تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | شیرین عبادی: پزشک بی طرف جنازه فتاحیان را معاینه کند | هشدار! بوي روزهاي سخت مي آيد | | قواعد بازی صدا و سیماباید رعایت شود | احمدی نژاد اعطاء امتیاز ویژه به ترکیه را تکذیب نکرد | با طراحی های دولت کودتا: | محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران: | سردار جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه | اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران //از خارج چپ روی را تشویق نکنید | احمدی نژاد دروغگوست، نه نخست وزیر ترکیه | | | نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن: | آیت‏الله دستغیب در جمع دانشجویان: |

Click to view full size imageنوروز مبارك

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

تفسیر خبرگزاری «نووستی» از سفر معاون بوش به اطراف ایران

10 ماه آینده

شاهد حوادث مهم خواهیم بود

گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران، تا حدی خبرچینی های نگرانی برانگیز

 جاسوس های اسرائیل را تائید کرد. در گزارش آژانس عملاً نتیجه گیری های اداره اطلاعاتی آمریکا

 مبنی بر این که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را متوقف کرده، رد شد. ممکن است چینی در سفر

به منطقه، بتواند با استفاده از گرایش ضد ایرانی در منطقه میان اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس

 برای نزدیک تر ساختن آنان پل بزند.

 
 
 
 
 

"ریچارد چینی" معاون رئیس جمهور آمریکا سفر خود به کشورهای خاور نزدیک را آغاز کرد که طی آن از عمان، عربستان سعودی، اسرائیل، فلسطین، ترکیه، عراق و افغانستان بازدید بعمل می آورد.

سفر 10 روزه چینی به خاور نزدیک، نشان دهنده اهداف کاخ سفید در منطقه ای مهم و استراتژیک برای آمریکا در دوره پایانی ریاست جمهوری جرج بوش است. بوش که خاور نزدیک را اولویت اصلی در سیاست خود اعلام کرده است، طی 8 سال ریاست جمهوری خود دچار شکست ها و ناموفقیت هایی در منطقه شد. همین نیز کاخ سفید را وادار می سازد تا در 10 ماه باقی مانده از ریاست جمهوری بوش تلاش های خود را شدیداً افزایش دهد. جرج بوش به کرات اعلام کرده است که امکان امضای توافقنامه صلح بین فلسطین و اسرائیل تا روی کار آمدن ریاست جمهوری جدید در آمریکا در ماه ژانویه 2009 وجود دارد. و در این راستا، فعال شدن ریچارد چینی در مذاکرات با "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل و "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین گویای این است که جرج بوش از اوضاع امور در خاور نزدیک رضایت ندارد.  

در ماه دسامبر سال گذشته میلادی، اداره اطلاعاتی آمریکا عملاً اطلاعات نیروهای امنیتی اسرائیل درباره امکان دستیابی به سلاح هسته ای در ایران تا سال 2009 میلادی را تکذیب کرد. این نتیجه گیری سبب نگرانی جدی مقامات اسرائیلی شد که به همین دلیل طی سه ماه اخیر چندین بار مامورین امنیتی خود را به همراه اطلاعات جدیدی به واشنگتن اعزام کرده اند.

می توان گفت که گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران، تا حدی خبرچینی های نگرانی برانگیز جاسوسین اسرائیل را تاکید کرد؛ در گزارش آژانس عملاً نتیجه گیری های اداره اطلاعاتی آمریکا مبنی بر این که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را متوقف کرده است، رد می شوند.

اطلاعات جدید منجر به تغییراتی در نگرش رئیس جمهور آمریکا نسبت به اوضاع در ایران شد. یکی از نتایج این تغییر برکناری "ویلیام فالون" فرمانده نیروهای این کشور در عراق و افغانستان بود که کاملاً مخالف حل نظامی مسئله ایران بود.

ریچارد چینی که پایبند به سیاست سختگیرانه ای نسبت به تهران است، پیشتر در سال جاری میلادی، با فالون دیدار کرده بود و سعی داشت او را متقاعد کند که موضع خود را تغییر دهد.

در عین حال، نظر عربستان سعودی و عمان نسبت به تلاش های مصرانه ایران برای تبدیل شدن به قدرت اصلی منطقه، با نگرانی های اسرائیل همخوانی دارند. "سایمون هندرسون" کارشناس سیاسی می گوید: "علیرغم این که این کشورهای حاشیه خلیج فارس، رسماً مخالف حل نظامی اوضاع در ایران هستند، اما عربستان سعودی و عمان، زمانی که صحبت درباره امنیت ملی آنان باشد، بر توان نظامی آمریکا تکیه دارند".

وی یادآور می کند که عمان ده ها سال است که پایگاه نظامی هوایی و سایر تاسیسات نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و عربستان سعودی نیز در مدت اخیر درباره دریافت تسلیحاتی به مبلغ بیش از 20 میلیارد دلار در چارچوب برنامه تقویت نظامی متفقین آمریکا که مخالف ایران هستند، با واشنگتن توافق کرده است.

بدین ترتیب ممکن است ریچارد چینی بتواند از عامل ضد ایرانی بین اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس برای نزدیک تر ساختن آنان استفاده کند.

اما بعید است که انگیزه اصلی سفر چینی و مقامات امریکائی در رابطه با تهران اعلام شود، بویژه اگر تمامی طرفینی که در مذاکرات شرکت دارند، سکوت اختیار کنند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

رئیس مجلس هفتم

با 13 در صد رای تهرانی ها

حدادعادل باز هم رفت مجلس!

بادامچیان با 5ر6 درصد و آقا تهرانی با 9 در صد آراء تهران رفتند  مجلس

 
 
 
 
 

همچنین از کل حوزه انتخابیه تهران، ری، شمیرانات و اسلامشهر؛ يک ميليون و 909 هزار و 562  رای به صندوق ها ریخته شده است.

غلامعلی حداد عادل که با 844 هزار و 230 رای در صدر منتخبان تهران قرار گرفته که عملا یعنی فقط 13 درصد از کل واجدین حق رای در تهران به او رای داده اند.

اسدالله بادمچیان را هم با 436 هزار و 611 رای  به مجلس بردند.  یعنی با 6.5 درصد از آرای واجدین حق رای در پایتخت.

اولین نفر لیست جبهه متحد اصولگرا، یعنی حاج مرتضی آقا تهرانی (مداح) با 9 درصد آراء مردم تهران عضو مجلس هشتم شد.

 
 
 
 

پشت پیام پراکنی ها و تبریکات رهبری

قابل توجه امام جمعه های تهران و شیراز

درتهران 30 درصد و در شیراز 29 در صد مردم رای دادند

قاسم مرادی

 
 

بر اساس اطلاعات مرکز آمارایران جمعیت بالای 18 سال استان فارس در سال جاری بالغ بر 3075760نفر می باشد.

طبق آمار ارائه شده از سوی فرمانداری ها، جمعا حدود 1726221 رای از مردم در سطح استان اخذ شده است، که برخلاف گفته مسئولان استان تنها 56 درصد از مردم در انتخابات شرکت کرده اند. بیشترین آمار شرکت در انتخابات در حوزه انتخابیه لامرد و مهر با 107 درصد(یعنی7درصد بیشتر از واجدین شرایط رای دادن) وکمترین میزان شرکت در حوزه انتخابی شیراز با حدود 29 درصد واجدین شرایط بوده است.( در تهران نیز حدود 30 در صد در انتخابات شرکت کرده اند- پیک نت و بموجب گزارش های منتشرشده) لازم به توضیح است که در حوزه شیراز افراد شرکت کننده در انتخابات بیشتر از روستاها و بخش های تابعه بوده اند و میزان مشارکت مردم شیراز در انتخابات اخیر به مراتب پایین تر از این آمار نیز می باشد.

از 18کرسی نمایندگی استان فارس در مجلس شورای اسلامی نماینده برای نشستن بر روی 12 کرسی در مرحله اول انتخاب شدند که از این تعداد 5 نفردرلیست جبهه متحد اصولگرایان حضور داشتند و 7نفر دیگر یا کاندیدای مستقل بوده اند یا منتسب به اصلاح طلبان .

برای انتخاب 6 نماینده باقی مانده که به مرحله دوم راه یافته اند 12نفر معرفی گردیده اند که از این تعداد 4 نفر در لیست جبهه متحد اصولگرایی و 8 نفر دیگر یا کاندیدای مستقل می باشند یا منتسب به اصلاح طلبان.

با توجه به آمار ارائه شده دراین انتخابات کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان تنها 30درصد از کرسی ها را بدست آورده اند و 70 درصد باقی مانده به کاندیدهای مستقل و اصلاح طلب اختصاص یافته است.

جالب توجه است که تنها چهار نفر ازنمایندگان مجلس هفتم در این دوره توانسته اند برای حضور در مجلس هشتم آرای مردم را به خود اختصاص دهند. برخی از نمایندگان فعلی مردم فارس در مجلس شورای اسلامی در حوزه های انتخابیه خود در رده چهارم و پنجم قرارگرفته اند. طبق اخبار وصله در یکی از حوزه ها نماینده کنونی مجلس تنها 5 درصد از کل آرا را به خود اختصاص داده است.(عناوین از پیک نت است)

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

دموکراسي ايران وغذاي چيني

اميد معماريان o.memarian@roozonline.com - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

po_memarian_01.jpg

چندسال پيش، با جمعي ازدوستان به مجموعه جام جم خيابان ولي عصر تهران رفته بوديم. ازمعدود جاهايي که ‏درغرفه هاي مختلف غداهاي متنوع ايراني وغيرايراني طبخ مي شود. يکي ازميان ما غذاي چيني سفارش داد. او ‏که ايراني-آمريکايي بود دراثنايي که غذايش آماده شود اندرخوشمزگي وفوائد غذاي چيني آنقدرصحبت کرد که دل ‏همه ما رفت.‏

غذا‎ ‎که آمد همه ما چشم به دهانش دوخته بوديم که ببينيم خوردن غذاي چيني چه لذتي دارد. هنوز لقمه اول ‏ازدهانش پايين نرفته بود که با عصبانيت رو به يکي از کارکنان آنجا کردو گفت: "آقا اين که به جاي غذاي چيني، ‏خورشت ايراني است؟!" برخلاف خيلي از ما ايراني ها که وقتي جاي خيلي شيکي مي رويم وبا اتفاق غيرمنظره ‏ايي روبرو مي شويم سخني به لب نمي آوريم واعتراض نمي کنيم دوست ما شروع کرد به اعتراض. خلاصه آشپز ‏آمد با کلي عذرخواهي و گفت: "خانم معذرت مي خواهم، اين آشپز جديد ما تازه وارد است نمي داند واقعا چطور ‏غذاي چيني درست کند، البته درست مي شود. اما مردم که نمي دانند اين غذا چيني نيست، بنابراين زيادفرقي نمي ‏کند.... احتمالا شما قبلا خورده ايد." لهجه دوست ما نشان مي داد. اما اين سخن همه ما را برآشفت. شگفتي و ‏تعجب ما اين بود: حالا مردم متوجه نشوند -‏‎ ‎چون درچين وجاهاي ديگر غداي چيني نخورده اند- ولي انصاف ‏نيست به اسم غذاي چيني، چيز ديگري به خورد آنها بدهي؟

داستان انتخابات و سازمان هاي شبه دموکراتيک در ايران به مثابه همان ارائه غذاي چپني با طبخ ايراني است. ‏شوراي نگهبان وديگرنهادهاي ناظر چنان بلايي بر سر روند برگزاري انتخابات آورده اند که عملا دسترسي بخش ‏عمده ايي از مردم که نگاه متفاوتي به گرداندن امور جامعه دارند به قدرت بي معني شده است. تقسيم بندي ‏‏"خودي" و "غيرخودي" طي سالهاي گذشته مبناي ورود افراد به نهادهاي کاملا کنترل شده شبه دموکراتيک بوده ‏است نه قانون انتخابات وديگر قوانيني که برحضور مردم درچرخه قدرت صحه مي گذارد. ‏

همين دايره خودي ها نيز طي اين چند سال دستخوش تغييرات فراواني شده است. به نحوي که بسياري از افرادي ‏که سه چهار سال پيش خودي محسوب مي شدند تنها با انتقادات ملايم واظهار نظرهاي مستقل خود را ازدايره ‏حمايت هدايت کنندگان دموکراسي ايراني خارج ديده اند وبه ناچار از اين نهادها به بيرون انداخته شده اند.‏

بنابراين از انتخابات ونهادهايي مانند "مجلس شوراي اسلامي" ومفاهيمي مانند "راي مردم" تنها صورت آن باقي ‏مانده و عملا از آنچه که قانون گذار درابتداي انقلاب مرادش بود ديگر خبري نيست.‏

اصلاح طلبان ونيروهاي منتقد نيز که دائما بر مشارکت تاکيد مي کنند ومي دانند رفتن به سوي هرگونه تحريم ويا ‏شرکت نکردن درانتخابات به معني از دست دادن همان سهمي است که به صورت سنتي دريافت مي کنند، در ‏نهايت به صورتي هدايت مي شوند تا سهم اندک از پيش تعيين شده را دريافت کنند. آنها به قلب معناي انتخابات به ‏ناچار تن مي دهند وچون همه پروژه سياسي شان محدود مي شود به رفتن به مجلس ويا رياست جمهوري، به ‏انتظار مي نشينند تا يک بار ديگر بتوانند سهمي که به آنان داده مي شود را دراختيار بگيرند. ‏

گردانندگان اين صحنه نامي که براين نمايش مي گذارند را دموکراسي مي خوانند و احترام به راي مردم. درحالي ‏که به برکت گردش اطلاعات ازطريق مکانيسم هاي مختلف، مردم آگاهند که ماجرا ازچه قرار است. واقعيت اين ‏است که اين دموکراسي مدل ايراني که اختراع شوراي نگهبان وديگرنهادهاي همسوست، نهايت تحمل نظامي است ‏که با دستکاري دربديهي ترين اصول تلاش مي کند چيزهايي را به خورد مردم بدهد که اين روزها عملا به خورد ‏کسي نمي رود. درواقع امروز حتي اگر افراد نتوانند به روندي که انتخابات را عملا از ماهيت مردمي خود خارج ‏کرده اعتراض کنند، اما متوجه مي شوند که چه کساني و درطي چه فرآيندي وبا چه اهدافي مواد اوليه غذاي طبخ ‏شده را عوض کرده اند ومزه آن چنان تغييرکرده که کسي نمي داند آنچه برسرسفره است دقيقا چه نامي دارد. ‏درواقع کمتر کسي است که نداند آنچه به خوردش داده مي شود نه غذاي چيني بلکه خورشت ايراني است. ‏

کاهش درصد شرکت کنندگان درانتخابات روز جمعه علي رغم علاقه مندي مسئولان به بالا بردن درصد راي ‏دهندگان -که البته امري بي سابقه نيست- پيامي جدي درخود دارد. اين راه هماني است که صدام حسين را به جايي ‏رساند که در انتخابات بالاي 90 درصدي پيروزي خود را جشن بگيرد. باور کنيد هيچ آدم عاقل وسالمي چنين ‏پيروزي را خوش نمي دارد.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

گراني بيداد مي کند

دولتيان انکار مي کنند - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

geranibidadmikonad.jpg

‏ناصر طربيان

‏"عيد امسال از ايامي است که افزايشي در عوامل توليد نخواهيم داشت و بازار کاملا قابل کنترل و تنظيم ‏است." مسعود ميرکاظمي وزير بازرگاني دولت محمود احمدي نژاد در حالي روزهاي گذشته اين سخنان را ‏بر زبان راند که در آخرين روزهاي سال 86 افزايش بي رويه قيمت اقلام مورد نياز مردم، مشکلات زيادي ‏ايجاد کرده است.‏

وي طي همين گفت و گو با خبرنگاران گفته است: "سال گذشته مردم شاهد اقدامات صورت گرفته براي ‏کنترل قيمت ها درشب عيد بودند به گونه اي که با مقايسه نوروز 85 با نوروز 84 اين امرکاملا مشهود ‏است."‏

مسعود ميرکاظمي افزوده: "در نوروز 85 علي رغم اينکه ميوه و مرکبات از کشاورزان به قيمت بالاتري ‏خريداري شده بود اما به نسبت نوروز 84 قيمت ها بسيارمناسب تر بود و با ذخيره سازي که توسط بخش هاي ‏مردمي و با مديريت وزارت بازرگاني صورت گرفت و با تسهيلات ارائه شده ذخاير موجود درروزهاي ‏پاياني سال به بازار عرضه شد که در تمام طول عمرم نوروز 85 تنها نوروزي بود که قيمت ميوه افزايش ‏نداشت."‏

اما واقعيت اين است که برخلاف نظر وزير بازرگاني، اين روزها تقريباً همه کساني که براي خريد هاي ‏معمول پايان سال خود به بازار و مراکز فروش کالاها مراجعه کردند با گراني بي سابقه اي روبرو شدند. ‏
موج جديد گراني ها در حالي هر روز بيش از روز قبل خود را بر زندگي روزمره مردم تحميل مي کند که ‏پيش از اين محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، گراني ها را دروغ رسانه اي خوانده و گفته ‏بود: "گراني ها جنگ رواني است که مطبوعات و مخالفان راه انداخته اند."‏
‏ ‏
او چندي بعد حرف خود را "تا حدودي" پس گرفت، اما هنوز از اقدامي جدي خبري نيست.‏
به گزارش خبرگزاري ها امسال در آستانه عيد نوروز قيمتها حداقل نسبت به سال گذشته 30 درصد افزايش ‏يافته ونظارت دولت در اين خصوص ضعيف است.‏

در حال حاضر قيمت هر کيلو گرم گوشت به ۹ هزار تومان افزايش يافته است؛ ضمن آنکه با توجه به سيل ‏تقاضا در روزهاي پاياني سال، عرضه مواد پروتئيني هم پاسخگوي نياز بازار نيست.‏

در اين ميان وعده مسوولان دولتي مبني بر توزيع گوشت ارزان قيمت تا متعادل شدن قيمت ها به آرزويي ‏مبدل شد که با گذشت چندين ماه از آن هنوز فاصله بسياري با واقعيت دارد. آن هم در حاليکه پيش از اين ‏کارشناسان در مورد گراني گوشت هشدار داده بودند. ‏

همزمان در روزهاي اخير قيمت مرغ نيز در بازار تهران به بيش از 2700 تومان در هر کيلو رسيد که ‏افزايشي 30 درصدي را رقم زد. قيمت مرغ در حالي افزايش يافته که عرضه مرغ منجمد نيز آغاز شده اما به ‏دلايل مختلف از قبيل عدم بهداشتي بودن مرغ هاي منجمد، مردم تمايل زيادي به خريد آن نشان نمي دهند و ‏عمده دليل افزايش قيمت مرغ گرم نيز همين موضوع است.‏

همچنين در حالي که معاون مالي و اداري وزارت بازرگاني پيش از اين در گفت و گو با ايرنا خاطر نشان ‏کرده بود که "تمهيدات لازم براي ميوه شب عيد انديشيده شده و به اندازه كافي ميوه در انبارها ذخيره شده ‏است" قيمت ميوه نيز به طور بي سابقه اي افزايش يافته به طوري که قيمت هر کيلو پرتقال مصري که به دليل ‏يخ زدن توليدات داخلي، اخيرا وارد کشور شده، به بيش از 1500 تومان رسيده است. اين در حالي است که ‏وزارت بازرگاني تعرفه واردات ميوه را نيز در ماه هاي اخير کاهش داده بود. ‏

عليخاني در پاسخ به اين سؤال كه آيا ميوه هاي يخ زده زمستان در شب عيد به مردم داده مي شود يا نه تأكيد ‏كرد: "ميوه هاي يخ زده براي عيد توزيع نمي شود زيرا ميوه هاي يخ زده خارج از سيستم تنظيم ميوه ها ‏است."‏

‏ وي گفت: "كار ذخيره سازي و انبار ميوه هاي شب عيد از آبان ماه آغاز شده است و اين ميوه ها در شب عيد ‏در اختيار شهروندان قرار مي گيرد."‏

معاون وزير بازرگاني در پاسخ به افزايش قيمت هاي اخير برخي از اجناس، اظهار داشت: "آب و هوا و ‏تقاضاي مردم بر قيمت ها تأثير بسزايي دارد و افزايش قيمت ها را به وجود آورده است."‏

به گزارش ايرنا، وي با اشاره به اينكه قيمت تخم مرغ به زودي كاهش مي يابد تأكيد كرد: "قيمت تخم مرغ از ‏قيمت كنوني كاهش مي يابد ولي درصد كاهش آن مشخص نيست."‏

‎‎کارشناسان و سياست هاي دولت‏‎‎

کارشناسان اغلب سياست هاي نامناسب دولت در عرصه اقتصاد راعامل چنين گراني هايي مي دانند. به ‏گزارش خبرگزاري مهر مرتضي الله داد، کارشناس مسايل اقتصادي معتقد است، زماني که تقاضا افزايش مي ‏يابد اما به ميزان آن عرضه ايجاد نمي شود، قيمت ها سير صعودي پيدا مي کنند که در اين مواقع مردم بايد ‏خريدهاي پايان سال خود را زودتر انجام دهند تا از ميزان تقاضا کاسته شود.‏

وي مي افزايد: "دولت مي تواند به افزايش عرضه کالاهاي مورد نياز ارزان کمک کند به گونه اي که درپايان ‏سال مايحتاج مردم ازجمله پوشاک ازطريق فروشگاه هاي عرضه مستقيم کالا يا فروش بهاره درسطح گسترده ‏وبدون واسطه تامين شود."‏

اين کارشناس مسايل اقتصادي خاطرنشان مي کند: "يکي از بزرگ‌ترين مشکلات اقتصادي کشور ما وجود ‏واسطه ها است؛ به گونه اي که حاشيه سود ميان از توليد کننده تا مصرف کننده نصيب اين قشرمي شود."‏
محمد قلي يوسفي کارشناس ديگر مسايل اقتصادي مي افزايد: "تزريق درآمدهاي نفتي به کشور و گسترش ‏بوروکراسي اداري موجب افزايش هزينه هاي دولت مي شود و زماني که عرضه کالا به اندازه کافي نباشد به ‏طورطبيعي افزايش نقدينگي و ايجاد تورم وافزايش قيمت ها را دربرخواهد داشت."‏

به گفته وي، عرضه يک فرآيند بلند مدت است که نيازمند سرمايه گذاري، امنيت اقتصادي و شفافيت درقوانين ‏و مقررات است ازاين روعرضه کالا دربلند مدت نتيجه مثبت خواهد داشت نه درکوتاه مدت.‏

يوسفي، کسري بودجه دولت، افزايش نقدينگي، تبديل ذخايرارزي به ريالي و تزريق به جامعه، افزايش بي ‏رويه نرخ سود بانکي و تغييرنرخ ارزرا ازجمله سياست هاي نادرست دولت مي داند ومعتقد است اين عوامل ‏موجب کاهش شديد ارزش پول ملي شده به گونه اي که هم اکنون يک ريال ايران معادل يک بيستم روپيه هند ‏است.‏

وي وجود پول هاي سرگردان وسرايت آن از يک بخش به بخش ديگري از اقتصاد کشوررا هم ازريشه هاي ‏تحميل تورم درکشورمي داند.‏

‎تذکرهاي بي فايده به دولت‎‎

‏ پيش از اين وهمزمان با آغاز موج گراني ها، پنجاه تن از اقتصاد دانان و استادان دانشگاه که برخي از آنها ‏پيشتر سمت هايي در بخش هاي اقتصادي دولت داشتند، در نامه اي سرگشاده به محمود احمدي نژاد، نسبت به ‏عواقب سياست هاي دولت هشدار داده بودند.‏

کارشناسان اقتصادي در اين نامه "عدم پايبندي دولت نهم به قواعد حکمراني خوب، نامساعد کردن فضاي ‏سرمايه گذاري و محيط کسب و کار در کشور، افزايش بي رويه واردات، اتخاذ سياست مالي انبساطي، ‏سياست پولي انبساطي ونرخ تورم بالا، بحران در بازار سرمايه، وضعيت نابسامان نظام بانکي و مداخله ‏بيرويه در بازار کار" و برخي ديگر از سياست هاي دولت را به عنوان محورهاي هشدار مد نظر قرار داده ‏بودند. ‏

آنها هم چنين "طرح شعار عدالت اجتماعي به عنوان محور اصلي دولت نهم " را موجب برانگيختن "انتظار ‏و توقع توسعه و رونق سريع اقتصادي در اکثريت بزرگي از مردم اين سرزمين" دانسته، و درباره شکست ‏احتمالي چنين شعاري و عواقب احتمالي آن هشدار داده بودند.‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

مطالعه موردي يک انتخابات

سيدحميد متقي - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

mottaghi.jpg

فکر مي کنيد اگر از مشاهده گراني که جغرافياي سياسي ايران در سال 86 رصد کرده اند بخواهيم که حساس ترين ‏شهراورد هاي عرصه سياست داخلي جمهوري اسلامي در سالي که روزهاي پاياني آن را سپري مي کنيم را فهرست ‏وار بيان کنند، چه ليستي را تهيه خواهند کرد؟ شايد برخي چالش مجلس ودولت را مطرح کنند و بعضي ديگر انتخابات ‏مجلس هشتم را...اما با قاطعيت مي توان گفت که انتخاب رئيس جديد مجلس خبرگان رهبري جزو سه انتخاب ابتدايي ‏ليست هر يک ازآنها خواهد بود. از سويي به اين سبب که مجلس خبرگان ناظر بر عملکرد مقام رهبري به عنوان راس ‏هرم قدرت در نظام جمهوري اسلامي است واز سوي ديگر انتخاب جانشين براي فردي که تا مردادماه 86 نام وي و ‏رياست مجلس خبرگان رهبري با هم مترادف بوده است وشايد از همه مهمتر تماشاي رقابتي مدرن در سنتي ترين نهاد ‏انتخابي نظام جمهوري اسلامي ايران.‏

‎‎آغاز ماجرا‎‎

‏ هنگامي که در واپسين روزهاي سال 85 نخستين جلسه دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري در ساختمان سابق مجلس ‏شوراي اسلامي برگزارشد هيچ يک از تحليل گران سياسي در ارزيابي هاي خود حتي احتمال اندکي را نيز براي ‏امکان تغيير ترکيب بخش ارشد هيات رئيسه مجلس خبرگان رهبري اختصاص نداده بودند. طبق روال معهود امسال ‏نيزآيت الله مشکيني بر کرسي رياست وآيت الله هاشمي رفسنجاني بر کرسي نايب رئيس اولي مجلس تکيه زده وانتخاب ‏بقيه افراد نيز تاحدود زيادي قابل پيش بيني بود وباز هم طبق روال جلسات دو سه سال اخير آيت الله مشکيني تنها در ‏جلسه افتتاحيه حضوريافت وعملا اداره جلسات به هاشمي رفسنجاني سپرده شد.درسال جديد وبه ويژه در ماه هاي خرداد ‏وتير اخبار متناقضي درباره وضعيت جسماني آيت الله مشکيني در برخي محافل سياسي کشور منتشر شد واز همان ‏زمان اندک اندک بحث جانشيني آيت الله مشکيني در برخي گفتگو هاي خصوصي مطرح شد. اما در عرصه عمومي ‏ومطبوعات اين گونه اخبار و تحليل ها کمتر مجال بروز پيدا کردند. اين گونه شايعات واخبار در بخش پنهان سياست ‏کشور جريان داشت تا اينکه در روز سي ام تيرماه روزنامه اعتماد صحبت هاي در گوشي فعالان سياسي را به عرصه ‏افکارعمومي كشاند ودر تيترنخست خود با عنوان "گمانه زني درباره رئيس جديد مجلس خبرگان " به اين مساله اشاره ‏کرد. اين روزنامه در گزارش تحليلي خود آورده بود: بيماري و وضعيت جسماني آيت الله "علي مشکيني" توجه ها را ‏به سمت صندلي رياست مجلس خبرگان رهبري و گمانه زني راجع به جايگزين احتمالي ايشان معطوف کرده است.آيت ‏الله مشکيني رئيس 86 ساله چهار دوره مجلس خبرگان رهبري هم اکنون به دليل مشکلات ريوي، بيماري مزمن خوني ‏و وخامت وضعيت عمومي در بيمارستان بقيه الله بستري است و خبرها حاکي از آن است که وي قادر به ادامه اداره ‏مجلس خبرگان نيست... با عود کردن بيماري ايشان، روحانيون ارشد عضو مجلس خبرگان رهبري شايد ناچار شوند ‏تغيير ترکيب هيات رئيسه را در دستور کار قرار دهند.در اين گمانه زني دو نام بيش از ساير گزينه ها براي جلوس بر ‏صندلي رياست جلوه نمايي مي کند، "اکبر هاشمي رفسنجاني" و "محمدتقي مصباح يزدي". اين دو روحاني عالي رتبه ‏که يکي از رسته روحانيون محافظه کار سنتي است و ديگري در جرگه روحانيون اصولگراي راديکال قرار دارد، از ‏نفوذ قابل توجهي در مجلس خبرگان و روحانيون برخوردار هستند، اما به همان نسبتي که دو طرف از سمپات هايي در ‏عرصه روحانيت برخوردار هستند، نسبت به مواضع و ايدئولوژي يکديگر انتقاد دارند....مي توان بيان داشت که انتشار ‏اين گزارش سبب شدکه تا حدودي افکار عمومي در زمينه اخبار مجلس خبرگان حساس شوند وتحليل هايي درباره ‏سرنوشت آن مطرح شود.‏

‎‎درگذشت آيت الله مشکيني‎‎

روز هشتم مردادماه رسانه هاي رسمي کشور خبر در گذشت آيت الله مشکيني را روي خروجي هاي خود قرار دادند. ‏مرحوم مشکيني در سن 86 سالگي وپس از سپري کردن دوره طولاني بيماري جان به جان آفرين تسليم کرد.فقدان ‏چهره اي چون مشکيني که به سبب سوابق سياسي مورد اتفاق اکثريت اعضاي مجلس خبرگان بود اين مجلس را با ‏تحولي جديد وناخواسته مواجه کرد وآن چالش انتخاب رئيس جديد بود. فرداي روز درگذشت مرحوم مشکيني روزنامه ‏هاي کشور بنا به ديدگاهها وخاستگاههاي فکري خود به پيش بيني تحولات آينده ميدان سياست کشور پرداختند.برخي ‏روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب به همين مناسبت، گزارش‌هايي را درباره جانشيني مشكيني در مجلس خبرگان به چاپ ‏رساندند.اعتماد تيتر اول خود را به درگذشت آيت‌الله مشكيني و خالي ماندن صندلي رياست مجلس خبرگان اختصاص داد ‏و نوشت: درگذشت آيت‌الله مشکيني که از روحانيون نامدار نظام جمهوري اسلامي‌به شمار مي‌آيد، تمامي‌نگاه‌ها را ‏متوجه جايگاهي کرد که او رياست آن را برعهده داشت. مجلس خبرگان رهبري مهم‌ترين رکن اين نظام هم به شمار ‏مي‌آيد، چرا که اين مجلس مقام رهبري را از بين روحانيون برجسته حوزه‌هاي علميه انتخاب مي‌کند و بر عملکرد او ‏نيز نظارت قانوني دارد... مجلس خبرگان رهبري جايگاه ويژه‌اي دارد و به تبع آن رياست بر اين مجلس هم اولويت ‏خاص خود را دارد. تاکنون رياست هر 3 دوره مجلس خبرگان رهبري برعهده آيت‌الله مشکيني بوده است... تمام نگاه‌ها ‏به صندلي خالي رياست خبرگان معطوف شده است... گمانه‌زني‌ها درباره رييس جديد مجلس خبرگان از مدت‌ها پيش ‏آغاز شده بود، چرا که سال گذشته آيت‌الله علي مشکيني به علت بيماري حتي حاضر به کانديداتوري دوباره براي ‏انتخابات خبرگان نبود... اينک با درگذشت آيت‌الله مشکيني اين سوال پيش آمده است که جانشين احتمالي او چه کسي ‏است؟... سرمايه هم با اشاره به اين‌كه مجلس خبرگان رهبري تا شهريورماه به وسيله نواب رييس اداره مي‌شود، نوشت: ‏به دنبال فوت آيت‌الله مشكيني، رييس مجلس خبرگان رهبري، اين مجلس براي تعيين جانشين وي جلسه فوق‌العاده‌اي ‏تشكيل نمي‌دهد... علي‌اكبر‌هاشمي‌رفسنجاني در حال حاضر نايب رييس اول و آيت‌الله يزدي نايب رييس دوم مجلس ‏خبرگان رهبري هستند. به اين ترتيب نواب رييس تا اجلاسيه آتي اين مجلس كه در شهريورماه برگزار خواهد شد، اداره ‏جلسات را برعهده خواهند گرفت. در روزهاي بعد بعضي از چهره هاي سياسي نيز وارد اين گمانه زني ها شدند. ‏دري‌نجف‌آبادي در رابطه با تعيين رياست آينده مجلس خبرگان به صورت تلويحي با نفي شانس هاي مطرح براي تکيه ‏زدن بر کرسي رياست مجلس خبرگان خواستار انتخاب يکي از افراد خارج ازمجلس خبرگان براي تصدي اين پست ‏شد و به تهران امروز گفت: به نظر بنده، فقط شخصيتي مانند آيت‌الله جوادي‌آملي مي‌توانند جاي خالي آيت‌الله مشكيني را ‏پر كنند.(يازدهم مرداد ماه 86) ‏

همبستگي درباره تحولات پس از وفات مرحوم مشکيني نيزخبر داد: در حالي كه هنوز چند روز از درگذشت آيت‌الله ‏علي مشكيني رييس مجلس خبرگان رهبري نگذشته است، اطرافيان و هواداران آيت‌الله مصباح‌يزدي، تلاش‌ها و ‏رايزني‌هاي خود را براي جلب حمايت از رياست وي بر اين مجلس آغاز كرده‌اند. روحانيون جوان و شاگردان ‏مصباح‌يزدي از همين حالا رايزني‌هاي خود را براي رياست استاد بر خبرگان شروع كرده‌اند.(يازدهم مرداد ماه 86)‏
شايد در وهله نخست در ذهن خوانندگان اين مساله مطرح شود که محتمل ترين فرد براي تکيه بر کرسي رئيس، نايب ‏رئيس اول است. اما اگر با معادلات سياسي اين کهن ديار آشنا باشيد حتما دريافته ايد که در بسياري از موارد نزديک ‏ترين مسير بين دو نقطه خط مستقيمي که آن دو نقطه را به هم وصل مي کند نيست!‏

‎‎شهراورد 85؛ ليست منهاي هاشمي‎‎

به نظر مي رسد براي اينکه بتوان تحليلي قرين با واقعيت از چالش سال 86 داشته باشيم بايد به تحولات گذشته وبه ويژه ‏رقابت هيجان انگيز سال 85 نگاهي مجدد بياندازيم.بسياري از تحليلگران سال 85 را سال پايان هاشمي مي پنداشتند. ‏شکست سهمگين در انتخابات رياست جمهوري سال 84 به تنهايي براي چهره اي که هشت سال سکاندار کشتي اجرايي ‏کشور بوده و يک دهه بر مرتفع ترين کرسي قانونگذاري کشور تکيه زده بود مي توانست به معني مهر پايان باشد به ‏ويژه که دولتمردان جديد کمتر حرمت پيش کسوتان را رعايت کرده در ابتداي راه در هر سخنراني و اظهار نظري ‏حسابي از خجالت گذشتگان درمي آمدند...با اين حال هاشمي گام به سال 85 گذاشت. با وجود تبليغات دولتمردان تازه ‏کار وبه وجود آمدن فضاي سهمگين رسانه اي عليه دولت هاي گذشته از جمله دولت هاشمي بسياري از تحليلگران و ‏برخي از دوستان وياران هاشمي حضور وي در انتخابات مجلس خبرگان را به نوعي انتحار سياسي تعبير کرده خواهان ‏آن بودند که هاشمي از حضور در اين ميدان و قرار گرفتن مجدد در برابر راي وداوري توده ها خودداري کند. مي ‏توان با اطمينان بيان کرد که همه جريان هاي سياسي کشور براي تهيه برنامه هاي انتخاباتي خود در انتظار روشن شدن ‏تصميم هاشمي براي حضور در انتخابات بودند.سرانجام در 19 مهرماه سال 85 ودر حاليکه ساعتي چند تا پايان مهلت ‏قانوني باقي نمانده بود ايسنا خبر داد که نماينده‌آيت الله هاشمي رفسنجاني با حضور در ستاد انتخابات كشور از سوي وي ‏در اين انتخابات نام‌نويسي كرد. مي توان گفت تنها گروه ناراضي از حضور هاشمي در انتخابات طيف ياران مصباح ‏يزدي وحاميان دولت نهم بود.اين گروه ها پس از حضور هاشمي در عرصه رقابت تلاش کردند به هر صورت ممکن ‏ازاحتمال موفقيت وي بکاهند. در همين زمينه جلالي مسوول دفتر مصباح يزدي اعلام كرد كه ستادهاي خودجوش ‏طرفدار رييس موسسه آموزشي امام خميني(ره) در انتخابات خبرگان فعاليت خود را آغاز كرده‌اند... اين ستادها بيشتر ‏حول محور جامعتين (جامعه مدرسين و جامعه روحانيت) فعاليت و از فهرست منهاي هاشمي حمايت ‏مي‌كنند.(مردمسالاري-26 مهرماه85)‏

قاسم روانبخش يكي از شاگردان مصباح يزدي نيز تاکيد کرد: اين ستادهاي انتخاباتي در حال حاضر در شرف ‏سازماندهي شدن هستند... دبير سياسي نشريه پرتو ارگان مکتوب آيت الله مصباح قبلا در پاسخ به اين پرسش كه آيا اين ‏ستادها حول محور حمايت از آيت‌الله مصباح يزدي فعال خواهند بود؟ گفته بود: حاج آقا گفته‌اند كه ليست نمي‌دهند. ولي ‏خوب ستادهاي خودجوش شكل گرفته‌اند و فعاليت مي‌كنند ولي خود حاج آقا تاكيد كرده‌اند كه ليست نمي‌دهند. روانبخش ‏ادامه داد: اين ستادهاي خودجوش متشكل از دانشگاهيان و حوزويان است. آنها افراد اصلح را از ليست‌هاي مختلف ‏انتخاب و به عنوان يك فهرست منتشر و از آن حمايت مي‌كنند. مثلا ممكن است چند نفر را در ليست جامعه مدرسين به ‏عنوان اصلح يا صالح قبول نداشته باشند و چند نفر ديگر را كه به صورت مستقل كانديدا شده‌اند به عنوان افراد اصلح ‏انتخاب كنند و در ليست خود قرار دهند.(امروز-26 مهرماه85) ‏

روزنامه روزگار هم درهمان روز تاکيد کرد: ظاهرا نيازي نيست كه مصباح يزدي دراين دوره از انتخابات خبرگان ‏شخصا ليست جداگانه‌اي منتشر كند چرا كه ستادهاي حمايت از او كه به طور خودجوش شكل گرفته‌اند اين مسووليت را ‏برعهده دارند...به نظر مي‌رسد اختلاف سليقه هاشمي و مصباح در حدي است كه طرفدارانشان تاب قرار گرفتن نام آنها ‏در يك ليست را ندارند... روانبخش در دفاع از اقدام ستادهاي خودجوش حمايت از مصباح يزدي در انتشار ليست ‏جداگانه مي‌گويد: در حال حاضر كساني در استان تهران و شهرستان‌ها به صورت مستقل كانديدا شده‌اند كه لياقتشان از ‏برخي افرادي كه در ليست‌ها هستند بيشتر است...طرفداران آيت‌الله مصباح يزدي با توجه به نفوذي كه در جامعه ‏مدرسين دارند، سعي كردند تا اجازه ندهند نام "حسن روحاني" كه از نزديكان هاشمي است در فهرست جامعه مدرسين ‏قرار بگيرد تا جايي كه هنوز هم برخي اخبار حكايت از آن دارد كه هنوز نام حسن روحاني در ليست جامعه مدرسين ‏قرار ندارد. اين تبليغات ادامه داشت تا سرانجام حاميان مصباح يزدي به صراحت اعلام کردند که با در استان تهران ‏فهرستي جداگانه تحت خواهند تا يادآور تحليل آن دسته از فعالان سياسي باشند كه ظرف ماههاي گذشته از بروز يك ‏جريان سوم درانتخابات خبرگان با محوريت مصباح يزدي خبرداده ‌بودند. دبير سياسي هفته‌نامه‌ پرتو ارگان مصباح ‏سرانجام روزششم آبان ماه 85 به خبرنگار ايسنا گفت: "فهرست انتخاباتي ستادهاي خودجوش مردمي براي انتخابات ‏خبرگان با عنوان فهرست «نخبگان حوزه و دانشگاه» براي استان تهران تهيه شده است." وي هم‌چنين با بيان اين‌كه ‏‏"طبيعي است كه در انتخابات خبرگان ليست‌هاي مختلفي مطرح شود" ادامه داد: "ممكن است برخي از افرادي كه در ‏ليست جامعتين هستند، مورد تاييد مردم، نخبگان و افراد حوزه و دانشگاه نباشند، البته به قول آيت‌الله مصباح يزدي، ‏ليست انتخاباتي براي كسي حجت شرعي نمي‌آورد... در اين ليست قطعا آقايان هاشمي و حسن روحاني حضور نخواهند ‏داشت... به نظر مي رسيد که عمليات حاميان مصباح در انتخابات با اسم رمز ليست منهاي هاشمي آغاز شده بود. عصر ‏نو ارگان سازمان مجاهدين انقلاب به سناريوي پيچيده اي درباره عمليات حذف هاشمي اشاره مي کند اين نشريه در ‏تحليل انتخابات خبرگان چهارم مي نويسد: ماجرا از آنجا آغاز شد که کارگردانان ومجريان سريال يکدست سازي ‏حاکميت براي قسمت پاياني اين سريال از همه استعداد وتوان خويش بهره گرفتند وسناريويي پيچيده و آرام بخشي را ‏طراحي و آماده اجرا کردند. سناريويي که اگر سکانس به سکانس با موفقيت اجرا مي شد مي توانست آخرين ‏خاکريزهايي که هنوز تحت سيطره کامل...قرار نگرفته بود، نيز فتح کرده سريالي با پاياني خوش را براي سازندگانش ‏نويد دهد. بنا به اطلاعات واصله قسمت پاياني اين سريال اين گونه تنظيم شده بود که با توجه به بخش هاي پيشين اين ‏مجموعه...در سه انتخابات گذشته که به حذف گام به گام مخالفان پروژه يکدست سازي حاکميت از مصادر امور منجر ‏شده بود، نوبت به تصرف آخرين سنگر ودر عين حال مهمترين آنها رسيده است. سناريستها مي پنداشتند که ناکامي ‏هاشمي در انتخابات سوم تير نقطه پاياني بر حضور موثر وي در صحنه سياست کشور خواهد بود. اما مشاهده کردند که ‏برخلاف پيش بيني ها هاشمي در جايگاه رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام به مقابله با رفتارها وموضعگيري هاي ‏غير کارشناسانه وماجراجويانه برخي ازدولتمردان پرداخته است. همين امر نيز سبب شد که... عزم خود را جزم کرده ‏مترصد فرصتي باشند به قصد تصرف آخرين خاکريز...اين افراد ساعت صفر ضربه نهايي به هاشمي را هنگام اعلام ‏نتايج نهايي انتخابات چهارمين دوره مجلس خبرگان در24 آذرماه سال گذشته تعيين کردند. بنا بر تحليل عصر نو قرار ‏بر اين شد که با اعلام نتايج انتخابات مجلس خبرگان وشکست هاشمي [ناکامي هاشمي به معني قرار نگرفتن در صدر ‏فهرست منتخبين مردم بود] برخي اعضاي گروه هاي ‍]...[ با تحصن در برابر دفتر رياست مجمع تشخيص مصلحت با ‏استناد به عدم مقبوليت مردمي وي از هاشمي بخواهند که از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام استعفا دهد. اين ‏تحصن تا زمان استعفاي هاشمي ادامه مي يافت(عصرنو شماره58) با اين اوصاف هاشمي وارد گود رقابت شد و نام ‏وي در صدرليست هاي مجمع مدرسين، جامعه مدرسين، ائتلاف اصلاح طلبان، حزب اعتمادملي و... قرار گرفت.در ‏روز راي گيري نيز سيدمحمد خاتمي به نشانه حمايت کامل از هاشمي در کنار وي قرار گرفت وراي خود را در ‏صندوق انداخت. اعلام نتايج براي تيم دولت وحاميان مصباح يزدي پيام آور شکستي ديگر با ابعادي بزرگتر بود. مي ‏توان 24 آذر85 را بدترين جمعه چهار سال اخير اين جريان سياسي به شمارآورد. شکست در هر سه انتخابات شوراها، ‏خبرگان ومياندوره اي مجلس هفتم...هاشمي با فاصله اي خيره کننده با نفرات بعدي در راس منتخبين مردم تهران در ‏مجلس خبرگان رهبري قرار گرفت وسناريوي حذف هاشمي براي مدتي به بايگاني سپرده شد".‏

