندانتان نگاه می کنید ، در حالیکه می دانید در همان مملکت بظاهر اسلامی  کودکان فقیر بخاطر  بی لیاقتی و بی اعتنائی شما نسبت به عدالت اجتماعی به خود فروشی کشیده شده اند و کشیده می شوند ؟ آیا این است اسلام شما؟

پس ايشان هم به ليست سياه وارد شدند. خانم رجبي حالا نوبت شماست تا از خجالت اين اقا دربياييد.
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

حرف‌های نماینده‌ای که لیوان آب احمدی نژاد را نوشید!

Print This Page!!!

ناصر سودانی با تکذیب شایعات مربوط به نوشیدن نیمه لیوان احمدي نژاددر مجلس به عنوان تبرک گفت:«من تشنه بود. یک لیوان آب آنجا بود. برداشتم خوردم.»

پیش از این برخی از رسانه‌ها خبری را منتشر کرده بودند مبنی بر اینکه در جلسه‌ای که رییس‌جمهور برای تقدیم لایحه بودجه به مجلس شورای اسلامی رفته بود یکی از نمایندگان لیوان نیم‌خورده احمدی نژاد را به نیت تبرک روی لباس خود پاشیده است.

سودانی با تکذیب این خبر اظهار داشت:«چرا این شایعه‌ها را درست می‌کنند؟ من اتفاقا یک لحطه به ذهنم آمد که این لیوان آب را بخورم یا نه! بعد به خودم گفتم که من تشنه‌ام. چه کار دارم به این حرف‌ها و آن را نوشیدم. اتفاقا مقداری از آب هم در لیوان ماند. کاش همه‌اش را خورده بودم!»

وی ادامه داد:«اصلا این حرفها و شایعات غیرمنطقی است. آخر این حرف‌ها چیست؟ فیلم این جلسه موجود است و من می‌توانم نشانتان بدهم. تمام صحنه‌ها را فیلمبرداری کرده‌اند. اصلا از ابتدا رییس جمهور از آن لیوان آب ننوشید.»

این نماینده مردم اهواز در مجلس هفتم در ادامه اظهار داشت:«اساس مطلب به این شکل است که من تشنه بودم. آب را خوردم. این دیگر شرح و تفصیل ندارد.»

سودانی در پایان گفت:«البته همه به آقای رییس جمهور به عنوان یک فرد مومن و ولایی اعتقاد دارند. اما این کار من به آن نیت نبوده است.»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  گهی آقا به خشم آيد، گهی ما
زمانی، مادر ملت سر زا
احمدشيرزاد
 
 
 
 

 

هر چرخی که می بينی چوبی لايش گير کرده است. ما ملت بد شانس هر چی نصيبمان شده از نوع قلابی است. زمانی که گاری سوار می شديم لنگ می زد. پيکان سوار هم که شديم يک روز کلا چش بريده بود، يک روز تسمه اش، روز ديگر فرمانش می زد و زمانی هم اصلا" روشن نمی شد. سمند هم که سوار شويم همان بساط است. يک روز هيدروليک فرمانش خراب است، روز ديگر سيستم کنترل هوشمندش قاطی می کند و زمانی انژکتورش درست کار نمی کند. گليم بخت ما را با تار و پود قلابی بافته اند. سياهی تا مغزش نفوذ کرده، با وايتکس هم پاک نمی شود. مثل مهر شناسنامه ها در روز انتخابات نيست که با يک پنبه و قدری آب دهان پاک شود. کنه و بنه اش را سياهی گرفته است.

خوبی اين زندگی اين است که وقت نداری آه و ناله کنی. شب که کپه ات را می گذاری تا بخوابی به بخت سگی ات فکر می کنی که از هر طرف زندگی را جفت و جور می کنی از يک جای ديگر بندش از دستت می رود. بعد برای فردايت صد جور طرح و نقشه می کشی و خودت می دانی فردا شب که سرت را روی بالش می گذاری همين آش است و همين کاسه. از صدتا چاقويی که ساخته ای يکی دسته ندارد. رفقا می گويند چرا نمی نويسی. آدم بايد دل و دماغی داشته باشد قد کوه دماوند. يا اين که بيکار باشد و ماه به ماه رزق و روزی اش از جايی برسد. تو اين وانفسای زندگی دريغ از 5 دقيقه وقت که توی آيينه نگاه کنيم تاسی سرمان تا کجا پيشروی کرده است. گهگاه قلم به دست می گيريم صفحاتی را سياه می کنيم تا حداقل خودمان باور کنيم که زنده ايم. مثل معتاد ها ساعتی را با قلم و کاغذ حال می کنيم. وقتی سرمان را بلند می کنيم ماييم و صدها گرفتاری. تلفن هايی که بايد بزنی، کارهای مربوط به بچه ها که تمامی ندارد. از مدرسه ی اين گرفته تا دانشگاه اون و مشکلات عديده ی اون يکی. و سرکار خانم که بنده خدا از هر 10 تقاضا 8 تايش را جواب منفی می گيرد. سيلاب خرج خفه مان کرده. سرمان را که از آب بيرون می کنيم موج ديگری می رسد. با صد جور بندبازی حساب دخل و خرج را تنظيم می کنی و باز هم هشتت گرو نه است.

هر وسيله ای که در خانه داری زودتر از آن چه فکرش را بکنی بوی گند اسقاطی اش رفته هوا. همه چيز کهنه است و فرسوده. قديم لااقل اين امکان را داشتيم که يک لنگه کفش را ده بار ببريم پينه دوزی تا وصله اش کند. حالا وقتی ميروی بازار يا بايد به راحتی دست توی جيبت کنی کفش هشتاد هزار تومانی برای بچه ات بخری تا لااقل شش ماه گل پايش بند شود، که تازه آن را هم يک مارک قلابی خارجی بهش زده اند تا به ريش من و تو ببندند . و يا به ناگزير با هزار زبان بازی برای طفلک وانمود کنی که فلان کفش چينی چه قدر خوشگل است و به لباست می آيد. و بعد از چند هفته نظاره گر صحنه ی فجيع کفش جر خورده پسرک باشی که دهان باز کرده اندازه دهان کوسه ماهی.

پيراهن می خری به چه قيمت. به تنت زار می زند. هر درزش از يک طرف دوخته شده. ده جايش از همان اول نخ کش است. دکمه هايش يکی پس از ديگری می افتند. آن هم از شانس تو صاف توی دستشويی. يا بايد از خير پيراهن بگذری يا هر شب دستت بند باشد به دکمه دوزی. صد بار هم از چپ به راست و از راست به چپ اتويش می کنی، انگار تنها چيز دوام دارش همان چين و چروک هاست.

قصه ماشين سواری تو اين کشور هم تمامش درد است و ماتم. از اون اول داستان که برای تحويل گرفتن چه قدر بايد علاف شوی و چشم بر ناز کارخانه خودرو ساز بپوشی تا به صد زاجرات بشوی ماشين دار؛ تا مشکلات سرويس و گارانتی که آخر کار بايد از رفع برخی عيوب مادر زاد بگذری؛ و بالاخره بعد از يکی دو سال که دور تا دور ماشينت را يا خط کشيده اند يا وقتی در پارک بوده زده اند و رفته اند و يا خودت از سر اعصاب خردی به تير کنار کوچه ماليدی. شده مثل چهره جذامی ها. رغبت نداری سوارش شوی. بعد هم هر روز از يک جايی صدای تاق تاق می آيد. يک دفعه هم پت پت پت وسط چهار راه خاموش می شود. بايد به تنهايی هلش بدهی تا کنار خيابان تا يکی به دادت برسه، يا . . . ولش کن بابا اين ها را خودتان خوب می دانيد.

همين الان که در ايستگاه قطار دارم اين چيزها را می نويسم، بيش از نيم ساعت است که تصوير تلويزيونی که در سالن گذاشته اند خراب شده، پرپر می کند. بنی بشری پيدا نمی شود تا لااقل اين زبان بسته را خاموش کند. معلوم نيست برای چی و برای کی روشن است. قبلا" دوتا از اين تلويزيون ها بود به فاصله ی شش هفت متر از هم. هر کدام هم روی يک کانال روشن بود. صدای آن ها هم به طرز وحشتناکی در هم می پيچيد. به دليل نا معلومی يکی از آن ها را کنده اند و برده اند. لابد اين يکی هم که تصويرش دارد بال بال می زند به زودی از آن بالا برداشته می شود. صدای مبهمی در فضا پيچيده و گوش خراش است. توی اين سالن يوغور و بد هيبت اگر دو تا زنبور با هم پرواز کنند صدای همهمه ای آزار دهنده شان گوش را کر می کند. من نمی دانم کجای اين سازه بد شکل با اصول معماری سازگار است. نه نورش درست و حسابی است، نه سرما و گرمايش، نه چشم اندازش و نه وضعيت صوتی اش.

برای ساعت سه بليط داشتم. ساعت پنج است و هنوز از حرکت خبری نيست. تو اين اوضاع و احوال جوی البته حدس می زدم که حرکت به موقع نباشد. از خانه تلاش کردم با تلفنی که داده اند زمان حرکت را جويا شوم. شماره سه رقمی مربوطه را گرفتم؛ گفت:" مشترک گرامی شماره شما به دليل عدم پرداخت صورت حساب مسدود است!" از صدتا فحش بدتر! بعد 118 را گرفتم يک شماره معمولی داد. وسط روز هرچه زنگ زدم کسی گوشی را برنداشت. به ناچار گفتم می روم ايستگاه. آژانسی محل گفت ماشين ندارم. اون يکی هم هرچه زنگ می زدم گوشی را برنمی داشت. آژانسی ها اول مقصد را می پرسند، سريع با مغز کامپيوتری شان چرتکه می اندازند که با اين اوضاع بنزين صرف می کند يا نه و بعد می گويند ماشين نداريم. بالاخره با صد انا انزلنا گفتيم با ماشين بابا می رويم ايستگاه، بعد خودش يواش يواش برمی گردد. پيرمرد برايش رانندگی بسيار سخت است. به ايستگاه که رسيديم فهميديم ساعت ها بايد منتظر بمانيم تا قطار حرکت کند. حالا توی مسير چه قدر بماند خدا داند. سرانجام حرکت با سه ساعت و نيم تاخير انجام شد و حاصلش شد اين غرغر نامه.

نگوييد حالش گرفته شده و دست به قلم برده. گفتم که، شبانه روز پر است از اين چيزها، کی فرصت داره بنويسه. باز هم نگوييد ايران همه اش سياه نيست. قبول. نقاط مثبت هم زياد پيدا می شود در اين مملکت، اما خدا وکيلی آشفتگی ها روز به روز دارد زيادتر می شود. داشت کشور تازه يک سر و سامانی می گرفت که اوضاع احمدی نژادی شد. انگار که يک دفعه ترمز دستی اين اتول را کشيده باشند. ماشينی که به زحمت داشت از سربالايی می رفت بالا، حالا عقب عقب دارد می رود پايين و هر روز هم شتاب بيشتری می گيرد. رايحه ی خوش خدمت خفه مان کرده . يک روز گاز قطع می شود، يک روز مردم توی سرما در راه می مانند، يک روز اين جنس کمياب می شود و يک روز آن جنس. گرانی هم امان مردم را بريده. دست به هرچيز می زنی دادت از بی عرضگی بعضی مديران به هوا می رود. و از همه جانکاه تر آن است که شب که خسته چند دقيقه اخبار تلويزيون را می بينی بايد لبخند ژوکوند آقای پرزيدنت را تماشا کنی که همه چيز را به مسخره می گيرد. و در کنار همه مشکلات بايد دلت را خوش کنی که خب هر مشکلی داريم باشد، در عوض در نطنز دو هزار سانتريفوژ دارد جير جير جير می چرخد تا به زودی تکنولوژی آمريکا را بگذاريم تو اين جيب مان و روسيه را توی آن جيب مان.

عزت زياد. بالاخره می گذرانيم يک جوری اين روزگار را.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

حالت فوق العاده در دوبی
سخنان بوش در ابوظبی
نتيجه سياست های رهبر است!

 
 
 
 

 

دوبی از شب گذشته در حالت فوق العاده فرو رفت. پخش سخنرانی جورج بوش در ابوظبی مرکز امارات متحده عربی که در آن شديدترين حمله تبليغاتی را به جمهوری اسلامی کرد، بلافاصله بازتاب خود را در مجامع اقتصادی دوبی در پی داشت و بر بی اعتمادی به ثبات مناسبات تجاری با ايران افزود. اما اين تنها دليل حالت فوق العاده در دوبی نيست. برای ورود بوش به دوبی عملا تعطيل عمومی و حالت نظامی اعلام شده است. کليه مدارس، ادارات و امور تجاری تعطيل اعلام شده و برنامه بسته بودن خيابان ها، مکرر از تلويزيون اعلام شد. کسی انتظار سخنانی تندتر از آنچه را که بوش در ابوظبی گفت از وی ندارد، اما از آنجا که دوبی پايتخت اقتصادی امارات است و بيشترين مناسبات تجاری را با ايران دارد، احتمالا بوش بر سخنان ابوظبی خود، اشارات اقتصادی را خواهد افزود.

