تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | میرحسین موسوی: حاشیه پررنگ تر از متن شده است | مسجد تازه تاسیس در نیکاراگوئه با هزینه 600 هزار دلاراز سوی کمک های اقتصادی احمدی نژاد | | مهم // آيا احمدي‌نژاد يك زمين‌خوار است؟! | سرمقاله آفتاب يزد : آقاي احمدي نژاد به جاي مجلس <‌سرزده> به نانوايي برويد! | ◄توكلی: هر بلایی دلتان خواست سر قانون آوردید | ◄صفار هرندي باز هم مورد عنايت قرار گرفت! اين بار توسط دانشجويان غيور دانشگاه گيلان | صفار، برو دکتر! | | شیرین عبادی در مصاحبه با روز: | یک حکم حکومتی دیگر برای دولت؟ | انتخابات ریاست جمهوری تونس بعد از افغانستان ج. اسلامی سرود یاد مستان داد | | |

داریوش فروهر

داریوش فروهر مبارز سیاسی و رهبر حزب ملت ایران بود که همراه با همسرش پروانه اسکندری به قتل رسید.


 

 زندگینامه

داریوش فروهر به سال ١٣٠٧ در یک خانواده مسلمان در اصفهان [۱] به دنیا آمد. او از 15 سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ١5 سال زندگی در زندان، او را سمبلی از مبارزه ساخت تا آنجا که برخی دوستان وی، زندان را خانه دوم او نامیدند.

داریوش فروهر در آذرماه ١٣٢٧ و در سن ٢٠ سالگی به عضویت در گروه “مکتب ” درآمد که هسته مرکزی یک گروه سیاسی ملت‌گرا و مبارز بود. گروه مکتب سه سال بعد در یکم آبان ماه ١٣٣٠ تبدیل به “حزب ملت ایران” شد و داریوش فروهر نیز به عضویت در کمیته موقت رهبری این حزب درآمد. او در هفدهم دی ماه همان سال و در سن ٢٣ سالگی به دبیری حزب ملت ایران انتخاب شد و به واسطه فعالیت‌های سیاسی‌اش پس از کودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده و یا تحویل مرده‌اش جایزه تعیین شد.

در سال ١٣٣٨ نیز درحالی که در زندان به سر می‌برد ارتشبد هدایت که گویی حامل پیامی از سوی شاه بود، به او توصیه کرد تا برای همیشه از ایران برود. فروهر اما در پاسخ به او گفت که «زندان را به آزادی دور از وطن ترجیح می‌دهم».

در سال ١٣٣٩ و با تشکیل جبهه ملی دوم، داریوش فروهر اگرچه در زندان بود اما به عضویت در شورای مرکزی این جبهه انتخاب شد. او در آستانه انقلاب ایران نیز با حضور در صف مقدم راه‌پیمایی‌های اعتراضی، اراده خود برای تغییر نظام سلطنتی در ایران را به نمایش گذاشت.

فروهر در نهم آبان ١٣5٧ و پس از آزادی آیت‌الله طالقانی از زندان، از مردم خواست تا دستور حکومت نظامی را بشکنند. بدین ترتیب بود که صف عظیمی از مردم در حالی که شاخه‌های گل به دست داشتند، فاصله بازار تا خانه آیت‌الله طالقانی را پیاده پیمودند. داریوش فروهر در همان راهپیمایی طی سخنانی اعلام کرد که «نظام آینده ایران باید با همه‌پرسی تعیین شود». او اما پس از این به زندان رفت و بعد از آزادی در آبان ماه ١٣5٧ به عنوان سخنگوی جبهه ملی ایران انتخاب شد.

پس از انقلاب

داریوش فروهر در ٢6 دیماه ١٣5٧ و همزمان با فرار شاه از ایران، برای ملاقات با آیت‌الله خمینی عازم پاریس شد و ١6 روز بعد همراه آیت‌الله خمینی به کشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ٢4 بهمن ١٣5٧ درکابینه دولت موقت به ریاست مهدی بازرگان شرکت کرد و به عنوان “وزیرکار” در دولت موقت ایران مشغول به کار شد. او حقوقی بابت شغل وزارت دریافت نکرد و با استعفای دولت موقت نیز از فعالیت‌های اجرایی فاصله گرفت.

داریوش فروهر همزمان با آغاز پاییز سال 60 به زندان رفت و پنج ماه زندان را نیز در کارنامه سیاسی پس از انقلاب خود به جای گذاشت. بنا به گفته دوستان و همراهان فروهر، این بازداشت پنج ماهه با کاهش ١5 کیلویی وزن وی همراه بود. مطابق برخی خبرها، آزادی فروهر به دستور مستقیم آیت‌الله خمینی صورت گرفته بود. چرا که فروهر از سابقه همبندی با مصطفی خمینی فرزند آیت‌الله خمینی در زندان شاه برخوردار بود و گویی شرح همراهی‌های او در زندان به گوش آیت‌الله رسیده بود.


قتل

در پاییز ۱۳۷۷ پروانه و داریوش فروهر از رهبران حزب ملت ایران در خانه خود در شهر تهران به دست مأموران سازمان اطلاعات و امنیت جمهوری اسلامی به قتل رسیدند. شرایط این قتل، فجیع و ددمنشانه گزارش شده است. قتل فروهرها در کنار قتل شماری دیگر از نویسندگان دگراندیش موج خشم ایرانیان داخل و خارج از کشور را برانگیخت و افکار عمومی جهان را متوجه وضعیت حقوق بشر شهروندان ایران کرد. هم‌اکنون چندین سال از این رویداد می‌گذرد و تاکنون پرونده قضایی این قتل‌ها به فرجامی نرسیده و ناصر زرافشان، وکیل خانواده‌های قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای در زندان بسر می‌برد و پرونده مختومه اعلام شده، بی آنکه عاملان به کیفر برسند و ریشه‌های این قتل بطور علنی افشا گردند.

داریوش فروهر و ماجرای سال ۱۳۳۲

در سال ۱۳۳۲ که آیت الله كاشانی‌ از مصدق جدا می‌شود جلساتی را در منزل خود برگزار می‌کند. در این جلسات طرفداران آقای كاشانی‌ شامل گروهی از مردم و بعضی از نمایندگان مجلس وقت حضور داشتند. در یکی از جلسات که در تاریخ ۱۱/۵/۱۳۳۲ در منزل آقای كاشانی‌ برگزار می‌شود مطابق هر شب نیرو‌های نظامی و پلیس وقت منزل را محاصره می‌کنند. در حین مراسم نیروهای طرافدار پان ایرانیسم به رهبری داریوش فروهر که در محل حضور داشت به منزل هجوم می‌برند و طبق گزارش مامور رکن دوم ارتش وقت هجده نفر مجروح می‌شوند و یک نفر به نام محمد حدادزاده به قتل می‌رسد. بعد از ماجرا با وجود تحقیقات گسترده و روشن بودن ماجرا برای نیروهای نظامی و پلیس وقت و شکایت خانواده حدادزاده در زمان مصدق هیچگاه داریوش فروهر تحت تعقیب قرار نمی‌گیرد و محاکمه نمی‌شود. پس‌ از سقوط‌ دولت‌ مصدق با پی‌گیری‌ مجدد خانواده‌ی‌ حداد زاده‌، داریوش‌ فروهرتحت‌ تعقیب‌ قرار گرفت‌ و در دی‌ماه‌ ۱۳۳۲ دستگیر و بازداشت‌ شد. وی‌ با سرسختی‌ تحسین‌برانگیزی‌ منكر حضور و حتی‌ اطلاع‌ خود می‌گردد. با این ‌كه ‌مطبوعات‌ در آن‌ روز واقعه‌، داریوش‌ فروهر را جزو زخمی‌ها ذكر كردند، وی‌ در پاسخ‌ این‌ سؤال ‌بازپرس‌ كه‌ پرسید «اگر عده‌ای‌ بنا به‌ دستور و رهبری‌ شما در آن‌جا اقداماتی‌ نموده‌اند، حاضرخواهید شد قبول‌ كنید و به‌ خاطرتان‌ بیاورید كه‌ در آن‌ شب‌ در پامنار و اطراف‌ منزل‌ آقای‌ كاشانی‌بوده‌اید یا خیر؟» گفت‌: «اگر نزدیك‌ترین‌ كسان‌ من‌ بگویند، نمی‌پذیرم‌!» فروهر با قرار بازداشت‌ شعبه‌ی‌ ۵ دادسرای‌ نظامی‌ تهران‌، در تاریخ‌ ۱۳/۱۰/۱۳۳۲ بازداشت‌ شد و سرانجام‌ پس‌ از چندماه‌ بی‌هیچ‌ نتیجه‌ای‌ آزاد گردید و پرونده‌ به‌دست‌ فراموشی‌ سپرده‌ شد.تاریخ‌نگاران‌ ملی‌گرا سعی‌ نمودند از كنار این‌ جنایت‌ با ابهام‌ عبور كنند و تنها تاریخ‌نگاران ‌چپ‌گرا به‌ آن‌ اشاره‌ای‌ كرده‌اند. رسول‌ مهربان‌ در كتاب‌ بررسی‌ مختصر احزاب‌، نقل‌ می‌كند كه‌«گروهی‌ به‌ رهبری‌ آقای‌ داریوش‌ فروهر رهبر و سرور حزب‌ پان‌ایرانیست‌ با چوب‌ و چماق به‌خانه‌ی‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ حمله‌ور و عده‌ای‌ از اطرافیان‌ آیت‌اللّه‌ كاشانی‌ را مجروح‌ و زخمی‌كردند. بیژن‌ جزنی‌ نیز در كتاب‌ تاریخ‌ سی‌ساله‌ ایران‌، در مورد حزب‌ ملت‌ ایران‌ می‌نویسد كه‌ «از جمله‌ اقدامات‌ حزب‌ ملت‌ ایران‌ (فروهر) حمله‌ به‌ خانه‌ی‌ كاشانی‌ در سال‌ ۳۲ بود كه‌ منجر به‌ قتل ‌یكی‌ از كسانی‌ كه‌ در خانه‌ كاشانی‌ بودند، شد».

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
جمعه اول آذر
بوی خون فروهر ها می آید!

روز جمعه اول آذرماه دهمین سالگرد قتل فیجع و ناجوانمردانه داریوش و پروانه فروهر رهبران حزب ملت ایران در سال 1387 و در ادامه سلسله قتل های زنجیره ای- امنیتی است. این قتل ها از بعد از قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 بصورت پراکنده در تهران و شماری از شهرهای ایران صورت گرفت و اوج آن در دورانی است که مردم ایران در یک انتخابات باشکوه محمد خاتمی را برای ریاست جمهوری انتخاب کردند.

با آنکه در سالهای دولت خاتمی مراسم سالگرد این قتل ها، علیرغم همه کارشکنی های مخالفان اصلاحات و گروه های فشار و تهاجم های سازمان یافته سازمان امنیت موازی برگزار می شد، از بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد که خود، حداقل متهم به مشارکت در یکی از این قتل ها، یعنی قتل دکتر سامی وزیر بهداری دولت بازرگان است، از برپائی مراسم این سالگردها، حتی بر سر گور آنها و با شرکت اعضای خانواده آنها نیز جلوگیری می شود.

به همین دلیل پرستو فروهر فرزند داریوش و پروانه فروهر اعلام داشت که امسال این مراسم در منزل این دو قربانی امنیتی از ساعت 15 تا 17 برگزار می‌شود.

داریوش و پروانه فروهر در خانه ای ساده و قدیمی در انتهای خیابان هدایت (خیابانی که دروازه شمیران را به سعدی جنوبی وصل می کند)، کوچه شهید مرادزاده، پلاک 22 زندگی می کردند و در همین خانه ترور امنیتی شدند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 همه را نجات دادیم Print This Page!!!

  نويسنده : اسحاق جهانگيري
 (از همين نويسنده)


كارگزاران: زمانی كه در دولت آقای خاتمی صدارت وزارت صنایع و معادن را برعهده داشتم، سفری به انگلیس داشتم و در همان سفر برای اولین بار بورس فلزات لندن را از نزدیك دیدم. همان موقع ساز وكار كارای این بازار مرا به فكر انداخت كه ما هم چنین بازار مدرنی را در ایران راه بیندازیم. سال 1377 ما روزهای سختی را تجربه كرده بودیم و در بازار فولاد با چالش‌هایی جدی مواجه بودیم كه منجر شده بود كارخانجات فولادی محصولاتشان روی دستشان بماند. آن روزها هم مانند همین روزها قیمت جهانی فلزات با كاهش شدیدی مواجه شده بود و آن زمان چون قیمت محصولات فولادی را دولت تعیین می‌كرد، كارخانه‌های تولیدكننده باید بر اساس آن قیمت محصولات خود را در بازار عرضه می‌كردند و اجازه نداشتند قیمت كمتری را برای محصولات‌شان تعیین كنند. البته به‌طور طبیعی می‌توانستند پیشنهادهای خود را برای تغییر قیمت به مراجع رسمی برای تصویب پیشنهاد كنند اما واقعیت این بود كه كاهش قیمت هم دیگر مقدور نبود.
یادم هست حتی كار به جایی رسیده بود كه ذوب‌آهن سطح وسیعی از زمین‌های خود را به انبار محصولات فروش‌نرفته‌اش اختصاص داده بود.

از یك سو به دلیل افت شدید قیمت فلزات در بازارهای جهانی واردات زیادی انجام گرفته بود و از سوی دیگر به دلیل كاهش قیمت نفت، فعالیت‌های اقتصادی در كشور كم شده بود. بنا به همین دلایل بود كه واردات باید ممنوع می‌شد و تجاری كه می‌خواستند دست به واردات بزنند باید از وزارت صنایع و معادن اجازه می‌گرفتند. روزی در آمار مراجعین برای اخذ مجوز واردات كه هر روز برای من فرستاده می‌شد، متوجه شدم افزایش چشمگیری به‌وجود آمده. در همان حال حراست وزارتخانه هم به من گزارش داد برخی از كسانی كه مجوز واردات می‌گیرند، بلافاصله این مجوزها را به قیمت‌هایی بالاتر در خارج از وزارتخانه به دیگران می‌فروشند. به این ترتیب به دلیل اینكه قیمت كاهش یافته بود و مجبور شده بودیم واردات را كنترل كنیم، ناخواسته رانت بزرگی برای اخذ مجوز واردات فولاد به وجود آمده بود. آن زمان هنوز هم واردات طبق قانون برنامه به صورت تعرفه‌ای آزاد نشده بود. بعد از تمام این اتفاقات در یك دوره‌ای قیمت‌های جهانی فلزات رشد سرسام‌آوری را تجربه كرد و نتیجه این شد كه قیمت فلزاتی كه از سوی دولت تعیین می‌شد با بازار آزاد تفاوت قابل توجهی پیدا كرد. این بار افراد زیادی به مقامات كشور مراجعه می‌كردند و درخواست داشتند كه آهن‌آلات كارخانجات داخلی خارج از نوبت و به قیمت مصوب در اختیارشان قرار گیرد. بعد هم خیلی از كسانی كه موفق می‌شدند از كارخانجات آهن‌آلات، مس یا آلومینیوم خریداری كنند، آن را در بازار آزاد با قیمت‌های بسیار بالا به فروش می‌رساندند.

بنابراین در مقطعی به دلیل كنترل واردات و در مقطعی دیگر به دلیل افزایش قیمت‌ها و اختلاف قیمت بازار رسمی و آزاد، رانت‌هایی در بازار برای عده‌ای ایجاد می‌شد. تا جایی‌كه در سال 1378 اختلاف قیمت بازار رسمی و آزاد، موجب شد رانتی در حدود 3 هزار میلیارد ریال در بازار فولاد به وجود آید و تازه وضعیت مس از فولاد هم بدتر بود. خیلی از كارخانه‌ها به شركت ملی مس مراجعه می‌كردند و مس كاتد یا مفتول را با قیمت پایین می‌خریدند و بعد با چند ضربه چكش، آن را به قراضه مس تبدیل می‌كردند و به دو برابر قیمت خریدشان به كشورهای همسایه صادر می‌كردند؛ یعنی از یك سو در بازار داخل شغلی ایجاد نمی‌شد و از سوی دیگر هم كارخانه‌های واقعی با كمبود مواد اولیه مواجه بودند. حتی كار به جایی رسیده بود كه برخی از كارخانه‌هایی كه ایجاد می‌شد با همین توجیه بود. ما در مقاطعی در بعد از انقلاب، رانت‌های بسیاری در كشور داشتیم. یكی از این رانت‌ها‌ ارز هفت تومانی بود كه برای احداث كارخانه داده می‌شد و خیلی‌ها همین ارز را می‌گرفتند و می‌بردند در بازار آزاد 140 تومان می‌فروختند و یكی دیگر از این رانت‌ها هم مواد اولیه‌ای بود كه به كارخانه‌ها می‌دادند. البته اصلا به این معنی نیست كه هر كسی كارخانه‌ای می‌زده یا برای كار تولیدی دست به كار می‌شده به دنبال رانت بوده، بلكه عده زیادی هم تولیدكننده واقعی بودند.
بنابراین همیشه دغدغه من این بود كه از به وجود آمدن چنین گلوگاه‌های رانتی جلوگیری كنم.

روش درست مبارزه با فساد را در این می‌دیدم كه زمینه‌های منجر به آن را ببندم و نه اینكه به دنبال مصداق فساد بگردم و دست كسی را بگیرم و بگویم چقدر سوء‌استفاده كرده. از همین رو خاطره بورس فلزات لندن در ذهنم جرقه زد و فكر كردم بهترین راه این است كه از یك بازار مدرن كه در آن همه چیز جای خودش است و تكلیف مصرف‌كننده و تولیدكننده را روشن می‌كند، قیمت‌ها هم به‌طور شفاف كشف می‌شود برای حل مشكلاتمان استفاده كنیم. بر همین اساس عده‌ای را مامور مطالعه برای راه‌اندازی بورس فلزات در ایران كردم و در نهایت هم سال 78 مجلس در یك تبصره از بودجه سال 79 وزارت صنایع و معادن را موظف به راه‌اندازی بورس فلزات كرد. به‌دنبال فراهم كردن زمینه‌های بورس فلزات كه رفتیم،‌ خیلی مواقع سنگ‌اندازی‌هایی می‌شد و كار آنطور كه باید پیش نمی‌رفت.

مقاومت‌هایی از طرف وزارت بازرگانی می‌شد. مقاومت دیگری هم از طرف كسانی صورت می‌گرفت كه از رانت چند صد میلیارد تومانی بهره می‌بردند. هر وقت قرار است رانتی حذف شود، كسانی كه این رانت‌ها به جیب‌شان سرازیر می‌شود، مقاومت و مخالفت می‌كنند به‌طور معمول هم با چهره دلسوز ظاهر می‌شوند و خود را خیرخواه جلوه می‌دهند. ده‌ها نمونه به خاطر دارم كه هر گاه می‌خواستیم گلوگاه رانتی را ببندیم، با افرادی روبه‌رو می‌شدیم كه مخالفت می‌كردند و می‌گفتند اگر آن كار انجام بشود چه اتفاقات بد و ناگواری كه كشور را تهدید نمی‌كند.
با وجود تمام این مقاومت‌ها، ما در نهایت توانستیم در سال 1383 بورس فلزات را راه‌اندازی كنیم و بازار فلزات كشور را سر و سامان بخشیم.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

دو شمع و صد ضربه چاقو

در آستانه‌ی دهمین سالگرد جنایاتی که به «قتل‌های زنجیره‌ای» موسوم شد، فرصتی دست داد تا در حوالی فرانکفورت دیداری داشته باشم با «پرستو»، دختر هنرمند دو تن از قربانیان این جنایات، زنده‌یادان «داریوش و پروانه فروهر».

    

من قبلا چند عکس از کارهای پرستو دیده بودم ولی این بار وقتی در آتلیه‌ی کوچکش با فرصت بیشتری به نمونه کارهای تصویری‌اش، از طرح و نقش گرفته تا کاغذ دیواری و بادکنک‌هائی که با تصاویری از شکنجه پوشیده شده بود، نگاه کردم دریافتم که با هنرمندی سخت حساس و آشنا به زبان هنر روبرو هستم. در دو سه ساعتی که به سرعت برق گذشت، من سعی کردم فقط گوش باشم و به قصه‌ی غریب او در مورد کشتار پدر و مادرش گوش دهم. هر وقت کمی خسته می‌شد با سئوالی کوتاه دوباره به حرفش می‌آوردم و با رنجی که در صدایش و غمی که در چشمانش، وقت حرف زدن بود، همدرد می‌شدم.
چند کتابچه از کارهای چاپ شده‌اش را به من داد که عموما متاثر از همان حادثه‌ی دردناک بود که به شکل بسیار هنرمندانه‌ای بازتاب یافته بود. هر ضربه‌‌ی چاقو که بر پیکر داریوش و پروانه فرود آورده شده در دست هنرورز پرستو به نقشی ماندنی بدل شده است؛ نقش‌هائی مملو از چاقو، چاقو، چاقو و چاقو

 

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
جمعه، مراسم بزرگداشت سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر
 

 

ادوارنیوز:مراسم دهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر روز جمعه اول آذر ماه 1387 برگزار می‌شود.
پرستو فروهر فرزند داریوش و پروانه فروهر با اشاره به دهمین سالگرد به قتل رساندن پدر و مادرش گفت كه این مراسم روز جمعه در منزل آنان و از ساعت 15 تا 17 برگزار می‌شود.
بر این اساس پرستو فروهر از جانب خود و برادرش آرش فروهر از مردم ایران برای شركت در مراسم بزرگداشت داریوش فروهر، رهبر فقید حزب ملت ایران و همسرش پروانه فروهر دعوت كرد.
داریوش و پروانه فروهر آذر ماه 1377 در جریان قتل‌های زنجیره‌ای در منزل مسكونی خود كشته شدند. در آن سال محمد مختاری و محمد جعفر پوینده نویسندگان عضو كانون نویسندگان ایران نیز به قتل رسیدند. پس از آنكه این قتل‌ها افشا و گفته شد كه بخشی از نیروهای خودسر در وزارت اطلاعات این اعمال را انجام داده‌اند پرونده مرگ مجید شریف و پیروز دوانی نیز در كنار پرونده قتل‌های زنجیره‌ای آذر ماه 1377 قرار گرفت.
برگزاری مراسم بزرگداشت این مقتولان در سه سال گذشته با ممانعت همراه بوده است اما فرزندان داریوش و پروانه فروهر امیدوارند كه امسال بتوانند برای پدر و مادرشان در منزل شخصی آنها مراسمی را برگزار كنند.
به این ترتیب براساس آگهی پرستو و آرش فروهر كه در روزنامه اطلاعات روز دوشنبه 27 آبان ماه 1387 درج شده است این مراسم در منزل داریوش و پروانه فروهر واقع در خیابان سعدی جنوبی، خیابان هدایت، كوچه شهید مرادزاده، پلاك 22 برگزار می شود.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

[ویژه] بیانیه ارتش آمریکا درباره بازداشت یک ایرانی

فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا در عراق روز چهارشنبه با صدور بیانیه‌ای مدعی شد یک کماندوی ایرانی عضو سپاه قدس را به اتهام «انتقال سلاح به عراق» بازداشت کرده است.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز به نقل از آسوشیتدپرس و بی‌بی‌سی؛ این بیانیه مدعی شده که ارتش آمریکا روز سه‌شنبه یکی از اعضای سپاه قدس وابسته به سپاه پاسدران انقلاب اسلامی را هنگام خروج از عراق در فرودگاه بغداد بازداشت کرده است.

ارتش آمریکا نام این فرد را منتشر نکرده، با این حال او را به قاچاق سلاح به عراق متهم کرده است. بیانیه فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا همچنین ادعا کرده که این فرد، سلاح‌های ایرانی را در پوشش حمل مصالح ساختمانی به عراق برای مرمت اماکن مذهبی، منتقل می‌کرده است. 
  
جمهوری اسلامی ایران همواره اتهام دخالت نظامی در عراق یا حمایت از شورشیان را «دروغ» دانسته و بر حمایت از صلح و آرامش در عراق تاکید کرده است. دولت آمریکا نیز به رغم اتهامات چند ساله خود به ایران، تاکنون هیچ گونه مدرکی ارایه نکرده است.
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

احمدی‌نژاد: شکمتان سیر است، پولتان از پارو بالا می‌رود!

محمود احمدی‌نژاد عصر چهارشنبه طی سخنرانی خود در اجتماع مردم زنجان، اظهاراتی خطاب به منتقدان طرح «نقدی کردن یارانه‌ها» بر زبان آورد که توسط اغلب خبرگزاری‌های داخلی عمداً یا سهواً حذف شد.

احمدی‌نژاد گفت: بعضی‌ها از كارهایی كه بر مبنای عدالت است، ناراحتند و می‌گویند اگر یارانه‌ها را هدفمند و به جای قرار گرفتن آن در اختیار اقلیتی، آن را عادلانه توزیع كنیم، این گداپروری است. 

وی افزود: خطاب به آنها می‌گویم هدفمند كردن یارانه‌ها عین عدالت است. شما به ملت ایران توهین نكنید.

احمدی‌نژاد سئوال كرد: آیا اگر همه این یارانه‌ها را عده‌ای قلیل مثل شمایی كه جیب‌هایتان پر است، شكم‌هایتان سیر است و ثروتتان از پارو بالا می‌رود، بخورید این گداپروری نیست اما اگر در بین ملت توزیع شود، این گدا پروری است؟ 

وی اظهار نظرهای این افراد را توهین به ملت ایران دانست و گفت: شما ملت را نمی‌شناسید. شما از ملت فاصله گرفته‌اید.

احمدی نژاد خطاب به آنها اضافه كرد: شما ملت را خودتان، خانواده‌هایتان، هم حزبی‌هایتان و اطرافیانتان می‌شناسید. بیایید ببینید ملت اینها هستند كه در میدان زنجان و خیابان‌های زنجان و كشور آماده برای فداكاری در راه انقلاب و ساختن كشورند. 

احمدی‌نژاد تاكید كرد: ما مصمم هستیم ریشه‌های اصلی مشكلات اقتصادی كشور را به مردم معرفی و علاج كنیم و به رغم بد اندیشی بعضی انسان‌های خودخواه ، به فضل الهی مشكلات را درمان كنیم و اقتصاد را با قدرت به پیش ببریم.

وی ادامه داد: در عرصه اقتصاد، باید بیماری‌های اقتصادی را كه موجب بی‌عدالتی ، فقر و ایجاد فاصله ، یاس و دردسر ملت است، علاج كنیم.

احمدی‌نژاد افزود: دولت ریشه مشكلات اقتصادی را شناسایی كرده است. از یك سو طرح تحول اقتصادی را ارایه كرده تا بانكها، بیمه‌ها، گمرك‌ها و یارانه‌ها و همه آنچیزی را كه به زیربناها مربوط است اصلاح كند و منابع بانكی و یارانه‌ها در اختیار مردم قرار گیرد و سیستم اقتصادی درست و عادلانه كار كند و از سوی دیگر اجرای قانون اصل ‪ ۴۴‬قانون اساسی را كه یك انقلاب اقتصادی در عرصه تولید، ساختن و افزایش ثروت ملی است، دنبال كند . 

وی اظهار داشت: ما مصمم هستیم كه یارانه‌ها را كه بیش از ‪ ۷۰‬درصد آن را، فقط كمتر از ‪ ۳۰‬درصد مصرف می‌كنند بین آحاد مردم توزیع كنیم. به نظر ما این عین عدالت است. 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

قطع دست و پاي دشمنان با چاقوي زنجان!‏

حمله شديد احمدي نژاد به هاشمي -

ahmadihamle.jpg

مريم زماني

محمود احمدي‌نژاد روز گذشته ‏در‏ سخناني بي‌سابقه و غيرمنتظره، هاشمي رفسنجاني را به باد انتقاد گرفت و او را ‏به "توهين به ملت ايران" متهم كرد. وي در پاسخ به هاشمي كه دولت نهم را به "گداپروري" متهم كرده بود،گفت: ‏‏"جيب‌هايتان پر است، شكم‌هايتان سير است و ثروتتان از پارو بالا مي‌رود". وي همچنين هاشمي، خانواده و ‏‏"هم‌حزبي‌هاي" او را به بالا كشيدن يارانه‌ها متهم كرد.‏

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام چند روز قبل با طرح انتقاداتي در خصوص سياست‌هاي اقتصادي دولت نهم، ‏مديريت فعلي را "بدترين نوع مديريت" در كشور ارزيابي كرده بود. هاشمي که در همايش "سمپوزيوم بين‌‏المللي ‏ايران 1404" سخن مي گفت از دولت به خاطر انحراف از سند چشم‌انداز، بي‌برنامگي، درجا زدن و شعار دادن، ‏سوء مديريت و به‌كارگيري اقتصاد حمايتي و "صدقه‌اي" كه از آن با تعبير "گداپروري" ياد كرد، انتقاد كرده بود.‏
در پاسخ احمدي‌نژاد كه ديروز در دور جديد سفر هاي استاني خود به زنجان رفته بود، در سخناني شديداللحن به ‏رقيب انتخاباتي خود پاسخ تندي داد كه ناظران سياسي آن را به لحاظ لحن و شيوه بيان و اتهاماتي كه در آن به كار ‏برد، بي‌سابقه تلقي کردند. اين انتقادات به ويژه از آن لحاظ حائز اهميت است كه هاشمي سال گذشته پس از ‏درگذشت علي مشكيني به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري برگزيده شد و از اين رو انتقادات احمدي‌نژاد به ‏معناي شكستن شأن مجلسي است كه رسانه‌هاي رسمي ايران به شدت بر معنوي نشان دادن جايگاه آن تاكيد دارند.‏
احمدي‌نژاد اما بدون توجه به اين جايگاه، در پاسخ به انتقادات هاشمي با تكرار اتهاماتي كه همواره حاميان او به ‏شكل غيررسمي به رفسنجاني و خانواده‌اش منتسب مي‌كنند، از تعابيري نظير پر كردن جيب، سير كردن شكم و از ‏پارو بالا رفتن ثروت كه در افواه عمومي ايرانيان به منظور تحقير دارندگان سرمايه به‌كار مي‌رود، عليه هاشمي ‏استفاده كرد.‏

‎‎اتهامات رئيس‌جمهور به رئيس مجمع تشخيص‎‎

رئيس دولت نهم در آغاز بخش تهاجمي سخنان ديروزش، اشاره مستقيمي به انتقاد اخير هاشمي از دولت در ‏خصوص "گداپروري" كرد تا منظور خود را مشخص كرده باشد و آنگاه گفت: "بعضي‌ها از كارهايي كه بر مبناي ‏عدالت است، ناراحت‌اند و مي‌گويند اگر يارانه‌ها را هدفمند و به جاي قرار گرفتن آن در اختيار اقليتي، آن را ‏عادلانه توزيع كنيم، اين گداپروري است. من خطاب به آنها مي‌گويم هدفمند كردن يارانه ها عين عدالت است. شما ‏به ملت ايران توهين نكنيد."‏

وي سپس با لحني بي‌سابقه افزود: "آيا اگر همه اين يارانه‌ها را عده‌اي قليل مثل شمايي كه جيب‌هايتان پر است، ‏شكم‌هايتان سير است و ثروتتان از پارو بالا مي رود، شما بخوريد اين گداپروري نيست؛ اما اگر بين ملت توزيع ‏شود، اين گداپروري است؟ اين توهين به ملت ايران است. شما ملت را نمي‌شناسيد. شما از ملت فاصله گرفته‌ايد."‏
احمدي‌نژاد در ادامه بدون ذكر نام، خطاب به هاشمي گفت: "شما از ملت فاصله گرفته‌ايد و ملت را اطرافيان ‏خودتان، خانواده‌هايتان، هم‌حزبي‌هايتان و اطرافيانتان مي‌شناسيد. بياييد ببينيد ملت اينها هستند كه در ميدان زنجان و ‏خيابان‌هاي زنجان و كشور آماده براي فداكاري در راه انقلاب و ساختن كشورند."‏

وي همچنين با بيان اينكه "دولت ريشه مشكلات اقتصادي را شناسايي كرده است"، بار ديگر بر اجراي سياست‌هاي ‏دولت خود كه آن را "عين عدالت" دانست، تاكيد كرد.‏

احمدي‌نژاد که هزينه‌هاي گزاف سفرهاي استاني دولت را با توجيهاتي همچون مشاهده نزديك مشكلات مردم و ‏سركشي مستقيم دولتمردان به طرح‌هاي استاني پنهان مي‌كند، يكي از برنامه‌هاي ثابتش در اين سفرها، ‏سخنراني‌هاي نه چندان كوتاه و به شدت هيجاني عليه رقباي سياسي است.‏

وي اين بار هم به روال ديگر سفرهاي استاني‌اش، در جمع مردم زنجان علاوه بر آنكه جملاتي از سخنانش را به ‏زبان آذري بيان كرد تا سوت و كف جوانان حاضر در محل را جلب كند، با استفاده از يكي از کالاهاي توليدي ‏مخصوص زنجان، در مقام تهديد دشمنان خارجي برآمد و گفت:‏‎ ‎‏"چاقوي زنجان براي كارهايي مثل آشپزي استفاده ‏مي‌شود. اما دشمنان بدانند اگر قصد تعرض به اين كشور را داشته باشند، زنجاني‌ها با همين چاقو دست و پاي آنان ‏را قطع خواهند كرد! و يك تودهني به آنها خواهند زد که راه خانه‌‏شان را گم کنند."‏

احمدي‌نژاد اما به تهديد دشمنان خارجي بسنده نكرد و سويه تهديد خود را به سوي "داخلي‌ها" هم برگرداند و پس از ‏آنكه در ميانه سخنراني خود از مردم زنجان خواست تا "با شعارهاي خود دشمنان کشور را متوجه وحدت ايران ‏کنند"، گفت: "دولت موظف است از وحدت ملي دفاع کند و دست‌‏هايي راکه در داخل و سطح جهان بخواهند عليه ‏وحدت ملي فتنه‌‏انگيزي کنند قطع کند

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

فروپاشي بازار بورس تهران

پنهانکاري دولت بي فايده ماند، مديران استعفا دادند -

borsamarrozanehtehran.jpg

حميد احدي ‏

يک هفته بعد از آخرين اظهار نظر رييس جمهور در ابراز خوشحالي از بحران اقتصادي غرب و ادعاي اين که ايران ‏مدبرانه از توفان مصون مانده، و در حالي که با رسيدن نفت به مرز پنجاه دلار براي هر بشکه کسري شصت ميلياردي ‏بودجه دولت در سال آينده حتمي به نظر مي رسد و دولت قصد کرده که اوراق مشارکت ارزي در بازارهاي بين المللي ‏بفروشد، سونامي اقتصاد ايران از استعفاي مديران بورس آغاز شد.‏

مديران بورس که دو سال پيش توسط همين دولت منصوب شدند، يک هفته بعد از آن که فروپاشي سهام و بورس تهران ‏آغاز شد استعفا دادند و اعلام داشتند که علت آن است که دولت هيچ نشانه اي به علاقه مندي براي نجات سهامداران و ‏شرکت هاي حاضر در بورس نشان نمي دهد. همزمان، گفته شده که مديريت بورس براي دادن آمار نادرست و پوشاننده ‏وضعيت وخيم سهام زير فشار بوده است.‏

به گفته کارشناسان استعفاي مدير بورس تهران و مقامات کليدي ديگر اين سازمان معناي مهمي در سرنوشت شرکت ها ‏و سهام آن ها و هزاران مردمي خواهد داشت که با خريد سهام کوشيدند بلکه از مسير تندباد تورم رهاورد دولت احمدي ‏نژاد مصون بمانند. ‏

روزنامه سرمايه در گزارش جامعي در اين ارتباط نوشت: بازار سرمايه چند صباحي است سير نزولي بي بازگشتي را ‏در پيش گرفته و سهامداران زيادي را متضرر کرده است. شرکت هايي که تا چند وقت پيش، پيشتازان صفوف خريد ‏بودند، در حال تماشاي سقوط قيمت سهامشان هستند. دلايل زيادي را مي توان براي توجيه اين ريزش ادامه دار ‏برشمرد، اما کارشناسان معتقدند عدم حمايت مسوولان از بورس در شرايط بحراني، تاثير منفي پررنگ تري را نسبت ‏به ساير عوامل داشته است‎.‎

‎‎استعفاي مديران‎‎

‏ يک روز بعد از استعفا و تغيير مديرعامل شرکت بورس اوراق بهادار، روز گذشته نيز زمزمه هايي از تغيير ‏مديرعامل شرکت بورس کالا به گوش رسيد.‏

براساس گزارش ايسنا هر چند هنوز انتصاب يا تغيير در اين شرکت نهايي نشده و مسوولان سازمان بورس در اين ‏زمينه اظهارنظري نکرده اند، اما ظاهراً بحث آن جدي شده به طوري که رئيس هيات مديره بورس کالاي ايران عنوان ‏کرده است هاشميان به مرز 60 سالگي نزديک شده و از يک ماه قبل کناره گيري خود را از مديرعاملي در هيات مديره ‏اين بورس اعلام کرده است‎.‎

وي ادامه داد: "در جلسه آتي هيات مديره بورس کالاي ايران، نامزدهاي پست مديرعامل اين بورس برگزيده خواهند شد ‏تا پس از سپري شدن مراحل قانوني، مديرعامل جديد بورس کالاي ايران انتخاب شود‎.‎‏"‏

برخي از دست اندرکاران بازار معتقدند با وجود نبود مشکل و تنش در شرکت بورس کالا و افزايش روند معاملات و ‏سودآوري طي سال جاري دلايل اين تغييرات روشن نيست‎.‎

اين گزارش مي افزايد در همين زمينه برخي شنيده ها حاکي است بعضي از اعضاي هيات مديره بورس کالا با تغييرات ‏مخالف بوده و معتقدند حداقل تا برگزاري مجمع شرکت بورس کالا يعني اسفندماه اين تغيير و تحولات انجام نشود و ‏قرار است طي روزهاي آينده هيات مديره با تشکيل جلسه اي در اين خصوص تبادل نظر کنند‎.‎

در مدت تصدي 15 ماهه هاشميان اقدام هايي چون راه اندازي فاز اول بورس نفت ورود محصولات پتروشيمي به ‏بورس در 28 بهمن سال گذشته و نيز آغاز معاملات فيوچر با کالاي طلا در بورس تازه تاسيس کالا ديده مي شود. ‏همچنين وي پيش از اين دبيرکلي بورس فلزات را نيز بر عهده داشته است.‏

‎‎بورس رها شده‎‎

فريبرز پرنا مدير عامل کارگزاري اميد سهم، با گلايه از عدم وجود برنامه اي مدون براي بورس از سوي دولت اظهار ‏داشت: "حتي در آزاد ترين اقتصادهاي دنيا نيز در شرايط بحراني، دولت ها براي بورس ها راهکار مي انديشند و ‏نقدينگي به آنها تزريق مي کنند تا اعتماد به سهامداران شان بازگردد. بنابراين به نظر من، دولت ما نيز بايد از بازار ‏سرمايه حمايت کرده و نگراني سرمايه گذاران، به خصوص سهامداران جزء را برطرف کنند. اما متاسفانه نه تنها ‏دولت از بورس حمايت نکرده، بلکه با عرضه سهام اصل 44 نقدينگي بالايي را از بازار سرمايه خارج کرده است و ‏در زمان بحران نيز حاضر نيست تا بخشي از اين نقدينگي را به بازار بازگرداند. ادعاي مسوولان نيز در خصوص ‏عدم حمايت دولت اين است که نمي خواهند در عرضه و تقاضاي بازار دخالت کنند‏‎.‎‏"‏

اين اشاره از آن جا اهميت دارد که در ماه اخير به دنبال انعکاس اخباري از بحران اقتصادي غرب، رييس جمهور در ‏چند سخنراني پايان کار اقتصاد آزاد را اعلام داشت و گفت هفتصد ميلياردي که جورج بوش مي خواهد براي نجات ‏اقتصاد آن کشور به ميدان گذارد اثري نخواهد داشت. به دنبال اين سخنراني ها روزنامه هاي دولتي با کلمات و تعابير ‏اغراق آميز ضمن اعلام پايان کار آمريکا و حتي دادن احتمال تجزيه آن کشور، اقتصاد دولت محور را به دليل پشتيباني ‏از مردم و اقتصاد خانواده ها مورد تجليل قرار دادند. در حالي که معلوم گرديد در عمل دولت احمدي نژاد حتي به اندازه ‏دولت کاپيتاليست جورج بوش هم حاضر به دفاع از منافع سهامداران کوچک نشده و تنها از مديران شرکت هاي دولتي ‏و نيمه دولتي و هم مديران بورس خواسته در آمار منتشر شده دستکاري کنند.‏

يک مدير بورس گفته است در حالي که بيش از 80-70 درصد اقتصاد ما دولتي است، دولت به هر دليلي از بازار ‏سرمايه مان حمايت نمي کند و اين امر مي تواند اين شائبه را در ذهن سهامداران و سرمايه گذاران ايجاد کند که سهام، ‏تنها برگه اي بي ارزش و در حال افت است.‏

پرنا مديرعامل کارگزاري اميد سهم هم معتقد است: "جالب اين که اگر دولت گامي براي حمايت از شرکت هاي ‏ورشکسته شده بردارد، در واقع قادر خواهد بود بستر مناسبي را براي عرضه ساير سهامش در بازار سرمايه فراهم ‏آورد که اين امر خود مي تواند سودآوري خوبي براي دولت به همراه داشته باشد اما با توجه به پيشامدهاي اخير، اعتماد ‏سرمايه گذاران به بازار سرمايه سلب شده و سهامداران بر اين باورند که نه تنها دولت حامي آنها نيست بلکه سهام خود ‏را نيز با قيمت بالا به فروش رسانده و سپس آن را رها کرده است. چنين روندي سبب مي شود تا ديدگاه سرمايه گذاران ‏به سهام اصل 44 که اکثراً نيز از مطلوبيت خوبي برخوردارند، منفي شود و در مقابل سهامي که پتانسيل چنداني هم ‏ندارند، مورد استقبال قرار بگيرند.تمامي اين عوامل در هم تنيده اند و موجبات نزول پايدار بازار سرمايه را فراهم ‏آورده اند‎.‎‏"‏

منصور شمس احمدي عضو شوراي عالي جامعه حسابداران رسمي بحران مالي جهاني را از دلايل ريزش بورس ‏تهران دانسته و ابراز عقيأه کرد: "هرچند بازارهاي مالي ما مستقيماً تحت تاثير شديد اين بحران قرار نگرفتند اما کاهش ‏تقاضا براي محصولات صنايعي مانند فلزات و معدني ها قيمت سهام شان در بورس را به شدت متاثر کرد و سبب شد تا ‏قيمت سهام اين شرکت ها رو به افول گذارد‎.‎‏"‏

