تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: بهاره هدايت: فرمانده گفت بزنيد! تعارف هم نکنيد! روزآنلاين | خبرگزاری فارس: تجمع معترضين چند ده نفره و حداکثر چند صد نفره بود! رسانه های ضد انقلاب از تصاوير آرشي | خبرنگار خبرگزاری فرانسه در تهران دستگير شد | | | نفر اول از چپ بازجوی اداره اماکن مجید صباغیان | خائنی که بصورت دختری باتوم زد | | | | | | | هرکس از این سه زندان اطلاعاتی دارد فاش کند | |

رشد اقتصادی امسال کمتر از سال گذشته / تبدیل 10 هزار میلیارد تومان بدهی بانک ها به خط اعتباری

چکيده  : قائم مقام بانک مرکزی در حاشیه دوره آموزشی بین المللی بازار سرمایه اسلامی در یک نشست خبری با خبرنگاران شرکت کرده و در پاسخ های خود، از روند کاهشی رشد نرخ تورم، فروش پنج هزار میلیارد تومان گواهی سپرده وبرخی دیگر از رویدادهای پولی و بانکی خبر داد و پیش بینی کرد که رشد اقتصادی امسال کمتراز سال گذشته شود.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 در فضاي مديريتي كنوني

تحمل يك برنامه انتقادي ورزشي غير ممكن مي شود ، و هر منتقدي با دولت نهم مخالف است

به گزارش پايگاه خبررساني عبرت طي هفته هاي گذشته و با بالا گرفتن بحثهاي مختلف بين مديران سيما و سازمان تربيت بدني ، موضوع برنامه نود مبدل به يك بحران جدي در روابط اين دوسازمان شد بگونه اي كه فوتباليها روز گذشته و به هنگام برگزاری دیدار تیم های فوتبال استقلال تهران و برق شیراز از ورود دوربین برنامه 90 به سالن کنفرانس ممانعت به عمل آوردند و به بازیکنان دو تیم نیز تاکید شده بود که حق انجام مصاحبه با این برنامه تلویزیونی را ندارند

بر اين اساس آنچه ما قصد داريم به آن بپردازيم آستانه تحمل اندك برخي از مديران و مسئولان فعلي دولت نهم است كه با بهره گرفتن از عنوانها ي مختلف هر منتقدي را متهم به مخالفت با كليت دولت كرده و بجاي پاسخگويي اقدام به فرافكني نموده ،خود را تافته جدا بافته ، يافته و تصور مي كنند كه تنها آنان هستند كه دلشان براي اين كشور و نظام مي سوزد

هنوز از خاطر نبرديم كه مصاحبه جنجالي فيروز كريمي با برنامه شب شيشه اي و گفتن اين جمله كه (آقاي علي آبادي مديري خوب ومتعهد و فعال هستند اما براي شهرداري تهران )چه به سر اين مربي صريح الهجه آورد

گرچه حوزه فعاليت ما كمتر به مباحث ورزشي پرداخته اما گاهي لازم است كه شخص ثالثي به ميدان آمده و مانند خانم فاطمه رجبي كه گاهي راحت و صريح و بدون دغدغه بسياري از سخنان را طرح مي كنند نقدي روشن از وضعيت بعضي مديراني كه در هاله نور رياست محترم جمهور ارتزاق مي كنند را به جامعه ارائه نمايد

البته طبيعي است كه وقتي مديران غير ورزشي شهرداري تهران اداره كننده كشور مي شوند،تحمل يك برنامه انتقادي ورزشي غير ممكن خواهد بود ، و هر منتقدي با دولت نهم مخالف تلقي مي شود اما حقيقتا اينگونه ديدگاههاي تنگ چه به سر اين كشور آورده اند ، علي آبادي و مديران كنوني سازمان تربيت بدني بايد توضيح دهند كه طي اين چند سال چه به سر ورزش اين كشور آورده اند و جايگاه جهاني ما تا چه ميزان ساقط شده و يا صعود كرده است

امروز كار سازمان ورزش ما به جايي مي كشد كه در مقابل نقد سازنده يك برنامه تلويزيوني تحملش را از دست داده و با دستورات فرمايشي فوتباليستها و تيم ها و مديران فوتبالي را از مصاحبه با نود منع مي كند و سردار عزیز محمدی، رئیس سازمان لیگ در پاسخ به انتقاد طنرگونه فردوسی پور مبنی بر اینکه فدراسیون ایران چگونه با این همه بی نظمی توانسته است برترین فدراسیون آسیا شود، به «تعضیف نظام» متهم مي كند ، گويي سردار تصور كرده اند كه هنوز در مسند سرداري هستند و با لباس نظامي و از منظر پادگاني با مردم سخن مي گويند

مگر تضعيف نظام قند و نبات است كه هر كسي از راه مي رسد از آن بعنوان حربه اي كوبنده براي حذف منتقدان و مخالفان بهره مي گيرد ،‌آيا كار به آنجا رسيده كه سازمان عريض و طويل صدا و سيما افراد ي را ادبيات تضعيف كننده نظام در برنامه ها بكار گرفته است ، معلوم نيست با چنين بينشي ورزش ايران سر به كجا خواهد برد

مهرگزارش كرد فدراسیون فوتبال  پس از اتفاقات هفته های اخیر و موضع گیری که برخی برنامه های تلویزیونی علیه این فدراسیون انجام داده اند، طی ابلاغیه ای به کمیته های خود تاکید کرده است برای انجام مصاحبه و حضور در برنامه های تلویزیونی باید مجوز دریافت کنند

به نظر می رسد این تصمیم در راستای اختلافات مسئولان فدراسیون فوتبال و برنامه تلویزیونی 90 صورت گرفته است که طی هفته های گذشته بارها یکدیگر را به نقد کشیدند

برهمین اساس روز گذشته و به هنگام برگزاری دیدار تیم های فوتبال استقلال تهران و برق شیراز از ورود دوربین برنامه 90 به سالن کنفرانس ممانعت به عمل آمد و به بازیکنان دو تیم نیز تاکید شده بود که حق انجام مصاحبه با این برنامه تلویزیونی را ندارند

صداوسیما : مجری "90 " تغییر نمی‌کند

از سويي ديگر  علی‌اصغر پورمحمدی درباره موضوع تحریم برنامه "90" از سوی فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزش به خبرنگار مهر گفت: شبکه سه همیشه ترویج‌دهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ویژه هم به این امر داشته است

 تحریم این برنامه از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال صحت ندارد و ما امیدواریم تیم ملی بتواند نتایج خوبی کسب کند،وی در ادامه افزود: سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی به ویژه فدراسیون فوتبال همیشه ارتباطی خوب و نزدیک با هم داشته‌اند. نمی‌دانم چرا شایعاتی مبنی بر سست شدن این ارتباط پدید می‌آید، چرا که صدا و سیما در دوره مدیریت محمد علی‌آبادی بیشترین حمایت و تبلیغات را از سازمان تربیت بدنی داشته و طبق آمار مستند بیشتر لیگ‌ها به صورت زنده پخش شده است

مدیر شبکه سه درباره خبر بیرون کردن خبرنگار برنامه 90 از کنفرانس خبری پس از بازی دو تیم استقلال و برق شیراز نیز گفت: از چنین موضوعی اطلاع ندارم، اما می‌توانم آن را بررسی کنم

پورمحمدی در پایان درباره شایعات منتشرشده مبنی بر تغییر مجری برنامه "90" به دلیل برخی فشارها نیز گفت: چنین چیزی صحت ندارد و مجری برنامه تغییر نخواهد کرد

در هيمن مورد حاج رضایی مفسر فوتبال مي گويد : «من برنامه نود را وجدان بيدار فوتبال ايران مي‌دانم. اين برنامه درست مثل يك ويترين عمل مي‌كند. همه اهالي فوتبال را به نمايش مي‌گذارد و بعد اجازه مي‌دهد كه مردم قضاوت كنند. قضاوت مردم نيز همواره خالي از عيب بوده است. افكار عمومي واقعيت‌ها را درك مي‌كند و درست را از نادرست تشخيص مي‌دهد.»وي ضمن اشاره به شخصيت عادل فردوسي‌پور و تاثير او در شكل‌گيري بي‌غرض برنامه نود گفت: «براي عادل فردوسي‌پور احترام خاصي قائل هستم چون نه‌تنها ارزش‌هاي علمي دارد بلكه انسان پاك و با انصافي است. همه ديدند كه او در چند برنامه داريوش مصطفوي را به دليل تناقض‌گويي‌هايش سخت تحت فشار قرار داد اما پس از بركناري او از سمت مديرعاملي باشگاه پرسپوليس رسم انصاف را در قبال او رعايت كرد و حتي در مقام دفاع از مصطفوي برآمد. اين حركت عادل نشان داد كه وي بدون غرض‌ورزي ديگران را به چالش مي‌كشد.» كارشناس فوتبال كشورمان ضمن انتقاد از ادبيات عضو هيات‌رئيسه باشگاه پرسپوليس تصريح كرد: «وقتي گفت‌وگوها پيش رفت مردم حقايق را بهتر متوجه شدند. ادبياتي كه عضو هيات‌مديره باشگاه پرسپوليس به كار گرفت نه‌تنها براي من بلكه براي مردم نیز خوشايند نبود

بيژن ذوالفقارنسب نيز گفته : برخورد حذفي با رسانه‌ها به هيچ عنوان منطقي نيست. وی پيرامون تصميم فدراسيون فوتبال براي محدوديت ارتباط كميته هاي اين فدراسيون با برنامه هاي ورزشي ‌صداوسيما اظهار كرد: اين اقدام بسيار عجيب است. خوشبختانه در كشور ما به اندازه كافي آزادي وجود دارد كه افراد بتوانند حرفهاي منطقي خود را بيان كنند و معتقدم فدراسيون فوتبال نبايد به اين شكل برخورد حذفي انجام دهد،بي ترديد اگر كارشناسان و مربيان انتقادات منطقي را مطرح مي كنند فدراسيون فوتبال بايد به صورت شفاف پاسخگو باشد. وي ادامه داد: تصور مي‌كنم مردم بهترين كساني هستند كه مي توانند در اين باره قضاوت كنند

منصور پورحيدري، مديرفني تيم فوتبال پاس همدان تحريم برنامه نود را نوعي توهين به افكارعمومي دانست،وي در گفت‌وگو با خبرگزاري فوتبال تصريح كرد: «من خودم جزء آن دسته از افرادي بودم كه به برنامه 90 انتقادهايي داشتم اين انتقاد كه چرا نود گاهي افراد را روبه‌روي يكديگر قرار مي‌دهد اما حالا مسئله فرق مي‌كند. هيچ كس كار مسئولان راتاييد نمي‌كند.»پورحيدري افزود:‌ «هر كسي كه مسئول مي‌شود بايد تحمل انتقاد را داشته باشد. تحريم برنامه نود راه‌حل مناسبي براي حل مشكلات فوتبال كشورمان نيست. به جاي حذف پربينندگان برنامه تلويزيوني بهتر است آقايان بپذيرند كه اشكالات زيادي در كارشان وجود دارد.»مديرفني پاس همدان تاكيد كرد، حذف يا تحريم نود توهين به مردم است

كربكندي سرمربي اسبق تيم ذوب‌آهن اصفهان گفت: حذف برنامه نود فقط راه را براي متخلفين فوتبال بازتر مي‌كند چرا كه هنوز هم هستند برخي كه از انتقادهايش هراس دارند.رسول كربكندي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس‌، اظهار داشت: برنامه نود را براي ورزش و به خصوص فوتبال مفيد مي‌دانم. البته هيچ برنامه‌اي در هيچ كجاي دنيا بدون ايراد ساخته نمي‌شود؛ اما برخورد با اين برنامه يك حركت غيرمنصفانه است. آنهايي كه چنين حركتي انجام مي‌دهند، قصد دارند جلوي انتقاد را بگيرند و از انتقاد گريزان هستند. اين افراد فقط به دنبال آن هستند كه از آنها تعريف شود

در عين حال برنامه گذشته نود با يك ميليون چهارصد هزار پيامك حكايت از حمايت افكار عمومي از اين برنامه داشت ، اكنون نيز عبرت اميدوار است كه با پذيرش فراخواني جديد كه در برنامه آتي نود صورت مي گيرد تمام شهروندان با هر گونه علاقه اي به منظور نقد سازنده اقدامات مسئولان تربيت بدني در اين رابطه و مجموعه عملكردهاي مديريت كنوني اين سازمان فردا شب دوشنبه موبايلهايشان را برداشته و نه با انتخاب عددها كه با نوشتن يك پيام سازنده كوتاه نظرشان را بيان كنند

بديهي است كه قطعا در مجموعه كارهاي مديريتي نادرست ، اقدامات خوبي نيز در اين مجموعه بعمل آمده اما بين آرمانهايي كه ناجي نسل جوان خواهد شد تا عملكرد كنوني اين سازمان فاصله زياد است  

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
پورحيدري:به جاي حذف نود قبول كنند كه كارشان پر از اشتباه است؛حذف يا تحريم نود توهين به مردم است  ـ
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
ابطحی نوشت:مهندس موسوی می آیدزیرا مانند خاتمی نگران کشور است

محمدعلی ابطحی در یادداشت های روزانه که در وبلاگ خویش منتشر می کند، در مطلبی درباره کارگزاران دولت های سابق که منتقد دولت کنونی اند، برای نخستین بار سخنی را از قول مهندس میر حسین موسوی در باره ورود به صحنه انتخابات پخش کرد که تاکنون بدین وضوح منتشر نشده بود. ابطحی نوشت:

«... از میرحسین موسوی نقل شده که چون نه در دوران آقای هاشمی - علیرغم اختلاف نظرهایی که داشته -  و نه در دوران آقای خاتمی، برای کشور و سرمایه های مادی و معنوی آن احساس خطر نمی کرده در صحنه سیاسی فعال نبوده است ولی چون اکنون برای کشور احساس خطر جدی دارد، حاضر است نقش موثری ایفا کند. همان دغدغه ای که خود آقای خاتمی هم به شدت درگیر آن است.»

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مردم تلویزیون می خواهند نه تکرار حرفهای 30 ساله را-تلفات حکومتی زلزله B.B.Cدر انتخابات ریاست جمهوری

راه افتادن تلویزیون بی. بی. سی. زلزله ای بود که هنوز مقامات حکومت زیر آوار آن دست و پا می زنند و نظراتی در این باره می دهند که مخاطب آن بیشتر دور و بری های خودشان است تا مردم. بقول معروف "بیا سوته دلان گِرد هم آئیم!"

دشوار بتوان تصور کرد امثال سردار صفار هرندی وزیر ارشاد، شریعتمداری سرپرست صفار هرندی، محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و امنیت و مطبوعات وابسته به این طیف دولتی آنچه در باره این تلویزیون می گوید، مطبوعات منتشر و سیمای جمهوری اسلامی منعکس می کند، خود به آن باور داشته باشند. نه کسی سیمای جمهوری اسلامی را قبول دارد و نه مطبوعاتی را که این نظرات در آنها منتشر می شود می خواند. مردم دنباله روزنه ای برای بیرون آمدن از زیر فشار تبلیغات از تاریخ گذشته حکومت اند. مردم از روضه و نصیحت و سخنرانی خسته شده اند. حکومتی که تاب تحمل یک کانال تلویزیونی در دوبی با مدیریت شیخ مهدی کروبی را نیآورد، با پول نفت بسیاری از تلویزیون های لس‌آنجلسی را از طریق بنیاد علوی و ثروتی که در اختیار آن بود خرید تا در کنار حکومت شمشیر بزنند، برای اصلاح طلبان روزنامه و روزنه ای باقی نگذاشت و آنها را در حسرت تلویزیون گذاشت، حالا ناگهان با تلویزیونی روبرو شده که مثل بمب در ایران صدا کرده است. حالا هرچه می توانند بگویند: کودتای 28 مرداد را انگلیس ها با کمک بی بی سی کردند، صهیونیست ها بی بی سی را می چرخانند، انگلیس اخ است، صهیونیسم تف است... مردم گوششان از این حرفها پر است و دیگر نسبت به آن روئین تن شده اند!

بسیار خوب، اگر توصیه ها و تفسیرهای شما به دل مردم می نشیند، دیگر چه نیازی به خط و نشان کشیدن مجلس و وزارت اطلاعات وامنیت و دادستان تهران  و مجلس برای هر کسی است که با این تلویزیون تماس تلفنی بگیرد؟ اگر مردم حرف های شما را قبول می کنند، دیگر این همه وحشت و تهدید برای چیست؟

مردم می بینند و روز به روز بیشتر مطلع می شوند که سیمای جمهوری اسلامی و سپاه کانال های تلویزیونی عربی العالم، المنار و الخیال در لبنان و غزه و بغداد برپا کرده و در شیخ نشین و شاه نشین و جمهوری نشین خاورمیانه دفتر سیمای جمهوری اسلامی را باز کرده و برای آن تلویزیون های عربی خبر دست و پا می کند، اما از باز شدن یک دفتر خبری برای یک تلویزیون فارسی زبان درتهران وحشت دارد. اگر کار دفتر خبری جاسوسی و براندازی نرم و سفت متمایل به مخملی است، پس لابد دفاتر سیمای جمهوری اسلامی هم همین کار را در غزه و لبنان، بغداد و ... می کند.

دنیای ارتباطات در حصار سانسور و تهدیدهای امنیتی باقی نمی ماند و خوش عاقبت آن که زودتر از خواب بیدار شود. دوران یکه تازی سیما و جام غم تمام شده است. تحولات اینترنتی و مخابراتی بزودی سانسور و پارازیت را به گورستان تاریخ خواهد سپرد. کسی که می خواهد ماهواره هوا کند تا برنامه تلویزیونی برای منطقه پخش کند، باید به این واقعیت پی برده باشد، گرچه به این حقیقت هنوز باور نداشته باشد که افکار عمومی را با روضه و نوحه و مرثیه خوانی و تکرار هفت رنگ وقایع صدر اسلام نمی توان جلب و جذب کرد. فضای فلک از سقف شکاف برداشته است!

باز هم خیره سری خواهند کرد؟ بازهم بر تلاش خود برای جمع کردن ماهواره و پخش پارازیت خواهند افزود؟ باحتمال قریب به یقین. ارتجاع و عقب ماندگی جز این نمی تواند بکند. حاصل این ستیز با واقعیت و خواب و خیال هائی را که با جاسوس و صهیونیست و برانداز خطاب کردن دیگران در سر می پروانند در انتخابات ریاست جمهوری مشاهده خواهند کرد. اگر وزن همین تلویزیون پشت هر کاندیدائی قرار گرفت، مردم نام آن کاندیدا را در صندوق ها انداختند آنوقت چه خواهید گفت؟

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نوری؛همان كه مي‌خواهد و مي‌تواند

نوشته‌اي از مهدی نعمتی

به نظر می رسد اکثریت مردم زمانی پای صندوق های رای خواهند آمد که از موثر بودن رای و نظر خود در امور جاری کشور مطمئن باشند.
مردم بايد مطمئن باشند کسی را که با اکثريت آراي انتخاب کرده و به رياست جمهوری برمی گزينند ، تنها به پشتوانه ی همين آراء می تواند زمینه های لازم برای تحقق خواسته های کلان ملی و تاريخیی ايرانيان یعنی [قانون اساسیی دموکراتيک ،آزادی، دموکراسی ،حقوق بشر ،رعايت حقوق زنان و جدی گرفتن مطالبات آنان ،اشتغال و رفاه عمومی، عدالت اجتماعی ، امنيت همه جانبه ،توسعه و پيشرفت ملی و عزت و سربلندی-ی ايران و ايرانی در جامعه ی بين الملل] را فراهم سازد.

تجربه‌ی تاریخی به ویژه دوران هشت ساله ی بعد از دوم خرداد ، نشان می‌دهد که نهادهای قدرت انحصارطلب به هیچ وجه تن به پذیرش اصلاحات ساختاری و نه شبه اصلاحات نمی‌دهند مگر آنکه اراده ای مقتدر، محکم و زیر بار زور مرو به نمایندگی از اکثریت مردم را رودرروی خود ببینند؛ اراده ای که با قرار گرفتن بر کرسی ریاست جمهوری ، آرام و قرار نگیرد؛ به اين معنا كه؛

- نه در دل ساختار سیاسی موجود هضم شود
- نه به سادگی قابل حذف باشد
- نه با توپ و تشرهای بحران ساز محافظه کاران از میدان به در رود
- نه در مقاطع سرنوشت‌ساز و دوراهی‌های تاریخی( برای رفتن به راه مردم به جای وادادن به نهادهای قدرت) ، وعده‌های خود با اکثریت مردم را از یاد ببرد یا به تفسیرهای وارونه، توجیه سازی‌های شبه روشنفکرانه و علت تراشی‌های فقیهانه از آنها بپردازد.
- و نه در شکل دهی و استفاده از جنبش اصلاح طلبانه‌ی ایران ، مردد و ناتوان باشد.

تنها در این صورت است که رابطه ی دو سویه ای میان مردم و رییس جمهوری برای انجام اصلاحات ساختاری در جامعه فراهم می شود.
از یک سو فردی که به عنوان رییس جمهوری در نوک پیکان اصلاح طلبی قرار دارد می کوشد تا با صراحت و پایمردی به طرح مصادیق اصلاحات در هرم قدرت و تلاش برای اجرای آنها بپردازد و از سوی دیگر حضور مردم در قالب جنبش اصلاحی با رهبری-ی رییس جمهوری ، فشار و امنیت لازم جهت تداوم و در نهایت تحقق اصلاحات را فراهم می سازد .
برای کسانی که با تحلیل بالا موافقند و بدون پیش‌داوری، کارنامه‌ی نامزدهای مطرح اصلاح‌طلبان را مرور می‌کنند؛ عبداله نوری فردی است که در این مقطع تاریخی می‌خواهد (تاکید می‌کنم:می‌خواهد ) و در صورت حمایت اکثریت قاطع مردم، می‌تواند چنین کند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نوري كانديداي راستين اصلاح‌طلبان ساختاري است نه دستگاه قدرت


خرداد: يكي از دوستان و هواداران اصلاحات ساختاري، يادداشتي گلايه‌آميز نسبت به بي‌مهري برخي ارگان‌هاي اصلاح‌طلب به عبدالله نوري براي "خرداد" فرستاده كه با ارج نهادن به كوشش‌هاي همه‌ي همكاران و دوستان ديگر منتشر مي‌كنيم:

«از آغاز گرم شدن بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم، همگی سایت‌های خبری اصلاح‌طلبان درون‌ساختاری و اندک روزنامه‌های آنان بر پشتیبانی از یکی از سه نامزدی که می انگارند با ساخت کنونی قدرت تعامل همدلانه‌تری دارند پای فشرده‌اند و برخی از آنان نیز کوشیده‌اند هیچ فرصتی را برای نشان دادن سرسپردگی خود بر آستان قدرت فرو نگذارند تا شاید دل اربابان به رحم آرند! اما درنوردیدن مرزهای اخلاق از سوی اصلاح‌طلبان مینیمالیست و پشتیبانان آنها خود داستانی دیگر است.