سخنرانی بوش در ابوظبی که بلافاصله وسيع ترين پوشش خبری را از جانب شبکه های جهانی – از جمله تلويزيون الجزيره- داشت، در حقيقت سخنرانی عليه جمهوری اسلامی، با بهره گيری و اشاره به مشکلات عظيم اقتصادی موجود ايران و سرکوب و اختناق نظامی – امنيتی حاکم بود. او از موضع گيری های اخير رهبر عليه آزادی انتخابات و تشديد سرکوب انتظامی و امنيتی مردم توسط دولت احمدی نژاد بيشترين بهره را در سخنرانی خود در ابوظبی گرفت و با وصل القاعده به حاکميت کنونی ايران و مانورهای جنگی و حوادث انفجاری در عراق گفت:

 «ايران امنيت ملت ها را در همه جا تهديد می کند و آمريکا دوستانش را برای مقابله با اين تهديد قبل از اين که خيلی دير شود متحد می کند. ايران در صدر کشورهايی قرار دارد که مسئول تروريسم جهانی اند. ايران صلح در لبنان را تضعيف کرده و طالبان را در افغانستان مسلح می کند.»

بوش در بخش ديگری از سخنرانی خود، از سياست سرکوب حکومتی در جمهوری اسلامی بهره گرفت و گفت:

« مردم ايران بدانند که روزی خواهد آمد که آنها نيز دولتی داشته باشند که برای آزادی و عدالت احترام  قائل باشد و ايران به جمع کشورهای آزاد جهان بپيوندد! درآن روز، امريکا بهترين دوست ايران خواهد بود!»

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

مصاحبه خبری دبيرکل حزب اعتدال وتوسعه
فکر می کرديم؛ مجلس هشتم
پاسخگوی شرايط ويژه کشور باشد
امريکا همانقدر که طرفدار حقوق بشراست، طرفدار اصلاح طلبان هم هست!

 
 
 
 

 

"محمد باقر نوبخت" دبيرکل حزب اعتدال و توسعه که گفته می شود نزديک ‌ترين حزب تازه تاسيس جمهوری اسلامی به هاشمی رفسنجانی است، روز گذشته در يک کنفرانس خبری، پيرامون عدم ثبت نام برخی چهره های شناخته شده اين حزب در انتخابات مجلس هشتم شرکت کرد. نوبخت دراين کنفرانس گفت:

انگيزه اصلی من از اين کنفرانس خبری  رفع "ابهاماتی است که در خصوص غيبت چهره‌های شاخص حزب در عرصه انتخابات و به خصوص دکتر روحانی" به وجود آمده است.

اينکه گفته شد ياران‌هاشمی نيامدند، واقع بينانه نيست، چون فقط حزب اعتدال و توسعه و دکتر روحانی حامی هاشمی نيستند.

حزب ما با توجه به تحليلی که از شرايط داخلی و خارجی داشت، برای مجلس هشتم جايگاه ممتازی قائل بود و معتقد بوديم که شرايط کشور، ويژه و حساس است و اين شرايط ايجاب می‌کند که مجلس هشتم متناسب با اين شرايط ويژه شکل بگيرد.

ما همواره تاکيد می‌کرديم که شرايط خارجی جمهوری اسلامی با مطرح بودن پرونده هسته‌ای در شورای امنيت سازمان ملل و تصويب دو قطعنامه و مهيا شدن کشورهای بزرگ برای قطعنامه سوم حساس است و حتما مجلس هشتم می‌تواند در اين زمينه موثر باشد.

نوع نگاه ما در حزب اعتدال توسعه اين نيست که کشور فقط به وسيله اصولگرايان يا اصلاح طلبان اداره شود، بلکه معتقديم هريک از اين گروهها، بخشی از واقعيت کشور هستند و بايد با يک همکاری ملی به توسعه يافتگی دست پيدا کنند و مجلس هشتم مطلوب، مجلسی نيست که فقط يک جناح در آن اکثريت داشته باشند، بلکه بايد سمبل و نماد مردم باشد.

ما احساس تکليف کرديم که بر اساس اين ضرورت، بتوانيم جريان سومی را مديريت کنيم که همه شايستگان بتوانند در آن حضور داشته باشند از هردو جريان اصولگرا و اصلاح طلب.
بعد از اعلام صلاحيت‌ها توسط شورای نگهبان، بلافاصله ليست خود را ارائه خواهيم کرد.
دکتر روحانی بارها گفته بودند که برنامه‌ای برای کانديداتوری مجلس هشتم ندارند، البته حزب اعتدال و توسعه و جريانات همگرا خيلی از کانديداتوری ايشان استقبال می‌کرديم و آقای روحانی هم هميشه می‌گفت اگر حضورم باعث کاهش فشارهای اقتصادی مردم و رفع مشکلات سياسی موثر باشم، قطعا حضور پيدا خواهم کرد.

ايشان گفتند در اين انتخابات به اين نتيجه نرسيدم که اگر بيايم، مشکلات حل می‌شود، نهايتا احساس کردند که چنين نيست که فقط در مجلس جای ايشان خالی باشد و بنابراين نيامدند. »


نوبخت در مورد ادعای حمايت آمريکا و بوش از اصلاح‌طلبان نيز گفت: «می‌دانيم که اصلاح طلبی يک ارزش است مثل حقوق بشر، همانقدر که آمريکا به حقوق بشر معتقد است، می‌تواند مدافع اصلاح طلبی هم باشد، اينها ويترينی است که آمريکا از آن سوءاستفاده می‌کند. اتفاقا آمريکا می‌خواهد جريانات تند و راديکال پيشرو باشند تا بهانه به دست آمريکا بدهند.

نوبخت در پاسخ به سئوال خبرنگاری که از وی در مورد بحرانی بودن شرايط کشور سئوال کرد، گفت:

ما هيچ گاه نگفته ايم که شرايط کشور بحرانی است و اگر يک دور بازبينی کنيم می‌توانيم بفهميم که شرايط عادی است يا خير.

وضعيت کدام کشورعادی است در حالی که پرونده اش در شورای امنيت، مطرح است؟ کدام کشور شرايط اش عادی است در حالی که قدرت بزرگ جهان و بقيه کشورهای صنعتی در جهت اعمال تحريم‌های اقتصادی آن گام برمی دارند و اين تحريم‌ها می‌تواند در جهت مسير توسعه يافتگی مانع ايجاد کند.  من فکر نمی کنم با اين اتفاقات، بتوانيم بگوييم شرايط ويژه نيست.

نفت، گاز، تونل، حمل و نقل، بنادر
سرمايه گذاری سپاه
در 1500 طرح و پروژه
 
 
 
 

 

خبرگزاری های داخلی ضمن گزارش يک جابجائی جديد در تشکيلات سپاه پاسداران، اطلاعاتی را پيرامون فعاليت های اقتصادی سپاه در سراسر کشور منتشر کردند. اين اطلاعات البته با جزئيات همراه نيست، مثلا مشخص نيست سرمايه ها دراختيار کيست و يا چه بنيادی آن را اداره می کند و با فرمان وسيع خصوصی سازی از سوی رهبر و با نقص اصل 44 قانون اساسی، سرمايه گذاران اين پروژه ها چه کسانی هستند و چه نقشی در دولت دارند؟

عليرغم همه اين کمبودهای خبری، آنچه که منتشر شده- از جمله از سوی خبرگزاری دست راستی فارس- دانستنی است:

«به گزارش خبرنگار دفاعی خبرگزاری فارس، سردار سرلشگر محمد علی جعفری فرمانده كل سپاه طی حکمی سردار رستم قاسمی را به عنوان مسئول جديد قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبياء سپاه منصوب كرد.

قاسمی پيش از اين به عنوان مسئول قرارگاه سازندگی نوح وابسته به نيروی دريايی سپاه فعاليت ميکرد ودر طرح های مهمی در منطقه پارس جنوبی نقش داشته است.

قرارگاه سازندگی خاتم الانبياء يكی از بزرگترين و مهمترين بخش های سازندگی در كشور است که ده‌ها طرح مهم و استراتژيك در بخش نفت و گاز، حمل و نقل، بنادر و تونل را در دست اجرا دارد و تاكنون بيش از 1500 پروژه در سراسر كشور را اجرا کرده است. فرمانده اين قرارگاه، فرمانده كل سپاه است اما مسئوليت اجرايی آن با جانشين وی است كه اكنون سردار قاسمی اين مسئوليت را بر عهده دارد.»

اعدام در زندان خوی

اين عکس را "ايران پرس نيوز" از لحظات اعدام- حلق آويز- يک فعال سياسی در زندان "خوی" منتشر کرده است. وی "حسن حکمت دمير" نام داشت و عضو حزب حيات آزاد کردستان (پژاک) بود. گفته می شود وی تبعه ترکيه بوده و پيش از دستگيری دست و پايش را در برف و سرمای شديد منطقه از دست داده بود و در دوران بازداشت و بازجوئی نيز اقدامی برای درمان پای وی انجام نشده بود. خبر اين اعدام در شماره يکشنبه پيک نت اعلام شد و عنوان آن هنوز در همين صفحه به رنگ آبی بر زمينه سياه قابل دسترسی است. همانگونه که درعکس مشخص است، زندانی را با برانکارد به حياط زندان خوی آورده و با حضور جمعی که در عکس ديده می شوند و عمدتا سپاهی هستند، طناب به گردنش بسته و او را بالا کشيدند!

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

برای پاسخ به ابهامات اتمی
ايران از البرادعی يكماه مهلت گرفت

نه تائيد و نه تکذيب
دو خبری که انتشار يافته

روزگذشته و همزمان با سخنان بوش در ابوظبی، که در آن مستقيما ايران را تهديد کرد، دو خبر در باره برخی ارتباط های غير علنی عاليرتبه ترين مقامات ايرانی با عاليرتبه ترين مقامات امريکائی منتشر شد. نخست روزنامه تايمز، نوشت فرمانده سپاه‌پاسدارن بطور محرمانه از منطقه سبز بغداد ديدار و با مقام‌های بلند‌پايه عراقی گفت وگو کرده است.

در يک خبر ديگر، ادعا شد که احمدی نژاد در جريان سفر به بحرين برای شرکت در اجلاس کشورهای منطقه خليج فارس، با وزير دفاع امريکا ملاقات کرده است.

هيچيک از اين دو خبر، تاکنون از سوی مقامات جمهوری اسلامی نه تائيد و نه تکذيب شده است.

نشانه های آغاز مذاکره با آمریکا

مصاحبه با شمس الواعظین درباره تحولات منطقه - سه شنبه 25 دی 1386 [2008.01.15]

po_memarian_01.jpg

‏‏امیدمعماریان
o.memarian@roozonline.com

جورج بوش رییس جمهوری آمریکا درسفر اخیر خود به خاورمیانه ایران را کشوری خواند که ‏‏"امنیت همه کشورها را درهمه جا تهدید می کند." محمود شمس الواعظین تحلیلگر سیاسی و ‏روزنامه نگاردرگفت وگو با روز این ادبیات را مقدمه ای برای تشویق رهبران ایران به انجام ‏مذاکره با آمریکا برسر عراق از یک سو وحل وفصل مسائل خاورمیانه از سوی دیگر می داند. ‏به نظر وی رهبران ایران هم این پیام را دریافت کرده اند. این گفت وگو در پی می آید.‏

shamsolvaezin632.jpg

‎‎سفربوش به خاورميانه در اکثرتحليل هايي که دراين زمينه صورت گرفت، يک محور عمده داشت: ‏تلاش براي انزواي ايران و حفظ و تقويت اتحاد ضدايراني کشورهاي عربي و اسراييل. به نظر شما چند روز پس ‏ازآغاز اين سفر و با توجه به سخنان رييس جمهوري آمريکا درابوظبي که لحن ضدايراني تندي هم داشت، چه ‏محورهايي را مي توان درارزيابي موفقيت آن مد نظر قرارداد؟‎‎
معتقدم آقاي بوش بعد ازگزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا درمورد برنامه هسته اي ايران به اين نتيجه رسيد ‏که با توجه به همکاري هاي ايران با آژانس بين المللي انرژي اتمي، ديگر نمي تواند فشار برروي پرونده هسته اي ‏تهران راافزايش دهد. از سوي ديگر اکثريت متحدان همراه ايالات متحده آمريکا، چه در اروپا وچه درخاورميانه ‏تقريبا به اين نتيجه رسيدند که بحران اتمي ايران ازطريق مذاکرات ديپلماتيک قابل حل است. ايالات متحده و دولت ‏بوش با توجه به اين تغيير ناگهاني معادله، صرف نظر ازاينکه به چه دليل اين گزارش سازمان هاي اطلاعاتي ‏آمريکا منتشر شد [ به اينکه آيا براي تامين ديدگاه اسراييل صادر شد که تلاش مي کرد آمريکا را به يک جنگ ‏زودرس عليه ايران سوق بدهد بوده يانه کاري ندارم]، اما به هرحال آمريکا ترجيح داد به جاي پرونده هسته اي که ‏آرايش جديدي درقبال آن درخاورميانه وجهان شکل گرفته، پرونده هاي ديگر معلق بين آمريکا وايران را فعال کند. ‏اين پرونده ها شامل پرونده دخالت ايران در عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان است. شايد به همين دليل است که ‏پرزيدنت بوش در سخنراني خود درابوظبي هيچ اشاره اي به برنامه هسته ايي ايران ندارد و مسائل عمده ايران را ‏دخالت هاي تهران درمساله فلسطين، عراق ولبنان قلمداد مي کند. حال آنکه اين موضوع ازديد بسياري از ناظران ‏تازگي ندارد. اين دخالت ها چه درفلسطين وچه درلبنان دو دهه است که تداوم دارد و دليلي نداشته که بوش با اين ‏به اصطلاح حدت وغلظت به آن تکيه کند.‏