‎‎شورا بي شورا‏‎‎

درست در چنين لحظاتي بر اساس سابقه بايد شوراي عالي پول و اعتبار تشکيل جلسه مي داد، و در حالي که به تصميم ‏قوه قانونگزاري دولت موظف شده اين شورا را احيا کند و رييس جمهور هم قانون را ابلاغ کرده است، اما به نوشته ‏روزنامه ها آقاي احمدي نژاد با تعيين نکردن نمايندگان خود در شورا عملا باعث شده که شورايي پديد نيايد.‏

روزنامه جمهوري اسلامي ديروز نوشت تعويق سه باره برگزاري جلسات شوراي پول و اعتبار كه برخلاف مصوبه ‏مجمع تشخيص مصلحت نظام مبني بر الزام دولت بر تشكيل مجدد شوراهاي عالي صورت مي گيرد ابهامات و گمانه ‏زنيهاي فراواني را به دنبال داشته است. ‏

به نوشته اين روزنامه رئيس جمهور در ابتداي ماه گذشته مصوبه تشكيل شوراي پول و اعتبار را امضا كرده ولي ‏تاكنون از معرفي نمايندگان خود در اين شورا خودداري کرده و يک منبع آگاه به خبرنگار روزنامه جمهوري اسلامي ‏گفته : در مصوبه مجمع تصريح شده كه شوراهاي عالي بايد "كمافي السابق" تشكيل شوند ولي در تفسير دولت كلمه ‏‏"سابق" محدود به يك سال گذشته اي شده كه شوراها طي آن تعطيل بوده اند. به عبارت ديگر بنابر تفسير دولت شوراي ‏پول و اعتبار "كمافي السابق يعني مثل يك سال گذشته" تشكيل نخواهد شد. ‏

عملي که يکي از نمايندگان مجلس از آن به عنوان يک شوخي زشت عليه قانون ياد کرده است.‏‎ ‎

سال گذشته تنها چند ماه از تصميم رييس جمهور براي انحلال شوراهاي عالي کشور مي گذشت که همگان دريافتند ‏تاسيس شورايي مانند پول و اعتبار بدون دليل نبوده و اتخاذ تصميمات کلان پولي و رفع چالش هاي به وجود آمده ‏درحيطه نظام پولي و بانکي کشور، وجود يک نهاد تخصصي سياستگذار و تصميم ساز را در بدنه سيستم بانکي ونظام ‏پولي کشور اجتناب ناپذيرمي کند.‏

همزمان با اين کشف بود که نمايندگان مجلس به صدا در آمدند و در نهايت دولت و مجلس و همچنين مجمع تشخيص ‏مصلحت نظام با شروع به کار دوباره شوراي پول و اعتبار موافقت کردند و دستور رييس جمهور ملغي شد؛ در حالي ‏که وي از اين تغيير راضي نبود و تلاش خود را کرد تا جلو ي آن را بگيرد و چون نتوانست به روش ديگري متوسل ‏شد.‏

‏ به گفته کارشناسان وجود شوراي عالي پول و اعتبار دست کم مي توانست از گسترش بحران بورس تهران جلوگيري ‏کند. اما در عين حال ممکن بود دولت نتواند اسکناس بدون مجوز چاپ کند و هم به بانک مرکزي دستور دهد که گواهي ‏سپرده ارزي بين المللي براي اوراقي بدهد که قرار است جايگزين برنامه شکست خورده جلب سرمايه هاي خارجي ‏شود.‏

درست يک سال بعد از آن که وزير صنايع دولت سخن از بالاتر از صد ميليارد دلار سرمايه گذاري خارجي راند و ‏رييس جمهور منقدان اين اطلاع رساني دروغين را "حسودان"ي خواند که نمي توانند موفقيت هيا کشور را ببينند، در ‏اولين روز اين هفته آشکار شد که دولت قصد دارد اوراق مشارکت خارجي چاپ و منتشر کند و اميدوارست که با ‏پشتوانه بانک مرکزي و در حالي که نرخ بهره در جهان به شدت کاهش يافته است، از اين طريق بتواند براي کسري ‏بودجه ارزهاي لازم را جمع آوري کند. به زبان ديگر بعد از خالي شدن صندوق ذخيره ارزي و آشکار شدن نادرستي ‏ادعاي رييس جمهور که گفته بود به اندازه دو سال کشور که حتي يک دلار هم از نفت درآمد نداشته باشيم در صندوق ‏ارز داريم، و در حالي که مقامات مسوول گفته اند که تعهدات صندوق در همين شرايط موجود بيش تر از موجودي آن ‏است، دولت دست به پيش فروش کردن نفت و دارائي هاي کشور زده است. ‏

‎‎اوراق قرضه ارزي‎‎

در پي انتشار اخبار نگران کننده جديد از بازار بورس، به نوشته خبرگزاري دولت قائم مقام بانک مرکزي از بررسي ‏انتشار گواهي سپرده ارزي بين المللي با پشتوانه بانک مرکزي خبرداد و گفت: "درفاز اول يک ميليارد دلار سپرده ‏ارزي منتشر مي شود."‏
‏ ‏
گفته شده از آن جا که اين نگراني براي دولتمردان وجود دارد که مجلس و مجمع تشخيص مصلحت با شکايت به رهبر ‏جمهوري اسلامي از چنين حراجي جلوگيري کنند، بانک مرکزي با احتياط اعلام داشته "اين مساله امروز در حد يک ‏پيشنهاد کارشناسي است که در جلسات داخلي بانک مرکزي ابعاد گوناگون آن در حال بررسي است."‏

‏ قضاوي با اشاره به محدوديت هاي بين المللي براي ورود فاينانس به ايران اظهارداشت: "استفاده از گواهي سپرده ‏ارزي مي تواند جايگزين مناسبي براي فاينانس باشد." وي ادامه داد: "در بهترين شرايط هزينه مالي پروژه هاي فاينانس ‏فراتر از 9 درصد در سال بود؛ در حالي که در شرايط حاضر مي توان با استفاده از شهرت بانک مرکزي به بانک ها ‏اين اجازه را داد که تحت ضمانت بانک مرکزي گواهي سپرده ارزي دو تا 10 ساله براي پروژه هاي مختلف منتشر ‏کنند."‏
‏ ‏
به گفته قائم مقام بانک مرکزي بانک ها مي توانند گواهي سپرده ارزي منتشر شده را به بانک هاي منطقه و موسسات ‏مالي و اعتباري حتي در کشورهاي عراق و افغانستان ارائه کنند. ‏

قضاوي در خصوص نحوه عرضه گواهي سپرده ارزي بين المللي در صورت تاييد نهايي در بانک مرکزي خاطرنشان ‏کرد: "با توجه به بررسي هاي صورت گرفته در خصوص انتشار ابزار پولي مزبور در صورت تصويب نهايي در فاز ‏اول يک ميليارد دلار سپرده ارزي مي تواند منتشر شود‏‎.‎‏"‏

به گفته قضاوي بانک هاي تجاري مي توانند با وجود شرايط رکود بين المللي فعلي، نرخ هاي سود جذابي براي اين ‏گواهي ها قائل شوند؛ ضمن اينکه بانک مرکزي مي تواند پرداخت اصل پول در سررسيد را در برابر احتمال نکول ‏بانک ها تضمين کند، کما اينکه مي توان سود اوراق مزبور و تبديل منابع ريالي بانک ها به ارز به نرخ متداول براي ‏ايفاي اين تعهدات را تضمين کرد. وي افزود: "شعب خارجي بانک هاي ايراني مي توانند به نقدشوندگي بازار دست دوم ‏اين ابزار کمک کنند‎.‎‏"‏

وي خاصيت ماندگاري را از جمله ويژگي هاي مثبت انتشار اين ابزار پولي دانست که مي تواند با پوشش بانک مرکزي ‏منتشر شود و اضافه کرد: "اقتصاد ايران براي سال هاي متمادي در وضعيت مازاد تراز پرداخت هاي خارجي به سر ‏برده است که اين وضعيت هنوز هم ادامه دارد؛ لذا از ديد سياست گذاري پولي، انگيزه چنداني براي جذب سرمايه کوتاه ‏مدت وجود ندارد‎.‎‏"‏

قضاوي اظهارداشت: "اين اوراق مي تواند ماندگاري ورود سرمايه هاي خارجي را به کشور تضمين کند و سپرده ‏سرمايه گذاران مالي خارجي با اطمينان خاطر در پروژه هاي مختلفي از جمله پتروشيمي که ايران در اين بخش داراي ‏مزيت نسبي است، حضور يابد‎

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

آن قارون دولت احمدی

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com - po_nabavi_01.jpg

آن قارون دولت احمدی، آن رانت اللهی ابدی، آن صادق بی مصداق، آن ولایتی را باجناق، آن ‏پیرو اوناسیس یونانیه و رومیه، آن محصولی از ارومیه، آن شمارنده انواع صندوق، آن در ‏انتخابات برو جلو بزن بوق، آن یار سابق رئیس جمهور بعدی، آن نشمارنده رقبا به عددی، آن ‏دست زننده به معامله عظیم، آن برنده مزایده بند جیم، آن مالک دینار و دلار، آن رفیق پیرار و ‏پار، آن مشاور بی شروشور، آن میلیاردر کرورکرور، آن معاند افعال فوفولی و سوسولی، آن ‏صاحب یک دستگاه ویلای گوگولی، شیخنا و مولانا شیخ صادق محصولی، محصول دولت نهم ‏بود، و گوینده اهن اهن و اهم اهم بود و ختم شونده همه راهها به رم بود.‏

نقل است چون از مادر بزاد، هرکس در اطراف وی بود، از مادر و دایگان و ماما و خاله و ‏عمه جیغ بزدند و فریاد همی کردند و آب از چشم بریختند، اما طفل ساکت همی مانده نگاه ‏کرد، تا پیرزالی از دایگان طفل را با دست بزد تا گریه کند، اما طفل هیچ گریه نکرده در چشم ‏دایگان نگریست و چیزی بگفت. دایگان گوش به دهان طفل چسبانده که چه گوید، پس شنیدند ‏که گوید" اهحمم" و تا به ده روز جز همین کلام طفل هیچ نگفت و این از اسرار بود. تا طبیبی ‏بیاوردند و قاروره بیاوردند و طفل بگفت " اهحمم" و طبیب از هیبت گفت آن طفل در حیرت ‏بشد و به ده روز نمازخوانده و اتراق کرد تا سر آن کلام داند. چون ده روز گذشت، طبیب ‏بگفت: طفل را شیر دهید و نان و خورش بیاورید و هیچ هراس مدارید که این طفل از بزرگان ‏شود و چون رانتی بدو رسد با صدراعظم جان در جان شود. پس پرسیدند این که طفل گفت " ‏اهحمم" چه باشد؟ طبیب بگفت، طفل همی گوید " انرژی هسته ای حق مسلم ماست." و آن چه ‏این طفل گوید هر کس به پنجاه سال دیگر گوید هر چه خواهد یابد و این طفل از امروز آن داند ‏که به پنجاه سال دیگر گوید.‏

سبب توبه او آن بود که او سخت با مال و منال بود و با روسای عساگر در یک جوال بود، تا ‏شبی خواب بدید که پیری سبز پوش بروی ظاهر شده بگفت، باید 300 میلیارد از مال خود ‏بدهی و از جیفه دنیا رها شوی و به دور از هوس و هوی شوی، پس شیخنا از هیبت آن خواب ‏بیدار شده، هر چه در صندوق داشت شمرده دید 160 میلیارد بیشتر ندارد. پس دوباره خوابیده ‏و دوباره پیر را بخواب دیده و پرسید: چون 300 میلیارد ندارم چه کنم؟ پیر بگفت 300 چوق ‏یک ریال کمتر هم نمی شود، برو بینیم بابا، و غیب همی شد. و از همین بود که شیخ از خواب ‏برخاسته و تا زنده بود پول جمع کرد تا تمام آن بدهد و از جیفه دنیا رها شود.‏

از شیخ صادق کرامات بسیار نقل است. شیخ شهرام جزایری از شیوخ عرب از کرامات او ‏بگفت، " از ما گرفتندی و او را دادندی، این کرامت آن که دارد، چه ندارد؟" و شیخ جان الدین ‏راکفلر قارون اعظم در کرامت او بگفت: " آن چه ما به شصت سال نمودیم او به ده سال نمود ‏و استاذنا در نمودن نیک می نمود." و شیخ ارسطو اوناسیس از شیوخ آتن در کرامت وی ‏گفت: " ما چون دریا بودیم و شیخ چون دریا، از ما می رفت و به او می آمد و این کرامت را ‏جز در مملکت پارس به هیچ کجا نبود." و شیخ احمد الدین توکلی از اوتاد عظیم در نعت وی ‏بگفت: " از کرامات شیخنا آن بود که رانت می خورد و مزایده می برد و در این فعل استاد ‏بود."‏

از شیخ محصولی جملات عالی نقل است. گفت: " یخرجونی بالوزاره النفط فس و یدخلونی ‏بالوزاره الداخلیه بالدخول"( ترجمه: نشد وزیر نفت بشویم، قرار شد وزیر آموزش و پرورش ‏بشویم، بعد وزیر کشور شدیم، بعدا هم وزیر صنایع و راه و ترابری می شیم، از بس که ‏تخصص داریم.) و گفت: " فی 44 مزایده المشارکه و فی الثلاثه وینر، دت ایز ایت"( ترجمه: ‏در 44 مزایده شرکت کردم و در سه تا برنده، آیا نمی بینند کوردلان که برما چنین گذشت؟) و ‏بگفت: " انا صادق والمحمود الصدیق و المکان العمهاتی"( ترجمه: همانا من راست گویم و ‏همانا محمود جز راست نگوید، پس آنجای عمه آدم دروغگو شیئی باشد...) و از این جملات ‏بسیار نقل همی شد.‏

نقل است چون خواست بمیرد مولانا محمود، بر عزرائیل نازل شده و دستور داد جانش را ‏بگیرند و از آن روز عزرائیل روی پنهان کرده است فی یومنا هذا.‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مگر بالايي‌ها ديندار نيستند؟! ‏

وبگرد -

سها سيفي

"خيلي دور، خيلي نزديک" با توجه به حکومت دين‌داران در ايران پرسش‌هايي در اين زمينه پرسيده که حکومت ‏متدينان چه کمکي به حل مشکلات اجتماعي شهروندان کرده است؟!‏

يک سوال دارم: همه چيز با دين حل ميشه؟ اگر با دين حل ميشه و ميتونه جلوي جنگ و دعوا و قتل و دزدي و ‏آدم‌کشي را بگيره پس کو ؟ اين جمهوري اسلامي بر مبناي دين اسلام؛ خب مشکلات حل شده؟
چون همه مسلمونيم ديگه هيچ مشکلي پيش نمياد؟ چون دين‌دار داريم ديگه کسي حق کسي را نميخوره؟ به خدا اگر ‏دين تا حالا مشکل زندگي و جامعه اي حل کرده باشه. دين واسه تفکر صحيحه که تفکرمون را درست کنيم نه واسه ‏حل مشکلات. دين يک راهه فقط، ولي راه حل نيست. ‏

نمونه اش مملکت مون. قبول، من بي‌دين و کافر و بي خدا. مگه اون بالايي ها دين‌دار نيستند؟! مگه اونا نماز ‏نميخونند؟! پس چرا عاجز اند از حل مشکلات؟! نميخوام بحث سياسي کنم ولي منظورم اينه که فکر ميکنيم دين ‏دار بودن حلال همه‌ي مشکلاته. فکر ميکنيم چون طرفمون دين داره و نماز ميخونه ديگه مثلا حق من را نميخوره. ‏اما افسوس! زماني که ميبيني داره دولا و پهنا بهت ظلم ميشه به اسم دين!‏

‎‎حرف مفت با کلاس!‏‎ ‎

"خط قرمز" به برداشت‌هاي عاميانه روزنامه‌نگاران و اهالي رسانه از اقدامات درستي که مي‌تواند پايه و مبناي ‏اصلاحاتي در رفتار اجتماعي ايرانيان باشد معترض است:‏

مي‌دونين چي تو مملکت ما خيلي خريدار داره. "حرفِ مفتِ باکلاس". بانک مرکزي اومده گفته افراد براي ‏پرداخت صورت‌حساب تلفن همراه در باجه‌هاي بانکي بايد کارمزد بپردازند. همين کار در دستگاه‌هاي خودپرداز ‏رايگان است. خب به نظر من از اين تصميم منطقي‌تر و بديهي‌تر وجود نداره. حالا خبرگزاري مهر و يک سري ‏رسانه‌هاي بي‌سوادِ ديگر شروع کرده‌اند به نوشتن گزارش‌هايي در مخالفت با اين تصميم. همه‌ي حرفشون هم اينه ‏که چرا در حالي که زيرساخت‌هاي بانکداري الکترونيک در کشور وجود نداره و يا اينکه فرهنگ استفاده از ‏بانکداري الکترونيک بين مردم نيست، بانک مرکزي چنين تصميمي گرفته.‏

‏"زيرساخت" و "فرهنگ" از اون دست کلمه‌هايي هستند که هر چه در نوشته‌اي بيشتر باشد، نويسنده‌ي اون نوشته ‏بي‌سوادتر است. کنفوسيوس حکيم مي‌گه: "هر وقت زورتون مي‌اومد تن لش‌تون رو تکون بدين يه کار مفيدي ‏بکنين، بگين زيرساخت‌هاي اين کار وجود نداره يا اينکه فرهنگش هنوز بين مردم نيست."‏

‎‎مي‌دانيد داريد به کجا مي‌رويد؟!‏‎ ‎

"از پشت يک‌سوم" با توجه به نزديک بودن پايان مهلت ثبت‌نام در لاتاري گرين کارت امريکا، از شهروندان مايل ‏به مهاجرت خواسته است که قبل از رفتن، نگاه واقع‌بينانه‌اي به کشور مقصدشان داشته باشند:‏

اين روزها همه دارن از اين مملكت ميرن. آمريكا، استراليا، انگليس، فرانسه، مالزي، اگه هيچ جايي هم نشد حداقل ‏برن هند و دبي. تا اينجاش هيچ بحثي نيست ولي خب بنظر ميرسه كه اكثراً نميدونند چرا و براي چي و با كدوم ‏هدف دارن ميرن. با خيلي‌ها كه صحبت مي‌كني فقط ميگن ميخواهيم بريم كه ديگه اينجا نباشيم! هيچ كدوم‌شون خبر ‏از دردسرهاي زندگي امروز غرب و خارج از ايران ندارند. عمدتاً يه گوشه‌اي، اونهم اون گوشه‌ي شيك و قشنگِ ‏زندگي غرب رو ديدند و سر بزرگش رو كه زير لحاف مخفي شده رو نديدند. ‏


خيلي خوبه كه همه‌مون اين شرايط و امكانات رو داشته باشيم كه بتونيم حتي براي يه زمان كوتاه، زندگي توي يه ‏كشور جهان اولي رو تجربه كنيم. اگه قصد مهاجرت داريد و از من مي‌پرسيد، من ميگم حتماً اينكار رو انجام بديد ‏و بريد ولــــي بدونيد داريد كجا ميريد. سن و سال‌تون رو در نظر بگيريد. چون يه سفر سه روزه و يك هفته‌ايي به ‏دبي و آنتاليا داشتيد، فكر نكنيد واقعيت زندگي اينه كه شما هر روز ميريد تور كوير و وايد وادي و شبها هم توي ‏ديسكو ميزنيد و تا صبح ميرقصيد و فردا هم توي سيتي‌سنتر، خريد مي‌كنيد. ‏

مي‌دونيد كه خيلي از ايراني‌هايي كه سي سال پيش يعني سالهايي كه ميشد توي آمريكا پول پارو كرد، رفتند و خيلي ‏زرنگتر از شماها بودند، سالهاست كه ميخوان دوباره به اين مملكت برگردند ولي اونقدر غرق سيستم اونجا شدند ‏كه ديگه نمي‌تونند؟! مي‌دونيد خيلي‌ها مي‌خوان دوباره به همين كشور برگردند ولي قدرت و شهامت برگشتن ‏ندارند؟! ميدونيد با درآمد ساعتي 7-8 دلار و گرفتن حقوق 1300 دلار بايد مثل مرتاض‌ها زندگي كنيد؟! مي‌دونيد ‏خيلي از دوستان و رفقها و فك و فاميل شما كه توي كاليفرنيا زندگي مي‌كنند فقط دل‌شون به اين خوشه كه شمايي كه ‏ايران هستيد فكر مي‌كنيد اونها خيلي خوشبخت هستند؟! تا حالا در رابطه با نوع بيمه و مالياتي كه بايد هر ماه ‏پرداخت كنيد، تحقيق كرديد؟!‏

‎‎از سخنراني مک‌کين لذت بردم‎‎

‏"هوشنگ دوداني"
به رغم‌ گذشت چند روز از روشن شدن نتيجه‌انتخابات امريکا، نوشته است که بيش از همه، از ‏متن سخنراني مک‌کين لذت برده و به همين جهت، براي مقايسه، سه متن مربوط به سخنراني اوباما، مک کين و ‏نامه تبريک آقاي احمدي‌نژاد به اوباما را منتشر کرده است تا خود داوري کنيد:‏

من از رفتار و فرهنگ سياسي نهفته در سخنراني مک‌کين به هنگام پذيرش نتيجه انتخابات رياست جمهوري ‏آمريکا بسيار لذت برده بودم. سخنراني اوباما پس از پيروزي هم خوب بود اما سخنراني مک‌کين چيز ديگري بود. ‏

‎‎ساعدي: هيچکس مرا دوست ندارد، چون حقايق را مي گويم‎‎

"مرتضي اصلاحچي" نامه‌اي از غلامحسين ساعدي به همسرش را منتشر کرده که خواندني ست:‏

حال من اصلاً خوب نيست، ديگر يک ذره حوصله برايم باقي نمانده، وضع مالي خراب از يک طرف، بيخانماني ‏از يک طرف. و اينکه ديگر نمي توانم خودم را جمع وجور کنم. نااميدِ نااميد شده ام. اگر خودکشي نمي کنم فقط به ‏خاطرِ تو است، والا يکباره دست مي کشيدم از اين زندگي و خودم را راحت مي کردم. از همه چيز خسته ام، ‏بزرگترين عشقِ من که نوشتن است برايم مضحک شده، نمي فهمم چه خاکي به سرم بکنم. تصميم دارم به ‏هرصورتي شده، فکري به حال خودم بکنم. خيلي خيلي سياه شده ام. تيره و بدبخت و تيره‌بخت شده ام. تمام ‏هموطنان در اينجا کثافت کامل اند. کثافت محض اند. منِ بيچاره چه گناهي کرده بودم که بايد به اين روز بيفتم. من ‏از همه چيز خسته ام. سه روز پيش به نيت خودکشي رفتم بيرون و خواستم کاري بکنم که راحت شوم و تنها و تنها ‏فکر غصه هاي تو بود که مرا به خانه برگرداند. ‏

هيچکس حوصله مرا ندارد، هيچکس مرا دوست ندارد، چون حقايق را مي گويم. ديگر چند ماه است که از کسي ‏ديناري قرض نگرفته ام. شلوارم پاره پاره است. دگمه هايم ريخته. لب به غذا نمي زنم. ميخواهم پاي ديواري ‏بميرم. به من خيلي ظلم شده. به تمام اعتقاداتم قسم، اگر تو نبودي، الان هفت کفن پوسانده بودم. من خسته ام، ‏بيخانمانم، دربه درم. تمام مدت جگرم آتش مي گيرد. من حاضر نشده ام حتي يک کلمه فرانسه ياد بگيرم. من وطنم ‏را مي خواهم. من زنم را ميخواهم. بدون زنم مطمئن باش تا چند ماه ديگر خواهم مرد. من اگر تو نباشي خواهم ‏مرد، و شايد پيش از اينکه مرگ مرا انتخاب کند، من او را انتخاب کنم. به دادم برس.‏

‎‎نقش‌هاي اجتماعي مان را بهتر بشناسيم‎‎

"آرش موسوي" معتقد است که هرچه زودتر بايد نقش خود را در جامعه و مناسبات اجتماعي بشناسيم و مطابق ‏الزامات چنان نقشي انجام وظيفه کنيم. او به ويژه بر اين مسئله تاکيد دارد که بايد ميان دانشمند و سياستمدار قائل به ‏تفکيک شويم:‏

در ماههاي اخير که فرصتي دست داده تا بيشتر در فضاي عمومي فارسي زبان گردش کنم و بيشتر بخوانم، اهميت ‏زايدالوصف نکته اي را به شکل روزافزون متوجه شده ام و آن نکته اينست که يکي از نيازهاي اورژانسي و فوتي ‏و فوري ما تلاش براي مشخص ساختن "تمايزات نقشي" در زندگي اجتماعي مان است. نظريه نقش بعقيده من مي ‏تواند بسياري از ابهامات امروز ما را برطرف سازد. اين روزها ضرورت توجه به تمايزات نقشي را تقريباً در ‏هر مساله اي بعنوان يک وجه و پاي ثابت قضيه مي توانم ببينم. ‏

مدتي قبل در يک عروسي شرکت داشتم که عاقد در هنگام قرائت خطبه عقد، داماد را خطاب کرد و چيزي شبيه به ‏اين را گفت: "جناب آقاي دکتر فلاني داراي بورد تخصصي بهمان! بنده وکيلم؟!" خوب، کجاي کار مي لنگد؟ نظر ‏من اينست: يک آدم در بعضي موقعيتها دکتر است، در بعضي موقعيتها داماد است، بعضي وقتها "پسرم" است و... ‏چيزي که مهم است موقعيت است و صحنه است و نقش است. ‏

تمايزات نقشي و توجه به آنها يکي از ضروريات جامعه امروز ماست. در راس تمام اين تمايزات يک تمايز خاص ‏هست که در قلمرو مسائل سياسي، توجه به آن بغايت ثمربخش خواهد بود. تمايز مزبور تمايزي است ميان اين دو ‏نقش: دانشمند و سياستمدار. پس تلاش مي کنم تا به دو سوال کوتاه اما کليدي پاسخ دهم. اول: چرا تمايز نقش ‏دانشمند و نقش سياستمدار مهم است؟ دوم: مهمترين تفاوت موجود ميان اين دو نقش اجتماعي چيست؟‏

‎‎گزارش تصويري از تحريريه شهروند‎‎

ديدن و خواندن گزارش تصويري "اکبر منتجبي" از شهروند و کارکنانش هم، چندان خالي از لطف نخواهد بود. ‏در کنار عکس عباس عبدي و تاجزاده، منتجبي اين توضيح را نوشته:‏

البته گاهي و ناگهان دو نفر که خيلي مراوده اي ندارند، کنار هم قرار مي گيرند ولي اختلافات گويا حل نمي شود. ‏آقاي عباس عبدي نويسنده ثابت شهروند امروز بود که همه شهروندي ها تحليل هاي سياسي او در حوزه داخلي را ‏خيلي دقيق مي دانيم. از زماني که از حزب مشارکت خارج شد، آقاي مصطفي تاج زاده استراتژيست اين حزب شد ‏اما... بگذريم. اصلاح طلبان از شوراي دوم شهر و روستا مرتبا شکست خوردند. کسي مي داند چرا؟‏‎ ‎

‎‎امان از يک نيم‌نگاه به ايران!‏‎ ‎

"حاجي واشنگتن" هم در حاشيه نخستين مصاحبه رسانه‌اي اوباما بعد از انتخابات نوشته است:‏

باراک اوباما امشب اولين مصاحبه تلويزيوني خودش رو پس از پيروزي در انتخابات انجام داد. مصاحبه خوبي ‏بود. هم او و هم همسرش خوب حرف زدن. اوباما اون آرامش هميشگي رو به دست آورده بود و اعتماد به نفس ‏ميشل هم بهتر شده. اما اوباما در رابطه به سياست خارجي به عراق، افغانستان، اسامه و گوانتانامو اشاره کرد ولي ‏امان از يک نيم نگاه به ايران!‏

حسين جان، ما به تو دل خوش کرده بوديم! اين بود جواب حسين حسين هاي ما؟ چرا درباره ايران صحبت ‏نکردي؟‌ حالا ما اين خود بزرگبيني تاريخمون رو چه کنيم؟‌ محمود چه کار کنه؟‌ طفلک منتظر يک غمزه توست. ‏اما تو نه چيز خوبي درباره ايران گفتي و نه چيز بد! آخه چرا؟‌ فکر روزنامه ها و سايت هاي ما رو نکردي؟‌ خانم ‏رجبي قراره درباره روابط ايران و آمريکا صحبت کنه، چرا به او رحم نکردي؟ حسين جان، باراک جان، چه مي ‏دونم اوباما جان. من که هر چه فکر کردم نفهميدم چرا درباره ايران و برنامه هسته اي اين کشور و چالش اون ‏براي آمريکا صحبت نکردي. اما حاج قلي از تهران زنگ زده بود، مي گفت اين نشونه ضعف آمريکاست. اوباما ‏مي خواد به روش نياره و خودش رو از تک و تا نندازه براي همين به ايران اشاره نکرد. ما که پاک ديپرس شديم ‏اين سر شبي!‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

تمرکز دولت بر افزايش قدرت

ناهيد پيلوار - 

nahidpilvar.jpg

ديروز خبرگزاري جمهوري اسلامي، ايرنا، از تشکيل جبهه رسانه اي اصول گرايان خبر داد و هدف از اين جبهه رسانه اي ‏را، دفاع از اقدامات دولت، ارزشهاي انقلاب و خنثي سازي اخبار رسانه هاي خارجي اعلام کرد.‏

به گفته اين خبرگزاري، اعضاي اين جبهه که متشکل از نخبگان سياسي، روزنامه نگاران و اهالي قلم هستند قرار است اخبار و ‏گزارش هاي مطبوعات و خبرگزاري ها را به نفع دولت، مديريت و هدايت کنند.‏

يک هفته پيش از آن، خبر تاسيس يک ستاد امنيتي و سياسي جديد در دولت منتشر شد، که اعضاي آن، نيروهاي مسلح و ‏مسولان سياست خارجي و امنيت ملي هستند که قصد دارد با برنامه ريزي هاي مختلف، بحران هاي ناشي از تحريم اقتصادي و ‏نيز ناتوي فرهنگي را مهار کنند.‏

همزمان با آن نيز، شاهد اتمام رزمايش بزرگ ‏‎30‎‏ هزار نفري نيروي انتظامي در تهران بوديم که هدف اين رزمايش را آمادگي ‏نيروي هاي انتظامي براي بحران هاي احتمالي اعلام کرده بودند. ‏

اين خبر پس از آن اعلام مي شد که خبر گزاري ها به نقل از رييس ستاد مقاومت بسيج اعلام کرده بودند گشت هاي بسيج در ‏سراسر محلات کشور برقرار مي شود و نيرو هاي بسيجي متناسب با نقاط ماموريت خود تجهيز نيز شده اند.‏

تسلسل انتشار خبرهايي از اين دست اين سوال را به ذهن متبادر مي سازد، که چرا دولت در سال پاياني دوره خود و نزديک به ‏انتخابات رياست جمهوري دست به چنين اقدامات امنيتي زده و با تمام کوشش سعي دارد فضاي کشور را نظامي کند؟

به نظر مي رسد يکي از اهداف دولت از نمايش اقتدار به مردم را، مي توان آماده کردن فضا براي اجراي طرح تحول ‏اقتصادي عنوان کرد که قرار است در قالب آن، يارانه هاي دولت به کالاهاي اساسي حذف و تنها ‏‎60‎‏ درصد از اين آنها به ‏طور مسقيم و در قالب ‏‎70‎‏ هزار تومان پول نقد به مردم پرداخت شود. طرحي که دولت با نگراني آن را دنبال مي کند و به ‏گفته رييس کميسيون اقتصادي مجلس ، اجراي آن، برخي قيمت ها را بين ‏‎300‎‏ تا ‏‎500‎‏ درصد افزايش مي دهد.‏

به گفته کارشناسان اقتصادي، حتي اگر دولت اين طرح را به درستي انجام دهد، باتوجه به ساختار شکننده و بيمار اقتصاد ايران، ‏تورم به ‏‎200‎‏ درصد مي رسد و بحران هاي اجتماعي و سياسي به همراه خواهد داشت. همانطورکه دولت هاشمي رفسنجاني ‏در سالهاي ‏‎71‎‏ و ‏‎72‎‏ باتوحه به افزايش قيمت ها ، اين قبيل اغتشاشات و ناآرامي ها را تجربه کرد و به ناچار، با نيروي ‏نطامي آنها را سرکوب نمود.‏

نگراني از تکرار ناآرامي هاي سياسي و بحران هاي اجتماعي ناشي از فشار هاي اقتصادي بر مردم، آن قدر جدي است که حتي ‏نمايندگان مجلس نيز قبل از تعطيلات تابستاني خود، در کميسيون امنيت ملي جمع شدند و با دعوت از مسولان اين طرح، ‏درباره اغتشاشاتي که اين اجراي اين طرح ممکن است در پي داشته باشد باهم گفتگو کردند و خبر اين گفتگو ها و نتايج آن ‏نيز هرگز از سوي سخنگوي کميسيون امنيت ملي منتشر نشد.‏

از سوي ديگر، نزديکي به زمان انتخابات رياست جمهوري نيز مي تواند دلايل دوم تشکيل ستادهاي امنيتي، اطلاعاتي و ‏رسانه اي پي در پي در دولت باشد که براي پشتيباني و حمايت از اقدامات دولت وساختن افکار عمومي به نفع محمود احمدي ‏نژاد ساماندهي وبسيج شده اند. به گونه اي که بسيج و نيرو هاي قهريه، قدرت و سلطه را به نمايش در آورند و جبهه رسانه اي ‏اقتدارگرايان نيز بکوشد افکار عمومي را با استفاده از هر روش ممکن به نفع دولت هدايت کند.‏

واقعيت آن است که تمرکز قدرت، همواره با رفتار هاي و نمودهايي مانند بحران نفوذ، کاهش حاکميت در قلمرو جغرافيايي، نا ‏کارامدي دستگاههاي دولتي، فساد اداري، اختناق شديد، عدم ثبات و بحران زايي، ناتواني دولت در اعمال سلطه توسط قانون و ‏انتقال قهرآميز آن همراه است.‏

در اين حال است که دولت به بهانه هايي چون برقراري نظم، ايجاد وحدت ملي يا تسريع روند توسعه کشور، با اعمال طرح ‏هاي شتاب زده، گسترش سازمان هاي نظامي و امنيتي، و کنترل نهاد هاي اموزشي، رسانه اي و منايع مالي، مي کوشد قدرت ‏را در دست خود حفظ کرده و و ان را به انحصار در آورد.‏

اما نبايد فراموش کرد که نيرومندي يک حکومت، از بالا بردن ظرفيت عمل سياسي و توان پاسخگويي به نيازهاي همه جانبه ‏مردم نشات ميگيرد و کنترل امنيتي و انحصار رسانه اي در درازمدت نمي تواند به توسعه درون زا و حتي دوام حکومت ‏بينجامد.‏

نهايت آن که تداوم شرايط موجود، نه تنها براي کشور، که حتي براي حاکمان آن نيز امنيت و ثبات بيشتر به ارمغان نمي آورد. ‏به راستي، مگر حکومت تا کجا مي تواند ساختار امنيتي و تبليغاتي خود را براي کنترل جامعه بسته تر کند؟

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سوگواره اي بر مطبوعات

حسن یوسفی اشکوری -

hasan_yosefi_eshkevari.jpg

من عميقا براين باورم که ستم بر اهل انديشه و قلم و مطبوعات و رنج آنان اکنون در ايران چندان عميق وگسترده ‏است که کمتر کسي از آن آگاه است و بويژه کساني که در داخل و بيشتر در خارج ازکشور از دور دستي بر آتش ‏دارند. بايد بيفزايم که در طول حدود 170 سال عمر مطبوعات ايران، هيچگاه فشار و محدويت عليه مطبوعات و ‏نويسندگان و ناشران اين اندازه نبوده که اکنون است. اين را هم اطلاعات تاريخي ام به من مي گويد و هم تجربه ام ‏درطول حدوت 40 سال فعاليت فکري و قلمي و مطبوعاتي من را به اين باور رسانده است. در هر دو مورد ‏توضيح کوتاهي مي دهم‎. ‎

روشن است که مطبوعات به معناي کنوني آن، پديده اي است جديد و برآمده از تجارب تمدن و فرهنگ نوين غربي ‏در اين چند صد سال اخير و از آنجا به ديگر نقاط جهان پيراموني، از جمله کشور هاي اسلامي و ايران، نفوذ کرده ‏و در همه جا رايج شده است. از اين رو قواعد و زمينه ها و شرايط و شروط پديد آمدن مطبوعات و چگونگي و ‏چرايي نقش آن نيز متناسب با همان جوامع و مقتيضات آن است. در عين حال، مطبوعات در هر کجا که باشد، ‏چاره اي ندارد که همان قواعد و اصول و ضوابط را رعايت کند تا مطبوعات و اهل قلم و روزنامه ‏نگار(ژورناليست) بتواند به نقش فرهنگي و اجتماعي خود جامه عمل بپوشاند. از آنجا که مطبوعات، مانند ديگر ‏دستاوردهاي مدرنيته و جهان مدرن، خاستگاه غربي دارد، نفوذ و رواج آن در کشورهاي غيرغربي و بويژه ‏اسلامي با مشکلات و موانع و تعارضاتي روبرو است که، به رغم سابقه طولاني مطبوعات در اين کشورها، هنوز ‏مشکلات و موانع به طور نهايي حل نشده است‎.‎

يکي از اين کشورها ايران است که حدود 170 سال عمر مطبوعات آن است(گرچه در اين گفتار بيشتر از ‏مطبوعات سخن مي رود اما، به دليل هم سرشتي و هم سرنوشتي کتاب و نشرکتاب بامطبوعات، در مورد هر دو ‏مطبوعه صحبت خواهيم کرد). دراين دوران تقريبا دراز، مطبوعات و نشر کتاب، تحولات مهمي در مسير رشد و ‏بالندگي خود ديده و فراز و فرودهاي بسياري را به خود ديده و اهل قلم و کتاب و نشر تجارب تلخ و شيرين ‏فراواني را پشت سر گذاشته اند. اما در اين ميان مهم ترين مشکل روزنامه ها و نشريه ها و کتاب پديده شوم ‏سانسور حکومتي و رسمي و غير رسمي و پنهان و آشکار اختناق و اعمال انواع آزار و فشار و محدوديت عليه ‏اهل قلم و ارباب جرايد و صاحبان نشر بوده است که بوسيلة حکومتگران و زورمداران اعمال شده است‎. ‎

در آغاز، به دليل چند نشريه دولتي و فقدان مطبوعات مردمي، مسألة سانسورحکومتي چندان جدي و لااقل آشکار ‏وگسترده نبوده است. اما از اواسط عصر ناصري در پي گسترش کمي و کيفي مطبوعات و رواج محدود نقد هايي ‏بر شرايط اجتماعي و مخصوصا بر نظام استبدادي، پديدة سانسور اعمال و محدوديت عليه مطبوعات و اهل قلم ‏آشکار شد و برخي مقررات محدود کننده به طور رسمي بتصويب رسيد. ازاين رو برخي مطبوعات ايراني و ‏فارسي زبان ناگزير در خارج از کشور انتشار يافتند و در داخل توزيع شدند. در صدر مشروطيت مطبوعات به ‏طور انفجار آميزي رشد پيدا کرد و بر عمق آگاهيهاي اجتماعي و تشويق مردم به مشارکت اجتماعي يعني همان ‏نقش و رسالت اصلي مطبوعات افزود. اما افزون بر اين که در قانون اساسي مشروطه نيز به شکلي اعمال ‏سانسور قانوني و نهادي شد، عملا نيز سانسور رسميت پيدا کرد و با گذشت زمان آزاديها محدودتر شد. با اين همه، ‏درفاصلة بين مشروطيت تا آغاز سلطنت پهلوي اول(1285-1305)، به دليل ضعف حکومت مرکزي و اشغال ‏ايران در زمان جنگ جهاني اول، آزاديها تا حدودي برقرار بود و تيغ سانسور کند شد. با استقرار رضاشاه و ‏ظهور ديکتاتوري خشن، مطبوعات و کتاب و قلم و انديشه زير تيغ سانسورحکومتي قرار گرفتند و آزاديها به نقطه ‏صفر نزديک شد. پس از شهريور20 تا پايان حکومت دکتر مصدق(1320-1332)، آزاديهاي نسبي وجود داشت ‏و مطبوعات نيز از آن بهره بردند. پس از کودتاي آمريکايي- انگليسي 28 مرداد و بازگشت محمدرضا شاه و آغاز ‏ديکتاتوري دوم، بار ديگر مطبوعات و اصحاب انديشه و قلم و ارباب جرايد به بلاي سانسور و اختناق گسترده ‏گرفتار آمدند. در سالهاي 1339-1341، اندک مجال تنفسي پيدا شد اما پس از آن اختناق و سانسور شديدي حاکم ‏شد که به صورت سازمان يافته تا انقلاب ايران استمرار داشت. درفاصلة دي ماه57 تا تابستان 58 ‏‏"بهارمطبوعات" بود و قلم ها آزادانه مي نوشتند و روزنامه ها و نشريات و کتابها آزادانه منتشر مي شدند. اما پس ‏از آن که اعلام شد که "قلم ها را مي شکنيم"، در تابستان 58 هجوم به مطبوعات آغاز شد و دهها روزنامه و ‏نشريه به محاق توقيف رفتند و براي هميشه محوشدند. اين روند در بهار60 به اوج خود رسيد و پس از آن پايدار ‏شد. در دهة 60 هيچ روزنامه و نشريه اي درخارج از "خوديها"ي حلقه حکومت و آن هم با اعمال شديد سانسور و ‏خود سانسوري کامل انتشار نمي يافتند. کتاب(و البته فيلم و ديگر توليدات هنري) نيز کم و بيش همين گونه بود و با ‏سانسور وزارت ارشاد متشر مي شدند. پس از پايان جنگ و درگذشت بنيانگذار جمهوري اسلامي، ناگزير فضاي ‏فکري و سياسي اندکي بازتر شد و چند روزنامه کمي متفاوت و حتي چند نشريه "غيرخودي"، البته با محدويتهاي ‏رسمي و غيررسمي و با خود سانسوري تمام عيار، انتشار يافتند. پس از76 و آغاز دولت اصلاح طلب خاتمي، ‏فضاي مساعدتري براي اهل انديشه و قلم و سياست پيدا شد و دوراني در تاريخ مطبوعات ايران آغاز شد که سابقه ‏نداشت. اما عمر اين "بهار مطبوعات" چندان نپاييد و در بهار79، پس از انتقادات تند رهبري به مطبوعات در ‏يک سخنراني عمومي و اعلام اين که مطبوعات "پايگاه دشمن" هستند، توقيف و سرکوبي بي سابقه مطبوعات و ‏روزنامه نگاران و اهل قلم آغاز شد و پس از آن اين روند ادامه پيدا کرد. در اين سالهاي پررنج صدها نشريه، حتي ‏گاه پيش از انتشار، غيرقانوني و بي رحمانه توقيف شدند. صدها نويسنده و خبرنگار و مدير مسؤل و سردبير به ‏زندان رفتند و در بازجويها و در سلولهاي انفرادي و در بيدادگاهها مورد تحقير و آزار قرارگرفتند. هزاران ‏نويسنده و دست اندرکار مطبوعات در حوزه توليد و توزيع و نشر بيکار شده و از حداقل معيشت شرافتمندانه ‏محروم شدند. هزاران کتاب در محاق سانسور ماند و هرگز متشر نشدند و يا با سانسور گسترده اجازه نشر يافتند. ‏هزاران ناشر کتاب يا ورشکست شده و يا تغير شغل داده و يا در عسرت تمام و در بلاتکليفي آزاردهنده قرار ‏دارند. دهها اهل قلم و روزنامه نگار ناچار جلاي وطن کرده و در ديار غربت مقيم شدند‎. ‎

