تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | میرحسین موسوی: حاشیه پررنگ تر از متن شده است | مسجد تازه تاسیس در نیکاراگوئه با هزینه 600 هزار دلاراز سوی کمک های اقتصادی احمدی نژاد | | مهم // آيا احمدي‌نژاد يك زمين‌خوار است؟! | سرمقاله آفتاب يزد : آقاي احمدي نژاد به جاي مجلس <‌سرزده> به نانوايي برويد! | ◄توكلی: هر بلایی دلتان خواست سر قانون آوردید | ◄صفار هرندي باز هم مورد عنايت قرار گرفت! اين بار توسط دانشجويان غيور دانشگاه گيلان | صفار، برو دکتر! | | شیرین عبادی در مصاحبه با روز: | یک حکم حکومتی دیگر برای دولت؟ | انتخابات ریاست جمهوری تونس بعد از افغانستان ج. اسلامی سرود یاد مستان داد | | |


آنان که تاریخ نمی‌خوانند

ساسان آقایی Tragedy_In_Iran@Yahoo.Com -

sasanaghaee.jpg

تاریخ را می‌شود تکرار دوباره‌ی و چند باره‌ی داستان‌های مشابه دانست. آن که گفت: "تاریخ دوبار تکرار ‏می‌شود، یک بار به شکل تراژدی و دگر بار به شکل کمدي" شاید بهتر بود خاطرنشان مي کرد که که تاریخ ‏نه داستان تکرار دوباره، که داستانی همیشه مکرر است. برای حمله ارتش روسیه حمله به خاک گرجستان ‏می‌توان ده‌ها مشابه دیگر در گوشه گوشه‌ی تاریخ جهان یافت كه از قضا بسياري از اين مشابه‌ها در متون ‏تاریخ سرزمين مادري ما نهفته است.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

ساسان آقایی

sasanaghaee.jpg

تاریخ را می‌شود تکرار دوباره‌ی و چند باره‌ی داستان‌های مشابه دانست. آن که گفت: "تاریخ دوبار تکرار ‏می‌شود، یک بار به شکل تراژدی و دگر بار به شکل کمدي" شاید بهتر بود خاطرنشان مي کرد که که تاریخ ‏نه داستان تکرار دوباره، که داستانی همیشه مکرر است. برای حمله ارتش روسیه حمله به خاک گرجستان ‏می‌توان ده‌ها مشابه دیگر در گوشه گوشه‌ی تاریخ جهان یافت كه از قضا بسياري از اين مشابه‌ها در متون ‏تاریخ سرزمين مادري ما نهفته است.‏

دوره‌ی رنسانس اروپایی اگر برای مردم این قاره خوش‌بختی را هدیه می‌کرد اما هم‌زمان برای مردم تمدن ‏آریا در خاور زمین، چونان که براي تمدن‌های باستانی مصر و هند، اسباب رنج و مرارت را همراه داشت. ‏چرخ پرشتاب پیشرفت اروپا استوار بر اندوخته‌های خدادادی فلات ایران بود و به این ترتیب استعمار و ‏مستعمره‌سازی کشورهایی چون ایران رویی نو و تجددی دیگر می‌یافت. در میان چهار قدرت بزرگ دنیا آن ‏روزگار، پای استعمار اسپانيا به سرزمین ما نرسید و ستاره‌ی بخت فرانسه نیز خیلی زود در ایران به ‏خاموشی گرایید، اما بریتانیای کبیر و روسیه‌ی تزاری از دیرباز ایران را مادر چپاول خویش قرار داده بودند ‏تا آن جا که در 1907 سرزمین مادری ما در پیمانی ننگین به دو قسمت شمالی و جنوبی میان استعمار روسیه ‏و استعمار بریتانیا تقسیم شد. این دو در قرن بيستم البته رقیب سومی نیز یافتند و به ويژه، ایالات متحد آمریکا ‏با بازی‌گردانی کودتای سیاه 28 مرداد 1332 و سرنگون ساختن دولت قانونی دکتر محمد مصدق فقید، نام ‏خود را در تاریخ ایران چونان یک قدرت مداخله گر به ثبت رساند، گرچه قیاس نقش آمریکا پس از جنگ ‏جهاني دوم، با سابقه‌ی سراسر سیاه روسیه و انگلیس از قرن نوزدهم به بعد درست نیست. ورق به ورق ‏تاریخ ایران شهادت‌گوی کارنامه‌ی سال‌هاي متمادي چپاول كشور به دست روس و انگليس است. در مقام قیاس ‏اما شاید مام میهن بیش‌ترین آسیب و داغ را از همسایه‌ی شمالی خود دید چه، بریتانیا اگرچه پشت پرده‌ی ‏بسیاری از توطئه‌های خانه‌برانداز ایران در تاریخ را شکل داد، اما اين روس‌ها بودند كه در هر گذری تکه‌ای ‏از سرزمین ایران را نیز به یغما بردند.‏

آن‌ها چه در زمان دیکتاتوری تزاری و چه در زمان استبداد کمونیستی همواره گوشه‌ی چشمی به شمال ایران ‏و توانمندی‌های خاکی و آبی آن داشتند و این خوی چشم‌داشت نه تنها در قرون نزدیک که در وصیت "پطر ‏کبیر" به سال 1610 میلادی جاریست. جانشینان او در پی همین آموزش‌ها، مستمر شمال ایران را مورد ‏تهاجم قرار ‌دادند. این خرده‌كاري‌ها اما در برابر آن چه در قرن نوزدهم خاندان قاجار به تزار بخشیدند،"هیچ" ‏هم نیست. در جنگ نخست، قفقاز و مهم‌ترین بخش آن، گرجستان و در جنگ بعد، ارمنستان و آذربایجان از ‏ایران جدا و به زور سر نیزه از آن همسایه‌ي قلدر شمالی شدند‏‎.‎

پایان داستان ایران و روسیه اما اين جا نیست.1917 و انقلاب اکتبر شاید تنها خاطره‌ی خوشایند ایرانیان از ‏همسایه‌ی خود باشد که سودهای نیک اما کوتاه زمانی را در پی داشت. "چيچيرين" كميسر خارجي دولت ‏انقلابی شوروی به تاريخ 26 ژوئن 1919(5 تير 1298) در نامه‌ای بلندی به دولت ایران تمامی "امتيازات ‏تحصيلي روسيه‌ي تزاري را به صورت يك جا لغو و باطل" اعلام كرد و بندی دیگری هم افزود که می‌توان ‏آن را آرزوی دیرین هر ایرانی دانست: "دولت روسيه از هرگونه مشاركت در تشكيل قواي مسلح در خاك ‏ايران صرف‌نظر مي‌نمايد". جنگ جهانی دوم و توتالیتاریسم استالینی اما به هیچ عهد و پیمانی پای‌بند نبود. ‏ارتش سرخ از شمال وارد ایران شد و برای سال‌ها در ایران ماند و در راه خروج "غائله‌ای" به یادگار ‏گذاشت. "غائله‌ی آذربایجان" بیش از هر تجاوز دیگر روسیه به ایران دردناک و پندآموز است و در نگاهی به ‏این آیینه می‌توان نقشی از "اوستیای جنوبی امروز" را نیز یافت‎.‎

در 21 آذر 1324 "حکومت ملی آذربایجان" به رهبری "جعفر پیشه‌وری" موجودیت خویش را اعلام و ‏جدایی از سرزمین و حکومت مرکزی ایران را تایید کرد. این جمهوری خودخوانده‌ی غیرقانونی مولود بیش ‏از بیست سال ترویج افکار چپ‌گرایانه در ایران و چند سال تلاش پشت پرده‌ی استالین و رفقا برای تجزیه‌ی ‏سرزمین ایران و پیوست کردن آرام آرام این جمهوری‌های کوچک به اتحاد بزرگ شوروی بود. شباهت‌های ‏کنده شدن خیانت‌بار آذربایجان از مام ایران با آن چه که امروز بر گرجستان و اوستیای جنوبی می گذرد، ‏بسیار است. هر چند که 50 سال زمان برخی مولفه‌ها و روش‌ها را دگرگون می‌کند، اما با این وجود بازخواني ‏اين پرونده شايد کمکی باشد در فهم بحران قفقاز و آينده‌ي آن.‏

در پرونده ی غائله‌ی آذربایجان نیز مانند اوستیای جنوبی و آبخازیا، پشت پرده‌ای از کوشش‌های چندین و چند ‏ساله به هدایت و راهبری شخص استالین و دستگاه استبدادی شوروی وجود دارد. خواندن نامه‌ی تاریخی جعفر ‏پیشه‌وری به استالین به خوبی ماهیت بیگانه‌جوی فرقه‌ی آذربایجان را روشن می‌سازد، تا آن جا که رهبر این ‏اقدام ضدملی با درخواست "کمک مخفیانه‌ی تسلیحاتی از استالین" برای "سرنگون ساختن حکومت تهران و ‏برپایی یک حکومت مورد پشتیبانی شوروی یا قطع کامل رابطه با تهران و تشکیل حکومت ملی در ‏آذربایجان" کسب تکلیف می‌کند.‏

اکنون نیز تهاجم نظامی روسیه به خاک گرجستان به‌راستی تنها آخرین زنجیر سلسله پشتیبانی‌های چندساله‌ی ‏‏"پدرخوانده" از شورشیان و تجزیه‌طلبان اوستیای جنوبی و آبخازیاست و پشت پرده‌ی ناآرامی‌های دامنه‌دار ‏این استان‌های گرجی همواره پشتیبانی نامریی روس‌ها وجود داشت. شباهت دیگر این دو رخ‌داد را می‌توان در ‏بهانه‌های قومی و نژادی یافت.جعفر پیشه‌وری پیش از هر چیز دیگری بر "خلق آذربایجان" تاکید داشت؛ چنان ‏چه امروز روسیه نيز در تدارک بهانه‌ای برای تهاجم به گرجستان، نژاد روسی برخی از ساکنان اوستیای ‏جنوبی را نشانه رفته، بی‌آن‌که به ملیت گرجی آن‌ها توجهی داشته باشد. "پوشش خودمختاری" نیز تشابه ‏دیگری است میان غائله‌ی آذربایجان و غائله‌ی قفقاز. پیشه‌وری و هم‌دستان خیانت‌كار او در ابتدا تشکیل یک ‏‏"حکومت محلی بدون وزارت خارجه و خودمختاری در امور داخلی آذربایجان" را هدف شکل‌گیری فرقه‌ی ‏آذربایجان اعلام کردند، چه، نیک می‌دانستند ملیت ایرانی مردمان آذربايجان سدراهی بر تجزیه‌ی‌طلبی آن‌ها ‏خواهد بود. از قضا نیم قرن بعد نیز تجزیه‌طلبان اوستیا و آبخازیا خودمختاری را پوششی برای تجزیه‌ی ‏گرجستان یافته‌اند و آن‌ها نیز به خوبي آگاهند که با وجود روس بودن نیمی از مردم اوستیا باز هم بسياري از ‏آن‌ها به هویت گرجی خود پای‌بندند آن قدر که در برابر دوربین‌ها پاسپورت روسی خود را به آتش بکشند. هم ‏چنان که فرقه‌ی آذربایجان به حجاب خودمختاری پای‌بند نماند، تجزیه‌طلبان اوستیای جنوبی نیز نشان داده‌اند ‏که با هدایت دولت روسیه،خودمختاری مساله آن‌ها نیست و جدایی از گرجستان هدف نهايي را تشکیل می‌دهد ‏و این هدف نهایی البته برای روسیه نقطه‌ی توقف نخواهد بود. واکاوی دوباره‌ی کنش‌های سیاسی ده سال اخیر ‏این کشور می‌تواند بیان‌گر آن باشد که تنها گذاردن گرجستان در غائله‌ی اوستیای جنوبی و آبخازیا چه ‏پیامدهای وخیمی بر جای خواهد گذارد. بی‌تردید روسیه از تجاوز نظامی خود و رودرویی آشکار با جامعه‌ی ‏جهانی به چیزی بیش از جدایی یک استان گرجی می‌اندیشد و این اندیشه‌ی شوم شاید رویای کابوس‌وار شکل ‏دادن دوباره‌ی اتحاد شوروی در پوستینی تازه باشد،رویایی که بلندپروازی آن،امروز در گرو چگونگی پایان ‏غائله‌ی قفقاز است.‏

این امید اما هنوز نفس می‌کشد که شباهت‌هاي این غائله با غائله‌ی آذربایجان سرنوشتي مشابه را نيز رقم زند. ‏سرانجام پيشه‌وري و حكومت آذربايجان ملي وي گريختن به شوروي و مرگ در تركيه بود. تنها يك سال پس ‏از روزي كه با داغ و درفش و ساز و دهل آذربايجان از ايران جدا كردند، شوروي در برابر خواست حكومت ‏ايران و فشار قدرت‌هاي پس از جنگ جهاني دست‌ها را بالا برد و به اين ترتيب حكومت وابسته به بيگانه ‏فرجامي به‌تر از فروپاشي و مرگ زودرس نيافت. اكنون هم گرچه اين روزها در كرملين مشت‌ها گره كرده و ‏از پيروزي سخن مي‌گويند، اما اندكي ديگر غائله‌ي قفقاز شايد بدل به تجربه‌اي به‌تر از غائله‌ي آذربايجان ‏نشود. تنها اندکي پس از تجاوز به خاک گرجستان، پوتين و رييس‌جمهور برگزيده‌ي وي ناچار به بازگرداندن ‏ارتش خويش به مرزهاي كشور خود شده‌اند، هرچند پس لرزه هاي اين حمله، همچنان باقي است....‏

و اين چنين تاریخ همآره در تكرار است؛ بسياري آن را مي‌خوانند و پند مي‌گيرند تا آزموده‌ها را دوباره ‏نيازمايند. اما گويي آن‌ها كه در همسايه‌ي شمالي ما به قدرت مي‌رسند،تاريخ‌دانان و تاريخ‌خوانان خوبي نيستند ‏تا از اشتباه گذشتگان درس گيرند‎.‎

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

احمدي نژاد و مبارزه با روحانيت!؟

عيسي سحرخيز ‏ Aftab_iran@yahoo.com -

saharkhiz.jpg

در شرايطي كه طرفداران آيت الله خامنه اي حرف هاي ضد و نقيضي در خصوص چگونگي اعمال ولايت، ‏دامنه ي نفوذ و اقتدار رهبر ايران بر "روحانيت"، "اركان نظام"، "دولت احمدي نژاد" و ... مطرح مي كنند، ‏دوستان اصلاح طلبي فارغ از تعهد خويش به حمايت همه جانبه از "حقوق بشر" و "آزادي عقيده و بيان"، نقد ‏و اعتراض به جريان هاي اقتدارگرا بابت حمله و توهين به "مراجع" و "روحانيت" را عملي خطا و دور از ‏عقل سياسي مي دانند.‏

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

تا از آمريکا چه آورد

مسعود بهنود m.behnoud@roozonline.com -

po_masoud_01.jpg

با نماز جمعه هفته گذشته تهران، يک بار ديگر قدرت حکومت به رخ مخالفان کشيده شد، و اين در آستانه روز قدس و ‏سفر رييس جمهور به آمريکا از حساسيت خاصي برخوردار بود. حالا براي منقدان دولت همين مانده که سخن رهبر ‏را که گفته است "همدلي با مردم اسرائيل حرف دولت نيست"، بگذارند کنار سخن احمدي نژاد در مصاحبه مطبوعاتي ‏اش که گفت "حرف مشائي حرف من و دولت است" تا بلکه از اين ميان تضادي حادث شود. اما اين خرج دو روز ‏رسانه هاست فايده اي بر آن مترتب نيست.‏


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

‏«آقايان» عزيزند اما در خانه!