‎‎آيا سخنان بوش مبنايي براي کشورهاي عربي خواهد شد تا براساس آن محور ضد ايراني را درکنار ‏آمريکا همچنان حفظ کنند؟‎ ‎
معتقدم دولتهاي حاشيه خليج فارس به حرف هاي جورج بوش اعتنا نخواهند کرد. به عنوان مثال کافي است بگويم ‏که سعودالفيصل وزيرامورخارجه عربستان سعودي پيش ازسفر بوش به رياض اعلام کرد که عربستان سعودي ‏علاقه مند به داشتن روابط مسالمت آميز با تهران است واگر ازناحيه ايران احساس خطر کند مستقيما اين موضوع ‏را با رهبران ايران درميان مي گذارد. سعود الفيصل خواست به صورت غيرمستقيم به جورج بوش بگويد که دليلي ‏وجود ندارد که کشورهاي حاشيه خليج فارس به محض مشاهده خطري ازسوي ايران به ايالات متحده آمريکا پناه ‏ببرند، خودشان مي توانند در مذاکره مستقيم با ايران مسائلشان را حل کنند.‏

‎‎بنابراين اين سوال پيش مي آيد که لحن تند وتهاجمي بوش عليه ايران مبتني برچه ارزيابي از شرايط ‏موجود بوده است؟ آيا سياست اروپايي "چماق وهويج" هم اندک اندک در کلام وعمل دستگاه سياست خارجي ‏نئومحافظه کاران آمريکايي راه پيدا مي کند؟‎ ‎
در کل بر سخنراني وي ادبيات آرامي حاکم بود؛‎ ‎به استثناء ادبيات تهاجمي وخصمانه اش عليه نظام سياسي ايران. ‏اگر مجموعه سخنراني بوش را درابوظبي بررسي کنيم مي بينيم که عمده ترين مخاطب وي يهوديان هستند. چون ‏به نظر مي رسد جورج بوش موفق به زنده کردن روند صلح فلسطين واسراييل به دليل سرسختي اي که ‏ايهودالمرت، نخست وزير اسراييل از خودش نشان داده نشده و از اين نظر ناکامي هايي نصيب جورج بوش شده، ‏به همين دليل درسخنراني اش به مردم اسراييل اشاره مي کند ومي گويد صلح وبرپايي دولت فلسطين به نفع آينده ‏اسراييل خواهد بود. اشاره جورج بوش به اين نکته علامت اين است که مذاکراتش با رهبران اسراييل درمورد ‏ضرورت بهبود روندصلح به منظور تشکيل دولت مستقل فلسطيني نتايج ملموسي نداشته و او با حمله کلامي به ‏ايران قصد داشته به اسراييلي ها اطمينان دهد که تغيير رفتارآمريکا درخصوص برنامه هسته اي ايران به معناي ‏ناديده گرفتن نقش مخرب ايران دراوضاع خاورميانه نيست و آمريکا همچنان به تقويت نيروهاي مقتدر و ميانه رو ‏عرب درقبال ايران اميدوار است وبه اين سياست ادامه خواهد داد. سفر جورج بوش به اسراييل ويا کويت وامارات ‏هم از اين منظر يک سفر ناکام بوده ونتايج خوبي نداشته است. از واکنش هاي مطبوعات منطقه واسراييل هم مي ‏توانيم اين موضوع را لمس کنيم. همچنين به نظر مي رسد بوش با توجه به انتخابات مقدماتي آمريکا مي خواهد ‏روحيه اي به کالبد از نفس افتاده روند صلح خاورميانه بدمد و به آمريکايي ها بگويد که آمريکا درخاورميانه ‏حضور جدي دارد وبه اسراييل هم اطمينان بدهد که تشکيل دولت فلسطين به نفع اسراييل خواهد بود و آمريکا در ‏کنار اسراييل باقي خواهد ماند. ‏

‎‎با انتشار گزارش سازمان هاي اطلاعاتي آمريکا درمورد برنامه هسته اي کشورمان به نظر مي رسيد ‏احتمال گفت وگوهاي ايران وآمريکا بيشتر بشود. با توجه به اينکه کانديداهاي جمهوري خواه رياست جمهوري ‏آمريکا هم مي توانند از موضوع گفت وگوي ايران وآمريکا در کمپين انتخاباتي استفاده کنند، رفتار بوش درسفر ‏اخير به خاورميانه را ناشي از چه سياستي مي دانيد؟‎ ‎
به نظر مي رسد پيش از انجام هرنوع مذاکره اي ما شاهد تشديد ادبيات مسئولان دوکشور بوده ايم. اين موضوع در ‏تاريخ روابط دوکشور به کرات ديده مي شود. بعد از آن شاهد شيب با درجه خيلي پاييني از کاهش بحران بوده ايم. ‏معتقدم اين ادبيات تهاجمي بوش مقدمه اي براي تشويق رهبران ايران به انجام مذاکره با آمريکا برسر عراق از ‏يک سو وحل وفصل مسائل خاورميانه از سوي ديگرو به نظر مي رسد رهبران ايران هم اين پيام را دريافت کرده ‏اند. ‏

‎‎به اين ترتيب چنين سفري مذاکره با آمريکا را تسريع خواهد کرد؟ رابطه ايران با اعراب چه مسيري ‏را طي خواهد کرد؟‏‎ ‎
ادبيات تهاجمي بوش به تسريع اين مذاکره کمک کرده است تا به تعويقش. پس از سفرجورج بوش به خاورميانه ‏شاهد دو حرکت خواهيم بود. يکي نزديکي بيشتر ايران به کشورهاي عرب خليج فارس وافزايش روابط سياسي ‏وديپلماتيک وافزايش سطح مناسبات و همکاري هاي امنيتي با اين کشورها به منظور زدودن پيامدهاي منفي ‏سخنراني جورج بوش و يا سياست هاي فعلي دولت آمريکا درقبال دولت ايران. نکته دوم شروع مذاکرات ايران ‏وآمريکا برسر عراق. ‏

‎‎درآمريکا موضوع رابطه با ايران يکي از محورهاي مباحث کانديداهاي رياست جمهوري سال 2008 ‏است. به نظر شما آيا اين امکان وجود دارد که درايران هم احزاب وگروه هاي سياسي مواضع خود را درخصوص ‏چگونگي مواجهه با آمريکا و سياست هاي گفت وگو و مذاکره و يا ادامه روند نه جنگ و نه صلح بيان کنند تا مردم ‏براساس يکي از مهمترين موضوعاتي که اين روزها کشور با آن مواجه است، به نمايندگان خود راي بدهند يا ‏اينکه اساسا طرح موضوع رابطه با آمريکا فراتر از موضوعاتي سياسي همچنان درزمره تابوهاي دستگاه سياست ‏خارجي باقي خواهد ماند؟‏‎ ‎
به عنوان حل وفصل بحران بعيد مي دانم که هيچ يک از احزاب به صورت مشخص به اين موضوع بپردازد. اما ‏درآينده سياسي برخي از احزاب سياسي ايران، اين موضوع وجود دارد که مساله بحران روابط ايالات متحده ‏آمريکا با ايران به مرزهاي مخاطره آميزي مي رسد وبايد به سرعت آن را حل وفصل کرد و بهترين موقعيت ‏وفرصت الان است. منتها با توجه به ساخت سياسي نظام ايران که کليد حل وفصل مسائلي از اين قبيل را عملا از ‏سوي ناگزيري به رهبرروحاني، آيت الله علي خامنه اي سپرده است، به نظر مي رسد احزاب سياسي چنين چيزي ‏را نه قادر باشند که دربرنامه هاي خودشان به صورت آشکار قرار بدهند ونه اگر تمايل چنين چيزي را داشته ‏باشند، بتوانند آن را ابراز کنند. شاهد اين موضوع هشدار آيت الله خامنه اي به بعضي از احزاب درسخنراني اخير ‏يزد بود که مي تواند به صورت غيرمستقيم ناشي ازاين معادله باشد که موضوع حل وفصل بحران ايران وآمريکا ‏دردست رهبري است. به صورت غير مستقيم معناي اين سخنراني اين است که ادامه بحران هم مسئوليتش با مقام ‏رهبري است. لذا احزاب سياسي از اين ماجرا در بازار رقابت هاي انتخاباتي به صورت آشکار استفاده نخواهند ‏کرد. اگر چه اين تمايل وجود دارد که اين موضوع را درمحورهاي برنامه هاي انتخاباتي خودشان قراربدهند ‏براي اينکه مردم ايران علاقه مند هستند که اين موضوع هرچه سريعتر حل وفصل شود براي اينکه دارد به ‏مرزهاي مخاطره آميزي مي رسد وبه حوزه منافع ملي هم آسيب مي رساند.‏

‎‎به نظر شما با توجه به اهميتي که موضوع ايران هم اکنون درمعادلات منطقه اي دارد وبسياري از ‏مسائلي که هم آکنون دولت آمريکا با آن مواجه است به نوعي به ايران گره مي خورد، عملکرد مسئولان درتهران ‏مي تواند در انتخابات رياست جمهوري آمريکا تاثيربگذارد؟‎ ‎
من اين راسوال خيلي خوبي درزمان حاضرمي دانم و معتقدم يکبار ديگرپس از سال 1979 و دوره جيمي کارتر ‏در آمريکا، ايران بار ديگر نفش تعيين کننده اي درانتخابات آمريکا به عهده مي گيرد. درآن زمان نقش ايران عليه ‏دموکرات ها بود و درنتيجه آن رونالد ريگان جمهوري خواه سر کار آمد. اين زمان اما به نظر مي رسد که عليه ‏جمهوري خواهان است. شايد به اين دليل باشد که دموکرات ها با دريافت اين موضوع از سوي ايران و با فهمي که ‏از اوضاع فعلي پيدا کرده اند کفه برگزاري مذاکرات وحل وفصل بحران روابط ايران با ايالات متحده آمريکا را ‏از طرق ديپلماتيک بر استراتژي هاي مواجهه با ايران ترجيح داده اند. لذا ما يک بار ديگر شاهد نقش محوري ‏ايران در صحنه سياسي ايالات متحده آمريکا خواهيم بود. از سوي ديگر تاثيري که اين موضوع در صحنه سياسي ‏ايران دارد اين است که رهبران بلند پايه جمهوري اسلامي ايران به اين نتيجه خواهند رسيد که حال که ايالات ‏متحده آمريکا به معادله هسته اي شدن ايران تن داده است ـ يعني اتمي شدن مسالمت آميز ايران - و به قدرت منطقه ‏اي ايران پي برده است، وقت، وقت مناسبي براي مذاکره با ايالات متحده براي حل وفصل جنبه هاي مختلف ‏بحران بين دوکشور است.‏

‎‎به نظر شما با توجه به روند موجود اين زمان کي خواهد بود؟‎ ‎
‏ اين زمان، پس از انتخابات رياست جمهوري آينده آمريکا خواهد بود. در نتيجه خود آمادگي ايران براي انجام ‏مذاکره با ايالات متحده آمريکا خيلي از تحولات را رقم خواهد زد. البته درپيش گرفتن ادبيات ملايم در سياست ‏خارجي را نيز شاهد خواهيم بود. اينها علائمي به ما مي دهد که از آمادگي ايران براي انجام مذاکره با رهبران ‏ايالات متحده آمريکا حکايت خواهد داشت.‏