درج خبرهای سراسر ساختگی و یا واژگونه از پشتیبانی آقای عبداله نوری و دیگرانی چون دکتر معین از محمد خاتمی، دست‌بردن در اخبار نامزد اصلاح‌طلبان ساختاری، و بهره‌گیری از شیوه‌های ناپسند در وادارکردن دیگران به آزمودن چند باره‌ی شکست خوردگان در میدان عمل (و صد چندان در میدان اندیشه و نظر)، تنها گوشه‌ای از کژتابی‌های این دسته تا به امروز بوده است که با هر چه جدی‌تر شدن نامزدی آقای نوری فزونی گرفته است.

گذشته از آن در این میانه کسانی، شاید از سر گداختگی فزاینده‌ در هواداری از کاندیداهای اصلا‌‌ح‌طلبان درون‌ساختاری و شتاب فراوان برای در آغوش کشیدن شاهد پیروزی و برخی نیز از روی بی‌دقتی، در این روزگار زمستانی شرنگ در کام اصلاح‌طلبان راستین و آب در آسیاب اقتدارگرایان می‌ریزند.

امروز روی سخن با بزرگواری است که از او چشم‌داشتی دیگر بود. القای اینکه اقتدارگرایان خواهان نامزدی جناب نوری در انتخابات هستند تا بدین شیوه از آرای خاتمی، میرحسین، و یا کروبی بکاهند، و داستان‌سرایی در این باره ، آن هم بر پایه‌ی گزارشی که سایت فردا از نشست اصلاح‌طلبان ساختاری داده است و از زبان آنان «بازگفته» است که نوری بهترین کس برای تبیین اصلاحات است (که درست هم هست)، نه با نام و پیشینه‌ی درخشان جناب داور سازگار می‌افتد و نه با داوری دادگرانه می‌خواند. به این می‌ماند که کسی بر پایه‌ی اینکه کیهان از زبان خاتمی نوشته‌است «یا من می‌آیم یا میرحسین»، خاتمی یا موسوی را کاندیدای آرمانی کیهانیان بداند.
نگارنده که خود از خوانندگان همیشگی جناب ابراهیم نبوی است، ایشان را که سهمی بسزا در جریان اصلاح‌طلبی رسانه‌ای داشته‌اند و دارند، ارج بسیار می‌نهد و پشتیبانی ایشان از کاندیدایی که شایسته می‌پندارند را نیز حقی بی‌چون و چرا می‌داند، اما یادآور می‌گردد که پنجه کشیدن بر کسی که خود بهایی سنگین در راه آرمان آزادی‌خواهان این سرزمین، که استوار گشتن بنیاد دموکراسی و حقوق بشر باشد، پرداخته است و می‌پردازد؛ نه شایسته‌ی فرهیخته‌ای چون ایشان است و گمان می‌رود که گونه‌ای بی‌دقتی بر نوشته‌ی ایشان سایه افکنده است که مایه‌ی رنجش است.»


نوشته‌ای از فرشید جمشیدی

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

شما گفتيد؛ سلام بر اصلاحات واقعي


خرداد: آغاز به كار سايت خرداد، با استقبال فراواني از سوي هواداران اصلاحات ساختاري در جاي جاي دنيا و كساني كه به راهبري عبدالله نوري باور دارند، رو‌به‌رو شده است. روزانه ده‌ها ايميل به دست ما مي‌رسد كه حاوي نكته‌ها و پيشنهادهاي ارزنده‌اي است و در بيش‌تر موارد خوانندگان گلايه دارند از اين سايت خرداد امكاني براي ابراز نظر آن‌ها ندارد. از اين پس مي‌كوشيم روزانه در بخشي با نام «شما گفتيد» بخشي از اين نظرها را پوشش دهيم.


"بابك. الف" از كرمانشاه در ايميلي براي اعلام همكاري خود با هواداران اصلاحات ساختاري مي‌نويسد:
« با سلام من از هواخواهان اصلاحات ساختاری در ایران هستم چراکه استبداد کنونی حاکم بر ایران را ناشی از عدم انعطاف پذیری و غیردموکراتیک بودن بنیان حکومتی کشور میدانم.
از زمانی که با جنبش اصلاحات ساختاری در ایران بویژه شما و شخص آقای نوری آشنا شده‌ام، علاقه و انگیزه دو چندانی برای حرکت در این راستا پیدا کرده‌ام....سلام گرم مرا به آقای نوری برسانید و به ایشان بگویید که در راه هدف پاک‌شان تنها نخواهند بود.»

"آرمان" دانشجوي مكانيك دوست ديگري است كه در بخشي از ايميل خود آورده است:
«با آگاهي كامل ايميل زده‌ام تا بگويم كه من نيز يك هوادار اصلاحات ساختاري هستم و معتقدم كه نخستين گام اصلاحات ساختاري، تغيير قانون اساسي در جهت كاهش قدرت مطلقه است...من از انتخاب آگاهانه‌ي عبدالله نوري احساس خوبي دارم.»

"محمد.م" نيز در ايميل پر از لطفي براي خرداد مي‌نويسد:
«سلام بر همه‌ي آزداي‌خواهان متمدن
سلام بر ايران
سلام بر اصلاحات واقعي
سلام بر شيخ محبوب»

در سري پيشين «شما گفتيد» نيز سه نظر ديگر آمده بود كه آن‌ها را از پيش رو مي‌گذرانيم:

"فرناز" در ايميل خود مي‌نويسد:
« می‌خوام که در جریان اخبار آقای نوری قرار بگیرم.
از این که نسبت به بلاهایی که به سر دانشجویان میارن، عکس العمل نشون می‌دین و اخبارشو درج می‌کنید و مثل خیلی از خبرگزاری‌های مدعی در این مورد سکوت نمی‌کنید بسیار خوشحالم.
در وبتون یه جایی برای حرفای مایی که تریبون نداریم بگذارید.»

يك ايميل بي‌نام نيز از عبدالله نوري خواسته است:
« آقای نوری امیدوارم با حضورتان در عرصه‌ی انتخابات، امید را دوباره در دل میلیون‌ها ایرانی زنده کنید»

و در يك ايميل ديگر پس از تشكر از سايت خرداد آمده است:
« خیلی خوشحالم که آقای نوری سکوت رو شکستن و دوباره شروع به فعالیت های سیاسی کردن.
من زمان اون موج دوره اصلاح‌طلبا سن زیادی نداشتم ولی تا پارسال که کتاب شوکران اصلاح اقای نوری رو خوندم به شدت تحت تاثیر نظراتشون قرار گرفتم و واقعا اگر یک روحانی رو قبول داشته باشم اون اقای نوری هست.
منتظر کاندید شدن ایشون هستم تا هر جور میتونم براشون فعالیت کنم...»

هم‌چنان با ما در ارتباط باشيد، نظرها و ديدگاه‌هاي خود را به Tragedy_In_Iran@Yahoo.Com ارسال كنيد تا در خرداد بازتاب يابد. اگر ديدگاه‌ها شما تنها براي ما به شكلي خصوصي است و نمي‌خواهيد كه عمومي شود، حتمن در ايميل يادآوري كنيد.

هواداران اصلاحات ساختاري و علاقه‌مندان به عبدالله نوري نيز مي‌توانند، يادداشت، گفت‌وگو و گزارش‌هاي خود را براي انتشار در خرداد با نام خود به همين ايميل بفرستند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

محاصره خانه یزدی برای جلوگیری از برگزای یک مراسم

ماموران امنیتی مانع از برگزاری مراسم بزرگداشت جمعی از فعالان حقوق بشر در ایران شدند. این مراسم قرار بود چهارشنبه گذشته از سوی نهضت آزادی ایران در منزل ابراهیم یزدی دبیرکل این نهضت برپا شود.

در اطلاعیه‌ای که نهضت آزادی ایران منتشر کرده، آمده است که نیرو‌های امنیتی «با توسل به بهانه‌ها و دلایل ناموجه و غیرقانونی» مانع از برگزاری این مراسم شده‌اند. نهضت آزادی در اطلاعیه خود این اقدام ماموران امنیتی را محکوم کرده و آورده است که چنین اقداماتی «در اراده‌ کسانی که اینک خود از قربانیان نقض گسترده‌ حقوق بشر محسوب می‌شوند، خللی وارد» نمی‌کند.
در این اطلاعیه همچنین ممانعت از برگزاری مراسم‌هایی از این دست از سوی دولت نهم به «فقدان اعتماد به نفس در ارکان رسمی حاکمیت جمهوری اسلامی» تعبیر شده است.
نهضت آزادی دستاورد چنین اقداماتی برای جمهوری اسلامی را «گسترش شکاف تاریخی ملت- دولت» عنوان کرده است.

این مراسم همچنین به‌منظور پاسداشت شصتمین سال انتشار اعلامیه جهانی حقوق بشر و بررسی برخی فشار‌ها بر فعالان مدنی، قرار بود برگزار شود.

در مهرماه امسال نیز نیرو‌های امنیتی ایران مانع از برگزاری کنگره نهضت آزادی شده بودند. این نهضت از جمله گروه‌های سیاسی مخالف شاه سابق ایران، توسط مهدی بازرگان، اولین نخست ‌وزیر بعد از انقلاب، در دهه ۴۰ شمسی پایه‌ گذاری شد.

۲۱ تن از رهبران این تشکل سیاسی سال‌ها پیش از سوی قوه قضاییه ایران به اتهام اقدام «علیه امنیت ملی» دستگیر شدند.در ایران پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد فشار‌های بر جریان‌های سیاسی و فعالان مدنی افزایش یافته است. منتقدان بار‌ها با صدور اطلاعیه‌های به این تحدیدات اعتراض کرده و خواستار آزادی‌های بیشتر در فعالیت‌های مدنی و سیاسی خود شده‌اند. پیش از روی کار آمدن دولت محافظه‌ کار آقای احمدی‌نژاد، جریان‌های سیاسی و مدنی در دوره هشت ‌ساله ریاست جمهوری محمد خاتمی از آزادی‌های بیشتری برخودار بودند.


منبع: رادیو زمانه

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
نظرسنجی جدید: نسبت دو به یک خاتمی و احمدی نژاد

فردا: اخیرا یک نظرسنجی جدید، مغایر با آن نظرسنجی های که پیشتر برخی رسانه ها منتشر کرده بودند، انجام شده است.

بر اساس نظر سنجی انجام شده از سوی وزارت اطلاعات، صداوسیما و دانشگاه آزاد، نسبت آرای خاتمی به احمدی نژاد در کل کشور، نسبتی دو به یک است.

یک منبع آگاه نزدیک به سیدمحمد خاتمی مدعی شد که نسبت آرای رئیس جمهور سابق کشور به رئیس جمهور کنونی در تهران، نسبتی سه به یک است که گویای ثقل آرای خاتمی در پایتخت و دیگر شهرهای بزرگ کشور است.

وی درباره اینکه گفته می شود، احمدی نژاد به واسطه سفرهای استانی خود آرای زیادی در شهرستانها دارد، اظهار داشت: با توجه به اینکه 70 درصد جمعیت کشور، شهری است؛ این سفرها تاثیر چندانی در آرای احمدی نژاد نخواهد داشت. بویژه آنکه اکثر مصوبات استانی عملیاتی نشده و همین در کاهش آرای احمدی نژاد موثر خواهد بود. به اعتقاد وی برای ساکنان شهرستان هایی که توجه به اعتقادات مذهبی بالا است، یک کاندیدای سید بر دیگر کاندیداها ارجحیت دارد.

این منبع آگاه در پاسخ به اینکه آیا میرحسین موسوی هم در این نظرسنجی ها حضور داشته یا نه؟، به «خبر» گفت: آرای ایشان به مراتب پایین تر از آقای خاتمی و حتی کمتر از احمدی نژاد بوده است.

به گفته وی بر اساس این نظرسنجی ها تا کنون 49 تا 50 درصد از مردم برای حضور در انتخابات، اعلام آمادگی کردند و تا زمان انتخابات این مشارکت به بیش از 60 درصد خواهد رسید.

وی در واکنش به مصاحبه های اخیر محسن کوهکن که طی آن بر اساس برخی نظرسنجی ها اعلام می کند که احمدی نژاد در راس نظرسنجی ها قرار دارد؛ گفت: نظرسنجی های رسمی عکس این موضوع را نشان می دهد. از این رو به نظر می رسد سخنان وی بیشتر نظر سازی و جنگ روانی است تا نظرسنجی.

 کوهکن با اشاره به انجام چندين نظرسنجي در ماه‌هاي گذشته براي انتخابات رياست جمهوري دهم، گفته بود : اين نظرسنجي‌ها درخصوص 6 كانديداي احتمالي از جريان اصولگرا و اصلاح طلب در شهرهاي بزرگ صورت گرفته است و آخرين نظرسنجي نيز يكماه گذشته بوده كه در همه آن‌ها احمدي نژاد در راس قرار داشته است.

عضو شوراي مركزي جبهه پيروان خط امام و رهبري با تاكيد بر اينكه اگر اين نظرسنجي‌ها در شهرهاي كوچك نيز انجام شود، مطمئناً فاصله احمدي نژاد با ساير كانديداها افزايش مي‌يابد، تصريح كرد: هر جريان و گروهي بايد در اعلام نتايج نظر سنجي امانت داري را رعايت كند و بخاطر اميدواري گروهي و نگران كردن گروهي ديگر امانت داري و صداقت را زير پا نگذارند.

سابقه نظرسنجی ها

اخیرا روزنامه کیهان و یکی از سایت های اصول گرا نظرسنجی ای را منتشر نموده بودند که بر اساس آن « خاتمی در تهران حداقل 10 درصد و در شهرستان ها بیش از 50 درصد از رقیب اصولگرای خود عقب تر است».

خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) در حاشیه نمایشگاه اخیر مطبوعات نظرسنجی را با جامعه آماری 9 مدیر مسوول، 33 نفر كارشناس روزنامه‌نگاری، 147 نفر خبرنگار، 48 نفر كارمند اداری، 36 نفر متصدی غرفه و 27 نفر گرافیست و عكاس بوده است كه 55.69 درصد از كل آنها به احمدی‌نژاد، 20.25 درصد به سیدمحمد خاتمی،1.27 درصد به حسن روحانی، 3.78 درصد به محمدباقر قالیباف، 13.93 درصد به مهدی كروبی و 4.24 درصد به علی لاریجانی رأی داده‌اند؛ ایرنا معتقد بود که محبوبیت 56 درصدی احمدی‌نژاد در جامعه نخبه رسانه‌ای كشور، نشان‌دهنده محبوبیت حداقل 70 درصدی رئیس دولت در افكار عمومی است.

در آن زمان، کارگزارن مدعی شده بود که محبوبیت محمد خاتمی بین 55 تا 60 درصد و محبوبیت محمود احمدی‌نژاد بین 25 تا 28 درصد است كه حامیان دولت آن را معکوس اعلام می کنند.

در همین حال، پیش از این نیز ایسپا در اسفند ماه سال گذشته در یک نظر سنجی از مردم تهران سئوال کرد که اگر کاندیداهایی که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری کاندیدا شوند شما به کدام یک رای می دهید.

در این نظر سنجی هاشمی رفسنجانی با 24.8  درصد بیشترین رای و حمایت را از آن خود کرد و احمدی نژاد 24.2، قالیباف 6.2 درصد و لاریجانی 0.9 درصد آرا را از آن خود کردند.

برخی منابع خبری اصلاح طلبان نیز از انجام نظرسنجی از سوی یک نهاد دولتی در 8 شهر بزرگ، 20 شهر کوچک و 120 با موضوعیت محبوبیت احمدی نژاد و خاتمی خبر می دهند که نتیجه این نظر سنجی حاکی از محبوبیت 55درصدی خاتمی و 27درصدی احمدی نژاد بود؛ به نظر می رسد که نظرسنجی مدنظر اصلاح طلبان، همین نظرسنجی است.

خانجانی، عضو حزب كارگزاران سازندگی نیز اظهار می دارد که : اگرچه نفس نظرسنجی از مردم در انجام فعالیت‌‌های سیاسی كار پسندیده و خوبی است اما برای حضور خاتمی در انتخابات ریاست‌جمهوری نیازی به نظرسنجی نیست.

شایان ذکر است که همواره یکی از دغدغه های جامعه سیاسی ایران، انجام نظرسنجی های قابل اعتماد، معتبر و فراگیر بوده است تا بتوان بر اساس آن تصمیمات درست را اتخاذ کرد؛ برخی معتقدند که در ایران، نتایج نظرسنجی به دلایل مختلف با واقعیت متفاوت است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
حمله به 90 ورزشی : علل و اهداف

نواندیش: شاید امشب سرنوشت یکی از پربیننده ترین و تأثیرگذارترین برنامه های تلویزیون ایران مشخص شود. چندی است برنامه 90 و مجری جنجالی آن، عادل فردوسی پور به اتهام بیان آشکار حقیقت، انتقاد درست، محبوبیت در میان مردم و نمایش ضعف مسؤولان ورزش کشور و فدراسیون فوتبال تحت فشار قرار گرفته اند. ورزش در همه جای دنیا حاشیه دارد اما این رسانه های آزاد هستند که با اطلاع رسانی و انتقاد، سلامت را به ورزش بازمی گردانند و از بروز ناهنجاری های مالی و اخلاقی در آن جلوگیری به عمل می آورند.

به گزارش سرویس ورزشی "نواندیش" با این وجود عادل فردوسی پور به دلیل سوال و انتقاد از عملکرد مسوؤلان ورزش کشور ، به "تضعیف نظام" و "پایمال کردن خون شهدا" متهم شده است! چقدر "خون شهدا" در ذهنیت مسؤولین سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال ارزشمند است که آن را به عنوان ابزاری برای تضعیف منتقد خود به کار می برند! کسی که از "خون شهدا" و "نظام" خرج می کند، ضعف عملکرد خود را فرافکنی می کند.

بدون شک برنامه 90 با نگاهی آزاد به مسأله ورزش کشور، نقش بسیار مهمی در رشد فرهنگ ورزش ایران و آگاهی عمومی نسبت به این حوزه داشته است. ریاست سازمان صدا و سیما دقیقا ً با تشخیص درست این مسأله از احتمال پخش برنامه 90 سیاسی - اقتصادی سخن گفته است.

متأسفانه این مسائل نشان می دهند که دولت نهم تاب تحمل نرم ترین انتقادات را نیز را ندارد و این فقدان تحمل، ناشی از ضعف است نه اطمینان به نفس. برنامه 90 به سلامت ورزش و شفاف سازی در این حوزه کمک می کند. اما دولت نهم چون دست خود را در امر ورزش بسته می بیند، اتهام سیاسی نثار عادل فردوسی پور می کند. وقتی دولت تاب تحمل انتقاد از عملکرد زیرمجموعه ورزش خود را ندارد، مشخص است که نسبت به انتقادات سیاسی و اقتصادی، به نحوی کوبنده تر پاسخ خواهد داد. به همین دلیل است که پس از هر انتقاد روسای جمهور گذشته ، عملکرد دولت های قبلی به راحتی زیرسؤال می رود. وقتی اساتید علم اقتصاد نسبت به بحران ها اقتصادی آتی در کشور هشدار می دهند، گفته می شود چون رانت ها قطع شده است، این حرف ها را می زنند. غافل از اینکه بلافاصله بروز مشکلات اقتصادی، صحت پیش بینی های اهل علم را عیان می کند.

پیش بینی رفتار دولت نهم در قبال هرگونه انتقادی مثل پیش بینی بحران های اقتصادی مشخص است. وقتی برخی دولتمردان انتقاد در ورزش را تحمل نکند و از اتهامات سیاسی برای بری جستن از ضعف در حوزه ورزش بهره گیرد، مسلما ً در مقابل انتقاد سیاسی یا اقتصادی پاسخی تند تر خواهد داد. شاید برخی دولتمردان پخش برنامه 90 سیاسی - اقتصادی را -اگر وعده عزت الله ضرغامی به فراموشی سپرده نشود - به عنوان یک تهدید جدی برای خود آن هم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قلمداد کرده است و از همین حالا قصد دارد حساب خود را با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران  " وا " کند!

متأسفانه باید گفت اخیرا صحبت درباره ورزش کشور نیز به خطوط قرمز برخی مدیران اضافه شده است و این مسأله حکایت از بدعتی خطرناک دارد که اطلاع رسانی و نقد را مورد خطر قرار می دهد.

رسانه های آزاد دو وظیفه عمده دارند: اطلاع رسانی شفاف و انتقاد از واقعیات موجود. اگر رسانه ای توانایی چنین عملکردی را نداشته باشد، دیگر نمی توان عنوان "رسانه" را بدان اطلاق کرد.

امشب باید منتظر واکنش مردم به فشارهای کنونی علیه برنامه 90 و عادل فردوسی پور بود. در برنامه هفته گذشته  با وجود اینکه هیچ مسابقه فوتبال مهمی برگزار نشده بود ،  شاهد بودیم که یک میلیون و اندی شهروند ایرانی به حمایت علنی از عادل فردوسی پور پرداختند و این پیام را نیز به ریاست سازمان صدا و سیما رساندند که عادل فردوسی پور نیازمند حمایت است. آیا امشب نیز این حمایت تکرار می شود؟

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

مديريتي كه جان دو دانشجو را گرفت، 13 نفر را هم احضار كرد


سیزده نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران به اتهام برگزاری تجمع روز دانشجو و تجمع 2دی ماه در این دانشگاه به کمیته ی انضباطی احضار شدند.
در میان این سیزده نفر، رضا عرب دبیر تشکیلات انجمن اسلامی، علیرضا کیانی دبیر سیاسی ، میلاد حسینی کشتان، سیاوش صفوی، آرنوش ازرحیمی، علی اصغر آدینه وند، مهدی داوودیان و علی نظری دیگر اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه مازندران هستند که به کمیته انضباطی احضار شده اند. علت احضار این دانشجویان برگزاری تجمع 16 آذر و همچنین برگزاری تجمع دوم دی ماه در اعتراض به سومدیریت معاونت دانشجویی دانشگاه و مرگ دو دانشجوی دختر این دانشگاه در خوابگاه این دانشگاه بوده است.