نوشابه اميري nooshabehamiri@yahoo.com - 

noshabehamiri.jpg

نوشابه اميري
nooshabehamiri@yahoo.com

در صحنه پر ماجراي سياست ايران، و در پس همه دودهايي که به راه مي افتد تا چشم، چشم را نبيند، موضع گيري ‏روز جمعه آيت الله خامنه اي در مورد سخنان رحيم مشايي و دوست داشتن "ملت اسراييل" و حمايت محمود احمدي نژاد ‏از معاون خود، اگر چه در ظاهر به دو سوي مختلف مي رفت، اما در واقع بر يک داستان، تاکيد داشت: ساکت! خودمان ‏تصميم مي گيريم.‏

آيت الله علي خامنه اي در نماز جمعه تهران، سخنان رحيم مشايي در باره دوستي با مردم اسرائيل را اشتباه دانست و ‏گفت: "يک نفر پيدا مي شود در باره مردمي که در اسرائيل زندگي مي کنند، اظهار نظر مي کند، البته اين اظهار نظر ‏غلطي است. اينکه گفته مي شود ما با مردم اسرائيل هم مثل مردم ديگر دنيا دوستيم، اين حرف درستي نيست." و ‏همچنين اينکه "اين موضع دولت جمهوري اسلامي هم نيست."‏

آن هم درست ساعاتي پس از آنکه احمدي نژاد گفته بود: "حرف آقاي مشايي حرف دولت است و حرف روشني است." ‏حال لابد به روال سي سال گذشته که آقايان حرف هاي خود را گفته اند و ديگران، هر کس از ظن خود، يار گشته است ‏با اين و آن، بايد اين دو تيتر را مقابل هم گذاشت و نتيجه گرفت که: آقا از رئيس جمهور ناراضيست.‏

من اما مي خواهم اين بار از ظن تجربه، با اين سخنان يارشوم و ديگر جملات کليدي آقايان خامنه اي و احمدي نژاد را ‏بازخواني کنم. آيت الله خامنه اي در پس تنبيه کلامي آقاي مشايي اما تنبيه همه آن 50 آيت الله عضو مجلس خبرگان، ‏همه آن 200 نماينده مجلس، همه روحانيون مجلس، همه مخالفان رئيس آقاي مشايي، يعني احمدي نژاد را مد نظر ‏دارد. او به نوشته ايسنا "عكس‌العملهاي مستمر درباره اظهار نظر غلط درباره مردم اسرائيل را كاري بيهوده‎ ‎و ‏التهاب‌آفرين" مي خواند و مي گويد: "اين حرف غلط تمام شده است و نبايد دنبال اينجور‎ ‎مسائل كوچك و پوچ را گرفت ‏و آن را ادامه داد‎.‎‏"‏

به عبارت ديگر: آقاي مشايي يک غلطي کرد، اما شماساکت!‏

و اين "شما" همان کساني هستند که محمود احمدي نژاد وقتي از وي نظرش را در باره موضع گيري برخي مراجع ‏تقليد ـ و اتفاقا همگي از جناح راست ـ درباره لزوم برکناري آقاي اسفنديار رحيم مشايي مي پرسند، به صراحت تعريف ‏شان مي کند. او با اشاره به اينکه "براي مراجع احترام قائل است" مي افزايد: "تصميمات دولت مستقل از ‏اظهارنظرهاي افراد گرفته مي‌شود، حتي اگر آن افراد محترم و عزيز باشند." ‏

و اين لپ کلام است که رهبر جمهوري اسلامي صورت کلي اش را مطرح مي کند و رئيس جمهور وي مصداقش را.‏
سخناني که اگر در روزگاري ديگر توسط کساني ديگرمطرح مي شد، حداقلش راه افتادن کفن پوشاني بود که در دوران ‏آقاي احمدي نژاد به دلايل پيدا و ناپيدا، ديگر نه غيرت اسلامي شان به جوش مي آيد و نه از خاصيت "خودجوشي" ‏شان چيزي باقي مانده است.‏

به ديگر سخن، امروز روزبازگشت "مراجع عزيز" به خانه است. تاريخ مصرف آنان تمام شده. حکومت، رئيس و ‏صاحب دارد و پشتوانه اش هم حزب پادگاني مخفي. اين سخن برخلاف گفته برخي به معناي مقابله با روحانيت و شايد ‏در دراز مدت جدايي دين از حکومت نيست؛ برعکس. سخن دقيقا بر سر حکومت ديني است، اما از نوع "يک نفره" ‏اش و با کارپردازي همانان که سخنگويي خويش را در اين مقطع به محمود احمدي نژاد سپرده و يک دوره 4 ساله ‏ديگر نيز برايش تدارک ديده اند. دوره اي که قرار است حکومت ديني"يک نفره" به کمک پادگانچي ها و عدليه چي ‏هايي از نوع سعيد مرتضوي، به تمامي استقرار يابد و ته مانده صداهاي معترض را نيز در حنجره ها خفه کند. ‏

نه! سخنان آقاي احمدي نژاد که به پشتوانه رهبري فقيه ادا مي شود، پايان حکومت ديني نيست؛ آغاز سرديست که تنها ‏چراغ آن قرار است در يک جا بسوزد:خانه ولي مطلقه فقيه. هر چند خانه اي که تجربه ايراني مي گويد در آن نيز ‏جنگ، سنگر به سنگر ادامه خواهد يافت؛ شايد وقتي ديگر. ‏


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مجمع، تصميم رييس جمهور را لغو کرد

شوراي پول و اعتبار زنده مي شود -

‏‎
حميد احدي

همزمان با اظهار نظر وزير کشور در مورد لزوم دخالت شوراي امنيت کشور براي گشودن قفل هاي بانک مرکزي، ‏آشکار شد که با اتمام بررسي هاي مجمع تشخيص مصلحت نظام و تاييد مجلس و دولت، شوراي پول و اعتبار تا پايان ‏پاييز، با وجود مخالفت دولت دوباره احيا مي شود.‏

علي کردان وزير کشور که کم کم در عرصه تصميم گيري ها حاضر شده و از لاکي که با جنجال مدرک تحصيلي اش ‏در آن خزيده بود بيرون آمده است، اخيرا اعلام داشت که به نظر وي بايد شوراي امنيت کشور وارد صحنه شود و قفل ‏بانک مرکزي گشوده شود تا موسسات و شرکت ها موفق به دريافت تسهيلات بانکي شوند. اما به نوشته روزنامه هاي ‏اول هفته تهران، در پي بيان اظهارات فوق و به دنبال آن که رييس جمهور احمدي نژاد خبر داد که از نيمه دوم سال ‏دولت قصد دارد طرح تحول افتصادي را به اجرا بگذارد، رئيس کميسيون اقتصادى مجلس از بررسى احياى شوراى ‏پول و اعتبار در مجمع تشخيص مصلحت نظام و همچنين ارائه پيش‌نويس لايحه تحولات اقتصادى به مجلس در جلسه ‏روز سه‌شنبه کميسيون ويژه خبر داد. ‏

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

معاون عمليات قرارگاه فتح کشته شد

در يک درگيري مسلحانه در اطراف زاهدان -

شروين اميدوار

طي درگيري مسلحانه اي در منطقه نصرت آباد زاهدان، سرتيپ پاسدار محمد سرگلزايي معاون عمليات قرار گاه ‏فتح و 3 مامور ديگر اين نيرو کشته شدند.‏

معاون اجتماعي فرماندهي نيروي انتظامي در سيستان و بلوچستان به خبرگزاري فارس گفته است اين درگيري ‏شامگاه پنج شنبه گذشته و در جريان پاك سازي منطقه نصرت‌آباد زاهدان رخ داده است.‏

خبرگزاري فارس به نقل از صلاح عسگر پور از طرف مقابل درگيري تحت عنوان کلي "ستيزه جويان مسلح ‏منطقه" نام برده و نوشته: "در اين درگيري كه ستيزه جويان مسلح به محاصره ماموران نيروي انتظامي درآمده ‏بودند با آنان درگير شده و با تنگ شدن عرصه با به جاي گذاشتن تعدادي كشته و مقاديري متنابهي سلاح و مهمات ‏متواري مي‌‌شوند."‏

اين مقام نيروي انتظامي همچنين خبرداد که طي درگيري هاي چند روز اخير سه مامور ديگر اين نيرو نيز کشته ‏شده اند.‏

در حالي که نکويي فرمانده نيروي انتظامي استان سيسان و بلوچستان و فرمانده قرار گاه فتح در ساعات اوليه طي ‏گزارشي از درگيري مسلحانه در حوالي زاهدان اعلام کرد: "در اين عمليات سرتيپ دوم پاسدار محمد سرگلزايي ‏معاون عمليات قرارگاه عملياتي فتح به درجه رفيع شهادت نائل شد"، اما مقام فرمانده جان باخته نيروي انتظامي که ‏با درجه سرتيپ دوم سپاه پاسداران معاون عملياتي قرارگاه فتح را بر عهده داشت، ساعتي پس از انتشار از سوي ‏رسانه هاي رسمي کشور سانسور شد.‏

خبرگزاري فارس، معاون قرار گاه فتح را "يك نفر از عوامل نيروي انتظامي استان" و روزنامه کيهان نيز اين ‏فرمانده را "يكي از فرماندهان" محلي نيروي انتظامي معرفي کرد.‏

هويت سه مامور ديگر که طي اين درگيري ها که خبرگزاري ايرنا از ادامه آن خبر داده، اعلام نشده است.‏

‎‎درگيري هاي دامنه دار‎‎

درگيري هاي مسلحانه از 3 سال پيش تاکنون در استان سيستان و بلوچستان اوج گرفته است. يک گروه مسلح بلوچ ‏به نام جندالله که رهبري آن را عبدالمالک ريگي بر عهده دارد مسووليت بخشي از اين درگيري ها را بر عهده ‏گرفته است. اين گروه، در کنار حملات مسلحانه، اقدام به گروگان گيري نيز مي کند و در مواردي گروگان هاي ‏خود را، با الگوگيري از شيوه هاي تبليغاتي القاعده، در جلوي دوربين سر بريده است.‏

انفجار بمب در کنار اتوبوس حامل ماموران سپاه پاسداران، و چند درگيري مسلحانه در جاده هاي سيستان و ‏بلوچستان از جمله درگيري هاي مسلحانه گروه ريگي در اين استان است که ده ها کشته برجا گذاشته است.‏

سپاه پاسداران و نيروي انتظامي با ايجاد دو قرار گاه "رسول اکرم" و "فتح" به اين درگيري ها واکنش نشان داده ‏و در مواقعي با استفاده از جنگ افزارهاي سنگين به عمليات نظامي عليه ناراضيان بلوچ دست زده اند.‏

مقامات انتظامي و امنيتي به دليل حضور باندهاي قاچاق مواد مخدر در سيستان و بلوچستان تاکنون از عنوان کلي ‏‏"اشرار و قاچاقچي" براي ناراضيان بلوچ و گروه مسلح عبدلمالک ريگي را نيز استفاده مي کنند. اين اتلاق، ‏ظاهرا از آنجا در بيانيه هاي نيروهاي مسلح کاربرد يافته که بخش بزرگي از درگيري هاي مسلحانه در سيستان و ‏بلوچستان، ميان باندهاي قاچاق موادمخدر و ماموران حکومتي است.‏

جانشين فرمانده نيروي انتظامي چندي قبل به خبرگزاري ها گفت که در 5 ماه اول امسال " 178 نفر از قاچاقيچان ‏به دست ماموران نيروي انتظامي کشته شده اند، و در اين مدت تعداد عمليات هاي صورت گرفته شده عليه ‏قاچاقچيان 95درصد ،تلفات قاچاقچيان و اشرار 62درصد و تعداد زخمي هاي آنها 47 درصد افزايش نشان مي ‏دهد."حسين ذوالفقاري همچنين گفته بود "7 نفر از ماموران پليس نيز در اين مدت کشته شده اند."‏

‎‎مردمي در فقر مي سوزند‏‎‎

استان سيستان و بلوچستان 2ميليون و 742 هزار نفر جمعيت ، و داراي مرزي 1100 کيلومتري با دو کشور ‏پاکستان و افغانستان است.‏

بخش اعظم جمعيت اين استان سني و بلوچ هستند و فقر و بيکاري در آن از حد هشدار گذشته است. به رغم اين که ‏سيستان و بلوچستان 3 سال پيش به عنوان دومين مقصد سفرهاي استاني احمدي نژاد تعيين شد، اما به گفته نماينده ‏زاهدان در مجلس"بيكاري در استان‎ ‎بي‌داد مي‌كند. آمارهايي كه ارائه مي‌دهند غير واقعي است. نرخ بيكاري در ‏استان بيش‎ ‎از 25 درصد است. اگر قبلا بيكار بي‌سواد داشتيم، حالا در هر خانواده چندين باسواد‏‎ ‎بيكار هستند‎.‎‏"‏

بي توجهي دولت به حل مشکلات سيستان و بلوچستان حتي اعتراضات حاميان دولت احمدي نژاد را نيز برانگيخته ‏است. حسينعلي شهرياري، نماينده زاهدان در مجلس هشتم، هفته گذشته طي نطق پيش از دستور در مجلس خطاب ‏به احمدي نژاد گفت: " آقاي رييس جمهور سواره از پياده و سير از گرسنه خبر ندارد. به‎ ‎خدا قسم مردم استان ما ‏از فقر و محروميت با مرگ تدريجي دست و پنجه نرم مي‌كنند‎. ‎‏ تورم با مردم كاري كرده كه برخي نمي‌توانند در ‏طول چند ماه يك وعده گوشت مصرف كنند."‏

برخي اقدامات انتقام جويانه از سوي مقامات محلي نيز طي ماه هاي اخير استان سيستان و بلوچستان را تا مرز ‏آغاز يک نزاع مذهبي پيش برده است.‏

تخريب مدرسه مذهبي اهل سنت، بازداشت گسترده فعالان اجتماعي و شماري از روحانيان سني، تلاش دولت براي ‏در دست گرفتن امور مدارس اهل سنت، اعدام يعقوب مهرنهاد فعال اجتماعي و وبلاگ نويس اهل زاهدان و ‏صدور حکم 5 سال زندان براي برادر نوجوان وي، و پيشتازي دادگستري سيستان و بلوچستان در اجراي احکام ‏اعدام از جمله اين موارد است

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

انتقاد ناطق نوري ازادعاي ارتباط با امام زمان - ]

nateghnoru785.jpg

البرز محمودي

در حالي که محمود احمدي نژاد همچنان اصرار دارد مديريت دولت نهم را تحت امر امام زمان بداند و "دست مديريت ‏امام" را در دستآورد هاي دولت ببيند ، روز گذشته علي اکبر ناطق نوري در اظهاراتي انتقادي خواستار توقف اينگونه ‏مباحث شد و حتي تاکيد کرد: "هر كس بگويد من خبر دارم كه آقا چه موقع ظهور مي‌كند دروغ مي‌گويد و هر كس ادعا ‏مي‌كند كه ارتباطي دارد و مي‌داند آقا همين روزها يا سال‌ها ظهور مي‌كند مزخرف مي‌گويد."‏

در آييني که همزمان با نوزدهمين روز ماه رمضان در محل مقبره آيت الله خميني برگزار شد ، در شبي که غير از مردم ‏عادي ، برخي چهره هاي روحاني نزديک به اصلاح طلبان هم پاي منبر بودند ، علي اکبر ناطق نوري در سخناني ‏انتقادي گفت: "هر كس بگويد من خبر دارم كه آقا چه موقع ظهور مي‌كند دروغ مي‌گويد و هر كس ادعا مي‌كند كه ‏ارتباطي دارد و مي‌داند آقا همين روزها يا سال‌ها ظهور مي‌كند مزخرف مي‌گويد. بعد هم آمده است كه عده‌اي به دروغ ‏ادعاي ديدن و ارتباط با امام زمان را مطرح مي‌كنند. هر كس ادعا كند كه من آقا را ديده‌ام و با او ارتباط دارم و آقا به ‏من پيغام داده است، دروغگوست‎.‎‏"‏

خبرگزاري ايسنا در حالي سخنان ناطق نوري را منعکس کرده که سايت خبري انتخاب نيز با انعکاس اين سخنان ، آنها ‏را "انتقاد ناطق نوري" خوانده است و در بخشي به نقل از وي با بيان اينكه "آدم در اين جامعه گاهي‎ ‎مي‌خواهد از ‏غصه گريه كند"، آورده است: "يك انسان عوام كه حتي بلد نيست قرآن را‎ ‎از رو بخواند چهره‌اي براي خود درست ‏مي‌كند و محاسني مي‌گذارد و شالي‎ ‎مي‌اندازد و بعد هم ما زيبايي و نورانيتي در او مي‌بينيم و چون خيلي‎ ‎زيباست ‏مي‌گوييم، خودش است. من نمي‌فهمم اين مسائل يعني چه؟ يك مشت كلاش و‎ ‎حقه‌باز اين كارها را مي‌كنند‎.‎‏"‏

وي در ادامه سخنان خود که شنوندگاني چون سيد حسن خميني، موسوي بجنوردي، مجيد انصاري، قدرت‌الله عليخاني، ‏سيدمحمدعلي ابطحي، سيد محمود دعايي، محمدعلي انصاري، حميد انصاري، محسن رضايي، محمدرضا تابش، حسن ‏قشقاوي و عزت‌الله ضرغامي و...‏‎ ‎‏ داشت همچنين اظهار داشت: "برادران و خواهران‎! ‎بهترين راه، راه امامان معصوم ‏است و بعد از ائمه‌ي معصومين جانشين آنها علما هستند. شما زندگي ائمه را ببينيد. آيا آنها و حتي شخص رسول خدا از ‏اين ادعاهايي كه برخي افراد الان مطرح مي‌كنند مطرح مي‌كردند؛ ائمه‌اي كه از همه چيز خبر داشتند و در روايات آمده ‏است كه «اگر اراده كنيم همه چيز را مي‌دانيم». هيچ‌گاه امامان با اصحاب خود اين‌طور برخورد نمي‌كردند كه بگويند ‏من خبرهايي دارم و ارتباط با يك جاهايي دارم؛ برخي افراد دكان باز كرده‌اند."‏

رييس دفتر بازرسي مقام رهبري با مقايسه گفتمان برخي ها با گفتمان آيت الله خميني ، يادآور شد: "چه كسي مي‌تواند از ‏امام نزديك‌تر باشد؟ تمام زندگي امام را ببينيد و بشنويد‎. ‎امام از اين مسائل و ادعاها نداشت و اصلا چنين مسائلي را قبول ‏نداشت‎. ‎اخيرا به استاني رفته بودم. به من گفتند در اينجا محلي درست شده كه جمكران دوم است. چرا كه شخصي در ‏اينجا خوابي ديده و دستور داده‌اند در اينجا بنايي بسازند. من از آنها خواهش كردم اين بساط را جمع كنند؛ چرا كه خواب ‏حجت نيست و اين كارها براي اعتقادات مردم ضرر دارد."‏

اين چهره سرشناس محافظه کاران که پيش از اين در انتقاد از برنامه هاي اقتصادي دولت احمدي نژاد سخن گفته بود ‏بخش پاياني سخنان خويش را نيز به انتقادي صريح تر از ادعاهاي مذهبي دولت نهم اختصاص داد و گفت: "گاهي هم ‏گفته مي‌شود امام زمان دستور داده است. در اينكه اين كشور، كشور امام زمان ، كشور شيعه و جمهوري اسلامي است ‏و قوانين آن بر مبناي اسلام است، شكي نيست؛ ولي به اين معنا نيست كه هر كاري كه مي‌كنيم پس مال اوست؛ چرا از ‏امام زمان خرج مي‌كنيم؟ ما حتي مي‌گوييم از اسم مقام معظم رهبري هم نبايد خرج كنيم كه مبادا نام او را تخريب كنيم، ‏ولي عده‌اي درباره‌ي امام زمان كه از او بالاتر است، چنين كاري مي‌كنند‎.‎‏ وقتي كارهاي ما به اسم امام زمان تمام شود ‏مردم مي‌گويند لابد وقتي آقا هم بيايد همين‌طور مديريت مي‌كند؛ پس بهتر است. من اين مسئله را بسيار خطرناك مي‌بينم ‏و بسيار ضرر دارد. خواهش من به عنوان يك طلبه‌ي كوچك اين است كه سراغ هر شيادي نرويد، راه ائمه را از علما ‏بياموزيد؛ چرا كه مسير درست را عالمان و كارشناسان ديني تعيين مي‌كنند نه هر كسي‎. ‎‏"‏

‎‎احمدي نژاد و باورهاي امام زماني‎‎

انتقادات شنبه شب ناطق نوري از انديشه هاي مذهبي دولت نهم در حالي صورت گرفته است که محمود احمدي نژاد از ‏زمان روي کار آمدن "تسريع ظهور امام مهدي"، امام دوازدهم شيعيان، را الگوي سياسي دولت خود قرار داده است‏‎.‎‏ با ‏اينحال اختلاف نظر او با بسياري از علماي مذهبي زماني بروز کرد که فروردين امسال در سخنراني مشهد قسم خورد ‏که دست امام مهدي را در همه امور مي بيند.او حتي "موفقيت" سخنراني در دانشگاه کلمبياي نيويورک را، عليرغم ‏آنچه مانع تراشي سياستمداران آمريکايي خواند، ناشي از ياري امام زمان دانست و تاکيد کرد که با مديريت امام زمان ‏‏500 ميليون نفر سخنان او را از تلويزيون ديده اند‎. ‎

احمدي نژاد البته در آن سخنان هرگونه ادعايي داير بر داشتن "ارتباط مستقيم" با امام زمان را انکار کرد اما هسته اي ‏شدن ايران را "بالاترين معجزه تاريخ معاصر" خواند که با کمک امام دوازدهم ممکن شده و پيروزي انقلاب اسلامي را ‏نيز به ‏‎"‎امام مهدي" نسبت داد‎.‎‏ وي همچنين ايران را پيروز جنگ عراق دانست و آن را نيز به امام مهدي نسبت داد‏‎.‎‏ ‏احمدي نژاد در ميان سخنان خود تکرار کرد: "به خدا ما دست مديريت امام را در اين صحنه مي بينيم‎."‎

اين سخنان احمدي نژاد با انتقادات زيادي همراه شد و حتي به گزارش سايت روزنامه آفتاب ، آيت الله الله بداشتي نماينده ‏سابق مجلس و عضو شوراي مرکزي مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم خواستار استيضاح رئيس جمهور از ‏سوي مجلس شد. ‏

با اين حال نه تنها احمدي نژاد از سخنان خود کوتاه نيامد بلکه دو ماه بعد در مشهد از آنها دفاع کرد. تاکيد احمدي نژاد ‏بر اظهارات اينچنيني موجب شده تا بار ديگر در هفته هاي اخير برخي مقام هاي مذهبي و مسوول بر عليه او موضع ‏گيري کنند. غير از اکبر هاشمي رفسنجاني ، رئيس مجلس خبرگان رهبري که معتقد است "مسائل مربوط به امامت نبايد ‏به صورت سطحي در کشور مطرح شود" ، علي لاريجاني ، رييس مجلس هشتم نيزبه کنايه به دولت گفته است: "نبايد ‏زماني که کم مي‌آوريم همه چيز را به خدا و پيغمبر ارتباط دهيم."