اين گزارش فشرده(و احتمالا ملال آور) را به اين دليل آوردم که بگويم، به رغم تاريخ تلخ و پرمرارت اختناق و ‏سانسور و آزار اهل قلم در ديار ما، وضعيت اسفناک و دشواري که در اين ساليان اخير و در اين دولت مهرورز و ‏عذالت محور نهم نصيب اهالي مطبوعات و اهل قلم شده است، از جهات مختلف در تاريخ ايران بي مانند و دست ‏کم بسيار نادر است‎. ‎

گرچه شرح تراژدي مطبوعات و کتاب و نشر در اين سلها بايد بوسيلة کساني بيان شود که خود مستقيما دست اندر ‏کارآنند و مي توانند تجارب خود را بطور مستند بگويند. اما من در حد اطلاع محدود و با توجه به ضيق مجال به ‏نکته اي مهم اشاره مي کنم. چندي پيش يکي از دوستان ناشر در تهران مي گفت، گرچه در جمهوري اسلامي ‏هميشه در ارتباط با نشر و مطبوعات مشکلات داشته ايم اما هيچ وقت نبوده است که تمام مشکلات و موانع را ‏يکجا و همزمان تجربه کنيم. او توضيح داد که در سياست وزارت ارشاد اسلامي، هميشه اهرمهايي وجود داشته و ‏دارد که با استفاده از آنها سياست ها و تصميمات خرد و کلان خود را دربارة مطبوعات و نويسندگان و ناشران ‏اجرا و اعمال مي کند. اين اهرمهاي خودساخته و غالبا غيرقانوني، به مديران وقت ارشاد اين اجازه و امکان را ‏مي دهد که دوستان و وابستگان و به اصطلاح "خودي"ها را ياري کنند و برکشند و "غيرخودي" را محدود و در ‏صورت نياز ورشکست و از صحنة رقابت خارج سازند. مثلا از طريق اعطاي وام و ياکمک هايي چون خريد ‏تعدادي از هر کتاب چاپ شده و يا مجلات(براي تجهيز کتابخانه هاي عمومي) و يا دادن آگهي ها و يا(البته در يک ‏دوره اي) دادن فيلم و زينگ با قيمت دولتي به ناشران و نشريات و يا تخصيص سهميه کاغذ با قيمت دولتي به ‏روزنامه ها و يا ناشران و يا مهم تر از همه صدور مجوز براي روزنامه ها و نشريات و مهم تر از آن سانسور ‏مستقيم و غير مستقيم مطبوعات و مميزي کتاب و دهها ابزار اعلام شده و نشده ديگر. اين ابزارها چون سلاحي ‏کارآمد در دست مسؤلان وقت ارشاد است که هر که را که خواستند ياري کنند و هرکه را، به هردليل، نپسنديدند ‏خفه نمايند. گفتني است که منظور اين نيست که تمام اين مقررات از اساس نادرست اند بلکه سخن بر سر سوء ‏استفاده و تصميمات رانتي و سرکوبگرانه حاکميت است. البته حاکميت ابزار هاي ديگري هم دارد که غالبا از آنها ‏نيز استفاده مي کند. يکي از شناخته شده ترين آنها بولتن نويسي و فضاسازي براي مسؤلان و بويژه علما براي ‏جلب حمايتشان و در صورت لزوم صدور فتواي مذهبي عليه منتقدين و دگر انديشان و توقيف مطبوعات و ‏جلوگيري از انتشار کتاب است‎.‎

اين اهرمها به تناسب شرايط و موقعيت ها و سياست هاي وزير و گروه حاکم بر ارشاد در هر زماني مورد استفاده ‏بوده است. در دوره اي انبساطي بود(مانند دورة اصلاحات) و البته در اغلب ادوار انقباضي. اما در اين سه سال ‏اخير، تمام آن اهرمها يکجا عليه مطبوعات و ناشران و هنرمندان غير خودي به کار افتاد. اگر زماني وام را قطع ‏مي کردند ولي کتاب مي خريدند. اگر مجوز لازم بود، گاه موافقت نيز حاصل مي شد و حداقل اعلام موافقت و يا ‏مخالفت چندان طولاني نبود. اگر مجوزي داده مي شد، به سادگي و آن هم به شکل آشکارا غير قانوني و شتاب زده ‏باطل نمي شد. اگر از وام و يا خريد کتاب و يا فيلم و زينگ با قيمت دولتي و يا تسهيلات ديگر دريغ مي شد، با ‏لاخره امکانات ديگر براي ادامه حيات وجود داشت. اگر بنا بود مواردي از کتابي حذف شود، يا چندان زياد نبود و ‏يا در نهايت حل و فصل مي شد و طرفين به توافق مي رسيدند. اصلا در ارشاد کساني بودند که به مراجعه کنندگان ‏پاسخ بدهند. اما اکنون بکلي راه گردش آزاد اطلاعات و انتشار افکار از طريق مجاري وزارت ارشاد بسته است. ‏اکنون تمام مصيبت ها يکجا و همزمان نازل شده است. اکنون با استفاده از آن ضرب المثل قديمي بايد گفت که ‏‏"غير از تري، نم هم دارد". واقعيت اين است که حداقل در عرصة فرهنگ هرگز اين اندازه نگاه و رفتار امنيتي ‏حاکم نبوده است. حتي در دهه شصت و در دوران جنگ نيز چنين نبوده است. بنا براين، يک جهت بي مانندي ‏وضعيت بحراني کنوني آن است که بکار افتادن تمام اهرمهاي نظارتي و حمايتي دولت از طزيق وزارت ارشاد و ‏دستگاهاي امنيتي، مطبوعات مستقل و کم جان و صنعت نشررا به مرز نابودي رسانده است. جهت ديگر استثنايي ‏بودن شرايط کنوني آن است که دولت و ارشاد و دستگاه امنيتي در استفاده ابزاري از اهرمهاي موجود مي کوشد ‏حتي الامکان ردپايي از خود برجاي نگذارد تا بتوان اعتراض کرد و با استفاده از ظرفيت هاي قانوني به نهادهاي ‏قانوني در داخل وحداقل به نهادهاي مشروع و مقبول بين المللي شکايت برد. مجوز نشريه مطلقا به غيرخودي ها ‏داده نمي شود و مجوزهاي بازمانده از گذشته ها نيز با اندک بهانه اي باطل و پس گرفته مي شود. "مرجع ‏تظلمات" يعني دستگاه قضا نه تنها رفع ظلم نمي کند بلکه آشکارا حامي ستم و سرکوب انديشه و قلم و مطبوعات ‏است. وزارتخانه عريض وطويل ارشاد به انبار بايگاني کتاب تبديل شده و شمار کتابهاي عملا توقيف شده و در ‏انتظار بيهوده صدور مجوز، غيرقابل تصور است. به عنوان نمونه پنج کتاب از من حدود سه سال است که در ‏ارشاد خاک مي خورد و حتي پاسخ نيز داده نمي شود. اگر در گذشته و بويژه در دورة طلايي دولت خاتمي ‏مطبوعات توقيف مي شدند و روزنامه نگاران دستگير مي شدند و يا کتابي گرفتار توقيف و يا سانسور مي شد، در ‏سطح جامعه و در مطبوعات و در مجلس و دولت اعتراضات گسترده و کم و بيش مؤثر صورت مي گرفت ‏وحداقل اقتدار گرايان نيز متحمل هزينه مي شدند. امادر حال حاضر، به دليل رندي هاي اعمال شده، نه اسناد ‏زيادي براي اقدامات قانوني در دست است، و نه شکايت به جايي مي رسد، و نه امکان اعتراض گسترده وجود ‏دارد و نه اساسا در سطح عموم و بويژه در سطح جهاني کسي به درستي مي داند که در ايران چه مي گذرد و رنج ‏اهالي مطبوعات و نشر چه ادازه جانکاه و عميق است. واقعيت تلخ اين است که نويسندگان و روزنامه نگاران و ‏هنرمندان آرام و بي سر و صدا خفه و نابود مي شوند. هفته نامه اي چون "شهروند امروز"، که باهمت شماري از ‏بازماندگان نسل روزنامه نگاران دوم خردادي فعاليت مي کرد و واقعا يک پديده پرافتخار در خانواده مطبوعات ‏کشور بود، به شکل غير قانوني از انتشار باز ماند و در يک لحظه همه چيز دود شد و به هوا رفت. اقدامي که در ‏گذشته نزديک با توقيف شرق و هم ميهن از همين گروه مطبوعاتي و اثرگذار، تجربه شده بود. کيست که ‏اعتراضي بکند و يا کدام اعتراض است که گوش شنوايي پيدا کند؟ چند نفرند که عمق رنج و حتي خشم فروخوردة ‏ناشي از تلخي ستم و ناتواني دادخواهي رادرک و احساس کند؟ قابل توجه است، باوجود اين که "بهار ‏مطبوعات76-79" ديري است که به سر آمده است و همين چند نشريه نسبتا مستقل و منتقد و بارعايت تمام ضوابط ‏قانوني غيرقانوني و درشرايط بسيار سخت و با "جهاد اکبر" فعاليت مي کنند، اما گويا همين وضعيت نيز غير قابل ‏تحمل است و به نظر مي رسد که تجربة تلخ بهار79 دارد تکرار مي شود. اما احتمالا اين بار بلاي توقيف دامن ‏برخي خودي ها را نيز بگيرد که البته هرگز چنين مباد‎.‎

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ايران قرباني صلح اعراب و اسرائيل؟

احمد زيدآبادي -

po_zeydabadi_01.jpg

سخنان شيمون پرز رئيس جمهور اسرائيل در جمع نمايندگان جوامع يهودي آمريكاي شمالي را بايد بسيار جدي ‏گرفت.‏

پرز خطاب به مخاطبان خود گفت: "روشنفكران عرب به من مي‌گويند كه اگر شما از ايران بيم داريد، ما بيش ‏از شما از آن بيمناكيم. شما سر جايتان ايستاده ايد، اما ايران بزرگترين خطر براي ماست نه به علت بمب‌ها و ‏موشك هاي دوربردش، بلكه به علت جاه طلبي‌اش."‏

پرز آنگاه ادامه داد: "در دنياي امروز تنها ايران است كه جاه طلبي امپراتوري دارد. در واقع آنها مي خواهند ‏بر خاورميانه حكومت كنند."‏

پرز باز هم ادامه داد: "آنها مي‌خواهند بر خاورميانه حكومت كنند به نام مذهب، تفسير خاص خودشان از ‏مذهب. فارس‌ها در ايران 35 ميليون نفرند. جمعيت ايران 70 ميليون نفر است. نصف آنها اقليت‌ها هستند و ‏نصف ديگرشان فارس‌ها. و اين فارس‌هايند كه آيت‌الله ها و افراد متعصب مذهبي را پديد آورده‌اند. آنها ‏مي‌خواهند بر 350 ميليون جمعيت خاورميانه مسلط شوند كه 90 درصد آنها سني هستند."‏

من به عنوان كسي كه در كشورم هزينه‌اي براي حمايت از برقراري صلح بين اعراب و اسرائيل پرداخته‌ام، ‏به عنوان كسي كه به انتقاد از سياست منطقه‌اي جمهوري اسلامي در خاورميانه شهرت دارم و به عنوان منتقد ‏سياست دولت ايران در برابر قوميت‌هاي ايراني، تاكيد مي‌كنم كه خط فاصلي كه شيمون پرز بين اقوام مختلف ‏ايراني ترسيم كرده، رنگي از واقعيت ندارد و به طور كامل گمراه كننده است.‏

اگر آنچه آقاي پرز از قول روشنفكران عرب نقل كرده، دقيق باشد و اگر به آنچه بر زبان خودش رانده شده، ‏باور داشته باشد و اگر سياست اسرائيل و برخي اعراب منطقه بر اين تلقي‌ها استوار باشد، در آن صورت بايد ‏گفت كه منطقه ما به سمت مصيبت در حركت است.‏

اين نكته براي من كاملا روشن است كه اسرائيل و برخي كشورهاي متنفذ عرب، با تاكيد بر "خطر سلطه ‏ايران بر خاورميانه" مي‌كوشند تا اختلاف‌هاي تاريخي خود را پشت سر گذاشته و مردم خود را براي امضاي ‏پيمان صلح نهايي متقاعد كنند.‏

اين مساله مادامي كه تنها محملي براي اقناع افكار عمومي دو طرف به منظور تاكيد بر ضرورت انعطاف ‏براي دستيابي به صلح باشد، چندان جاي نگراني ندارد، اما اگر بخواهد به سياست عملي منجر شود، براي ‏كشور ما به غايت خطرناك است.‏

از نظر من هر نوع كينه و عداوت قومي محكوم است، هر گونه فخرفروشي نژادي محكوم است، هر صورت ‏از تحقير اقوام ديگر محكوم است و در كنار اينها، هر شكل از بهره برداري از تنوعات قومي براي دستيابي به ‏اهداف سياسي نيز محكوم است.‏

با اين همه، اندرز دادن شيمون پرز از راه مقاله‌اي كه او احتمالا هرگز ار آن با خبر نخواهد شد، چه سودي ‏دارد؟ از اين رو، به جاي آن بايد به مسئولان ايراني هشدار داد كه آيا واقعا در پي حفظ منافع كشور در ‏خاورميانه هستند و يا مي خواهند با سياست عجيب و غريب خود، ايران را وجه‌المصالحه نزاع اعراب و ‏اسرائيل قرار دهند؟

مي‌توان پذيرفت كه به دلايل مختلف، ايران و عراق منافع مشروع متقابلي در برابر هم دارند، منافعي كه دولت ‏آمريكا نيز به آن اذعان مي‌كند، اما پيشتازي ايران در حمايت از برخي گروههاي لبناني و فلسطيني به نحوي ‏كه منافع ايران را در مقابل منافع مشترك اعراب و اسرائيل و قدرت‌هاي موثر بين‌المللي قرار دهد، چه سودي ‏براي اين كشور دارد؟

من كه به طور روزانه اخبار خاورميانه را پي مي‌گيرم به وضوح حس مي‌كنم كه به علت حمايت ايران از ‏حماس و حزب‌الله و جهاد اسلامي، ائتلافي بين اعراب و اسرائيل عليه ايران در حال شكل‌گيري است كه مانند ‏يك كوه يخي، قسمت اعظم آن از ديده ها پنهان است.‏

پادشاه سعودي بي جهت زحمت ابتكار برگزاري نشست گفتگوي اديان در سازمان ملل را به خود هموار نكرد ‏و شيمون پرز نيز بي دليل به ستايش علني از طرح ملك عبدالله براي حل بحران خاورميانه نپرداخت.‏

آيا بايد هزينه نزديكي و تفاهم اعراب و اسرائيل را ايران بپردازد؟ آيا اين هزينه‌ها با فحاشي كيهان به امير ‏سعودي و نامه نمايندگان مجلس در اعتراض به برگزاري نشست گفتگوي تمدن‌ها خنثي مي‌شود؟ يا اينكه بايد ‏با واقع بيني و تعريف صحيح از منافع ايران، به برخي از سياست‌هاي فاجعه بار خاتمه داد؟

من بر اين باورم كه جمهوري اسلامي صرف نظر از هر ماهيتي كه دارد و يا براي خود تعريف مي‌كند به ‏عنوان يك نظام مستقر، براي حفظ منافع ايران بايد در دو حوزه سياست خاورميانه‌اي و روش برخورد با ‏قوميت‌هاي ايراني، به سرعت تجديد نظر كند. ‏

حمايت از گروههاي لبناني و فلسطيني به بهاي اتحاد اعراب و اسرائيل عليه ايران و نيز صدور حكم‌هاي ‏سنگين و ناعادلانه عليه فعالان قومي اعم از ترك و كرد و بلوچ و عرب كه طبعا رقيبان منطقه‌اي كشور را ‏براي بهره گيري از تنوع قومي در ايران به طمع مي‌اندازد، هر دو چنان خسارت بار است كه اگر ادامه يابد، ‏ايران را قرباني منازعات منطقه‌اي خواهد كرد.‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

پول سفرهاي استاني از کجا مي آيد؟

در خواست تحقيق و تفحص از مسافرت هاي تبليغاتي رييس جمهور

طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني محمود احمدي نژاد روز گذشته به طور رسمي از سوي تعدادي از ‏نمايندگان شهرستان هاي مختلف کشور به هيات رئيسه مجلس هشتم ارائه شد.‏

اين طرح در حالي به مجلس ارائه شد که با نزديک شدن به زمان انتخابات محمود احمدي نژاد بر سرعت سفرهاي ‏استاني خود افزوده، و برخي از منتقدان سفرهاي وي را عمدتا داراي اهداف تبليغاتي- انتخاباتي توصيف مي کنند.‏

در طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني، نمايندگان خواستار بررسي "عدم تحقق وعده‌‏ها و مصوبات سفرهاي ‏استاني هيات دولت" شده اند. "تعارض مصوبات سفرهاي استاني با قوانين مصوب مجلس" از جمله قانون برنامه، ‏قوانين بودجه و قانون الزامات اجرايي اصل 44 قانون اساسي و همچنين "نحوه تامين هزينه‌‏ها و بودجه اي که در ‏سفرهاي استاني هزينه مي‌شود" دو موضوع ديگري هستند که نمايندگان امضاء کننده طرح تحقيق و تفحص ‏خواستار تحقيق و در مورد آنها شده اند.‏

تمام امضاء کنندگان طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني احمدي نژاد و هيات دولت، خود نمايندگان شهرستان ‏هاي مختلف کشور هستند. داريوش قنبري نماينده ايلام، جهانبخش اميني نماينده كرمانشاه، سيد كاظم موسوي ‏نماينده اردبيل، مصطفوي كواكبيان نماينده سمنان، پيمان فروزش نماينده زاهدان، امين شعباني نماينده سنندج، ‏فخرالدين حيدري نماينده سقز، اقبال محمدي نماينده مريوان، حميدرضا پشنگ نماينده خاش، محمدتقي بختياري ‏نماينده بافق، يونس اسدي نماينده مشكين شهر، محمود قيوم دهقاني نماينده ايرانشهر، مويد حسيني نماينده خوي، ‏عبدالعزيز جمشيد زهي نماينده سراوان، سلمان ذاكر نماينده اروميه، امضا کنندگان طرح تحقيق و تفحص از ‏سفرهاي استاني را تشکيل مي دهند.‏

خبرگزاري ايلنا تعداد امضاء کنندگان اين طرح را 18 و خبرگزاري برنا وابسته به سازمان ملي جوانان شمار ‏نمايندگان امضاء کننده طرح تحقيق از سفرهاي استاني دولت را 16 نفر گزارش کرده اند.‏

داريوش قنبري نماينده ايلام از طراحان تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني دولت به خبرنگاران گفت که در اين ‏طرح، به استناد اصل 76 قانون اساسي نمايندگان تقاضاي طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني هيات دولت را ‏مطرح کرده اند. نماينده ايلام و عضو فراکسيون اقليت پيشتر و در 12 آبان ماه از تهيه طرح تحقطق و تفحص از ‏سفرهاي استاني خبر داده بود. وي همان روز خطاب به خبرنگاران پارلماني اظهار داشت: "سفرهاي استاني دولت ‏امري بي نتيجه شده و عدم اجراي مصوبات اعتراضات گسترده مردم را به همراه داشته است." ‏

داريوش قنبري همچنين تاکيد کرد که "نمايندگان مي خواهند مشخص شود هدف اين دو دور سفر چه بوده، اگر ‏هدف رفع مشکلات مردم بوده که مشکلي رفع نشده است. به همين دليل بايد مشخص شود چرا بودجه کشور صرف ‏فعاليت هايي شده است که بيش از آنکه گره گشاي مشکلات ملت باشد با هدف تبليغاتي دولت نهم ادامه پيدا مي ‏کند."‏

روزنامه کارگزاران دو هفته پيش خبر داد که "تحت عنوان سفرهاي استاني و پيگيري وعده‌هاي رئيس‌جمهور در ‏شهرستان‌ها دفاتري ايجاد شده كه وظيفه اصلي آنها فعاليت تبليغاتي-انتخاباتي براي حضور احمدي‌نژاد در انتخابات ‏رياست‌جمهوري دوره دهم است."‏

اما رئيس دولت و نزديکانش مي گويند: "سفرهاي استاني خرجي ندارد و با نان و هندوانه اين سفرها را سپري ‏کرده اند تا هزينه يي براي کشور تحميل نشود."‏

داريوش قنبري از طراحان تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني احمدي نژاد و هيات دولت، در خصوص اين ‏ادعاي رئيس دولت به روزنامه اعتماد گفته که در صورت صحت چنين ادعايي "ارقام 40 تا 50 هزار تومان به ‏پيوست هفت ميليون نامه اي که در جريان دور اول سفرها پرداخت شده را با چه تفاسيري مي توان توجيه کرد."‏
وي همچنين اعلام کرده که بنابربرآورد نمايندگان مجلس هزينه هر سفر استاني احمدي نژاد 500 ميليون تومان ‏است.‏

‎‎بودجه هاي قانوني يا پنهاني؟‎ ‎

نمايندگان امضاء کننده طرح تقيق و تفحص از سفرهاي استاني همچنين احتمال داده اند که احمدي نژاد بخشي از ‏هزينه هاي سفرهاي استاني خود را از محل واردات غير قانوني بنزين بدون اجازه و نظارت مجلس تامين مي کند. ‏آن ها به همين دليل تاکيد دارند که منابع تامين بودجه سفرهاي استاني بايد در طرح تحقيق و تفحص از سفرهاي ‏استاني مورد بررسي قرار گيرد.‏

خبرگزاري دولتي ايرنا در پايان دور اول سفرهاي احمدي نژاد اعلام کرده بود که 3600 مصوبه دولت در اين ‏سفرها به تصويب رسيده است، اما حتي با آغاز دور جديد و پرشتاب سفرهاي استاني احمدي نژاد در سال پاياني ‏رياست جمهوريش، مقامات دولتي هنوز حاضر نيستند گزارشي از ميزان واقعي تحقق وعده ها و به اجرا در امدن ‏مصوبات دور اول سفرهاي استاني ارائه کنند.‏

نمايندگان طراح تحقيق و تفحص از سفرهاي استاني دولت در عين حال معتقدند که وعده هاي دولت و رئيس آن در ‏جريان اطن سفرها فريبکارانه و پوپوليستي است.‏

داريوش قنبري در اين مورد به روزنامه کارگزاران گفته که احمدي نژاد "در سفر به ايلام وعده ساخت هشت ‏كارخانه را داد، و در سفر به لرستان اعلام كرد 35 كارخانه بزرگ مي‌سازند." قنبري تاکيد کرده که متاسفانه ‏وعده‌هاي احمدي‌نژاد به مردم عملياتي نمي‌شود و تنها به نظام و اعتماد مردم ضربه وارد مي‌سازد تا جايي که از ‏وقتي آقاي احمدي‌نژاد در استان ما(ايلام) وعده ساخت هشت كارخانه بزرگ را داد و اين وعده عملياتي نشد، مردم ‏به شوخي به يكديگر مي‌گويند "دود كارخانجات احمدي‌نژاد كورمان كرده است."‏

نژديکان احمدي نژاد اما سفرهاي استاني را ابداع مديريت جديد مي نامند و کيلومترها و فراز و فرودهاي اين ‏سفرها را نجات بخش عنوان مي کنند. از جمله علي اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتي احمدي نژاد در جريان سفر ‏قبلي رئيس دولت به استان فارس به روزنامه ايران گفته بود "رييس جمهور در اين سفر که از نخستين ساعات ‏صبح روز دوشنبه آغاز شد و تا پاسي پس از نيمه شب جمعه به طول انجاميد، با ۲۵ ساعت پرواز و ۶۰ بار فرود ‏و اوج با هواپيما و بالگرد، با بيش از ۴ ميليون نفر از مردم استان فارس از جمله صدها هزارتن از مردم شيراز ‏ديدار کرد."‏

طرح تحقيق و تفحص در خصوص ابهام هاي سفرهاي استاني احمدي نژاد و هيات دولت تنها در صورتي به اجرا ‏در مي آيد که اکثريت محافظه کاران نزديک به دولت در مجلس نيز به آن راي بدهند.‏

احمدي نژاد که برخلاف ساير کانديداها در انتخابات سال 84 بيشتر بر تهران متمرکز بود، در هفته هاي اخير بر ‏سرعت و گستره سفرهاي استاني خود افزوده است.‏

وي روز چهارشنبه با گذشت نزديک به 3 سال و نيم از رسيدن به قدرت و يکدست شدن حاکميت در سفر به ‏زنجان از زبان يک منتقد وضع مملکت به کساني که از آنها نامي نبرد به عنوان عاملان فقر مردم حمله برد و در ‏عين حال ادعا کرد: "دولت ريشه مشكلات اقتصادي را شناسايي كرده است."‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

موسم دادگاه ها رسيد

پاليزدار و انفجار شيراز - 

arashsigarchi.jpg

آرش سيگارچي

با اظهارات سخنگوي قوه قضاييه و خبر خبرگزاري فارس مشخص شد که از هفته آينده دو دادگاه مهم برگزار مي شود: ‏دادگاه عباس پاليزدار و دادگاه متهمان انفجار شيراز. ‏

paleezdar.jpg

خبرگزاري فارس ديروز خبر داد که دادگاه متهمان انفجار حسينيه رهپويان وصال شيراز هفته آينده برگزار مي‌شود.‏
قاضي حسن زارع دهنوي معروف به قاضي حداد که از سال گذشته به عنوان معاون امنيت دادسراي عمومي و انقلاب ‏تهران برگزيده شده، گفت: "محاکمه هفت تن از متهمان پرونده بمب گذاري شيراز، صبح شنبه آينده در دادگاه انقلاب ‏برگزار مي شود و احتمال دارد اعضاي خانواده کشته شدگان و زخمي هاي اين واقعه نيز بتوانند در جلسه محاکمه ‏حضور يابند‎."‎

همچنين خبرگزاري ايسنا نوشت که پرونده بمب گذاري شيراز بيش از بيست متهم دارد که براي هفت تن از آنان ‏تقاضاي مجازات اعدام شده است‏‎.‎‏ اين خبرگزاري به نقل از يک مقام قضايي نوشت: "تحقيقات در مورد ساير متهمان ‏پرونده ادامه دارد و با تکميل اين تحقيقات، براي آنان هم دادخواست صادر و پرونده به دادگاه ارسال مي شود‏‎.‎‏"‏

اين دادگاه پس از آن برگزار مي‌شود که ‏‎24 ‎فرودين ماه سال جاري يك بمب در حسينيه شهدا متعلق به يک گروه مذهبي ‏معروف به کانون رهپويان وصال در شهر شيراز منفجر شد و بر اثر آن عده‌اي مجروح و 12 نفر کشته شدند. ‏

از آنجايي که اين گروه مذهبي فعاليت هايي بر عليه آيين بهاييت داشت، خيلي زود مسوولان داخل ايران انگشت اتهام را ‏به سوي اين گروه نشانه گرفتند اما تنها چند ساعت بعد از انفجار، مسولان محلي و سپس مسولان بالاتر از جمله وزير ‏کشور و وزير اطلاعات احتمال هرگونه عمليات تروريستي را رد کردند. حتي شورايعالي امنيت ملي جمهوري اسلامي ‏نيز در روزهاي بعد با صدور اطلاعيه اي اعلام کرد که: "انفجار هرگونه بمب يا انتقال مواد انفجاري از بيرون توسط ‏عوامل و عناصر معاند اعم از داخلي و خارجي در اين حادثه منتفي است‏‎."‎

اين پايان ماجرا نبود. پرا که چند هفته بعد و درست همزمان با روز پايان سفر آيت الله خامنه اي به شيراز مصطفي ‏پورمحمدي و غلامحسين محسني اژه اي دو تن از وزراي دولت نهم در فرودگاه شيراز در گفتگو با خبرنگاران تاييد ‏کردند که اين انفجار عمليات تروريستي بوده و متهمان آن دستگير شده اند. آنها تکذيب هاي اوليه خود را براي "فريب ‏متهمان" عنوان کردند و در ابتداي تيرماه نيز قربانعلي دري نجف آبادي، دادستان کل، در مصاحبه اي گفت که افرادي ‏در ارتباط با "بمب گذاري" در اين حسينيه دستگير شده اند و افزود که: "همگي به ارتباط خود با آمريکا و اسرائيل ‏اعتراف کرده اند‎."‎

همچنين وزارت اطلاعات با انتشار خبر بازداشت دوازده نفر در استان هاي فارس، خوزستان، گيلان، آذربايجان غربي ‏و تهران در ارتباط با بمب گذاري شيراز، آنان را متهم کرد که قصد بمب گذاري در چند مرکز علمي، آموزشي و ‏مذهبي را داشته اند‏‎.‎

اينک در حالي متهمان اين پرونده براي محاکمه به تهران فرستاده شده اند که پيش از اين جمهوري اسلامي گروه هاي ‏مختلفي را حامي آنها معرفي کرده است. غير از بهاييان، جمهوري اسلامي از سطلنت طلبان، اسراييل، آمريکا و ‏انگليس به عنوان حاميان اين متهمان نام برده است. ‏

‎‎پاليزدار، افشاگر‎‎

پرونده انفجار شيراز در حالي هفته آينده به دادگاه مي رود که سخنگوي قوه قضاييه هم با اعلام اينکه "پرونده پاليزدار ‏در مرحله صدور کيفرخواست است" از محاکمه قريب الوقوع وي خبر داد. ‏

عليرضا جمشيدي گفت که پرونده عباس پاليزدار در شرف صدور کيفرخواست است و بزودي به دادگاه ارسال مي‌شود‎.‎
در اواخر خرداد ماه گذشته فيلمي در اينترنت منتشر شد که سخنراني مردي به نام عباس پاليزدار را نشان مي داد. وي ‏مدعي بود که دبير کميته تحقيق و تفحص مجلس است و بخاطر همين سمت اش، اطلاعات مهمي در مورد برخي ‏مسولان کشوري دارد. او در سخنراني هاي خود که آخرين آن در همدان بود از فساد مالي در بيت برخي مراجع تقليد ‏از جمله ناصر مکارم شيرازي و برخي مقام هاي عاليرتبه مانند هاشمي رفسنجاني، امامي کاشاني و محمد يزدي خبر ‏داد. ‏

متعاقب اين افشاگري ها، قوه قضاييه جمهوري اسلامي ايران او را نه به خاطر اين اظهارات بلکه به خاطر دريافت وام ‏و عدم بازپرداخت اقساط بدهي دستگير کرد. البته در ادامه بر اساس شکايت مدعيالعموم، عباس پاليزدار متهم به ‏‏"برخي مسائل مالي، نشر اکاذيب و تشويش اذهان عمومي" شد‏‎.‎

پس از دستگيري پاليزدار هرچند ابتدا مسولان سعي کردند سمت او در کميته تحقيق و تفحص مجلس را تکذيب کنند اما ‏پس از دفاع چند نماينده از او مشخص شد وي دبير کميته تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه بوده است. پس از اين ‏بود که دو مدافع وي يعني "حسن کامران و علي دهقان"، دو تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، براي تحقيقات به ‏دادگاه احضار شدند‎.‎‏ ‏

به جز اين دو نماينده، فاطمه آجرلو، يکي ديگر از نمايندگان مجلس که گفته مي شود پاليزدار نسبت خويشاوندي با وي ‏دارد و او را به مجلس معرفي کرده، به مدت ۱۱ ساعت بازجويي شد و خانه او نيز مورد بازرسي قرار گرفت. ‏

در روزهاي اخير اين سه نماينده سکوت پيشه کرده اند؛ حتي کامران که معمولا منتقد سياست هاي احمدي نژاد بود جزو ‏مدافعان صادق محصولي براي وزارت کشور قرار گرفت؛ همان طور که فاطمه آجرلو به عنوان مخالف محصولي ثبت ‏نام کرد و در عمل به دفاع از وي پرداخت و مانع از سخنراني مخالفان شد.به هر روي دادگاه پاليزدار در روزهاي آينده ‏با حضور همين سه نماينده مجلس برگزار مي شود.آنان به عنوان مطلع به دادگاه احضار شده اند. ‏

پيش از اين سعيد مرتضوي دادستان تهران پيشنهاد داده بود که دادگاه عباس پاليزدار علني برگزار شود تا "بسياري از ‏مسائل" برا ي افکار عمومي روشن شود‏‎. ‎


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

بازداشت در تهران

گزارش گاردين از يک بازداشت جديد در ايران ‏

hoderderakhshan.jpg

برايان وايتاکر

وب سايت جهان نيوز گزارش داده است که حسين درخشان، وبلاگ نويس جنجالي و کسي که گاه و بيگاه در ستون ‏‏"اظهار نظر هاي آزاد" روزنامه گاردين مطلب مي نوشت، در تهران بازداشت شده است. ‏

گفته مي شود آقاي درخشان که در لندن زندگي مي کند، سه هفته پيش به ايران رفته بود. شرايط دستگيري وي مشخص ‏نيست اما بر اساس آنچه ايران اعلام کرده، او "پذيرفته است" که براي اسرائيل جاسوسي مي کرده است. اين اتهامي ‏است که در صورت پيگيري از سوي مقامات ايران، عواقب بسيار جدي را درپي خواهد داشت.‏
‏ ‏
او در سفر قبلي خود به ايران هم بازداشت و تحت بازپرسي قرار گرفته بود، اما پس از امضاي يک نامه عذرخواهي ‏بابت مطالبي که در وبلاگش نوشته است، به او اجازه خروج از کشور را داده بودند.‏

ما نمي دانيم مقامات ايراني چه شواهد و مدارکي- اگر وجود خارجي داشته باشد- عليه او در دست دارند، با اينحال اتهام ‏‏«جاسوسي» اغلب نوعي از اتهام است که توسط حکومت هاي پارانويايي و شکاک در بوق و کرنا مي شود.‏

او در ميان جامعه وبلاگ نويس ها اغلب به عنوان يک شخص مخالف شناخته مي شود که راه خاص خود را در ‏مباحثات و مجادلات در پيش مي گرفت.‏

درخشان در سال 2006 يک سفر پر سر و صدا به اسرائيل کرد و به روزنامه اورشليم پست گفت قصد داشته مانع از ‏حمله اسرائيل به ايران شود و مي خواسته ايراني ها بفهمند "اسرائيلي ها شيطان نيستند".‏

برخي نوشته هاي او در وبلاگش در زير آمده است: ‏

هرچه تنش ميان غرب و ايران بيشتر بالا مي گيرد، من بيشتر متقاعد مي شوم که بايد طرف يکي از اين دو را در اين ‏جدال پليد بگيرم. من قطعاً بين بوش و خامنه اي، طرف خامنه اي را خواهم گرفت. اگر آمريکا جنگي را عليه ايران به ‏راه بياندازد، من قطعاً به ايران برمي گردم و از ايران دفاع مي کنم. نمي توانم لحظه اي بنشينم و شاهد باشم آنها از ‏تهران، بغدادي ديگر بسازند.‏

درخشان اين اواخر به عنوان مدافع محمود احمدي نژاد به شمار مي آمد. او عليرغم اينکه خود را در وبلاگش، يک بي ‏ايمان خوانده بود، در مقاله اي براي بخش "اظهار نظر آزاد است" در روزنامه گاردين چنين نوشته بود:‏

من معتقدم جمهوري اسلامي يک انگيزه پربها است و ارزش دفاع کردن از آن را دارد. بدترين شکل آن هم از آنچه قرار ‏است آمريکا يا هرکس ديگري براي ايران به ارمغان بياورد، بهتر است. ‏

منبع: گاردين- 18 نوامبر‏

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مشاور رییس جمهور: احمدی نژاد برای هدایت جامعه به دنیا آمده/ با توطئه‌ علیه دولت مي‌خواهند زمينه‌سازی ظهور امام زمان تامين نشود

  رامین گفت: همه مي‌فهمند كساني كه سي سال اقتصاد را در اختيار داشتند اجازه نمي‌دهند احمدي‌نژاد كاري براي اصلاح امور انجام دهد و نفسش را می گیرند.

محمد علی رامين گفت: برخي فقط در راستاي تخريب ارزش‌ها و تغيير كليدواژه‌ها تلاش مي‌كنند.


 

رامین در نشست "تا دولت اسلامي" که در در دانشگاه آزاد تهران مركز اظهار كرد: مثلا كلمه‌ي مستكبرين كه قدرت‌هاي جهاني را جايگزين آن كردند و بعد گفت‌وگوهاي انتقادي را با اروپا پذيرفتند كه اين يعني حقارت محض؛ كه ما خود را به عنوان متهم درجه‌ي يك معرفي كرديم و آنها را به عنوان مدعي‌العموم جهان پذيرفتيم .

مشاور رییس جمهور با بيان اينكه همچنين كلمه‌ي مستضعفين به قشر آسيب‌پذير تغيير داده شد، ابراز عقيده كرد: به اين معني كه آنها آن گروه بي‌لياقتي هستند كه نمي‌توانند گليم خود را از آب بكشند. يا اينكه مطرح كردند به جاي حق‌الناس و حق‌الله بگوييم حقوق بشر كه اين كار جاي حقوق انساني و الهي اسلام را گرفت و باعث شد كه مباني را براي ما تغيير دادند.

اين استاد دانشگاه ابراز عقيده كرد: در فضاي دانشگاه‌ها آنچنان فضاي بسته‌يي را ايجاد كردند كه مقام معظم رهبري در اواخر سال1375 گفتند با اين مضمون كه «خدا لعنت كند آن دست‌هايي را كه نگذاشت دانشگاه‌هاي ما سياسي شود» و در واقع وضعيتي در كشور حاكم شد كه اساتيد بي‌دين بر دانشگاه‌هاي اسلامي ايران حاكم شدند و مادي‌گرايي محض بر همه‌ي اركان ذهني، ‌فكري ، ‌عملي و حتي آرزوهاي ما حاكم شد .

وي افزود: با توجه به اينكه قانون اساسي در اصل 154 مي‌گويد اساس اين حكومت براي آن است كه امت واحده‌ي اسلام شكل بگيرد و سعادت بشر در كل جامعه‌ي جهاني آرمان جمهوري اسلامي است، اين امر يعني اينكه ما اجازه نداريم در برابر مستضعفين و مظلومين سكوت كنيم. حال مي‌توان گفت كه اين آرمان‌هاي اسلامي كجا و مسائلي كه مطرح مي‌شود كجا.

مشاور رییس جمهور در ادامه گفت: همچنين فضاي رعب و وحشتي بر دانشگاه‌ها و رسانه‌هاي ما ايجاد شد كه آنها جرات صحبت از اسلام را نداشتند و چون دستشان از غارت بيت‌المال كوتاه شده بود سعي كردند رسانه‌هايي را با پول‌هاي حرام براي مقابله با اسلام و مسلمانان راه بياندازند و چون در دولت نهم دست‌شان از اين امور كوتاه شده، فتنه‌گري مي‌كنند.

رامين افزود: احمدي‌نژاد اولين رييس دولتي است كه به عنوان استاد دانشگاه فعاليت سي ساله دارد و به همين دليل مي‌خواهند رييس دولتي را كه از دل دانشگاه براي اجراي منويات خدا و پيامبر، دستورات نايب امام زمان و هدايت جامعه به دنیا آمده است به زمين بزنند.

وي افزود: درواقع ولايت فقيه هم با مديريت ناب و بي‌نظير مقام معظم رهبري نه فقط جايگاه ايران را در عرصه‌ي جهان اسلام ارتقاء مي‌دهد؛ بلكه بازوهاي اجرايي رهبري براي دشمنان و استكبار جهاني چالش‌آفريني مي‌كند.

وي با بيان اين عقيده كه همه مي‌فهمند كساني كه سي سال اقتصاد را در اختيار داشتند اجازه نمي‌دهند احمدي‌نژاد كاري براي اصلاح امور انجام دهد و نفسش را مي‌گيرند، گفت: مثلا راجع به تلاش‌هايي كه احمدي نژاد در موضوع فن‌آوري هسته‌يي انجام مي‌داد هم‌زمان با گران شدن صيفيجات و گوجه فرنگي بود كه آن زمان در مجلس قبل يك نفر بلند شد و شعاري داد كه آقاي احمدي‌نژاد ما از فن‌آوري هسته‌يي صرف‌نظر مي‌كنيم شما گوجه فرنگي مردم را تامين كن كه اينها همه مسائل جزئي ولي پيچيده‌يي است كه نشان مي‌دهد اين مجموعه از توطئه‌ها مي‌خواهد آن آرمان كه زمينه‌ساز ظهور امام زمان است، تامين نشود.


 

محمد علی رامین، مشاور رییس جمهور

مشاور رییس جمهور در همين زمينه با اشاره به فرازهايي از دعاي افتتاح گفت: در اين دعا به دولت كريمه اشاره مي‌كند كه مصداق آن دولت كريمه‌ي امام زمان است كه به مراتب زماني اين دولت به همان ميزان كريمه است كه اسلام و مسلمانان را عزت ببخشد و نفاق و منافقين و سياست‌بازان، ‌زورگويان و گردن‌كشان را خار و ذليل كند و اين دو ويژگي آن دولت كريمه است.

وي در ادامه تصريح كرد: امروز وقتي از دولت نهم صحبت مي‌كنيم اين فكر به ذهن كسي خطور نكند كه ما يك دولت بي نقص و بي اشكال و يك شخصيت معصوم در اختيار داريم و بايد گفت كه اين دولت تلاش مي‌كند كه براساس كتاب خدا و سنت پيامبر و گفتار معصومين و همچنين بر اساس منويات رهبري حركت كند.