در همین رابطه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه مازندران با صدور بیانیه ای ضمن اعتراض به احضار فله ای سیزده دانشجوی این دانشگاه در ایام امتحانات، این امر را ادامه سناریو سازی و برخوردهای معاونت دانشجویی و حراست دانشگاه در برخورد با دانشجویان منتقد این دانشگاه می داند. انجمن اسلامی دانشگاه مازندران در بخشی از این بیانیه آورده است:
« چگونه معاون دانشجویی که خودش باید به اتهام قتل غیر عمد دو دانشجو در مراجع صالح و بی طرف قضایی مورد محاکمه قرار گیرد، دانشجویانی را که در اعتراض به عدم کفایتش و برای مشخص شدن مقصرین این حادثه و عدم تکرار آن دست به اعتراض زده اند را به کمیته انضباطی احضار می کند؟ آیا معاونان دانشجویی در این کشور مصون از جوابند و اعتراض به آنها جرم محسوب می شود؟ دیروز یکی وقیحانه به یک دانشجو تعدی کرد، امروز یکی دیگر به راحتی خون دو یار دبستانی را ریخت، معاون دانشجویی بعدی کیست و چه جنایتی خواهد کرد؟»


منبع: ادوار نيوز

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سوراخ

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com
 

 

po_nabavi_01.jpg

به نوشته رسانه ها، مصرف انرژی در ایران پنج برابر استاندارد جهانی است. رسانه ها اعلام کردند مصرف انرژی کشور در زمستان امسال روزانه معادل پنج میلیون و 200 هزار بشکه نفت خام اعلام شد که حدود پنج برابر استاندارد جهانی است. چرا؟

اول: خانه های ما
در همه جای دنیا آدمها وقتی می خواهند خانه بسازند، همه فکرشان را می کنند، بعد یک خانه می سازند. پس از پنجاه سال آن خانه را تعمیر می کنند. پس از صد سال آن را بازسازی می کنند. تا دویست سال سعی می کنند آن را با مدرن کردن سرپا نگه دارند، بعدا هم ظاهرش را حفظ می کنند اما داخلش را نوسازی می کنند. در ایران ما یک خانه می سازیم به سبک یونانی، بعد از ده سال آشپزخانه اش دل مان را می زند و به همین دلیل کل خانه را می کوبیم و یک خانه با نمای آجرسه سانتی و آشپزخانه اوپن درست می کنیم. پانزده سال دیگر، نمای آجر سه سانتی از مد می افتد و بچه های مان بزرگ می شوند، کل خانه را می کوبیم و شش تا آپارتمان در سه طبقه با نمای شیشه دودی درست می کنیم. بعد از بیست سال قیمت زمین الکی شش برابر می شود، ساختمان را می کوبیم و یک ساختمان پنج طبقه با ویوی دلباز و نمای عربی و مرمر سفید درست می کنیم، بعد از ده سال هم انقلاب جدیدی می شود که ما دیگر نمی توانیم در ایران نفس بکشیم، خانه را به نصف قیمت می فروشیم به اولین بنگاهی سرکوچه و می رویم به کانادا.

دوم: پنجره های ما
در همه جای دنیا اگر کشور آفتاب تندی داشته باشد، پنجره ها را کوچک درست می کنند و اگر آفتاب نداشته باشند، پنجره ها را بزرگ درست می کنند که خانه گرم شود. در ایران ما آفتاب زیاد داریم، اما چون از پنجره های اروپایی خوش مان می آید، پنجره های مان می شود از شرق تا غرب و خانه های مان تابستان ها آتش می بارد، بعدا برای این جلوی تابش زیاد آفتاب را بگیریم یک عالمه پول می دهیم پرده کلفت می خریم که جلوی پنجره ای که درست کردیم را بگیریم. از طرف دیگر پنجره ها اینقدر بزرگ است که از بیست متر آن طرف تر تا اگر دهان مان را بازکنیم لوزالمعده مان را هم می بینند، اما چون علاوه بر لوزالمعده خودمان، ممکن است لوزالمعده خواهر و مادرمان هم دیده شود، به همین دلیل یک پرده می زنیم تا لوزالمعده هیچ کدام از اعضای خانواده دیده نشود.

سوم: تی شرت و شلوارک ما
اصولا در تمام دنیا مردم معمولی هرگز از کولر استفاده نمی کنند و در اکثر جاهای دنیا مردم وقتی سردشان است، فقط همان جایی را که نشستند گرم می کنند. از طرف دیگر در همه جای دنیا مردم وقتی سردشان می شود لباس کلفت می پوشند، وقتی گرم شان می شود لباس کلفت شان را در می آورند و لباس نازک می پوشند. در ایران وقتی در زمستان خانه مان سرد می شود اینقدر خانه را گرم می کنیم که مجبور می شویم با تی شرت و شلوارک در خانه بگردیم و وقتی تابستان خانه مان گرم می شود، به جای اینکه گرما را تحمل کنیم و عرق بریزیم، خانه را اینقدر خنک می کنیم که با لباس گرمکن باید در خانه بگردیم.

چهارم: اداره های ما
یکی از اتلاف کنندگان انرژی در کشور ما مدیران هستند، ما به مدیران پاکدامن، صادق و شریف و خوب و بی عیب خیلی علاقه داریم، در نتیجه همیشه یک مدیر جوان بی تجربه را به عنوان رئیس می گذاریم سر کار، این مدیر چون بلد نیست چکار کند، همه نیروهای انسانی و سرمایه را تلف می کند، اما همیشه همین طور نمی ماند، پس از بیست سال این مدیر یاد می گیرد که چگونه مدیریت کند تا انرژی و نیروی انسانی تلف نشود، وقتی به اینجا رسید ما متوجه می شویم که مدیر مذکور یا منحرف است، یا غربزده، یا شرق زده، یا ضدانقلاب، یا دزد و فاسد یا مافیای سیاسی درست کرده، به همین دلیل او را می گذاریم کنار و یک مدیر با صداقت و پاکدامن اما ناشی و بی عرضه می آوریم که بیست سال هم او انرژی مان را تلف کند.

پنجم: هر حکومت بیست و پنج سال
ما ایرانی ها هر 25 سال یک بار دیوانه می شویم، همه چیزهایی که در عرض 25 سال ساختیم نابود می کنیم و همه چیز را از اول می سازیم. برای اینکه همه چیز را از اول بسازیم سه سال با مردم حرف می زنیم تا قانع شوند که کمک کنند تا اوضاع را درست کنیم، بعد دو سال طول می کشد تا مردم به خیابان می آیند، اما وقتی آمدند دیگر از خیابان نمی روند. آنها دنبال کسی می گردند که همه چیز را عوض کند، او را پیدا می کنند و روی دوش شان می نشانند، اما بعدا هر کاری می کنند از روی دوش شان پائین نمی آید. در نتیجه شروع می کنیم به ستایش موجودی که خودمان روی کار آوردیم و جوری از او حمایت می کنیم که انگار تنها حاکم خوب دنیا اوست. او هم کم کم باورش می شود و اولین کاری که می کند این است که می زند توی سر ما، بالاخره ده سال طول می کشد تا او را قانع کنیم که نباید توی سر ما بزند، بالاخره طرف قانع می شود و می پذیرد که خودش را اصلاح کند و دیگر زور نگوید و با ما کنار بیاید، وقتی مطمئن شدیم که طرف دیگر زور نمی گوید، می ریزیم به خیابان و دیوانه می شویم و نابودش می کنیم و بعد همه چیز را از اول درست می کنیم. در این فاصله هر 25 سال یک بار تمام انرژی کشور را نابود می کنیم.

ششم: با عشق کار کنیم
اول یک کار را با خلوص نیت و صداقت انجام می دهیم اما هیچ نتیجه ای نمی دهد. بعد تصمیم می گیریم با عشق آن کار را انجام بدهیم، اما متوجه می شویم که کار خراب شد، چون با عشق انجام گرفت. این بار با عقل آن را انجام می دهیم، اما متوجه می شویم که خراب شد چون نظر دیگران را به حساب نیاورده بودیم. این بار همه چیز را برحسب نظرات دیگران انجام می دهیم، این بار کارمان به شکلی انجام می گیرد که همه از آن خوششان می آید اما خودمان دوستش نداریم، بعد خسته می شویم و دوباره از اول شروع می کنیم.... در حقیقت هر کاری را پنج بار انجام می دهیم.

هفتم: خلبان یا پزشک یا فوتبالیست
وقتی بچه هستیم می خواهیم خلبان یا معلم بشویم. در دبیرستان چون مادرمان دوست دارد مهندس بشویم ریاضی می خوانیم، اما در دانشگاه چون دختر عموی مان دوست دارد فیلسوف شویم فلسفه می خوانیم. بعد دخترعموی مان ازدواج می کند و ما با قلبی شکسته عاشق دختری می شویم که سینما را دوست دارد و به همین دلیل کارگردان می شویم و بعد آنقدر محبوب می شویم که مردم ما را انتخاب می کنند تا نماینده مجلس بشویم. در نتیجه در مجلس به کمیسیون برنامه و بودجه می رویم و کار برنامه ریزی کشور را انجام می دهیم.

هشتم: اتوبوس از مینی بوس بزرگتر است
برای رفت و آمد در تهران یک سیستم اتوبوسرانی وجود دارد، اما چون همه نمی توانند از آن استفاده کنند، باید یک سیستم مترو هم ایجاد شود، اما ایجاد سیستم مترو به جای 5 سال، 35 سال طول می کشد، در نتیجه دولت باید یک سیستم تاکسیرانی درست ایجاد کند که در کنار اتوبوس و مترو بتواند مردم را جابجا کند. به همین دلیل یک سیستم تاکسیرانی ارزان هم ایجاد می شود، اما این سیستم به دلیل دونرخی بودن بنزین کارآئی ندارد و تاکسی ها به صرف شان است بنزین دولتی را بفروشند. در نتیجه مسافرکش ها به حمل و نقل مسافران می پردازند، اما مسافرکش ها جواب نمی دهند، از طرفی شهردار چون می خواهد رئیس جمهور بشود تصمیم می گیرد یک سیستم جدید حمل و نقل درست کند، به همین دلیل پروژه منوریل آغاز می شود اما این پروژه به دلیل انتخابات بی نتیجه می ماند و هرگز انجام نمی شود، در نتیجه بهترین راه رفت و آمد برای مردم استفاده از اتومبیل شخصی است، اما چون ترافیک سنگین است، مردم ترجیح می دهند از موتورسیکلت ها به جای تاکسی استفاده کنند، در نتیجه برای رفت و آمد در تهران از تاکسی، مسافرکش، اتوبوس، مینی بوس، مترو، موتورسیکلت، سواری شخصی همزمان استفاده می کنیم و چون از همه آنها استفاده می کنیم هوا کثیف می شود و چون هوا کثیف می شود سوخت بیشتری مصرف می شود و چون سوخت سوخت بیشتری مصرف می شود، این بازی همچنان ادامه دارد....

نهم: میهمانخانه های ما
ما یک خانه داریم که برای همه چیز از آن استفاده می کنیم؛ در تهران تعداد زیادی رستوران وجود دارد که چون باید حجاب را کاملا رعایت کنیم، به جای اینکه میهمانان مان را رستوران ببریم از اتاق پذیرایی مان برای مهمانی استفاده می کنیم. از طرف دیگر در تهران تعداد زیادی کافه وجود دارد گه پیشخوان هم دارد و یک جایی شبیه آبجوخوری و مشروب خوری در آن است، اما چون خوردن مشروب ممنوع است، ما از اتاق پذیرایی خانه مان به جای بار استفاده می کنیم، از طرف دیگر در تهران تعداد زیادی تالار پذیرایی بزرگ وجود دارد که در آنها دویست نفر آدم هم پذیرایی می شوند، اما چون خانمها و آقایان نمی توانند با هم پذیرایی شوند، ما از مهمانخانه به جای دیسکو برای مهمانی و پارتی استفاده می کنیم. از طرف دیگر چون سالن های سینما فیلمها را سانسور می کنند و فیلم خارجی را نمی توانیم ببینیم از خانه به عنوان سینما استفاده می کنیم و چون با دوست دختر و دوست پسرمان اگر در پارک و خیابان قرار بگذاریم دستگیر می شویم از خانه به عنوان پارک استفاده می کنیم و همین طور می شود که هر خانواده ایرانی با یک جمعیت سه نفره برای یک زندگی راحت نیاز به یک خانه دویست متری دارد که در خانه اش پارک و سینما و بار و دیسکو و رستوران و قمارخانه و سالن سخنرانی هم داشته باشد، در نتیجه به جای اینکه یک آپارتمان هفتاد متری را اداره کنیم و به فکر انرژی گرم و سرد کردن آن باشیم، معمولا باید همین کار را برای دویست متر بکنیم، به همین دلیل معمولا ما یک خانه دویست متری داریم که فقط از چهل متر آن خودمان استفاده می کنیم، اما از 160 متر دیگر چون حکومت خیابانها را از ما گرفته، برای ارتباط با دیگران استفاده می کنیم.

دهم: سوراخ
یکی از مهم ترین دلایلی که مصرف انرژی در ایران پنج برابر استاندارد جهانی است، این است که همیشه یک سوراخ وجود دارد که یادمان می رود باید آن را ببندیم.
- همیشه سوراخی در دستشویی خانه چکه می کند و گاهی اوقات سه سال طول می کشد که آنرا درست کنیم.
- خیلی اوقات لامپ اتاق پذیرایی سوخته است و شش ماه طول می کشد تا آن را عوض کنیم و در عوض سه تا آباژور به جای آن روشن است.
- معمولا باطری گوشی تلفن بی سیم تمام شده و چون نمی دانیم باطری آن را کجا می فروشند، از یک دستگاه قدیمی استفاده می کنیم که صدا را خوب نمی رساند و در نتیجه هر تلفن دوبار قطع می شود.
- معمولا زیر در سوراخی است که هوا از آن رد می شود و کانال کولر باز است و شیشه بغل کانال کولر خوب هواگیری نشده و شش سال است درستش نکردیم در نتیجه شش زمستان است که باید خانه را یک و نیم برابر گرم تر کنیم.
- معمولا فیلتر روغن ماشین مان یک سال است که باید عوض شود، ولی وقت نمی کنیم که تعمیرگاه برویم تا بفهمیم چرا مصرف بنزین مان سی درصد بیشتر است....
- معمولا دولت مان پانزده سال است که احتیاج به اصلاح دارد، اما چون وقت نمی کنیم به اصلاح آن بپردازیم مجبور می شویم بالاخره انقلاب کنیم تا مشکل را حل کنیم
و مصرف انرژی در ایران پنج برابر است، چون همیشه برای انجام هر کاری باید پنج برابر زور بزنیم.

نتیجه گیری اخلاقی: وقتی آدم هم گاز داشته باشد، هم نفت، هم آفتاب، طبیعی است همه اش را به باد می دهد.
نتیجه گیری سیاسی: حل ریشه ای مشکلات بخاطر این نیست که لازم است مسائل را از ریشه حل کنیم، بلکه بخاطر این است که این قدر مشکل را حل نکردیم که به ریشه رسیده است.
نتیجه گیری اجتماعی: مشکل غزه و انرژی هسته ای و احمدی نژاد و خامنه ای حل می شود، اما سوراخ ها همیشه باقی است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

تصميم حكيمانه‌ي خاتمي

مرتضي كاظميان -

kazemian.jpg

هرچند هيچ گزينه‌اي در جغرافياي زمان و مكان كنوني سياست‌ورزي در ايران، مناسب‌تر و واقعي‌تر از خاتمي نيست؛ و هيچ نامزدي جز او -در شرايط واقعي و وضع موجود- امكان تحميل شكست به اقتدارگرايان، و وادار ساختن و تمكين آنان به "تغيير بازي" را ندارد؛ اما، تصميم نهايي شخص او براي حضور يا عدم‌حضور در انتخابات آتي، حكيمانه‌ترين و سنجيده‌ترين انتخاب است.

اينك، با انجام ديدار خاتمي و رهبري نظام، جامعه بيش از پيش، منتظر اعلام نظر رييس‌جمهور پيشين ايران، براي نامزدي مجدد كرسي رياست‌جمهوري است. به‌نظر مي‌رسد تصميم نهايي خاتمي، به علل و دلايل گوناگون، چنان كه آمد، حكيمانه و سنجيده خواهد بود.

اين مدعا از آنرو مطرح مي‌شود كه سيدمحمد خاتمي از يك‌سو در معرض بيشترين تماس‌ها و تاكيدها و خواهش‌ها و توصيه‌ها براي نامزدي در انتخابات رياست‌جمهوري دهم -و نيز، در معرض ملاحظات و هشدارها و زنهارها براي عدم حضور- است؛ و از سوي ديگر، با توجه به تجربه‌ي دو دوره حضور در جايگاه عالي‌ترين مقام اجرايي كشور، بيش از تمامي موافقان و مخالفان نامزدي‌اش، از وضع ساخت قدرت در ايران و پيچيدگي‌ها و صورت‌بندي نيروهاي حاضر و موثر در آن، آگاه است.

اين دو حوزه، از منظري ديگر، در همان دو شرطي كه چند ماه پيش، خاتمي خود براي نامزدي‌اش ابراز كرد، قابل مشاهده و تحليل است؛ اين كه با مردم بر سر برنامه‌ها و نگاه‌اش به اصلاحات، توافق كند؛ و اين‌كه امكان پيشبرد و تحقق برنامه‌هايش در حكومت، وجود داشته باشد.

تماس‌هاي متعدد گروه‌ها و لايه‌هاي اجتماعي گوناگون كشور با خاتمي -به‌صورت مستقيم و بي‌واسطه، يا به‌شكل غيرمستقيم و باواسطه- انباني از تمناها و درخواست‌ها و تقاضاها را در عين برخي ملاحظات و زنهارها و ترديدها، در برابر او قرار داده است. او از جمله‌ي اين تحليل‌ها -نفيا" يا اثباتا"- اطلاع لازم و كافي دارد؛ اين‌چنين، نيك دريافته است كه جامعه‌ي امروز ايران (يا به تعبير دقيق‌تر لايه‌هاي اجتماعي گوناگون و نهادها و نيروهاي اجتماعي و سياسي مختلف) چگونه به آينده‌ي ايران و مناسبات و تحولات ساخت قدرت و جامعه مدني، مي‌نگرند و چه تحليل و نگاهي به انتخابات 88 ابراز مي‌كنند.

مهم‌تر، تحليل خاتمي از مولفه‌هاي تاثيرگذار در بلوك قدرت است. خاتمي تجربه‌ي هشت سال رياست‌جمهوري با بحران‌ها و مشكلات و چالش‌هاي گونه‌گون و متعدد را پشت‌سر دارد: قتل‌هاي زنجيره‌اي، فاجعه‌ي كوي دانشگاه، توقيف فله‌اي مطبوعات، بازداشت گروهي نيروهاي ملي-مذهبي و بعدتر، دانشجويان، لوايح دوگانه، و...، و سرانجام، انتخابات مجلس هفتم.
آنهايي كه خارج از ساخت قدرت، موانع و مشكلات و تهديدها و محدوديت‌ها را براي خاتمي فهرست مي‌كنند، گاه از ياد مي‌برند كه او در صف نخست تمام اين چالش‌ها و بحران‌هاي هولناك و هدف اول، بوده است. اطلاعات و داده‌هاي هيچ يك از همراهان و منتقدان خاتمي، قابل مقايسه با اطلاعات او نيست. ضمن اين‌كه بايد بسيار ساده‌انگار بود كه خاتمي را از تحليل‌هاي عمده و جان‌دار و اصلي ابراز شده در اين سال‌ها، بي‌خبر و بي‌اطلاع، دانست. اين‌چنين، او به قدر لازم و كافي، بر ابعاد تحليل‌هاي منتقدان، مسلط و از آنها، آگاه است. حتي، آن بخش از تحليل‌هايي كه خاتمي را از منظري روان‌شناختي مورد ارزيابي قرار مي‌دهند، براي خود او "ملموس"تر و به حتم، از زاويه‌اي "شخصي"، قابل درك و تامل بيشتر است.

مستقل از اين دو وجه، كه خاتمي شخصاً تواناترين فرد براي اتخاذ تصميم نهايي در مورد آنهاست؛ نبايد از ياد برد كه سيدمحمد خاتمي، به‌مثابه‌ي روشنفكري متعهد و مسئول، آگاهانه و با لحاظ كردن حداكثر ملاحظات اخلاقي و اجتماعي و فرهنگي، و تدقيق در "منافع ملي" تصميم‌گيري خواهد كرد. حتي بزرگ‌ترين منتقدان و مخالفان خاتمي نيز كمتر در صداقت و نجابت و دانش و آگاهي‌هاي او، تشكيك مي‌كنند.


پس، تصميم نهايي خاتمي براي حضور در رقابت‌ معنادار سال 1388، با توجه به موارد پيش گفته، تصميمي از روي ترس و ياس، يا غرور و جاه‌طلبي، يا بي‌تعهدي و تشويش، يا سياست‌بازي ماكياوليايي، يا... نخواهد بود.

به تصميم نهايي خاتمي، بايد محترمانه، گردن نهاد؛ چه تصميم او، حكيمانه و با لحاظ كردن حداكثر فاكتورها و اطلاعات و تحليل‌ها، و به‌دور از هوا و هوس شخصي يا منافع كوتاه‌مدت، اتخاذ شده است.

نكته‌ي مانده، همين كه: به نظر مي‌رسد خاتمي در طي ماه‌هاي اخير، به قدر لازم "پازل" خود را براي اتخاذ تصميم نهايي، تكميل كرده باشد. در تعليق نگه داشتن جامعه‌ي منتظر -چه از زاويه‌ي ايجابي و چه از زاويه‌ي سلبي- ديگر قابل توجيه به‌نظر نمي‌رسد. انرژي‌هاي بالقوه و متراكم قابل توجهي، در انتظار سخن نهايي خاتمي، مانده‌اند. اين انرژي‌ها، تاثيرات غيرقابل انكاري بر روند و فرجام انتخابات 88 خواهند داشت.

تصميم حكيمانه‌ي خاتمي، نيازمند اعلامي به‌هنگام است؛ مفروض است كه خاتمي در اعلام نظر نهايي خويش نيز، حكيمانه رفتار كند. چنين باد!

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

آقا! در جلسه با رهبر چه گذشت؟

نوشابه اميري

noshabehamiri.jpg

ديدار آقاي محمد خاتمي با آِيت الله سيد علي خامنه اي، بالاخره برگزار شد. از اين ديدار ـ همان طور که انتظار مي رفت ـ خبري بيرون نيامده است؛ از هيچ سو. تنها خبري هم که به شيوه قطره چکاني به بيرون درز کرده در اين جمله خلاصه شده است: "رهبري نه معين مي کند نه بنايش بر اين است که چه کسي بيايد يا چه کسي نيايد. من هم با ايشان ديداري داشته ام و البته ديداري هم قبلاً داشته ام. ايشان هر کسي بيايد و راي مردم را داشته باشد، با او کار مي کنند و نظر ايشان هم همين است." به عبارت رايج، آقاي خامنه اي "نفيا يا اثباتا"، له يا عليه کسي موضع ندارند. آيا چنين است؟

آقاي خامنه اي درست همزمان با رهنمود "پرهيز از ورود زودهنگام به تبليغات انتخاباتي"، خود اولين کسي بود که به صراحت پاي در اين عرصه نهاد و در هفته دولت، در ديدار با محمود احمدي نژاد و اعضاي کابينه اش گفت: "مثل کسي که پنج سال ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعني تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزي کنيد و اقدام کنيد. فکر نکنيد که امسال، سال آخر دولت است؛ نه."