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ترديدها درباره اقدام نظامي عليه ايران

هرالد تريبون و گزارش گروه مطالعاتي آمريکا درباره ايران -

‏‏ahmadibush.jpg

بري شوايد

گروه مطالعاتي تحت حمايت دو حزب اصلي آمريکا چنين نتيجه گيري کرده که هر چند رئيس جمهور بعدي ‏آمريکا براي تدارک حمله نظامي به ايران به اندازه کافي عاقل خواهد بود، اما حتي يک حمله موفق نيز نمي ‏تواند جلوي توسعه برنامه هسته اي ايران بگيرد. ‏

در گزارش مرکز سياسي دو حزب آمريکا که تحت سرپرستي دانيل کوتز سناتور جمهوري خواه از اينديانا و ‏چارلز راب سناتور دموکرات از ويرجينيا آماده شده، گفته شده که راهکار ديپلماتيک و تحريم هاي اقتصادي ‏سخت تري که صنايع نفت و گاز ايران را هدف مي گيرد، نتيجه بخش تر خواهند بود. ‏

در اين گزارش آمده است: "ترتيب دادن حمله نظامي، يک گزينه امکان پذير است و مي بايست به عنوان ‏آخرين راه حل براي به تعويق انداختن توسعه هسته اي ايران درنظر گرفته شود."‏

رئيس جمهور آينده آمريکا مي تواند به اين نتيجه برسد که ريسک انجام يک حمله نظامي کمتر از خطرات ‏ناشي از استيلاي ايران مجهز به سلاح هسسته اي بر خليج فارس و احتمالاً حمله جهت نابودي اسرائيل است. ‏
گروه مطالعاتي اعلام کرده ارتش آمريکا قادر به ترتيب دادن يک حمله ويران کننده عليه زيرساخت هاي هسته ‏اي و نظامي ايران است و اين احتمالاً قدرتمندتر از چيزي است که رهبري ايران تصور مي کند. اين حمله مي ‏تواند برنامه هسته اي ايران را تا حد قابل توجهي به عقب بياندازد.‏

‏"به نظر مي رسد انجام اقدام نظامي، به ايجاد تأخير در توسعه برنامه هسته اي منجر شود و خطر اقدامات ‏تلافي جويانه را دربر داشته باشد ... که خود به سرعت تبديل به جنگي تمام عيار خواهد شد، مگرآنکه درقالب ‏حملات مکرر در برابر بازسازي مراکز باشد."‏

اين گزارش در ادامه آورده است هرگونه حمله نظامي آمريکا با خطراتي همراه خواهد بود. از جمله اين ‏خطرات، تجديد قواي ايران حول "حکومت بي ثبات و تندروي ايدئولوژيک" خود و تحريک گسترده حزب الله ‏و حماس به موشک باران اسرائيل است.‏

‏ علي رغم اينکه يک بمباران موفق مي تواند توسعه هسته اي ايران را با تعويق روبرو کند، ولي اين کشور ‏به هرترتيب قادر به حفظ توان هسته اي خود خواهد بود. اين گزارش توصيه کرده آمريکا مي بايست آماده ‏حمله به مراکز مخفي هسته اي نيز باشد که قبلاً ناشناخته بودند، تا به اين ترتيب ايران نتواند برنامه خود را از ‏سربگيرد.‏

توسعه هسته اي ايران احتمالاً برجسته ترين تهديد استراتژيک را متوجه دولت بعدي آمريکا خواهد کرد: ‏تهديد منطقه خليج فارس و منابع عظيم نفتي در آن، شعله ور شدن اشاعه تسليحاتي در سرتاسر خاورميانه و ‏نيز بي ثبات کردن عربستان سعودي و ساير کشورهاي منطقه.‏

دولت بوش درحاليکه همواره گزينه نظامي را بر روي ميز نگه داشته است، از گفتگو با ايران تحت شرايطي ‏خاص سخن مي گويد.‏

رويکرد جان مک کين نامزد رياست جمهوري از حزب جمهوري خواه نيز همين گونه است. او بر باقي ‏نگهداشتن گزينه نظامي تأکيد دارد. اما باراک اوباما نامزد حزب دموکرات از گفتگوهاي بدون پيش شرط با ‏ايران سخن مي گويد. با اينحال، او نيز گزينه نظامي را کنار نگذاشته است. ‏

منبع: هرالد تريبون- 19 سپتامبر ‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ذوق زدگی زود هنگام

از نتیجه نشست مقدماتی قطعنامه چهارم

سفیر ج. اسلامی در فرانسه: حمله به ایران، یعنی آغاز جنگ سوم جهانی

 

اجلاس مقدماتی نمایندگان گروه 1+5 که در تدارک جلسه وزرای خارجه این شش کشور و در آستانه گشایش مجمع عمومی سازمان ملل تشکیل شده بود، با این خبر به کار خود پایان داد که روسیه و چین با تشدید تحریم های اقتصادی علیه ایران موافق نیستند. این خبر با ذوق زدگی بسیار و بعنوان یک موفقیت دیپلماتیک در ایران انتشار یافت.

این درحالی است که اولا این جلسه در مقام تصمیم گیری نبود و صرفا مشورتی بود، دوم این که طبیعی بود که در آستانه گشایش مجمع عمومی سازمان ملل که احمدی نژاد نیز قرار است درآن سخنرانی کند، بحث تحریم وارد جزئیات نشود و دنباله آن به بعد از شنیدن سخنرانی های سران و نمایندگان قدرت های جهانی و جلسه وزرای خارجه واگذار شود.

این نکات همه واضح تراز آنست که نیاز به تفسیر داشته باشد. اما آن نکته ای که در پایان این جلسه نگرانی ها را تشدید کرده، اخباری که در باره "حمله غافلگیرانه" به ایران انتشار یافته است. بویژه پس از انتشار این خبر از قول "سولانا" همآهنگ کننده سیاست خارجی اتحادیه اروپا که نه تنها گزارش اخیر سازمان انرژی اتمی را به سود ایران ارزیابی نکرد، بلکه روند اوضاع را نگرانی آور اعلام داشت.

شاید مصاحبه علی آهنی سفیر جمهوری اسلامی در فرانسه متاثر از همین واقعیات باشد. مصاحبه ای که روز گذشته خبرگزاری های داخلی آن را منتشر کردند. آهنی در مصاحبه خود گفت:

آمریكا و اسرائیل باید مسوولیت نتایجی را كه حمله به ایران بدنبال خواهد داشت و موجب بروز جنگ جهانی سوم خواهد شد، بپذیرند.

علی آهنی در باره مناسبات فرانسه با جمهوری اسلامی که حوزه ماموریت اوست نیز گفت:

متاسفانه سیاست‌های فرانسه امروز در هم‌سویی با سیاست‌های آمریكاست و این كشور مواضع تندتری را در قبال ایران در پیش گرفته است و بعد از گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی، می‌بینیم اولین كشوری كه بیانیه می دهد و دیگران را ترغیب به تشدید مجازات‌ها می‌كند این كشور است. اما از طرفی می‌بینیم بین بیانیه فرانسه و اتحادیه اروپا تفاوت‌هایی وجود دارد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مصاحبه محمد خاتمی منتشر شده در پایگاه "بنیاد باران"

روی حرف های حساب نشده

نام"دیپلماسی فعال" نگذارید!

قبل از آنکه به نتیجه انتخابات امریکا بیاندیشیم، باید به انتخابات در کشور خودمان بیاندیشیم و فکری برای نان و اشتغال، حق و حقوق مردم و آینده آنها باشیم!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ادعای کاخ سفید!

کاخ‌سفید با صدور بیانیه‌ای، یکی از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران بنام "عبدالرضا شهلائی" قائم مقام فرماندهی نیروهای قدس معرفی کرده و او را از عوامل انفجارها در عراق اعلام داشت. دراین بیانیه، سردار شهلائی هدایت کننده مقتدا صدر و جیش المهدی او معرفی شده  و انفجار 20 ژانویه 2007 که منجر به کشته شدن سربازان آمریکایی در کربلا شد را به وی نسبت داده است

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

اعتصاب رانندگان و کامیونداران

درجاده خرمشهر- پایانه اهواز

فعالان حقوق بشر در ایران، گزارشی تصویری از اعتصاب بیش از 1700 راننده و کامیونداران اهواز منتشر کردند. بموجب این گزارش، از اعتصاب رانندگان و کامیونداران  دو هفته می گذرد اما هنوز مقامات دولت به سه خواسته آنها پاسخ نداده اند.

اعتصابیون خواهان رسیدگی به وضعیت اعلام بار با نظارت دولت بر باربری ها، راه اندازی مجدد سندیکای باربری که از 14 ماه پیش به حالت تعلیق درآمده است و رسیدگی به وضعیت رفاهی و امکاناتی خود هستند. رانندگان با بیش از 600 کامیون در جاده سه راه خرمشهر به مسير پايانه حمل و نقل اهواز به طول تقريباً 3 کيلومتر به اعتصاب خود ادامه می دهند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم*** گویی شکست شیر را از موش باور میکنم*** وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم*** من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم*** وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند*** وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم*** بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن*** با تخت جمشید کهن من عمر را سر می کنم***

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

يا وارد زمين نشويد، يا قاعده بازی را بپذيريد! بابک داد

بابک داد

عقل سليم حکم می کند که اصلاح طلبان در يک حرکت جمعی، تلاش و يا به قول سعيد حجاريان "فداکاری و ايثار" کنند تا قانون فعلی انتخابات تغيير کند و يا اين که با وجود اين قانون، از شرکت در اين رقابت ها خودداری کنند و اساسا" وارد زمينی نشوند که قرار است ببازند

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

آقای خامنه ای، به خاطر خدا بس کنيد اين بازی را، نيما راشدان

نيما راشدان
ظاهرا دعوای اساسی بر سر رهبری جهان بی نوای اسلام است و فاجعه ای که گفتم دقيقا همين جاست: "خامنه ای و بن لادن يک مسابقه رهبری جهان اسلام راه انداخته اند"، هر يک ديگری را متهم به مزدوری برای آمريکا می کند، با دليل و مدرک
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

Imageبه گزارش "الف" از پولیتیکو از آژانس خبری یهود واقع در نیویورک، در حالی که جلب آرای یهودیان ساکن ایالات متحده در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا اهمیت زیادی پیدا کرده است، سارا پیلین در سخنرانی علیه دکتر احمدی نژاد در نیویورک شرکت خواهد کرد.

بنابراین گزارش، انتظار می‏رود، هیلاری کلینتون دموکرات، یک کشیش سیاه پوست و رهبران حرکت صهیونیستی نیویورک در این تجمع شرکت داشته باشند.

بنابراین گزارش، تجمع مذکور به دعوت
کنفرانس روسای سازمانهای یهودی آمریکایی برگزار خواهد شد.

سخنگوی این گروه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا از تیم اوباما نیز کسی در این سخنرانی حضور خواهد داشت یا نه گفت که، هیلاری کلینتون به عنوان یک چهره دموکرات، هفته‏ها قبل ازبرگزاری همایش دموکرات‏ها، موافقت خود را با شرکت در این تجمع و سخنرانی اعلام کرده است.
 
این اظهار نظر نشان می‏دهد که برنامه‏ریزی برای مقابله با حضور احمدی نژاد در نیویورک از چندین هفته پیش در حال انجام بوده است.
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
هشدار بانك توسعه آسيا به كشورهاي آسيايي؛
قحطي در راه است
 
بانك توسعه آسيا با بحراني توصيف كردن وضعيت مواد غذايي در آسيا، درباره احتمال قحطي ديگري در قاره كهن هشدار داد.

 به گزارش الف به نقل ازخبرگزاري شينهوا، بانك توسعه آسيا روز سه شنبه اعلام كرد: كشورهاي در حال توسعه آسيايي بايد براي حمايت از بخش كشاورزي، اصلاحات ساختاري انجام دهند، در غير اينصورت يكبار ديگر با افزايش شديد بهاي مواد غذايي و بروز يك قحطي بزرگ روبرو خواهند شد.


 
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

دیدار سید و شیخ


سرانجام سید محمد خاتمی با وزیر کشورش که بعد از عزل در مجلس، راهی زندان شد و حسرت یک آخ را به دل سید علی آقا گذاشت، یعنی عبدالله نوری حسین آبادی دیداری خصوصی و چند ساعته داشت. ظاهراً وسوسه آنها که بار دیگر دلشان برای کرسی وزارت و معاونت و ریاست دفتری تنگ شده این روزها چنان به دل سید راه یافته که بعد از دو باری که عاقد گفت وکیلم من و آقای خانیکی و ابطحی گفتند عروس رفته گل بچیند، زیر لبی «بله» گفتن را تمرین می‌کند. خیلی‌ها دیدار سید و شیخ را چنین تفسیر کرده‌اند که خاتمی خواسته مطمئن شود نوری وارد بازی نخواهد شد. اما آنچه من از بچه حسین آباد سیحون اصفهان شنیده‌ام سخن دیگری است. در واقع نوری در این دیدار به خاتمی گفته است به مصلحت ما و شما و مردم درد کشیده ایران است که شما وارد این بازی آلوده که نتایجش از پیش تعیین شده نشوید. بگذارید خامنه‌ای ببرد و بدوزد و بپوشد. همان چند سال که در خدمت استبداد بودی برای ما کافی است. شما بیرون از قدرت بمانید و تکیه‌گاه ما باشید. ظاهراً حرفهای نوری بر خاتمی بی‌تأثیر نبوده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

بدرقه احمدی نژاد برای سفر به نیویورک

دندان موشکی سپاه فردا، به نمایش گذاشته میشود

 

درآستانه و درجریان دو رویداد، بار دیگر مصاحبه های نظامی و مانورهای جنگی در ایران از سر گرفته شد. آنچه در جریان است بررسی آخرین گزارش سازمان انرژی اتمی در اجلاس 1+5 است که بزودی به اجلاس وزرای خارجه این شش کشور با همین هدف تبدیل خواهد شد. آنچه در آستانه است، سفر احمدی نژاد به نیویورک برای شرکت دراجلاس مجمع عمومی این سازمان است. هر دو رویدادی که به فعالیت های اتمی در جمهوری اسلامی وصل است و به همین دلیل نیز مصاحبه های نظامی و مانورهای جنگی از سر گرفته شده است.

فرمانده کل و سابق سپاه، سرلشکر رحیم صفوی در مصاحبه بلند با خبرگزاری جمهوری اسلامی بار دیگر بر سپردن شدن امنیت خلیج فارس به سپاه پاسداران تاکید کرد و درادامه آن اعلام داشت: «سپاه قدرت حفاظت از تنگه هرمز را دارد.»

روی دیگر این سخن آنست که سپاه قدرت جلوگیری از بستن شدن تنگه هرمز به روی نفتکش های ایران را دارد. و باز به تعبیری دقیق تر، سپاه اگر جلوی نفتکش های ایران در تنگه هرمز گرفته شود، می تواند این تنگه را نا امن کرده و رفت و آمد همه نفتکش ها را مختل کند.

رحیم صفوی در بخش دیگری از همین مصاحبه گفت که 200 هزار نیروی نظامی امریکا در منطقه در تیررس سپاه پاسداران قرار دارند، که معنای این سخن نیز علاوه بر حمله به ناوگان های امریکا در منطقه، کشانده شدن جنگ به عراق و افغانستان و شیخ نشین های خلیج فارس در صورت حمله امریکا و یا اسرائیل به ایران است. کشورهائی که امریکا در آنها نیروی نظامی دارد.

مصاحبه رحیم صفوی همزمان شد با اعلام برنامه مانور یا رژه ای که قرار است 31 شهریور انجام شود. در این مانور و یا رژه قرار است موشک‌های شهاب یک، دو و سه و همچنین هواپیماهای بدون سرنشین با حضور 500 خبرنگار داخلی و خارجی و وابستگان نظامی 45 کشور به نمایش گذاشته شود.