‎‎انتخاب رياست مجلس خبرگان؛ اختلافات دوباره اوج مي گيرد‎‎

‏ با مرور حوادث گذشته حال به نظر مي رسد بهتر بتوانيم به ارزيابي چالش انتخاب جانشين مرحوم مشکيني بپردازيم. ‏با درگذشت آيت الله مشکيني بخش هايي از جريان اصولگرا که نسبت به افزايش نفوذ آيت الله هاشمي نگران بودند ‏سراسيمه وارد ميدان شده خواستار جلوگيري از تکيه زدن وي بر مسند رياست مجلس خبرگان شدند.اين جريان از ‏سويي به حمله مستقيم عليه هاشمي پرداخته واز سوي ديگر هر روز چهره اي را به عنوان منتخب اصلي نمايندگان ‏مطرح مي کردند.سپهرنيوز از سايت هاي حامي دولت نهم در روز 15 مردادماه در خبري با عنوان "پروژه مظلوم ‏نمايي‌ها‌شمي براي رياست خبرگان" نوشت:... حدس و گمان‌ها‌ از هم اکنون در مورد رياست مجلس خبرگان پس از آيت ‏الله مشکيني، در فضاي سياسي کشور به وجود آمده است... اين روزها گزينه‌ها‌ي از قبيل‌ها‌شمي رفسنجاني، آيت ‏الله‌ها‌شمي شاهرودي، آيت الله مصباح يزدي در برخي از رسانه‌ها‌ بخصوص جرايد دوم خردادي به عنوان چهره‌ها‌ي ‏احتمالي کسب اين جايگاه معرفي شده و در تحليل‌ها‌ و گزارشات خود سعي در مصادره و استفاده به مطلوب برخي از ‏اين افراد کرده اند. روزنامه‌ها‌ي دوم خرداد که از فرداي ارتحال آيت الله مشکيني، سوژه اي اصلي و تير خود را به اين ‏موضوع يعني جانشيني آيت الله مشکيني در مجلس خبرگان اختصاص دادند، در گزارشات خود، گمانه زني‌ها‌ را به ‏روي‌ها‌شمي رفسنجاني معطوف کرده و با قطعي دانستن انتخاب وي به عنوان جانشين آيت الله مشکيني، تلاش‌ها‌ي خود ‏ساخته حاميان ديگر کانديداها از جمله آيت الله مصباح را بي اثر و بي فايده قلمداد کردند که البته در اين ميان، ‏کارگزاران با توجه به سابقه وابستگي به‌ها‌شمي تلاش‌ها‌ي گسترده اي را در اين خصوص انجام دادند.اما بر اساس ‏شنيده‌ها‌، پروژه جديد اين گروه در اين خصوص کليد خورده و به احتمال فراوان بايد در روزهاي آتي منتظر شنيدن خبر ‏انصراف‌ها‌شمي از کانديداتوري براي رياست مجلس خبرگان باشيم.آنچه از ظواهر امر پيداست، حاميان و ‏اطرافيان‌ها‌شمي با آگاهي از عدم تمايل قاطبه ي اعضاي مجلس خبرگان براي رياست‌ها‌شمي رفسنجاني، اين پروژه ( ‏کانديدا نشدن‌ها‌شمي ) را طراحي کرده ضمن اينکه در تلاش براي انتخاب فردي جايگزين براي تصدي اين جايگاه ‏هستند....اين سايت در روز 31 مردادماه نيز به نقل از يک منبع آگاه تاکيد کرد: آيت الله يزدي به لحاظ ناراحتي جسمي ‏ايشان که به کناره گيري از امامت جمعه تهران نيز منجر گرديد تمايلي به تصدي پست رياست مجلس خبرگان ندارند اما ‏اصرارهاي بسياري به ايشان صورت مي گيرد... در ميان اين افراد سلايق سياسي مختلف ديده مي شود که گمان مي ‏کنند امکان ايجاد اجماع بر روي ايشان بيشتر از ديگر گزينه هاست...برخي از نشريات وسايت هاي خبري نيز بر ‏احتمال حضورچهره هاي ديگر در رقابت متمرکز شده بودند. سايت اصولگراي انتخاب را مي توان از جمله اين سايتها ‏دانست. اين سايت در خبري اعلام کرد: رايزني ها گسترده حکايت از قوت گرفتن رياست آيت الله طبسي بر مجلس ‏خبرگان دارد...پس از ارتحال مرحوم مشکيني رئيس مجلس خبرگان، و مشاوره هاي فشرده داخلي نمايندگان خبرگان و ‏رايزني هاي گسترده، اکثريت قريب به اتفاق نمايندگان مجلس خبرگان قصد دارند از آيت الله واعظ طبسي براي ‏کانديداتوري رياست مجلس خبرگان دعوت کنند...اين گزارش حاکي از آنست که، نمايندگان وجود شرايط و اوصاف ‏مهمي در وي را دليل اقدام خود براي نامزد کردن وي به تصدي رياست مجلس خبرگان دانستند....(11مرداد86)‏

درست درساعات ابتدايي بامداد روزي که قرار بود نمايندگان مجلس خبرگان جانشين مرحوم مشکيني را انتخاب کنند ‏همسر سخنگوي دولتي در يادداشتي با عنوان مسؤوليت خبرگان به معيارهاي انتخاب رئيس مجلس خبرگان پرداخت و ‏نکاتي را به آنها گوشزد کرد: "فقيه پارسا و وارسته حضرت آيت‌الله مشكيني"، "فقيه زاهد و پارسا آيت الله بني‌‌فضل"، ‏اين صفات وارستگي، پارسايي و زهد، ويژگي بارز فقهاي ارزشمند خبرگان رهبري، چه پيامي را اعلان مي‌دارد؟ ‏نخستين و برجسته‌ترين پيام را در دو نكته اساسي بايد ديد: مجلس خبرگان رهبري در شأن "فقها"يي است كه بينش ‏سياسي دارند، و نه سياسي‌كاراني كه به نحوي به آن راه يافته‌اند. وارستگي، زهد و پارسايي ملكه وجودي فقهاي ‏خبرگان است....بديهي است ويژگي‌هاي فقاهت و پارسايي و زيستن زاهدانه، براي انتخاب رئيس مجلس پر عظمت ‏خبرگان رهبري تعارف‌بردار نيست.... آيا حضرت آيت الله مشكيني در داشتن صفات فوق "سرآمد" و "زبانزد" نبودند؟ ‏چه كسي است كه زيست پارسايانه ايشان را حتي در "گذشتن از عواطف خانوادگي" به خاطر نداشته باشد؟ سربسته بايد ‏گفت آن فقيه زاهد، نمونه‌ي اعلاي "صلاحيت" براي رياست مجلس خبرگان بودند. آيا هيچ نمونه‌اي از وابستگي به مال ‏و منال، قدرت‌طلبي و سياسي‌كاري در زندگي پر بركت ايشان در خاطره‌ها مانده است؟ به اين ترتيب نمي‌توان از ‏خبرگان رهبري جز اين انتظار داشت كه به انتخاب فقيه توانمندي بپردازد كه وارستگي عملي و زندگي زاهدانه‌اش در ‏نسبت با ديگر اعضاي خبرگان قابل ملاحظه باشد. طبيعي است معدود افرادي كه در اين مجلس با شبهه سياسي و ‏فرهنگي و اقتصادي و خانوادگي حضور دارند، صلاحيت رسيدن به رياست مجلس را ندارند و ملت نيز اين توقع را از ‏خبرگان نخواهد داشت ! (انصارنيوز-13 شهريورماه86)‏

‎‎شهراورد 86؛ پيروزي هاشمي‎‎

سرانجام سيزدهم شهريور روز اتخاب سرنوشت ساز مجلس خبرگان فرا رسيد. هنوز ساعاتي از ظهر نگذشته بود که ‏خبرگزاري ها اعلام کردند در دومين نشست چهارمين دوره مجلس خبرگان رهبري نمايندگان مجلس خبرگان آيت الله ‏اکبرهاشمي را به رياست مجلس خبرگان برگزيدند.نکته قابل توجه دراخبار منتشره آن بود که برخلاف رسم معهود در ‏مجلس خبرگان دو کانديدا براي تصدي کرسي رياست به رقابت پرداختند و هاشمي رفسنجاني در رقابتي تنگاتنگ ونفس ‏گير با مجموع آراي 41 راي در برابر 34 راي احمدي جنتي دبيربا نفوذ شوراي نگهبان به پيروزي دست يافت.نتايج به ‏دست آمده حکايت از رقابتي جدي ودموکراتيک در مجلس خبرگان مي داد. اخباري که از گوشه وکنار ميرسيد نيز اين ‏امر را تاييد مي کرد. سايت خبري بازتاب دو روز پس از اعلام نتايج انتخابات هيات رئيسه مجلس خبرگان در اين ‏زمينه خبر داد اكبر هاشمي رفسنجاني در حالي با كسب 41 رأي به رياست مجلس خبرگان رهبري انتخاب شد كه ‏كارشناسان ارزش اين رأي را بيش از 70 رأي نايب رئيسي اول وي مي‌دانند... انتخاب هاشمي رفسنجاني به رياست ‏مجلس خبرگان، در حالي صورت گرفت كه از يك ماه پيش، تلاش‌هاي گسترده پنهان و آشكاري از سوي برخي محافل ‏براي جلوگيري از انتخاب وي ـ كه به عنوان نايب رئيس اول مجلس خبرگان، طبيعي‌ترين گزينه براي رياست اين ‏مجلس بود ـ آغاز شد؛ صدها نوشته مطبوعاتي و اينترنتي و انعكاس برخي از آنها در رسانه ملي در تخريب هاشمي ‏رفسنجاني، بخش آشكار تلاش اين محافل قدرت بود و به ويژه حملات پي‌درپي همسر سخنگوي دولت و مطالب ‏روزنامه "كيهان"، نقش مهمي در اين تخريب داشت...همچنين در بخش پنهان اين تلاش، رايزني‌هاي گسترده‌اي با ‏آيت‌الله محمد يزدي و آيت‌الله طبسي انجام شد كه با توجه به روابط نزديك اين دو چهره به هاشمي رفسنجاني، با ‏كانديداتوري آنان هاشمي از نامزدي براي رياست مجلس خبرگان رهبري منصرف مي‌شد كه در اين راه، هاشمي ‏رفسنجاني نيز تمايل نداشتن خود را براي رياست مجلس خبرگان رهبري در صورت كانديداتوري اين دو چهره، ابراز ‏كرده بود، اما آيت‌الله طبسي و آيت‌الله يزدي، انصراف قطعي خود از نامزدي براي رياست با وجود حضور هاشمي ‏رفسنجاني در مجلس خبرگان رهبري را به اطلاع وي رساندند....عصر نو نيز در اين باره با اشاره به تشکيل کميته ‏چهار نفره اي از جريان مخالف هاشمي که دو تن از آنها عضو يکي ازحساس ترين وتاثيرگذارترين نهادهاي نظام ‏هستند به بازگشايي سناريوي حذف هاشمي اشاره کرده مي نويسد:اين برنامه در دو سطح طراحي شده بود که اهداف آن ‏نشان دهنده سقف وکف خواست کارگردانان اين سريال بود. هدف سطح نخست ماموريت جلوگيري از رياست هاشمي ‏برمجلس خبرگان رهبري وتصاحب اين منصب توسط يکي ديگر از نمايندگان خبرگان بود. مي توان بيان داشت دستيابي ‏به اين مهم کف خواسته هاي گردانندگان به شمار مي آمد. اما سطح دوم ماموريت تکميل پروژه اي بود که در24 آذر ‏توسط مردم عقيم ماند. بنا به پيش بيني طراحان اين سکانس، در صورت ناکامي هاشمي در انتخابات هيات رئيسه مجلس ‏خبرگان وانتخاب يکي از اعضاي اصلي حلقه ائتلاف احمدي نژاد-مصباح، وي از حضور در اين مجلس امتناع خواهد ‏کرد وزمينه براي حذف وي از رياست مجمع تشخيص مصلحت نظام نيزهموار مي شود. درصورت عدم استغفاي ‏هاشمي واصرار وي برماندن در مجلسي که رقيب وي در آن رئيس! است نيز قطعا هاشمي تضعيف شده و نفوذ وقدرت ‏گذشته خود را از کف خواهد داد...اين کميته براي انجام ماموريت خود طرحي چند مرحله اي را آماده اجرا کرد. در ‏نخستين مرحله پس از فوت آقاي مشکيني اعضاي اين کميته با اکثريت قريب به اتفاق نمايندگان مجلس خبرگان ديدار ‏کرده با شيوه هاي گوناگون آنها را از راي به هاشمي بر حذر داشتند...در مرحله بعد در راستاي استراتژي "هرکسي به ‏جز هاشمي" به سراغ برخي چهره هاي موجه وغير همفکر خود رفتند که شايد با حضور آنها هاشمي از رقابت دست ‏بکشد اما با امتناع همه چهره هاي شاخص اين بخش از طرح با شکست کامل همراه شد. در گام سوم اعضاي هيات ‏رئيسه مجلس خبرگان شب پيش از برگزاري اجلاس اخير به ملاقات هاشمي رفته ومدعي شدند که حوزه علميه [...]شما ‏را براي اين پست اصلح نمي داند. شما مرد سياست هستيد وآن مسند شايسته فقها است. اعضاي مجلس نيز تصميم گرفته ‏اند به آقاي جنتي راي دهند.بنابر اين بهتر است شما نامزد رياست خبرگان نشويد زيرا راي نخواهيد آورد و اين به سود ‏شما نيست.... انتخاب رقيب براي هاشمي نيزاستراتژيک بود. همه مي دانستند آقاي مصباح پتانسيل رقابت با هاشمي ‏رفسنجاني را ندارد[...] مرحله پاياني نيز سازماندهي نطق هاي پيش از دستور نمايندگان بود هر سه ناطق پيش از ‏دستور اجلاس خبرگان نمايندگان به مخالفان هشمي اختصاص يافت. کار به جايي رسيد که يکي از سخنرانان پشت ‏تريبون رفته رسما وبه صراحت هاشمي را مورد خطاب قرار مي دهد که نظر حوزه علميه براين قرار گرفته که فردي ‏فقيه رياست مجلس را به عهده بگيرند ونه فردي سياسي![...]نمايندگان فراکسيون حامي مصباح آقايان يزدي وجنتي را ‏نامزد پست رياست مجلس مي کنند وآيت الله نورمفيدي عضور اصلاح طلب مجلس خبرگان از آقاي هاشمي مي خواهد ‏که در انتخابات حضور پيدا کند. با انصراف آقاي يزدي به سود جناب جنتي آقاي هاشمي با اين استدلال که انتخابات يک ‏نفره در شان مجلس خبرگان نيست درخواست آيت الله نورمفيدي وبرخي ديگر از نمايندگان را اجابت کرده وارد رقابت ‏شد. سرانجام با همه تلاش ها از ردصلاحيت هاي گسترده در انتخابات مجلس خبرگان گرفته تا سيل شانتاژهاي ‏تبليغاتي، هاشمي در يک رقابت نفس گير وسرنوشت ساز بر مسند رياست مجلس خبرگان تکيه زد.(شماره58)‏

‎‎بازتاب پيروزي هاشمي‎‎

فرداي انتخاب هاشمي همه روزنامه هاي ايران مهمترين عناوين خود را به انتخاب هاشمي به رياست مجلس خبرگان ‏اختصاص دادند. جمهوري اسلامي درستون جهت اطلاع روز14 شهريور خود با اشاره تلويحي به همسر سخنگوي ‏دولت خبر داد يك خانم كه در سمپاشي عليه آقاي هاشمي رفسنجاني يد طولائي دارد، ديروز در سايت خود ضمن ‏حملات شديد به ايشان نوشت: نمي‌توان از خبرگان رهبري جز اين انتظار داشت كه به انتخاب فقيه توانمندي بپردازند ‏كه وارستگي عملي و زندگي زاهدانه‌اش نسبت به ديگر اعضاي خبرگان قابل ملاحظه باشد. جالب است كه بعد از ‏انتخاب آقاي هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان رهبري، يكي از كاربران يك سايت حامي اين خانم به طعنه ‏نوشت: "الحمدلله همانطور كه خانم... دعا كردند فقيه وارسته‌اي رئيس خبرگان گرديد". اعتماد در تيترنخست خود در ‏روز 14 شهريور در اين باره نوشت: اين نتيجه در پي رقابت سختي ميان دو جريان راديكال و مصلحت‌انديش در ‏مجلس خبرگان به دست آمد؛ رقابتي كه با درگذشت آيت‌الله مشكيني آغاز شد و به تدريج با ورود راديكال‌ها به ميدان، تا ‏حدودي رنگ تخريب به خود گرفت. كانديداي جريان معتدل نمايندگان عضو خبرگان، هاشمي بود و طيف مقابل نيز ‏‏«احمد جنتي» را به عنوان كانديدا معرفي كرد... با روند طي شده نتيجه‌اي كه به راحتي قابل پيش‌بيني بوده، به واسطه ‏نحوه رقابت حاميان محمدتقي مصباح يزدي و همفكران او در مجلس خبرگان رهبري تا حدودي مشكل شد.... بسياري ‏از مراجع تقليد وعلماي حوزه علميه نيز از اين رخداد استقبال کردند.در کنار مراجع تقليدي چون آيات عظام صانعي ‏وموسوي اردبيلي که پيش از انتخاب هاشمي از وي حمايت کرده بودند.آيت‌الله مكارم شيرازي نيز در ديدار با هاشمي از ‏استقبال هر دو جناح كشور از انتخاب وي به رياست مجلس خبرگان رهبري اظهار خرسندي كرد و گفت: اميدوارم شما ‏بتوانيد حلقه اتصال اين دو گروه باشيد.(ايسنا- 18 شهريورماه) آيت‌الله‌ صافي گلپايگاني نيز در گفتگو با هاشمي تاکيد ‏کرد که در شرايط حساس كنوني بايد مراقب متحجرين بوده و اجازه‌ عرض اندام به آن‌ها نداد؛ زيرا آنان به دنبال خدشه ‏وارد كردن به دين هستند. (ايسنا-18 شهريورماه) آيت‌الله اميني نيز در خطبه هاي نماز جمعه قم انتخاب آيت‌الله هاشمي ‏رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان را کاري شايسته و هوشمندانه توصيف و اظهار اميدواري کرد كه مجلس خبرگان ‏بتواند با بهره‌گيري از ظرفيت‌هاي ايجادشده، بهتر و بيشتر از گذشته به وظايف خود عمل کند.(ايسنا-23 شهريور) ‏

رسانه هاي جهاني نيز تحولات مجلس خبرگان را مورد توجه قرار دادند. ميدل ايست آنلاين در تحليلي تاکيد کردعلي ‏اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس جمهور اسبق، روز سه شنبه در راس آراي مجلس خبرگان ايستاد تا بعد از شکستي که ‏در انتخابات رياست جمهوري سال 2005 چشيده بود، به عرصه سياست باز گردد...راي گيري براي انتخاب رئيس ‏روحاني مجلس خبرگان درزمان دشواري انجام شد که در ادامه منتهي به انتخابات مجلس شورا در ماه مارس سال آينده ‏مي شود. و اين درحالي است که تندروهاي نزديک به رئيس جمهور، محمود احمدي نژاد، با رقابت چهره هاي ‏عملگراتري که از متحدان رفسنجاني هستند، مواجه خواهند شد......اين انتخابات يک قدم ديگر براي بازگشت به عرصه ‏سياست است... ايل جورناله نيزنوشت: رئيس جمهور پبشين ايران، علي اکبر هاشمي رفسنجاني، بار ديگر به اين ‏توانايي دست يافت که برخي از جريان هاي تندوري درون حاکميت ايران را کنترل کند... نيويورك تايمزنيزدر تحليلي ‏بيان داشت که انتخاب آيت الله اكبر هاشمي رفسنجاني به رياست مجلس خبرگان رهبري نشانه نوعي اعتراض و ‏نارضايتي در ايران است... هاشمي رفسنجاني پس از شكست در انتخابات رياست جمهوري گذشته به حاشيه رانده شده ‏بود، اما نمايدگان مجلس خبرگان به نشانه نارضايتي فزاينده داخلي نسبت به سياست‌هاي تندروانه در ايران، "اكبر ‏هاشمي رفسنجاني" رييس جمهوري سابق ايران به عنوان رييس مجلس خبرگان رهبري انتخاب کردند.اما در اين ميان ‏واکنش رسانه ها وچهره هاي نزديک به دولت از همه جالب تر به نظر مي رسيد.برخي رسانه ها از جمله روزنامه ‏کيهان که به صور مختلف عدم رضايت خود را جهت تصدي کرسي رياست مجلس خبرگان توسط هاشمي عنوان کرده ‏بود پس از پيروزي هاشمي، آن را هم به نفع خود مصادره کرد وتاکيد کردند: در اين وجيزه، سخني با برخي از مدعيان ‏اصلاحات در ميان است و آن، اينكه برخوردهاي زشت، اهانت‌آميز و كينه‌توزانه شما عليه آقاي هاشمي رفسنجاني ‏به‌عنوان نمادي از وفاداري به انقلاب از خاطر مردم نرفته و نخواهد رفت. بنابراين تلاش شما براي انتساب ايشان به ‏جبهه اصلاحات! و گروه‌ها و احزاب نظير آن، آب در هاون كوبيدن است... در جريان انتخابات اخير نمايندگان مجلس ‏خبرگان، شما مدعيان اصلاحات حضور ايشان در صدر ليست انتخاب‌شدگان را به آراي خود نسبت داديد!... سوال اين ‏است كه اگر آرا شما مدعيان اصلاحات، آقاي هاشمي رفسنجاني را به نفر اول خبرگان انتخاب شده تهران تبديل كرده ‏بود، چرا هيچ يك از نامزدهاي خودتان راي نياوردند... (14 شهريور86) مدير مسول روزنامه كيهان هم در نخستين ‏موضع گيري پس از پيروزي هاشمي با اشاره به انتخاب هاشمي براي رياست مجلس خبرگان اعلام کرد. ياران انقلاب ‏هرگز اين استوانه انقلاب را تنها نمي گذارند(فارس-16 شهريور86) ‏

‏ اما صادقانه ترين ودر عين حال صريح ترين موضع حاميان دولت در برابر كاميابي هاشمي توسط همسر سخنگوي ‏دولت ابراز شد. وي درشامگاه روز پيروزي هاشمي در مطلبي که در سايت انصار نيوز منتشر شد تاکيد کرد. انتخاب ‏رئيس جديد مجلس خبرگان مسايل متعددي را در بر دارد :... وجود دهها‌ راي حضرت آيت الله جنتي نشان دهنده دو ‏گرايش فكري در مجلس خبرگان است كه جنبه فقهي 34راي بر 41 راي برجستگي فراوان دارد...تمهيدات و تحريكات ‏گسترده اصلاح طلبان به سركردگي حزب تغيير ايدئولوژي داده ي "كارگزاران ليبرال" وتلاش مستمر روزنامه هاي ‏اصلاح طلب به سركردگي روزنامه ي "جمهوري"، به 41 راي يا به عبارت دقيقتر و واقعي تر به7 راي ‏انجاميد....آراي رئيس جديد، بي سابقه ترين و شكننده ترين انتخاب رئيس مجلس خبرگان را در عمر اين مجلس عظيم ‏ثبت كرد....رياست مجلس خبرگان آنگاه كه در وجود شخصي همانند حضرت آيت الله مشكيني با"ويژگي هاي بالا و ‏والاي فقاهت وپارسايي" خلاصه شود قطعا عظمت وقداست كامل را پيدا خواهد نمود....حضرت آيت الله مشكيني فقيه ‏وارسته و زاهد و رئيس فقيد مجلس خبرگان رهبري، در تمام دوره ها، اتفاق آراء را كسب مي كردند. آراي ايشان شان ‏والاي آن فقيه مجاهد را براي كسب جايگاه رياست خبرگان ترسيم مي نمود...بنابراين اصلاح طلبان دين سوز نمي ‏توانند با ساختن "قداست" و "خط قرمز" ازرياست مجلس خبرگان يك جايگاه مصونيت ساز خلق كنند بايد خاطر نشان ‏كرد كه اين اراذل سياسي حضرت آيت الله مشكيني را در جايگاه رفيع علمي و ديني، بارها مورد اهانت و تعرض قرار ‏دادند. از اين روي هيچ كس نمي تواند و نبايد امروز با "چماق رياست" دايره ي نقد و انتقاد به حق را در عرصه ي ‏انديشه و عمل فردي و خانوادگي تنگ نموده و از اين جايگاه مصونيت غير قانوني بسازد... پيام 34 راي حضرت آيت ‏الله جنتي فقيه مجاهد آن است كه بسياري از فقهاي برجسته و پارسا در ميان اين طيف قرار دارند. از سوي ديگر ‏وجود افرادي چون "حسن روحاني" در بين 41 راي قابل تامل و تدبر است. اما اينكه جايگاه رياست خبرگان يك جايگاه ‏‏"فقهي پارسايانه" است يا خير، به مرور مشخص خواهد شد...‏

‎‎پايان شهراورد‎‎

داربي حساس جمهوري اسلامي در سال 86 با همه فراز وفرودهاي آن با پيروزي هاشمي وحاميان وي به پايان سيد. ‏در اينجا اين نکته را نبايد به فراموشي سپرد که يکي از عوامل ياري دهنده هاشمي در اين رقابت نفس گيرعدم حضور ‏برخي چهره هاي شاخص در انتخابات چهارمين دوره خبرگان رهبري بود. شايد بتوان اين گونه تحليل کرد که افرادي ‏چون آيت الله جوادي آملي وآيت الله ابراهيم اميني با توجه به وخامت حال مرحوم مشکيني واحتمال وفات ايشان با غيبت ‏هوشمندانه در انتخابات عملا راه حضور هاشمي بر مسند رياست مجلس را هموار کردند. همانگونه که به نظر مي ‏رسد ترغيب آيت الله مهدوي کني براي حضور در انتخابات مجلس خبرگان بر اساس سناريوي تازه اي طراحي شده ‏است.با اين حال فارغ از نتيجه اين شهراورد اين رقابت واجد نتيجه ميمون ديگري نيز بود وآن دميدن روح نشاط ‏وتازگي ناشي از حس رقابت ومبارزه در مجلس خبرگان بود که اگر نتيجه اين چالش تنها همين هم باشد. باز هم بايد آن ‏را داربي بزرگ سال 86 جمهوري اسلامي بناميم. ‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

بوي گند، سرانجام همه را خفه خواهد کرد

وبگرد - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

سها سيفي

‏"منيرو رواني پور" به مقايسه دو رسوايي بزرگ، يکي در ميان حاکمان ايران و يکي در ميان دولتمردان ‏امريکايي دست زده است:‏

تصوير اول تصوير سردارسپاه است که در عشرتکده شخصي اش دستگيرشده با شش دختر برهنه ايستاده درخط ‏نماز جماعت و سردار شلاق به دست. اين پچپچه مردم است که اوج ميگيرد و سرانجام قوه قضائيه را مجبور به ‏اعترافي نيم بند با پنهان کاري ايراني اسلامي ميکند. تصوير دوم تصوير فرماندار نيويورک است که ايستاده در ‏مقابل دوربين خبرنگاران و شبکه هاي تلويزيوني از رابطه اش با يک تن فروش مکزيکي حرف مي زند و از ‏مردم عذر مي خواهد.‏

هردو تا همين ديروز از اخلاق اخلاق گفته اند و از مبارزه با فساد .آن يکي افتابه به گردن گناهکاران انداخته و ‏جواناني راکه زمانه انقلاب به جواني رسيده اند به سيخ کشيده و آن ديگري در وال استريت کلاهبرداران را به ‏زندان مي انداخت. گناه دومي درمقابل اولي هيچ است اما او درکشوري زندگي ميکند که به مردم حرمت ميگذارند ‏و رسانه ها در ماندگاري اين و آن در قدرت، از هر قدرت مندي قدرتمند ترند. در سرزمين ما بوي گند آبرو، ‏سرانجام همه را خفه خواهد کرد.‏


‎‎حاشيه 24 اسفند مهم تر از متن آن است‏‎‎

جمليه کديور در "مکتوب" معتقد است حاشيه انتخابات مجلس هشتم از متن اش مهم تر است:‏

اين فضاي سرد انتخاباتي که پيش بيني مي شد با اندک درايتي گرمتر از اين شود، با اتفاقاتي حاشيه اي که به ‏مراتب از متن مهمتر بود، هر از چندگاه متحول شد. فوت احمد بورقاني معاون اسبق مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ‏ارشاد اسلامي همزمان با رد صلاحيت گسترده کانديداها توسط هيات هاي اجرايي؛ بسته شدن مجله پر مخاطب ‏زنان؛ انصراف دکتر عارف از ادامه رقابت انتخاباتي؛ درگذشت تاريخي آيت الله توسلي در هنگام نطق اعتراضي ‏اش به توهين به خانواده حضرت امام و ابراز نگراني از تحجر و واپس گرايي؛ سخنراني شجاعانه حجت الاسلام ‏محتشمي پور در مراسم آيت الله توسلي، همچنين سخنراني آقاي روحاني در اعتراض به تحجر ترويجي حاکم؛ از ‏جمله اتفاقات حاشيه اي مهمتر از متن انتخابات بود که در اين يک ماهه اخير رخ داد.‏


‎‎اگر ناتوانيم، چرا مردم را به صحنه مي آوريم؟!‏‎ ‎

محمدعلي ابطحي در "وب نوشت ها" نسبت به نتايج اعلام شده در مورد انتخابات تهران مشکوک است:‏

افرادي مثل آقاي مجيد انصاري در جلسه روحانيون مبارز ديشب نقل مي کرد که از صندوقهاي مختلف سراغ ‏گرفته و به طور جدي اعتقاد داشت که نفر اول تا پنجم تهران است. از سوي ديگر چون در تهران حدود 30 درصد ‏در انتخابات شرکت کرده اند، احتمال اينکه محافظه کاران راي سنتي خود را داشته باشند و اين ترکيب اعلام شده ‏فعلي، نتيجه عدم شرکت تهراني ها باشد هم، هست. به خصوص اينکه بر خلاف قانون همه نمايندگان ناظر ‏صندوقها را که بايد موقع شمارش آرا حاضر باشند، از وزارت کشور بيرون کرده اند و بعد از آن ليست هاي فعلي ‏اعلام شده است. ‏

اصلاح طلبان براي رفع ابهام، تقاضاي پرينت کامپيوتري آراي ريخته شده در صندوقها را کرده اند. اگر واقعاً ‏آمار درست است بايد آن پرينت ها را بدهند. محرمانه که نيست. آمار راي مردم است و حق يک گروه بزرگ ‏انتخاباتي است که از نتايج آرا اطمينان يابد. اگر هم انتخابات ناسالم بوده است که واقعاً ماها و همه کساني که نمي ‏توانيم از آراي مردم صيانت کنيم چرا بايد مردم را به صحنه بياوريم.‏


‎‎در همين نقطه، مستبدان هلاک مي شوند‏‎‎

‏"محمد آقازاده" معتقد است شکست و در واقع شکست دادن راهبردهاي مسالمت آميز و اصلاح طلبانه توسط ‏حاکمان، عاقبت چندان خوشي يراي شان نخواهد داشت:‏

دکتر محمد مصدق شکست خورد٬ اين شکست ناگزير بود. اصل جريان را بايد در جاي ديگري جستجو کرد. از ‏همان جاست که نيروهاي فرافردي فرصت مي دهند بازيگران رويدادهاي تاريخي شکست بخورند و همه آرزوها ‏و اميدهاي براي اصلاح امور را با خود به گور ببرند. درهمين نقطه است که مستبدان دچار شکست هاي مهلک ‏مي شوند و همه هستي اجتماعي شان را بر باد مي دهند.‏

اين نقطه را بايد در پديدار شناسي روح ايراني و درديالکتيک هراس و شورش جستجو کرد. روح واخورده اي که ‏مدام به پستو و پسله هاي امن دروني پناه مي برد. خود را با هر وضعيتي سازگار مي کند٬ آنچنان وامي دهد که ‏حتي حيرت خود را نيز بر مي انگيزد چه برسد به ديگران. هر جفايي را به راحتي آب خوردن مي پذيرد و با اين ‏پذيرش جفاکار را وا مي دارد جلوتر بيايد. اين عقب نشيني و اين جلو رفتن آنچنان ادامه مي يابد که ديگري راهي ‏به عقب نشيني براي طرف مغلوب نمي ماند و ناگهان انفجاري شکل مي گيرد. انفجاري که نه واخورده و نه ‏جفاکار، منتظر آن نيست. اتفاقي آنچنان غير منتظره که همه را انگشت به دهان باقي مي گذارد.‏


‎‎پيروزي بزرگ ديگري براي ملت سرافراز ايران‎‎

معمصومه ابتکار در "ابتکار سبز" راوي راي دادنش در حسينيه ارشاد است و در حاشيه انتخابات مجلس هشتم ‏مي نويسد:‏

در چند نوبت اخير انتخابات الگويي از راي دادن مردم در شهر تهران قابل احصاست. در اين الگو اصولگرايان ‏که براساس تکليف راي مي دهند بيشتر در ساعات آغاز راي گيري به حوزه هاي اخذ راي مراجعه مي کنند. اما ‏اصلاح طلبان ومستقل ها که به مداقه و چند وچون زياد و "من شک مي کنم، پس هستم" دچارند بيشتر پاسي از ‏عصرگذشته پاي صندوق ها حضور مي يابند. در هر صورت انتخابات 24 اسفند پيروزي ديگري براي ملت ‏سرافراز ايران است.‏


‎‎دريغ و درد که ما حضور نخواهيم داشت‎‎

‏"محمد قائد" در يادداشتي تحت عنوان "انسان ابزار نساز" چنين مي نويسد:‏

درهرحال، دريغ و درد كه ما حضور نخواهيم داشت. صد سال پس از امروز، ايران به احتمال نودونه درصد ‏همچنان سرگرم فروش نفت، هدردادن درآمد آن و ادامه‌ بازي ِ يك گام به پيشْ دو گام به پس است. يك درصد هم ‏احتمال دارد با تغيير مرزهاي اين منطقه و ايجاد كشورهايي جديد، پمپاژ عايدات چاههاي نفت به مصارفي عشقي ‏مدتها پيش از آن پايان يافته باشد. بر اساس اعتقاد به جاودانگي ِ ايران، چشم‌انداز نودونه ‌درصدي حرف ندارد. با ‏توجه به روند كنوني اوضاع و شبح ِ سياه گردبادهايي كه در افق ديده مي‌‌شود، آن احتمال ِ يك درصدي قوي‌‌تر به ‏نظر مي‌‌رسد.‏

پيشگويي ِ اينكه چه خواهد شد با كساني است كه در رشته فال قهوه ‌تخصص دارند (پيشگويي شرعاً حرام است). ‏شايد بتوان فقط پيش‌بيني كرد كه در نوروز 1487 كساني، ضمن فكركردن به انقلاب آينده و افسوس‌خوردن بر ‏انقلابهاي گذشته، همچنان مطالبي خواهند نوشت با اين مضمون كه در ابتداي قرن بيست و يكم جلو مدرنيته‌ ‏اصيل‌مان را گرفتند، نوعي مدرنيزاسيون كاذب بر ما تحميل كردند و از پرواز جا مانديم.‏


‎‎ما برنده ايم‎‎

اردشير طيبي در "روياي آريائي" هم بدون اشاره به داستان انتخابات و گويا براي معشوقي که از او نام نمي برد ‏چنين مي نويسد:‏

راستش هيجان زده مي شوم و آتشم شعله ورتر مي شود وقتي که مي بينم از اينکه گمان مي کني من بازنده هستم ‏اندوهگين مي شوي. اينگونه، ناخواسته تفاوت بزرگت را با اين جماعت منفعت طلب و فرو مايه برايم عريان مي ‏کني و سرشار از لذت مي شوم از داشتن دوستي مثل تو و فخر مي فروشم به کساني که چون تويي را ندارند! ‏

نه ناز گل من، اين بازي که ما مي کنيم بازنده ندارد و هر دو طرف چه بخواهند و چه نخواهند، چه بفهمند و چه ‏نفهمند، برده اند. مگر مي شود در اين درياي خروشان و بي ساحل غوطه خورد و باز هم گله کرد و از شکست ‏صحبت کرد؟ مگر مي شود در مقابل اين همه احساس زيبا که با صداي آهنگينت و گاه با سکوت دلفريبت وجودم ‏را سرشار مي کند؛ نشست و به قول تو "نفعي" نبرد؟ نه نازنين، قاعده اين بازي با ساير بازي هاي دنيا فرق مي ‏کند. کسي در انتهاي اين راه نمي بازد و هر دو قهرمان آن خواهيم بود…تا ابد. ‏


‎‎ارائه خدمات دانشگاهي، مشروط به بازگشت به ايران!‏‎ ‎

‏"ايران نشنال" راوي خدماتي است که دانشگاه هاي ترکيه به ايرانيان اهل آذربايجان ارائه مي کند:‏

دانشگاه هاي ترکيه زير نظر مستقيم دولتشان براي هر دانشجوي ايراني که محل تولدش در شناسنامه يکي از ‏شهرهاي آذربايجان قيد شده باشد تسهيلاتي باور نکردني پيش بيني کرده اند که بي شک هر آذربايجاني را به خشم ‏مي آورد.همه دانشجويان يا جواناني که دستکم يکبار شرايط دانشگاه هاي جهان را براي ادامه آموزش هاي ‏دانشگاهي بررسي کرده اند مي دانند که اين کشور چه يارانه هايي براي ايرانياني که مليت خود را در برگه هاي ‏ثبت نام يا درخواست، انکار کنند قايل مي شود.‏

براي نمونه در شهريه ي دانشجوي ايراني که در آذربايجان متولد شده، دو سوم تخفيف اعمال خواهد شد اگر وي ‏در برگه ي ثبت نام مليت خود را به جاي ايراني، ترک! قيد نمايد.افزون بر اين هزينه هاي ديگري چون هزينه ‏کتاب، خوراک، کاغذ و مانند اين ها از سوي دولت ترکيه تامين مي شود به شرط اينکه فرد پس از قيد مليت ترک ‏در برگه معرفي تعهد کند که پس از اتمام آموزش به ايران بازخواهد گشت !؟


‎‎تشديد تعارضات درون نهادي، افزايش نابرابري‎‎

از زمره پيش بيني هاي عباس عبدي براي سال آينده در وب سايت شخصي اش "آينده" آن است که:‏

در سطح سياسي روند يك سال گذشته ادامه خواهد يافت. به نظر مي‌رسد كه اين روند چند ويژگي دارد. ادامه حذف ‏بخش ديگري از نيروهاي درون ساختار، و نيز تشديد تعارضات درون نهادي و ناتواني در ايجاد اجماعي نسبي از ‏نيروهاي باقيمانده. نتايج رويداد 24 اسفند هم تأثيري تعيين‌كننده بر اين روند نخواهد داشت. اين روند از يك سو ‏توان اداره جامعه را از طريق راه‌هاي مدني تحليل مي‌برد، و از سوي ديگر نابساماني و ضعف را درون ساختار ‏مديريتي براي برنامه‌ريزي و برون‌رفت از بحران افزايش خواهد داد.‏

در سطح اجتماعي و فرهنگي، مي‌توان گفت كه روند سال‌هاي اخير حداقل با همان سرعت (اگر نگوييم شديدتر) ‏ادامه خواهد يافت. افزايش نابرابري‌هاي اقتصادي و اجتماعي، غير كاركردي‌تر شدن اكثر نهادهاي اجتماعي (مثل ‏مذهب، آموزش، دولت و حتي خانواده) و كاهش نظارت‌هاي غير رسمي بر رفتارهاي اجتماعي بويژه جوانان، ‏رشد فرآيند غير ديني و حتي ضد ديني شدن جامعه و به يك معنا از هم گسيختگي اجتماعي بيشتر را شاهد خواهيم ‏بود. ‏


‎‎دانش، تفکر بي افسار مي خواهد‏‎‎

‏"يداله رويايي" هنوز سر حرفش ايستاده و مي نويسد ملتي نيستيم که بتوانيم راه توسعه را از روي دست ديگران ‏بياموزيم:‏

چند هموطن ِ وطن پرستِ بعضاً عصبي، برمن برآشفتند که چرا اين ملت بزرگِ باستاني را تحقيرکرده ام.‏
من گفته ام که ما با تفکر فرن بيستم و نوزدهم و هجدهم بيگانه مانده ايم. حالاهم که انقلاب نومِريک (شماره اي، ‏نمره اي؟) به دانش آن سه قرن که ما هنوز نفهميده ايم پشت کرده است، و آفاق عجيبي جلوي رو دارد که ما از فهم ‏آن عاجزيم؛ پس اين رجزخواني هاي" ماشرقي– شماغربي" و "آينده از آن ماست" احمقانه است. همين. ‏

وقتي نمي گذارند فکر کنيم چطور مي توانيم تفکر آنها را بياموزيم؟ نه تنها در ايران، درهيچيک از قدرت هاي ‏حاکم شرق، تفکر بي افسار نيست. هرچقدرهم متفکران شرق آزاد باشند بالاخره يک جائي هست که حکومت ها به ‏آن افسار مي زنند. درحاليکه دانش و تکنولوژي به تفکر ِبي افسار احتياج دارد. پيش ما که نفس کشيدن هم حساب ‏و کتاب دارد. ‏


‎‎باب تازه در مباحثات انديشه ديني‎‎

عطاله مهاجراني در "مکتوب" همچنان در خم مباحثات دکتر عبدالکريم سروش و آيت اله سبحاني است:‏

مصاحبه دکتر سروش با نامه اي که آيه الله سبحاني در نقد نظريه ايشان نوشت، باب تازه اي را در ساحت انديشه ‏ديني گشود. هم موضوع بحث بسيار پراهميت و حساسيت است و هم طرفين بحث از اعتبار حوزوي و دانشگاهي ‏درجه اولي بهره ورند. آيه الله سبحاني مژده داده اند که پاسخ دوم ايشان پس از انتخابات منتشر خواهد شد. شايسته ‏هم همين است، به تعبير سنايي:‏

عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد / که دارالملک ايمان را مجرد بيند از غوغا!‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ليبي در جبهه مخالف جمهوري اسلامي

برغم تکذيب ايران - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

libi675.jpg

البرز محمودي

در حالي كه منابع عرب از تشديد فعاليت هاي ضد ايراني دولت ليبي خبر مي دهند، مسوولان سياست خارجي ايران اين ‏موضوع را همچنان تكذيب مي كنند. در همين ارتباط محمد علي حسيني، سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در ‏جديدترين اظهار نظر خود، هرگونه تشديد فعاليت ليبي بر عليه ايران را تكذيب كرده است. اين درحالي است كه ليبي از ‏جمله كشورهاي حاضر در شوراي امنيت سازمان ملل است که عليرغم "ادعاي مقامات ايران" در مورد داشتن "روابط ‏حسنه" با اين كشور، مانند ساير كشورها به تصويب قطعنامه عليه ايران راي مثبت داد. ‏