به همين صراحت. اين اگر "اثبات" نيست، چيست؟

وي در ديداري ديگر ضمن حمايت از عملکرد دولت احمدي‌نژاد "پرکاري، برجسته کردن گفتمان انقلاب و امام و انس با مردم" را به عنوان "سه ويژگي با ارزش" اين دولت برشمرد و "منتقدان دولت را مورد سرزنش قرار داد و اگرچه انگيزه آنها را متفاوت دانست اما از آنها به عنوان طيف وسيعي نام برد که به تخريب دولت مشغولند."

اين هم "اثبات" نيست؟

يا اين يکي: "رهبر جمهوري اسلامي با حضور در دانشگاه علم و صنعت تهران، از محمود احمدي نژاد، رئيس جمهوري ايران قاطعانه حمايت کرد. آقاي خامنه‌اي در سخنان خود آقاي احمدي نژاد را رئيس جمهوري «انقلابي، متعهد، کارآمد، فعال و شجاع» ناميد و او را از «نمونه‌هاي بزرگ تربيت نيروهاي برجسته در دانشگاه علم و صنعت» به شمار آورد."

اين هم اثبات نيست؟ آن هم در حاليکه نمونه ها از اين دست بسيارست؟

شايد "اثبات" معني ديگري دارد که ما شهروندان ساده اين مرز و بوم با آن آشنايي نداريم.

پس از سويه ديگر ـ "نفيا" ـ موضوع را بکاويم.معني اين عبارت چيست اگر نفي نيست: "آيت الله سيد علي خامنه اي با مقايسۀ دولت نهم با دو دولت پيشين سيد محمد خاتمي، گفت که دولت محمود احمدي نژاد روند خطرناک غربزدگي و عرفي گرايي را که در حال نفوذ در مراکز تصميم گيري کشور بود، کاملاً متوقف کرد."

يا اين جمله را چگونه بايد معنا کرد: "اگر روزي در ميان مسئولان كشور مسئولان بي جرئت و ضعيفي همچون شاه سلطان حسين پيدا شوند، حتي اگر در ميان مردم نيز شجاعت و آمادگي وجود داشته باشد، كار مملكت و جمهوري اسلامي تمام است؛ چرا كه مسئولان ترسو و مقهور، ملتهاي شجاع را نيز به ملتهاي ضعيف تبديل مي كنند."

و هنوز هم هست: "بعضي يا از اول امام را قبول نداشته‌اند و يا در وسط راه با انقلاب دچار مشکل شده‌اند. به همين علت با غرض‌هاي عمقي و کينه امام، به تخريب دولت نهم مشغولند."

در اين عرصه نيز نه فقط گفتارها، که کردارها بسيارست، اما ظاهرا بحث بر سر تفاوت لغت نامه هاست؛ لغت نامه هاي سياسي. بحث بر سر آن است که "خاتمي با ابراز تاسف از اينکه گفته مي شود مقام معظم رهبري معين کرده است چه کسي بايد رئيس جمهور باشد، اين گونه سخنان را جفا به رهبري نام مي نهد و مي گويد: متاسفم از اينکه در جامعه گفته مي شود رهبري معين کرده که چه کسي بايد باشد."

و کساني از قول او بر اين خبر چند خطي مي افزايند که: "آقاي خاتمي برخي نظرات و دل نگراني هاي خود را با رهبر انقلاب در ميان گذاشته که ايشان نيز با استماع نظرات خاتمي و تاييد برخي مسائل طرح شده، رهنمودهاي خود را مطرح کرده اند. رهبر انقلاب همچنين شخصيت خاتمي را محترم دانسته و اظهار کرده اند شخصيت او نبايد آسيب ببيند.ايشان همچنين اظهار کرده اند نسبت به آمدن يا عدم حضور افراد در انتخابات آينده توصيه يي نمي کنند و در صورت حضور خاتمي و حتي پيروزي او يا هر کس ديگر، طبق معمول گذشته و روابط رهبر و رئيس جمهور با وي تعامل خواهند کرد."

حال در واقع سئوال اين است که اگر آقاي خاتمي و ديگران بر اين باورند که چنين است، بايد پاسخ دهند چرا در دو دوره حضور ايشان در کاخ رياست جمهوري، حاصل اين "تعامل" بروز بحران هايي بود که خود آقاي خاتمي آنها را چنين زمان بندي کرده است:هر 9 روز يک بحران.

اما نه، اگر بر اين باورنيستند که کشتي بان را سياستي ديگر آمده ست، چرا خود و ياران شان، از گره گاه اصلي سخن نمي گويند؟ وقتي مردمان حتي حق ندارند بدانند در جلسه ايشان با "ولي مطلقه فقيه" چه گذشته، چگونه انتظار دارند همين چند خط گزيده اي که در اختيار افکار عمومي گذارده اند، به آنان نشان دهد که يکي از دو شرط آقاي خاتمي براي آمدن، محقق شده است؟

به زبان ديگر وقتي هنوز نيامده، طيف چند پاره اصلاح طلبان را جز سکوت چاره نيست، وقتي خبري از اطلاع رساني شفاف نيست، وقتي هيچ نشانه اي از ديگر شدن سياست کشتي بان در ميان نيست، چگونه بايد انتظار داشت راي دهندگان، به شرکتي ديگر در انتخاباتي اين چنيني قانع شده باشند؟

وقتي مهندس ميرحسين موسوي، لب از لب نمي گشايد، عبدالله نوري، بر روزه سکوت خود پاي مي فشارد، آيت الله خوئيني ها، سالي دو کلمه و نيم بيش نمي گويد... آيا مي توان تنها به چند ققنوس و چند پيشمرگ دل خوش داشت؟

به خاطر دارم در دوران رژيم گذشته، پس از انحلال احزاب ايران نوين و مردم ـ که آنان نيز به گونه اي احزاب دولتي محسوب مي شدند ـ حزب واحد رستاخيز به فرمان پادشاه وقت شکل گرفت و بعد از مدتي نيز صاحب دو جبهه شد:جبهه سازندگي و جبهه پيشرو. رهبران اين دو جناح حزب واحد نيز به گونه اي به اشارت، تعيين شدند. در همين دوران، تلويزيون ملي ايران ميزگردي با شرکت رهبران دو جناح ترتيب داد که از مواضع خود و ديدگاه هايشان بگويند. من نيز که خبرنگار سرويس سياسي کيهان بودم، به اين ميزگرد تلويزيوني دعوت شدم. پيش از رفتن به جلسه، ساعتي را در آرشيو روزنامه کيهان گذراندم. گفته هاي گردانندگان دو جناح را بارها و بارها مرور کردم. تفاوتي نيافتم. جمله بندي ها فرق مي کرد اما مضامين يکسان بود؛ که نمي توانست غير از اين نيز باشد.در جلسه مصاحبه همين يکي بودن را مطرح کردم و اينکه معناي واقعي دو جناح چيست وقتي حتي جمله بندي ها نيز نمي تواند متفاوت باشد. آن هم در حاليکه همگان مي دانستنداختلاف نظرهاي جدي در ميان مسئولين وقت مملکت وجود دارد؛ اختلافاتي که در نبود دموکراسي، امکان بروز عملي نيافت تا آن روز که از کوچه به کوچه مملکت، بيرون زد.

پس سئوال به جاي خويش باقيست. آقاي خاتمي! در ديدار با "رهبر معظم انقلاب" چه گذشت؟ شما براي آمدن هم شرط همراهي مردمان را تعيين کرده بوديد، هم شرط همراهي مسئول نظام را. اين اتفاق افتاد؟ مي افتد؟ آنچه شما از جلسه گفته ايد با واقعيت در تناقض است. براي حل اين تناقض چه بايد کرد؟راه پيشنهادي شما کدامست؟ "آقا" با هر کس که بيايد، چه شاه سلطان حسين باشد چه محمود افغان، "تعاملي" يکسان خواهند داشت؟...

اگر جواب اين سئوال ها يا منفي ست يا روشن نيست، ميدان را به آنان بگذاريد که شرکت در بازي انتخابات، و ايفاي نقش "ژوکر" را پذيرفته اند. آنان که حداقل اين نقش را خوب تر ايفا مي کنند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

فساد تکان دهنده در دولت

ارسال گزارش محرمانه مجلس برای رهبر -

po_rafizadeh_s_01.jpg

شهرام رفيع زاده

گزارش هاي ديوان محاسبات از "عملکرد مالي شرکت نفت ايران"، "اعتبارات تبصره 13 قانون بودجه" و "هزينه غير قانوني بخشي از در آمد گمرک"، از تخلفات گسترده مالي دولت احمدي نژاد حکايت دارند.

اين گزارش ها در شرايطي با مهر "محرمانه" از سوي ديوان محاسبات به مجلس ارسال شده اند که به گفته رحماني فضلي رييس اين ديوان، تعداد پرونده هاي تخلف مالي مقامات دولتي از 4500 مورد نيز گذشته است. وي کمتر از يک ماه پيش در همايش مديران استاني ديوان محاسبات اعلام کرده بود که اين ديوان "هم اکنون با 4500 پرونده و 13500 مدير متخلف درگير است." وي همچنين گفته بود: "تشکيل اين ميزان پرونده در يک نظام اسلامي و از يک مجموع اداري و مديريتي اسلامي جاي تامل دارد و تاسف برانگيز است."

بدين ترتيب، در حالي که احمدي نژاد که در تبليغات انتخابات رياست جمهوري سال 84 همه رقيبان خود را به فساد مالي متهم مي کرد، اکنون خود و مديرانش در ماه هاي پاياني دوره چهارساله رياست وي بر دولت به تخلفات مالي گسترده متهم شده اند.

در همين ارتباط، روزنامه اعتماد روز يکشنبه گزارش داد: "رحماني فضلي رئيس ديوان محاسبات تمام زيرمجموعه اش را بسيج کرده تا به سرعت گزارش عملکرد مالي کابينه نهم را در سه سال گذشته تهيه کنند. گزارش هايي که اين روزها با مهر محرمانه راهي مجلس و پس از آن دادسراي ديوان محاسبات مي شود به روايت نمايندگان حکايت از تخلفات مالي متعددي دارد که توسط دستگاه هاي دولتي در طول سه سال گذشته صورت گرفته است."

به نوشته روزنامه اعتماد برخي از گزارش هاي ديوان محاسبات از تخلفات دولت و از جمله گزارش "ابهام در عملکرد مالي وزارت نفت" براي نمايندگان مجلس هشتم "شوک آور" بوده و ابعاد گسترده اين تخلفات، علي لاريجاني را بر آن داشته تا گزارش ديوان محاسبات را با پيوست نامه اي به رهبر جمهوري اسلامي ارسال کند.

اين گزارش و ساير گزارش هاي ديوان محاسبات در اختيار رسانه ها قرار نگرفته اند و نمايندگان مجلس نيز به دليل ارسال اين گزارش ها با "مهر محرمانه" تنها نکاتي کلي از آن را بازگو کرده اند. با اين حال، در ارديبهشت سال جاري الياس نادران از نمايندگان محافظه کار و در عين حال منتقد سياست هاي اقتصادي دولت احمدي نژاد اعلام کرد که يک مورد از تخلفات دولت برداشت 850 ميليون دلار از حساب ذخيره ارزي بدون مجوز مجلس بوده است.

نادران به خبرگزاري ها اظهار داشت: "اين برداشت در حالي بدون مجوز مجلس صورت گرفته كه صرف تامين ‏كالاهايي غيرضروري شده و بيانگر اقداماتي ناموزون از سوي وزارت بازرگاني است." به گفته نادران اين تخلف دولت پس از آن رخ داد که لايحه دو فوريتي برداشت 1 ميليارد و 200 ميليون دلاري از حساب ذخيره ارزي در زمستان 86 از سوي مجلس رد شد، که دولت آن را ‏به منظور‎ ‎واردات كالاهاي اساسي به مجلس ارائه کرده بود. وي خاطرنشان کرد: "بعد از عدم تصويب‎ ‎اين لايحه در مجلس متوجه شديم كه دولت راسا تصميم به تامين ‏بخشي از اين نياز از محل‎ ‎حساب ذخيره ارزي گرفته و به واردات برخي از اقلام كالاهاي مصرفي اقدام كرده ‏است."

در نمونه اي ديگر نايب رييس کميسيون اقتصادي مجلس هشتم اعلام کرد که "پنج درصد درآمد گمرکي کشور به جاي اينکه به کارگران گمرک به عنوان پاداش پرداخت شود، صرف پاداش مديران و خريد ماشين هاي دولتي شده است."

از تخلف تا فساد مالي

ورود ديوان محاسبات به محاسبه تخلفات مالي دولت احمدي نژاد در حالي صورت مي گيرد که تاکنون سرنوشت تخلفات مالي شهرداري تهران در دوره مديريت شهرداري تهران که در سال 85 از سوي شوراي شهر تهران فاش شد، مورد رسيدگي قرار نگرفته است.

نادر شريعتمداري يکي از اعضاي دوره دوم شوراي شهر تهران و رئيس کميسيون ‏برنامه و بودجه آن، در 30 خرداد 85 در جلسه داخلي اين شورا گفت: "350 ميليارد تومان هزينه در شهرداري فاقد سند است ‏كه اگر فرض كنيم 50 ميليارد تومان از اين هزينه ها متعلق به دوره قبل از ما بوده است، 300 ميليارد تومان آن ‏متعلق به سال هاي 82 و 83 است".‏ سال هاي 82 و 83 همان سال هايي است که احمدي نژاد شهردار تهران بود که بنابر اعلام نادر شريعتمداري طي آن 300 ميليارد تومان از بودجه شهرداري تهران بدون سند هزينه شده است.

وزارت کشور دولت نهم هرگز به سوال اکبر اعلمي و جلال حسيني دو نماينده وقت مجلس هفتم در اين مورد پاسخ نداد. در عوض، اکبر اعلمي پس از دو دوره نمايندگي مجلس از تبريز رد صلاحيت شد و جلال حسيني نيز به مجلس هشتم راه نيافت. اين دو نماينده مجلس طي سئوالي از در آبان 85 از وزير کشور در موردتخلف 300 ميليارد توماني در شهرداري دوره احمدي نژاد پرسيدند که: "مبنا و مجوز هزينه مذکور چيست؟ عوامل تخلف چه ‏کساني هستند و با متخفلين چه برخوردي شده است؟ مبلغ مذکور در چه محلي هزينه شده است؟ منابع مالي (106 ‏ميليون تومان) خريد شيريني، شکلات، گل و... براي جشن پيروزي احمدي‌‏نژاد از چه محلي تامين شده است؟"

مهدي چمران رييس شوراي شهر تهران در 5 شهريور سال 85 و چند ماه پس از افشاي تخلف 300 ميليارد توماني در دوره شهرداري احمدي نژاد، اعلام کرد: "در شهرداري تهران با توجه به عمومي بودن هزينه هاي «فاقد» پس از هزينه كردن اسناد را به شوراي شهر براي تصويب ارائه مي دادند كه در سال 83 و 84 اين اسناد ارائه نشده است." وي همچنين با تأكيد بر حسابرسي مالي در شهرداري تهران گفت که "حسابرسان استخدامي براي اين كار در سال 84 اعلام كردند كه حساب هاي شهرداري قابل حسابرسي نيست."

تخلف بهزيست بنياد

با همه اينها، شايد بارزترين نمونه فساد مالي در دولت نهم، پرونده موسسه "بهزيست بنياد" بوده است.

پرونده قضايي اين موسسه پس از آن تشکيل شد که دخالت هيات مديره موسسه بهزيست بنياد در قاچاق کالا و پوشاک تحت عنوان واردات خيريه براي بهزيستي، علني گرديد. همه متهمان اين پرونده از اعضاي ستاد انتخاباتي حاميان محمود ‏احمدي نژاد (رايحه خوش خدمت) در انتخابات رياست‎ ‎جمهوري سال 84 و انتخابات شوراهاي شهر و روستا در ‏آذرماه 85 محسوب مي شدند و يکي از متهمان اصلي اين پرونده، رستم سيد آقاخان، يکي از نامزدهاي ستاد حاميان احمدي نژاد در انتخابات‏‎ ‎شوراهاي سوم از تهران بود. به نوشته سايت هاي خبري مختلف، وي يکي از تامين کنندگان هزينه هاي ستاد انتخاباتي احمدي نژاد بوده است.

در مجموع، محمدرضا قلي‌زاده شيروان، سيد رستم سيد‌آقاخان و امير‎ ‎قيصرزاده اعضاي هيئت مديره شرکت بهزيست بنياد، و ابولحسن فقيه معاون رييس جمهور و رييس سازمان بهزيستي از جمله ‏متهمان به فساد اقتصادي و قاچاق کالا در پرونده مورد بحث بودند که با استفاده از مصونيت مالياتي سازمان بهزيستي و تحت ‏پوشش اين سازمان اقدام به قاچاق ميليارد ها تومان پوشاک خارجي براي چند شرکت خصوصي کرده و در ازاي ان درصد پورسانت دريافت مي نمودند.

سخنگوي قوه قضائيه 10 ماه پس از افشاي تخلفات موسسه "بهزيست بنياد"، در فروردين سال 87 از تشکيل پرونده اي در همين ارتباط در دادسراي ناحيه 24 مبارزه با قاچاق کالا و ارز خبر داد و گفت: "يکي از شرکت ‏هاي تحت‏‎ ‎نظارت بنياد با سوء استفاده از معافيت قانوني با تجار وارد کننده البسه وارد معامله‏‎ ‎و قرارداد مي شود و ‏درصدي از تجار دريافت مي کند که اين امر جرم محسوب مي شود‏‎.‎‏"‏

ابولحسن فقيه از نزديکان احمدي نژاد سه ماه بعد از اين اظهارات سخنگوي قوه قضائيه اعلام کرد: "آماده ارائه توضيحات به مقام قضائي در مورد پرونده بهزيست بنياد هستيم"؛‏ با اين حال تاکنون هيچ مقام قضائي يا دولتي در خصوص سرنوشت اين پرونده اظهار نظر نکرده است.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

اعتراف به بحران اقتصادي

آثار وعده هاي بي پشتوانه دولت آشکار شد -

حميد احدي

سه ماه بعد ازابراز شادماني چند باره رييس جمهور از بحران اقتصادي جهاني، و تاکيد وي بر اين که اين بحران به ايران هيچ کاري نخواهد داشت، مديران دولت براي توجيه کسري بودجه و نشانه هاي بحران شديد اقتصادي که از تصميم هاي نادرست سه سال گذشته حاصل شده، اعلام داشته اند که موج دوم بحران سهمگين جهاني به ايران رسيده است.

ايران روزنامه دولت روز يکشنبه در عنوان اصلي خود سخنان وزير اقتصاد را آورد که گفته است بحران دو موج داشت که موج اول آن به ايران کاري نداشت اما اينک موج دومش به ايران رسيده است. کارشناسان معقتدند اين ترفندي است که شمس الدين حسيني يافته تا ضمن استفاده از بحران اقتصاد جهاني، نظر قبلي رييس جمهور را هم رد نکرده باشد. به کار بردن اصطلاح موج اول و دوم، در زمينه بحران اقتصادي اخير جهان تاکنون مورد مصرفي نداشته است.

اعتمادملي به همين نکته اشاره کرده وقتي نوشته بحران حاكم بر اقتصاد جهاني كشورهاي زيادي را به لحاظ اقتصادي زمين‌گير كرده است اما هنوز در ايران هستند افرادي كه مي‌گويند بحران از كنار اقتصاد ايران عبور كرده و تاثير خاصي بر اقتصاد كشور نداشته و اين نظر دولتي‌ها توسط كارشناسان اقتصادي با قاطعيت رد مي شود.

در همين حال به نوشته جرايد تمامي کوشش مديران دولتي بر آن است که تا قبل از انتخابات رياست جمهوري دو نکته نامعلوم بماند: اول اين که چه بر سر 250 ميليارد دلار در سه سال و نيم گذشته آمده و ديگر اين که با کاهش درآمد نفت براي تامين کسري بودجه دولت چه خواهد کرد، کدام بخش از تعهدهاي خود را ناديده خواهد گذاشت، بهاي کدام يک از کالا ها را افزايش خواهد داد و طرح هاي عمراني را که در سفرهاي استاني بدون بررسي وعده داده شد به کدام سرنوشت دچار مي شوند.

جمشيد اسدي استاد دانشگاه در فرانسه در گفت‌وگو با دويچه‌وله، به جنبه‌هاي اين اعتراف‌هاي ديرهنگام پرداخت و در پاسخ اين سئوال که چرا اين قدر دير وزيران کابينه واقعيت را پذيرفتند گفت طبق معمول آقاي احمد‌ي‌نژاد، حقايق را به مردم نمي‌گويند. زماني که اين بحران در غرب شروع شد و همه نگران بودند، او مدعي شد که حد تاثيرگذاري اين بحران بر اقتصاد ما صفر است و ديگر اينکه ما با نفت پنج دلاري هم مي‌توانيم کشور را اداره کنيم. اما حقايق، جدي تر از اين است و اينها ناچارند الان اين واقعيت را بپذيرند، با زماني که از دست رفته است.

اسدي در پاسخ اين سئوال که اگر شما يکي از مشاوران اقتصادي آقاي احمدي‌نژاد بوديد چه توصيه‌اي به ايشان مي‌کرديد؟ گفته است اول از ايشان تضمين مي‌گرفتم که به زندان نيافتم. دوم پيشنهاد مي‌کردم اقتصاد رانت خواري را از بين ببرند و جلب اعتماد کنند. ما حدود ۲۰۰ ميليارد دلار سرمايه ايراني خارج از کشور داريم. اگر اين جلب اعتماد شود و کارآفرين ايراني در داخل يا خارج راغب شود که در داخل کشور سرمايه گذاري کند، مي‌توان راهي يافت. من به ايشان مي‌گفتم که توان اقتصادي کشور ما بسيار فراتر از نفت است. در شرايطي که نفت بازارش راکد است ما درآمدهاي ديگري مي‌توانيم داشته باشيم اما چون کارافريني در ايران آزاد نيست و رانت‌خواري بيداد مي‌کند، کسي اين را نمي‌خواهد.

تعهدهاي سابق

در مورد تعهدهاي گذشته و به ويزه در جريان سفرهاي استاني گفته مي شود تفاوت ها و وعده هاي عمل نشده و غيرقابل اجرا که فقط روي کاغد آمده و يا مبالغي بابتش پرداخت شده و توقعي در مردم به وجود آورده چندان زيادست که سفرهاي استاني تا انتخابات رياست جمهور متوقف شده و خبر مي رسد که دفتر رييس جمهور از وزارت کشور خواسته از استانداران تحقيق کنند که کدام يک از آنان برنامه هاي صورت گرفته و قابل افتتاح دارند تا همان ها در فهرست قرار گيرند. وگرنه اتفاقي که در مورد کرمانشاه افتاد در استان هاي ديگر هم قابل اجراست.

در استان کرمانشاه که قرار بود هفته گذشته هيات دولت به آن جا سفر کند نمايندگان استان حاضر به همراهي رييس جمهور نشدند و اعلام داشتند که طرح هاي اجرا ناشده مانده و از مردم شرم دارند که به آن ها دروغ بگويند.