وي با بيان اين سوال كه چرا جلوي رشد و پيشرفت و طرح شعارهاي اسلامي را مي‌گيرند؟ اظهار كرد: كساني كه پس از انقلاب آن كليدواژه‌ها را تغيير دادند زماني كه رييس‌جمهور شعار اسلامي را مطرح مي‌كند مي‌گويند كه اين موارد تظاهر، ‌خودنمايي و ظاهرسازي است و در واقع از هر ابزاري فقط در راستاي تخريب ارزش‌ها و تغيير كليدواژه‌ها استفاده مي‌كنند و در اين راستا تلاش مي‌كنند.


 

 


نظرات كاربران :

من كه چيزي نفهميدم، خواهشمندم ترجمه آن را بنويسيد.

با سلام
امور مذهبی ودادن نظر در مورد ان کار مجتهدین ومراجع تقلید است
وامور مخصوص مذهبی که به امام زمان مربوط میشود با ید با دقت در باره ان سحن گفت تا قداست حضرت حجت حفظ شود خواهش میکنم این موضوع را رعایت کنید ....
محمدرضا آرین پور-مدرس دانشگاه

اگر ظهور امام زمان منوط به دولت آقای احمدی نژاد است و ایشان معطل آدمی همچون ایشان .من بعنوان جانباز 50% اصلا از شیعه بودن خود انصراف خواهم داد.شما دین به دنیای چند روزه فروخته اید و ابلهانه سخن میگوئید چرا مردم را همانند خود میپندارید؟
امیر

بعضی آدمها فکر میکنند فقط خودشان دیندارند بقیه یا جاسوسند یا مزدور یا بی دین ... عمیقا معتقدم این جریان حاکم و حامیان معنوی آنها عملا دارند اهداف اصیل انقلاب را استحاله میکنند.

خدا همین ساعت و دقیقه همه دورغگویان به ویژه کسانی رو که با نام مبارک امام زمان (عج) برای خودشون دکان باز کرده اند را نابود فرماید
والا ما که جهنمی هستیم ولی اینا رو می خوان کجای جهنم جا بدن الله اعلم ....
فکر کنم نعوذ بالله خدا هم روز قیامت از جا دادن بهشون گیج بشه و تا مدتی مدونه کجا بفرستشون


بیچاره دانشجوهائی که دارن از این بابا تدریس میگیرند!!
خوش به حال خودم که دانشجو نشدم وگرنه ...

من بعيد مي دانم که اين آقايان تا اين حد امل و عوام و تهي مغز باشند. يقيناً با عوامفريبي اهداف ديگري را دنبال مي کنند. تاريخ در اعمال و گفتار ننگين و پوچ اين مدعيان قضاوت خواهد کرد همانگونه که با خواندن احوال وافکار برخي از حاکمان گذشته دچار شگفتي شده و نفرينشان مي کنيم.

بايد هم وضع مملكت از هر نظر دچار معضل ومشكلات طاقت فرسا باشد  زيرا وقتي رييس جمهوري از چنين مشاوران بي تجربه وكوته فكر ي استفاده ميكنند وضعييت اقتصادي وسياسي ومعيشتي مردم روز بروز تاسف بارتر ميشود

وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ
و آنانند كه چيزهايى مى‏گويند كه انجام نمى‏دهند(226)
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ
مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفته‏اند يارى خواسته‏اند و كسانى كه ستم كرده‏اند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت (227)
کیانوش

 آخه مگه آقاي احمدي‌نژاد  چند ساله است ؟ ايشان در سپاه بوده بخشدار هم بوده چند سالي هم هست كه رييس جمهور است. آنوقت  به عنوان استاد دانشگاه فعاليت سي ساله
هم داشته!!!
آخه اينقدر غلو چرا؟

آقای رامین درکدام دانشگاه ومشغول به تدریس چه رشته ای هستند؟اگر مطالب تدریسی ایشان هم در همین حدود باشد خیلی خوش به حال دانشجویان است کلی خستگی آنان از سایر درسها را در سرکلاس ایشان رفع می شود
وفا

گروه مشاورین ریاست جمهوری رامی توان یکی از عجیب ترین گروه های فکری این کشور به حساب آورد.نگاهی کوتاه به سخنان این افراددر همین چندروز گذشته می تواند این موضوع را نشان دهد .از دعوت اوباما برای دیدار از ایران به صورت توریست ،اظهارات آن یکی در مورد حدود علما،اظهارات یکی دیگر در مورد مجلس وفرمایشات قید شده در بالا را کنار همدیگر بگذارید چه نتیجه ای می توانید بگیری ؟؟
رضاپور

بعضي  از ما ايرانيها واقعا افكار مريضي داريم. بنظرم اين دولت براي روانشناسان متخصص در ماليخوليا و شيزوفرني براي ساليان سال خوراك تحقيقاتي جالبي تهيه كرده است. جالب اينجاست كه اين دواير متحد المركز مثلا اصولگرايانه هر چه به مركز خود يعني راس فرقه مصباحيون نزديكتر ميشوند اين امراض تشديد ميگردند. اگر كسي در ايران واقعا بدنبال نابود كردن اين دو بيماري مهلك باشد كه نيست, رد گيري آن بسيار آسان است. آدرس: قم-چها راه مصباحيون.
reza

انسان با خواندن اين سخنان متوجه مي شود كه چه افكار بيماري در پس اين دولت هست, فراموش نكرده ايم كت همين ايشان مايه بسياري از مشكلات كنوني ما با آموختي رد هولوكاست به رييس دولت شخص امي باشد.

فريب مردم, بس است و خجالت بكشيد. اقاي رامين, حقوق شما كه از بيت المال ميايد, حلال نيست و همانطوري كه خودتان گفتيد, همه اينها تظاهر, خودنمايي و ظاهرسازي است. در مورد اقتصاد, مانع جلوي پايتان بوده و انرا به اين روز نشانده ايد, اگر مانعي نداشتيد, مردم چه روزگاري داشتند؟

من واقعا از طرز فكر اين اقا متاسف شكزده هستم و متاسفم براي كشور كه امور با مشورت امسال اين اقا بايد اداره بشه
محمد
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
نفت به كمتر از 55 دلار رسيد



به دنبال تداوم نگرانيها از ركود اقتصادي در كشورهاي توسعه يافته و ادامه روند نزولي تقاضا، قيمت جهاني نفت به كمتر از 55 دلار در هر بشكه رسيد.


 

به گزارش آسوشيتدپرس، قيمت هر بشكه نفت سبك آمريكا در بازار نيويورك براي تحويل در ماه دسامبر با 40 سنت كاهش، به 54/55 دلار رسيد كه اين رقم از ژانويه 2007 بي سابقه بوده است. قيمت نفت روز گذشته نيز 2/09دلار كاهش يافته بود.


 

نگراني سرمايه داران از ركود اقتصادي جهان و كاهش تقاضاي نفت در اثر آن، علت كاهش قيمت نفت عنوان شده است.شاخص سهام در بازارهاي بين المللي نيز همچنان روند نزولي دارد. شاخص صنعتي «داو جونز» آمريكا روز گذشته 2/3 درصد كاهش يافت. شاخص «نيكي» ژاپن نيز 2/3 درصد كاهش يافت و شاخص «هنگ سنگ» هنگ كنگ نيز با كاهش 1/5 درصدي روبرو گرديد. شاخص سهام كره جنوبي نيز با كاهش 3/9 درصدي روبرو شده است.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سلسله یادداشت های گنجی یا سروش؟ / گنجي: هيچ دليلي بر «كلام الله بودن قرآن» و «اثبات وجود امام زمان»، وجود ندارد

  خبرگزاري انتخاب : این یادداشت ها که بنابرشنیده های خبرنگار ما با هماهنگی کامل دکتر سروش و برخی نزدیکانش و گاهاً توسط شخص سروش، نگارش می شود، بار دیگر مباحث مربوط به الهی بودن قرآن و همچنین دلایلی در رد وجود امام زمان را مطرح کرده است!

اكبر گنجي در ادامه سلسله مقالاتش در مورد اسلام که به نوعی در ادامه ی مقالات عبدالکریم سروش در ردالهی بودم قرآن است، طي مقاله‌اي با عنوان تاملاتي درباب تروريسم مقدس با انكار كلام الله بودن قران به سرفصل‌هاي نظراتش درباره دين پرداخته است.


 

به گزارش خبرگزاری «انتخاب»، این یادداشت ها که بنابرشنیده های خبرنگار ما با هماهنگی کامل دکتر سروش و برخی نزدیکانش و گاهاً توسط شخص سروش، نگارش می شود، بار دیگر مباحث مربوط به الهی بودن قرآن و همچنین دلایلی در رد وجود امام زمان را مطرح کرده است!


 

: بهرشکل، در یادداشتی که در بالای آن نام اکبر گنجی آمده، تاکید شده: مساله ي اصلي "قرآن محمدي" اين بود كه قرآن سخن كيست؟ "قرآن محمدي" نشان داد كه هيچ دليلي بر كلام الله بودن قرآن وجود ندارد.


 

وی ضمن آنکه می گوید « اثبات اینکه قران، سخن خدا است، ناممکن است»،  می نویسد: قرآن، متنی است که بعدها به‌وسیله‌ی مسلمان‌ها، از ترکیب چند گفتمان مختلف، ساخته شده است.


 

وي در مقاله خود تحت عنوان -قرآن محمدي> مدعاي وجود امام زمان را هم بي دليل خوانده و افزوده است كه : تا كنون حتي يك دليل بر وجود -موجود مقدس و معصومي با عمر بيش از ‪ ۱۲۰۰‬سال> (مهدي موعود) اقامه نشده و اساسا اقامه شدني نيست.


 

گنجی با ادعای اینکه اصلاً ، امام یازدهم شیعیان فرزندی نداشته می نویسد: کنیز امام (نرجس یا دیگر کنیزان ایشان) که ادعا شد حامله هستند، به دستور قاضی در خانه‌ی یکی از بزرگان و سادات شیعه ماه‌ها تحت نظر قرار گرفت؛ اما فرزندی به دنیا نیاورد. کنیزانی که بعدها از سوی شیعیان به عنوان مادر حضرت مهدی معرفی شده‌اند، با این‌که سال‌ها زنده و در میان مردم بودند، اما ادعا نکردند که فرزندی به دنیا آورده‌اند.


 

وی همچنین ادله علمی خود را در این مورد چنین می داند: به فرض آن‌که بتوان، از طریق تحقیقات تاریخی، اثبات کرد که امام یازدهم شیعیان فرزندی داشته‌اند، ادعای طول عمر بیش از ۱۲۰۰ سال، با علم تجربی مدرن تعارض دارد.


 

این در حالی است که طرف اصلی مباحثه ی اکبر گنجی، دکتر مهاجرانی وزیر سابق ارشاد است که به مانند گنجی اطلاع چندانی از مبانی فقه، امامت، ولایت، تاریخ اسلام، و مسائلی از این دست ندارد و صرفاً «مطلع» است. ضمن آنکه هیچ متخصصی در این علم (از جمله روحانیون برجسته)، حاضر به مناظره مکتوب با گنجی نشده است.


 

پاسخ مهاجرانی


 

مهاجرانی نیز، در پاسخ به مدعای گنجی نوشته است:آقای گنجی سخن تازه ای نگفته اند. همین سخنان را دست کم 150 سال پیش تئودور نلدکه در کتاب تاریخ یا شناخت قرآن مطرح کرده است. به روایت قرآن مجید هم در همان روزگار پیامبر گرامی اسلام ؛ کسانی همین سخنان را مطرح کردند و منشا آسمانی و وحی الهی را منکر شدند.


 

همه حرفم این است که این نوآوری فکری نیست وافتخاری هم ندارد که سخن کهنه دیگران را در جامه ای نسبتا نو عرضه کنیم. به عنوان شاهد مثال به نولدکه اشاره می کنم. اصطلاح و یا عنوان " قرآن محمدی" که آقای گنجی برای سلسله مقالات خود به کار برده اند، دقیقا توسط نولدکه استفاده شده است.(1) قابل توجه است که نولدکه هیچگاه نمی گوید: تورات موسوی یا انجیل عیسوی. تنها قرآن را با این شیوه معرفی می کند. در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم نلدکه و شاگردانش می خواستند اثبات کنند که قرآن کلام خدا نیست و کلام محمد است. در نیمه دوم قرن بیستم نسل دیگری از اسلام شناسان در صددند تا نشان دهند که اساسا قرآن از پیامبر اسلام نیست و در سده های پس از پیامبر تالیف شده است. همان که با عنوان وثاقت متن مطرح می کنند.


 

در بخش اول کتاب" تاریخ قرآن"که در باره ی اصالت وحی سخن گفته شده است. نلدکه کوشیده است برای قرآن مصادری از آیین یهود و مسیحیت جستجو کند. به این معنی که پیامبر با توجه به معلوماتی که از مسیحیان و یهودیان می گرفت, از آن ها در کتاب خود استفاده کرد. نلدکه گام دیگری هم بر داشته و از خطاهای پیامبر سخن گفته است.(2) به عبارت دیگر فشرده سخن نلدکه این است که:
قرآن سخن و کلام پیامبر است.


 

پیامبر متناسب با دانش و دریافت های خود آیات را تنظیم کرده است.در قرآن خطا وجود دارد.


 

این سه گزاره در کتاب نلدکه به تفصیل با واژه ها و تعابیر مختلف ذکر شده است. حال پرسش این است در زمانه ای که ما از یک سو شاهد گرایش مسلمانان به قرآن مجید هستیم و از سوی دیگر تهاجم همه جانبه ای به قران کریم با شکل و شمایل متفاوت صورت می گیرد. این چه سلیقه ای است که پژوهش گران مسلمان هم همان حرف های مستشرقان را مطرح و تکرارکنند؟


 

دوم: در باره ی علامه طباطبایی سخن من این است که جناب آقای گنجی در نقد و جستجوی خطاهای علامه طباطبایی در فهم قرآن و اصلاحات فلسفی! باید بسیار احتیاط کنند. علامه طباطبایی تمام عمر خود را صرف شناخت قرآن و مباحث فلسفی کرد. ریاضیات هم خوانده بود. بسیاری باور دارند دقت ایشان در چگونگی تبویب نهایه الحکمه نشانی از همان دقت ریاضی ایشان داشته است. بدایه الحکمه هم همان شیوه را داراست و به کلی با شیوه حاج ملا هادی سبزواری متفاوت است. ایشان شیوه تبویب مباحث در منظومه و اسفار را در دو کتاب خود دگرگون کردند. مهمتر از همه علامه طباطبایی جان خود را پیراسته و آراسته بود تا مفسر کلام خدا باشد. به تعبیر مولوی:


 

معنی قرآن ز قرآن پرس و بس


 

وز کسی کاتش زده اندر هوس


 

علامه طباطبایی از امثال و اقران خود که ردای مرجعیت پوشیدند؛ نه تنها چیزی کم نداشت که بر آنان مرجح هم بود. خود را برای قرآن وقف کرد و البته خداوند هم به او خیر کثیر داد که المیزان همان مصداق روشن خیر کثیر است.


 

ممکن است در باره ی همان گزاره ای که آقای گنجی با قاطعیت از موضع علم و فلسفه و عقل، نقد و رد می کند، خود ایشان اشتباه کرده باشند. عقل و علم و فلسفه هم همین را می گوید! در داوری میان دوتن که یکی مطالعات قرآنی آزاد و متفنانه دارد و دیگری که تمام عمر خود را صرف قرآن کرده است.علی القاعده نفر دوم رایش به حقیقت نزدیک تر است.


 

طبیب علفی در حد همان تجویز دوای رودل و سرگیجه است. اما اگر شما به جراحی قلب و مغز نیاز داشتید دیگر قلب و مغزتان را به دست طبیب علفی نمی دهید. اطلاعات عمومی و آزاد در باره مباحث دینی چیزی در همان حد طبیبان علفی ست که البته می توانند در حد خود گاه حاذق باشند


 

. اما طبیب علفی کجا و طبیب متخصص کجا؟ برای داوری در باره ی علامه طباطبایی نمی توان با یک جمله یا تفسیر یک آیه بسنده کرد. آقای دکتر سروش هم که گنجی مقالات خود را در تشریح نظریه ایشان در باره :" کلام محمد" صلوات الله علیه نوشته اند. باور دارند که:" علامه طباطبایی در قم به نحو پیگیری قضیه تفسیر را دنبال کردند. بیست جلد تفسیر بسیار خوب و عالی نوشتند که به تعبیر آقای مطهری از حسنات این عصر است."(3)


 

شیوه ای که علامه طباطبایی در تفسیر و شناخت آیات انتخاب کرده اند؛ شیوه تفسیر آیات با آیات است. در این باره در اتقان سیوطی هم در باره چگونگی ارجاع آیات متشابه به محکم و مجمل به مبین و مبهم به واضح به تفصیل بحث شده است. امام علی علیه السلام نیز در نهج البلاغه به صراحت این نکته را در باره شیوه شناخت و فهم قرآن مجید ذکر کرده اند." ان الکتاب یصدق بعضه بعضا"(4) آیات قرآن مجید یکدیگر را تصدیق می کنند. کژی و کاستی در کتاب راه ندارد. تا کسی بخواهد آن کژی ها را بر طرف کند. به تعبیر امام علی: "لا یعوج فیقام!"(5) و نبایست آراء خود را بر کتاب تحمیل کرد.


 

 تحمیل رای مثل همین نظریه که می گوید: قران کلام خداوند نیست، در حالی که تمام آیات مربوط به وحی عکس این مدعی را نشان می دهد. پیامبر اسلام و نزدیکان او خویشاوندان و صحابه و تابعین همه می گویند کلام الله، پژوهشگر می گوید نه کلام محمد! در این میان نه تنها در کلمه الله بودن آیات تردید می شود بلکه پیامبر هم عملا سخن ناراست می گوید. زبان قرآن برخی از مهمترین مختصاتش همین است. آیه را در یک مجموعه معنی کنیم.
و به زبان قرآن آیات را از یکدگر نگسلانیم." الذین جعلواالقرآن عضین" حجر/98 کسانی که به تعبیر حقی در روح البیان آیات را پاره پاره می کنند. مثل آیه مستند همان قلب صنوبری!


 

در بین تمام آیات قرآن مجید که به قلب اشاره کرده اند، آقای گنجی یک آیه را نشان کرده و بدان استناد می کند تا بگوید پیامبر در داوری اش در باره قلب اشتباه کرده و سخن ناراست گفته است. در باره قلب صنوبری یکی دو نکته می گویم تا بعد:


 

یکم : نمی دانم چرا آقای گنجی که تفسیر المیزان را به قول خودشان ملاک گرفته اند. در باره آیه 46 سوره حج به تفسیر المیزان مراجعه نکرده اند؟ علامه طباطبایی صدر را ظرف قلب تعبیر می کنند و این نسبت را مجازی تفسیر می کنند. قلب را نفس مدرکه می دانند که بارها بدان اشاره کرده اند.


 

نمی شود با دو معیار و یا دو شیوه عمل کرد. برای این که ادعای خود را ثابت کنیم. تمامی آیاتی که به نزول وحی اشاره می کند. مجازی تفسیر کنیم و برای نشان دادن خطاهای قرآن به صورت و ظاهر آیه بچسبیم. اگر مجاز و استعاره و اجمال را در برخی آیات می پذیریم چرا در مورد این آیه این چنین متصلبیم که حتما مراد پیامبر قلب صنوبری بوده است؟


 

امام علی علیه السلام سه واژه قرآن و قلب و صدر را در عبارتی به کار برده اند:


 

"و تعلمواالقرآن فانه احسن الحدیث؛ و تفقهوا فیه فانه ربیع القلوب, و استشفوا بنوره فانه شفاء الصدور"(6)
قرآن را بیاموزید که نیکوترین سخن است؛ در قرآن بیندیشید که بهار دل هاست و از روشنایی قرآن شفا بجویید که شفای دل هاست.


 

با مرور تمامی مواردی که در قرآن مجید و نیز نهج البلاغه واژه های قلب و صدر مطرح شده است. تنها یکی دو نمونه می توان یافت که گویی به قلب صنوبری اشاره دارد. در اکثریت قریب به اتفاق مواردی که امام علی از قلب سخن گفته اند مراد همان گوهر انسانی ست.


 

دوم: صدرالمتالهین در بحث روایت هایی که بر تجرد نفس دلالت می کند، نوشته است:
" و قوله صلی الله علیه و آله : قلب المومن عرش الله" و قوله:" قلب المومن بین اصبعین من اصابع الرحمان" و معلوم ان لیس المراد هذا اللحم الصنوبری، و لا ایضا اصبع الله جارحه جسمانیه بل القلب الحقیقی هو جوهر النطقی من الانسان و الاصبعان هما العقل و النفس الکلیان او القوتان العقلیه و النفسیه"(7)


 

"سخن پیامبر (ص) که گفت: قلب مومن عرش خداوندست و سخن دیگر پیامبر که گفت: قلب مومن در میان دو انگشت خداوند است. آشکارست که مراد قلب صنوبری نیست. انگشت های خداوند هم مراد انگشت جسمانی نیست. بلکه مراد قلب حقیقی ست که همان گوهر انسان ناطق است؛ از انگشتان هم مراد نفس و عقل کلی ست یا قوای عقلانی و نفسانی ست."


 

برای یافتن مفهوم قلب و صدر بایست این واژه را در متون روزگار پیامبر جستجو کردو تمامی احادیث پیامبر را بررسی نمود. دیوان شعر و مسانید دیگران را خواند. تا به داوری قابل قبولی رسید.


 

تمامی آیاتی که به نحوی جسمانیت خداوند را تداعی می کند. با توجه به یک آیه کلیدی که:" لیس کمثله شیئ" از هر گونه ابهامی در باره جسمانیت خداوند مبرا می شوند. امروزه ما هم در زبان فارسی می گوییم : دست خدا به همراهت یا چشم خدا به شما باشد و... آیا مرادمان جسمانیت خداست؟


 

سوم: آقای گنجی از کجا می دانند که علم در شناخت قلب کارش تمام شده و این عضو صنوبری مرکز احساس و عاطفه نیست؟ در دهه های اخیر بحث بسیار جذاب و پر شوری مطرح شده است که تمامی سلول های انسان هوشمند ند و خاطره دارند. در مورد کسانی که از قلب دیگرانی که در حادثه ای کشته شده اند. بررسی قابل توجهی صورت گرفته است. افراد گیرنده قلب را مدت ها تحت نظر داشته اند و به این نتیجه شگفت انگیز رسیده اند که برخی از ویژگی های اخلاقی و سلوک دهنده قلب به گیرنده منتقل شده است. کافی ست مقالاتی را که با عنوان:
Cellular memory in organ transplant
منتشر شده است در اینترنت جستجو کنیم. کتاب :" راز قلب" (8) به تفصیل در باره این موضوع بحث کرده است که قلب بر خلاف آن چه مشهور است، تنها یک دستگاه تصفیه خون نیست. بلکه قلب خود پدیده ای هوشمند است. این مقالات و نیز کتاب ها دست کم می توانند انسان هایی که همانند ما خود عالم متخصص نیستند، به اندیشه وادارد که قاطع سخن نگویند.. ابن سینا در بحث " احوال قلب" در قانون چنین سخنی را مطرح کرده است. می گوید قلب را از این نطر قلب نامیده اند که حالش دگرگون می شود.- در دعا هم می خوانیم یا مقلب القلوب و الابصار- طبیعت انسانی به دو بخش عاطفی و عقلانی تقسیم می شود. قلب کانون عاطفه و دماغ کانون عقلانیت است. ابن سینا به چگونگی رابطه دماغ و قلب و تاثیر و تاثر آن ها بر یکدیگر اشاره می کند.(9)
در دائره المعارف دین که زیر نظر میرچا الیاده منتشر شد؛ در ذیل" قلب" توضیح داده شده است که تقریبا در ادبیات تمامی ادیان قلب را به عنوان کانون احساس و شناخت و همان گوهر انسانی تلقی می کرده اند. .


 

 


 

پی نوشت:
(1)-تیودور نلدکه ، تاریخ القرآن؛ تعدیل بریدریش شفالی، ترجمه جورج تامر؛ منشورات الجمل ، کولن- بغداد 2008 ، ص:)342
(2)- همان، ص:27 البته گفتنی ست که در زبان نلدکه ریشخند آشکار آیات قرآنی نیست. آقای گنجی برخی گزاره های خود را دو باره بخواند!
(3)-آئین در آئینه، مروری بر آراء دین شناسانه عبدالکریم سروش، تدوین: سروش دباغ؛ موسسه فرهنگی صراط، 1384، ص:545
(4)- نهج البلاغه، خطبه 18
(5)- همان؛ خطبه 156
(6)- همان، خطبه 110
(7)-الحکمه المتعالیه؛ جلد 8 ص:306
8 - The Heart's Code: Tapping the Wisdom and Power of Our Heart Energy
by Paul Pearsall
(9)- ابن سینا، القانون فی الطب الفن الحاد ی عشر؛ شبکه وراق؛ ص:618

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

اوضاع شرم آور عکاس پر افتخار انقلاب و جنگ + عکس

 

محمد تاجیک: شاید حرف زدن از حسین پرتوی و مقام عکاس انقلاب و جنگ و صاحب عکس بیعت نیروی هوایی با امام خمینی ، کار ساده ای نباشد اما وقتی نا توانی این شیر عرصه تصویر را روی تخت بیماری میبینی دیگر سکوت و مجال تامل و مصلحت اندیشی خطاست .


 

به گزارش خبرگزاری انتخاب، کوتاه اینکه حسین پرتوی از اواخر سال گذشته به نوعی بیماری دچار شده و ناتوان و بی حرکت و بوسیله دستگاه ها و مراقبت های شدید و گران قیمت در منزل نگهداری میشود و گاه و بی گاه دستمایه ی پز و خود نمایی امثال ما و مسئولین واقع شده و نیم نگاهی شاید به غرور دریافت میکند
.
اوضاع نا بسامان استاد حسین پرتوی و هزینه ی روزانه نزدیک به صدو پنجاه هزار تومان او باعث شده بعد از فروش اسباب و اثاث منزل، خانواده به فکر چاره آخر یعنی فروش خانه ی کوچک او بیفتند .


 

این چند خط نه برای تکدی محبت و احیانن کمک بود . بلکه یادمان باشد عکس حسین پرتوی چه باری از دوش هزینه کنندگان و گردانندگان دستگاه انقلاب - در شرایط سخت و بحرانی کمبود رسانه و معضل اطلاع رسانی -  برداشت برای صدور انقلاب و اعلان پیوستن ارتش آن روز به مردم پرچمی شد بر افراشته ، در تمام دنیا.


 

اما امروز حسین پرتوی بیش از آن چیزی که قابل تصور است تنهاست .

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
افشين قطبي استعفا كرد
وي خاطرنشان كرد:‌ اميدوارم با رفتن من خيلي از مسائل با اين باشگاه بزرگ حل شود و مسئولين بيشتر به فكر اين تيم مردمي باشند. از صميم قلب براي پرسپوليس و بازيكنانش و هيئت مديره آرزوي موفقيت دارم و اميدوارم آنها در سه جام موفق باشند.

 

سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: عذاب‌آورترين تصميم زندگي ام را گرفتم؛ اما بخاطر پرسپوليس بايد استعفا مي‌كردم.

افشين قطبي در گفت و گو با فارس، پيش از خروج از ايران، اظهار داشت: حرف‌هاي زيادي در دلم بود كه نمي‌توانستم بازگو كنم؛ اما وقتي هواداران را مي‌ديدم كه با چه عشق و علاقه‌اي در محل تمرينات و بازي‌ها حضور پيدا مي‌كردند، دوست داشتم بيشتر به پرسپوليس خدمت كنم.
قطبي ادامه داد: ‌يكي از سخت‌ترين و عذاب‌آورترين تصميم‌هاي زندگيم را گرفتم و همه هواداران و مردم بدانند كه اين تصميم من فقط بخاطر پرسپوليس بود و هيچ جنبه ديگري نداشت.
وي خاطرنشان كرد:‌ اميدوارم با رفتن من خيلي از مسائل با اين باشگاه بزرگ حل شود و مسئولين بيشتر به فكر اين تيم مردمي باشند. از صميم قلب براي پرسپوليس و بازيكنانش و هيئت مديره آرزوي موفقيت دارم و اميدوارم آنها در سه جام موفق باشند.

قطبي در پايان يادآور شد: خواست هايي داشتم كه بازگو كردم؛ اما برآورده نشد. اين موارد دلايلي بود در خصوص خداحافظي من از پرسپوليس.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
چه كسي دكتر را فروخت؟

كيوان مهرگان
K_mehregan83@yahoo.com

محمدرضا رحيمي معاون احمدي نژاد در امور مجلس اين روزها كمتر آفتابي مي شود،حتي خبري از تلاش وي براي جلب موافقت نمايندگان در روز راي اعتماد سومين وزير كشور منتشر نمي شود.غيبت معاون پارلماني رييس جمهور مشكوك به نظر نمي رسد؟

****

ماجرا از روزي آغاز شد كه محمود احمدي نژاد با روشن شدن نتايج انتخابات مجلس هشتم،ناخرسندي خود را از عملكرد مصطفي پور محمدي در وزارت كشور ابراز كرد.احمدي نژاد كه طاقتش براي كنار گذاشتن پورمحمدي تا شده بود،او را در وسط انتخابات مياندوره اي كنار گذاشت.براي جانشيني وي گزينه هاي متعددي روي ميز احمدي نژاد  بود.اما هيچكدام نتوانستند اعتماد وايمان وي را به خود جلب كنند،حتي سيد مهدي هاشمي.
از ميان گزينه هايي كمتر مطرح.احمدي نژاد نيم نگاهي به علي كردان داشت اما از سابقه نزديكي او با علي لاريجاني واهمه داشت. محمد رضا رحيمي كه از ترديد هاي احمدي نژاد باخبر شد رفت و واسطه شد تا با ذكر سوابق كردان برترديد هاي احمدي نژادد فايق  آيد. اين درحالي بود كه محمود احمدي نژاد پيش از اين تلفني با علي لاريجاني درباره كس ديگري سخن گفته بود.و لاريجاني مطمئن بود كه كردان اگرچه به احمدي نژاد نزديك شده اما از سوي رييس جمهور براي وزارت كشور معرفي نمي شود.اين جمله لاريجاني در كنفرانس پس از استيضاح كردان گوياي همين واقعيت است. آنجا كه در پاسخ به خبرنگاري گفت:اصل پيشنهاد از جانب من نبود.قبلا درباره كس ديگري با من صحبت شده بود اما آقاي كردان را معرفي كردند كه براي من تعجب آور بود(جرايد/15/آبان)

در هرحال لاريجاني مات بازي احمدي نژاد شده بود.او به خوبي از سوابق كردان آگاه بود اما مي دانست بيان كمترين خبري در باره سوابق وي به ضد خود تبديل مي شود.لاريجاني هم از مدارك علمي كردان آگاه بود هم از او اخبار واطلاعات ديگر ي داشت كه مي توانست  با بيان درگوشي آنها در بين چند نماينده آنها را عليه كردان تحريك كند اما لاريجاني كه از واكنش هاي عريان احمدي نژاد به خوبي آگاه بود ترجيح داد بازي را با حركت بدون توپ پيش ببرد وفقط سكوت كند.

وقتي حلقه توكلي،حسينيان ومطهري عليه كردان تشكيل شد لاريجاني بازهم در عمق بازي وارد نشد او همچنان از واكنش عريان احمدي نژاد هراس داشت.اوج بازي لاريجاني زماني بود كه در برابر  پيشنهاد احمد توكلي والياس نادران براي برگزاري جلسه غير علني يك تنه مقاومت كرد.به نظر مي رسيد تن دادن لاريجاني به جلسه غير علني به معناي پذيرفتن سوابق معاون سابق خود بود و او با شناختي كه از پسر خاله(توكلي) وبرادر زن(مطهري) خود داشت مي دانست كه آنان رازهايي كه درسينه دارند را در جلسه اي كه همه به آن گوش مي دهند باز نخواهند گفت.تا اينجا لاريجاني به خوبي بازي كرده بوداو منتظر يك اتفاق بود.

بعد از راي اعتماد

لاريجاني از تغيير موضع كردان هيچ تعجب نكرده بود. اما نمي توانست هم بپذيرد كسي كه در دامن او رشد يافته بود اينگونه به سمت رقيب پرواز كند.مرور سوابق كردان نشان مي دهد كه او از ماني اوج گرفت كه با لاريجاني پيوند خورد. ابتدا با او به وزارت ارشاد رفت وبعدتر كه لاريجاني به صندلي رياست سيما جلوس يافت كردان را به خود به معاونت امور مالي واداري سازمان برد تا كردان پرواز بلند خود را آغاز كند.

لاريجاني ،كردان را دست پرورده خود مي دانست وبراي او تحملش ساده نبود؛اين نيرو  كه از نظر مديريتي دربين اصولگراها اعتماد به نفس بالايي دارد به راحتي از كف برود.براي همين بود وقتي روح الله حسنيان از تبحر امنيتي خود بهره جسته بود وبا دوسه پرسش كليدي كردان را آچمز كرده وآنچه را كردان در جمع محدود ياران گفته  در صحن باز گفت؛لاريجاني سناريوي ديگري را استارت زد واز اين به بعد با بازيگران فعال استيضاح همدلي بيشتري نشان مي داد چون دفاعيات محمد رضا رحيمي وتلاشهايي كه دولتي ها براي كردان كرده بودند او در بين مردم به عنوان وزير  احمدي نژاد مشهور شده بود وهر اتفاقي از اين پس را به اسم احمدي نژاد قلمداد مي كردند.

وقتي استيضاح در دستور كار قرار گرفت احمدي نژاد بازي لاريجاني را فهميده بود براي همين برعكس همه استيضاح هاي تاريخ كردان را به تنهايي به ميدان فرستاد. همه مي دانند كه حضور وزراي ديگر كابينه در جلسه استيضاح يك وزير بيش از هر چيز بار رواني دارد وتنها نماندن وزير موجب قوت قلب وي مي شود تا بهتر در برابر مخالفان از خود دفاع كند.اما احمدي نژاد به مشاورانش هم اجازه نداد به پارلمان برود.نقل قول يكي از نزديكان احمدي نژاد در شب قبل از استيضاح كه خواهان كنار گذاشتن كردان توسط رييس جمهور بودند گوياي واقعيتي انكار ناپذير از رقابت لاريجاني واحمدي نژاد است.آن فرد به نقل از رييس جمهور در توجيه مقاومت در برابر درخواست ها براي  استعفا يا عزل كردان گفت":آقاي احمدي نژاد مي گويد،كردان از فضا نيامده 30 سال است كه در اين مملكت پست هاي حساس داشته حتي معاون خودشان بوده،حالا كه از آنها بريده وبه اين طرف آمده اين همه خلاف داشته است"

كردان-لاريجاني-احمدي نژاد

كردان به قول احمدي نژاد از فضا نيامده است.او در همين نيروها رشد يافته.مدتها در قوه قضاييه بوده،مدتها در صداوسما بوده وبعد هم به وزارت نفت رفت.

از يك نگاه كردان همان لاريجاني ولاريجاني همان احمدي نژاداست.آنها وجوه مشترك زيادي دارند كما اينكه در 8 سال رياست جمهوري خاتمي اين سه در يك جبهه و دوشادوش هم عليه اصلاح طلبان مبارزه مي كردند.احمدي نژاد از شاكيان پرونده سلام،لاريجاني ترتيب دهنده برنامه چراغ ونمايش دهنده كنفرانس برلين وكردان معاون وي بوده است.آنچه در گذشته رخ داده مساله دعواي دو طرف درگير(احمدي نژاد-لاريجاني)نيست .دعوا در زمين آينده رقم مي خورد.فقط يك قرباني نياز داشت كه كردان دم دستي ترين آنها بود.

كنفرانس تبرئه

كنفرانس خيري كه لاريجاني بعد از ذبح كردن كردان ترتيب داد معلوم نبود با غيبت احمدي نژاد چه توجيهي دارد، مضافا اينكه لاريجاني از زمان آغاز رياست مجلس به بعد از رو در رو شدن با خبرنگاران ابا داشت.پاسخ هاي هوشمندانه لاريجاني به پرسش هاي خبرنگاران؛مانند"مجلس روي مباني اصولي با جديت ايستادگي دارد و دراين زمينه با كسي تعارف نداد"يا اين جمله"مجلس هشتم(به تعبيري لاريجاني)در راست كردن كجي ها با كسي معامله ندارد"گوياي يك معامله پر هزينه بود.

اين كس كه مي تواند باشد جز رقيب ديروز،امروز وفردا؛محمود احمدي نژاد واين معامله چه مي تواند باشد؟

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

یکهفته با خبر-دکتر علیرضا نوری زاده

KAYHAN-1.jpg

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند...

سه ‌شنبه 4 تا جمعه 7 نوامبر
او با ما نیست
پیشدرآمد: رویای مارتین لوترکینگ به کاخ سفید رسید، اما خیالات سیدعلی آقا و نوکرانش، از علی آقا لاریجانی گرفته تا محمود تحفه آرادان، بر اینکه «او ـ با ما است» با همان اولین مصاحبه مطبوعاتی پرزیدنت «باراک اوباما» به کابوس تبدیل شد.
سه ‌شنبه شب بیدار نشستم و با آنهمه شادی و شوق و زیبائی شریک شدم، اشکهای «جسی جکسون» دیده‌ام را به اشک نشاند و از آن بیشتر سخنان «مک‌ کین» وقتی پیروزی حریف دمکراتش را تبریک می‌گفت، دل و جانم را لرزاند. خدایا اینها کی هستند، ما حتی در این سوی عالم اگر با کسی اختلاف نظر داشته باشیم، حاضر نیستیم نامی بهتر از شمر بن ذی ‌الجوشن و حرمله نابکار برایش بر زبان آوریم و خدا نکند کسی را مورد لطف قرار دهیم آنگاه است که طرف یک پله از حسین بن علی هم بالاتر می‌رود. اصلا فرشته معصوم خدا می‌شود. اگر طرفدار آریامهر هستیم، همه آنها که مورد بی ‌مهری او قرار گرفته ‌اند و یا در دوره‌ای با او اختلاف داشته ‌اند، خائن و وطنفروش و نوکر بیگانه می ‌شوند، و اگر دلبسته دکتر مصدق باشیم شاه که تکلیفش معلوم است، صف شیاطین با سید حسن کاشانی آغاز می‌شود و تا بقائی و مکی و البته قوام السلطنه و زاهدی ادامه می‌یابد.

البته در جریان انقلاب یکچند دکتر شاپور بختیار را نیز راهیان مصدق که به دستبوسی سید روح ‌الله نائل شده بودند در صف شیاطین نابکار قرار داده بودند. حالا اما از گردن بریده بختیار و لعنت ملت می‌ترسند و نام بختیار را از صف بیرون کشیده‌اند. اگر ضد کمونیست هستیم حاضر نیستیم حتی شرافتمند انسانهائی را که عاشقانه به ایران می‌ نگریستند اما راه سعادت و نیک‌بختی مردم را در برپائی یک نظام سوسیالیستی می‌دانستند، مزدور و خائن و ضد ایرانی خطاب می ‌کنیم و از یاد می‌بریم که در صف اینان سلیمان میرزا و ارانی و جزنی و امیر پرویز پویان و سعید سلطانپور هم بودند و همه شان مثل رفیق کیانوری رو به قبله مسکو نماز نمی‌خواندند و تا آخرین لحظه زندگی با عشق به آزادی وعدالت، مبارزه کردند. و البته اگر سرسپرده حضرت مارکس باشیم و به امامزاده لنین و استالین و بعضاً مائو و انور خوجه دخیل بسته باشیم، هرکه را با ما نیست سگ زنجیری امپریالیسم می‌خوانیم و نوکر سرسپرده استعمار.
مجاهدمان همین است و ضد مجاهدمان، سلطنت طلب و جمهوری‌ خواهمان از این خط و راه پیروی می‌کند و لیبرال و سوسیالیست‌ ما، جهان را همین گونه می‌نگرد. اهل ولایت فقیه همه ما را کافر و مرتد و ضدانقلاب (که هستیم) و جاسوس و وابسته استکبار و صهیونیسم می‌داند و ما نیز البته همه آنها را دزد و جنایتکار و مرتجع و عقب مانده می ‌دانیم و حاضر به آن نیستیم که استثنائاتی قائل شویم... اینسوی عالم اما اهالی سیاست، رویاروی هم می ‌ایستند با سنگین ‌ترین و تندترین واژگان از یکدیگر انتقاد می‌کنند، با اینهمه پیروزی حریف و شکست خود را با صبوری و گاه بزرگواری شگفتی ‌آوری پذیرا می‌شوند، با هم در پی هر کارزار متمدنانه سخن می ‌گویند، حتی اگر ضرورت ایجاب کرد و مصلحت عالیه وطن اقتضا نمود، دست همکاری نیز به یکدیگر می‌دهند. دو هفته پیش نوشتم که ما گرفتاریم، اسلام ناب انقلابی محمدی در دو وجه شیعه و سنی‌اش بدجوری دست وپایمان را در زنجیر کرده است، و اینهفته اقرار می‌کنم که گرفتاری ما در عرصه اخلاق به شکل عام و اخلاق سیاسی به وجه خاص، کمتر از گرفتاری ما در تعامل با مذهب نیست. شاید هم که این دو حوزه چنان به هم آمیخته‌اند که ما را یکسره دچار اوضاع امروز کرده‌اند. یک بچه کنیائی گرفتار «شوهر ننه» هم بوده است در پرتو تلاش، لیاقت، خوب درس خواندن در کمتر از چهار دهه به آرزوهای دو قرنه بردگان آفریقائی در ینگه دنیا، جامه عمل می‌پوشاند و در مصاف با قهرمانی به نام «مک‌ کین» که پدر و پدربزرگش از دریاسالاران بزرگ آمریکا بوده‌اند و نامشان بر یکی از بزرگترین ناوهای آمریکا نقش بسته، و خودش خلبان شجاع جنگ ویتنام و اسیر سربلند با 5 سال سابقه زندان و شکنجه و دو دهه سناتوری است، سرفرازانه پیروزی را به نام خود ثبت می‌کند اما با این پیروزی فروتنانه از حریف قدردانی می‌کند و حریف نیز ضمن آنکه او را با عنوان رئیس جمهوری خطاب می‌کند این پیروزی بزرگ را به او و ملت آمریکا تبریک می‌گوید.
تاریخ را ورق می ‌زنم، یکصد سال پیش ملتی عقب مانده با قاطر و سرهای گر و کلاه نمدی و زنهای پیچیده در چادر و برقع و تراخم و طاعون و سالک، کوچه‌ های گلی و خندق و خرافات و آخوند و سلطان مستبد و وزیران نوکر اجنبی، به مشروطه می‌رسد. ناگهان چنان حال و هوای وطن دگرگون می‌شود که تو گوئی، با ملتی دیگر سر و کار داری. به روایت مهدی قلی خان هدایت مخبر السلطنه شبها اینجا و آنجا کلاس دایر می‌شود تا مردم را با قوانین اساسی و اصول مشروطه آشنا کنند. استاد عزیزم احمد احرار حکایت مطبوعات آن روزگار را بر می‌ شمرد و در همین حکایت می‌خوانیم چگونه دولتمردان آن روز که بعضاً مثل عین ‌الدوله و مشیرالدوله و یا محمد ولی خان سپهدار اعظم و علاءالسلطنه قلباً و روحاً مخالف سرسخت یکدیگر بودند آنگاه که هستی و استقلال میهن در خطر بود نفاق و جدال کنار می‌گذاشتند و مطابق مصلحت روز یکیشان به میدان می ‌آمد و آن دگران به یاریش بر می‌خاستند. این تصویر را با آنچه در سال 57 شاهدش بودیم مقایسه کنید. (چند روزی است دلمشغول حکایت احوال داریوش همایون هستم در گفتگوی امیر حسینی با او، و در این شماره به دو نکته از این خاطرات حقاً خواندنی اشاره خواهم کرد. یکی آنجا که از کارشکنی‌های دولتمردان مرحله پایانی پهلوی دوم می‌ گوید و دومی در باب چگونگی چاپ تصویر سید روح ‌الله خمینی در روزنامه اطلاعات. در مورد نخست آن روزها ما مسائلی را می ‌دیدیم و می‌ شنیدیم اما نمی‌دانستیم که مرحوم هویدا با همه توان می‌ کوشید دکتر جمشید آموزگار را به شکست بکشاند. آموزگاری که سالها وزیر او بود. تردیدی ندارم آموزگار نیز هیچگونه مهر و لطفی به هویدا نداشت. من خود در زندان حکومت نظامی از دولتمردان زندانی در دوره نخست ‌وزیری دکتر بختیار دیدن کردم و شرح آن را همانروزها در اطلاعات نوشتم. تقریباً اغلب آن زندانیان به جز لعنت و نفرین برای حکومتهائی که خود جزئی از آن بودند نداشتند. بعد از انقلاب نیز منهای چند تنی که چون زنده یادان عاملی تهرانی و نادر جهانبانی و پیش از آنها بر بام مدرسه علوی سپهبد مهدی رحیمی و سرلشگر خسروداد... بقیه زندانیان ـ بی هیچ ملامتی برای آنها که با مرگ دست به گریبان بودند ـ به نفی گذشته خود و حکومتی که در خدمتش بودند پرداختند. من وقتی به دادگاه ویژه عراق که صدام حسین وبلندپایگان حکومتش را محاکمه کرد (و همچنان محاکمات بدون سر و صدا ادامه دارد) فکر می ‌کنم به یاد می ‌آورم که چگونه حتی در بند و گرفتار و با علم به اینکه صدام نیز چون آنها در بند است و دیگر کاری از دست او ساخته نیست، دولتمردان و نظامیان بلندپایه مرئوس او، ضمن غیرمشروع دانستن دادگاه و اشاره به اینکه کشورشان در اشغال است، نه تنها با احترام کامل از صدام حسین یاد می‌ کردند ـ حتی در غیاب او ـ بلکه ضمن دفاع از عملکرد خود، قربانیان را مشتی مزدور و خائن و جاسوس می‌خواندند که امروز همدستان آنها با کمک آمریکا به قدرت رسیده‌اند و دولتمردان رژیم قانونی بعث را محاکمه می‌کنند... و آنگاه لحظاتی از محاکمات پس از انقلاب را پیش نظر می‌آورم، به این نتیجه می‌ رسم که در کنار جمیع سیئاتی که گرفتار آن هستیم باید هرهری مذهبی، بی‌وفائی و سست عهدی را نیز اضافه کرد.
نمی‌گویم اوباما و مک‌ کین و دیگر دولتمردان و دولت زنان جوامع دمکرات‌منش با نظامهای منتخب مردم، از فرشتگانند و نااهل و نادرست و ناجور در بینشان یافت نمی ‌شود امّا با قاطعیت می‌ گویم ما در آن سوی دنیا اگر گرفتار سیدعلی آقای پائین خیابانی و تحفه آرادان و ناصر ابوالمکارم شکرفروش و دکانداران دین و سرداران آدمخوار شده‌ایم همه‌اش نتیجه توطئه شرق و غرب و مریضی شاه و استبداد حکومتش و بی‌اعتنائی به خواستهای حقه مردم نبوده است بلکه از سر همان گرفتاری است که ذکرش رفت (اسلام ناب و البته اخلاقیات حاصله از فرهنگ تقیه و استبداد، حسادتها، بی‌وفائی‌ها، غرور کاذب و خودپسندی بسیار) بر ما آن رفت که در هفتاد و پنج سالگی انقلاب مشروطیت، جامعه مدنی و همه دستاوردهای مشروطیت را در سینی طلا تقدیم سید روح ‌الله مصطفوی کردیم و سی سال است مویه می‌کنیم چرا چنین شد.