رژه قرار است از  7 صبح 31 شهریور از ضلع شمالی آرامگاه آیت الله خمینی آغاز شود و همزمان با آن در سراسر کشور نیز این رژه آغاز خواهد شد

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جسارت احمدی نژاد و ماله کشی رهبر در نماز جمعه

دوستی با مردم اسرائیل یک گام به عمق رفت

انتخابات ریاست جمهوری رقابت میان فرماندهان و روحانیون

 

احمدی نژاد در آستانه سفر به نیویورک: بنده برای مراجع احترام قائلم، اما تصمیمات دولت مستقل از اظهارنظرهای افراد گرفته می‌شود، حتی اگر آن افراد محترم و عزیز باشند. »

رهبر در نماز جمعه تهران: عكس‌العمل های مستمر درباره اظهار نظری غلط درباره مردم اسرائیل كاری بیهوده و التهاب‌آفرین است. این حرف غلط تمام شده است و نباید دنبال اینجور مسائل كوچك و پوچ را گرفت.

سخنان رهبر، پیش از آنکه توضیح غلط بودن سخنان مشائی باشد، دفاع از احمدی نژاد و دولت او در برابر روحانیونی و مراجعی بود که در هفته گذشته بر شدت انتقادهای خود از وی افزودند. درعین حال که تلاشی بود از جانب خامنه ای برای جلوگیری از قطع حمایت روحانیت از خود وی. سخنان احمدی نژاد در مصاحبه مطبوعاتی خود در آستانه سفر به نیویورک در باره مراجع روحانی آنقدر تند و واکنش برانگیز بود که رهبر جمهوری اسلامی شتابزده به میدان آمد تا بلکه جلوی برخاستن موجی جدیدی را بگیرد که در واقع صف آرائی میان روحانیون و دولت مورد حمایت فرماندهان سپاه است. ضمن آن که سخنان احمدی نژاد کفه ترازو را در ماه هائی که تا برگزاری انتخابات ریاست جمهوری مانده، در جبهه روحانیت بازهم بیشتر متمایل به حمایت از هاشمی رفسنجانی بعنوان حامی روحانیت، در برابر رهبر بعنوان حامی فرماندهان سپاه و دولت شبه نظامی می کرد. این کفه با اظهارات رهبر در نماز جمعه تهران نیز سبک نخواهد شد و روحانیت متوجه خطر تصفیه حکومتی شده است. تمام مسئله همینجاست! نکته بسیار مهم دیگر آن که روحانیت بطور عامل، حتی به شمول روحانیون سنتی مقیم حوزه ها و یا امام جمعه ها، با رصد کردن اوضاع سیاسی کشور روز به روز بیشتر متوجه می شوند که اگر بخواهند احمدی نژاد را پائین بکشند هیچ راه حلی جز حمایت از خاتمی ندارند زیرا او تنها گزینه روحانی ایست که می تواند پیروز میدان انتخابات باشد و یک روحانی قوه مجریه را بدست بگیرد

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

احمد زيدآبادي -

po_zeydabadi_01.jpg

محمود احمدي نژاد ظاهرا آمده بود تا شعارهايي را كه نيروهاي مخالف اصلاحات به عنوان ارزش هاي ‏انقلاب و نظام معرفي مي‌كردند، احياء كند، اما خواسته يا ناخواسته آن تابوها را شكسته و به كنار انداخته ‏است.‏

يكي از مسائلي كه به عنوان ارزش‌هاي انقلاب و نظام معرفي مي‌شد حرمت نهادن خاص به روحانيون بلندپايه ‏و به گوش گرفتن نصايح و اجراي فرامين آنها بود.‏

آقاي خاتمي از آن رو كه متهم به بي‌اعتنايي دولتش به امور شرعي و ديني بود، بيش از هر رئيس جمهور ‏ديگري در جهت جلب رضايت روحانيون بلندپايه مخالف اصلاحات مي‌كوشيد و به خواست‌هاي آنها گردن ‏مي‌نهاد. حتي وقتي كه يك روحاني بلندپايه پيشنهاد تعطيلي روز وفات حضرت فاطمه را داد، آقاي خاتمي براي ‏نرنجاندن او بلافاصله در نشست هيئت دولت خود اين پيشنهاد را تصويب كرد گر چه گويا به او تذكر داده شده ‏بود كه اين اقدام ممكن است تاثير مثبتي بر مناقشات فرقه‌اي در جهان اسلام به جا نگذارد.‏

با اين حال، روحانيون بلندپايه مخالف اصلاحات هيچ فرصتي را براي انتقاد تلويحي و علني و يا صريح و ‏غير علني نسبت به دولت آقاي خاتمي از دست ندادند.‏

اين دسته از روحانيون احتمالا تصور مي‌كردند كه با ورود فردي مانند آقاي احمدي نژاد به كاخ رياست ‏جمهوري، منويات آنها با يك اشاره به اجرا در خواهد آمد و هيچ چيز خلاف ميل آنان به وقوع نخواهد پيوست.‏

آقاي احمدي نژاد اما به طرز حيرت‌آوري شروع به ناديده گرفتن تقاضاهاي اين روحانيون بلندپايه كرد و حتي ‏هنگامي كه آنان به صراحت صلاحيت آقاي رحيم مشايي را براي معاونت او در امور جهانگردي و ‏گردشگري به چالش گرفتند، راه بي‌اعتنايي را در مقابل آنان در پيش گرفت.‏

در واقع آقاي احمدي نژاد با ناديده گرفتن درخواست برخي روحانيون بلندپايه براي بركناري آقاي مشايي نشان ‏داد كه از دخالت آنان در امور اجرايي و سياسي كشور خسته شده و دليلي نمي‌بيند كه مانند آقاي خاتمي در ‏برابر هر درخواست آنان دلش بلرزد و از بيم كفن پوش شدن آنان براي حضور در خيابان‌ها، به هر خواسته ‏آنان تن در دهد.‏

در اينجا من نمي خواهم در باره اقدام آقاي احمدي نژاد در برابر روحانيون بلندپايه ارزش داوري كنم چرا كه ‏در اين منازعه خود را ذينفع نمي‌بينم.‏

با اين حال، حركت آقاي احمدي نژاد را مي‌توان به مثابه شكستن يكي از تابوهاي ارزشي جناح محافظه كار ‏دانست، تابويي كه هيچ رئيس جمهور اصلاح طلبي قادر به شكستن آن نبود، اما آقاي احمدي نژاد آن را ‏شكست.‏

مسلما حركت آقاي احمدي نژاد در روابط دولت او و دستگاه روحانيت مخالف اصلاحات تاثير خاص خود را ‏خواهد گذاشت، اما بيم آن مي‌رود كه دود اين مساله تماما به چشم اصلاح طلبان برود.‏

متاسفانه طيفي از اصلاح طلبان معيار برخورد با آقاي احمدي نژاد را مخالفت با هر اقدام او تعيين كرده‌اند به ‏گونه اي كه حتي اگر وي بگويد ماست سفيد است، آنها مايلند ماست را سياه نشان دهند.‏

اين مساله در‎ ‎مورد ناديده گرفتن خواست چند روحاني بلندپايه از سوي آقاي احمدي نژاد نيز صدق مي‌كند. ‏برخي از اصلاح طلبان اين روزها ظاهرا به نشانه انتقاد از آقاي احمدي نژاد در هيئت مدافعان پرشور ‏روحانيون مذكور در آمده‌اند، آن هم روحانيوني كه در دوران اصلاحات نه فقط هيچگونه همدلي با جريان ‏اصلاحي از خود نشان ندادند بلكه در جهت تضعيف آن به هر كوششي دست زدند.‏

ظاهر شدن در مقام مدافع روحانيون بخصوص در جريان انتخابات رياست جمهوري آينده، مي تواند ضربه‌اي ‏كاري به جريان اصلاح طلبان بزند و آقاي احمدي نژاد را در موقعيت اپوزيسيون نظام بنشاند.‏

چه بخواهيم و چه نخواهيم، چه واقعيت داشته باشد و چه نداشته باشد، مردم ايران نظام جمهوري اسلامي را ‏نظام حاكميت روحانيت مي‌دانند و عموم مشكلات پيش روي جامعه را به روحانيون نسبت مي‌دهند، بخصوص ‏روحانيوني كه از تريبون‌هاي رسمي نظام امكان اظهار نظر دارند.‏

از اين رو، اگر نامزد احتمالي اصلاح طلبان در انتخابات آينده بخواهد در مقام نقد آقاي احمدي نژاد بر ‏بي‌اعتنايي او به درخواست برخي روحانيون بلندپايه تكيه كند، در نزد افكار عمومي در چهره نماينده حكومت ‏و مدافع استمرار حاكميت روحانيون و در نتيجه حامي وضع موجود ظاهر خواهد شد و راي بسياري از اقشار ‏و طبقات اجتماعي ناراضي را از دست خواهد داد.‏

اين مساله بخصوص براي شخص آقاي احمدي نژاد مفيد است تا در مقام فردي منتقد دخالت روحانيون در ‏امور بغرنج كشور و بي‌اعتنا به علايق و فرامين آنها معرفي شود و بدين وسيله در لباس اپوزيسيون نظام، ‏راي ناراضيان را جارو كند.‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

سفر احمدي نژاد به نيويورک در مصاحبه با علي مزروعي - 

po_memarian_01.jpg

اميد معماريان‎ ‎
omid@memarian.info ‎
‎ ‎

علي‎ ‎مزروعي‎ ‎نماينده‎ ‎مجلس‎ ‎ششم‎ ‎در‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎به‎ ‎تحليل‎ ‎سفر‎ ‎هفته‎ ‎آينده‎ ‎محموداحمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎نيويورک‎ ‎پرداخته‎ ‎است. اين‎ ‎فعال سياسي‎ ‎معتقد‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎به‎ ‎هيچ‎ ‎وجه‎ ‎قابل‎ ‎پيش‎ ‎بيني‎ ‎نيست‎ ‎و‎ ‎ابراز‎ ‎اميدواري‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎که‎ ‎حضور‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎درسازمان‎ ‎ملل‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎وضع‎ ‎ايران‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎که‎ ‎هست‎ ‎بدتر‎ ‎نکند. ‏‎ ‎‎ ‎

alimazroee784.jpg
‎‎انتظار‎ ‎داريد‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎درسفرهفته‎ ‎آينده‎ ‎خود‎ ‎به‎ ‎سازمان‎ ‎ملل‎ ‎چه‎ ‎مباحثي‎ ‎را‎ ‎مطرح‎ ‎کند؟‎ ‎سوال‎ ‎خيلي‎ ‎مشکلي‎ ‎است،‎ ‎چون‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به‎ ‎هيچ‎ ‎وجه‎ ‎قابل‎ ‎پيش‎ ‎بيني‎ ‎نيست. من‎ ‎شخصا‎ ‎آرزو‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎که‎ ‎ايشان‎ ‎وضع‎ ‎ايران‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎که‎ ‎است‎ ‎بدتر‎ ‎نکند‎ ‎و‎ ‎مباحثي‎ ‎مطرح‎ ‎نکند‎ ‎که‎ ‎باعث‎ ‎انزواي‎ ‎بيشتر‎ ‎وتحريم‎ ‎ها‎ ‎ومشکلات‎ ‎بيشتر‎ ‎براي‎ ‎کشور‎ ‎بشود. ‏‎ ‎

‎ ‎‎‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎هرسال‎ ‎به‎ ‎نيويورک‎ ‎سفر‎ ‎مي‎ ‎کنند. براي‎ ‎تصحيح‎ ‎روند‎ ‎سالهاي‎ ‎گذشته‎ ‎طرح‎ ‎چه‎ ‎مباحثي‎ ‎مي‎ ‎تواند‎ ‎سودمند‎ ‎باشد؟‎ ‎
‎ ‎
آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎يک‎ ‎دستگاه‎ ‎فکري‎ ‎دارد‎ ‎که‎ ‎اين‎ ‎دستگاه‎ ‎فکري‎ ‎را‎ ‎نمي‎ ‎تواند‎ ‎تغيير‎ ‎بدهد. اين‎ ‎دستگاه‎ ‎فکري‎ ‎دراين‎ ‎سه‎ ‎سال‎ ‎گذشته‎ ‎يک‎ ‎سري‎ ‎مولفه‎ ‎هايي‎ ‎را‎ ‎از‎ ‎خود‎ ‎بروز‎ ‎داده‎ ‎که‎ ‎ظاهرا‎ ‎نمي‎ ‎توان‎ ‎از‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎انتظار‎ ‎داشت‎ ‎که‎ ‎از‎ ‎اين‎ ‎مولفه‎ ‎ها‎ ‎فاصله‎ ‎بگيرد. مجموعه‎ ‎سياست‎ ‎هايي‎ ‎که‎ ‎وي‎ ‎در‎ ‎پيش‎ ‎گرفته‎ ‎باعث‎ ‎شده‎ ‎که‎ ‎رابطه‎ ‎ايران‎ ‎با‎ ‎کشورهاي‎ ‎قدرتمند‎ ‎دنيا‎ ‎به‎ ‎هم‎ ‎بخورد. ‏‎ ‎
‎ ‎
‎‎سفرامسال‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎يک‎ ‎تفاوت‎ ‎با سالهاي‎ ‎گذشته‎ ‎دارد‎ ‎وآن‎ ‎اينکه‎ ‎اين‎ ‎بار‎ ‎آقاي‎ ‎مولانا‎ ‎مشاور‎ ‎رسمي‎ ‎شان‎ ‎در‎ ‎سفر‎ ‎همراهشان‎ ‎خواهند‎ ‎بود‎ ‎و‎ ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎وي‎ ‎سالها‎ ‎در‎ ‎آمريکا‎ ‎زندگي‎ ‎وتحصيل‎ ‎کرده، ممکن‎ ‎است‎ ‎به‎ ‎ايشان‎ ‎کمک‎ ‎کند‎ ‎تا‎ ‎نحوه‎ ‎حضورشان‎ ‎متفاوت‎ ‎باشد...‏‎ ‎
‎ ‎
در‎ ‎سفرهاي‎ ‎قبلي‎ ‎هم‎ ‎ايشان‎ ‎مشاوره‎ ‎خود‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎مي‎ ‎دادند،‎ ‎منتها‎ ‎در سفرهاي‎ ‎قبلي‎ ‎مشاور‎ ‎رسمي‎ ‎ايشان‎ ‎نبوده‎ ‎است. ‏‎ ‎ضمن‎ ‎اينکه‎ ‎من‎ ‎فکر‎ ‎نمي‎ ‎کنم‎ ‎چون‎ ‎آقاي مولانا‎ ‎سالها‎ ‎در آنجا زندگي‎ ‎کرده، خيلي‎ ‎فرق‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎با‎ ‎کساني‎ ‎که‎ ‎اصلا‎ ‎در‎ ‎آمريکا‎ ‎زندگي‎ ‎نکرده‎ ‎اند‎ ‎ومي‎ ‎توانند‎ ‎مساپل‎ ‎را‎ ‎خوب‎ ‎بفهمند. البته‎ ‎من‎ ‎با‎ ‎نظر‎ ‎بدبينانه‎ ‎به‎ ‎جايگاه‎ ‎ايشان‎ ‎نمي‎ ‎کنم‎ ‎ولي‎ ‎مشکوک‎ ‎هستم‎ ‎که‎ ‎فردي‎ ‎مثل‎ ‎ايشان‎ ‎که‎ ‎سالها‎ ‎در‎ ‎آمريکا‎ ‎بوده‎ ‎و‎ ‎چنين‎ ‎مواضعي‎ ‎دارد بتواند‎ ‎مشاور‎ ‎‏[خوب] رييس جمهور‎ ‎باشد. ‏‎ ‎
‎ ‎
‎‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎گزارش‎ ‎اخير‎ ‎آژانس‎ ‎بين‎ ‎المللي‎ ‎انرژي‎ ‎اتمي، موضع‎ ‎گيري‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎را‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎مساله‎ ‎هسته‎ ‎اي‎ ‎چگونه‎ ‎مي‎ ‎بينيد؟‎ ‎
‎ ‎
من‎ ‎هنوز‎ ‎اصل‎ ‎گزارش‎ ‎آژانس‎ ‎را‎ ‎مطالعه‎ ‎نکرده ام‎ ‎و‎ ‎تفاوت‎ ‎هاي‎ ‎آن‎ ‎را‎ ‎با‎ ‎گزارش‎ ‎هاي‎ ‎قبلي‎ ‎نمي‎ ‎دانم. اما‎ ‎تا‎ ‎اينجا‎ ‎از‎ ‎مجموعه‎ ‎مواضعي‎ ‎که‎ ‎دولتمردان‎ ‎ايراني‎ ‎گرفته‎ ‎اند‎ ‎تحليلم‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎هيچ‎ ‎تغييري‎ ‎در‎ ‎مواضعشان‎ ‎صورت‎ ‎نگرفته‎ ‎و‎ ‎همان‎ ‎موضع‎ ‎قبلي خودشان‎ ‎را‎ ‎مورد‎ ‎پرونده‎ ‎هسته‎ ‎اي‎ ‎خواهند‎ ‎داشت‎ ‎ومتاسفانه‎ ‎چشم‎ ‎انداز‎ ‎مثبتي‎ ‎را‎ ‎دراين‎ ‎مسير‎ ‎نمي‎ ‎بينم. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎طي‎ ‎چند‎ ‎ماه‎ ‎گذشته‎ ‎تلاش‎ ‎هايي‎ ‎براي‎ ‎راه‎ ‎اندازي‎ ‎دفتر‎ ‎حفاظت‎ ‎منافع‎ ‎آمريکا‎ ‎درايران‎ ‎صورت‎ ‎گرفته‎ ‎است. آيا‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎سفررييس جمهور به نيويورک‎ ‎باتوجه‎ ‎به‎ ‎ابراز‎ ‎علاقه قبلي ‏‎ ‎مقامات‎ ‎رسمي‎ ‎ايران‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎را‎ ‎تسهيل‎ ‎کند؟‎ ‎‎‎
‎ ‎
دولتمردان‎ ‎ايران‎ ‎مواضع‎ ‎دوگانه‎ ‎اي‎ ‎دراين‎ ‎خصوص‎ ‎داشتند،‎ ‎اما‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎را‎ ‎منوط‎ ‎کردند‎ ‎که‎ ‎آمريکا‎ ‎ابتدا‎ ‎به‎ ‎تغيير‎ ‎رفتار‎ ‎خود‎ ‎اقدام‎ ‎کند. من‎ ‎فکر‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎اين‎ ‎موضوع‎ ‎منتفي‎ ‎است‎ ‎و‎ ‎در‎ ‎اين‎ ‎سفر‎ ‎هم‎ ‎گشايش‎ ‎واقدامي‎ ‎دراين‎ ‎خصوص‎ ‎اتفاق‎ ‎نخواهد‎ ‎افتاد. ‏‎ ‎‎ ‎

