تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | شیرین عبادی: پزشک بی طرف جنازه فتاحیان را معاینه کند | هشدار! بوي روزهاي سخت مي آيد | | قواعد بازی صدا و سیماباید رعایت شود | احمدی نژاد اعطاء امتیاز ویژه به ترکیه را تکذیب نکرد | با طراحی های دولت کودتا: | محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران: | سردار جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه | اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران //از خارج چپ روی را تشویق نکنید | احمدی نژاد دروغگوست، نه نخست وزیر ترکیه | | | نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن: | آیت‏الله دستغیب در جمع دانشجویان: |

تلفات چند هزار نفري قطع گاز در ايران

آماري که به تدريج علني مي شود - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

gazgereftegi.jpg

فرشته پاک نظر ‏

در حاليکه هنوز بخشي از زمستان 86 باقي مانده است، آماري نگران کننده از قربانيان سرمازدگي و گاز گرفتگي ‏مردم در سطح جامعه رسانه اي ايران نقل مي شود. ‏

به گزارش منابع خبري رسمي، در طول سال گذشته 973 نفر بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از دست داده بودند ‏که از اين تعداد 250 تن مربوط به استان تهران بوده است. اما در سال جاري تنها در هفته سوم دي ماه 270 نفر ‏بر اثر گاز گرفتگي جان خود را از دست داده اند. هر چند به دليل حجم بالاي مرگ و مير ناشي از گازگرفتگي، ‏نهادهاي مربوطه دست به يک پنهان کاري عجيب زده اند و از اعلام رسمي آمار تلفات مربوطه خود داري مي ‏کنند اما مطابق خوش بينانه ترين برآورد که رئيس مجتمع بيمارستاني امام خميني تهران اعلام کرده است، تلفات ‏ناشي از گاز گرفتگي تا پايان نيمه اول زمستان جاري نسبت به کل سال گذشته حداقل دوبرابر بوده است. ‏

اين آمار تنها متعلق به استان تهران است که کمترين مشکل قطعي گاز را در کشور داشته است. بر همين اساس ‏است که برخي منابع در وزارت نفت نيز از مرگ بيش از چهار هزار ايراني بر اثر گاز گرفتگي خبر مي دهند که ‏مي تواند به عنوان يک رکورد بي نظير در کارنامه دولت محمود احمدي نژاد ثبت شود. ‏

به گفته کارشناسان، علت اصلي افزايش گاز گرفتگي قطع مکرر و مداوم گاز در بسياري از شهرها و مناطق ‏کشور بوده است که مردم را ناچار به دست کاري رگلاتورهاي گاز و بخاري هاي گازي، استفاده از بخاري هاي ‏غير استاندارد، استفاده از زغال به عنوان سوخت جايگزين و.... کرده است. ‏

اما اين روزها در ايران درباره چرايي قطع گاز نيز توضيحات مختلفي مطرح مي شود.‏

مهدي افشار نيک کارشناس اين حوزه و مدير سايت ايران انرژي مي گويد: "طبق آنچه مسوولا‌ن آمار داده‌اند ‏سالا‌نه بايد 10 تا 15 درصد به توليد گاز كشور‎ ‎افزوده شود، چون همين مقدار رشد مصرف داريم و گريزي از آن ‏نيست و با نسبت توليد‎ ‎تقريبا 500 ميليون مترمكعبي گاز در كشور، براي پاسخ به نياز سالي دو فاز پارس جنوبي‏‎ ‎بايد وارد مدار و چرخه شود. مساله كشور توليد گاز است، افت فشار و يخ‌زدگي لوله‌ها‎ ‎وقتي گاز نيست، رخ ‏مي‌دهد و عيان مي‌شود".‏

افشار نيک تصريح دارد: "توليد و پالا‌يشگاه‌سازي براي استخراج و فراهم آوردن گاز، ذهنيت روشن و متمركز‎ ‎مي‌خواهد. براي رشد توليد نفت و گاز بايد رابطه‌اي متعامل و سازنده با‎ ‎شركت‌هاي خارجي برقرار ساخت (همان ‏اروپايي‌ها كه با آمدنشان به ايران در سال‌هاي 77‏‎ ‎و 78 تحريم‌هاي آمريكا را بي‌اعتبار ساختند.) بايد پيمانكاران و ‏شركت‌هاي ايراني كه‎ ‎رشد خوبي در سال‌هاي گذشته داشتند، حمايت و صيانت شوند و آخر اينكه الزامي است فضا‎ ‎و بستر براي تدبيرهاي گران و شجاعت‌هاي كلا‌ن در تصميم‌هاي مهم مديران و آدم‌هاي‎ ‎ارشد نفت فراهم شود. اما ‏لحن و گفتار دولت نهم در سياست خارجي كه‎ ‎اتفاقا به آن زياد مي‌بالد جز بي‌ميل كردن شركت‌هاي اروپايي و ‏مطرح، حاصل ‌ديگري در‎ ‎صنعت نفت نداشته است؛ كار به جايي كشيده كه پيمانكاران خارجي حاضر در نفت و ‏گاز‎ ‎تجربه‌شان از خود ما كمتر است. سياست هم كه به همه جا در داخل كشور سرك مي‌كشد،‎ ‎شركت‌هاي بزرگ ‏كه سرمايه‌هاي كشورند، اينگونه مورد سنجش قرار مي‌گيرند كه آيا‎ ‎خودي‌اند يا غيرخودي، پس غيرخودي كنار ‏مي‌رود و روند تدريجي حذف را مي‌پيمايد".‏

مدير مسئول "ايران انرژي" با اشاره به برخي ادعاها درباره بي اثر بودن تحريم هاي بين المللي مي گويد: "برخي ‏افراد سخناني مي گويند که بيشتر شعار است تا واقعيت. واقعيت اين است که غير از تاثير فضاي رواني كه ‏شركت‌هاي بزرگ اروپايي را از ايران رانده است (مانند توتال در فاز 11 يا شل در فاز 13 پارس جنوبي) تامين ‏اعتبار و ارتباط با بازارهاي مالي و پولي معتبر نيز دچار وقفه و مشكل شده است. تحريم‌هاي بانكي شوراي امنيت ‏دامنه‌اش ديگر به بانك‌هاي چين نيز كشيده شده است و در تامين مالي و گشايش اعتبار نفتي‌ها با مشكلات عديده‌اي ‏رو به رو اند. چه بسا براي خريد كالايي معمولي نيز توان باز كردن ‏LC‏ ندارند كه يا بايد خريد نقدي انجام دهند يا ‏با چند واسطه و دست به دست و طي كردن پروسه‌اي چند مرحله‌اي كالايي را تهيه كنند. اينها نمونه‌هايي از ‏مشكلات پيچيده صنعت نفت امروز كشور است".‏

به اعتقاد افشار نيک مردان نفتي دولت نهم به جاي پذيرش واقعيت تحريم و تاثيرات آن بر صنعت نفت به انكار و ‏نديدن مشكل روي آورده‌اند و با نمايش و تبليغات، سعي در آدرس غلط دادن به افكار عمومي دارند.‏

مدير مسئول "ايران انرژي" ادامه مي دهد: "واقعيات غير از آن چيزي است که دولت بر روي آنها مانور مي دهد ‏و سعي مي کند با تبليغات افکار عمومي را منحرف کند. به عنوان مثال، ‌ سکوي فاز 9 و 10 در دريا آماده و ‏نصب شده، پالا‌يشگاه‌ها در خشكي تقريبا‎ ‎آماده است اما به علت حفر نشدن چاه‌ها پس از پنج سال، گازي به ساحل ‏نمي‌آيد‎. ‎پروژه‌اي كه در نيمه اول امسال نفتي‌ها قول به افتتاح و به بهره‌برداري رسيدنش را‎ ‎در زمستان مي‌دادند. ‏براي دولت اين مهم نيست كه چرا مديران نفتي‌اش وعده افتتاح و‎ ‎نويد زمستاني گرم با گازهاي عسلويه را مي‌دهند ‏اما پروژه‌اي افتتاح نمي‌شود. آخر سر‎ ‎هم خبر مي‌رسد خبري از راه افتادن اين پروژه نيست؛ چرا؟ چون شيرهاي ‏سر چاهي را به‎ ‎ايران نمي‌فروشند و پروژه معطل‌مانده".‏

افشار نيک تاکيد مي کند: "دولت نهم وقتي در سال 84 قدرت را به دست گرفت، 5 فاز پارس جنوبي به‎ ‎توليد ‏رسيده بود و پنج فاز هم تا نيمه راه رفته بود. انتظار معمول اين بود نه در‎ ‎سال اول، حداقل تا سال دوم، 2 فاز از ‏اين پنج فاز به توليد و توزيع گاز برسند‎. ‎برنامه‌ها هم اينگونه پيش مي‌رفت، نفتي‌ها مطمئن بودند تا نيمه دوم سال ‏‏86، سكوهاي‎ 9 ‎و 10 پارس جنوبي حمل و نصب مي‌شوند، پالا‌يشگاه به توليد مي‌رسد و مشكلي در توزيع‎ ‎گاز ‏پيش نمي‌آيد؛ نه افت فشاري نه قنديل لوله‌اي. اما در نيمه اول سال 86 وقتي همه‏‎ ‎بسيج بودند براي رفع مشكل توليد ‏گاز، بي‌اعتمادي رئيس دولت به وزير نفتش دوباره گل‎ ‎كرد و در نهايت او عزل شد، اينگونه سكته‌اي در تمام امور ‏پيش آمد. هرچه همه پي‎ ‎نمايش فقدان مشكل و رو به راه بودن امور بودند، اما كيست نداند رفتن و آمدن يك مدير‎ ‎ساده در اين مملكت، چند ماهي بر همه يوميات قفل مي‌زند، چه برسد به وزير آن هم وزير‎ ‎نفت. چه كسي است ‏نداند دولت نهم براي وزارتي كه در حال عادي ماموريت‌هاي سنگين هم‎ ‎در توليد نفت و گاز، هم در توزيع بنزين و ‏گاز دارد، ماموريت‌هاي مضاعف ديگري تعريف‎ ‎كرده و مي‌كند و اتفاقا عزل و نصب‌هايش در اجرا و عدم اجراي ‏اين ماموريت‌هاي مضاعف‎ ‎است. در حقيقت، گفتار و كردار دولت در داخل و خارج بر صنعت نفت هزينه‌هاي ‏خارج از‎ ‎روال را تحميل مي‌كند".‏

تمام اينها در شرايطي است که محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران، در توجيه قطع گاز در مناطق گسترده اي ‏از کشور، عده اي از جريانات سياسي داخلي را متهم کرده که به دولت ترکمنستان توصيه کرده اند گاز ايران را ‏قطع کند. ‏


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

« حیف! | اول دفتر | چرا گفت آنچه را پس گرفت؟ »

آری آرش جان خود در تیر کرد!

شب گذشته تعزیت گویی به خانواده و نزدیکان مرحوم آیت الله توسلی در دفتر آقای خاتمی که متعلق به بیت حضرت امام است انجام شد.علاوه بر فرزندان و خانواده آن مرحوم، آقایان سید حسن خمینی و اخوان مکرم ایشان، خاتمی، موسوی خوئینی ها، موسوی بجنوردی، سایر اعضای بیت امام و مجمع روحانیون مبارز و بسیاری ازپیروان خط امام ودوستداران بیت شریف امام بودند. از آن طرف هم آقای طاهری خرم آبادی، دری نجف آبادی ومحسن رضایی آمده بودند. آقای کروبی هم البته آمده بود. حتماً کسان دیگری هم پیش از آن آمده و رفته بودند. همه غمگین و متاثر بودند. بیش از همه تاثر را در چهرهء حاج حسن آقا می شد دید. خیلی گرفته و در هم بود. با این وجود، داستان درگذشت آقای توسلی به گونه ای بوده است که برخلاف همیشه که می گویند فلانی از دست رفت، چنین احساسی وجود نداشت. آقای توسلی از دست نرفته بود. او جان خویش را خرج کلامی کرد که درد مندانه در حضور اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام، در دفاع از اندیشه امام و حرمت بیت او بر زبان راند. او عمرش را در این مسیر صرف کرد و جانش را نیز بر سر آن گذاشت. عاش سعیداً و مات سعیداً.
او با کلام افشاگرانه و دردمندانه اش جاودانه شد. همچون آرش که در وانفسای هجوم و چپاول دشمنان، به کنج خزیدن مردمان و سکوت یخ زده بسیاری از سرداران، داوطلبانه جان خود در تیر کرد تا مرزهای وطن را هر چه دورتر بَرَد او نیز جان خویش را فدای حفظ مرزهای اندیشه بنیان گذار این نظام کرد تا مبادا کژاندیشی ها و کج روی های رایج به پای انقلاب و نظامی نوشته شود که ثمره جان فشانی های پاک ترین فرزندان این آب و خاک در مسیری بوده است که آن رهبر بی همتا ترسیم کرده بود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ليست ها هنوز بسته نشده

از اتحاد در جناح راست خبري نيست - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

arashsigarchi.jpg

‏آرش سيگارچي

در حاليکه فرماندهان نظامي يکي بعد از ديگري از لزوم تقويت جبهه "اصولگرايان" در انتخابات سخن مي گويند، هنوز از ‏اتحاد در اين جناح خبري نيست و بر اساس تحليل آگاهان سياسي، طيف راست با چند ليست در انتخابات شرکت خواهد کرد.

ettehad656.jpg

وابستگان جناح راست كه به تاکيد اعلام کرده بودند که مي خواهند با اتحاد و انسجام، "الگويي" براي ديگر بازيگران حوزه ‏سياست باشند اينك سخت گرفتار "اختلافات درون گروهي" شده اند بطوريكه عليرغم وعده براي ارايه ليست نهايي ‏كانديداهاي اين جبهه در ميانه هاي بهمن ماه، "احتمالا" اين ليست هفته آينده نيز اعلام نشود. ‏

شهاب الدين صدر، دبير اجرايي جبهه‌ي متحد اصول‌گرايان با اعلام اينكه "فهرست تهران را احتمالا‏‎ ‎سه‌شنبه‌ هفته آينده به ‏صورت رسمي اعلام مي‌كنيم"، ‌فرصتي خواست تا اختلافات اين جبهه را حل كند؛ اختلافاتي كه "خيلي جدي" عنوان شده ‏است. ‏

شش ماه پيش، پس از آنكه قرار شد دعواهاي "سهم خواهانه" جناح راست ساماني نسبي بيابد، در تدبيري براي انتخابات ‏مجلس هشتم، جبهه اي بنام "جبهه متحد اصولگرايان" شكل گرفت كه مجموعه اي از يازده تشكل جناح راست بود و سران ‏همه طيف هاي راست بدان اميد فراوان بستند. ‏

با اين همه ساز و كار اما خبرها حاكي از آن است كه اصولگرايان در آستانه "فتح" بهارستان، با اختلافات درون حزبي ‏روز مي گذرانند. دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان هفته پيش با صدور ليست احتمالي اصولگرايان در تهران سعي كرد ‏كمي از ابعاد اختلاف كم كند ليكن، زبانه هاي اعتراض بلند تر شد. در ليست پيشنهادي افراد زير حضور داشتند:"‏‎غلامعلي ‏حداد عادل - سيد رضا مصباحي مقدم -ابوالحسن نواب - ‏سيد رضا اكرمي - روح‏‎‏ ‏‎الله حسينيان - مرتضي آقا تهراني - سيد ‏رضا تقوي -احمد توكلي - علي رضا زاكاني‏‎‏ - ‏‎حسين ‏فدايي - زهره الهيان - محمد رضا باهنر - شهاب الدين صدر - لاله ‏افتخاري‏‎‏ - ‏‎فاطمه رهبر - علي لاريجاني - علي ‏اصغر زارعي - محمد كوثري -علي مطهري - خانم صفايي‏‎ - ‎فاطمه آليا - ‏بيژن نوباوه - نسرين سلطانخواه - عليرضا ‏مرندي - علي ثمري - علي‏‎ ‎عباسپور - الياس نادران - مهدي كوچك زاده - پرويز ‏سروري -اسداله بادامچيان."‏

متعاقب اعلام اين اسامي، حركتهاي اعتراضي در جبهه راست يکي بعد از ديگري آغاز شد. اول از همه لاريجاني كه جاي ‏خود را در"سرليست" مي دانست و حمايت هفتاد كانديداي مجلس از شهرستانها را هم خود، نتوانست سايه سنگين حداد عادل ‏را بر راس اين ليست "تاب بياورد"؛ بنابراين به قم رفت و از آنجا كانديدا شد. هر چند ايسنا، دليل اين‎ ‎تغيير را از قول ‏لاريجاني "درخواست جامعه مدرسين حوزه عمليه قم از وي ‏جهت كانديدا شدن از اين استان" اعلام کرد.از سوي ديگر ‏اعلام شد برخي كانديداها مانند "روح الله حسينيان و سيد رضا تقوي"، ‌دو معمم اين جمع نيز استعفا داده اند‌؛هر چند راست ‏گرايان خبر از رايزني براي بازگشت اين دو دادند. در همين ارتباط اسدالله بادامچيان به مهر گفت كه "روح‌الله حسينيان به ‏طور قطع از عضويت در فهرست جبهه متحد انصراف نخواهد داد و در حال رايزني با سيدرضا تقوي هستيم تا وي نيز در ‏اين فهرست باقي بماند". وي همچنين در اين مصاحبه از جايگزيني نجابت به جاي علي لاريجاني هم خبر داد.‏

‎‎اعتراض به ليست‎‎

متعاقب اعلام ليست احتمالي مجموعه جناح راست، تعداد زيادي از چهره هاي شناخته شده اين جريان از جمله "علي ‏لاريجاني"، "احمد توکلي"، "محمدباقر قاليباف" و "محسن رضايي" به دفعات از فراگير نبودن ليست جبهه متحد ‏اصولگرايي در تهران خبر دادند و اعلام کردند اگر اين ليست "اصلاح" نشود، فهرست جداگانه اي خواهند داد. ‏

اتفاقي که نيفتاد و جلسه جبهه متحد اصولگرايان، در سايه سنگين وابستگان دولت محمود احمدي نژاد تشکيل شد و با همان ‏ليست قبلي. سايت تابناک وابسته به سردار محسن رضايي در اين مورد مي نويسد: "در جلسه روز شنبه جبهه متحد، ‏نمايندگان منسوب به گروه اصولگرايان تحول خواه و جمعيت ايثارگران شرکت نداشته اند و فقط حسين فدايي، به نمايندگي ‏از اين افراد، در جلسه شرکت کرده تا اعتراض همفکران خود را به جبهه متحد منتقل کند". اين سايت همچنين خبر داد که ‏‏"عدم حضور غلامعلي حدادعادل، رئيس کنوني مجلس در اين جلسه هم ممکن است در اعتراض به ترکيب فهرست جبهه ‏متحد باشد."‏

به اين ترتيب با قطعي شدن نسبي فهرست جبهه متحد از يک سو و ادامه اعتراض گروه ديگري از وابستگان جناح راست ‏که همگي به کرات تاکيد کرده اند که براي "خدمت" مي آيند و نه "قدرت" اينک بحث اصلي ارائه فهرست هاي جداگانه ‏است.‏

‎‎دعواهاي اصلي‎‎

يکي از اصلي ترين علل اختلاف عناصر راست، مربوط به بحث سرليستي فهرست تهران است که همچنان "لاينحل" باقي ‏مانده است. پيش از اين به نظر مي رسيد اختلاف اصلي بين "حدادعادل و لاريجاني" براي قرار گرفتن در صدر فهرست ‏تهران جبهه متحد باشد. مشکلي که پيش از اين به نظر مي رسيد با تصميم علي لاريجاني مبني بر کانديدا شدن از حوزه ‏انتخابيه قم، حل شده باشد. اما خبرهاي منتشر شده از جبهه متحد حاکي از آن است که اين مشکل کماکان لاينحل باقي مانده ‏است. به همين دليل اسدالله بادامچيان، از اعضاي حزب موتلفه و نيز از اعضاي اصلي گروه 5+6، اعلام کرده که فهرست ‏تهران جبهه متحد به احتمال زياد "بر اساس حروف الفبا" منتشر خواهد شد و شخص خاصي در صدر فهرست قرار نخواهد ‏گرفت. ‏

از سوي ديگر محمدرضا باهنر، از حاميان اصلي دولت در مجلس هفتم شوراي اسلامي و دايي مجتبي هاشمي ثمره، مشاور ‏اول محمود احمدي نژاد نيز از ليست راضي نيست او در همين ارتباط گفته است كه "برخي از نمايندگان فعلي تهران بهتر ‏از برخي نام هاي موجود در ليست هستند." در عين حال رسانه منسوب به دولت نيز به رغم حضور يازده تن از طيف ‏‏"رايحه خوش خدمت" در ليست سي نفره تهران، اين ليست را مورد انتقاد قرار داده اند؛ هر چند برخي ديگر از وابستگان ‏جناح راست و منتقد دولت، اين انتقاد را "تاكتيكي و با هدف فرار به جلو" ارزيابي كرده اند.‏

سردار محمدباقر‎ ‎قاليباف نيز به ليست اصولگرايان اعتراض دارد. شهردار تهران كه در حاشيه حضور در صحن علني ‏شوراي اسلامي‌شهر تهران در جمع‎ ‎خبرنگاران سخن مي‌گفت، تاکيد کرد که: "به نظر من اينکه مرکزيتي براي اردوگاه‏‎ ‎اصولگرايان درست شد کار خوبي بود ولي به‌عنوان يک اصولگرا مي‌گويم که فهرست آن‌ها‎ ‎فهرست قانع کننده‌اي نيست ‏زيرا آنها يک سري مباني گذاشتند که بر اساس اين مباني‎ ‎افراد را انتخاب کنند اما به مباني خود عمل نکردند، به همين دليل ‏فهرست آنها را‎ ‎قابل دفاع نمي‌دانم و به آن معترضم‌‏‎.‎‏"‏

‎‎خوشنام نيستند ‏‎‎

به هر روي هرگروهي براي اعتراض به اين ليست دليلي دارد. به طور مثال جمعيت ايثارگران معتقد است چهره هاي اين ‏ليست "خيلي خوشنام" نيستند. مقيمي عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران در اين مورد گفته است: "تلاش ما بر اين ‏است افرادي كه پيشينه مناسبي از رأي‌آوري و‎ ‎خوش‌نامي نداشته‌اند و اين موضوع در چند انتخابات گذشته مورد سنجش ‏قرار گرفته و‎ ‎همچنين افرادي كه حتي پتانسيل جذب آراي عمومي را ندارند، در ليست اصولگرايان‎ ‎نباشند. جمعيت ‏ايثارگران تا روزهاي منتهي به آغاز تبلغيات، رايزني‌هاي خود را با جبهه متحد ادامه خواهد داد تا ليست اصولگرايان، بر ‏مبنا و شاخص هاي اصلي مقبوليت و كارآمدي اصلاح شود".‏

وي با اشاره به برنامه‌هاي جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي براي مجلس هشتم افزوده است: "نامزدهاي جبهه ‏متحد‌اصولگرايان كه همان نامزدهاي مورد حمايت جمعيت ايثارگران خواهند بود، به دنبال مجلسي «مقتدر»، «كارآمد» و ‏‏«تحول‌خواه» هستند كه «عزت‌اسلامي»، «اقتدار‌ملي» و «مبارزه با فقر ‌و فساد و تبعيض» را در دستور داشته باشد."‏

‎‎نارضايتي زنان اصولگرا‏‎‎‏ ‏

اعتراض ها به همين جا ختم نمي شود. به گزارش "شهاب نيوز"، در فهرست «6+5 »در کل کشور، تنها و تنها "نام ده ‏زن" به چشم مي‌خورد و اين در حالي است که شش نفر از اين زنان، مربوط به فهرست تهران و تنها چهار نفر از ديگر ‏استان‌هاي كشور هستند.اين در حالي است که نيمي از جمعيت ايران را زنان تشکيل مي‌دهند و در مجلس هفتم نيز سيزده ‏نماينده زن حضور دارند. ‏

در واكنش به اين موضوع تعدادي از زنان اصولگرا اعلام کرده اند که "در صورت برآورده نشدن خواسته هايشان در ‏ليست جبهه متحد، براي انتخابات فهرست جداگانه اي خواهند داد". ‏

مريم بهروزي، دبير کل جامعه زينب و از اعضاي شوراي احزاب زنان اصولگرا، گفته است: "اين شورا فهرستي ده نفره ‏تهيه کرده که اگر حتي يک نفر از اين فهرست در ليست نهايي جبهه متحد در تهران قرار بگيرد، شوراي زنان اصولگرا از ‏ارائه فهرست جداگانه خودداري خواهد کرد."‏

در خواستي که جبهه متحد اصولگرايي "تا به حال آن را نپذيرفته" و به اين ترتيب شوراي زنان اصول گرا نيز فهرست ‏جداگانه اي براي انتخابات خواهد داد. ‏

شوراي زنان اصولگرا حدود سه هفته پيش در نامه اي خطاب به آيت الله خامنه اي اعلام کرده بود در صورتي که "دست کم ‏ده زن در ليست جبهه متحد حضور نداشته باشند و اين افراد نيز با روندي غير از روند موجود در جبهه متحد انتخاب ‏نشوند، شوراي زنان اصولگرا در انتخابات فهرست جداگانه اي خواهد داد."‏

گفته مي شود در ليست نهايي شده جبهه متحد اصولگرايان در تهران، نام شش زن وجود دارد که هيچ يک از آنها عضو ‏شوراي زنان اصولگرا نيستند. در حال حاضر پنج نماينده از نمايندگان تهران در مجلس هفتم، زن هستند.‏

‎‎اختلاف در استانها‎‎‏ ‏
اما اتحاد راستگرايان در شهرهاي ديگر نيز وضعيت بهتري ندارد.روزنامه همشهري در شماره ديروز خود در همين ارتباط ‏خبرداد: "با نزديك‎ ‎شدن به زمان انتخابات دوره هشتم مجلس و شكل‌گيري رقابت‌ها، گزارش‌ها حكايت از قطعي‎ ‎شدن ‏فهرست اصولگرايان در شهرهاي مختلف كشور دارد‎.‎‏" اما تا اين قطعي شدن، اختلاف ها هنوز به قوت خود باقيست.در ‏حوزه انتخابيه تبريز كه هنوز بر روي دو نامزد توافق نهايي حاصل‎ ‎نشده است؛ بر اساس گزارش سايت يزدنا، "اختلاف ‏نظر گسترده در جبهه اصولگرايان يزد" هنوز به قوت خود باقيست. در اهواز به گفته مجتبي گهستوني، روزنامه نگار، ‏‏"اصولگرايان اختلاف نظر دارند"، در اصفهان وضعيت مشابهي دارد و ليست آن هنوز بسته نشده است... ‏

و با اين وجود فرماندهان ارتش، از هيچ فرصتي براي دفاع از "جبهه متحد اصولگرايي" عفلت نمي کنند؛ در همين راستا ‏سردار پاسدار سيدمسعود جزايري، طي گفت‌وگويي اعلام كرد: "همه ما وظيفه داريم مشوق حضور ديگران در صحنه ‏انتخابات باشيم و تلاش براي رسيدن به افراد صالح و شايسته و بي مساله وظيفه‌اي همگاني است. ما همه بايد تلاش كنيم ‏مبتني بر ارزش‌هاي انقلاب و نظام، مروج اصول‌گرايي و حركت در چارچوب آموزه‌هاي حضرت امام (ره) و مقام معظم ‏رهبري باشيم، شاخصه‌ي اصلي حركت نيرو‌هاي مسلح و بسيج نيز همواره بر اين اساس بوده است".‏

وي افزود: "در عين حال بعضا كساني و يا گروه‌هايي كه حضور پر شور بسيجيان در صحنه‌هاي گوناگون اجتماعي، ‏سياسي، سازندگي و... را چندان در راستاي منافع سياسي خود نمي‌بينند، از اين حضور هدفمند بسيجيان گله‌مند بوده‌اند، ‏متاسفانه در تصور اين اشخاص نيرو‌هاي مسلح ما با نظاميان منزوي از اجتماع و مردم، در بعضي كشور‌ها مقايسه مي‌شود ‏و تحليل درستي از حضور پرنشاط اين قشر عظيم شهروندان ما در جامعه‌ي امروز كشورمان ندارند".‏

به نوشته سايت نوروز، وي با اشاره به سخنان اخير سردار فيروزآبادي، رييس ستاد كل نيرو‌هاي مسلح مبني بر اعلام ‏بعضي شاخص‌ها در امور انتخابات مبني بر اينكه "افرادي كه مرعوب آمريكا و استكبار جهاني هستند، بدخواهان، بد ‏سليقه‌ها، سودجويان و دنياپرستاني كه ميليارد‌ها از بيت المال ملت را به كابين عقد خود درآورده‌اند و نيز آن‌هايي كه به ‏رهبري نظام‌نامه نوشتند تا با بوش بسازيد، در مجلس تحصن كردند، در دانشگاه نفوذ كرده و به نفع آمريكا شعار دادند، ‏اين‌ها دشمنان منافع ملي محسوب مي‌شوند"، افزود: "ملت بايد صف خود را از كساني كه سابقه‌ي انقلابي ندارند و با تمايل ‏به آمريكا، كشور را به سوي وابستگي مي‌برند و كساني كه در زمان پافشاري ملت ايران بر حق مسلم خود، به دليل دلدادگي ‏به آمريكا و غرب و همسو با جنگ رواني دشمنان و رسانه‌هاي بيگانه، مسوولان مقاوم نظام را به كوتاه آمدن در برابر ‏دشمنان دعوت كرده و خواستار تعليق فعاليت‌هاي صلح‌آميز هسته‌اي شدند، جدا كنند و اجازه ندهند در جايگاه حساس و ‏تصميم‌گيرنده نظام قرار گيرند".‏

معني فارسي اين سخنان اين است که به اصلاح طلبان راي ندهيد؛ اما سئوال اينجاست که: کدام بخش از راستگرايان، مورد ‏نظر مقامات انتظامي و امنيتي هستند؟‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

راننده اي كه تصديق ندارد

بررسي صلاحيت وزير جديد آموزش و پرورش - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

alirezaaliahmadi.jpg

البرز محمودي

اول شهريور هشتاد و چهار كه اعضاي پيشنهادي كابينه در بهارستان براي اخذ راي نمايندگان تلاش مي كردند، در مقابل ‏سه نماينده اي كه در موافقت با "عليرضا علي احمدي" براي وزارتخانه تعاون صحبت كردند، تنها "برمك"، نمانيده مردم ‏كلاله از موضع مخالف سخن گفت. او با بيان اينكه "علي‌احمدي حتي در سطوح مياني‎ ‎مديريت نيز سابقه‌اي ندارد" به ‏همكاران خود يادآور شد:‏‎ ‎‏"راي اعتماد به علي‌احمدي به‎ ‎منزله‌ي آن است كه رانندگي اتوبوس را به كسي بسپاريم كه تنها در ‏امتحان آيين‌نامه‎ ‎موفق شده است و چنين رايي داراي ريسك بالايي است‎.‎‏" حال پس از دو سال و نيم، ‌اين بار علي احمدي ‏كانديداي وزارت آموزش و پرورش است و مجلس امروز در مورد او تصميم مي گيرد. ‏

علي احمدي كه از نزديكان احمدي نژاد است پس از نياوردن راي اعتماد براي پست وزارت تعاون، به رياست دانشگاه پيام ‏نور برگزيده شد تا به اين ترتيب هم صاحب "سابقه اي در مديريت" شود و هم "شاخي شود در چشم دانشگاه آزاد". ‏

در آن دوران احمدي نژاد ‌علي‌اكبر اشعري، چهره سرشناس افراطيون راست را به عنوان وزيرآموزش و پرورش پيشنهاد ‏کرد. اما او هم با 73 راي موافق و 175 راي مخالف عملا راه به ساختمان "شهيد علاقمندان" نيافت. پس از اين ماجراها ‏بود كه فرشيدي كه او نيز "تجربه مديريتي خاصي" فراتراز مديريت يك دبيرستان در شمال تهران نداشت، وزير شد. ‏

وزارتي که تنها چند ماه دوام آورد و کار به جايي رسيد که وي مجبور به استعفا شد؛ استعفايي که موافقت سايت هاي همسو ‏با دولت را نيز به همراه داشت. ‏

به دنبال استعفاي فرشيدي، همفکران احمدي نژاد بارها در رسانه ها و سايت‏‎ ‎هاي اينترنتي وابسته ‏به دولت نهم "از احتمال ‏جايگزيني احمدي به جاي فرشيدي" خبر دادند‎.‎‏ به اين ترتيب او که در اين فاصله به عنوان سرپرست وزارت آموزش ‏و پرورش، وزارت را تمرين مي کرد، عاقبت به طور رسمي به عنوان وزير پيشنهادي دولت نهم به مجلس معرفي ‏شد. ‏

‎‎مشكلات معلمان‎‎

و همه اينها در حالي که مشكلات معلمان و نظام آموزشي کشور نه تنها حل نشده، بلکه روز به روز نيز بر حجم آن افزوده ‏مي شود . هر چند برخوردهاي امنيتي و قضايي و از جمله بازداشت معلمان، اين مشکلات را از ديده ها نهان کرده است.‏
در همين ارتباط چندي پيش علي اکبر باغاني، عضو كانون صنفي معلمان به روزنامه سرمايه گفت: "در وزارت آموزش و ‏پرورش 700 هزار نفر از معلمان كشور حدود 130 تا 250 هزار تومان حقوق مي‌گيرند يعني در خط مطلق فقر زندگي ‏مي‌كنند...اكنون معلمان با حقوق ناچيز خود زندگي مي‌كنند و امكانات و اضافه كارشان هم به حداقل رسيده است". ‏