تبریکی که «آمد» نداشت
پرزیدنت (به قول جمشید چالنگی) دکتر محمود احمدی‌نژاد که بدون هیچ تردیدی هنگام توزیع صفات عالیه انسانی، پروردگار دریغ کرده ذره‌ای هم از صفتی به نام «آزرم» در جان و دلش مرحمت کند، جزو نخستین رهبرانی بود که با یک انشای ملال‌آور کلاس پنجمی پیروزی منتخب ملت آمریکا را همراه با نصایحی توخالی و آبکی به وی تبریک گفت و وقتی احمد توکلی گریبانش را گرفت که چرا چنین کردی، فرمود من به رئیس جمهوری آمریکا تبریک نگفتم بلکه به منتخب ملت آمریکا عرض تبریک نمودم. یادتان باشد تحفه آرادان دو ماه پیش گفته بود مردمسالاری واقعی در جمهوری ولایت فقیه تحقق یافته است، مهمترین دلیلش اینکه ما در انتخابات ریاست جمهوری 8 تا نامزد داشتیم آنها در آمریکا فقط دو تا دارند و رئیس جمهوری را تراست‌ها و کارتل‌ها و صهیونیست‌ها انتخاب می‌کنند نه مردم، اوباما هم شانسی نخواهد داشت!! هم ایشان و هم اربابشان سیدعلی آقا و دیگر نوکرانش از جمله احمد جنتی و احمد خاتمی نیز مجلس ختم آمریکا و دمکراسی و لیبرالیسم را در پی بحران اقتصادی اخیر برگذار فرمودند. حالا اما در پی یکی از مهمترین رویدادهای تاریخ معاصر، ناگهان به یاد نوحه‌خوان مجالس پنجشنبه نائب امام زمان افتاده که خیر، در ولایت استکبار هم انتخاباتی هست و رئیس جمهوری منتخب مردم می‌باشد درست مثل او (منتها بدون دخالت سپاه و بسیج و شناسنامه مردگان و...) به همین دلیل نیز باید برایش پیامی فرستاد. وقتی پیام احمدی‌نژاد را خواندم با خود می‌گفتم حال اوباما با خواندن این پیام چه بوده است. مردی که به اعتراف وزیر رفاه و رئیس کل سابق بانک مرکزیش در این سه سال و اندی تعداد افرادی را که زیر خط فقر زندگی می‌کنند به 14 میلیون نفر رسانده و تورم در عصر او از مرز 30 درصد گذشته، رئیس جمهوری که در دورانش، آنچه از کرامت انسانی باقی مانده بود به باد رفت، قلمها را خرد کردند، آزاداندیشان را به مذلت و زندان و شکنجه محکوم کردند، فحشا و اعتیاد را دامن زدند، سهم ایران را در دریای مازندران به روسها و اذنابشان بخشیدند، با بی‌آزرمی به اوباما نصیحت می‌کند به داد فقرا برسد و کرامت انسان آمریکائی را به او بازگرداند. به جز وقاحت چه می‌توان بر این نوع خطابه نام نهاد؟

شنبه 9 تا دوشنبه 11 نوامبر
حکایت آن تصویر
1 ـ همانگونه که پیش از این یادآور شدم، در کتاب زندگی داریوش همایون اشاره‌ای به تصویری است از خمینی که در اطلاعات چاپ شد و مردم این شماره را چون برگ زر بردند. (از آثار سانسوری که اجازه نمی‌داد تصویر و نقطه نظرهای آدمی مثل خمینی چاپ شود و وقتی مردم تصویر او را در ماه می‌دیدند حکومت نمی‌دانست در برابر این شیفتگی چه رفتاری از خود نشان دهد). قصه این تصویر از این قرار بود که حدود ساعت سه بعد از ظهر یعنی پس از پایان چاپ اول روزنامه خبری به ما رسید مبنی بر اینکه شریف امامی نخست وزیر که تازه به زمامداری برگزیده شده بود، هواپیمائی را همراه به هیأتی به عراق می‌فرستد. من به آقای نقابت که از دوستان مرحوم پدرم بود و معاون نخست‌وزیر تلفن زدم که دلیل ارسال هواپیما و هیأت چی است؟ آیا نخست‌وزیر قصد مذاکره با آقای خمینی و بازگرداندن او را دارد؟ یادمان نرود که روز اول نخست‌وزیری شریف امامی، مرحوم سناتور محمدعلی خان مسعودی بیوگرافی از او به دست ما داد که از پدر و اجداد نخست وزیر که همه از عالمان دین بودند سخن می‌گفت. و دور از ذهن نمی‌آمد که او درصدد دلجوئی از خمینی باشد. نقابت پاسخی چندپهلو به من داد. آمدم و داستان را برای علی باستانی و مرحوم صالحیار باز گفتم. البته یادآور هم شدم که نقابت اشاره‌ای هم به این داشت که عراقی‌ها فردی را تحویل خواهند داد که خیلی از رازها را برملا خواهد کرد. صالحیار به من گفت تصویری از خمینی را داری؟ و وقتی گفتم نه، خلیل بهرامی خبرنگار حوادث را که غیر از روسای کلانتری‌ها با آخوندها هم آمد و شدی داشت صدا زد. او نیز تصویری همراه نداشت. بلافاصله صالحیار به آرشیو رفت و از دکتر حسن حاج سید جوادی که رئیس آرشیو و کتابخانه بود سراغ تصویری از خمینی را گرفت. نیمساعت بعد تنها یک تصویر از خمینی پیدا شد آن هم در کنار دکتر امینی و مربوط به زمانی که امینی در دوران نخست‌وزیری‌اش به قم رفته بود و با مراجع سرشناس ملاقات کرده بود. و در ساعت آخر دیدارش به توصیه شریف‌العلما سردفتر که مشاور مذهبی‌ اش بود از خانه خمینی نیز که هنوز مرجع سرشناسی نبود دیدار کرده بود. بلافاصله من خبری نوشتم و علی باستانی آن را کمی دستکاری کرد و لیت و لعل آن را پررنگتر کرد که بله هواپیمائی می‌رود و گفته می‌شود نخست‌وزیر فردی را برای گفتگو با آیت‌الله خمینی به عراق می‌فرستد. بلافاصله چاپ دوم با تصویر خمینی و امینی در صفحه اول با تیراژ بالا منتشر شد. مردم جلوی اطلاعات با ناباوری روزنامه را می‌دیدند و ساعتی بعد با نایاب شدن روزنامه چاپ سوم نیز منتشر شد. کیهانی‌ها که بدجوری رودست خورده بودند دو ساعت بعد تصویر خمینی را چاپ کردند با این عنوان که خبر ارسال هواپیما و فرستاده مخصوص نخست‌وزیر تکذیب شد. ما البته روز بعد پیگیر ماجرا شدیم و روشن کردیم که ارسال هواپیما برای تحویل گرفتن فردی به نام عاشور است که متهم به آتش زدن سینما رکس می‌باشد. به این ترتیب بعد از 15 سال تصویر خمینی برای نخستین بار در اطلاعات به همین سادگی به چاپ رسید. لقب امام خمینی از آن رو مورد استفاده قرار گرفت که ذکر نام او اگر با پیشوند حضرت آیت‌الله العظمی خمینی همراه نبود، بلافاصله سرو کله آقای مهدیان داماد برادر فلسفی در تحریریه پیدا می‌شد و غرو لندش بلند بود که چرا عنوان مرجع مجاهد را به صورت کامل نیاورده‌اید. و این عنوان در تیتر 84 سیاه خود دو سطر کامل می‌شد، بنابراین وقتی در یکی از اعلامیه‌ها نوشته شد حضرت امام خمینی، ما در اطلاعات و کیهانی‌ها بلافاصله این عنوان کوچکتر را برای تیترها برگزیدیم. نه توطئه‌ای در کار بود نه حساب و کتاب و برنامه‌ریزی قبلی. خیلی اتفاقی مثل چاپ تصویرش عنوان امام خمینی در تیترها نشست و جا افتاد. پیش از آن لقب امام فقط از آن سید موسی صدر بود.

2 ـ خصوصی سازی در مملکت ولایت فقیه
آقای خامنه‌ای تا دو سه سال پیش سخت با برنامه خصوصی سازی، مخالف بود و چند بار نیز صریحاً در دولت هاشمی و سپس خاتمی، طرحهائی را که برای واگذاری مؤسسات و شرکتهای دولتی به بخش خصوصی بود به شدت رد کرد و جلوی کار را گرفت اما از دو سال پیش ناگهان خصوصی سازی چیزی شد در مقام و مرتبت واجبات شرعیه، به گونه‌ای که حضرتش در دیدار با مسئولان حکومتی مرتب اشاره می‌فرمودند، باید بخش خصوصی را فعال کرد و کارخانه‌هائی را که در دست دولت به جز ضرر به بار نمی‌ آورد به بخش خصوصی داد تا با ابتکار و رقابت آنها را به سوددهی برساند. البته منظور ایشان از بخش خصوصی، حاج حبیب مؤتلفه و حاج اسدالله عسگر اولادی و بادامچیان و خاموشی و... نبود که از ابتدای انقلاب تا همین آخری‌ها، میلیاردها به جیب زدند و بازار را در اختیار داشتند بلکه بخش خصوصی این بار دستگاههای زیر نظر آقا از جمله سپاه پاسداران، بسیج، ارتش، بنیاد شهید، بنیاد مستضعفان، ستاد اجرائی فرمان امام، سازمان تبلیغات اسلامی و... بود که در یک برنامه‌ریزی دقیق با پول دولت، خرید مؤسسات شرکتهای بزرگ دولتی را آغاز کردند. دو تن از پسران آقا یعنی ولیعهد آقا مجتبی و مسعودخان هدایت این طرح بزرگ را عهده دارند و البته به تفصیل شرح خواهم داد چه مؤسسات و شرکتهائی در حراجهای ساختگی به دست آقازادگان و سازمانهای زیر نظر والد ارجمندشان حضرت ولی فقیه افتاده است. شکل خرید البته به این صورت است که نخست مؤسسه‌ای را دولت برای فروش عرضه می‌کند و از خریداران می‌خواهد پیشنهادهای خود را در پاکتهای دربسته تا فلان روز به هیأت مسئول فروش عرضه کنند. پیشنهادات همگی به صورت علنی و در حضور پیشنهاددهندگان خوانده می‌شود. مثلاً فرض کنید پتروشیمی غدیر برای فروش عرضه شده، برپایه ارزیابی کارشناسان قیمت تشکیلات غدیر 120 میلیارد تومان برآورد شده، در روز بازگشائی پیشنهادات، هیچکدام از سرمایه‌داران خریدار به طور طبیعی پیشنهادی بیشتر از حداکثر 150 میلیارد تومان نمی‌دهد. اما وقتی پیشنهاد صندوق مهر متعلق به بسیج (تیول حضرت تائب نوکر دیر و دور ولی فقیه و فرمانده بسیج) باز می‌شود همگان با حیرت در می‌یابند که صندوق مهر 250 میلیارد تومان پیشنهاد داده بنابراین غدیر را سرضرب می‌برد (البته همینجا بگویم که تشکیلات غدیر نصیب ارتش شد و دقیقی نامی از نوکران آقا آن را اداره می‌کند). در مواردی نیز حراج، حضوری است و نماینده سپاه و یا ارگانهای دیگر آخرین قیمت پیشنهادی بخش خصوصی را دوبرابر می‌کند که کسی را یارای مقابله نباشد. و اگر اتفاقاً آدمی مثل «جابریان» آمد و صنایع فولاد را خرید، با تهدید و ارعاب و به ورشکستگی کشاندن او، کارخانه را از چنگش در می‌آورند. از مدتی پیش کنسرسیومی زیر نظر آقا مجتبی ایجاد شده که ارکانش، بانک پاسارگاد، بنیاد مستضعفان، و ستاد اجرای فرمان امام می‌باشد. (دنباله این گزارش تکان دهنده را هفته آینده می‌آورم).

November 14, 2008 09:26 PM
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
عکس از فارس



نکته جالب توجه عکس این است که تقریبا تمامی افرادی که در هنگام شمارش آرا در جایگاه هیئت رئیسه مجلس حضور دارند، بعد از اعلام نتیجه خوشحالی می کنند! این را با صحبت آقای مطهری کنار هم بگذارید!
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

وزیر کشور بادآورده

Download it Here!

۱۱۲ نماينده در حالی که شديدا مراقب انگش پای خود بودند از مجلس خارج شدند. امروز اين افراد به محصولی رای منفی دادند اما چون سردار ميلياردر رای اعتماد آورد، احتمالا مخالفان در اسرع وقت از انگشت پای خود دار زده خواهند شد. برای مبتلايان به آلزايمر و کسانی که هنوز خبر ندارند عرض مي​کنيم که از اين به بعد در صدا و سيما، به يک بخش غير قابل ذکر مردانه که جنسيت آقايان را تعيين می کند، انگشت پا گفته می​شود. و البته دار زدن از انگشت پا بسیار دردناک می​باشد!

سردار محصولی ازمجلس امام زمان رای اعتماد گرفت. نامبرده که با عرق جبين نزديک به ۲۰۰ ميليارد تومان ثروت غير بادآورده جمع کرده بود، مشغول نوشتن کتاب چگونه در نظام مقدس ميلياردر شويم و ساده​زيستی کنيم می​باشد. کارشناسان احتمال می دهند با عنايت به روش​های ثروت اندوزی سردار محصولي، ايشان صندوق​های رای انتخابات سال اينده را به مزايده بگذارد و معمولا هم سپاه پاسداران برنده اکثر مناقصه​ها و مزايده​های دولتی است. پیشاپیش انتخاب مجدد آقای احمدی​نژاد را تبريک و تسليت عرض می​کنيم.

عده​ای که معلوم است يا انگشت پا ندارند يا بی خيالش شده​اند، در تعداد آرای سردار محصولی شک کردند. ظاهرا تقلب در انتخابات از همين امروز شروع شد. اما علی لاريجانی تقلب و جعل آرا را رد کرد و گفت آقای کردان امروز در مجلس حضور نداشته است.

اعتماد ملی نوشت، گاز ايران در جيب​ قطر است. ظاهرا قرار بود دولت نهم پول نفت را بياورد سر سفره مردم اما به ريش مردم "گازيد"، و حالا پول گاز مردم به جيب قطر رفته است.اصولا در ايران گاز به شقيقه خيلی ارتباط دارد!

یک فروند وبلاگ نویس مدتی است مفقود شده، و خانواده ایشان هم فعلا سکوت کرده​اند. از یابنده تقاضا می​شود از این وبلاگنویس بپرسد نام چه کسانی در تک​نویسی​ها ثبت شده تا پیشاپیش این افراد برای تهیه کمپوت و مایحتاج زندان آماده شوند. اصولا تک​نویسی بر دو نوع است، اجباری و اختیاری که نوع اختیاری​اش در خارج از زندان انجام می​شود و نوع اجباری​اش در داخل زندان.

کارشناس تک​نویسی کلاغستون معتقد است که تک​نویسی اختیاری مربوط به نویسندگانی است که دیابت شدید دارند و دچار خودشیرینی مفرط هستند. هنوز از میزان شکر مصرف شده در اوین در روزهای اخیر اطلاعی در دست نیست.

شیرین عبادی گفت، زنان را نمی​شود تا ابد کنترل کرد. وی تاکید کرد که خانم​ها اگر دیدند صحبت با آقایان نتیجه نمی​دهد، حتما با لگد بزنند انگشت پای آقایان را ناکار کنند، در آن صورت آقایان دیگر آقا نخواهند بود و ممکن است به کمپین بپیوندند. البته کارشناس امور انگشت پای کلاقستون معتقد است که اگر ​خانم​ها به جنگ هسته​ای با آقایان ادامه بدهند و انگشت پای آقایان را ناکار کنند، ممکن است این اقایان سابق کمپین دفاع از حقوق آقایان سابق ناکارآمد سده را راه بیاندازند که تعداد بیشتری امضا هم می​توانند جمع کنند.

مرکز عتقیه​های انقلاب اسلامی، ستاد اصلاح​طلبان سابق اعلام کرد، تا کنون تعدادی نامزد بالای ۶۰ سال پیدا کرده است. قرار است این نامزدها که زیرخاکی محسوب می​شوند را به یک مرکز بازآموزی ببرند تا بفهمند دنیا دست کیست. گفته می​شود یکی از نامزدهای عتقیه موسوم به میرحسین موسوی گفته است که باید برای رخصت طلبیدن نامزدی ریاست جمهوری به جماران برود و با امام دیدار کند، نامبرده بعد از خرداد ۱۳۶۸ و ارتحال دچار فراموشی مفرط شده و نمی​داند رهبر کشور عوض شده است. یک عتیقه دیگر موسوم به سید محمد خاتمی گفت می​خواهد جامعه مدنی مدل مدینه ۱۴۰۰ سال پیش سوار کند، اصولا آقای خاتمی هنوز در گذشته زندگی می​کند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سرگیجه

من نمیدونم ۱۶۰ میلیارد تومن یعنی چقدر؟ نمیدونم اگر این پولها رو به پنج هزار تومنی هم تبدیل کنیم و روی هم بگذاریم چقدر جا میگیره؟ من نمیدونم اگر ۱۶۰ میلیارد تومن رو کنار هم بگذاریم تا کجا میرسه؟ حوصله هم ندارم بنشینم از این محاسبات کنم که اینقدر پول در کنار هم آیا به کره ماه میرسه یا نرسیده به لایه اوزون تموم میشه؟  یا اینکه مثلا تو چند تا کامیون جا میشه؟ حتی صفر هاشو هم که کنار هم بنویسم باید چند بار بخونم و صفر ها رو سه تا سه تا جدا کنم تا بتونم بفهمم چندر میشه؟ اون هم با این چشم آستیگمات! فقط میدونم خیلی پوله! خیلی.خیلی بیشتر از اونی که من و هزاران جوون مثل من بخواهند حتی به خواب ببینند.اون هم وقتی که فکر پیدا کردن یک شغل معمولی با یک حقوق معمولی به کابوس شب و روزم تبدیل میشه ,بهم حق بدید که نفهمم.حق بدید که سرم گیج بره از این همه تفاوت و تبعیض!حق بدید اون وزیر کشور رو با این همه ثروت فبول نداشته باشم.یا اون وزیر کشور من نیست و یا من اهل اینجا نیستم! بهم حق بدید اون نماینده مجلسی که به وزارت این آدم رای میده رو نماینده خودم ندونم. اون نماینده ای که گلوی باد کرده من رو نمیبینه .نه از غرور ایرانی بودن ; شاید از بغض غریبی تو مملکت خودم…بهم حق بدید.

منبع :وبلاگ پدرخوانده

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
ویدئو رفتار وحشیانه سردار نیروی انتظامی ‌ با یک زن ایرانی‌  ـ۷۵۰ کلیک Language MediaType Bookmark freedomvatan.blogspot.com
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |


میلیونرها بروند، میلیاردرها بیایند

ابراهیم نبوی e.nabavi@roozonline.com

po_nabavi_01.jpg

بزرگترین مشکل این است که گاهی اوقات آدمها تصمیم دارند کارهایی بکنند، و موفق می ‏شوند آن کارها را بکنند یا موفق نمی شوند. مشکل اینجاست که گاهی اوقات آدمها همینطوری ‏یک چیزی می گویند، همینطوری کاری را شروع می کنند و همینطوری کاری را رها می ‏کنند. اول همه احساس می کنیم جدی است، بعد شک می کنیم، بعد فکر می کنیم دارند شوخی ‏می کنند و بعد می بینیم انگار مدتهاست همه دارند شوخی می کنند و هیچ کس روش نمی شود ‏که بگوید ما چهار سال است داریم بازی می کنیم. ‏

به همین دلیل من سعی می کنم تعدادی از شاهکارهای بزرگی که دولت نهم انجام داد و معمولا ‏یکی از آنها برای سقوط هر دولت یا حکومتی کافی است، برایتان بازگو کنم. ‏

فساد: دولت تمام عوامل فساد را از ادارات بیرون کرد، فساد اداری دو برابر افزایش یافت.‏

هدف: دولت نهم 12 هدف اصلی داشت که به هیچکدام از آنها نرسید.‏

پیش بینی: رئیس جمهور پیش بینی کرد نفت زیر صد دلار نمی آید، دلار سقوط می کند، تورم ‏تک رقمی می شود و اوباما رئیس جمهور آمریکا نخواهد شد، او تنها سیاستمدار ایرانی است ‏که تمام پیش بینی هایش غلط بوده است.‏

انرژی: در شرایطی که قیمت نفت بالای صد دلار بود، در عرض یک ماه 900 نفر بخاطر ‏نداشتن نفت و گاز و برق از سرما مردند.‏

پورنوگرافی: یک و نیم میلیون زن و دختر و پسر بوسیله پلیس مورد اخطار اخلاقی یا ‏بازداشت قرار گرفتند و رئیس پلیس، روحانی شهر، نماینده مجلس و معاون وزیر پس از ‏تجاوز به دختران آزاد شدند.‏

میلیونرها: میلیونرها را از دولت و حکومت بیرون کردند، میلیاردرها را به جای شان آوردند.‏

دشمن عزیز: آمریکایی ها سه سال پشت در توالت رئیس جمهورمان ایستاده بودند تا بیاید ‏بیرون و با او حرف بزنند، حالا سه سال است رئیس جمهور برای رئیس جمهورشان نامه ‏عاشقانه می نویسد، اما کسی جوابش را نمی دهد. ‏

پول پول پول: در عرض چهار سال 250 میلیارد دلار که بودجه ده سال مان بود، خرج کردیم ‏و از نظر اقتصادی در عرض چهار سال به اندازه بیست سال عقب رفتیم.‏

مدیریت جهان: دولتی که قرار بود مدیریت جهان را در دست بگیرد، تمام سازمانهای برنامه ‏ریزی و مدیریت کشور را از بین برد.‏

کلمبوس: استاد ایرانی دانشگاه کلمبیا را به ایران آوردند و زندانی کردند و وادارش کردند که ‏در تلویزیون از دولت تمجید کند، در عوض رئیس جمهور به کلمبیا رفت و جلوی چشم 500 ‏میلیون بیننده تلویزیونی بدترین حرف ها را به او زدند.‏

صندوق بسیار سرخ: دولت ایران به ده کشور پول داد، اما هیچ کشوری در رای گیری ‏سازمان ملل به نفع ایران رای نداد.‏

انتخابات عادلانه: کسی که با تقلب روی کار آمد، کسی را که متهم به قتل مخالفان بود برای ‏برگزاری انتخابات برگزید، بعد او را برکنار کرد و یک متهم به تقلب و تجاوز را به جای او ‏گذاشت و چون نتوانست از او دفاع کند، یک نظامی که از طریق ارتباطات دولتی میلیاردر ‏شده است، برای برگزاری انتخاب آزاد تعیین کرد.‏

دولت یکدست: یک دست ترین دولت سی سال اخیر تا به حال نیمی از اعضایش را بخاطر ‏ناهماهنگی برکنار کرده است.‏

اعدام باید گردد: دولت 200 عامل ناامنی و فساد را اعدام کرد، ناامنی و فساد 20 برابر شد.‏


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
ساپورت" نماینده ملایر با "لوپ" لاریجانی! / رحیمی رویت شد

ونایی نماینده ملایر در بخشی از اظهارات خود از کلمه "ساپورت" استفاده کرد و لاریجانی از او خواست از کلمات فارسی استفاده کند. اما دقایقی بعد خود او در جملات خود از کلمه "لوپ" استفاده کرد که این بار یکی از نمایندگان از میان جمعیت فریاد زد کلمات فارسی استفاده کنید و لاریجانی هم با خنده گفت: تذکر شما وارد است.

به گزارش خبرنگار پارلمانی مهر، جلسه علنی امروز مجلس شورای اسلامی ساعت 8:20  آغاز شد و از همان دقایق اولیه نمایندگان در دسته های چند نفره به رایزنی و تبادل نظر مشغول بودند.

- عمده وقت نطق پیش از دستور ناطقان جلسه علنی امروز به موضوع رای اعتماد به محصولی اختصاص داشت و نمایندگان با فریادهای 2 (مخالفت) و 4(موافقت) در زمان نطق با ناطق همراهی می کردند.

- نوروزی نماینده رباط کریم در نطق خود رای به محصولی را رای به یک بسیجی توصیف کرد و از نمایندگان خواست به او رای اعتماد بدهند که در این هنگام نمایندگان با فریاد بلند 2 مخالفت خود را با این درخواست اعلام کردند . این قضیه در زمان نطق حسن وفایی که نسبت به وضعیت مالی محصولی انتقاد داشت به صورت عکس تکرار شد و این بار موافقان محصولی با فریاد 2 نسبت به سخنان وفایی اعتراض کردند.

- رئیس جمهور حدود ساعت 9 به همراه معاون اول، معاون اجرایی، معاون پارلمانی و مسئول دفتر و مشاور ارشدش وارد صحن علنی مجلس شد و مورد استقبال ابوترابی فرد و باهنر نواب رئیس مجلس و دیگر نمایندگان قرار گرفت.

- با ورود رئیس جمهور به مجلس نمایندگان دور او حلقه زدند به نحوی که به مدت حدود 20 دقیقه احمدی نژاد به صورت ایستاده با نمایندگان گفتگو می کرد.

- معاون پارلمانی رئیس جممهور نیز امروز بعد از مدت ها در مجلس رویت شد و در چند هفته اخیر نمایندگان نسبت به عدم حضور او در مجلس گلایه داشتند.

- محصولی دقایقی بعد از رئیس جمهور و تنها وارد صحن علنی شد.

- رسایی نماینده تهران در نطق قبل از دستور خود ابراز امیدواری کرد که مجلس در عمل تعامل خود را با دولت نشان دهد که این گفته فریاد 2 نمایندگان را به دنبال داشت و در همین هنگام نمایندگانی که گرد رئیس جمهور جمع شده بودند هم 4 را فریاد می زدند.

- داریوش قنبری سخنگوی فراکسیون اقلیت در تذکری خواستار غیر علنی شدن جلسه رای اعتماد به محصولی شد که این تذکر نیز با فریاد مخالفت تعدادی از نمایندگان روبرو شد.

- قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون اقلیت بعد از چند نماینده که با استناد به ماده 23 بند 11 آیین نامه داخلی تذکر داده بودند خواستار تذکر به استناد ماده 23 شد که لاریجانی در این باره گفت: اگر این ماده 23 نبود به چه چیزی برای تذکر استناد می کردید؟ که علیخانی نیز در گفت اگر این ماده 23 نبود ما چه می کردیم!

- در هنگام تذکر الیاس نادران تعدادی ازنمایندگان فریاد 2 سر دادند که لاریجانی در این باره گفت تذکر به بنده است شما چرا اظهار نظر می کنید؟

- مصطفی کواکبیان نماینده سمنان نیز در تذکری گفت: من هر روز صبح به مجلس می آیم و این دکمه تذکر را فشار می دهم اما اجازه نمی دهند تذکر بدهم و در جلسه قبلی هم که آقای باهنر در یک اقدام جدید آیین نامه ای اعلام کرد چون عدد نداریم نمی توان تذکر داد! لاریجانی در پاسخ به این تذکر با خنده گفت: حالا نیازی نیست هر روز صبح فشار بدهید! این گفته با خنده نمایندگان مواجه شد.

- کواکبیان در تذکری دیگر به استناد ماده 23 تذکر داد اما لاریجانی به گمان اینکه منظور کواکبیان ماده 203 آیین نامه بوده بعد از قرائت این ماده با اشاره به بی ربط بودن تذکر او به ماده مورد نظر او تشکر کرد و کواکبیان در ادامه با فریاد اعلام کرد منظور او ماده 23 بوده و نه 203 اما لاریجانی تاکید کرد باز هم تذکر وارد نیست!

- رئیس مجلس در واکنش به تذکرات مکرر نمایندگان جمله معروف خود را بار دیگر تکرار کرد و گفت: فکر نمی کنم اگر این تذکرات را مطرح نکنید یا به آخر جلسه موکول کنید ثلمه ای به عالم اسلام وارد شود.

- ونایی نماینده ملایر در بخشی از اظهارات خود از کلمه "ساپورت" استفاده کرد و لاریجانی از او خواست از کلمات فارسی استفاده کند. اما دقایقی بعد خود او در جملات خود از کلمه "لوپ" استفاده کرد که این بار یکی از نمایندگان از میان جمعیت فریاد زد کلمات فارسی استفاده کنید و لاریجانی هم با خنده گفت: تذکر شما وارد است.

- درب راهروهای مجلس شورای اسلامی به دلیل حضور رئیس جمهور در مجلس به روی خبرنگاران بسته بود و بعد از پایان جلسه نیز تا اطمینان کامل از خروج رئیس جمهور و هیئت همراه از بهارستان این اجازه به خبرنگاران داده نشد.

- رئیس جمهور در سخنان خود در خصوص مطالب مطرح شده توسط یکی از مشاورانش درباره مجلس گفت: اظهار نظر یکی از اعضای دولت نظر شخصی اش بوده و با او برخورد شد و جایگاه مجلس و دولت فراتر از این حرف ها است.

- سعید ابوطالب نماینده مجلس هفتم همچون جلسه استیضاح علی کردان وزیر سابق کشور در جلسه امروز نیز حضور یافته بود و در جایگاه تماشاچیان قرار داشت.

- احمدی نژاد در بحث های آغازین خود در دفاع از محصولی اظهار نظرهای مطرح شده در خصوص ارتباط محصولی و شهید باکری اشاره کرد و این حرف ها را از اساس بی ریشه خواند و گفت که همه ما در مسیر انقلاب هستیم در جلسه ای می نشینیم و سر مصالح انقلاب با هم بگو مگو می کنیم بعد خداوند به یکی از ما توفیق شهادت می دهد حال درست است بگوییم فلانی یادت هست سر موضوعی با فلان شهید مخالف بودی؟!

- محصولی در دفاع از عملکرد خود در آغاز سخن داشتن مسئولیت درستاد انتخاباتی احمدی نژاد را قویا تکذیب کرد این موضوع بود که بسیاری از نمایندگان در صحت آن با هم اتفاق نظر داشتند ، جالب است که محصولی در نکته ای تاکید کرد نه دیده و نه شنیده ام که احمدی نژاد چنین حکمی را به کسی داده باشد. این در حالی است که ریاست ستاد انتخابات لزوما نیازمند صدور حکم نیست . جالبتر آنکه شهاب الدین صدر نماینده تهران و عضو جبهه متحد اصولگرایان که در موافقت با وزرات محصولی در جلسه امروز سخن گفت ضمن تایید مسئولیت داشتن و حضور محصولی در ستادهای انتخاباتی رئیس جمهور و انتخابات مجلس اعلام کرد قطعا او پس از کسب رای اعتماد از این ستادها خارج خواهد شد.

- محصولی در بخشی از سخنان خود در تشریح درخواست طلب 365 میلیون تومانی خود از دولت های هماشمی و خاتمی ، دوران دولت هفتم و هشتم را دوره "دوم خرداد" خواند .

- در میان مخالفان با وزارت محصولی فاطمه آجرلو نماینده کرج نیز صحبت کرد اما از آنجا که آجرلو روز گذشته در موافقت با محصولی مصاحبه هایی کرده بود این شائبه برای نمایندگان ایجاد شد که تحت عنوان مخالف در حال صحبت و اظهار نظر موافق است و اظهارات او ربطی به مخالفت ندارد . این شیوه مخالفت آجرلو تذکر تعدادی از نمایندگان را به دنبال داشت که از رئیس مجلس خواستند تا با تذکر از وی بخواهد در موضوع صحبت کند در نهایت توکلی نماینده تهران صراحتا اقدام وی را سوء استفاده سیاسی خواند و لاریجانی هم با وارد دانستن این تذکرات از آجرلو خواست یا درمخالفت صحبت کند یا وقت خود را به مخالف دیگری بدهد. آجرلو از ابتدا قرار بود 3 دقیقه وقت خود را به علی مطهری بدهد که مطهری از قنبری خواست تا وی صحبت کند اما علاوه بر اینکه فاطمه آجرلو اجازه استفاده ازوقت را نداد مقداری دیگر از نمایندگان هم که گویا از اظهارات قنبری با خبر بودند مانع حضور وی در پشت تریبون شدند البته قنبری هم خود چندان در عزم خود راسخ نبود زیرا ممانعت آنچنانی نبود که وی را باز دارد با اجازه ندادن آجرلو استفاده از وقت قنبری به سمت صندلی خود فرستاده شد.

- کواکبیان نماینده سمنان نیز پیش از بررسی صلاحیت وزیر پیشنهادی در تذکری خواهان قرعه کشی در ثبت نام کنندگان موافق و مخالف شد. الیاس نادران نیز پیش از آن درخواست کرد تا مانند رویه مجلس هفتم با انتخاب موافق و مخالف بر اساس قرعه کشی باشد. دلیل کواکبیان در ارائه این پیشنهاد این بود که عده ای که موافق وزیر پیشنهادی هستند به عنوان مخالف می خواهند صحبت کنند پس از سخنان آجرلو به عنوان مخالف و تذکر نمایندگان به وی کواکبیان به رئیس مجلس خاطر نشان کرد علت تذکر اول وقت بنده مصداق خانم آجرلو بود که موافق وزیر هستند اما درمخالفت صحبت کردند و وقت گرفتند.

- ونایی نماینده ملایر که به عنوان مخالف وزیر پیشنهادی کشور مشغول صحبت کردن بود در بخشی از سخنانش با اشاره تلویحی به بی احترامی صورت گرفته نمایندگان در سفر هیئت دولت به نمایندگان خطاب به رئیس جمهور گفت آقای احمدی نژاد ، ما در صحن علنی نمایندگان دولت را در ردیف اول می نشانیم شما در جلسات هیئت دولت نمایندگان را کجا می نشانید؟

- در شمارش آرا در جلسات استیضاح و رای اعتماد همواره از تعدادی از نمایندگان از هر دو فراکسیون اقلیت و اکثریت درخواست می شود تا با حضور در جایگاه هیئت رئیسه شمارش در آرا به اعضا کمک کنند اما بر خلاف این روال در جلسه علنی امروز این اتفاق رخ نداد و شمارش آرا توسط اعضای هیئت رئیسه انجام شد . تعدادی از خبرنگاران مدعی ابهام در عملکرد باهنر بودند که رئیس مجلس با توجه به بررسی شخصی و دقیق خود هر گونه شبهه ای را منتفی دانست.

- در حین ریختن آراء نمایندگان به گلدانها نیز رای سفید لاریجانی به محصولی از چشم خبرنگاران دور نماند.

- بعد از پایان جلسه علنی در حالی که خبرنگاران منتظر حضور لاریجانی در کنفرانس خبری بودند لاریجانی از صحن خارجی شد اما به طرف دفتر خود حرکت کرد و با اشاره دست به خبرنگاران گفت تا دقایقی دیگر باز می گردد بعدها مشخص شد لاریجانی به دلیل تشکیک در آرای کسب شده توسط محصولی برای بازشماری آرا به دفتر خود رفته است.

- در پایان جلسه علنی امروز نماز جماعت در خارج از صحن علنی برپا شد و روح الله حسینیان بین دو نماز برای نمایندگان  درباره مباحث اخلاقی سخنرانی داشت.