‎‎شما‎ ‎مي‎ ‎گوييد‎ ‎سفرهاي‎ ‎مکرر‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎به‎ ‎بهبود‎ ‎تصوير‎ ‎ايران‎ ‎در‎ ‎جامعه‎ ‎جهاني‎ ‎نمي‎ ‎انجامد. به‎ ‎نظرشما‎ ‎چرا‎ ‎وي‎ ‎تا اين حد‎ ‎علاقه‎ ‎مند‎ ‎به چنين‏‎ ‎سفرهايي‎ ‎است؟‎ ‎
‎ ‎
اقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎کلا‎ ‎در‎ ‎دوران‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎خودشان‎ ‎اشتياق‎ ‎زيادي‎ ‎به‎ ‎سفر‎ ‎کردن‎ ‎داشته‎ ‎اند. به‎ ‎خصوص‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎کشورهايي‎ ‎که‎ ‎مي‎ ‎خواستند‎ ‎نشان‎ ‎بدهند‎ ‎سياست‎ ‎فعالي‎ ‎در‎ ‎مورد‎ ‎آن‎ ‎کشورها‎ ‎دارند،‎ ‎ازجمله‎ ‎کشورهاي‎ ‎آمريکاي‎ ‎لاتين‎ ‎وخاورميانه. سفرهاي‎ ‎غير از‎ ‎اين‎ ‎دومنطقه‎ ‎به‎ ‎آمريکا‎ ‎وايتاليا‎ ‎بوده‎ ‎است. اين‎ ‎سفرها‎ ‎بيشتر‎ ‎جنبه‎ ‎تبليغاتي‎ ‎داشته‎ ‎وايشان‎ ‎مي‎ ‎خواهد‎ ‎نشان‎ ‎بدهد‎ ‎ديپلماسي‎ ‎فعالي‎ ‎را‎ ‎دنبال‎ ‎مي‎ ‎کند. فکر‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎اين‎ ‎سفرها‎ ‎رامي توان‎ ‎در‎ ‎چهارچوب‎ ‎منطق تبليغاتي ايشان ‏ارزيابي‎ ‎کرد که‎ ‎مايل است تيتر يک رسانه ها باشد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

گفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎صادق‎ ‎زيبا‎ ‎کلام - 

sadeqzibakalam784.jpg

صادق‎ ‎زيبا‎ ‎کلام‎ ‎استاد‎ ‎علوم‎ ‎سياسي‎ ‎دانشگاه‎ ‎تهران،‎ ‎درگفت‎ ‎وگو‎ ‎با‎ ‎روز‎ ‎پيش بيني مي کند‎ ‎که‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎درسفرهفته‎ ‎آينده‎ ‎خود‎ ‎به‎ ‎نيويورک‎ ‎برمواضع‎ ‎قبلي خود‏‎ ‎پافشاري‎ ‎کند.‏‎ ‎‏ وي در عين حال تاکيد دارد‏‎ ‎رييس‎ ‎جمهور،‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎درسي‎ ‎که‎ ‎ازسه‎ ‎سال‎ ‎گذشته‎ ‎بايد‎ ‎گرفته‎ ‎باشد،‎ ‎بهتر‎ ‎است‎ ‎از به کار گيري ادبيات‎ ‎تند‎ ‎وراديکال‎ ‎و طرح‎ ‎بحث‎ ‎هايي‎ ‎مانند‎ ‎نابودي‎ ‎کشورهاي‎ ‎ديگر‎ ‎پرهيز‎ ‎کند. ‏‎ ‎اين‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎را‎ ‎مي‎ ‎خوانيد.‏

‎ ‎
‎‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎به زودي براي‎ ‎سومين‎ ‎بار‎ ‎وارد‎ ‎نيويورک‎ ‎خواهد شد‎ ‎تا‎ ‎در‎ ‎سازمان‎ ‎ملل‎ ‎سخنراني‎ ‎کند‎. ‎فکر‎ ‎مي‎ ‎کنيد‎ ‎مهمترين‎ ‎پيام‎ ‎سفر‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎چه‎ ‎خواهد‎ ‎بود؟‎ ‎
عمده‎ ‎مواردي‎ ‎که‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎مطرح‎ ‎خواهند‎ ‎کرداحتمالا‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎ايران‎ ‎از‎ ‎مواضع‎ ‎خودش‎ ‎عقب‎ ‎نخواهد‎ ‎نشست
‎. ‎
‎‎با‎ ‎توجه‎ ‎به بحث هايي که پيشتر در خصوص‏‎ ‎دفتر‎ ‎حفاظت‎ ‎منافع آمريکا در ايران در جريان بوده، ‏‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎چراغ‎ ‎سبزي‎ ‎دراين‎ ‎زمينه‎ ‎نشان‎ ‎دهد؟‎ ‎
تصور‎ ‎نمي‎ ‎کنم.‏‎ ‎‏ من‎ ‎فکر‎ ‎مي‎ ‎کنم‎ ‎با‎ ‎توجه‎ ‎به‎ ‎اينکه‎ ‎به‎ ‎ماه‎ ‎هاي‎ ‎آخر‎ ‎رياست‎ ‎جمهوري‎ ‎بوش‎ ‎رسيده ايم، ‏‎ ‎وي‎ ‎به‎ ‎چراغ‎ ‎سبزهاي‎ ‎واشنگتن‎ ‎اعتنايي‎ ‎نخواهد‎ ‎کرد‎ ‎و‎ ‎صبر‎ ‎مي‎ ‎کند‎ ‎تا‎ ‎ببيند‎ ‎نتيجه‎ ‎انتخابات‎ ‎آمريکا‎ ‎چگونه‎ ‎خواهد‎ ‎بود‎. ‎

‎‎آيا‎ ‎حضور‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎روي‎ ‎انتخابات‎ ‎آمريکا‎ ‎تاثيربگذارد؟‎ ‎
تصورنمي‎ ‎کنم. ولي‎ ‎به‎ ‎هرحال‎ ‎ايشان‎ ‎تلاش‎ ‎خواهند‎ ‎کرد‎ ‎همان‎ ‎ادبيات‎ ‎هميشگي‎ ‎را‎ ‎به‎ ‎کار‎ ‎بگيرند‎ ‎و‎ ‎گمان‎ ‎نمي‎ ‎کنم‎ ‎که‎ ‎صحبت‎ ‎هايشان‎ ‎حاوي‎ ‎مطالب‎ ‎و‎ ‎پيشنهادات‎ ‎جديدي‎ ‎باشد. الا‎ ‎اينکه‎ ‎بگويند‎ ‎ما‎ ‎حاضر‎ ‎هستيم‎ ‎با‎ ‎هر‎ ‎کس‎ ‎که‎ ‎مردم‎ ‎آمريکا‎ ‎انتخابش‎ ‎مي‎ ‎کنند‎ ‎مذاکره‎ ‎کنيم‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎مذاکره‎ ‎گفت‎ ‎وگوي‎ ‎مستقيم‎ ‎با‎ ‎رهبران‎ ‎آمريکا‎ ‎براي‎ ‎حل‎ ‎مساپل‎ ‎منطقه‎ ‎و‎ ‎جهان‎ ‎رويگردان‎ ‎نيسيتم. ‏‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎چنين‎ ‎موضوعي‎ ‎مطرح‎ ‎شود. ‏‎ ‎اما‎ ‎روي‎ ‎مواضع قبلي‏‎ ‎ايران‎ ‎همچنان‎ ‎پافشاري‎ ‎خواهند‎ ‎کرد
‎. ‎
‎‎حضور‎ ‎آقاي‎ ‎مولانا‎ ‎به‎ ‎عنوان‎ ‎مشاور‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد،‎ ‎آيا‎ ‎تاثيري‎ ‎در‎ ‎نحوه‎ ‎حضور‎ ‎وي‎ ‎درنيويورک‎ ‎خواهد‎ ‎گذاشت؟‎ ‎
نه. قاعدتا ‏‎ ‎آقاي‎ ‎مولانا‎ ‎نکته‎ ‎جديدي‎ ‎را‎ ‎براي‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎مطرح‎ ‎نخواهد‎ ‎کرد‎ ‎که‎ ‎روي‎ ‎آن‎ ‎بخواهد‎ ‎پافشاري‎ ‎کند. ‏‎ ‎ممکن‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎آقاي‎ ‎مولانا‎ ‎به‎ ‎ايشان‎ ‎بگويد‎ ‎که‎ ‎يک‎ ‎مقداري‎ ‎روي‎ ‎انتخاب‎ ‎مردم‎ ‎آمريکا صحبت کند ‏‎ ‎و‎ ‎اينکه‎ ‎مردم‎ ‎هر‎ ‎که‎ ‎را‎ ‎براي‎ ‎رييس‎ ‎جمهوري‎ ‎آمريکا‎ ‎انتخاب‎ ‎کنند‎ ‎ايران‎ ‎حاضر‎ ‎است‎ ‎بدون‎ ‎هيچ‎ ‎پيش‎ ‎شرطي‎ ‎براي‎ ‎حل‎ ‎مساپل ‏دوجانبه‎ ‎با‎ ‎وي‎ ‎گفت‎ ‎وگو‎ ‎کند
‎. ‎‎ ‎
‎‎سه‎ ‎سال‎ ‎از‎ ‎دوره‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎گذشته‎ ‎است. ‏‎ ‎به نظر شما چه‎ ‎درس‎ ‎هايي‎ ‎ازسفرهاي‎ ‎متوالي رييس ‏جمهور‎ ‎به‎ ‎سازمان‎ ‎ملل‎ ‎طي اين مدت‎ ‎مي‎ ‎توان‎ ‎گرفت؟‎ ‎
مهمترين‎ ‎درسي‎ ‎که‎ ‎آقاي‎ ‎احمدي‎ ‎نژاد‎ ‎بايد‎ ‎گرفته‎ ‎باشد‎ ‎اين‎ ‎است‎ ‎که‎ ‎اولا‎ ‎بايد‎ ‎از طرح‎ ‎بحث‎ ‎نابودي‎ ‎هرکشوري‎ ‎پرهيز‎ ‎کند. اين که‎ ‎براي‎ ‎مردم‎ ‎ديگر‎ -‎ولو‎ ‎اينکه‎ ‎حکومتشان‎ ‎با‎ ‎ايران‎ ‎دشمن‎ ‎باشد‎- ‎‏ احترام‎ ‎قاپل‎ ‎باشد‎ ‎و در مورد‎ ‎نظرات‎ ‎وديدگاه‎ ‎هاي‎ ‎خودش‎ ‎در‎ ‎خصوص‎ ‎کشورهاي‎ ‎ديگر‎ ‎جهان‎ ‎تعصب نشان ندهد. در مجموع، ايشان بيشتر‎ ‎بايد‎ ‎از‎ ‎ادبياتي‎ ‎که‎ ‎به‎ ‎سمت‎ ‎وسوي‎ ‎تنش‎ ‎زدايي‎ ‎مي‎ ‎رود‎ ‎استفاده‎ ‎کند‎ ‎و‎ ‎از‎ ‎ادببات‎ ‎تند‎ ‎و‎ ‎راديکال‎ ‎استفاده‎ ‎نکند‎. ‎

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
حقوق بشر در هفته ای که گذشت

اقلیت‎ ‎ها در تنگنا

احمد باطبی

در هفته ای که گذشت هماننده هفته های گذشته موارد متعددی از نقض حقوق بشر را در کشور شاهد بودیم، اما موارد ‏نقض حقوق اقلیت های مذهبی و اهل سنت با توجه به وسعت آن از ویژ گی خاصی برخوردار بوده است. با توجه به ‏نزدیکی نشست عمومی سازمان ملل متحد و حضور نمایندگان جمهوري اسلامی در آن و طبیعتا توجه جامعه جهانی به ‏موارد نقض حقوق بشر در ایران، شتاب زدگی حکومت در برخورد های متعدد با خواست های اجتماعی تحلیل خاص ‏خود را میطلبد. به هر شکل در گزارش این هفته با دسته بندی گزارش های رسیده موارد برجسته در حوزه های مختلف ‏ارائه می شود

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
باهنر باز هم نمايندگان را منصرف کرد

برخورد سؤال با ديوار هيات رئيسه

محبوبه نيک‌نهاد

اگرچه با پايان مهلت يک هفته‌اي طراحان سؤال از رئيس جمهور، قرار بود ديروز اين سؤال به رئيس مجلس ‏ارائه و اعلام وصول شود، اما همانطور که پيش‌بيني مي‌شد، هيات رئيسه پس از دريافت اسامي امضاکنندگان، به ‏سرعت تعدادي از آنها را منصرف کرد تا امضاهاي طرح از حدنصاب بيفتد و در نتيجه از احضار احمدي‌نژاد به ‏مجلس جلوگيري شود.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
تحلیل فيگارو از بحران قفقاز

‏ گرجستان: فرصت طلايي براي ايران؟

دلفين مينويي
‏"از چه نظر مداخله روسيه به گرجستان به نفع ايران است؟"‏
اين سؤالي است که روزنامه ايران نيوز مطرح کرده بود. اين روزنامه دولتي که به زبان انگليسي منتشر مي شود، در يکي ‏از سرمقاله هاي خود به تاريخ 24 اوت خاطرنشان کرده بود که "جنگ گرجستان باعث شده تا بحران هسته اي ايران از تيتر ‏اول روزنامه هاي جهان خارج شود".

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
tavakolidadsetani.jpg
شايعه سازي نزديکان دولت در مورد صدور حکم جلب

بي اطلاعي توکلي، تکذيب دادستاني

البرز محمودي

با شدت يافتن اختلاف بين طرفداران دولت و احمد توکلي، روز گذشته برخي منابع نزديک به دولت خبر از "صدور ‏حکم جلب" براي اين نماينده مجلس دادند. هز چند اين خبر ساعاتي بعد توسط دادستاني تکذيب شد، اما توکلي خود اعلام ‏کرد که يکشنبه براي ارائه "توضيحات" در بازپرسي حاضر خواهد شد. به دنبال اين ماجرا سايت الف که توسط توکلي ‏اداره مي شود ازاين اقدام رسانه هاي نزديک به دولت با عنوان "شايعه‏سازي" نام برد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 آیت الله خمینی  در نقل قول هایی که در جمع های عمومی و یا دراینترنت از حرف های آقای خمینی میشود، گاهاً پیش می آید که جمله ای دقیق نقل نمی شود و یا همه آن را میگویند اما کسی نمیداند که منبعش چیست. از آن جمله است نقل قول مشهور ” اقتصاد برای خر است” آقای خمینی. آقای خمینی اطلاع کمی از اقتصاد داشت. البته این به تنهایی عیب نیست. آدم های زیادی هستند که از اقتصاد چیزی نمیدانند، اما خوب از بخت بد انقلاب ایران سکان دست کسی افتاد که خودش که از اقتصاد نمیدانست هیچ، به اقتصاد و تئوریسین های اقتصادی هم حمله میکرد که به چه حقی اقتصاد مطرح می شود و رشته ای که نمودش “خربزه و شکم و کاه و الاغ” است ، بر “اسلام و مسلمین” ارجحیت پیدا میکند. این سخنان آقای خمینی است که در اولین سالگرد اشغال سفارت آمریکا توسط دانشجویان خط امام ایراد شده است:” این جوان‌های ما رفتند، ریختند و اعضای آن‌جا را گرفتند و هیچ آسمان به زمین نیامد… این خدمت بود. شما الآن یکسال است این جاسوس‌ها را در آنجا حبس کردید و خبری نشد… الان ما را حصر اقتصادی کردند چه شد؟ مثلا ما کجایمان گیر کرده است؟… آن چیزی که برای ما ارزش دارد اسلام است. .. ما برای شکممان قیام نکردیم…  ما از انزوا نمی‌ترسیم. استقبال هم می‌کنیم. اما ما منزوی نیستیم. شما خیال می‌کنید ما منزوی هستیم.”[1]   ”برای شکممان قیام نکردیم، برای اسلام قیام کردیم.” با این گفته آیت الله، آن اظهار نظر اقتصادی-رویایی چندان غیرمنتظره نیست:”دلخوش به این مقدار نباشید که فقط مسکن میسازیم، آب و برق را مجانی میکنیم، اتوبوس را مجانی میکنیم.دلخوش به این مقدار نباشید.”[2] اما برگردیم سر همان جمله جاودانه. آیت الله خمینی در در جمع کارکنان پخش رادیو بود که “اقتصاد برای خر است”، را حواله مخالفان میکند: ”من نمیتوانم تصور کنم، هیچ عاقلی نمیتواند تصور کند که بگویند ما خون هایمان را دادیم که خربزه ارزان بشود، ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود، این منطق باطلی است که شاید کسانی انداخته باشند، مغرض ها انداخته باشند، توی دهن های مردم که بگویند ما خون دادیم که مثلا کشاورزی مان چه بشود. آدم خودش را به کشتن نمیدهد که کشاورزی اش چه بشود.همه دیدید که تمام قشرها ، خانم ها ریختند توی خیابان ها ، جوان ها ریختند توی خیابان ها،در پشت بام ها در کوچه و برزن و همه جا، فریادشان این بود که اسلام میخواهیم، برای اسلام است که انسان میتواند جانش را بدهد، اولیا ما هم برای اسلام جان دادند نه برای اقتصاد، اقتصاد قابل این نیست. آن هایی که دم از اقتصاد می زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند از باب اینکه انسان را نمیدانند یعنی چه، خیال میکنند انسان یک حیوانی است که همان خورد و خوراک است. منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی دارد. این چلوکباب میخورد، او کاه میخورد.اما هر دو حیوانند، اینهایی که زیربنای همه چیز را اقتصاد میدانند، اینها انسان را حیوان میدانند. حیوان هم همه چیزش  فدای اقتصادش است.زیر بنای همه چیزش، الاغ هم زیر بنای همه چیزش اقتصادش است.”[3] جمله اولین رئیس جمهور در 15 مهر 59 نشان از تفاوت سلایقی داشت که در آخر به تقابل در بالاترین سطح نظام کشید:”چه ضربه کشنده‌ای به انقلاب اسلامی ما زدند و چگونه زیباترین انقلاب را به بدترین شکل‌ها در آوردند و به جهان عرضه کردند،آنهایی که با این عنوان که ما برای اقتصاد، انقلاب نکردیم عملا زمینه فعالیت‌های سازنده و تولیدی را از بین بردند.آنهایی که چهره زیبای انقلاب ما را لجن آلود کردند.”[4]
[1]- سخنرانی در جمع دانشجویان پیرو خط امام، سروش، شماره 75، 17آبان 59، صص6-

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

مزار ساده بنیانگزار یک کشور

 

اگر به ابوظبی سفر کنید و سراغ مزار شیخ زاید (بنیانگذار کشور امارات)

 را بگیرید که چندی قبل در اوج قدرت و عزت فوت کرد، گوشه باغی

خلوت را به شما نشان خواهند داد که قبری سفید و تنها در آن قرار

دارد.