آن هم در شرايطي که هنگام بررسي لايحه بودجه سال آينده، رئيس کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اعلام کرد: "آموزش ‏و پرورش با كسري بودجه اي معادل 2 هزار ميليارد تومان ‏مواجه است." اين موضوع از آن جهت اهميت مي يابد كه به ‏طور معمول هر ساله 94 درصد بودجه اين وزارتخانه صرف ‏پرداخت حقوق و مزاياي پرسنل آن مي شود و حال كه ‏وزارتخانه آموزش و پرورش با كسري بودجه مواجه است، عملا ‏فشار آن بر كارمندان و خانواده هاي آنان در سراسر ايران ‏وارد مي شود. ‏
‎‎
بنابر نظر صاحبنظران مسايل اقتصادي، آموزش و پرورش هرساله يك سوم حقوق پرسنل خود را بدهكار است. در ده سال ‏‏گذشته اين وزارتخانه هر ساله به طور ميانگين كسري بودجه اي معادل رقم 32/7 درصد داشته است. اين كسري بودجه از ‏‏آن جهت اهميت دارد كه دستگاه هاي ديگر وقتي با كسري بودجه مواجه مي شوند با صرفه جويي در هزينه هاي عمراني و ‏‏غيره، سعي مي كنند كسري بودجه را كاهش دهند؛ کاري که درآموزش و پرورش ممکن نيست الا در صورت عدم پرداخت ‏حقوق معلمين و ديگر کارکنان اين وزارتخانه. در حاليکه به نظر کارشناسان آموزش و پرورش با داشتن بيش از يك ميليون ‏فرهنگى به عنوان ‏پرسنل، بايد ساماندهى مناسبى براى حقوق و مزاياى كاركنان خود داشته باشد تا دغدغه معيشت مانع از ‏تدريس ‏مناسب و صحيح دانش‌آموزان نشود.‏

‎‎معلمان و مجلس امروز‏‎‎

با اين حال، امروز معلمان اخبار مجلس را با دقت دنبال مي كنند. بر اساس اخبار رسيده از مجلس احتمالا علي احمدي برغم ‏همه حواشي که در مورد اووجود دارد، امروز راي خواهد آورد. سخنگوي فراكسيون وفاق و‎ ‎كارآمدي مجلس هم اعلام ‏كرده است كه: "اعضاي فراكسيون به وزير پيشنهادي آموزش و پرورش رأي موافق‎ ‎مي‌دهند."‏

به گفته رضا طلايي‌نيك، نماينده مردم بهار و‎ ‎كبودراهنگ "بر‎ ‎اساس نظرسنجي از اكثريت نمايندگان مجلس، وي زمينه ‏كسب رأي اعتماد را دارد‎.‎‏" دليل هم "عملکرد مثبت احمدي در دانشگاه پيام نور" است؛ امري که کارشناسان آن را به چالش ‏جدي کشيده و گفته اند وي آموزش عالي را با خطراتي اساسي روبه رو کرده؛ هر چند هدف ضربه زدن به دانشگاه آزاد، را ‏عملي کرده است

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بر سر پيام نور چه آمد

‏ علي رشيدي - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

مقدمه: افلاطون در مهمترين اثرش "جمهوري" مي گويد بايستي سياستمداران و دولتمردان آموزشهاي شهروندان را ‏مديريت وكنترل کنند(كتاب دوم). نبايستي در آموزش و پرورش، عقايد مخالف عقايد ديني موجود در يونان باستان را ‏آموزش داد. نبايستي اعتقادات شهروندان رانسبت به خدايان سست کرد. همچنين هر آنچه در آموزش و پرورش آموخته ‏مي شود بايستي در راستاي ترويج فضيلت و در راستاي سعادت جامعه باشد. او صلاح جامعه را فراتر از هر حقيقت و ‏عقلانيتي مي نهد و در همين راستا معتقداست که آموزش و پرورش بايستي کاملا جهت دار اداره شود. اين نگاه به ‏شهروندان همان نگاه "توده اي و گله وار" است که مردم را داراي قدرت تعقل و تصميم گيري در امور روزمره و ‏پيشبرد زندگي نمي داند، فلذا اين وظيفه را بر گرده ي طبقه اي از مردم مدينه فاضله مي داند که داراي قدرت تعقل و ‏تصميم گيري بسيار بالايي هستند. طبقه اي که بر اساس تمثيل فلز، جنس آنها مانند طلا ارزشمند و ماندگار است. ‏افلاطون براساس همين ديدگاه است که دمکراسي را نفي مي کند و مهر تاييد بر آريستوکراسي مي زند. او در مسلط ‏سازي حکومت بر زندگي خصوصي شهروندان تا آنجا پيش مي رود که معتقداست دولت بايستي روابط جنسي طبقات ‏مختلف مردم را در مدينه کنترل كند بگونه اي که فردي از طبقه فرمانروا(سپاهيان) نمي تواند با طبقه پيشه ور يا طبقه ‏پاسدار ازدواج کند. افراد قوي و سالم بايستي به توالد و تناسل تشويق شوند و جلو آميزش افراد ضعيف و بيمار بايستي ‏گرفته شود تا شهروندان آينده مدينه فاضله قوي، سالم و از هر لحاظ توانمند باشند. از طرف ديگر اگر کسي از اين ‏قوانين عدول کرد بايستي محاکمه و فرزند حاصل از اين ازدواج ها نامشروع محسوب شده و بايستي از ميان برود. ‏‏(قوانين، كتاب هشتم ). ‏

‏1) عليرضا علي احمدي رئيس دانشگاه پيام نور و سرپرست فعلي وزارت آموزش و پرورش طي مدتي که بعنوان ‏سرپرست وزارتخانه و وزير پيشنهادي دولت براي وزارت آموزش و پرورش معرفي شده، نظريات و تئوري هاي ‏جالب توجه و بظاهر جديدي را ارائه کرده که صد البته نه تنها جديد نيست بلکه ريشه در انديشه هاي افلاطون و ساير ‏متفکراني دارد که به اميد ساختن يک مدينه فاضله و يک آرمانشهر، سرانجام يک سيستم بسته و تک صدايي خلق مي ‏کنند که تکثر، تنوع و چندصدايي جاري در هستي را، كه سنت کائنات و اديان و اقوام و ملل بشري است برنمي تابد. ‏نمونه عيني اين گونه سيستم هاي تك صدايي شوروي سابق بود كه بخاطر همين سياستهاي غلط دچار فرو پاشي شد. ‏پرداختن به اين مقوله در حد اين مقال نيست. همين بس که آنچه علي احمدي در باب تفکيک آموزشهاي دختران و ‏پسران مي گويد مرا به يادانديشه هاي افلاطون انداخت واينكه سرچشمه و آبشخور آن افكار در انديشه هاي افلاطون ‏است و سرانجام اش نيز مشخص است و آن تسلط بر تمامي جوانب زندگي خصوصي حتي روابط جنسي، ازدواج، ‏انديشه، لباس پوشيدن و.. شهروندان است. اما در اين مجال بعنوان کسي که چندين سال در دانشگاه پيام نور کار کرده و ‏از نزديک با انديشه هاي علي احمدي آشنا هستم و صد البته از نزديک تبعات و تصميم گيري هاي شخصي او را در ‏داخل دانشگاه به عين اليقين ديده ام و البته بعنوان يک فرد دانشگاهي و بدوراز هرگونه جانب داري سياسي، کارنامه ‏دوساله او را در معرض ديد خوانندگان نقاد، به ويژه نمايندگان محترم مجلس قرار دهم تا در اين مدت زماني که تا ‏راي اعتماد به وي باقي است با ديدي بازتر به تصميم گيري رقم زدن سرنوشت بزرگترين وزارتخانه دولت بپردازند. ‏

‏2) "عليرضا علي احمدي جشفقاني" داراي دکتراي مديريت و از ياران نزديک دکتر احمدي نژاد در دانشگاه اميرکبير ‏است. او باجناق دکتر احمدي نژاد و مشاور رئيس جمهوري و داراي نفوذ قابل توجهي در ميان اعضاي دولت است. ‏پس ازعدم راي اعتماد مجلس به ايشان به عنوان وزير پيشنهادي تعاون، دکتر علي احمدي بسيار کوشيد تا روابط خويش ‏را با نمايندگان بازسازي کند. روابطي که تا اعطاي مجوز راه اندازي واحدهاي پيام نور در حوزه هاي انتخابيه تعدادي ‏از نمايندگان بعنوان امتياز نيز پيش مي رفت. در عوض نمايندگان نيز متعهد مي شدند که به لوايح و پيشنهادات دانشگاه، ‏به ويژه در زمينه بودجه راي مثبت بدهند. اما دکتر علي احمدي طي اين مدت علاوه بر حضور پررنگ در کنار رئيس ‏جمهور کوشيد تمام انرژي و نيروي خود را صرف دانشگاه پيام نور کندكه البته بجاي خود قابل تقدير است. اما او در ‏آغاز در برابر يک "شعار" قرارداشت. شعار "بر داشتن کنکور توسط دولت نهم". بر اساس وعده هاي رئيس جمهور و ‏مشاورانش در تبليغات انتخاباتي، قرار است در پايان دوره چهار ساله رياست جمهوري دکتر احمدي نژاد، سد ‏بلندکنکور از پيش پاي جوانان اين مرز و بوم برداشته شود و هيچ مانعي در برابر رفتن آنها به دانشگاه نباشد. اين مهم ‏در دولت نهم بيش از هر کسي بر عهده علي احمدي، امين و مشاور و باجناق رئيس جمهور قرار گرفت. اين هدف و ‏تحقق آن در گرو توسعه" سريع و انقلابي" دانشگاه پيام نور در تمامي اقصي نقاط کشور بود. علي احمدي يکه و تنها و ‏با اين هدف وارد دانشگاه شد و پس از اينکه نتوانست نظر معاونين رياست قبلي را براي همراهي جلب کند همه را ‏تعويض کرد. بزرگاني مانند دکتر نصيري از مفاخر فرهنگي کشور، دکتر ابراهيمي، دکتر کريم زادگان، دکتر خانيکي ‏و... همه از دم تيغ تعويض گذشتند و نيروهايي بيرون از مجموعه و با تحصيلات فوق ليسانس جايگزين مديران قبلي ‏شدند. نيروهايي که تماما با دکتر علي احمدي هماهنگ بودند. اکنون زمينه فراهم شده بود تا" جهش انقلابي" صورت ‏گيرد. علي احمدي براي اين کار ابزارهايي در اختيار داشت. هيات دولت، رئيس جمهور، دانشگاه و غيره. يکي از اين ‏شيوه ها و راهها، جذب دانشجويان از طريق "فراگير" بود که اساسا با کنکور متفاوت است. اين روش در زمان دولت ‏گذشته براي ورود با کيفيت تر دانشجويان به دانشگاه پيام نور تعبيه شده بود. اما اين منفذ به يکباره فراخ گرديد و خيل ‏زيادي از جوانان علاقمند از طريق فراگير وارد مراکز پيام نور شدند. همزمان با اين حرکت دکتر علي احمدي يك ‏مصوبه بسيار انقلابي را از دولت براي در اختيار گذاردن فضاها و ظرفيت هاي خالي ساير وزارتخانه ها از جمله ‏وزارت آموزش و پرورش و وزارت علوم و سازمان تربيت بدني و... از دولت گرفت و به استانها ابلاغ کرد. همزمان ‏با اين حرکت دکتر علي احمدي ساختار قبلي دانشگاه پيام نور را که بصورت منطقه اي (10منطقه) اداره مي شد به هم ‏ريخت و با مجاب کردن هيات امنا - که همگي در دولت جديد تعويض شده بودند- ساختار پيام نور را به صورت استاني ‏در آورد كه در قالب آن مراکزو واحدها هر زير نظر مرکز استان و رئيس دانشگاه جامع پيام نور استان اداره مي شد. ‏در همين راستا ظرفيت ورودي مراکز پيام نور از طريق کنکور نيز طي اين دو سال چند برابر شد. حاصل اين ‏استراتژي در کوتاه مدت همين شد: "وزير علوم با خيال راحت اعلام کرده است که سال آينده ميزان متقاضي ما کمتر ‏از ظرفيت ما براي ورود به دانشگاهها است". ‏

‏3) در کنار اين توسعه بي رويه و غير علمي، دکتر علي احمدي به جذب افراد کارشناس ارشد بعنوان "دستيار ‏آموزشي" پرداخت تا خلا "عضو هيات علمي" را در دانشگاههاي پيام نور کشور جبران نمايد. در همين راستا با جذب ‏همکاري برادر خويش حاج حسين علي احمدي جشفقاتي- که فردي فعال و روحاني بود- به عنوان قائم مقام رئيس ‏دانشگاه درطرح "تابان" ومدير گروه دروس معارف زمينه جذب افراد و فارغ التحصيلان کارشناسي ارشد همه رشته ‏ها را به مراکز فراهم نمايد. طرح تابان، طرحي متعلق به مديران جديد دانشگاه بود تحت عنوان"طرح آموزش بدون ‏حضوري" پيام نور که هدف آن توسعه پيام نور تا شهرهاي کوچک، بخش ها و مناطق دوردست کشور بود. بخش ها و ‏شهرهايي که حتي داراي چند نفر کارشناسي ارشد براي راه اندازي مراکز و آوردن رشته نبودند! حسين علي احمدي، ‏اخوي دکتر طي اين مدت کوشيد تا با سرعت سر سام آوري پيام نور را در شهرها و بخش هاي تمامي استانها ي کشور ‏را ه اندازي کند. نمايندگان هم بخاطر نشان دادن عملکرد خويش در حوزه هاي انتخابيه بسيار پيگيرو خوشحال بودند از ‏اينكه حوزه انتخابيه شان داراي "دانشگاه" ميشود. در نتيجه در آخرين دوره آزمون فراگير و آخرين کنکوري که در ‏کشور برگزار شدتمامي مراکز و شهرستانها و بخشهايي که اعلام آمادگي کرده بودند هرکدام از دو رشته به بالا تا ده ‏رشته داراي واحد پيام نور شدند!‏

‏4) اما دکتر علي احمدي "بزرگ" بر اساس تئوري هايي که در ذهن خويش داشت، انتظار داشت که همزمان با اجراي ‏اين برنامه جذب داوطلبان به مراکزو واحدهاي قبلي و واحدها و مراکز تازه تاسيس پيام نور به کمک مصوبات دولت و ‏همراهي بودجه اي مجلس اولا فضاهاي لازم را در اختيار گيرد- فضاهاي بلا استفاده و مازادي که انصافا در كشورکم ‏نيستند-، آزمايشگاها را گسترش دهد، کلاسها را به تلويزيون و دستگاه ‏DVD‏ مجهز نمايد، بسياري از خدمات ‏دانشجويي و آموزشي را از طريق اينترنت و بصورت الکترونيکي ارائه دهد، بدنه هيات علمي را تقويت كند و ‏همزمان با انحلال مناطق، دانشگاه جامع استان را در استانهايي که منطقه در گذشته در آنهامستقر نبود داير نمايد و نيز ‏همزمان مجوزهاي لازم را براي جذب نيروي اداري و علمي از دولت و سازمان مديريت و برنامه ريزي اخذ کند. اما ‏آيا همه اين برنامه ها ي "انقلابي" تحقق يافت يا خير واساسا آيا چنين اقداماتي در سيستم اداري فربه ايران در اين مدت ‏كم وبا اين مديران غير دانشگاهي و بدون سابقه در كار مديريت ميسر است؟ بگذريم از اينكه پاره اي از اين طرحها ‏مربوط به دولت اصلاحات بود وقرار بود با آرامش وبدون سياسي كاري انجام شود. ‏

‏5) طي اين مدت دکتر علي احمدي بهترين نيروهاي دانشگاه را در معاونت ها و دفاتر ستاد سازمان مرکزي از سکان ‏مديريت پياده کرد و افرادي غير دانشگاهي را وارد مجموعه دانشگاه کرد. همچنين از روساي مناطق تقريبا همه را ‏جابجا کرد غير از افرادي که به هر قيمتي حاضر بودند بمانند و برنامه هاي شخصي، غير کارشناسي و غير آکادميک ‏‏"دکتر" را اجرا کنند. حاصل و ‏output‏ اين مدت مديريت دکتر علي احمدي چه شد؟ آيا او توانست اين برنامه هاي ‏انقلابي را در پيام نور اجرا کند؟ آيا او و همفکرانش به هدف ايده آل برداشتن کنکور در سال پاياني خدمت رساني دولت ‏به مردم خواهند شد؟ اگر پاسخ "آري" است به چه قيمتي و با چه کيفيتي؟ بعنوان کسي که اعتقاد قلبي به شيوه آموزش ‏از راه دور(‏Distance Learning‏) دارم و آن را به عنوان يک متد بسيار پيشرفته و کم هزينه آموزش در دنيا مي ‏پذيرم بايستي بگويم که بنده و تعدادي ديگر از همکاران علمي دانشگاه حتي درز مان دولت گذشته تا حدي به شيوه ‏گسترش و پاره اي كارهاي غير علمي در دانشگاه در زمان رياست قبلي اعتراض و انتقاد داشتيم ـ چرا که آن را بدور ‏از استانداردهاي بين المللي آموزش نيمه حضوري مي ديديم ـ اما در مورد شيوه، روش و عملکرد مديران جديد دانشگاه ‏بدور از هرگونه حب و بغض و يا جانبداري سياسي صرفا بعنوان يک مدرس دانشگاه و دغدغه مند آموزش عالي در ‏کشور نسبت به تبعات اين شيوه گسترش و افزايش سرطاني آموزش عالي نگران هستم. اين قلم نگران فدا کردن آموزش ‏عالي در پاي منافع کوتاه مدت و جناحي است و از جامعه دانشگاهي کشور مي خواهد در برابر اين حرکت هاي بسيار ‏سطحي، غير علمي و نابود کننده آموزش عالي ساکت نمانند. چرا که در آن صورت آنها نيز در پيشگاه ملت و آيندگان ‏بايستي پاسخگو ي تبعات زيانبار وبلند مدت آن باشند. ‏
‏ ‏
‏6) اما برداشتن سد كنكور يك شعار تبليغاتي است. پرسش اساسي اين است: هدف اصلي دولت نهم ازچنين گسترش ‏سرطاني چيست؟ و آيا اين دولت متوجه تبعات بعدي چنين اقداماتي در آموزش عالي هست؟ ‏

‏ به سراغ دکتر علي احمدي باز مي گرديم: مردي که رئيس جمهور او را برگزيده تا در جدال با دانشگاه آزاداسلامي ‏پشت اين دانشگاه را بر زمين بزند! تعجب نكنيد متاسفانه همين طور است. رئيس جمهور با اين اهرم مي خواهد پشت ‏هاشمي را به زمين بزند و علي احمدي پشت دکتر جاسبي را. براي تبيين بيشتر اين مسئله به سفرهاي استاني دولت ‏سري مي زنيم. دکتر احمدي نژاد هرکجا و هرکوره دهاتي مي رود وعده راه اندازي پيام نور را مي دهد. بدون ‏هماهنگي دانشگاه و بدون حتي هرگونه کار کارشناسي! اما آيا دولت پس از تصويب "راه اندازي پيام نور" در فلان ‏شهر و بخش فلان استان کشور حمايت لازم راجهت راه اندازي آن مراکز انجام مي دهد. اي کاش مجلس از دولت سوال ‏مي کرد که با مستندات اعلام كنند چند درصد از مصوبات سفر هاي استاني مربوط به دانشگاه پيام نور در خصوص ‏اعطاي بودجه و ارز تحقق يافته است؟ او با خيال راحت وعده مي دهد چون مي داند باجناقش "نه" نمي گويد. سند ‏ديگر اينكه دكتر علي احمدي در جمع خصوصي بسياري از روساي مراکزو استانها صريحا گفته بود که تا دو سال ‏ديگر کاري خواهيم کرد تا دانشگاه آزاد تنها در مراکز استانها بتوانند به حيات خود ادامه دهد؟! اما اين پازل چگونه ‏کامل مي شود؟ بسيار ساده است. رئيس جمهور در راستاي تسويه حساب سياسي و جناحي به يکي از معتمدترين ‏دوستان خويش ماموريت داده تا با توسعه و گسترش پيام نور مشتريان دانشگاه آزاد را در تمامي کشور به حداقل برساند ‏ودرآمد آن را در اين مدت حداقل به نصف كاهش دهد. کاري که هم اکنون موفق به انجام آن شده است. شما ديگر ‏اقدامات دولت در رابطه با دانشگاه آزاد مانند كاهش شهريه ها و غيره را كنار اين مورد بگذاريد پازل تكميل ميشود. ‏

‏ 7) علي احمدي طي 2 سال گذشته موفق شد تعداد دانشجويان پيام نور را به دو برابر يعني 800000 نفر برساند(اين ‏رقم در پايان دوره كاري دولت بايد به 1000000 نفر برسد) بدون اينکه زيرساختها و امکانات لازم را فراهم نمايد. ‏زيرساختها چه هستند؟ فضاي آموزشي، استاد و هيات علمي، آزمايشگاه، تجهيزات آموزشي، توسعه ‏IT‏ و‏ICT‏ و ‏بسياري فاکتورهاي ديگر که نه تنها در زمان علي احمدي توسعه نيافت بلکه زيرساخت هاي از قبل موجود نيز با اين ‏شيوه مديريت ويران شد. براي اطلاع خوانندگان و علي الخصوص نمايندگان محترم مجلس عرض ميكنم كه ميا نگين ‏فضاي آموزشي در دانشگاه در زمان دولت آقاي خاتمي "يك متر" بود ـ كه آنهم بسيار در معرض انتقاد دلسوزان ‏دانشگاه قرار داشت- اما اكنون به زير پنجاه سانتي متر رسيده است واين بسيار تكان دهنده است!‏

‏ دکتر علي احمدي طي اين مدت موفق شد تعداد مراکز و واحدهاي پيام نور را به دوبرابر توسعه دهد اما بدون برنامه و ‏بدون کار کارشناسي ! نتيجه اين شد که اکنون تمامي داوطلباني که بعنوان دانشجوي اين واحد ها ومراکز تازه تاسيس ‏جذب شده اند، براي گرفتن خدمات آموزشي بايستي به همان مراکز قبلي به ويژه مراکز استانها و مراکز نزديک ‏مراجعه کنند تا حداقل خدمات آموزشي را دريافت کنند چرا كه در آن بخش ها و شهر ها كوچكترين امكاناتي براي ارائه ‏خدمات آموزشي وجود ندارد. منظور از "حداقل خدمات آموزشي" نه آزمايشگاه و کارگاه عملي و سالن ورزشي و سلف ‏سرويس و خوابگاه بلکه منظور ثبت نام، انتخاب واحد، حذف و اضافه و... است. آنهم بماند كه دانشجو با هزاران سوال ‏آموزشي به مرکزي که مراجعه کرده بايستي در صف هاي طويل ايستاده و پس از شنيدن "نمي دانم و يا به فلان ‏همکار مراجعه کنيد" بدون پاسخ و کلافه از دانشگاه خارج مي شود و برخي نيز که تحمل چنين محيط بي برنامه و ‏نامنظمي را ندارند اقدام به انصراف مي نمايند که نمونه هاي زيادي را مي توان جست. به عنوان مثال يکي از نمونه ‏هاي برنامه ريزي در دانشگاه پيام نور مي توان به انتخاب واحد و ثبت نام نامنظم و "بظاهر" اينترنتي دانشگاه پيام نور ‏در نيم سال جاري اشاره کرد که براي دانشجويان دانشگاه پيام نور به سوهان روح و عامل ناميدي از تحصيل تبديل ‏شده است. براي اثبات صحت اين مطلب توجه شما را به مطلب يکي از دانشجويان دانشگاه پيام نور تهران وكامنت هاي ‏ديگر دانشجويان بر اين مطلب مندرج در سايت خبري تابناک جلب مي نمايم. ‏

‏8) دولت نهم از چنين توسعه اي دو هدف ديگر دارد: يکي اينکه اعلام مي کند درصد بيکاري کاهش يافته است چراكه ‏‏"دانشجو" بطور موقت از چهارچوب تعريف "بيكار" در كشور خارج ميشود وديگر اينكه آمار دانشجو يانش دوبرابر ‏مي شوند. اما مهمتر از همه اينها اين است که بقول دكتر علي احمدي پشت دانشگاه آزاد به زمين مي خورد. عليرغم ‏انتقاداتي که به شيوه آموزش در دانشگاه آزاد دارم اين پرسش را از دکتر احمدي نژاد رئيس جمهور انقلابي دارم که ‏واقعا کوبيدن يک رقيب سياسي به چه قيمتي؟ به قيمت نابود کردن سيستم آموزش عالي کشور؟ آقاي دكتر! پس از شما ‏چه کسي پاسخگو ست؟ وچه كسي بايد هزينه اين گونه اقدامات نسنجيده، سليقه اي وغير علمي را پرداخت كند؟ الحمدلله ‏در اين مملکت هم که هيچ مکانيسمي براي اين وجود نداردکه بگويد آقاي مدير وجناب رئيس شما اين سيستم را در چه ‏حال و وضعي تحويل گرفتي و اکنون چگونه تحويل مي دهي؟ بدون شک صداي نابهنجار و گوشخراش اين گسترش ‏سرطاني و بي رويه بعدها درخواهد آمد. زمانيکه نه دولت نهم بر مسند صدارت است و نه علي احمدي رئيس و وزير ‏و نه احمدي نژاد رئيس جمهور! من که از هم اکنون صداي آن را مي شنوم. ‏

‏9) آنچه علي احمدي در پيام نور انجام داده است مانند بسياري از کارهايي که در اين دولت انجام شده، نيازمند يک ‏کميته حقيقت ياب کارشناسي و بي طرف است تا آسيبها و زيانهاي وارد بر آن را بررسي کند. حتم دارم علي احمدي ‏بيش از هرکس ديگري مي داند که در پيام نور چه کرده است كه اكنون مي خواهد از ديدن تبعات كارهاي خود فرار ‏كند! چرا که در مقوله مديريت از قضا اولين کسي که گرفتار تصميم هاي مديريتي و تبعات مثبت يا منفي آن مي شود ‏خود مدير است. نمي دانم دکتر عزيز با اين عملکرد چه گلي مي خواهد بر وزارت خانه درن دشتي مثل آموزش و ‏پرورش کشور بزند. آنهم با آن طرحهاي خلق الساعه اي که به ذهنش ميرسد و بقول شاعر هر دم از آن باغ بري مي ‏رسد!مسئوليت تبعات اين گونه مديريت در کشور، به ويژه در بخش آموزش عالي به عهده همه است. از رئيس جمهور ‏گرفته تا دولت و مجلس و وزراکه مهر تاييد بر اين گونه رفتارها و عملکردها مي زنند. ‏

‏10) بعنوان کسي که عضو هيچ يک از گروهها و جناحهاي سياسي موجود در کشور نيستم و اساسا يک فرد ‏دانشگاهي و علمي هستم و توسعه کشور را در گرو توسعه علمي به معناي واقعي آن مي دانم ـ نه يک کلمه بيشترو نه ‏يك كلمه کمتر- اعلام مي کنم که اين گونه مديريت منابع و امکانات كشور نه ره به کعبه بلکه راه به ترکستان مي برد و ‏آخر الامر دود آن به چشم ملت مي رود. بايستي به دکتر علي احمدي که بيش از همه مسئول است و همراهان جديدش ‏در دانشگاه دست مريزاد گفت که با سرعت آن سيستم نيمه بند و نسبتا علمي گذشته را طي مدت بسيار اندکي ويران ‏کردند و آش شله قلم کاري درست کرده اند که فقط خود مي توانند آن را بخورند و نه هيچ کس ديگري وخدا رحم كند ‏بركسي كه پس از ايشان مديريت پيام نور را به عهده مي گيرد! آقاي رئيس جمهور ! به خدا قسم اين گونه مديريت در ‏سيستم هاي کلان جز اتلاف منابع، تخريب زيرساختهاي نسبي موجود، عقب ماندگي بيشتر سيستم و نيز هدر رفتن ‏سرمايه هاي فرهنگي كشور هيچ حاصلي ندارد. شما و ديگر دوستانتان که مديريت استراتژيک خوانده ايد بايستي ‏بيش از هرکسي اين را بدانيد. ‏


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

فقط ژنرال ها به بهشت مي روند

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

po_nabavi_01.jpg

با توجه به اينکه همين ديروز پس از اينکه فرماندهي کل سپاه پاسداران از کليه مردم خواست که در انتخابات ‏شرکت کرده و به اصولگرايان راي بدهند، و در همين راستا يک نوه رهبري انقلاب که عکس هاي ايشان در کليه ‏ساختمان ها منصوب مي باشد، مورد اهانت واقع و يک رئيس دفتر رهبري سابق انقلاب که از علماي بزرگ ‏محسوب شده بود، سکته نموده است، معاون ستاد کل نيروهاي مسلح همين ديروز اعلام کرد «همه بايد مروج ‏اصولگرايي باشيم» لذا، همکار ما با يک فرمانده مربوطه مصاحبه اي انجام داده است که توجه شما را به بخش ‏هاي مهمي از آن جلب مي کنيم

خبرنگارما: لطفا بفرمائيد که با توجه به اينکه امام خميني در زمان حيات شان گفتند که نظاميان نبايد در سياست ‏دخالت کنند، نظر شما در مورد نحوه حضور سپاه در انتخابات چيست؟
فرمانده مربوطه: با درود به ارواح طيبه شهداي اسلام و بالاخص روح پرفتوح رهبر و بنيانگذار و فرمانده والا و ‏نايب امام زمان و خورشيد آسمان ولايت و اسوه بزرگ تاريخ حضرت آيت الله العظمي امام خميني رضوان الله ‏تعالي عليه، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي به تبعيت از وصيت نامه پرشکوه سياسي عبادي آن امام همام، در ‏سياست دخالت نمي کند و از کليه پاسداران و بسيجيان مي خواهد هشياري خود را حفظ کرده و در انتخابات به ‏عنوان يک وظيفه الهي شرکت نموده و به اصولگرايان راي بدهند.‏

خبرنگار ما: با توجه به اينکه منظور مرحوم امام خميني از دخالت نکردن سپاه و نظاميان در سياست جهت گيري ‏نکردن سپاه است، لطفا بفرمائيد که سپاه در اجراي فرمان امام مبني بر عدم دخالت در سياست و انتخابات چه ‏عملي انجام مي دهد؟‏
فرمانده مربوطه: سپاه پاسداران به هيچ وجه بنا ندارد که در مسائل سياسي انتخابات دخالت نمايد، فقط اين سپاه ‏براي حفظ کشور از تهاجم دشمنان، از مردم مي خواهد که در انتخابات شرکت کرده و به اصولگرايان راي دهند.‏

خبرنگار ما: گفته مي شود که دعوت سپاه به راي دادن به يک جناح سياسي به معني حضور نظاميان در انتخابات ‏است، در اين مورد چه پاسخي داريد؟
فرمانده مربوطه: ما هرگز بنا نداريم که در انتخابات از يک جناح سياسي طرفداري کنيم، فقط به اين دليل که ‏اصولگرايان از نظر اين سپاه بدون هيچ نظر سياسي بهتر است مجلس را در دست داشته باشند، ما از مردم دعوت ‏مي کنيم به اسولگرايان راي بدهند.‏

خبرنگار ما: ولي اصولگرايان يکي از جناح هاي رقيب هستند و سپاه نبايد از يک جناح طرفداري کند، آيا اين ‏عمل دخالت نظاميان در سياست نيست؟
فرمانده مربوطه: از نظر ما نظاميان مطلقا حق ندارند که در انتخابات شرکت کرده و به جريان هايي که مخالف ‏انقلاب هستند، مانند اصلاح طلبان و کارگزاران و اعتماد ملي و نهضت آزادي و حزب مشارکت به عنوان احزاب ‏سياسي راي بدهند، بلکه سپاه موظف است فقط براي دفاع از کشور به اصولگرايان و موتلفه و حزب طرفدار ‏دولت راي بدهد که از نظر ما دفاع از اصولگرايي اصلا سياسي نيست.‏

خبرنگار ما: با توجه به اينکه اصولگرايان يک جريان و يک حزب سياسي هستند، سپاه چرا به نفع آنها در سياست ‏دخالت مي کند؟‏
فرمانده مربوطه: سپاه به دليل مواضع سياسي اصولگرايان از آنها دفاع نمي کند، بلکه چون اصولگرايان از نظر ‏سياسي بهتر هستند ما از آنها دفاع مي کنيم.‏

خبرنگار ما: آيا راي دادن به اصولگرايان يک عمل سياسي نيست؟
فرمانده مربوطه: طبق بررسي هاي ما راي دادن به اصلاح طلبان يک عمل سياسي است که سپاه حق ندارد به ‏عنوان نيروي نظامي وارد اين عمل شود، ولي اصولا ما اصولگرايان را يک جريان خودي مي دانيم و از نظر ما ‏سياسي نيست.‏

خبرنگار ما: ولي از نظر همه کارشناسان اين عمل سپاه دخالت در سياست است.‏
فرمانده مربوطه: البته اين نظر هم درست است و به همين دليل ما از نيروهاي نظامي مي خواهيم بدون هيچ شائبه ‏سياسي در انتخابات شرکت کرده و به اصولگرايان راي بدهند.‏

خبرنگار ما: اگر هر کدام از نيروهاي نظامي بخواهند به نفع يک گروه در انتخابات حضور پيدا کنند، آيا اين ‏موضوع باعث آسيب ديدن ارتش کشور نخواهد شد؟
فرمانده مربوطه: دقيقا، ما هم به همين دليل با حضور جريانات سياسي در سپاه مخالفيم و معتقديم همان يک جريان ‏سياسي کافي است که انشاء الله سپاه در انتخابات به اصولگرايان راي مي دهد. ‏

خبرنگار ما: با توجه به اينکه شما با حضور جريانات سياسي در سپاه مخالفيد، پس چرا سپاه از اصولگرايان در ‏انتخابات حمايت مي کند؟‏
فرمانده مربوطه: حمايت ما يک حمايت سياسي نيست، بلکه ما فقط معتقديم که نيروهاي نظامي بايد به اصولگرايان ‏راي بدهند و جلوي راي آوردن مخالفان اصولگرايان را بگيرند، اين عمل ما اصلا به دلايل سياسي نيست، فقط ‏براي اين است که مجلس دست خودمان باشد.‏

خبرنگار ما: ولي انتخابات يک عمل سياسي است. آيا سپاه اين موضوع را قبول ندارد؟
فرمانده مربوطه: ما فکر نمي کنيم که انتخابات يک عمل سياسي باشد، بلکه انتخابات نوعي دفاع از مرزهاي ‏کشور است که شرکت در آن وظيفه سپاه است.‏

خبرنگار ما: با توجه به اينکه معتقديد سپاه بايد در انتخابات شرکت کرده و از جريان اصولگرايان حمايت کند، ‏لطفا بفرمائيد که منظور امام خميني از عدم دخالت نظاميان در سياست چه بود؟
فرمانده مربوطه: منظور امام اين بود که نظاميان حق دخالت در سياست را ندارند، ما هم در سياست دخالت نمي ‏کنيم، بلکه فقط در انتخابات به اصولگرايان راي مي دهيم.‏
‏.... اين مصاحبه به مدت هفت ساعت و يازده دقيقه ادامه يافت و همان حرف هايي که زده شده بود باز هم زده شد. ‏

نتيجه گيري اخلاقي: در شرايطي که نظاميان خودشان انتخابات را برگزار مي کنند، طبيعي است که در آن دخالت ‏کنند. ‏
نتيجه گيري کنوني: اگر قرار باشد نظاميان در سياست دخالت نکنند، بايد دولت را بدهيم دست مردم، اين کار ‏خطرناک است.‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

زمانه از ملت ایران، ملتی فراموشکار نساخته است

بیت امام، اهل بیت انقلابند

  خبرگزاري انتخاب : ● ابوالفضل فاتح: کسانی که تصور کرده اند دشمن و نفاق فقط در جبهه ی دیگران نفوذ میکنند، آیا هرگز اندیشیده اند دشمنی با انقلاب در جبهه ی آنان چگونه خواهد بود....آیا فراموش کرده ایم که امام همواره دو خطر را یادآور می شدند: سکولاریسم و واگرایی و تحجرو تنگ نظری.  یکی در این سو و یکی در آن سو.