مهم ترين شکست که آثارش در همه استان ها ديده شده طرح هاي موسوم به واگذاري زمين براي حل مشکل مسکن است در دو سال – دو ماه و حتي به ادعاي روزنامه دولت دو روز – قرار بود کاملا حل شود. بنا به گفته مديران وزارت مسکن و شهرسازي هشتاد در صد طرح ها به علت آن که وزارت نيرو تامين گاز و آب لوله کشي را نپذيرفته و اجازه ساخت نداده متوقف مانده است. همزمان وزارت نيرو در گزارشي به مجلس توضيح داده که آبي براي توزيع وجود ندارد و اين وزارت نمي تواند به خانه سازي هائي که امکان تامين آبشان نيست مجوز بدهد. در مورد گاز وضع از اين سخت ترست. وزير جديد راه اعلام کرده که فعلا در مورد راه هم به جز همان طرح هاي جاري هيچ طرح جديدي را قبول نخواهد کرد.

گزارش وزارت راه وقتي اهميت بيشتري پيدا مي کند که همزمان شده است با قطعي شدن توقف جاده سوم شمال، که بيست سال از آغاز آن مي گذرد و دولت فعلي حتي يک در صد هم طرح هم جلو نبرده و خالا اعلام شده که اصلا کارگاه ها خالي شد. جالب اين که دولت قرارست 170 ميليارد تومان هم به پيمانکار اول که بيناد مستضعفان باشد غرامت بدهد.

کسري بودجه

يک نشاني ديگر براي خوابي که براي بهاي نفت و بنزين ديده اند سخن مدير عامل شرکت پالايش آبادان است که ديروز گفت در حال حاضر توليد هر يک ليتر بنزين در اين پالايشگاه حدود هزار و 200 تا هزار و 300 تومان هزينه دارد
در حالي که گفته مي شود دولت ديگر نبايد يارانه بدهد يعني براي بنزين توليد داخل هم چنين خوابي ديده اند.

در اين حال کارشناسان نفتي اعلام داشته اند که دولت نمي تواند به وزارت نفت براي بالابردن ميزان توليد نفت فشار وارد کند چون با وضعيت فعلي بازار جهاني اصلا چاره اي جز کاهش توليد نيست. از طرفي به علت تحريم آمريکا و شوراي امنيت جلب سرمايه گذاري خارجي هم در اين زمينه کاملا بعيدست.

اکبر ترکان معاون برنامه ريزي وزير نفت و تنها عضو قديمي که هنوز در اين وزارت خانه باقي مانده ديروز گفت با توجه به افزايش 500 ميليون بشکه اي ذخاير روزانه جهان، چاره اي جز کاهش توليد نفت به دو ميليون بشکه در روز وجود ندارد. وي در برابر فشار دولت براي تامين ارز بيشتر گفت چاره اي نيست جز آن که بهاي فروش دلار را افزايش داد.

ترکان مطابق گفته حتي اگر دولت در مصرف نفت در بودجه صرفه جويي کند، در خوشبينانه ترين حالت 50 هزار ميليارد تومان بايد از محل فروش نفت به بودجه تزريق شود که اين رقم با صادرات نفت 5/37 دلاري يا حتي 55 دلاري يعني اينکه بايد هر دلار را 1650 تومان به فروش رساند. از لحاظ اقتصادي امکان پذير نيست که قيمت تمام کالاها 20 تا 30 درصد طي 30 سال گذشته افزايش يابد اما ارز ثابت بماند.

اهميت اين گفته بدان است که تا قبل از کاهش بهاي نفت رييس جمهور اصرار داشت که بهاي ارز هاي خارجي کاهش بگيرد و با وجود مخالفت کارشناسان با اين کار بر آن پافشاري مي کرد. اما با کاهش درآمدهاي ارزي کشور اين اصرار به پايان رسيده و به جايش سخن از افزايش نرخ ارز مي رود.

حميد رضا برادران شرکا رييس سابق سازمان برنامه در سرمقاله روزنامه اقتصادي سرمايه نوشته بحث موجودي حساب ذخيره ارزي بارها نقل شده، اما دولت کمتر به آن توجه کرده است. برداشت هاي مکرر دولت نه تنها خلاف برنامه چهارم بوده بلکه بيانگر حرکت خلاف جهت برنامه چهارم است.

به نوشته اين اقتصاددان موجودي 36 ميليارد دلاري حساب ذخيره ارزي که بايد بيش از 100 ميليارد دلار (طبق اهداف برنامه چهارم) مي بود، نشان مي دهد دولت به طور متوسط سالانه 16 تا 17 ميليارد دلار حق برداشت از درآمد نفت داشته است.

در شرايط موجود، يکي از راه هاي پوشاندن کسري سال آينده هشتاد در صد افزايش دادن بهاي ارزهاي خارجي تصور مي شود که خود آثار تورمي بسياري خواهد داشت. بيهوده نيست که روز شنبه بک عضو کميسيون ويژه طرح تحول به خبرگزاري مهر گفته بود نزديک به يک سوم بودجه سال آينده کسري است که معادل سي هزار ميليارد تومان مي شود.

محمد حسين فرهنگي درخصوص نحوه جبران اين کسري، سه راه را مورد ارزيابي قرار داد و افزود: "دولت براي جبران کسري مي تواند يارانه هاي مستقيم را تعديل کند يا اينکه سياست هاي شديد انقباضي در پيش گيرد به طوري که سال آينده بودجه اي براي پروژه هاي عمراني پيش بيني نشود يا اينکه اقدام به استقراض از بانک مرکزي کند".

وي درخصوص استفاده از هر سه راهکار گفت: "البته در بيان کار ساده اي است اما در عمل تعديل نسبي يارانه ها، تدوين انقباضي بودجه و چاپ پول، به طور توامان، چندان تفاوتي در اصل کسري بودجه کشور ايجاد نخواهد کرد."

مشکل جناح راست

کارشناسان معقتدند مشکل بزرگي که براي جناح راست به وجود آمده موضوع بودجه و طرح تحول اقتصادي است که در مجلس است اگر قرار باشد مطابق دلخواه دولت اين دو لايحه تصويب شود در حالي که نمايندگان مطمئن باشند که امکان اجراي آن وجود ندارد. به زبان ديگر نمايندگان مجلس هم در فريب مردم براي انتخاب احمدي نژاد شرکت کنند، در آن صورت بار اصلي بحران هاي آينده بر دوششان خواهد افتاد. اما به گفته يک کارشناس سياسي اگر هم قبول نکنند به منزله افشاي همه آن چيزهاست که کارشناسان اقتصادي در دو سال گذشته گفتند و نشريات جناح راست آن ها را به شديدترين دشنام ها متهم کردند.

بيهوده نيست که دولت بودجه را که به نوشته يک اقتصاددان ماهيتا يک برنامه‌ريزي کوتاه مدت يکساله است، يک مجوز رسمي ‌براي خرج کردن تلقي مي کند. بنابراين اصل بودجه چند سالي است که به فراموشي سپرده شده است و تنها وجه شکلي آن وجود دارد.

به نوشته روزنامه دنياي اقتصاد آن زمان که تعداد صفحات بودجه به يکباره کم شد، خود نشاني بود بر اينکه ديد دولت از بودجه چيست. غير از اين، اگر نبود نقدهايي که به وجه شکلي قضيه گرفته مي‌شد، چه بسا دولت در يک صفحه مي‌نوشت اين عدد را براي سال ديگر نياز دارم و نمي‌خواهم وقت مجلس محترم را با جداول و توضيحات اضافه بگيرم و آن موقع ديگر همه مي‌فهميدند که بودجه چيست. پس تا حال هم که کشور بدون بودجه‌ريزي اداره شده است، سال ديگر هم مي‌شود و نياز به اين همه اضطراب و تشويش نيست.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سه كتاب تبليغاتي براي احمدي‌نژاد

جامعه مدرسين هماهنگي با دولت را تكذيب كرد -

ahmadinejad862.jpg

مريم زماني

در ادامه تبليغات زودهنگام انتخاباتي حاميان احمدي‌نژاد كه با انتشار سه كتاب از سوي نهاد رياست‌جمهوري در تمجيد از مواضع رئيس‌جمهور در سفر اخير او به آمريكا وارد مرحله جديدي شده، چند عضو برجسته جناح دولتي از هم‌اكنون احمدي‌نژاد را برنده انتخابات و رئيس‌جمهور آينده معرفي كردند. اين در حالي است كه نايب‌رئيس جامعه مدرسين قم اظهارات مشاور احمدي‌نژاد مبني بر هماهنگي رئيس‌جمهور با مراجع و مدرسين حوزه را تكذيب و احتمال عدم حمايت "جامعتين" از او را مطرح كرده است.

محمود احمدي‌نژاد هفته گذشته در واكنش به فعاليت‌هاي انتخاباتي منتقدان خود، آنها را به انتشار آمار و اطلاعات دروغ عليه دولت متهم كرد و گفت: "آنهايي هم که اين حرف ها را مطرح مي‌ کنند، عجله نکنند انتخابات نزديک است و اين چيزها در معادلات مردم تاثيري ندارد."

احمدي‌نژاد در شرايطي در برابر رقباي خود به طرح اين سخنان پرداخت كه برخي گزارش‌ها از عزم بخش‌هايي از محافظه‌كاران براي به چالش كشيدن وي در انتخابات حكايت مي‌كند. همزمان موضوع عدم حمايت برخي مراجع و علماي برجسته محافظه‌كار نيز حاميان احمدي‌نژاد را با مشكل مواجه كرده است.

چندي پيش سقاي بي‌ريا، مشاور احمدي‌نژاد در امور روحانيت، از هماهنگي با جامعه مدرسين حوزه علميه قم براي برگزاري جلسه مشتركي با رئيس‌جمهور خبر داده بود. اما ديروز مقتدايي، نايب‌رئيس اول جامعه مدرسين، اين خبر را به صراحت تكذيب كرد و به ايسنا گفت: "ما از اين ديدار استقبال مي‌كنيم، ولي هنوز در اين ارتباط هماهنگي‌اي انجام نشده است."

جامعه مدرسين مهمترين تشكل روحاني جناح محافظه‌كار است كه محمد يزدي رئيس اين تشكل هم يكي از حاميان جدي محمود احمدي‌نژاد است.

اما نايب رئيس اين مجمع اينک از احتمال عدم حمايت جامعه مدرسين از احمدي‌نژاد هم سخن گفته است: "معلوم نيست در انتخابات آتي جامعه مدرسين با جامعه روحانيت در قالب جامعتين عمل كنند يا نه. اگر زمينه فراهم باشد هماهنگ عمل خواهند كرد، اما ممكن است جداگانه نيز عمل كنند."

پيش از اين، تشكل سياسي روحانيان محافظه‌‌كار ـ جامعه روحانيت و جامعه مدرسين ـ با هماهنگي يكديگر در انتخابات موضع‌گيري مي‌كردند و در چند انتخابات اخير هم حمايت "جامعتين" (جامعه روحانيت و جامعه مدرسين) همواره پشت نامزد اصلي اصولگرايان بود. اما اكنون به نظر مي‌رسد جامعتين يا دست‌كم طيف‌هايي از اين دو تشكل تمايل دارند كه اين پشتوانه را در انتخابات بعدي از احمدي‌نژاد سلب كنند.

آراي جدي احمدي‌نژاد

چند ماه قبل رهبر جمهوري اسلامي خواستار آن شد كه گروههاي سياسي آرامش جامعه را به هم نزنند و از تبليغات زودهنگام انتخاباتي بپرهيزند. اما نه تنها يكي از محافظه‌كارترين چهره‌هاي اصلاح‌طلبان يعني مهدي كروبي به اين توصيه گوش نداد و اعلام كانديداتوري كرد، بلكه اصولگرايان و بخصوص طيف حامي احمدي‌نژاد هم به اين خواسته رهبر توجهي نكردند و با گذشت زمان به فعاليت‌هاي انتخاباتي خود شدت بخشيدند.
اينک با جدي‌تر شدن احتمال حضور يكي از دو گزينه محمد خاتمي و ميرحسين موسوي به عنوان نامزدهاي نهايي اصلاح‌طلبان در انتخابات، اظهارنظرهاي انتخاباتي چهره‌هاي جناح دولتي نيز عليه موسوي و خاتمي و به نفع احمدي‌نژاد افزايش يافته است؛ به طوري كه در دو روز اول هفته جاري چند تن از حاميان مطرح احمدي‌نژاد صراحتا از قطعي بودن تكرار رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد، بالا بودن آراي او و پيروزي‌اش در انتخابات سخن گفتند.

در همين راستا مرتضي آقاتهراني، شاگرد مصباح يزدي كه استاد اخلاق هيات دولت بود و نماينده تهران شد، روز شنبه ميرحسين موسوي را محروم از راي توده‌ها دانست و گفت: "به نظر من راي جدي از آن احمدي‌نژاد است. مردم در جريان سفرهاي استاني ديده‌اند كه آقاي احمدي‌نژاد چقدر خوب برايشان كار مي‌كند."

در همين روز مرتضي نبوي هم وجود هرگونه تلاش در جبهه اصولگريان براي عبور از احمدي‌نژاد را تكذيب كرد و احتمال پيروزي وي در انتخابات را بالا خواند. وي در عين حال با استقبال از نامزدي ميرحسين موسوي، يادآور شد كه او را اصلاح‌طلب نمي‌داند و ممكن است بخش‌هايي از اصولگرايان هم به موسوي راي دهند.
روز يكشنبه هم خبرگزاري فارس به نقل از محسن كوهكن، عضو هيات رئيسه مجلس، يك قدم جلوتر رفت و مدعي شد كه احمدي‌نژاد در همه نظرسنجي‌ها نفر اول است. وي گفت: "اين نظرسنجي‌ها درخصوص 6 كانديداي احتمالي از جريان اصولگرا و اصلاح طلب در شهرهاي بزرگ صورت گرفته است و آخرين نظرسنجي نيز يكماه گذشته بوده كه در همه آن‌ها احمدي نژاد در راس قرار داشته است... مطمئناً فاصله احمدي نژاد با ساير كانديداها افزايش مي‌يابد."

اما در واكنش به اين اظهارات، سايت "خبرآنلاين" از قول يكي از نزديكان خاتمي نوشت كه "نسبت آراي خاتمي به احمدي‌نژاد در كل كشور 2 برابر و در شهر تهران 3 برابر است." وي درباره آراي ميرحسين موسوي هم خبر داد كه: "آراي ايشان به مراتب پايين تر از آقاي خاتمي و حتي کمتر از احمدي نژاد بوده است."

كتابهاي تبليغاتي جديد

همزمان سايت اطلاع‌رساني دولت نهم روز گذشته خبر داد كه نهاد رياست‌جمهوري سه كتاب جديد را به چاپ رسانده كه هر سه آنها به نحوي مربوط به سفر احمدي‌نژاد به نيويورك است. اين سه كتاب با عناوين "عدل و صلح"، "حقيقت؛ گوهر گمشده جهان سياست" و "ديپلماسي‌نامه" منتشر شده و حميد مولانا، مشاور احمدي‌نژاد كه تابعيت آمريكايي دارد، بر آنها مقدمه نوشته است.

"مركز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري" كه اين سه كتاب را منتشر كرده، پيش از اين هم كتاب‌هايي همچون "گفتار در روش ايرانيان" و "تجلي هويت ايراني در نيويورك" را به چاپ رسانده بود كه همانند سه كتاب بعدي، بار تبليغاتي داشتند.

مسئولان اين مركز وابسته به نهاد رياست‌جمهوري براي كتاب اخير مقدمه‌اي نوشته و منتشر كرده بودند كه در بخشي از آن سخنراني احمدي‌نژاد در دانشگاه كلمبيا "فتح‌الفتوح" و "برتر از فتح فاو در جنگ تحميلي" توصيف شده بود؛ توصيفي كه اعتراض روزنامه كيهان را هم برانگيخت.

مركز پژوهش و اسناد رياست‌جمهوري در عين حال مجوز فصلنامه‌اي با عنوان دولت اسلامي را دريافت كرده كه تاكنون تنها 2 شماره آن منتشر شده؛ اما از سوي ديگر تا به حال 49 شماره از بولتن بدون مجوز ديگري با عنوان "گزارش جمهور" را به عنوان ضميمه اين فصلنامه منتشر و در تيراژ چند صد هزار نسخه‌اي بين گروههاي هدف در سراسر كشور توزيع کرده است.

محتواي اين نشريه كه آشكارا سمت و سوي تبليغاتي دارد، تاكنون بارها اعتراض محافظه‌كاران منتقد دولت را برانگيخته است. چند ماه پيش سايت فردا به انتقاد از يك شماره بولتن "گزارش جمهور" پرداخت كه در آن گفتارهاي احمدي‌نژاد با امام اول شيعيان مقايسه شده و آمده بود: "سيماي ملکوتي حضرت اميرالمومنين (ع) را در گفتارهاي رئيس جمهور ترسيم مي نماييم و سپس همراه با ديدگاه ها و مباني انديشه هاي وي، به خوانش و تعمق دوباره در نهج البلاغه مي پردازيم."

روزنامه اعتماد هم چهار ماه پيش به محتواي يكي از شماره‌هاي بولتن تبليغاتي نهاد رياست‌جمهوري اشاره كرد كه در آن با اشاره به سفر احمدي‌نژاد به ايتاليا، آمده بود: "کشور ايتاليا مسوول تامين امنيت رئيس جمهوري اسلامي ايران بود، اگرچه تيم حفاظتي رئيس جمهور نيز همه چيز را تحت نظارت داشت. گفته مي شد کاروان حامل رئيس جمهوري اسلامي ايران يکي از بزرگ ترين کاروان هاي روساي جمهور در تاريخ تشريفات ايتاليا بود. اين کاروان توسط نيروهاي امنيتي و پليس روي زمين و نيز چند هلي کوپتر از بالا اسکورت و همراهي مي شد."

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

همه يارانه ها براي کيهان و جمکران

حمايت وزارت ارشاد از خودي ها شدت گرفت -

سعيد پيماني

با نزديک شدن انتخابات و در حاليکه دولت از پرداخت سهميه معمول کاغذ مطبوعات عاجزست، وزارت ارشاد که پيش از اين تمام سهميه ها را حذف و حمايت ها را صرفا نقدي و ريالي کرده بود، در اقدامي بحث برانگيز يارانه هاي نقدي و خريد هاي حمايتي را به چند ناشرو روزنامه محدود کرد؛ کيهان در راس اين نشريات است.

دولت نهم از زمان در دست گرفتن اختيار امور با تغييرات گسترده اي که در وزارت ارشاد داد، انتقاد بسياري را برانگيخت. در همين راستا ابتدا بسياري از ناشران در مورد نحوه صدور مجوز ها و نيز تخصيص يارانه و سهميه هاي حمايتي به انتقاد از سياست هاي وزارت ارشاد برخاستند؛سياست هايي که اينک در آستانه انتخابات صورت بندي هاي جديد تري به خود گرفته است.

بر اساس سياست هاي وزارت ارشاد، موسساتي چون کيهان که در عين برخورداري از يارانه هاي نشر کتاب، از يارانه روزنامه ها نيز سود مي برند، در سال جاري از حمايت هاي ويژه ديگري هم برخوردار شده اند. تا جايي که گفته مي شود اين روزنامه در طول سه سال و نيم گذشته چندين ميليارد تومان کمک بلاعوض دريافت کرده و از خريدهاي حمايتي نيز برخوردار شده است.

انتشارات مسجد جمکران وبرخي از ناشران قم هم که کتابهايي در مورد امام دوازدهم شيعيان و موعود گرايي و ادعيه منتشر مي کنند از همين کمک ها بهره برده اند.

يکي از کارکنان اداره کل ارشاد استان قم در اين زمينه مي گويد: "يک هفته قبل از ماه محرم حدود يک ميليارد و سيصد ميليون تومان از کتابها، ادعيه، سي دي و ديگر توليدات ناشران قم و انتشارت مسجد جمکران خريداري و براي توزيع رايگان در اختيار هيات هاي مذهبي قرار داده شده است".

به گفته او کل بودجه هاي حمايتي در اين زمينه از زمان آغاز به کار دولت نهم تاکنون، فقط حدود 30 ميليارد تومان براي استان قم بوده است.

مدتي پيش نيز يکي از کارمندان شهرداري تهران نسبت به توزيع رايگان سي دي برخي از مداحان در تهران وشهرستان ها بصورت رايگان اعتراض کرد. البته اعتراض او به جايي نرسيد و خبرنگاري هم که با او گفت و گو کرده بود از درج اين خبر در خبرگزاري خود منع شد.

اما عبدالرضاهلالي، مداح نزديک به احمدي نژاد در واکنش به اعتراضات در اين زمينه گفت: "مردم بعضي صداها را دوست دارند".

جالب اينکه بسياري از سي دي هاي خريداري شده حاوي مداحي هاي هلالي بود.

امتيازات ناشران خودي

در حاليکه بازار نشر در ايران با بحران جدي مواجه است، کتابهاي با مضمون ديني، مهدي شناسي، ادعيه و از اين دست موضوعات به علت برخورداري از حمايت هاي دولتي، با قيمت نازلي به فروش مي رسند. به عنوان مثال کتابي همچون مفاتيح الجنان با حدود 800 صفحه و چاپ نفيس و جلد گالينگور حدود سه هزار تومان به فروش مي رسد. در حالي که کتاب ديگري با همين حجم در موضوعات علمي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و يا حتي تاريخ نگاري مستقل اسلامي قيمتي بيش از 10 هزار تومان دارد. در چارچوب همين سياست قيمت کتاب "داروخانه معنوي"با 160 صفحه، بين 800 تا هزار و 200 تومان است؛ حال آنکه اگر اين کتاب با هر موضوع ديگري و بدون حمايت هاي دولتي به چاپ مي رسيد حداقل 4 هزار تومان قيمت داشت. اين کتاب حاوي دعاهايي براي رفع بيماري است. مثلا در فهرست آن نوشته شده: دعاي رفع شکم درد در صفحه 32، سپس در اين صفحه دعايي به عربي نوشته شده است که اگر بخوانيم شکم درد مداوا خواهد شد.

جالب تر اينکه کتاب هاي بي ارزش بازاري نيز از مزاياي زيادي برخورد ار مي شوند. يکي از ناشران باسابقه از ارزان بودن کتابهاي بازاري همچون"چه کسي پنير مرا جاجا کرده است"، "قورباغه را قورت بده"، "دوستيابي براي دختران و پسران جوان"وغيره خبر مي دهد و مي گويد: "اين کتابها حداکثر پس از يک ماه در وزارت ارشاد بررسي و صاحب مجوز چاپ مي شوند و يارانه خوبي هم به آنها تعلق مي گيرد. در حالي که برخي از ناشران اکنون کتابهايي دارند که از 3 سال قبل تاکنون براي اخذ مجوز در ارشاد مانده است".

به گفته اين ناشر کتابهاي تاريخي و سياسي "هيچ ناشري نمي تواند مدعي شود که طي سه سال اخير مستقل عمل کرده و از خريد هاي حمايتي و يارانه ها هم منتفع شده است."