بر آن نوشته شده است : " این مزار شیخ زاید بن سلطان آل نهیان

است. او در سال ۱۹۱۸ بدنیا آمد و بعد از یک عمر خدمت به آبادی و

عمران کشورش در سال ۲۰۰۴ مرد " . همین!

وقتی مقامی خارجی می خواهد به قبر شیخ زاید ادای احترام کند دور

آن را قالی فرش می کنند. می گویند شیخ زاید گفته بود مبادا بعد از من

 گلی را بچینید تا بر قبرم گذارید!

در عکس ژاک شیراک رئیس جمهور سابق فرانسه به دیدنش آمده

است...

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

چرا "شيخ دربند" را فرا مي خوانيم؟

ساسان آقايي

sasanaghee.jpg

روز پنج‌شنبه، خورشيد هنوز به نيمه‌ي راه روز نرسيده، هم‌راه و هم‌گام با گروهي از دوستان و روزنامه‌نگاراني ‏که در اين سال‌ها با همه‌ي ناملايمت‌ها هم‌چنان بر سَبيل سياست‌ورزي مي‌گردند، سربالايي نفس‌گير دربند را پياده ‏مي‌رويم. ‏

ما دربند را بالا مي‌رويم تا" شيخ" را فرا خوانيم به کارزاري که نابرابر است و جان‌فرسا، پر از ابهام و ناروشن. ‏ما مي‌رويم تا "عبدالله نوري"، شيخ خاموش دربند را فرا خوانيم به "آمدن"، به اين که کنجي آرام خويش را رها ‏کند و هياهوي ناجوامرادانه‌ي بيرون را به جان بخرد. بي‌شک دليلي دارد چه، ديگراني هستند که سر نيامدن‌شان ‏دعواست و ديگري هم هست که آمدن و نيامدنش هر دو جنجالي در پي دارد. در ميان اين همه مدعي اما چرا شيخ ‏خاموش؟ ‏

 

 

 ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

تحركات سياسي جديدآيت الله خزعلي -

khazali.jpg

محبوبه نيك‌نهاد

اعضاي هيات رئيسه فراكسيوني که تحت عنوان "غدير" با هدايت ابوالقاسم خزعلي در مجلس هشتم تشكيل شده، ‏ديروز به طور رسمي معرفي شدند. يك روز قبل از آن هم اعلام شده بود كه رئيس دفتر رهبر جمهوري اسلامي به ‏بنياد غدير كه خزعلي دبيركل آن است، پيوسته و عضو هيئت امناي آن شده است. اتفاقاتي که ناظران سياسي را به ‏بررسي علل تحركات ناگهاني سياسي آيت الله خزعلي و پشت پرده اين تحركات واداشته است.‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

تخلفات احمدي نژاد در شهرداري

آشفتگي هاي اقتصادي چند صد ميلياردي -

shahrdari.jpg

حميد احدي

انتشار گزارش حسابرسي از شهرداري تهران، که رييس جمهور احمدي نژاد و هوادارانش به شدت سعي کردند تا از ‏انتشار آن جلوگيري کنند نشان دهنده شکل گيري جبهه تازه اي در داخل جناح راست عليه احمدي نژاد است که در اين ‏گزارش نشان داده شده که در سه سال شهرداري تهران بارها و بارها از قوانين تخلف کرده است که اسناد برخي از آن ‏ديگر در دسترس نيست.‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

خليج فارس به سپاه سپرده شد

آرايش نظامي روشن تر مي شود -

‏‏ghalibaf783.jpg

رسا قاضي نژاد

در حالي يک ماه پيش، همزمان با شدت يافتن تهديدهاي نظامي عليه ايران، يک مقام نظامي جمهوري اسلامي از امکان ‏بستن تنگه هرمز خبر داده بود، اينک اظهارات دستيار و مشاور آيت الله خامنه اي در امور نيروهاي مسلح، حاکي از آن ‏است که زمينه هاي عملي اين تهديد مهيا شده است.‏

خبرگزاري جمهوري اسلامي روز گذشته يک گفتگوي قادر به کنترل تنگه هرمز هستند" که پيش از اين فرمانده سپاه پاسداران ماه گذشته از احتمال ‏بسته شدن تنگه هرمز سخن گفته بود. ‏

"

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

با وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي -

ahmadinejad783.jpg

نادر ايراني

همراه با وخيم تر شدن اوضاع اقتصادي، صداي مخالفان سياست هاي دولت احمدي نژاد هم بلند تر شده است. ‏اين صداها فقط متعلق به جناح مقابل دولت که "ارائه آمارهاي نادرست" را "خلاف راستگويي و اصول ‏گرايي" مي دانند نيست، بلکه همفکران دولت نهم، از جمله حزب موتلفه و علي لاريجاني را نيز در بر مي ‏گيرد. ‏
‏ ‏
در آخرين واكنش ها نسبت به گزارش هاي مطرح شده از سوي احمدي نژاد واعضاي كابينه او درمورد ‏وضعيت اقتصادي کشور، سيدمحمدخاتمي آمارهاي ارائه شده را نادرست ذكر كرد و آن را خلاف راستگويي ‏و اصولگرايي برشمرد. همان آمارهايي که به گفته محمد رضا باهنر، نايب رييس مجلس شوراي اسلامي و ‏از حاميان اصلي احمدي نژاد در مجلس هفتم منجر به كسري بودجه 30 ميليارد دلاري شده است. ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

نتيجه گزارش وزير نيرو در جلسه غيرعلني مجلس -

‏‏afzayeshgheimatbargh.jpg

امين رئوفي‌نژاد

مجلس هشتم پس از حضور وزير نيرو براي پاسخگويي به نمايندگان در خصوص مشكلات صنعت برق و ‏خاموشي‌هاي اخير، غيرعلني شد تا عملكرد دولت و مجلس اصولگرا در اين حوزه، پشت درهاي بسته بررسي ‏شود. اما گزارش‌هايي كه از اين جلسه به سايت‌ها درز كرد، حاكي از انتقادات شديد متقابل بين نمايندگان و اعضاي ‏دولت و همچنين اخبار مربوط به گراني برق و قطعي آن در زمستان بود.‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

استغفار توکلي، عصبانيت رييس جمهور - 

tavakolimosavian.jpg

البرز محمودي

در شرايطي که بازار حلاليت طلبي گرم است و از يکسو آيت الله جنتي درخواست حلاليت کرده و از سوي ديگر حلاليت ‏طلبي احمد توکلي با پاسخ مثبت حسين موسويان مواجه شده، دفتر رييس جمهور در اطلاعيه اي از توکلي خواسته است "يك ‏بار ديگر بابت غفلت دوباره"اش استغفار كند.‏

يک روز پس از آنکه احمد توکلي نماينده تهران و رييس مرکز پژوهش‌هاي مجلس که مديريت سايت الف را بر عهده دارد ‏با صدور بيانيه‌اي اعلام کرد که اخبار اين سايت عليه حسين موسويان "کذب بوده" و از او و خانواده‌اش "حلاليت طلبيد"، ‏حسين موسويان نيز با انتشار نامه‌اي به بيانيه وي پاسخ گفت‏‎.‎‏ موسويان در بخشي از نامه خود به توکلي با تاکيد بر اينکه ‏موضوع پرونده خود را به "خداوند متعال واگذار نموده" نوشته است: "تا کنون به خاطر مصالح و منافع نظام و کشور ‏سکوت کرده و بنايم همچنان بر سکوت است. اطمينان دارم که جنابعالي پس از ماه‌هاي متمادي مطالعه اسناد اين پرونده و ‏گفتگو با مقامات ذيربط، اکنون به راز سکوت اينجانب پي برده‏ايد."‏

 ‎‏"‏

 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

تحليل بوستون گلوب از پيامدهاي سياست آمريکا -]

fesharbariranihayedubai.jpg

فرح استکمن

دوبي، اين شهر آزاد و پر رونق، جائي است که ايراني ها هميشه به آن گريز زده اند. از زماني که آمريکا ‏قانون منع فروش اجناس آمريکائي به ايران را در دهه 1980 تصويب کرد، تجار ايراني براي خريد آنچه ‏لازم دارند به سفرهاي کوتاه آبي به اين شهر متوسل شده اند. ‏

وقتي هم که وزارت خزانه داري آمريکا چندي پيش بانک هاي کليدي ايراني را مورد تحريم قرار داد، تاجران ‏ايراني راهي اين شهر شدند تا در مرکز مالي خاورميانه حساب هاي بانکي جديدي را افتتاح کنند. اما سياست ‏هاي آمريکا ظرف ماه هاي اخير، فشار زيادي را بر امارات متحده، بزرگترين شريک تجاري ايران و ‏منزلگاه 450هزار شهروند ايراني وارد کرده است. ‏

به گفته مقامات آمريکائي و تحليل هاي موجود از آمارهاي تجاري، مسؤولان امارات پس از ديدارهاي جورج ‏بوش، ديک چني و وزير خزانه داري آمريکا از کشورشان، صدور تعداد پروانه هاي کسب براي شهروندان ‏ايراني را به نحو چشمگيري کاهش داده اند.‏

بر اساس تحليلي از اتاق بازرگاني دوبي، ظرف سه ماهه اول سال 2008 کمتر از 1 درصد از 10800 ‏شرکت هاي ثبت شده در دوبي در مقايسه با 6 درصد در سال هاي 2007 و 2006، شريک ايراني داشته اند.‏


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

نگاه کريستين ساينس مانيتور به بن بست هسته اي ايران

اسکات پترسون

گزارش روز دوشنبه آژانس بين المللي انرژي هسته اي حاکي است ايران ارائه اطلاعات به بازرسان هسته اي ‏سازمان ملل درباره اتهام پيگيري برنامه مخفي تسليحاتي را متوقف کرده است. ‏

يک مقام برجسته سازمان ملل دوشنبه گفت: "ايران تاکنون تلاشي براي پاسخ به ابهامات به عمل نياورده و ‏ظاهراً به بن بست رسيده ايم." ‏

اين گزارش در بحبوحه گمانه زني ها درباره احتمال حمله اسرائيل و يا حتي آمريکا به زيرساخت هاي هسته ‏اي ايران منتشر شده که به اعتقاد آنها برنامه توليد بمب هسته اي به عنوان هدف ايران را به تعويق مي اندازد. ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

حزب پادگانی
حرف آخر را خواهد زد؟

بخشی از سرمقاله خبرنامه جبهه مشارکت:

"مقام معظم رهبری نگذاشت خاتمی رییس جمهوری بشود که دشمن می خواهد."، "رد صلاحیت خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری قطعی است."، "عبدالله نوری و دكتر محمدرضا خاتمی هم چهره هایی هستند كه هیچ‌كدام روزنه و نقطه سفیدی برای شورای نگهبان باقی نگذاشته‌اند كه بشود آنها را تایید صلاحیت كرد."،  "تداوم دوران احمدی‌نژاد برای یك دوره چهار ساله دیگر «مصلحت» است و ورود سایر اصولگرایان به انتخابات، خدمت به نظام، انقلاب و مردم نخواهد بود."،  "فكر كنم این حركت آقای هاشمی‌رفسنجانی (انتقاد از دولت) یك حركت سیاسی محض است و احساس می‌كنم كه منطق و انصاف پشت آن نیست و نتیجه آن سیاستی است كه در بازار سیاست مذموم است."

سخنان بالا را احتمالا بسیاری از خوانندگان این نشریه در هفته گذشته از آقای ذوالنور – از مقامات بلند پایه در سپاه- از طریق رسانه ها خوانده اند. این سخنان و مواضع تا حدی روشن و بی پیرایه است که تردیدی در جهت گیری سیاسی آنها به سود یک جریان خاص و علیه جریانی دیگر باقی نمی گذارد و این دقیقا همان چیزی است که امام خمینی رهبر انقلاب بارها نظامیان را از ورود به آن نهی کرده و هشدار داده بودند.

ماهیت سخنان آقای ذوالنور اگرچه چندان تازگی ندارد ولی نشانه آشکار دیگری از ورود علنی یک مقام بلند پایه در یک ارگان نظامی به مناقشات سیاسی داخلی است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
اخبار مهم جهان، از گرجستان به روی ایران بازگشت
تولید کلاهک اتمی
برگ جدید در پرونده ایران
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
گفتگوی مصطفی تاج زاده در باره انتخابات ریاست جمهوری
 و موانع و دلائل ضرورت حضور محمد خاتمی
خوان بزرگ: بی تفاوتی مردم!
7 خوان بر سر راه
انتخاباتی که 8 خوان دارد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

آتش بر زمین های نیشکر هفت تپه !!

بدنبال مخالفت کارگران و شکست طرح مزایده فروش هزارهکتار زمین کشاورزی درهفت تپه، بار دیگر آگهی مزایده هفتصد هکتار از زمین های این منطقه منتشر شده است.  شرکت کشت و صنعت نی شکرهفت تپه زیرنظر" شرکت مادر تخصصی تولید محصولات کشاورزی، دامی و منابع طبیعی" وابسته به وزارت جهاد کشاورزی است. درتیرماه  87، طبق مصوبه هیأت دولت، این شرکت به وزارت صنایع و معادن واگذار شد که گویا قراراست تا چند ماه دیگراین تحول به طورکامل انجام گیرد. درراستای خصوصی سازی(بخوانید خودی سازی) و اجرای اصل دگرگون شده 44 قانون اساسی قراربراین است که چوب حراج به زمین ها و اموال این شرکت زده شده و به " خودی" ها واگذارشود

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
پاسخ سيدحسين موسويان به حلاليت‌طلبي احمد توكلي؛ جنابعالي را حلال نموده و از خداوند متعال طلب مغفرت و رحمت و موفقيت مي‌نمايم

چکيده  : سيدحسين موسويان در پي حلاليت‌خواهي احمد توكلي، در نامه‌اي به وي پاسخ داد.احمد توكلي طي مطلبي كه در سايت الف منتشر شد، از موسويان به خاطر آن‌چه مشاركت ناخواسته در آسيب ديدن ناحق آبروي وي و خانواده‌اش، در قضيه اتهامات هسته‌يي‌ خوانده بود، از آنان حلاليت طلبيده بود.

سيدحسين موسويان در پي حلاليت‌خواهي احمد توكلي، در نامه‌اي به وي پاسخ داد.

احمد توكلي طي مطلبي كه در سايت الف منتشر شد، از موسويان به خاطر آن‌چه مشاركت ناخواسته در آسيب ديدن ناحق آبروي وي و خانواده‌اش، در قضيه اتهامات هسته‌يي‌ خوانده بود، از آنان حلاليت طلبيده بود.

در نامه موسويان به توكلي آمده است:

جناب آقاي احمد توكلي

نماينده محترم و رييس مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي

با سلام

از بيانيه مورخ 25/6/87 جنابعالي مطلع شدم. اينجانب از ابتداي ماجراي بازداشت تا كنون موضوع را به خداي متعال واگذار نموده و به خاطر مصالح و منافع نظام و كشور سكوت كرده و بنايم همچنان بر سكوت است. اطمينان دارم كه جنابعالي پس از ماه‌هاي متمادي مطالعه اسناد اين پرونده و گفت‌وگو با مقامات ذي‌ربط، اكنون به راز سكوت اينجانب پي برده‌ايد. در شرايط فعلي كه ارزان‌ترين كالا "آبروي مومن" است، جنابعالي اين شهامت را داشتيد كه بعد از ماه‌ها بررسي مستندات، بي‌اساس بودن 13 مورد از اتهامات دروغ و ناروا به اينجانب را اعلام و به ياد قيامت، حلاليت بطلبيد كه البته از مبارزان اصيل و متدين انقلاب از هر جناح و با هر طرز تفكري نيز چنين انتظار مي‌رود. اينجانب در جوار مرقد جد اطهرم علي بن موسي الرضا(ع) جنابعالي را حلال نموده و از خداوند متعال طلب مغفرت و رحمت و موفقيت مي‌نمايم.

مشهد مقدس - سيدحسين موسويان

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

انتقادات بی‌سابقه حسن روحانی از دولت نهم

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حسن روحانی تاکید کرد: «دولت نهم در سه سال گذشته نتوانست به‌خوبی از فرصت‌های طلایی که برای نظام و کشور در شرایط خاصی ایجاد شده بود استفاده‌ کند»
. «اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود. آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل 44 استفاده کرده است»؟
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
ahmad aqa.bmp

یکهفته باخبر

Kayhan-New.jpg

... خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده

سه‌ شنبه 2 تا جمعه 5 سپتامبر
رمضان در عصر طاغوت
اگر «ممی جون» التماس و اصرار ما را می‌پذیرفت و «آقاجون» پدربزرگ مادری می ‌پذیرفت که همسرش در خانه داماد و نزد دختر و نوادگان عزیزش رمضان را اگر نه به تمامی ولی چند شبی سر کند، ماه مبارک رنگ دیگری می‌گرفت. «کوچک بیگم میرعلائی» مادر پدر هم گاهی همسفر رمضانی ما بود. دو دایره پرجذبه از دو مادربزرگ به شبانه‌های رمضانی ما عطر و طعمی می‌داد که هنوز هم در پی این همه سال و ماه با من است. دو یا سه شب به پیشواز رمضان می‌رفتیم. اما نخستین شب حال و هوای دیگری داشت. بختمان چقدر بیدار بود اگر رمضان به زمستان می ‌افتاد و کرسی و شب‌چره و شاهنامه هم به دعای سحر و صحیفه سجادیه اضافه می‌شد.