وقتی در دی ماه 1356 روزنامه ی اطلاعات اقدام به انتشار مقاله ی موهن به حضرت امام کرد، آمران، ناشر و نویسنده ي مقاله، امام را شخصیتی فراموش شده در جامعه ی ایران تلقی و تصورمی کردند که با انتشار آن مطلب، تیر خلاص به آخرین امیدهای باقی مانده به امام در کشور می زنند. غافل از آنکه بعد مسافت موجب فراموشی امام از سوی مردم نشده بود و همان مقاله به رغم نویسنده و ناشرش، نقطه ی عطفی درتاریخ انقلاب شد و چنان موجی از خشم در میان مردم  دامن زد که سالها پیروزی انقلاب را نزدیکتر ساخت.


در نخستین سالهای دهه ی شصت، شهید مظلوم بهشتی آماج اهانتها و اتهامات ناجوانمردانه ي بنی صدر و منافقین قرار گرفت . تصور باطلشان آن بود که تبلیغات زهرآگین کارگر افتاده است ودیگر بهشتی در قلوب ملت ایران جایگاهی ندارد. اما به شهادت تاریخ، مظلومیت و خون پاک بهشتی طومار منافقین و بنی صدر را درهم پیچید و بار دیگر ارزیابی نادرست از و اکنش های ملت ایران را به تصویر کشید.


وقتی دربهمن 57، امام عظیم الشان انقلاب اسلامی، قدوم مبارک خود را به وطن گذاشتند، استقبال بی نظیر از ایشان برای تحلیل گران چندان غیر منتظره نبود. اما هنگامی که ده سال بعد به رغم فشارهای همه جانبه ی قدرتهای خارجی به ملت از جمله سالها جنگ تحمیلی ، با رحلت امام بزرگترین بدرقه تاریخ ایران از ایشان صورت گرفت ، بسیاری از تحلیل گران مجدادا در تحلیل واکنش های ملت ایران عاجز ماندند.


آری ایرانیان همان ملتی هستند که به رغم بسیاری از ملل اسلامی و به رغم فضای مسلط دوران صدر اسلام، تشیع را برگزیدند و بی آنکه مفتخر به حضور پیامبر(ص) در میان خود شده باشند ، در هسته ی پایبندترین پیروان به اهل بیت (علیهم السلام) قرار گرفتند.


این روزها کسانی می پرسند آیا انقلاب اسلامی به رسم بسیاری از انقلابها فرزندان خود را خواهد بلعید؟ و آیا به رسم وقایع پس از رحلت پیامبر(ص) دچار انحراف خواهد شد؟ شاید اگر این انقلاب در میان ملت ، سرزمین و مذهب دیگری روی می داد، پاسخ نگران کننده بود. اما تاریخ گواهی می دهد: ایرانیان، انقلابشان به رسم خاستگاه شیعی و ایرانیش دچار چنان سرنوشتی نمی شود، انشاء الله.  ایرانیان همواره بهترین پیروان اسلام و وفادارترین ملتها بوده اند که رسم کوفی در میانشان راهی نداشته است.


بیداری دینی و ملی درماجرای غم انگیز اخیر اهانت به بیت شریف حضرت امام و شخصیت والا و ذخیره ي انقلاب حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن آقا نیز از همین قاعده تبعیت می کند.  کسانی که چنین خبط و جفای نابخشودنی را مرتکب شدند درک درستی از این ملت شریف، مسئولین و دلبستگی های حقیقی شان نداشتند و نمی دانستند زمانه ازملت ایران ملتی فراموشکار نساخته است. آنان قادر به فهم این نکته نبودند که خاندان خمینی اهل بیت انقلابند و مردم ایران مردمی قدرشناس و وفادار. آنان نمی دانستند که با نوشته ی خود بازگشت به خمینی و عشق به خمینی را شعله ور تر می سازند. آنان تاریخ را نخوانده بودند و نمی دانستند که کربلا محصول سقیفه بود و انقلاب ما به لطف خدا سقیفه نداشته است تا نظاره گر تعدی به حریم اهل بیتش باشد.



و البته در این میان کسانی که زمینه های این فضای مسموم را پدید آوردند و بازار حرمت شکنی پیشکسوتان انقلاب و نظام را گرم کردند . کسانی که جز خود همه را به کیش ناحق راندند. کسانی که می خواستند از سیستانی تا صانعی را به راه راست هدایت کنند. لابد به محصول عمل خود اندیشه می کنند.
کسانی که تصور کرده اند دشمن و نفاق فقط در جبهه ی دیگران نفوذ میکنند، آیا هرگز اندیشیده اند دشمنی با انقلاب در جبهه ی آنان چگونه خواهد بود. قطعا ترویج اندیشه ی جدایی دین از سیاست و تضعیف رکن رکین ولایت فقیه و رهبری در تقابل آشکاربا ارزشهای بنیادی و راه روشن امام است. اما آیا تعدی به حریم بزرگان، ارایه ی تفسیرهای بدعت آلود و متحجرانه  ازاسلام و انقلاب و نادیده گرفتن مردم  مخالفت با انقلاب نیست؟  آیا فراموش کرده ایم که امام همواره دو خطر را یادآور می شدند: سکولاریسم و واگرایی و تحجرو تنگ نظری.  یکی در این سو و یکی در آن سو.


باور نمی کنم دغدغه های پیوسته ي جمع کثیری از یاران و نزدیکان حضرت امام ، دغدغه هایی از سر تفنن یا دلبستگی شخصی بوده باشد که آماج توهین و تخریب قرار گیرند. پس چرا در اصلاح امور چاره نکنیم. خدا رحمت کند آیت الله توسلی را که این روزها تا آخرین لحظه خطر بدعتها، انحرافات و اهانتها را به ما یادآور شدند و چه بسا جان خود بر سر این مهم گذاشتند.امثال ایشان مورد وثوق و اعتماد امام بودند. جا دارد اندیشه کنیم.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

گنجيشكك اشي مشي

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - سه شنبه 30 بهمن 1386 [2008.02.19]

saharkhiz.jpg

‎ ‎در شرايطي كه انتخابات مجلس هشتم در راه است و سالگرد توقيف فله اي مطبوعات در چشم انداز، داس تيز ‏مرگ به بهانه ها و شيوه هاي مختلف بر گردن نحيف مطبوعات مستقل و اصلاح طلب فرود مي آيد تا اين ‏پرنده چون زلزله زدگان زير آوار مانده، نه فرصت برآوردن آه درد از دل داشته باشد و نه توان برآوردن ‏غريو فرياد از دهان.‏

در تازه ترين لطف و مرحمت دولت خدمتگزار به روزنامه نگاران و مديران روزنامه ها و مجلات مستقل و ‏آزاديخواه، آوار لغو امتياز بر سر مدير مسئول روزنامه ي "جمهوريت" فرود آمده است. آوار ساختماني ‏سنگين كه ديوارهايش نيز رئيس شوراي سياستگزاري روزنامه را از روز شنبه در برگرفت. عمادالدين باقي ‏اكنون پس از طي مرخصي استعلاجي يك ماهه از روز شنبه بدون سر و صدا راهي اوين شده است، تا آمار ‏روزنامه نگاران محبوس باز فزوني گيرد و ايران كماكان در جايگاه بزرگترين زندان روزنامه نگاران باقي ‏بماند.‏

در پي اعلام ابطال پروانه ي انتشار ماهنامه ي "زنان" در روزهاي آغازين ماه بهمن 86، لغو امتياز روزنامه ‏جمهوريت توسط هيات نظارت مطبوعات اين بار نيز بر اساس ماده 16 قانون مطبوعات صورت گرفته است. ‏شيوه اي مشابه براي جلوگيري از انتشار مجدد "آريا"، ديگر نشريه ي بازمانده هاي نسل روزنامه هاي دوران ‏اصلاحات، در آستانه ي برگزاري انتخابات. ‏

طبق روش معمول اما تاكنون بي نتيجه يا كم حاصل، مديرمسئول روزنامه جمهوريت در نامه اي به آيت الله ‏هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضائيه نسبت به لغو امتياز روزنامه اش توسط هيات نظارت بر مطبوعات ‏اعتراض کرده است. جواد خرمي مقدم در گفت وگو با روزنامه اعتماد پرده از اين راز برداشته است كه عدم ‏انتشار سه ساله ي روزنامه جمهوريت نه بر اساس حكم دادگاه، بلكه "با دستور يکي از مقامات قضايي"... ‏صورت گرفته است، آن هم در پي اعلام ممنوعيت مدير مسئول از بكارگيري روزنامه نگاراني چون ‏عمادالدين باقي، احمد زيدآبادي. ‏

‏"مقام" مورد اشاره ي مديرمسئول روزنامه ي جمهوريت قاعدتا كسي نمي تواند باشد جز آن سعيد مرتضوي، ‏قاضي پيشين دادگاه مطبوعات و مجري اصلي فرمان رهبري در خصوص توقيف نشريات مستقل، آزاديخواه ‏و اصلاح طلب. مقامي كه به ياري نماينده ي مدعي العموم و تيم تحت هدايت آقاي محسني اژه اي تنها در كمتر ‏از 48 ساعت 18 روزنامه و مجله را بست. آمار و ارقام توقيف غيرقانوني كه طي حدود هشت سال گذشته از ‏‏150 عنوان نشريه فزوني يافته است. به موازات آن، ده ها خبرنگار و مدير مسئول بازداشت و زنداني شده، ‏صدها روزنامه نگار از ميهن آواره گرديده، هزاران تن از اهالي مطبوعات از كار بيکار شده و ميليون ها نفر ‏از شهروندان ايران از حق داشتن مطبوعات آزاد و مستقل و خواندن مطالب درست و شقه نشده، زير تيغ ‏سانسور و خودسانسوري، محروم گرديده اند.‏

شيوه ي بكارگرفته شده عليه روزنامه ي "جمهوريت" همان است كه در توقيف ويژه يا ممنوعيت غيررسمي ‏انتشار نشريات ديگر نيز بارها شاهدش بوده ايم. مقامي قضائي در زمان انتشار، يا پس از صدور راي رفع ‏توقيف قضات دادگاه تجديد نظر يا ديوان عالي كشور، تلفني تماس مي گيرد و خواستار رعايت مسائلي قبل از ‏انتشار مجدد روزنامه با مجله مي شود، يا حتي به صورت رو در رو به مذاكره نشسته يا به بيان شرط و ‏شروط ويژه مي پردازد. راه و روشي كه آخرين مورد لغو امتياز بر اساس ماده 16، "آريا" نيز شاهدش بوديم. ‏محمد رضا زهدي و چند روزنامه نگار سرشناس ديگر ماه ها در حال گفت و گو با مقام هايي چون سعيد ‏مرتضوي و محسني اژه اي بودند، تا با اطمينان خاطر بيشتري دور جديد فعاليت اين روزنامه را كه حكم ‏توقيفش لغو شده بود،آغاز كنند. مذاكراتي طولاني كه فرصت لازم را به هيات نظارت بر مطبوعات، تحت ‏رياست وزير كيهاني ارشاد، داد تا از حربه ي ماده 16 براي لغو امتياز روزنامه استفاده كند. ‏

اين در شرايطي است كه روال هيات نظارت پيشتر اين بوده است كه نشرياتي كه به حكم دادگاه يا توصيه ي ‏مقام قضايي منتشر نمي شده اند، تا روشن شدن وضعيت و بيرون آمدن از شرايط بلاتكليفي از شمول اين ماده ‏مستثني بودند، نه اينكه به بهانه ي مذاكرات قانوني دامي بر سر راه مدير مسئول پهن شود، و در زمان مناسب ‏صيد بيچاره به تله ي ماده ي به اصطلاح قانوني در خصوص عدم انتشار به موقع و مستمر بيفتد.‏

نكته ي درخور تعمق در اينجا نقش "نماينده مديران مسئول" در هيات نظارت بر مطبوعات است كه بالطبع ‏بايد چون اسلاف خويش، در عمل نقش "وكيل مدافع مطبوعات" را بازي كند، نه مدعي العموم، دادستان و ‏حتي گاه جلاد مجري حكم اعدام. اما متاسفانه با نقشي كه جريان مسلط در هيات مديره ي تعاوني مطبوعات و ‏برخي از مديران مطبوعاتي بازي كردند، آقاي حسين انتظامي را در جريان انتخاباتي استصوابي بر اين پست ‏برگماشتند تا به زيان مديران مطبوعات راي داده، در جهت منافع حاكميت عمل كرده و پله هاي نردبان ترقي ‏خود را محكم كند. فردي كه سابقه و نحوه ي عملكردش از پيش براي بسياري از روزنامه نگاران كشور ‏روشن بود. او در جايگاه مديركل مطبوعات داخلي وزارت ارشاد در دوران پيش از اصلاحات، مامور رسمي ‏سانسور و تعطيلي غيرقانوني روزنامه ها و مجلات بود. وي بعدها، در دوران احمدي نژاد، اين نقش را در ‏جايگاه مسئول رسانه اي و سخنگوي شوراي امنيت ملي ايفا كرد. مقامي كه وظيفه ي اصلي اش صدور ‏بخشنامه هاي خاص، حاوي مطالب و دستورالعمل هايي دائر بر ممنوعيت مديران نشريات و روزنامه نگاران ‏از انتشار اخبار و گزارش هاي مورد نياز افكار عمومي است. فرمان هايي در حهت تحكيم و تشديد سانسور و ‏خودسانسوري، كه روزنامه نگاران را از انجام كامل رسالت مطبوعاتي و وظيفه ي خطير ملي شان منع كرده ‏و از اطلاع رساني درست، شفاف و روشن برحذر مي دارد.‏

حال در تله اي كه فرا راه مديران مطبوعات و روزنامه نگاران تعبيه شده است، علاوه بر نقشي كه مقام هاي ‏قضايي فراتر از اراده ي آيت الله هاشمي شاهرودي ايفا مي كنند، حلقه و باند مطبوعاتي باقي مانده از دوران ‏اقتدار سعيد امامي در وزارت ارشاد و اطلاعات، اكنون نشسته پشت ميزهاي پرونده سازي كيهان، بر مسند ‏وزارت و در جايگاه هيات نظارت، و به ويژه در جايگاه نماينده مديران مسئول مطبوعات در اين نهاد، همگي ‏يك سناريو را مو به مو اجرا مي كنند؛ بستن و توقيف مطبوعات مستقل و بيكار كردن روزنامه نگاران ‏آزاديخواه. همه ي آنان در خدمت يك تفكر، يك برنامه و منويات يك نفر.‏

اين حلقه گويا ماموريتي جز آن ندارند كه سرنوشتي محتوم، چون آن پرنده ي بي نواي اشعار و ترانه هاي ‏فارسي، براي اهالي مطبوعات ايران رقم بزند.‏

در ميان برف و بوران زمستان امسال، و از ميان صداي نم نم باراني كه اكنون نوك انگشتان خود را بر شيشه ‏ي پنجره مي كوبد، كسي هست كه بتواند صداي محزون آن خواننده را بشنود؟ كسي كه يادش مانده باشد، از ‏چه مي ناليد او؟

گنجيشكك اشي مشي ‏
روي بوم ما مشين
‏ بارون مي آد، خيس مي شي‏
برف مي آد، گوله مي شي
مي افتي تو حوض نقاشي

كي مي گيره، فراش باشي
كي مي كشه، قصاب باشي
كي مي پزه، آشپزباشي
كي مي خوره، حكيم باشي
حكيم باشي، حكيم باشي.‏

گنجيشكك اشي مشي

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

30 بهمن 86

پیشنهاد مرتضی نبوی: پول نفت باید کاملاً در اختیار مقام رهبری قرار بگیرد

سید مرتضی نبوی مدیر مسئول روزنامه رسالت با اعلام اینكه استفاده از درآمد نفت برای هزینه‌های روزمره در تمام دولت‌های گذشته مرسوم بوده و مغایر با سیاست‌های كلی نظام می‌باشد، گفت: نفت جزء انفال است و باید در اختیار رهبری نظام قرار گیرد.

به گزارش فارس، سیدمرتضی نبوی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در جمع اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری شهرستان ری ، ‌گفت: براساس اصل 45 قانون اساسی انفال در اختیار حكومت اسلامی است و نفت نیز جزء انفال می‌باشد و باید در اختیار مقام رهبری قرار گیرد، تا از خرج بی‌حساب ‌و كتاب درآمدهای نفتی جلوگیری شود.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام اظهار داشت: دولت و مجلس برای حل مشكلات روزمره مردم در برداشت از صندوق(حساب) ذخیره ارزی مسابقه گذاشته‌اند، در حالی كه درآمد نفت ثروتی است كه متعلق به همه نسل‌های ملت می‌باشد و باید از آن برای سرمایه گذاری استفاده كرد.

نبوی افزود: بدترین نوع استفاده از درآمد نفت این است كه صرف پرداخت حقوق كاركنان دولت كنیم.

وی گفت: استفاده از درآمد نفت برای هزینه‌های روزمره در تمام دولت‌ها چه دولت آقای هاشمی رفسنجانی، چه دولت آقای خاتمی و چه دولت آقای احمدی‌نژاد مرسوم بوده است و این‌گونه استفاده از درآمد نفت مغایر با سیاست‌های كلی نظام می‌باشد.

نبوی با بیان این كه اقتصاد كشور برای اصلاح نیاز به جراحی دارد كه دولت و مجلس زیر بار آن نمی‌روند، اظهار داشت: نفت برای كشور ما سرمایه است و اگر آن را می‌فروشیم، باید تبدیل به سرمایه ماندگار شود تا از بهره‌ آن استفاده نماییم.

وی افزود: تا زمانی كه درآمد نفت این‌گونه در اختیار دولت‌ها قرار گیرد، تحولی در اقتصاد كشور ایجاد نخواهد شد، در كشورهای دیگر هم مانند نروژ درآمد نفت در اختیار حاكمیت است، نه دولت و به همین دلیل دولت از بهره‌ سرمایه‌گذاری درآمد نفت استفاده می‌كند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  سخنان یک سرتیپ سپاه، پس از دو سرلشکر سپاه
همآهنگی انتخاباتی
رهبر و فرماندهان ارشد سپاه
 
 
 
 

 

سردار سرتیپ پاسدار مسعود جزایری، طی یک گفت‌وگوی انتخاباتی با خبرگزاری ایسنا، همان حرف هائی را که رهبر در تبریز زد و پیش از رهبر، سرلشکر فیروز آبادی رئیس ستاد نیروهای مسلح و سرلشکر عزیزجعفری فرمانده کل سپاه طرح کرده بودند، اعلام کرد:

همانطور که سرلشکر فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیرو‌های مسلح گفت "افرادی که مرعوب آمریکا و استکبار جهانی هستند، بدخواهان، بد سلیقه‌ها، سودجویان و دنیاپرستانی که میلیارد‌ها از بیت المال ملت را به کابین عقد خود درآورده‌اند و نیز آن‌هایی که به رهبری نظام‌نامه نوشتند تا با بوش بسازید، در مجلس تحصن کردند، در دانشگاه نفوذ کرده و به نفع آمریکا شعار دادند، این‌ها دشمنان منافع ملی محسوب می‌شوند، نباید به مجلس بروند" ملت باید صف خود را از کسانی که سابقه‌ی انقلابی ندارند و با تمایل به آمریکا، کشور را به سوی وابستگی می‌برند و کسانی که در زمان پافشاری ملت ایران بر حق مسلم خود(اتمی)، به دلیل دل دادگی به آمریکا و غرب و همسو با جنگ روانی دشمنان و رسانه‌های بیگانه، مسوولان مقاوم نظام را به کوتاه آمدن در برابر دشمنان دعوت کرده و خواستار تعلیق فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای شدند جدا کند و اجازه ندهد آنها در جایگاه حساس و تصمیم‌گیرنده نظام قرار گیرند.

فرماندهان و مسوولان نیرو‌های مسلح، مبلغ و مروج این نگرش در عرصه انتخابات آتی خواهند بود.

(سخنرانی سرلشکر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیر‌های مسلح در مراسم صبحگاه 13 بهمن 86 انجام شد.)

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

بجای گلسرخی
کاکتوس اوین
بر صفحه تلویزیون
ظاهر شد!
و.احمد اموئی

 
 
 
 
 

 

چند شب پیش شبکه سوم تلویزیون جمهوری اسلامی تبلیغ می کرد که ساعت 22 و 15دقیقه دادگاه خسرو گلسرخی را پخش خواهد کرد . چند دقیقه مانده به زمان پخش ، مرتب اس . ام اس (sms ) می گرفتم که دادگاه گلسرخی را در شبکه سوم ببینید . تعدادی هم تلفن کردند .

یکی از دوستان که چند سالی بود از او خبری نداشتم هم در لحظه شروع دادگاه تماس گرفت و گفت شبکه3 را ببین . دو سه دقیقه برش خورده از دادگاه که نشان داده شد ، یکهو رحیم پور ازغدی ، از تئوریسن های محافظه کاران جمهوری اسلامی ، در صفحه تلویزیون ظاهر شد . اول فکر کردم اشتباهی روی داده است . اما معلوم بود که آن دو سه دقیقه دادگاه بهانه ای شده برای بیان و نشان دادن حرف های این آقا که از قضا همیشه هم در تلویزیون حضور دارد . پس از او یکی دو نفر دیگر هم شروع کردند به بیان خاطراتشان از روزهای انقلاب اسلامی . هر چه به صفحه تلویزیون زل زدم خبری از ادامه دادگاه گلسرخی نشد .

نگاه به ساعت که کردم دیدم یک ونیم ساعت تمام ، پشت سر هم به این برنامه و حرف های بی محتوا گوش داده ام و چشمانم را خسته کرده ام . با خودم گفتم به نظر می رسد هنور استعداد فریب خوردن را دارم . با این اوضاع به راحتی می توان پیش بینی کرد که خیلی ها را در 24 اسفند امسال می توان به پای صندوق های رای کشاند .

(رحیم پور ازغدی که در این نوشته نام و موقعیت او در سیمای جمهوری اسلامی را خواندید، از سربازجوهای دهه خونین 60 در زندان اوین بود و انگشت شمار کسانی که از قتل عام سال 67 جان سالم بدر برده اند و امکان یافته اند از زیر چشم بند برخی بازجویان را ببینند، رحیم پور را نه در هیات کنونی و باصطلاح نظریه پرداز عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، بلکه دژخیمی در شکنجه گاه می شناسند. پیک نت)

 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  تبریز پس از یزد
دومین سفر انتخاباتی رهبر جمهوری اسلامی
اعلام حکومت سپاهی
با خواندن دو بیت شعر
یا مرگ، یا بزرگی و نعمت و جاه
 
 
 
 

 

رهبر جمهوری اسلامی که سفرهای انتخاباتی خود را با سفر شاهنشاهی به استان "یزد" آغاز کرد، در اوج جدال بر سر رد صلاحیت ها و قلع و قمع جناح خط امام، اصلاح طلبان و کادرهای مذهبی اولیه انقلاب، سکته و مرگ آیت الله توسلی در جلسه مجمع مصلحت، کشاکش بر سر توهین به خانواده آیت الله خمینی و... تهران را ترک کرده و به آذربایجان رفت تا در آنجا تنور انتخابات را گرم کند.

او دراین سفر، مطابق معمول یک سخنرانی یک طرفه ایراد کرد و درحالیکه روح سخنان او بر محور تفرقه قرار داشت، از ضرورت وحدت سخن گفت! از برنامه ریزی کلان در جمهوری اسلامی سخن گفت و از جایگاه برتر بین المللی جمهوری اسلامی و الگو شدن جمهوری اسلامی تحت رهبری ایشان برای همه کشورهای جهان!

نتیجه برنامه های کلان همان است که در آمار مربوط به فقر و بیکاری، فحشاء، تفرقه ملی و صف آرائی روحانیون چند دسته در برابر فرماندهان چند دسته، سانسور و اختناق و سرکوب و رشد خرافات و ارتجاع مذهبی، قمه زنی، واردات 60 میلیارد دلاری، جنایت، دو روئی و چند روئی در جامعه و حکومت، زن ستیزی، کارگر ستیزی، دانشجو ستیزی و… منعکس است و بی نیاز از توصیف!

تازه همان برنامه کلانی را که رهبر از آن در تبریز سخن گفت و ظاهرا باید برنامه 20 ساله منظورش باشد که الگوئی است از برنامه "تمدن بزرگ" دوران شاه، احمدی نژاد و همکارانش ناشیانه زده اند به کاهدان و سرگرم دور زدن آن هستند!

رهبر جمهوری اسلامی با تکرار حرف های چند هفته اخیر فرماندهان سپاه درباره معیارهای راه یافتن به مجلس، دایره خودی ها را به طرفداران سیاست نظامی خود محدود کرد. سیاستی که بموجب همه شواهد دوران اخیر، با وحشت بخش هائی از روحانیون از حاکمیت فرماندهان و باز پس فرستادن روحانیون به حوزه های مذهبی همراه شده است.

رهبر با این کارنامه سیاسی – اقتصادی و آن کارنامه اتمی که پرونده اش در شورای امنیت باز است و تحریم های اقتصادی و بانکی آن می رود تا اقتصاد بحران زده کشور را بحرانی تر کرده و تورم و گرانی را تشدید کند، در تبریز سخنرانی انتخاباتی کرد!

علی خامنه ای که عادت دارد با صفات و با "تر" و "ترین" صحبت کند و اگر صفات را از جملات او برداشته و جملات تکراری اش را هم حذف کنید، از یکساعت سخنرانی اش، شاید 5 دقیقه آن محتوائی برای شنیدن داشته باشد، در سخنرانی تبریز به این نکات اشاره کرد:

 

«ملت ایران مصمم است در چارچوب برنامه ریزی کلان حاکم بر رفتار عمومی انقلاب و افق های تعیین شده و با احیای گنجینه های تاریخی و فرهنگی، و تکیه بر استعدادهای جوان خود به ملتی قدرتمند و عالِم، دارای جایگاه برتر بین المللی و الگوی عملی برای همه ملت ها تبدیل شود.

علت اصلی همه فشارهای سیاسی و اقتصادی و حتی تهدیدهای نظامی، نگرانی دشمنان از عزم ملت ایران برای ادامه حرکت پرشتاب در مسیر آرمان ها و ارزش های انقلاب و تکیه بر اعتماد به نفس ملی است زیرا روشن شدن کارآیی انقلاب اسلامی موجب به خطر افتادن موجودیت استکبار در میان کشورهای اسلامی خواهد شد.

راه صحیح، همانا حضور در صحنه، حفظ یکپارچگی و رها نکردن دستاوردهای بزرگ انقلاب اسلامی است.

من در انتخابات مختلف ، همواره بر حضور گسترده و پرشور مردم تأکید دارم زیرا حضور پای صندوق های رأی خلاف خواست و نظر دشمن است.

انتخاب نمایندگان اصلح یکی دیگر از مسائل مهم انتخابات است. مهم ترین شاخص برای انتخاب افراد این است که باید مسئولان و منتخبان روز به روز شعارهای انقلاب اسلامی را زنده تر کنند و این مسئله ربطی به جناح بندی ها و اسم ها ندارد.

راه حل مشکلات کشور و رسیدن به آرمان ها، عمل به شعارهای انقلاب اسلامی است. کسانی باید در مراکز تصمیم گیری حضور یابند که معتقد به اسلام، شعارهای انقلاب اسلامی، و توانایی های ملی باشند.  باید مراقب افراد دورو و دورنگ و کسانی که ظاهر و باطن آنان یکی نیست، بود. »

شاید شعری که رهبر جمهوری اسلامی در پایان همین سخنرانی - بی آنکه نام شاعررا یاد کند- خواند، مهمترین و تکاندهنده ترین بخش این سخنرانی باشد. این شعر، یعنی مجلسی تشکیل خواهد شد در خدمت جنگ، در خدمت "اتم" و در خدمت "جهانگشائی شیعه" در خاورمیانه و به ادعای فرماندهان سپاه "رهبری جهان سوم" توسط ایشان!

علی خامنه ای با خواندن این دو بیت "حمظله بادغیسی" شاعر اواخر قرن دوم و اوائل قرن سوم، پافشاری بر سیاست نظامی وجنگی خود را اعلام کرد:

مهتری گر به کام شیر در است

رو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه

یا چون مردانت، مرگ رویا روی

 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

پرسش و پاسخ محسن امین زاده، معاون وزارت خارجه دولت خاتمی
ماجراجوترین تفکر
سکان کشور را در دست گرفته

1- آقایان تدارک بیننده مجلس هشتم، برای اصلاح طلبان یک ظرفیت 15 درصدی از اصلاح طلبان گمنام باقی گذاشته اند و 75 درصد ظرفیت باقی مانده انتخابات را با تقسیم جبهه راست به دو گروه در دست خود نگهداشته و این دو گروه را به میدان فرستاده اند تا مثلا انتخابات- بقول احمد جنتی در حاشیه راهپیمائی 22 بهمن- رقابتی جلوه کند!

2- این دولت آگاهانه و ناخودآگاه و با سکوت و حمایت گروه های فشار به ظاهر انقلابی حامی دولت، در حال تخریب همیشگی تابوهایی است که خود در طی سه دهه پس از انقلاب در ساختن و حفظ آنها و ارتزاق از آنها  نقش اساسی داشته است. تابوهایی که به خاطر آنها این دارو دسته کفن می پوشیدند و شعارهای استشهادی در خیابان ها سرمی دادند. تابوهایی مثل گفتگو و روابط با غربیان و بخصوص آمریکائیان، روابط با کشورهایی مانند مصر، خصوصی سازی و دفاع از تولید کنندگان ثروت و مانند اینها. همه این تابوها امروز بدست این دولت و البته به بدترین شکل شکسته شد.

3- شنیده ام، چند نظر سنجی درابعاد وسیع توسط جناح تندرو در سطح کشور انجام شده که نتایج همه آنها حکایت از آن دارد که در یک انتخابات آزاد، برنده انتخابات مجلس اصلاح طلبان خواهند بود. این اقبال طی ماه های گذشته به شدت افزایش یافته است. این نظر سنجی ها بجای آنکه جناح تندرو را به تجدید نظر در عملکردهای غلطشان تشویق کند، آنان را در برخورد بی سابقه با جناح رقیبشان یعنی اصلاح طلبان به قیمت زیر پا گذاشتن خیلی از چیزها، از جمله قانون و اخلاق، مصمم تر کرد.

 
 
 
 
 

 

محسن امین زاده، معاون وزارت خارجه در دولت خاتمی، در برنامه پرسش و پاسخ سایت "نوروز" شرکت کرده و به سئوالاتی که با وی در میان گذاشته شد پاسخ داد. خلاصه این پرسش و پاسخ که عمدتا مربوط به انتخابات مجلس هشتم است را می خوانید:

 

«شرایط پیش روی کشور شرایط نا مطلوب و نگران کننده ای است . اتفاقات بسیار مهمی ظرف دو سال گذشته روی داده که همه شرایط نا مناسبی را برای کشور رقم می زند.

1- ایران در سال های 1383 و 1384 در مطلوب ترین موقعیت خود پس از ا نقلاب اسلامی در صحنه جهانی قرار گرفته بود و می‌رفت که جایگاه معتبری در مدیریت جامعه جهانی بدست آورد. دولت جدید این موقعیت ویژه کشور در صحنه بین المللی را تخریب کرد و ایران را بار دیگر به کشور منزوی تبدیل نمود.

2- سال گذشته پرونده ایران بخاطر بی درایتی سیاست خارجی کشور، برای اولین بار در تاریخ روابط خارجی ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع شد. جایی که دست آمریکا برای اعمال فشار به ایران بسیار بازتر از هر نهاد بین المللی دیگر است .
3- ارجاع پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل متحد، نتیجه یک اجماع بی سابقه میان همه کشور های قدرتمند جهان حاصل از بی درایتی های گسترده سیاست خارجی کشور بود . اجماعی که هرگز در تاریخ روابط بین المللی به این شکل نسبت به یک کشور حاصل نشده است .

4- در دو سال گذشته ایران در معرض بدترین تحریم های اقتصادی پس از انقلاب اسلامی قرارگرفت.

5- در یک سال گذشته به رغم لحن تند و پرخاشگر سیاست خارجی ایران ، در زمینه های مختلفی مانند خزر، ادعاهای مطرح درباره مالکیت جزایر ایرانی خلیج فارس و مسائل سرزمینی ایران و عراق در شط العرب، سیاست خارجی ایران گرفتار وادادگی های عجیب و بی سابقه ای شده است .

6- سیاست های سراپا اشتباه اقتصادی، تزریق افراطی و بی سابقه نقدینگی به جامعه و مقابله با کارآفرینان و مسائل بیشتری از این دست، باعث بروز مشکلات زیادی و بعضا بی سابقه‌ای در اقتصاد کشور شده است .