به نظر او نه تنها حمايت از بين رفته، بلکه کار به ضربه زدن هم رسيده است.
او مي افزايد: "بارها شاهد بوده ايم که ترجمه کتابي که توسط يکي از ناشران مطرح کشور براي اخذ مجوز ارائه شده با کندي صدور مجوز روبرو شده است. اما وقتي پيگيري کرديم متوجه شديم که علت تاخير، در واقع فرصت دادن به ناشر خودي ديگري است که همين کتاب را در دست ترجمه دارد".

در واقع به گفته او وزارت ارشاد در طي سه سال اخير به سمت "کارچاق کني براي ناشران خودي" پيش رفته است. در همين راستا چند ماه قبل اخباري مبني بر خريد حمايتي 6 ميليارد توماني وزارت ارشاد از ناشران شهرستاني منتشر شد که مديران ارشاد در پي تکذيب آن هم برنيامدند. بر اساس آن خبر تنها 500 ميليون تومان کتاب از استانهاي مختلف خريداري شده، در حاليکه بيش از 5 و نيم ميليارد تومان به خريد کتابهايي با مضمون ديني از انتشاراتي هاي خودي مستقر در قم و نيز آستان قدس رضوي اختصاص داده شده است. از بودجه اين خريدها که تحت عنوان "خريد حمايتي کتاب" مطرح مي شود حتي براي خريد سي دي و برگه هاي دعا که در قم و مشهد در تيراژ ميليوني چاپ مي شود، نيز استفاده شده است.

شايد به همين دليل است که يکي از عاملين فروش انتشارات موسسه کيهان در مورد حمايت هاي وزارت ارشاد مي گويد: " به نظر ما اکنون وضعيت به نسبت سابق بسيار خوب شده است. دولت قبلي خيلي يک طرفه عمل مي کرد و کتاب هاي ضاله را برکتب ارزشمند اسلامي ترجيح مي داد. اما اکنون کتابها و آثار دقيق و درست مثل کتابهاي ما توسط ارشاد خريداري مي شود تا جايي که اکنون در انبار موسسه کيهان هيچ کتابي براي فروش وجود ندارد و آخرين محموله آنها يک ماه پيش توسط چند کاميون تحويل انبار کتاب وزارت ارشاد شد. اگر اين کتاب ها ارزشمند نبودند که خريداري نمي شدند!"

وي در پاسخ به اينکه آيا کيهان، کتاب مذهبي و ديني هم چاپ مي کند گفته است: " بله. تمام کتاب هاي ما مذهبي است".

وي در مورد زمينه هاي مذهبي کتاب "روزنامه نگاران جاسوس"، "سيماي کارگزاران فرهنگ"و غيره که همه از انتشارات کيهان است مي گويد: "ببينيد انتشار اين کتاب ها به نمايان شدن چهره واقعي افراد منافق کمک مي کند. از اين رو حکومت ديني ما پايدار مي ماند. پس مي توان اين کتاب ها را مذهبي تلقي کرد".

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

اگر شما ابزار داريد، ما هم داريم

جنگ تربيت بدني و صدا و سيماعلني شد -

adelferdosipour.jpg

فريدون شيباني
fereydoun.sheybani@gmail.com

کمتر تصور مي رفت برنامه ورزشي 90 صدا و سيما در شب بعد از عاشورا به داستاني بدل شود که بحث آن از محافل ورزشي به خبرگزاريها و رسانه هاي داخلي راه يابد.در اين برنامه عادل فردوسي پور- مجري برنامه - در مورد چگونگي آمد و رفت هاي پياپي در راس باشگاه فوتبال پرسپوليس و دوگانگي در گفته هاي مسوولان باشگاه سئوال کرد.سئوالي که موجب عصبانيت محمد آخوندي، عضو هيات مديره باشگاه فرهنگي – ورزشي پرسپوليس و سخنگوي سازمان تربيت بدني شد و اورا به حمله به صدا و سيما داشت.

آقاي آخوندي در اين برنامه تلويزيوني ضمن حمله به عملکرد سازمان صدا و سيما، منتقدان به ورزش در اين سازمان رابه عناد و دشمني با نظام اسلامي متهم کرد.

اعلام پشتيباني از سوي بينندگان اين برنامه با ارسال پيامک هاي تلفني و حتي حمايت مسوولان بلند پايه صدا و سيما، سازمان تربيت بدني را به تحريم برنامه 90 از سوي خود و همچنين در دو باشگاه تحت نظارت خود – پرسپوليس و استقلال – واداشت. فدراسيون فوتبال هم با برداشتن گامي فراتر، انجام هرگونه گفت و گو با هر برنامه تلويزيوني ورزشي براي مسوولان فدراسيون - حتي دبير کل - و روساي هيات هاي فوتبال در استانها را منوط به کسب اجازه از رييس و نايب رييس فدراسيون کرد.

به اين ترتيب بود که ديروز خبرگزاري مهر در گزارشي با عنوان "اختلاف فدراسيون فوتبال وتلويزيون علني شد" اعلام کرد که در شيراز از ورود دوربين برنامه نود به تالار گفت و گوي رسانه اي پس از مسابقه استقلال تهران و برق جلوگيري شده است. مهر افزود: "به نظر مي رسد اين تصميم در راستاي اختلافات مسوولان فدراسيون فوتبال و برنامه تلويزيوني 90 صورت گرفته است که طي هفته هاي گذشته بارها يکديگر را به نقد کشيدند."

علي اصغر پورمحمدي، مدير شبکه سه سيما هم در گفت و گو با اين خبرگزاري ضمن رد تغيير مجري برنامه نود و تحريم اين برنامه از سوي سازمان تربيت بدني، اعلام کرد: "شبکه سه هميشه ترويج ‌دهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ويژه اي هم به اين امر داشته است. نمي‌دانم چرا شايعاتي مبني بر سست شدن اين ارتباط پديد مي‌آيد، چرا که صدا و سيما در دوره مديريت محمد علي‌آبادي بيشترين حمايت و تبليغات را از سازمان تربيت بدني داشته و طبق آمار مستند، بيشتر ليگ‌ها به صورت زنده پخش شده است."

از سوي ديگر علي کفاشيان، رييس فدراسيون فوتبال، با تاييد تحريم همه برنامه هاي ورزشي تلويزيون، در خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، اظهار داشت: "بعضي از آنها، دو به هم زني مي کنند و اگر آنها ابزار دارند ماهم ابزار داريم."

خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي در گزارشي نقدگونه راجع به اين رويدادها، برنامه نود را عاملي براي درگيري ميان اعضاي خانواده ورزش خوانده و اينکه اهالي ورزش هم با آن موافق نيستند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نوبت حضور بسيجيان در دانشگاه هارسيد

پس از بيست سال سهميه براي رزمندگان -

hozorbasijiandardaneshgah.jpg

البرز محمودي

اگر چه با سپري شدن بيست سال از پايان جنگ، ديگر سهميه رزمندگان جنگ هشت ساله براي ورود به دانشگاه ها به حداقل رسيده، اما اختلاف ميان رييس سازمان سنجش و رئيس کميسيون آموزش مجلس فاش ساخته که "سازمان بازرسي و قوه قضائيه" تلاش دارند سهميه چهل درصدي ورود به دانشگاه ها را که پيش از اين در اختيار رزمندگان بوده به "بسيجيان فعال" واگذار کنند تا آنها بتوانند راحت تر وارد دانشگاه و مراکز آموزش عالي شوند.

با اينکه نشست هاي خبري عبدالرسول پورعباس رئيس سازمان سنجش معمولا ظهرها برگزار مي شد اما روز شنبه اين جلسه در ابتداي صبح برگزار شد تا به اين ترتيب از قبل از جلسه مشخص شود که عاليترين رييس برگزاري آزمون ورودي به دانشگاه هاي کشور حرف هاي مهمي براي زدن دارد.

پورعباس در اين جلسه صبحگاهي در ساختمان سنجش که در جنب پل کريمخان واقع شده است، از "آشفتگي هاي قوانين گزينش دانشجو و تاکيد بر لزوم تجديد نظر در قانون" سخن گفت و از برخي "فشارها به سازمان سنجش براي واگذاري 40 درصد ظرفيت ها به بسيجيان فعال" خبر داد.

رئيس سازمان سنجش همچنين در اظهار نظري قابل توجه تاکيد کرد فشار زيادي از ناحيه سازمان بازرسي و قوه قضائيه روي سازمان سنجش وارد مي شود، تا جايي که حتي به تهديد انفصال از خدمت مسوول سازمان سنجش نيز منجر شده است.

در حال حاضر براساس قانوني که از سال 1367 تاکنون برجاي مانده، در هرسال برگزاري کنکور ورود به دانشگاه ها، 40 درصد پذيرفته شدگان کساني هستند که تحت عنوان "رزمنده" در اين آزمون شرکت کرده اند.

سهميه رزمندگان مخصوص افرادي بود که در جنگ هشت ساله عراق عليه ايران شرکت کرده بودند. اما در سالهاي اخير با گذشت زمان، به گفته اين مسوول سازمان سنجش، تنها دو درصد از اين سهميه استفاده مي کنند و ديگر رزمنده اي که در کنکور شرکت کند، نمانده است.

لذا اينک پس از گذشت بيست سال از اتمام جنگ، مجلس طرحي را تصويب کرده که بر اساس آن، اين ظرفيت به نيرو‌هاي بسيج اختصاص مي‌‌يابد. اجراي قانون جذب بسيجيان تاکنون در دانشگاه‌ها از سوي سازمان سنجش مسکوت مانده و اجرا نشده است.

کنکور پر مساله

برگزاري کنکور سال 1387 با حواشي بسيار همراه بود و اعتراضات فراواني را از سوي داوطلبان به همراه داشت. عمده مشکل اين بود که وزارت علوم و سازمان سنجش بدون اعلام قبلي ملاک پذيرش را بومي بودن قرار داده بودند و به اين ترتيب تعداد زيادي از داوطلبان که شايسته پذيرش در دانشگاه هاي خارج از استان و مثلا در پايتخت را داشتند به خاطر در اولويت بودن بومي ها، از راهيابي به دانشگاه باز ماندند.

هرچند رييس سازمان سنجش در کنفرانس خبري روز شنبه خود سعي کرد از اين سازمان رفع تکليف کند، اما از آن سو چنانکه علي عباسپور، رييس کميسيون آموزش مجلس در هفته هاي اخير تاکيد کرده، سازمان سنجش در سال جاري خودسرانه به تغيير سهميه ها دست زده که موجب آشفتگي در اعلام نتايج کنکور شده است.

مصاحبه رييس کميسيون آموزش مجلس با خبرگزاري مهر هم مانند مصاحبه رييس سازمان سنجش اطلاعات جديدي را فاش ساخت چرا که عباسپور در اين مصاحبه "اختصاص مازاد سهميه 40 درصدي رزمندگان را به گزينش بومي"، محل اشکال و مسبب اصلي وقايع پيش آمده در کنکور 87 دانست.

عباسپور بدون اشاره به ماجراي اختصاص سهميه رزمندگان به بسيجيان در تشريح وقايع اتفاق افتاده در کنکور 87 گفت: "وزارت علوم به صورت مکرر عنوان مي کند هيچ تخلفي صورت نگرفته و مطابق با مصوبات عمل کرده است. از 40 درصد سهميه رزمندگان به طور متوسط دو درصد استفاده مي شود و 38درصد استفاده نمي شود. حال آنکه در سال هاي گذشته اين 38 درصد به پذيرش غيربومي اختصاص داده مي شد اما در سال 87 در تيرماه تصميم گرفتند 38 درصد را به داوطلبان بومي اختصاص دهند."

به گفته وي "عدم اطلاع رساني در دفترچه راهنماي کنکور تخلفي است که باعث اين همه آشفتگي در کنکور 87 شد. بدين ترتيب در دانشگاه هاي دولتي درصد پذيرش بومي و غيربومي را مورد بررسي قرار داديم و به طور متوسط درصد پذيرش دانشجوي غيربومي از 40 درصد در سال 86 به حدود يک سوم و در برخي دانشگاه ها به يک چهارم کاهش يافته است. به عنوان مثال در رشته برق دانشگاه تهران درصد پذيرش غيربومي از 2/39 به 10 درصد کاهش، در رشته پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران درصد پذيرش غيربومي از 7/43 به 5/13 درصد کاهش و در رشته برق دانشگاه صنعتي شريف پذيرش غيربومي از 7/31 به 12 درصد کاهش يافته است که اين تفاوت معنادار و به دليل اعمال وضعيتي است که ذکر شد."

رييس سازمان سنجش در کنفرانس خبري خود البته سعي کرد به منتقد خود نيز پاسخ دهد و به همين دليل خطاب به رييس کميسيون آموزش مجلس گفت: "براي واگذاري باقيمانده 40 درصد سهميه ايثارگران به بسيجيان فعال، در صورتي که اين قانون را اجرا کنيم، 40 درصد ظرفيت کنکور از رقابت آزاد و علمي خارج مي شود و داوطلبان برتر، همان طور که در شهريور ماه 87 نسبت به گزينش کنکور 87 اعتراض داشتند، نسبت به اجراي اين قانون نيز معترض خواهند بود و تعداد معترضان تا 40 برابر افزايش خواهد يافت. لذا وظيفه مجلس اين است که فعاليت خود را در اين خصوص براي از بين بردن چالش هاي پيش روي کنکور 88 متمرکز کند."

حذف کنکور

در حالي که آشفتگي هاي کنکور امسال هنوز پايان نيافته اما شعارهاي دولت نهم هنوز در پيش است. پيش از اين محمود احمدي نژاد و وزير علوم دولت وي بارها از حذف کنکور تا سال 1390 سخن گفته اند ؛ موضوعي که البته رييس سازمان سنجش اميدي به آن ندارد. پور عباس، رئيس سازمان سنجش هم در کنفرانس خبري خود به اين موضوع اشاره کرد و در انتقاد از برخورد مجلس، کميسيون آموزش را به تلاش براي تدبير انديشه يي درست براي حذف کنکور توصيه کرد.

پورعباس در حالي که حذف کنکور را به "لقمه يي بزرگ که در گلوي ما گير مي کند" تشبيه مي کرد، درباره عواقب اجراي بي برنامه قانون مصوب مجلس در اين باره هشدار داد و گفت: "طبيعتاً سال 89 بايد آخرين کنکوري باشد که از سوي سازمان سنجش برگزار مي شود ولي متاسفانه هنوز شاهدي براي اين تصور وجود ندارد. داوطلبان سوال مي کنند که آيا آزمون هاي سراسري در مقاطع دبيرستان برگزار خواهد شد و چه کسي مسوول سرنوشت آنهاست. تجديدنظر در نحوه اجراي اين قانون، تمديد زمان اجراي آن يا بازنگري کلي قانون بايد از همين امروز در دستور کار قرار بگيرد و کميسيون آموزش مجلس نسبت به حل اين مسائل مهم و استرس زا اقدام کند."

وي که تلاش مي کرد با ارائه مثالي بلاتکليفي قانوني در ماجراي حذف کنکور را بيشتر شرح دهد، ادامه داد: "فقط در کنکور 87 تعداد هفت هزار داوطلب با معدل 20 داشتيم و اين بدان معنا است که اين افراد در تمام دروس موفق به کسب نمره 20 شده اند، حال اينکه اين افراد در صورت حذف کنکور بايد با چه روشي گزينش شوند، مبهم است."

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |


عنوان  : مدير مسئول کيهان در همايش غزه و رسانه :ارسال تسليحات پيشرفته براى مقاومت فلسطين وظيفه دينى و اخلاقى است

چکيده  : حسین شریعتمداری شکستن برخی از «تابو»ها را وظیفه دیگر رسانه ها دانسته و گفت؛ چرا باید ارسال اسلحه برای مقاومت فلسطین، جرم تلقی شود؟ این یک وظیفه انسانی و اخلاقی است.رئیس سازمان صداوسیما هم در سخنانی در ادامه این همایش گفت: رسانه های ما نشان دادند که مانند روزهای اول انقلاب برای پشتیبانی از اردوگاه حق همیشه در صحنه آماده اند.

عصر عاشورا وقتی مولای مظلوم ما حسین بن علی(ع) به عنوان آخرین شهید به خاک افتاد، امویان بر این پندار بودند که دارها برچیده و خون ها شسته اند و کار تمام شده است و حق با آنها بود، اگر زینب(س) نبود. زینب ماجرای آن روز را به این و آن رساند و چنین بود که پیام عاشورا دهان به دهان چرخید و سینه به سینه حفظ شد تا به عصر خمینی(ره) رسید و باردیگر کربلا بود به وسعت همه سرزمین ها و عاشورا بود به درازای همه روزها.
حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان که در همایش غزه  و رسانه سخن می گفت، برانگیختگی بی سابقه افکارعمومی جهانیان علیه جنایات رژیم کودک کش صهیونیستی در غزه را نشانه پیروزی رسانه های متعهد آزاده بر شبکه رسانه ای نظام سلطه بین الملل دانسته و گفت؛ همزمان با آغاز  جنگ در غزه، جنگ رسانه ها نیز در عرصه ای موازی با آن  آغاز شد و مردم دنیا با مشاهده ادعاهای رژیم صهیونیستی و رسانه های حامی آن و مقایسه این ادعاها با واقعیات تکان دهنده ای که رسانه های متعهد و آزاده از غزه مظلوم  مخابره می کردند، خیلی زود اسرائیل وحشی را بیرون از نقابی که آمریکا و متحدانش بر چهره آن کشیده بودند، دیدند و شناختند. شریعتمداری با اشاره به این سخن امام راحل(ره)  که  «رسانه ها هم نسبت به آنچه می نویسند مسئولند و هم نسبت به آنچه باید بنویسند و نمی نویسند» گفت؛ رسانه های متعهد از این آزمون با پیروزی بیرون آمدند اما جنگ تمام نشده بلکه رسالت رسانه ها تازه آغاز شده است.
وی در ادامه به مواردی از رسالت کنونی رسانه ها اشاره  کرد و با بر شمردن دلایل شکست اسرائیل گفت؛ رسانه ها باید این شکست مفتضحانه را برای افکارعمومی  بازگو کرده و اجازه  ندهند شبکه رسانه ای نظام سلطه، این شکست را به فراموشخانه اذهان بسپارد.
مدیرمسئول کیهان، شکستن برخی از «تابو»ها را وظیفه دیگر رسانه ها دانسته و گفت؛ چرا باید ارسال اسلحه برای مقاومت فلسطین، جرم تلقی شود؟ این یک وظیفه انسانی و اخلاقی است. چرا باید تجهیز اسرائیل به مخرب ترین سلاح ها نظیر بمب های فسفری و خوشه ای، موشک های دوربرد و بمب های سرطان زا قانونی باشد و در همان حال ارسال اسلحه و مهمات برای حماس و جهاد اسلامی اقدامی غیرقانونی تلقی شود؟!
شریعتمداری  آتش بس به عنوان دست کشیدن ملت های مسلمان از مجازات صهیونیست ها را تابوی دیگری دانست که نظام سلطه بین الملل به خورد این و آن داده است و گفت؛ رسانه ها وظیفه دارند انتقام از صهیونیست ها را در هر کجای دنیا که قابل دسترسی هستند  ترویج و تبلیغ کنند. قتل این جرثومه های فساد کمترین مجازات آنهاست که نباید به فراموشی سپرده شود. مدیرمسئول کیهان با اشاره به خیانت سران کشورهای مصر و عربستان گفت؛ یکی دیگر از رسالت های غیرقابل انکار رسانه ها رها نکردن گریبان این خودفروختگان وحشی است. رسانه ها باید برای فروپاشی این دولت های مسلمان نما و اسرائیلی نهاد از هیچ کوششی دریغ نورزند. باید به ملت های مصر و عربستان برای مقابله با  دولت های دست نشانده آنها کمک کرد. امروزه  با فراگیری نفرت عمومی  از سران خودفروخته عرب، زمینه های لازم برای سرنگونی آنها از قدرت بیشتر از همیشه فراهم است.
مدیرمسئول کیهان با تبریک پیروزی مقاومت گفت؛  پیروزی اول در جنگ 33 روزه با پیروزی اخیر در جنگ 22 روزه این نوید را می دهد که پایان کار اسرائیل  در یک جنگ 11 روزه نزدیک باشد.
ضرغامی: رسانه های ایران برای پشتیبانی از اردوگاه حق همیشه آماده اند
رئیس سازمان صداوسیما هم در سخنانی در ادامه این همایش گفت: رسانه های ما نشان دادند که مانند روزهای اول انقلاب برای پشتیبانی از اردوگاه حق همیشه در صحنه آماده اند.
وی جنگ غزه را جنگی مکتبی خواند و با اشاره به سخنرانی  سال 1358 غانی الحسن نماینده فلسطین در ایران در روز تاسوعای حسینی گفت: امروز در این کشور همان مسیر 30 سال پیش ادامه دارد و  در این ایام به خوبی شاهد تاثیرگذاری انقلاب بر همه جهان و رشد اندیشه مکتبی هستیم.
ضرغامی در ادامه با محکومیت جنایات رژیم صهیونیستی تاکید کرد: اعلام آتش بس از سوی رژیم صهیونیستی شکست این رژیم است. آنها نه تنها نتوانستند به اهدافشان دست یابند دهها کشته و زخمی بر جا گذاشتند و پیروز این جنگ کودکان فلسطینی اند.
مدیرعامل سازمان صداوسیما سخنانش را با قرائت  ابیاتی از مولوی در ستایش مقاومت مردم فلسطین و به ویژه کودکان غزه به پایان برد.
ملکیان: اسرائیل در دو جبهه شکست خورد
علیرضا ملکیان معاون مطبوعاتی و اطلاع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم در این همایش تاکید کرد: اسرائیل در هر دو هدف اصلی خود یعنی شکستن روحیه مقاومت مردم غزه و سانسور خبری جنایاتش ناکام ماند.
اسماعیلی: ادامه محاصره استمرار نسل کشی است
پرویز اسماعیلی مدیرعامل خبرگزاری مهر هم در این همایش با تاکید بر این که «تا مقاومت ادامه دارد رسالت رسانه ها پایان نمی پذیرد» گفت: قدرت رسانه های مستقل در رساندن حقایق جنایت در غزه به مردم جهان باعث شد نهادینه بودن سانسور واقعیت در آمریکا و درون رژیم صهیونیستی برملا و به جهانیان ثابت شود که آمریکا خواهان چه جور آزادی بیانی است.
وی افزود: واقعیت این است که ارتش فعلی اسرائیل نه تنها با ارتش ژوئن 1967 بلکه با ارتش ژوئن 2006 و حمله به جنوب لبنان قابل مقایسه نیست. بلکه عقبه لجستیک این ارتش بعد از جنگ 33 روزه نه تنها در تل آویو محصور نشد بلکه به واشنگتن و حتی قاهره و برخی پایتخت های عربی گسترش یافت.
مدیر مسئول روزنامه بین المللی تهران تایمز در تحلیل دستاوردهای نبرد غزه گفت: حقانیت جریان مقاومت و نتیجه بخش بودن آن به اثبات رسید.
وی در پایان تاکید کرد: مقاومت ادامه دارد و رسالت رسانه  نیز پایان نیافته است. اینک باید توجه داشت که ادامه محاصره غزه استمرار نسل کشی است. این حصار باید به هر قیمتی شکسته شود.
سردمداران رژیم صهیونیستی باید محاکمه شوند
مدیران مسئول روزنامه ها و خبرگزاری های کشورمان با صدور بیانیه ای پنج ماده ای در پایان همایش «غزه و رسانه» ضمن محکومیت رژیم اشغالگر صهیونیستی و محکومیت سازمان ملل خواستار محاکمه و مجازات سردمداران رژیم صهیونیستی به دلیل جو سانسور، خفقان و ارعاب خبرنگاران شدند.