- در حالی که خبرنگاران گمان می کردند مسئولان دولتی همه مجلس را ترک کرده اند در پایان نماز جماعت صادق محصولی وزیر جدید کشور از بین نمازگزاران خارج شد که باعث غافلگیری خبرنگاران شد اما او اظهار نظر درباره سئوالات خبرنگاران را به برگزاری کنفرانس مطبوعاتی موکول کرد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

راي مشكوك، محصولي را وزير کرد

مسئول ستاد انتخاباتي احمدي نژاد رييس ستاد انتخابات کشور شد -

mahsolivazir.jpg

آزاده ميررضي

آراي مشكوك و شكننده نمايندگان مجلس هشتم به صادق محصولي كه حتي باهنر و لاريجاني هم آن را " ضعيف" ‏و "لب مرزي" توصيف كردند، بالاخره دوست قديمي احمدي‌نژاد را براي چند ماه باقي‌مانده به كابينه راه داد.جلسه ‏پرتنش ديروز مجلس هرچند باعث شد كه صندلي وزير كشور در كابينه احمدي‌نژاد بيش از اين خالي نماند، اما ‏نشان داد كه فضاي حاكم بر روابط دولت و مجلس تا چه حد سرد و پر از گلايه است؛ به طوري كه از يک سو ‏احمدي‌نژاد نمايندگان را به "شستن سر تا پاي دولت" متهم كرد، و از سوي ديگر رئيس و نمايندگان شاخص مجلس ‏كنايه‌هاي تندي به دولت زدند.‏

در اين ميان سخنان باهنر، چهره شاخص اصولگرايان، بسيار حانز اهميت بود. وي پس از اعلام راهيابي ‏محصولي به كابينه، تاكيد كرد كه آراي شخص حقيقي محصولي بيش از اين بوده، که معناي ديگر آن اين بود كه ‏معرفي وي از سوي احمدي‌نژاد و انتساب او به دولت نهم باعث ريزش آراي وي شده است؛ آرايي كه وي بر ‏‏"ضعيف" بودن آن تاكيد داشت.‏

اين فاش‌گويي باهنر را بايد در كنار سخنان پس از جلسه لاريجاني قرار داد كه تاكيد ‌كرد ميزان آراي موافق و ‏مخالف نمايندگان كه تقريبا با هم برابر بود، "برآيند نظر مجلس درباره محصولي" بوده و او بايد متوجه اين نكته ‏باشد.‏

همچنين در مقابل اين سخنان، به نطق احمدي‌نژاد در دفاع از محصولي نيز بايد توجه كرد كه در آن از ‏ثروت‌اندوزي رفيق قديمي خود دفاع كرد و در سخناني كه با توجه به موضع گيري هاي قبلي وي بعيد به نظر ‏مي‌رسيد، گفت: "اگر کساني که مسئوليتي را عهده‌دار مي‌شوند، از قبل وضعيت مادي‌شان خوب بوده، نبايد به ‏عنوان مشکل از آن ياد شود."‏

وي در همين راستا به نمايندگان پيشنهاد كرد كه بر اساس آن "ثروت همه مديران كشور پس از انقلاب از فرماندار ‏به بالا و رئيس‌جمهور و رئيس فلان نهاد و رئيس فلان جا هم بررسي شود!" و خود نيز براي آغاز اين كار اعلام ‏آمادگي كرد.‏

احمدي‌نژاد همچنين با اشاره به حملات جوانفكر به مجلس و تاكيد دوباره بر اينكه اين سخنان نظر شخصي وي ‏بوده و تاييد اين خبر كه "با او برخورد هم شده"، از سخنان برخي نمايندگان از تريبون مجلس گلايه كرد كه: "از ‏همين تريبون (مجلس) بالا تا پايين دولت را شستند و هرچه خواستند گفتند."‏

‎‎آراي مشكوك‎‎

وقتي خبرنگاران پارلماني پس از اعلام نتايج راي‌گيري به راهروهاي مجلس آمدند تا با علي لاريجاني گفت‌وگو ‏كنند، از نمايندگان شنيدند كه لاريجاني براي ديدن فيلم راي‌گيري به اتاق فرمان مجلس رفته، چرا كه برخي ‏نمايندگان در مورد آرا تشكيك كرده‌اند.‏

او در نهايت پس از حدود بيست دقيقه به جمع خبرنگاران آمد و با تغيير نظر قبلي خود، اعلام كرد كه بررسي‌ها ‏نشان مي‌دهد 275 نماينده در جلسه حضور داشته‌اند؛ حال آنكه كمتر از يك ساعت قبل، عدد كمتري را اعلام كرده ‏بود.‏

رئيس مجلس هفتم در زمان اعلام آراي به دست آمده در جلسه راي اعتماد، به عدد 270 به عنوان حضار جلسه ‏اشاره كرد، اما پيش آنكه بتواند تعداد آراي موافق و مخالف را اعلام كند، فرياد اعتراض نمايندگان كه معتقد بودند ‏تعداد نمايندگان حاضر در جلسه بيش از اين بوده، بلند شد. تعداد كل آرا از اين جهت اهميت داشت كه نصاب آراي ‏لازم براي انتخاب وزير را تغيير مي‌داد.‏

با اين حال لاريجاني در نهايت با تاكيد بر عدد 273 تلاش كرد بحث‌ها را به پايان برساند، اما اعدادي كه وي در ‏ادامه اعلام كرد، باز هم جنجال آفريد. وي اعلام كرد كه 138 راي موافق، 112 راي مخالف و 20 راي ممتنع به ‏گلدان‌ها ريخته شده است. اما مجموع اين اعداد باز همان 270 نفري بود كه لاريجاني پيش‌تر اعلام كرده بود؛ اين ‏در حالي بود كه از در ورودي مجلس خبر مي‌رسيد كه در زمان راي‌گيري 275 نماينده در صحن حضور ‏داشته‌اند.‏

اين وضعيت باعث شد اعضاي فراكسيون اقليت به شدت نسبت به نحوه شمارش آرا و اعمال نفوذ محمدرضا باهنر ‏‏- كه از موافقان محصولي بود - معترض شوند و در صحت آراي وزير كشور تشكيك كنند. بدين ترتيب صحن ‏علني پس از افتادن جلسه از رسميت، همچنان متشنج باقي ماند تا جايي كه هيات رئيسه مجبور شد اعلام كند كه ‏آراي محصولي را يك بار ديگر شمارش خواهد كرد؛ اقدامي كه در واقع وعده‌اي براي پايان تنش‌ها و سرپوش ‏گذاشتن بر اعتراضات بود.‏

‎‎راهيابي به كابينه پس از جلسه پرتنش‎‎

در واقع تنش در جلسه ديروز مجلس از همان ابتدا آغاز شد؛ زماني كه داريوش قنبري، سخنگوي فراكسيون اقليت، ‏پيشنهاد غيرعلني شدن جلسه را براي آنكه "نظام بيش از اين ضربه نخورد"، مطرح كرد. البته اين پيشنهاد با ‏هياهوي نمايندگان جناح حامي دولت و مخالفت لاريجاني بي‌اثر ماند؛ اما در نهايت احمدي‌نژاد نيز در سخنانش ‏مضمون تذكر قنبري را تكرار و نمايندگان را متهم كرد كه انتقاداتشان از كردان باعث سوء استفاده دشمنان شده ‏است.‏

اما اين آخرين باري نبود كه مطرح شدن نام قنبري باعث ايجاد تنش در جلسه شد؛ چرا كه ساعتي بعد در ادامه ‏سخنان نمايندگان مخالف و موافق وزير پيشنهادي، وقتي لاريجاني سخنگوي فراكسيون اقليت را به پشت تريبون ‏فراخواند تا به عنوان مخالف بعدي وزير كشور سخن بگويد، بار ديگر جنجال و هياهوي حاميان احمدي‌نژاد به ‏حدي بالا گرفت كه در نهايت با ممانعت فيزيكي حاميان دولت، امكان سخنراني وي در مخالفت با محصولي فراهم ‏نشد تا دست آخر هيچ نماينده اصلاح‌طلبي در خصوص وزير پيشنهادي احمدي‌نژاد اعلام موضع نكرده باشد.‏

با اين حال ظاهرا نيازي به مخالفت اصلاح‌طلبان نبود و سخنراني تنها دو نماينده مخالف كافي بود كه حاميان دولت ‏از كوره در بروند و تذكرات پياپي آيين‌نامه‌اي را عليه مخالفان محصولي آغاز كنند. اين تذكرات آنقدر تكرار شد كه ‏در نهايت لاريجاني ناچار شد به اعلام مخالفت صريح با اين اقدام موافقان وزير كشور بپردازد و از حق نمايندگان ‏براي مخالفت يا موافقت با وزير پيشنهادي دفاع كند.‏

با اين حال عمر بي‌طرفي لاريجاني هم چندان طولاني نبود و پس از آنكه ترفند غيراخلاقي فاطمه آجرلو، نماينده ‏حامي دولت كه به عنوان مخالف ثبت نام كرده بود اما از محصولي حمايت مي‌كرد، با اعتراض بسياري از ‏نمايندگان مواجه شد، لاريجاني اين بار به سمت طيف دولتي چرخيد و گفت: "هنوز احساس نکردم که خانم آجرلو ‏به جاي مخالف، دارند در موافقت صحبت مي‌‏کنند."‏

اما بي‌اعتنايي احساس لاريجاني نسبت به سوء استفاده فاطمه آجرلو نماينده حامي دولت از وقت مخالفان آنقدر ادامه ‏يافت كه صحبت او با سپري شدن وقت مخالفت به پايان رسيد؛ تازه آنگاه بود که لاريجاني با خطاب قرار دادن ‏آجرلو، اعتراف كرد كه: "به نظر من شما مخالفتي نکرديد و فقط مطالب حاشيه‌اي گفتيد!"‏

اين در حالي بود كه علاوه بر عباسعلي نورا نماينده زابل، احمد توكلي نماينده تهران هم تذكر داد كه آجرلو به نام ‏مخالفت در حال حمايت از محصولي است. عملي که خبرگزاري فارس از آن به عنوان‏‎ ‎‏"مخافقت" ياد کرده است. ‏همچنين كواكبيان نماينده اصفهان نيز اعلام کرد كه آجرلو كه ادعاي مخالفت دارد، پيش از اين در گفت‌وگو با ‏مطبوعات از محصولي حمايت كرده و او از صبح ديروز اين موضوع را به اطلاع لاريجاني رسانده، اما او ‏بي‌توجهي كرده است.‏

‎‎مخالفت‌هاي رسواگر و موافقت‌هاي متناقض‎‎

پروژه وقت‌كشي حاميان احمدي‌نژاد در جلسه راي اعتماد ديروز در حالي بر عهده فاطمه آجرلو گذاشته شد كه ‏پيش از سخنان وي، دو نماينده اصولگرا عليه محصولي صحبت كرده بودند و سخنان آنها در واقع بازگويي تمام ‏انتقاداتي بود كه پيش از اين در رسانه‌ها عليه محصولي مطرح شده بود، هرچند اين بار از تريبون رسمي و علني ‏مجلس بيان مي‌شد.‏

ونايي نماينده ملاير و فلاحت‌پيشه نماينده اسلام‌آباد غرب كه در مخالت با وزارت محصولي سخن مي‌گفتند، ميزان ‏دارايي‌هاي اين مشاور احمدي‌نژاد و نحوه كسب آن را به شدت زير سؤال بردند و محصولي را متهم كردند كه "از ‏طريق قطع درختان شهرداري تهران به ساخت و ساز پرداخته و از طريق ترانزيت سوخت به اردبيل ثروت کسب ‏کرده" و نيز با ممنوع دانستن واگذاري امتياز سوآپ نفت به افراد حقيقي، از محصولي خواستند كه درباره اين ‏تخلف خود توضيح دهد.‏

اين دو نماينده همچنين با تاكيد بر خطرناك بودن پيوند ثروت و قدرت، همچنين به سابقه فعاليت انتخاباتي محصولي ‏در ستادهاي احمدي‌نژاد اشاره و نسبت به تبعات حضور وي در وزارت كشور براي سلامت انتخابات آينده ابراز ‏نگراني كردند.‏

اما اين تنها سخنان مخالفان نبود كه جنجال‌ساز شد، بلكه سخنان شهاب‌الدين صدر نماينده تهران در حمايت از ‏محصولي نيز باعث شد كه بين سخنان او و خود محصولي تناقضي ايجاد شود.‏

صدر كه از فعالان سياسي و حزبي جناح اصولگرا به شمار مي‌رود، در سخنان خود با اشاره به خصوصيات ‏اخلاقي خوبي كه در جريان فعاليت‌هاي انتخاباتي از محصولي ديده، در پاسخ به انتقادات برخي نمايندگان درباره ‏حضور او در ستاد احمدي نژاد، وعده داد كه او "قطعا بعد از راي اعتماد ستادهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد را ‏ترک مي‌کند، چون صيانت از آراي مردم از افتخارات نظام است."‏

اين در حالي بود كه اندكي بعد، محصولي در سخنان خود ادعا كرد و حتي سوگند نيز خورد كه هيچ‌گاه عضو ‏ستادهاي احمدي‌نژاد نبوده است. احمدي‌نژاد هم در سخنان خود ادعا كرد كه غير از دو مورد، همه وزيران كشور ‏بعد از انقلاب حزبي بوده‌اند و با اين حال انتخابات در هيچ دوره‌اي مخدوش نبوده است. ‏

بدين ترتيب ابهام در خصوص رابطه انتخاباتي محصولي با احمدي‌نژاد و احتمال تخلفات وزارت كشور در ‏انتخابات آتي رياست‌جمهوري همچنان ادامه يافت. اين موضوع به حدي جدي بود كه حتي به ابراز نگراني صريح ‏نمايندگان مخالف در صحن علني نيز كشيده شد؛ به طوري كه فلاحت‌پيشه به صراحت محصولي را به قصد انجام ‏تقلب در انتخابات متهم كرد و گفت: "شما بسياري از ستادهاي احمدي‌نژاد را راه‌اندازي کرديد، اين يعني ستاد ‏انتخابات قبل از ورود شما به وزارت کشور تشکيل شده است."‏

با اين اوصاف در نهايت صادق محصولي كه چند بار در طول سخنانش خود را "سرباز رهبر" معرفي كرد، از ‏جلسه ديروز مجلس هشتم به عنوان وزير كشور بيرون آمد و او اكنون بايد برگزاركننده انتخاباتي باشد كه ‏احمدي‌نژاد يكي از نامزدهاي اصلي آن است؛ در شرايطي كه نحوه ارتباط اين دو و تاثيرات آن بر سلامت ‏انتخابات نه تنها از امروز، بلكه از جلسه ديروز مجلس محل سؤال قرار گرفته است.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

قصه‌ي آن قتل‌ها

مرتضي كاظميان - 

kazemian.jpg

درست 10 سال پيش در چنين روزي (28 آبان‌ماه) وقتي دكتر‌ مجيد شريف به عادت روزهاي پيشين، بامدادان عزم نرمش و ‏دويدن صبح‌گاهي كرد، به‌خانه بازنگشت؛ پيكر بيجان او چند روز بعد، پس از كاردآجين‌شدن پروانه و داريوش فروهر، در ‏سردخانه مورد شناسايي خانواده قرار گرفت. بعدتر، در جريان اكثريت‌يافتن اصلاح‌طلبان در مجلس ششم بود كه از او نيز ‏به‌عنوان يكي ديگر از ترورشدگان پاييز1377 ياد شد.‏

مجيد شريف ربوده شد و -ظاهرا" به‌گونه‌اي پيچيده- چنان به قتل رسيد كه گويي سكته قلبي كرده است. ترور او كه رزا ‏لوكزامبورگ ترجمه مي‌كرد و نيچه، شريعتي را بازخواني مي‌نمود و تبيين، و پيگير حقوق فلسطينيان بود و رسواگر ‏دروغ‌ها و نيرنگ‌ها و خشونت‌ورزي‌هاي صهيونيست‌ها، همان‌قدر جان‌كاه و تلخ و دردناك بود كه كاردآجين كردن فروهرها ‏و ترور فرهيختگان و آزادگاني چون محمد محختاري و محمدجعفر پوينده.‏

موقعيت شريف در بامداد سرد و خاكستري 28 آبان 77 همان ميزان خشن و غيرانساني و ناجوانمردانه است كه موقعيت ‏پروانه فروهر، هنگامي كه با تني تب‌كرده در ابتداي آذر (ماه سرخ‌فام تاريخ سياسي معاصر ايران) سلاخان دشنه به‌دست را ‏بر فراز بستر خويش ديده يا احيانا" پس از شنيدن ناله‌هاي داريوش، خود را در موقعيتي مشابه وي يافته است. و اين همه ‏جملگي چندان با وضع خفقان‌آور پوينده و مختاري، در نيمه‌ي آذر 77 آن‌گاه كه در برابر طناب دار، آخرين دشنام‌ها و ‏تحقيرها و توهين‌ها و تحقير‌ها را صبورانه مي‌شنيدند و به "تقدير" تمكين مي‌كردند، تفاوتي ندارد. ‏

كسي چه مي‌داند؛ شايد آن ‌هنگام در آخرين دقايق زندگي، شريف "انا لله و انا اليه راجعون" را نجوا مي‌كرده است؛ داريوش ‏با لمس تيزي مرگ‌آفرين نخستين ضربه‌ي دشنه، "زنده‌باد آزادي" سر داده است؛ پروانه با آخرين توان فرياد كرده است: ‏‏"پاينده ايران"؛ مختاري در دل مي‌خوانده است: "آنك قصابانند؛ بر گذرگاه‌ها مستقر؛ با كنده و ساتوري خون‌آلود؛ و تبسم را ‏بر لب‌ها جراحي مي‌كنند.. ابليس پيروز مست، سوگ عزاي ما را بر سفره نشسته است"؛ و پوينده سخن مشهورش را با ‏آخرين نفس‌ها در ذهن مرور مي‌كرده است كه: "بدا به‌حال حكومتي كه ملت‌اش با اختناق و سانسور از انحراف و فساد، ‏محفوظ بماند"...‏

قصه‌ي قتل‌هاي زنجيره‌اي چنان كه شهره است، آشكار و پيگيري شد... برخي از صاحب‌نظران و كنشگران سياسي، تغيير و ‏تحولات در درون وزارت اطلاعات را -درپي پيگيري‌ها براي كشف عاملان قتل‌هاي زنجيره‌اي- به "ملي‌كردن" اين ‏وزارتخانه تعبير و تفسير كردند و اهميت آن را كمتر از ملي‌شدن صنعت نفت، ندانستند.‏

آن وقايع ناگوار در پاييز 1377 به‌ظاهر، پايان يافته است؛ تامل‌برانگيز و هولناك آنجاست كه تفكري كه براي حفظ اقتدار ‏خود و تداوم و گسترش حضورش در ساخت قدرت، حتي از ريختن خون و ستاندن جان انسان‌ها، ابايي ندارد، هرگاه كه ‏روندهاي اجتماعي را خلاف منافع خويش بيابد، در اشكال گوناگون، فعال شود. امكانات و پتانسيل‌هاي نظام سياسي ‏ايدئولوژيك و دولت رانتي، براي باند‌هاي قدرت، پتانسيل‌هاي لازم را -به‌گونه‌ي بالقوه- فراهم مي‌آورد. اين‌چنين، به‌نظر ‏مي‌رسد هرچه وزن نيروهايي كه باور و تعهد بيشتري به دموكراسي، پلوراليسم، آزادي بيان و عقيده، و جامعه‌مدني دارند، ‏در ساخت قدرت افزايش يابد، از احتمال وقوع فاجعه‌هايي چون ترورهاي زنجيره‌اي پاييز 77 كاسته مي‌شود، يا حداقل آن‌كه ‏امكانات و انگيزه‌هاي بيشتري براي پيش‌گيري از اين روندها و اقدامات ضدانساني، متصور است.‏

‏10 سال از شهادت مظلومانه‌ي جان‌باختگان پاييز 77 سپري مي‌شود، اما نام ترورشدگان، بزرگ‌تر و بيش از پيش- با ‏ديدگاه‌ها، تاليفات، ترجمه‌ها و كنش‌هاي سياسي ملي‌شان- تكثير مي‌شود؛ به‌نظر مي‌رسد كه حق با ميلوان جيلاس است: ‏‏"آنهايي كه از سوي دنيايي كه زماني به آن تعلق داشته‌اند، مرتد قلمداد مي‌شوند، معمولا" در تاريخ جايگاهي بهتر از ‏غيرمرتدان مي‌يابند."‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نگاهی به سخنان مهم حسن روحانی درباره ماهیت دولت نظامی

تجارت را با پس گردنی
نظامی ها از موتلفه می گیرند
دولت بنام خصوصی سازی، شرکت های خود را به شرکت های وابسته به سپاه منتقل می کند

حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی، که اکنون نماینده رهبر در این شورا شده و سکان را ابتدا به لاریجانی و سپس جلیلی سپرده، برای نخستین بار در یک سخنرانی انتقادی از دولت،  اشاره به واقعیتی کرد که کلیدی ترین مسئله در شناخت ماهیت اقتصادی و سیاسی دولت نظامی- امنیتی حاکم است.

سخنان وی که خلاصه از آن را در ادامه می خوانید، نشان داد:

1- فرماندهان سپاه چگونه شرکت های دولتی را تحت عنوان خصوصی سازی به شرکت هائی که خود تاسیس کرده اند منتقل می کنند.

2- آن وحشتی که سراپای موتلفه اسلامی را گرفته و به منتقد دولت احمدی نژاد تبدیل کرده نه بخاطر سرکوب آزادی ها و اختلاف بر سر تعبیر حضور هر شبه امام زمان در خواب احمدی نژاد، بلکه بر سر بیرون آمدن رقیبی نظامی و پرقدرت از دل این دولت است. این رقیب، دیگر نهضت آزادی نیست که بتوان به اوین برد و یا مجاهدین انقلاب اسلامی نیست که هر چند وقت یکبار وصیت نامه اسدالله لاجوردی مبنی بر ضرورت اعدام همه رهبران آن را از گاوصندوق بیرون آورد، اصلاح طلبان بی برگ و صلاح هم نیستند که براحتی قلم و قدمشان را شکستند. اینها رقیبی از جنس و قدرتی دیگراند. تلافی اعتصاب بازار تهران و چند شهر دیگر را هم بزودی سازمان خواهند داد.

3- اختلاف در مجلس هم از جنس اختلاف در مجالس قبلی نیست، چون یک سر این اختلاف دست فراکسیون یکصد نفره سپاه است. فراکسیونی که به سردار محصولی میلیاردر چون از جنس خودشان است رای می دهد اما به کردان که به محافل نظامی راه نداشت نه!

4- اشارات صریح حسن روحانی، بر عده ای خوش خیال – اگر چه معدود- عیان ساخت که پایگاه و خواستگاه دولت نظامی احمدی نژاد کجاست و آن بازی سهام عدالت و فقیر نوازی و گداپروری نامش سوسیالیسم نیست. قبضه نظامی سرمایه داری تجاری و بیرون آوردن آن از دست سرمایه داری تجاری – بازاری سنتی ایران هم تحول نیست.

حال با این مقدمه سخنان مهم حسن روحانی را بخوانید

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
خود شکن، آئینه شکستن خطاست Print This Page!!!

  نويسنده : عیسی سحرخیز
 (از همين نويسنده)


امروز: وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی انتظار دولت احمدی نژاد از مطبوعات و رسانه‌ها را "انعکاس واقعیت‌های خدمات دولت به مردم" دانسته و با تاکید خاص "ضرورت آسیب شناسی (کاهش) تیراژ مطبوعات" را بیان داشته است.
وی روز یکشنبه در مراسم افتتاحیه پانزدهمین جشنواره و نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها در مصلای تهران، در شرایط ممنوعیت حضور بیش از 200 نشریه ای که طی سال های اخیر به انحای مختلف توقیف و تعطیل شده اند، در مقام مقایسه ی تعداد مطبوعات ایران در قبل و بعد انقلاب گفته است: "پیش از انقلاب اسلامی کمتر از 200 عنوان نشریه در کشور منتشر می شد، اما امروز بیش از سه هزار و 500 عنوان نشریه شامل روزنامه، مجله، هفته نامه و ماهنامه منتشر می شود".
جناب صفارهرندی هم چون رئیس خود، احمدی نژادکه در نیویورک در میان شگفتی افکار عمومی ایران و جهان در مورد فضای گسترده و بی حد وحصر آزادی قلم و بیان در ایران سخنران فرسایی کرده بود، فضای حاکم بر مطبوعات کشور را "فضای همراه با آزادی و اطلاع رسانی جامع الاطراف" عنوان کرده و تاکید کرده است که "امروز فضای آزاد ابراز عقیده و اندیشه در مطبوعات کشور به گونه ای است که حتی شاهد انتقادات گزنده نسبت به مقامات ارشد کشور هستیم. این وضعیت در سالهای اخیر بسیار برجسته‌تر و مشهود تر نیز شده است".
اکنون جای آن نیست که از ایشان سوال شود مگر قرار است کسی اوضاع ایران را با شرایط پیش از انقلاب و دوران پهلوی- شرایط دیکتاتوری و خفقان، زندان و شکنجه، فضای سیاسی تک حزبی و مطبوعات دولتی - مقایسه کند که شما با افتخاراعلام می کنید عناوین نشریات از 200 به 3500 رسیده است؟
البته باید توجه داشت که با وجود این سخنان، در شرایطی که در اکثر کشورهای جهان نظام مطبوعاتی مبتنی بر صدور مجوز نشر منسوخ شده است، وزیر ارشاد نظر خود و همفکرانش را بارها مورد تاکید قرار داده است که این تعداد نشریه برای ایران "زیاد است و باید کاهش پیدا کند" و احتمالا در شرایط مطلوب، به کمتر از تعداد دورا ن پهلوی و در حد و اندازه ی نشریات لازم به عنوان تریبون تبلیغاتی دولت تقلیل یابد.
البته جای این بحث نیز نیست که چه شده است همچون سال های آخر رژیم پهلوی و حکومت محمدرضا شاه، هر روز بیشتر شاهد "انتقادات گزنده نسبت به مقامات ارشد کشور هستیم" و این موارد در سال های اخیر پس از دولت احمدی نژاد و حمایت های بی حد و حصر از آن "بسیار برجسته تر و مشهودتر شده است"؟ لابد روزی دیگر، از جانب مقامی دیگر بحث ضرورت "آسیب شناسی" این موضوع نیز مطرح خواهد شد، که باید امیدوار بود که چندان دیر نشود تا دود غلیظش به حلق و چشم ملت برود و هزینه های جبرانش هر روز سنگین تر شود.
اما به مناسبت دوران برگزاری جشنواره مطبوعات که در واقع "سوگواره مطبوعات و روزنامه نگاری آزاد" در ایران است، شاید بد نباشد که نگاهی اجمالی به دلایل کاهش شمارگان نشریات، به ویژه روزنامه های کثیر الانتشار انداخته شود.
احتمالا کوتاهترین پاسخ این ضرب المثل معروف خواهد بود که "خود شکن، آئینه شکستن خطاست"! قصد آن را ندارم که به سال های چندان دور بروم و اوایل انقلاب، آن زمان که 200 عنوان نشریه زمان شاه جهشی ده ها برابر کرد و تیراژ روزنامه ای چون کیهان از یک میلیون نسخه در روز نیزفراتر رفت. منظورم همین روزنامه ی کیهانی است که مدیریت دوست و رفیق شفیق آقای صفار و نماینده ی ومعتمد رهبر کشور، و سردبیری وزیر ارشاد کنونی صدها برابر از شمارگان آن دوران کاسته است. بلایی که بعد از دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد و تغییر مدیریت روزنامه ی "ایران" ، بر سر ارگان دولت آمده است و به موازات آن بر سر اقبال عمومی نسبت به گزارش ها و اخبار خبرگزاری جمهوری اسلامی- ایرنا- به دلیل حضورهمکاران دیروز جناب وزیر.
برای بررسی دلیل تحول منفی سال های اخیر هم کافی است مشخص شود که آیا این فرضیه می تواند درست باشد که " بین گسترش آزادی بیان و قلم و میزان شمارگان نشریات با نحوه ی مدیریت سیاسی کشور و مدیریت ارشاد رابطه ی معناداری وجود دارد؟". به عنوان مثال مشخص شود، رفتن سید محمد خاتمی از وزارت ارشاد و تشریف فرمایی علی لاریجانی و مصطفی میرسلیم در دوران ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی چه پیامدی بر کمیت و کیفیت مطبوعات و تعداد عناوین، تنوع و شمارگان آن ها داشته است. یا در دوران اخیر، اثر برکناری عطاالله مهاجرانی و روی کار آمدن محمد حسین صفار هرندی چه بوده است؟
همچنین می توان این پرسش را نیز مطرح کرد که "نگاه دولت به مطبوعات مستقل و روزنامه نگاری آزاد" در این دوره ها چگونه بوده و آسیب آن بر"تیراژ و شمارگان مطبوعات" و توجه و اقبال مردم- خواسته و ناخواسته- به "رسانه ی شایعه و رادیو تلویزیون های فارسی زبان خارح از کشور" چه میزان؟
در این میان باید توجه داشت وقتی از دوران اخیر و ریاست جمهوری آقای خاتمی سخن به میان می آید، یعنی شرایط "حاکمیت دوگانه"، مسلما تفاوت معناداری میان "دولت" و "حکومت" وجود داشته و نباید برخورد جناح انتصابی حاکمیت با مطبوعات و روزنامه نگاران و نقش آن در کاسته شدن از کمیت و کیفیت مطبوعات و به تبع آن شمارگان نشریات کشور را در آن ایام نیز به حساب مدیریت بخش انتخابی حکومت گذارد.
شاید بیان چند مثال فتح بابی باشد برای "آسیب شناسی" مورد انتظار وزیر محترم. جناب وزیر، چون در آن فضای حاکمیت دوگانه خود در روزنامه کیهان بر مسند "پرونده سازی برای روزنامه نگاران و مدیران مطبوعات دگراندیش و اصلاح طلب" نشسته بوده و یار غار حسین شریعتمداری خوب آگاه است که آن زمان وجود و حضور نام یا نام هایی حساسیت زا در یک روزنامه یا مجله خود به خود به معنای صدور حکم نابودی و توقیف نشریه بوده است، به خصوص اگر گسترده ی نفوذ آن در حال گسترش باشد و تیراژ آن در حال فزون و اقبال مردم روز افزون!
بی توجهی به اسم رمزهایی چون ضرورت به کار بردن عبارت "مقام معظم رهبری" یا "مقام عظمای ولایت" و بسنده کردن به "مقام رهبری" هم بدون برو بگرد حکم اعدام دربرداشت، تنها زمان آن نامشخص بود و بستگی داشت به دادن یک گاف کوچک معمول در حرفه روزنامه نگاری که در شرایط طبیعی به انحای مختلف می توانست رفع و رجوع شود، اما در آن زمان بهانه ی بود برای تصفیه حساب های سیاسی . حتی به این خطای مطبوعاتی هم بسنده نمی شد و کافی بود که نارضایتی عیان شود و کلامی از دهان "آمر" خارج شود تا "عامل" در سکوت توام با رضای او به جای "کلاه"، "سر" بیاورد!
هیچگاه فراموش نمی کنم آن روزی را که برای دیدار دوستان و همکاران قدیمی به خبرگزاری جمهوری اسلامی رفته بودم و از سر اتفاق- یا شاید هم به قصد ارشاد- آقای علی اکبر جوانفکر خبرنگار بیت رهبری، مشاور مطبوعاتی کنونی رئیس جمهور که اکنون خود به دلیل نوشتن مطلبی در وب لاگ شخصی اش چند روزی است مورد حمله ی یاران دیروز قرار گفته است، مرا دید و با لحنی توام با شوخی و جدی گفت :فلانی شما چرا در روزنامه اخبار اقتصاد از عبارت "مقام معظم رهبری" استفاده نمی کنید و سخنرانی های ایشان را تیتر اول روزنامه ی خود قرار نمی دهید؟
اکنون جای تکرار پاسخی که به او داده شد نیست، قصدم تنها آوردن نمونه ای و بیان این دیدگاه غالب در میان اقتدارگرایان است و مجازاتی که چنین غفلت یا سیاستی عمدی نصیب نشریاتی چون "اخبار اقتصاد" و "آفتاب" می کرد. خوشبختانه امروز آگاهی کامل از بهای پیروی آگاهانه از این خط مشی، و رعایت دقیق آن از جانب تمام مدیران نشریات در حال انتشار، موجب غیرکاربردی شدن این بهانه شده است و جایش را بهانه های دیگر گرفته است، از جمله "انعکاس واقعیت‌های خدمات دولت به مردم"!
خواسته ای غیرقانونی و تحمیلی به مدیران نشریات و سردبیران، دبیران و روزنامه نگاران آن ها، به منظور زیر پا گذاردن استقلال سیاست گذاری روزنامه ها و مجلات و تنزل روزنامه نگاران به سطح کارکنان روابط عمومی های نهادها و وزراتخانه های دولتی و تبدیل "خبرنگار" به "خبربیار" .
سیاستی که در کنار تحمیل سانسور و خودسانسوری به مطبوعات، در شرایط عدم صدور مجوز برای نشریات مستقل و توقیف، به موازات تعطیلی های فله ای زنجیره ای و جلوگیری از فعالیت روزنامه نگاران حرفه ای، عامل اصلی "آسیب " مورد نظر جناب وزیر، در معضل "کاهش فزاینده ی تیراژ نشریات" است.
راه حل این مشکل هم آسان است، کافی است حاکمیت تفکر خود را عوض کند، در مقام عمل به اعلامیه جهانی حقوق بشر گردن گذارد، اصول مترقی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را پذیرا باشد، سیاست هابی چون اعمال سانسور و فشار برای خودسانسوری را متوقف کند، برنامه ی تعطیل و توقیف زنجیره ای نشریات توسط هیات نظارت و دادگاه های مطبوعات غیرقانونی را تعطیل نماید، صفار و باند کیهان را مدتی به مرخصی بفرستد و در نهایت اجازه دهد مردم از جمله اهالی مطبوعات فارغ از فضای پلیسی - امنیتی، زندگی امن، آرام و قانونی داشته باشند. قول داده می شود از فردای آن روز شمارگان و تیراژ روزنامه ها و مجلات به صورت فزاینده بالا خواهد رفت.
در این شرایط دیگر نیازی به برگزاری همایش های آن چنانی برای ریختن پول باد آورده ی نفت به جیب عده ای خاص برای "آسیب شناسی (کاهش) تیراژ مطبوعات" هم نیست. راه حل ساده تری هم وجود دارد کافی است که مدیریت یکی از روزنامه های کیهان و ایران یا هر دو، به عنوان نمونه ای آزمایشی به مدیران روزنامه های اصلاح طلب دوان خاتمی سپرده شود، تا در جایگاه عمل نشان داده شود که آسیب از کجا نشات می گیرد و راه حلش چیست و چگونه می توان شمارگان روزنامه را به مسیر صعودی انداخت.
برای حل معضل دیگر مورد اشاره ی وزیر هم کافی است که دولت هر چه زودتر کناره گیری کند و در یک انتخابات پیش هنگام "آزاد، سالم و منصفانه"- به دور از اعمال نفوذ حزب پادگانی و دخالت های سیاسی بی مورد شورای نگهبان از طریق "نظارت استصوابی" - مردم آزادانه رئیس جمهور منتخب خود را برگزینند، تا مشکل "انعکاس اجباری و تحمیلی واقعیت‌های خدمات دولت" توسط مطبوعات و رسانه‌ها به راحتی حل شود- البته "انعکاس حرفه ای و داوطلبانه خدمات دولت"، نه دروغ پراکنی، عدد و رقم سازی و ارائه ی شاخص های آماری برگزیده و دستکاری شده!

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

علي احمدي يک روز هم نبايد بماند

بار ديگر استيضاح وزير آموزش و پرورش

aliahmadi.jpg

رسا قاضي نژاد‏

تنها چند ساعت پس از راي اعتماد پرحرف و حديث نمايندگان مجلس به سومين وزير کشور، طراحان استيضاح وزير ‏آموزش و پرورش طرحي را با 25 امضا به هيات رييس مجلس تقديم کردند که هفتاد روز پيش، به صورتي مشابه تقديم ‏مجلس شده اما در دقيقه نود از دستور رسيدگي خارج شده بود. ‏

يکي از طراحان اصلي استيضاح وزير آموزش و پرورش پس از پايان جلسه راي اعتماد محصولي در روز گذشته، با ‏اشاره به اينکه "جو مجلس بر عليه وزير آموزش و پرورش است"، خبرداد: "طرح استيضاح عليرضا علي احمدي ‏وزير آموزش و پرورش با 25 امضا به هيات رئيسه مجلس تقديم شد. قطعا اين وزير نخواهد توانست راي اعتماد از ‏مجلس بگيرد و ما يقيين داريم كه از كار بركنار مي شود. ما ديگر نمي توانيم ظلم هايي را كه در حق معلمان كشورمان ‏مي شود تحمل كنيم."‏

سيد كاظم موسوي که عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس و از طراحان اصلي استيضاح وزير آموزش و پرورش ‏است، ديروز همچنين به سايت اصلاحات گفت: "به نظر من حتي يك روز ماندن عليرضا علي احمدي در وزارت ‏آموزش و پروش ظلم عظيمي در حق فرهنگيان كشور است، بايد فردي بر اين مسند تكيه زند كه از جنس آموزش و ‏پرورش باشد ودرد فرهنگيان را بفهمد. تعداد بسيار زيادي از نمايندگان براي امضا اين استيضاح به ما مراجعه كردند ‏كه ما قبول نكرديم زيرا به دنبال اشخاصي بوديم كه تا آخر پاي استيضاح بايستند و اين 25 نفر كساني هستند كه مردانه ‏تا بركناري علي احمدي از وزارت آموزش و پرورش ايستادگي مي كنند."‏

زمزمه استيضاح وزير آموزش و پرورش در حالي دوباره شکل گرفته که پس از نه جابجايي کابينه توسط رييس ‏جمهوري و يک راي اعتماد مجلس در نيمه آبان گذشته، کابينه در لبه مرز قرار دارد و چنانچه يک تغيير ديگر در آن ‏رخ دهد، رييس جمهور بايد دوباره براي اعضاي کابينه خود در حالي که نه ماه به پايان کارش مانده، راي اعتماد ‏بگيرد؛ مساله اي که برخي نمايندگان را در پيوستن به هر طرح استيضاحي مردد مي کند. ‏

موسوي نماينده مردم اردبيل در مجلس در گفتگوي خود به اين موضوع اشاره کرده و گفته است: "بسياري از افراد با ‏استناد به اين موضوع كه بعد ازعزل وزير آموزش و پرورش در مجلس، دولت بايست براي راي اعتماد، مجددا در ‏مجلس حاضر شود، استيضاح كنندگان علي احمدي را خواهان سقوط دولت مي دانند. در صورتيكه اين امر خلاف واقع ‏است.مشكل ما با وزير است نه دولت.ما بالاي 20 ساعت با اين وزير جلسه داشتيم اما ايشان اصلا به حرفهاي ما گوش ‏نمي كنند ديگر كاسه ي صبرمان لبريز شده است."‏

‎‎يک استيضاح ناکام‎‎

اين اولين بار نيست که نام عليرضا علي احمدي براي استيضاح در مجلس شنيده مي شود. مجلس هشتم که در ابتداي کار ‏تصميم به استيضاح چند وزير دولت داشت سرانجام در ابتداي شهريور طرح استيضاح وزير آموزش و پرورش را به ‏هيات رييسه ارايه داد در حالي که امضاي هشتاد نماينده بر اين طرح خود از رکوردهاي مجلس شوراي اسلامي پس از ‏انقلاب به شمار مي رفت[براي استيضاح ده امضاي نمايندگان کفايت مي کند] اما به مصداق "سنگ بزرگ علامت ‏نزدن است"، نمايندگاني که چنين دستجمعي به استقبال استيضاح وزير رفتند تنها يک روز مانده به جلسه استيضاح، يک ‏به يک امضاي خود را پس گرفتند به صورتي که از هشتاد امضا، حتي ده امضاي لازم براي استيضاح هم باقي نماند. ‏آنان سخنان دو هفته قبل آيت الله خامنه اي در حمايت از دولت را بهانه قرار دادند و به اين ترتيب علي احمدي که از سي ‏بهمن سال گذشته جانشين فرشيدي شده بود، دروزارتخانه ماند.‏

جواد آرين منش، نايب رييس کميسيون فرهنگي مجلس نيز گفت که مشکلات آموزش و پرورش با استيضاح وزير ‏آموزش و پرورش قابل حل نيست ضمن آنکه زمان کنوني با توجه به آستانه بازگشايي مدارس، براي استيضاح وزير ‏آموزش و پرورش مناسب نيست‎.‎‏ از سوي ديگر بسيج دانشجويي دانشگاه امام صادق هم در نامه‌اي به نمايندگان مجلس ‏به طرح استيضاح علي‌احمدي اعتراض کرد. ‏

همه اين عوامل دست به دست هم داد تا نمايندگان استيضاح علي احمدي را به وقت ديگري موکول کنند.‏

‎‎بهانه کافي براي استيضاح‎‎

اما ظاهرا طرفداران استيضاح در ماه هاي اخير دلايل کافي براي استيضاح وزير آموزش و پرورش را جمع آوري ‏کرده اند. به گزارش فارس، ‏طرفداران استيضاح گفته اند وزارت آموزش و پرورش در چند ماه گذشته دچار چالش ‏جدي شده و بنيان آن متزلزل است‎.‎

طراحان استيضاح، ناتواني علي‌احمدي در شناخت مشکلات اين بخش، بي‌توجهي به مشکلات مالي فرهنگيان و ‏اداره‌هاي وابسته را از دلايل تهيه اين طرح اعلام کرده اند. نپرداختن سرانه دانش‌آموزي مدارس از مهرماه 86، ‏نپرداختن پاداش بازنشستگي و بي‌توجهي به اجراي قانون برنامه چهارم توسعه نيز از ديگر دلايل طراحان استيضاح ‏بوده است‎.‎

اما غير از اين اظهارات علي احمدي نيز دليل کافي براي استيضاح او عنوان شده است. اشاره اين نمايندگان به سخنان ‏وزير آموزش و پرورش در مناسبت هاي مختلف است. از جمله اينکه وي در جريان سفر اخير استاني به مازندران و ‏در باشگاه فرهنگيان ساري‎ ‎ادعا کرد که: "کتاب هاي درسي حجيم و بي ‏روح و خسته کننده است و رد پاي شيطاني در ‏آن ها وجود دارد."‏

‎ ‎پيش از اين هم علي احمدي زماني که هنوز "سرپرستي" آموزش و پرورش را بر عهده داشت، گفته بود که کتاب هاي ‏درسي دختران و پسران بايد از هم جدا شود.‏ ‏

اظهارات سه روز پيش علي احمدي نيز اين وضع را بدتر کرد. به گزارش تابناک وي که روز شنبه در مورد خريد ‏تجهيزات گرمايشي مصاحبه مي کرد گفت: "سر كيسه را شل كرديم و با همه محدوديت‌هايي كه داريم اجازه داديم از ‏محل خريد تجهيزات، مدارس بخاري‌هايي كه نياز دارند را خريداري كنند و خلأ مالي باعث نشود كه بخاري نفتي در ‏مدارس استفاده شود‎.‎‏"‏

اين نحوه سخنگويي، موجب تذکر چند نماينده مجلس در تريبون عمومي شد.به اينها بايد کسر بودجه اين وزارتخانه را ‏نيزافزود که با رقمي معادل 6500 ميليارد تومان، رکوردي در تاريخ کسر بودجه وزارتخانه ها و برنامه ريزان بودجه ‏کشور است.‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

هشدار سپاه در مورد انقلاب مخملي اينترنتي

همزمان با راه اندازي ده هزار وبلاگ براي بسيج -

po_rafizadeh_s_01.jpg

شهرام رفيع زاده

در پي اعلام راه اندازي 10 هزار وبلاگ براي 10 هزار پايگاه بسيج در کشور، ارگان رسمي سپاه پاسداران در ‏حمله جديدي به اينترنت آن را وسيله اي براي انقلاب مخملي عليه جمهوري اسلامي توصيف کرد.‏

در تصوير هراس آور ارائه شده از سوي سپاه در مورد اينترنت، هفته نامه صبح صادق با نامگذاري جديد ‏‏"امپرياليسم اينترنتي" بر روي شبکه جهاني وب، ادعا کرد که دولت امريکا قصد دارد با ابزارهاي ديپلماسي ‏عمومي که ارگان سپاه "اينترنت" را بخش اصلي آن معرفي کرده، به انقلاب مخملي و براندازي جمهوري اسلامي ‏دست بزند.‏

ارگان دفتر سياسي سپاه پاسداران "پست هاي الکترونيکي(ايميل)، موتورهاي جستجوگر ياهو و گوگل"، "راديو و ‏تلويزيون هاي بين المللي مثل‎ ‎بي بي سي، سي ان ان، فاکس نيوز"، "مطبوعات بين المللي چون نيوزويک، تايم، ‏نيويورک تايمز، واشنگتن پست"، راديو ‏‎-‎‏ تلويزيون هاي فارسي يا منطقه اي خارج از کشور چون‎ ‎‏"تلويزيون ‏صداي امريکا، الحره، راديو فردا، راديوآزادي، راديو‎ ‎سوا"، سايت هايي چون "روز آنلاين و گويا نيوز" و ‏‏"خبرگزاري هاي رويترز، آسوشيتدپرس، يونايتدپرس، فرانس پرس، دپ آ" را به عنوان ابزارهاي براندازي ‏جمهوري اسلامي و انقلاب مخملي در ايران معرفي کرده است. اين نشريه افزوده که "فيلترشکن ها، هک کردن، ‏بلوتوث، و پيام هاي کوتاه تلفني اس ام اس" بخش ديگري از ابزارهاي ديپلماسي رسانه اي امريکا براي ايجاد ‏انقلاب مخملي در ايران به شمار مي روند.‏