7- روند اجرای پروژه های بزرگ توسعه و تولید کشور متوقف شده و هیچ طرح بزرگ اقتصادی جدیدی راه اندازی نشده است .

8- روند همکاری های اقتصادی خارجیان با ایران در پروژه های بزرگ متوقف شده است .
9- تحریم ها تدریجا تاثیرات شدیدی برحوزه مالی و صنعتی کشور گذاشته است.

10- دخالت های دولت در امور خصوصی و شخصی مردم به شدت افزایش یافته است.
11- در زمینه برخوردهای قضایی و پلیسی، دولت ملاحظات حتی گذشته خود را کنار نهاده و در مواردی مانند اعدام اشخاص، شیوه‌های مورد مناقشه اعدام ها، برخورد و دستگیری روزنامه نگاران، تعطیل مطبوعات و مسائلی از این دست در سطح جهان رکورد دار شده است .

نگرانی آن است که بخشی از این خسارات به آسانی قابل جبران نیست و ممکن است سالیان دراز دامنگیر کشور باشد . توقف فرآیند اجرای پروژه های بزرگ توسعه ای و رشد نقدینگی در حوزه اقتصاد از این دسته است . برخی از این خسارات به صورتی است که دولت های آینده ، اگر قصد اصلاح هم داشته باشند، به آسانی قادر به رفع آن نخواهند بود.

 

 سالهاست کشور ما گرفتار ماجراجویانی است که چنین شیوه هایی را در ناکارآمد کردن مدیریت عقلانی و مدبرانه کشور بکار گرفته اند و مدعی ارزش ها و اصول انقلاب اسلامی شده اند . تجربه کنونی کشورنشان می دهد که این جریان نه تنها فاقد هرگونه برنامه و استراتژی وحتی هدف مشخصی جز حاکم بودن خودش است، بلکه حتی فاقد اصول و ملاک های لازم برای دفاع از بدیهی ترین منافع ملی کشور و مردم و اصول انقلاب اسلامی است . مسلما کشور از این روند آسیب زیادی دیده است اما در مقابل همه این خسارات می توان امید داشت که جامعه ایران، درمقابل همه این خساراتی که متحمل می شود بطور عمیق به آثار تکان دهنده ماجراجویی و بی برنامگی و بی دانشی در حوزه مدیریت کشور و پنهان کردن آنها در ذیل گفتار و رفتار پوپولیستی و عوام فریبانه پی ببرد و راه تکرار این فجایع در جامعه ایران بسته شود. اگر چنین شود می توان امیدوار بود که راه تخریب مسیر توسعه و پیشرفت کشور توسط ماجراجویان در آینده بسته خواهد شد و آنان قادر نخواهند بود که در شرایطی دیگر بازهم مسیر حرکت خردمندانه کشور در همه حوزه ها را تخریب کنند .
افراطی ترین و ماجراجو ترین تفکراتی که در همه سالهای پس از انقلاب اسلامی در مقابل روند توسعه و پیشرفت کشور سنگ اندازی می کرده در دولت کنونی متجلی شده است. آنان که همواره با شعارهای ادعایی دفاع از ارزش های انقلابی و اسلامی و مردمی، به تخریب توسعه کشور پرداخته اند؛ اکنون در معرض آزمایش و پاسخگویی به مردم قرارگرفته اند.

به دلیل اشتراک این دولت و جریان های فشار ماجراجو در کشور، این دولت آگاهانه و ناخودآگاه و با سکوت و حمایت گروه های فشار به ظاهر انقلابی حامی دولت، در حال تخریب همیشگی تابوهایی است که خود در طی سه دهه پس از انقلاب اسلامی در ساختن و حفظ آنها و ارتزاق از آنها، نقش اساسی داشته است. تابوهایی که به خاطر آنها این دارو دسته کفن می پوشیدند و شعارهای استشهادی در خیابان ها سرمی دادند. تابوهایی مثل گفتگو و روابط با غربیان و بخصوص آمریکائیان، روابط با کشورهایی مانند مصر، خصوصی سازی و دفاع از تولید کنندگان ثروت و مانند اینها. همه این تابوها امروز بدست این دولت و البته به بدترین شکل ممکن و با کمترین نتایج و پرهزینه ترین اشکال ممکن برای کشور، در حال تخریب است. در کنار این، وادادگی این دولت در مواجهه با بیگانگان و مسائل ملی مانند تمامیت ارضی کشور، و شیوه های تعامل انفعالی این دولت با جامعه جهانی، تابوی ارزشی نمایی و انقلابی نمایی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد ادعای این ماجراجویان را تخریب می کند .

امید است که این نتایج، کشور و دولت های آینده را تا حدزیادی دربرابر گروه های فشار ماجراجوی انقلابی نما، مصون نگاه دارد.

انتخابات

نگرانی های زیادی درباره سلامت انتخابات از ماه ها قبل وجود داشت . در گذشته اگر این نگرانی درمورد عملکرد جناحی و نادرست شورای نگهبان بود، دراین دوره این نگرانی به عملکرد وزارت کشور و هیئت های اجرایی نیز تسری پیدا کرد. در عین حال اصلاح طلبان به صورت جدی با این باور وارد میدان شدند که مقامات عالی کشور اجازه تکرار اشتباهات گذشته را ندهند و در سال وحدت ملی، بربرگزاری انتخاباتی قابل دفاع برای همه جناح های سیاسی کشور تاکید نموده و جلو متخلفین را بگیرند . امید بود که چنین شود. اما تا اینجای کار آنچه اتفاق افتاده از بدبینانه ترین پیش بینی ها هم بدتر است . در این دوره ظاهرا همه رودربایستی را کنار گذاشته اند و اصلاح طلب بودن، جرم تلقی شده است و افراد به خاطر تفکرات یا باورهای اصلاح طلبانه بدون هیچ مجامله ای کنار گذاشته شده اند . با وضعی که به وجود آمده عملا بحث اطمینان نسبت به صحت و سلامت انتخابات کاهش یافته چون پیش از آنکه به چگونگی صیانت از رای ملت برسد، عملا اصلاح طلبان از بطور گسترده از حضور در انتخابات حذف شده اند و ظاهرا در اکثر نقاط کشور نامزدی باقی نمانده است که احزاب اصلاح طلب برای دفاع از آنان وارد صحنه انتخابات شوند. اگر وضع به همین شکل باقی باشد احتمالا چیزی که برای اصلاح طلبان باقی می ماند شرکت تک تک افراد اصلاح طلب در انتخابات و رای دادن با تشخیص خودشان است؛ اما ظاهرا با این وضع حضور اصلاح طلبان به عنوان یکی از دو جناح رقیب درون نظام که همواره به انتخابات آزاد در کشور هویت می بخشیده و رقابت انتخاباتی را معنی دار و واقعی می کرده است، در حال منتفی شدن است .

جناح مقابل در حال تدارک اجرای یک ترفند جدید هم هست که براساس آن ضمن حذف جریان اصلاح طلب، یک رقابت صوری میان دو دسته از جریان راست حاکم ایجاد کند. ظاهرا هدف آن است که مثلا دو جریان رقیب راست مدافع دولت و راست منتقد دولت به وجود آورند. اما این ترفند هم آنقدر صوری است و آنقدر دم خروسش پیداست که ظاهرا حتی خود دست اندرکاران آن هم نسبت به عملی بودن آن و امکان پنهان کردن هویت واقعی این رقابت نمایشی از مردم ، بشدت تردید دارند.

با وضعیت جدید، مشارکت فعال گروه های سیاسی اصلاح طلب در انتخابات، دارد معنای خود را از دست می دهد و در بسیاری از نقاط کشور اصلا نامزدی باقی نمانده که اصلاح طلبان از وی حمایت کنند. ابعاد برخورد آنقدر گسترده است که اصلا مفاهیم گذشته درباره تایید و رد صلاحیت ها را بکلی تغییر داده است . اگر به ارقام توجه شود روشن می شود که چه تحول بزرگی در حذف یک جناح نظام در حال انجام است . در مجلس شورای اسلامی کنونی، 30 کرسی متعلق به تهران، 5 کرسی متعلق به نمایندگان اقلیت های مذهبی و 255 کرسی متعلق به سایر نمایندگان سایر شهرهای کشوراست. آنگونه که احزاب می گویند بجز تهران حدود هزار نفر که نامشان کم و بیش درمیان اصلاح طلبان مطرح بوده، برای رقابت برسر این 255 کرسی مجلس شورای اسلامی ثبت نام کرده اند. آنان یا در زمره اصلاح طلبان شناخته شده در شهرهای مختلف بوده اند و یا افراد جوانتر و کمتر شناخته شده بوده اند ویا حداقل خودشان مدعی هم فکری با اصلاح طلبان بوده و خواهان حمایت اصلاح طلبان از آنان بوده اند. قبل از اینکه اصلاح طلبان درباره نامزدهای مورد نظرشان از این مجموعه تصمیمی بگیرند، حدود70 درصد این افراد توسط هیئت های اجرایی انتخابات وزارت کشور رد شده اند . آنان به شورای نگهبان شکایت کرده اند. هیئت های نظارت شورای نگهبان نه تنها رد آن 70 درصد را تایید کردند بلکه حدود 20 درصد دیگر نیز توسط هیئت های نظارت به رد صلاحیت شدگان اضافه شد در حدی که از این حدود 1000 نفر نامزدهای احتمالی اصلاح طلبان، بعد از به اصلاح تجدید نظرهای شورای نگهبان، کمتر از 15 درصد افراد غالبا کمترشناخته شده باقی مانده است.

مسلما این همه دقت و وسواس در حذف اصلاح طلبان اتفاقی نیست. این مسئله نشان می دهد که با یک عملیات سیاسی- اطلاعاتی همه افرادی که از نظر آنان مشکوک به داشتن گرایش احتمالی به اصلاح طلبان بوده اند در سطح کشور شناسایی شده اند و برای احتیاط هم که شده به هیچکس رحم نکرده اند و همه را رد صلاحیت کرده اند. واقعا نمی دانم اسم این عملیات را چه می توان گذاشت اما بهرحال این عملیات یک پدیده جدید و تکان دهنده ای در تاریخ انتخابات جمهوری اسلامی ایران است.»

در بخش دیگری از این پرسش و پاسخ، از امین زاده که مسئول ستاد تبلیغات دکتر معین درانتخابات ریاست جمهوری دوره نهم بود، درباره وقایع آن انتخابات که منجر به بیرون آمدن احمدی نژاد از صندوق انتخابات شد پرسیدند. امین زاده گفت:

 

«دکتر معین یک چهره کاریزمایی نبود؛ اما انتخابات ریاست جمهوری نهم دارای ویژگی هایی بود که دعوت از ایشان را برای نامزدی ریاست توجیه می کرد. این ویژگی ها را می توان به این شرح برشمرد:

• در انتخابات ریاست جمهوری نهم هیچ چهره کاریزمایی وجود نداشت که مورد علاقه و توجه ویژه مردم قرار گیرد و لذا برای اولین بار انتظار می رفت که مردم در انتخاباتی که قطبی نبود؛ به سراغ ملاک های دیگری برای انتخاب رئیس جمهور بروند.
• هیچ راه حلی پیدا نشد که میان نامزدهای احزاب اصلاح طلب آقایان کروبی ، هاشمی رفسنجانی و معین یکی انتخاب شود. ساختار دموکراتیکی برای یک انتخابات درون جناحی یا درون حزبی وجود نداشت که مورد قبول همه باشد و نشان دهد کدامیک از نامزدها مورد اقبال بیشتر مردم هستند و در نتیجه همه گروه ها روی یک نفر توافق کنند. آقای کروبی و رفسنجانی معتقد بودند که برنده انتخابات هستند و اکثر احزاب اصلاح طلب با این نظر موافق نبودند.

• از ماه ها قبل از برگزاری انتخابات با توجه به وجود چند نامزد اصلاح طلب، پیش بینی اصلاح طلبان آن بود که انتخابات به دور دوم کشیده خواهد شد. آقای هاشمی رفسنجانی و یک رقیب به دور دوم خواهند رفت و به احتمال زیاد رقیب آقای هاشمی رفسنجانی در دور دوم پیروز خواهد شد. این پیش بینی بارها در جلسات مختلف تکرار شده بود.
• با چنین تحلیلی، می توان گفت که اکثر گروه های اصلاح طلب به راه حلی تن دادند که بشدت متکی به رای نخبگان جامعه بود. تصور می شد که نخبگان جامعه با درک شرایط، مشارکت موثری در انتخابات داشته باشند. براین اساس دکتر معین به عنوان نامزدی انتخاب شد که اتفاقا قرار بود که نخبگان به او رای بدهند. شایستگی های نخبه پسند او به شکلی بود که انتظار می رفت حداقل شش میلیون رای بیاورد و در دور دوم با آقای هاشمی رفسنجانی رقابت کند.

متاسفانه در ارزیابی ها یک اتفاق مهم افتاد و آنهم قهر نخبگان جامعه با انتخابات بود. نتیجه این قهر آن شد که مردم در دور اول انتخابات به پنج نفر کم و بیش مساوی رای دادند. آراء آنقدر به هم نزدیک بود که امکان سوء استفاده را هم به راحتی فراهم می کرد و در نتیجه حاصل کار چیزی شد که همه نخبگان را متاسف نمود. »

از امین زاده درباره نتایج نظرسنجی های پنهانی سئوال شد که جناح دولتی و راست جمهوری اسلامی طی ماههای گذشته انجام داده تا بداند نتیجه انتخابات مجلس چیست و مردم چه نظری دارند. در این بخش امین زاده فاش ساخت:

« شنیده ام، چند نظر سنجی درابعاد وسیع توسط جناح تندرو در سطح کشور؛ انجام شده که نتایج همه نظرسنجی ها حکایت از آن دارد که در یک انتخابات آزاد، برنده انتخابات مجلس شورای اسلامی اصلاح طلبان خواهند بود. طبق این نظر سنجی ها اصلاح طلبان با بیشترین اقبال درمیان جناح های سیاسی کشور مواجه هستند و این اقبال طی ماه های گذشته به شدت افزایش یافته است. متاسفانه این نظر سنجی ها بجای آنکه جناح تندرو را به تجدید نظر در عملکردهای غلطشان تشویق کند، آنان را در برخورد بی سابقه با جناح رقیبشان یعنی اصلاح طلبان به قیمت زیر پا گذاشتن خیلی از چیزها، از جمله قانون و اخلاق، مصمم تر کرد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  "اوباما"
این دزد با چراغ می آید
و "کالا" را گزیده تر می برد
افسانه نگاهی
 
 
 
 

 

ایران محور و کانون مرکزی تحولات و رویدادهای انتخاباتی امریکا شده و از همه مهمتر، رقابت همه کاندیداها با یکدیگر بر سر نحوه رویاروئی با ایران!

هم در ایران و هم در امریکا به این باور دامن زده شده بود که "اوباما" چون یک رگ مسلمانی دارد و رنگ پوستش هم سیاه است، گوشه چشمی به جمهوری  اسلامی دارد و با انتخاب او به ریاست جمهوری، مناسبات امریکا و ایران متحول خواهد شد!

در روزهای اخیر، مطالب و گزارش هائی درباره "اوباما" پخش شده که این قصر شیشه ای را درهم می شکند.

او در موضع گیری های اخیرش کاملا آشکار ساخت که در درارتباط با ایران سیاست متفاوتی نسبت به کاندیدای اصلی جمهوریخواهان، یعنی سرهنگ "مک کین" ندارد. حتی شاید به دلیل هوش وذکاوتی که دارد، این ارتباط سخت تر و پیچیده تر هم بشود.

سخنرانی او برای اسرائیلی های امریکا که در ژانویه 2006  و هنگام بازدید ازاسرائیل ایراد شده، در روزهای اخیر توسط تیم انتخاباتی او وسیعا پخش و تبلیغ شده است. هدف از این کار نشان دادن پیوند او با جامعه یهودیان امریکا و حمایت از اسرائیل است. اوباما در این سخنرانی می گوید:

"رهبران جهان باید هرکاری که لازم است برای متوقف ساختن غنی سازی در ایران و رسیدن دست رهبران این کشور به سلاح اتمی انجام بدهند. رئیس جمهور ایران فردی غیرمسئول و خطرناک است که بی اعتناء به نیازهای مردم ایران جلو می رود. من هم اعتقاد دارم که ایران تهدیدی برای جهان است. مقابله نظامی با این تهدید بعنوان یک امکان مطرح است اما ما باید از روش های محکم سیاسی نیز استفاده کنیم. از جمله گسترش تحریم های اقتصادی.»

در ایران، فرماندهان سپاه، رئیس جمهور احمدی نژاد و رهبر جمهوری اسلامی چنین تصور کرده اند که با روی کار آمدن "اوباما" ارتش امریکا از عراق بیرون رفته و زمینه برای جمهوری اسلامی به سبک ایران در عراق فراهم می شود و به تقلید از ایران کُرد و سنی و اقلیت، ملی و مارکسیست و چپ و خلاصه هر مخالفی در عراق سرکوب خواهند شد. اما "اوباما" نقشه های دیگری در سر دارد. او ابتدا مسئله را اینگونه طرح کرده است که جنگ در عراق به نفع ایران تمام شده است زیرا به رهبران این کشور امکان داد تا علیه امریکا واسرائیل تبلیغ کنند. "اوباما" مسئله عقب نشینی نظامی امریکا از عراق را طرح می کند، اما این نیمه پر لیوانی است که دست اوست و نباید مانند رهبران جمهوری اسلامی خود را به ندیدن نیمه خالی این لیوان زد. "اوباما" زیرکانه و درعین دفاع از خروج نظامی از عراق، طرح استقرار نیروهای امریکائی در منطقه را پیش کشیده است. یعنی از عراق بیرون می روند اما در اطراف ایران برای حمله موثر مستقر می شوند و ایران را با جزایر نظامی محاصره می کنند.

این حقیقت دارد که او مانند "مک کین" کلاسیک نمی اندیشد و مثلا خروج از عراق را نشانه شکست امریکا نمی داند، اما باید تفسیر او از این عقب نشینی را هم بخاطر داشت. مثلا می گوید که امریکا در حمله به عراق به اهدافش رسیده است. این اهداف از نظر او آنست که سال های سال طول خواهد کشید تا عراق بتوانند دوباره به تهدیدی جدی برای اسرائیل تبدیل شود و مردم این کشور خود را صاحب و مالک نفت عراق بدانند.

به نظر من "اوباما" درهراس از پس زمینه مسلمانی اش در حمایت ازاسراوئیل شدیدتر از هرکاندیدای دیگرظاهرخواهد شد.

برای آن گروه از خوانندگان پیک نت که به زبان انگلیسی تسلط دارند، خواندن نظرات اوباما در لینکی که ضمیمه می کنم را توصیه می کنم:

http://www.suntimes.com/news/politics/281249,CST-NWS-OBAMA03.article

لب بسته می روند
و میدان را خالی می کنند

این نماز وداع با آیت الله توسلی است. آیت الله صانعی مقدم تر و ارشدتر از آنها که پشتش ایستاده و به او اقتدا کرده اند بر جنازه آیت الله توسلی نماز می خواند. آنها که بسیار می دانند اما لب نمی گشایند، یکی پس از دیگری می روند و میدان می ماند برای بی ریشه هائی که هم سرانقلاب را خوردند، هم سر آنها که بر جنازه شان نماز خوانده می شود را خوردند و بیم است که سر پیش نماز و اقتدا کنندگان او را هم سرانجام بخورند و باز هم دهانی باز نشود و نگوید پشت پرده چه گذشته و می گذرد؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  ابلاغ مصوبه دولت
عیدی کارمندان دولت
از 2 میلیون ریال بیشتر نیست
 
 
 
 

 

دولت احمدی نژاد در جلسه 21 بهمن خود پاداش آخر سال کارمندان تمام وقت دولت را بعنوان عیدی دو میلیون ریال تعیین و ابلاغ و پرداخت هر گونه وجه دیگری به عنوان پاداش آخر سال (عیدی) یا عناوین مشابه، را ممنوع اعلام کرد. همچنین بر اساس مصوبه هیات وزیران، میزان پرداخت پاداش آخر سال (عیدی) کلیه بازنشستگان، مستمری بگیران حقوق وظیفه از کارافتادگی و حقوق وظیفه وراث مستخدمان متوفای مشمول صندوق‌های بازنشستگی کشوری و صندوق معذوریت و از کارافتادگی جهاد سازندگی و صندوق‌های نیروهای مسلح و نیروی انتظامی و سایر صندوق‌های بازنشستگی نیز مبلغ دو میلیون ریال است که از محل بودجه مصوب هر دستگاه اجرایی، قابل پرداخت است.  معلمان حق‌التدریس نسبت به ساعات تدریس، مشمول این تصویب‌نامه خواهند بود.

به شهرداری‌های سراسر کشور اجازه داده شده است تا پاداش آخر سال 1386 (عیدی) کارکنان شاغل، بازنشسته، مستمری بگیر، وظیفه از کارافتادگی و حقوق وظیفه وراث مستخدمان متوفای خود را با رعایت مبلغ مذکور در این تصویب‌نامه، از محل اعتبارات منابع داخلی خود پرداخت کنند.

کلیه شرکت‌های دولتی، سازمان‌ها و موسسات و شرکت‌هایی که دارای مقررات خاص بوده و شمول قوانین و مقررات عمومی دولت، مانند شرکت ملی نفت ایران، سازمان صنایع ملی ایران و تمام شرکت‌ها و سازمان‌های تابع آن، ‌نهادهای انقلاب اسلامی و موسسات عمومی، می‌توانند پاداش آخر سال (عیدی)‌ را به کارکنان شاغل و بازنشسته خود از محل منابع داخلی و همچنین صندوق‌های بازنشستگی تابع خود، پرداخت نمایند و پرداخت هرگونه وجه دیگری تحت عنوان پاداش آخر سال و امثال آن ممنوع است.

کلیه دستگاه‌ها و سازمان‌ها مجازند بجای پرداخت نقدی پاداش آخر سال (عیدی)از سکه بهار آزادی استفاده کنند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  حضور ابتکاری اما پر تنش
استاندار فارس در میان دانشجویان
 
 
 
 

 

رضازاده، استاندار فارس، در یک حرکت انتخاباتی با هدف جلب نظر دانشجویان برای حمایت از کاندیداهای دولت برای مجلس هشتم در دانشگاه شیراز و در جمع دانشجویان این دانشگاه حاضر شد تا به سئوالات آنان پاسخ بگوید!

این دیدار به دعوت بسیج این دانشگاه عملی شد، اما بهر حال امکانی فراهم شد تا دانشجویان هم سئوالاتشان را بکنند و هم نظراتشان را بگویند. از جمله یک عضو کمیته ناظر بر نشریات دانشجویی خطاب به استاندار گفت: چرا شما بعد از ۲ سال حالا به دانشگاه آمده اید؟ آیا این حضور آن هم در زمان انتخابات معنادار نیست؟ اگرچه شما به دانشگاه نیامدید، اما فعالیت نمایندگان و دولت مطبوع شما در دانشگاه زیاد است، از جمله مجوز ندادن به نشریات و جلوگیری از برگزاری همایش های مختلف و … وقتی روسای دانشگاه های علوم پزشکی و شیراز و همچنین شما نمی توانید در این مکان انتقاد انجمن اسلامی را تحمل کنید، چگونه می توانید مجری انتخابات سالم با حضور آزاد و نظرات متفاوت باشید؟ من سه ماه است برای گرفتن وقت دیدار با دکتر ایمانیه رئیس دانشگاه علوم پزشکی شیراز تلاش کرده ام اما هنوز موفق نشده ام. حراست و کمیته انضباطی دانشگاه به اندازه کافی کار خود را خوب انجام می دهند و نیازی به حضور گروه های فشار نیست! 

در ادامه این مراسم زارع، عضو بسیج دانشگاه شیراز، خطاب به رسانه ها گفت: روزنامه ها با مفسدان اقتصادی همکاری می کنند و با هم هماهنگ هستند! این اظهار نظر موجب اعتراض برخی از حاضرین و خبرنگاران حاضر در جلسه شد و خبرنگاران در اعتراض به اظهارات این عضو بسیج جلسه را برای دقایقی ترک کردند که با دعوت استاندار از این عده به سالن محل سخنرانی، جلسه ادامه پیدا کرد.

نامجو، مدیر مسوول نشریه دانشجویی متن، با اشاره به عملکرد دکتر صادقی رئیس دانشگاه شیراز در رابطه با فعالیت تشکل ها عنوان کرد: تنها تشکل مستقل و منتقد، انجمن اسلامی، به واسطه عملکرد رئیس دانشگاه نادیده گرفته شده است. شما می گویید چرا در دانشگاه به جای تولید علم انتقاد می کنید، خوب این به این علت است که ما در دانشگاه با علوم جدید آشنا می شویم، اما متاسفانه مدیریت کشور هنوز به شیوه سنتی عمل می کند. 

دبیر شورای صنفی دانشجویان دانشگاه شیراز با اشاره به اعتصاب سه روزه دانشجویان در دانشگاه شیراز در اردیبهشت ماه سال جاری، از نحوه عملکرد صادقی، رئیس دانشگاه، و دخالت هایش در انتخابات شورای صنفی انتقاد کرد و رد صلاحیت ۱۰۸ کاندیدای شورای صنفی توسط دانشگاه را غیر قانونی خواند. وی اعلام کرد برگزاری انتخابات شورای صنفی توسط مدیریت دانشگاه غیر قانونی است.

درمیانه این جلسه عده ای از دانشجویان که به آن ها وقت پرسش از استاندار داده نشده بود با بلندکردن نوشته هایی خواستار مطرح کردن سوالات خود از استاندار شدند. پس از درخواست های مکرر دانشجویان حاضر در سالن و چند تن از افراد سوال کننده مبنی بر دادن وقت به نماینده شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی جهت طرح سوالات خود، مسعود خیراتی به نمایندگی از این تشکل در پشت تریبون حضور یافت، اما هنگام صحبت های وی در مورد دانشجویان زندانی امیرکبیر میکروفون را قطع کردند و مانع صحبت های وی شدند.

مسعود خیراتی، سخنگوی شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه های شیراز و علوم پزشکی، یکی دیگر از پرسشگران جلسه بود. وی به استاندار فارس گفت: شما به عنوان یکی از مدیران دولت نهم باید پاسخ دهید که چرا فضایی این گونه بر دانشگاه ها حاکم است؟ اگر این اندازه که کمیته های انضباطی و حراست فعال هستند، برای فعالیت های علمی ارزش قائل می شدیم، از نظر علمی جایگاه بالاتری داشتیم.

خیراتی در ادامه در حالی که نسبت به بازداشت طولانی مدت ۳ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، احسان منصوری، مجید توکلی و احمد قصابان انتقاد می کرد، بلندگوی تریبون توسط برگزارکنندگان مراسم، بسیج، قطع شد. گفتنی است دانشجویان دیگری هم در این نشست به بیان مطالب و دیدگاه های خود پرداختند و بارها به خاطر درگیری لفظی بین دانشجویان اغتشاش در جلسه ایجاد شد. دانشجویان همچنین از یک طرفه بودن تریبون ها و رسانه ها در خصوص بیان عملکرد دولت گلایه کردند. 

رضازاده در خصوص اعتراض دانشجویان از فروش دریای خزرنیز اذعان داشت: تا آنجا که من اطلاع دارم وزیر امور خارجه گفته است این قرارداد مربوط به دولت های قبلی است. 

استاندار فارس در رابطه با انتقاد یک دانشجو از آب گیری سد سیوند و خراب شدن پاسارگاد نیز تاکید کرد: سیوند اگر تا آخرین مرحله خود هم آبگیری شود هنوز ۱۷ الی ۱۸ متر از ارتفاع کف پاسارگاد پایین تر است و هیچ صدمه ای به پاساردگاد وارد نمی شود.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
اعتراض شدید افروغ به اهانت‌های اخیر به بیت امام: قرارمان بندگی بود اما خدایی می‌کنیم!

چکيده  : عماد افروغ با ابراز تاسف از اینکه آرمانهای متعالی و حقیقت‌گرایانه دستخوش نیات و افعال غیراخلاقی عده‌ای قلم به دست جاهل و هتاک شده، گفت: چه کسی به ما این اجازه را می دهد که به جای توجیه رفتارهای غیراخلاقی خود به دیگران تهمت‌های غیراخلاقی بزنیم.

به گزارش خبرنگار مهر، عماد افروغ نماینده تهران در مجلس هفتم در نطق پیش از دستور خود در جلسه علنی امروز ابتدا از راهپیمایی شکوهمند ملت ایران در 22 بهمن تقدیرکرد و گفت : حضور شکوهمند و عزت آفرین ملت ایران در راهپیمایی 22 بهمن بیانگر میثاق ملی و مجدد با ارزش های تاریخی و ریشه دار انقلاب اسلامی است. این حضور با شکوه را به پیشگاه امام زمان (عج) و مقام معظم رهبری تبریک و تهنیت می گویم.

وی با اشاره به تشییع باشکوه پیکر مرحوم آیت الله توسلی، گفت: روز گذشته شاهد تشییع آبرومند پیکر مرحوم آیت الله توسلی یار دیرینه و وفادار امام (ره) بودیم. حضور چهره های مختلف فرهنگی و سیاسی مبارز و شناخته شده با سلایق گوناگون، تلویحاً پیامی را منتشر می‌کرد. پیامی هر چند صامت اما بسیار رسا و معنا دار، پیام مظلومیت یک انقلاب و یک فرهنگ ، در نگاه ها و سکوت ها و تسلیت گفتن ها یک فریاد وجود داشت، فریادی از عمق دل و جان، راستی به کجا می رویم.؟

افروغ ادامه داد: چرا آرمان های متعالی و حقیقت گرایانه تاریخی و اسلامی ما دستخوش نیات و افعال غیر اخلاقی عده ای قلم به دست جاهل و هتاک قرار می‌گیرد. چرا شاهد توهین آشکار نسبت به بیت شریف و تلویحاً شخص حضرت امام (ره) هستیم.

وی خاطر نشان کرد: چرا عملاٌ شاهد روند فزاینده سیاست ها و رفتارهای غیر اخلاقی، توجیه وسیله به واسطه هدف و استفاده از ارزش های دینی و اخلاقی هستیم. مگر با انقلاب الهی و اسلامی قرارمان توسعه عبودیت و بندگی نبود.
 مگر قرارمان توسعه ارزش ها و فضیلت های انسانی نبود چه کسی به ما این اجازه را می‌دهد که به جای توجیه رفتارهای غیرموجه و غیر اخلاقی خود به دیگران تهمت های غیر اخلاقی بزنیم. ظاهرا فراموش کرده ایم قرارمان بندگی بود اما خدایی می کنیم. در جایگاه خدا نشسته ایم و برای دیگران با غفلت از رفتارهای خود قضاوت اخلاقی می‌کنیم، اشکال کار کجاست ، نادانی وجهالت ما ، جایگاه ویژه نظام اسلامی یا خلط منافع جناحی و گروهی و یا مصالح کلان نظام.

این عضو ارشد فراکسیون اصولگرایان مستقل مجلس در ادامه نطق خود اظهار داشت: آیا اینکه امام می فرمایند حفظ نظام از اهم واجبات الهی است، توجیه است. برای رفتارهای آشکار و غیر اخلاقی و ضد اسلامی ما، آیا مجازیم برای حفظ حکومت اسلامی دست به عمل زشت وغیر اخلاقی بزنیم. مگر نه این است که در بهترین حالت ، نظام سیاسی ابزار و وسیله ای برای تحقق ارزش های متعالی و احکام نورانی اسلامی است.

این استاد دانشگاه افزود: آیا مجازیم با خلط هدف، وسیله اخلاق را قربانی قدرت و حقیقت را فدایی مصلحت و در بهترین حالت و تفسیر حقانیت را فدای مقبولیت کنیم، به نظر می رسد مصلحت گرایی های گروهی و جناحی و البته به نام مصلحت کلان نظام و بعضا با استناد به فرمایشات پرمغز و گهر بار حضرت امام خمینی (ره) و با بی توجهی به روح این فرمایشات ، سکه رایج اعمال و رفتار سیاسی ما گردیده است.

افروغ خاطر نشان کرد: وظیفه مقابله با این جریان خزنده که همچون موریانه پایه های استوار نظام را می خورد و سست می‌کند، بر عهده چه کسانی است. پرواضح است که در وهله اول این وظیفه سنگین بر عهده سکاندار جمهوری اسلامی ولایت فقیه است اما آیا این وظیفه ساختاری از دیگران به ویژه روشنفکران و درد آشنایان اخلاق گرا سلب مسئولیت می کند؟، آیا نباید در برابر کسانی که می کوشند با حمایت برخی اصحاب قدرت و برخورد دوگانه آنها برخورد اجتماعی و سیاسی را آنچنان سنگین کنند که دیگران به راحتی نتوانند با خیالی امن و آسوده به طرح اندیشه و آرای خود بپردازند ، ایستاد.

این نماینده مجلس هفتم در ادامه تاکید کرد: اگر محاکم قضایی ما در برابر شروع این جریان هتاکی و افترافکنی برنامه ریزی شده حساسیت نشان می دادند و برخورد به موقع می کردند، امروز ما شاهد اوج گیری این تهمت ها و هتاکی ها و مرگ ناگهانی و جانسوز مرحوم آیت الله توسلی بودیم؟

وی خطاب به سایرنمایندگان مجلس گفت: اکثر شما کاندیدای مجلس هشتم هستید، برای یک یک شما آرزوی توفیق در یک مبارزه سالم و اخلاقی در انتخابات را دارم و از مسئولین قضایی نیز خواهان برخورد قاطع، منصف و قانونی با هتاکان هستم .

افروغ ادامه داد: فردا مجلس هفتم با تصمیم سرنوشت سازی روبروست، انشاء الله که خواهید کوشید که انسان فرهنگی و شایسته‌ای آشنا با فضای داخلی و پر راز و رمز آموزش و پرورش را در این مسند بسیار حساس و انسان ساز نصب کنید.

وی در پایان نطق خود از یکایک نمایندگان مجلس هفتم حلالیت طلبید.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |


عنوان  : برخورد کیهانی با ماجرای فوت آیت‌الله توسلی/شریعتمداری:ما که شما را می‌شناسیم!