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
آن روی شعارهای استشهادی 6 سئوال بی ارتباط با غزه از علی مطهری طرفدار جنگ درغزه

یک ایرانی بنام "جمال" پیامی برای پیک نت فرستاده است. ایشان پس از اشاره به بازی حکومت با فاجعه ای که اسرائیل در غزه آفرید و بهره برداری راستگرایان اصولگرا از این جنگ، از علی مطهری نماینده مجلس هشتم که از طرفداران درگیر کردن ایران در جنگ غزه و حمایت از استشهادیون بود پرسیده است:

1- کارخانه روغن نباتی دامون که دفتر آن در خیابان یوسف آباد است متعلق به کیست؟

2- پسر عموی شما چگونه و به چه پشتیبانی می تواند کشتی کشتی روغن وارد کرده و بعد از بسته بندی به اسم تولید داخلی عرضه کند تا کمر تولید داخلی را بشکند؟

3- چه کسی پشت گرفتن موافقت اصولی و اجازه بی رویه واردات برای کارخانه دامون است؟

4- سرمایه خانواده مطهری در دوبی چقدر است؟

5- چه کسانی از اعضای خانواده مطهری آخر هر هفته برای گذراندن تعطیلات به دوبی می رود؟

6- ساخت و سازهای شهرک غرب با حقوق بازنشستگی پدر شما جریان دارد یا با حقوق شما درمجلس؟

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
وزیر کابینه جسارت ندارند بگویند:کشور مستهلک نشده، ورشکست شده

وزیران اقتصاد، نفت و بازرگانی دولت احمدی نژاد و چند مقام اقتصادی دولت روزهای شنبه و یک شنبه از رسیدن امواج بحران اقتصاد جهانی به ایران خبر دادند.

وزیر اقتصاد گفته است "موج دوم بحران مالی جهانی بازار سرمایه ایران را متأثر کرده است. موج اول اثری بر اقتصاد ایران نداشت لیکن موج دوم اثرات خود را نشان داد و بازار سرمایه در کشور را مستهلک کرد."

وقتی لغات و اصطلاحاتی که وزیر برای گمراه و گیج کردن مردم به کار برده را دراین خبر با لغات واقعی آن عوض کنید. یعنی "مستهلک" را که در مورد ساختمان و وسیله بکار می رود بردارید و به جایش فلج یا ورشکسته بگذارید آنوقت خبر وزیر اقتصاد معنای خود را پیدا می کند. آن خبر اینست که دولت احمدی نژاد که مدعی بود با نفت 5 دلاری هم می شود مملکت را اداره کرد و ایران در بحران اقتصادی جهان روئین تن است، با دو موج کوچک این بحران فلج و زمین گیر شده است. تازه این امواج کوچک است، هنوز موج های بزرگ در راه است. سه وزیری که پول نفت را تبدیل به واردات کردند و رفتند دنبال طرح های جنجالی نظیر سهام عدالت ( که همان طرح شاه هنگام افزایش درآمد نفت با نام "شریک کردن کارگران در سهام کارخانه ها" بود) و یا نقدی کردن یارانه‌ها به امید رای جمع کردن درانتخابات آینده حالا از مستهلک شدن اقتصاد ایران سخن می گویند. آقای جنتی را از تریبون نماز جمعه باید پائین کشید و نشاند روی صندلی مصاحبه مطبوعاتی و درباره فاجعه 5ر3 ساله اخیر پرسید. کاری که با سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح باید کرد. احمدی نژاد با حمایت این دو که هر دو از حمایت رهبر نیز برخوردار بودند، پس از فروش نفت 145 دلاری مملکت را رساند به اینجا! و این داستان هنوز ادامه دارد.

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
وزير بازرگاني؛ بيکاري در راه است  
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی ام دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
... ز بی‌وفائی دور و زمانه یاد آرید.

سه ‌شنبه 6 تا جمعه 9 ژانویه
شاه رفت، امام می‌آید
پیشدرآمد: از همان روزی که دکتر شاپور بختیار، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود پس از قبول نخست ‌وزیری گفت؛ اعلیحضرت بعد از معرفی کابینه و گرفتن رأی اعتماد از مجلس کشور را برای معالجه ترک می‌ کنند، پیدا بود که شاه رفتنی است. آن روز که در زندان حکومت نظامی معروف به کمیته مشترک که بعدها زندان توحید شد و مجسمه‌ های سران ولایت فقیه را در حال شکنجه شدن در آن به نمایش گذاشته ‌اند، صدای شاه را شنیدیم که می ‌گفت: من صدای انقلاب شما را شنیدم. وداریوش نظری در سلول بغلی من با صدای گرفته و ناباور پرسیده بود علی‌ رضا، راستی این خودش بود و بی ‌اعتنا به سربازی که فریاد می ‌زد زندانی حق صحبت کردن با زندانی دیگر را ندارد ما خیلی دست بالا که می‌ گرفتیم می‌ گفتیم شاه می ‌رود کیش و یا رامسر، دکتر امینی هم به ریاست شورای سلطنت انتخاب می‌شود و یک کابینه ائتلافی به ریاست نهاوندی و یا انتظام و کسانی چون او تشکیل می‌شود بعد هم لابد انتخاباتی است و تشکیل مجلسی تازه که در آن چهره‌های از یاد رفته دهه سی و اوائل دهه چهل حضور خواهند داشت.

حتی شبهائی که همراه با هزار و یک سؤال در منزل احمد بنی‌احمد نماینده تبریز با دکتر حسینعلی کاتبی، بلوهر آصفی، دکتر ذکاء و رحیم خان صفاری جلسه می‌کردیم و پایه‌های «اتحاد برای آزادی» کم کمک ریخته می‌شد، نه من که جوانترین و بی‌تجربه‌ترین بودم و نه دکتر کاتبی که این روزها و بدتر از آن را بسیار دیده بود باور نداشتیم شاه به این آسانی می‌رود، دکتر علی امینی که همه روزه با او در تماس بودم (و با انتشار کتاب دکتر امینی و ساواک از سوی مرکز پژوهش امنیت خانه مبارکه ولی فقیه معلوم شد همه مکالمات آن روز من با امینی ضبط و به مقامات عالیه گزارش می‌شده است) و دو سه روز یکبار برای گفتگو و کسب آخرین خبرها به دیدارش می‌رفتم معتقد بود شاه میل به رفتن دارد اما شاید ارتشی‌ها نگذارند برود. و آن شب سرد بی‌برق که در خدمت استاد آزاده بزرگوارم زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی بودم که صبحش با دکتر امینی و انتظام با شاه دیدار و آمادگی خود را برای تشکیل دولت در صورت ماندن اعلیحضرت در کشور ـ چنان که خود می‌گفت ـ اظهار کرده بود، دیگر برایم یقین شده بود که شاه و ملکه یا به کیش می‌روند و یا نوشهر، و سرزمین من صاحب دولتی می‌شود که آزادمردی چون صدیقی ریاستش را خواهد داشت و مردانی پاک و ملی و مبارز مسئولیتهای عمده آن را عهده‌دار خواهند شد. دکتر صدیقی در حالی که سخت از سوی دخترش که از لندن آمده بود تا در روزهای بحران مادر گرامی و پدر بزرگوارش را تنها نگذارد، از پذیرش مقام نخست‌وزیری منع می‌شد قاطعانه می‌گفت اگر اعلیحضرت بروند ارتش از هم می‌پاشد و کشور دچار آشوب می‌شود و ملاها و عاملان بیگانه قدرت را به دست می‌گیرند. ایشان باید بماند اما فعلاً دخالتی در امور نداشته و مثل پادشاه مشروطه نماد وحدت ملی باشند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
گردشی در وبلاگها

اميد داریم كه او می آید

در ذهنم هميشه ماندنی است و بیاد می آورم زمان رفتنش چگونه قلم ها شروع به گريستن كردندوهمه باهم شكستند. ديگرشوقي در نوشتن ها نبود چون شکستن هم ،نوبتی نبود.فقط مرگ بود كه  داشت برشكسته شدنقلم ها تبسم مي زد. بعد از رفتنت قلمی رانیافتم آنگونه كه ميخواهد بنويسد زیرا ترس و وحشت درمیان آنهاایجادشده بوده وهست. جست وجویی براي يافتن قلم كردم ، قلمي كه بشود با آن خيلي از ناگفته هايي را كه نمي توان به زبان آورد بنويسم .بر بام دنيا سركي كشيدم،اما هر چه گشتم هيچ نيافتم.

نگاهي به گستردگی آسمان كردم چيز اميدوار كننده اي هم در آن نديدم .كم كم غروب غم انگيز،پهنای آسمان رافرا گرفت، آرام آرام هوا تاريك وتاريكتر شد. با اميدي چشم انتظار ماه نشستم تا بتوانم در خيال خودنوشته اي را كه در ذهن خود دارم روي آن تجسم كنم ،اما اثري هم ازماه پيدا نكردم.به ستاره ها نگريستم ستاره ای را ندیدم كه بدرخشد تا بتوانم دلم را به آن خوش كنم. با ناراحتي بسيارسرم را پايين انداختم .

اما گذشت و گذشت و گذشت...

 دوباره به آسمان نگاهي كردم دیدم اين بارستاره ها بیشتر از قبل میدرخشیدند.تعجب كردم  امیدوارانه بهآسمان و ستاره ها خيره شدم باخود گفتم: چه اتفاقی افتاده ؟ ناگهان ديدم از دورستاره ای چنان درخششی از خود نشان می دهد وچنان خودنمايي مي كند که پرتو نورش آسمان را آذین بندی می کند. مطمئن بودم و هستم كه آن ستاره اميدي با خود دارد و خواهد داشت. بی ترديد آن ستاره همان ستاره اي ست كه به دنبال آن بودم ، ستاره اي كه گروهي محدود و تنگ نظر به دنبال محو كردنش در میان ستاره ها بوده اند. چرا؟آیادرخشش این ستاره در آسمان بزرگ خدا گناهی دارد ، كه حق درخشیدن نداشته باشد؟شايد آنها نمي دانند كه این ستاره قلمش با خود فكري نودارد ، آری شاید جواب سوال همین باشد.خودش خوب مي داند و به ياد مي آورد آن روزي كه رفت ،قلم هايي كه در حال نوشتن بودند چگونه شكستند و گريستند وکاغذ دست نوشته هاي آن روز را باقطرات  اشك خود خيس مي كردند. اميدواريم که بیاید و با آمدنش  تحولي دوباره در ميان قلم هاي شكسته و شوق نوشتن را در ميان آنها ایجاد کند.ماهم با آن قلم هاي شكسته و خشكيده درمركب و با چشم اميدي بسويش دست ياري دراز كرده ايم بلكه بيايد وشورو شوق دوباره نوشتن را درميانمان زنده كند. همه منتظريم كه درخشانترازقبل وبا روشنايي بيشتربيايد.

 طلوعی دوباره بعد از غروبي دلگير و غم انگيز تنها امیدهمه ماست.

بی صبرانه منتظر آمدن این ستاره درخشان جناب آقای سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات هستیم .از عزيزان و بزرگان نظام در خواست داريم كه در آمدن اين ستاره درخشان و محبوب، ما را ياري كنند ونگذارندعده ای جلوی این ستاره را بپوشانند تا  بلکه ما جوانان باحضور این شخصیت والا مقام  امیدمان به آینده این نظام بیشتر و بیشتر شود.

آمدنش پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید  

عشق در اصل از گياهي معني اش نشات گرفت

اولين بار بهر خالق واژه اش وسعت گرفت

گوشه اي از وصف آن در دوم خرداد بود

بامحمدخاتمي خرداد شخصيت گرفت

مهدي نظام الاسلامي 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
عنوان  : پایکوبی سیا برای ته کشیدن حساب ذخیره ارزی در ایران

چکيده  : با اظهارات بی‌سابقه رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معلوم شد که سازمان سیا به شدت از خالی شدن حساب ذخیره ارزی ایران طی سال‌های اخیر خرسند است و بر روی این مساله و همچنین کاهش درآمدهای نفتی ایران حساب ویژه‌ای باز کرده است.به گزارش بی‌بی‌سی، فرانس‌پرس و رویترز؛ «مایکل هیدن» رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اظهاراتی عبرت‌آموز و بی‌سابقه مدعی شد: کاهش شدید قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی ایران، جمهوری اسلامی را در معرض بی‌ثباتی قرار داده است.رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ادامه ادعا کرد: اگر قیمت نفت در سال آینده حول بشکه‌ای 40 دلار دور بزند، می‌تواند با تشدید مجازات‌های اقتصادی و دامن زدن به نارضایتی سیاسی در داخل ایران، تاثیری بی‌ثبات کننده بر دولت این کشور داشته باشد و همچنین می‌تواند دولت هوگو چاوز در ونزوئلا را تکان دهد.ابراز خرسندی صریح و بی‌سابقه رئیس سازمان سیا از کاهش درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی ایران در حالی است که حساب ذخیره ارزی با هدف پس‌انداز درآمدهای کشور جهت استفاده در «روز مبادا» طراحی شده بود. دولت آقای احمدی‌نژاد طی سه سال گذشته بر اساس مصوبات مجالس هفتم و هشتم، برداشت‌های بی‌سابقه‌ای را از ذخایر ارزی انجام داده است. دولت نهم البته از اعلام رسمی موجودی صندوق ذخیره ارزی خودداری کرده و موجودی آنرا «محرمانه» خوانده است؛ با این حال برخی کارشناسان غیر رسمی و منتقد، موجودی حساب ذخیره را کمتر از 25 میلیارد دلار ذکر کرده‌اند.

پایکوبی سیا برای ته کشیدن حساب ذخیره ارزی در ایران
 
با اظهارات بی‌سابقه رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معلوم شد که سازمان سیا به شدت از خالی شدن حساب ذخیره ارزی ایران طی سال‌های اخیر خرسند است و بر روی این مساله و همچنین کاهش درآمدهای نفتی ایران حساب ویژه‌ای باز کرده است.

به گزارش بی‌بی‌سی، فرانس‌پرس و رویترز؛ «مایکل هیدن» رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اظهاراتی عبرت‌آموز و بی‌سابقه مدعی شد: کاهش شدید قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی ایران، جمهوری اسلامی را در معرض بی‌ثباتی قرار داده است.

هیدن که تا چند روز دیگر صندلی خود را به فرد دیگری در دولت اوباما واگذار خواهد کرد؛ با اشاره به کاهش قیمت نفت و همچنین خالی شدن صندوق ذخیره ارزی در ایران گفت: این مسایل، جمهوری اسلامی ایران را با «بی ثباتی» مواجه می‌کند و وضعیتی است که برای دولت آمریکا می‌تواند مثبت باشد.

رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ادامه ادعا کرد: اگر قیمت نفت در سال آینده حول بشکه‌ای 40 دلار دور بزند، می‌تواند با تشدید مجازات‌های اقتصادی و دامن زدن به نارضایتی سیاسی در داخل ایران، تاثیری بی‌ثبات کننده بر دولت این کشور داشته باشد و همچنین می‌تواند دولت هوگو چاوز در ونزوئلا را تکان دهد.

وی که نمی‌توانست خشنودی خود را از ته کشیدن ذخایر ارزی ایران طی سه سال اخیر پنهان کند، در ادامه اظهارات خود گفت: وضعیت فعلی (کاهش ذخایر ارزی و کاهش درآمدهای نفتی ایران) حفاظ و ضربه‌گیری را که جمهوری اسلامی اخیراً از آن بهره برده‌ است از میان برخواهد داشت و باعث آن چیزی می‌شود که به نظر من فشارهای طبیعی در داخل جامعه ایران است تا (این جامعه) بهتر بتواند خود را بروز دهد!

رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ادعا کرد که با توجه به افت قیمت نفت و همزمان وجود تورم و نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، ایران می‌تواند با «چالش های واقعی» روبرو شود.

مایکل هیدن در بخش دیگری از اظهارات خود، با تکرار اتهام «تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی» تاکید کرد که پرونده هسته‌ای ایران یکی از ده چالش عمده‌ای است که رئیس بعدی سیا باید ظرف 12 ماه آینده با آن دست و پنجه نرم کند. وی مدعی شد که دو مساله کلیدی مزبور یعنی کاهش قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی بر مناقشه هسته‌ای ایران نیز اثرگذار خواهد بود و تهران باید سال آینده تصمیم بگیرد آیا در این شرایط، ادامه تحریم‌های اقتصادی به دلیل اصرار بر غنی‌سازی قابل تحمل است یا خیر؟

ابراز خرسندی صریح و بی‌سابقه رئیس سازمان سیا از کاهش درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی ایران در حالی است که حساب ذخیره ارزی با هدف پس‌انداز درآمدهای کشور جهت استفاده در «روز مبادا» طراحی شده بود. دولت آقای احمدی‌نژاد طی سه سال گذشته بر اساس مصوبات مجالس هفتم و هشتم، برداشت‌های بی‌سابقه‌ای را از ذخایر ارزی انجام داده است تا آن جا که برخی مسئولان دولتی اعلام کرده‌اند حساب ذخیره ارزی هم‌اکنون حدود 25 میلیارد دلار موجودی دارد. اگر این برداشت‌ها انجام نمی‌شد، حساب ذخیره ارزی هم‌اکنون می‌توانست حداقل 120 میلیارد دلار (و به روایتی 150 میلیارد دلار) موجودی داشته باشد. دولت نهم البته از اعلام رسمی موجودی صندوق ذخیره ارزی خودداری کرده و موجودی آن را «محرمانه» خوانده است؛ با این حال برخی کارشناسان غیر رسمی و منتقد، موجودی حساب ذخیره را کمتر از 25 میلیارد دلار ذکر کرده‌اند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

هرجا دري است ميبندند، هرجا سري است ميکوبند!

مصاحبه با سيمين بهبهاني در باره شيرين عبادي
سيمين بهبهانی: به صراحت می گويم که خانم عبادی مايه افتخار زنان ايران است. او جايزه نوبل را از آن خود کرده و تلاش و کوشش عملی شيرين عبادی است که تمام هم و غم اش را در اين چند ساله در دفاع از حقوق بشر گذاشته و جلوی بسياری از مفاسد را گرفته پرونده هايی را که در رابطه با افراد بی پناه، قتل های زنجيره ای، پرونده های فعالان دانشجويی و زنان و دراويش گنابادی به طور رايگان قبول کرده و از آنان دفاع می کند و به سرنوشت قضايی شان رسيدگی می کند. بنابراين فکر می کنم چنين زنی را بايد قدرش را دانست و ازش سپاسگذار بود نمی دانم چرا يک عده ريخته اند در خانه ايشان و در و ديوار را کثيف کرده اند. نمی دانم اين کارها و حرکات يعنی چه؟ اين کارهای زشتی است و اگر هر کسی حرفی دارد بزند ولی رفتن و سياه کردن ديوارها و اينجور کارها کار آدم عاقل نيست. آن هم وقتی که طرف آدم، کسی است مثل شيرين عبادی که فرد منطقی و اهل گفتگوست، مدافع صلح است و دانشی دارد و می تواند جوابگوی اعمال خودش باشد. بنابراين اگر کسی در مورد رفتار و گفتار خانم عبادی حرفی دارد می تواند با منطق صحبت کند ولی چنين اعمال جنجال برانگيزی واقعا شايسته نيست.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ورود ديوان محاسبات به تخلفات مالي دولت

همزمان با ماه هاي پاياني عمر کابینه احمدی نژاد

صبا آذرپيک

رحماني فضلي رئيس ديوان محاسبات تمام زيرمجموعه اش را بسيج کرده تا به سرعت گزارش عملکرد مالي کابينه نهم را در سه سال گذشته تهيه کنند. گزارش هايي که اين روزها با مهر محرمانه راهي مجلس و پس از آن دادسراي ديوان محاسبات مي شود به روايت نمايندگان حکايت از تخلفات مالي متعددي دارد که توسط دستگاه هاي دولتي در طول سه سال گذشته صورت گرفته است.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
اظهارات خاتمي نشان مي‌‏دهد که ميرحسين موسوي از نظر وي مناسب‌‏تر و ارجح است لذا من با اين گفته خاتمي مشکل ندارم زيرا جامعه ما جامعه تضارب و آزادي است
دبيرکل حزب اعتماد ملي با بيان اينکه اظهارات خاتمي نشان مي‌‏دهد که ميرحسين موسوي از نظر وي مناسب‌‏تر و ارجح است،تاکيد کرد:مهندس موسوي چهره ارزشمند و مورد علاقه همه ماست و خدمات حساسي به کشور کرده است. به گزارش ایلنا، مهدي کروبي در حاشيه نشست با جمعي از هنرمندان، شعرا، موسيقي‌‏دانان و منتقدين ادبي استان‌‏هاي مازندران، گرگان و گيلان در گفت‌‏و‌‏گو با خبرنگار "ايلنا"، در مورد اظهارات اخير خاتمي مبني بر اين‌‏که يا من مي‌‏آيم يا ميرحسين موسوي گفت: اگر اسم مرا نياوردند اشکالي ندارد و لازم هم نيست که بياورند.

وي در پاسخ به اين‌‏که آيا اين مساله موجب انشقاق اصلاح‌‏طلبان در انتخابات آتي نمي‌‏شود، گفت: انشاء‌‏الله که اصلاح‌‏طلبان از هم نمي‌‏پاشند، ما اميدواريم که مردم به صورت پرشور و پرنشاط در اين انتخابات شرکت کنند. کروبي با بيان اين‌‏که بايد در مورد من، ميرحسين موسوي و خاتمي به صورت جداگانه صحبت کرد، بخش اول سخنان خود را به ميرحسين موسوي اختصاص داد و گفت: البته ميرحسين موسوي اولي و عزيز است.  مهندس موسوي چهره ارزشمند و مورد علاقه همه ماست و خدمات حساسي به کشور کرده است اما ايشان تا به حال اظهارنظري در مورد حضورشان در انتخابات نکرده‌‏اند. دو بار خاتمي گفته و عده‌‏اي هم متقاضي هستند و يا روزنامه‌‏ها چيزهايي نوشته‌‏اند.