‎‎به نظر شما اگر مجلس يکدستي مانند مجلس هفتم تشکيل شود در بهبود رابطه با آمريکا موثر خواهد ‏بود يا اگر يک مجلس با اکثريت ـ يا حداقل يک اقليت قابل توجه اصلاح طلب ـ شکل بگيرد؟‎ ‎
من حتي اگر شانسي براي اصلاح طلبان قائل باشم -که خيلي بعيد به نظر مي رسد به صورتي يکدست بتوانند ‏انتخابات را از آن خود بکنند وکرسي ها را به دست بياورند - به نظرم آنها خطايي را که درمجلس ششم مرتکب ‏شدند بارديگر مرتکب نخواهند شد. منظورم از خطا، سود وهزينه اي است که يک استراتژي سياسي به همواره ‏دارد نه درچارچوب منافع کشور. چون درشرايط سياسي حاضر سعي خواهند کرد موضوع حل وفصل را بطه با ‏آمريکا را با هماهنگي بيشتر رهبري و رايزني هايي که با وي انجام خواهند داد به پيش ببرند و به نظر نمي رسد ‏به صورت تکروانه اين موضوع را دربرنامه هاي خود قراربدهند. چرا که اين موضوع را يک بار امتحان کردند ‏و با پاسخ خيلي تند وعکس العمل شديد مواجه شدند. يعني دردوران مجلس ششم، وقتي آقاي خاتمي به سازمان ملل ‏رفت و فرصتي پيش آمد که سلام وعليکي بين روساي جمهوري دوکشور صورت بگيرد، اين مسئله با عکس ‏العمل منفي تهران مواجه شد وآقاي خاتمي نتوانست اين ديدار را به انجام برساند. يعني تمايل خودش بود که چنين ‏ديداري صورت بگيرد اما براثرفشارهاي تهران موفق نشد و درنتيجه آن ديدارناکام ماند و کل سياست هاي کلينتون ‏که فرصت هايي را پيش روي ايران گشوده بود، مجالي به اصلاح طلبان نداد. بنابراين اصلاح طلبان يک بار ديگر ‏دست به چنين اقدامي نخواهند زد وبا هماهنگي اقدام خواهند کرد وبه صورت همصدا استراتژي واحدي دراين ‏زمينه اتخاذ خواهند کرد.‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

انديشه بنيانگذاران سپاه پاسداران، دفاع از دستآوردهای انقلاب 57  درکنار مردم بود
فراموشخانه 59
حکومت حفاظت اطلاعات سپاه
در بازداشتگاه های مخفی

بازداشتگاه 59 سپاه با گنجايش 300 نفر، يکی از سری ترين و مهمترين بازداشتگاه های جرائم امنيتی و جاسوسی است که حتی در مواردی بازداشتی های آن تا مدت ها بدون کوچکترين اطلاع و خبری در آن نگهداری و شکنجه  و بازجويی و يا حتی معدوم می شوند. همه اين اعمال تحت نظارت مستقيم نهاد اطلاعات سپاه پاسداران ساماندهی و انجام می شود. در اين بازداشتگاه همه با شماره فراخوانده  می شوند.

هيچ مرجع انتظامی و نظامی و امنيتی به اندازه اداره مبارزه با مواد مخدر با دختران و زنان بازداشتی سروکار ندارد. بنا به گفته ها و شنيده ها و مدعيات مامورين و شاهدين مرتبط با بازداشتگاه مواد مخدر در عشرت آباد، همه گونه اذيت و آزار و تعرض و نقض حقوق شهروندی، توام با سوء استفاده از زنان و دختران بازداشتی انجام می شود. در موارد نادر زنان و دخترانی که به آنان تجاوز نمی شود، نوع برخورد و تفتيش ها و بازجوئی های پشت درهای بسته از طريق مامورين مرد و ضرب و شتم آنها برای گرفتن اقرار و اعتراف دست کمی از تجاوز و تعرض ندارد. مامورين چون يقين دارند متهمين بازداشتی در اين مجموعه آنقدر آسيب پذير هستند که کسی به فرياد آنها نمی رسد، چه در مورد چه متهم زن و چه متهم مرد هر انچه که ناقض حقوق بشر و ضد انسانی است را بدون ترس و واهمه اعمال می کنند. خصوصا پرونده سازی و تجاوز به نواميس بازداشتی در سلولها که اکثرا دسته جمعی اتفاق می افتد.

 
 
 
 
 

 

بازداشتگاه مخوف 59 سپاه در زير زمين های پادگان عشرت آباد واقع شده است. اين بازداشتگاه آنقدر مخوف و فاقد امکانات و قرنطينه شده است که فقط افراد شاغل و دارای اختيارات و مدارج عاليرتبه در امور آن دخالت کرده و اجازه بازديد از آنجا را دارند. در موردی خاص حتی رئيس دادگستری کل استان تهران "عليزاده" در سال 84 آنرا در ليست بازداشتگاه های امنيتی فوق سری قرار داد که حتی به خود او اجازه بازديد از اين بازداشتگاه را نداده بودند.

اين بازداشتگاه تحت اختيار حفاظت اطلاعات سپاه پاسداران اداره می شود و تمام جرائم خاص رخ داده از جمله اتهامات امنيتی و جاسوسی واقع شده در سپاه پاسداران در آن رسيدگی و تکميل پرونده می شود.

امکانات ملاقات به صورت تعريف شده و آئين نامه ای برای متهمين بازداشتی وجود ندارد. تمام اتاقهای نگهداری متهمين در زير زمين قرار دارد که دارای اتاق های انفرادی متعدد و چند اتاق عمومی زير 10 نفر است. در آنجا از بهداشت و غذا و نور کافی و مطلوب خبری نيست .از اميتاز تماس تلفنی نيز خبری نيست، مگر در حضور بازجو و کارشناس پرونده و با اجازه آنها. اين بازداشتگاه به مانند ساير بازداشتگاههای امنيتی با سيستم تعريف شده خود با متهمين برخورد می کند که برخورد شديد و خشن و عدم مراعات حقوق انسانی و نگه داشتن در بی خبری مطلق يکی از کوچکترين انواع برخوردهاست. در اين مجموعه که البته با امکانات ويژه ای که در بخش بازجويی و شکنجه و انفراديهای خاص دارد گنجايش حدود 300 نفر را داراست.

می توان گفت بازداشتگاه 59 سپاه يکی از سری ترين و مهمترين بازداشتگاههای جرائم امنيتی و جاسوسی سرتاسر کشور است که حتی در مواردی بازداشتی های آن تا مدتها بدون کوچکترين اطلاعی در آن نگهداری و شکنجه و بازجويی و يا حتی معدوم می شوند که همه اين اعمال تحت نظارت مستقيم نهاد اطلاعات سپاه پاسداران ساماندهی و انجام می شود. در اين بازداشتگاه نيز اعلام آمار رسمی افراد و اسامی آنان مرسوم نيست و همه چيز و همه کس از متهم تا مامور بازداشتگاه با شماره گذاری فراخوانده می شوند و همه جا و همه لحظه متهم با چشم بند تردد می کند و مطلقا تا زمان آزادی و يا انتقال کسی را نمی بيند و کسی هم جز بازجو و بازرسين بازداشتگاه به سراغش نمی آيند.

بازداشتگاه

بازداشتگاه نبوت

 

بازداشتگاه نبوت واقع در خيابان سهروردی می باشد و اداره آن مشترکا در اختيار وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران است که بر خلاف اکثر بازداشتگاههای امنيتی  که در زير زمينها واقع شده اند اين بازداشتگاه با دارا بودن راه ارتباطی مستقل و بدون مزاحمت در بالای يک مجتمع تجاری و به حالت استتار شده ای قرار دارد که حالت يک خانه امن و بازداشتگاه فوق سری را دارد که دارای گنجايش بسيار کمی می باشد و بازداشتی های خاص به آنجا منتقل می شوند که بنا به شرايط جائز نيست به مکانهای معلوم و شناخته شده منتقل شوند.

می توان گفت علی رغم نظارت وزارت اطلاعات بر اين بازداشتگاه ولی عموميت نيروهای عملياتی و اجرايی و بازجويی را نيروهای حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران انجام می دهند.

البته از اين مکان به عنوان بازداشتگاه و مکان امن موقت برای برخی بازجويی ها و بازداشت ها و يا نقطه کور در بين بازداشتگاه از نظر رخنه و نشت اطلاعاتی محسوب می شود.

کل چنين مجموعه کوچکی از چند انفرادی و يک اتاق بازجويی تجاوز نمی کند و افرادی در حد انگشت شمار در آن نگهداری می شوند که پس از تحقيقات و بازجوئی های محرمانه به مراکز امن اصلی در بازداشتگاه های بزرگتر منتقل می شوند.

در اين مکان از ثبت رايانه ای و نقل و انتقال اطلاعات در مورد شخص بازداشتی و ملاقات و يا ارجاع به مرجع قضايی خبری نيست و اکثر متهمين آنرا متهمين جرائم امنيتی و سياسی سپاه پاسداران تشکيل می دهند.

 

عشرت آباد 2uav

 

اين بازداشتگاه نيز در داخل قرارگاه مبارزه با مواد مخدر عشرت آباد واقع شده که گنجايش آن چيزی حدود 250 الی 350 نفر است. دارای 3 سالن می باشد که در هر سالن 15 ع انفرادی به ابعاد 5/1-2 متر وجود دارد که در هر انفرادی به زور 5 نفر نگهداری می شوند.

متهمين بازداشتی ريز و درشت مرتبط با مواد مخدر سرتاسر تهران را به اين بازداشتگاه منتقل می کنند. در قسمت درب ورودی تمام وسايل افراد را تحويل و در کيسه های انفرادی برزنتی قرار می دهند. متهمين برای اينکه بتوانند پول خرج کنند اجازه بردن تمام پول خود را به بازداشتگاه دارند.

ميانگين مدت اقامت افراد تا زمان انتقال به دادگاه و يا زندان 3 الی 7 روز است البته در موارد خاصی متهمين جرم سنگين و قدرتمند را برای شناسايی رابطينشان و تحت شکنجه و بازجويی قرار دادن ماهها نيز می توانند نگه دارند. بازداشتگاه و تشکيلات عشرت آباد زير نظر اداره مبارزه با مواد مخدر نيروی انتظامی است که يکی از مشهورترين مکانها برای بازجوييهای فنی از متهمين مواد مخدر است. شدت عمل و ضرب وشتم در مورد اينگونه متهمين که با مواد مخدر سر و کار دارند در اکثر نهادهای انتظامی بسيار ضعيف و به ندرت است و اکثرا با آنها برخورد فيزيکی خاص و بسيار شديدی مثل اداره آگاهی و اطلاعات انجام نمی شود ولی بازداشتگاه مرکزی مواد مخدر عشرت آباد تنها جاييست که تا مرحله شکستن دست و پا و فک و دنده های متهمين پيش می روند و مجاز به بهره مندی از اجازه همه نوع شکنجه تا سر حد مرگ، در مورد متهمين مواد مخدری است.

از بهداشت وملحفه و غذا برای بازداشتيها خبری نيست مگر پس مانده ها و ضايعات غذای سربازان و کارکنان اداره مبارزه با مواد مخدر که به صورت فله ای پخش و توزيع می شود.

مقوله استحمام و حمام به طور مطلق در اين بازداشتگاه وجود ندارد. حتی اگر فرد بازداشتی  ماهها در آنجا باشد و گال بگيرد و يا شپش از سر و کول آن بالا برود. در انفراديها چيزی به نام نور و پنجره و تهويه وجود ندارد.

در روز فقط 3 بار اجازه استفاده از دستشويی وجود دارد و درها هميشه بسته است و بازداشتی ها به صورت کتابی کنار هم می خوابند.

سالهاست که شستن و تعويض موکت و پتوهای سلولها به فراموشی سپرده شده و اکثرا به استفراغ معتادان و ادرار و مدفوع آنانی که خود را نمی توانند نگه دارند آلوده است. سربازان هر نخ سيگار را به بازداشتی ها ما بين 5 الی 10 هزار تومان می فروشند. از بهداری و دارو و امکانات پزشکی خبری نيست مگر اينکه فرد در حال مرگ باشد که اين واقعه در بازداشتگاه مواد مخدر بسيار رخ می دهد که فرد بر اثر تشنج های پی در پی و عدم رسيدگی و اعزام به بيمارستان دچار ايست قلبی و مرگ می شود که در نهايت  با صورت جلسه های ساختگی و نبود شاهد در امر عدم رسيدگی به موقع به وضعيت متهم و بازداشتی متوفی، پرونده بی سرو صدا به نفع متوليان بازداشتگاه و اداره مبارزه با مواد مخدر بسته می شود.

البته در مواردی نيز پرونده بازداشتی فوت شده ای را که بر اثر ضرب و شتم و خفگی در زير دست و پای مامورين بازجويی جان داده با پرونده سازی عدم رسيدن مواد مخدر و يا سنگ کوب و ايست قلبی با صورت جلسه های ساختگی بدون هيچگونه اعتراضی می بندند و دست های پنهان هميشه حامی جنايات آشکار و پنهان آنهاست که اين حمايت های ضد انسانی و ناقض حقوق بشر چنان اختياراتی به متوليان بازداشتگاهها می دهد که هر آنچه می خواهند در دخمه ها انجام دهند و صدای کسی به جايی نمی رسد که يکی از اين مجموعه ها بازداشتگاه تحت اختيار نيروی انتظامی، اداره و بازداشتگاه مبارزه با مواد مخدر عشرت آباد است.