چکيده  : کیهان با موذیانه دانستن حرکت اصلاح‌طلبان در منتسب دانستن سایت اهانت کننده به سید حسن خمینی به احمدی‌نژاد از نوه امام با عنوان «یادگار "نسبی" حضرت امام» یاد کرده و احمدی نژاد را در این جریان مظلوم توصیف کرده است.همه‌ی این‌ها در حالی است که مدیر مسئول کیهان، تلویحا روایت آیت‌الله هاشمی رفسنجانی از لحظات پایانی فوت آیت‌الله‌توسلی را مورد تشکیک قرار داده و از سوی دیگر مجموع اهانت‌های اخیر به بیت امام و اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی را منحصر و محدود به خبری که در سایت نوسازی منتشر شده بود،کرده است.

حسین شریعتمداری در سرمقاله این روزنامه نوشته‌است:«گفته مي شود- و مي تواند صحت داشته باشد- كه مرحوم آيت الله توسلي در حالي دچار عارضه سكته قلبي شده و دار فاني را وداع كرده است كه از اهانت يك سايت اينترنتي به بيت معظم حضرت امام(ره) برآشفته و ماجراي آن اهانت را به گلايه براي حاضران نقل مي كرده است، كه نگراني ايشان نيز طبيعي بوده است زيرا مرحوم آيت الله توسلي از نزديكان بيت امام راحل(ره) بود و تا پايان عمر نيز در اين حلقه مي زيست، بنابراين اهانت به يادگار نسبي حضرت امام(ره) اگرچه براي تمامي ملت ايران تلخ و گزنده بود ولي براي ايشان مي توانست تلخ تر و گزنده تر باشد. اما...»

در ادامه سرمقاله کیهان می‌خوانیم:«اما، بعد از انتشار خبر درگذشت مرحوم آيت الله توسلي برخي از مدعيان اصلاحات كه بارها نشان داده اند كمترين ارادتي به حضرت امام(ره) ندارند، تلاش گسترده اي را براي سوء استفاده از درگذشت آن مرحوم آغاز كردند. آنها در يك حركت موذيانه كه تمامي شواهد از هماهنگي آن در يك نقطه مشترك حكايت مي كند كوشيدند ضايعه فوت مرحوم توسلي را با ماجراي اهانت يك سايت اينترنتي به نوه حضرت امام(ره) گره بزنند و در همان حال سايت مورد اشاره را به دولت نهم نسبت داده و نتيجه بگيرند كه اهانت اين سايت باعث سكته قلبي آيت الله توسلي و درگذشت ايشان بوده است! كه در اين باره گفتني است؛»

در ادامه این نوشته آمده است:« همزماني دو رخداد در هيچيك از دستگاه هاي منطقي و مباني عقلي به مفهوم رابطه علت و معلولي آنها نيست بلكه دو حادثه همزمان مي توانند علت هاي جداگانه اي داشته باشند، بنابراين مرتبط دانستن درگذشت مرحوم آيت الله توسلي با ماجراي اهانت يك سايت به نوه حضرت امام(ره) يك برداشت غيرمنطقي و عوامانه است كه تنها با هدف عوام فريبي قابل طرح خواهد بود!»

کیهان در ادامه می‌نویسد:« علاوه بر نكته فوق، بايد گفت كه اهانت به نوه حضرت امام(ره) و فوت مرحوم آيت الله توسلي دو رخداد همزمان نيز نبوده اند. ماجراي اهانت 6 روز قبل از فوت آقاي توسلي اتفاق افتاده و خبر آن نيز در سطح گسترده اي منتشر شده بود، بنابراين كساني كه با موذي گري در پي ارتباط دادن اين دو رخداد با يكديگر هستند، بايد توضيح بدهند كه چرا مرحوم توسلي 6 روز قبل، يعني به هنگام شنيدن خبر اهانت دچار عارضه سكته قلبي نشده بودند؟! مخصوصا آن كه يك خبر ناگوار وقتي براي اولين بار مطرح شده و به گوش كسي مي رسد بسيار تكان دهنده تر و تحمل آن به مراتب سخت تر از هنگامي است كه همان خبر را براي چندمين بار شنيده و مدتها از هنگام وقوع آن گذشته باشد. با توجه به اين نكته بديهي مي توان گفت ادعاي برخي از مدعيان اصلاحات كه تلاش مي كنند درگذشت مرحوم توسلي را ناشي از ماجراي اهانت يك سايت به نوه حضرت امام(ره) قلمداد كنند، فقط يك سوء استفاده سياسي نفرت انگيز و ناجوانمردانه است... و صدالبته ناشيانه نيز هست.»

شریعتمداری ادامه می‌دهد:« سايتي كه مطلب اهانت آميز نسبت به نوه حضرت امام(ره) را منتشر كرده بود برخلاف آنچه ادعا مي شود نه فقط كمترين ارتباطي با دولت نهم ندارد، بلكه از سايت هاي منتقد دولت نيز هست و البته برخي گزارش ها نيز حكايت از آن دارد كه مقاله اهانت آميز مورد اشاره به تحريك فردي نوشته شده كه سابقه فعاليت در جبهه موسوم به دوم خرداد و روزنامه هاي وابسته به اين جبهه را داشته است. دولت بلافاصله بعد از اطلاع از خبر اين اهانت، ضمن محكوم كردن آن، سايت مزبور را فيلتر كرد و مدير سايت نيز با اشاره به شواهد و نمونه هايي اعلام كرد كه سايت تحت مديريت وي منتقد دولت بوده است. بنابراين نسبت دادن اين سايت به دولت نهم كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار در پيروي از آموزه هاي امام (ره) گوي سبقت از تمامي مدعيان ربوده است، نه فقط دور از انصاف بلكه ناجوانمردي است.»
مدیرمسئول کیهان می‌افزاید: «اكنون بايد از مدعيان اصلاحات پرسيد كه با كدام توجيه منطقي و با استناد به كدام شاهد و قرينه و سندي اصرار دارند سايت ياد شده را وابسته و يا نزديك به دولت نهم قلمداد كنند؟! آيا غير از اين است كه برخي از آنها از اصرار و تاكيد عملي و نظري دولت نهم بر آموزه هاي حضرت امام(ره) عصباني هستند و با اينگونه تهمت هاي ناروا عقده هاي فروخورده خويش از خط اصيل امام راحل(ره) را بيرون مي ريزند؟! ما كه شما را مي شناسيم و فهرست پرنكته اي از مخالفت هاي برخي از شما با آموزه هاي امام(ره) در دست داريم و... بگذريم!»
در ادامه این سرمقاله آمده است:« طي 10 سال گذشته روزنامه ها و افراد و گروه هاي مدعي اصلاحات بارها به شخص حضرت امام(ره) اهانت كرده و بسياري از مباني و ارزش هاي انقلاب اسلامي كه يادگار واقعي امام راحل(ره) است را با وقاحت مورد حمله قرار داده بودند ولي هيچيك از مدعيان امروزي نه فقط كمترين اعتراضي نكردند، بلكه با سكوت معني دار خود بر آنهمه اهانت و زشت گويي عليه امام و انقلاب مهر تأييد زدند!
به عنوان مثال- و فقط به عنوان مثال- يكي از همين مدعيان اصلاحات با صراحت- بخوانيد وقاحت- گفته بود «راه و خط امام بايد به موزه تاريخ سپرده شود»! ديگري تفكر اسلام ناب محمدي(ص) را كه امام راحلمان(ره) احياگر آن بود «موجب انحطاط جامعه» دانسته بود! آن ديگري نوشته بود «خميني به دروغ شاه را آلت بيگانگان معرفي كرده بود»! مگر ننوشته بوديد كه «امام خميني و نواب صفوي خشونت گرا بودند»! و مگر ننوشته بوديد كه «ولايت فقيه همان جوهره فاشيزم و همان حكومت سلطنتي است» و...»
این یادداشت می‌افزاید:«و بالاتر و برتر از همه، مگر شما اصلاح طلبان نمي نوشتيد كه «به خدا هم مي توان اعتراض كرد و او را فتنه گر ناميد»؟! و يا «معصومين نيز در معرض انحراف هستند»! و يا «امام حسين قرباني خشونت جدش در جنگ هاي صدر اسلام شد»! و «مي توان عليه خدا تظاهرات كرد»! و دهها نمونه ديگر از اينگونه اهانت هاي وقيحانه كه قلم از نوشتن دوباره و زبان از تكرار آن شرم دارد.
اكنون بايد پرسيد اگر مطابق ادعاي برخي از مدعيان اصلاحات، مرحوم آيت الله توسلي از غصه و اندوه اهانت به نوه حضرت امام(ره) سكته كرده و دار فاني را وداع گفته اند، چرا در مقابل آنهمه اهانت هاي وقيحانه به شخص حضرت امام(ره)، اسلام، پيامبر خدا(ص)، ائمه معصومين(ع)، انقلاب، قرآن و... دچار عارضه قلبي و سكته نشده بودند؟! آيا اين ادعاي شما، اهانت به مرحوم آيت الله توسلي نيست كه حساسيت ايشان نسبت به نوه حضرت امام را بيشتر از حساسيت آن مرحوم نسبت به خدا و پيامبر خدا(ص) و ائمه معصومين(ع) و شخص امام(ره) و... مي دانيد؟!
اهانت به نوه حضرت امام(ره) و بيت معظم آن بزرگوار زشت و چندش آور است و كيهان زودتر از همه در مقابل اين اقدام ناروا موضع گرفت ولي با توجه به نمونه هايي كه ذكر شد نمي توان باور كرد كه برخي از شما مدعيان اصلاحات نگران اين اهانت باشيد، راستي، اگر نگراني شما «تظاهر» نيست چرا در مقابل آنهمه اهانت كه دوستان هم حزبي شما نسبت به امام(ره) و همه مقدسات روا داشتند، سكوت كرديد و نه فقط «سكته» نكرديد كه به روي مبارك خود هم نياورديد؟!»

شریعتمداری در ادامه آورده است:«مدعيان اصلاحات تلاش مي كنند اهانت به نوه محترم حضرت امام را به كسي نسبت بدهند كه به گواهي دوست و دشمن يكي از وفادارترين و ثابت قدم ترين مسئولان پيرو خط امام(ره) طي 3 دهه گذشته بوده و هست. كدام يك از شما ساده زيست تر از احمدي نژاد هستيد؟ كداميك از شما جنگ فقر و غنا را جدي گرفته ايد؟ كدامتان مانند احمدي نژاد به پيروي از امام راحل(ره) در مقابل قدرت هاي استكباري با شجاعت ايستاده ايد؟ كدام مدعي اصلاحات مردمي تر از احمدي نژاد است؟ چه كسي از ميان شما در حمايت از محرومان به گرد پاي احمدي نژاد مي رسد؟ و يا در دفاع از آرمان هاي امام(ره) با احمدي نژاد قابل مقايسه است؟ كدام مسئول در خدمت به مردم، اسلام و انقلاب مانند رئيس جمهور كنوني سر از پا نمي شناسد؟ و شب و روز و خواب و استراحت خود را وقف راه امام راحل(ره) و خلف حاضر او كرده است؟ كداميك از شما...»

سرمقاله نویس کیهان در پایان می‌نویسد:«و بالاخره، انگار مظلوميت در دنيا سهم تمام راهيان راه خداست و هر كه در اين راه راسخ تر و ثابت قدم تر است، از سوي كساني كه از اين قافله عقب افتاده اند، بيشتر مورد ظلم قرار مي گيرد ولي مردم به لطف خدا گوهرشناس تر از آنند كه مشاطه گري خزف را به چيزي بگيرند و گوهر را وانهند.
و بالاخره، مرحوم آيت الله توسلي به گفته رهبر معظم انقلاب؛ «شاگرد امام راحل، رضوان الله عليه و از نخستين پيوستگان به نهضت عظيم آن بزرگوار بودند»... لطفا از درگذشت آن مرحوم استفاده ابزاري نكنيد چرا كه عرض خود مي بريد و زحمت هيچكس هم نمي داريد!»

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

عنوان  : نامه تاج زاده خطاب به رئيس صدا وسيما: آيا احياي روش‌هاي دربار شاهنشاهي در نمايشي كردن انتخابات پايبندي به انقلاب و انتقاد به اين روش ها همسويي با آمريكاست؟

چکيده  : درپي انتشار مطلبي به نقل از سيد مصطفي تاجزاده عضو شوراي مركزي مجاهدين انقلاب در بخش خبري بيست وسي شبكه دوم سيما وي با ارسال نامه اي به سردار ضرغامي رئيس سازمان صدا وسيما ضمن تكذيب خبر پخش شده روش يك سويه صدا و سيما در انعكاس واقعيت هاي سياسي كشور را محكوم كرد. در ادامه متن كامل اين نامه مي ايد: ...

جناب آقاي عزت‌الله ضرغامي
رئيس محترم سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران

با سلام
به اطلاع مي‌رساند برنامه خبري 30/20 شبكه دوم سيما در تاريخ 28/11/1386 طبق روال گذشته مجدداً خبر كذبي را به نقل از اينجانب پخش كرد مبني بر اينكه از اصلاح‌طلبان در سراسر كشور خواسته‌ايم براي شركت در انتخابات مجلس هشتم ثبت‌نام كنند تا فله‌اي رد صلاحيت شوند و ما سروصدا راه بيندازيم و اعتراض كنيم. در اين زمينه توجه جنابعالي را به نكات زير جلب مي‌كنم. اگرچه مطمئناً توضيحات مرا منعكس نخواهيد كرد.
1. عملكرد شوراي نگهبان در انتخابات مختلف با استناد به تفسير بدعت‌آميز نظارت استصوابي هرگونه خوشبيني به تاييد صلاحيت داوطلبان اصلاح‌طلب و مستقل را در انتخابات گوناگون منتفي مي‌كند. بنابراين جمع‌بندي همه گروه‌هاي اصلاح‌طلب آن بود كه حداقل معادل سه برابر كرسي‌هاي مجلس ثبت‌نام كنند تا امكان مشاركت ما در انتخابات فراهم شود حتي اگر شوراي نگهبان صلاحيت تعداد قابل توجهي از داوطلبان اصلاح‌طلب و مستقل را رد كند. همچنانكه رئيس و سخنگو و مسئول استان‌هاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان اعلام كرده‌اند در اين دوره حداقل 909 نفر از اصلاح‌طلبان واجد شرايط براي شركت در انتخابات مجلس هشتم ثبت‌نام كردند.
2. رد صلاحيت داوطلبان در اين دوره بي‌سابقه و حتي از انتخابات مجلس هفتم وسيع‌تر بوده است به گونه‌اي كه علاوه بر اصلاح‌طلبان اعتراض بسياري از مراجع تقليد و فعالان سياسي جناح راست را نيز برانگيخت و آقاي خاتمي آن را فاجعه ناميد. رد صلاحيت فله‌اي داوطلبان موجب شده است كه براي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان معرفي نامزد در بيش از 200 كرسي ممكن نباشد. با وجود اين اصلاح‌طلبان تصميم گرفته‌اند در هر حوزه‌اي كه امكان معرفي نامزد دارند، در انتخابات شركت و درباره حوزه‌هاي غيررقابتي افشاگري كنند.
3. قبلاً هم پرسيده‌ام كه تفاوت نظارت استصوابي كه در حقيقت نظارت مطلقه و غير پاسخگوي چند نفر محدود است و بدعتي است كه شوراي نگهبان پس از رحلت رهبر فقيد انقلاب بنيان نهاده است با حق وتوي دولت آمريكا و ديگر دولت‌هاي قدرتمند در شوراي امنيت سازمان ملل چيست؟ مگر جز اين است كه آنان چون قدرت دارند از اين حق ناحق عليه منتقدان و مخالفان خود در عرصه بين‌المللي استفاده مي‌كنند و آقاي جنتي و دوستانش نيز چون اختيار مطلق دارند و به مردم پاسخگو نيستند به خود حق مي‌دهند برخلاف همه ضوابط قانوني به حقوق منتقداني و مخالفان خود تجاوز و با اين روش غيرقانوني انتخابات و مجلس آزاد را به انتخابات نمايشي و مجلس فرمايشي تبديل كنند. با اين عملكرد آيا اخلاقاً مي‌توانيد به حق وتوي دولت‌هاي قوي انتقاد كنيد؟
4. ظواهر و قرائن حاكي از آن است كه دولت آمريكا خواهان برپايي انتخابات پرشور و بي‌خلل در جمهوري اسلامي نيست. سوال من اين است كه چرا آقاي جنتي و دوستانش با قانون‌شكني و تجاوز به حقوق داوطلبان و غيررقابتي كردن انتخابات هم از مشاركت پرشور مردم مي‌كاهند و هم بهانه به جنگ‌طلبان آمريكايي مي‌دهند تا عليه جمهوري اسلامي تبليغ كنند.
5. پرسش ديگر آن است كه آيا تك‌قطبي شدن نظام بين‌الملل بد است اما تك‌قطبي شدن ساختار سياسي در داخل كشور واجب شرعي است؟ چرا معيارهاي اصولگرايان تا اين حد دوگانه است؟
6. با وجود اينكه مقام رهبري بر رعايت اخلاق انتخاباتي تأكيد مي‌كند، نمي‌دانم چرا بداخلاق‌ترين نهادهاي حكومتي صدا و سيما است. به نظر من دولت نهم و شوراي نگهبان و صدا و سيما اگر به جاي تهيه منشور اخلاقي انتخاباتي تصميم بگيرند به نقض حقوق شهروندان خاتمه دهند و از دروغ‌پراكني بپرهيزند اقدامي اخلاقي‌تر انجام داده‌اند.
7. به نظر شما صدا و سيماي تحت مديريت جنابعالي يكجانبه‌تر و غيراخلاقي‌تر عمل مي‌كند يا شبكه‌هاي آمريكايي مانند CNN؟ حداكثر ثابت خواهيد كرد هر دو با روش واحدي با منتقدان و مخالفان خود مواجه مي‌شويد. به اين ترتيب چرا به حاكميت تك‌صدايي در جهان انتقاد مي‌كنيد؟ اگر عملكرد يك‌سويه آنان مورد اعتراض شماست، كه البته انتقاد درستي است، آيا اخلاقي است كه خود از همان روش‌ها بهره گيريد؟
8. آيا مهمترين اصل اخلاقي آن نيست كه آنچه بر خود مي‌پسندي بر ديگران بپسند و آنچه بر خود نمي‌پسندي بر ديگران نپسند؟ پس چرا شما همان شيوه‌هايي را در ايران اعمال مي‌كنيد كه در جهان آن را محكوم مي‌كنيد؟ آيا انتخابات آزاد براي همه كشورها از جمله در عراق و افغانستان اشغالي لازم است، اما در ايران اعتراض به رد صلاحيت فله‌اي داوطلبان و روشن كردن تكليف بيش از دوسوم كرسي‌ها قبل از برپايي انتخابات همسويي با دشمن است؟ آيا احياي روش‌هاي دربار شاهنشاهي در نمايشي كردن انتخابات پايبندي به انقلاب اسلامي و آرمان‌هاي مردم ايران است و انتقاد به اين روش غيرقانوني همسويي با آمريكاست؟ اي كاش اصولگرايان ايراني به اندازه طالبان افغانستان شهامت بيان آنچه در ضميرشان مي‌گذرد مي‌داشتند و صريحاً اعلام مي‌كردند اساساً با انتخابات، مجلس آزاد، جمهوريت نظام، آزادي احزاب و مطبوعات و نهادهاي آزاد مخالفند و معتقدند جز يك صدا، نبايد صداي ديگري در جامعه مطرح شود و به اين ترتيب تغيير ماهيت نظام از جمهوريت به دولت اسلامي را كه البته اسم مستعار استبداد ديني است كه به قول مرحوم آيت‌اله نائيني بدترين نوع استبداد است، اعلام مي‌كردند.

 

 

احترام
سيدمصطفي تاج‌زاده
29/11/1386


نوشته شده در تاريخ سه شنبه سی ام بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |


عنوان  : متن كامل نطق ناتمام آيت الله توسلي

چکيده  : ايشان گفتند كه من خواب ديدم امام (ره) به من فرمودند كه : " حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند." گفتم: آقا چه كسي شما را از اين خانه بيرون مي كند؟ باز خواب ديدم دوباره كه امام (ره) فرمودند: "حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند" تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم. امام (ره) آمد ارزش هاي انقلاب را كه بگويد كه تهمت نزنيد ، دروغ نگوييد، ريا نكنيد.

 آيت الله توسلي در حالي جان به جان آفرين تسليم كرد كه در جلسه مجمع تشخيص مصلحت نظام درحال سخن گفتن به عنوان ناطق پيش از دستور بود.

متن اين نطق ناتمام كه در مراسم تشيیع آيت‌الله توسلي در اختيار خبرنگاران قرار گرفت، به اين شرح است:

توسلي: امام (ره) اين ملت را شناخت. با عرض تسليت به پيشگاه مقام معظم رهبري و ملت عزيز لبنان و حزب الله در رابطه با شهادت عماد مغنيه و با تاسف از اين كه در ايام دهه فجر كه (از روز ورود حضرت امام (ره) تا 22 بهمن روز خوشحالي ملت ايران است و همه به ياد امام (ره) بودند ) جاي تاسف است كه در چنين ايامي به بيت رفيع حضرت امام (ره) آن طور اهانت ها و تهمت ها و دروغ پردازي هايي شد كه حتي راديوهاي بيگانه هم كلمات اين سايت را نقل كرده‌اند، همانطور كه حضرت عالي ( هاشمي)فرموديد ما نمي دانيم كه چه كسي هست اما متوجه مي شويم كه يك دستي در كار است كه بيت امام (ره) و شخصيت هاي مبارز اسلام را كه به انقلاب دلبستگي داشتند ،آنها را از صحنه خارج كنند.

آقاي حاج حسن آقا خميني دو تا مطلب ذكر كرد كه حالا از منشا آن هم من يك خوابي كه ايشان ديده بودند را بگويم. حدود دو ماه قبل، بعضي از بزرگان اطلاع دارند، ايشان گفتند كه من خواب ديدم امام (ره) به من فرمودند كه : " حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند." گفتم: آقا چه كسي شما را از اين خانه بيرون مي كند؟ باز خواب ديدم دوباره كه امام (ره) فرمودند: "حسن من را دارند از اين خانه بيرون مي كنند" تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم .

البته من نمي گويم كه خواب حجت است اما گاهي خواب هايي است كه انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي شود. من در كلمات حضرت امام (ره) مطالعه مي كردم و ديدم كه اين پيش بيني را خود امام (ره) كرده است در تاريخ 23 ابان 61 : «اين جانب هيچ گاه ميل نداشتم و ندارم كه درباره نزديكان خود سخني بگويم يا دفاع كنم. ليكن علاوه بر آنكه در پيشگاه مقدس حق (جل وعلي ) مقصر و مجرم هستم و از درگاه متعال است اميد عفو و بخشش دارم و تمام سرمايه ام اعتراف به تقصير و عذر از آن است و نزد مسلمانان و ملت عزيز نيز اعتراف به قصور ، تقصير و از آنان اميد عفو و طلب آمرزش دارم؛ اما درپيش گروه هايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم( از نظر اين گروهها) و احتمال قوي مي دهم كه پس از من براي انتقام جويي از من به بعضي از نزديكان و دوستانم تهمت ها كه من آن ها را ناروا مي دانم ، بزنند و به آتشي كه بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احيانا به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند.»

اين نامه اي است مفصل از امام (ره).

هاشمي : اين نامه كجا است؟ آيا اين نامه چاپ شده ؟

توسلي:بله، عين اين نامه هست. البته اين نامه مفصل است و من قسمتي از آن را خواندم.

هاشمي:اين در صحيفه نور و اين ها هم است؟

توسلي:در صحيفه امام(ره) هست، اين نامه در وعده ديدار امام (ره) هست.

صانعي:در دو سه جا هست.

توسلي:اين نامه در دو سه جا هست. شما ببينيد آقاي حاج حسن آقا يك مسووليت دارد. نگهداري ...، موسسه تنظيم و نشر امام (ره) مربوط به ايشان است و اگر او نخواهد امام (ره) را حفظ كند و كلمات امام (ره) را نگهداري كند خوب چه كسي بايد بكند؟

حاج حسن آقا يك كسي است كه هم توليت آستانه حرم امام را دارد و هم مسوول موسسه تنظيم و نشر آثار امام (ره) است.

خوب ، وقتي كه نگاه مي كند و مي بيند كه كلمات امام (ره) دارد طور ديگري معنا مي شود. اين وصيت نامه امام (ره) است. در بند ل وصيت نامه :

«وصيت برادرانه من در اين آخرين قدم هاي آخر عمر بر قواي مسلح به طور عموم آن است كه اي عزيزان كه به اسلام عشق مي ورزيد بيدار باشيد و هوشيار.

وصيت اكيد من به قواي مسلح آن است كه از مقررات نظام ، عدم دخول در احزاب و گروه ها و جبهه هاست. به آن عمل نماييد و قواي مسلح چه نظامي و انتظامي و پاسدار و بسيج و غيره اينها در هيچ حزب و گروهي وارد نشده و خود را از بازي هاي سياسي دور نگه دارند، در اين صورت مي توانند، قدرت نظامي خود را حفظ كنند.

امام(ره) در آنجا مي فرمايد: به عنوان دفاع از من. ارزش هاي انقلاب، امام (ره) فقط به روضه خواني و سينه زني نيست و اين ها نيست ... ارزش هاي انقلاب امام (ره) به آن چيزهايي است كه امام (ره) از آنها خون دل مي خورد، شما ببيند منشور روحانيت امام در سال 67 است.مي فرمايد كه در 15 خرداد 42 مقابله با گلوله تفنگ و مسلسل شاه نبود كه اگر اين ها بود مقابله را آسان مي نمود، بلكه علاوه بر آن گلوله حيله مقدس نمايي و تحجر بود. گلوله زخم زبان و نفاق و درويي كه هزار بار بيشتر از باروت و سرب جگر و جان را مي سوخت و مي دريد.عده اي مقدس نما واپس گرا همه چيز را حرام مي دانستند خون دلي كه پدر پيرتان از اين دسته متحجر خورده است؛ هرگز از فشارها و سختي هاي ديگران نخورده است. امام (ره) آمد ارزش هاي انقلاب را كه بگويد كه تهمت نزنيد ، دروغ نگوييد، ريا نكنيد.

من يك روز داشتم مي رفتم در اتاق ديدم كه مرحوم حاج احمد آقا با يكي از دوستان دارند صحبت مي كنند و به ايشان مي گويند كه امروز خدمت امام (ره) نرويد(ايشان هرروز خدمت امام (ره) مي رفتند) ايشان گفتند كه براي چه؟ حاج احمد آقا فرمودند: آيا شما درجايي صحبت كرديد؟ ايشان گفت: بله، فرمودند كه امام (ره) صحبت هاي شما را گوش كرده. شما در صحبت هايتان ظاهرا يك چيزهايي گفتيد كه مثلا گفتيد امام (ره) خدمت امام زمان مي رسد. فرياد امام (ره) بلند شد كه اين نسبت ها چه هست كه به من مي دهند . من هم يك فرد عادي هستم . چرا اين حرف ها را به من نسبت مي دهند؟ اين حرف ها چه است كه نسبت به من مي زنند؟ شما خودتان در خاطرتان است.

هاشمي:اين مساله چه بود آيا مساله سري است؟

توسلي:حالا نام ايشان را من چرا ببرم اگر خواستيد من به طور خصوصي به شما مي گويم.

هاشمي:حالا در مجمع كه در حضور آقايان ايرادي ندارد؟

توسلي:عرض شود كه آن چيزي كه شما خودتان مي دانيد. آن سه نفري كه آمدند و مي خواستند بگويند كه ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم. شما واسطه بوديد ، دونفر مرد بودند و يك خانم.

هاشمي:نه يك زن و شوهر بودند.

توسلي: به هر حال يك كتاب خطي هم آوردند و بردند و خدمت امام (ره) رسيدند و گفتند كه ما خدمت امام زمان (عج) مي رسيم، امام فرمود كه من سه تا سوال دارم؟ اول اين ها را از آقا سوال كنيد و براي من بياوريد من با شما صحبت مي كنم.

1-حادثه ربط حادث به قديم براي من لاينحل مانده است؟

2-آن چيزي كه من به آن خيلي علاقه دارم چه هست؟

3- و يك چيزي هم گم كرده ام كه آن چه است؟

مقصود امام (ره) از آن گمشده است ...

هاشمي :ايشان به يك عكسي علاقمند بودند.

توسلي:بنا شد كه بروند و خبر بياورند، دو روز آمدند و سر سه‌راه به مرحوم حاج احمد آقا فرمودند كه "برو ببين كه چه مي گويند". من متوجه نشدم كه چه چيزي گفتند به مرحوم حاج احمد آقا. كه وقتي برگشت امام (ره) فرمود و به ايشان گفت: "شيادها دست از اين حرفهايتان برداريد و دنبال اين شيادي ها نرويد" برنامه امام (ره) اين بود. نمي خواستند مردم را با اين حرفها سرگرم كنند و حرف امام (ره) اين بود.....

‏پيام تسليت آيت الله منتظری به مناسبت درگذشت آيت الله توسلی Print This Page!!!

بسم الله الرحمن الرحيم ‏
‏انا لله و انا اليه راجعون ‏
‏تهران ، خانواده محترم عالم بزرگوار و روحانی خدمتگزار مرحوم مغفور حجة الاسلام والمسلمين آقای حاج شيخ‏ ‏محمدرضا توسلی - تاب ثراه -
‏ ‏پس از سلام و تحيت ، با کمال تأسف خبر ناگوار درگذشت ايشان را دريافت و بسيار متأثر شدم .
‏ ‏آن مرحوم از شاگردان و ملازمان مرحوم آيت الله العظمی امام خمينی و از وزنه های علمی و معنوی بيت معظم له‏ ‏بودند، و خدمات ايشان به اسلام و انقلاب بر کسی پوشيده نيست .
‏ ‏اين جانب اين مصيبت را به حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشريف و بيت شريف امام و حضرات علماء‏ ‏اعلام و خانواده و فرزندان و بستگان آن مرحوم ، از جمله جناب مستطاب حجة الاسلام آقای "ولايی" دامت افاضاته‏ ‏داماد محترم ايشان تسليت می‎گويم .
‏ ‏و از خداوند قادر متعال برای ايشان علو درجات و حشر با ائمه معصومين - عليهم السلام - و برای همه خانواده و‏ ‏فرزندان و علاقه مندان صبر جميل و اجر جزيل مسألت می‎نمايم .
‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

‏۸ صفر ۱۴۲۹ - ‏۱۳۸۶/۱۱/۲۷‏
حسينعلی منتظری


نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

سئوال روز در میان مردم:
آیت الله توسلی چه گفت
که فرمان سانسور آن صادر شده
ابطحی

 
 
 
 
 

امروز رفتیم تشییع جنازه آقای توسلی. در حسینیه جماران. خیلی شلوغ بود. زیر سکویی نشسته بودم که همیشه امام و آقای توسلی روی آن بودند. آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی حرف زدند. شاید به دلیل اینکه صدا و سیما خیلی اصرار دارد نگوید که آقای توسلی در جلسه ی مجمع تشخیص و در حال دفاع از بیت امام سکته کرده است، آقای هاشمی رفسنجانی مفصل ماجرای دیروز جلسه ی تشخیص مصلحت و سخنان آقای توسلی را توضیح داد. سیاست خبری صدا و سیما و سایت ها و روزنامه ها کاملا متفاوت است. وقتی صدا و سیما نمی خواهد این را بگوید که توسلی در یک جلسه رسمی، به خاطر اهانت به امام آن قدر احساساتی شده که جان داده، طبعا مردم بیشتر حریص میشوند تا بدانند آقای توسلی در آن جلسه چه گفته که اینقدر اصرار بر مخفی کردن آن وجود دارد. دیشب هم که 5 ساعتی همه دوستان و حاج حسن آقا و اعضای بیت امام و خانواده توسلی در دفتر آقای خاتمی عزاداری میکردند، یکی از موضوعات مورد بحث بزرگان همین نکته بود. در حسینیه ی جماران آیه الله العظمی صانعی نماز میت خواند. جنازه آقای توسلی از جماران تا نیاوران روی دست تشییع شد. سران گروه های سیاسی و شخصیت های متضاد در طول مسیر با یکدیگر برخورد میکردند. وحدت جنازه ای از سنت های قدیمی ایرانیان است. اما گمان نمیکنم هیچکدامشان به تغییر رفتار بعد از تشییع فکر کنند. بعد به حرم امام رفتیم. در آنجا عده ای از بزرگان قم هم آمده بودند. هیئت مفصلی هم از طرف آیه الله العظمی منتظری آمده بودند. آقای توسلی در طول زندگی اش ارادت ویژه ای به آقای منتظری داشت. این را هم مخفی نمی کرد. همه می دانستند. جنازه را که دفن کردند، فاتحه خواندیم . دیگر باورمان شد توسلی که پشتوانه ی علمی و دینی و سیاسی همه ی اصلاح طلبان بود، وجود ندارد. آقای توسلی عادت داشت وسط جلسات با صدای بلند می گفت یا رحمان. چندین بار دیدم حسن آقای خمینی از شدت ناراحتی که می دانست بیت امام چه پشتوانه ای را از دست داده محکم دست روی دست می زد و با صدای بلند به یاد آقای توسلی می گفت یا رحمان. واقعا سختی مصیبت را دفتر امامی ها و بخصوص حاج حسن آقا بیشتر از دیگران لمس می کنند. آقای خاتمی بعد از مراسم بهشت زهرا به دوستان اعلام کرد که امشب به جلسه ی مجمع روحانیون مبارز برویم. برای یادبود آقای توسلی و لابد مسئله ی انتخابات. خدا رحمتش کند که پاسدار اندیشه های مترقی امام بود.