سايت تابناك در اين مورد به نقل از روزنامه لبناني "الاخبار" نوشته است: "مدتي است ليبيايي‌ها در نشست‌هاي داخلي ‏كشورهاي عربي، مواضع بسيار تند و منفي عليه جمهوري اسلامي ايران در پيش گرفته‌اند."
به گفته اين منابع موثق، "عبدالرحمن شلقم"، وزير امور خارجه ليبي در جريان نشست غير علني و سري وزيران خارجه ‏اتحاديه عرب، هنگام سخنراني عليه ايران و سياست‌هاي منطقه‌اي تهران در عراق و لبنان، به اندازه‌اي خشمگين شد كه ‏‏"سعود الفيصل"، همتاي سعودي وي، مجبور شد نزد وي برود و او را اندكي آرام كند.‏

اين گزارش در شرايطي منتشر مي شود كه پيش از اين نيز برخي رسانه‌ها گزارش داده بودند شلقم كه كشور متبوعش از ‏سال گذشته به آمريكا و به طور کلي غرب "بسيار نزديك شده"، ماه پيش در ديدار با همتاي آمريكايي خود در واشنگتن، ‏‏"درباره مواضع ايران نيز رايزني‌هايي كرده"بود.‏

به گفته اين منابع، موضع ليبي، ناشي از وقت‌كشي ايران و ناتواني اين كشور از تأثيرگذاري بر همپيمانان لبناني خود براي ‏پايان‌ دادن به پرونده امام موسي صدر، رهبر ايراني شيعيان لبنان است كه در سال 1357 در جريان سفر به ليبي ربوده شد.
اين منابع افزوده اند: هرچند ليبي براي بستن پرونده امام موسي صدر، وعده‌هايي از سوي ايران دريافت كرده، اما تهران به ‏اين وعده‌ها پايبند نبوده و هنوز به آنها عمل نكرده كه البته اين مسأله، ليبيايي‌ها را نااميد كرده است.‏

‎‎معامله اي كه جوش نخورد‎‎

چند روز پس از تصويب قطعنامه عليه ايران، سايت برنا نيوز گزارش داد كه "ليبي پيش از صدور قطعنامه سوم شوراي ‏امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران، به طور محرمانه به مقامات کشور پيشنهاد داده بود که در صورت کمک براي بستن ‏پرونده امام موسي صدر، به اين قطعنامه شوراي امنيت رأي منفي خواهد داد، اما مقامات کشور اين پيشنهاد را نپذيرفتند."‏

اين موضوع موجب شده تا ليبي در شوراي امنيت بر عليه ايران راي دهد. با اين حال روز يكشنبه حسيني سخنگوي وزارت ‏امور خارجه اين موضوع را رد كرد. در جلسه سخنگوي وزارت امور خارجه، خبرنگاري به اخبار مطرح شده مبني بر ‏اينكه ليبي درباره راي مثبت به قطعنامه 1803 اعلام كرده كه اگر ايران پرونده امام موسي صدر را ببندد ليبي به قطعنامه ‏راي منفي و در غير اين صورت راي مثبت مي‌دهد، اشاره كرد و صحت اين اخبار را سؤال كرد كه حسيني تاكيد كرد: ‏‏"چنين پيامي رد و بدل نشده است. "‏

وي همچنين با بيان اينكه پرونده امام موسي صدر در جريان است، افزود: ‌"كميته‌اي كه در اين زمينه تشكيل شده روند ‏پيگيري‌ها را انجام مي‌دهد. "‏

سخنگوي وزارت خارجه درباره راي مثبت ليبي به قطعنامه با ذكر اين نكته كه "راي ليبي براي ما غيرمنتظره و غيرمتوقع ‏بود"، اظهار داشت: "با توجه به مواضعي كه سفير ليبي در شوراي امنيت و سازمان ملل مطرح مي‌كرد، اين موضع ‏غيرمنتظره بود اما ارتباطي به پرونده امام موسي صدر ندارد."‏

در همين حال برخي سايت هاي خبري ايراني، اين رفتار ليبي عليه ايران را مسبوق به سابقه مي دانند و اشاره به اقدامات ‏اين كشور برعليه ايران در سال 83 دارند. ‏

در بهار سال 1383 ليبي در نامه اي به رئيس وقت شوراي امنيت سازمان ملل از او خواست براي به جريان ‌افتادن شکايت ‏سابق ليبي و سه کشور عربي ديگر عليه جمهوري اسلامي ايران براي الحاق جزاير سه‌گانه ابوموسي، تنب بزرگ و تنب ‏كوچك به امارات عربي اقدام کند. ‏

همچنين برنا نيوز در مورداقدامات ليبي بر عليه ايران نوشته است: "از جمله اقدامات ليبي مي توان به ارائه اطلاعات ‏حساس هسته‌اي ايران و ارسال نقشه الگوهاي ساخت سانتريفيوژهاي غني‌سازي اورانيوم به آمريكا كه به تصويب ‏قطعنامه‌اي عليه ايران انجاميد، کمک به تجزيه‌طلبان خوزستان و حمايت مالي و نظامي از آنان، چاپ نقشه‌هايي با نام جعلي ‏خليج عـربـي به جاي خليج فارس در داخل ليبي، حمايت از جدايي‌طلبان كُرد و گروهك تروريستي پژاك براي تشکيل كشور ‏مستقل كُردستان و تجزيه ايران، و توهين آشكار رهبر ليبي مبني بر اينکه "انقلاب ايران به زباله‌دان تاريخ خواهد پيوست" ‏اشاره كرد. ‏

از سوي ديگر منابع عربي اعلام كردند: "«احمد قذاف‌الدم»، پسر عموي معمر قذافي، حدود دو ماه پيش، از سوريه خواسته ‏كه در پرونده امام موسي صدر دخالت كند، اما «بشار اسد»، رئيس‌جمهوري سوريه تأكيد كرده كه اين پرونده نيازمند ‏همكاري سه‌جانبه دمشق، تهران و طرابلس و نيز تأييد طرف‌هاي مرتبط لبناني است."‏

دادگستري لبنان در سال‌هاي اخير، با تشكيل پرونده‌اي عليه معمر قذافي، رهبر ليبي، وي را به ربودن امام موسي صدر متهم ‏و علاوه بر وي، نوزده تن از مقامات ليبيايي را كه در اين كار دست داشته‌اند، براي محاكمه احضار و از آنجا كه اين افراد ‏تا كنون از حضور در دادگاه خودداري كرده‌اند، دادگستري لبنان آنان را غيابي محاكمه كرده است.‏

پيش از اين نيز 182 تن از نمايندگان هفتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، با صدور بيانيه‌اي عليه دولت ليبي، ربودن امام ‏موسي صدر را "جنايت عليه بشريت و اقدام عليه امنيت ملي ايران" خوانده و با محكوم كردن اين كار، خواستار محاكمه ‏آمران و عاملان آن و آزادسازي اين روحاني ايراني شده بودند. ‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

لاريجاني يا حداد عادل؟

گروه بندي جديد در مجلس هشتم - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

arashsigarchi.jpg

آرش سيگارچي

با پايان شمارش آرا، از هم اكنون و پيش از تعيين تكليف برخي شعبات در دور دوم، مجموعه نيروهاي موسوم به ‏اصولگرايان اكثريت عددي مجلس هشتم را از آن خود كرده اند با اين حال، بررسي آخرين ديدگاه هاي سران اصولگرا ‏حكايت از وجود شكاف بين آنان دارد: ائتلاف فراگير اصولگرايان، از هم اكنون بناي مخالفت با جبهه متحد اصولگرايان را ‏گذاشته و از گزينه اي غير از حداد عادل براي رياست مجلس آينده سخن گفته است. ‏

laridjanihadadadel.jpg

اينگونه است كه امير علي اميري، ‌دبير ستاد انتخابات ائتلاف فراگير اصولگرايان در اولين اظهار نظر پس از انتخابات ‏مجلس، با تاكيد بر اينكه 45 درصد كانديداهاي ما به مجلس راه يافته اند، براي دولت خط و نشان مي كشد: "مجلس هشتم ‏مجلسي خواهد بود كه منتقدان دولت در آن‎ ‎اكثريت خواهند داشت، البته اين منتقدان اصولگرا با هم‌اند و اگر دولت به برخي ‏از‎ ‎سياست‌هاي مورد انتقاد برخي اصولگرايان ادامه دهد، اكثريت مجلس هشتم با آن مخالف‎ ‎خواهد بود‎.‎‏"‏

اين اظهارات اميري درواقع واكنشي به سخنان علي‌اصغر زارعي از جبهه متحد اصولگرايان است. زارعي در گفت و گو ‏با ايسنا با بيان اينكه "نتايجي كه تاكنون به دست آمده حقيقتا يك پيروزي قلمداد‎ ‎مي‌شود"، خاطرنشان كرده بود: "رايحه‌ خوش ‏در مجموع جبهه‌ متحد خود را تعريف كرد و كساني كه‏‎ ‎حامي دولت و علاقه‌مند به عملكرد دولت هستند حتي خود مردم در ‏اين پيروزي نقش جدي‎ ‎داشته‌اند و اميدواريم اين روند را ادامه دهيم و مجلس هشتم مجلسي حامي و همكار دولت‎ ‎باشد و در ‏تعامل نزديك با دولت بتواند مشكلات مردم را حل كند‎.‎‏"‏

انتقاد و اشاره مستقيم اميري به نقشي است كه رييس و نايب رييس مجلس در تعديل فشارها بر دولت ايفا كردند.اين موضوع ‏از سوي شهاب نيوز نيز مورد توجه قرار گرفته است: "ائتلاف فراگير اصولگرايان با اين هدف در انتخابات، خط خود را ‏از جبهه متحد اصولگرايان جدا كرد كه معتقد بود بخش اعظم انتقادات نمايندگان مجلس هفتم به دولت احمدي‌نژاد توسط دو ‏چهره کليدي هيات رئيسه اين مجلس يعني حداد عادل و باهنر مهار شده است. با آنکه حداد عادل شخصاً چهره‌اي معتدل و ‏منتقد تصميمات شتابزده دولت نهم است، اما عملکرد او و مخصوصاً فعاليت‌هاي محمدرضا باهنر باعث شد که مجلس هفتم ‏عملاً به تابع دولت تبديل شود و در بسياري از تصميات غيرکارشناسي سکوت پيشه کند."‏

با اين دلايل است كه ‌دبير ستاد انتخابات ائتلاف فراگير اصولگرايان مستقيما به بحث رياست مجلس اشاره دارد و مي گويد: ‏‏"كانديداي ما براي رياست مجلس آقاي لاريجاني است و ما همچنان كه در مجلس‎ ‎هفتم با حضور آقاي باهنر به عنوان نايب ‏رييس مجلس مخالف بوديم در مجلس هشتم نيز با‎ ‎اين امر مخالفت خواهيم كرد‎.‎‏"‏

البته در نشستي ديگر، كه جبهه متحد اصولگرايان حضور دارند، شهاب الدين صدر، از پاسخ به سئوالي در مورد رييس ‏بعدي مجلس طفره مي رود: "اين امر بر عهده منتخبان مردم است و منتخبان بعد از هفتم خرداد ماه كه مجلس‎ ‎تشكيل مي‌شود ‏خود در اين ارتباط تصميم‌گيري مي‌كنند؛ لذا زمان طرح اين موضوع هنوز‏‎ ‎فرا نرسيده است‎. ‎وقتي يك جريان فكري اكثريت ‏را در يك مجموعه‎ ‎به دست مي‌آورد، به هر حال نامزدهايي كه معرفي مي‌كند اكثريت آرا را به دست‎ ‎مي‌آورند‎.‎‏"‏

اما اميري اتكاي "ائتلاف فراگير" براي انجام اصلاحات در مجلس هشتم را "نمايندگان راه يافته" و "حمايت معنوي سران ‏اصولگراي منتقد دولت" معرفي مي كند. او در اين مورد مي گويد: "ائتلاف فراگير در كل كشور 45‏‎ ‎درصد از كانديداهاي ‏مورد نظر خود را به مجلس فرستاده است" وي همچنين اشاره دارد: "ما در ائتلاف خود اعلام‎ ‎كرديم كه جزو حاميان ‏رضايي، قاليباف و لاريجاني هستيم و افرادي كه در ليست خود‎ ‎معرفي كرده بوديم، افرادي بودند كه داراي مشي ‏اصولگرايي و در عين حال منتقد دولت‎ ‎بودند. قاليباف و لاريجاني نيز نمي‌توانند حوزه انتقادي خود به دولت را پنهان كنند‎.‎‏"‏
سخنگوي ائتلاف فراگير اصولگرايان برعكس ساير نزديكان به دولت معتقد است "نتيجه اين انتخابات به مفهوم پيروزي ‏دولت نيست" و در اين مورد توضيح داده است: "در ليست جبهه متحد هم اين طور نيست كه تمام افراد به طور كامل ‏طرفدار دولت باشند. در ليست آن‌ها هم منتقدين دولت وجود دارد و حتي ما از حضور برخي از اين چهره‌ها در ليست جبهه ‏متحد تعجب كرديم."‏

‎‎صدر: 65 درصد سهم ما‏‎‎

با اينكه دبير ستاد ائتلاف فراگير اصولگرايان تاكيد دارد از 240 كانديداي آنها در دور اول، ‌113 نفر يا 45 درصد در دور ‏اول به مجلس رسيده اند، ‌اما در مقابل شهاب الدين صدر، دبير اجرايي جبهه متحد اصولگرايان معتقد است: "در مجموع ‏حدود 270 نامزد براي‏‎ ‎حوزه‌هاي مختلف معرفي كرده بوديم و نتايجي كه تا كنون حاصل شده به غير از تهران‎ ‎بيانگر اين ‏است كه بيش از 65 درصد از كانديداهاي ما حائز اكثريت آرا شده و به مجلس‎ ‎راه پيدا كرده‌اند و پنج، شش درصد از ديگر ‏نامزدهاي اصولگرا نيز به مجلس راه پيدا‏‎ ‎كرده‌اند كه آنها نيز از قبل مورد حمايت جبهه متحد اصولگرايان بوده‌اند و در ‏مجموع‎ ‎مي‌توان گفت حدود 70 تا 71 درصد از نامزدهايي كه به مجلس شوراي اسلامي راه پيدا‏‎ ‎كرده‌اند اصول‌گرا هستند‎. ‎‏"‏
اين آمار از سوي "صدر" در شرايطي بيان مي شود كه با توجه به آمار ستاد ائتلاف فراگير اصولگرايان، اين دو جناح عملا ‏منكر حضور اصلاح طلبان در انتخابات شده اند حال آنكه با نگاهي به ليست منتخبان دور اول انتخابات مجلس هشتم عملا ‏‏"جبهه متحد اصولگرايان" 49 نامزد اختصاصي، "ائتلاف فراگير اصولگرايان" 33 نامزد اختصاصي و "گروه‌هاي اصلاح ‏طلب" 24 نامزد اختصاصي خود را تا اينجاي کار به مجلس فرستاده‌اند. 35 نماينده نيز ميان جبهه متحد و ائتلاف فراگير و ‏‏8 نماينده ميان اصلاح‌طلبان و ائتلاف فراگير مشترک بوده‌اند. 49 نماينده هم با عنوان "مستقل" يعني بدون حمايت هيچ ‏ليستي به مجلس رفته‌اند که البته گرايش سياسي اکثر آن‌ها مشخص است. ‏

‎‎تقلب از ديد اصولگرايان‎‎

شمارش آراي تهران در حالي به پايان مي رسد كه اصلاح طلبان همچنان تاكيد دارند "روند صحيحي بر شمارش آرا حاكم ‏نيست" چنانكه مجيد انصاري از جمله كانديداهاي اين طيف صراحتا با بيان اينكه "ما به شدت نسبت به روند شمارش، ‏جمع‌بندي و اعلام نتايج مشكوك هستيم"، گفته است: "نتايج شمارش آرا در حوزه انتخابيه تهران موجب شگفتي همگان ‏گرديده است و گزارشات موثق و متعددي كه از صندوق‌ها و وزارت كشور مي‌رسد حاكي از آن است كه چند تن از ‏كانديداي ائتلاف اصلاح‌طلبان در 10 نفر اول رأي‌آوردگان تهران هستند".‏

از سوي ديگر شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز پس از جلسه اخير خود با حضور سيد محمد خاتمي، خواستار ‏‏"رعايت اصل امانت و صيانت از آراي واقعي مردم"‏‎ ‎شد. ‏

در ميان اصولگرايان نيز اعتراضاتي وجود دارد. اميري ‌دبير ستاد انتخابات ائتلاف فراگير اصولگرايان در اين مورد در ‏جلسه روز گذشته با خبرنگاران گفته است: "از شوراي نگهبان مي‌خواهيم كه به‎ ‎تخلفات احتمالي پاسخ دهد، اتفاق تلخي هم ‏كه در اين انتخابات رخ داد، تخلفاتي بود كه‎ ‎به ويژه از سوي جبهه متحد ديده شد، مثل تبليغات غيرقانوني برخي كانديداها و ‏يا برخي‎ ‎اقدامات كه در روز راي‌گيري انجام شد و خلاف قانون بود‎.‎‏"‏

اما صدر و زاكاني از جبهه متحد با بي تفاوتي نسبت به اين اظهارات بيان كرده اند كه "هر كه اعتراض دارد مي تواند به ‏شوراي نگهبان اعتراض كند." ‏

با اين حال برخي از صاحبنظران، عمده تخلفات جبهه متحد را در پاي صندوق مي دانند اما صدر با رد اين موضوع مي ‏گويد: "در پاي صندوق هاي راي‎ ‎ناظران تمام گروه‌هاي سياسي حضور دارند، مردم آزادانه آمده‌اند، راي داده‌اند و نظر‎ ‎خود ‏را اعلام كرده‌اند كه بايد به آراي مردم نيز احترام گذاشت‎.‎‏"‏

اما زاكاني در اين نشست مي گويد: "ناظرين ما آموزش‌هاي‎ ‎لازم را ديده بودند و موارد قانوني را كه بايد اعمال كنند را ‏دنبال كردند و ما خلاف‎ ‎اين گزارشي نداشته‌ايم. بيان كلي برخي از افراد در قالب گمانه‌زني‌ها قابل استماع‎ ‎نيست به اين دليل ‏كه برخي مي‌خواهند تنها فرافكني كنند و به هر ترتيب ما هيچ‌ موردي‏‎ ‎را در جهت عملكرد نادرست ناظرين خود به عنوان ‏گزارش نشنيده‌ايم‎. ‎‏"‏

در همين ارتباط امير رضا خادم كه از سوي رقيب جبهه متحد يعني جبهه فراگير اصولگرايان مورد حمايت بوده، به شوراي ‏نگهبان اعتراض كرده است. در بخشي از نامه، وي با اشاره به نظرسنجي‌هايي كه طبق آن خادم در‏‎ ‎آنها وي در تمامي ‏مراحل يا نفر اول و يا يكي از چند گزينه اول حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر بوده ، تغيير شرايط فعلي ‏نامتعارف دانسته شده است: "مستدعي است به هر شكل كه مقدور مي‌باشد، نسبت به بازشماري آراي اينجانب و‎ ‎بررسي ‏احتمال اشتباه در نحوه شمارش آن دستور لازم را صادر فرماييد‎.‎‏"‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

روحانيت بايد از قدرت دولتي دور بماند

‏ تاكيد مجدد آيت الله منتظري - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

‏‏ayatollahmontazeri675.jpg

رسا قاضي نژاد

آيت الله منتظري از جمله مراجع مغضوب جمهوري اسلامي كه در قم به سر مي برد در جديدترين اظهار نظر، بار ديگر بر ‏اين موضع تاكيد كرد که: "من هم مانند آيت الله سيستاني معتقدم که روحانيت بايد‏ ‏حتي المقدور از مجاري امور و قدرت ‏دولتي به دور باشد تا بتواند وظايف اصلي‏ ‏خود را انجام دهد و پايگاه معنوي اش در بين مردم مخدوش نشود، و اين‏ ‏نظر را ‏به مرحوم آيت الله خميني نيز ارائه دادم."‏

‏"احمد رافت"، مدير خبرگزاري "آکي" ايتاليا‏ مصاحبه اي کتبي با آيت الله منتظري انجام داده که در آن آيت الله حسينعلي ‏منتظري نظر خود را در مورد موضوعاتي چون "پرونده هسته اي ايران"، "مشكلات اقتصادي مردم"، "‌نقش روحانيت در ‏حكومت" و همچنين "انتخابات اخير مجلس هشتم" بيان كرده است.‏

آيت الله منتظري در پاسخ به سوالي پيرامون "مخالفت آيت الله سيستاني در عراق با حضور روحانيون در قدرت" گفته است: ‏‏"نظر اينجانب نيز همين است كه روحانيت بايد‏ ‏حتي المقدور از مجاري امور و قدرت به دور باشد تا بتواند وظايف اصلي‏ ‏‏خود را انجام دهد و پايگاه معنوي اش در بين مردم مخدوش نشود، و اين‏ ‏نظر را به مرحوم آيت الله خميني نيز ارائه دادم "
‏ ‏
‏‏وي همچنين در مورد اعدام هاي سال اخير در جمهوري اسلامي و اينكه اين اعدام ها براساس موازين اسلام است يا ‏خيرگفته: "اصل حكم اعدام در موارد قصاص نفس با درخواست‏ ‏اولياي مقتول و نيز در بعضي موارد ديگر كه به ندرت ‏شرايط آن محقق‏ ‏مي‎شود جاي ترديد نيست ; ولي اصولا مبناي بسياري از اعدامها اقرار‏ ‏متهم در زندان و در حالت تهديد و ‏احيانا با كتك و مانند آن مي‎باشد، و‏ ‏چنين اقراري بنا به حكم عقل و اخبار وارده و فتواي تمام علماي شيعه‏ ‏حجت نمي باشد و ‏نمي توان شرعا كسي را به استناد چنين اقراري محكوم‏ ‏به اعدام نمود، و حجت بودن علم قاضي نيز به طور كلي محل ‏اشكال است‏ ‏و سيره پيامبراكرم (ص ) و حضرت امير(ع ) قضاوت براساس علم خودشان‏ ‏نبوده است، بلكه براساس موازين ‏قضائي يعني اقرار در حال آزادي و‏ ‏بدون ترس متهم و يا شهادت عدول و يا قسم بوده است."‏

‏آيت الله منتظري كه پيش از اين با هفته نامه ايتاليايي "اسپرسو" نيز گفتگو كرده بود، ‌در پاسخ به سوالي ديگر در مورد ‏‏"فشارهاي بين المللي بر جمهوري اسلامي ايران‏ ‏در قضيه هسته اي روز به روز افزايش مي‎يابند گفته است: "در اينكه ‏داشتن انرژي اتمي در انحصار هيچ دولتي نبايد‏ ‏باشد و همه دولتها و ملتها حق دارند داراي چنين انرژي و فنون علمي آن‏ ‏‏باشند شكي نيست، ولي اشكال كار در اين است كه دولت ما با طرح بعضي‏ ‏شعارهاي تحريك آميز و حساب نشده بسياري از ‏دولتها را نسبت به دولت‏ ‏ايران حساس و بدبين نموده است و آنان را در جهت ايجاد وحدت عليه ما‏ ‏و منافع ملي ما تحريك ‏كرده تا آنجا كه روز به روز فشارها را تشديد‏ ‏مي‎كنند و آثار آن نيز بر مردم مظلوم ما خواهد بود، كه بسيار جاي نگراني‏ ‏‏است و اميدوارم مسئولين مربوطه در شرايط سختي كه براي ملت ما پيش‏ ‏آمده است به دور از احساسات تند و با عقلانيت ‏بيشتر بتوانند از اين‏ ‏بحران خارج شوند و بيش از اين كشور را منزوي نكنند و مردم را تحت‏ ‏فشار سياسي و اقتصادي قرار ‏ندهند."‏

مصاحبه خبرنگار هفته نامه ايتاليايي "اسپرسو" با آيت الله منتظري را اينجا بخوانيد ‏

آيت الله منتظري همچنين درباره مشكلات اقتصادي و نيز دلسردي مردم و اقشار مختلف در ارتباط با انتخابات گفته است: ‏‏"تندرويها و سخت گيريهائي كه نسبت به قشر دانشجو و‏ ‏روزنامه نگاران و بعضي اقشار ديگر مي‎شود، و نيز رد صلاحيت ‏هاي افراد‏ ‏زيادي از نيروهاي مفيد و با تجربه كه متأسفانه انجام شد، عاقبتي جز زياد‏ ‏شدن فاصله بين مردم و حاكميت و در ‏نتيجه كم شدن مقبوليت آن نخواهد‏ ‏داشت. در شرايطي كه كشور در معرض تهديد خارجي است، من نمي دانم‏ ‏چرا مسئولين ‏به عاقبت كارهاي خود فكر نمي كنند و هر روز علاوه بر‏ ‏مشكلات اقتصادي و گراني و تورم رو به رشد، نارضايتي جديدي ‏براي‏ ‏مردم به وجود مي‎آورند."‏

اين مرجع تقليد همچنين به در باره رد صلاحيت ها و چشم انداز انتخابات مجلس به خبرگزاري ايتاليايي اعلام كرده است: ‏‏"با رد صلاحيت هاي زياد از نيروهاي مفيد و عدم امكان‏ ‏رقابت واقعي در انتخابات قهرا يك انتخاب صوري و يك مجلس ‏يكدست‏ ‏پيش بيني مي‎شود، و چنين مجلسي نمي تواند نمايندگي اكثريت مردم را‏ ‏داشته باشد و در نتيجه تابع و پيرو و مجري ‏نظريات يك اقليت خواهد‏ ‏شد، و در نهايت نمي تواند وظائف مهم و اصلي خود را انجام دهد."‏
‏ ‏
‏آيت الله منتظري همچنين در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينکه"در اين روزها بسياري صحبت از خيانت به‏ ‏آرمانهاي ‏انقلاب مي‎كنند، آيا واقعا خيانتي صورت گرفته‏ ‏است و انقلاب از مسير اصلي اش خارج شده است؟"، انحراف انقلاب از ‏آرمانهايش را تاييد مي كند و مي گويد: "در هرحال ما به بسياري از آرمانهاي اصلي انقلاب و از‏ ‏جمله آزاديهاي مدني و ‏سياسي نرسيديم، ولي من كسي يا كساني را متهم به‏ ‏خيانت نمي كنم، اما نمي توان از تندروي ها و انحصارطلبي ها و قدرت‏ ‏‏خواهي ها و تماميت طلبي هاي عده اي در يك جناح خاص چشم پوشي‏ ‏نمود."‏

آيت الله منتظري همچنين در مورد "حضور نظاميان در صحنه اقتصاد، سياست، ‏ ‏فرهنگ و هنر"تاكيد كرده است: "در ‏مورد دخالت نظاميان در مسائل سياسي - همانگونه كه‏ ‏رهبر فقيد انقلاب مرحوم آيت الله خميني معتقد و اصرار داشتند -‏ ‏‏مصلحت كشور و نيروهاي مسلح در دور بودن آنان از مسائل سياسي و خط‏ ‏بازيهاي گروهي است."‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

همه جور اتهام به جز 6 زن!

اعلام رسمي اتهامات سردار زارعي - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

po_rafizadeh_s_01.jpg

‏شهرام رفيع زاده

بازپرس شعبه پنجم دادسراي کارکنان دولت روز گذشته به طور رسمي خبر بازداشت و پيگرد رضا زارعي ‏فرمانده نيروي انتظامي استان تهران را تائيد و اتهام وي را "سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، ‏خيانت در امانت و‎ ‎جرايم مالي" اعلام کرد. در ميان اتهامات اعلام شده خبري از حضور در خانه اي با شش زن و ‏برگزاري نماز جماعت به صورت عريان نيست. ‏

sardarzeraee.jpg

تائيد بازداشت و پيگرد قضائي فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان تهران از سوي اين مقام قضائي به دنبال ‏ادعاي فرمانده نيروي انتظامي صورت مي گيرد. اسماعيل احمدي مقدم، باجناق محمود احمدي نژاد روز جمعه به ‏خبرنگاران گفته بود هيچ يک از فرماندهان ارشد نيروي انتظامي بازداشت نشده اند. ‏

‎‎اتهامات سرتيپ پاسدار زارعي‎‎

روز گذشته "محسن قاضي" بازپرس شعبه‌ي پنجم دادسراي كاركنان‎ ‎دولت که خبرگزاري ايسنا از وي به عنوان ‏‏"قاضي رسيدگي‌كننده به پرونده يكي از فرماندهان سابق نيروي‎ ‎انتظامي استان تهران" نامبرده اتهامات سرتيپ ‏پاسدار رضا زارعي را "سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، خيانت در امانت و‎ ‎جرايم مالي" اعلام ‏کرد و گفت: "اتهامات مطرح در پرونده اين متهم كه در دادسراي كاركنان‎ ‎دولت در حال رسيدگي است". ‏

بازپرس شعبه‌ي پنجم دادسراي كاركنان‎ ‎دولت در عين حال اتهام اخلاقي فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان ‏تهران را رد کرد و با اشاره به آنچه "انتشار اخبار كذب و‎ ‎نادرست در سايت‌هاي اينترنتي در مورد فرمانده سابق ‏انتظامي استان تهران" مي‌خواند، اعلام کرد و گفت براي "جلوگيري از انتشار اخبار كذب و تنوير افكار عمومي" ‏اتهامات اين فرمانده برکنار شده را به طور رسمي اعلام مي کند. ‏

به گفته "محسن قاضي" بازداشت رضا زارعي پس از ارسال گزارش محرمانه اي به اين شعبه صورت گرفته ‏است. بازپرس شعبه پنجم دادراي کارکنان دولت در اين مورد اظهار داشت: "برحسب گزارش‎ ‎محرمانه رياست ‏محترم سازمان حفاظت و اطلاعات نيروي انتظامي نسبت به متهم مبني بر‎ ‎ارتكاب جرايمي توسط وي، پرونده‌اي ‏مدتي قبل در شعبه پنجم بازپرسي دادسراي كاركنان‎ ‎دولت به تصدي اينجانب از سوي سرپرست دادسرا ارجاع ‏شد". ‏

وي هم چنين گفت که: "اين شعبه بازپرسي به لحاظ اهميت موضوع، دستور تحقيقات و جمع‌آوري دلايل را صادر ‏كرد و در نهايت در اوايل اسفند ماه سال 86‏‎ ‎متهم مذكور به دستور اينجانب، جلب و پس از انجام تحقيقات و تفهيم ‏اتهام از سوي‎ ‎بازپرسي و صدور قرار تامين كيفري به بازداشتگاه، اعزام شد و سپس متهم نسبت به سپردن‎ ‎تامين، ‏اقدام و با صدور قرار قبولي تامين، طبق مقررات آزاد شد". ‏

اين مقام قضائي در عين حال از بازداشت مجدد فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران خبر داده و گفته: "اهم ‏اتهامات اين فرمانده سابق نيروي انتظامي، سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، خيانت در امانت و ‏جرايم مالي است و متهم در حال حاضر با قرار بازداشت موقت صادره توسط دادگاه كيفري در‎ ‎بازداشت به سر ‏مي‌برد". ‏

به گفته بازپرس شعبه پنجم دادسراي کارکنان دولت "متعاقب بازداشت متهم، چندين فقره شكايت كيفري توسط ‏اشخاص و شاكيان خصوصي واصل‎ ‎و تحقيقات در مورد آن با جديت ادامه دارد". وي در عين حال بدون اشاره به ‏انتشار اخباري در خصوص بازداشت فرمانده سابق نيروي انتظامي با 6 زن در خانه فساد، "از سايت‌هاي خبري ‏خواست از انتشار‎ ‎اخبار كذب عليه متهم يا نيروي انتظامي خودداري كنند". ‏

روز يک شنبه نيز خبرگزاري ايسنا در خبري کوتاه به نقل از مقام هاي قضائي، شعبه 76 دادگاه کيفري استان ‏تهران را مرجع رسيدگي به پرونده فرمانده برکنار شده نيروي انظامي استان تهران اعلام کرده بود. ‏

‎‎يک خبر، يک برکناري‎‎

اگر چه مقام هاي قضائي از ارائه جزئيات بيشتر در خصوص اين پرونده خودداري کرده اند اما از مجموعه ‏اظهارات آنان چنين بر مي آيد که فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان تهران که بعد از دستگيري موقتا آزاد ‏شده بود، روز يک شنبه و در پي برگزاري جلسه بازپرسي در شعبه 76 دادگاه کيفري استان تهران، با تشديد ‏قرار، مجددا بازداشت شده است. ‏

سرتيپ پاسدار رضا زارعي فرمانده برکنار شده نيروي انتظامي استان تهران 52 سال دارد و علاوه بر درجه ‏سرتيپي فوق ليسانس مديريت نيز دارد. وي که پيش از اين در استان هاي مختلف در سمت فرماندهي نيروي ‏انتظامي مشغول به کار بود، در پائيز 83 از فرماندهي نيروي انتظامي گيلان به فرماندهي اين نيرو در استان ‏تهران ارتقاء يافت. ‏

خبر بازداشت اين فرمانده ارشد نيروي انتظامي اولين بار هشتم اسفند از سوي سايت هاي غير رسمي انتشار ‏يافت. در آن اخبار با اشاره به اينکه "فرمانده بازداشت شده نيروي انتظامي از‎ ‎مدت ها پيش تحت نظر عوامل ‏‏اطلاعات نيروي انتظامي بوده‏‎‏"، و "بيش از شصت ساعت از وي‎ ‎به طور پنهان فيلمبرداري شده" آمده بود: "به‎ ‎علت سو استفاده از موقعيت شغلي و ‏ارتکاب اعمال‎ ‎خلاف اخلاق چندي پيش با هوشياري‎ ‎اطلاعات نيروي ‏انتظامي دستگير شده است". ‏

چهار روز پس از انتشار اين خبر، در 12 اسفند زارعي به طور ناگهاني از فرماندهي نيروي انتظامي استان ‏تهران برکنار شد. ‏

‎‎نيروي انتظامي پاسخ گو نيست‎‎

سه شنبه 21 اسفند روزي بود که در اين خصوص دو خبر ديگر نيز انتشار يافت. ابتدا خبرنامه امير کبير گزارشي ‏از جزئيات بازداشت رضا زارعي به عنوان همان فرمانده ارشد بازداشت شده منتشر کرد و خبر داد بازداشت ‏زارعي به علت احتمال تباني و ناديده گرفتن اتهامات وي[توسط سعيد مرتضوي که با وي رابطه دوستانه دارد]، ‏با دخالت و دستور مستقيم رئيس قوه قضائيه صورت گرفته است. در آن گزارش آمده بود که بازداشت فرمانده ‏نيروي انتظامي استان تهران در يک خانه فساد به همراه 6 زن صورت گرفته است. ‏

ساعتي بعد سخنگوي قوه قضائيه "بازداشت يک فرمانده ارشد نيروي انتظامي" را تائيد کرد. عليرضا جمشيدي به ‏خبرگزاري ايسنا گفت: "پرونده‌اي در مورد يكي از‎ ‎فرماندهان سابق نيروي انتظامي تشكيل و قرار نيز صادر شده ‏است و وي با قرار آزاد شده‎ ‎ولي پرونده در حال بررسي است". سخنگوي قوه قضائيه از ذکر ذکر نام اين فرمانده ‏خوداري کرد و در مورد اتهامات وارد شده به وي نيز به خبرنگاران گفت: "اتهامات را بعد از رسيدگي اعلام مي ‏‏‌كنيم". ‏

خبرگزاري فارس نيز سه شنبه 21 اسفند در همين خصوص به نقل از سخنگوي قوه قضائيه نوشت: "براي يكي از ‏فرماندهان نيروي انتظامي پرونده تشكيل‎ ‎شده اما چون تفهيم اتهام صورت نگرفته و پرونده در مراحل مقدماتي ‏است جزئيات پرونده‎ ‎محرمانه است و پس از مشخص شدن اعلام مي گردد". ‏

اما ساعتي پيش از برگزاري انتخابات مجلس هشتم اسماعيل احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي طي اظهار ‏نظري که از سوي رسانه هاي نزديک به دولت منتشر شد به کلي بازداشت يکي از فرماندهان ارشد اين نيرو را ‏تکذيب کرد. واحدمرکزي خبر، سايت رجا نيوز ـ ارگان غير رسمي دولت ـ و سايت البرز نيوز در همين ‏خصوص به نقل از احمدي مقدم گزارش کردند: "هيچ يک از فرماندهان ارشد ناجا بازداشت يا دستگير نشده و ‏سخنگوي قوه قضائيه خود‎ ‎بايد پاسخگوي سخنانش باشد". ‏

احمدي مقدم ‏‎ ‎در عين حال گفته بود: "اگر از ما سوال مي‌كنيد از فرماندهان نيروي انتظامي نه كسي دستگير و نه ‏كسي زنداني شده است. اگر معتقد به اعلا‌م نظر ديگري از سوي قوه قضاييه هستيد از خودشان سوال كنيد". ‏

اکنون اما علاوه بر سايت هاي غير رسمي و سخنگوي قوه قضائيه و بازپرس و قاضي پرونده نيز به طور رسمي ‏اتهام فرمانده سابق نيروي انتظامي استان تهران را "سوءاستفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، و خيانت در ‏امانت و‎ ‎جرايم مالي"، اعلام کرده و از وجود چندين شاکي خصوصي نيز خبر داده اند، اما نيروي انتظامي تاکنون ‏پاسخ گويي در اين مورد را نپذيرفته است. ‏


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
اگر احمد زنده بود، همان حرف‌هاي سيدحسن را مي‌زد
احمد، حسن را كه سيزده ساله بود، تشويق مي‌كرد به جبهه برود و يادآور مي‌شد يك وقت با خودت نگويي، چرا خودت نمي‌روي، من بايد بمانم از امام حفاظت كنم، اگر شهيد شدي هم چه بهتر. بار اول كه سيزده ساله بود، يكي از پاسدارهاي بيت او را به خط مقدم برده بود، به او گفتند، چرا، گفته بود: اگر شهيد شود، از نظر تبليغي خيلي مفيد است!
عروس امام خميني گفته است: اگر سيداحمد زنده بود، همان حرف‌هاي سيدحسن را مي‌زد.

فاطمه طباطبايي، همسر مرحوم سيداحمد خميني، با اشاره به مسائل اخير پيش آمده گفت: در مسئله اخير نبايد شخص معين و يا صاحب سايت و رسانه‌اي را مقصر اصلي دانست و همه فشارها را بر او وارد ساخت، بلكه موضوع اصلي به جرياني بازمي‌گردد كه در تلاش است ـ به گفته و پيش‌بيني امام ـ انتقام خود را از سال 42 به بعد كه به دليل حضور نيرومند امام و امتش نمي‌توانست جلوه بارز داشته باشد، بگيرد.

وي افزود: اين جريان، ديرزماني است بر آن است با ايجاد جريانات كاذب و رواج بداخلاقي‌هاي رازآلود و ايراد تهمت و افترا به نزديكان و حاملان اصلي فكر و انديشه و آثار امام، به نوعي خود را بر جامعه حاكم سازد.

طباطبايي گفت: اين فكر دور از ذهن نيست كه آن جريان در صدد بوده، به نوعي ميزان حضور خود را در جامعه محك بزند و حد و حدود آمادگي جامعه را براي تحريف انديشه امام ارزيابي كند. بدين ترتيب، با دستگيري يك جوان كه ممكن است تحت تأثير القائات فوق قرار گرفته و قادر به كنترل احساسات خود نشده است، مسئله حل نمي‌شود، بلكه بايد با يك جريان، به صورت يك جريان برخورد كرد.

وي در گفت‌وگو با «شهروند امروز» با توضيح قانون گرفتن مسئوليت در خانواده امام خميني گفت: ما در خانواده يك قانون داريم و آن هم قانوني است كه امام وضع كرده‌اند و خطاب به احمد آقا نوشته‌اند كه در جمهوري اسلامي پس از من حتما به تو مسئوليت‌هايي پيشنهاد مي‌شود، حتما قبول كن و اگر مي‌تواني خدمت كني، حتما بپذير، اما يك نكته اساسي در اينجا هست و آن اين‌كه اگر مي‌بيني افرادي مي‌توانند آن مسئوليت را انجام دهند، تو پيش‌قدم نشو. اين قانون خانواده ماست و اين نظر امام است. همه سخن‌هاي امام درباره پذيرفتن يا نپذيرفتن مسئوليت سياسي با اين قانون قابل جمع است.

وي ادامه داد: يك وقت امام در زماني كه بني‌صدر مي‌خواسته حاج‌احمد آقا را به عنوان نخست‌وزير اعلام كند،‌ اين مطلب را مي‌فرمايند كه من ميل ندارم اطرافيانم در پست‌هاي دولتي داخل شوند، ولي در همان زمان، احمد را مي‌فرستد تا در جلسه سران نظام، عضو دايم باشد.

فاطمه طباطبايي در بيان آخرين دغدغه‌هاي حجت‌الاسلام سيداحمد خميني اظهار داشت: يادم است كه آن اواخر احمد چند سخنراني مفصل داشتند. دو، سه تا از آنها در فضاي خاصي انجام شد. حتي در يكي از آنها با بغض و گريه گفتند: دلم براي امام تنگ شده است. يك دفعه نيز صحبت از اقتصاد پيش آمد، مي‌گفتند، خيلي آسان است، گناه را به گردن خارج از كشور بيندازيم. در حالي كه بايد مشكلات را با درايت حل كنيم. او از اين‌كه مردم در فقر باشند، رنج مي‌برد و بر اين باور بود كه هرچند مشكلات مردم زياد است اما مي‌توان آنها را با درايت و مديريت درست حل كرد.

عروس امام كه رهبر كبير انقلاب او را در اشعار خود «فاطي» خطاب مي‌كردند، درباره جبهه رفتن فرزندش سيدحسن خميني گفت: احمد، حسن را كه سيزده ساله بود، تشويق مي‌كرد به جبهه برود و يادآور مي‌شد يك وقت با خودت نگويي، چرا خودت نمي‌روي، من بايد بمانم از امام حفاظت كنم، ولي تو برو؛ اين سفره رحمتي است كه براي هميشه باز نمي‌ماند. اگر شهيد شدي هم چه بهتر. بار اول كه سيزده ساله بود، اتفاقا مدتي هم در خط مقدم بود. با اين‌كه سنش كم بود و آموزش هم نديده بود، ولي يكي از پاسدارهاي بيت او را به خط مقدم برده بود و وقتي به او گفتند آخر او را كه آموزش نديده، چرا به خط مقدم بردي، در جواب گفته بود: اگر شهيد شود خوب است از نظر تبليغي خيلي مفيد است! البته بعدها كه شانزده، هفده ساله شد به عنوان نيروي بسيجي به لشكر قم رفت كه كمي هم شيميايي شد.
نظرات كاربران:
من خود به شخصه ايشان را در منطقه حلبچه در تپه اي كه به ريشن معروف بود بارها همراه پاسدار بيت حضرت امام آقاي س ديدم و حتي يك دفعه صبح زود ايشان به سنگر ما مراجعه كرد و گفت يكي از بچه ها كه احتمالا از سنگر شما باشد شهيد شده است و با مراجعه ما به محل و ملاحظه كارت شناسايي وي ديديم ايشان شهيد والامقام اميري از قم بودند كه بر اصابت تركشهاي خمپاره غير قابل شناسايي شده بودند.
با سلام و عرض ادب و احترام خدمت بیت مکرم امام راحل و بانو سیده طباطبایی
صدا و سیما در تبیین افکار و آراء امام راحل و عظیم الشان مان در باب مسائل مبتلا به جامعه کوتاهی می کند با قاطعیت می گوییم که هیچ سئوال سیاسی و اجتماعی نیست مگر اینکه جواب بی شک و شبهه آن در صریح کلمات و وصایای امام عزیزمان روحی له فداه وجود دارد.کدام مسئول و مقام و غیر مقام هست که ادعا کند حیات معنویش مدیون امام نیست پس جفا به وصایای این در دانه فرزند زهرا ی اطهر باعث بسی شرمندگی است.همه کسانی که احساس دین به امام دارند آستین همت بالا بزنند و به هر طریق ممکن وصایای ایشان را تبلیغ کنند تا بیت محترم ایشان کمتر دچار زحمت شوند
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
تناقض در آمار آراي اعلام شده، وزارت كشور: اشتباه تايپيست بود
اگر آراي اعلام شده حداد عادل ملاك قرار گيرد، تنها سه كانديداي نخست تهران به دور دوم راه پيدا مي‌كنند اما اگر آراي آقاتهراني ملاك قرار گيرد، هجده نفر در دور اول به مجلس راه پيدا مي‌كنند و در صورتي كه نسبت آراي اعلام‌شده احمد توكلي مبنا باشد، چهارده نفر در دور اول به مجلس مي‌روند.