شايد به راحتی بتوان گفت که هيچ مرجع انتظامی و نظامی و امنيتی به اندازه اداره مبارزه با مواد مخدر با قشر دختران و زنان بازداشتی سروکار نداشته باشد که بنا به گفته ها و شنيده ها  مدعيات مامورين و شاهدين مرتبط با اين بازداشتگاه همه گونه اذيت و آزار و تعرض و نقض حقوق شهروندی و برخورد ناشايست و تحقير آميز توام با سوء استفاده از اين زنان و دختران بازداشتی در حريم بازداشتگاه انجام می شود که البته در موارد نادر زنان و دخترانی که به آنان تجاوز نمی شود بايد گفت نوع برخورد و تفتيشها و بازجوئيهای پشت دربهای بسته از طريق مامورين مرد و ضرب و شتم آنها از جهت اخذ اقرار و اعتراف در مورد اتهاماتشان و يا اتهامات مردان منتسب به آنان مثل پدر و برادر و يا همسر دست کمی از تجاوز و تعرض و اذيت و آزار در پرتو قانون ندارد و مامورين بازداشتگاه عشرت آباد چون يقين دارند که قشر متهمين بازداشتی در اين مجموعه آنقدر آسيب پذير هستند که کسی به فرياد آنها نمی رسند پس در مورد چه متهم زن و چه متهم مرد هر انچه که ناقض حقوق بشر و ضد انسانی است را در مورد آنها بدون ترس و واهمه اعمال می کنند. خصوصا پرونده سازی و تجاوز به نواميس بازداشتی مردم در سلولها که اکثرا دسته جمعی اتفاق می افتد و خيلی ها در جريان هستند و پای ثابت اين تجاوزات اند و اجازه افشاء و برخورد با آنرا نمی دهند و از عاملين اين جنايتها و تجاوزات به صورت  مستقيم و يا غير مستقيم حمايت می کنند.

 

ابوغريب

بازداشتگاه سئول معروف به ابوغريب :

اين بازداشتگاه در تهران مابين افرادی که درآن نگهداری شده اند و به زندانها منتقل و يا آزاد شده اند به بازداشتگاه ابوغريب معروف شده  و تحت اختيار حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی اداره می شود و در خيابان سئول و داخل شهرک مسکونی فاطميه واقع شده که لابه لای واحدهای مسکونی گم و استتار گرديده و چند بلوک و زير زمين از اين مجتمع مسکونی به عنوان بازداشتگاه در اختيار آنهاست.

در اين بازداشتگاه اکثرا جرائم خاص واقع شده  در بين نيروهای انتظامی را رسيدگی می کنند و متهمين را در جهت تکميل پرونده و بازجويی و اعمال شکنجه های خاص در آن نگهداری می کنند که البته به غير از مجموع متهمين نيروی انتظامی در طی عمليات ارتقاء امنيت اجتماعی تعدادی از متهمين اين عمليات را برای دست و پا شکستن و شکنجه دادن و اقرار گرفتن به اين بازداشتگاه انتقال دادند که اکثر آنها را در کمتر از 1 هفته از آنجا به کمپ- سوله- کهريزک انتقال دادند.

تمام سلولهای اين بازداشتگاه بدون استثناء انفرادی می باشد و فنی ترين و وحشتناکترين بازجوئيها چه از متهمين نظامی نيروی انتظامی و يا افراد خاص بازداشتی در آن توسط حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی تا حد دست و پا شکستن و مرگ انجام می شود.

همانگونه که اکثر نهادهای نظامی بازداشتگاههای خاص و مخفی خود را برای اعمال شکنجه دارند و در آنها هيچگونه محدوديتی در نوع برخورد با متهمين بازداشتی نيست اين بازداشتگاه نيز مرکز جولان نيروهای حفاظت اطلاعات نيروی انتظامی است که در آن نه متهم بازداشتی ماهيتا ثبت و درج و بعهده گيری می شود و نه کسی در مورد جان و مال و خانواده و نقض حقوق آنان نگران است و تنها نگرانی در بازداشتگاه ابوغريب اين است که کارشناسان و بازجوها نتوانند هر آنچه که می خواهند به عنوان سند و مدرک و اقرار صريح از متهم تحت بازداشت بگيرند و اينکه نتوانسته باشند متهم بازداشتی را به حد اعلا شکنجه نمايند و رعب و وحشت در دل او ايجاد کنند.

66 سپاه پاسداران

 

اين بازداشتگاه خاص متعلق به سپاه پاسداران که به 66 سپاه معروف است در اتوبان افسريه محدوده بلوار هجرت پشت پادگان علامه طباطبائی قرار دارد و دارای سلولهای انفرادی متعدد و حتی بند عمومی است و در آن متهمين مختص سپاه پاسداران که مرتکب جرم شده اند و يا متهم هستند را نگهداری می کنند.

اين بازداشتگاه دارای اکيپ های عملياتی زبده و کارآمدی در جهت پيگيری اتهامات و جرائم امنيتی در بين نيروهای سپاه است که بازجوها و کارشناسان آن با اختيارات نامحدود در مورد متهمين بازداشتی عمل می کنند و از نظر فيزيکی و نوع رفتار و نوع متهمين و ضعيت ويژه ای بر اين بازداشتگاه حاکم است و فشارها و تهديدات کمتری نسبت به بازداشتی ها اعمال می شود و نوعی بازداشتگاه در جهت ايجاد سازش و بهره برداری و بازيافت در مورد متهمين را دارد که نه کشتن متهمين آن جايز است و نه دور انداختنشان. پس در اين بازداشتگاه کارهای تخصصی در امور بازجويی و نوع برخورد با متهمين انجام می شود و بنا به دانسته ها امکانات محدودی و در حد کفايتی کمی کمتر از زندان در آن در نظر گرفته شده و تا حدودی با نظر موافق کارشناسان و بازجوها متهمين می توانند با نظارت کامل از تلفن و ملاقات بهرهمند باشند و گويا تعدادی از متهمين قتلهای زنجيره ای که احتمال سوءقصد به جانشان را در ساير زندانها و بازداشتگاهها می دادند بی سرو صدا در اين بازداشتگاه نگهداری می شوند. گنجايش اين مجموعه کمتر از 150 نفر است که البته به مانند تمام بازداشتگاههای خاص که در حال توسعه هستند اين بازداشتگاه نيز در حال توسعه و افزودن  به ظرفيت و امکانات خود است. از مقوله شکنجه و بر خوردهای غير فنی با توجه به نوع متهمين در اين بازداشتگاه کمتر استفاده می شود.

 

بازداشتگاه اطلاعات

بازداشتگاه قمر وزارت

اين بازداشتگاه که در خيابان دبستان محدوده بين رسالت و سيد خندان واقع شده است و نزديک وزارت دفاع و در کوچه پشتی بيمارستان قمر بنی هاشم است، تحت مديريت وزارت اطلاعات قرار دارد و اداره می شود. از اين بازداشتگاه توسط درب کوچکی که در انتهای کوچه واقع شده است استفاده می شود که هيچ نام و نشانی بر روی آن حک نشده است.

اين بازداشتگاه 2 طبقه می باشد و دارای حياط و 4 اتاق مصاحبه و بازجويی و 8 سلول انفرادی که 6 سلول در طبقه بالا و 2 سلول در طبقه هم کف می باشد که تمام سلولها در طبقه بالا و پائين به گونه ای طراحی شده که همه دور يک محيط دايره ای قرار گرفته اند.

اين مکان برای بازجوئيها وتحقيقات مقدماتی کارشناسان و بازجوهای وزارت اطلاعات به دور از تنش و در تير رس قرار گرفتن است که اکثرا پرونده های خاص فعالان و مبارزان سياسی را به همراه متهمانش رسيدگی می کنند و اکثرا افراد منتقل شده به اين بازداشتگاه مدت زمان زيادی را در آن سپری نمی کنند و از امکانات محدودی نسبت به بازداشتگاههای رسمی برخوردارند و همان قوانين هفته ای 1 الی 2 بار استحمام و 3 تا 5 نوبت استفاده از دستشوئی پيروی می کنند و متهمين در آن ثبت و يا اعلام بعهده گيری نمی شوند و با فضای خارج ارتباط متهمين قطع است و تمام مراحل تحقيقات و بازجويی با چشم بند سپری می شود و اعطاء هر امتيازی به غير از ملاقات که شديدا بهره مندی از آن ناممکن است در اختيار کارشناس پرونده می باشد که تمام خواسته های متهم در قبال نوع عملکرد و بازجويی ها تعيين و اجابت می شود که در اين بين به هيچ عنوان آدرس محل نگهداری متهمين بازداشتگاه قمر در اختيار خانواده ها قرار نمی گيرد و حتی اگر اطلاعاتی در مورد نگهداری و يا بازداشت فرد توسط مامورين وزارت اطلاعات به بستگان بازداشتی ارائه شود اما محل بازداشتگاههايی مثل قمر در اختيار هيچ کس قرار نمی گيرد.

 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

هرگز مردم چنین بی پناه نبودند

بحران برف صدای نمايندگان مجلس را بلند کرد - دوشنبه 24 دی 1386 [2008.01.14]

barfnamayandegan.jpg

شروین امیدوار

چند روز پس از بحران قطع گاز و برق در مناطق مختلف کشور، سر انجام صدای برخی از ‏نمایندگان در آمد و جلسه علنی دیروز مجلس شاهد چندین مورد اعتراض و تذکر به دولت و ‏بخصوص وزارت نفت شد.وزیر نفت هم ترکمنستان را مقصر شناخت در حالی که محمود احمدی ‏نژاد گفته است عده ای از داخل کشور از ترکمنستان خواسته اند که گاز را قطع کند که آن ها ‏بتوانند بهره برداری سیاسی کنند.‏

همزمان با حضور وزیر نفت درمجلس برای دادن توضيحات به نمايندگان در جلسه ای غیر علنی ‏ـ ظاهرا در علت مشکلات چیزی بود که مردم نباید می دانستند ـ خبرگزاریهای رسمی و تلویزیون ‏جمهوری اسلامی خبر از افزایش شمار کشته شدگان ناشی از انفجار گاز یا گاز گرفتگی بر اثر ‏قطع و وصل گازخانگی دادند. و اين در حالی بود که وزير نفت نیم ساعتی از حماسه جانبازی ‏کارکنان نفت و گاز و همين طور اثر باورنکردنی دستورات رييس جمهور می گفت.‏

سرمای 30 درجه را می شناسید؟‏

مهرانگیز مروتی نماینده خلخال یکی از نمایندگان معترض دیروز بود. وی که مردم حوزه ‏انتخابیه اش یک هفته است با سرمای 30 درجه و قطعی گاز دست و پنجه نرم می کنند، و اين در ‏هيچ گزارش خبری دولت و روزنامه های هوادارش منعکس نشده، در نطق پیش از دستور به ‏دولت گفت:«امروز با ديدگاني خونبار و احساس مسووليت سنگين بر دوش خود فرياد مي‌آورم كه ‏اي‎ ‎مسوولان كشور به داد مردم منطقه خلخال و كوثر برسيد. اي كساني كه در جاي گرم و امن‎ ‎سر بر بالين مي‌گذاريد، آيا مي‌دانيد سوز سرماي 30 درجه زير صفر يعني چه؟»‏

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه هرگز مردم شهر و دیارش چنین بی پناه،سرگشته و مظلوم ‏نبوده اند،به دولت هشدار داد كه «هنوز زمستان‎ ‎سرد و طاقت‌فرسا در شهر و ديار من چهره ‏واقعي خود را نشان نداده كه اين‌چنين‎ ‎مردم را تحت فشارهاي سنگين و خردكننده قرار داده است؛ ‏سوز سرما از يك طرف‎ ‎و فشار گرسنگي ناشي از تعطيلي نانوايي‌ها از طرف ديگر شرايط ‏غيرقابل تحملي را به‎ ‎وجود آورده است».‏

ولي‌الله رعيت، نماینده قائم شهر در مجلس هم معترض بعدی بود. وی در نطق‎ ‎پيش از دستور خود ‏خطاب به محمود احمدی نژاد با بيان اينكه« شما به شعار‏‎ ‎عدالت مشهور هستيد»،پرسيد:«چرا ‏مردم قائم‌شهر، جويبار، شيرگاه و كياكلا تاوان بهاي‎ ‎بي‌برنامگي و سوءمديريت مقامات وزارت ‏نفت را بپردازند؟»‏

نماینده قائم شهر سپس با اشاره به بحران 14 روزه قطع گاز در قائم شهر خطاب به احمدی نژاد ‏گفت:«نمي‌دانيم‎ ‎آيا جنابعالي مطلع هستيد كه مردم حوزه‌ي انتخابيه‌ام، بدون دارا بودن كم‌ترين ‏وسايل‎ ‎گرمايشي، در بدترين و سخت‌ترين شرايط زندگي چگونه امورات خود را سپري ‏كرده‌اند؟».‏

وی همچنین خبر داد که مردم‎ ‎مازندران بخاري برقي ساده 10 هزار توماني را 50 هزار تومان، ‏نفت سفيد و گاز مايع را به چند‎ ‎برابر قيمت،و نان يك صد توماني را به يك هزار تومان خريداري ‏کرده و ساعت‌ها براي تأمين‎ ‎مايحتاج ضروري خود، در هواي سرد و صف‌هاي طولاني ايستاده و ‏بعد روانه‎ ‎درمانگاه و بيمارستان شده اند و همه در حالی که« به فردي از مقامات اجرايي كشور و‏‎ ‎استان دسترسي نداشته و آنان نيز پاسخگو نبوده اند».‏