 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بودجه یا بردن نفت سر سفره های مردم؟

در همه سال های دولت خاتمی محافظه کاران از ناحیه مسائل اقتصادی و معیشتی مردم و عدم پاسخگویی به مطالبات آنها این دولت را با استفاده از تمام توان تشکیلاتی ، تبلیغاتی و ایدئولوژیکی به چالش کشیدند ، و به ویژه در دورانی که دو قوه مجریه و مقننه با رای مردم بدست اصلاح طلبان بود با این محور تبلیغاتی که اولویت اداره کشور در پیشبرد و توجه به توسعه اقتصادی است و حل مشکلات اقتصادی و معیشتی اصلی ترین خواست و نیاز مردم از حکومتگران است و اصلاح طلبان با تکیه و توجه بر پیشبرد توسعه سیاسی و فرهنگی این خواست و نیاز را به فراموشی سپرده اند سعی در جلب نظر ورای شهروندان بسوی خود و دوری از اصلاح طلبان کردند . هرچند که سابقه فکری و سیاسی این جناح کمتر همخوانی با اینگونه مواضع داشت و قبل از روی کار آمدن دولت اصلاحات عمدتا خود را به عنوان جناح ارزشی معرفی می کردند و رسالت اصلی شان را مقابله و مبارزه با تهاجم فرهنگی می دانستند و میداندار دفاع از ارزشها در عرصه فرهنگ بودند و حتی مسائل اقتصادی و اجتماعی را از دریچه فرهنگ مورد نقد و نظر قرار می دانند اما رخداد غیر منتظره دوم خرداد 76 و پیامدهای آن نوعی دگردیسی فکری و سیاسی را در این جناح رقم زد که حاصل آن چرخش مواضع از فرهنگ به اقتصاد برای باز پس گیری قوای مجریه و مقننه و حاکمیت بود . بدون آنکه بخواهم به کالبد شکافی روند طی شده و حوادث و وقایع و دست های آشکار و پنهان در صحنه سیاسی سال های گذشته و انتخابات شورای دوم ، مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم بپردازم اما این از روز روشنتر است که جناح محافظه کار با تابلوی« آبادگری» دوران جدید سیاسی خود را رقم زد و با همین شعار وارد انتخابات شورای دوم و مجلس هفتم شد و پس از این موفقیت عبور خود را از محافظه کاری و ارزشگرایی به «اصول گرایی» جشن گرفت و در انتخابات ریاست جمهوری نهم نامزدی از این جناح برنده شد که بیشترین تکیه کاه و تاکیدش بر روی مسائل و مشکلات اقتصادی و معیشتی جامعه و به چالش کشیدن عملکرد اقتصادی همه دولتهای پس از انقلاب بود!

مروری بر سخنان و شعارها و وعده های آقای احمدی نژاد در دوران تبلیغات انتخاباتی این دوره به خوبی نشاندهنده مسیری است که اصولگرایان برای جلب نظر و رای مردم با هدف بدست گیری قوه مجریه در پیش گرفته بودند : « رفع مشکلات جوانان از قبیل اشتغال ، مسکن ، ازدواج ، ایجاد فرصت بالندگی آنها ، تامین نیازهای فرهنگیان ، واگذاری امور به مردم و مدیریت کم هزینه از اولویت برنامه ماست. »(کیهان ، 9/3/84) ، « بسیاری از لوله هایی که به خزانه وصل است و اموال مردم را می مکد ، قطع خواهم کرد. »(کیهان ، 12/3/84) ، « اگر دولت در اختیار اصولگرایان قرار گیرد ، اولویت اصلی آن ، تامین نیازهای آموزش و پرورش و معلمان خواهد بود. »(کیهان ، 12/3/84) ، « حل مشکلات معیشتی مردم از اولویت های اصلی برنامه دولت آینده است. »( رسالت ، 16/3/84) ، « با یک درصد صرفه جویی در بودجه ظرف 5سال می توان بسیاری از مشکلات کشور را رفع کرد.»( کیهان ، 17/3/84) ، « باید جامعه نمونه اسلامی و عاری از فقر و تبعیض در کشور ایجاد کنیم.»(رسالت ، 22/3/84) ، « ما آن توسعه اقتصادی را می خواهیم که آثار آن در سفره همه ملت قابل مشاهده باشد.»(رسالت ، 24/3/84) ، « برنامه های خود را با محوریت عدالت ، مبارزه با فساد و رانت خواری و باز کردن میدان برای ورود جوانان به عرصه مدیریت را بعد از انتخابات در چند جلد چاپ می کنم.»(کیهان ، 25/3/84) ، « عواید و پول حاصل از توسعه صنعت نفت باید سرسفره های مردم قابل مشاهده باشد.»(کیهان ، 31/3/84) ، « دست مافیای قدرت و قبیله را از سرنفت کوتاه خواهم کرد و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم. »( کیهان ، 31/3/84) ، « معتقد به شفاف سازی معاملات نفتی کشور و نحوه هزینه کردن پول حاصل از آن هستیم. »(کیهان ، 31/3/84) ، « مردم باید اثرات افزایش قیمت نفت را در سر سفره هایشان مشاهده کنند. »(فارس ، 5/4/84) ، ...جالب آنکه در این دوران آقای احمدی نژاد هیچگونه سخنی در باره سیاست خارجی کشور و مسائلی همچون پرونده هسته ای ، نابودی اسرائیل ، انکار هولوکاست ، ...ندارد ! و البته می دانیم به رغم ثبت و ضبط این وعده ها در رسانه های راست حامی آقای احمدی نژاد ، و مهم تر از آن حافظه مردم ایران ، چندی قبل ایشان وعده « بردن نفت به سر سفره های مردم » را انکار کرد و اخیرا نیز در مصاحبه با یک رسانه خارجی مدعی شد که کمترین شعار و وعده اقتصادی را در وقت انتخابات به مردم داده است !

واقعیت اینکه در ایران نزدیک به نیم قرن ا ست که « بودجه » دولت « بردن درآمد نفت به سر سفره های مردم » است ، و به رغم همه تغییر و تحولاتی که طی این دوران صورت گرفته و دولت های مختلف بر سر کار آمده اند ، حدود 70 درصد منابع بودجه عمومی دولت بطور مستقیم از در آمد نفت و مابقی هم بطور غیر مستقیم تامین می شده است . به عبارت دیگر بر خلاف تصور و گفته و وعده آقای احمدی نژاد در همه سالهای گذشته درآمد نفت از طریق بودجه دولت بر سر سفره های مردم بوده و ادامه حیات اقتصادی کشور و مردم جز از طی این مسیر میسر نبوده است اما از قضای روزگار و درست در دورانی که نظام گیری کشور با عبرت گیری و تجربه آموزی از گذشته به این نتیجه رسید تا در قالب سند چشم انداز توسعه بیست ساله و قانون برنامه توسعه چهارم با فاصله گیری از وابستگی بودجه دولت به در آمد نفت و تمهید حساب ذخیره ارزی به منظور انباشت و بهره گیری از درآمد نفت در سرمایه گذاری تولیدی به عنوان ثروتی بین نسلی و پایدار و افزایش تولید و ثروت ملی راه تحقق قدرت برتر منطقه ای ایران را هموار سازد دولت نهم با شعار « بردن نفت به سر سفره های مردم » روی کارآمد و از شانس این دولت قیمت هر بشکه نفت هم تاکنون روز بروز افزایش یافته و درآمدی افسانه ای را در اختیار این دولت نهاده است ! درآمد ایران از صادرات نفت در سه سال 84 ، 85 و 86 برپایه آمار رسمی بانک مرکزی بیش از 180 میلیارد دلار می شود و این در حالی است که هنگام روی کار آمدن دولت نهم حدود 15 میلیارد دلار هم از انباشت دولت خاتمی در حساب ذخیره ارزی تحویل دولت نهم شد . جالب آنکه در گزارش اخیر بانک مرکزی اعلام شد که موجودی حساب ذخیره ارزی در پایان دیماه 86 حدود 9 میلیارد دلار بوده و این به معنای آن است که همه درآمد ارزی حاصل از فروش نفت در سه سال گذشته توسط دولت نهم هزینه شده است ، و البته عامه مردم و به ویژه اقشار محروم و متوسط جامعه کمترین بهبودی را در رنگین شدن سفره ها و معیشتشان احساس نمی کنند . قابل تامل و توجه آنکه کل درآمد نفتی دوران 8 ساله دولت خاتمی بر پایه آمار رسمی بانک مرکزی برابر 6/172 میلیارد دلار بود که با کسر رقم تحویلی در حساب ذخیره به دولت نهم ، رقم هزینه شده توسط دولت اصلاحات 6/157 میلیارد دلار می شود و در عین حال شاخص های درآمد سرانه ، رفاه اجتماعی و نابرابری نیز روند رو به بهبود نشان می دهند . این وضعیت را می توان از روی شاخص متوسط نرخ تورم سالانه که در دوره دولت هاشمی بالغ بر 5/25 درصد شده بود و در دوره دولت خاتمی به 5/15 در صد کاهش یافت به خوبی دریافت ، و با توجه به تاثیرگذاری عمیق این شاخص بر روی شاخص های رفاه اجتماعی و نابرابری می توان دریافت که افزایش نرخ تورم از 1/12 درصد در سال 84 به حدود حداقل 20 درصد در سال جاری هیچگونه مجالی برای بهبود در وضعیت معیشتی و اقتصادی دهک پایین و متوسط درآمدی جامعه باقی نگذاشته و اگر وضع آنها بدتر نشده باشد ، بهتر نشده است . هزینه این میزان درآمد ارزی با این نتایج و البته گرفتاری هایی که ایران در عرصه سیاست خارجی با آن مواجه است خود حکایت از ساختار اقتصادی و سیاسی بیماری می کند که به رغم چشم انداز توسعه بیست ساله ، چشم انداز روشنی را به نمایش نمی گذارد .

نگاهی به لایحه بودجه سال 86
سند قانون بودجه کل کشور مهم‌ترین سند مالی و اجرایی برای اداره امور و در واقع برنامه عملیاتی، اقتصادی و اجتماعی حکومت برای دوره یکساله در جهت نیل به اهداف مشخص است و براساس میزان منابع و مصارف مرتبط با اهداف و نتایج تبیین و تعیین می شود . با توجه به نقش مسلط دولت در اقتصاد ایران ، میزان بودجه دولت ، چگونگی تخصیص منابع به هزینه‌های جاری و عمرانی، هزینه های ارزی و چگونگی مصرف درآمد نفت در چرخه اقتصادی ، حجم و اندازه دولت و همچنین شیوه عملیات و کارکرد شرکت‌های دولتی عملاً همه عرصه‌های تولید، توزیع و مصرف را در کشور شکل و جهت داده و در بر می گیرد و به شدت بر نحوه توزیع ثروت و درآمد آحاد ملت اثرگذار است. از آنجا که نتایج اجرای قانون بودجه بطور مستقیم و غیر مستقیم و به شدت بر زندگی اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی آحاد مردم ایران تاثیرگذار است و به عبارت ساده از نحوه بودجه‌ریزی دولت و اجرای آن تا حد زیادی می‌توان جهت‌گیری کلی اقتصاد کشور و آینده اقتصادی اقشار مختلف جامعه را از نظر درآمد و رفاه اجتماعی پیش‌بینی نمود همواره لوایح بودجه دولت و رسیدگی به آنها در مجلس از اهمیت بسزایی برخوردار بوده است و در شرایط کنونی ضرروی می نماید که بودجه نهایی از ظرفیت لازم برای تجهیز منابع به منظور تامین مصارف واقعی در جهت تحقق اهداف سند چشم انداز توسعه بیست ساله کشور و قانون برنامه چهارم توسعه به عنوان اسناد بالا دستی برخوردار باشد . در این مسیر پیش بینی واقعی درآمدها و تعیین هزینه های واقعی بخش ها و واحدها و سازمان های تابعه دولت و تخصیص بهینه منابع به گونه ای که استفاده کارا و اثربخش از منابع موجود را دامن زند و انضباط مالی را بر رفتار دولت حاکم کند شرط لازم برای دستیابی به یک سند بودجه کارآمد و پاسخگو است . بر این پایه حساسیت عمومی نسبت به لایحه بودجه و فرآیند رسیدگی به آن در مجلس، به ویژه از سوی احزاب و گرو‌ه‌ها و اقتصاددانان و اهل نظر در عرصه عمومی و رسانه‌های همگانی بسیار واجد اهمیت است.

لایحه بودجه ارائه شده از سوی دولت نهم به مجلس هفتم برای سال 1387 ، که سومین لایحه دولت در این موضوع به شمار می رود ، به لحاظ محتوایی ( اعداد و ارقام و جهت گیری ها) ادامه روند طی شده توسط این دولت است و هیچگونه تغییر اصلاحی در آن به چشم نمی خورد اما ریئس دولت نهم براي فرار از گرفتاري محتوايي مدعی است به منظور شفاف سازی ، ساده سازی ، جلو گیری از پراکندگی و همه فهم کردن بودجه در تدوین و اجرا تغییر شکلی در ارائه آن بوجود آورده است . هرچند اهداف صوري یادشده اهدافی مطلوب است و اسناد بودجه سال های گذشته در برآوردن این اهداف کاستی داشته اند اما به نظر می رسد این تغییر شکلی نه تنها به تحقق این اهداف نمی انجامد بلکه فقط و فقط براي تمرکز هرچه بیشتر تصمیم گیری در درون دولت برای تخصیص منابع و کاستن از قدرت نهادهای نظارتی بیرون دولت ازجمله مجلس است و عملا نظارت نه تنها شهروندان و نهادهای مدنی بلکه متخصصان را بر هزینه کرد بودجه و ردیابی آنرا در جهت منافع عمومی و مصالح ملی از بین می برد که حاصل آن جز هرز روی منابع و دامن زدان به فساد و عدم کارایی و...در نظام اداری و اجرایی کشور نخواهد بود . تاکید می شود که حجیم یا اندک بودن سند بودجه به هیچوجه ارزش استدلالی در این بحث ندارد بلکه این کیفیت و محتوای بودجه است که اهمیت دارد و اینکه چقدر برآمده از واقعیات اقتصادی کشور است ؟ و به چه میزان می تواند به مطالبات اقتصادی و معیشتی جامعه پاسخگو بوده و در تحقق اهداف پیش بینی شده در اسناد بالا دستی کارآمد باشد ؟ قانون بودجه سند دخل و خرج یک ساله کشور است لذا پیچیدگی آن امری طبیعی است و تنها در خور فهم و درک متخصصان است . حتی مجریان آموزش دیده نیز که تنها بخشی از بودجه را در حوزه وظائف و مسئوولیت های خویش عملیاتی می کنند ، چندان نیازی به فهم کامل سایر بخش های بودجه غیر مرتبط با وظائف خود ندارند . از اینرو سلب اختيارات مجلس در امر دخل و خرج دولت و احاله آن به خود دولت و به زمان بعد از تصويب قانون و تکیه بر مجمل نویسی بودجه قطعا نوعی کلی گويي و عدم شفافیت در نحوه تخصیص اعتبارات و هزینه کرد منابع و فقدان یا کاهش ابعاد نظارتی مجلس و ساير دستگاه هاي رسمي نظارتي بر عملکرد دستگاه ها را دامن می زند که در نهایت یک عامل مثبت در ارائه لایحه بودجه تلقی نمي شود ، از اینرو نوع مواجه مجلس هفتم با لایحه بودجه سال آینده نقطه عطفی در عملکرد آن در آخرین ماه های کاری اش به شمار می رود و اینکه آیا اکثریت این مجلس چقدر حاضرند سرنوشت خود را با سرنوشت دولت نهم گره زنند ؟ از اینرو نمی دانم که سرانجام تبدیل « لایحه بودجه » به « قانون بودجه » چه می شود اما برای دریافت اینکه تغییر و تحول چندانی در تدوین لایحه بودجه سال آینده رخ نداده است توجه و تامل در جدول ذیل کفایت می کند :

جدول خلاصه عملکرد منابع و مصارف بودجه دولت در سالهای 83 – 85 ، قانون بودجه 86 و لایحه بودجه 87 (میلیاردریال)

شرح

عملکرد 83

عملکرد 84

عملکرد85

قانون بودجه 86

لایحه بودجه 87

افزایش (%) سال 87 نسبت به 86

منابع

327317

470991

574984

639451

720342

12.7

درآمد(مالیات- مالیات عملکرد نفت- سود سهام شرکت نفت- سایردرآمدها)

103587

200375

231126

277508

336663

21.3

واگذاریهای دارائیهای سرمایه ای (فروش نفت خام )

151413

187295

182797

175725

170548

(1,4)

واگذاریهای دارائیهای مالی (حساب ذخیره ارزی- فروش اوراق مشارکت وواگذاری شرکت های دولتی)

72317

83321

161061

186218

210485

13.0

درآمد نفت (فروش نفت خام- مالیات عملکرد نفت- سود سهام شرکت نفت و برداشت از حساب ذخیره ارزی)

205789

316277

374109

322621

353632

9.6

 

مصارف

327318

470990

574984

639452

720342

12.6

هزینه های جاری

221095

281407

370918

365580

412525

12.8

واردات بنزین و گازویئل

 

49477

44875

33820

30000

(11,3)

تملک دارائیهای سرمایه ای

63930

117639

145561

184438

241408

30.9

تملک دارائیهای مالی

31465

22467

13630

55614

36409

(34,5)

درآمد های اختصاصی دولت

59090

31978

39025

52377

72532

38.5

بودجه عمومی دولت

379695

510015

606962

698542

792874

13.5

بودجه شرکتهای دولتی وبانکها و..و

688921

1055969

1372838

1677065

2068803

23.4

بودجه کل کشور

1068616

1565984

1979800

2375607

2861677

20.5

درصد وابستگی بودجه دولت به نفت (%)

63

67

65

50

49

 

نسبت عمرانی به بودجه عمومی دولت (%)

20

25

25

29

34

 

هر چند ورود به محتوای لایحه بودجه 87 و بررسی اعداد و ارقام آن به عنوان یک ورزش فکری می‌تواند مفید باشد و در یک بررسی سریع در خواهیم یافت که حتی مزیت ادعایی تخصیص منابع بیشتر به هزینه‌های عمرانی در بودجه سال 85 و 76 در لایحه بودجه سال 87 رنگ باخته است اما چون شاکله لایحه بودجه سال 86 همچون بودجه سال 85 و86 هیچ‌گونه چشم‌انداز مثبتی را برای آینده اقتصاد ایران به نمایش نمی‌گذارد از آن صرفنظر می‌کنیم و البته آثار و نتایج حاصل از عملکرد بودجه دولت نهم در سه سال گذشته و سال در پیش رو خود بهترین شاهد بر هرگونه ارزیابی و داوری است .

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

پیام آیت الله طاهری، بدنبال پیام آیت الله صانعی
سَر چشمه انقلاب نشستند
و طرفداران خمینی را قلع و قمع می کنند
آیت الله توسلی، رئیس دفتر آیت الله خمینی در این روزها یکپارچه اندوه و اشک و حسرت بود. اندوه از نامردمانی که با حیله و نفاق بر سر شاخه های چشمه انقلاب نشستند و ابتدا ریاکارانه و اکنون از سر قدرت و زر و زور و تزویر، با شمشیر آخته از پرده بیرون آمده و بیرحمانه مشغول قلع و قمع امامیت و جمهوریت از نظام اسلامی هستند.

 
 
 
 

 

آیت الله طاهری، از معدود امام جمعه های منتخب آیت الله خمینی که اکنون چند سالی است زیر فشار روحانیون مرتجع و در اعتراض به وضع موجود کناره گرفته و خانه نشین است، بمناسبت درگذشت ناگهانی آیت الله محمدرضا توسلی در وسط جلسه مجمع تشخیص مصلحت و هنگام هشدار نسبت به "خمینی زدائی"، پیامی منتشر کرد. دراین پیام نیز مانند پیام آیت الله صانعی در دفاع از نوه آیت الله خمینی که در شماره روزگذشته پیک نت خواندید، اشارات و نکاتی وجود که در حد مهم ترین اخبار و بحث های پشت پرده حاکمیت و روحانیت است.

آیت الله طاهری در پیام خود نوشت:

ضایعه مولمه درگذشت شهادت گونه مرحوم حجت الاسلام و المسلیمن حاج شیخ محمدرضا توسلی غفرالله له این یار خدمتگزار و باوفای امام امت خمینی کبیر اعلی الله مقامه و نهضت اسلامی ایران، موجب کمال تاثر و تاسف گردید.

مرگ تاریخی و به یادماندنی این انسان وارسته و رهیده از دام صیادان شرف و آزادگی، در حال دفاع از کیان انقلاب و امام و حقوق مردم و بیت مکرم امام راحل و بازگویی وقایع تلخ سالیان پس از رحلت آن رادمرد بزرگ، بی شک او را نزد خداوند تبارک تعالی مصداق به عهد عمل کنندگان و نزد تاریخ و سینه های دردمند خلایق سربلند و ماندنی خواهد ساخت، انشالله.

شیخ در این روزها یکپارچه اندوه و اشک و حسرت بود. اندوه از نامردمیانی که با حیله و نفاق بر سر شاخه های چشمه انقلاب نشستند و ابتدا ریاکارانه و اکنون از سر قدرت و زر و زور و تزویر، با شمشیر آخته از پرده بیرون آمده و بیرحمانه مشغول قلع و قمع امامیت و جمهوریت از نظام اسلامی هستند.

شیخ، حوادث پس از رسول مکرم اسلام (ص) را که با حقایق موجود مقایسه می کرد فریاد می کشید، مردم! خطر نزدیک است؛ اما مردمی را که از صبح تا شام در پی نان و آب و گرفتاریهای روزمره کرده اند، گویی دیگر گوشی برای شنیدن این هشدارها برایشان باقی نمانده است، خدایش رحمت کند که با امام بود و ماند و رفت؛ عاش سعیدا و مات سعیدا.

من این ضایعه را به عموم دوستداران امام راحل(ره) و بیت معزز ایشان خصوصا جناب حجت الاسلام و المسلمین حاج حسن آقا و بالاخص به خانواده و همسر داغدار و مصیبت دیده ایشان که در مصائب پی در پی، آزمایشات بزرگی را گذرانده اند، تسلیت و تعزیت عرض می نمایم. خداوند با مرادش محشورش فرماید.

والسلام علیکم و رحمه الله

سید جلال الدین طاهری

28/11/1386

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

هشدار رفسنجانی در قم و بیداری تدریجی آقایان
روحانیون میدان را برای
برای سپاهی ها خالی نکنند!

 
 
 
 

 

جدال پایانی در جمهوری اسلامی به حساس ترین مراحل خود نزدیک می شود. این جدال میان فرماندهان سپاه است با روحانیونی که در حاکمیت و در پادگان های نظامی حضور دارند. این بی تعارف ترین و پوست کنده ترین تفسیر روندی است که پیش می رود و ظاهرا کسانی که هنوز آن را به روی خود نمی آورند و یا حاضر نیستند به آن اعتراف کنند، خود را فریب میدهند. شاید هاشمی رفسنجانی و آیت الله مهدوی کنی جسورترین روحانیونی باشند که به این جدال اعتراف کرده اند. البته هر یک با زبان و تفسیر خود، اما عمق ترس و هشدار هر دو یکی است. مهدوی کنی همگان را از تکرار مشروطه می ترساند (یعنی بیرون آمدن دست قدرت از آستین یک رضاخان و در زدوبند با امریکا و انگلیس). هاشمی رفسنجانی هم با لولوی "خطر حذف روحانیت از صحنه" مسئله را غیر مستقیم مطرح می کند. از جمله در سخنرانی روز گذشته خود در کنگره بین المللی علامه محمد جوادبلاغی در قم.

رفسنجانی دراین سخنرانی گفت:

برخی رندانه تلاش می‌کنند که انقلاب را از روحانیت جدا کنند. باید مواظب باشیم و روحانیت هم باید با امت اسلامی در کنار هم حرکت کنند.

در همین سخنرانی هاشمی رفسنجانی در باره انتخابات نیز گفت:

وقتی مردم ببینند رای‌شان موثر است و آن‌چه رای داده‌اند همان است، بسیار جدی‌تر وارد صحنه می‌شوند. مردم امروز با 100 سال پیش قابل مقایسه نیستند و همه به دخالت در سرنوشت خود اهمیت می‌دهند. لذا راه درست روحانیت این است که مردم را در صحنه نگه دارد و مانع تفرقه‌ مردم شود. خطرناک‌تر از تفرقه دینی، تفرقه‌ سیاسی است و این‌که گروه‌های وفادار به انقلاب را رو در روی هم قرار دهند و بدنه نظام را ضعیف کنند.

 

جدول ضرب شورای نگهبان
سه رقم از عدد 60 کم
14 رقم به آن اضافه!
عمر سیاسی 71 نماینده مجلس هفتم، نه در انفجار حزب ج. اسلامی،
بلکه در جریان انفجار رد صلاحیت ها باطل شد

 
 
 
 

 

از میان 269 نماینده مجلس هفتم که برای انتخابات مجلس هشتم ثبت نام کرده‌ بودند بیش از 60 نماینده توسط هیئت اجرایی و هیئت نظارت رد صلاحیت شدند.( این خبر را خبرگزاری خودی "فارس" منتشر کرده و معلوم نیست بیش از 60 نماینده یعنی چی؟ یعنی 61؟ 65؟ ...)
شورای نگهبان چند تنی از این بیش از 60 نماینده را برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم تائید صلاحیت کرد تا ببینیم اجازه می دهد از صندوق هم در آیند یا نه!

این اسامی را که تائید شدند باید بخاطر داشت: نورالدین پیرموذن نماینده اردبیل، قدرت الله علیخانی نماینده بوئین زهرا، سهیلا جلودارزاده نماینده تهران که جز فراکسیون اقلیت مجلس هستند و سید کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا و حسن مرادی نماینده اراک که از فراکسیون اکثریت مجلس.
شورای نگهبان این چند نفر را تائید صلاحیت کرد و در عوض صلاحیت 14 نماینده دیگر مجلس هفتم را تائید نکرد و لیست بی صلاحیت های مجلس امام زمان را بلند تر کرد!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

دریچه ها
به روی نسیم
بسته می ماند!
احمد شیرزاد

 
 
 
 
 

 

نمی دانم مایه تاسف است یا باید این را طبیعی دانست که «صدای بحران به گوش افراد عاقل می رسد». اینکه دولت کنونی هم با بخش مهمی از نخبگان و از جمله نیروهای اصلاح طلب مشکل دارد، ناشی از همین امر است. وقتی اقتصاددانان نامه یی می نویسند که این راه پیش گرفته شده به تورم می رسد، بر همین اساس است. ولی آقای احمدی نژاد تا خودش تجربه نکند، قبول ندارد و تجربه های جاری دنیا برایش ملاک نیست. در مجلس نیز به همین شکل شاهد برداشت های مکرر از صندوق ذخیره ارزی بودیم که باعث افزایش حجم نقدینگی موجود است. بنابراین می‌توان بر این مدعا پای فشرد که «مشکل مدیریت» مشکلی است که کاملاً در دولت کنونی، روی خودش را نشان داده است. در این شرایط، مجلس هشتم می توانست دریچه خروج نظام از وضع فعلی مدیریت باشد. حداقل کار این است که بگذاریم در مجلس هشتم حتی به صورت کنترل شده نسیمی بوزد و حرف مخالف هم زده شود و مردم حس کنند مجلس زنده است که ظاهراً به نظر می رسد تصمیم بر این گرفته شده که این دریچه باز نشود یا دست کم ردصلاحیت گسترده نامزدهای اصلاح طلب در هیات های اجرایی و نظارت این مساله را نشان می دهد. بر این مبنا می توان دو ارزیابی از آینده ارائه داد؛ نخست برای کلیت کشور و دوم برای اصلاح طلبان یا حداقل بخش مهمی از آنان که ظاهراً تصمیم برای حذف آنها از ارکان حکومت و ممانعت از ورودشان به انتخابات جدی است. در صورت عدم اصلاح وضع موجود ردصلاحیت ها، چیزی که برای کشور اتفاق خواهد افتاد این است که ظواهر امر حفظ خواهد شد و مشکل مدیریت در ابعاد مختلف شدیدتر می شود. این ادعایی نیست که صرفاً از سوی اصلاح طلبان مطرح شده باشد. بزرگان جناح اصولگرا هم به خوبی می دانند که مدیریت یکسویه گروه آقای احمدی نژاد مدیریتی است که کشور را روز به روز بیشتر در بحران فرو می برد و حتی اگر تمام جناح راست هم به کار گرفته شود، باز معلوم نیست این کار به نتیجه برسد. در واقع، ما اگر مجموع توان مدیریتی کشور را هم به کار بگیریم، باز در مدیریت پایین هستیم. منظورم این نیست که در دوران دولت های قبلی نوابغ مدیریت را داشته ایم، ولی حداقل فضای بازتر و گسترده تری وجود داشت که در آن، یک کارشناس از اظهارنظر شخصی خودش نگران نبود و می توانست کنار یک وزیر بنشیند و پیشنهادهای خود را مطرح کند؛ چه آن وزیر قبول کند چه نکند. ولی امروز وضعیتی که ما می بینیم این است که کارشناس باید حرفی زده باشد که وزیر بپسندد و وزیر هم باید حرفی بزند که رئیس جمهور بپسندد.اما در صورت ادامه وضع موجود در ردصلاحیت ها و ممانعت از ورود همه یا بخش مهمی از اصلاح طلبان به عرصه رقابت، نتیجه یی که اتفاق خواهد افتاد، یک دوره چهار تا ده ساله بسیار مبهم است. اصلاح طلبان البته می توانند در گوشه و کنار جامعه مدنی بنشینند و تا جایی که درها به روی آنها بسته نشود، مسائل را رصد کنند. البته این رصدکردن وضع موجود هم در جامعه ما با مشکل مواجه است.

...

به هر شکل، وضعیتی که بر روند کلی اداره کشور (به طور عام) و انتخابات (به طور خاص) حاکم شده، نوعی فضای دلمردگی است که کشور را دربرگرفته و تبعات این فضا، به مراتب از دیگر تبعات وضع موجود (و از جمله حذف اصلاح طلبان و منتقدان) خطرناک تر و بدتر است و متاسفانه با تداوم روند موجود، این یأس و دلمردگی به همه بخش ها تسری پیدا کرده است.(خلاصه شده و برگرفته از اعتماد)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

مصاحبه تاج زاده

مردم نباید به رانت خواران حکومتی
اجازه دهند به مجلس هشتم راه یابند

اگر به شعارهائی که درباره آگاهی مردم و وفاداری آنها به نظام میدهند، کمترین اعتقادی داشتند، اینگونه راه انتخاب مردم را برای مجلس نمی بستند! حداقل شاه در اوج اقتدار و دیکتاتوری خود به مخالفانش گفت که می توانند پاسپورت گرفته و ایران را ترک کنند، اما آقای باهنر وعده قتل عام اصلاح طلبان را میدهد.

 
 
 
 
 

 

اگر کسی حق وتوی دولت آمریکا در سازمان ملل را قبول دارد، اخلاقاً نمی‌تواند به حق وتوی آقای جنتی انتقاد کند. همچنان که اگر فردی از حق وتوی آقای جنتی و همفکرانش دفاع می‌کند، اخلاقاً نمی‌تواند منتقد حق وتوی دولت آمریکا در جهان باشد؛ زیرا ماهیت هر دو حق که البته ناحق است، یکی است. حق وتو یعنی آنکه ما زور داریم پس حق داریم منتقدان خود را از حقوقشان محروم کنیم.
اگر دولت کنونی آمریکا خواهان برگزاری انتخاباتی پرشور در جمهوری اسلامی ایران نیست، آیا کسانی که با حذف داوطلبان اصلاح‌طلب و مستقل در صدد غیررقابتی کردن انتخابات ایران هستند و آگاهانه یا ناآگاهانه از حضور پرشور مردم در پای صندوق‌های رأی می‌کاهند، در جهت تحقق خواسته دولت آمریکا گام برنمی‌دارند و پایه‌های نظام جمهوری اسلامی را سست نمی‌کنند؟
خوشبختانه اعتراض به ردصلاحیت‌های فله‌ای داوطلبان در این دوره از انتخابات منحصر به اصلاح‌طلبان نمانده و اعتراض‌ها به درون جبهه اصولگرایان نیز کشیده شده است.

حضرات آقایان منتظری، مکارم شیرازی و بیات به طور علنی به انتقاد از رفتار غیرقانونی هیأت‌های اجرایی و نظارت برخاسته‌اند و ائمه جمعه قم، اصفهان، شیراز، گرگان و ارومیه و همچنین مجمع روحانیون مبارز تهران و مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم و سرانجام نوه رهبر فقید انقلاب نیز اعتراض خود را به رد صلاحیت‌ها اعلان کرده‌اند.

نظارت استصوابی همان حق وتو است و اکنون شاهد اعتراض اهالی فرهنگ و هنر بویژه سینماگران هستیم که فریادشان از نظارت‌های مطلقه و غیرپاسخگو که همان حق وتوی اصولگرایان در عرصه‌های مختلف اجتماعی است، بلند شده است.

سخن نخبگان کشور اعم از دانشگاهی، حوزوی و غیره و سخن زن و مرد ایرانی این است که اگر اصولگرایان به راستی معتقدند که مردم ایران ملتی آگاه و وفادار به نظام و آرمان‌های امام و شهیدان هستند؛ چرا روزبه‌روز دایره انتخاب آنان را در عرصه‌های مختلف تنگ‌تر می‌کنند و مانند اصلاح‌طلبان رفتار نمی‌کنند که به آگاهی مردم و حق انتخاب آنان احترام می‌گذارند و ضمن دفاع از دموکراسی و حقوق بشر انتخاب مردم را بهتر از انتصاب مسئولان می‌دانند و از انتخابات صددرصد آزاد دفاع می‌کنند. مگر فهم ملت ایران از مردم ونزوئلا و بولیوی و نیکاراگوئه کمتر است؟

این سخن حقی است که در انتخابات قانون باید حاکم باشد ؛ اما با کمال تأسف باید گفت که مجریان و ناظران کنونی انتخابات نه به قانون اساسی معتقدند و نه به آن التزام دارند.