در حالي كه قرار است به زودي نتيجه نهايي آراي تهران اعلام شود، تناقض جدي در آمار و نسبت‌هاي اعلام‌شده در جديدترين اطلاعيه وزارت كشور وجود دارد.

در اطلاعيه وزارت كشور، آراي غلامعلي حداد عادل به عنوان نفر اول 605.885 رأي يعني 37.94 درصد كل آراي اعلام‌شده را به دست آورد و آراي مرتضي آقاتهراني 414.480 رأي با 33.79 درصد كل آرا اعلام شده است.
اين در حالي است كه نسبت آراي اين دو نفر 1.46 و نسبت درصدهاي اعلام‌شده توسط وزارت كشور 1.11 است كه تناقض جدي دارد.

گفتني است، درصدهاي اعلام‌شده متناقض توسط وزارت كشور تأثير جدي بر تعداد كانديداهاي راه‌يافته به دور دوم دارد، به گونه‌اي كه اگر آراي اعلام شده حداد عادل ملاك قرار گيرد، تنها سه كانديداي نخست تهران به دور دوم راه پيدا مي‌كنند اما اگر آراي آقاتهراني ملاك قرار گيرد، هجده نفر در دور اول به مجلس راه پيدا مي‌كنند و در صورتي كه نسبت آراي اعلام‌شده احمد توكلي مبنا باشد، چهارده نفر در دور اول به مجلس مي‌روند.

لازم به ذکر است که اطلاعيه شماره 27 وزارت کشور که آخرين اطلاعيه اعلام نتايج اين وزارتخانه است و روز گذشته صادر شده، تنها به تعداد 2880 صندوق اشاره شده و از اعلام تعداد آراي شمارش‌شده از اين صندوق‌ها خودداري شده است.
 
جوابيه وزارت كشور:
 
مديريت محترم سايت تابناك
سلام عليكم

احترماً، با عنايت به درج مطلبي در آن سايت تحت عنوان ‹‹ تناقض در آمار آراي اعلام شده توسط وزارت كشور›› به اطلاع مي رساند آمار اعلام شده از طرف ستاد انتخابات بلااشكال و عاري از هر گونه تناقض بوده است. معذلك اشتباهي كه سهواً در ذكر درصد رأي نفر اول و دوم پيش آمده، ناشي از اشتباه ماشين نويس در قرائت اعداد و بدليل ريز بودن فونت اعداد در نسخه فاكس ارسالي از فرمانداري بوده است.

به اين ترتيب، رقم اول عدد صحيح درصد رأي آقاي غلامعلي حداد عادل، به جاي عدد 4 به اشتباه عدد 3 و رقم دوم عدد صحيح درصد آقاي مرتضي آقا تهراني، به جاي عدد 2 به اشتباه عدد 3 قرائت شده است؛ ليكن تعداد آراي مأخوذه 2 نفر فوق الذكر كاملاً صحيح بوده است.

لذا ضمن تاكيد بر اينكه در آمار آراي اعلام شده توسط وزارت كشور تناقضي وجود نداشته، متذكر مي گردد درصد آراي دو نامزد ياد شده به ترتيب 94/47 و 79/32 مي باشد.
مجيد ملكان
مديركل دفتر روابط عمومي
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
مثلث ریاست در مجلس هشتم

محمدرضا یزدان‌پناه- کارگزاران: در حالی‌كه هنوز نتایج قطعی و كامل انتخابات مجلس هشتم در تمام حوزه‌های انتخابیه كشور مشخص نیست، اختلافات میان اصولگرایان و اشخاص و گروه‌های حاضر در جناح راست بر سر فردی كه قرار است ریاست پارلمان در حال تشكیل را برعهده بگیرد، بالا گرفته است. به‌ نظر می‌آید ورود «علی لاریجانی» به رقابت‌های درونی اصولگرایان، تحلیل‌های سابق مبنی بر رقابت دو قطبی «غلامعلی حداد عادل» و «مرتضی آقاتهرانی» بر سر ریاست مجلس هشتم را با تغییراتی مواجه كرده باشد. این گمانه آن‌گاه تقویت شد كه «امیرعلی امیری» دبیر ستاد انتخاباتی ائتلاف فراگیر اصولگرایان، دیروز در یك نشست مطبوعاتی، خبر داد كه «كاندیداهای اصلی و قطعی نامزدهای این ائتلاف كه به مجلس راه یافته‌اند برای برعهده گرفتن ریاست پارلمان هشتم، علی لاریجانی است.» دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی و رئیس پیشین سازمان صدا و سیما از بدو انتشار اخبار درباره كاندیداتوری در انتخابات 24 اسفند، یكی از اصلی‌ترین گزینه‌هایی بود كه در محافل خبری و سیاسی از او به عنوان رئیس‌مجلس هشتم نام برده می‌شد. با این حال، ریاست حداد عادل بر مجلس هفتم و حمایتی كه برخی نهادهای پرنفوذ در همه حال از او دارند، باعث شد كه دامنه این اختلاف به رقابت‌های انتخاباتی و تحولات درونی راست‌‌گرایان نیز كشیده شود. به همین علت هم بود كه پس از قطعی شدن كاندیداتوری لاریجانی از حوزه تهران، مباحث گسترده‌ای در خصوص سرلیستی او یا حدادعادل در فهرست‌های اصلی اصولگرایان كه شامل جبهه متحد اصولگرایی و ائتلاف فراگیر اصولگرایان بود آغاز شد. این مباحث عمدتا دو محور عمده را دنبال می‌كردند؛ اول اینكه به طور سنتی این باور در میان جریانات سیاسی و عامه مردم وجود دارد كه سرلیست تهران جریان اكثریت در انتخابات مجلس، ریاست پارلمان را برعهده می‌گیرد. از این رو مغلوبه شدن رقابت دوجانبه حداد و لاریجانی بر سر این مسئله به سود رئیس مجلس هفتم، حاكی از سنگین شدن كفه ترازو به نفع حداد بود. محور دیگر این مباحث هم آن بود كه برخی نهادهای قدرت و چهره‌های شاخص حاضر در جناح راست نیز رقابت انتخاباتی لاریجانی به عنوان سرپرست ائتلاف فراگیر اصولگرایان و حدادعادل به عنوان نفر اول فهرست جبهه متحد اصولگرایی را از جهات مختلف از جمله علنی شدن اختلافات بزرگان اصولگرا نزد عامه مردم، به هیچ عنوان به صلاح نمی‌دانستند. درست در همین نقطه بود كه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، نقش حكمیت تاریخی خود در اردوگاه راست‌گرایان را ایفا و به لاریجانی توصیه كرد تا برای وحدت اصولگرایان، عطای سرلیستی تهران را به لقایش ببخشد و حوزه انتخابیه خود را از تهران به قم تغییر دهد. اجابت این درخواست روحانیت سنتی قم‌نشین از جانب لاریجانی بود كه این باور را در میان تحلیلگران و ناظران دامن زد كه فرزند «آیت‌اللـه میرزا هاشم آملی» از خیر جلوس بر كرسی بزرگ و سبزرنگ ساختمان مجلل بهارستان گذشته است، اما اخبار و شواهد اخیر نشان می‌دهد كه انتقال مصلحتی و البته از سر ناچاری لاریجانی به قم باعث نشده كه او و حامیانش در درون و بیرون مجلس هشتم، از آوردگاه رقابت برای ریاست كنار بكشند. با این حال، اگر بتوانیم گزینه‌های ریاست بر پارلمان آینده را در یك نمودار ترسیم كنیم، باید اذعان كرد لاریجانی در منتهی‌الیه چپ این محور (چپی كه در اینجا به معنای اصلاح‌طلبی نیست بلكه مخالفت با برخی سیاست‌های اجرایی دولت نهم را شامل می‌شود) قرار دارد و حدادعادل در نقطه میانی آن ایستاده است. در منتهی‌الیه راست این محور نیز استاد اخلاق كابینه نهم و شاگرد برجسته آیت‌اللـه مصباح‌یزدی یعنی «مرتضی آقاتهرانی» قرار دارد. بنابراین، به نظر می‌آید علی لاریجانی به محض تشكیل مجلس هشتم به عنوان گزینه اصلی منتقدان اصولگرای دولت نهم در پارلمان برای ریاست بر آن معرفی شود. احتمالا طیف نمایندگان نزدیك به «محمدباقر قالیباف» و «محسن رضایی» نیز در این رقابت از او حمایت خواهند كرد. در صورت تحقق این مسئله و اگر حدادعادل نتواند در فهرست باقیمانده تا آغاز به كار پارلمان آینده، رضایت دولت و حامیان متنفذ آن را برای ادامه زعامت بر مجلس كسب كند، مرتضی آقاتهرانی به عنوان نماد تمام‌عیار اندیشه و خط فكری حاكم بر دولت اصولگرای «محمود احمدی‌نژاد»، رقابتی نفس‌گیر را با لاریجانی و حدادعادل خواهد داشت. تمام اینها البته بستگی به آغاز فعالیت مجلس هشتم و مشخص شدن خط‌كشی‌های درونی آن دارد. اما در صورت شكل‌گیری مثلث فوق و آشكار شدن نتیجه نهایی این رقابت احتمالی، آرای هر كدام از اشخاص فوق می‌تواند تصویری شفاف از جریانات گوناگون راست‌گرای حاضر در مجلس آینده به افكار عمومی و ناظران ارائه دهد. با این حال، به نظر می‌آید تجربه ریاست حدادعادل بر مجلس هفتم و اثرات منفی جایگزینی شخص دیگر به جای او در حالی‌كه حداد در مجلس آینده نیز حضور دارد، ورق بازی را بار دیگر به نفع رئیس مجلس هفتم برگرداند. هرچه باشد او برنده زورآزمایی قبلی راست‌گرایان بود.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 تاج‌زاده: اين انتخابات ثابت كرد كه اقليت و اكثريت در مجلس هشتم با آن‌چه در جامعه وجود دارد، نسبتي معكوس دارد Print This Page!!!

نوروز: نتايج اوليه انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي در سراسر کشور نشان داد که بازی بزرگان به هم خورد و مجلس چند صدا شکل گرفته است، سيد مصطفي تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم جبهه مشاركت ايران اسلامي در گفت‌گو با نوروز ضمن اعلام مطلب فوق به ارزيابي نتايج اوليه انتخابات مجلس هشتم پرداخت.

وي گفت: انتخابات مجلس هشتم از زاويه‌هاي گوناگوني قابل تأمل است و بايد مورد ارزيابي همه جانبه قرار گيرد. با اينكه اين انتخابات غير رقابتي بود و ائتلاف اصلاح‌طلبان تنها توانست 102 نامزد براي 260 كرسي معرفي كند و با وجود غير عادلانه بودن انتخابات و بسيج امكانات لشگري و كشوري به سود يك جناح يا حتي بهتر بگويم به سود يك فهرست اصولگرا ، انتخابات نتايج مورد نظر كانون قدرت را برآورده نكرد و مردم در مجموع با رأي آگاهانه خويش نه تنها اجازه ندادند مجلس تك‌صدا شود و در نتيجه سكوتي قبرستاني جامعه را فراگيرد، بلكه حمايت خود را از نامزدهای اصلاح طلب یا مستقل اعلام كردند و عملاً مجلس چند صدايي را شكل دادند.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي با اشاره به مهندسي انتخابات به منظور در اختيار قرار گرفتن اكثريت كرسي‌هاي مجلس هشتم توسط اصولگرايان قبل از برگزاری انتخابات 24 اسفند، يادآور شد كه اولاً اصولگرایان به رغم داشتن اکثریت کرسی‌ها که با همه تمهیدات غیر قانونی کمتر از دو سوم مجلس شده است، دارای اختلافات زيادي هستند و به نظر من در سال آينده به ویژه در مورد انتخابات رياست‌جمهوري دهم، اختلافات آنان به اوج خود مي‌رسد. از سوي ديگر، اصلاح‌طلبان توانستند به رغم موانع بي‌شمار اقليتي قدرتمندتر از اقليت مجلس هفتم را، در مجلس هشتم البته با رأي مردم تشكيل دهند. وي افزود بیش از 60 نامزد مستقل که اکثراً متمايل به اصلاح‌طلبان هستند نيز در اين انتخابات در مرحله اول به پيروزي رسيدند. جالب آنکه با همه حمایت‌هایی که کلیه ارکان نظام از یک فهرست انتخاباتی صورت دادند. نامزدهای آن حزب تنها در 60 کرسی در مرحله اول رأی آوردند (به استثنای تهران) بنابراین حزب غیر رسمی مورد تأیید ارکان نظام نه تنها قادر خواهند بود فراکسیون اقلیت که کمتر از نیمی از کرسی‌های مجلس را تشکیل دهد و این شکست بزرگی برای آن‌ها بود به نظر وی در مجموع تركيب مجلس هشتم، وضعيتي بين مجلس پنجم و مجلس هفتم پيدا كرده است. تاج‌زاده تأكيد كرد به اين ترتيب هدف اوليه و اصلي اصلاح‌طلبان از شركت در انتخابات محقق شد و مجلسي چند صدايي شكل گرفت كه به دليل غير رقابتي بودن 160 كرسي از 290 كرسي، اكثريت كرسي‌ها در اختيار اصولگرايان از طیف‌های گوناگون قرار گرفته است. به همین دلیل مسئوليت معضلات ملي از جمله گرا‌ني، تورم، بيكاري، رشد بزه‌هاي اجتماعي و همچنين تداوم تحريم‌هاي بين‌المللي عليه ملت ايران در سال‌های آینده به عهده اصولگرايان است.

سرپرست وزارت كشور در دولت اصلاحات با اشاره به تركيب آراي شهروندان در سراسر کشور گفت چنانچه نامزدهاي مشهور اصلاح‌طلب رد صلاحيت نمي‌شدند و امكان رقابت برای 290 کرسی براي ما فراهم بود، اصلاح‌طلبان و نامزدهای مستقل با اتكال به خداوند و اتكاي به مردم قادر بودند اکثریت قاطع کرسی‌های مجلس هشتم را فتح کنند ولي رد‌صلاحيت‌هاي فله‌اي و غير قانوني مانع حضور چهره‌هاي مشهور اصلاح‌طلب به عنوان نامزد انتخابات شد و ما از رقابت در 160 كرسي محروم شديم. به علاوه قوای لشکری و کشوری به سود یک فهرست بسیج شدند. با وجود اين به دليل هوشياري مردم، بازي خطرناكي كه یکدست کردن و مجلس و در نتيجه تحميل تكصدايي به جامعه بود، با شكست مواجه شد و مردم ثابت كردند كه اجازه نمی دهند هيچ فردي و مقامي حتي با استفاده از تمام ظرفيت‌هاي حكومتي بتواند نظام تك حزبي يا تك صدايي در ايران حاكم یا اصلاح‌طلبان را حذف کند.

معاون سياسي و امنيتي وزارت كشور در دولت اصلاحات ادامه داد اين انتخابات از منظر ديگري نشان داد كه زمينه براي بازگشت شكوهمند خاتمي كاملا آماده است. اگر چه ايشان بارها در جلسات خصوصي و بعضا عمومي اعلام كرده‌اند كه نامزد انتخابات رياست جمهوري دهم نخواهد شد، اما انتخابات مجلس هشتم این ظرفیت را دارد که همان نقش مجلس پنجم را ايفا كند. انتخابات اخیر به همه نشان داد كه اكثريت قاطع اين ملت خواهان تغييرند و درصد عظيمي از شهروندان خواهان بازگشت خاتمي به صحنه مديريت كشور و نجات ميهن از شرايط دشوار كنوني و بهبود وضعیت معیشتی و جلوگیری از خود سری نهادهای حکومتی هستند.

عضو شواري مركزي مجاهدين انقلاب اسلامي با مقايسه ميان دو انتخابات مجلس هشتم و ششم که هر دو انتخابات دو سال و نيم پس از انتخاب رؤسای جمهور برگزار شدند، گفت: ميزان رضایت مردم از عملکرد 2.5 سال اول خاتمی و نارضايتي عمومي از عملكرد اصولگرايان پس از یکدست شدن حکومت را نتایج انتخابات مشخص کرد. در آن انتخابات به رغم وجود موانع متعدد اصلاح‌طلبان توانستند با آراي قاطع شهروندان در تهران وشهرستان‌ها به مجلس راه يابند واكثريت مقتدري را با رأی بالا تشكيل دهند. براي مثال نفر اول انتخابات تهران درمجلس ششم،آقاي محمد رضا خاتمي حدود يك‌ميليون و هشتصد هزار رأي كسب كرد. اما امروز دو سال و نيم بعد از پيروزي آقاي احمدي‌نژاد، اصولگرايان براي فرار از شكست بزرگ انتخاباتي چاره‌اي جز قلع و قمع چهره‌هاي مشهور اصلاح‌طلب ندیدند, آنهم به بهانه‌هاي واهي از جمله تحصن نمايندگان شجاع مجلس ششم در اعتراض به ردصلاحيت گسترده و غیر قانونی داوطلبان در انتخابات مجلس هشتم توسط شورای نگهبان و ارسال نامه سرگشاده به مقام رهبري . در هر حال در انتخابات اخیر تنها 50 نامزد مشهور ائتلاف اصلاح‌طلبان در سراسر كشور تأييد صلاحيت شدند و بیش از 50 درصد آنها رأي لازم را براي ورود به مجلس كسب كردند.تاج‌زاده تأكيد كرد ردصلاحیت فله‌ای و غیرقانونی و غير رقابتي كردن انتخابات توسط هيأت‌هاي اجرايي منتخب دولت نهم و هیأت‌های نظارت شوراي نگهبان مشاركت شهروندان را در شهرهاي بزرگ به شدت كاهش داد و در برخی شهر‌ها مشارکت آنان را به زیر 30 درصد رساند. وی افزود: تصور نمی‌کنم در کشور نیز بیش از 50 درصد مردم در انتخابات شرکت کرده باشند. با اين وجود، نتايج انتخابات منجر به تشكيل مجلس یکدست موافق سياست‌ها و عملكرد حکومت یکدست نشد.

رئيس ستاد انتخابات مجلس هشتم جبهه مشاركت ايران اسلامي افزود: نكته ديگر از منظر چشم‌انداز آتي كشور است. همه مي‌دانند و اين انتخابات ثابت كرد كه اقليت و اكثريت در مجلس هشتم با آن‌چه در جامعه وجود دارد، نسبتي معكوس دارد؛ يعني اكثريت مجلس هشتم متكي به اقليت 15 در صدي جامعه است و اقليت اصلاح‌طلبان و مستقل‌‌ها در مجلس هشتم به اكثريت جامعه اتكا دارند. او ادامه داد از آن‌جا كه با حکومت اصولگراها هيچ چشم انداز مثبتی براي حل مشكلات اقتصادي و اجتماعي ديده نمي‌شود و گراني و تورم و بيكاري روز به روز بيشتر خواهد شد و فراكسيون اصولگرايان مجلس هشتم نيز که دارای انتخابات گسترده هستند، قادر به اتخاذ تصميمات يا انجام اقدام هایی در جهت مهار مشكلات نیستند، بايد گفت فراكسيون اقليت مجلس هشتم علاوه بر اينكه متكي به اكثريت جامعه است، چشم‌اندازي رو به آينده نيز دارد و البته وظيفه تاريخي و مهمي بر دوش تك‌تك اين عزيزان است تا صداي شهروندان بي‌پناه را در خانه ملت منعكس كنند و از حقوق فردي، محلي، قومي و ملي آن‌‌ها در مجلس هشتم قاطعانه حمايت كنند و اجازه ندهند اصولگراها تصميمات غير كارشناسانه و غير علمي اتخاذ كنند يا دولتیان و مجلسیان با سخنان و رفتارهاي ماجراجويانه کشور را در انزوا و تحریم بیشتر قرار دهند كه دود آن بيش و پيش از همه به چشم مردم به‌ويژه محرومان فرو مي‌رود.

سرپرست وزارت كشور در دوره اصلاحات يادآور شد كه اصولگرايان بعد از افزايش بي‌سابقه قيمت نفت و يكدست شدن قدرت چنان مغرور شده بودند كه اعلام مي‌كردند نه تنها اصلاح‌طلبان جايي در حكومت و مجلس ندارند و نبايد داشته باشند، بلكه مستحق محکومیت‌های سنگین هستند و اساساً زنده ماندن آنها نشانه رأفت اصولگرايان است. در حالي كه نتایج همین انتخابات غیر رقابتی و غیر عادلانه نشان داد كه شهروندان ايران زمين با چنین دیدگاهی موافق نیستند و جايگاه اصلاح‌طلبان را در كانون‌هاي تصميم‌گيري و اداره اين كشور مي‌دانند و به رغم تمام انتقادهايي كه به اصلاح‌طلبان دارند و در بسياري از موارد نيز حق با آنها است و ما مي‌توانستيم و مي‌بايست از فرصت‌هاي به دست آمده در دوره 8 ساله اصلاحات بهتر و بيشتر به سود مردم استفاده مي‌كرديم، با وجود اين اكثر شهروندان در مقام مقايسه اصلاح‌طلبان با اصولگرايان به خصوص با مقايسه اوضاع و مدیریت کشور در هر دو دوره، به طور قاطع در یک انتخابات آزاد به اصلاح‌طلبان رأي مي‌دهند. تاج‌زاده افزود به همين علت اصولگرايان در اين انتخابات كوشيدند كه اصلاح‌طلبان اساساً در ميدان رقابت‌هاي انتخاباتي اين دوره حاضر نشوند يعني هم در جلسات خصوصي و هم عمومي اعلام كردند شما مي‌دانيد صلاحيتتان تأييد نخواهد شد، پس زحمت نكشيد و ثبت‌نام نكنيد. پس از ثبت نام نیز، به صورت فله‌ای آنان را ردصلاحیت کردند.

عضو شوراي مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامي سخنان خود را چنین به پايان رساند كه اصلاح‌طلبان با تحليل درست شرايط به اين نتيجه رسيدند كه بيشتر از گذشته ثبت‌نام كنند تا بتوانند با خط خطرناك استحاله نظام جمهوري اسلامي كه در ذات خود به معناي پذيرش چند صدايي است، به دولت اسلامي كه معنايي جز تك ‌صدا شدن در حكومت و ايجاد اختناق در جامعه ندارد، مقابله كنند. نتايج اين انتخايات غیر رقابتی و غیر عادلانه معلوم كرد كه اكثريت قاطع ملت ایران با تك صدايي مخالفند و بر اين باورند كه راه حفظ امنيت كشور، كسب منافع ملي، پيشرفت توسعه اقتصادي، علمي و فني و همينطور دفاع از اين مرز و بوم، تنها با حاکمیت چند صدایی و با حضور نمایندگان همه گرایش‌ها حتی نامزدهای گروه‌هایی که خود را ملتزم به قانون اساسی می‌دانند و اکنون از محذوفان به شمار می‌روند می‌دانند.

   پايان خبر
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

معنی انتخابات ایران

تحليل تايم از آرايش نيروها در مجلس آينده - سه شنبه 28 اسفند 1386 [2008.03.18]

manientekhabatiran.jpg

ناهيد سيمادوست ‏

بسياری از رسانه های دولتی در روزهای پس از انتخابات مجلس ایران، بيشتر بر حجم ‏مشارکت مردمی تمرکزکرده اند تا هويت برندگان اين رويداد. باقيماندن اصلاح طلبان در ‏کورس رقابت ها به اميد تشکيل يک بلوک قدرتمند اقليت در مجلس- عليرغم رد صلاحيت ‏های صورت گرفته توسط شورای غير انتخابی نگهبان که تعداد نامزدهايشان را به 130 نفر ‏کاهش داد- باعث مشارکت بيشتر مردم شد. آنها در حاليکه 40 کرسی مجلس را در استان ها ‏به خود اختصاص داده اند، هنوز به اشغال حتی يک کرسی نمايندگی در تهران هم مطمئن ‏نیستند. تا شامگاه يکشنبه، 24 کرسی از 30 کرسی پايتخت ايران به طرفداران احمدی نژاد از ‏ائتلاف اصولگراها اختصاص یافته است و سرنوشت بقيه کرسی ها به دور دوم انتخابات در ‏ماه آوريل يا مه واگذارشده است. از نظر تئوری، هنوز امکان اين هست که شش کرسی ديگر ‏به اصلاح طلب ها اختصاص یابد.

جلال خوش چهره، سردبير روزنامه کارگزاران، با اشاره به تلقی که نه تنها نزد اصلاح طلب ‏ها، بلکه در ائتلاف فراگير اصولگراهای منتقد سياستهای احمدی نژاد وجود دارد، گفت: "نه ‏تنها نتايج ، بلکه روشی که برای اعلام نتايج در پيش گرفته شده ، تکان دهنده است."

هردو گروه به اظهارات مصطفی پور محمدی، وزير کشور ايران، اعتراض کرده اند که حتی ‏پيش از زمان پايان شمارش آراء، از پيروزی ائتلاف اصولگرايان بر 71 درصد کرسی های ‏مجلس خبر داده است. يک نويسنده اصلاح طلب نوشته است: "وزير کشور که قرار است فرد ‏بی طرفی باشد، از خط قرمز عبور کرده است."

در اقدامی که آشکارا نشان از بروز شکاف در ميان محافظه کاران دارد، ائتلاف فراگير ‏اصولگراها، که به چهره های ميانه روتری نظير علی لاريجانی – مذاکره کننده ارشد هسته ‏ای سابق- و محمد باقر قاليباف- شهردار تهران- نزديک است، در نامه ای به شورای نگهبان، ‏محافظه کاران طرفدار احمدی نژاد را به انجام اقدامات خلاف قاعده در برخی حوزه های ‏انتخاباتی متهم کرده است.

اما به نظر می رسد دورنمای اين انتخابات، حاکی از ادامه روند مجلس قبلی باشد. عطريانفر، ‏يک مشاور نزديک به تکنوکرات های حامی اکبر رفسنجانی – رييس جمهور سابق- می گويد: ‏‏"نتيجه انتخابات، هيچ چيز مگر ادامه وضعی که قبلاً به وجود آمده و شامل رد صلاحيت ها ‏هم بود، نیست. ما حتی قبل از رای گيری هم می دانستيم حدود 60 درصد کرسی ها به ‏محافظه کاران خواهد رسيد." او با اشاره به اينکه بالاترين رای تهران- غلامعلی حداد عادل ‏رييس مجلس حال حاضر- هنوز يک ميليون رای کمتر از نامزد اول اصلاح طلبان در دوران ‏طلايی شان کسب کرده، گفت: "این خود گويای شرایط است."

با اينحال خيلی از رای دهندگان اصلاح طلب از شرکت در انتخابات امتناع کردند. عاليه ‏مصطفوی 50 ساله، در حوزه رای گيری حسينيه ارشاد در شمال تهران، گفت هرچند او برای ‏رای دادن آمده اما فکر نمی کند نتيجه انتخابات به دلخواه او باشد. او گفت: "کشورهای غربی ‏هميشه می گويند ما مجبوربه رای دادن شده ايم. من آمده ام نشان دهم که رای می دهيم، چون ‏خودمان می خواهيم."

عاطفه شمس 26 ساله، می گويد شوهرش به او تذکر داده است که اگر در انتخابات شرکت ‏کند، به خود و مردمش خيانت کرده است. اما او اضافه می کند،"دوستم در نهايت مرا متقاعد ‏کرد که تصميم گيری ما مهم است، حتی اگر انتخاب بين بد و بدتر باشد." سميرا، دوست 27 ‏ساله او هم وارد بحث می شود: "اين عمر ماست که به حراج گذاشته شده، نه عمر مردم خارج ‏از کشور که به ما توصيه می کنند در انتخابات شرکت نکنيم. ما جنگ داخلی نمی خواهيم، ‏نمی خواهيم کشورمان تحت اشغال قرار بگيرد، ما انقلاب نمی خواهيم. فقط می خواهيم مطمئن ‏شويم خاصیت جمهوریت ا ز جمهوری اسلامی جدا نشود. ما به تعداد کافی از اصلاح طلبان ‏در مجلس رای داديم که زمينه را برای انتخابات رياست جمهوری آينده آماده کنند."

صرفنظر از نتيجه انتخابات، برخی تحليلگران اين انتخابات را به عنوان تمرينی برای رای ‏دهندگان اصلاح طلب و ميانه رو می بينند تا آنها را دوباره به شرکت در رای گيری ها ‏علاقمند نمايد و زمينه را برای به چالش کشيدن احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ‏آينده آماده سازد. خوش چهره، حتی چيزی را می بيند که از آن به عنوان "ائتلاف نانوشته ‏تاکتيکی ميان محافظه کاران ميانه رو و اصلاح طلبان" که در حال تبديل تدريچی به يک ‏‏"ائتلاف واقعی استراتژيک" است، تعبير می کند. اين دو گروه بيش از اينکه به احمدی نژاد ‏نزديک باشند، از نظر نگاه مصلحت انديشانه به سياست خارجی و اقتصاد با يکديگر همخوانی ‏دارند. عطريانفر می گويد با نزديک به يک سوم مجلس از اصلاح طلبان و نمايندگان مستقل، ‏شانس خوبی برای جلب نظر روحانيون محافظه کار –خصوصاً در صورت ادامه روند ‏اقتصاد نابسامان و سياست خارجی مخاصمه آميز احمدی نژاد- وجود دارد. بدین ترتیب احتمال ‏بوجود آمدن یک "ائتلاف بحرانی" ميان اصلاح طلبان و محافظه کاران برای باز شدن راه ‏برای يک نيروی مصلحت انديش سياسی زياد خواهد بود.‏

منبع: تايم – 16 مارس ‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
   گام سوم را
با تقوا بردارید
و. معصومه ابتکار

 
 
 
 
 

 

وارد حوزه که شدم چند نفری مرا شناختند. بعضی سلام و علیک می کردند و بعضی ایماء و اشاره به یکدیگر. لحظاتی بعد از اینکه در صف ایستادم، صدای  یکی از مسئولین حوزه رای را شنیدم که بلند بلند می گفت: ابتکار کیه؟ هر کی می خواد باشه؟...  و این را چند بار تکرار کرد.

نمی دانستم موضوع چیست. در همین گیرو دار نوبتم شد و در مقابل آن فرد که پشت میز نشسته بود قرار گرفتم. کنجکاوی باعث شد بپرسم: ابتکار منم، چی شده؟ مشکلی پیش آمده؟

یک دفعه موضع فرد مورد بحث 180 درجه تغییر کرد. خندید و گفت: ما ارادت داریم، شما را در سیما می بینیم و...

برگه هایم را گرفتم و در گوشه ای مشغول نوشتن اسامی شدم که یکی از همراهانم آمد و دو نفر دیگر از آن طرف میزی ها را نشان داد و گفت: آن یکی آهسته به دیگری گفت شناسنامه خانم ابتکار را بده ببینیم چند بار ازدواج کرده؟ شاید یه خبر داغی ازش دربیاد. اما وقتی شناسنامه را دید سری تکان داد و گفت نه بابا یک بار بیشتر ازدواج نکرده، دو تام بچه داره. چیزی از توش در نمی آد.

از این اتفاقات جالب در روزهایی از این دست زیاد رخ می دهد. اما امروز نکته دیگری نیز به نظرم جالب آمد. در چند نوبت اخیر انتخابات الگویی از رای دادن مردم در شهر تهران قابل احصاست. در این الگو اصولگرایان که براساس تکلیف رای می دهند بیشتر در ساعات آغاز رای گیری به حوزه های اخذ رای مراجعه می کنند. اما اصلاح طلبان ومستقل ها که به مداقه و چند وچون زیاد و «من شک می کنم، پس هستم» دچارند بیشتر پاسی از عصرگذشته پای صندوق ها حضور می یابند. 

 در هر صورت انتخابات 24 اسفند پیروزی دیگری برای ملت سرافراز ایران است. اگر چه بی قانونی های جناح صاحب قدرت مثل استفاده از رسانه های دولتی برای تبلیغ، چاپ و الصاق پوسترهای غیرقانونی دارای عکس کاندیداها، تعرض و برخورد با جناح رقیب در سطوح و اشکال مختلف مانند رد صلاحیت های گسترده، انتشار لیست مجعول در روزنامه جام جم و ... علاوه بر دلسردی، سبب تاخیر در فعالیت های اصلاح طلبان شد و شرایط را برای آنان ناعادلانه تر کرد. اصلاح طلبان در مظلومیت کامل و با توجه به این که در حدود دو سوم کرسی ها به طور مطلق امکان رقابت نداشتند در انتخابات حضور یافتند و برخلاف آن که می گفتند هیزم انتخابات نمی شوند، فداکاری کرده و برای مقابله با تضعیف جمهوریت نظام وارد این عرصه شدند.

اکنون مسئولین موظفند پاسداری کامل از رای مردم را با رعایت همه اصول اخلاقی، انسانی و شرعی برعهده گیرند و بدانند رای مردم یعنی حق الناس. آن هم مردمی که به رغم همه سختی ها و دشواری ها و جدالی جدی با  تردیدها، به میدان آمدند. این مردم انتظار دارند نتایج وجود تنوع دیدگاهها را در منتخبین ببینند؛ که اساسا یکی از مولفه های اصلی حکومت های دموکراتیک، امکان تغییر و جابجایی قدرت به صورت مسالمت آمیز و با رای مردم است. در واقع اگر تغییری در آرایش سیاسی کشور رخ دهد، دیگر نیازی به شعار و اصرار بر دموکراتیک بودن انتخابات نخواهد بود. زیرا جابجایی و تغییر خود نشان دهنده نافذ بودن اکثریتی است که از گرانی، نابسامانی های اجتماعی و اقتصادی ناراضی و خواهان اصلاح امور هستند.

همین حالا که مشغول نوشتن این یادداشت هستم در خبرها خواندم وزارت کشور اعلام کرده نتایج انتخابات یک جا و پس از اتمام قرائت آرا – و نه به صورت تدریجی - اعلام می شود. این خبر بسیار نگران کننده ای است. متدینینی که برای حلال و حرام مته به خشخاش می گذارند بدانند همین جا محکی برای داعیه اصولگرایی آنهاست. اصولگرایان در مراحل بررسی صلاحیت ها و نیز تبلیغات یعنی در آزمون اول و دوم که «اصلی» را باقی نگذاشتند. امید است در این مرحله یعنی در آزمون سوم پروا کنند و تقوای الهی را در پیش گیرند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
: وزارت کشور: آمار منتشر شده از صدا و سیما صحت ندارد

چکيده  : به گزارش ستاد خبری ائتلاف اصلاح‌طلبان مدیرکل روابط عمومی وزارت کشور در پی اعتراض جمعی از خبرنگاران رسانه‌ها که هم اکنون در ستاد انتخابات مستقر هستند و در واکنش به انتشار فهرست اولیه منتخبان شهر تهران که از لحظاتی پیش در اختیار صدا و سیما قرار گرفته بود گفت: این آمار صحت ندارد.

براساس این گزارش مسئولان ستاد انتخابات در اقدامی عجیب و غیرمعمول نخستین آمار آرا شمارش شده شهر تهران را به صورت اختصاصی در اختیار خبرنگار صدا و سیما قرار داده و به سایر خبرنگاران رسانه‌ها اعلام کردند تا از طریق صدا و سیما از نتایج مطلع شوند. گفتنی است این اقدام مسئولان ستاد انتخابات با اعتراض خبرنگاران مستقر در ستاد انتخابات همراه شد و در واکنش به این اعتراضات مسئولان روابط عمومی وزارت کشور این آمار را غیررسمی خواندند

عنوان  : تاجزاده: پورمحمدي وزير اصولگرايان است نه وزير ايران

چکيده  : اعلام وزير كشور درباره پيروزي 70 درصدي اصولگرايان ثابت مي‌كند كه آنها خود را وزير اصولگرايان مي‌دانند نه وزير كشور جمهوري اسلامي ايران.

 

رئيس ستاد انتخابات كشور در دولت اصلاحات گفت: با توجه به اينكه 160 كرسي غيررقابتي و نمايندگان آنها از پيش‌ تعيين گرديده‌اند، اعلام وزير كشور درباره پيروزي 70 درصدي اصولگرايان ثابت مي‌كند كه آنها خود را وزير اصولگرايان مي‌دانند نه وزير كشور جمهوري اسلامي ايران.
سيدمصطفي تاج‌زاده خاطرنشان كرد: اينكه وزير كشور پيروزي 70 درصدي اصولگرايان را اعلام مي‌كند، 55 درصد كرسي‌هاي از پيش تعيين شده را نیز باید از اين ميزان كم كرد . بنابراین اصولگرايان در 15 درصد حوزه‌ها به پيروزي دست يافته‌اند آن هم در حوزه‌هايي كه مشهورترين رقباي آنها رد صلاحيت شده‌اند.
وي افزود: در حقيقت مجلس هشتم مانند مجلس هفتم به دو بخش مجلس سنا و مجلس شوراي ملي تقسيم مي‌شود كه تعداد نمايندگان مجلس سنا 160 نفر با كرسي‌هاي غيررقابتي و مجلس شوراي ملي با 130 نفر و قابل رقابت است و فقط پيروزي در اين 130 كرسي به معناي پيروزي يك جناح است و اصلاح‌طلبان نيمي از اين كرسي‌ها را يا در مرحله اول فتح كرده و يا در مرحله دوم به دست خواهند آورد. با وجود آنكه مشهورترين نامزدهايشان در اكثريت حوزه‌ها رد صلاحيت شده‌اند.
 

اطلاعيه جبهه مشاركت ايران اسلامي در مورد نتايج انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي

چکيده  : با پايان يافتن برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نتايج اعلام شده را مي توان نشانه روشني از آن دانست كه عليرغم تمام تمهيدات و زمينه‌سازي‌هاي غيرقانوني و ناعادلانه كه از سوي مجريان و ناظران انتخابات فراهم شده بود و در عين طراحي نقشه براي تشكيل مجلسي يكدست و تك‌صدايي، بازي جريان حاكم در انتخابات با همت و حضور شهروندان آگاه و نيروهاي اصلاح‌طلب بر هم خورد و به گواهي آمار و نتايج نه فقط در 102 كرسي رقابتي در شهرستان‌ها نامزدهاي جناح حامي دولت نهم در اقليت قرار گرفته‌اند، بلكه در يكصد و شصت كرسي از پيش‌تعيين شده مجلس نيز توفيق طراحان نقشه انتخابات كامل نبوده و با رأي آوردن نامزدهاي منفرد و منتقد دولت در اين حوزه‌ها آن بازي از پيش طراحي شده نيز بر هم خورده است.

اطلاعيه جبهه مشاركت ايران اسلامي در مورد نتايج انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي:
همت و حضور مردم بازي طراحي شده را بر هم زد


نوروز: جبهه مشارکت ایران اسلامی بعنوان بزرگترین حزب اصلاح طلب کشور در اطلاعیه ای به ارزیابی انتخابات 24 اسفند هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی پرداخت.

متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

به نام خدا
با پايان يافتن برگزاري انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نتايج اعلام شده را مي توان نشانه روشني از آن دانست كه عليرغم تمام تمهيدات و زمينه‌سازي‌هاي غيرقانوني و ناعادلانه كه از سوي مجريان و ناظران انتخابات فراهم شده بود و در عين طراحي نقشه براي تشكيل مجلسي يكدست و تك‌صدايي، بازي جريان حاكم در انتخابات با همت و حضور شهروندان آگاه و نيروهاي اصلاح‌طلب بر هم خورد و به گواهي آمار و نتايج نه فقط در 102 كرسي رقابتي در شهرستان‌ها نامزدهاي جناح حامي دولت نهم در اقليت قرار گرفته‌اند، بلكه در يكصد و شصت كرسي از پيش‌تعيين شده مجلس نيز توفيق طراحان نقشه انتخابات كامل نبوده و با رأي آوردن نامزدهاي منفرد و منتقد دولت در اين حوزه‌ها آن بازي از پيش طراحي شده نيز بر هم خورده است.

نتايج اعلام شده حاكي از آن است كه در 102 كرسي رقابتي 35 نفر از نامزدهاي ائتلاف اصلاح‌طلبان در مرحله اول توسط مردم انتخاب شده‌اند و 15 نفر از آنان نيز به مرحله دوم راه يافته‌اند كه عموماً با ديگر نامزدهاي اصلاح‌طلب يا منفرد رقابت خواهند كرد. ده نفر ديگر از منتخبان اين 102 كرسي نمايندگي از نيروهاي اصلاح‌طلبي هستند كه بنا بر پاره‌اي ملاحظات در فهرست اعلام شده از سوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان جاي نگرفتند. در 7 كرسي از 102 كرسي رقابتي نامزدهاي منفرد و منتقد دولت نهم حائز اكثريت شده‌اند و سهم طرفداران دولت نهم از اين 102 كرسي 35 نماينده است.

اين نتايج نشان‌دهنده آن است كه چنانچه انتخابات آزاد و عادلانه برگزار مي‌شد و با ردصلاحيت فله‌اي نامزدهاي با نفوذ جريان اصلاحات را در حوزه‌هاي مختلف انتخاباتي قلع و قمع نمي نمودند تا در همه 290 كرسي انتخابات امكان رقابتي آزاد و عادلانه فراهم مي‌شد با توجه به تعميم اين 102 كرسي به كل كشور مي توان مدعي بود كه فضاي مجلس هشتم را اكثريت قاطع اصلاح‌طلبان با حداقل 60 درصد كرسي‌هاي نمايندگي در اختيار خود مي داشتند.

به هر روي تا همين جاي كار و عليرغم همه طراحي‌ها براي حذف اصلاح‌طلبان در مجلس هشتم، فراكسيوني قدرتمندتر و پرشمارتر از فراكسيون اصلاح‌طلبان در مجلس هفتم تشكيل شده است.

اما در مورد انتخابات در حوزه انتخابيه تهران، فضاي تبليغات پيش از از انتخابات و اقبال مردمي به فهرست انتخاباتي اصلاح‌طلبان و همچنين فضاي عمومي حاكم بر شعب اخذ رأي در روز انتخابات نشان از اقبال قابل توجه و چشمگير به فهرست اصلاح‌طلبان داشت.

عليرغم تخلف آشكار هيأت‌هاي اجرايي و نظارت در حذف دو سوم ناظران انتخاباتي نامزدهاي اصلاح‌طلب و ممانعت از حضور آنان در فرايند اخذ و شمارش آراء، گزارش‌هاي 1200 ناظر باقي مانده از شعب اخذ رأي و صندوق‌هاي شمارش شده حاكي از آن است كه نتايج اعلام‌ شده از سوي ستاد انتخابات تفاوت آشكاري با واقعيت‌هاي صندوق هاي رأي دارد و تركيب و ترتيب منتخبان تهران غير از نتايج اعلام شده مي‌باشد.

يكدستي مجريان و ناظران انتخاباتي در اين دوره، حذف ناظران نامزدهاي اصلاح‌طلب، تخلفات گسترده جناح دولتي در ايام تبليغات و حتي روز رأي‌گيري نگراني‌هاي گسترده‌اي را در مورد سلامت انتخابات به وجود آورده بود كه نوع و نحوه اعلام نتايج مؤيد و مقوم اين نگراني‌هاست.

جبهه مشاركت ايران اسلامي با تأكيد بر اين نگراني‌ و دغدغه‌ها اعلام مي‌دارد، ستاد انتخابات كشور بايد هر چه سريعتر نتايج تك تك صندوق‌هاي اخذ رأي در تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر را به طور روشن و به تفكيك در اختيار افكار عمومي بويژه نامزدهاي انتخابات قرار دهد تا امكان مقايسه نتايج اعلام شده با آراء ريخته شده در صندوق ها فراهم آيد.