از آن سال که روزه سرگنجشکی رفیق راه شد و همسفره سحری با اهل خانه شدم تا دوازده سیزده سالگی که دمی ماش مادربزرگ پدری و کباب شامی ممی جون مادر بزرگ مادری را باید با اشتها می‌خوردم که دیگر تا غروب روز بعد خبری از خوردنی نبود، به گونه عاشقی چشم انتظار رمضان بودم.
در سالهای طاغوتی هیچکدام از ما معنای مفسد فی ‌الارض، محارب با خدا، زنای محصنه، سنگسار، آخوند آدمخوار، ولی فقیه، نایب امام زمان، ولی امر مسلمانان جهان، نمایندگان مقام معظم رهبری، سرود انجز انجز، حزب ‌الله فهم غالبون و... را نمی‌دانستیم. در رمضان طاغوت، حتی بزرگترهای ما فکر نمی ‌کردند برای رسیدن به مقام وزارت کافی است یک پنج ریالی را داغ کنید و چند روز روی پیشانی بچسبانید تا جای داغ آشکار شود، در مراسم اعدام مخالفان رژیم حداقل دو سه بار تیر خلاص بزنید، عکس مار را روی دیوار بکشید، و دست و پای یک آخوند شیاد را بلیسید تا با امام زمان همکاسه شوید.
در آن سالها آخوندهائی که من می ‌شناختم (و هزاران بل میلیونها هموطن من نیز حتماً با آنها آشنا بودند) مرجعشان شریعتمداری و خوانساری و حاج آقا حسن قمی و حاج شیخ بهاء الدین نوری و... بود و روضه خوانشان، سید عرفان و افتخار الواعظین واحتشام، وعاظ و خطبایشان دکتر عباس مهاجرانی (که عمرش دراز باد) و زنده یاد دکتر سید محسن بهبهانی و آل آقا و ابن الدین، و فاطمی، اقطاب عرفان و صفایشان از نوع مرحوم جندقی (میرفخرائی) ستایشگر، حاج سید مهدی قوام ‌زاده، صالح علیشاه گنابادی و پورعارف، مرحوم حاج شیخ حسنعلی مقدادی اصفهانی معروف به نخودکی، و مداحشان از تیره سید جواد ذبیحی و علی بهاری و درویش امیرحیاتی با دوتار و علی جویم علی گویم... بودند.
در زمان طاغوت چون معاون کل مدیرعامل صدا و سیما محمود جعفریان از بازگشتگان از سراب دائی جان یوسف بود که من خود حداقل سه رمضان بسیار شبها در دفترش در تلویزیون هم سفره‌اش بودم و با او افطار می ‌کردم، بنابراین رادیو تلویزیون طاغوت در ماه رمضان رنگ و طعم دیگری داشت. در شهر نوی طاغوت هم خواهران تنهائی (عنوان گزارشی که از زنان قلعه نکبت و درد و تراژدی‌های یک سال برای مجله فردوسی نوشتم و عباس پهلوان عزیزم چنان عرضه ‌اش کرد که تا مدتها بحث ونقل آن اینجا و آنجا بر سر زبانها بود) در ماه رمضان تن از گناه!! می‌شستند و لاتهای جمشید و چاله میدان دهان آب می ‌کشیدند و حداقل در آن سه شب که «خیر من الف شهر» بود قرآن بر سر می ‌گرفتند و چاقو غلاف می ‌کردند. در آن رمضان‌های پر از نور و عشق و دلهای شناور در چشمه خدا زندگی همه ما دگرگون می‌شد، حتی همکلاسی‌هایم لولاچی یهودی و خمسی بهائی و آوانسیان ارمنی و ملک‌ پور زرتشتی ظهرها ساندویچ‌های خانگی خود را یواشکی در پشت درختی و یا دیواری به نیش می‌کشیدند که احترام همکلاسی‌های مسلمان را حتی اگر روزه‌ خوار بودند رعایت کرده باشند. میس هرمینه معلم انگلیسی ما در مدرسه ایران که بدون شک زیباتر از مریم مجدلیه بود و پوستش مثل ابریشم با عطری که وقتی بالای سر من دولا می ‌شد تا مشقم را با دقت بنگرد، چنان روی جانم می ‌ریخت که در همان کودکی به دلم قول می‌ دادم وقتی بزرگ شدم سر به دنبالش گذارم، با رسیدن ماه رمضان تور نازکی بر سر می ‌انداخت و نگاهش را از آقای مکّی معلم حساب که عاشقانه به او خیره می ‌شد می ‌دزدید.
در ماه رمضان طاغوت وقتی سحر از راه می ‌رسید ناگهان جهان روشن می ‌شد. اگر از بالا، فراز شب به شهرها می‌نگریستی، ناگهان می‌دیدی تک چراغی روشن می‌شود و به دنبال آن زنجیر چراغها در چهار سوی شهر گسترده می‌شد. از خانه‌ها بوی عطر نان و برنج و دعای نیمه شبان و صدای سماور جائی برای خواب حتی بچه‌های کوچک نمی ‌گذاشت. حتی در خانه و کومه فقرا نیز به برکت آن صفای رمضانی که باعث می ‌شد گاه ده بار سینی به دست از خانه ‌مان به زیر بازارچه کوچه ورزشگاه و ساعت مشیرالسلطنه بروم و کاسه‌های غذا را که مادر تمیز و زیبا آماده می‌ کرد به آنها که نداشتند یا کمتر داشتند بدهم نیز کم و بیش عطر غذا جاری بود.
از ساعت دو به بعد رادیو روشن می ‌شد. ما را یکساعت بعد از خواب بیدار می‌ کردند. تا آنجا که به یاد دارم، وقتی صدای ذبیحی بلند می ‌شد، انگار ناگهان همه چیز و همه کس، در لرزه‌های صدای او به رقص می ‌آمد. اصلاً انگار خود خدا می ‌خواند. نخست شعرهای سعدی بود و کلیم و حزین و شیخ بهائی که «مقصود من از کعبه و بتخانه توئی تو / مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه». حالا سفره هم پهن شده بود. شبهای قدر که قرآن بر سر می ‌گرفتیم سفره دیرتر پهن می ‌شد. بعد ذبیحی مناجات را شروع می‌کرد. «الهی... دانا و توانائی، بر همه چیز بینائی، به تو زیبد ملک خدائی...» و بعد موشحات عربی‌اش آغاز می‌شد. وقتی سید لال نخاله‌ ای که با اشاره و گاه نوشتن از همه چیز در گذشته و حال می‌ گفت به خانه ما آمد، در یکی از شبهای رمضان با صدای ذبیحی گریست و روی کاغذ نوشت این مرد حتی از عبدالوهاب و ام ‌اکلثوم زیباتر عربی می ‌خواند... بعد از آن «عمّن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء» بود و دعای پدر و چشمان پر از عشق مادر با نگاه عطرافشان مادربزرگ. خواهرکم سر روی زانوی من پای سفره به خواب رفته بود. اذان بود و بعد توپ سحر و امساک. سفره جمع می‌شد، بانگ صلات خانه را لبریز می ‌کرد و چراغها که یک به یک خاموش می‌شد... در مدرسه دروغ نمی ‌گفتیم، دعوا نمی‌کردیم، حرف بد نمی ‌زدیم. اینطور ما را بار آورده بودند. عصر که به خانه می‌ آمدیم مادر نگران بود که روزه رمق نور دل و دیده‌اش، فرزند عزیزش را برده است. سماور جوش بود و اندک اندک لحظه افطار سر می ‌رسید. سخنرانی آقای فاطمی با آن ضربآهنگ پرکشش تمام می‌شد، بعد مدحی بود و سپس تحلیلی اغلب عمیق ‌تر از سخنرانی‌های معمولی که دکتر عباس مهاجرانی عرضه کننده آن بود. حالا عطر برنج و حلوا و... خانه را انباشته بود. بعد صدای ایرج گرگین در خانه می ‌پیچید «با هم به سوی خدا برویم» و ذبیحی قلبت را با «ربنا» می‌لرزاند. در فاصله بانگ او گرگین مثنوی می‌خواند و بعد دعای صحیفه سجادیه دکتر محسن بهبهانی بود که در نوروز انقلاب به دستور آدمخوار اول شیخ صادق خلخالی، آدمکشانی از ذوب شدگان در انقلاب سحرگاهان به در منزلش رفتند، در زدند و سید را که سر سجاده بود به خیابان کشیدند تا گلوله‌های کینه و ناجوانمردی را در دل پر از ایمان او خالی کنند. با بانگ اذان مادر استکانها را از آب جوش پر می ‌کرد و بعد خرما بود و نان روغنی و شیرمال مغازۀ سیادت چهار راه سیدعلی، و آنسو در جعبه صدا، مهدی سهیلی با کاروان شعر و موسیقی از راه می‌رسید... رمضان در عصر طاغوت چنین در جان ما نشست و آنگاه که سید روح ‌الله مصطفوی رمضان را نیز چون وطنمان مصادره کرد، ذبیحی و بهبهانی را کشت، گرگین را به اجبار راهی غربت کرد و دکتر عباس مهاجرانی را که نیمی از اصحاب و نوکرانش تا گردن مدیون او بودند به زندگی در تبعیدگاه ناچار کرد دیگر رمضان معنائی نداشت. قلعه را پاسداران انقلاب و اسلام ناب انقلابی محمدی آتش زدند. لاتهائی که یکماه عرق نمی‌خوردند در مقام مسئولان کمیته‌های انقلاب، شبهای قدر را نیز به فتوای آخوندهای فریبکار از جمله شبانه‌های عیش و فسق قرار دادند و شیشه‌های مشروب مصادره‌ای را جای شربت نوشیدند. زنان قلعه با درد و فقر در گوشه ‌ای خاکستر شدند تا با به تخت نشستن نایب امام زمان دخترکان معصوم شب اعدام نصیب برادران پاسدار شوند و نسل بعدی‌شان در دُبی تختخواب شیوخ نفتی را گرم کنند.
رمضان هم مثل محرم و شعبان با رنگ تظاهر و لعاب فریب، از خانه‌ها رخت برکشید. حاج عزت ضرغامی که افتخار می ‌کرد به دست خود دهها ضدانقلاب را کشته است جای مهندس قطبی در دفتر ریاست صدا و سیما نشست و ماه رمضان معاونش برادر غفور که اتاق محمود جعفریان را مصادره کرده بود در حالی که دهانش را لابد می ‌شست که بوی غذائی که ظهر بلعیده بود بیرون نزند فرمان می‌داد روزه‌ خواران را در صدا و سیما فهرست کنند تا او علاوه بر جریمه نقدی به تنبیهشان اقدام کند.
طاغوت و اعوانش اهل روزه نبودند اما در عصر آنها رمضان معنا داشت، سحر و افطار هم. ذبیحی در نیمه ‌های شب پنجره‌ای بین ما و خدا می‌گشود. حالا اما نوحه‌ها و مناجاتها را رضا هلالی می‌خواند که نه به خدا اعتقاد دارد نه رمضان را می‌شناسد. به فرزندانم از رمضان طاغوت می‌ گویم و آنها وقتی می‌شنوند روزگاری من هم روزه می‌گرفتم با شگفتی می‌پرسند، رمضان شما چه شد که حالا به سراغش نمی‌روید؟ می ‌گویم خمینی اعدامش کرد. این رمضان که می‌بینید دکان حقه‌ بازی و تزویر است. عطر وطعم ندارد. و رفقایش یا مثل ذبیحی و بهبهانی خاکستر شده ‌اند و یا مثل من تبعیدی‌اند و از خانه پدری دور.

 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

بيژن صف سري -

bijansafsari.jpg

اين روز ها مدام در حال خواندن خاطرات اصحاب قدرت بعد از انقلاب هستم، چه آنها ‏يي که ديگر در صحنه نيستند و خانه نشين شده اند و چه کسانيکه هنوز دستي به قدرت ‏دارند و در فکر و خيالشان، توهم ابر قدرتي جهان را مي پرورانند.‏

کمترين بهره وري از خواندن اينگونه خاطرات همين قدر بس که لااقل بعد از 30 سال ‏متوجه مي شويم چه ملت ساده و سطحي نگري بوده و هستيم طرفه آنکه بعد از خواندن ‏خاطرات رجل سياسي قديم و جديد، به اين واقعيت پي خواهيم برد که چه کلاه گشاد ي ‏بر سر مان رفته است اگر چه هنوز هم نسبت به و قايع و رخداد هاي پيرامون خود و ‏جهان، بر همان سبک و سياقي مي انديشيم که مسبوق به سابقه است.‏

براي نمونه نگاه کنيد به قيل و قال انتخابات پيش رو رياست جمهوري که از چندي قبل ‏بازار مکاره ي آن، باز رونقي يافته است، و در اين وانفسا چه احزاب و گروه هايي که ‏قصد تحميل کانديدا هاي مورد نظر خود را دارند و چه بسياري از مردم کوچه و بازار، ‏هر دو، از يک منظر بر اين مقوله مي نگرند که امروز به عارضه احساس غبن آن ‏گرفتار يم.‏

اينکه مي گويم بر همان نشاني هستيم که بوديم، بخوانيد تحليل ها و تبليغاتي که براي ‏تحميل کانديدا ها و يا حضور مردم در پاي صندوق هاي راي نوشته مي شود، يكي وعده ‏عدالت ميدهد و يكي ازاصلاح دم ميزند وگروهي ازبرآوردن آرزوهاي لامحالي چون ‏آزادي ميگويند که به قدمت تاريخ، عمر بر سر آن نهاده ايم. و اين همه از فروش متاعي ‏است كه در بازار سياست، وعده هاي پوشالي را به بهاي خوش باوري مي دهند آنچنانکه ‏از پس سال ها خريد وعده هاي تو خالي در بازار انتخابات گذشته، هنوز هم‎ : ‎

رنگ سال گذشته را دارد ‏‎
همه ي لحظه هاي امسالم ‏‎
‎365 ‎حسرت را همچنان مي كشم به دنبالم ‏‎
ديده ام در جهانما چشمي، ‏‎
كه به تكرار ميكشد فالم ‏‎
يك نفر از غبار مي آيد، ‏‎
مژده تازه تو تكرايست

و از اين رو است که باز هم مردم بر سر همان دو راهي قرار مي گيرند که در سي سال ‏گذشته نقطه عطف همه تلاش هاي رسيدن به دمکراسي بوده است، يعني تحريم انتخابات ‏و يا انتخاب از بين بد و بدتر، که حکم همان راه رفته اي را مي ماند که به بن بست ‏منتهي مي شود، و جالب اينکه با همه ضرر هاي پيمودن اين راه به بن بست منتهي شده، ‏از روشنفکر تا احزاب و ايضا مردم کوچه و بازار هر گز به صرافت پيدا کردن راه ‏ديگر نبوده اند تا تغييري در اين چرخه ايجاد نمايند، چه رسد به امروز که از سويي در ‏چنبره تورم و گراني و مضيقه معاش دست و پا مي زنند و از سوي ديگر ازوحشت ‏هجوم بيگانگان به خانه پدري، خواب به چشمانشان راه ندارد. ‏

ماجراي آمدن سيد اصلاحات و يا نيامدن او به صحنه رقابت انتخابات رياست جمهوري ‏پيش رو که نقل محافل سياسي روز است، حکايتي تکراريست، چرا که تا قبل از واقعه ‏دوم خرداد، سال ها با نزديک شدن موسم انتخابات رياست جمهوري، هميشه بحث بر ‏سر آمدن و نيامدن مهندس موسوي بود و مدتها تيتر مهم روز نامه ها و رسانه هاي ‏کشور به حضور و يا عدم حضور اين رئيس دولت زمان جنگ اختصاص داشت و اين ‏بود تا اينکه دوم خردادي از راه رسيد و سيد اصلاحاتي کشف شد و بعد از دو دوره ‏رياست جمهوري که به زعم گروهي دوران طلايي و به زعم دشمنان اصلاحات دوره نا ‏مطلوب بعد از انقلاب بشمار مي رود، تا امروز که براي بار سوم نام سيد محمد خاتمي ‏براي سکانداري اين کهنه ديار باز هم بر سر زبان ها افتاده است، حال آنکه آمدن و يا ‏نيامدن اين سيد بزرگوار گره اي از مشکلات اين ملت سر خورده از خوش باور ي ها ‏باز نخواهد کرد، آنچنانکه آمدن عبد الله نوري و يا آن شيخ به خواب رفته اصحاب کهف ‏و يا دوباره بر سرير قدرت قرار گرفتن همين رئيس جمهور فعلي هم، تغييري در ‏اوضاع و احوال وخيم امروز ما ايجاد نمي کند چرا که خانه از پاي بست ويران است.‏

حکايت بودن و يا نبودن سيد اصلاحات در انتخابات پيش رو، حکم همان حکايت معلم ‏اول، ارسطو را دارد که از او بعنوان "انه نبي ضيعوه" نام بردند، يعني پيامبري که او ‏را ضايع کردند که مصداقش را مي توان در خبر انتشار اعلاميه هايي دانست که اخيرا ‏در نماز جمعه قم عليه اين مرد خدا به کذب پخش کرده اند که اين همه نشانه از بي ‏حرمتي به مرد بزرگي است که به گواهي همه وطن دوستان، نامش در تاريخ اين سر ‏زمين کهنسال به نيکي ثبت است، اگر چه به هزار دليل گفته و ناگفته، امروز وجودش ‏بعنوان سکاندار اين کشتي طوفان زده ديگر نمي تواند مثمر ثمر باشد چرا که اولا منش ‏و انديشه خاتمي نسبت به اداره کشوري اين چنين گرفتار در چنبره قدرت هاي پنهان و ‏آشکار، تغيير نيافته و لاجرم اتفاقي جز تکرار تاريخ نخواهيم داشت. و ثانيا از باد هاي ‏تندي که بر اين کهنه ديار وزان است، عرصه بي گريز و راه است خاصه وقتي صداي ‏ملت، به گوش قدرت طلبان صداي شيطان باشد‎.‎‏ ‏

http://bijan-safsari.com

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

گزارش اختصاصي نيو استيتمن از ايران -

irangozarsh.jpg

مازيار بهاري

ايران کشوري است که غرب بيش از هرکشور ديگري از آن نگران است و درعين حال کمترين چيزها ‏درباره ‏اش‏ مي داند.‏