برای مردم این سوال مطرح است که آیا تحصن در جمهوری اسلامی ایران خلاف قانون است و اگر کسی در تحصن شرکت کرد باید از حقوق اجتماعی خود محروم شود؟ اگر توضیح مثبت است اصولگرایان پاسخ دهند چرا از محرومیت حقوق کسانی که در دوره هشت‌ساله اصلاحات علیه اقدامات قانونی دولت خاتمی از جمله در قم تحصن کردند، سخن نمی‌گویند؟ به چه دلیل تحصن‌کنندگان علیه دولت خاتمی نه تنها از حقوق اجتماعی خود محروم نشدند؛ بلکه در دولت آقای احمدی‌نژاد به سمت‌های مختلف گمارده شدند؟

آقایان بعد از گذشت چهار سال به این فکر افتاده‌اند که تحصن را مبنای رد صلاحیت نامزدها قرار دهند، حال آنکه در مجلس هفتم صلاحیت تعدادی از تحصن‌کنندگان تایید شد. صلاحیت دکتر معین نیز یک سال بعد از آن به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری توسط مقام رهبری تایید شد و اصولگرایان اعتراض نکردند که وی از سخنرانان اصلی در جمع متحصنان بود. در انتخابات شوراها در سال 85 نیز این بحث مطرح نشد؛ ولی امروز تحصن به کابوسی برای اصولگرایان تبدیل شده است که ناشی از تقلیل یافتن پایگاه اجتماعی آنان از یکسو و استقبال وسیع مردم از حضور اصلاح‌طلبان در صحنه سیاسی از سوی دیگر است.

در روزهای اخیر آقای باهنر سخن غریبی مبنی بر اینکه زندگی کردن برخی از نمایندگان مجلس ششم ناشی از رأفت نظام اسلامی است گفته، که بسیار تأسف‌برانگیز و تلخ است. با ورود آقایان فلاحیان و حسینیان به صحنه رقابت‌های انتخاباتی مجلس هشتم انتظار شنیدن چنین سخنانی را البته بعد از تشکیل مجلس هشتم داشتیم؛ اما به نظر می‌رسد اصولگرایان که به دلیل بی‌کفایتی در اداره کشور و نیز اختلافات درونی با بحران مشروعیت مواجه شده‌اند، شدیداً نگران انتخاب مردم هستند و با همه وجود درصدد حذف اصلاح‌طلبان برآمده‌اند.

مفهوم دقیق جمله آقای باهنر این است که اگر اصلاح‌طلبان از سوم تیرماه 1384 تا کنون به دیار عدم فرستاده نشده‌اند، از رأفت اصولگرایان نشأت گرفته است، در نتیجه ردصلاحیت اصلاح‌طلبان نه تنها لازم است تا در این دوره آقای باهنر با استفاده از رانت حذف رقبا به خانه ملت راه یابد؛ بلکه اصلاح‌طلبان اساساً حق انتشار روزنامه نیز ندارند و مهمتر این که حق حیات ندارند و اگر تا کنون زنده مانده‌اند به علت رأفت اصولگرایان است.

حتی شاه معدوم در اوج غرور و سرمستی ناشی از سه برابر شدن قیمت نفت در سال 52 چنین جسارتی را به مخالفان خود نکرد و تنها پیامش به آنان گرفتن پاسپورت و ترک کشور بود.

رژیم شاه برای مخالفان خود حق حیات و زندگی کردن قائل بود مشروط بر آنکه در عرصه سیاست دخالت نکنند. اکنون در سالگرد پیروزی انقلاب که یکی از اصلی‌ترین آرمان‌هایش آزادی سیاسی بود سخنی از دهان باهنر خارج می‌شود که ملا عمر و بوش آن را قبلاً گفته‌اند، هر کس با ما نیست، علیه ماست و حق حیات ندارد؛ وگرنه سرنوشتی شبیه قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای خواهند داشت یا مانند سعید حجاریان تنبیه خواهد شد.

آقایان هرگز فراموش نخواهند کرد که در دهه اول انقلاب و در دوران دفاع مقدس چه مقاومت‌ها در برابر امام کردند و حال خود را پیروان خط امام و رهبری می‌خوانند و برای فرزندان امام و انقلاب خط و نشان می‌کشند.

جالب است بدانیم امروز کسانی خود را معادل نظام می‌دانند که امام مانع توزیع روزنامه رسالت که سردمدار اصولگرایی شده است در صحنه‌های جنگ شد و آن را باعث تضعیف روحیه رزمندگان خواند. اینکه می‌گویم انقلاب پس از رحلت امام از مسیر خود خارج شده است، به دلیل ایجاد همین مسایل است. در دوره جنگ آقایان با نظر صریح و مکتوب امام راحل مبنی بر تداوم نخست‌وزیری مهندس موسوی مخالفت کردند؛ اما کسی آنان را از حقوق خود محروم نکرد و اساساً کسی نمی‌توانست چنین جسارتی بکند که امروز آقایان به بیت امام جسارت می‌کنند.

ظن غالب این است که زنده ماندن نمایندگان مجلس ششم بیش و پیش از آنکه نمایانگر رأفت اصولگراها باشد، ناشی از اصلاحی است که در نهادهای اطلاعاتی در دولت خاتمی رخ داد و در نتیجه روش‌ سعید امامی برای حذف بی‌سروصدای مخالفان برای همیشه ناممکن شده است.

آقایان به اصلاح‌طلبان انتقاد می‌کنند؛ چرا که اصولگرایان را به لیبرال دیکتاتور یا سوسیال دیکتاتور تقسیم می‌کنند که به لحاظ اقتصادی دو گرایش دارند یا دولت‌محور هستند یا بازارمحور؛ اما از لحاظ سیاسی همه آنان طرفدار نظامی بسته و تک‌صدا هستند.

تاج زاده اظهار امیدواری کرد که ملت ایران تکلیف ویژه‌خواران سیاسی را که در صورت حاکم شدن بر سرنوشت ملت می‌توانند نقش مخرب‌تر از رانت‌خواران اقتصادی علیه مصالح و منافع کشور را ایفا ‌کنند با انتخاب نمایندگان غیررانت‌خوار روشن کنند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

شلوار رقبای انتخاباتی
وصله های احمدی نژادی دارد
!

محمدعلی ابطحی  
 
 
 
 

 

بعد از رد صلاحیت‌های گسترده‌ی کاندیداهای جبهه‌ی اصلاحات، سناریوی بامزه‌ای گویا در حال انجام بود. خیلی از متولیان جبهه‌ی اصول‌گرایی و رد صلاحیت کنندگان، با سر و صدا اعلام کردند که با همه‌ی این رد صلاحیت‌ها، هنوز انتخابات به صورت جدی رقابتی است؛ و دو گروه و جریان در صحنه‌ی سیاسی وجود دارند که می­توانند با یکدیگر رقابت جدی نمایند. بلافاصله جبهه‌ای با محوریت آقایان لاریجانی، رضائی، قالیباف تشکیل جلسه دادند و بی آن که کوچک‌ترین انتقادی از این رد صلاحیت‌ها داشته باشند، تلاش داشتند خود را با محور اعلام نشده‌ی مخالفت با احمدی نژاد به عنوان همان جریان دوم به مردم معرفی کنند. گروه‌های کوچک و یا افراد بزرگ دیگری هم که با سیاست‌های احمدی نژاد مخالف بودند، به طور پراکنده خود را جزئی از همین پروژه معرفی کردند تا مردم باور کنند دو جناح اصلی در کشور وجود دارد؛ یکی طرفدار و دیگری مخالفان احمدی نژاد و این دو گروه قرار است رقابت جدی نمایند و در یک فضای کاملاً رقابتی، انتخابات آزاد و با حضور دو طیف اصلی کشور برگزار شود. با این سناریو به دلیل آن که اختلافات بر محور احمدی نژاد بود، هم ایشان پرآوازه می‌شد و هم انتخابات پرشور و رقابتی معرفی می‌گشت و هم اصلاح طلبان که پشتوانه‌ی اصلی و سنگین حمایت مردم را داشتند، حذف می­شدند؛ اما اعتراض سران اصلاح طلب و فعالیت گسترده آنان و حمایت مردمی از این اندیشه این سناریو را درهم ریخت. زیرا معلوم بود که اختلافات دو جناح کشور خیلی جدی‌تر و پرسابقه‌تر و مبنائی‌تر از این بود که بر محور احمدی نژاد قرار گیرد. جناح سازی‌های بی‌پشتوانه، هیچگاه نمی‌تواند اثری در روند سیاسی جامعه داشته باشد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  نامه سرگشاده آیت الله صانعی
حیله گران و عوامفریبان
اگر سرجایشان ننشینند، دهان باز می کنم
 
 
 
 

 

آیت‌الله العظمی صانعی، از شاگردان و یاران قدیمی آیت الله خمینی و از اعضای اولیه شورای نگهبان قانون اساسی به حکم آیت الله خمینی، طی نامه‌ای از مواضع حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی تقدیر و تشکر و خطاب به بدخواهان تاکید کرد که سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدی دارد که در موقع لزوم ناگفته‌ها و حرکت‌های منافقانه دشمنان حیله‌گر و عوام‌فریب را بیان داشته تا عرق شرم بر پیشانی داعیه‌داران چند چهره بنشیند.

به گزارش ایسنا، متن نامه آیت‌الله العظمی صانعی به حجت‌الاسلام و المسلمین حاج سید حسن خمینی به این شرح است:

"بسمه تعالی

محضر مبارک جناب مستطاب حجـت‌الاسلام والمسلمین آقای حاج سید حسن خمینی، نور چشم امام امت (سلام الله علیه) و سبط استاد اعظم، زاهد بزرگ حوزه علمیه قم، سلطان العلماء مرحوم آیت‌الله العظمی سلطانی(ره)

بعد التحیه والسلام؛

بر خود لازم دیدم که به عنوان ادای حق علم و دقت، عرفان و حکمت، فقه و فقاهت و هدایت ناآگاهان جامعه و ارشاد آنان و بیان مسائل و احکام اسلام در رابطه با حکومت و سیاست و حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی (که همه و همه آنها در مصاحبه عمیقانه و حکیمانه حضرت عالی بیان شده) تشکر نموده و قدردانی خود را به عنوان یک شاگرد از شاگردان جدّ بزرگوارتان ابراز می‌دارم.

به نظر اینجانب و همه آنان که پیر عارف جماران را شناخته‌اند و با شناختی که از ملت بزرگ و انقلابی ایران دارم، باید بگویم که همه آنان با تمام وجودشان شکرگزار خداوند توانا و حکیمی هستند که از پدری زاهد و عالمی وارسته همچون مرحوم حاج سید احمد آقای خمینی (قدس سره) فرزندی چون شما را، حجتی برای حفظ نظام اسلامی و دست آورد بزرگ آن که همان حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش(جمهوری اسلامی) است، قرار داده.

و چه جالب و تحسین برانگیز است که حضرت عالی همانند جدتان، سیدنا الاستاذ الامام خمینی (سلام الله علیه) خطرهایی که انقلاب و احکام نورانی سیاسی اسلام، که همان فتاوای فقهی و حکومتی امام می‌باشد، را تهدید می‌کند به موقع اظهار داشته و دِین خود را به اسلام عزیز اداء می‌نمایید، هر چند ممکن است دشمنان اسلام، انقلاب و انسانیت، حضرت عالی را از گزند آنچه که خود مستحقش می باشند در مقابل آنهمه مطالب عمیق فروگذار ننمایند، لکن «یرِیدُونَ أَن یطْفِئُوا نُورَ اللهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیأْبَى اللهُ إِلاَّ أَن یتِمَّ نُورَهُ» (با خدا دادگان ستیزه مکن/ که خدا داده را خدا داده). بنده و همه کسانی که اوائل نهضت را درک نموده، می‌دانند که در یکی از لحظات حساس آن دوران، دشمنان اسلام و فرومایگان، شبنامه‌ای را که حاوی توهین و افتراء به امام امت (سلام الله علیه) بود مخفیانه منتشر نمودند؛ اما آن قلم‌های ظالم پسند و غیر آن در محاق ظلمت و تاریکی فرو رفت و امروز نورانیت حسینیه و خانه محقّر امام در جماران برای همه باقی و نورافشانی می‌کند.

در خاتمه به همه کسانی که دغدغه دفاع از آرمان‌های آن پیر سالک را دارند متذکر می‌شوم که دفاع از آرا و اندیشه‌های حضرت امام (سلام الله علیه) مستلزم پرداخت هزینه‌هایی است که توسط عده‌ای متحجر و بی‌ریشه ساماندهی می‌گردد که لازمه آن تلاش و کوشش بیشتر در راه شناساندن راه آن شخصیت بی‌بدیل می‌باشد، لکن این حرکات در ذهن ملت آگاه و بزرگوار ایران مطرود و محکوم است و البته بدخواهان بدانند که سکوت فرزندان امام و انقلاب هم حدی دارد که در موقع لزوم ناگفته‌ها و حرکت‌های منافقانه دشمنان حیله‌گر و عوام‌فریب را بیان داشته تا عرق شرم بر پیشانی داعیه‌داران چند چهره بنشیند/ تا سیه‌روی شود هر که در او غش باشد.

والسلام علی من اتبع الهدی - بلدة قم المقدسه

24/ 11/ 86 مطابق با پنجم صفرالمظفر 1429

یوسف صانعی".

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

آیت الله توسلی، پس از احمدی خمینی
دومین حافظ رازهای پنهان
جمهوری اسلامی درگذشت!

 
 
 
 

 

سکته قلبی رئیس دفتر آیت الله خمینی در جلسه روز گذشته مجمع تشخیص مصلحت، مهم ترین خبر انتخاباتی روزهای اخیر بود. البته با این آگاهی که حملات تبلیغاتی لجام گسیخته دولتی ها به نوه آیت الله خمینی در روزهای گذشته، پیش زمینه این سکته قلبی بود.

آیت الله توسلی که از معدود همراهان گام به گام آیت الله خمینی و بازمانده دوران رهبری او بود، روز گذشته هنگام ایراد یک سخنرانی تند و انتقادی نسبت به رد صلاحیت ها توسط شورای نگهبان، نگران از ادامه تلاش برای تشکیل مجلس یکدست هشتم با صندوق سازی در روز رای گیری و سرانجام انتقاد شدید از "خمینی زدائی" از جمهوری اسلامی قلبش از حرکت باز ایستاد و روی صندلی خود در مجمع تشخیص مصلحت جان باخت.

او هنگام درگذشت 77 سال داشت و برای انتخابات میان دوره ای مجلس خبرگان از تهران و شانه به شانه آیت الله مهدوی کنی داوطلب شده بود.

آیت الله توسلی نه تنها رئیس دفتر آیت الله خمینی بود، بلکه به حکم او و در عین حضور در مجلس خبرگان، عضو شورای تجدید نظر در قانون اساسی و از جمله اعضای کم شمار اولیه مجمع تشخیص مصلحت نظام در زمان آیت الله خمینی نیز بود. پس از درگذشت آیت الله خمینی او را نیز گام به گام به عقب راندند و به جمع قربانیان کودتای خزنده ای پیوست که از سال 1368 علیه کادرهای اولیه انقلاب و طرفداران و مقلدان آیت الله خمینی در جریان است.

شمار مهمی از این کادرها و یاران او در جریان موج ترورهائی که سازمان مجاهدین خلق مجری آن شدند کشته شدند، شماری در طول جنگ با عراق کشته شدند و یا هواپیماهایشان سقوط کرد، افرادی نظیر آیت الله مطهری در همان ابتدای تاسیس جمهوری اسلامی قربانی شدند و در ادامه این توطئه جانشین آیت الله خمینی، یعنی آیت الله منتظری قربانی توطئه‌ای شد که جزئیات آن سرانجام در تاریخ خواهد آمد و نسل های بعدی خواهند خواند و خواهند دانست پشت پرده چه گذشت.

آیت الله توسلی در سالهای پس از درگذشت آیت الله خمینی به مجمع روحانیون مبارز پیوست که عموما از شاگردان و نزدیکان آیت الله خمینی بودند و هستند و حساب خود را از روحانیون سنتی و بعضا مرتجع جدا کرد.

ستیز روحانیون گروه دوم با روحانیون گروه اول، یعنی نبرد میان روحانیون مبارز و روحانیت مبارز که در جریان 8 سال دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی به اوج خود رسید، باعث حذف آیت الله توسلی از صحنه نیز شد. شورای نگهبان و شخص احمد جنتی صلاحیت او را يك بار برای مجلس خبرگان تائید نکرد و او این بار و بعنوان کاندیدای میان دوره ای مجلس خبرگان وارد میدان شده بود.

نه تنها با او در دوران رهبری علی خامنه ای چنین کردند، بلکه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم، در مسجد قلهک تهران، به جرم آنکه از احمدی نژاد برای ریاست جمهوری حمایت نکرده و میان او و هاشمی رفسنجانی، گفته بود دومی را ترجیح میدهد، شماری از اعضای گروه فشار تحت فرمان بیت رهبری و شورای نگهبان به او حمله ور شدند و مشت و لگدشان نیز به او رسید!

پیرامون آنچه درجلسه روز گذشته مجمع مصلحت گذشت، محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گزارشی را ارائه داد که سایت "عصرایران" آن را منتشر کرد. او در این گزارش گفت:

«... جلسه مجمع می خواست وارد دستور کار شود که مرحوم آیت الله توسلی دست خود را بلند کرد و گفتن قصد بیان چند جمله ای را دارد . ایشان در مورد قضیه اخیر اسائه ادب و توهین به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی مطالب خود را آغاز کرد و در این باره نامه‌ای از حضرت امام (ره) که در سال 1361 نوشته شده بود قرائت کرد که بر اساس یکی از فرازهای این نامه، حضرت امام (ره) پیش بینی کرده بود بعد از ایشان گروهی مقدس نما ومتحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام، فرزندان، دوستان، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد. آیت الله توسلی سپس گفت که سید حسن آقا مسوول موسسه تنظیم ونشر آثار امام است و اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.  آیت الله توسلی با بیان هر کدام از این جملات به شدت با بغض سخن می گفت و در مواردی اشک ریخت و با گریه ادامه سخن می داد و از شدت تأثر، منقطع سخن می گفت . آیت الله توسلی گفت که در زمان امام نیز مقدس نماها می کوشیدند خود را مطرح کنند. او از قول امام نقل کرد که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود، بلکه زخم زبان ها و طعنه ها، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاد و در حالی که بار دیگر، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" رسید از روی صندلی به پائین افتاد. بلافاصله دکتر ولایتی که در جلسه حاضر بود، بر بالین وی حاضر شد و در همین زمان آمبولانس نیز به محل رسید و ایشان را به بیمارستان شهید شوریده منتقل کرد اما ساعتی بعد کسانی که همراه ایشان به بیمارستان رفته بودند خبر دادند که ایشان به لقاءلله پیوسته اند.

در همین ارتباط گزارش دیگری را سید محمد ابطحی بعنوان شاهد در بیمارستان نقل کرده است. بموجب این گزارش سید حسن خمینی فرزند احمد خمینی که قتل او نیز از اسراسر قتل های زنجیره ای در جمهوری اسلامی است، پس از آنکه خود را از قم به تهران و به بیمارستان رساند نقل کرد که چند شب پیش خوابی دیده و برای آیت الله توسلی آن را نقل کرده بود. در آن خواب آیت الله خمینی گفته بود: "من را دارند از خانه ام بیرون می کنند!"

ابطحی در گزارش خود نوشت که اخیرا آیت الله توسلی که نگران سرانجام انتخابات بود، چند بار با دست به قلب خویش اشاره کرده و گفته اسرار خیلی ها در اینجاست و حیف که با این اسرار رفت!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

آیت الله توسلی، پس از احمد خمینی
دومین حافظ رازهای پنهان
جمهوری اسلامی درگذشت!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
محمدهاشمی:
روز 22 بهمن من میان مردم بودم. فحش های رکیکی به احمدی نژاد میدادند
ذکرخیراحمدی نژاد بود
کسی هم دفاع نمی کرد!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

 لطفا براي همه بفرستيد:ورودموادمخدر جديد:نام این ماده «پان پراگ»است و در بسته‌بندی زیبا و با عکس‌های هنرپیشه‌های هندی و پاکستان به صورت آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعنا و خوشبو کننده دهان وارد کشور می‌شود. قيمت اين ماده مخدر الان در مشهد 50 تومان تا 300 تومان ميباشد.دلیلی که مصرف‌کنندگان «پان پراگ»ها را به سمت آن می‌کشد، احساس گرمی، سرخوشی موقت، سبکی سر، گیجی و شادی کاذب است. بسيار سرطانزا هم هست

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |


عنوان  : محمد هاشمی خطاب به احمدی نژاد: با درآمد افسانه‌ای نفت چه کردید؟

چکيده  : محمدهاشمی از طرح برخی مواضع در سخنرانی روز 22 بهمن رییس جمهور انتقاد کرد و گفت: «هیچگاه به یاد نمی آورم در این مراسم اختلافات داخلی مطرح شده باشد و همیشه دشمن اصلی یعنی آمریکا و اسرائیل مدنظر بوده» ” رئیس‌جمهور باید به مردم گزاش می‌دادند که در این دو سال و نیم حدود 160 میلیارد دلار درآمد نفت که به خزانه کشور رفته کجا و چگونه هزینه شده است.... “ هاشمی گفت:«در این مراسم در خصوص وحدت ملی عکس قضیه اتفاق افتاد و کاملاً سخنران در جهت ایجاد تفرقه و نفاق در صفوف ملی آن هم با اتهامات واهی و اتهاماتی که اصلاً دستگاه قضایی تایید نکرده صحبت کرد». ” رییس جمهور باید به مردم پاسخ می‌داد که چرا در یک اجلاس در قطر زیر تابلوی عنوان واهی خلیج عربی نشستند و نگفتند، این سفرهای متعدد و پرهزینه خارجی چه دستاوردی داشته است. ... “


 
  محمدهاشمی از طرح برخی مواضع در سخنرانی روز 22 بهمن رییس جمهور انتقاد کرد و گفت: «شایسته بود آقای احمدی نژاد به جای این سخنان و طرح اتهامات واهی در سخنرانی‌اش به مردم گزارش می‌داد که در دوران مسئولیت او چند سد ساخته شده، چند بزرگراه و پل ساخته شده، و یا چند نیروگاه ساخته شده است». 
   
 ” هیچگاه به یاد نمی آورم در این مراسم اختلافات داخلی مطرح شده باشد و همیشه دشمن اصلی یعنی آمریکا و اسرائیل مدنظر بوده ... “ 

محمد هاشمی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفتگویی با خبرنگار سیاسی آفتاب، در خصوص سخنان رئیس جمهوری در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی در میدان آزادی با بیان این مطلب که 22 بهمن یا به تعبیر حضرت امام یوم الله 22 بهمن یک روز ملی و اسلامی در جمهوری اسلامی است و تجلی وحدت و انسجام ملی است، گفت: «حضور مردم در مراسم سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی یک نمایش ملی است و همیشه از کسانی که این نمایش را به وجــود می آورند قدردانی شده چرا که این مراسم به هیچ گروه و قشر خاصی تعلق ندارد و مردم از تمام گرایشات سیاسی در این مراسم شرکت می‌کنند چون انقلاب را متعلق به خود می‌دانند».

هاشمی با یادآوری این نکته که «هیچگاه به یاد نمی آورم در این مراسم اختلافات داخلی مطرح شده باشد و همیشه دشمن اصلی یعنی آمریکا و اسرائیل مدنظر بوده»، اظهار داشت:  
  
 ” رئیس‌جمهور باید به مردم گزاش می‌دادند که در این دو سال و نیم حدود 160 میلیارد دلار درآمد نفت که به خزانه کشور رفته کجا و چگونه هزینه شده است.... “
  
 
 
«سخنرانان این مراسم طی سال‌های گذشته همیشه سعی کرده‌اند از این شور و حماسه‌ای که مردم خلق می‌کنند به نفع امنیت ملی و وحدت ملی و دربرابر دشمنی به عنوان یک نقطه قوت بازدارنده استفاده کنند».

این عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد: «اما امسال متاسفانه درست بر خلاف رویه سال‌های گذشته و درست برخلاف شان این روز، سخنران موضع گرفت. از یک طرف خیلی کم به دشمنان خارجی و به ویژه آمریکاو اسرائیل پرداخته شد و از سوی دیگر نوعی سخن گفتن بدون مستند و ضعف نشان دادن در برابر دشمن در سخنرانی رئیس‌جمهوری وجود داشت و از موضع قدرت صحبت نشد بلکه به نوعی سخنان تکراری و ناشی از ضعف بود».

هاشمی گفت:«در این مراسم در خصوص وحدت ملی عکس قضیه اتفاق افتاد و کاملاً سخنران در جهت ایجاد تفرقه و نفاق در صفوف ملی آن هم با اتهامات واهی و اتهاماتی که اصلاً دستگاه قضایی تایید نکرده صحبت کرد».

وی تصریح کرد:« شایسته بود سخنران به جای این سخنان و طرح اتهامات واهی در سخنرانی‌اش به مردم گزارش می‌داد  
  
 ” رییس جمهور باید به مردم پاسخ می‌داد که چرا در یک اجلاس در قطر زیر تابلوی عنوان واهی خلیج عربی نشستند و نگفتند، این سفرهای متعدد و پرهزینه خارجی چه دستاوردی داشته است. ... “
  
 
 
که در دوران مسئولیت او چند سد ساخته شده، چند بزرگراه و پل ساخته شده، و یا چند نیروگاه ساخته شده است».

او ادامه داد: «رئیس‌جمهور باید به مردم گزاش می‌دادند که در این دو سال و نیم حدود 160 میلیارد دلار درآمد نفت که به خزانه کشور رفته کجا و چگونه هزینه شده است. احمدی‌نژاد باید به مردم توضیح می‌داد که چرا با وجود نفت حدود بشکه‌ای 90 دلار و یک درآمد افسانه‌ای چرا بیکاری،‌گرانی و تورم در جامعه بیداد می‌کند و باز هم جلوه خشن فقر اقشار آسیب‌پذیر را عاصی کرده است».

محمد هاشمی در ادامه گفتگوی خود با آفتاب افزود: «رئیس‌جمهوری به جای فرافکنی و حرکات آن چنینی که اگر سفر می‌رویم می‌گویند چرا رفتی و اگر نمی‌رویم می‌گویند دولت چرا کار نمی‌کند بهتر بود نتایج سفرهایش را به مردم گزارش می‌داد و یا به مردم پاسخ می‌داد که چرا در یک اجلاس در قطر زیر تابلوی عنوان واهی خلیج عربی نشستند و نگفتند، این سفرهای متعدد و پرهزینه خارجی چه دستاوردی داشته است».

هاشمی گفت: «من روز 22 بهمن در خیابان آزادی و میان مردم بودم. مردم حرف‌های رکیکی در مورد سخنان احمدی‌نژاد بیان می‌کردند و ایشان متاسفانه یک صحنه زشتی ایجاد کرده بود».

وی در پایان این گفتگو در خصوص هشدار رئیس‌جمهوری به رقبای سیاسی‌اش گفت: «معتقدم این مراسم جای این صحبت‌ها نبود چرا که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد».

 
 


عنوان  : یادداشت ده‌نمکی درباره سیدحسن‌خمینی

چکيده  :

 مسعود ده نمکی در وبلاگ خود نوشت: شاید توقع از اعضای بیت حضرت امام و انتساب به ایشان ایجاد توقع نموده که این واکنش ها اگر در همان راستا نیت لا اقل در تقابل با آنها قرار نگیرد و این توقع دلسوزان را بعضا وادار به نگارش مطالبی کرده که البته با ادبیات احترام آمیز همراه بوده و باعث سوئ برداشت نشده بود.

 

اما برخی مطالب موهن اخیر چه در نگارش و چه در گویش برخی افراد نشان از بی تقوایی دارد که بنده آن را هم متاثر از ادبیات سیاسی سیاستمدارانی میدانم که رقابت در عرصه قدرت خود را با ادبیات جنگ قدرت دنبال می کنند و نتیجه اش در سطح و توده ها و سمپاد ها برخورد قهری و یا فحاشی می شود...

 

سالها پیش در نشریه اینجانب با توجه به سخنان سید حسن در روزنامه همشهری مبنی بر حفظ نظام ولو با از دست دادن بسیاری از ارزشهای دینی آن نقدی نوشته شد که باعث کدورت دفتر امام ره گردید .با برقراری جلسه ای حضوری یکی از اعضای دفتر گفت شما حرمت نوه امام را نگه نداشتید !

 

من در پاسخ گفتم نوه اما با یک واسطه به امام منتسب هستند نسل جنگ و انقلاب که ما باشیم بدون واسطه بچه های امام هستیم و حرمت نوه امام و امام و بیت ایشان را یکی میدانیم و نسبت به آن غیرت داریم...

 

ایشان هم با سعه صدر نظرات انتقادی ما را شنید و نقطه نظرات خود را گفت و ادامه دادکه اصلا ناراحت نشده...

 

اما دوستان این باعث نمی شود که برخی جانب اعتدال و ادب را نگه ندارند .نمی دانم خیلی ها که در دوره اهانت به امام سکوت کرده بودند امروز چگونه طرفدار حرمت خانواده امام شده اند و کسانی که امروز اینگونه قلم می فرسایند تا دیروز کجا بودند که امروز دایه مهربانتر از مادر شده اند.


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
کیهان : مطلب موهن سایت ... توسط یک دوم خردادی نوشته شد بود !

 

نواندیش: روزنامه کیهان که روز گذشته در یادداشتی از توهین سایت نوسازی - که به نوشته شریعتمداری وابسته یا نزدیک به دولت بوده است- به سیدحسن خمینی انتقاد کرده بود امروز نوشت : مطلب موهن مندرج در این سایت توسط یک عنصر دوم خردادی نوشته شده است !

متن توضیح کیهان درباره یادداشت روزگذشته این روزنامه بشرح زیر است:

در پي درج نكته ديروز در صفحه دوم كيهان با عنوان «دشمن نفوذي يا دوست نادان»كه به انتقاد از برخورد موهن سايت «نوسازي» به اظهارات حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني اختصاص داشت، اطلاعات به دست آمده حاكي از آن است كه سايت مزبور علي رغم ادعاهاي موجود مبني بر حمايت از دولت احمدي نژاد نه تنها هيچ نسبتي با دولت ندارد بلكه آقاي حسين نوبختي مدير سايت نوسازي در مصاحبه با خبرگزاري ايرنا-86.11.24- ضمن تكذيب هرگونه نسبت اين سايت با دولت نهم، خود را از منتقدان جدي احمدي نژاد نيز معرفي كرده است.

گزارش ديگري حكايت از آن دارد كه مطلب موهن سايت نوسازي عليه نوه حضرت امام(ره) با تحريك شخصي به نام «ع-الف» كه از عناصر دوم خردادي شاغل در يكي از خبرگزاري هاست نوشته شده است.

گفتني است مديرمسئول كيهان در نوشته ديروز خود ضمن تاكيد بر اين اعتقاد كه حضور دكتر احمدي نژاد در رأس قوه مجريه را يك «موهبت الهي» مي داند، احتمال داده بود كه مقاله يادشده در سايت نوسازي، محصول يك نفوذ چند لايه در اين پايگاه اينترنتي باشد كه گزارش هاي بعدي اين احتمال را قوت بخشيده است.