اين خواست قانوني همه كساني است كه دغدغه سلامت انتخابات را دارند، خواسته‌اي كه در انتخابات سومين دوره شوراي اسلامي تهران مؤكدا از وزارت كشور مطالبه شد و متأسفانه به آن وقعي ننهادند و تا هم آكنون ترديدها را در مورد نتايج آن انتخابات با خود به يدك مي‌كشند.
بر اين جمله امام راحل (ره)‌تأكيد مي‌كنيم كه «ميزان رأِي ملت است» و همگان بايد بدان تمكين كنند و آنان كه مي خواهند «ميزان رأي دولت» باشد و اين خواست را با اعمال سليقه و نفوذ به صورت‌هاي مختلف دنبال مي‌كنند در تقابل آشكار با آرمان‌هاي امام و بنيان‌هاي جمهوري اسلامي هستند.

جبهه مشاركت ايران اسلامي
26 اسفند ماه 1386

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

آزادي براي زنان ايراني

نگاه گاردين به زندگي هاي مردم - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

‏‏azadizanan674.jpg

پيتر بيومنت ‏

روي ديوار کافه نادري در خيابان جمهوري که پاتوق جوان هاست، اين عبارت ديده مي شود: "از مشتريان ‏محترم صميمانه درخواست مي شود حجاب شان را رعايت کنند."‏

شهره بيک، دختر 27 ساله اي است که به همراه دوست پسرش مهدي در کافه نشسته است. شال زيباي پشمي ‏ساخت ونيز که مهدي به عنوان هديه والنتاين برايش خريده، مرتب از روي موهايي که تا روي شانه هايش با ‏مدل زيبايي کوتاه شده، ليز مي خورد. او دوباره روسري را بالا مي کشد اما ليز خوردن ها همچنان ادامه پيدا ‏مي کند. ‏

مساله اين است که او دوست دارد روسري را تا جاييکه مي شود عقب تر ببندد تا هر چه بيشتر از موهايش ‏معلوم شود.‏

از نظر مرداني که بر ماشين هاي سبز و سفيد "گشت ارشاد" سوارند و کارشان نظارت بر لباس هايي است ‏که زنها در خيابان مي پوشند، لباس او در اين کافه به همراه لباس خيلي هاي ديگر از مظاهر "بد حجابي" ‏است. ‏

اما ارشاد اينجا نيست زيرا ترجيح مي دهند زنان را در خيابان ها بازداشت کنند و در مورد آرايش و وضع ‏ظاهري شان به پند و موعظه مشغول شوند: ساق پوتين ها خيلي بلند است، شلوارها خيلي کوتاه هستند، موها ‏به اندازه کافي پوشانده نشده اند.‏

قواعد مربوط به کافي شاپ ها در مقايسه با خيابان، بازتابي از مرزبندي هاي بنيادي در ايران است. اين از ‏نوع تقسيم بندي ميان "اصلاح طلب ها" و "اصولگراها"ي محمود احمدي نژاد نيست که روز جمعه در ‏انتخابات مجلس با هم رقابت کردند. از نظر خيلي از جوان ها، از جمله مهدي و شهره، آن انتخابات نشاندهنده ‏هيچ تغييري در سيستم رو حانيون نيست و فقط يکي را به جاي ديگري مي گذارد. درواقع مرزبندي ميان ‏چيزي است که ايراني ها در خلوت انجام مي دهند با آنچه که مجبور به انجام يا گفتن آن در ملاء عام هستند.‏
کشمکش اجنتاب ناپذير ميان اين دو، محدوده جنگ ميان فرهنگ ها در کشور را تعريف مي کند. در اينجا و ‏نه پاي صندوق هاي راي است که رقابت اساسي در حال وقوع است: و آن تعريف حد آزادي هاي قابل قبول ‏است. اين نزاعي است براي گسترده کردن مرزهاي آزادي در ايران.‏

در تهران، اين را مي توان در دخترهايي ديد که روسري خود را تا جاييکه مي شود عقب مي کشند، پشت ‏موها را بيرون مي گذارند، صورت ها را آرايش غليظ مي کنند، ژاکت هاي تنگ کشيده شده تا زانو مي ‏پوشنند تا سيستم را به مبارزه بطلبند.‏

حتي آنهايي که در تلاش براي گسترش آزادي ها هستند نيز اصرار دارند، عليرغم چهره اي که از ايران در ‏غرب و خصوصاً به عنوان يک رژيم خودکامه تصوير شده، ايراني ها بيش از آنچه به آنها داده شده از آزادي ‏استفاده مي کنند. دو تن از اين ها سهراب مهدوي- سردبير وب سايت تهران اونيو- و دوستش رامين صادقي- ‏موسيقي دان و مدير توليد و ضبط- هستند. آنها درگير پروژه اي هستند تا بتوانند موسيقي را بيشتر به اماکن ‏عمومي بياورند.‏

مهدوي مي گويد: "نکته اساسي که بايد از ايران دانست اين است که ما آزادي داريم. مساله مهم جدا کردن ‏فضاي خصوصي و عمومي در زندگي ايراني است. از زمان انقلاب، مکان هاي عمومي به شدت کنترل شده ‏اند (توسط مقامات مذهبي)، بنابراين مردم "فضاي عمومي" خاص خودشان را در خفا بوجود آورده اند. يک ‏نتيجه هم اين شده که چيزي که در خفا پذيرفته شده، در حال باز کردن راه خود براي نفوذ به جاهاي عمومي ‏است."‏

صادقي مي گويد: "بايد اين را به خاطر داشته باشيد که جمعيت در اينجا چقدر جوان است. از بسياري جهات ‏آنها ثمره همين سيستم هستند. اما آنها مسير مخالف را طي مي کنند. هيچ حرکت اجتماعي از سوي آنها بوجود ‏نيامده است و من فکر مي کنم اين چيز خوبي براي آينده ايران است- اما چيزي که در حال رخ دادن است، اين ‏است که مردم دور هم جمع شده اند تا گروه هاي کوچکي با منافع خاص خود را بسازند."‏

در غروب تهران، و در يک آپارتمان کوچکي در طبقه زير همکف در مرکز تهران هستم. چهار زن ‏تحصيلکرده و دوست، براي صرف چاي و شيريني دور هم جمع شده اند. آنها قبول دارند که گاهي سيستم را ‏به چالش کشيده اند، مثل بقيه ايراني ها، اما مي گويند برايشان راحت نيست اينکار را جلوي يک خبرنگار ‏خارجي بکنند.‏

با وارد شدن به اين آپارتمان امن و فضاي خصوصي به دور از هياهوي شهر، اولين مرز ايراني واضحاً از ‏سر راه برداشته شد. وقتي داخل شدند، سه زن جوان سريعاً روسري ها و مانتوهايشان را کنار گذاشتند.‏
البته معني اش لزوماً اين نبود که آنها با پوشيدن روسري در محيط بيرون مخالف اند. اما اصرار آنها بر اين ‏بود که بايد بتوانند اين کار را در چهارچوب اعتقادات خودشان انجام بدهند و نه اينکه روحانيون به آنها بگويند ‏چطور بايد رفتار کرد.‏

مساله پيچيده تر، ديدگاه زنان جوان در خيابان هاي تهران با "حجاب نامناسب" و صورت هاي آرايش شده اي ‏است که علناعليه قوانين پوشش اسلامي به مخالفت برخواسته اند. يکي از اين چهار دوست گفت: "دخترهاي ‏جوان واقعاً بر ضد حجاب هستند. مي توانيد اين را در آرايشي که مي کنند ببينيد."‏

ندا، يک مترجم فني، با لحن خسته اي گفت: "قضيه دخترهاي جوان همينطور است. آنها با روش ديگري ‏مشغول رويارويي هستند." او با ابراز همدردي بلافاصله اضافه کرد: "البته پسرها هم همينطور هستند، ‏صداي موزيک را بلند مي کنند. اين تنها راهي است که مي توانند خودشان را ابراز کنند."‏

بحث به انتخابات و سرخوردگي خيلي از ايراني ها از سيستم سياسي کشور کشيد. آنها فکر مي کنند مايوس ‏شده اند. در اين ميان، مهرنوش که دانشجو است بيش از همه دل خوني از رييس جمهور کشور و سيستم ‏روحاني دولت دارد. او مي گويد: "آنها براي خودشان حکومت مي کنند" و سپس ادامه مي دهد: "ما هم براي ‏خودمان زندگي مي کنيم."‏

زنها بين خودشان به بحث ادامه مي دهند. منصوره مي گويد: "سياست شرم آور است." مهرنوش با صداي ‏گرمي پاسخ مي دهد: " اما ما نمي توانيم مايوس شويم."‏

درنهايت بحث به آزادي بيان کشيد که از نظر آنها مشکل اصلي است. مهرنوش گفت: "به نظر من به فرد ‏بستگي دارد، به اينکه چقدر منتقد باشي. من احساس مي کنم مي توانم کاري را که مي خواهم، انجام بدهم. آدم ‏هاي زيادي را مي شناسم که نمي توانند چيزي را که به آن فکر مي کنند، به زبان بياورند. همکلاسي هاي من ‏در دانشگاه، انگيزه اي براي ابراز عقايدشان ندارند."‏

در 100 کيلومتري جنوب تهران و در شهر ارادان، زادگاه محمود احمدي نژاد، بساط فروش تنگ هاي ماهي ‏قرمز برپاست. مردان در حال خريد پرتقال عيد هستند در حاليکه به مشهورترين پسر ارادان نق مي زنند.‏
آنها حتي در اين منطقه نيز از چيزهايي حرف مي زنند که در سراسر ايران به گوش مي رسد: تورم ‏مهارگسيخته، بيکاري، کمبود امکانات و نيز درباره رفتار تبعيض آميز سيستم مذهبي که به منافع خودش فکر ‏مي کند.‏

‏ مردي که نخواست نامش را بگويد و با علامت نشان داد اگر بگويد، لبانش را مي دوزند، گفت: "هيچ کس ‏نمي تواند از اين چيزها حرف بزند. اگر بخواهي از اين چيزها بگويي، بهتر است در خفا حرف بزني. مثلاً در ‏خانه يک نفر، نه اينکه در خيابان صحبت کني. خيلي کار آساني نيست."‏

محمود بهشتي لنگرودي در تهران گفت، بخشي از مشکل اين است که آزادي هست- مثل اتحاديه هاي ‏کارگري- اما خطوط قرمز به شکلي است که سريعاً اعضاء را در برابر سيستم قرار مي دهد.‏

او که دو بار به خاطر اعتراضات مربوط به وضع بد معيشتي معلمان، يک بار در زمان اصلاح طلبان و يک ‏بار هم سال گذشته و در زمان احمدي نژاد به زندان افتاده است، درباره ماهيت حدود واقعي آزادي بيان در ‏ايران توضيح مي دهد: "مقامات وقتي دست به کار مي شوند که احساس کنند چيزي خطر تبديل شدن به يک ‏حرکت را در خود دارد."‏

‏"آنها مي ترسند هرگونه تظاهراتي يا تحرکي به چيز بزرگي تبديل شود. براي همين آن را در نطفه خفه مي ‏کنند. خطوط قرمز نشان مي دهد سيستم احساس نا امني مي کند."‏

او با ناراحتي ادامه مي دهد: "ما عادت نداريم که مرتبط باشيم. هر گروه کوچک مثل يک جزيره با عادت هاي ‏خاص خودش است. تنها ارتباط واقعي که ميان نسل جوان در اينجا وجود دارد از طريق تلويزيون هاي ‏ماهواره اي بوجود آمده است. و متاسفانه اين يک ارتباط کاذب است. اين يک تصوير وهم انگيز از نحوه ‏زندگي مردم در خارج از ايران است."‏

هفته پيش هم گروه کوچکي از هنرمندان و دوستانشان در يکي از جزاير ايران دور هم جمع شدند تا ودکا ‏بنوشند، موزيک گوش کنند و با هم برقصند. يکي از آهنگ هايشان هم "اين يک گناه است" نام داشت.‏

آنها شامل رقصنده هاي حرفه اي اند که نمي توانند در محيط بيرون برقصند. هنرمندان در دوره هاي ‏خصوصي، هنرشان را به نمايش مي گذارند و فعالان تنها به کساني که براي نهار دعوت شده اند به صحبت ‏مي پردازند. يکي از مهمان ها مي گويد: "من هفته پيش درباره روز جهاني زن سخنراني کردم. اما اين براي ‏يک گروهي بود که به صرف نهار دعوت شدند. من برخي از کارهاي هنري ام را هم به نمايش گذاشته ام. اما ‏اين هم يک نمايش خصوصي است."‏

پشت اين درهاي بسته که زنها با تاپ هاي دکلته مشغول رقص هستند و مهمان ها با ولع زياد به بحث هاي ‏هنري، سياسي و موسيقي مشغول هستند، به نظر مي رسد ماشين گشت ارشاد فرسخ ها دور باشد. ‏

ميزبان مهماني که يک زن پرانرژي است، مي گويد: "مساله خصوصي و عمومي در ايران امروز، تنها ‏واقعيت مورد علاقه است. براي من، محيط بيرون با چهار ديوار محاصره شده است. تنها در اين جاي ‏خصوصي است که من آزاد هستم."‏

منبع: گاردين – 16 مارس

سال آينده، سال سخت تري خواهد بود

وضعيت دانشگاه علامه در گفت و گو با دانشجويان - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

آرش معتمد

‏"من از اتفاقاتي که طي سال گذشته در دانشگاه علامه افتاده خيلي متعجبم؛ خصوصا اينکه چگونه مسئولين ‏دانشگاه به خودشان اجازه داده اند اين تعداد دانشجو را به خاطر فعاليت دانشجويي از تحصيل محروم کنند؟"‏

‏ اين جملاتي است که نجفقلي حبيبي، رييس سابق دانشگاه علامه در ديدار با جمعي از دانشجويان محروم از ‏تحصيل اين دانشگاه به زبان آورد. نجفقلي حبيبي که در دوران رياست جمهوري محمد خاتمي رييس اين مرکز ‏مهم آموزش عالي کشور بود، در دولت محمود احمدي نژاد به اولين رييس دانشگاه معزول تبديل شد و جاي ‏خود را به حجت السلام شريعتي داد.‏

به گفته ي فعالين دانشجويي و برخي اساتيد، انتخاب روحاني تندرويي چون حجة الاسلام صدرالدين شريعتي ‏به رياست دانشگاه علامه، در واقع تجلي اراده ي دولت نهم براي بستن فضاي دانشگاه بود. اين روحاني تندرو ‏که در سوابق خود معاونت پارلماني وزير کشور(در دوره ي وزارت بشارتي) را نيز ثبت کرده است، در ‏محافل سياسي جزء نزديکان حلقه ي امنيتي- سياسي روزنامه ي کيهان و مدير مسئول آن شناخته مي شود. به ‏گفته ي يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه علامه وي اکنون به همراه رهايي رييس دانشگاه امير کبير "بد نام ‏ترين رييس دانشگاه دولت نهم است" اما علت اين بد نامي چيست؟ در اين مورد با دانشجويان اين دانشگاه ‏سخن گفته ايم.رشيد اسماعيلي، دانشجوي محروم از تحصيل دانشگاه علامه در اين مورد به روز مي گويد:‏
‏ ‏

‏"اين آقا رياستش بر اين دانشگاه انتصابي و تحميلي است در نتيجه شيوه ي مديرتش نيز انحصار طلبانه و ‏استبدادي است. استبداد صدرالدين شريعتي هم دامن اساتيد را گرفته است و هم دانشجويان را. حالا ديگر قصه ‏ي چهل دانشجوي تعليقي و ممنوع الورود دانشگاه علامه را همه مي دانند. کسي که صداي هر مخالفي را خفه ‏مي کند و سوء مديريتش داد همه را از دربان و نگهبان گرفته تا رييس دانشکده ي حقوق در آورده طبيعتا نمي ‏تواند خوشنام باشد. استبداد از هر در وارد شود شرافت و خوشنامي از در ديگر خارج مي شود."‏

به عقيده ي اسماعيلي بدنامي مسئولان دانشگاه علامه منحصر به رييس دانشگاه نيست:‏
‏"متاسفانه ايشان در سرکوب دانشجويان به جز بالاتري هايش که ظاهرا به او چک سفيد امضا براي سرکوب ‏دانشجويان داده اند چند شريک جرم عمده هم دارد که در راسشان آقاي سيدي، رييس حراست قرار دارد. ‏حراست دانشگاه علامه براي تحت فشار قرار دادن فعالين دانشجويي اين دانشگاه از هر حربه ي غير ‏شرافتمندانه و غير اخلاقي که بتواند استفاده مي کند. دهقان رييس انتظامات، آقاي پريز رييس کميته ي ‏انضباطي، آقاي کارگر رييس قبلي کميته ي انضباطي و نعيمي دبير فعلي کميته و واعظ رييس دانشکده ي ‏ادبيات نيز نقش عمده اي در سرکوب دانشجويان داشته اند. آقاي سيدي کار را به جايي رسانده که به خاطر ‏مشکلات شخصي اش سعيد فيض اللهي زاده را که از فعالين دانشجويي دانشگاه علامه است با اعمال نفوذ غير ‏قانوني روانه ي زندان اوين کرده، و ما نگرانيم که سعيد فيض الله زاده سال نو را نيز در زندان آغاز کند."‏

اشاره ي اسماعيلي به بازداشت سعيد فيض الله زاده در يازدهم اسفند سال جاريست. فيض الله زاده از فعالين ‏دانشجويي دانشگاه علامه است که پيش از اين با حکم دو ترم محروميت از تحصيل نيز مواجه شده بود. اين ‏دانشجو اکنون با اتهاماتي نا مشخص در اندرزگاه هفت زندان اوين است بنابه گفته ي منابع دانشجويي از جمله ‏خبرنامه ي امير کبير، فيض الله زاده در روز اول بازداشت به وسيله ي "سيدي" رييس حراست و "دهقان" ‏رييس انتظامات دانشگاه مورد بازجويي قرار گرفته است. گفتني است اين اولين بار است که رييس حراست و ‏انتظامات يک دانشگاه به عنوان "بازجو" در زندان حاضر مي شوند و دانشجويي را مورد بازجويي قرار مي ‏دهند. ‏

انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه علامه نيز با صدور بيانيه اي نسبت به بازداشت سعيد فيض الله زاده ‏اعتراض کرده و خواهان آزادي او شده است.در قسمتي از اين بيانيه آمده است:‏
‏"سعيد فيض الله زاده ؛دانشجوي محروم از تحصيل که دو ترم محروميت از تحصيل را دريافت نموده ‏وهمچون ديگر همکلاسان خود در علامه وديگر دانشگاههاي ايران بر حقانيت خود معتقد بود؛ در ۱۱اسفند ‏ماه بازداشت شده وبه زندان اوين ميعادگاه همه آزادي خواهان منتقل شده است.انجمن اسلامي دانشگاه علامه ‏اين بازداشت غير قانوني را همچون تمامي بازداشت هاي خود سرانه محکوم کرده و خواهان پايان بخشيدن به ‏اين روش بر خورد است. ما همچنين خواستار آزادي هر چه سريع تر سعيد فيض الله زاده و تمامي دانشجويان ‏دربند هستيم."‏

در همين ارتباط عصر روز جمعه ۲۴ اسفند ماه جمعي از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبائي به همراه ‏اعضاي دفتر تحکيم وحدت با حضور در منزل اين دانشجوي بازداشتي، با خانواده ي وي ديدار کردند. ‏دانشجويان ضمن محکوميت دستگيري سعيد فيض الله زاده و تداوم برخوردها با دانشجويان دانشگاه علامه و ‏ديگر دانشگاه ها، خواستار آزادي هر چه سريع تر سعيد فيض الله زاده و ديگر دانشجويان زنداني شدند.‏

صادق شجاعي، دبير انجمن اسلامي منتخب دانشجويان علامه که اخيرا طي نامه اي سرگشاده به صدرالدين ‏شريعتي رييس دانشگاه او را شديدا مورد انتقاد قرار داده در اين مورد به روز مي گويد:‏
‏"متاسفانه به رغم همه ي تلاشها و گفتگوها هيچ نشانه اي مبني بر پايان دادن به اين رويه ي غيرقانوني و ‏خلاف حقوق بشر که در دانشگاه علامه اکنون به رويه اي مرسوم تبديل شده وجود ندارد. بخش عمده ي ‏مسئوليت اين همه سرکوب بر عهده ي آقاي شريعتي است. در واقع اين آقايان در دانشگاه علامه ديگر ظلم و ‏ستم به دانشجويان را به حد نهايي خود رسانده اند."‏

شجاعي که به تازگي و در حاليکه اخيرا دوره ي قبلي محروميت از تحصيل خود را به پايان برده بود بار ‏ديگر با حکم دو ترم محروميت از تحصيل مواجه شد، در بخشهايي از نامه ي خود خطاب به رييس دانشگاه ‏علامه گفته است:‏
‏"اين براي دومين بار پياپي است که صابون کميته‌ي انضباطي شما به تن من مي خورد. اين بار رأي به دو ترم ‏منع موقت از تحصيل با احتساب در سنوات در حالي براي من صادر مي‌شود که در طول ترم گذشته لحظه‌يي ‏در دانشکده حضور نداشته‌ام؛ با اين دليل ساده که حراست دانشگاه شما مرا ممنوع الورود کرده بود.آقاي ‏شريعتي يا کميته‌ي انضباطي دروغ مي‌گويد يا منابعي که کميته به آن‌ها استناد مي‌کند؛ يکي از اين منابع ‏آن‌گونه که در حکم من گفته شده است، مسئولان دانشکده هستند. اگر تنها يک نفر از مسئولان دانشکده، چه ‏رئيس، چه معاون آموزشي، چه حراست و …، در ترم گذشته با من روبه رو شده باشد، نه تنها دو ترم تعليق ‏را مي‌پذيرم که به اخراج از دانشگاه نيز گردن مي‌نهم. خوب مي‌دانم و اميدوارم شما هم خوب بدانيد که اين ‏حکم و حکم‌هاي مشابهي که در ادامه شرح‌اش را خواهم داد، تنها گريبان دانشجويان منتقد به عمل‌کرد غير ‏قابل دفاع دانشگاه را مي‌گيرد.آقاي شريعتي نه خاطره‌ي تصوير ماه با انداختن سنگ در آن پاک مي شود و نه ‏عشق به آزادي با احکام کميته‌ي انضباطي از ذهن دانشجويان. آگاه باشيد که با بزرگ‌تر شدن سنگ‌ها امواج ‏بزرگ‌تري هم به خروش مي‌آيند."‏

در ادامه اين نامه مي خوانيم: "آقاي شريعتي شما بي‌شک رکورد داريد؛ گمان نکنم در هيچ دوراني، در هيچ ‏دانشگاهي و در هيچ کجاي عالم رئيس دانشگاهي، در مدت کمتر از يک سال حکم به ده‌ها ترم تعليق براي ‏ده‌ها دانشجويش، آن هم دانشجوياني که تنها دغدغه آزادي‌هاي آکادميک و برخورداري از حقوق خود دارند، ‏داده باشد. بر کدام آيين و مرامي گرفتن حق تحصيل از دانشجو انصاف است.آقاي شريعتي! صادق باشيد و ‏يک بار به‌طور رسمي در بخش‌نامه‌يي ابلاغ کنيد که حاضر به تحمل دانشجوي مخالف در دانشگاه نيستيد. ‏بگوييد هر دانشجويي که مخالف من است از دانشگاه برود تا هم تکليف ما زودتر روشن شود و هم تکليف ‏شما.آقاي شريعتي! بار اين ننگ به عهده شماست. جقوق پايمال شده‌ دانشجويان و گرفتن رضايت و حلاليت از ‏آن‌ها برذمه شماست. دير مي‌شود آقاي شريعتي! به خود بياييد.دانشجويان دانشگاهي که شما رياست‌اش را به ‏عهده داريد در اين مدت بارها زندان را تجربه کرده‌اند چه کرده‌ايد براي‌شان؟ متاسف مي‌شوم که مي‌بينم نه ‏تنها پي‌گيري از وضعيت‌شان نکرده‌ايد، حال دانشگاه هم شاکي دانشجويي ست که جرم‌اش درخواست حق خود ‏است. سعيد فيض‌الله زاده را مي‌گويم، مي‌دانيد؟ کميته انضباطي يا همان دستگاه سرکوب، تنها در يک مرتبه به ‏عنوان عيدي ۱۷ ترم تعليق به دانشجويان علامه داد. رئيس دانشگاه بدانيد و آگاه باشيد وقت دانشجويان تنگ ‏است و چون رياست رئيسان انتصابي ربطي به بالاترها ندارد."‏

به غير از صادق شجاعي، دستکم 8 فعال دانشجويي ديگر در دانشگاه علامه با احکام جديد انضباطي مواجه ‏شده اند که برخي به خاطر قطعي شدن احکام در حال حاضر مايل به اعلام رسانه اي احکام خود نيستند.‏

اما عليرضا موسوي، ديگر فعال دانشجويي محروم از تحصيل در دانشگاه علامه در تشريح وضعيت دانشگاه ‏علامه به "روز" مي گويد:‏
‏"دانشجويان دانشگاه علامه که سال را با محروميت از تحصيل آغاز کردند اکنون آن را با تشديد احکام ‏انضباطي مبني بر محروکيت از تحصيل و بازداشت يکي از همکلاسي هايشان به پايان مي برند. بايد ديد سال ‏آينده چگونه سالي براي دانشجويان علامه خواهد بود. آيا روند سرکوب و تعرض به حقوق دانشجويان در سال ‏‏87 در دانشگاه علامه و ديگر دانشگاههاي کشور خاتمه مي پذيرد؟"‏

موسوي پس از طرح اين سئوال، خود پاسخ مي دهد:‏
‏"شواهد که خلاف اين را نشان مي دهد و به نظر مي رسد سال آينده سال سخت تري براي دانشگاهها خواهد ‏بود".‏

 

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
ابراز نگراني اصلاح‌طلبان از اعلام نشدن نتايج تهران Print This Page!!!

امروز:در حالي كه روزنامه‌هاي جناح راست از پيروزي اصولگرايان مي‌گويند، اصلاح‌طلبان از اعلام‌نشدن نتايج انتخابات تهران ابراز نگراني كرده‌اند.
كارگزاران در تيتر نخست خود نوشت: خودداری مسوولان اجرایی انتخابات از اعلام تدریجی آرای شمارش شده در شهر تهران، نگرانی‌های گسترده‌ای درباره نتیجه نهایی انتخابات در میان اصلاح‌طلبان به وجود آورده است. این مسئله در حالی است كه پیش از این و در انتخابات پیشین به صورت معمول روال بر این بوده كه نتایج شمارش آرا به صورت تدریجی به مردم و رسانه‌های گروهی اعلام شود اما آنگونه كه مسوولان ارشد اجرایی انتخابات می‌گویند قرار نیست این اتفاق در انتخابات مجلس هشتم روی بدهد. مشابه این مسئله در انتخابات اخیر شوراها نیز رخ داد و نتایج تدریجی شمارش آرا تا نهایی شدن آن كه سه روز به طول انجامید، اعلام نشد.خودداری از اعلام نتایج شمارش آرای تهران، نگرانی‌های گسترده‌ای را در میان اصلاح‌طلبان به وجود آورده است و این افراد با اشاره به وقایع صورت گرفته در انتخابات اخیر شوراها، خواستار اعلام چند مرحله‌ای آرای تهران شده‌اند. گفته می‌شود كه مسائل فوق به همراه اخراج معدود ناظران كاندیداهای اصلاح‌طلب از پای صندوق‌های اخذ رای، باعث بروز شائبه‌هایی مبنی بر «مهندسی آرا و نتایج انتخابات» در میان اصلاح‌طلبان شده است.
این موارد البته هنگامی كه در كنار اظهارنظر صریح «مصطفی پورمحمدی» وزیر كشور و «سفرعلی براتلو» رئیس ستاد انتخابات استان تهران قرار گرفت كه اولی بیش از 70 درصد راه‌یافته‌ها به مجلس هشتم را اصولگرا اعلام كرد و دومی خبر از آن داد كه «تمام كاندیداهای پیروز شهرستان‌های استان تهران از میان اصولگرایان بوده‌اند»، بر حجم نگرانی‌های اصلاح‌طلبان اضافه كرد.
سخنان وزیر كشور دولت اصولگرای نهم البته بلافاصله با واكنش موسوي لاري وزیر كشور دولت اصلاحات و رئیس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان مواجه شد كه ابراز امیدواری كرد «پورمحمدی این اظهارات را به عنوان نظر شخصی و نه وزیر كشور مطرح كرده باشد.»
به نوشته سرمايه، موسوي لاري رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان هم با اشاره به اينكه سرنوشت انتخابات تهران حرف و حديث دارد، گفت: متاسفانه امروز شرايط به سمتي رفته كه نگراني نسبت به سلامت انتخابات وجود دارد اما متأسفانه اين حساسيت را مسوولان اجرا و نظارت در نظر نگرفته اند لذا سرنوشت انتخابات در تهران كاملاً مبهم است و در خيلي مناطق حرف و حديث هاي زيادي مي رسد.
صداي عدالت در خبري با عنوان شايعه مهندسي انتخابات در تهران، نوشت: برخي شايعات درباره ايجاد تغيير در تركيب نامزدهاي اصلاح‌طلب در تهران كه حائز اكثريت آرا شده‌اند، نگراني‌هايي را ميان نامزدها و هواداران‌شان پديد آورده هاست. در حالي كه گفته مي‌شد در مرحله اول انتخاب 20 نفر از نامزدها در تهران به مجلس راه يافته‌اند كه قريب نيمي از آنان نامزدهاي فهرست ائتلاف اصلاح‌طلبان هستند. برخي شايعات مبني بر مهندسي انتخابات و قراردادن نام برخي افراد به جاي نامزدهاي ائتلاف اصلاح‌طلبان نگراني‌هاي جدي را در ميان محافل اصلاح‌طلب دامن زده است. اين شايعات در حالي قوت مي‌گيرد كه گفته مي‌شود وزارت كشور با توجه به شمارش يارانه‌اي آرا از نتايج كلي انتخابات تهران برآورد روشني داشته اما عدم اطلاع‌رساني ستاد انتخابات و همچنين محدود‌كردن دسترسي اطلاعات به افراد و انگشت‌شمار در ستاد انتخابات بر دامنه اين نگراني‌هاي افزوده است. يك منبع آگاه در اين باره گفت: در برخي محافل اين شايعه مطرح است كه برخي‌ها در تداركند تا برخي نامزدها از فهرست‌هاي ديگر را جايگزين نامزدهاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نمايند. به گفته اين منبع آگاه، ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان با توجه به نوع بينش وزير كشور، اميدوار است تا وي مانع تبديل اين شايعات به حقيقت شود.
حسين مرعشي رئيس ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ به انديشه نو، گفت: در مرحله اول به احتمال زياد 17 نفر از كانديداهاي اصلاح‌طلب در تهران به مجلس مي‌روند.
سرمايه نيز در گزارشي نوشته است: بلافاصله پس از برگزاري انتخابات رسانه هاي منتسب به دولت و حاميان فهرست جبهه متحد از ساعات اوليه روز گذشته، تبليغاتي را آغاز كردند مبني بر اين كه نامزدهاي حامي آنان در تهران و ساير شهرستان ها حائز اكثريت آرا شده اند. اين در حالي بود كه نتايج قطعي آرا در حوزه هاي انتخابيه سراسر كشور ديروز به طور تدريجي در ستاد انتخابات در اختيار خبرنگاران قرار مي گرفت و پيش از اين نيز مسوولان اجرايي انتخابات چون وزير كشور اعلام كرده بودند كه اعلام نتايج آرا در حوزه انتخابيه تهران تا قبل از آغاز سال جديد و البته نه به صورت تدريجي بلكه به يكباره ارايه خواهد شد.
با اين حال، برخي خبرگزاري هاي رسمي حامي دولت و البته سايت هاي وابسته به اصول گرايان در خبرهاي خود، علاوه بر آن كه از پيروزي بيش از 50 درصدي اصول گرايان در انتخابات مجلس خبر مي دادند، بلكه در خصوص انتخابات تهران نيز خبرهايي را بر خروجي هاي خود قرار مي دادند كه حكايت از پيروزي بيش از نيمي از فهرست جبهه متحد و پيشي گرفتن حداد عادل از ساير رقبايش در تهران حكايت داشت به طوري كه يكي از خبرگزاري هاي حامي دولت طي خبري از پيروزي 15 نامزد فهرست جبهه متحد در تهران خبر داد و افزود: «پنج نفر ديگر متعلق به اصلاح طلبان و اعتمادملي بوده و تكليف 10 نفر ديگر در مرحله دوم انتخابات، روشن خواهد شد.» از سوي ديگر سيدشهاب الدين صدر، دبير اجرايي جبهه متحد اصول گرايان نيز از راي آوري بيش از 65 درصد از نامزدهاي اصول گراي عضو جبهه متحد در سراسر كشور خبر داد و پيش‌بيني كرد اصول گرايان بيش از 70 درصد كرسي هاي مجلس را به خود اختصاص دهند.
كارگزاران در سرمقاله خود نيز با عنوان از آراي مردم صيانت كنيد، نوشت: وزیر كشور روز گذشته با اعلام پیروزی 71درصدی اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم قبل از پایان كار شمارش كامل آرا از مرز بی‌طرفی خارج شده و به نفع یك جناح گزارش داد. این در حالی است كه این انتخابات در مقایسه با سایر انتخابات در 30 سال گذشته از فضای رقابتی كم‌رنگی برخوردار بود. تعیین دوسوم كرسی‌های مجلس برای اصولگرایان در پیش از برگزاری انتخابات در پی ردصلاحیت گسترده كاندیداهای اصلاح‌طلبان می‌توانست عمده‌ترین عامل برای عدم حضور آنان در این انتخابات باشد. حال آنكه این اتفاق رخ نداد. دلیل آن هم چیزی جز قوت این تحلیل نبود كه نیامدن یعنی كمك به سناریوی تكمیل سرمستی اصولگرایان بدون قبول هیچ زحمتی! آنان با خواندن این بازی كه اراده‌ای قصد حذف كامل اصلاح‌طلبان از عرصه فعالیت سیاسی درجامعه را دارد، ترجیح دادند به توصیه آقای خاتمی عمل كرده و با معرفی كاندیدا در حوزه‌هایی كه اندك مجال رقابتی بود، بازی‌شان را برهم زنند... انتشار اخبار غیررسمی و برخی شنیده‌ها مبنی بر ایجاد تغییر در تركیب نامزدهای اصلاح‌طلب در تهران كه حائز اكثریت آرا شده‌اند و نیز عدم انتشار نتایج مرحله به مرحله آرای تهران در حالی كه در دوره‌های قبلی انتخابات، مردم لحظه به لحظه در جریان شمارش آرای تهران قرار داشتند، هم‌اكنون نوعی نگرانی را ایجاد كرده است كه عدم توجه به آن ممكن است شیرینی مشاركت مردم را در این انتخابات تلخ نماید.
سرمقاله اعتماد ملي نيز مرتبط با اين موضوع است، اين روزنامه نوشت: راه‌يابي 40 درصد در حوزه‌هاي داراي رقابت پيروزي بزرگي قلمداد مي‌گردد كه نمي‌توان به سادگي از كنار آن گذشت و اين نشان مي‌دهد انديشه اصلا‌ح‌طلبي با تمام محدوديت‌هاي اعمال‌شده همچنان زنده و فعال است و چنانچه تضييقات از مسير اين انديشه برداشته شود و رقابتي آزاد و عادلا‌نه تدارك ديده شود آنگاه معلوم مي‌شود كه كدام جريان سياسي در كشور وجهه حداكثري دارد. در برآوردهاي اوليه علي‌رغم اظهارنظر وزير محترم كشور مبني بر تعيين گرايش منتخبان، بدون‌ترديد موقعيت اصولگرايان در مجلس هشتم بسيار شكننده و لرزان است و اصلا‌ح‌طلبان مشروط به اينكه آراي واقعي آنان در فضايي آزاد، عادلا‌نه و منصفانه و به دقت شمرده شود در موقعيت يك اقليت قوي، كارآمد و پرتوان قرار دارند و به جمع اصلا‌ح‌طلبان منتخب بايد جمع تعداد قابل توجهي از نمايندگان مستقل با پيشينه اصلا‌ح‌طلبي را اضافه كرد كه فضاي مجلس هشتم را براي انجام وظايف نمايندگي و دفاع از حقوق‌اساسي، ملت و نظارت قوي بر رفتار و اعمال دولت نهم مهيا مي‌سازد؛ دولتي كه در اين مدت نشان داده است چندان نظارت‌هاي قانوني را برنمي‌تابد و علا‌قه‌مند به پيشبرد سياست‌ها و باورهايش در حوزه اجرايي بدون هيچ رادع و مانعي است. اين مهم بر عهده شوراي نگهبان است كه بايد به منظور پاسداري از آراي ملت و تضمين حقوق كانديداها، تمهيداتي را بينديشد تا آراي مردم همان‌گونه كه در صندوق‌ها ريخته شده است بدون كم و كاست اعلا‌م گردد و رسيدگي به شكايات داوطلبان را بدون ملا‌حظات جناحي و سياسي در دستوركار خود قرار دهد ونگراني بهوجود آمده را براي افكار عمومي مرتفع سازد، در غير اين صورت نگراني‌ها كماكان به قوت خود باقي است.
سلطاني‌فر رئيس ستاد اجرايي حزب اعتماد ملي نيز به سرمايه گفت: از مجموع 135 حوزه قابل رقابت براي اين حزب در سراسر كشور تاكنون 37 نامزد متبوعمان حايز اكثريت آراي شدند و 14 نماينده به دور دوم راه يافتند.
به نوشته مطبوعات، تاج‌زاده رئيس ستاد انتخابات جبهه مشاركت هم گفت: با توجه به اينكه 160 كرسي غيررقابتي و نمايندگان آنها از پيش‌تعيين گرديده‌اند، اعلام وزير كشور درباره پيروزي 70 درصدي اصولگرايان ثابت مي‌كند كه خود را وزير اصولگرايان مي‌دانند نه وزير كشور جمهوري اسلامي ايران... اينكه وزير كشور پيروزي 70 درصدي اصولگرايان را اعلام مي‌كند، 55 درصد كرسي‌هاي از پيش‌تعيين شده را نيز بايد از اين ميزان كم كرد. بنابراين اصولگرايان در 15 درصد حوزه‌ها به پيروزي دست يافته‌اند. آن هم در حوزه‌هايي كه مشهورترين رقباي آنها ردصلاحيت شده اند.... در حقيقت مجلس هشتم مانند مجلس هفتم به دو بخش مجلس سنا و مجلس شوراي ملي تقسيم مي‌شود كه تعداد نمايندگان مجلس سنا 160 نفر با كرسي‌هاي غيررقابتي و مجلس شوراي ملي با 130 نفر و قابل رويت است و فقط پيروزي در اين 130 كرسي به معناي پيروزي يك جناح است و اصلاح‌طلبان نيمي از اين كرسي‌ها را يا در مرحله اول فتح كرده و يا در مرحله دوم به دست خواهند آورد. با وجود آنكه مشهورترين نامزدهايشان در اكثريت حوزه‌ها ردصلاحيت شده‌اند.
اين در حالي است كه روزنامه‌هاي جناح راست كه توسط خبرگزاري فارس تغذيه خبري مي‌شوند، در اقدامي هماهنگ از پيروزي قاطع اصولگرايان در تهران خبر مي‌دهند.
رسالت نوشت: 18 اصولگرا در صدر آراي تهران قرار دارند.
خراسان نيز با اشاره به اينكه ورود قريب به 20 نامزد حوزه انتخابيه تهران به مجلس در مرحله اول قطعي است، نوشت: تمام انتخاب‌شدگان مرحله اول از اصولگرايان هستند.
مطبوعات جناح راست با اعلام پيروزي اصولگرايان در انتخابات، پيام رهبر انقلاب درباره انتخابات 24 اسفند را برجسته كردند.
سرمايه نوشت: اصلاح‌طلبان در نخستين كنفرانس خبري خود پس از انتخابات اعلام كردند: پيروز رقابت نابرابر هستيم
به نوشته اين روزنامه، اصلاح طلبان كه پيش از ورود به عرصه رقابت انتخاباتي با مشكلات عديده و ناخواسته اي چون ردصلاحيت هاي گسترده و كمبود نامزد در حوزه هاي انتخاباتي دست و پنجه نرم مي‌كردند، از آنجا كه نظام را متعلق به خود و قهر با آن را بي معنا دانستند با حس مسووليت نسبت به جلوگيري از ادامه حركت چرخ نظام در سراشيبي ناشي از سوءمديريت ها عنوان شده بود در صحنه رقابتي حاضر شدند كه همواره بر نابرابر بودن آن تاكيد مي كردند.
با اين وجود و در شرايطي كه اصلاح طلبان از مجموع 290 كرسي مجلس تنها امكان رقابت در 102 كرسي در شهرستان ها و 30 كرسي در تهران را داشتند به گفته سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان موفق شدند تاكنون 49 نامزد موردحمايت خود را وارد مجلس كنند.
عبدالله ناصري تاكيد كرد كه از ميان 49 كرسي 34 كرسي اصلاح طلبان به طور قطع حائز پيروزي شدند و نامزد مورد حمايت ستاد وارد مجلس شده است و در 15 كرسي ديگر هم كه به دور دوم كشيده شده است اصلاح طلبان قطعا پيروز مي شوند چرا كه رقابت ميان دو نامزد اصلاح طلب خواهد بود.
سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: همان طور كه پيش از اين اعلام شده بود 70 درصد كرسي ها از قبل انتخاب شده اند و اصلاح طلبان براي 30 درصد برنامه ريزي كردند كه با توجه به محدوديت هاي اعمال شده توانستند پيروزي معناداري را به دست آورند... نكته حائز اهميت در حال حاضر اين است كه جريان هاي سياسي داخلي و ناظران و رسانه هاي خارجي اين واقعيت را پذيرفته اند كه خاتمي به عنوان سمبل و نماد ائتلاف اصلاح طلبان وزن معناداري در كشور دارد و ايشان توانستند در يك رقابت نابرابر بازي از قبل پيش بيني شده را بر هم بزنند... حكومت در حال حاضر بايد اين وزن سياسي را باور كند و بپذيرد كه اين تفكر آنقدر بي وزن نيست كه با يك نقل قول و ردصلاحيت به راحتي از صحنه حذف كرد... متاسفانه با وجود حضور چشمگير مردم در انتخابات با توجه به روند مهندسي شده انتخابات در شهرهاي بزرگ تر، نامزدهاي اصلاح طلبان بيش تر حذف شدند كه همين امر هم منجر به آن شد كه نسبت به انتخابات گذشته ميزان مشاركت در شهرهاي بزرگ به خصوص در تهران كم تر شود... در انتخابات مجلس ششم حدود دو ميليون و 900 هزار نفر در انتخابات مجلس هفتم هم دو ميليون و 500 هزار نفر در انتخابات شركت داشتند كه اين ميزان شركت كننده به طور چشمگيري در دور هشتم كاهش يافت و با وجود تغييرات سني راي دهندگان تنها حدود يك ميليون و 900 هزار نفر در حوزه انتخابي شهر تهران پاي صندوق هاي راي حاضر شدند... اين كاهش چشم گير راي دهندگان معنادار است... متوليان بايد فكري كنند و تدابيري را بينديشند كه چرا در مراحل انتخابات اين افت و خيزها به خصوص در شهرهاي بزرگ به چشم مي خورد... [نسبت به نحوه شمارش آرا و اعلام نتايج ابراز نگراني كرد و گفت] نكته حايز اهميت در شمارش آراي تهران براي ما اين است كه مثل هميشه به طور تدريجي شمار آرا اعلام شود. [با تاكيد به اين كه در شهرهاي بزرگ واقعا انتخابات دو قطبي بود] رقابت اصلي بين جبهه متحد اصول گرايي و ائتلاف اصلاح طلبان بود كه در اين دوره شاهد شكست هواداران دولت بوديم... بار ديگر در اين دوره از انتخابات همانند انتخابات شوراها شاهد شكست فاحش و معنادار جبهه هواداران دولت بوديم. به طوري كه در حوزه هايي كه اصلاح طلبان توفيقي را به دست نياوردند ائتلاف فراگير اصول گرايان يا نامزدهاي خارج از چارچوب هواداران دولت موفق به كسب بيش ترين آرا شدند... تركيب مجلس هشتم نسبت به مجلس هفتم تركيبي متفاوت خواهد داشت يعني به اين شكل كه حضور اصلاح طلبان و منتقدان جدي دولت قدرتمندتر و نيروهاي همسوي دولت ضعيف تر خواهد بود. [در پاسخ به سوالي كه چرا مشاركت در انتخابات هشتمين دوره مجلس در شهرهاي بزرگي مثل تهران به خصوص جنوب شهر تهران كاهش پيدا كرده است] دليل چنين امري روشن است چراكه جامعه مستضعف و قشر آسيب پذير ما كه به شعارهاي پرزرق و برق دولت نهم دل بسته است، نااميد شده اند... دولت نهم با وعده و شعار آوردن پول نفت سر سفره هاي مردم، كاهش قيمت كالاهاي اساسي، تثبيت قيمت و ايجاد رفاه و عدالت اقتصادي و اجتماعي به پيروزي رسيد اما اين شعارها نه تنها محقق نشد بلكه شرايط بدتر هم شد. بنابراين عملكرد دولت نهم تاثير مستقيم بر كاهش ميزان مشاركت مردم در انتخابات به خصوص در شهرهاي بزرگ داشته است... با افتخار و سربلندي اعلام مي كنيم در يك رقابت نابرابر پيروز شديم. ميزان و نحوه مشاركت هم نشان مي دهد كه اگر از آرا صيانت شود به قول آقاي هاشمي كه در خطبه هاي نماز جمعه اعلام كردند از آرا امانتداري كنند حتما با پايان شمارش آراي تهران شاهد نتايج معناداري خواهيم بود.
اصلاح‌طلبان از نتايج انتخابات 24 اسفند ارزيابي مثبتي دارند.
اعتماد به نقل از علي مزروعي نوشت: انتخابات خوبي بود و ارزيابي نسبتاً مثبتي از آن داريم.
علي تاجرنيا نماينده مجلس ششم نيز گفته است: اصلاح‌طلبان در رقابت نابرابر به موفقيت دست يافتند.
اعتماد ملي در گزارشي به بررسي موقعيت جناح‌هاي سياسي در انتخابات پرداخت و نوشت: بررسي نتايج انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي نشان مي‌دهد كه مجلس هشتم با حضور اقليت‌هاي قوي اصلاح‌طلب، چهره‌هاي مستقل پرنفوذ و اكثريت شكننده اصولگرايان، مجلس متكثري خواهد بود. تاكنون تكليف 210 كرسي مجلس مشخص شده، همچنين نتايج 30 كرسي تهران نامشخص است و تكليف 50 كرسي هم در مرحله دوم مشخص خواهد شد.
كارگزاران در گزارشي با اشاره به تشديد اختلاف هاي ائتلاف فراگير و جبهه متحد اصولگرايان نوشت: در حالی كه رسانه‌های خبری حامی دولت نهم و نزدیك به جبهه متحد اصولگرایی با انتشار اخبار و گزارش‌های گسترده اما غیرمستند، مدعی پیروزی قاطع حامیان دولت در انتخابات 24 اسفند هستند، سایت‌های اینترنتی وابسته به چهره‌های شاخص ائتلاف فراگیر اصولگرایان، به محلی برای افشای تخلفات و تقلب‌های جبهه متحد دولت تبدیل شده‌اند. حملات و هجمات دو جریان عمده در طیف اصولگرا به یكدیگر در شرایطی رخ می‌دهد كه حاضران در شعب اخذ رای در روز جمعه، شاهد بروز درگیری‌های گسترده میان نمایندگان و ناظران ائتلاف فراگیر و جبهه متحد بر سر مسائل مربوط به برگزاری انتخابات از جمله شمارش آرا بودند؛ درگیری‌هایی كه در بسیاری از موارد، ناظران محدود اصلاح‌طلبان را به شاهدان صرف اختلافات درونی اصولگرایان بدل ساخته بود. در همین زمینه، سایت خبری «فرارو» از اخراج گسترده ناظران كاندیداهای اصلاح‌طلب از شعب اخذ رای خبر داد.
این سایت كه گفته می‌شود به «سعید ابوطالب» عضو شاخص ائتلاف فراگیر اصولگرایان و فراكسیون اصولگرایان مستقل مجلس هفتم نزدیك است، در چند روز اخیر به محلی برای انتشار اخبار مختلف در حمایت از ائتلاف اصلاح‌طلبان و فراگیر تبدیل شده است.
در همین حال «علی دورانی» دبیر اجرایی ائتلاف فراگیر اصولگرایان نیز در گفت‌وگویی با این سایت، از نگرانی‌های گسترده درباره تخلفات گروه‌های سیاسی و به خصوص جبهه متحد در انتخابات خبر داد.
دبیر اجرایی ائتلاف فراگیر اصولگرایان درباره نحوه اعلام شمارش آرا در تهران نیز گفت:« من فكر می‌كنم كه شمارش آرا در تهران نیاز به شفافیت بیشتری دارد به خصوص اینكه به ایام تعطیلات نوروزی نزدیك می‌شویم و از چند روز دیگر هم روزنامه‌ها چاپ نخواهند شد.»
دورانی تصریح كرد: «اینكه اعلام نهایی منتخبان را واگذار كنیم به روز‌های آخر، به نظر می‌رسد كه می‌تواند نگرانی‌هایی را ایجاد كند و به شایعات دامن بزند. بنابراین خوب است كه طبق روال قبلی و به صورت تدریجی در واقع با یك جمع بندی به اعلام منطقی منتخبین پرداخته شود كه فضا از این التهاب خارج شود و جای هیچ حرف و حدیثی هم باقی نماند.»
اشاره دورانی به نامه تعدادی از كاندیداهای ائتلاف فراگیر، مربوط به نامه‌ای است كه توسط این افراد به شورای نگهبان و فرمانداری تهران ارسال كرده و در آن نسبت به آنچه «تخلفات انتخاباتی متعدد جبهه متحد اصولگرایی» خواندند، هشدار دادند.
در ادامه اين گزارش آمده است: در این میان، رضایی طلایی‌نیك كاندیدای ائتلاف فراگیر اصولگرایان و دبیركل حزب توسعه و عدالت ایران اسلامی، فردی بود كه جدی‌ترین و شدیدترین انتقادات را بر ضد مسوولان اجرایی انتخابات و جبهه متحد اصولگرایی، یك روز پس از 24 اسفند مطرح كرد.
مسوول ستاد نظارت و بازرسی ائتلاف فراگیر اصولگرایان در این خصوص گفت: «دو پدیده در انتخابات مجلس هشتم، شامل بی‌عدالتی تبلیغاتی و دخالت برخی دست‌اندركاران، در كیفیت آرای مردم مورد انتقاد عام و خاص است. [با اشاره به فضاسازی تبلیغاتی به نفع جبهه متحد اصولگرایی] قریب به اتفاق رای‌دهندگان و نخبگان در حوزه تهران، از فضاسازی تبلیغاتی در شعب رای‌گیری به نفع جبهه متحد اصولگرایان و دخالت‌های آشكار برخی از دست‌اندركاران، ابراز نارضایتی كرده‌اند. به وسیله افكارسنجی عادی و پرسش از آحاد مردم و نخبگان، می‌توان به سهولت، به سوءاستفاده برخی عوامل نظارتی و اجرایی در تلاش برای نامزدهای جبهه متحد اصولگرایان پی برد.... اكثر مردم و نخبگان رای‌دهنده، از توزیع كارت‌های چاپ شده اسامی 30 نامزد جبهه متحد اصولگرایان در داخل شعب اخذ رای و تلاش برخی از متصدیان صندوق‌ها در درج نام آنان در تعرفه آرا، به شدت شكایت می‌كردند.
روزنامه‌هاي جناح راست امروز نيز به تهاجم خبري و عمليات تخريبي خود عليه اصلاح‌طلبان ادامه دادند.
كيهان در گزارشي تحت عنوان سرگيجه در اردوگاه افراطيون، نوشت: «فرار به جلو» نام تاكتيكي است كه پس از شكست ها در دستور كار برخي شكست خوردگان قرار مي گيرد. در اين تاكتيك فرد يا جريان شكست خورده سعي مي كند شكست خود را مخفي سازد تا بتواند زمينه «جرزني» خود را در آينده فراهم آورد. مدعيان اصلاحات در گام نخست و براي آنكه بتوانند زمينه هاي «جرزني و بهانه جويي» در آينده را فراهم نمايند تلاش نمودند تا با ارائه آمارهاي خيالي غيرواقعي اصلاح طلبان را پيروز ميدان انتخابات مجلس هشتم نشان دهند تا بلافاصله پس از اعلام آمار رسمي از سوي وزارت كشور، بستر لازم براي انحراف اذهان عمومي طرفداران خويش به سمت احتمال «دست برده شدن در آرا» و «تقلب» آماده باشد.
جوان نيز نوشت: بعضي از فعالان سياسي در داخل كشور كه با عدم اقبال مردم روبه‌رو شده‌اند، در اظهاراتي مبهم اقدام به طرح شايعاتي براي زيرسوال بردن سلامت انتخابات كرده اند. از جمله عبدالله ناصري، سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان ادعا كرده است كه برخي قراين حاكي است تحركاتي براي دستكاري در نتيجه انتخابات از سوي برخي محافل در دستور كار قرار گرفته است. اين ادعا در ح الي مطرح شده است كه پايگاه ستاد ائتلاف مذكور از صبح روز 24 اسفند سيلي از شايعات و خبرهاي دروغ را درباره وجود درگيري و تخلف در مراكز اخذ رأي آغاز كرده است.
روزنامه دولتي ايران، اصلاح‌طلبان را مورد اتهام‌زني قرار داد و نوشت: برخي از رسانه‌هاي اصلاح‌طلب پس از برگزاري انتخابات و حضور گسترده مردم در پاي صندوق‌هاي رأي و عدم اقبال عمومي ملت به اين طيف سياسي، درصدد شانتاژ تبليغاتي براي تلخ‌نمودن اين موفقيت مردمي هستند. اين رسانه‌ها در سناريوي جديد خود بر آن هستند تا با طرح يك موضوع انحرافي از شكست خود در حوزه‌هايي كه يكپارچه به اصولگرايان رأي داده شده است، جلوگيري كنند.
رسالت نيز در يادداشتي نوشت: ترديد در صحت انتخابات به دليل بازنده بودن، با لوازم ابتدايي اخلاق شكست منافات دارد. ميثاق گروه‌هاي سياسي در انتخابات اخير، رعايت منشور اخلاقي انتخابات بود اما اين بداخلاقي سياسي از جانب گروه هاي افراطي دوم خردادي فتح باب نامناسبي در معادلات فضاي سياسي كشور ارزيابي مي‌شود.
دولت نهم دومين تجربه انتخاباتي خود را با موفقيت پشت سر گذاشت و انضباط دولت،‌امانت‌داري و عدالت در برگزاري انتخابات توسط دستگاه مجري و ناظر اعم از وزارت كشور و شوراي نگهبان ستودني است.
انتخابات مجلس هشتم كم‌تخلف‌ترين انتخابات در طول تاريخ انقلاب از لحاظ تبليغات نامزدها و رقبا بود. مشاركت 60 درصدي مردم در اين انتخابات و حضور بي‌سابقه رأي‌دهندگان در انتخابات دور سوم شوراها و مجلس خبرگان از افتخارات ستاد انتخابات كشور در دولت نهم است.
كيهان در ستون خبر ويژه خود ادعا كرد: پايگاه اينترنتي نوروز - ارگان حزب افراطي مشاركت- روز جمعه و در حالي كه هنوز رأي گيري ادامه داشت تصوير اسكن شده يك برگ رأي كه تماماً به اسامي فهرست ائتلاف اصلاح طلبان پرشده بود را روي خروجي خود قرار داد. در اين تصوير كدهاي انتخاباتي نامزدهاي «ياران خاتمي» هم وارد شده بود.
با توجه به اينكه برگه رأي جزو اوراق رسمي و بهادار محسوب مي شود و دسترسي به آن جز براي معدودي افراد مسئول مجري انتخابات ميسر نيست و از سوي ديگر رأي دهندگان هم فقط در ازاي به امانت گذاشتن شناسنامه خود در شعبه رأي گيري يك برگ رأي دريافت مي كنند، جاي اين سؤال وجود دارد كه اين سايت افراطي چگونه به يك «برگ رأي سفيد» دست پيدا كرده است. مقام هاي مسئول هم اكنون در حال پي گيري اين موضوع هستند كه چه تعداد از اين تعرفه هاي سفيد در دست حزب افراطي مشاركت قرار دارد تا احتمال وقوع برخي تخلفات هم بررسي شود