‎‎انقلاب مخملي اينترنتي؟‎‎

گزارش منتشر شده در هفته نامه صبح صادق با اشاره به وجود 18 ميليون کاربر اينترنتي در ايران ادعا کرده که ‏دو سال پيش وزارت خارجه اسرائيل در همايشي با عنوان‎ ‎‏"اينترنت در ايران" برگزار کرده و در آن ضمن اظهر ‏خرسندي از "افزايش نفوذ «اينترنت ناسالم» در جامعه ايراني و گسترش موسيقي هايي چون رپ و راك و... را از ‏طريق اينترنت" اميدواركننده دانسته است.‏

ارگان دفتر سياسي سپاه همچنين ادعا کرده که "بخشي از سازمان اطلاعات مركزي امريكا وظيفه دارد ضمن آلوده ‏كردن اينترنت براي ايرانيان، در سايت وبلاگ هاي ايراني به جستجو پرداخته و پس از جمع آوري و ترجمه ‏اطلاعات بدست آمده آن ها را آناليز نموده و مورد بهره برداري قرار دهد‎.‎‏"‏

اين نشريه در عين حال تاکيد کرده که آنچه امريکايي ها را اميدوار به انقلاب مخملي در ايران کرده عبارات جست ‏وجو شده ايرانيان در اينترنت است. به نوشته صبح صادق "آنها ابراز شادماني كرده اند كه در حالي كه كشورهايي ‏نظير آمريكا، كانادا، انگليس موضوعاتي همچون نقشه آن كشورها، كاريابي، بانك ها، سازمان و ادارات دولتي و ‏فروشگاه ها را جست وجو كرده اند اما در ايران عبارتي نظير‎ Music‎، ‏Chat ‎‏ و... بوده است."‏

در بخش ديگري از هشدار دفتر سياسي سپاه پاسداران در خصوص بروز انقلاب مخملي از طريق اينترنت در ‏ايران، به "نگراني مجلس" از همين موضوع اشاره شده است. اين هفته نامه نوشته "مركز پژوهش هاي مجلس ‏شوراي اسلامي در گزارشي تحت عنوان تهديد نرم گزارش داده است كه آمريكا شيوه براندازي خود را با استفاده ‏از سلاح هاي فرهنگي چون رسانه هاي جديد قرار داده است و با توجه به كمرنگ شدن سناريوي حمله نظامي ‏آمريكا به ايران، ابزارهاي «ديپلماسي عمومي» براندازي نرم يكي از اولويت هاي دفاعي‎ - ‎امنيتي در ارتباط با ‏ايران است‎.‎‏"‏

ارگان دفتر سياسي سپاه افزوده: "اگر نگاهي به آمارهاي ارائه شده رسانه هاي غربي در مورد هزينه هايي كه ‏غرب براي به دست گرفتن ذهن و فكر ايرانيان از طريق اينترنت مي كند داشته باشيم متوجه مي شويم كه اظهار ‏نگراني مجلس زياد هم بي جا نبوده است."‏

صبح صادق در ادامه ادعا کرده که امريکا "از سال 2000 تاکنون ازطريق اينترنت، ماهواره، پيامک(اس ام اس) ‏نقش موثري در انقلاب هاي رنگي صربستان، اوکراين، قرقيزستان، و گرجستان داشته است."‏

در ادامه اين گزارش با اشاره به اختصاص بودجه 75 ميليون دلاري امريکا به ايران، تاکيد شده: "بودجه اي كه ‏اكنون براي ايران تدارك ديده شده است پنج برابر بودجه اي است كه براي براندازي كشورهاي مزبور هزينه شده ‏است." اين هفته نامه ادعا کرده که امريکا ارقام ديگر "400 ميليون دلاري" و "100 ميليون دلاري" را نيز به ‏عنوان بودجه هايي براي انقلاب مخملي در ايران تعيين کرده است.‏

گزارش سپاه همچنين بودجه تعيين شده از سوي پارلمان هلند تحت عنوان "حمايت از تکثر رسانه هاي فارسي" را ‏بودجه اي "براي تاسيس سايت و راديو تلويزيون و وبلاگ براي مقابله با نفوذ جمهوري اسلامي ايران و تلاش در ‏راه براندازي" جمهوري، و "توسعه وبلاگ هاي ضد ديني و ضد ايراني" معرفي کرده است.‏

بيانيه هاي اتحاديه اروپا در مورد نقض حقوق بشر در ايران از سوي ارگان دفتر سياسي سپاه به عنوان "رغبت ‏اروپا براي محيط اينترنتي ضد حکومت ايران" تفسير شده و خاطرنشان گرديده که "بيانيه هاي گاه به گاه اتحاديه ‏اروپا در حمايت از وبلاگ نويسان و يا مخالفت با فيلترينگ سازمان هاي ضد انقلاب" نشان رغبت اروپا براي ‏تغيير رژيم در ايران است.‏

دفتر سياسي سپاه همچنين ادعا کرده که "در سال گذشته تعدادي از اداره كنندگان اين سايتها كارگاه هاي آموزش ‏خود را در يكي از كشورهاي اروپايي گذرانده اند."‏

‎‎جلوگيري از انقلاب مخملي اينترنتي‎‎

ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه در ادامه براي "مصون سازي جامعه و حاكميت"از آنچه "تهديدهاي اينترنتي" ‏خوانده، خواستار عملکرد هماهنگ نهادهاي نظارتي و فرهنگي کشور شده است.‏

‏"جريان سازي به منظور تهيه و توليد محتواي مناسب رسانه هاي اينترنتي و ديجيتالي"، "آفرينش و خلق گفتمان ‏در حوزه رسانه هاي جديد"، "فرهنگ سازي و آشناسازي مردم با فرصت ها و تهديدها و راهكارهاي استفاده ‏صحيح از اين رسانه ها"، "بيان و ارائه راه حل مشكلات و معضلات مردم و فعالان حوزه هاي رسانه هاي ‏ديجيتال"، و "آسيب شناسي عدم اجراي قوانين و مصوبات مربوط به حوزه اينترنت" بخش هايي از توصيه دفتر ‏سياسي سپاه براي مقابله با آن چيزي است که اين دفتر"امپرياليسم سايبر" و "احتمال انقلاب مخملي" از طريق ‏اينترنت در ايران ناميده است.‏

هفته نامه صبح صادق همچنين به خانواده ها توصيه کرده تا فرزندانشان را با طرح دلايلي چون نگراني از ‏ويروس اينترنتي، از عضويت در گروه هاي تفريحي و سرگرمي اينترنتي و كليك كردن روي هر مطلبي كه از ‏محتواي آن آگاه نيستند، باز دارند. ارگان رسمي دفتر سياسي سپاه همچنين تاکيد کرده: "در خصوص دوستي هاي ‏اينترنتي، همسريابي اينترنتي و... او(فرزند) را آگاه كنيد كه اكثر اين افراد لاابالي و هرزه مي باشند و لذا بايد از ‏ورود به اين قسمت ها در اينترنت اجتناب شود‎.‎‏"‏

‎‎راه اندازي 10 هزار وبلاگ براي بسيج‏‎‎

هفته اي پيش از انتشار هشدار جديد دفتر سياسي سپاه پاسداران در خصوص انقلاب مخملي اينترنتي در ايران، ‏مصطفي موسيوند از مقامات بسيج سپاه پاسداران اعلام کرد که مسئوليت اجراي راه اندازي 10 هزار وبلاگ ‏براي 10 هزار پايگاه بسيج در کشور را بر عهده گرفته است.‏

خبرگزاري رسا وابسته به حوزه علميه قم به نقل از اين موسيوند گزارش داد که همچنين "دو هزار طلبه ‏وبلاگ‌نويس در اين طرح از حوزه‌هاي علميه" شرکت خواهند کرد.‏

وي خاطرنشان کرد که اين طرح بسيج براي راه اندازي 10 هزار وبلاگ "با هدف توليد محتواهاي ارزشي در ‏فضاي مجازي و اينترنت بنيان‌گذاري شده است و تا حدود 25 هزار وبلاگ نيز قابل ارتقا و افزايش است."

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

چراغ سبز ایران به اوباما

تحلیلي از میدل ایست آنلاین - 

رابرت دریفوس

چرا بعد از ماه ها انتظار معاهده امنیتي عراق، حالا امضا شد؟ در واقع دو کشور در انتظار سر رسیدن ضرب العجل ‏‏31 ماه دسامبر بودند که از سوي سازمان ملل تعیین شده بود. اما آنها مي توانستند براي تمدید موقت آن دوباره به ‏سازمان ملل رجوع کنند، یا توافقنامه دو جانبه اي را امضا کنند که چندان هم به معاهده امنیتي که روز گذشته توسط ‏دولت عراق تایید شد، نزدیک نبود.‏
‏ ‏
به عقیده من، انتخاب شدن اوباما، محاسبات ایران را بر هم زد و ایران تصمیم گرفت در مورد این معاهده موضع بی ‏طرف بگیرد. در نتیجه سیاستمداران متعددي در عراق که که تحت تاثیر دولت ایران قرار دارند یا حتي جزو نمایندگان ‏ایران در عراق محسوب مي شوند، از این معاهده حمایت کردند.‏

این نشانه مهمي از سوي ایران به اوباماست که نشان مي دهد ایران قصد دارد با آمریکا کنار بیاید.‏

ماه ها بود که آمریکا ایران را به دلیل کارشکني در امضاي معاهده امنیتي، مورد انتقاد قرار داده بود و در اینکه اگر ‏جان مک کین در انتخابات پیروز مي شد، بعید به نظر مي رسید که ایران کارشکني نکند و در مقابل عراق تبدیل به ‏پایگاهي براي حمله به تاسیسات اتمي ایران مي شد.‏

معاهده اصلاح شده به ایران این تضمین را مي دهد که عراق تبدیل به پایگاهي براي حمله به ایران نخواهد شد. جالب ‏است که این قسمت معاهده ماه گدشته اضافه شد و این درست بعد از آن زمان بود که نیروهاي آمریکایي به منظور حمله ‏به شورشیان، از مرز عراق وارد خاک سوریه شدند. این اقدام که باعث خشم بسیاري در عراق شد تنها یادآور خطر ‏حضور ارتش آمریکا در عراق بود. پس، نیویورک تایمز نوشت:« قسمتي از توافقنامه که مانع از حمله آمریکا به ‏همسایگان عراق از طریق خاک این کشور مي شود، باعث شد تا مقاومت ایران در مقابل معاهده کم شود».‏

این بدین معنا نیست که ایران از حضور آمریکا در خاک عراق براي سه سال دیگر در هراس نباشد. اما معاهده فعالیت ‏هاي ارتش آمریکا را به گونه اي محدود کرده است که مورد رضایت ایران است. اگر آقاي اوباما تصمیم بگیرد که ‏ارتش را پیش از موعد مقرر از عراق خارج کند، طبق معاهده هیچ منعي وجود ندارد. اما در عیم حال در این معاهده به ‏ارتش آمریکا این اجازه داده شده است که تا پایان سال 2011 در عراق بمانند و نیروهاي ارتش و پلیس عراق را ‏آموزش بدهند که این نشان مي دهد که دولت عراق، که توسط احزاب کرد و شیعه و طرفدار ایران اداره مي شود، قدرت ‏را در دست مي گیرد.‏

یکي از نشانه هاي رفتار دوگانه ایران: بعضي از رسانه هاي ایراني، با مقتدي صدر، روحاني شیعه که سپاه مهدي اش ‏از سال 2004 در عراق به قدرت رسیده است، مخالفت کردند. پرس تي وي، رسانه دولتي ایران، در بالاي صفحه ‏خبري اش نوشت:« مجلس با معاهده آمریکا و عراق مخالفت مي کند». در این سایت نوشته شده است که صدر با معاهده ‏مخالف است و در مجلس با آن مخالفت خواهد کرد و بر ضد آن تظاهرات برپا خواهد کرد. صدر تهدید کرده است که ‏اگر او و متحدانش نتوانند مانع از بسته شدن معاهده امنیتي بشوند، علیه اشغالگران آمریکایي دست به خشونت مي زنند.‏

ایران از اینکه متحداني در داخل حکومت عراق دارد که معاهده را امضا کرده اند، خوشحال است و منتظر واکنش ‏اوباما مي ماند. اگر اوضاع بر وفق مراد پیش نرود، انتظار مي رود که ایران به سوي جناح هاي رادیکال عراق برود، ‏حتي ممکن است از مقتدي صدر حمایت کند تا بر دولت اوباما فشار بیاورد.‏

پس حالا در مجلس چه اتفاقي خواهد افتاد؟ هنوز معامله انجام نشده است اما بنظر مي رسد که احتمال تصویب معاهده ‏زیاد است. گفتگو ها آغاز شده است و تا 24 نوامبر ادامه دارد. اعلام این نکته از سوي المالکي که تصویب معادهد در ‏مجلس فقط احتیاج به 51 درصد آرا دارد، سیاستمداران عراقي را مشوش کرده است. این درحالي است که مخالفان ادعا ‏مي کنند براي تصویب آن باید دو سوم نمایندگان موافق باشند. این تفاوت بزرگي است، زیرا کرد ها که بشدت موافق ‏تصویب معاهده هستند و احزاب شیعه که از آن حمایت مي کنند، مي توانند به راحتي 51 درصد آرا را کسب کنند اما ‏براي رسیدن به اکثریت دو سوم، کار سختي در پیش رو دارند. ‏

مخالفان معاهده در مجلس را گروهي از ملي گرایان و احزاب سکولار، جنبش صدر، سني هاحزب شیعه فضیلت و ‏حزب سکولاري که ایاد علوي رهبر آن است و تعدادي از اعضاي حزب دعوه، تشکیل مي دهند. اگر هرکدام از آنها به ‏معادهد راي منفي بدهد، این معاهده با شکست مواجه مي شود. اما آمریکا و نوري المالکي از سیاست تفرقه بیانداز و ‏حکومت کن استفاده مي کنند و ایران هم با حمایت ضمني خود به تصویب آن کمک خواهد کرد.‏

مسلما در عراق مخالفت با اسلحه همراه است. نه تنها نیرو هاي صدر بلکه سني ها هم ممکن است مخالفتشان را به ‏خیابان ها بکشانند. در صورتي که انتخابات دولت محلي در ژانویه 2009 برگزار بشود، این احتمال بیشتر مي شود. ‏

اما هیچ یک از موارد بالا دست اوباما را نمي بندد. در معاهده آمده است که نیروهاي آمریکا از 30 ژوئن سال آینده از ‏شهر ها خارج شوند و خروج کامل را تا سال 2011 تکمیل کنند. این مسئله با استراتژي خود اوباما فرق چنداني ندارد ‏که مي خواست حدود 75 هزار سرباز آمریکایي را تا اواسط سال 2010 از عراق خارج کند. طبق نقشه اوباما حدود ‏‏60 تا 70 هزار سرباز بعنوان باقیمانده ارتش باید ارتش عراق را تعلیم بدهند و تجهیز کنند. ممکن است اوباما تصمیم ‏بگیرد آنها را نیز خارج کند. طبق معاهده نیروها باید تا سال 2011 خارج شوند اما مسلما این مسئله اي است که مي ‏شود درباره اش تجدید نظر کرد.‏

در حال حاضر باید از اوباما این سووال را پرسید: آیا با وجود مخالفت هاي شدید ارتش آمریکا آیا اوباما باز هم مي ‏خواهد بر سر وعده اش که گفته بود نیروهاي آمریکایي را تقلیل مي دهد، بماند؟ آیا او با خروج نیروهاي باقیمانده به ‏محض اینکه نیروهاي جنگي از عراق رفتند، موافقت خواهد کرد؟

و چون اوباما به کمک همسایگان عراق براي به امضا رسیدن توافق نامه سیاسي احتیاج دارد، آیا با ایران به توافق مي ‏رسد تا شاید ایران تلاش کند که در آینده دیگر عراق را دچار بي ثباتي نکند؟

منبع: میدل ایست آنلاین 18 نوامبر‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

احمدی نژاد
ابتدا دکتر سامی، سپس قاسملو؟

روزگذشته شماری از اعضای سازمان "پژاک" در کردستان ایران و درجریان یک عملیات نظامی از سوی سپاه پاسداران کشته شدند. اعلام شده که کشته شدگان کرد ایرانی نیستند و وابسته به "پ کا کا" ترکیه بوده‌اند. با اعلام این خبر، که همزمان است با تشدید سرکوب ها در کردستان ایران، عملا نشان داده شد که حداقل در دو نقطه ایران، یعنی بلوچستان و کردستان عملیات نظامی درجریان است. دو منطقه ای که اکثریت با اهل سنت است. سایت های فارسی زبان، بدنبال انتشار اخبار مربوط به عملیات نظامی درکردستان ایران، بار دیگر مروری کرده اند به سرنوشت کردهای ایرانی در 30 سال گذشته؛ از جمله ترورهای مهمی که در خارج از ایران انجام شد. درصدر این ترورها، ترور عبدالرحمان قاسملو دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران قرار دارد. درهمین ارتباط، گزارش جدید مجله آلمانی اشپیگل که در ابتدای ماه اکتبر گذشته منتشر شد بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است، زیرا در این گزارش به نقش احمدی نژاد در جریان ترور عبدالرحمان قاسملو اشاره شده است. اشپیگل در گزارش مورد اشاره خود نوشت:

« در 13 ماه ژولی سال 1989 سه تن از رهبران حزب دموکرات کردستان ایران و از جمله عبدالرحمان قاسملو دبیر اول این حزب و 2 تن از اعضای رهبری آن در شهر وین پایتخت اتریش ترور شدند. آنها درحالی ترور شدند که سرگرم مذاکره با سه تن از فرستادگان سیاسی جمهوری اسلامی بودند. این مذاکره به پیشنهاد مقامات ارشد وقت جمهوری اسلامی و در ارتباط با خود مختاری کردستان انجام می شد. کرد های ساکن ایران به عنوان اقلیت قومی تحت فشار هستند.

در ساعت 5 ر7 صدای تیر اندازی شنیده شد. پس از حضور مامواران پلیس هر سه کرد مذاکره کننده در اثر تیر اندازی سه کشته شده بودند.

16 سال از این ترور می گذرد اما هنوز همه جزئیات آن مشخص نشده است. در گذشته یک ایرانی مدعی شده بود که او شاهد این ترور بوده است. همین فرد مدعی است که رئیس جمهور ایران محمود احمدی نژاد نیز به عنوان مراقب در این ترور دست داشته است. او گفته بود که یک گروه از ماموران جمهوری اسلامی در حال مذاکره با کردها بودند و گروه دوم که تعداد آن دو نفر بود به وارد  خانه محل مذاکره شده و کردهای مذاکره کننده را با گلوله کشتند. نفر سوم این گروه احمدی نژاد بود که در خارج از خانه مسئولیت مراقب از اطراف را برعهده داشت. سلاحی که ترور با آن انجام شد، سه روز بعد در حالی در یک سطل بزرگ زباله پیدا شد که هنوز چند فشنگ در آن بود و این فشنگ ها از همان نوع بودند که در ترور کردهای ایران از آن استفاده شده بود. آیا احمدی نژاد رئیس جمهور ایران یک تروریست است؟

شاهد دیگر که همچنان مدعی است احمدی نژاد در آن ترور مشارکت داشته یک روزنامه نگار ایرانی است. او که مدتی با ارگان های اطلاعاتی جمهوری اسلامی همکاری می کرده، چند سال پیش این همکاری را قطع کرده و در فرانسه پناهنده شد. او از بیم جان خود در خانه اولین رئیس جمهور ایران "ابوالحس بنی صدر" پنهاه گرفت. او با نام "شاهد د" شهرت دارد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نامه سرگشاده عماد افروغ به حسین موسویان: قربانی شدید

چندی پس از آن که دکتر احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس و مدیر مسئول سایت «الف» در نامه‌ای شجاعانه به سید حسین موسویان از وی حلالیت طلبید و تاکید کرد تمام مطالب مطرح شده در رسانه‌های حامی دولت علیه وی نادرست بوده است؛ دکتر عماد افروغ نیز در نامه‌ای جداگانه تصریح کرد حسین موسویان «قربانی سوء‌تفاهم‌ها، ارتباطات و سیاست‌های جناحی و ابزارگرایانه معمول و البته ناسازگار با ارزش‌های اخلاقی و معنوی انقلاب اسلامی و جامعه» شده است.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، افروغ در این نامه از حسین موسویان خواسته است با توجه به منافع و مصالح ملی و ضرورت تلطیف فضای سیاسی و روانی جامعه و به‌منظور تکریم اخلاق و معنویت، «اقدامی از سر گذشت و انصاف کرده و از شکایت خود در موردسایت عدالتخانه صرف‌نظر نماید».

وی با اشاره به این که «بنده در مواضع گذشته خود نسبت به اتهامات وارد بر شما یا به دیده تردید نگریسته و یا با موضعی نزدیک به یقین اتهامات فوق را با استناد به اظهارات مقامات قضاییِ ذی‌ربط رد کرده‌ام» تاکید کرده است: هم‌اکنون با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به این یقین رسیده‌ام که شما به‌گونه‌ای قربانی برخی سوء‌تفاهم‌ها، ارتباطات و یا سیاست‌های جناحی و ابزارگرایانه معمول و البته ناسازگار با ارزش‌های اخلاقی و معنوی انقلاب اسلامی و جامعه شده‌اید. به‌طور قطع، این‌گونه سیاست‌ها و رفتارها هیچ‌گونه سنخیت و تناسبی با مبانی انقلاب و نظام اخلاقی جمهوری اسلامی ندارد. 

عماد افروغ با طرح این پرسش که «چه کسی به ما این اجازه را داده است که به راحتی ارزش‌ها، حقیقت‌ها و اخلاق و معنویت را فدای قدرت‌طلبی‌ها و بازی‌های سیاسی متداول کنیم، و احتمالاً نام این عمل غیرانسانی را انقلابی‌گری و وفاداری به نظام بگذاریم» افزوده: بهتر از من می‌دانید که این نحوه ابزارگرایی‌ها و برخوردهای ماکیاولیستی مختص و منحصر به این گروه و آن گروه نبوده و به‌گونه‌ای تمام یا اکثر گروه‌های شناخته‌شده سیاسی، کم یا زیاد و به انحای مختلف نسبت به این قضیه تَر دامن‌اند.

این نماینده اصولگرای مجلس هفتم تاکید کرده است یکی از اهداف نامه خود به حسین موسویان، «مقابله با جریان یا جریان‌هایی‌ست که به صورتی خزنده و با القاب و عناوین مختلف و بعضاً با لعاب ارزش‌های انقلابی و اسلامی، و برخورد ابزاری با ارزش‌ها و انسان‌ها، و پایمال کردن اخلاقیات، به قیمت تحمیق توده‌ها و تئوریزه کردن جهالت و عدم آگاهی آنها، و با وارونه جلوه دادن واقعیات، می‌کوشد به تدریج بر منابع و مواهب ایران اسلامی سلطه یابد». جماعتی که «رندانه و در لباس مدعیان ارزش‌های اسلامی، هر عمل غیراخلاقی و قبیحی را مباح می‌شمارند و از هیچ رفتاری، هتک حرمتی، افترا و برچسبی ابا ندارند».
 
متن کامل نامه عماد افروغ به سید حسین موسویان به شرح زیر است:


باسمه تعالی
جناب آقای دکتر سید حسین موسویان (و جهت استحضار ملت شریف ایران)
همان‌گونه که اطلاع دارید بنده در مواضع گذشته خود نسبت به اتهامات وارد بر شما یا به دیده تردید نگریسته و یا با موضعی نزدیک به یقین اتهامات فوق را با استناد به اظهارات مقامات قضاییِ ذی‌ربط رد کرده‌ام. 

هم‌اکنون با رجوع به افراد مطلع و اسناد مرتبط به این یقین رسیده‌ام که با اتهام ...، شما به‌گونه‌ای قربانی برخی سوء‌تفاهم‌ها، ارتباطات و یا سیاست‌های جناحی و ابزارگرایانه معمول و البته ناسازگار با ارزش‌های اخلاقی و معنوی انقلاب اسلامی و جامعه شده‌اید. به‌طور قطع، این‌گونه سیاست‌ها و رفتارها هیچ‌گونه سنخیت و تناسبی با مبانی انقلاب و نظام اخلاقی جمهوری اسلامی ندارد. 

اما اگر مشاهده می‌کنیم که این رفتارها قدرت مانوری می‌یابند، این اتفاق متأسفانه به‌دلیل فاصله‌گیری و انحرافی‌ست که به وضوح با لطایف‌الحیل و دلایل به ظاهر موجه و ناموجه از این ارزش‌ها و مبانی صورت گرفته و دو عامل اصلی تفاسیر غلط از جمهوری اسلامی و به طور خاص در مورد شیوة بقا و پایداری آن از یکسو، و اعتماد عاطفی مفرط و به دور از بصیرت برخی از وفاداران و علاقه‌مندان به اصحاب سیاست و قدرت، و عمدتاً به دلیل عشق به این آرمان‌ها و ارزش‌ها، از سوی دیگر، شتاب‌بخش یک چنین انحرافی شده است؛ و چه کسی به ما این اجازه را داده است که به راحتی ارزش‌ها، حقیقت‌ها و اخلاق و معنویت را فدای قدرت‌طلبی‌ها و بازی‌های سیاسی متداول کنیم، و احتمالاً نام این عمل غیرانسانی را انقلابی‌گری و وفاداری به نظام بگذاریم؟ 

بهتر از من می‌دانید که این نحوه ابزارگرایی‌ها و برخوردهای ماکیاولیستی مختص و منحصر به این گروه و آن گروه نبوده و به‌گونه‌ای تمام یا اکثر گروه‌های شناخته‌شده سیاسی، کم یا زیاد و به انحای مختلف نسبت به این قضیه تَر-دامن‌اند و به‌ندرت افراد یا گروه‌هایی را می‌یابیم که حقیقتاً با عشق و بصیرت نسبت به این آرمان‌های متعالی و مقدس گرفتار و اسیر در دام ابزارگرایی و خَلط هدف و وسیله نشوند، و فراموش نکنند که اولاً حکومت در بهترین حالت آن یک ابزار است و نه هدف؛ و ثانیاً برای حفظ این ابزار نمی‌توان دست به هر کاری زد. امام راحل(ره) چه زیبا می‌فرمایند: تمام تشکیلاتی که در اسلام از صدر اسلام تا حالا بوده است و تمام چیزهایی که انبیا از صدر خلقت تا حالا داشتند و اولیای اسلام تا آخر دارند، معنویات اسلام است، عرفان اسلام است، معرفت اسلام است، در رأس همه امور این معنویات واقع است. تشکیل حکومت برای همین است. البته اقامة عدل است. لکن غایت نهایی معرفی خداست و عرفان اسلام. (11/4/1366) 

اطلاع دارید که عده‌ای و شاید از سر ناچاری و عدم شناخت ظرایف و دقایق مرتبط با حفظ جمهوری اسلامی، و به دلیل نارسایی‌ها و رفتارهای موجود در واکنش، چاره کار را در گرایش به عرفی‌گرایی و دین‌زدایی از ساحت سیاست و حکومت می‌دانند تا به اصطلاح فرصت را از ابزارگرایان دینی، ستانده و به راحتی و بدون مانع و رادعی به نام اخلاق و دین به نقد اصحاب قدرت بپردازند. غافل از آنکه اولاً عرفی‌گرایی و طرح جدایی دین از سیاست، علاوه‌بر ناسازگاری‌های مفهومی و اجتماعی، و امکان‌ناپذیر بودنش، با شرایط فرهنگی، تاریخی و دینی ـ اسلامی ما نیز ناهمخوانی دارد. 

ثانیاً: اسلام و آموزه‌های معطوف به حضور ناقدانه و ناظرانه مردم، نیامده است تا مانع و رادعی برای نقدها و فریادها باشد؛ بلکه به‌عکس آمده تا با طرح اصولی همچون «حق متقابل»، «امر به معروف و نهی از منکر»، «النصیحة لائمّة المسلمین» و قاعدة «مشورت» زمینه را برای نقدها و حضورهای فعال و پرسش‌گرانه فراهم کند. 

ثالثاً: مفهوم جمهوری اسلامی به عنوان پاسخی نوین به سؤال مشروعیت، نقد مضاعف و دولایه‌ای را می‌طلبد. نقد شرعیت و حقانیت افراد حاکم و محتوای حکومت از یکسو و نقد مقبولیت و رضایت عامه از سوی دیگر. بنابراین اگر دربارة فاصله‌گیری‌ها و انحراف‌ها فریاد اعتراضی شنیده نمی‌شود، ربطی به اسلام و مفهوم جمهوری اسلامی ندارد. این به گسترة فهم و شعور سیاسی و رخوت‌ها و سکوت‌های ما بازمی‌گردد. 

بگذریم. برادری که به دلیل پوشش دادن و بازتاب دادن خاص به اخبار مربوط به اتهامات منتسب بر شما، با شکایت شما محکوم به شِش ماه حبس و ده میلیون ریال جریمه نقدی بدل از بیست ضربه شلاق شده است، فردی است از جنبش عدالتخواه دانشجویی؛ جنبشی که از بدو شکل‌گیری‌اش تمام سعی و تلاشش بر این بوده تا با اصالت بخشیدن به ملاک‌های به دست آمده از انقلاب اسلامی و با پرهیز از مجادلات، مصلحت‌اندیشی‌ها و بازی‌های سیاسی متداول و به دور از هرگونه شائبه ارتباط و اتصال به اصحاب قدرت، به نقد سیاست‌ها و رفتارهای ناسازگار با این ملاک‌ها بپردازد. دوستانی که تاکنون و به دور از هرگونه سهم‌خواهی، توانسته‌اند به سهم خود احیاگر بسیاری از آرمان‌های عدالت‌طلبانه انقلاب باشند و به همین دلیل نیز با بی‌مهری‌های فراوانی از سوی نابردباران و ظاهراندیشان روبه‌رو بوده‌اند. به طور قطع یکی از این ملاک‌ها نگاه اخلاقی به مفاهیم و پاسداشت اخلاق و صدافت در برخوردها و مواجهات است. در بین پوشش‌های خبری «پایگاه اطلاع‌رسانی عدالتخانه» نیز مواردی به چشم می‌خورد که حکایت از اظهار امیدواری در مورد کذب بودن اتهام وارده و حتی عذرخواهی مشروط می‌کند. روا نیست مدیرمسئول پایگاه فوق به دلیل ملاحظات موجود و بی‌توجهی به ریشه‌ها و عوامل اصلی، قربانی ورود در مصادیق و اعتماد به اخبار منتشره از سوی مقامات شود. 

خواهش بنده از شما به دور از ملاحظات سیاسی و جناحی این است که با توجه به منافع و مصالح ملی و ضرورت تلطیف فضای سیاسی و روانی جامعه و به‌منظور تکریم اخلاق و معنویت و با توجه به زمینه‌ها و ابهامات موجود، اقدامی از سر گذشت و انصاف کرده و از شکایت خود در مورد آقای تفرشی صرف‌نظر کنید. یقین بدانید که این به صواب و حقیقت نزدیک‌تر است. اگر بر این باورید که برخورد با شما سیاسی بوده، به شما اطمینان می‌دهم، حَسب شناخت خود، دغدغة اصلی این دوستان در وهله اول پاسداشت انقلاب و برخورد با این سیاسی‌کاری‌هاست. 

سخن آخر اینکه، ممکن است در فضای آشفته و آلوده سیاسی موجود و تنگ‌نظری‌ها و سطحی‌اندیشی‌های غالب، دو برداشت از این نامه صورت گیرد. یکی آنکه بنده تغییر موضع داده‌ام و دیگر آنکه، این دوستان از مواضع خود عدول کرده‌اند. باید به استحضار مردم شریف و خودآگاه و جنابعالی برسانم نه بنده و نه این دوستان هیچ‌کدام تغییر موضع نداده‌ایم. اتفاقاً این نامه از سر موضع و التزام به اصول و پاسداشت اخلاق، و از سر تشخیص و وظیفه مسلمانی، و روشنفکری، و مقابله با ابزارگرایی و تقدیس قدرت، و باور به التزام این برادران و دوستان به اهداف و تعهدات انقلابی، اسلامی و اخلاقی خویش است. 

باور بنده همواره نسبت به این جنبش نوظهور این بوده است که آنان نه ابزار هژمونی و استیلای دیگران خواهند شد و نه اخلاق و صداقت را زیرپا خواهند گذاشت. پُر واضح است که مسئله بنده علاوه بر دفاع از حیثیت فردیِ شما و امثال شما از گروه‌ها، اقشار و جناح‌های مختلف، مقابله با جریان یا جریان‌هایی‌ست که به صورتی خزنده و با القاب و عناوین مختلف و بعضاً با لعاب ارزش‌های انقلابی و اسلامی، و برخورد ابزاری با ارزش‌ها و انسان‌ها، و پایمال کردن اخلاقیات، به قیمت تحمیق توده‌ها و تئوریزه کردن جهالت و عدم آگاهی آنها، و با وارونه جلوه دادن واقعیات، می‌کوشد تا با استفاده از رابطة ساختاری قدرت ـ ثروت و حاکمیت بخشیدن به ترس و ارعاب، و تقدس بخشیدن به رخوت‌ها و سکوت‌ها، به تدریج بر منابع و مواهب طبیعی، اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی ایران اسلامی سلطه یابد. جریانی که می‌کوشد تا با تفسیر سطحی و قشری از اسلام، این مکتب رهایی‌بخش و انسان‌ساز را، آن هم در دوران انقلاب اسلامی، از درون تهی کرده و از آن تنها ابزار و پوششی برای توجیه زشتی‌ها و کاستی‌ها، منفعت‌ها و مصلحت‌های دروغین درست کند. 

امروز وظیفه همة عالمان و روشنفکران متعهد و حقیقت‌جوست که بار دیگر با تمامِ قامت به میدان آمده و با آگاهی‌بخشی به مردم مسلمان و شریف، اجازه ندهند به نام اسلام و ارزش‌های متعالی آن و با استفاده از فرصت‌ها و جایگاه‌های به دست آمده از برکت انقلاب اسلامی، حقوق مردم تضییع، و مصالح و منافع ملی پیش‌پای منافع و مصالح جناحی و گروهی ذبح شود. 

دیروز با جماعتی روبه‌رو بودیم که با استفاده از فرصت‌ها و امکانات نظام جمهوری اسلامی و متکی بر ارزش‌های الهی، پرچم استحاله از درون و هدایت برنامه‌ریزی‌شده آن به سوی ارزش‌های سکولار و حتی لائیک را بلند کرده بودند؛ و امروز با جماعتی مواجهیم که رندانه و در لباس مدعیان ارزش‌های اسلامی، هر عمل غیراخلاقی و قبیحی را مباح می‌شمارند؛ جماعتی که تا دیروز سکوت اختیار کرده بودند، از هیچ رفتاری، هتک حرمتی، افترا و برچسبی ابا ندارند و ای کاش این رفتارهای مذموم و ناپسند، همانند دوره‌ای از جمهوری اسلامی، به نام دین و انقلاب صورت نمی‌گرفت. 

به امید آگاهی روزافزون ملت شریف، زیستن اخلاقی و سربلندی و عزت نظام جمهوری اسلامی ایران 

با تشکر
عماد افروغ 

گفتنی است این نامه در تاریخ 30/7/87 نگاشته شده و امروز دوشنبه جهت انتشار در اختیار رسانه‌های داخلی قرار گرفته است.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مجلس: تا به حال از کجا بنزين مي خريديد

لايحه دولت براي برداشت از حساب ذخيره ارزي در راه ‌است ‏

benzinkharid.jpg

کوروش سليمي ‏

در حالي که به گفته اكبر تركان، معاون وزير نفت، دولت در روزهاي اينده لايحه پنج ميليارد دلاري براي کسري ‏واردات بنزين مصرفي را به مجلس ارايه خواهد كرد؛ رييس کميسيون برنامه و بودجه مجلس اقدام دولت را در مورد ‏واردات بنزين و گازوئيل غيرقانوني خوانده و گفته است نمي دانيم تا همين الان هم دولت براي واردات بنزين از کجا ‏پول آورده است.‏

لايجه اي که ترکان از تهيه آن خبر داده قبلا با رقم هشت ميليارد دلار تهيه شده بود، و ظاهرا به دليل كاهش شديد قيمت ‏نفت و بنزين در بازار جهاني به پنج ميليارد دلار تقليل يافته و در صورت تصويب اين لايحه در مجلس، مجموع ‏واردات بنزين در سال‌جاري به 3/8ميليارد دلار افزايش خواهد يافت.‏

روزنامه دنياي اقتصاد نوشته احتمال دارد اين لايحه با دو نوع انتقاد در مجلس روبه‌رو شود كه نوع اول آن ديروز از ‏سوي رييس كميسيون اقتصادي مجلس عنوان شد، با اين رويكرد كه دولت وظيفه كنترل مصرف بنزين را برعهده دارد ‏و مشكل به‌وجود آمده را دولت بايد به هر طريق ممكن رفع و رجوع كند. انتقاد دوم كه در روزهاي اخير با توجه به ‏سقوط شديد قيمت نفت به كرات شنيده مي‌شود، بر ضرورت حفاظت از منابع ذخيره ارزي و احتياط در برداشت بيشتر ‏از آن تاكيد دارد.‏

آن چه باعث شده است که کارشناسان بر اين اعتقاد قرار گيرند که جز با استفاده از حکم حکومتي و دخالت رهبر ‏جمهوري اسلامي دولت نخواهد توانست از مجلس مجوز لازم را براي واردات بيشتر بنزين به دست آورد، سردي ‏خاصي است که به دنبال استيضاح علي کردان بر روابط دولت و مجلس حاکم است. چنان که گمان مي رود حتي اگر ‏صادق محصولي هم بتواند با تفاضل اندک و دخالت مقامات بالاتر به وزارت کشور برود، با ادامه حضور رحيمي ‏معاون پارلماني رييس جمهور گرمائي بر روابط رييس جمهور و مجلس هشتم حاکم نخواهد شد. به نوشته روزنامه ‏آفتاب يزد رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس با اشاره به اينكه دولت‎ ‎بدون كسب مجوز ازمجلس و بيش از ميزان ‏مصوب، بنزين به كشور وارد كرده است، گفت: وزير نفت طي نامه‌‌اي به رئيس مجلس و بنده نوشته كه اين كار را با‎ ‎مسئوليت خودش انجام داده است.‏

از طرف ديگر رضا عبداللهي نماينده ماه‌نشان درگفتگو‎ ‎با "ايلنا"، به گزارش اخير كميسيون برنامه و بودجه مجلس از‎ ‎عملكرد بودجه‌‌اي دولت در شش ماهه اول سال جاري كه به رئيس مجلس ارائه شده‎ ‎است، اشاره كرد و افزود: در اين ‏گزارش آورده‌‌ايم كه دولت برخي از‎ ‎وظايف بودجه‌‌اي خود را انجام نداده است. وي با بيان اينكه براساس‎ ‎قانون بودجه ‏‏87، دولت بايد مطابق زمانبندي مصوب مجلس به وظايف خود‎ ‎عمل ‌‌كرده است.‏

به گفته عبداللهي با وجود منع قانوني، دولت نسبت به واردات‎ ‎برخي كالاها بيش از حد مجاز عمل كرده است مثلا در ‏مورد بنزين وگازوئيل‎ ‎بدون كسب مجوز از مجلس تمامي بودجه مصوب براي سال جاري را هزينه كرده و‎ ‎حتي بيش ‏از آن نيز نسبت به واردات بنزين اقدام كرده‎ ‎است.عبداللهي در پاسخ به اينكه وزير نفت با استفاده از چه منابعي و با ‏كسب‎ ‎مجوز از چه كسي اقدام به واردات بنزين كرده است، افزود‎: ‎گويا ايشان با اطلاع رئيس‌‌جمهور اين كار را انجام ‏داده‌‌اند‎ ‎و محل تامين اين بودجه از اضافه برداشت از حساب ذخيره ارزي و يا منابع‎ ‎داخلي شركت نفت بوده است اما ما ‏هيچ اطلاعي از محل دقيق تعيين بودجه اضافه‎ ‎واردات بنزين نداريم.‏

يک هفته قبل مصطفي پورمحمدي رييس سازمان بازرسي کشور در گزارشي به رييس مجلس نشان داد که دولت در ‏موارد بسيار بيش از مجوزهاي مجلس از صندوق ذخيره ارزي برداشت کرده است. اما با انتشار اين خبر مقامات ‏دولتي به شدت واکنش نشان دادند و سخنگوي دولت انتقادهاي همزمان هاشمي رفسنجاني حسن روحاني و مصطفي ‏پورمحمدي را سياسي و غرض ورزانه خواند و از آن ها خواست که مدرک را نشان دهند. اما روز بعد وزير سابق ‏کشور تاکيد کرد که انتقاد وي از مجلس است که نظارت بر قوانين خود را از ياد برده است.‏

از همين روست که رئيس كميسيون اقتصادي مجلس ديروز به خبرنگاران گفت تخلف ازقانون، مشخص است تحقيق و ‏تفحص معنا ندارد.دولت در سه سال گذشته مي توانست 150 ميليارد دلا‌ر‎ ‎ذخيره ارزي داشته باشد ولي با دريافت ‏مصوبه مجلس، كل آن را مصرف كرد.‏

رئيس كميسيون اقتصادي مجلس گفت: تحقيق و تفحص از عملكرد حساب ذخيره‎ ‎ارزي زماني با اهميت مي‌شود كه ‏موضوع يا موضوعاتي براي مجلس مجهول باشد، ولي در بخش هزينه‌هاي ارزي و برداشت با مصوبه مجلس، نقطه ‏ابهامي وجود‎ ‎ندارد. ‏

غلامرضا مصباحي‌مقدم رئيس كميسيون اقتصادي مجلس در گفتگو با ايسنا كاهش قيمت نفت به زير 50 دلار‏‎ ‎را ‏موجب افزايش مشكلات اقتصادي كشور دانست و خاطرنشان‎ ‎كرد: بخشي از برداشت‌هايي كه از حساب ذخيره ارزي ‏يا حساب شركت ملي نفت‎ ‎انجام شده، خلاف قانون است، خود آقايان نيز اعتراف مي‌كنند كه‎ ‎برداشت‌هاي ارزي از اين ‏حساب‌ها فاقد مجوز مجلس و خلاف قانون بوده‎ ‎است. مصباحي مقدم با شفاف دانستن اين ارقام فاقد مجوز، گفت‎: ‎اعداد ‏و ارقام برداشت‌هاي خلاف قانون كاملا شفاف و مشخص است، بنابراين تحقيق و تفحص معنا ندارد. وقتي همه چيز ‏مشخص است چه موضوع مبهمي‎ ‎براي تحقيق و تفحص باقي مي‌ماند؟ هيچ مجهولي براي تحقيق و تفحص از عملكرد‎ ‎حساب ذخيره ارزي وجود ندارد.‏

‎‎چالش‌ سابقه‌دار‎‎

البته اين براي اولين بار نيست كه بين دولت و مجلس درباره واردات بيشتر بنزين مناقشه رخ مي‌دهد. حتي در زمان ‏رياست جمهوري خاتمي هم مباحث زيادي بين دولت و مجلس درباره ضرورت يا عدم ضرورت واردات اضافي بنزين ‏خارج از قانون بودجه مباحثه و حتي مناقشه رخ مي‌داد، هر چند در نهايت مجلس تسليم مي‌شد و مجوز لازم را براي ‏واردات بيشتر بنزين صادر مي‌كرد. در دوره رياست جمهوري محمود احمدي‌نژاد هم اتفاقات مشابهي رخ مي‌داد. چرا ‏كه از يك‌سو قيمت جهاني نفت و به تبع آن بنزين در حال افزايش بود و از سوي ديگر مصرف داخلي هم به صورت ‏روزافزوني بيشتر مي‌شد. اما تفاوت دوره احمدي نژاد با دوره خاتمي در اين است که در زمان رييس جمهور پيشين، ‏دولت هرگز به واردات بنزين بدون مجوز مجلس متهم نبود، در حالي که ثابت شده دولت نهم، در مواردي به اين کار ‏مبادرت ورزيده است.‏

روزنامه دنياي اقتصاد نوشته تمهيدات دولت از جمله كارتي كردن بنزين هم تاثير محسوسي بر افزايش مصرف اين ‏فرآورده نفتي نداشته است. از همين رو قدري به اختلافات دولت ومجلس برسر ميزان واردات بنزين افزوده شده به ‏نحوي كه سال گذشته مجلس براي اولين بار درخواست دولت را براي واردات بيشتر بنزين رد كرد، اما در نهايت ‏احمدي‌نژاد كانال‌هاي ديگر مجوز لازم را براي اين كار اخذ كرد.‏


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

دسته‌گل جدید آقای صفار در افتتاحیه جشنواره مطبوعات!