كيهان اگرچه در نوشته ديروز خود رابطه اين سايت با دولت را تنها به عنوان يكي از چند احتمال، ياد كرده بود و شواهد و اسناد بدست آمده طي 24 ساعت گذشته نيز وجود كمترين ارتباط سايت نوسازي با دولت اصولگرا را كاملاً نفي مي كند ولي برخود لازم مي داند به خاطر طرح آن احتمال نيز از دولت اصولگرا و رياست محترم جمهور پوزش بخواهد و البته بديهي است كه كيهان كماكان بر زشتي اقدام سايت نوسازي كه مقامات بلندپايه دولت نيز بعد از اطلاع آن را تقبيح كرده اند، تاكيد مي ورزد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

والنتیاین بر مومنین مبارک باد

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

po_nabavi_01.jpg

در راستای این که اصولا والنتیاین( کثرالله امثالهم) از اعیاد مهمه در ممالک اسلامی است و ‏فرارسیدن آن باید جشن گرفته شود، و در راستای این که اصولا توجه به والنتیاین برای همه ملت ‏های جهان لازم بوده و اصولا این احتمال وجود دارد که تا ده سال دیگر والنتیاین یک عید مهم ‏ایرانی و اسلامی شده و این عید محترم در ممالک مسلمین جشن گرفته شود و در عوض کفار و ‏غربی های خائن به جای آن عید فطر را جشن بگیرند، لذا پیام های مسوولان محترم را به امت ‏شهیدپرور، از هر جناح و نوع و جهت، منتشر می کنیم.‏

آیت الله خامنه ای: والنتاین تهاجم تیرهای زهرآگین دشمن است به قلب های ملت ها و این جوانان ‏ما نمی گذارند این توطئه دشمن که می خواهد قلب مسلمین را نشانه بگیرد، کارگر بیفتد. ‏

آیت الله هاشمی رفسنجانی: از طریق همین والنتاین بود که در تمام دوران سازندگی ما توانستیم در ‏شرایط سخت اقتصادی سدها را بسازیم و کشور پیشرفت کند و امروز خیلی از کسانی که آن ‏روزها دشمنان والنتاین بودند، شعار مهرورزی می دهند و من این روز مبارک والنتیاین را به ‏ملت بزرگوار و نسل جوان و مسوولان و شهدا و وزرای سازندگی و روحانیت عزیز و رهبری ‏نظام و همه تبریک می گویم.‏

آیت الله کروبی: روز والنتیاین روزی است که ما با قدرت از آن دفاع می کنیم و البته مردم باید در ‏شب والنتیاین هشیار باشند و اجازه ندهند که خواب شان ببرد تا یک دفعه همین مخالفان والنتیاین به ‏اسم ملت با آنها کاری نکنند که در همان شب با ما کردند.‏

احمدی نژاد: والنتیاین یک سنت حسنه ملت عزیز ایران است که ما می خواهیم همه ملت ها ‏والنتیاین داشته باشند، چرا ملت آمریکا نباید والنتاین داشته باشد؟ ما همان طور که از همان اول ‏گفتیم اصلا بنای این دولت بر والنتیاین بود و همین مهرورزی که امروز تمام دنیا دنبال آن است ‏همان والنتاین ماست که ما به آن رسیدیم ولی آمریکایی ها والنتاین ملت خودشان را هم هالوووین ‏کردند و یک هدف بزرگ والنتیاین غنی سازی قلب های ملت ها در برابر صهیونیسم والنتاین ‏ستیز و آمریکایی هاست. ‏

سید محمد خاتمی: والنتیاین حق این ملت بزرگ است و راهی است برای گفتگو میان ملت های ‏جهان و این استبداد است که می خواهد با نابودی والنتیاین با آزادی حقیقی مبارزه کند. البته ما ‏والنتیاین را به معنای مردم سالارانه و دینی آن می خواهیم.‏

شورای نگهبان: والنتیاین به هر شکل و صورت مخالف ماده یک تا 152 قانون اساسی و نص ‏صریح قرآن و اظهارات رهبری بوده و هر نوع طرفداری از هر نوع والنتیاین در هر نوع ‏خاورمیانه توسط هر کدام از نامزدهای انتخابات باعث رد صلاحیت آنها می شود. ‏

حداد عادل: البته ما هم می خواهیم این روز مبارک والنتیاین را تبریک بگوئیم، اما هنور دولت ‏تصمیم خود را در این مورد به مجلس اعلام نکرده و ما در مورد این روز با دولت هماهنگی کافی ‏داریم. ما منتظریم که ایشان با ما تلفنی تماس بگیرند و بگویند که موضع ما در مورد والنتیاین ‏چیست که اصولا ما در این مورد هیچ اختلاف نظری نداریم.‏

حزب مشارکت ایران اسلامی: تمام تلاش ما در مجلس ششم برای این بود تا با تحصن نمایندگان ‏ملت این والنتیاین بزرگی که پس از دوم خرداد اتفاق افتاد، نهادینه شود، اما بدخواهان ملت و ‏آزادی و مردم سالاری، والنتیاین اصلاحات را هالووین کردند. ‏

آیت الله خزعلی: غرب و جهان و خارج هم خودش می داند که این عید کفرآمیز و فاسد والنتیاین ‏هم مثل نوروز باید جای خودش را به عید غدیر بدهد و عید غدیر باید والنتیاین همه ملت ها باشد.‏

هیات های موتلفه اسلامی: والنتاین توطئه نهضت آزادی و مصدق السلطنه علیه آیت الله کاشانی ‏بود که فدائیان اسلام با شلیک گلوله ای به قلب عوامل والنتاین در رژیم ستمشاهی با آن جنگیدند و ‏تمام تلاش دولت های گذشته برای زنده کردن والنتاین مرده ای بود که جاسوسان غربی می ‏خواستند به زور به این ملت تحمیل کنند.‏چ

آژانس: درباره گزارش ايران اختلاف نظر نداريم

نگاه رويترز به جديدترين تحولات پرونده هسته اي - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

baradeiie.jpg

مارک هاينريش

وين- نهاد نظارت هسته اي سازمان ملل روز سه شنبه ادعاهاي کشورهاي غربي مبني بر نرمش اين آژانس در ‏قبال ايران را رد کرد. ضمناً آژانس اين ادعا را که رييس اين نهاد عليرغم ترديدهاي بازرسان، ابهامات در فعاليت ‏هاي هسته اي تهران را حل شده اعلام کرده است، انکار کرد. ‏

يک مقام ارشد نزديک به محمد البرادعي، رييس آژانس بين المللي هسته اي، قدرت هاي غربي را متهم به استفاده ‏از تاکتيک "جنجالي" قديمي کرد، مشابه آنچه قبل از سال 2003 عليه عراق به کار گرفته شد و منجر به اشغال آن ‏کشور توسط ايالات متحده شد. او گفت همين روش براي موجه جلوه دادن اعمال تحريم هاي بيشتر بر ايران به ‏خاطر برنامه هسته اي آن کشور در حال اجراست. اين مقام، نامي از کشورهاي غربي ياد شده نبرد.‏

قرار است آژانس هسته اي هفته آينده و قبل از ديدار قدرت هاي جهان براي نهايي ساختن قطعنامه شوراي امنيت ‏سازمان که تحريم هاي بيشتري را مدنظر دارد، گزارش خود را ارايه نمايد. غرب ايران را متهم به تلاش براي ‏توليد بمب هسته اي مي کند و ايران اين اتهام را رد مي کند. ‏

پيش از ارايه گزارش آژانس، برخي ديپلمات هاي غربي از ناخشنودي بازرسان آژانس درباره تصميم بالاترين فرد ‏اين نهاد به روشن شدن موضوع هسته اي ايران خبر دادند. به اعتقاد آنها اين تصميم بدون درنظر گرفتن خواست ‏آنها براي ارايه توضيحاتي کافي و معتبر از سوي ايران گرفته شده است. ‏

يک گزارش خبري از فرانسه روز دوشنبه حاکي از آن بود که اختلافات بوجود آمده ميان البرادعي و کارشناسان ‏فني اين آژانس مي تواند به تاخير در ارايه اين گزارش منجر شود. قرار است اين گزارش مشخص کند آيا تلاش ‏ايران براي غني سازي همراه اهداف نظامي بوده و يا فقط در جهت توليد برق صورت گرفته است. ‏

عليرغم آرامش معمول که پيش از زمان ارايه گزارش حساس بر آژانس هسته اي حکفرماست، يک مقام ارشد اين ‏نهاد ضمن تماس تلفني با خبرگزاري رويترز، اخبار مربوط به اختلافات داخلي در آژانس را رد کرد. ‏

اين مقام که نخواست هويتش فاش شود، گفت: "اخبار مربوط به بروز اختلاف نظر درون آژانس درباره گزارش ‏قريب الوقوع درباره ايران، نادرست است. حتي کار بر روي پيش نويس گزارش هم هنوز شروع نشده است."‏

او گفت: "بعضي ها نمي خواهند موضوع ايران حل و فصل شود زيرا اين با برنامه هاي آنها جور در نمي آيد." او ‏اضافه کرد: "آنها بايد از اشتباهات گذشته خود درس گرفته باشند؛ آنها در مورد سلاح هاي کشتار جمعي عراق ‏جار و جنجال به راه انداخته بودند و بعد معلوم شد اين ها فقط هياهو بوده است... هياهو."‏

‎‎مهمترين ابهام هنوز حل نشده است‎‎

اين مقام ارشد گفت ايران هنوز آخرين و مهمترين ابهام موجود در ليست پرسش ها راجع به فعاليت هسته اي ‏مخفيانه خود را روشن نکرده است... و آن تلاش هاي مشکوکي است که تحت نظارت نظاميان براي "نظامي ‏کردن" اقلام هسته اي اش انجام داده است. ‏

او گفت: "بازرسان ما هنوز مشغول کار بر روي روشن نمودن ادعاهاي مربوط به نظامي گرايي در فعاليت هاي ‏ايران هستند."‏

اين مقام گفت نقش اصلي آژانس بين المللي انرژي هسته اي در وين، جمع آوري اطلاعات بي طرفانه و کنار هم ‏قرار دادن آنها تا پيش از زمان برگزاري ديدار شوراي حکام با شرکت 35 کشور بوده است. ‏

وي اضافه کرد: "اگر حقايق موجود در تناقض با ديدگاه هاي برخي افراد مشتاق به تصويب تحريم هاي بيشتر عليه ‏ايران باشند، کاري نمي توان کرد."‏

ايالات متحده قبل از اشغال عراق و سرنگوني صدام حسين در سال 2003، شهادت آژانس هسته اي به شوراي ‏امنيت را که ادعا مي کرد هيچ مدرکي در دست نيست که آنها به دنبال توليد بمب هسته اي هستند، نديده گرفته بود. ‏
اين مقام آژانس گفت: "تا کنون از سوي اعضاي کشورهاي مختلف، کوچکترين شبهه اي به سنديت و کيفيت ‏گزارش ما ايراد نشده است. گزارش بعدي هم همينطور خواهد بود."‏

او هياهوي مربوط به مقاصد نظامي ايران را درحاليکه سرويس هاي امنيتي واشنگتن بر توقف آن در سال ‏‏2003 تاکيد کرده ند، مورد انتقاد قرار داد. ‏

البرادعي گفته است برنامه غني سازي ايران، هيچ تهديد فوري را براي صلح جهاني به وجود نياورده است. در ‏عين حال او از ايران خواسته است محدوديت هاي موجود پيش روي بازرسان را براي برطرف نمودن موارد ‏مشکوک و از ميان بردن ترديدها درباره مقاصد اين کشور کنار بگذارد. ‏

منبع: رويترز – 13 فوريه 2008 ‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ادامه رايزني براي تاييد صلاحيت کانديداها

كروبي به منزل جنتي رفت - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

karrobi.jpg

البرز محمودي

در ادامه ديد و بازديد ها و رايزني هاي انتخاباتي، اين بار حجت الاسلام كروبي رييس مجلس ششم به ديدار آيت الله جنتي، ‏دبير شوراي نگهبان رفت تا به گفته خود در يك فضاي "مثبت و اميدوار كننده" با وي گفت و گو کند. اين ديدار در حالي ‏صورت گرفت که به گفته اسماعيل گرامي مقدم، سخنگوي حزب اعتماد ملي، اين حزب تنها در 59 حوزه انتخابيه توان ‏رقابت دارد.‏

با وجود اعلام اسامي بيش از 270 نفر از کساني که در بازنگري شوراي نگهبان، تاييد صلاحيت شده بودند، باز هم‌ عملا ‏هيچ چهره سرشناسي از اردوگاه اصلاح طلبان تاييد صلاحيت نشد؛ در همين ارتباط ديروز خبرگزاري مهرگزارش داد كه ‏‏22 نفر از اصلاح طلبان تاييد صلاحيت شده اند. در ميان تاييد صلاحيت شدگان، اسامي کساني مانند عبدالله ناصري، اعظم ‏سقطي، نورالدين پيرموذن، اسدلله كيان ارثي، قدرت الله عليخاني، محمد عليخاني، نجفقلي حبيبي، مرتضي حاجي، مصطفي ‏خانزادي، ابراهيم اصغر زاده، طاهره رضازاده، مسعود سلطاني فر، جواد اطاعت، مصطفي كواكبيان، علي اشراقي و ‏محمدعلي مقيمي، رضا نوروززاده، حسن مرادي، فروزش، غلامحسين مظفري، حسين آفريده و سهيلا جلودارزاده ديده مي ‏شود.به عبارت ديگر، نگاهي به ليست 273 نفره نشان مي دهد كه بيشتر تاييد شدگان از وابستگان حزب كروبي هستند. ‏

با اين شرايط شيخ مهدي كروبي سه شنبه شب به منزل احمد جنتي رفت. وي كه پس از اين ديدار آن را "مثبت و ‏اميدواركننده" توصيف کرد، در پاسخ به پرسشي درباره محتواي اين جلسه، گفت: "در اين ديدار كه يك ديدار بسيار صميمي ‏و گرم بود ضمن عرض خسته نباشيد و خدا قوت و تقدير و تشكر از زحمات شوراي نگهبان پيشنهادات خود را راجع به ‏برخي كانديداها و چهره‌ها از جريانات و گروه‌هاي مختلف ارايه كردم."‏

كروبي با تاكيد بر اينكه "صحبتم درباره اشخاص با دبيرشوراي نگهبان تنها مختص كانديداهاي اصلاح طلب نبود"، گفت: ‏‏"درباره افرادي كه چه بسا چهره اصلاح طلب هم محسوب نمي شوند، نقطه نظراتم را با وي در ميان گذاشتم." ‏

وي همچنين با بيان اينكه اقدامات خوبي تاكنون در زمينه تاييد صلاحيت كانديداها از سوي شوراي نگهبان صورت گرفته ‏است، افزود: "اميدواريم حركتهاي بهتر و بيشتري در آينده در اين زمينه انجام شود."‏

كروبي همچنين با اظهار "خوشنودي" از اينكه فضاي كار شوراي نگهبان هم اكنون بسيار روشن است و رسيدگي به ‏صلاحيت ها در مرحله خوبي قرار دارد گفت: "بعد از مرحله تعيين صلاحيت ها و خاتمه يافتن اين كار به طور مبسوط از ‏همه كساني كه در اين زمينه زحمت كشيده اند تقدير و تشكر خواهم كرد."‏

كروبي همچنين با تاكيد بر اينكه "ديدار با دبير شوراي نگهبان در راستاي ديدارهاي هميشگي من با چهره ها و مسوولان ‏نظام بوده و هيچ چيز تازه‌اي نبوده است"، اين را شيوه و روش هميشگي خود خواند وبا اشاره به وارد شدن خود در برخي ‏قضايا مثل "بازداشت عباس عبدي" در سال 72 و توقيف روزنامه سلام و مسائل پيش آمده در زمان "شهرداري غلامحسين ‏كرباسچي" افزود: "من هميشه و در همه مقاطع پيگير قضايا بوده‌ام و در زمان تصدي كرباسچي و پست شهرداري با اينكه ‏وي از نزديكان آقاي هاشمي رفسنجاني محسوب مي‌شد اما بارها در رابطه با مشكل كرباسچي با مسوولان قوه قضاييه وبا ‏هاشمي رفسنجاني ديدار و گفت و گو داشتم."‏

كروبي با اشاره به دوبار تماس تلفني خود با آيت الله جنتي در رابطه با صلاحيت كانديداهاي مجلس هشتم و رايزني اش با ‏برخي وزرا و مسوولين طيف هاي مختلف مثل علي لاريجاني، محسني اژه اي و جهرمي گفت: "من به طور مدام اين ‏صحبت ها و تماس ها را داشته و دارم كه در راس آن با تشكيلات مقام معظم رهبري نيز ديداري داشتم و چند بار هم با ‏برخي اعضاي دفتر ايشان صحبت و رايزني كردم ونشست اخير با آيت الله جنتي نيز در همين راستا انجام شد." ‏

وي پيش از اين در مورد ديدار با رهبر و ديگر مسئولين و رايزني در باره بازگرداندن رد صلاحيت‌شدگان حزب اعتماد ‏ملي بيان داشته بود: "ما با رهبر معظم انقلاب با همه افراد مؤثر همچنين با آقاي هاشمي ديدار كرديم و نتيجه كل قضايا اين ‏است كه برخي رد صلاحيت‌شدگان، صلاحيت‌شان تاييد شده، البته ما در مورد كساني كه قانوناً رد صلاحيت‌ شده بودند ‏اعتراضي نكرده بوديم." با اين حال وقتي نتايج تاييد صلاحيت ها اعلام شد، كروبي لازم ديد كه با دبير شوراي نگهبان ديدار ‏داشته باشد. ‏

دبير كل حزب اعتمادملي با بيان اينكه "در جلسه اخير از دبير شوراي نگهبان خواستم كه با سرعت هر چه بيشتر نتايج ‏صلاحيت ها را اعلام كنند تا فرصت تبليغات از دست كانديداها نرود و ريزش نيرو نداشته باشيم"، خاطر نشان مي كند: ‏‏"آقاي جنتي نيز عنوان كردند كه حدالامكان براي اعلام نتايج صلاحيت ها تلاش مي كنند."‏

كروبي هم چنين درباره برخي فضاسازي هاي داخلي و خارجي عليه وي و حزب متبوعش خاطرنشان كرد: "ما تاكنون آن ‏طور كه بعضا گفته مي شود نه پشت پرده فعاليتي داشته ايم و نه روي پرده. اين ها فضاسازي‌هاي مسمومي است كه درست ‏مي كنند تا كارها پيش نرود در حالي كه من كار خودم را مي كنم و معتقدم اين موج هاي كاذب زودگذر هستند."‏

‎‎جلسه فوق العاده اعتماد ملي‎‎

از سوي ديگر سخنگوي حزب اعتماد ملي، ‌حزب كروبي از جلسه فوق‌العاده شوراي مركزي حزب اعتماد ملي طي خبر داد.‏
اسماعيل گرامي‌مقدم به فارس گفت: "اين جلسه براي ارائه گزارش ديدار دبيركل حزب با دبير شوراي نگهبان، بررسي ‏وضعيت رد صلاحيت اعضاي حزب و وضعيت 5 نفر از اعضاي تاييد صلاحيت شده برگزار خواهد شد."
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي در ادامه و در خصوص اينكه آيا درباره ارائه ليست نيز تصميم گيري خواهد شد ‏گفت: "هيچ بحثي در اين خصوص صورت نخواهد گرفت، چون ما اكنون در 230 حوزه توان معرفي كانديدا نداريم و تنها ‏در 59 حوزه انتخابيه توان رقابت داريم.‏‎ ‎اميدواريم ظرف روزهاي آتي شاهد تائيد صلاحيت عده بيشتري از اعضا و ‏نامزدهاي حزب اعتماد ملي از سوي شوراي نگهبان باشيم."‏

پيش از اين نيز گرامي مقدم گفته بود: "از شوراي نگهبان انتظار داريم كه تعداد بيشتري را تائيد صلاحيت كنند. از تعداد ‏‏280 نفر تائيد شده تنها 25 نفر از جبهه اصلاحات هستند. انتظار از شوراي نگهبان اين است كه با ادامه روند رسيدگي به ‏صلاحيت‌ها تعداد بيشتري تائيد شوند تا امكان ارائه ليست در همه حوزه‌ها را داشته باشيم و در اين صورت ما به عنوان يكي ‏از دو طيف سياسي كشور بتوانيم براي 290 كرسي رقابت كنيم و اين رقابت منجر به افزايش مشاركت حداكثري مردم در ‏انتخابات مجلس هشتم شود".‏

تماشاخانه اي به نام ايران

بيژن صف سري ‏ - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

bijansafsari.jpg

يکي از مشمئز کننده ترين اعمال عمله سياست اين آب و خاک، يعني هما ن هايي که نانشان در تنوز سياست ‏پخته مي شود، گاها افاضات به دور از عقل و منطقي است که در تمام 29 سال گذشته، چون لق لقه دهان، از ‏صبح تا شام به گوش مردم هميشه در صحنه مي خوانند بي آنکه حتي لحظه اي به اين صرافت افتاده باشند ‏که مبادا مستمعين اين چنين حلقه به گوش، وايضا هميشه در صحنه ، شايد علاوه بر داشتن يک سر ودو گوش ‏و دوپا ويک زبان سرخ، چيزي ديگري هم به نام عقل در سر داشته باشند.‏

به شهاد ت تاريخ همين انقلاب 57، که چند روزي است، بيست و نهمين سالگردش را به پايان برده ايم، هنوز ‏مهرسياه جامه گانش بر پيشاني نقشه ي گربه نشان اين آب و خاک، خشک نشده بود که هياتي که معلوم نيست ‏از روز اول وظيفه اش پاک سازي وطن پرستان بود و يا رد صلاحيت کانديدا هاي بعدي خدمتگزار به ملت ‏در مجلس، تاسيس شد و چند سال بعد هم قانون اساسي که حاصل خون شهيدان انقلاب بود، به صد بهانه ‏اصلاح گرديد و شد آنچه امروز با صد پيوندو تبصره و ماده، نه راهي به روي ملت هاج وواج مانده مي ‏گشايد، و نه روي خوشي به رو ي تغيير دهندگانش. ‏

الغرض اين دو مهم، اولين زنگ اخطاربراي انقلابي بود که تا به امروز مهمترين و اساسي ترين آرمانهايش ‏همچنان بر زمين باقي مانده است خاصه با همين زنگ خطر بودکه از مردم کوچه و بازار که زماني عکس ‏رخ يار در ماه ديده بودند تا عاقلان و خردمنداني که خود را به ناشنوايي مي زدند، بدانند، بازي تمام است، و ‏روز از نو و روزي از نو، به عبارتي بهتر همه به درستي دريافتند که اگر سالي ده بار هم در اين کهنه ديار ‏يکي از پر قدرترترين وپر طمطراق ترين ابزاردمکراسي يک جامعه مدني، يعني انتخابات بر پا گردد، ‏چيزي جز بياد آوردن آن ضرب و المثل فديمي نيست که، حکم خانه خرس و آب و انگوررا دارد و يا بقول ‏زنده ياد سعيد نفيسي که مي گفت: خدواند به ما ايرانيان همچون نياکانمان ذوق مخصوصي براي تماشا ‏کردن داده است و تا چند قرن ديگر هم فرزندانمان هم سرگرم همين تما شا هستند چرا که وضع جغرافيايي ‏ايران، کشور ما را بهترين تماشاخانه جهان کرده است حال اگر تو نمي پسندي تغيير ده فضا را، نه قضا را.‏

با آنچه گفته آمد تصور کنيد اين همه قيل و قال بر سر رد صلاحيت کانديدا هاي مجلس هشتم براي چيست آيا ‏غير از آنچه پيش آمده است بايد اتفاق مي افتاد؟ و يا اينکه هر دوره از انتخابات ميزان تعميق ملت را به ‏سنجش مي کشند؟ آن هم ملتي که چند سال پس از انقلاب با اولين زنگ اخطار از خواب غفت بيدار گرديد و با ‏برگزاري چندين و چند انتخابات ديگر تا به امروز آنقدر آه است که بخوبي در مي يابد که حتي در انتخابات ‏پيش رو نيزهم ، نه تنها غير خودي ها از اصلاح طلب تا نهضت آزدي ها و... ديگر راه به قدرت ندارند بلکه ‏حتي کساني مثل نوه رهبر کبير انقلاب و يارانش هم بايد گوشه عزلت انتخاب نمايند، پس اين همه هياهو براي ‏چه و براي چه کساني است؟ ‏

بيادم هست با آغاز ثبت نام کانديدا هاي انتخابات پيش روي، چندين مطلب که همگي حکايت از بي اثر بودن ‏حضور مردم در پاي صندوق هاي را ي داشت، نوشته بودم تا اينکه روزي يکي از دوستان اصلاح طلب که ‏از قضاي روزگار امروز از مغضوبين هم مي باشد دريک تماسي تلفني گلايه گونه گفت: چرا در نوشته ‏هايت مردم را به حضور نداشتن در انتخابات تشويق مي کني، آيا انتخابات رياست جمهوري گذشته را ‏فراموش کرده اي؟ ‏

‏ گفتم: اولا روزنامه نگاري بي نام نشانم که از 70 ميليون نفوس ايراني شايد ده الي 50 نفر مطلب اين کمترين ‏را بخوانند اما با اين همه به قدر وسع مي کوشم.اما سوال من از شما اين است: که من بعنوان يک شهروند ‏تمايل دارم شما وکيل من و همفکران من در خانه ملت باشيد، آيا اين خواسته ي نابجايي است؟ ‏
گفت: البته که نه، اما رد صلاحيت مان مي کنند. ‏

پرسيدم: تا بدانجا که من و همه ي کسانيکه شمارا مي شناسند، مي دانيم که شما نه قاتل و نه دزد ويا قاچاقچي ‏هستيد. ازهمه مهمتر وطن پرست و با سواد و متخصص در رشته اي هستيد که کشور به وجودتان احتياج ‏دارد، پس چرا رد صلاحيت مي شويد؟ ‏

خنديد و گفت: ما که از پاي نمي نشينيم، اتفاقا قرار است با جمعي از همفکران براي ثبت نام به يکي ازحوزه ‏هاي نام نويسي برويم. ‏

پرسيدم: با علم به اينکه رد صلاحيت خواهيد شد؟ ‏
گفت: بله. ‏

خنديدم وگفتم: براي چه؟ ‏
گفت: براي اينکه بازتاب رد صلاجيتمان به گوش همه جهانيان خواهد رسيد.‏

گفتم: آيا مگر غير از اين است که براي قتل هايي مثل قتل هاي زنجيره اي، و يا با مرگ يک زن ايراني ‏تبارعکاس در زندان اوين، و يا اعدام جوانان و زدن زنان وکشتن دختران در بازداشتگاهها و بستن فله اي ‏روزنامه ها و بازداشت هاي بي دليل آنها و... و هزاران فجاياي ديگر که براي هرکدامشان هزاران طومار و ‏بيانيه و اعلاميه هاي ريز و درشت به مجامعه بين المللي نوشته شد، تغييري در آنچه هنوز مي گذرد، گذاشته ‏است؟ و يا اثري داشته؟ تا براي رد صلاحيت چون شمايي جهاني به تکاپو افتند؟ ... اين است افاضات ارباب ‏سياست ما که با منطقي کودکانه انتظار حمايت مردمي را دارند که بخوبي ميداند آنچه سياسيون مي گويند ‏خواب و خيالي بيش نيست.‏

آنچه گفته آمد از سياسيون امروز اين کهنه ديار بود که با اين قلم الکن و قلب بيمار به تحرير در آوردم که ‏گويي سياسيون را جز با تعميق مردم، راه ديگري نيست، حال بشنويد از روحانيتي که تا به ياد تاريخ مانده ‏است همواره ملجا و پناهگاهي براي مردم بوده اند. طرفه آنکه اخيرا نامه اي از سوي حضرت آيت آلله اسدالله ‏بيات، به آقايان خاتمي، هاشمي و کروبي نوشته شده است ودر آن استمداد طلبانه هشدار داده است مبادا ‏مقاومت نکردن در برابر رد صلاحيت شدگان، آينده انقلاب و جمهوري اسلامي به خطر افتد والخ...‏

بيادم هست در آن زمان که سردبير روزنامه صداي عدالت بودم، روزي با چند تن از همکاران به ديدار چند ‏تن ار روحانيون مستقل از حکومت به قم رفته بوديم از جمله به بيت حضرت آيت الله بيات هم رفته و ساعتي ‏از بياناتشان کسب فيض برديم و در آن جلسه آنچه از ديدار با اين روحاني بي هياهو و روشنفکر دريافتم، ‏دانستم اين روحاني فارغ از هر قيل و قالي به اصطلاح نان و ماست خود مي خورد و با اندکي از شاگردانش ‏به مباحثه علمي از نوع حوزه ي مشغول است و کاري به امر جاريه کشورنيز ندارد حتي اگرمرجعي چون ‏آيت الله منتظري را چند خانه دور تر از خانه او در حصر کرده باشند. ‏

الغرض وقتي نامه حضرت آ... بيات، به آقايان خاتمي، هاشمي و شيخ کروبي را خواندم، نا خود آگاه اين حمله ‏بر زبانم جاري شد که آش آنقدرشور است که آشپز باشي هم به صدا در آمده است، اينکه مي گويم آشپز ياشي ‏از اين رو است که حضرت آيت ا..اسدالله بيات زنجاني خود از اعضاي موثر بازنگري به قانون اساسي ‏هستند.‏

بي شک احساس مسئوليت يک روحاني نسبت به آينده يک ملت مسلمان امري طبيعي است اما بشرط آنکه اين ‏خير خواهي از سر تدبير و عالمانه باشد اما استمداد اين روحاني عاليمقام از آقايان خاتمي، هاشمي و شيخ ‏کروبي به دلايل ذيل نشان از بي اطلاعي ايشان از عمق فاجعه ايست که ايشان را به نوشتن چنين نامه اي وا ‏داشته است.‏

‏1- استمداد از روحاني عاليقدري چون خاتمي که به حق اگر در طول 29 سال گذشته در مجامع بين المللي ‏وجه اي کسب کرده ايم از اوست و تنها روحاني محبوب قلبها مي باشد امااستمداد از چنين عالمي محبوب ‏قلبها خطاي محض بيش نيست چرا که خاطره ي بيست ميليون راي به اين روحاني عاليمقام هنوز از يادها ‏محو نگرديده که عاقبت با همه ي نيت خيري که براي اصلاح امور اين آب و خاک داشته است، آنگاه که با ‏فرمان حکومتي روبه رو گرديد، در پاسخ به همه ي چشم انتظاراني که به او دل بسته بودند تنها يک پاسخ ‏داشت، او گفت ک "رئيس جمهور در ايران يک تدارکات چي بيش نيست". حال اين چه ساده انديشي است ‏که از چنين روحاني خوش قلب اما... خواسته شود تا مانند اجدادش در راه حق با هر هزينه اي گامي براي ‏ملت بر دارد؟ ‏

‏2- و اما آيت الله هاشمي که بي شک تاريخ زنده ي انقلاب و از ياران صديق رهبر کبير انقلاب بوده است. او ‏هم امروز به دليل در گرداب قدرتي که خود آفريده است، دست و پا مي زند. و عقل سليم هرگز از چنين ‏غريقي هرگز طلب ياري نمي کند آنهم عالمي چون حضرت آ...بيات که عمل غير عالمانه اي بيش نيست چرا ‏که هنوز به خاطر داريم در انتخابات رياست جمهوري گذشته وقتي بنا به گفته خود جصرت آ... هاشمي ‏ناجوانمردانه او را از صدر جدول به زير مي کشانندش، تنها دفاعيه اش واگذار کردن متخلفين به خداوند ‏بوده است و قادر به اخقاق حق خود نبود، آيا چنين عالمي قادر به احقاق حقوق ديگران نيز خواهد بود؟ ‏

‏3- سومين خطاي روحاني بي جنجال اما روشن ضميرما، حضرت آ... اسدالله بيات استمداد ازآ... کروبي ‏معروف به شيخ اصاحات است چرا که شايد اين روحاني عالي قدر قم نشين ما ( آ...بيات ) از ياد برده باشند ‏آنگاه در زمان انتخابات رياست جمهوري گذشته را، وقتي شيخ اصلاحات ( کروبي ) در فاصله ا ي کوتاه که ‏به مثابه خواب اصحاب کهف بود از صدر جدول به قعر پرتاپ مي شو د تا بدانجا که سراسيمه به بيت رهبري ‏رفته و آنچه حق خود مي دانست به شرط ممهور شدن لبان پر گوي خود مي ستاند. و اين سکوت آن زمان ‏بر ملا مي گردد که ناگاه حزبي عظيم ( اعتماد ملي ) با ده ها نماينده ي مجلس ششم و روزنامه اي پر ‏طمطراق با بودجه اي... بر ملا مي شود . حال توسل و استمداد به اين سه تن آيا حکم به خطا رفتن آن عالم ‏بي عمل را نمي ماند؟ ‏

‏ سخن کوتاه ولي رخصتي دهيد تا آن تعبير جالبي که از زمانهاي گذشته در فرهنگ مردم اين کهنه ديارسينه ‏به سينه مانده است حسن ختام اين شقشقه قرار دهم که مي گويند: "هر قالبي به مقلوب خويش شبيه تر است. ‏يعني آناني که در صحنه درگيري هاي سياسي پيروز مي شوند و به عنوان مصلح جامعه قد علم مي کنند، ‏همواره مرتکب اعمالي خواهند شد که آدمي را به ياد تعبير زيباي آن فرزانه ( هانا آرانت) مي اندازد که در ‏باره ي انقلاب کبير فرانسه گفته بود، " هابيل، قابيل را کشت". که از نگاه جامعه شناسي اين تعبير به معناي ‏آن است که مردمي که فرهنگ روابط اجتماعي شان در ساختار کلي با نظام سياسي حاکم، يکي است، هر گاه ‏عليه ظلم حاکمي قيام کنند و به حکومت نشينند جز ادامه ي کارحاکمان پيشين و شايد بدتر از آن، کارديگري ‏نمي توانند انجام دهند آنچنان که تاريخ ما گواه اين ادعا است، نهضت سربداران يکي از مصداق هاي اين ‏اصب مهم جامعه شناسي است چرا نيز عاقبت آنها هم به راهي رفتند که حاکمان پيش از آنها رفته بودند؛ ‏آنچنان که امروز پس از 29 سال از انقلاب شاهد برآنيم که حتا روحانيت هم نيز، که خود علمدار اين نهضت ‏بوده است، به اين اصل مهم اما اجتناب ناپذير از علم جامعه شناسي گرفتار آمده اند و به راهي مي روند که ‏پيش از اين گذشتگان رفته اند.‏

به نيکو سخني دارد فرزانه ار ياد رفته ما سعيد نفيسي که گفته بود "ايرانيان به دليل ظلم پذيري که همچون ‏وراثت نحس که از اجداد خود به ارث برده اند تماشاچياني خوبي هستند، زيرا ايران تماشا خانه اي بيش ‏نيست."‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

فرمانده پوزش بخواهد

كيهان هم از سخنان سردار جعفري انتقاد كرد - پنجشنبه 25 بهمن 1386 [2008.02.14]

arashsigarchi.jpg

آرش سيگارچي

اظهارات اخير سردار جعفري كه از سوي بسياري "ورود رسمي نظاميان" به فعاليت سياسي تلقي شد، نه تنها واكنش ‏اصلاح طلبان را در پي داشت بلكه حسين شريعتمداري، مديرمسئول کيهان را نيز واداشت تا در قالب مقاله اي، خواستار ‏‏"پوزش خواهي" فرمانده كل سپاه شود. ‏

farmandehsepahshar.jpg

شريعتمداري در يادداشتي با عنوان‌ "خطا را بايد پذيرفت" آورده است: "متاسفانه بايد پذيرفت كه اظهارات فرمانده محترم ‏سپاه- دستكم در ظاهر- با رهنمود صريح حضرت امام(ره) مغايرت داشته و در خوشبينانه ترين حالت مي توان گفت كه ‏ايشان در بيان مقصود و منظور خود موفق نبوده است." ‏

در بخش ديگري از اين يادداشت آمده است: "مگر نه اكه مطابق آموزه هاي اسلامي بايد «جانب حق را گرفت ولو عليه ‏خودتان باشد» و يا مگر خداوند سبحان سفارش نفرموده است دشمني با اين يا آن گروه نبايد شما را از حق گويي و عدالت ‏ورزي دور كند؟ با شناختي كه نگارنده از سردار جعفري فرمانده محترم سپاه دارد، كمترين ترديدي ندارد كه براي ايشان ‏پيروي از رهنمودهاي حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب يك اصل خدشه ناپذير است ولي همانگونه كه اشاره شد، اين ‏برادر عزيز و انقلابي در اظهارات اخير خود- بي آنكه بخواهد- برخلاف نظر صريح امام راحل(ره) سخن گفته است و ‏چاره آن پوزش از خطاي لفظي- سهوالبيان- و توضيح درباره آن است."‏

البته شريعتمداري در بخش پاياني يادداشت خود اشاره اي به اصلاح طلبان و اعتراض آنها به اظهارات فرمانده سپاه نيز ‏دارد:" اين نكته نيز گفتني است كه با توجه به مواضع اعلام شده بسياري از مدعيان اصلاحات، اعتراض آنان به اظهارات ‏اخير سردار جعفري را نمي توان ناشي از ارادت آنها به حضرت امام(ره) تلقي كرد، چرا كه برخي از اين افراد و گروهها، ‏نه فقط بي ارادتي خود به امام راحل(ره) را بارها به صراحت نشان داده اند بلكه در موارد فراواني از دشمنان تابلودار امام ‏و انقلاب نيز آشكارا حمايت كرده اند و كيهان طي 10سال گذشته نمونه هاي فراواني از مواضع مشمئزكننده مدعيان