   پايان خبر

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

اميدي به آينده نداريم

گزارش اينديپندنت از تهران در روز انتخابات - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

entekhabat674.jpg

‏ان پنکت ‏

در حاليکه رايانه دستي ام را همراه داشتم و مشغول صحبت با راي دهندگان در خارج از حوزه انتخاباتي ‏ميدان ونک بودم، عرفان به طرفم آمد. او با انگليسي بدون نقصي از من پرسيد: "چرا با کسي که راي نداده ‏صحبت نمي کني؟ ما از اين رژيم و رييس جمهور ديوانه اش متنفريم." او در حاليکه قطعه کيکي را به من ‏تعارف مي کرد، به صحبتهايش ادامه داد.‏

عرفان دانشجوي دانشگاه شهيد بهشتي است. اگر پليس حرف هاي او را مي شنيد، احتمالاً قبل از اينکه موفق ‏به تمام کردن کيکش بشود، سر از زندان در مي آورد. به چالش کشيدن رژيم مي تواند مترادف با اعدام باشد. ‏براي عرفان و دوستانش از طبقه متوسط جامعه، آينده در جمهوري اسلامي تنها با ياس و نا اميدي گره خورد ‏است. او قصد مهاجرت از کشور را دارد.‏

او گفت: "ما راي نمي دهيم چون تغييري ايجاد نمي کند. مثل اين است که: اگر راي ندهي، دوستان احمدي ‏نژاد سر کار مي آيند. اما اگر راي بدهي، کشورهاي ديگر با نگاه به انتخابات فکر مي کنند ما مشغول پشتيباني ‏از دولت هستيم."‏

محمد، يک دانشجوي 22 ساله، مي گويد: "شرايط مشکلي است اما نمي شود کاري کرد. اين فقط شامل من ‏نيست بلکه مربوط به همه جوان هاست. نمي تواني کاري بکني، نمي تواني تظاهرات بکني، گردهمايي وجود ‏ندارد، آنها دستگيرت مي کنند. من در انتخابات قبلي راي دادم، اما ديگر راي نمي دهم. وقتي کساني که من ‏دوست دارم، وارد رقابت نمي شوند، با خودم فکر کردم: که چه بشود؟ من 100 درصد نااميد شدم."‏

دوست او که سپيده نام داشت و دانشجوي حسابداري است به بحث ما پيوست: "ما اميدي به آينده نداريم. حتي ‏پدر و مادر ما هم از عهده تهيه يک خانه بر نمي آيند، چه برسد به ما؟" ترس از پليس منکرات براي سپيده ‏يک مفهوم واقعي است. به خاطر اقدامات دولت عليه مدل موي نامناسب و روسري هايي که موي زنان را ‏بيش از حد در معرض ديد مي گذارند، بيش از 2 ميليون پسر و دختر ظرف دو سال گذشته بازداشت شده اند. ‏
يکي از رويارويي هاي مربوط به همين قضيه، سر از وب سايت يوتيوب درآورد. دختري را به خاطر ‏بدحجابي دستگير کردند و سپس چند پسر براي حمايت از او با پليس درافتادند. بعد هم عده زيادي از مردم ‏جمع شدند و شعارهاي ضد اسلامي سر دادند. سپيده گفت: "ما امنيت نداريم. ما مي ترسيم پليس بازداشتمان ‏کند. چه کار مي توانيم بکنيم؟ هيچ چيز. آنها دستور مي دهند، ما هم بايد رعايت بکنيم."‏

نگار، يک دانشجوي جامعه شناسي هم مي گويد: "يکي از دوستان من دستگير شد زيرا لباسش کوتاه بود و ‏جوراب نپوشيده بود. آنها مثل يک زنداني با او رفتار کردند. به او يک شماره داده بودند. تابستان اوضاع خيلي ‏خرابتر شده بود." ‏

او مي گويد: "يک مشکل اساسي براي دخترها و پسرهاي جوان اين است که نمي توانند با يکديگر تماس داشته ‏باشند. آنها کجا مي توانند بروند؟ گرفتن دستان پسري که با او محرم نباشي، غير قانوني است و نمي شود او را ‏بوسيد. پدر ها و مادرها اجازه نمي دهند دختر و پسر به خانه بيايند، آنها هم مجبور مي شوند بعضي کارها را ‏داخل ماشين بکنند. اگر پليس آنها را ببيند، شلاق مي خورند. بعضي پسرها در يک سري کافه شاپ ها به پليس ‏پول مي دهند تا از بغل کردن دوست دخترشان چشم پوشي کنند يا اينکه اجازه بدهند دخترها روسري خود را ‏بردارند."‏

‏"اما از احمدي نژاد چه خبر؟ او افتضاح است، ولي به او نگوييد. او توجهي به مردم تهران ندارد، توجه او به ‏کساني است که در شهرهاي کوچک زندگي مي کنند."‏

منبع: اينديپندنت - 16 مارس ‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

يكهفته با خبر

Kayhan-New.jpg

خیز و در کاسه زرآب طربناک انداز!

سه ‌شنبه 4 تا دوشنبه 10 مارس
چالش بزرگ دگراندیشان نگفتم روشنفکران تا مبادا خدای ناکرده متولیان روشنفکری در فرنگ و در ایران که علی‌رغم اشتباهات گاه در حد جنایت در حق مردم ایران هنوز هم مرغشان یک پا دارد و اگر زبان گشائی که پدرجان در روزگار خوش استبداد آن پسر (عمر بعضی‌شان البته به پدر هم می‌رسد) حداقل کسی دهانمان را نمی‌بوئید مبادا گفته باشیم دوستت دارم، یقه‌ات را می‌گیرند که بله سلطنت‌طلب و پهلوی چی شده‌ای و نباید عملکرد ضد بشری این رژیم باعث شود عملکرد کمتر ضدبشری آن رژیم را از یاد ببری؛ خط کش از کیسه در آورند و بخواهند میزان روشنفکری‌ات را اندازه بگیرند.

وقتی می‌گوئی دگراندیش، دایره‌ را وسیع می‌کنی و تنگ‌نظری مدعیان روشنفکری شامل حالت نمی‌شود. گو اینکه به ‌اعتقاد من طایفه روشنفکران و بعضاً آزادیخواهان با همه اختلاف نظرها و تفاوت مشرب می‌توانند (و به گمان من وظیفه دارند) در چارچوب پذیرش اصل جدائی دین از دولت (بدون بی‌حرمتی به جایگاه دین) حاکمیت ملی، تمامیت ارضی کشور، برابری همه شهروندان ایرانی با هم فارغ از جنس و نژاد و مذهب، در جبهه‌ای به وسعت ایران برای تحقق اصول مورد اشاره هم‌عهد شوند، اما فعلاً «من» آنها عامل لکنت زبانشان در سر دادن بانگ همبستگی شده است. در عین حال هر بار یک مساله اساسی مثل برنامه اتمی، احتمال گرفتار شدن خانه پدری در جنگی نابرابر و از همه مهمتر انتخابات (در همه وجوهش) پیش می‌آید، این مجموعه بزرگ دگراندیش چنان گرفتار اختلاف نظر می‌شود که گاه علی دگراندیش به گونه‌ای می‌گوید و می‌نویسد که اگر اسمش را برداری و به جایش بنویسی حسین بازجوی نماینده سید علی آقا در کیهان، کسی شک نمی ‌کند که این گفته و یا نوشته از شریعتمداری نبوده است. همینطور وقتی دلاوری مثل احمد شیرزاد زیر تیغ امنیت خانه مبارکه نایب امام زمان در باب قضیه اتمی، با چنان شهامتی مدعیات رژیم را نفی می‌کند و سیئات و مصائب و خطرات رویای اتمی ولی فقیه و ذوب شدگان در او را بازگو می‌کند، حس می ‌کنی چقدر بین این نماینده سابق اصفهان و استاد کارشناس فیزیک اتمی و تو که دیرسالی است چرنوبیل را در یاد داری و می‌دانی سید در اندیشه دستیابی به سلاح هسته‌ای است تا از حالا تا ظهور حضرت دل آسوده باشد که نه ملت جرأت مخالفت با او را خواهد داشت و نه عالمیان به ساحت مقدسش جسارت خواهند کرد، بدون اینکه یکدیگر را دیده باشید، نزدیکی هست. در زمان انتخابات (شوراها، مجلس و ریاست جمهوری) دگراندیشان چنان گرفتار اختلاف و نفاق می‌شوند که رژیم ولایت فقیه با شادمانی تردیدی به دل راه نمی‌دهد که از این انتخابات نیز چون قبلی‌ها، بالاترین بهره‌ها را خواهد برد و در حالی که دگراندیشان مخالفش گرم زد و خورد هستند، به سه شماره اعضای شورا و یا مجلس و یا رئیس جمهوری تازه را جهت پابوسی و بیعت با ولی امر مسلمانان جهان به صف خواهد کرد. آثار منفی تحریم انتخابات دومین شوراهای شهر و روستا که به انتخاب مافیای ایثار و ادبار و سه چهار بچه نوکر منجر شد و البته بی‌رغبتی دگراندیشان و آنها که نظر عنایتی به شیخ علی اکبر بهرمانی نداشتند باعث شد در انتخابات ریاست جمهوری دور دوم، بار اتهام سنگین به تخت نشاندن تحفه آرادان، گردنگیرشان شد. حالا باز روز از نو و روزی از نو، چون بسیاری از آنها که تا دیروز با قلع و قمع اصلاح طلبان و رد صلاحیت آن چهارتا و نصفی آدمی که درد وطن دارند و حاضر به آفتابه ‌داری سید علی آقا نشده‌اند، همصدا با شمار کثیری از دگراندیشان و آزادیخواهان در خانه پدری تحریم انتخابات را یگانه راه بی‌آبرو کردن نایب مربوطه امام زمان و اهل بیتش می‌دانستند و هر گونه مشارکتی را در این مضحکه تهوع ‌آور، نوعی خیانت به مردم و آرمانهای آزادیخواهان وطن می‌دانستند به محض آنکه سید اردکانی در آخرین سخنرانی‌اش صحبت از ضرورت شرکت و حضور در صحنه به میان آورد دچار تشکیک و تردید در موضع ‌گیری نخستین خود شدند. یکی از این دو جمع دوست نویسنده صاحب نظری است که خود می‌ داند تا چه پایه به او و کارهای ارزنده‌اش دلبسته ‌ام و شکی ندارم توصیه او به مشارکت و رأی دادن به این چند سرشکسته اصلاح طلب دست سوم و چهارم که بسیاری‌شان با التماس و خواهش و توبه، تأیید صلاحیت قسطی شدند، از سر نگرانی و از سر صدق و خلوص است. با اینهمه بر این گمانم که این بار وضع به کلی با انتخابات دومین شوراها و ریاست جمهوری اخیر متفاوت است. نه توجیه آنها که برویم و فقط به زنها رأی دهیم قابل قبول است (آنهم آکله‌هائی از تیره عشرت شایق که می‌خواهد روسپی‌های بدبخت را اعدام کند و نه آن یکی ارقه‌ای که پیشنهاد کرده پیاده‌روها زنانه مردانه شود و... اگر در جمع زنان داوطلب حتی یک فاطمه حقیقت‌جو از روزگار بعد از ظهور سید روح ‌الله مصطفوی و یا یک هاجر تربیت و شوکت ملک جهانبانی از روزگار خوش استبداد در جمع داوطلبان مؤنث بود، من یکی تردیدی در دعوت خوانندگان و شنوندگان و بینندگان مطالب و برنامه ‌هایم برای رأی دادن به زنان به دل راه نمی‌دادم) و نه سخن دوستانی که معتقدند یک مو هم اگر از تن خرس مستبد مرتجعی از نوع احمد خاتمی و جنتی و ابوالمکارم شکرفروش بکنیم و مثلاً نگذاریم علی فلاحیان روی کرسی نمایندگی بنشیند و به جای او محمد صدر را راهی مجلس کنیم، کار سترگی انجام داده‌ایم و گامی به سوی تغییر و تحول برداشته‌ایم، در شرایط امروز قابل قبول و منطقی است. مگر در مجلس هفتم 50 اصلاح‌طلب حضور نداشتند؟ مگر جناب تابش خواهرزاده سید اردکانی در میان اینها نبود؟ و آیا آدمی مثل ناصر پیر مؤذن با شهامت باورنکردنی پنبه احمدی‌نژاد و به طور غیرمستقیم سید علی آقا را نزد؟ نتیجه چه بود؟ رد صلاحیت دو سوم آن 50 تن و جلوگیری از ورود بیش از 2000 تن از نامزدها که در میانشان کسانی بودند که حضورشان در انتخابات می‌توانست اشتیاق برای شرکت در رأی‌گیری را در دل میلیونها ایرانی متبلور سازد. فقط کافی است نگاهی به فهرست نامزدهای مشترک شیخ علی اکبر بهرمانی و سید اردکانی و حواشی، و فهرست نامزدهای شیخ مهدی کروبی، برای پایتخت بیندازید. کدام شخصیت برجسته اصلاح‌ طلبی را در میانشان می‌بینید که آمادگی داشته باشند برای رضای خدا و مصلحت ملت از امتیازات و مزایای نمایندگی بگذرند و مثل زنده‌یاد احمد بورقانی و فاطمه حقیقت‌جو و علی اکبر موسوی خوئینی و انصاری راد و... در مجلس ششم گریبان ولی فقیه را بگیرند و با نفی استبداد، هیأت حاکمه فریبکار و منافق را استیضاح کنند؟! آقای منتجب ‌نیا اینکاره است یا جناب حجتی؟ محمد صدر که در روزگار معاونت وزارت کشور، پدرش علامه وارسته مرحوم سید رضا صدر را به زندان بردند تا نتواند وصیت آیت‌الله سید کاظم شریعتمداری را مبنی بر نماز گزاردن بر جسدش به جا آورد، و او نه تنها اعتراضی نکرد بلکه به نوشته علامه صدر برادر امام موسی صدر، به مجلس افطاری معاویه رفت و پدر را از یاد برد و به عاق او گرفتار آمد آیا نماینده سلحشوری خواهد بود که از پشت تریبون مجلس، قصه پردرد ابراهیم لطف ‌اللهی و زهرا بنی ‌یعقوب را که توسط اوباش امنیت خانه مبارکه نایب امام زمان یکی با دشنه و دیگری پس از تعرض به عصمتش با طناب به قتل رسیدند و حکایت جنایات ابراهیم نکونام قاضی مورد لطف سید علی آقا در بلوچستان و دست و پای نوادگان رستم را بریدن و در چهارراه‌ها چوبه دار آزادگان را برپا داشتن، فریاد زند و خواهان مجازات عاملان این جنایت‌ها شود؟ آیا می‌پندارید که حضرت شکوری‌راد که در مجلس هفتم زبانش دچار سکته شد و مجموعه سخنانش در مقام نماینده مردم از صد و پانزده کلمه فراتر نرفت آن یل مبارز وفادار به ساکنان خانه پدری است که در مجلس آینده لوای حاکمیت ملی و عدالت اجتماعی را برافرازد؟ وقتی محمدرضا عارف معاون رئیس جمهوری در دوران خاتمی، رضا امراللهی رئیس اسبق سازمان انرژی اتمی و معاون رئیس جمهوری و علی اشراقی نواده دختری آیت‌الله خمینی علی‌رغم تایید صلاحیت شدنشان، اعلام انصراف می‌دهند و نیروهای اصلاح طلب 6 استان از جمله گیلان و فارس عملاً از بازی انتخاب شدن و انتخاب کردن بیرون می‌روند دوستان معتقد به مشارکت قصد دارند حسین مظفر را انتخاب کنند که فاتحه کتابهای درسی را خواند و یا حسین شیخ‌الاسلام را که از دیوار سفارت آمریکا بالا رفت تا زمین را برای معاونت و سفارت و نیابت خود هموار کند و روزگاری نه چندان دور پیوندهای ریشه‌دارش با استخبارات سوریه و KGB رفقای دیروز و تاواریش‌های امروز بیرون می ‌افتد؟! لابد دوستان مجذوب چهره نورانی آقای دکتر سلمان ـ قهرمان ـ رحیم صفوی شده ‌اند که دیروز عمامه فرو نهاده بود که لندن عمامه نمی ‌پسندد و امروز از حریر اعلا عمامه‌ ای زیبا بر فرق سر نهاده که این منم طاووس علیین شده. تازه، ای کاش از این سید قهرمان چند تائی داشتیم که افق دیدشان به وسعت بحث‌هایی بود که در چاتام هاوس و مرکز سلطنتی مطالعات استراتژیک در آن شرکت داشتند! انتخابات فرصتی گران را برای ما دگراندیشان فراهم ساخته است تا همصدا با دگراندیشان و مبارزان داخل کشور از جمله زنانی که حقاً باید به وسعت نظر، آزادمشربی و پایداری‌شان درود فرستاد و در برابرشان سر خم کرد و در کنار دانشجویانی که با همه فشارها، زندان و محرومیت، شکنجه و تهدید همچنان پایمرد و سرافراز پرچم مبارزه را فرونگذاشته ‌اند و همراه با کارگرانی که اسانلووار قبیله آدمخواران ولایت جهل و جور و فساد را در کوی و برزن و بازار جهان رسوا کرده‌اند و دست در دست معلمان محروم و آزاده و وکلای سربلند دادگستری که تیغ نظارت استصوابی گلویشان را نشانه رفته است با دیگر اقشاری که به استبداد جاهلانه قرون وسطائی (که نه مدرن است و نه قابل اصلاح) نه گفته‌اند، تماشاچیان ساکت نمایش انتخابات نباشیم. چه برسد به آنکه به روی سن برویم و به نفع یکی از بازیگران هورا بکشیم و شهادت مشروعیت تقدیمش کنیم. آقای رفسنجانی چنانکه در هفته پیش نوشتم با صریح ‌ترین واژگان جایگاه رأی ‌دهندگان ومقام نمایندگان را در دولت معظمه جمهوری ولایت فقیه روشن ساخت. رأی دهنده در نگاه حضرتش و البته شریک سابق و ارباب فعلی‌اش سید علی آقا یک عدد و رقم بیشتر نیست. و بر امت شهیدپرور فرض است با حضور گسترده خود در حوزه‌های رأی‌گیری، جمهوری ولایت فقیه را در جمع عالمیان سربلند کنند و مجال ندهند کسی در مشروعیت و محبوبیت این نظام تافته جدا بافته تردیدی به دل راه دهد. نماینده در دایره ارزش گذاری نظام، عروسکی است که تنها ویژگی مورد نظر در او، سرسپردگی، نوکری، ذوب شدگی و بی‌اعتنائی به مطالبات موکلانش است. آقای هاشمی به همین سبب می‌گوید مهم پربودن حوزه‌هاست وگرنه اصلح بودن نمایندگان اهمیتی برای ما ستونهای اسلام ناب انقلابی محمدی ندارد. با این اوصاف آیا باز هم کسانی سخن از ضرورت مشارکت در انتخابات و در ذمّ تحریم به صراحت سخن خواهند گفت؟ اگر ما فرصت امروز را از دست بدهیم و رژیم مثلاً بتواند با انواع تقلبات و کشاندن رقمی مابین 30 تا 40 درصد واجدین شرایط رأی دادن را به حوزه‌های انتخابات بکشاند، شکل معادله قدرت و صحنه مبارزه به کلی دگرگون خواهد شد. یک فراکسیون قدرتمند سپاه، با پشتوانه توپ و تانک و هواپیما و موشک، حداقل یکهزار شرکت بزرگ و کوچک در داخل و خارج کشور، و حضور سنگین در مهمترین سکوهای قدرت، در کنار فراکسیون‌های کوچکتری که یا مرعوب سپاهند و یا شریک و هم‌عهدش، در اجرای یک طرح قلع و قمع گسترده تردید به دل راه نخواهد داد. هم اکنون طرحی با عنوان «پروژه میعاد!» آخرین مراحل پیش از تنفیذ را طی می‌کند. این پروژه با هدف قتل سرشناس‌ترین نویسندگان و فعالان سیاسی مبارز خارج کشور در مرحله بعد از انتخابات، به اجرا گذاشته خواهد شد. پروژه‌های دیگری چون زلزال، طیراً ابابیل، فتح و... در رابطه با آشوبگری در منطقه و به آتش کشیدن لبنان و مصر و فلسطین و اردن و مغرب و همزمان تولیدات ماشین ترور رژیم، عراق را از چهارسو و کشورهای حاشیه خلیج فارس را از درون مورد حمله قرار دادن در دست تدارک است. در اتاق فکر مقام معظم رهبری و حلقه بسته مرکز مطالعات استراتژیک نظامی در دانشگاه امام حسین و دانشکده امنیتی امام محمد باقر نیز طرحهای مالیخولیائی تسخیر غرب با به دست گرفتن قدرت در ترکیه و آلبانی و بوسنی و کوسوو و همسایه چین شدن در شرق با تسخیر قله‌های قدرت در آسیای میانه و افغانستان و همسایه شدن با «سین کیانگ» و... مطالعه می‌شود. این حرفها خیالپردازی و یا شوخی نیست. اگر بدانید طی یکسال گذشته حسین‌الله کرم چاقوکش حرفه‌ای انصار حزب‌الله در محل مأموریتش در «زاگرب» پایتخت کرواسی، چه می‌کرده است و ترتیب سفر چند صد تن از بچه مسلمانان شرق اروپا را به ایران جهت آموزش نظامی و ایدئولوژیکی داده است، آن وقت ساده‌تر می‌پذیرفتید چرا باید همه ما یکصدا برای جلوگیری از نابودی خانه پدری در دست مشتی مجنون و جمعی مرعوب، گروهی ماکیاولیست بی‌اخلاق جنایتکار و دسته‌هایی از ارباب عمائم و ریش و تسبیح با مافیای سپاه و مخدرات و پول‌شوئی، امروز در بزنگاه انتخابات، یک «نه» به نشانه پایداری و زنده بودن ایرانی، نثار سید علی آقا و ابواب جمعی او کنیم. دوستان دگراندیش معتقد به ضرورت رأی دادن می‌بایستی به‌یاد داشته باشند این بار حکایت آن نیست که چند صندلی کمتر نصیب حامیان تحفه آرادان و نوکران سیدعلی آقا شود. آنها به اندازه لازم نامها را بر کرسی‌ها نوشته‌اند، برای تکمیل نمایش خود اتفاقاً همین گردن شکسته‌هائی را که به اسم اصلاح‌طلب وارد بازی شده‌اند نیاز دارند. نباید ما فصل آخر نمایش را بنویسیم. از آن نوروز آزادی تا این نوروز غریب آقا می‌گفت ما عید نداریم، مهندس بازرگان لباس نو با کراوات رنگی پوشید به وزرایش هم گفت شیک‌ترین کت و شلوار و کراوات خود را بپوشید که عید داریم، خیلی خوبش را هم داریم. یک ماه پس از انقلاب با چند اعدام و دستگیری‌ها و مصادره و ظهور خلخالی و محمدی گیلانی و ربانی شیرازی در جعبه تماشا و صفحات روزنامه‌ها و مجلاتی که گمان برده بودند آزادی فرا رسیده و محرمعلی خانها برای همیشه رفته‌اند، و شعار یا روسری یا توسری توی کوچه و خیابان، خیلی‌ها را کم‌کم متوجه می‌کرد، آن عید‌های روشن و دلپذیر روزگار خوش استبداد پهلوی‌ها تکرار نخواهد شد. بچه‌های رادیو تلویزیون زودتر از همه معنای آزادی مرحمتی انقلاب را فهمیدند. آن شب که پرویز نیکخواه را دست بسته آوردند و بعد او را تحویل دوستاق بانان انقلاب دادند که در جمعشان توده‌ای‌ها دست بالا را داشتند گو اینکه ریش گذاشته بودند با چفیه فلسطینی و به جای پنج نماز روزی سی چهل بار نماز می‌خواندند تا در اسلامشان کسی شک نکند. از یک هفته پیش از نوروز در تلویزیون جنگ و جدال بود. همکاران آرشیو اصرار داشتند حالا که تولید برای نوروز نداریم از برنامه‌های سنگین نوروزی سالهای قبل استفاده کنیم و فیلمهای سینمائی بدون صحنه‌های غیراخلاقی (به تعبیر یکی از دستیاران صادق قطب‌زاده) پخش کنیم. دستور خمینی اما صریح بود و مأمور معذور، صدای بنان نیز غنا تشخیص داده شد. یکی دو ترانه‌ای که شاعر رستاخیزی سروده بود (الله اکبر، خمینی رهبر و آن یکی از چریکی سوخته که بهار شد و فصل عشق و آزادی) آنقدر پخش شده بود که شنیدنش عذاب الیم بود. صدای آقای راشد را نیز خوئینی‌ها مصادره کرده بود. در بهار آزادی فقط جای شهدا خالی نبود، جای آواز و عشق و حاجی فیروز و شعله‌های سرکش آتش و صدای مرضیه که نوروز قبل می‌خواند و بندبند جان را به روشنائی صبح عید متصل می‌کرد نیز خالی بود. فقط تیک تیک ساعت مانده بود که خبر دهد آغاز سال 1358 خورشیدی. بعد پیام خمینی بود نه نوروزی بلکه پیامش بوی مرگ می‌داد و طعم خونریزی داشت. بازرگان اما چند کلامی به شادی گفت و پس از آن، برنامه نوروزی رادیو تلویزیون با فیلمهای پاره پاره، وراجی‌های ملال‌آور بی‌لبخند و ترانه خاتمه یافت. تازه با فرا رسیدن نوروز انقلاب آشکار شد که چه روزهائی در انتظار ما است. نوروز‌های غربت را یکی پس از دیگری دور از خانه پدری پشت سر گذاشته‌ایم، و هر سال تنی از جمع ما کم شده اند. امسال تلخ‌تر از پار، ردلف آقا بیگیان و بعد عزیزالله اثنی عشری که این سالها اول عید چنانکه در وطن به خانه بزرگترها می‌رفتیم ره به سوی خانه‌اش می‌گرفتیم... یک هفته پس از عزیز، دکتر رحمن‌زاده همکار گرامی و آزادمردی از قبیلۀ قلم را از دست دادیم، و حالا در برابر میرنوروزی که سوگوار فرزندان خاکسترشده‌اش در خانه پدری است، غریبانه‌تر از همیشه، عهد می‌گذاریم در سال تازه، با امید به زیارت فروردین در خانه پدری، استوارتر از گذشته مبارزه‌مان را ادامه دهیم.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  وزارت کشور در تدارک یک "شوک"
تهران را اصلاح طلبان برده اند
کاسه "چه کنیم؟" در دست حکومت
علی شکوری راد
 
 
 
 

 

در جلسه دفتر سیاسی حزب(جبهه مشارکت) گزارشی از نتایج انتخابات در 102 حوزه رقابتی در سراسر کشور اعلام شد که نتایج خوبی بود و همه از بدست آمدن همین مقدار پیروزی راضی بودند. تصمیمات و رفتار اصلاح طلبان در این انتخابات فی نفسه یک توفیق و پیروزی بود. دستاوردهایی هم داشت که سر فرصت به آنها خواهیم پرداخت. همه ابراز رضایت مندی می کردند، حتی آنان که در ابتدای ورود به انتخابات نظرات دیگری داشتند. خیلی ها می گفتند شما اگر رای هم بیاورید رای شما را خواهند خورد. آن موقع می گفتیم می دانیم اما ما باید حضورمان را بر آنها که نمی خواهند نام و رسم ما در انتخابات مطرح شود تحمیل کنیم و خواب و نقشه هایشان را آشفته کنیم. ما این کار را کردیم. حالا هر نتیجه ای می خواهند اعلام کنند ما نسبت به نیامدن، چیزی را از دست نمیدهیم. واقعاً جوانان اصلاح طلب بخصوص جوانان مشارکت تهران را تکان دادند و مخالفان اصلاحات را به هراس انداختند. پیروز واقعی آنها هستند که بار دیگر نشان دادند اگر به میدان بیایند مردانه می آیند.
فکر می کنم آنها که آنلاین تمام جلسات را استراق سمع می کنند پس از شنیدن گفتگو های دیشب دفتر سیاسی بیکار ننشستند.

آخر شب تلویزیون گزارشی را به عنوان نتایج اولیه انتخابات تهران اعلام کرد که اساساً با اطلاعاتی که ما از حوزه ها بدست آورده بودیم مغایر بود. قبلاً وزیر کشور اعلام کرده بود که نتایج تهران پس از اتمام کار شمارش آرا در تمام حوزه ها اعلام خواهد شد. این حرف وزیر کشور موجب نگرانی جدی اصلاح طلبان شده بود چرا که با جلو گیری از حضور ناظران اصلاح طلب در کلیه مراحل شمارش و تجمیع آرا و نیز با توجه به تجربه های گذشته احتمال دخل و تصرف در آراء داده می شد. به همین دلیل تعدادی از نامزدهای انتخاباتی تهران که از تعلل در اعلام نتایج اولیه نگران شده بودند دیشب به ستاد انتخابات مراجعه کرده و اعتراض و نگرانی خودشان را نسبت به روند مبهم شمارش و تجمیع آراء ابراز کرده بودند. بنظر می رسد اعلام ناگهانی نتایج آنچنانی دیشب یک تصمیم سیاسی بود تا اجرایی.

در جایی، کسانی از نتایج بدست آمده برای اصلاح طلبان علی رغم رد صلاحیت های گسترده و محدودیت رسانه ای آنها از یک سو و از سوی دیگر بسیج یکپارچه صدا و سیما علیه آنان، نگران شده  و تشخیص داده اند اگر یک شوک وارد نشود عرصه را باخته اند. خبر دیشب همان شوک بود که برای جلوگیری ازایست قلبی مخالفان اصلاحات وارد شد. البته ما که نمی دانیم در ستاد انتخابات کشور که مجری و ناظر دستشان در دست هم است چه اتفاقی دارد می افتد . فقط خدا می داند که او هم صبرش زیاد است.
شاهد من برای این ادعاها مصاحبه وزیر کشوراست که گفت بر اساس نتایج بدست آمده در کل کشور اصولگرایان 71 درصد کرسی ها را بدست آورده اند. به وزیر کشور که مجری انتخابات است چه ربطی دارد که گرایش سیاسی انتخاب شده ها چیست؟ او باید گزارش چگونگی برگزاری انتخابات را بدهد نه گزارش سیاسی. این گزارش سیاسی ناشی از دغدغه سیاسی وزیر کشور است که بر مسئولیت و دغدغه اجرائی او غلبه دارد.

 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نمايش قابل پيش بيني در اعلام نتايج انتخابات تهران

با راي غير قابل انتظار اصلاح طلبان در انتخابات تهران و به هم خوردن يكي از سناريوهاي ازپيش تعيين شده مهندسان انتخابات كه همه تلاش خود را به كار گرفته بودند تا حتي از راههاي غير قانوني پيش از برگزاري انتخابات، اصولگرايان حامي دولت را به هر طريق ممكن در انتخابات برنده اعلام كنند سناريوي دوم در دستور كار اصولگرايان حامي دولت قرار گرفت.

به گزارش بهارستان ايران از آنجا كه اعلام شكست تمام لشگر حاميان دولت در برابر اندك نيروهاي اصلاح طلب عبور كرده از فيلتر شوراي نگهبان به منزله بر باد رفتن تمام رويا هاي اصولگرايان حامي دولت كه تمام حيثيت خود را از بالا ترين تا پايين ترين سطح به آن گره زده اند تلقي مي شود چاره اي جز فرستادن نامزدهاي اصلاح طلب به مرحله دوم باقي نمي ماند .