ولی اله رعیت همچنین با اشاره به اینکه«وزير نفت در مصاحبه‌اي به جاي‎ ‎عذرخواهي از مردم و ‏پاسخگويي صريح و شفاف، صرفا در بازي با كلمات و الفاظ اعلام‎ ‎كرده كه گاز قطع نشده و فقط ‏به دليل سرماي شديد هوا، فشار آن افت داشته است» گفت:«معلوم نيست آقايان در وزارت نفت، ‏برنامه‌ريزي را از‎ ‎كدام دانشگاه آموخته‌اند كه هنوز نتوانسته‌اند بين توليد و مصرف، صادرات و ‏ذخيره يك‎ ‎تراز مثبت و بالانس منطقي ايجاد كنند».‏

نماینده قائم شهر در بخشی از نطق اعتراض آمیزش از رييس‌ دولت پرسيد كه ما به ازاي سياسي‏‎ ‎صادرات گاز ارزان به پاكستان چيست؟ و افزود:«چرا بايد هزينه برقراري صلح بين پاكستان و ‏هند‎ ‎را دولت ايران، با فروش گاز ارزان تأمين و پرداخت كند؟ ضمن آنكه هند از اجراي اين‎ ‎پروژه كنار كشيده و ديگر صلح معنا و مفهوم نداشته و سالبه به انتفاع موضوع است».‏

کودکان مسجد سلیمان می لرزند

امیدوار رضائی، نماینده مسجد سلیمان نیز دیروز در اعتراضی شدید گفت:«کودکان مسجد سلیمان ‏اولین دارنده گاز طبیعی کشور از سرما می‌لرزند».وی در تذکری آئین نامه ای اظهار ‏داشت:«مسجد سلیمان به عنوان اولین دارنده گاز طبیعی، فاقد گاز شهری است و کودکان مسجد ‏سلیمانی در حالی که زیر پای آنها گاز وجود دارد، از سرما می‌لرزند اما گاز سمی از زمین ‏درحال نشست در این شهر است‎ ‎و این امر موجب ناراحتی ساکنان این شهر شده است».‏

رضائی با انتقاد از هیات رئیسه مجلس به خاطر دفاع از دولت به جای دفاع از ملت گفت:«هیئت ‏رئیسه باید در جهت رفاه مردم حرکت کند و نه رضایت مسئولان».‏

سی و دو نماينده ديگر هم در تذکرهایی جداگانه به وزیر نفت، خواستار بررسي اتلاف ميلياردها ‏تومان و صدها هزار ساعت وقت در اثر سوء‎ ‎مديريت در فرودگاه امام‌خميني و راه‌آهن تهران ـ ‏اصفهان، و ضعف عملكرد وزارت راه و ترابري در خصوص برف‌روبي محورهاي مهم‎ ‎مواصلاتي كشور در یک هفته اخیر شدند.‏

سی و یک نماينده هم طی تذکرهایی جداگانه به وزرای نفت،بازرگانی و راه از ضعف عملکرد ‏این وزارتخانه ها در قبال بحران برف انتقاد کردند و خواستار رفع مشکل مردم حوزه های ‏انتخابیه خود شدند.‏

وزیر نفت:ترکمنستان مقصر است

عاقبت غلامحسین نوذری وزیر نفت حاضر شد تا در مورد دلایل ایجاد بحران گاز در کشور ‏توضیح بدهد. اگر چه جلسه غیر علنی اعلام شد اما از جمله خبرهائی که به بیرون درز کرده ‏معلوم است که وی به روال مقام مافوقش در دولت، حاضر نشد هیچ مسئولیتی را در قبال بحران ‏قطع گاز در 18 استان کشور و صدها کارخانه بزرگ صنعتی بپذیرد و اعلام کرد که علت اصلی ‏ایجاد این بحران ترکمنستان است که صدور گاز به ایران را قطع کرده است. ‏

در جلسه غیرعلنی به گزارش خبرگزاری مهر، نوذری در آغازسخنان خود به نمایندگان ‏گفت: «ترکمنستان با بد اخلاقی گاز را در بدترین شرایط قطع کرد،در‎ ‎حالیکه گاز وارداتی از ‏ترکمنستان، گاز مصرفی استان های گلستان، گیلان و مازندران‎ ‎را تامین و مازاد آن فشار گاز ‏استان های آذربایجان غربی و شرقی و استان کردستان را‎ ‎تقویت می کرد‎ ‎‏».‏

جالب این است که وی با این ادعا در ضمن گفته است « مشکلات در 13 میلیون انشعاب تنها در ‏‏4 الی 5 درصد آن بوجود‎ ‎آمد و در فاصله چند روز 10 واحد ایستگاه تقویت فشار اضافه شد و ‏تا روز‎ ‎چهارشنبه هفته گذشته شرایط ناشی از قطعی گاز ترکمنستان عادی شده بود، اما بار دیگر‎ ‎سرمایی با سه مشخصه شدت، طول مدت و فراگیری جغرافیایی، مشکلات را افزایش داد».‏

وزیر نفت سپس به جای پاسخ گوئی به مشکلات مطرح شده،از« بی سابقه» بودن سرما گفت و ‏اینکه در روسیه نیز تعدادی کشته شده اند!‏

وی بزرگترین کار وزارت نفت در زمینه مدیریت بحران را«قطع گاز صنایع» عنوان کرد و ‏گفت:« به جای آن سوخت دوم‎ ‎دادیم. مطلع هستید روزی 104 میلیون لیتر فقط نفت گاز و نفت ‏کوره به نیروگاه ها داده‎ ‎می شود که برق کشور پایدار بماند».‏

وزیر نفت همچنین خواستار «ساماندهی یارانه انرژی» یا همان سهمیه بندی گاز و نفت و سایر ‏سوخت ها شد و افزود:« هم مجلس و هم دولت باید به سمتی برویم که یارانه و انرژی را مدیریت‎ ‎کنیم».‏

وزیر نفت تا پایان سخنانش هم امیدی برای رفع مشکلات مردم در شهرهای مختلف، تا گرم شدن ‏هوا، به نمایندگان نداد و در عوض خواستار یک میلیارد دلار بودجه دیگر برای سرمایه گذاری ‏در صنایع بالادستی گاز شد.‏

آغاز بحران برق

در حالی که گاز اغلب شهر های درگیر در بحران نفت قطع یا کم فشار است روز گذشته ‏خبرگزاری ها به نقل از مقامات بیمارستانی از افزایش صد در صدی تلفات گازگرفتگی نسبت به ‏سال گذشته خبر دادند.براساس همین خبرها 10 نفر در تهران،3 نفر در یزد،7 نفر در مشکین ‏شهر براثر گازگرفتگی یا انفجار خانه های شان براثر قطع و وصل گاز کشته شده اند.

بحران قطع برق نیز بحرانی است که از دو روز گذشته به شکل دنباله دار در شهرهای مختلف ‏آغاز شده است.برق شهر بم به کلی قطع شده،و برق بسیاری از شهرها از جمله بندر انزلی که با ‏بارش 170 سانتی متری برف مواجه است تا بیش از 60 درصد قطع است.‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

هرگز مردم چنین بی پناه نبودند

بحران برف صدای نمايندگان مجلس را بلند کرد - دوشنبه 24 دی 1386 [2008.01.14]

barfnamayandegan.jpg

شروین امیدوار

چند روز پس از بحران قطع گاز و برق در مناطق مختلف کشور، سر انجام صدای برخی از ‏نمایندگان در آمد و جلسه علنی دیروز مجلس شاهد چندین مورد اعتراض و تذکر به دولت و ‏بخصوص وزارت نفت شد.وزیر نفت هم ترکمنستان را مقصر شناخت در حالی که محمود احمدی ‏نژاد گفته است عده ای از داخل کشور از ترکمنستان خواسته اند که گاز را قطع کند که آن ها ‏بتوانند بهره برداری سیاسی کنند.‏

همزمان با حضور وزیر نفت درمجلس برای دادن توضيحات به نمايندگان در جلسه ای غیر علنی ‏ـ ظاهرا در علت مشکلات چیزی بود که مردم نباید می دانستند ـ خبرگزاریهای رسمی و تلویزیون ‏جمهوری اسلامی خبر از افزایش شمار کشته شدگان ناشی از انفجار گاز یا گاز گرفتگی بر اثر ‏قطع و وصل گازخانگی دادند. و اين در حالی بود که وزير نفت نیم ساعتی از حماسه جانبازی ‏کارکنان نفت و گاز و همين طور اثر باورنکردنی دستورات رييس جمهور می گفت.‏

سرمای 30 درجه را می شناسید؟‏

مهرانگیز مروتی نماینده خلخال یکی از نمایندگان معترض دیروز بود. وی که مردم حوزه ‏انتخابیه اش یک هفته است با سرمای 30 درجه و قطعی گاز دست و پنجه نرم می کنند، و اين در ‏هيچ گزارش خبری دولت و روزنامه های هوادارش منعکس نشده، در نطق پیش از دستور به ‏دولت گفت:«امروز با ديدگاني خونبار و احساس مسووليت سنگين بر دوش خود فرياد مي‌آورم كه ‏اي‎ ‎مسوولان كشور به داد مردم منطقه خلخال و كوثر برسيد. اي كساني كه در جاي گرم و امن‎ ‎سر بر بالين مي‌گذاريد، آيا مي‌دانيد سوز سرماي 30 درجه زير صفر يعني چه؟»‏

این نماینده مجلس با اشاره به اینکه هرگز مردم شهر و دیارش چنین بی پناه،سرگشته و مظلوم ‏نبوده اند،به دولت هشدار داد كه «هنوز زمستان‎ ‎سرد و طاقت‌فرسا در شهر و ديار من چهره ‏واقعي خود را نشان نداده كه اين‌چنين‎ ‎مردم را تحت فشارهاي سنگين و خردكننده قرار داده است؛ ‏سوز سرما از يك طرف‎ ‎و فشار گرسنگي ناشي از تعطيلي نانوايي‌ها از طرف ديگر شرايط ‏غيرقابل تحملي را به‎ ‎وجود آورده است».‏

ولي‌الله رعيت، نماینده قائم شهر در مجلس هم معترض بعدی بود. وی در نطق‎ ‎پيش از دستور خود ‏خطاب به محمود احمدی نژاد با بيان اينكه« شما به شعار‏‎ ‎عدالت مشهور هستيد»،پرسيد:«چرا ‏مردم قائم‌شهر، جويبار، شيرگاه و كياكلا تاوان بهاي‎ ‎بي‌برنامگي و سوءمديريت مقامات وزارت ‏نفت را بپردازند؟»‏

نماینده قائم شهر سپس با اشاره به بحران 14 روزه قطع گاز در قائم شهر خطاب به احمدی نژاد ‏گفت:«نمي‌دانيم‎ ‎آيا جنابعالي مطلع هستيد كه مردم حوزه‌ي انتخابيه‌ام، بدون دارا بودن كم‌ترين ‏وسايل‎ ‎گرمايشي، در بدترين و سخت‌ترين شرايط زندگي چگونه امورات خود را سپري ‏كرده‌اند؟».‏

وی همچنین خبر داد که مردم‎ ‎مازندران بخاري برقي ساده 10 هزار توماني را 50 هزار تومان، ‏نفت سفيد و گاز مايع را به چند‎ ‎برابر قيمت،و نان يك صد توماني را به يك هزار تومان خريداري ‏کرده و ساعت‌ها براي تأمين‎ ‎مايحتاج ضروري خود، در هواي سرد و صف‌هاي طولاني ايستاده و ‏بعد روانه‎ ‎درمانگاه و بيمارستان شده اند و همه در حالی که« به فردي از مقامات اجرايي كشور و‏‎ ‎استان دسترسي نداشته و آنان نيز پاسخگو نبوده اند».‏

ولی اله رعیت همچنین با اشاره به اینکه«وزير نفت در مصاحبه‌اي به جاي‎ ‎عذرخواهي از مردم و ‏پاسخگويي صريح و شفاف، صرفا در بازي با كلمات و الفاظ اعلام‎ ‎كرده كه گاز قطع نشده و فقط ‏به دليل سرماي شديد هوا، فشار آن افت داشته است» گفت:«معلوم نيست آقايان در وزارت نفت، ‏برنامه‌ريزي را از‎ ‎كدام دانشگاه آموخته‌اند كه هنوز نتوانسته‌اند بين توليد و مصرف، صادرات و ‏ذخيره يك‎ ‎تراز مثبت و بالانس منطقي ايجاد كنند».‏

نماینده قائم شهر در بخشی از نطق اعتراض آمیزش از رييس‌ دولت پرسيد كه ما به ازاي سياسي‏‎ ‎صادرات گاز ارزان به پاكستان چيست؟ و افزود:«چرا بايد هزينه برقراري صلح بين پاكستان و ‏هند‎ ‎را دولت ايران، با فروش گاز ارزان تأمين و پرداخت كند؟ ضمن آنكه هند از اجراي اين‎ ‎پروژه كنار كشيده و ديگر صلح معنا و مفهوم نداشته و سالبه به انتفاع موضوع است».‏