اين يک شروع اميدبخش نيست و من مي خواهم شما را گيج و مبهوت کنم. اين احساسي است که درباره ‏شرايط فعلي کشورم- ايران- دارم. اگر بنا باشد به اصول حرفه خبرنگاري خودم پايبند بمانم، چاره اي جز اين ‏ندارم که مشاهدات حيرت آوري را با شما در ميان بگذارم. بعد از 40 سال ايراني بودن، مي توانم اين را ‏آشکار و با صداي بلند بگويم: سياست، اقتصاد، جامعه و تقريباً هرچيز ديگر مربوط به ايران گيج کننده و در ‏هم پيچيده است. ‏

تناقضات و استانداردهاي دوگانه بر همه جوانب زندگي اجتماعي و سياسي سايه افکنده است. اقتصاد کشور ‏فاجعه بار است، اما شما بيلبوردهاي تبليغاتي گوچي و ورساچه را بيشتر از شهر ميلان در تهران مي بينيد. ‏ايراني ها در زندگي روزمره خود مودب ترين انسان ها هستند، اما هنگام رانندگي مانند هيولاهاي سنگدل ‏رفتار مي کنند. از آمريکا خوششان نمي آيد، اما مردمي دارد که بيش از هر کشوري در خاورميانه طرفدار ‏آمريکا هستند.‏

ايران در رسانه هاي بين المللي به عنوان يک کشور منفور معرفي مي شود، اما محمود احمدي نژاد رئيس ‏جمهور اعتقاد دارد محبوبترين رئيس جمهور کل دنياست. هر ماه ده ها نفر زنداني يا به دار آويخته مي شوند، ‏اما دولت ايران خود را "دولت دوست داشتني" مي خواند. و الي آخر... ‏

من در تهران هستم. دقيقتر بگويم: در ميدان پيروزي هستم و به سوي ميدان آزادي درحرکتم تا از دوستي ديدن ‏کنم که به تازگي از همسرش جدا شده است. راننده تاکسي من يک مرد سالخورده کوتاه قد با عينک ته ‏استکاني به نام حسن قره باغي است. وقتي سوار ماشين اش شدم، او داشت با تلفن همراه حرف مي زد. مقصدم ‏را به او گفتم و او همچنان داشت با پسر يا دخترش درباره نتايج کنکور دانشگاه حرف مي زد که همين چند ‏روز پيش منتشر شده است.‏

هرسال حدود يک و نيم ميليون نفر ايراني در اين آزمون شرکت مي کنند و تنها سيصد هزار نفراز آنها وارد ‏دانشگاه مي شوند. در چنين مواقعي از سال- اواخر ماه اوت- همه خانواده ها درباره همين موضوع حرف مي ‏زنند، از قبول شدن يا شکست خوردن جوانانشان. آنهائي که از عهده اين آزمون برمي آيند تبديل به چهره هاي ‏شاخص خانواده هايشان مي شوند. البته همه کساني هم که شکست مي خورند فکر نمي کنند دنيا به آخر رسيده ‏است. اما ميزان خودکشي در اين وقت سال زياد مي شود. ‏

حسن با فرزندش حرف مي زند که به نظر نمي رسد رتبه خيلي خوبي گرفته باشد، اما به هرحال يک جائي ‏قبول شده است. مي توانم احساس خوشحالي و غرور را در چهره اين پيرمرد ببينم، درحاليکه اشک در ‏چشمانش جمع شده است. او ليست مهمان هائي را دوره مي کند که قرار است در مهماني قبولي فرزندش در ‏دانشگاه دعوت شوند. ‏

دوستي که عازم ديدارش هستم، ستاره درخشان دوره خودش بود. او در سال 1978 با بالاترين رتبه ممکن ‏وارد دانشگاه شد. چند ماه بعد در فوريه 1979 انقلاب اسلامي اتفاق افتاد و بدنبال انقلاب فرهنگي 1980، ‏دانشگاه ها را بستند. او مجبور به ترک کشور شد و درسش را در دانشگاه هوستون ادامه داد. او اخيراً بعد از ‏پنج سال زندگي از همسرش جدا شده است. شديداً به يک شانه براي گريه کردن نياز دارد. ضمناً 5هزار دلار ‏پول هم لازم دارد تا براي اجاره يک آپارتمان در منطقه نه چندان شيک در تهران به عنوان پيش پرداخت ‏بدهد. اجاره ماهيانه هم 300 دلار است. ‏

قيمت املاک مسکوني ظرف سه سال گذشته و از زمان انتخاب احمدي نژاد به عنوان رئيس جمهور در ژوئن ‏‏2005، سر به آسمان گذاشته است. معمولاً افزايش بهاي مسکن در ايران به عنوان نشانه بي ثباتي اقتصاد ‏تعبير مي شود. مردم پولشان را در جاهاي ملموس تري مانند زمين سرمايه گذاري مي کنند، نه چيزهاي ديگر. ‏به لطف درآمدهاي نفتي، احمدي نژاد توانست با بذل و بخشش از مهلکه سوءمديريت هايش خلاص شود. اگر ‏شما بخواهيد ازدواج کنيد يا صاحب اتومبيل شويد، درحاليکه نرخ بهره 18 درصد است، شما مي توانيد وامي ‏با بهره 12 درصد بگيريد: به زبان ديگر وام کم بهره بگيريد. اين بخشش ها رئيس جمهور را نزد مردم فقير-‏خصوصاً در روستاها- به چهره محبوبي تبديل کرده است. اين همان مردمي هستند که او را در سال 2005 ‏انتخاب کردند و احتمالاً بيشتر آنها در سال 2009 مجدداً به او رأي خواهند داد. ‏

دوست طلاق گرفته من آدم فقيري نيست. درحقيقت، او تا سال 2005 که شرکت واردات تجهيزات پزشکي او ‏تحت تأثير تحريم هاي بين المللي قرار گرفت، اوضاع خوبي داشت. درآمد او ظرف يکسال نصف شد و سپس ‏در سال بعد به 10% درآمد قبلي اش تنزل پيدا کرد. ‏

او فکر مي کرد به ته خط رسيده، اما تازه همين موقع بود که زنش او را ترک کرد. آپارتمانش به نام همسرش ‏بود. او پنج سال پيش به زنش قول داده بود که با هم ازدواج کنند و سرانجام به آمريکا بروند و در آنجا بچه ‏دار شوند اما مرتب امروز و فردا کرد. براي همين بود که زنش، قفل در را عوض کرد!‏

دوستم مي گويد: "چگونه مي توانم به کشوري برگردم که مانند يک تروريست با من برخورد مي کنند؟ من در ‏زمان بحران گروگانگيري در آمريکا زندگي مي کردم. مجبور بودم هويت خودم را مخفي کنم تا در دانشگاه ‏مورد ضرب و شتم قرار نگيرم."‏

از او پرسيدم: "چرا همين جا بچه دار نشدي؟" گفت: "زنم چطور مي تواند انتظار داشته باشد اينجا بچه دار ‏شويم، درحاليکه اين جا پيدا کردن حشيش، هروئين، شيشه و ترياک آسانتر از پيدا کردن يک شيشه شير است. ‏بايد هزاران دلار براي تحصيل مناسب در ايران خرج بچه بکنم، تازه ممکن است بعدش شغل خوبي پيدا ‏نکند." ايران در جهان اسلام بالاترين آمار طلاق را به خود اختصاص داده است. در اينجا ميزان طلاق تا 7 ‏درصد افزايش يافته است. اعتياد به مواد مخدر و مشکلات افتصادي مهمترين دلايل اين پديده هستند. ‏

بعد از يک روز کامل فکر کردن درباره پيچيدگي هاي کشورم، مغزم درحال منفجر شدن است. شايد هم اين از ‏عوارض کار کردن در ايران به عنوان يک خبرنگار باشد. درهرصورت، شروع به تماشاي دي وي دي فيلم ‏زوهان مي کنم که در آن آدم سندلر-هنرپيشه مرد نقش اول- در نقش يک عامل ضد تروريست بازي مي کند ‏که روياي او آرايشگر بودن است. اين شخصيتي است که مي توانم با آن ارتباط برقرار کنم. من هم آرزو مي ‏کردم زندگي ساده تر بود. دوستم واقعاً له شده است. او پاي تلفن به همسر سابقش قول مي دهد که مشغول رتق ‏و فتق امور مهاجرت به آمريکاست.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

بعد از واکنش اعضاي مجلس و خبرگان - 

rahimmashaee783.jpg

فرشته پاک نظر

روساي دفاتر سه مرجع تقليد در قم در گفت و گو با يک سايت اصلاح طلب اعلام کردند تا برکنار نشدن ‏اسفنديار رحيم مشايي معاون رئيس جمهور، حاضر به ديدار با دولتمردان نيستند. ‏

رحيم‌مشايي، که علاوه بر رياست سازمان ميراث فرهنگي، از مشاوران ارشد، اقوام نزديک و دوستان ‏شخصي احمدي نژاد نيز هست، چند هفته پيش در اظهاراتي کم‌سابقه، با مردم اسرائيل ابراز دوستي کرد. اين ‏موضع‌گيري، موجي از اعتراض و مخالفت را در ميان محافل روحاني برانگيخت که تا کنون، شدت آن رو به ‏افزايش بوده است. ‏

نامه 44 نماينده روحاني مجلس و بيش از 50 عضو خبرگان رهبري به رهبر جمهوري اسلامي، نامه بيش از ‏‏200 نماينده مجلس هشتم به محمود احمدي نژاد و درخواست مصباح يزدي و نيز برخي مراجع تقليد در قم از ‏محمود احمدي نژاد براي برکناري معاونش از جمله رويدادهاي جنجالي چند هفته اخير ايران بوده است. ‏

ماجراي اعتراض مراجع اما اين هفته تا آنجا پيش رفت که سايت "اصلاحات"، اظهارات يكي از اعضاي دفتر ‏آيت الله نوري همداني در قم را نقل کرد که حکايت داشت در ديدار جمعه شب گذشته آقايان صافي گلپايگاني و ‏نوري همداني، در مورد بي اعتنايي رئيس جمهور به تاكيدهاي مراجع مبني بر كنارگذاشتن رحيم مشايي و ‏‏"اهانت‌هاي پي درپي به مراجع" تبادل نظر شده و طرفين تصميم گرفته اند که ديگر با مقامات دولتي ديدار ‏نکنند. ‏

نجف نژاد رئيس دفتر آيت الله نوري همداني در اين زمينه به سايت "اصلاحات" گفت: "با توجه به اين كه ‏مراجع تاكنون اعتراضات و صحبت هاي خود را گفته اند اما متاسفانه گوش شنوايي از طرف مسئولان نبوده ‏است، رئيس جمهور در مقابل اين اعتراضات دست به اقدام عملي و جدي نزده است، تغييري در دولت ايجاد ‏نكرده و مشائي را در ساختار دولت نگاه داشته است و اين معاون رئيس جمهور هم بر اظهارات خود ‏پافشاري دارد مراجع به اين نتيجه رسيده اند كه فعلا ديداري با دولت نداشته باشند."‏

از سوي ديگر، به گزارش منابع خبري در تهران، در جلسه جداگانه آقايان صافي گلپايگاني و آيت الله مكارم ‏شيرازي، اين دو مرجع تقليد تاکيد کرده اند که به خاطر پا فشاري مشائي بر اظهارات خود، تا زماني كه وي ‏در مقام معاون رئيس جمهور قرار دارد ديداري با اعضاي هيات دولت نخواهند داشت.‏

يک صاحب نظر مسايل سياسي يادآوري مي کند، تحريم ديدار با اعضاي دولت، اقدامي است که حتي در ‏زمان نخستين رييس جمهوري اسلامي ايران، که اختلافات ميان ابوالحسن بني صدر و روحانيون به اوج ‏رسيد، بي سابقه بوده است. ‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

حکم آيت الله، برخورد نيروي انتظامي -

niroyeentezami.jpg

رسا قاضي نژاد

در حاليکه نيروي انتظامي در ماه هاي اخير برنامه هاي آزمايشي براي محدوديت دارندگان تلفن همراه را آغاز کرده ‏است يکي از مقام هاي مذهبي در جمهوري اسلامي، ضمن هشدار در مورد استفاده از تلفن همراه در ميان جوانان، آن ‏را "بدتر و مخرب تر" از مواد مخدر دانست. ‏

آيت‌الله ناصر مکارم شيرازي که برخي منابع خبري نزديک به حاکميت وي را از نظر "به روز بودن"، "زبانزد خاص ‏و عام" مي دانند، روز گذشته در ادامه سلسله مباحث تفسير قرآن کريم در قم نسبت به "استفاده ناشايست از تلفن‌هاي ‏همراه" به‌ويژه در بين جوانان "هشدار" داد‏‎ ‎و چنانکه مرکز خبري حوزه قم گزارش داده، گفت: "تلفن‌هاي همراه هم ‏
اکنون از مواد مخدر بدتر و مخرب‌تر شده و وسيله‌اي براي اشاعه فساد تبديل شده است‎."‎

اين آيت الله که پيش از اين عباس پاليزدار، افشاگر اقتصادي از او به عنوان "سلطان شکر" نام برده بود، و خبرگزاري ‏برنا، وابسته به سازمان جوانان به او عنوان " روحاني به روز" داده است، اولين بار نيست که در مورد مباحث ‏تکنولوژي مدرن سخن مي گويد. در همين ارتباط سايت هم انديشي، ماه پيش گزارش داد که مکارم شيرازي خواستار ‏راه اندازي يک شبکه ماهواره اي، "براي ترويج مکتب اهل بيت(ع) در جهان" شده و گفته است: "هر گونه سهل ‏انگاري در استفاده از ابزارهاي اطلاع رساني روز، مسؤوليت دارد؛ زيرا روز قيامت به دليل عدم استفاده از اين ابزار ‏از ما بازخواست خواهد شد‎.‎‏"‏

‎‎پليس و تلفن همراه‏‎‎

حالا اين آيت الله "به روز" استفاده از تلفن همراه را "بدتر و مخرب تر" از مواد مخدر دانسته است و درست همزمان با ‏فعاليت جديد نيروي انتظامي در راستاي برخورد با استفاده کنندگان از تلفن همراه.‏

ماجراي برخورد هاي نيروي انتظامي با دارندگان موبايل به دو سال پيش باز مي گردد که برخي شهروندان تهراني در ‏حوالي ميدان ونک با ماموراني مواجه شدند که به ناگهان با معرفي خود به عنوان پليس، از افراد تلفن همراه شان را مي ‏گرفتند و پس از چک کردن در خودرويي که تجهيزات کامپيوتري در آن قرار داشت، آن را به صاحبش پس مي دادند. ‏اين مسئله در آن زمان تکذيب شد اما چه دادگستري تهران و چه نيروي انتظامي از "در دست مطالعه بودن" طرحي به ‏نام "پليس موبايل يا همراه" خبردادند که اينک پس از دو سال تشکيل و فعاليت آن جدي تر شده است. ‏

به اين ترتيب در هفته هاي اخير ابتدا رئيس مرکز انتظامي ناجا اطلاع دادکه "بنا به درخواست برگزار کنندگان مجالس ‏عروسي، نگهبان محله زن در مقابل تالارها مستقر مي شوند که تلفن همراه دوربين دار زنان را تحويل مي گيرند و پس ‏از پايان مجلس عروسي تلفن آنان باز پس داده مي شود". بعد از آن شهرداري تهران نيز تدابيري شديدي را براي گرفتن ‏گوشي‌هاي تلفن همراه در پارك مختص بانوان آغاز كرد. ‏


آن هم در حاليکه اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي ماه پيش نه تنها وجود پليس تلفن همراه يا موبايل در ‏کشور را تکذيب کرد بلکه آن را ساخته و پرداخته خبرنگاران دانست و گفت: "خبرنگاران خودشان پليس موبايل ‏ساختند، خودشان هم منحلش کردند."‏

البته خبرنگاران چنين تجربه اي را با فرمانده نيروي انتظامي کشور داشتند. او وقتي يک سال پيش طرح برخورد با بي ‏حجابي هم شروع شد، گفته بود که طرحي به اين نام نداريم اما اندکي بعد مشخص شد که اجراي چنين طرحي از ماهها ‏پيش توسط پليس آغاز شده است. ‏

البته سردار عليپور، رييس پليس امنيت تهران بزرگ هم وقتي ماجراي کنترل موبايل ها در يزد مطرح شد، گفت : ‏‏"واحد مستقلي به نام پليس موبايل وجود ندارد، اما موبايل‌هايي كه حاوي تصاوير يا متن‌هاي كوتاه اهانت‌آميز باشند در ‏سطح شهر چك مي‌شود." او با اين حال افزود: "با وجود اينكه واحد مجزايي تحت عنوان پليس موبايل وجود ندارد اما ‏فعاليت‌هاي صورت گرفته در شهر يزد، نظير چك كردن موبايل‌ها قانوني است."‏

بعد از تهران و يزد، ستاد پيشگيري و مبارزه با جرايم خاص استان آذربايجان شرقي نخستين گام براي رسميت بخشيدن ‏به چنين اقدامي را برداشت‏‎.‎‏ شهاب نيوز دو هفته پيش خبرداد که بر اساس مصوبه اين ستاد، از اين پس ماموران نيروي ‏انتظامي اجازه دارند گوشي‌هاي موبايل "افراد مشکوک" را در معابر عمومي بررسي کنند. مسوولان مربوطه در استان ‏آذربايجان شرقي تاکيد کرده‌اند که اين اقدام در راستاي مبارزه با اشاعه دهندگان بلوتوث‌هاي غيراخلاقي با همکاري ‏دستگاه قضايي استان صورت مي‌گيرد و در صورت مشاهده موارد غيراخلاقي، فرد به همراه گوشي و پرونده متشکله ‏به دادسراي عمومي و انقلاب محل اعزام مي‌شود.‏

غير از مقامات انتظامي، مسولان دادگستري هم کم کم به طرفداران اين طرح مي پيوندند؛ خبرنامه اميرکبير در همين ‏زمينه گزارش داد: " مالک اژدر شريفي، رئيس کل دادگستري آذربايجان شرقي از تشديد برخورد با اشاعه دهندگان ‏بلوتوث‌هاي غيراخلاقي خبر داده است."

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>