اين جریان كه همواره شرط ادامه حيات خود را در مشاركت پايين مردم در انتخابات ميداند با توجه به اينكه همواره در مرحله دوم انتخا بات ميزان مشاركت مردم كاهش مي يابد بتواند با اتكا به آراي سازماندهي شده خود باقي مانده نيروهايشان را نيز روانه مجلس كرده و جشن پيروزي خود را در ميدان خالي از رقيب تكميل كنند.

بر اين اساس پيش بيني مي شود كه اعلام نتايج به گونه اي مهندسي شود كه نيمي از حا ميان دولت در مرحله نخست به مجلس فرستاده شوند وبقيه نيز در مرحله دوم به مجلس فرستاده شوند.برخي نيز اين احتمال را مي دهند كه براي شبهه زدايي از انتخابات به يك يا دو نامزد اصلاح طلب اجازه ورود به مجلس داده شود


پاشو! مرحله دوم مانده است

سید ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

po_nabavi_01.jpg

این بازی دوران کودکی گاهی اوقات بهترین راه بیان روش رفتاری مان باید باشد و متاسفانه ‏گاهی نیست. بازی این بود که « هر کسی کار خودش، بار خودش، آتیش به انبار خودش» البته ‏به نظر می رسد ما از قرنها قبل مثل همین امروز مشکلات الگوی مصرف سوخت داشتیم، به ‏همین دلیل هم دائما انبارمان آتش می گرفت. به عبارت دیگر وقتی کارمان را انجام می دادیم، ‏تازه موفق می شدیم که انبارمان آتش بگیرد. توضیح بدهم که من قصد ندارم درباره مشکل ‏آتش گرفتن انبار حرف بزنم، می خواستم درباره اختلاف نظر میان « تحریمی ها» و « ‏مشارکتی ها» حرف بزنم. سه گروه اصلی در مورد مشارکت در انتخابات نظر می دهند:‏
اول: در انتخابات شرکت می کنیم.‏
دوم: انتخابات را تحریم می کنیم.‏
سوم: نه در انتخابات شرکت می کنیم نه آن را تحریم می کنیم.‏
‏ هر کدام از این سه گروه دلایلی دارند که هم برای خودشان و هم برای گروه وسیعی از مردم ‏این نظرات اهمیت دارد. طبیعی است که هر کدام مان باید از نظرمان دفاع کنیم. باید مخاطب ‏مان هم مردمی باشند که ما از آنها می خواهیم در انتخابات شرکت کنند، یا شرکت نکنند، اما ‏شوخی شوخی موضوع تبدیل می شود به دعوای خودمان. گاهی به نظر می رسد کسانی که ‏تحریم می کنند، مشکل شان این نیست که مردم در انتخابات شرکت بکنند یا نه، بلکه مشکل ‏شان این است که حال کسانی که دعوت به مشارکت می کنند را بگیرند. در همین راستا ‏توضیحاتی چند ضروری است.‏
اول: کسانی که انتخابات را تحریم می کنند پس از اعلام نتایج انتخابات چنین نتیجه می گیرند ‏که اصولگرایان در انتخابات پیروز شدند، انگار که بنا بود اصلاح طلبان پیروز شوند. در ‏حالی که همه می دانستند و می دانند که در هیچ حالتی بنا نبود که اصلاح طلبان پیروز شوند. ‏چرا که اصولا دعوای اصلی سر 30 درصد مجلس بود و طرفداران مشارکت می گفتند سی ‏درصد بهتر از صفر درصد است.‏
دوم: کسانی که مشارکت در انتخابات را پیشنهاد می کردند، هم می دانستند این انتخابات ‏عادلانه نیست، هم می دانستند وزارت کشور تقلب می کند، هم می دانستند که نامزدهای اصلی ‏و فرصت تبلیغ و امکانات رسانه ای ندارند، با وجود اطلاع از همه این موارد تصمیم گرفتند ‏که حتی اگر یک نفر هم از سوی آنان به مجلس برود، بهتر از این است که هیچ کسی به مجلس ‏نرود. ‏

تقلب در انتخابات تهران
تقریبا قطعی و واضح و مبرهن و روشن و معلوم است که وزارت کشور بفرموده رئیس ‏جمهور که گفته بود « اعضای دولت حق ندارند در انتخابات دخالت کنند» نتایج انتخابات ‏تهران را از یک ساعت قبل از آغاز شمارش آرا به خبرگزاری فارس داده بود. البته هنوز ‏دقیقا معلوم نیست که نتیجه انتخابات را خبرگزاری فارس به وزارت کشور داده بود، یا ‏وزارت کشور به خبرگزاری فارس داده بود یا احتمالا رئیس جمهور نتیجه انتخابات تهران را ‏یک ساعت قبل از شمارش آرا از شورای نگهبان تحویل گرفته و برای وزارت کشور ارسال ‏کرده و یک رونوشت هم برای خبرگزاری فارس فرستاده بود. اما چیزی که معلوم است، این ‏که نتیجه انتخابات، چه اول به خبرگزاری فارس داده شده باشد، یا اول به وزارت کشور ابلاغ ‏شده باشد، این نتیجه یک ساعت قبل از پایان ساعت اخذ آرا ابلاغ شده بود که وزارت کشور ‏برای شمارش آرا زیاد دردسر و مشکل نداشته باشد. ‏

چرا تقلب می کنند؟
شاید به این موضوع فکر کرده باشید که محافظه کاران با وجود اینکه مطمئن هستند که ‏اکثریت مجلس را از طریق ردصلاحیت، کنترل حوزه های رای گیری، استفاده از تبلیغات ‏رسانه ملی برای طرفداران دولت به دست می آورند، اما به هیچ وجه حاضر نیستند رای ‏تهران را از دست بدهند. تقریبا مشخص است که بین 12 تا 17 نفر از فهرست اصلاح طلبان ‏در دور اول رای تهران را آورده اند، با این وجود وزارت کشور تمام تلاشش را می کند که ‏تمام تهران را بگیرد. به نظر من شورای نگهبان و وزارت کشور در هیچ شرایطی نمی تواند ‏از انتخابات تهران چشم پوشی کند.‏
اول: تهران ویترین دکان سیاسی کشور است.‏
دوم: نامزدهای تهران تعیین کننده اصلی مجلس هستند. ‏
سوم: وزارت کشور می خواهد طرفداران اصلاح طلبان را در مرحله دوم بی انگیزه کند.‏
چهارم: وزارت کشور در تهران است به همین دلیل تقلب در تهران بیشتر است.‏

برای مرحله دوم آماده شویم
ماجرا تمام نشده، لطفا مسافرت تان را جوری برنامه ریزی کنید که رای تهران را از دست ‏ندهید. یک هفته ای وقت داریم که لیست اصلاح طلبان را تبلیغ کنیم و سعی کنیم تا می توانیم ‏رای بیشتری را به پای صندوق ها بکشانیم. مرحله دوم برای تهران از مرحله اول هم مهم تر ‏است، چرا که هم تعداد بیشتری از این طریق وارد مجلس می شوند( شانزده نفر در تهران) و ‏هم این که اصلاح طلبان می توانند روی لیست مشخصی متمرکز شوند. ‏
اول: اصلاح طلبان هرچه زودتر تبلیغات را برای مرحله دوم شروع کنند.‏
دوم: اعتماد ملی و اصلاح طلبان برای مرحله دوم کنار هم قرار بگیرند.‏
سوم: خانم حکمت و بچه های هنرمند اگر می توانند افراد جدیدی را به فهرست هنرمندان ‏اضافه کنند و برای مرحله دوم هم فعال شوند، اثر فهرست هنرمندان شصت برابر تشکل های ‏سیاسی است. ‏

چه کسانی پیروز شدند؟
از نظر من ورود آدمی مثل علی لاریجانی به مجلس صدبار مفید تر از ورود آرمین و بهزاد ‏نبوی به مجلس است، چون مطمئنا علی لاریجانی در مجلس مخالف تندرویهای احمدی نژاد ‏خواهد بود و حضورش مفید خواهد بود، اما بهزاد نبوی در مجلس کاری نمی تواند بکند. البته ‏من بطور طبیعی معتقدم لاریجانی موجود مفیدی است. این ها به کنار، لطفا فهرست افراد ‏منتخب مرحله اول را نگاه کنید، به حوادث دو سال گذشته و موضع گیری افراد در مقابل ‏دولت توجه کنید تا متوجه شوید که طرفداران دولت احمدی نژاد در مجلس هشتم از مجلس ‏هفتم هم کمتر است. البته مجلس هم مثل سیب می ماند، وقتی الآن پرتش می کنی هوا تا چهار ‏سال دیگر که بیفتد پائین هزار چرخ می خورد و دوهزار چرخش خواهد داشت، همانطور که ‏قبلا اتفاق افتاد و الآن هم اتفاق می افتد. مجلس هشتم مجلس میانه روهای اصولگرا و میانه ‏روهای اصلاح طلب است. ‏

درس هایی برای انتخابات بعدی
اول: به جای اینکه اصلاح طلب ها را معروف کنیم، باید آدمهای معروف را اصلاح طلب ‏کنیم.‏
دوم: به جای اینکه از حمایت سیاستمداران برای اصلاحات استفاده کنیم، از گروههای مرجع ‏مثل زنان، هنرمندان، روشنفکران، چهره های اجتماعی استفاده کنیم.‏
سوم: اصلاح طلبان به جای تبدیل تعدادی نویسنده به نماینده پارلمان، تعدادی نماینده پارلمان را ‏که به آنها نزدیک ترند انتخاب کنند.‏

چهارم: از یک سال قبل باید بدانیم که قطعا یک سال بعد احتیاج به کاندیدا داریم.‏
پنجم: اصلاح طلبان اصلا نباید خودشان را درگیر کسانی کنند که مخالف حضور در انتخابات ‏هستند، حتی نباید فرصت رسانه ای برای آنها فراهم کنند، معنی ندارد کسی که می خواهد در ‏انتخابات پیروز شود، فرصت رسانه ای در اختیار کسی بگذارد که نمی خواهد در انتخابات ‏شرکت کند.‏

از بچه یاد بگیریم
به این جمله دقت کنید، "اگر یک دهم همتی که احمدی نژاد برای رسیدن به قدرتی که نداشت ‏به خرج داد، اصلاح طلبان برای حفظ قدرتی که داشتند به خرج می دادند، الآن آقای خامنه ای ‏با یک درجه ترفیع کاردار سفارت ایران در کابل شده بود."‏

 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

كدام راه، كدام چاره

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

saharkhiz.jpg

در خبرها آمده بود كه "در پي تعلل وزارت کشور در اعلام نتايج شمارش آرا در تهران و شايعه دخل و ‏تصرف در انتخابات به نفع يک جريان سياسي خاص نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان در تهران شنبه شب با ‏حضور در ستاد انتخابات کشور خواهان اطلاع از نتايج واقعي شمارش آرا شدند". فشاري كه به انتشار ‏ديرهنگام، اما مهندسي شده نتايج انتخابات حوزه تهران، ري، اسلامشهر و شميرانات انجاميد.‏

‏ اين اقدام اعتراض آميز پس از آن صورت گرفت كه خبرها و گزارش هاي متعدد حاكي از بود كه "ميزان ‏آرا"ي نامزدهاي انتخاباتي تهران و "رديف برندگان" آن دستخوش تغيير و تحول شده است و با برآوردها و ‏ارزيابي هاي روزنامه نگاران، ناظران مستقل و حزبي در خصوص ميزان استقبال مردم از نامزدهاي اصلاح ‏طلب، و حتي آمار و ارقام رسمي اوليه تفاوت اساسي دارد.‏

اين شايعات در سطح جامعه در شرايطي پخش مي شد و به نگراني مردم، به ويژه نامزدهاي تهران دامن مي ‏زد كه مسئولان ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان، نگاه خوش بينانه تري در مورد نامزدهاي پيروز پايتخت ‏داشتند. ‏

حسين مرعشي رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ بعدازظهر روز شنبه خبر داد : "طبق گزارشاتي ‏كه تا اين لحظه به ما رسيده است 17 نفر از كانديداهاي اصلاح‌طلب از رقيب پيشي گرفته و شانس پيروزي ‏در انتخابات را دارند". اين خبر، در پي گزارش هاي اوليه مبتني بر ورود 20 تن از نامزدهاي تهران به ‏مجلس در دور اول انتخابات و تعلق نيمي از صندلي ها به نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان انتشار يافت كه ‏خبرگزاري فارس براي خنثي كردن آن به خبرسازي و جعل آمار دست زد تا زمينه ساز گسترش "مهندسي ‏انتخابات" به مرحله ي شمارش و اعلام نتايج نيز باشد.‏

حضور نسبتا مناسب حاميان جريان هاي اصلاح طلبان، عمدتا در حوزه هاي غرب، شمال غرب و شمال ‏تهران، و حتي مناطقي چون اسلام شهر و نازي آباد و در مقابل، خالي بودن نسبي حوزه هاي سنتي محافظه ‏كاران به گونه اي بود كه از جمعه شب اين خبر در محافل سياسي پيچيد كه حادثه اي در حال روي دادن است. ‏تحولي كه ظاهرا مسئولان برگزاري انتخابات را بر آن داشت كه چاره اي بينديشند و از همان ابتدا تكليف خود ‏را با ناظران ستاد "ائتلاف اصلاح طلبان" و احزاب "اعتماد ملي" و "اعتدال و توسعه" روشن كنند. اين ‏راهكار و چاره انديشي چيزي نبود جز اخراج ناظران احزاب و گروه هاي سياسي و روزنامه نگاران مستقل و ‏غيرحكومتي از حوزه هاي راي گيري و محل شمارش آرا. اقدامي كه با اعتراض سريع اصلاح طلبان مواجه ‏شد، اما در عمل حاصلي در بر نداشت و مسير طراحي شده را برنگرداند.‏

رسول منتجب نيا شب انتخابات در گفت و گو با سايت خبري "روزنا" با انتقاد از عملكرد وزارت كشور و ‏هيأت نظارت شوراي نگهبان در شعب اخذ رأي تهران، جزئيات اين رويداد و واكنش ها نسبت به آن را چنين ‏برشمرد: " ساعات پاياني اخذ رأي بسياري از ناظران حزب اعتماد ملي را از شعب اخذ رأي بيرون كرده و ‏به برخي ديگر گفته اند مي‌‌توانيد در حوزه بمانيد اما نبايد نزديك محل شمارش آرا شده و از ميزان اراء نبايد ‏مطلع شويد".‏

قائم مقام دبيركل حزب اعتماد ملي با انتقاد از سنت شكني وزير كشور در شمارش آراي تهران تصريح كرد: ‏‏"جاي تعجب است بر خلاف رويه 30 ساله پس از انقلاب، وزارت كشور از اعلام نتايج شمارش آراي تهران ‏به صورت تدريجي خودداري مي‌كند و وزير كشور اعلام مي‌كند كه نتايج يكباره به اطلاع مردم مي‌رسد".‏

اين در شرايطي بود كه فرداي روز انتخابات سايت خبري ستاد اصلاح طلبان، بهارستان هشتم، جزئيات ‏بيشتري از چگونگي "مهندسي انتخابات و قرار دادن نام برخي افراد به جاي نامزدهاي ائتلاف اصلاح‌طلبان" ‏بر اساس اطلاعات و شايعات موجود فاش ساخت. اقدامي كه بيانگر "نگراني‌هاي جدي" در ميان محافل ‏اصلاح‌طلب بود. بر مبناي اين شايعات، وزارت كشور با توجه به شمارش رايانه‌اي آرا تا صبح شنبه از نتايج ‏كلي انتخابات تهران برآورد روشني در دست داشته، اما مانع اطلاع‌رساني لازم از جانب ستاد انتخابات شده و ‏تنها زمينه را براي دسترسي افراد خاص و انگشت‌شمار در ستاد انتخابات به اين اطلاعات فراهم آورده و مانع ‏انتشار نتايج شمارش آرا شده است. شايعاتي از اين دست كه " برخي‌ها در تداركند تا برخي نامزدها از ‏فهرست‌هاي ديگر را جايگزين نامزدهاي ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان نمايند" نيز بر ميزان "دغدغه ها" و ‏‏"نگراني ها" افزود. ‏

حادثه اي كه گويا در عمل اتفاق افتاد و كليه نامزدهاي اصلاح طلب را به رتبه اي زير 30 تنزل داد و موجب ‏ورود 14 نامزد اقتدارگرا گرديد، تا تكليف 16 كرسي تهران، از جمله وضعيت14 نامزد اصلاح طلب در ‏دور دوم روشن شود.‏

تا اينجاي بحث شايد وقوع چنين رويدادي امري عادي و قابل پيش بيني تلقي شود، اما وقتي پاي طرح ‏راهكارهاي مناسب براي مقابله با چنين "مهندسي انتخاباتي" به ميان آمد و مي آيد، جاي اما و اگر خواهد بود. ‏به ويژه، وقتي كه عده اي از چهره هاي اصلاح طلب نه تنها با چنين مواردي همراهي و هم رائي نشان ندادند، ‏بلكه به سمت استفاده از گزينه ي "لعن و نفرين" هم رفتند. آنان با توجه به شرايط پيش آمده و ناديده گرفته ‏شدن تجربه گذشته ي انتخابات ايران و راهكارهاي امتحان شده ي ديگر كشورها در نحوه ي برخورد با چنين ‏مسائلي، با اين سوال اساسي مواجهند كه "سادگي تا چه حد؟"، "انفعال تا كي؟".‏

اگر به مردم عادي مراجعه شود و ضرب المثل هايي كه در ميان آنان دهان به دهان مي گردد، تا گفته شود ‏ماجرا چيست؟ به خنده و طعنه خواهند پرسيد كه " آدم عاقل چند بار از يك سوراخ گزيده مي شود؟"، يا "مار ‏گزيده از ريسمان سياه سفيد مي ترسد، شما چرا نترسيديد؟". اگر اندك اعتمادي هم در ميان باشد، سرشان را ‏كنار گوش انسان مي آورند و مي گويند كه "ماهي را هر وقت از آب بگيري تازه ست!".‏

اگر به مردان سياسي كهنه كار و سرد و گرم روزگار چشيده مراجعه شود، خواهند گفت كه "در جهان، ‏معمولا ناظران بي طرف و بين المللي را براي جلوگيري از بروز چنين حوادث و شرايطي دعوت مي كنند. ‏وقتي كه نمايندگان پارلمان كشورهاي مختلف، از جمله حاضران در نشست بين المجالس چنين ضرورتي ديده ‏و با مصوبه اي چنين درخواستي را لباس قانون پوشانده اند، لابد ضرورتي در ميان بوده است". باز اگر ‏رفاقتي باشد و اطمينان خاطري آهسته خواهند پرسيد "در كشور شما نبودند پيران دنيا ديده اي كه ضرورت ‏اين كار را به شما گوشزد كنند؟"‏

نكته ي جالب اينجاست كه چنين بازي و روش مشابهي در انتخابات سال گذشته ي شوراي شهر تهران هم رخ ‏داد. آن هنگامي بود كه از ميان نامزدهاي اصلاح طلب، در نهايت تنها چهار نفر برگه ي ورود گرفتند و پنج ‏شش نفر ديگر نامشان خط خورد تا نامزدهاي مردود شده ي جناح ديگر با خيال راحت بر صندلي شان تكيه ‏كنند و اكثريت شوراي پانزده نفره تهران از آن اصلاح طلبان نباشد. ‏

رويدادي كه در اندك كشورهاي غيردموكراتيك و نيمه دموكراتيك هم گاه و بي گاه روي مي دهد. اما واكنش ها ‏در پايتخت آن كشورها در مقايسه با تهران، زمين تا آسمان است. در آنجا واكنش نسبت به مخدوش شدن ‏انتخابات، حق و ناحق شدن آرا و جايگزين شدن نام افراد به جاي يكديگر تنها اين نيست كه نامزدها يا ‏نمايندگان احزاب به ستاد برگزاري انتخابات مراجعه كنند. آنان اغلب دست به دامن ملت مي زنند، مردم را ‏خطاب قرار مي دهند و از راي دهندگان استمداد مي طلبند. آن گاه تجمع مي شود، اعتراضي و اعتصابي ‏صورت مي گيرد و نماد و پرچمي به اهتزاز در مي آيد تا و حقي ناحق نگردد و حقوق نمايندگان واقعي ملت ‏اعاده شود. ‏

شايد به اين دليل است كه پيران با تجربه همواره ورد زبانشان اين است: "عزيزم، ماهي را هر وقت از آب ‏بگيري تازه ست."‏

مجلس و نارضايتي مردم

نگاه اومانيته به انتخابات تهران - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

‏‏majlis674.jpg

عليرغم حالت تدافعي احمدي نژاد، از همان ابتدا انتظار هيچ نتيجه غافلگيرکننده اي براي اين انتخابات نمي رفت و اين درحالي است ‏که افزايش قيمت در همه حوزه ها به نارضايتي مردم نيز بسيار دامن زده است.‏

در نظر محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، اين رقابت سخت به نظر مي رسيد، ولي حل نشدني نبود. حتي اگر انتخابات روز ‏جمعه مجلس محکي بود تا بتوان به واسطه آن محبوبيت قدرت مداران فعلي و طرفداران شان را سنجيد، ولي بي شک به مثابه يک ‏خطر جدي براي آنان به حساب نمي آمد. به هرحال نتيجه اين رأي گيري هر چه باشد، نمي توان انتظار تغيير و تحول خاصي را ‏طي چند ماه آينده داشت، بلکه بايد چيدمان مجدد نيروهاي سياسي بر سر قدرت را نظاره گر بود. با نگاهي به انتخابات شوراي شهر ‏در دسامبر 2006 مي توان ديد که ليست انتخاباتي احمدي نژاد با شکست روبرو شده بود، به طوري که طرفداران او در نهايت در ‏جايگاه سوم، يعني پس از محافظه کاران و اصلاح طلبان، ايستادند. ‏

‏<‏strong‏>بي توجهي به سياست بين المللي<‏‎/strong‏>‏

نام کانديداهاي حزب رييس جمهور که تحت عنوان زيباي "رايحه خوش خدمت" گردهم آمده اند، پشت ليست اصلي تشکل محافظه ‏کار [جبهه متحد اصولگرايان] پنهان شده. ولي از سوي ديگر اين نامزدها توانسته اند نزديک به يک سوم از 30 کرسي مناطق ‏مختلف پايتخت را از آن خود کنند و پيروزي خود را در پايتخت اعلام نمايند. ‏

مهم ترين موضوعي که در انتخابات اخير جلب نظر مي کند، بي شک عدم توجه مردم به مسايل بين المللي و به ويژه پرونده هسته ‏اي است. مشکل اصلي مردم ايران تورم روزافزوني است که همچنان رو به افزايش است. حتي اگر مسأله افزايش قيمت ها به ‏تضعيف اردوگاه رييس جمهور منجر شود، ولي افزايش يارانه هاي اجتماعي به جانب طبقه تهيدست که از زمان رسيدن او به قدرت ‏انجام شده مي تواند از زوال محبوبيت او جلوگيري نمايد.‏

احمدي نژاد که علاقه دارد خود را به عنوان مدافع محرومان نشان دهد، شديدترين انتقادات را از سوي مجلس و رسانه ها متوجه ‏عدم توانايي خود در مهار تورم کرده است. به گفته کارشناسان اقتصادي، ميزان تورم بيش از 20 درصدي است که به طور رسمي ‏از سوي دولت اعلام شده. رييس جمهور که يکي از نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري سال 2009 به شمار مي رود، مخالفان ‏خود را به اين مسأله متهم کرده که درصدد بزرگ جلوه دادن مشکلات اقتصادي جامعه هستند.‏

متأسفانه روزنامه اومانيته نتوانست اخبار مربوط به انتخابات 14 مارس را پوشش دهد، زيرا پير باربانسي، خبرنگار ويژه اومانيته، ‏از ژوئن 2006 اجازه ورود به ايران را ندارد. اين درحالي است که از زمان انتخابات رياست جمهوري و به قدرت رسيدن محمود ‏احمدي نژاد، کليه مطبوعات فرانسوي امکان حضور در ايران و پوشش خبري کامل کليه رويدادهاي سياسي اين کشور را يافته اند، ‏ولي روزنامه اومانيته به طور سيستماتيک امکان دريافت ويزا از جمهوري آيت الله ها را نيافته. بي شک عيب جويي دولت تهران ‏نسبت به اين روزنامه به دليل چاپ مصاحبه اي است که در سال 2005 با مدير يکي از سنديکاهاي حمل و نقل تهران انجام شده ‏بود. و اين به خوبي نشان مي دهد که مسايل اجتماعي تا چه حد در مرکز نگراني هاي مردم ايران قرار دارند.‏

منبع: اومانيته، 15 مارس‏

مترجم: علي جواهري
alijava_rooz@yahoo.es

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

نه آزاد، نه منصفانه، با آماري متناقض

واكنش ها به انتخابات ايران - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

arashsigarchi.jpg

‏آرش سيگارچي

در شرايطي كه در تهران، وزارت كشور سعي دارد با اعلام نتايج دور نخست انتخابات مجلس شوراي اسلامي پرونده اين ‏انتخابات را ببندد، اتحاديه اروپا با صدور بيانيه اي ضمن "ابراز نگراني" از نحوه برگزاري انتخابات مجلس در ايران، ‏‏"روند راي گيري" در اين انتخابات را "پايين تر از سطح استاندارد بين المللي" دانست. آنچه مورد توجه اتحاديه اروپا قرار ‏گرفته، رد صلاحيت هاي گسترده و همان چيزي است که در ايران از آن به عنوان "مهندسي نتايج انتخابات" و "اعلام نتايج ‏غير واقعي" ياد مي شود. ‏

etehadieoropa.jpg

اتحاديه اروپا در بخشي از بيانيه خود با اشاره به "رد صلاحيت گسترده كانديداها"، اعلام كرده است:‌ "از اينکه حدود يک ‏سوم نامزدهاي انتخابات دوره هشتم مجلس قانونگذاري ايران، رد صلاحيت شده و نتوانستند در اين انتخابات شرکت کنند، ‏عميقاً متاسف است."‏

در بيانيه اين اتحاديه با اشاره ضمني به "نظارت استصوابي" آمده: "رد صلاحيت شمار زيادي از نامزدها، مانع از آن شد تا ‏مردم بتوانند آزادانه، از ميان نمايندگان طيف ها و گروه هاي سياسي مختلف، به انتخاب نامزد مورد نظر خود بپردازند."‏
اتحاديه اروپا در بخش ديگري از بيانيه خود صراحتا اعلام کرده است که: "انتخابات اخير ايران، نه آزاد و منصفانه بود."‏

‎‎اقدامات بي سابقه‏‎‎

در جريان شمارش آرا و در شرايطي که هنوز تکليف بسياري از صندوق ها روشن نبود، وزارت کشور در يك اقدام بي ‏سابقه اعلام كرد که: "بيش از هفتاد درصد نمايندگان راه يافته به دور هشتم مجلس شوراي اسلامي، از جناح اصولگرا ‏هستند."‏

تا آخرين لحظات ديشب نيزاز ميان اصلاح طلبان تنها مجيد انصاري، از حزب اعتماد ملي در رتبه سي ام قرار داشت؛ ‏اتفاقي که از ديد بسياري از اصلاح طلبان و ناظران عجيب، تلقي شده است. همزمان آنچه بر نگراني ها افزوده، آمار ‏متناقضي است که به صورت هاي مختلف در جريان اين انتخابات اعلام شده است.‏

در همين ارتباط آنچه در ساعتهاي اخير اعلام شده، دلالت بر آماري متناقض از نتايج انتخابات در تهران دارد. در آخرين ‏ساعات روز گذشته شهاب‌نيوز نوشت: "اخبار به شدت متناقض جناح‌هاي سياسي درباره شمارش آراي حوزه انتخابيه تهران ‏و سکوت مطلق وزارت کشور، مردم تهران به ويژه اقشار نخبه را در موج حيرت و سر درگمي فرو برده است. "
‏ از سوي ديگر به رغم آنکه اخبار رسانه‌هاي معتدل حاکي از "رقابت چهره‌هاي شاخص اصولگرا و اصلاح‌طلب در تهران ‏با برتري اصولگرايان و چهره‌هايي چون دکتر غلامعلي حداد عادل است" اما خبرگزاري فارس در ساعت 19:07 ادعا ‏کرد: "بر اساس شمارش آراي 1100 صندوق اخذ راي كه عمدتاً از شمال تهران هستند، 30 نامزد از طيف‌هاي مختلف ‏اصولگرا در صدر آراي مردم تهران قرار دارند".‏

ادعاي اين خبرگزاري وابسته به نيروهاي امنيتي و دولت در حالي منتشر شد که پايگاه رسمي ائتلاف اصلاح‌طلبان، به نقل ‏از حسين مرعشي رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان تهران بزرگ خبرداده بود: "طبق گزارشاتي كه تا اين لحظه به ما رسيده ‏است 17 نفر از كانديداهاي اصلاح‌طلب از رقيب پيشي گرفته‌اند و در مرحله اول 17 نفر از كانديداهاي اصلاح‌طلب در ‏تهران به مجلس مي‌روند". ‏

اين دو خبر به شدت متناقض و تشکيک اصلاح‌طلبان در نحوه شمارش آراي تهران که با اظهارات عبدالواحد موسوي لاري ‏به اوج رسيد، در حالي است که وزارت کشور ابتدا اعلام کرد نتايج راي گيري به صورت يک جا منتشر مي شود و سپس ‏اعلام تدريجي آرا را شروع کرد. ‏

سايت بهارستان كه به اصلاح طلبان تعلق داشت و فيلتر شد، در همين ارتباط خبر داد: "كشمكش كانديداهاي اصلاح طلب با ‏وزارت كشور براي شمارش صحيح آراي منتخبان ادامه دارد. خبرهاي رسيده حاكي ازآن است كه دركلان شهرها نيز تلاش ‏زيادي براي عدم راهيابي نامزدهاي اصلاح طلب در دور اول به مجلس صورت گرفته و با اقدامات انجام شده نامزدهاي ‏اصلاح طلبان دربرخي شهرهاي بزرگ از جمله شيراز و مشهد نتوانستند در دور اول راهي مجلس شوند. براساس ‏گزارشهاي دريافتي حسين آفريده نماينده شيروان درمجلس هفتم و كانديداي انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي از ‏مشهدو سيد احمد رضا دستيغب كانديداهاي اصلاح طلبان درشيراز از جمله كانديداهايي هستند كه مشمول اين رويه شده واز ‏دستيابي به مجلس در دور اول محروم شده اند."‏

بهارستان همچنين در گزارشي با عنوان "پردازش غير واقعي آرا در وزارت کشور" به نقل از منبع آگاه خبر داده است: "با ‏توجه به اينکه طبق صحبتهاي وزير کشور با استفاده از سيستم رايانه اي امکان دسترسي به نتيجه انتخابات کمتر از 5 ‏ساعت طول مي کشد و هم اکنون وزارت کشور آرا کامل را در اختيار دارد، اعلام پيروزي 71درصد اصولگرايان و 29 ‏درصد اصلاح طلبان نوعي پردازش غير واقعي آرا است. همچنين بر خلاف خبرهاي موثق و دقيقي که از صندوقهاي ‏مختلف مي رسد آقايان انصاري، جهانگيري، دعائي، صدر، جلودارزاده و محجوب جزو نفرات اول تا بيستم هستند، طبيعي ‏است که با توجه به اينکه در تهران ليست ها راي مي اورند، داخل کردن راي ساير اصلاح طلبان به نوعي مهندسي خاص ‏در اعلام نتيجه آرا است."‏

در ادامه اين گزارش آمده است: "طبيعي است که اصلاح طلبان در چنين شرايطي بايستي حساسيت پيش از پيش از خود ‏بروز دهند و نگذارند همانند اعلام نتيجه انتخابات شوراها شرايط سخت و ناگواري پيش آيد. وزير محترم کشور و شوراي ‏نگهبان بايد آنچه در صندوقهاي راي وجود دارد را اعلام کنند و نگذارند خداي نکرده طراحي و يا مهندسي خاصي در اين ‏خصوص صورت بپذيرد."‏

اما بي توجهي وزارت كشور به اين اعتراضات موجب شد تا نامزدهاي اصلاح طلب در وزارت کشور تجمع كنند. به ‏گزارش نوروز "در پي تعلل وزارت کشور در اعلام نتايج شمارش آرا در تهران و شايعه دخل و تصرف در انتخابات به ‏نفع يک جريان سياسي خاص نامزدهاي ائتلاف اصلاح طلبان در تهران با حضور در ستاد انتخابات کشور خواهان اطلاع ‏از نتايج واقعي شمارش آرا شدند."‏

همچنين كانديداهاي ائتلاف اصلاح طلبان در نامه اي به وزير كشور "خواهان دريافت صورت‌جلسه هاي صندوق ها" شدند. ‏
سايت رجا نيوز، نزديك به احمدي نژاد به اين درخواست اصلاح طلبان واكنش نشان داد و آن را "‏‎ ‎زياده خواهي انتخاباتي ‏اصلاح طلبان‎ ‎‏" عنوان كرد.‏

به گزارش ايسنا، ‌عصر ديروز جواد اطاعت از ديدار برخي از كانديداها با وزير كشور خبر دارد. جواد اطاعت، كانديداي ‏ائتلاف ستاد اصلاح‌طلبان، گفت: "تعدادي از كانديداهاي اين ائتلاف از جمله خود وي، مجيد انصاري و اسحاق جهانگيري و ‏همچنين مرعشي، رئيس ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران با وزير كشور و معاون سياسي وي ديدار داشتند و دغدغه‌ها و ‏ديدگاه‌هاي خود را درباره انتخابات بيان كردند."‏

وي پس از اين ديدار در باره انتخابات در تهران گفت: "‌چون تعداد كانديداها در تهران زياد است و تنوع آرا هست، به ‏صورت طبيعي زمان مي‌برد كه شمارش آرا صورت بگيرد، ولي ما از وزارت كشور درخواست كرديم كه در شمارش آرا ‏سرعت بيشتري به كار گرفته شود و آمار تهران به صورت تدريجي براي جلوگيري از ايجاد شبهه و شايعات اعلام شود.بنا ‏بر قانون، كانديداها مي‌توانند نمايندگاني را در پاي صندوق‌هاي رأي و شمارش آرا داشته باشند."‏

اطاعت با اشاره به پيشتازي اصلاح طلبان گفت: "‌ناظران ما از محل چهارصد صندوق كه شمارش آرا صورت گرفته، ‏گزارش دادند كه هفده، هجده تن از اصلاح‌طلبان داراي اكثريت آرا شده‌اند.‌ما تعجب مي‌كنيم كه وقتي وزارت كشور مي‌گويد ‏ما آماري نداريم، يكي از خبرگزاري‌ها، آماري مي‌دهد."‏

در همين حال بهارستان از "اعتراض مرعشي به نتايج اعلام‌شده تهران" خبرداد. حسين مرعشي رئيس ستاد ائتلاف ‏اصلاح‌طلبان تهران بزرگ در مورد نتايج انتخابات در تهران گفت: "آنچه تاكنون بعنوان نتيجه انتخابات مقدماتي تهران ‏توسط وزارت كشور اعلام شده است نه با مشاهدات عيني و گزارشات ناظران ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان از صندوق‌هاي ‏تهران مطابقت دارد و نه با نتيجه كلي كشوري سازگار است."‏

وي با بيان اينكه "چطور ممكن است كه در حوزه‌هاي رقابتي در سطح كشور براي ما 55 درصد و به ادعاي وزير كشور ‏‏30 درصد سهم اصلاح‌طلبان باشد ولي در تهران اين سهميه صفر باشد"، افزود: "گزارشات دريافت شده از سطح تهران ‏حاكي از آن است كه حتي در حوزه‌هاي شرق و جنوب تهران كه بطور عرفي رأي اصولگرايان بيشتر است، پنج نفر از ‏كانديداهاي اصلاح‌طلب صاحب رأي بوده‌اند و در حوزه‌هاي غرب، مركزي و شمال تهران غلبه كامل با اصلاح‌طلبان بوده ‏است."‏

‎‎جشن انتخابات و هسته اي‎‎

در همين شرايط سايت رجا نيوز پيشنهاد كرده "جشن انتخابات همراه با جشن هسته اي" برگزار شود؛ انتخاباتي که ‏سخنگوي شوراي نگهبان آن را "بدون كمترين تخلف" معرفي كرده است. ‏

به گزارش ايسنا عباسعلي كدخدايي در نشست مطبوعاتي خود گفته است: "نسبت به انتخابات گذشته انتخابات مجلس هشتم از ‏جمله انتخاباتي بود كه كمترين تخلف به ما گزارش شده و اگر تخلفي به ما برسد رسيدگي خواهد شد و نتيجه‌ي آن هم اعلام ‏خواهد شد."‏

سخنگوي شوراي نگهبان با بيان اينكه بر هر صندوق 3 تا 7 نفر نظارت داشته اند گفت: "از جمله نكات قابل توجه در ‏انتخابات حضور نمايندگان داوطلبان در پاي صندوق‌هاي رأي بود كه خود آن‌ها شاهد چگونگي اخذ رأي باشند و بر اساس ‏قانون حدود سيصد هزار نفر از نمايندگان داوطلبان در كل كشور بر چگونگي اخذ آراء نظارت داشتند."‏

اما در اظهار نظري ديگر، حسيني، ‌سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، آمريكا را " بازنده اصلي انتخابات ايران" دانست. ‏وي تصريح كرد: "تلاش‌ها و تدابيري كه برخي از كشورهاي غربي و رسانه‌هاي نزديك به آمريكا براي دلسرد و نااميد ‏كردن مردم انديشيده بودند به هيچ نتيجه‌اي نرسيد و مثل هميشه شاهد حضور گسترده مردم در پاي صندوق‌هاي راي بوديم. ‏ولي با نشاطي كه ملت ما از خودشان نشان دادند، اين دلسردي و نااميدي را به آنها منتقل كردند. بازنده اصلي اين انتخابات ‏آمريكا و برنده حقيقي آن توده مردم و جوانان مملكت بودند."‏

مجوز شرعي تخلف؟

حسين باستاني h.bastani@roozonline.com - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

po_bastani_01.jpg

انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي ايران، در شرايطي به انجام رسيد که در آخرين روزهاي باقي ‏مانده تا برگزاري آن، اتفاقي بي سابقه به وقوع پيوست. اين اتفاق، عبارت بود از تأکيد رسمي، علني و صريح ‏رهبر نظام جمهوري اسلامي بر ارجحيت انتخاب نمايندگاني که "راه دولت خدمتگزار را هموار کنند." اين، ‏اشاره اي مستقيم به يک فهرست انتخاباتي مشخص يعني "جمله متحد اصولگرايان" بود که از محافظه کاران ‏همسو با دولت احمدي نژاد تشکيل مي شد.‏

توصيه صريح مقام رهبري به رأي دادن به يک فهرست انتخاباتي مشخص در يک سخنراني عمومي، اقدامي ‏است که در عمر نظام جمهوري اسلامي ايران، هرگز انجام نشده . بنابراين، وقتي که اين کار براي اولين بار ‏صورت مي گيرد، معناي سمبوليک بسيار روشني دارد و آن، اهميت ويژه و بي سابقه پيروزي ليست مورد ‏اشاره، براي نظام و شخص اول آن است. اهميتي آنچنان بالا که رهبري را وادار ساخته تا با به کنار نهادن ‏سنتي که تا کنون به دقت هر چه تمام تر در مقاطع انتخابات رعايت شده است، جايگاه خود را هزينه پيروزي ‏يک ليست انتخاباتي مشخص کند.‏

قضاوت در مورد اينکه چنان موضع گيري اي بر روي چه درصدي از رأي دهندگان و به چه صورتي مي ‏تواند تأثيرگذار باشد، به مجالي جداگانه نياز دارد. اما احتمالا، تأثير اظهارات مورد بحث بر رأي دهندگان، ‏مهمترين نتيجه آن نيست: از آن مهمتر، تأثيري است که تصريحات رهبري در مورد يک ليست انتخاباتي ‏خاص، مي تواند بر مجريان و ناظران انتخابات بر جاي بگذارد.‏

نبايد فراموش کرد که شخص اول نظام جمهوري اسلامي، در عين حال رهبر مذهبي نيروهاي مؤمن و وفادار ‏به خود محسوب مي شود که قرار است همگي سر سپرده رهبري نظام جمهوري اسلامي باشند، و بخش ‏بزرگي از آنها - از جمله ناظران و مجريان انتخابات - واقعاً چنين هستند. اجازه دهيد حالتي را مجسم کنيم که ‏پس از آنکه رهبري نظام اينچنين براي پيروزي يک ليست انتخاباتي مشخص پاي به ميدان گذاشته است، آن ‏ليست در انتخابات شکست بخورد. طبيعتاً نتيجه قابل برداشت از اين شکست، آن خواهد بود که مردم بر ‏خلاف نظر رهبري، به ليست مورد نظر ايشان رأي نداده اند.* اين نتيجه گيري، از ديدگاه نيروهاي سر سپرده ‏نظام و رهبري، فاجعه اي است که بايد به هر صورت ممکن جلوي وقوع آن گرفته شود.‏

در همين راستا، موضع گيري انتخاباتي شخص اول حکومت، براي سر سپردگان نظام در دستگاه هاي ‏برگزارکننده انتخابات، اين وظيفه را ايجاد مي کند تا هر آنچه در توان دارند را براي عدم مغايرت نتايج ‏انتخابات با تصريحات علني رهبري – که "حيثيت نظام" در بي ارزش نشدن آن نهفته است - به کار گيرند. در ‏حقيقت، موضع گيري آيت الله خامنه اي مبني بر لزوم رأي دادن به ليست هواداران دولت، از آنجا که توسط ‏رهبر سياسي و مذهبي نظام جمهوري اسلامي ايران انجام شده است، در نگاه بسياري از کارگزاران ‏حکومت، ايجاد کننده نوعي تکليف شرعي براي کمک به رأي آوردن کانديداهاي ليست هوادار دولت خواهد ‏بود. فوري ترين تأثير موضع گيري انتخاباتي ايشان، مي توان آن باشد که براي مسوولان دولتي، که خود ‏برگزار کننده و ذي نفع در انتخابات هستند، جواز شرعي لازم براي هدايت انتخابات "به شيوه اي که تأمين ‏کننده خواست رهبري باشد" فراهم آيد. ‏

در پي قتل هاي زنجيره اي سال 77 و دستگيري عوامل اجراي اين قتل ها، آيت الله خامنه اي، در جريان يک ‏سخنراني علني، ضمن تأکيد بر لزوم پي گيري اين قتل ها و مجازات عاملان آن (که سخن مثبتي بود)، جمله ‏اي را نيز بر زبان راندند که بعدها، نتايج پيش بيني نشده اي بر جاي گذاشت. رهبري (چند روز پس از ابراز ‏پشتيباني کامل از تلاش هاي آقاي خاتمي براي پيگيري و ريشه کني عوامل قتل ها در جريان ملاقاتي با رئيس ‏جمهور) در بخشي از سخنراني معروف خود گفتند: "حتم بدانيد کساني که اين قتل ها را انجام داده اند نيروي ‏نظام نبوده و عامل بيگانه هستند".(قريب به مضمون)‏

ماه ها بعد، با افشاي فيلم بازجويي برخي متهمان پرونده قتل هاي زنجيره اي، معلوم شد که تيم بازجويي از ‏متهمان به چه طرز بي سابقه و شگفت انگيزي زندانيان خود را براي اعتراف به "فساد اخلاقي" و "همکاري ‏با سيا و موساد" تا سر حد مرگ شکنجه کرده است. علني شدن اين نحوه بازجويي از متهمان (که نتيجه آن، ‏انحراف پرونده بر مبناي صدها صفحه اعتراف دروغ بود) به نوبه خود با پيگيري هاي بعدي سيد محمد ‏خاتمي منجر به دستگيري و بازجويي از اعضاي تيم بازجويي شد. در جريان بازجويي ها، وقتي از اعضاي ‏تيم به سرپرستي جواد آزاده پرسيده شد که به چه حقي اين همه زندانيان خود را براي کسب اعتراف دروغ ‏شکنجه کرديد، پاسخي تکان آن بود که وقتي مقام هاي ارشد نظام گفتند که قتل ها قطعاً کار عوامل بيگانه بوده، ‏براي ما تکليف شرعي ايجاد شد آن قدر آنها را بزنيم تا به عامل بيگانه بودن اعتراف کنند.‏

اين جواب، در چارچوب مناسبات حاکم بر نيروهاي سرسپرده امنيتي، کاملا قابل فهم بود. به راستي، آيا مگر ‏اساسا قابل تصور بود که بازجوياني مخلص نظام، فرضاً بعد از چهار - پنج ماه بازجويي از متهمان پرونده ‏قتل ها، بخواهند گزارش بدهند که نتايج بازجويي هايشان نادرستي تحليل نظام در مورد منشا قتل ها را به ‏اثبات رسانده است؟

واقعيت آن است که سيستمي حکومتي ايران، شبيه دموکراسي غربي نيست که در آن رأس حکومت، يک ‏کانديداي حزبي باشد. در نظام ايران، شخص اول حکومت، فرمانده کل قوا، رهبر معنوي، مرجع تقليد و حتي ‏معشوق روحاني مريدان و مخلصان خود نيز هست. در چنين شرايطي است که هر سخن رهبري که حکايت ‏از تمايل قطعي وي به اثبات فرضيه يا اجراي سياسي داشته باشد، مي تواند در عرصه اجرايي، اثرات جدي ‏بر جاي بگذارد. تا حدي که حتي به تلقي مشروعيت دستکاري هاي انتخاباتي نيز بينجامد. ولو آنکه مقصود از ‏چنان سخني، واقعا نيز چنين دخالت هايي نباشد...‏

پي نوشت:‏

‏* در راستاي همين واقعيت بود که در انتخابات رياست جمهوري هفتم، مقامات حکومتي مختلفي کوشيدند تا اظهارات نماينده ولي ‏فقيه در سپاه پاسداران مبني بر لزوم رأي دادن به حجت الاسلام ناطق نوري و هم اظهارات دبير جامعه روحانيت مبارز که "حدس ‏مي زنيم نظر رهبر به آقاي ناطق نوري است" را اظهاراتي شخصي تلقي کنند.‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

پیروزی علی لاریجانی با یکصد هزار رای اصلاح طلبان  قم
مجلس هشتم و دولت کنونی
سبک مدیریتی من
با احمدی نژاد متفاوت است!