انتقادات جدی مجلس و مراجع عظام تقلید از دولت نهم به دلیل همایش اخیر سازمان گردشگری و توجه محافل سیاسی به رای اعتماد صادق محصولی باعث شد که پاسخ تند و بی‌سابقه محمد حسین صفار هرندی به آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نادیده گرفته شود.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ وزیر ارشاد روز گذشته در نطق افتتاحیه جشنواره‌ مطبوعات و خبرگزاری‌ها آن چنان بی‌محابا به انتقادات ملایم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پاسخ داد که حتی سایت اصلی حامیان دولت نیز ابراز تعجب کرد و اظهارات آقای صفار را «کم‌سابقه» نامید.

آقای صفار هرندی که ظاهراً فراموش کرده بود در حال پاسخگویی به انتقادات ریاست مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است، در واکنش به هشدارهای اخیر آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در زمینه «انحصارطلبی و برخورد با رسانه‌ها در شرایط حساس فعلی» گفت: تعجب كردم وقتی برخی از شخصیت‌های محترم در ارتباط با آزادی مطبوعات در شرایط فعلی ابراز نگرانی كردند و مطالبی را فرمودند كه به نظر می‌رسد نگران وضع موجود اطلاع‌رسانی هستند و در مقابل به خاطر آوردم همین بزرگواران در دوران مسئولیت خود به خاطر انتقادی عادی و معمولی چنان برآشفته شده بودند كه حتی كار به گریه در برابر تریبون‌های عمومی كشیده شد!

وی افزود: تعجب می‌كنم كسانی با این سطح تحمل از آزادی مطبوعات در دوران خود، چطور اكنون در رابطه با آزادی مطبوعات ابراز نگرانی می‌كنند و ما باید بابت چنین موهبتی كه محصول انقلاب بوده و به هیچ دولتی مربوط نیست و در واقع نتیجه‌ عمل انقلاب اسلامی و استقرار حكومتی به نام خداست شاكر باشیم.
 
صفارهرندی گفت: برای یادآوری به ذهن‌هایی كه ممكن است از خاطر برده باشند و برای تذكر به آن‌هایی كه توفیق حضور در شرایط دیگری را كه در این كشور گذشته است نداشته‌اند، لازم است یادآور شویم كه گذشته‌های دور ما در عرصه‌ مطبوعات و اطلاع‌رسانی چگونه بوده و امروز در چه جایگاهی قرار داریم. 

وی ادامه داد: اگر كسی در شرایط حاضر با وجود تنوع سلایق و این كه سلایق مختلف هر كدام تریبونی برای حرف‌های خود دارند ادعا كنند كه دچار شرایط اختناق و خاموشی هستیم توسط دیگران هو خواهد شد كه چه شرایط خاموشی است كه می‌شود به بالاترین مقامات كشور گزنده‌ترین انتقادات را به تخریب نزدیك است روا داشت! 

البته آقای صفار هرندی در بخش دیگری از سخنرانی‌ خود، اظهارات چند دقیقه قبلش را نقض کرد و تاکید نمود: در دوره‌هایی كه به اقتضا شرایط درونی كشور و به طور مثال در شرایط جنگ ناجوانمردانه مثل تمام جاهایی كه دچار این وضع می‌شود تصویری كه از مطبوعات ارائه می‌شد، متفاوت بوده و با معذوراتی مواجه بود و ملاحظات امنیتی و منافع ملی سبب می‌شد هم خود مطبوعات رعایت كنند و هم آداب مقررات حاكم متفاوت شود. پس از پایان جنگ وضع اقتضا می‌كرد شرایط بازتر باشد و شاید هیچ زمانی شرایط برای ابراز اندیشه و نگاه‌های مختلف به قدر امروز فراهم نبوده است. 

این پاسخ بی‌سابقه وزیر ارشاد به آیت‌الله هاشی رفسنجانی در حالی است که رئیس مجلس خبرگان با توجه به جایگاه و مسئولیت‌های خود هفته گذشته در یک جمله کوتاه، تنها هشدار داده بود: «انحصار طلبي و برخورد با احزاب و مطبوعات در شرايط حساس كنوني سم مهلك براي كشور است و اين مرحله را تنها با تقويت انسجام سياسي و وحدت ملي مي‌توان پشت سر گذاشت». 

آقای صفار هرندی البته قبلاً نیز چنین سخنرانی‌هایی کرده بود، از جمله آن که برخی اهالی فرهنگ در ایران را «بی‌فرهنگ‌ترین آدم‌ها» نامیده یا از «فحش‌های ناموسی» سینمای ایران و مسایلی چون «چرندیات، مزخرفات و اراجیف رسانه‌های منتقد»! سخن گفته بود. با این حال مشخص نیست که اظهارات اخیر و بی‌محابای وزیر ارشاد علیه ریاست مجلس خبرگان ناشی از فضای سنگین جلسه بوده و سهواً از زبان او بیرون آمده یا با قصد و برنامه ریزی قبلی مطرح شده است؟


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

دولت با مجلس "لجبازي" مي کند‏

اوج‌گيري اختلافات در آستانه راي اعتماد -

lajbazimajlisvadolat.jpg

مريم زماني

در حالي كه ديروز كمتر از 24 ساعت به بررسي صلاحيت محصولي وزير پيشنهادي كشور در مجلس باقي مانده ‏بود، افكار عمومي در معرض اخبار متعددي در خصوص بالا گرفتن اختلافات دولت و مجلس اصولگرا قرار ‏گرفتند؛ اخباري كه نگراني حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان را هم برانگيخت، به طوري كه وي در ‏سرمقاله ديروز روزنامه خود به دولت هشدار داد دست از لجبازي بردارد و به نمايندگان نيز هشدار داد كه مبادا ‏رفتارهاي دولت بر راي آنها به وزير كشور پيشنهادي تاثير بگذارد.‏

امروز نمايندگان مجلس هشتم در شرايطي به بررسي صلاحيت صادق محصولي، مشاور احمدي‌نژاد كه از سوي ‏وي به عنوان وزير كشور پيشنهاد شده، مي‌پردازند كه چند موضوع مختلف و ظاهرا بي‌ارتباط با هم، روابط دولت ‏نهم و مجلس هشتم را به شدت تيره كرده است. اين در حالي است كه رهبر نظام يك روز پس از جلسه خبرساز ‏استيضاح وزير پيشين كشور، به مسئولان هشدار داده بود كه دست از اختلاف و تضعيف يكديگر بردارند.‏

با اين حال چند اتفاق جديد نظير بي‌احترامي به نمايندگان مازندران در جلسه دولت در اين استان، جنجال بر سر ‏آنچه توهين به قرآن در حضور رحيم‌مشايي توصيف مي‌شود، تصميم احمدي‌نژاد و نزديكانش براي عدم حضور ‏هماهنگ نمايندگان پارلماني دولت در مجلس و همچنين يادداشت تند مشاور مطبوعاتي احمدي‌نژاد عليه مجلس كه ‏از سوي نمايندگان توهين‌آميز تلقي شده، روابط مجلس و دولت را به طور ناگهاني به سمت تيرگي برده است.‏

‎‎هشدار كيهان‎‎

شدت تيرگي روابط بين اين دو قوه به حدي است كه حسين شريعتمداري ديروز در سرمقاله روزنامه كيهان با لحني ‏كم‌سابقه در خصوص افزايش اختلافات دولت و مجلس هشدار داد و نسبت به بازتاب اين اختلافات در جلسه راي ‏اعتماد به وزير پيشنهادي كشور نيز ابراز نگراني كرد.‏

وي در سرمقاله خود، به‌رغم تكذيب ديروز مشاور ارشد احمدي‌نژاد، فاش كرد كه: "پس از استيضاح علي کردان ‏توسط نمايندگان مجلس هشتم، دولت آقاي احمدي‌نژاد در يك اقدام غيرمنتظره كه رنگ و بوي خداي نخواسته ‏‏«لجبازي» دارد، معاونان پارلماني وزرا و مديران كل مربوطه را از حضور در مجلس و تعامل با نمايندگان منع ‏كرده است."‏

شريعتمداري همچنين افرادي همچون مديركل پارلماني دولت را كه تلاش كرده بود به نمايندگان رشوه پنج ميليون ‏توماني دهد تا به كردان راي مثبت دهند و ديگر واسطه‌هايي را كه باعث گسترش اختلافات بين اصولگرايان ‏مي‌شوند، "افراسياب‌هاي اصولگرايان" ناميده و تاكيد كرده است كه وقتي احمدي‌نژاد جلوي آنها را نمي‌گيرد، ‏‏"بديهي است كه نمي توان از نمايندگان مردم انتظار سكوت و تماشا داشت."‏

شريعتمداري در سرمقاله ديروز كيهان همچنين از اينكه احمدي‌نژاد پس از انتقادات گسترده مراجع و اصولگرايان، ‏حاضر به عزل رحيم‌مشايي نشده، انتقاد كرد و اين اقدام وي را نيز نمونه‌اي ديگر از "لجبازي" هاي وي دانست كه ‏پس از استيضاح كردان نيز با منع معاونان و مديران كل پارلماني وزيران از حضور در مجلس و تعامل با ‏نمايندگان، بار ديگر تكرار شده است.‏

در سرمقاله كيهان همچنين صراحتا افشا شده است كه با وجود ادعاي سخنگوي فراكسيون اصولگرايان مجلس، ‏فضاي غالب در جلسه روز يكشنبه اين فراكسيون با محصولي، عليه وي بوده است.‏

شريعتمداري نوشت: "گزارش‌هاي رسيده حاكي از آن است كه در اين نشست، نمايندگان موافق و مخالف بيشتر از ‏آنكه درباره صلاحيت وزير پيشنهادي بحث و تبادل نظر كنند از گلايه‌ها و دغدغه‌هاي خود نسبت به برخي از ‏عملكردهاي دولت سخن گفته‌اند كه شماري از اين گلايه‌ها نه فقط قابل ملامت نيست بلكه از سر دلسوزي براي ‏نظام و برخاسته از دغدغه و نگراني نمايندگان محترم براي جبهه اصولگرايان و تداوم خدمت آنان به مردم بوده و ‏هست."‏

در اين وضعيت و در شرايطي كه روزنامه‌هاي روز دوشنبه هم از ترديد اكثريت مجلس براي راي اعتماد به ‏محصولي خبر مي‌دادند، سايت محافظه‌كار تابناك گزارش داد كه نمايندگان مجلس به شدت از دولت ناراضي‌اند و ‏از "افول يكباره راي محصولي در ميان فراكسيون اكثريت" خبر داد.‏

بنا به گزارش اين سايت، "عملكرد برخي مقامات دولتي از جمله موضع‌گيري‌هاي مشاور مطبوعاتي رئيس‌جمهور ‏و نيز دلخوري شماري از نمايندگان مازندراني مجلس كه نسبت به كيفيت حضور خود در جلسه هيات دولت در ‏مازندران گلايه داشته و از آن ناراضي بودند، سهم بسزايي در تنش اين روزهاي مجلس و گلايه‌هاي بهارستان ‏نشينان از چگونگي برخورد مقامات مسئول دولتي داشته است."‏

اين سايت همچنين خاطرنشان كرد: "اين اقدام مسئولان دولتي كه موجب عدم دعوت با شأنيت آنان به هيأت دولت ‏در مازندران شده بود، جو امروز مجلس را متشنج و بسياري از نمايندگان را نسبت به چنين اقداماتي دلخور و ‏گلايه‌مند كرده بود".بازتاب همچنين از سابقه چنين رفتاري با نمايندگان در سفر اخير استاني دولت به اردبيل نيز ‏پرده برداشت؛ حال آنكه پيش از اين به چنين خبري در رسانه‌ها اشاره نشده بود.‏

‎‎سانسور سخنان احمدي‌نژاد از سوي دولت!‏‎ ‎

سايت تابناك همچنين در خبري ديگر، فاش كرد كه شوراي اطلاع‌رساني دولت بخشي از سخنان احمدي‌نژاد را كه ‏در آن از يادداشت انتقادي جوانفكر انتقاد شده بود، سانسور كرده است.‏

تابناك با اشاره به مصاحبه احمدي‌نژاد با واحد مركزي خبر صداوسيما پيش از رفتن به اروميه، از قول وي ‏نوشت: "برخي با بهانه‌‌هايي مانند آنچه مثلا در يك دفترچه شخصي كسي نوشته شده است، مي‌خواهند بين مجلس و ‏دولت اصولگرا فاصله بيندازند."‏

اين سايت همچنين گزارش داد كه اين بخش از سخنان احمدي‌نژاد كه حتي از راديوي سراسري هم پخش شده، در ‏گزارشي كه شوراي اطلاع‌رساني دولت براي خبرگزاري‌ها ارسال كرده، سانسور شده است.‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ابهام در باره حضور ميرحسين موسوي

ادامه سکوت، حمايت از خاتمي يا کانديداتوري مستقل؟ ‏

mosavikhatami.jpg

شروين اميدوار

به دنبال با انتشار اخباري در خصوص احتمال کانديداتوري مير حسين موسوي، دفتر وي اعلام کرد:‏‎ ‎‏"ميرحسين‌‏‎ ‎موسوي اظهارنظري درباره انتخابات رياست جمهوري نكرده است."‏

اين موضع گيري پس از آن صورت گرفت که پايگاه خبري حاميان خاتمي (ياري نيوز) خبر داد که ميرحسين ‏موسوي اعلام کانديداتوري خود را به دو ماه ديگر که وضعيت حضور خاتمي در انتخابات قطعي مي شود موکول ‏کرده و گفته:‏‎ ‎‏"اگر آقاي خاتمي کانديدا نشود در اين مورد فکر مي کنم‎.‎‏"‏

اين سايت افزود که ميرحسين موسوي در ديدار با جمعي از دانشجويان در مورد کانديداتوري خود اظهار داشته:‏‎ ‎‏"خط قرمز من خاتمي است و تا وقتي احتمال حضور ايشان در انتخابات باشد به آمدن فکر نخواهم کرد و در ‏صورتي که خاتمي ترجيح بدهد کانديدا نشود بر روي اين موضوع فکر خواهم کرد."‏

ياري نيوز همچنين گزارش داد که مير حسين موسوي تاکيد کرده: "اظهارنظرهاي نقل شده انتخاباتي از جانب خود ‏را در روزهاي اخير تکذيب مي کنم و پاسخ آمدن يا نيامدن خود به صحنه انتخابات را به دو ماه ديگر که وضعيت ‏حضور خاتمي در انتخابات مشخص مي شود موکول مي کنم‏‎.‎‏"‏‎ ‎بنابراين گزارش وي همچنين اظهار داشته:‏‎ ‎‏"در ‏دوران اصلاحات مشاور آقاي خاتمي بودم و اکنون نيز مشاور ايشان هستم و در شرايط فعلي خاتمي را بهترين ‏گزينه براي رياست جمهوري مي دانم‏‎.‎‏"‏

ساعتي پس از انتشار اين گزارش دفتر ميرحسين موسوي توضيحي به اين شرح به خبرگزاري ها ارسال كرد: "در ‏پي انتشار برخي اخبار درباره انتخابات رياست جمهوري و انتساب آن به مهندس ميرحسين موسوي به اطلاع مي ‏رسد؛ مهندس ميرحسين موسوي هيچ گونه اظهارنظري در مورد انتخابات رياست جمهوري نكرده و در هفته هاي ‏اخير نيز ديداري با گروه هاي دانشجويي نداشته است".

ارسال اين تکذيبيه از سوي دفتر ميرحسين موسوي، واکنش پايگاه خبري "ياري نيوز" را درپي داشت. اين پايگاه ‏خبري گفتگويي را با تيتر "فايل صوتي و عکس دسته جمعي ديدار را براي دفتر مهندس ميرحسين موسوي پست ‏مي کنيم" به نقل از يکي از حاضران در اين جلسه منتشر و به نقل از اين دانشجو آورده است: "علي رغم ادعاي ‏دفتر مبني بر اينکه در هفته هاي اخير مهندس موسوي ديدار با دانشجويان نداشته اند به اطلاع دفتر مي رسانيم که ‏اين ديدار سه شنبه دو هفته پيش در فرهنگستان هنر(واقع در خيابان فلسطين) برگزار شده است". ياري نيوز به نقل ‏از اين دانشجو در پايان يادآور شده است: "مي توانيم عکس دسته جمعي و فايل صوتي اين ديدار را جهت نگهداري ‏در آرشيو مهندس ميرحسين موسوي، براي آنها پست پيشتاز کنيم". ‏

با اين حال اين پايان مجادله خبري ميان حاميان رييس جمهور پيشين و نخست وزير سابق نبود، پس از تکذيب هاي ‏متقابل، شوراي سردبيري پايگاه خبري ياري با ارائه توضيحاتي که بيشتر حاوي تمجيد از مقام و سوابق ميرحسين ‏موسوي بود رسما از ضمن عذرخواهي وي " به دليل انتشار اين خبر که بهتر بود پيش از انتشار به تائيد دفتر ‏ايشان نيز مي رسيد" اعلام کرد: "اين ماجرا را مختومه مي داند و ديگر به اين موضوع نخواهد پرداخت". ‏


‎‎استقبال اصلاح طلبان، نگراني حاميان دولت‎‎

انتشار مجموعه اخبار فوق، در شرايطي صورت گرفته که برخي از چهره هاي اصلاح طلب از کانديداتوري مير ‏حسين موسوي استقبال کرده اند.‏

از جمله محمد عطريانفر از اعضاي کارگزاران گفت‎ ‎‏"مير حسين موسوي شرايط کشور را نسبت به دوره گذشته ‏متفاوت ارزيابي مي کند به همين دليل ناگزير به شرکت در انتخابات است."‏

عبدالله ناصري، از اعضاي بنياد باران و از نزديکان محمد خاتمي نيز به خبرگزاري ايسنا گفت: "با شناختي از ‏مهندس موسوي دارم ايشان تا زمان اعلام نظر قطعي خاتمي درباره آمدن يا نيامدن رسما تصميم به حضور در ‏انتخابات رياست جمهوري نخواهد گرفت‏‎.‎‏" وي افزود که "بخشي از اصولگرايان شاخص هم به آقاي موسوي پيغام ‏داده واز ايشان تقاضا کرده‌اند که وارد عرصه انتخابات شوند‎.‎‏"‏

مهرزاد صدقياني دبير دوره اي شوراي هماهنگي اصلاحات نيز با اشاره به احتمال حضور مير حسين موسوي در ‏انتخابات آينده، به خبرگزاري ايلنا گفت: "شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات از تحرکات انتخاباتي مير حسين ‏موسوي استقبال کرده، و فعاليت افرادي همچون مير حسين موسوي و خاتمي را به فال نيک مي‌‏گيرد." وي ابراز ‏عقيده کرد: "حضور خاتمي و يا ميرحسين موسوي در انتخابات آينده در افزايش مشارکت مردم تاثير بسيار دارد‎.‎‏"‏

از سوي ديگر، هدايت آقايي يکي ديگر از اعضاي شوراي مرکزي کارگزاران در خصوص احتمال کانيداتوري ‏مير حسين موسوي اظهار داشت:"احتمال حضور ايشان بسيار ضعيف است چرا که تجربه طولاني سال‌‏هاي گذشته ‏نشان داده که تمايلي به حضور در عرصه‌‏هاي سياسي ندارند و به نظر نمي‌‏رسد که رغبتي براي کانديداتوري در ‏انتخابات رياست جمهوري داشته باشند." وي گفت که "آقاي موسوي از ظرفيت خوب و قابل استفاده‌‏اي ‏برخوردارند که حتي اگر با احتمال ضعيف يک درصد هم وارد عرصه شوند، مي‌‏توانند فضاي سياسي را تغيير ‏دهند. چرا که هم اصلاح‌‏طلبان از ايشان حمايت خواهند کرد و هم بخشي از اصولگرايان به او روي مي‌‏آورند‎.‎‏" ‏هدايت آقايي در عين حال تاکيد کرد "گزينه اول ما خاتمي است."‏

چهرهاي شاخص حزب مشارکت و مجاهدين انقلاب اسلامي دو حزب ديگ اصلاح طلب در خصوص احتمال ‏کانديداتوري مير حسين موسوي اظهار نظري نکرده اند.‏

رسانه هاي جناح حاکم اما در روزهاي اخير به احتمال کانديداتوري مير حسين موسوي واکنش نشان دادند. ‏خبرگزاري فارس با انتشار چند خبر تلاش کرد انتشار اخباري از احتمال کانديداتوري مير حسين موسوي را براي ‏تقابل طرفداران خاتمي و نزديکان موسوي تفسير کند.‏

روزنامه کيهان نيز در شمار سه شنبه 28 آبان خود در خبري ويژه مدعي شد تکذيب دفتر مير حسين موسوي "در ‏پي تلاش يك پايگاه خبري وابسته به حزب مشاركت براي مصادره ميرحسين موسوي به نفع خاتمي" صورت ‏گرفته است.‏

روزنامه ايران، ارگان رسمي دولت احمدي نژاد نيز روز سه شنبه به احتمال کانديداتوري ميرحسين موسوي ‏واکنش نشان داد و وي را "نخست وزير دوران جنگ" ناميد، و به نقل مرتضي الويري ادعا کرد که در صورت ‏در گرفتن جنگ جديد مير حسين موسوي گزينه مناسبي برآي رياست جمهوري است. ‏

نگراني رسانه هاي جناح حاکم از احتمال کانديداتوري ميرحسين موسوي در حالي است که خبر برگزاري جلسه ‏اي ميان قاليباف، لاريجاني و محسن رضايي در دو روز اخير بر شدت نگراني نزديکان محمود احمدي نژاد از ‏احتمال عبور اصولگرايان از وي شدت بخشيده است.‏

‎‎ورود به عرصه عمومي‎‎

خبر احتمال کانديداتوري مير حسين موسوي از چند هفته پيش و زماني قوت گرفت که روزنامه کارگزاران در ‏گزارشي از خروج نزديکان ميرحسين موسوي از سايه خبر داد.‏

بنابر اين گزارش "جمعيت توحيد و تعاون" که اعضاي آن از نيروهاي نزديك به ميرحسين موسوي و محمد خاتمي ‏هستند، در آخرين هفته هاي پاياني مهرماه گذشته ششمين مجمع عمومي ساليانه خود را با حضور اکثريت اعضاء ‏برگزار کرد، و چهرهايي چون قربان بهزاديان‌نژاد، محمدرضا تاجيك، غلامرضا ظريفيان، جمشيد انصاري، ‏حمزه غالبي، مجتبي اميري، عباس منوچهري، محمد باقريان و سيدعليرضا بهشتي، به عضويت شوراي مركزي ‏آن انتخاب شدند.‏

برخي از چهره ها کساني هستند که در آستانه در انتخابات رياست جمهوري سال ‏‎ ‎‏84 از مير حسين موسوي براي ‏حضور در انتخابات دعوت کردند، اما نخست وزير سال هاي 60 تا 68 ايران چون انتخابات دوم خرداد 76 ‏حاضر نشد سکوت سياسي خود را بشکند.‏

با اين حال محمد باقريان در اجلاس اخير جمعيت توحيد و تعاون گفت "ورود به فضاي عمومي فصل مهم و ‏جديدي از فعاليت‌هاي جمعيت است كه در اين زمينه نياز به تغييرات در سازمان احساس مي‌شود تا بتوانيم دور ‏جديد فعاليت‌ها را نيز به خوبي طي كنيم."‏

اين جمعيت همچنين از چند سال پيش طرح هاي تحقيقاتي را پي گرفته و "طرح گفتمان جمهوري اسلامي و نقد ‏آن"، "الگوهاي پايه توسعه"، "الگوي زيست مسلماني"، و "بررسي تجربه 30 ساله جمهوري اسلامي"و "برنامه ‏تعامل اجتماعي" برخي از برنامه هاي تحقيقاتي جمعيت نزديکان به مير حسين موسوي در 5 سال اخير بوده است.‏

انتخاب عليرضا بهشتي فرزند آيت الله بهشتي به دبيري جمعيت نزديکان مير حسين موسوي و تاکيد فعالان در اين ‏جمعيت براي ورود به عرصه عمومي، به باور برخي ناظران حاکي از ان است که فارغ از احتمال کانديداتوري ‏مير حسين موسوي، وي و نژديکانش قصد دارند نقش تازه اي در تحولات سياسي اجتماعي فعلي ايران بر عهده ‏بگيرند.‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

خدمات دولت نفت فروش
آمار افزایش واردات
در7 ماه گذشته و با پول نفت

این آمار را خبرگزاری فارس (لابد بعنوان خدمات دولت) منتشر کرده است. یعنی نفت را فروختند و بجای تقویت تولید داخلی، با پول آن بر حجم واردات افزودند. این پیشرفت معکوس را بر اساس آمار مقایسه‌ای واردات مواد غذایی، هفت ماه گذشته با هفت ماه مشابه در سال گذشته بخوانید:

واردات گوشت  از نظر وزن 432 درصد  و از نظر ارزش پولی  466 درصد افزایش یافته است.

غلات، وزنی 197 درصد و ارزشی 208 درصد افزایش داشته است.

سبزیجات و میوه وزنی 57 درصد و ارزشی 79 درصد افزایش داشته است.

نوشابه‌ وزنی 11 درصد و ارزشی 15 درصد افزایش داشته است.

درمجموع بنابر جداول آماری گمرک، واردات غلات در هفت‌ ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال گذشته به لحاظ وزنی با 70 درصد و به لحاظ ارزشی با 140 درصد افزایش داشته است. محصولات نباتی وزنی 44 درصد و ارزشی 93 درصد افزایش داشته است.

(کدام شرکت ها وارد کردند؟ سودش چقدر بوده؟ به جیب چه کسانی رفته؟ این ها در خبرها نیست!)

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

می زنم چهجه بلبل- تا خرم بگذره از پل
دستور آشتی دولت و مجلس
از طرف احمدی نژاد صادر شد

در آستانه رای گیری برای سردار محصولی در حضور احمدی نژاد در مجلس، دولت پیشنهاد کرد به همراه نمایندگان مجلس یک کمیته حل اختلاف مرکب از مشاوران و معاونان رئیس جمهور و نمایندگان و برخی اعضای هیات رئیسه مجلس تشکیل شود. احمدی نژاد درباره این پیشنهاد گفت:

مجلس و دولت باید در فضای صمیمی و همراه و همدل در خدمت مردم باشند. شایعات و حرف‌های بی‌ربط عده‌ای تاثیری در روابط برادرانه و اصولی مجلس و دولت نخواهد داشت. برخی افراد در گوشه و کنار مترصد این هستند که بین دولت و مجلس فاصله ایجاد کنند، اما دولت و مجلس دو رکن مهم و اساسی در قانون اساسی هستند و کسی نمی‌تواند به روابط دوستانه و برادرانه دو قوه مهم در قانون اساسی خدشه‌ای وارد کند. 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

وزير ارشاد در مقابل هاشمي

دسته گل هاي صفار هرندي -

safariharndi.jpg

البرز محمودي

چند روز پس از سخنان هاشمي رفسنجاني که برخورد با احزاب و مطبوعات را "سم مهلک براي کشور" دانست، ‏حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم در سخناني "کم سابقه"، ضمن وارد ندانستن اين انتقادات، ‏پاسخ "تند و بي‌سابقه"اي به رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام داد. سردبير سابق کيهان با اشاره به "كم‌طاقتي‌هاي ‏رسانه‌اي هاشمي" به وي يادآوري كرد: "به خاطر انتقادي معمولي در تريبون عمومي گريه مي‌كرديد."‏

محمد حسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي كه در مراسم افتتاحيه پانزدهمين جشنواره و نمايشگاه ‏مطبوعات و خبرگزاري‌ها در مصلي تهران سخن مي‌گفت بدون نام بردن از هاشمي رفسنجاني، گفت: "تعجب كردم ‏وقتي برخي از شخصيت‌هاي محترم در ارتباط با آزادي مطبوعات در شرايط فعلي ابراز نگراني كردند و مطالبي را ‏فرمودند كه به نظر مي‌رسد نگران وضع موجود اطلاع‌رساني هستند و در مقابل به خاطر آوردم همين بزرگواران در ‏دوران مسئوليت خود به خاطر انتقادي عادي و معمولي چنان برآشفته شده بودند كه حتي كار به گريه در برابر ‏تريبون‌هاي عمومي كشيده شد‎".‎

وي افزود: "تعجب مي‌كنم كساني با اين سطح تحمل از آزادي مطبوعات در دوران خود، چطور اكنون در رابطه با ‏آزادي مطبوعات ابراز نگراني مي‌كنند. ما بايد بابت چنين موهبتي كه محصول انقلاب بوده و به هيچ دولتي مربوط ‏نيست و در واقع نتيجه‌ عمل انقلاب اسلامي و استقرار حكومتي به نام خداست شاكر باشيم‎.‎‏"‏

صفارهرندي در سخنان خود فضاي فعلي کشور را از نظر آزادي چنان دانست که "اگر كسي در شرايط حاضر با وجود ‏تنوع سلايق و اينكه سلايق مختلف هر كدام تريبوني براي حرف‌هاي خود دارند ادعا كنند كه دچار شرايط اختناق و ‏خاموشي هستيم توسط ديگران هو خواهد شد كه چه شرايط خاموشي است كه مي‌شود به بالاترين مقامات كشور ‏گزنده‌ترين انتقادات را به تخريب نزديك است روا داشت‎".‎

متن کامل سخنان صفارهرندي را اينجا بخوانيد.‏

‎کم طاقتي يا دسته گل‎

اين اولين بار است که عضوي از دولت نهم در واکنش به انتقادات رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام پاسخ مي دهد. ‏شايد به همين دليل است که ديروز سايت خبري رجا نيوز نزديک به احمدي نژاد اين سخنان وزير دولت را "کم سابقه" ‏ناميد. اين سايت خبري توضيح داد که "صفار کم‌طاقتي‌هاي رسانه‌اي هاشمي را به وي يادآوري كرد" و نوشت: "به ‏خاطر انتقادي معمولي در تريبون عمومي گريه مي‌كرديد".‏

رجا نيوز در حالي اين گزارش را منعکس کرده که اکبر هاشي رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان در حاشيه ديدار با ‏جمعي از اعضاي حزب اسلامي كار به وضعيت آزادي مطبوعات اشاره کوتاهي داشت. وي با توجه به جايگاه و ‏مسئوليت‌هاي خود پنجشنبه گذشته در يک جمله کوتاه، تنها هشدار داده بود: "انحصار طلبي و برخورد با احزاب و ‏مطبوعات در شرايط حساس كنوني سم مهلك براي كشور است و اين مرحله را تنها با تقويت انسجام سياسي و وحدت ‏ملي مي‌توان پشت سر گذاشت".‏

اين هشدار هاشمي پس از آن بيان شد که پيش از آن نشريه "شهروند امروز" که با دختران وي مصاحبه کرده بود بدون ‏ذکر علت مشخص توقيف شده بود. ‏

اما برخلاف رجا نيوز، سايت شهاب نيوز اظهارات وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در جشنواره مطبوعات را "دسته‌گل ‏جديد آقاي صفار" ناميد و نوشت: "آقاي صفار هرندي ظاهراً فراموش کرده بود در حال پاسخگويي به انتقادات رياست ‏مجلس خبرگان رهبري و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است."‏

اين بحث ها در شرايطي مطرح مي شود که در هفته هاي اخير رسانه هاي نزديک به دولت عملا به انعکاس گزينشي ‏خبرها پرداخته و حتي سخنان برخي از مقام هاي عاليرتبه نظام را سانسور کرده اند. در تازه ترين اقدامات اينچنيني ‏روزنامه دولت و همچنين خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي ايران، انتقادات غيرمنتظره آيت الله هاشمي شاهرودي ‏رئيس قوه قضائيه درهمايش سراسري ديوان محاسبات کشور راکه مي تواند خطاب به دولت نهم تفسير شود سانسور ‏کردند و آن جا که شاهرودي از "جايگزيني آدم هاي بي عرضه اي که هيچ ابتکار و خلاقيتي ندارند و هيچ ثروتي به ‏مملکت اضافه نکرده اند با مديران لايق" سخن گفته بود کلا حذف شد. ‏

به نوشته روزنامه مردمسالاري، "رسانه هاي نزديک به دولت نهم با حذف اين سخنان به گونه اي رفتار کردند که ‏گويي اساسا يک چنين همايش بااهميتي در تهران برپا نشده است و رئيس‎ ‎قوه قضائيه هم، چنين سخناني را بر زبان ‏نياورده است".‏

‎بي‌فرهنگ‌ترين‌ها‎

در هفته اخير اين دومين باري است که صفار هرندي با اظهارات خود به صدر اخبار خبرگزاري ها مي آيد. او جمعه ‏گذشته هم در جمع مديران اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامي مازندران با انتقادي شديد و کم‌سابقه از اهل فرهنگ ايران ‏گفته بود: "امروز برخي از مشهورترين چهره‌هاي عرصه فرهنگ جزو بي‌فرهنگ‌ترين‌ها هستند‎.‎‏"‏

او با اشاره به لزوم "بازنگري اساسي فعاليت‌هاي فرهنگي"، بدون آنکه از شخص خاصي نام ببرد، خاطرنشان کرده ‏بود:"آنها در مقابل اعتقادات مردم صف‌آرايي مي‌کنند و ارتباطات معناداري با آن سوي مرزها دارند‏‎.‎‏"‏

خبرگزاري کار ايران، ايلنا که اين اظهارات را پوشش داده همچنين نقل کرد که وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي "نهي ‏کردن‌ها و نه آوردن‌هاي" وزارت ارشاد را نتيجه "کج‌سليقگي‌ها و تبعات منفي گذشته" دانست و اظهار داشت در غير ‏اين صورت "با امر و نهي در عرصه فرهنگ و هنر موافق نيست‏‎.‎‏"‏

به نوشته شهاب نيوز، صفار هرندي البته قبلاً نيز چنين سخنراني‌هايي کرده بود، از جمله آنکه برخي اهالي فرهنگ در ‏ايران را "بي‌فرهنگ‌ترين آدم‌ها" ناميده يا از "فحش‌هاي ناموسي" سينماي ايران و مسايلي چون "چرنديات، مزخرفات ‏و اراجيف رسانه‌هاي منتقد" سخن گفته بود. به نوشته شهاب نيوز هنوز مشخص نيست اظهارات "بي‌ سابقه" وزير ‏ارشاد درباره رئيس مجلس خبرگان "سهواً از زبان ايشان بيرون آمده يا با قصد و برنامه ريزي قبلي مطرح شده است؟"‏

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سردار محصولی با 12 ستاره
محصول اسلام مستضعف پناه
از فیلتر مجلس خواهد گذشت؟

امروز، مجلس می خواهد سوابق وزیر پیشنهادی دولت برای وزارت کشور را بررسی کند و نتیجه بگیرد که وی صلاحیت وزارت دارد یا ندارد. وزیر پیشنهادی چهره ای شناخته شده است. یعنی سردار محصولی. سرداری که به اعتراف خودش میلیاردر است و یکبار هم در مجلس هفتم صلاحیتش برای وزارت نفت رد شده است. البته مجلس رد کرد، اما احمدی نژاد او را بعنوان مشاور خود دعوت و تائید کرد و بعد هم کم کم امور اجرائی وزارت نفت را به او سپرد.

احمدی نژاد وی را همراه با نامه بلندبالائی که مانیفست امام زمانی دولت است به مجلس معرفی کرد. یعنی در پایان سه صفحه نامه ای که نصیحت به نمایندگان بود و وعده دیدار امام زمان و یا دیدار همگانی با هم در روز قیامت، سه خطی هم در باره وزیر پیشنهادی نوشته و سوابق او را برشمرده بود.

میانه مجلس و دولت بیش از آن تیره است که سردار محصولی به آسانی رای اعتماد گرفته و برود به وزارت کشوری که می گویند به ساختمانی زلزله زده و ویران شبیه است. برای ترمیم این مناسبات تیره از قبل تدابیری هم پیشنهاد شده که در همین شماره پیک نت می خوانید.

اما در آستانه رفتن سردار محصولی در کنار رئیس جمهور مدافع او به مجلس 12 سئوال در مطبوعات و سایت های داخل کشور پیرامون صلاحیت و سوابق وزیر پیشنهادی مطرح شده که می خوانید:

 

1- آقای محصولی در دوسال گذشته چقدر وام گرفته اند؟

2- وزیر معرفی شده در سال گذشته چقدر مالیات پرداخت نموده اند؟

3- ایشان در معاملات نفتی کشور چه نقشی داشته اند؟

4- دارایی های آقای محصولی چقدر است؟

5- آیا پسر رئیس جمهور استخر آقای محصولی را دیده اند؟

6- چه شرکتهایی متعلق به فرد منتخب رئیس جمهور است و یا ایشان سهام دار چه شرکت هایی هستند؟

7- قرا است شرکت های آقای محصولی را در صورت وزیر شدن او چه کسی یا چه کسانی اداره کنند؟

8- چرا رسانه های اصول گرا اعم از روزنامه و سایت و خبر گزاری ها تصویر محل کار /زندگی و...او را نشان نمی دهند؟

9- تکلیف قراردادهای شرکت های آقای محصولی با دولت پس از وزیر شدن او چیست؟

10- چرا مدافعان ساده زیستی و سردمداران سابق مبارزه به خصوص کیهان در این ارتباط سکوت اختیار کرده است؟

-11 ایشان گزارش دهند در ده سال اخیر میزان و چگونگی افزایش سرمایه شان چقدر و چگونه بوده است؟

12- نقش محصولی در صادرات و واردات ایران چیست؟

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مصاحبه تاج زاده
کشور در وضعیت بحران است
بزودی و برای چند ماه
انتخابات ایران
داغ ترین خبر دنیا خواهد شد

بعضی ها در مصاحبه‌هایشان گفته‌اند شما اصلاح‌طلبان نیایید تا ما بتوانیم کسی دیگر را به جای احمدی‌نژاد انتخاب کنیم. حتی بعضی از آنها این تعبیر را به کار برده‌اند که اصلاح‌طلبان ایثار کنند و در انتخابات نامزد معرفی نکنند تا ما کس دیگری را به جای احمدی‌نژاد بنشانیم.

حرف ما با این دوستان این است که در شرایط کنونی جز آقای خاتمی کسی نمی‌تواند احمدی‌نژاد را پشت سر بگذارد. سردار محصولی به گفته خودش تا سه سال پیش سرمایه‌اش حداقل 50 میلیارد تومان بوده و برخی روزنامه‌ها از درآمد 10 ساله‌ 160 میلیارد تومانی او خبر می‌دهند. یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد ایشان ساعتی یک میلیون و هشتصد هزار تومان درآمد دارد. یعنی طی همین 10 دقیقه‌یی که از شروع مصاحبه ما می‌گذرد، ایشان 300 هزار تومان کاسب شده است

به نظر من اصولگرایان در قصه کردان، روغن ریخته را نذر امامزاده کردند. چون اگر قرار بود اختلافات آنها در استیضاح کردان نقشی داشته باشد، سه ماه پیش به او رای نمی‌دادند. در این سه ماه که اتفاقی نیفتاد، جز اینکه افکار عمومی بسیج شد. اگر قرار بود اصولگرایان به خاطر اختلافات‌شان به کردان رای ندهند، در روز معرفی وی به مجلس نباید 162 نماینده به او رای می‌دادند. علاوه بر این اگر اختلافات اصولگرایان منشاء استیضاح کردان بود، باید یک دسته از اصولگرایان از کردان حمایت و یک دسته هم با او مخالفت می‌کردند، نه اینکه وضع به گونه‌یی شود که وقتی کردان می‌خواهد از مجلس خارج شود، حتی یک نماینده هم او را همراهی نکند تا مبادا بدنام شود.

اگر کسی معتقد است این استیضاح از موضع اخلاقی صورت گرفته است، بنده همین جا عرض می‌کنم که مدرک آقای رحیمی هم مثل آقای کردان است. اتفاقاً ایشان رابط رئیس‌جمهور با مجلس است، چراهیچ کس به ایشان اعتراض نمی‌کند. مگر آقای رحیمی و کردان چه فرقی با هم دارند.

ایشان هم دروغ گفته است. چون به عنوان دکتر حکم می‌گرفت و عمل می‌کرد اما اخیراً دیگر به عنوان دکتر امضا نمی‌کند. از ایشان باید بپرسند این مدرک دکترا را چه زمانی و چگونه دریافت کرده‌ ای. آیا با آن حقوق هم گرفته‌یی. دیگر اینکه آیا از این لقب دکتر استفاده کرده ای یا نه؟ در دانشگاه تدریس کرده‌ای؟ اگر مجلس هم با او برخورد کرد، در این صورت معلوم می‌شود که مجلسیان اخلاقی هستند.

حتی آقای مطهری گفت ما بعد از رای‌گیری در روز رای‌ اعتماد داستان کردان را مدتی رها کردیم و سپس دوبار