کودکان مسجد سلیمان می لرزند

امیدوار رضائی، نماینده مسجد سلیمان نیز دیروز در اعتراضی شدید گفت:«کودکان مسجد سلیمان ‏اولین دارنده گاز طبیعی کشور از سرما می‌لرزند».وی در تذکری آئین نامه ای اظهار ‏داشت:«مسجد سلیمان به عنوان اولین دارنده گاز طبیعی، فاقد گاز شهری است و کودکان مسجد ‏سلیمانی در حالی که زیر پای آنها گاز وجود دارد، از سرما می‌لرزند اما گاز سمی از زمین ‏درحال نشست در این شهر است‎ ‎و این امر موجب ناراحتی ساکنان این شهر شده است».‏

رضائی با انتقاد از هیات رئیسه مجلس به خاطر دفاع از دولت به جای دفاع از ملت گفت:«هیئت ‏رئیسه باید در جهت رفاه مردم حرکت کند و نه رضایت مسئولان».‏

سی و دو نماينده ديگر هم در تذکرهایی جداگانه به وزیر نفت، خواستار بررسي اتلاف ميلياردها ‏تومان و صدها هزار ساعت وقت در اثر سوء‎ ‎مديريت در فرودگاه امام‌خميني و راه‌آهن تهران ـ ‏اصفهان، و ضعف عملكرد وزارت راه و ترابري در خصوص برف‌روبي محورهاي مهم‎ ‎مواصلاتي كشور در یک هفته اخیر شدند.‏

سی و یک نماينده هم طی تذکرهایی جداگانه به وزرای نفت،بازرگانی و راه از ضعف عملکرد ‏این وزارتخانه ها در قبال بحران برف انتقاد کردند و خواستار رفع مشکل مردم حوزه های ‏انتخابیه خود شدند.‏

وزیر نفت:ترکمنستان مقصر است

عاقبت غلامحسین نوذری وزیر نفت حاضر شد تا در مورد دلایل ایجاد بحران گاز در کشور ‏توضیح بدهد. اگر چه جلسه غیر علنی اعلام شد اما از جمله خبرهائی که به بیرون درز کرده ‏معلوم است که وی به روال مقام مافوقش در دولت، حاضر نشد هیچ مسئولیتی را در قبال بحران ‏قطع گاز در 18 استان کشور و صدها کارخانه بزرگ صنعتی بپذیرد و اعلام کرد که علت اصلی ‏ایجاد این بحران ترکمنستان است که صدور گاز به ایران را قطع کرده است. ‏

در جلسه غیرعلنی به گزارش خبرگزاری مهر، نوذری در آغازسخنان خود به نمایندگان ‏گفت: «ترکمنستان با بد اخلاقی گاز را در بدترین شرایط قطع کرد،در‎ ‎حالیکه گاز وارداتی از ‏ترکمنستان، گاز مصرفی استان های گلستان، گیلان و مازندران‎ ‎را تامین و مازاد آن فشار گاز ‏استان های آذربایجان غربی و شرقی و استان کردستان را‎ ‎تقویت می کرد‎ ‎‏».‏

جالب این است که وی با این ادعا در ضمن گفته است « مشکلات در 13 میلیون انشعاب تنها در ‏‏4 الی 5 درصد آن بوجود‎ ‎آمد و در فاصله چند روز 10 واحد ایستگاه تقویت فشار اضافه شد و ‏تا روز‎ ‎چهارشنبه هفته گذشته شرایط ناشی از قطعی گاز ترکمنستان عادی شده بود، اما بار دیگر‎ ‎سرمایی با سه مشخصه شدت، طول مدت و فراگیری جغرافیایی، مشکلات را افزایش داد».‏

وزیر نفت سپس به جای پاسخ گوئی به مشکلات مطرح شده،از« بی سابقه» بودن سرما گفت و ‏اینکه در روسیه نیز تعدادی کشته شده اند!‏

وی بزرگترین کار وزارت نفت در زمینه مدیریت بحران را«قطع گاز صنایع» عنوان کرد و ‏گفت:« به جای آن سوخت دوم‎ ‎دادیم. مطلع هستید روزی 104 میلیون لیتر فقط نفت گاز و نفت ‏کوره به نیروگاه ها داده‎ ‎می شود که برق کشور پایدار بماند».‏

وزیر نفت همچنین خواستار «ساماندهی یارانه انرژی» یا همان سهمیه بندی گاز و نفت و سایر ‏سوخت ها شد و افزود:« هم مجلس و هم دولت باید به سمتی برویم که یارانه و انرژی را مدیریت‎ ‎کنیم».‏

وزیر نفت تا پایان سخنانش هم امیدی برای رفع مشکلات مردم در شهرهای مختلف، تا گرم شدن ‏هوا، به نمایندگان نداد و در عوض خواستار یک میلیارد دلار بودجه دیگر برای سرمایه گذاری ‏در صنایع بالادستی گاز شد.‏

آغاز بحران برق

در حالی که گاز اغلب شهر های درگیر در بحران نفت قطع یا کم فشار است روز گذشته ‏خبرگزاری ها به نقل از مقامات بیمارستانی از افزایش صد در صدی تلفات گازگرفتگی نسبت به ‏سال گذشته خبر دادند.براساس همین خبرها 10 نفر در تهران،3 نفر در یزد،7 نفر در مشکین ‏شهر براثر گازگرفتگی یا انفجار خانه های شان براثر قطع و وصل گاز کشته شده اند.

بحران قطع برق نیز بحرانی است که از دو روز گذشته به شکل دنباله دار در شهرهای مختلف ‏آغاز شده است.برق شهر بم به کلی قطع شده،و برق بسیاری از شهرها از جمله بندر انزلی که با ‏بارش 170 سانتی متری برف مواجه است تا بیش از 60 درصد قطع است.‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  آلودگی هوای تهران، چنان است
که هر تهرا
نی در دقيقه 5 عدد سيگار بکشد
 
 
 
 

 

دومين جلسه شورای سياستگذاری هوای تهران در شهرداری پايتخت تشکيل شد. در اين جلسه مشاور شهردار تهران "حيدرزاده" اعلام داشت:

هشتاد درصد آلودگی هوای پايتخت بواسطه حرکت وسائط نقليه در شهر است. اطلاع ‌رسانی زيست‌محيطی همچون موضوعات آلودگی هوا، نبايد مسأله امنيتی شود، بايد  مردم مطلع شوند.

آلودگی هوای تهران به حدی است كه به نظر می‌رسد هر تهرانی در هر دقيقه 5 نخ سيگار می‌كشد.

 
 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

در پی اعلام آمادگی
شریعتمداری برای مناظره با تاج‌زاده

نوروز: میزبانی از ما

نوروز: روز گذشته در خبری اعلام كرده بودیم كه حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه كیهان از مناظره با سیدمصطفی‌تاج‌زاده عضو شورای مركزی جبهه مشاركت طفره رفت.

در این خبر كه اصل آن همچنان در سایت نوروز قابل مشاهده است، آمده بود كه قرار بر این بوده است كه اعضای بسیج دانشجویی دانشگاه كاشان از مدیرمسئول كیهان و اعضای انجمن اسلامی از مصطفی‌ تاج‌زاده دعوت كنند كه با كناره گیری بسیج دانشجویی از این برنامه اعضای انجمن اسلامی بدنبال دعوت مدیرمسئول كیهان رفته بودند كه با پاسخ سرد و منفی او روبرو شده بودند.

روزنامه كیهان در شماره امروز خود با جعلی و دروغ خواندن این خبر آورده است كه دلیل رد پاسخ انجمن اسلامی كاشان، دعوت پیش از آن بسیج دانشجویی بوده است و كیهان در حالی نوروز را به دروغ پراكنی متهم می‌كند كه خود حتی حاضر به درج متن كامل خبر نوروز نشده زیرا هر خواننده‌ای متوجه می‌شود كه وقتی بسیج دانشجویی از دعوت شریعتمداری انصراف داده است، دیگر لزومی نداشته وی بهانه بیاورد كه پیشتر جای دیگری از وی دعوت كرده است.

در هر صورت نوروز با توجه به اعلام آمادگی مدیرمسئول كیهان برای مناظره با عضو شورای مركزی جبهه مشاركت اعلام آمادگی خود را برای انجام این مناظره به صورت آزادانه و با حضور رسانه‌های همگانی اعلام می‌دارد و حال بایستی دید آیا مدیرمسئول كیهان به مطلب چاپ شده در روزنامه خودش نیز وفادار است یا خیر.

در زیر عینا مطلب درج شده در روزنامه كیهان امروز جهت اطلاع خوانندگان نوروز و همچنین در ادامه خبر روز گذشته نوروز می‌آید و امیدوارم دوستان كیهان نشین نیز آنقدر شهامت داشته باشند تا خبر نوروز را عینا منتشر نمایند.

كیهان روز یكشنبه - ستون خبر ویژه : پایگاه اینترنتی نوروز- ارگان حزب مشاركت - روز گذشته در یك خبرسازی آشكار كه حكایت از نیاز روانی شدید اصلاح طلبان به ایجاد حس اعتماد به نفس در خود دارد، نوشت كه حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه كیهان از مناظره با مصطفی تاج زاده عضو افراطی جبهه اصلاحات در دانشگاه كاشان امتناع كرده است.

این خبرسازی ناشیانه در حالی صورت گرفته كه انجمن اسلامی دانشگاه كاشان از مدیر مسئول كیهان برای سخنرانی و جلسه پرسش و پاسخ دعوت كرده بود و شریعتمداری با اشاره به تقدم دعوت بسیج دانشجویی همان دانشگاه اظهار داشته بود كه در صورت داشتن فرصت باید در آن جلسه شركت كنم و شما می توانید در یك جلسه مشترك به طرح سؤالات خود بپردازید و معلوم نیست سایت مشاركت، تیتر «حسین شریعتمداری از مناظره با تاج زاده طفره رفت»! را از كجای این خبر- كه خود نیز نقل كرده- بیرون آورده است؟

گفتنی است كه در چند مورد پس از دعوت از شریعتمداری برای مناظره با مدعیان اصلاحات، طرف مناظره بعد از شنیدن نام وی از مناظره طفره رفته و در چند نمونه دیگر نیز شرط كرده بودند كه شریعتمداری از آوردن سند به جلسه مناظره خودداری كند! و این در حالی است كه فقط روخوانی اسناد وابستگی این طیف از مدعیان اصلاحات می تواند دهها جلسه مناظره پربار و روشنگر را در پی داشته باشد.

این نكته نیز گفتنی است كه به نظر نمی رسد خبرجعلی نوروز با همكاری انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه كاشان تهیه شده باشد. چرا كه آنان اگرچه سلیقه‌های سیاسی خاصی دارند ولی بعید است به این گونه ترفندهای ناجوانمردانه سیاست بازان حرفه ای آلوده شده باشند.

خبر نوروز در روز شنبه 22 دیماه:
فرار مدیرمسئول كیهان از مناظره با تاج‌زاده
نوروز: انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه كاشان قصد داشت تا در برنامه مناظره‌ای با حضور آقایان دكتر سید مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان، موضوعات جاری كشور و عملکرد دولتهای اصلاحات و دولت نهم را به بررسی و تحلیل بگذارد.

سید مصطفی تاج زاده عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت پس از قبول دعوت اعلام کرد که علی رغم فشار کاری با توجه به مباحث جاری پیرامون انتخابات مجلس هشتم، هر تاریخ و زمانی را که شریعتمداری قبول کند و وقت دارد، مورد قبول وی است و حتما می آید.

در ابتدای امر وظیفه دعوت از آقای شریعتمداری بر عهده بسیج دانشجویی بود که به دلایلی از ادامه همكاری منصرف شد.