 
 
 
 

 

علی لاریجانی که از قم برای مجلس هشتم انتخاب شد، بلافاصله پس از اعلام نتیجه شمارش آرای این استان، در یک نشست مطبوعاتی شرکت کرده و سیمای مجلس هشتم را به گونه ای ترسیم کرد که ریاست او بر این مجلس را تداعی می کند.

لاریجانی در همین مصاحبه، با صراحت بیشتری در باره اختلاف دیدگاه هایش با احمدی نژاد اشاره کرد.

لاریجانی گفت: پیروزی اصولگرایان نباید باعث مغرور شدن آنها شود. باید همدلی بین مردم و مسئولان محقق شود و امیدواریم رفتار جدیدی را بین جریان‌های سیاسی شاهد باشیم.
لاریجانی در باره علت استعفای خود از دبیری شورای عالی امنیت ملی، برای نخستین بار با صراحت بیشتری  در باره شدت اختلافاتش با احمدی نژاد گفت: "اگر اختلاف نظر به خصومت تبدیل شود، مشکل آفرین است."

درباره مناسبات مجلس هشتم و دولت احمدی نژاد نیز لاریجانی گفت:

" با آقای احمدی‌نژاد در خصوص اصولگرایی مشکلی نداریم، ولی سبک مدیریتی ما متفاوت است."

درباره ریاست خود در مجلس هشتم نیز لاریجانی گفت:

"تصمیم‌گیری در این رابطه خیلی زود است. باید در صحن مجلس هشتم تصمیم گرفت."

اهمیت این مصاحبه و نکات مطرح شده از سوی علی لاریجانی از آن جهت نیز اهمیت دارد که مصباح یزدی و احمدی نژاد تا توان خویش را برای شکست لاریجانی در قم به کار گرفته بودند و از سوی دیگر، با آنکه لاریجانی کاندیدای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود، اصلاح طلبان در لیست های خود از وی در برابر کاندیداهای وابسته به موسسه مصباح یزدی و مورد حمایت احمدی نژاد حمایت کرده بودند. به دلیل همین حمایت بود که لاریجانی توانست از حدود 320 هزار رای ریخته شده به صندوق های انتخاباتی شهر قم، بالغ بر 240 هزار رای بیآورد و فاصله خود را با نفر دوم که 140 هزار رای آورد، یکصد هزار نفر بیشتر کند که این یکصد هزار رای را می توان رای اصلاح طلبان در قم دانست. این رای از آن اصلاح طلبان است زیرا رای سازمانی موسسه مصباح یزدی و رایحه احمدی نژاد بکلی انحصارا برای کاندیداهای آنها به صندوق ریخته شد.

 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

پیروزی علی لاریجانی با یکصد هزار رای اصلاح طلبان  قم
مجلس هشتم و دولت کنونی
سبک مدیریتی من
با احمدی نژاد متفاوت است!

 
 
 
 

 

علی لاریجانی که از قم برای مجلس هشتم انتخاب شد، بلافاصله پس از اعلام نتیجه شمارش آرای این استان، در یک نشست مطبوعاتی شرکت کرده و سیمای مجلس هشتم را به گونه ای ترسیم کرد که ریاست او بر این مجلس را تداعی می کند.

لاریجانی در همین مصاحبه، با صراحت بیشتری در باره اختلاف دیدگاه هایش با احمدی نژاد اشاره کرد.

لاریجانی گفت: پیروزی اصولگرایان نباید باعث مغرور شدن آنها شود. باید همدلی بین مردم و مسئولان محقق شود و امیدواریم رفتار جدیدی را بین جریان‌های سیاسی شاهد باشیم.
لاریجانی در باره علت استعفای خود از دبیری شورای عالی امنیت ملی، برای نخستین بار با صراحت بیشتری  در باره شدت اختلافاتش با احمدی نژاد گفت: "اگر اختلاف نظر به خصومت تبدیل شود، مشکل آفرین است."

درباره مناسبات مجلس هشتم و دولت احمدی نژاد نیز لاریجانی گفت:

" با آقای احمدی‌نژاد در خصوص اصولگرایی مشکلی نداریم، ولی سبک مدیریتی ما متفاوت است."

درباره ریاست خود در مجلس هشتم نیز لاریجانی گفت:

"تصمیم‌گیری در این رابطه خیلی زود است. باید در صحن مجلس هشتم تصمیم گرفت."

اهمیت این مصاحبه و نکات مطرح شده از سوی علی لاریجانی از آن جهت نیز اهمیت دارد که مصباح یزدی و احمدی نژاد تا توان خویش را برای شکست لاریجانی در قم به کار گرفته بودند و از سوی دیگر، با آنکه لاریجانی کاندیدای جامعه مدرسین حوزه علمیه قم بود، اصلاح طلبان در لیست های خود از وی در برابر کاندیداهای وابسته به موسسه مصباح یزدی و مورد حمایت احمدی نژاد حمایت کرده بودند. به دلیل همین حمایت بود که لاریجانی توانست از حدود 320 هزار رای ریخته شده به صندوق های انتخاباتی شهر قم، بالغ بر 240 هزار رای بیآورد و فاصله خود را با نفر دوم که 140 هزار رای آورد، یکصد هزار نفر بیشتر کند که این یکصد هزار رای را می توان رای اصلاح طلبان در قم دانست. این رای از آن اصلاح طلبان است زیرا رای سازمانی موسسه مصباح یزدی و رایحه احمدی نژاد بکلی انحصارا برای کاندیداهای آنها به صندوق ریخته شد.

 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

دست پخت جدید و مشترک احمدجنتی- علی خامنه ای
مجلس هشتم
نماینده یک سوم مردم ایران

فيلم را ببينيد!

از نیمروز دیروز، به سیمای جمهوری اسلامی دستور داده شد، برای گرم کردن حوزه ها، از خط قرمزها عبور کند. رای دهندگان خوش سیما و نیمه حجاب پشت این خط بودند و با آن فرمان، پخش تصاویر و گفته های تبلیغاتی آنها آغاز شد. گرچه، یادآوری خطر امریکا از دهان آنها نیز کارساز نشد، چرا که سئوال مردم بی جا نبود: اگر حکومت این خطر را جدی تلقی می کرد، چرا چنان فضای سرد و بی روح انتخاباتی را خود سازمان داد؟

خطبه های سردار زارعی
پس نماز جماعت
زنان برهنه هنگام رکوع و سجود!

 

خطبه های سردار زارعی
پس نماز جماعت
زنان برهنه هنگام رکوع و سجود!

 
 
 
 

 

اخبار انتخاباتی باعث شد، خبر مهم بازداشت فرمانده نیروی انتظامی استان تهران "سردار زارعی" به حاشیه رانده شود. سرداری که با 6 زن برهنه در یک خانه در کرج غافلگیر شد. ماجرای این خانه و اعترافات زنانی که در آن خانه به همراه سردار زارعی بازداشت شدند برای نخستین بار در پیک نت انتشار یافت. این خبر با فاصله ای چند روزه، در سایت های دیگر نیز بدون ذکر منبع اولیه خبر – پیک نت- انتشار یافت، اما موج اخبار انتخاباتی همگان را از پیگیری ماجرا بازداشت!

با فروکش کردن جو انتخاباتی و تا اطلاع ثانوی که جنجال های مربوط به اعلام نتایج دستکاری شده انتخابات خواهد بود، باز می گردیم به ماجرای بازداشت "زارعی" و در این ارتباط از سخنان گُهر بار و ارشادی- حجابی سردار سرتیپ پاسدار "زارعی" در جشنواره بین المللی تولیدات رسانه ای عفاف و حجاب نور، پیش از غافلگیر شدنش در پشت 6 زن برهنه ای که برایش نماز جماعت می خواندند. این سخنان راسایت ریحانه منتشر کرده است:

«نیروی انتظامی برخورد ارشادی را برای هدایت بدحجابان  در اولویت قرار می‌دهد. همه ساله با اغاز زمستان و شروع فعالیت پیست‌های اسکی فرماندهی انتظامی استان تهران، تیم‌های نظارتی و انتظامی را در این پیست‌ها مستقر می‌کند. در اجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی و ایجاد یک محیط مناسب برای استفاده خانواده‌ها، پلیس استان تهران بیش از  30 تیم امدادی و انتظامی پلیس اسکی خود را در پیست دیزین مستقر کرده است. اگر چه نیروی انتظامی باید برای برخورد با عده قلیلی که هنجار شکنجی می‌کنند، اقدامات پیشگیرانه صورت دهد اما در مقوله فرهنگ سازی نیز ورود کرده است. نیروی انتظامی استان تهران  در جاده چالوس و قبل از دیزین بنرهای مختلف آموزشی و اطلاع رسانی نصب کرده و حتی مأموران کلانتری و پاسگاههای جاده چالوس بروشورهای آموزشی به علاقمندان اسکی توزیع می‌کند و در صورتیکه نکات مورد نظر توسط علاقه مندان رعایت نشود مأموران پلیس اسکی از ورود این افراد به پیست جلوگیری خواهند کرد. طرح مبارزه با بدحجابی در 2 بخش فرهنگ سازی و اقدامات بازدارنده تقسیم بندی می‌شود که بخش بازدارنده آن برد بیشتری داشته است. امیدواریم در اجرای این طرح بخش فرهنگ سازی به بازدارندگی آن غلبه کند. برخورد نرم و ارشادی برای هدایت بدحجابان تأثیرگذار خواهد بود که نیروی انتظامی نیز در اجرای طرح مبارزه با بدحجابی این برخورد را در اولویت کاری خود قرار داده است. نیروی انتظامی استان تهران با افزایش گشت‌های ارشاد و حضور پلیس زن و مرد در مناطق مختلف بر آن است تا طرح برخورد با بدحجابی و بدپوششی را با اقتدار البته مودبانه ادامه دهد.»

نخستین خبر پیک نت- در شماره 14 اسفند - از ماجرای سردار زارعی را اینجا بخوانید

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

انتخاباتي بسيار سازماندهي شده

مصاحبه با محمد عطريانفر - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

atrianfar674.jpg

سارا سماواتي

پيش بيني ها در مورد نتايج انتخابات، در حوزه رويارويي اصلاح طلبان با محافظه کاران، طي "يک شب" تغيير کرد.‏‎ ‎روز بعد از راي گيري، اخبار حکايت از پيروزي اصلاح طلبان در انتخابات داشت، و امروز سايت هاي وابسته به ‏محافظه کاران خبر از پيروزي قطعي محافظه کاران ـ تاکنون ـ مي دهند. با محمد عطريانفر، عضو شوراي مرکزي ‏حزب کارگزاران، در چنين فضايي گفت و گو کرده ايم. به اعتقاد وي نتيجه اين انتخابات "بسيار، بسيار سازماندهي شده ‏به نفع اصولگراها" مجلسي با "75 تا 80 درصد اصولگرا و بيست درصدي هم اصلاح طلب" است. متن مصاحبه در ‏پي مي آيد.‏

‎‎آقاي عطريان فر چه اتفاقي در صحنه شمارش آرا افتاده است؟‏‎ ‎
هيچ اتفاقي نيافتاده. انتخابات برگزار شده، بسيار، بسيار، بسيار سازماندهي شده و موفقيت آميز به نفع اصول گراها. يکي ‏دو روز ديگر شمارش آرا در تهران تمام مي شود؛ در شهرستانها هم تمام شده است.‏

‎‎در نتايجي که براي تهران اعلام کرده اند، تقريباً هر سي نفر از محافظه کاران هستند.‏‎ ‎
‏ نخير! نتايج تهران قطعي نشده، پيش بيني مي شود که دو سوم از آنها مي آيند بالا، يک سوم هم از اصلاح طلبان. تعداد ‏صندوق هايي که شمارش شده، دوهزارتا است و تا سه هزارو نهصد صندوق را بايد بخوانند. نتايج را به صورت مرحله ‏اي اعلام مي کنند؛ نتيجه نهايي انتخابت تهران، فرداشب يا پس فردا شب اعلام مي شود.‏

‎ولي تا اينجايي که اعلام کرده اند، با پيش بيني ها و اطلاعات شما همخواني دارد؟‎ ‎
‏ والا ما همين را پيش بيني مي کرديم. با توجه به آن مقدمات، با آن رد صلاحيتها! از نظر ما چيزي که اتفاق افتاده است، ‏کاملاً قابل پيش بيني بوده و اتفاق جديدي نيافتاده است. يک مجلسي با 75 تا 80 درصد اصولگرا و بيست درصدي هم ‏اصلاح طلب. همين!‏

‎‎اما به اين ترتيب که آراي تهران تا کنون اعلام شده است بيست در صد هم از اصلاح طلبان حضور ندارند.‏‎ ‎‎‎
نه در کل کشور، مجموعاً بيست درصد يعني 60 تا 70 نفر و يعني همين ترکيب فعلي که من بارها اعلام کرده بودم. ‏

‎‎در شهر تهران فکر مي کنيد چه ترکيبي پيش برود؟‎ ‎
‏ در تهران، هنوز يک ميليون و نهصدهزار رأي را بايد بخوانند. در اين شمارش، نفرات اول معمولاً تغيير نمي کنند ولي ‏در رده هاي پايين ممکن است کمي تفاوت ايجاد بشود. سه يا چهار نفر اصلاح طلب مي توانند بيايند بالا، اما دو مرحله ‏اي خواهد شد و پنجاه درصد نمايندگان تهران در دور دوم انتخاب خواهند شد. مرحله دوم هم در ارديبهشت ماه برگزار ‏مي شود.‏

‎‎اما حالا ممکن است در مقابل اين پرسش قرار بگيريد، بخصوص از جانب نيروهايي که انتخابات را به همين ‏دلايل تحريم کرده بودند: پس دليل شرکت شما چه بود؟‎ ‎
اگر شرکت نمي کرديم همين تعداد پنجاه شصت نفر هم نمي رفتند به مجلس! در تحليل ما تغييري حاصل نشده. ببينيد در ‏اين انتخابات منازعه، منازعه قدرت نبود، نبرد هويت بود. ما مي دانستيم که با اين روش قدرتي به دست نخواهد آمد. ‏توجه کنيد که ما اگر در هر صد و ده کرسي که امکان رقابت داشتيم، صد در صد هم پيروز مي شديم يک حضور سي ‏در صدي داشتيم؛ حضور پيدا کرديم براي اينکه، اين براي ما يک جنگ قدرت نبود. بيشتر دفاع از هويت اصلاح طلبي ‏ايراني بود. هويت کساني که در اين مملکت روزي رأي 26 ميليوني داشتند. از دوران آقاي هاشمي تا پايان دوران آقاي ‏خاتمي! و هنوز هم بر اين هستيم که جامعه ايراني آن مطالبات اصلاح طلبانه را پيگيري مي کند؛ حالا اين سياست هاي ‏تضييقي نهادهاي قدرت در عرصه انتخابات، مردم را از مطالبه خواستهاي خود بازداشته است اما در سالهاي آتي به ‏سرعت اين مطالبات خود را نشان خواهند داد؛ و نشان خواهند داد که بايد به آنها به نوعي پاسخ داده شود. پاسخ ما به ‏دوستان تحريمي، پاسخ تازه اي نيست. راهي جز مشارکت وجود ندارد و حداکثر توان نيروي اصلاح طلبي در مجلس ‏چيزي حدود پنجاه تا شصت نفر است؛ همين تعدادي که الان حضور دارند. اما اگر اقليت قدرتمندي شکل بگيرد ـ که به ‏نظر مي رسد اين بار اينطور خواهد بود ـ مي توانند در روند قانون گذاري، در روند مديريت، و تدبير پارلمان اثر گذار ‏باشند.‏

‎‎آقاي عطريان فر در اينجا و باتوجه به اشاره اي که به اقليت اثر گذار در مجلس مي کنيد، از دوستان تحريمي ‏کساني هستند که به شما بگويند اين اقليت محدود در مجلس فعلي چه کرد که در مجلس آينده بکند؟ يعني چه ضمانتي ‏وجود دارد که اين بار اقليت خاموش به اقليت اثرگذار تبديل شود؟‎ ‎
‏ من معتقدم اين اقليتي که الان در مجلس هست، اقليتي است که در نهايت مي توانست در مقابل بسياري برنامه هايي که ‏جناح راست براي توسعه اقتدارگرايي خود دارد، عامل بازدارنده باشد؛ کما اينکه اين تأثير را هم داشته اند. اما در مجلس ‏آينده، اين اقليت با انگيزه قوي تري حضور خواهد داشت؛‎ ‎انگيزه دفاع از هويت اصلاح طلبي و از نظر ما، چون انگيزه ‏قوي تري دارند، مي توانند قوي تر از اقليت فعلي مجلس، ايفاي نقش بکنند و به بخشي از خواسته هاي خودشان برسند. ‏ضمن اينکه در اين مجلس شرايط ديگري هم هست و آن اينکه چهره هايي از محافظه کاران که به صورت مدرن، ‏‏«محافظه کاري توسعه يافته» هستند، در مجلس پيدا خواهند شد و شده اند ؛ اينها هم مي توانند در بسياري از حوزه ها با ‏اصلاح طلبان فصل مشترک داشته باشند و عليه راديکاليسم و مواضع تندي که بخصوص از ناحيه دولت در ايران ‏تعقيب مي شود، موضع مشترکي اتخاذ کنند.‏

‎‎آيا اين گفتمان جديدي در فضاي اصلاحات است که شما باز مي کنيد؟ به اين معنا که بايد با ميانه ها کار کنيم؟‎ ‎‎‎
منطقاً! منطقاً همين است که شما اشاره مي کنيد. دوگانه چپ و راست در ايران به هم خورده است، دوگانه اي که در ‏ايران تدارک مي شد، به هم خورده است. امروز دوگانه جديدي در ايران شکل گرفته است. دوگانه راديکاليسم و ‏عقلانيت، دوگانه اعتدال و خشونت. دراين عرصه ما مي توانيم بسياري از چهره هاي شاخص راست مدرن را که تا ‏ديروز در صحنه مقابل بوده اند، در بسياري عرصه ها و فراز و فرودهاو تدابير کشورداري، با سياست اصلاح طلبي ‏خودمان همسو کنيم.‏

‎‎آقاي عطريان فر مي توانيد روشن تر مثال بزنيد؟‎ ‎
بله! اگر امروز شخصي مثل اقاي علي لاريجاني از قم در انتخابات شرکت مي کند و پيروز مي شود و به مجلس مي ‏رود، حتماً چنين شخصي از سياست هاي تند آقاي احمدي نژاد در مجلس انتقاد خواهد کرد، آنها را نقد خواهد کرد و در ‏برابرش خواهد ايستاد. طبيعتاً مواضع اينچنيني آقاي لاريجاني مورد حمايت اصلاح طلبان خواهد بود. و در بسياري ‏موارد که آقاي حداد عادل شأن و منزلت مجلس را تقليل دادند و متأسفانه مجلس را ذيل دولت تعريف کردند، اين معادله ‏شکسته خواهد شد و حرمت شأن و اعتبار مجلس توسط مجموعه نيروها، به آن برخواهد گشت. به اين ترتيب، اين برنامه ‏سياسي آينده اصلاح طلبان در مجلس است که مي تواند از بخشي از نيروي راست ِ مدرنِ معقول و معتدل هم استفاده ‏کنند.‏

‎‎اينجا اين سوال پيش مي آيد که با راديکاليسمي که در بدنه نيروي اصلاح طلبي موجود است، چه خواهيد ‏کرد؟‎ ‎
حوزه تندروها در داخل بدنه اصلاح طلبي وسيع نيست، مضافاً به اينکه آنها هم نتيجه برخي تندروي ها را در دوران ‏آقاي خاتمي مشاهده کردند و ديدند که با روش تند و راديکاليستي کاري در ايران پيش نمي رود. ما راهي جز اين نداريم ‏که سياست تعديل را، آرامش را، گفتمان را، و سياست تاکتيکي و مرحله اي را ترغيب کنيم؛ آنهم در بحث همسويي و ‏همگرايي و هماهنگي. راديکاليسم چه در جناح راست، چه در جناح چپ، در اين موقعيتي که ما در ايران قرار داريم، ‏بطور کلي بي ثمر است.‏
راديکال ها در حوزه اصلاحات بسيار محدود و اندک هستند و آنها هم در جريان عمل در نهايت در کنار اصلاح طلبان ‏معتدل قرار خواهند گرفت.‏

‎‎ولي آيا اين سرنوشت محتوم هر راديکاليسمي است؟ به هر حال راديکال ها در هر جريان و سازماني وجود ‏دارند و پلوراليسم سياسي اصلاح طلبان هم بايد آنها را بپذيرد.‏‎ ‎
بله، بله! اين يک منازعه تاريخي است که وجود دارد، ما قبول داريم.‏‎ ‎به هرحال يک شبه که دموکراسي برقرار نمي ‏شود. نسل ها بايد تلاش بکنند، خون دل بخورند، غمگين يا شاد باشند؛ زحمت بکشند. بايد هزينه بدهند و هزينه شوند. در ‏يک کلام اين مبارزه و همه اينها جزو مقدمات و ضرورت هاي اوليه تلاش در مسير رسيدن به دموکراسي در اين کشور ‏است.‏

ای‌کاش همیشه جمعه بود،همیشه انتخابات بود!


‏ ‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |

ترديد در مشارکت 40درصدي در تهران

گفت وگو با صادق زيبا کلام درمورد انتخابات - دوشنبه 27 اسفند 1386 [2008.03.17]

po_memarian_01.jpg

اميد معماريان
o.memarian@roozonline.com

صادق زيبا کلام استادعلوم سياسي دانشگاه تهران وتحليلگرسياسي درگفت وگو با روزمي گويد به دليل عملکرد ‏سالهاي اخير شوراي نگهبان تصويري که مردم از آنان دارند به مثابه شش فقيه جامع الشرايطي است که حاضرند ‏به خاطر اغراض سياسي وقدرت افراد را ردصلاحيت کنند. زيبا کلام با ابرازترديد در رقم اعلام شده چهل ‏درصدي براي مشارکت مردم درتهران مي گويد نتايج‎ ‎اصلاح طلبان در شهرستان ها بيش از حد انتظار بوده است. ‏اين مصاحبه درادامه مي آيد‎.‎

sadeqzibakalam674.jpg

‎‎ردصلاحيت گسترده کانديداهاي مستقل واصلاح طلب چه تاثيري درانتخابات داشت وچه تصويري از ‏دستگاه هاي مسوول انتخابات به جامعه ارائه کرد؟‏‎ ‎

معتقدم مساله اي به نام رد صلاحيت ها به آن شکلي که توسط شوراي نگهبان و وزارت کشور- که من در کل ‏حاکميت جمهوري اسلامي مي نامم - انجام شد، ناقض اصول بنيادين دموکراسي است. يعني شما نمي توانيد بگوييد ‏که ما دموکراسي داريم وبه راي مردم احترام مي گذاريم و در عين حال پديده اي به نام نظارت استصوابي داشته ‏باشيم. چنين نظارتي در هيچ کشور و نظام سياسي که به نام دموکراسي برقراراست مطلقا وجود ندارد. حداقل ‏تکليف من با نظارت استصوابي روشن است. نظارت استصوابي به آن شکلي که انجام مي شود ناقض دموکراسي ‏است و به هيچ وجه قابل دفاع نيست، چون اظهر من شمس شده که نظارت استصوابي يعني اينکه ما رقيب سياسي ‏مان را از صحنه خارج کنيم. ده، پانزده، بيست سال پيش، اينکه شش فقيه جامع الشرايط روي اغراض سياسي و ‏به خاطر حکومت افراد را از حق مدني شان سلب کنند جاي سوال داشت. اما اگر ده سال پيش اين موضوع محل ‏سوال بود و سخت بود که قبول کرد شش فقيه چنين کاري را انجام بدهند به نظرم آنقدر موارد عديده اي از اين ‏دخالت ظرف يکي - دو دهه گذشته اتفاق افتاده که بدون هيچ ترديدي پاسخ اين سوال امروز مثبت است. آري، به ‏خاطر قدرت اين مسائل صورت مي گيرد. ‏

‎‎به نظر شما نهادهاي حکومتي از گروه هاي خاصي دراين دوره انتخابات مجلس جانبداري کردند؟‏‎ ‎‎‎

اينکه حکومت از يک گروه وجناح خاصي مي کرد اظهر من الشمس است وبه هيچ حکومت جمهوري اسلامي ‏دراين انتخابات بي طرف نبود. ‏

‎‎نتيجه به دست آمده توسط اصلاح طلبان درتهران وشهرستان ها را چگونه ارزيابي مي کنيد؟‎ ‎‎‎

درخصوص نتايج انتخابات واقعيت اين است که اصلاح طلبان به مراتب از آن چيزي که انتظارش مي رفت بهتر ‏توانستند بدرخشند- حداقل درشهرستان ها. من خودم فکر نمي کردم اصلاح طلبان با توجه به اينکه نامزدهاي ‏اصلي شان ردصلاحيت شده بودند و اکثرا روي آورده بودند به چهره هاي دست دوم وسوم، بتوانند سي، چهل يا ‏پنجاه کرسي را از آن خود کنند. اما نتايج نشان مي دهد که تعداد کرسي هايي که اصلاح طلبان دراختيارخواهند ‏گرفت فراتر ازآن چيزي است که انتظار مي رفت.‏

توضيح موفقيت اصول گرايان درتهران مشخص است. براي اينکه درشهرهاي بزرگي مانند اصفهان، مشهد، ‏تهران و ديگر شهرهاي بزرگ، متاسفانه ميزان کساني که در انتخابات شرکت مي کنند به نسبت شهرهاي کوچک ‏تر بسيار کمتر است. مثلا در تهران ما چيزي حدود هفت ميليون واجد شرايط داريم که مي توانند درانتخابات ‏شرکت کنند. اما متاسفانه بيش از يک چهارم واجدين شرايط درانتخابات شرکت نمي کنند. کساني که درانتخابات ‏درتهران شرکت نمي کنند، کساني هستند که به صورت بالقوه حاميان اصلاح طلبان، چپ ها ونامزدهايي تلقي مي ‏شوند که تاحدودي غيروابسته به حکومت هستند. منتها چون درصد کمي ازآنها حاضرند درانتخابات شرکت کنند ‏نتيجه اش اين است که اصلاح طلبان نمي توانند در جايي مثل تهران راي بياورند. اگر يک سوم اين افراد ‏درانتخابات شرکت کنند، قطعا اصلاح طلبان پيروز خواهند شد. بهترين دليل براي اين مدعا دوم خرداد است. ‏دردوم خرداد وقتي مردم به صحنه آمدند وخيلي جدي درصحنه شرکت کردند، نامزدي که وابسته به حکومت بود ‏يعني آقاي ناطق نوري شکست خورد ونتوانست رييس جمهور شود. الان هم حدود هفتاد درصد واجدين شرايط در ‏تهران در انتخابات شرکت نکردند. بيست، سي درصدي که درتهران درانتخابات شرکت مي کنند بيشترشان کساني ‏هستند که روي اعتقادي که به حکومت دارند در انتخابات شرکت مي کنند وبه نامزدهايي راي مي دهند که اصول ‏گراهستند. وقتي مشارکت مردم در انتخابات کم است، دراين حوزه ها جناح راست برنده مي شود. جاهايي که ‏شصت تا هفتاد درصد مردم پاي صندوق راي رفته اند جناح راست به هيچ وجه نتوانسته پيروز شود. ‏

‎‎آيا عدد چهل درصدي مشارکت انتخاباتي که در تهران اعلام شده با واقعيت هاي موجود و تحليل ‏خودتان همخواني دارد؟‏‎ ‎

بعيد به نظرمي رسد که چهل درصد ازواجدين شرايط درتهران راي داده باشند. براي اينکه اگر ما واجدين شرايط ‏را درتهران هفت ميليون نفرفرض کنيم، چهل درصد هفت ميليون نفر مي شود دوميليون وهشتصد هزارنفر. ‏درحالي که در تهران دوميليون وهشتصد هزارنفرشرکت نکرده اند. شما وقتي که به راي آقاي حدادعادل توجه مي ‏کنيد مي بينيد که راي ايشان بعيد به نظر مي رسد که خيلي بالاتر ازيک ميليون نفربرود. حتي وقتي به راي آقاي ‏مجيد انصاري هم نگاه کنيد مي بينيد راي ايشان هم بعيد به نظر مي رسد که بيشتر از سيصدچهارصدهزارنفرباشد. ‏اگر ما فرض بگيريم هرکسي که به دکترحداد عادل راي داده باشد به مجيد انصاري راي نداده باشد و بالعکس واين ‏دو را با هم جمع کنيم به يک ونيم ميليون هم نمي رسد. آن موقع چطور ما مي توانيم بگوييم که نزديک سه ميليون ‏نفر درانتخابات شرکت کرده اند. پس دوميليون راي ديگر کجارفته است؟

درانتخابات مجلس هفتم هم چيزي حدود يک سوم واجدين شرايط درتهران شرکت کردند. يعني آقاي حداد که ‏بيشترين راي را درتهران آوردند، راي ايشان چيزي حدود هشتصد هزارنفر بود. درحالي که تعداد واجدين شرايط ‏درتهران چيزي حدود هفت ميليون نفراست. اين دوره هم من فکر مي کنم که درصد مشارکت حداکثر به يک سوم ‏برسد. بنابراين من با چهل درصد وزارت کشور موافق نيستم. ‏

‎‎روند اعلام نتايج را چگونه مي بينيد؟‎ ‎

اصلاح طلبان وديگران مقداري معترض شده اند به شيوه اعلام نتايج وحتي بعضي شان وزارت کشور را متهم ‏کرده اند به تقلب. اما من فکر مي کنم که تقلبي به آن معنا صورت نگرفته است. معتقدم خلافي از سوي مسئولين ‏اجرايي صورت نگرفته است. روال شرکت مردم درتهران اينگونه است وهمان طور که عرض کردم کساني که ‏طرفدار حکومت هستند قرص ومحکم مي روند پاي صندوق و اينها نوعا هم به نامزدهاي جناح راست راي ميدهند ‏وکساني که منتقد حکومت هستند اينها اساسا درانتخابات شرکت نمي کنند. مقصودم اين است که کمابيش آنچه ‏درتهران به دست آمده درست است.‏

‎‎عملکردآقاي کروبي را درانتخابات تا چه حد با مواضع اصلاح طلبان سازگاري داشت وچقدرموثربود؟‏‎ ‎‎‎

‏ فکر مي کنم آقاي کروبي يک استراتژي رابرگزيده بود و عملکردش با همان استراتژي همخواني داشت. ‏استراتژي او براي اين انتخابات درست بود و خودم هم به آن اعتقاد دارم و درمصاحبه اي که قبلا با شما درهمين ‏زمينه داشتم اين را اعلام کردم. ريشه اين استراتژي اين است که اگر در تمام ايران يک نامزد غير محافظه کار ‏باشد ما همه بايد جمع شويم وبه آن نامزدغير محافظه کار راي بدهيم. يعني به هيچ وجه ما نبايد انتخابات راتحريم ‏کنيم، چرا که اين کار به نفع جناح راست تمام مي شود. هرجا مردم کمتر پاي صندوق رفته اند اين به نفع جناح ‏محافظه کارتمام شده است. بر همين اساس، ايشان معتقد بودند که بايد از طريق رايزني تعداد راي صلاحيت شدگان ‏را به کمترين برسانيم و با تمام توان وارد انتخابات شويم. البته بخشي از چيزهايي که ايشان در مورد تحصن ‏معروف نمايندگان مجلس ششم گفتند به نظرم کم لطفي بود و جايش بود که ايشان مقداري قرص ومحکم تر در ‏مورد نمايندگان متحصن ايستادگي مي کردند، چون اين نمايندگان کار غيرقانوني انجام نداده بودند وحداقل ‏اعتراضي بود که مي توانستند به ردصلاحيت هاي گسترده نمايندگان مجلس ششم انجام بدهند. بنابراين نظراتشان ‏را در مورد نمايندگان مجلس ششم که تحصن کرده بودند نمي پذيرم. اما درکل به نظرم روش آقاي کروبي در اين ‏انتخابات درست بود. ‏

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
نامه آيت الله سجادي به آيت الله مهدوي كني Print This Page!!!

امروز: سجادي نامزد مجلس خبرگان رهبري درنامه اي خطاب به مهدوي كني نسبت به اقدامات خلاف قانون صورت گرفته براي پيروزي وي در انتخابات اعتراض كرد. متن كامل اين نامه در ادامه مي آيد:
بنام خدا
حضرت آیت ا... مهدوی کنی

با عرض سلام و احترام . ضمن تبریک بمناسبت پیروزی جنابعالی در انتخابات خبرگان رهبری (حسب آنچه که روزنامه رسالت، خبر پیروزی شما را اعلام داشته و البته دیگران از این موضوع بی اطلاعند) از باب ادای تکلیف شرعی و تنبه، لازم دیدم نکاتی را خدمت جنابعالی ، که انشاء ا... در همه زمینه ها رضایت خداوند را بر رضایت گروهها و طرفداران و حامیان مقدم میدارید، معروض دارم.
در شرایط ممنوعیت ایام تبلیغات ، صدا و سیما، چندین بار (حتی در روز جمعه برگزاری انتخابات) با انتشار تصاویر و بیانات جنابعالی ، زمینه های طرفداری از شما را بجد به نمایش گذاشت و رقیبان جنابعالی، از جمله اینجانب را از شرایط مساوی با شما، محروم ساخت .
وزارت کشور، کلمه سید را از پیشوند نام اینجانب از لیست سرصندوقها حذف کرد و ظاهراً برای جلوگیری از بذل توجه مردم به سیادت و منع آنها از ابراز محبت خود به سادات به اقدامی نامناسب دست زد و این تحرک اقدامی سلبی علیه اینجانب و به نفع جنابعالی تدارک دیده شد
اعتماد سازی متقابل از جمله نیاز های منطقی در هر انتخابات است و این امر فقط با حضور نمایندگان ناظر معتمد نامزدها بر سر صندوقها حاصل می شود. متاسفانه این حق را بصراحت از اینجانب سلب کردند و این درحالی بود که بالغ بر 2500 نفر نیروی ناظر را برای این امر برنامه ریزی کرده بودم و حداکثر کارت اختصاصی به اینجانب یک چهارم رقم درخواستی اینجانب بود.
بنده بعنوان عضوی از خانواده بزرگ روحانیت ، از جنابعالی می خواهم که در قبال این اعتراضات ، از حق دیگران حمایت فرمائید. و هر آنچه که مرضی رضای خداست اقدام فرمایند.
سیدمحمدسجادی

نامزد انتخابابی میاندوره ای انتخابات خبرگان

   پايان خبر
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386 توسط آرش | مربوط به بخش |
  خبرگزاری «نووستی»
استراتژی سیاسی – نفتی امریکا
زیر گوش ایران، کلید می خورد
 
 
 
 

 

در ماه آپریل 2008 قرار است پاکستان، ترکمنستان و افغانستان ساخت خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان با گذر از افغانستان را از سر گیرند. نمایندگان سه کشور برای بررسی امکان از سرگیری پروژه جدید خطوط انتقال گاز در اسلام آباد دیدار می کنند. مبتکر این دیدار، بانک آسیایی توسعه است.

هدف استراتژیک

10 سال قبل ساخت خط لوله ای در مسیر ترکمنستان- افغانستان- پاکستان مطرح شد، اما اوضاع بی ثبات نظامی و سیاسی در افغانستان اجرای پروژه ساخت خطوط انتقال گاز را غیر ممکن ساخت. جالب است که اوضاع امنیتی در افغانستان بهتر نشده و در پاکستان بدتر نیز شده اما آن طرح در دستور قرار گرفته است.

هدف از پروژه ای با چنین مقیاس، هیچ  توجیه اقتصادی ندارد. اهمیت سیاسی پروژه امروز مبرم تر از اهمیت تجاری آن است و تلاش برای احیای برنامه های قدیمی بیشتر یک پیشنهاد سیاسی است که با سایر پروژه های نظامی- سیاسی و اقتصادی در منطقه هم ساز است. همه این پروژه ها در حقیقت بخشی از استراتژی کلی و جدید غرب، در درجه اول آمریکا، و همچنین برخی کشورهای آسیایی برای ایجاد ساختار سیاسی جدیدی در منطقه آسیای مرکزی و جنوبی است.

پروژه گازی، استفاده از ترانزیت جدید سوختی در جنوب منطقه خزر بسوی آسیای جنوبی و پاکستان و هند است. طبق این پروژه، گاز ترکمنستان بدون گذر از خاک روسیه و چین منتقل  خواهد شد که کاملاً منطبق با منطق آمریکایی "بازی بزرگ انرژی" در منطقه حاشیه خزر و خاور نزدیک است.

واشنگتن مدتهاست از ایجاد مسیر جدید ترانزیت سوخت که از روسیه و چین گذر نکند، حمایت می کند. "معماران" پروژه خطوط انتقال گاز از افغانستان نیز همین هدف را دنبال می کنند.

بدین ترتیب هدف اصلی سیاسی پروژه تخریب انحصار روسیه و کمپانی "گازپروم" آن برای ترانزیت سوخت از خاک کشورهای مشترک المنافع است. مسلم است که آمریکا و متفقین آن در ناتو چنین تمایلی دارند.

برنامه ایجاد آرامش

علاوه بر هدف استراتژیک یاد شده، هدف آمریکایی ها این است که به کمک خطوط انتقال گاز به امکانی برای حل سه مشکل سیاسی مربوط به امنیت در آسیای میانه و آسیای جنوبی و مدرنیزه سازی فضای پس از فروپاشی شوروی دست یابند.

حل مشکل اول: با آغاز اجرای پروژه دریچه ای بسوی برقراری روابط سازنده با سران قبایل پشتو و بلوچ در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان گشوده می شود که تا کنون پشتوانه ای مطمئن برای جنگجویان طالبان و القاعده بودند. بدین ترتیب ایجاد زمینه هایی برای خرید رهبران قبایل پشتو و بلوچ و نیز ایجاد اشتغال برای جنگجویانی که برای امرار معاش در خدمت طالبان و اسلام گرایان هستند، از اواسط سال 2007 میلادی در شمار اولویت های واشنگتن و متفقین آن در ناتو قرار گرفته اند. یکی از پیشنهاداتی که اواخر سال 2007اعلام شده بود، تشکیل "سپاهی مرزی از پشتوها" با هزینه آمریکاست.

بازگشت به پروژه ساخت خط لوله می تواند بطور تنگاتنگی مرتبط با این پیشنهاد باشد. تا زمانی که ضمانت امنیتی وجود داشته باشد، هیچ سرمایه گذاری در احداث خطوط انتقال گاز افغانستان در کار نخواهد بود و کار روی آن آغاز نخواهد شد. در شرایط بوجود آمده، هیچ روش دیگری برای حل این مشکل دیده نمی شود، بجز این که مردان قبایل پشتو و بلوچ که در آن منطقه زندگی می کنند را بعنوان کارمندان امنیتی خط لوله استخدام کرد. خلاصه این که قبایل پشتو که طرفدار طالبان هستند باید از تهدید اصلی برای پروژه به ضامن امنیت و کارکرد بدون نقص آن تبدیل شوند.

با انجام مذاکراتی با حضور میانجی های مستبد سازمان جاسوسی پاکستان و یا بزرگان می توان رهبران قبایل را متقاعد کرد که آرامش را در مرز افغانستان و پاکستان تامین کنند و باور کنند که حفظ خط لوله انتقال گاز از ترکمنستان به پاکستان مقرون به صرفه تر و امن تر از جنگیدن است.

استدلال مالی در اینجا نقش اصلی را ایفا می کند. علاوه بر پولی که از سوی آمریکایی ها برای خرید وفاداری از سوی قبایل (از طریق پروژه سپاه مرزی) تخصیص داده می شود، تخصیص بخشی از درآمدهای پروژه انتقال گاز ترکمنستان از طریق خاک افغانستان به پاکستان نیز می تواند از اهمیت بسیاری برخوردار باشد. از ترانزیت گاز پاکستان می تواند سالانه حدود 400 میلیون دلار درآمد داشت. اگر کابل و اسلام آباد بعنوان "مالیات برای امنیت" از درآمدهای پروژه هر یک سالانه 100 میلیون دلار واریز کنند، رهبران قبایل پشتو می توانند سالانه روی 200 میلیون دلار حساب کنند. این رقم می تواند آشتی ناپذیر ترین طرفداران "جهاد" را به فکر فواید صلح بیندازد.

مسلم است که تمامی طرفداران طالبان نمی توانند به "پلیس انرژی" تبدیل شوند، اما توافق با بیشتر بزرگان قبایل و بسیاری از فرماندهان محلی درعمل امکان پذیر است.

بدین ترتیب پروژه یادشده امروز به ابزاری دورنگرانه برای حل بحران افغانستان تبدیل می شود.

حل مشکل دوم: هم ایالات متحده و هم اروپا به تحقق پروژه ترکمنستان-افغانستان-پاکستان امیدوارند و آن را سبب "مدرنیزه سازی سیاسی" ترکمنستان می دانند. تعدادی از خبرگزاری ها اعلام کرده اند که "غرب امید بسیاری به امکان انجام اصلاحاتی در ترکمنستان دارد که می توانند به پیشنهاد رئیس جمهور جدید کشور آغاز شوند". بعبارت دیگر، پروژه می تواند مکانیزم جدیدی برای "صادرات دموکراسی" بواسطه نفوذ سیاسی غرب بر عشق آباد باشد. روشن است که در صورت اجرای موفقیت آمیز آن، روسیه نه تنها از نفوذ سیاسی خود بر ترکمنستان، بلکه از دسترسی به منابع سوختی جمهوری های سابق اتحاد شوروی نیز محروم می شود. اگر چنین چیزی رخ دهد، مسکو یکی از ابزارهای استراتژیک در فضای پس از فروپاشی را از دست می دهد، چرا که ذخایر اصلی گاز در ترکمنستان هستند.

در تحقق این پروژه برخی کشورهای اتحادیه اروپا نیز که نگران "سلاح سوختی" کرملین هستند، ذینفع می باشند. علیرغم این که پیشنهاد اخیر درباره پروژه از سوی بانک آسیایی توسعه