انجمن اسلامی بر آن شد تا با دعوت مستقیم از آقای شریعتمداری این برنامه را برگزار نماید که متاسفانه آقای شریعتمداری بعد از حدود 3 ماه از ارسال نامه دعوت و پس از تماسهای تلفنی مکرر، در آخرین تماس تلفنی که اعضای انجمن اسلامی از وی خواستند که هر زمانی را که تا پایان سال ایشان وقت برای این جلسه دارد مناظره در همان روز برگزار می شود، اعلام نمودند که به دلیل فعالیتهای رسانه ای و اطلاع رسانی در روزنامه كیهان هیچ وقتی برای این برنامه ندارند و حضور در مناظره با تاج زاده را منتفی خواندند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ساز و نقاره جمعه بازار

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 24 دی 1386 [2008.01.14]

po_nabavi_01.jpg

امروز روز قاطی بود. دو تا خبر مرگ بد شنیدم، خبر بوش حالگیری سنگین بود، یکی دو خبر ‏مسخره و احمقانه، مطابق معمول شنیدم. حاصلش این که هر چه دلم خواست نوشتم، به بزرگی ‏خودتان می بخشید.‏

پدر آن دو برادر
یک همکلاسی داشتیم در دانشگاه شیراز، اسمش احسان بود، احسان شهیدی. از آن بچه تمیزهای ‏کتاب خوان و با فرهنگ و اهل فکر و نجیب. مدتی رفیق بودیم، بعد رفت، ما هم رفتیم. آن روزها ‏خیلی ها وقتی می رفتند، خبرشان می آمد. خبرش آمد که احسان در جنگ شهید شده، اسمش ‏احسان شهیدی بود. بعدا فهمیدم برادر دیگرش از بچه های چپ بود و بعد از قضایای شصت آمد ‏بیرونه و بعد هم شد خبرنگاری مهم در بی بی سی و یک روز توی دفتر روزنامه توس دیدمش. ‏بعدا فهمیدم این حسین شهیدی برادر همان احسان خودمان است، یکی شان توی جبهه شهید شده ‏بود و یکی دیگر سالها از کشور رفته بود و البته برگشته بود. امروز خبر مرگ پدرشان، دکتر ‏شهیدی بزرگ را خواندم، آدمی که حق بزرگی به گردن تاریخ نویسی و ادبیات فارسی دارد. خدا ‏بیامرزدش و صبر بدهد به حسین و خانواده شان. ‏

اوی جینگه جان
من نمی فهمم این همه خبر بد چطور همه با هم می رسند. خبر عاشورپور را دیروز شنیدم، ‏صدایش را از بیست سالگی در ذهن دارم و ترانه هایی مانند « خروسخوان» و « پاچ لیلی» و « ‏جینگه جان» و « جمعه بازار»، « آفتاب خیزان» همواره در ذهنم تکرار شده و تقریبا صدایش را ‏از همه سیستم های ضبط صدا از جمله نوار ریل، صفحه گرامافون، کاست، کارتریج، سی دی و ‏هارد کامپیوتر شنیده ام. اولین بار در سال 1356 هم اتاقی گیلکی که جد اندر جدش توده ای بود، ‏و طبیعتا ضبط صوتش پیش از هر صدایی، ترانه عاشورپور را می خواند، شنیدم. جوان ‏همکلاسی یک سالی پس از انقلاب افتاد توی چرخ گوشت انقلاب و حالا نمی دانم که در کجای ‏زمین زنده یا مرده است. یادگاری اش برای من یک کاست عاشور پور بود که وقتی صدایش را ‏می شنفتی انگار جلوی چشمت چرخیدن دامن رقصندگان شادمان روستایی را در بازار روز می ‏دیدی. شاید چیزی میان تصویر گیلان قدیم و کولی های اروپای شرقی. بعدها خاله جان بزرگ ‏گفت که در انزلی و در زمان خدای قبلی که جوان تر بود و عاشورپور هم که اصرار داشت حتما ‏نام مهندس را اول اسمش بگذارد، با حزب توده کار می کرد با هم دوست بودند و همین خاله گیلک ‏نوارهای کامل عاشورپور را داد که گوش کنم و من چه بدعهد بودم که نوار را برای همه کپی ‏کردم و به همه دادم، الا خاله جان بزرگ که می خواست صدای عاشور پور را بشنود. عاشور ‏پور از سال 1322 و در همان اوایل جوانی وارد رادیو ایران شده بود و همزمان پایش را گذاشته ‏بود به دفتر حزب توده و رفته بود جزو جوانان هنرمند حزب توده در آن روزهایی که حزب توده ‏جنسش جور بود و هر کسی که دلش می خواست کاری برای مردم بکند، فکر می کرد باید از ‏طریق حزب این کار را بکند. همین بود که سال 1332 همراه با گروه موسیقی گیلکی حزب رفت ‏به یک فستیوال موسیقی در مجارستان و وقتی هم برگشت برخورد به تانک های حکومت نظامی ‏کودتای 28 مرداد و از انزلی گرفتندش و بردند زندان تا دو سال. بعد هم مارک حزب توده خورده ‏بود روی پیشانی این آوازه خوان بزرگ گیلک که شیوه خواندن و موسیقی تلفیقی اش موسیقی ‏گیلان را به چیزی متفاوت تبدیل کرده بود. عاشورپور نتوانست در موسیقی ایران باقی بماند. ‏بیرون آمد و سالها در فرانسه و اروپا ماند. پس از انقلاب چند باری به ایران برگشت تا در دوره ‏خاتمی اول در فرهنگسرای نیاوران در کنار ناصر وحدتی و گروه شمشال ترانه ای برای ‏حاضرین خواند و بعد هم یکی دو کنسرت نصفه و نیمه برگزار کرد. در فرهنگسرای بهمن در ‏سال 1381 دیدمش، پیر شده بود و طبیعتا ترانه جینگه جان را نمی توانست بخواند، ترانه آنچنان ‏ریتمی دارد که شنونده بعد از شنیدنش نیم ساعت عرق می ریزد چه برسد به خواننده ای که هشتاد ‏سال را هم گذرانده است. خروسخوان را خواند و بعد تر از آن در سال های 1382 و 1383 دو ‏کنسرت دیگر برگزار کرد. در میان خوانندگان موسیقی گیلک مثل جفرودی و پور رضا و ‏مسعودی و شمس، عاشورپور چیزی دیگر بود. صدایی یگانه و موسیقی منحصر بفرد. بعدها که ‏کار گروه شمشال را دیدم و صدای ناصر وحدتی را چند باری در کنسرت های مختلف شنیدم، به ‏نظرم آمد گروه شمشال شاید همان حس تازگی را برای شنونده ایجاد می کند، حسی از جنس ‏صدای عاشورپور که انگار با همه متفاوت است.‏

سوئد را سراسر فلسطین می کنیم
تا به حال به این فکر کرده اید که در این دو سال چقدر آدم بخاطر بی لیاقتی، اشتباهات و ‏دیدگاههای دولت احمدی نژاد کشته شده اند؟ آدم هایی که اگر دولت دیگری بود کشته نمی شدند. ‏کشته های ترورها و درگیری های اشرار، اعدام های طرح امنیت اجتماعی، کشته های حوادثی ‏که با بی کفایتی با آنها برخورد شد و کشته های سرما و یخبندان اخیر. به این فکر کردید که چرا ‏در بارش یک برف، کشوری که دومین منبع گازی جهان و یکی از مهم ترین منابع نفتی جهان ‏است و در طول دو سال گذشته قیمت جهان نفت را سه برابر اضافه کرده است، مردمش بخاطر ‏سرما و یخبندان و یا مصرف غلط گاز و نفت کشته می شوند؟ و چگونه است که دولتی که روزانه ‏‏5 تا ده نفر بخاطر بی کفایتی دولت و غیر استاندارد بودن استفاده از انرژی گاز می میرند، حاضر ‏است برای مصرف انرژی هسته ای جنگ جهانی سوم را بپذیرد؟ در کجای دنیا شنیدید که مردم ‏بخاطر مصرف نادرست گاز و نفت مسموم شوند؟ و چرا فکر می کنیم دولتی که نمی تواند استفاده ‏از نفت و گاز را درست کند، می تواند انرژی هسته ای را درست مصرف کند؟ بارش برف در ‏ایران نه بیشتر از سوئد است و سرمای ایران هم بیشتر از افغانستان نیست، آیا در افغانستان چنین ‏آمار مرگ و میر ناشی از سرما وجود دارد؟ سوئد که بخورد توی سرمان. قطعا انرژی هسته ای ‏بسیار چیز خوبی است و لازم است و حتما حق مسلم ماست، ولی کسی نیست که جواب بدهد این ‏همه آدم چرا با یک برف و با سرد شدن هوا می میرند؟ ‏
‏- ما بزرگترین قدرت منطقه هستیم، البته وقتی برف نبارد.‏
‏- ما بزرگترین قدرت منطقه هستیم، بشرط اینکه همیشه دمای هوا بالای صفر باشد.‏
‏- ما میلیاردها دلار مواد غذایی وارد می کنیم، اما مردم گلستان بعد از سه روز برف نان ندارند.‏
‏- ما می خواهیم به سوی قله های هسته ای برویم ولی تمام جاده های کوهستانی مان بسته است.‏
‏- ما مسلمانان منطقه را دلگرم می کنیم و مردم خودمان از سرما یخ می زنند.‏

هم بوش هم آمد، هم خودش ‏
یک خبر این که آمریکایی ها به نظرم دارند برای درگیری با ایران قدم جلو می گذارند. البته به ‏نظر می رسد که دولت ایران هم دارد سعی می کند که گاف نکند. بگویم که ترانه هایی که بوش ‏دارد می خواند، براساس همان موسیقی است که احمدی نژاد دوسال است با ارکستر بین المللی ‏چپ های مسلمان شده و مسلمانان چپ شده ساخته است. این اظهر من الشمس الواعظین است، اما ‏در عواقب خطرناک وضع کشور اثری ندارد. بوش فعلا دارد در منطقه ول می گردد و سعی می ‏کند کشورهای منطقه را علیه ایران متحد کند. دیروز هم گویا چهار دیپلمات ایرانی را در بصره ‏گرفتند و حدس من این است که آمریکایی ها همه تلاش شان را می کنند که ایران را تحریک کنند. ‏بوش امروز در امارات گفت: « ایران، امنیت ملت ها را در همه جا تهدید می کند.» ظاهرا قرار ‏است بوش با ایرانی های امارات هم ملاقات کند. وسط این سرمای زمستان و برف و بوران و ‏فصل انتخابات، آمدن بوش هم قوز بالاقوز شد. ‏

قتل بوتو: یک اتفاق ساده
البته گفتنش هم شهامت می خواهد. این که شما از بیخ قبول کنید که رئیس جمهور کشوری هستید ‏که برای حفظ امنیت یک نفر از هموطنان تان به او می گوئید به کشورت نیا چون خطرناک است. ‏بامزه بود این اظهار نظر پرویز مشرف که گفت: « قتل بوتو یک قتل ساده است، نگران امنیت ‏بوتو بودم، به او گفتم به پاکستان نیا» من فکر می کنم همین صداقتش بود که هم ما را کشته است و ‏هم بی نظیر بوتو را کشت.‏

اصغر! کجایی که داداشت رو کشتن؟
یک ماه است که از اکبر گنجی خبر ندارم. بابا کجایی؟ تلفنت چرا جواب نمی ده؟ من می ترسم این ‏نئوکان ها( ترجمه فارسی: جدید باسن ها) احتمالا اکبر ما را کشته باشند و بعید هم نیست که کشته ‏باشند. بچه ام طاقت درگیری با آدمخوارهای اپوزیسیون را ندارد، دو تا مقاله می نویسد، یک دفعه ‏ده تایی می ریزند سرش و می خورندش. فعلا که یکی از چپ دباشی خورده و یکی از راست گنج ‏بخش، جالب است که استاد دباشی دو سال قبل راست بود و استاد گنج بخش چهار سال پیش چپ. ‏بالاخره همه عوض می شوند. باز هم کاش اصغر گنجی که همراه با او از ایران بیرون آمد و ‏تنهایی برگشت، بود به داد برادر می رسید. اصغررررررر، بدو که داداش تو کشتن!‏
‏ ‏
زن داداش نائومی کمپبل
اگر بناست فکر کنیم چاوز داداش رئیس جمهور ماست، نائومی کمپبل هم قرار است بشود زن ‏داداش رئیس جمهور. ظاهرا دوتایی همدیگه را دیدند و پسندیدند. چاوز هم واقعا خوش سلیقه ‏است، از یک طرف دوست دخترش مدل زیبایی اروپاست و از طرف دیگر دوست پسرش ملکه ‏زیبایی خودمان. تصور کنید عکس سه تایی شان چطور می شود، نائومی کمپبل وسط، چاوز سمت ‏راست، محمود سمت چپ. ‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم دی 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

آمريكا و حمايت از اصلاح طلبان

عیسی سحرخیز Aftab_iran@yahoo.com - دوشنبه 24 دی 1386 [2008.01.14]

saharkhiz.jpg

در شرايطي كه اكثريت قريب به اتفاق اصلاح طلبان و تحول خواهان ايران، به ويژه ‏طرفداران جمهوريت و دموكراسي و حقوق بشر، بارها و بارها مواضع خود را در برابر ‏مواضع سلطه طلبانه ي جناح هاي مختلف حاكم بر آمريكا و بخصوص سياست هاي ‏تجاوزگرانه و جنگ طلبانه ي دولت بوش و محافظه كاران جديد بيان داشته اند، اقتدارگرايان ‏و تماميت خواهان ايران با پيروي از سياست نعل وارونه زدن كماكان تلاش دارند اين حقايق ‏را كتمان كرده و يا رنگ ديگري به بوم اتهام هاي خود بزنند.

‏ شروع كارزار انتخابات مجلس هشتم و بحث ضرورت نظارت بين المللي بر روندي ‏غيردموكراتيك و سئوال برانگيز، كه در آن رقباي انتخاباتي به بهانه هاي مختلف رد صلاحيت ‏شده يا نامشان به ترفندهاي گوناگون از صندوق بيرون نمي آيد، حاكميت ايران ر