وي در مورد خاتمي نيز گفت: اظهارات خاتمي مبني بر اين‌‏که يا من مي‌‏آيم يا ميرحسين هم اشکالي ندارد، وقتي آدم انديشه و تفکري دارد بايد آن‌‏را بگويد. خاتمي برادر، دوست و رفيق من است. وي افزود: اظهارات خاتمي نشان مي‌‏دهد که ميرحسين موسوي از نظر وي مناسب‌‏تر و ارجح است لذا من با اين گفته خاتمي مشکل ندارم زيرا جامعه ما جامعه تضارب و آزادي است. اگر مي‌‏خواهيم رقابت جدي باشد بايد فضايي را آماده کنيم که افراد، همان طور که فکر مي‌‏کنند، حرف بزنند.

کروبي با اشاره به اين‌‏که اظهارات خاتمي جديد نيست،گفت: چهار سال پيش که من داوطلب بودم، ايشان فرمودند معين بايد بيايد. اطلاع دقيقي هم دارم که خاتمي پس از ردصلاحيت معين تلاش زيادي براي حضورش در انتخابات کرد و علني گفت که معين بايد بيايد.

دبير کل حزب اعتماد ملي در مورد کنار کشيدن خود از عرصه انتخابات در صورت حضور افراد ديگر تصريح کرد: من سه يا چهار ماه پيش حضور خود را مطرح کردم، البته دوستان حرف‌‏هايي زدند بنابراين به استناد گفته‌‏هاي اميني و گرامي‌‏مقدم تا بيست آذر تحمل کردم اما تا امروز هنوز کسي خود را معرفي نکرده است.

کروبي با بيان اين که تا امروز که 28 دي ماه است، شما نمي‌‏دانيد که غير از من چه کسي در انتخابات حضور مي‌‏يابد، گفت: طبيعي است که ما کارهاي خود را انجام داده‌‏ايم و ادامه خواهيم داد و حضور هم داريم، البته از حضور هر کسي که بيايد، استقبال مي‌‏کنيم و تصميم نهايي با مردم است.

کروبي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اين‌‏که آيا قصد کناره‌‏گيري از انتخابات در صورت حضور خاتمي و ميرحسين موسوي را نداريد؟ گفت: من نمي‌‏خواهم اساعه ادب کنم بايد اين سوال از اين عزيزان بپرسيد، من که چهار ماه پيش اعلام کردم.وي ادامه داد: اگر يکي از اين بزرگان روز 21 فروردين ثبت‌‏نام کند آيا حق داريم که به او بگوييم اين‌‏کار را نکن. اگر در 21 فروردين که آخرين روز ثبت‌‏نام است به من بگويند برو، به گوينده مي‌‏خندند يا به عنوان مثال اگر در 21 فروردين ماه هاشمي يا کرباسچي که طرفدار من است، ثبت‌‏نام کند و به من بگويند به خاطر اين‌‏ها برو که نمي‌‏شود البته يک قول کلي مي‌‏دهم که اگر مردم مرا پذيرفتند از گروه‌‏هاي مختلف استفاده مي‌‏کنم.

کروبي با انتقاد از برخي مسائل که در بولتن‌‏هاي خبري و برخي مطبوعات منتشر مي‌‏شود، خاطرنشان کرد: برخي مسائل در بولتن‌‏ها منتشر مي‌‏شود که صحت ندارد. البته من بيش از همه از بولتن جامعه مدرسين تعجب کردم زيرا برخي حرف‌‏ها در آن مطرح شده است که من نگفته بودم. اگر اين حرف‌‏ها در يک بولتن سياسي مطرح مي‌‏شد، حرفي نبود اما از انتشار آن‌‏ها در بولتني که 20 مجتهد در آن حضور دارند، تعجب کردم.

کروبي در ادامه با اشاره به ديدار خود با مقام معظم رهبري در هفته گذشته توضيح داد: با ايشان که صحبت مي‌‏کردم، عرض کردم که من به هيچ‌‏کس قولي نداده‌‏ام. رئيس ستاد انتخابات در سال 84 محتشمي بود که سابقه وزارت کشور دارد و برداشت من اين است که شما مخالف ايشان در وزارت کشور نيستيد اما هيچ‌‏گاه به محتشمي نگفتم که کاره‌‏اي مي‌‏شويد.

کروبي افزود: وعده جلو جلو دادن براي کشور ما کارآيي ندارد، البته شايد کسي قول‌‏هايي بدهد و سخنگو و معاون تعيين کند که اشکال ندارد، همان‌‏طور که برخي عزيزان در دوره قبل اين‌‏کار را کردند اما ما نکرديم.کروبي در پايان گفت: اصلاً بنا نيست که تا بعد از انتخابات وعده مشخصي به کسي بدهيم اما از آن‌‏جا که نشان داده‌‏ام، انسان حق‌‏شناس و قدرداني هستم زماني که عهده دار شدم نيروهايي که به من کمک کرده‌‏اند را فراموش نمي‌‏کنم.

دبير کل حزب اعتماد ملي از حضور هنرمندان، شعرا و موسيقي‌‏دانان و منتقدان ادبي که براي ديدار با وي، به تهران سفر کرده بودند تقدير و تشکر کرد.
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
تحلیل دکتر معین از علت پیروزی چشمگیر اصلاح‌طلبان در انتخابات نظام پزشکی

یاری: در پی پیروزی چشمگیر اصلاح‌طلبان به رغم محدودیت‌های ایجاد شده در انتخابات نظام پزشکی، دکتر مصطفی معین سرلیست ائتلاف سپید و دومین منتخب جامعه پزشکی در بیانیه ای از حضور چشمگیر پزشکان در این انتخابات تقدیر و تشکر کرد.

به گزارش پایگاه خبری یاری، متن این بیانیه دکتر مصطفی معین بدین شرح است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم

همكاران ارجمند و گرانقدر

وظیفه می‌دانم كه از حضور و مشاركت آگاهانه و مسئولانه جامعه فرهیختة پزشكی ایران در پنجمین دوره انتخابات سازمان نظام پزشكی و حسن اعتماد آنان به نامزدهای ائتلاف سپید، صمیمانه قدردانی كنم.

موفقیت چشمگیر اصلاح‌طلبان به رغم رد صلاحیت‌های گسترده و حذف چهره‌های خوشنام وخدمتگزار و كارآمد در استان‌های مختلف از جمله تهران،‌ فارس، یزد، گلستان،‌ ارومیه و... بیش از هر چیز محصول انگیزه‌مندی و احساس مسئولیت همكاران ارجمند و افزایش حدوداً سی درصدی مشاركت جامعه پزشكی در انتخابات است. تلاش‌های گرانقدر نهادهای مستقل مدنی و صنفی، انجمن‌های علمی و تخصصی و حضورداوطلبانه نامزدهای محترم و آرای آگاهانة شركت‌كنندگان مسئول در این انتخابات نشان داد كه نسبت میان مشاركت‌های مدنی و دموكراسی، نسبتی استوار و تعیین‌كننده است.

از این پس نیز وظایف ویژه‌ای در برابر یكایك منتخبان قرار می‌گیرد كه در دفاع از حقوق و منزلت اجتماعی و صنفی و معنوی جامعه پزشكی و حقوق و كرامت انسانی بیماران و نهایتاً تأمین سلامت جامعه گام‌های عملی بلندتری بردارند.

در میان مسائل و تنگناهای فراوان جامعه ما،‌ وضعیت نابسامان دارو و درمان و هزینه‌های كمرشكن آن برای توده مردم و عدم رعایت حرمت و حقوق مادی و معنوی جامعه پزشكان به ویژه پزشكان جوان از سوی دستگاه‌های رسمی و دولتی تا به آن حد حاد و نگران‌كننده هست كه نه تنها در دستور كار نهادهای صنفی از جمله سازمان نظام پزشكی بلكه در متن توجهات همه نهادهای مدنی وسیاسی ودستگاه‌های رسمی و غیررسمی قرار گیرد.

امیدوارم با اهتمام اعضای محترم هیأت‌های مدیره نظام پزشكی در مناطق مختلف كشور، برای انتخاب نمایندگان فعال خود در مجمع عمومی و تشكیل شورای عالی سازمان نظام پزشكی، مدیریت جدید سازمان نظام پزشكی بتواند گام‌های ناپیموده را در ایفای نقش مستقل و موثر این نهاد بزرگ صنفی و مدنی بردارد. مجددا تأسف خود را از اعمال محدودیت و رد صلاحیت و غیبت چهره‌های پرتلاش و خدمتگزار و تأثیرگذار و اعمال برخی شیوه‌های غیر اخلاقی، مغایر با قانون و نابرابر در تبلیغات اعلام می‌دارم و تلاش و حضور ارزنده همكاران عزیز را در آفرینش این عزم ملی ارج می‌گزارم.

 پیروز این انتخابات ملی، جامعه پزشكی كشور است كه از این پس با همكاری صمیمانه همه منتخبان و رفاقت بعد از رقابت منتخبان، چشم‌‌اندازهای جدیدی فراروی ملت خواهد گشود، انشاالله.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

حق مسلم آقای ایشپیلیوس

ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com -

po_nabavi_01.jpg

این رفیق ما آدم نازنینی است، همین آقای ایشپیلیوس را عرض می کنم. البته ایشان از یک خانواده آسوری ارمنی بین منطقه کردستان و بلوچستان است و در منطقه آنها اسمهای آدمها همه اش عجیب و غریب است، مثلا همین اسم ایشپیلیوس. آخر این هم شد اسم؟ تازه اسم خودش که خوب است، آرا ایشپیلیوس، اسم خاله اش ماسماسک ایشپیلیوس است.

این آقای ایشپیلیوس مدتها به من سر قضیه انرژی هسته ای حق مسلم ماست گیر داده بود که تو چرا در این مورد با منافع ملی مان مخالفت می کنی و علت اصلی توقف غنی سازی را کارهای من می دانست. دیروز به من گیر داده بود که چرا مثل احمد نجفی و مهناز افشار بلند نمی شوی بروی به غزه. به او می گویم برادر عزیز! شما اول بگو ماجرای انرژی هسته ای چی شد، می گوید کدام انرژی هسته ای؟ می گویم همان که می گفتی حق مسلم ماست. می گوید: من می گفتم؟ کی گفتم؟ می گویم، دو سال هر روز می گفتی که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و می گفتی هر کسی با آن مخالف باشد خائن به کشور است.

با تعجب به من نگاه می کند و می گوید: من که اصلا یادم نمی آید، انرژی هسته ای دیگر چه حرف بی ربطی است؟ اصلا من چنین حرفی نزدم. بعد نگاه می کند به من و می گوید: حالا اگر نمی خواهی بروی به غزه حرف دیگری است، ولی بیخودی انرژی هسته ای و این مزخرفات را بهانه نکن

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

چرا ما نتوانيم؟!

وبگرد -

سها سيفي

"حسين قاضيان" در وبلاگش عکس دختر بي‌حجاب لبناني را منتشر کرده که عکس سيدحسن نصرالله را در دست دارد اما روي تي‌شرتش جمله‌اي به انگليسي نوشته شده به اين مضمون که به من نگاه کن. در حاشيه اين عکس، وضمن انتشار عکس‌هايي از دوران انقلاب ايران با همين محتوا که زنان غيرمحجبه را در کنار زنان محجبه نشان مي‌دهد، قاضيان تلويحاً اين پرسش را مطرح کرده است که جرا جامعه‌ي ايراني نتواند به چنين همزيستي مسالمت‌آميزي دست يابد:

اينکه اينان، هم مي‌توانند هم مي‌خواهند از جريان‌ها واشخاصي دفاع کنند که با آنان فرق دارند، نشان مي‌دهد که هر دو سو توانسته‌اند موجوديت ديگري را در عين متفاوت بودن بپذيرند. يعني بپذيرند ديگري مي‌تواند جور ديگري باشد. جوري که البته از نظر طرف ديگر احتمالاً پذيرفته(=حق) نيست. اما چون "جور ديگر بودن"شان پذيرفته مي‌شود؛ يعني با "ناجور بودن"شان مدارا مي‌شود؛ پس مي‌توانند چيزهاي جورشان را با هم به اشتراک بگذارند.

حزب‌الله لبنان براي اين افراد ــ ‌دست‌کم تاکنون‌ــ حق متفاوت بودن قائل بوده است. پس راه را باز گذاشته است تا آنان هم براي حزب‌الله حق متفاوت بودن با خود قائل باشند. در اين حال پذيرش زيستن با تفاوت‌ها، امکان مي‌دهد شما همان‌طور که با چيزهايي در هويت ديگري مخالفيد و در عين حال مي‌پذيريدش، با چيزهايي هم که موافق هستيد، براحتي موافقت کنيد؛ موافقت‌تان را هم نشان دهيد؛.و بي‌اعتبار هم نشويد. حزب‌الله مي‌تواند با اين شيوه‌ي پوشش مخالف باشد. اما همين که مي‌پذيرد در عين مخالفت، حق متفاوت بودن ديگري را به رسميت بشناسد، براي ديگري مجالي باز مي‌کند تا بتواند و بخواهد با او موافق باشد؛ موافقتش را ابراز کند؛ و از اعتبار هم ساقط نشود.

هنوز هم نمي‌دانيم نام آن پرنده چه بود!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

بحران عدالت

مهرانگيز کار -

po_mehrangiz_kar_01.jpg

تعطيل زندان گوانتاناموخواست محافل حقوقي جهان ازپرزيدنت اوباما وهمکاران اواست.پرزيدنت اوباما دراين باره به امريکا وجهان قول داده است تا آن را درفهرست اولويت ها بگذارد، اما ورود جدي به اين اقدام حقوق بشري به يک چالش تبديل شده که گروه همکاران اوباما هرچند به آن مي پردازند، اما متوجه شده اند کارچندان آساني نيست وبه آن فوريتي که امريکا وجهان انتظاردارند شدني نيست. فعالان حقوق بشرنگراني خود را پنهان نمي دارند وپياپي يادآورمي شوند که گويا گوانتانامو ازرده اولويت ها خارج شده است.اوباما درپاسخ مي گويد موضوع به آن سادگي که درآغازمي پنداشته نيست ونمي توان ظرف کمترازيک سال پس از بيستم ژانويه تعطيل گوانتانامو را اجرايي کرد.

يک کارشناس حقوقي نزديک به دولت اوباما اخيرا به نيويورک تايمزگفته است مهمترين مشکل اين است که کدام گروه اززندانيان بايد آزاد بشوند وکدام گروه بايد همچنان تحت پيگرد باقي بمانند.دولت پرتقال وديگردولت هاي اروپايي يک مانع بزرگ را که همواره تعطيل گوانتانامو را دشوار ساخته بود از پيش پاي اوباما برداشته اند و اعلام کرده اند با هدف همکاري با دولت اوباما آماده اند آن دسته از زندانيان را که در صورت آزادي مي ترسند به کشورشان بازگردند بپذيرند.اوباما به صراحت گفته است به عقيده اوچارچوب حقوقي که گوانتاناما را درآن قرار داده اند از حيث پيگرد تروريست ها و نتايجي که در نظر داشته اند چارچوب شکست خورده اي است وهمين کافي است تا متقاعد بشويم که گوانتانامو بايد تعطيل بشود. در مجموع کم نيستند حقوقدانان، نظاميان وافراد برجسته سياسي که تاکيد مي کنند با توجه به همکاري جهان براي تعطيل گوانتاناموو پذيرفتن تعدادي از زندانيان، آن قدرکه تدوين يک راه حل همه جانبه ضرورت دارد، تداوم انتقاد از پرزيدنت بوش سودمند نيست. برخي هشدار مي دهند که ممکن است تعطيل شدن گوانتانامو به تاسيس زندان ديگري منجر بشود که شرايط معتدلي داشته باشد. تيم اوباما اين احتمال را بکلي رد مي کند و تاکيد دارد اين خواست آنها نيست.

دکتر رومئو که يک شخصيت برجسته حقوق بين الملل است و مديريت اتحاديه آزادي هاي مدني امريکا را به عهده دارد، تيم اوباما را براي تعطيل گوانتانامو در فشار گذاشته است وهر لحظه تاخير به هر دليل را نابسود مي داند.وي از اين که هنوز جزئيات برنامه تعطيل گوانتانامو تدوين نشده ابراز نگراني مي کند و مي گويد در حاليکه برنامه مهار بحران اقتصادي بسيار سريع و دقيق طراحي شده، از سرعت در طراحي برنامه تعطيل گوانتانامو خبري نيست. دکتر رومئو بحران در عدالت را با بحران اقتصادي از حيث زيان هاي اجتماعي در يک سطح ارزيابي مي کند و ضمن هشدارهاي سرزنش آميز مي گويد "به همان اندازه که پيدا کردن شيوه هاي درمان بحران اقتصادي حياتي است تا جايي که راه حل ها را سريع بسته بندي کرده ايم، احتياج داريم با آنچه عدالت را در کشورمان جريحه دار و بيمار کرده فوري برخورد کنيم و در مجموعه اي منسجم گزينه هاي درماني را بسته بندي کنيم."

عدالت وقتي بيمار مي شود برخورد با عواملي که آن را بيمار کرده به زبان دينداران صديق فريضه است و به زبان حاميان آزادي هاي مدني از چنان اهميتي برخوردار است که سياستمداران نمي توانند آن را به تاخير بيندازند. اين شکل از نظارت مردمي بر امور و درجات بالاي آزادي بيان تضمين کننده آزادي و حفظ حقوق انساني است. درست است که ارزش هاي حقوق بشري به صورت هاي مختلف در امريکا و اروپا زير نام جنگ با ترور زير پا گذاشته شده است. اما حقوقدانان هرگز فضاي باز دانشگاه ها را در نقد نقض حقوق انسان ها از دست نداده و تمام سالهايي که عدالت به انگيزه جنگ با ترور سخت بيمار شده همواره عوامل آن را به چالش کشيده اند.اينک حاميان حقوق انسان ها به تعطيل گوانتانامو رضايت نمي دهند و دارند از آن فراتر مي روند.اين زمزمه در مدرسه حقوق هاروارد شنيده مي شود که امريکا با بحران قانون اساسي مواجه شده است.لازم است در قوانين و مقرراتي که به نام جنگ با ترور به صورت هاي گوناگون وضع شده تجديد نظر پذيرفته بشود. مانند تکنيک هايي که براي تحقيقات انتخاب شده، تسهيلاتي که براي دستگيري ايجاد شده، و شکنجه.

آيا اين که ايرانيان روزي و روزگاري نه چندان دور بتوانند با مسالمت و حداکثر خويشتن داري عوامل اقتصاد بيمار و عدالت صدمه خورده خود را از صحنه خارج کنند اميد بي پايه اي است.بي گمان آن روز و روزگار نزديک است. ايکاش عوامل نابساماني ها پيام صلح را پذيرا بشوند و به شکرانه آن، پيام صلح و دگرگوني براي مردمي بفرستند که ديري است آنها را به بهانه جنگ با اجانب با مشقت بحران اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و قامت شکسته فرشته عدالت آشنا ساخته اند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

سران عرب چیزی از سخنرانی مهم احمدی‌نژاد نفهمیدند...

ناتوانی فردی که قرار بود سخنرانی مهم محمود احمدی‌نژاد در اجلاس دوحه را به صورت همزمان از فارسی به عربی ترجمه کند باعث شد که مهمانان بلندپایه حاضر در نشست، عملاً بخش اصلی اظهارات آقای احمدی‌نژاد را متوجه نشوند!

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ ضعف مترجم همزمان نشست فوق‌العاده سران اتحاديه عرب که روز گذشته در دوحه پایتخت قطر برگزار شد، باعث گشت که مقامات حاضر در جلسه عملاً بخش اصلی سخنرانی آقای احمدی‌نژاد را متوجه نشوند. 

این مترجم کابینی به قدری ضعیف بود که شبکه «بی‌بی‌سی عرب»، چند دقيقه پس از شروع سخنرانی آقای احمدی‌نژاد اقدام به دوباره‌خوانی متن عربی نطق وی توسط يک مترجم ديگر کرد. در حقیقت شبکه بی‌بی‌سی عرب که متوجه شده بود ترجمه ارایه شده از سوی مترجم کابینی اجلاس ناقص است و باعث سردرگمی حضار و مخاطبان شبکه بی‌بی‌سی شده؛ بلافاصله از مترجم خود خواست که متن عربی سخنرانی آقای احمدی‌نژاد را راساً دوباره‌خوانی کند. این اقدام البته باعث شد که مخاطبان شبکه «بی‌بی‌سی عرب» ترجمه دقیق و مناسبی را از نطق رئیس‌جمهور ایران بشنوند. با این حال، کار از کار گذشته بود و سران حاضر در نشست عملاً سخنرانی و پیشنهادات مهم آقای احمدی‌نژاد را به صورت دقیق متوجه نشدند.

گفتنی است خبر نارسايی در ترجمه عربی سخنان آقای احمدی‌نژاد در اجلاس دوحه؛ علاوه بر رسانه‌های عرب در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران نیز منتشر شده است. خبرگزاری رسمی دولت نهم در گزارش خود اعلام کرد: «هنگام پخش سخنان محمود احمدی‌نژاد در نشست دوحه از شبکه‌هاي خبری، به نظر می‌رسيد مترجم عربي کلمات و عبارات را به فارسی ترجمه می‌کرد. با توجه به اين وضعيت به نظر می‌رسيد برخی سران عرب شرکت کننده در اين اجلاس متن ترجمه بيانات رييس جمهور را به خوبي متوجه نمی‌شدند». 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نامه اوباما به دخترانش: در قبال «آمريكا» مسوول هستيم


روز سه شنبه ی آينده، باراک اوباما به عنوان چهل و چهارم‍ين رييس جمهور امريکا سوگند خواهد خورد. به خاطر ا‍ين واقعه ی تاريخی، مجله پرادا(PARADE) از رييس جمهور منتخب که مردی خانواده دوست است خواست تا آن چه را برای دخترانش می خواهد در نامه ای بنويسد. در اينجا اين نامه را می خوانيد:

«ماليا و ساشای عزيز؛
می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپين تبليغاتی پشت سر گذاشته ايد، به پيک نيک و اجتماعات مردمی رفته ايد، و هر نوع خوراکی ای که شايد من و مادرتان نبايد اجازه می داده ايم خورده ايد. اما می دانم که هميشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جديدتان هيجان زده هستيد، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ايم را نخواهد کرد. می دانم که در اين دو سال چيزهای بسياری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بيشتر در اين باره بگويم که چرا تصميم گرفتم خانواده مان را راهی اين سفر کنم.

وقتی مرد جوانی بودم، فکر می کردم تمام زندگی درباره‌ی من است؛ اين که چطور راهم را در دنيا پيدا خواهم کرد، موفق خواهم شد، و چيزهايی را که می خواهم به دست خواهم آورد. اما پس از آن شما دو نفر با تمام کنجکاويها و شيطنت هايتان پا به دنيای من گذاشتيد. با آن لبخندهايی که هميشه قلبم را گرم و روزم را روشن کرده اند. و ناگهان، تمام نقشه های بزرگی که برای خودم داشتم ديگر چندان مهم نبودند. به زودی دريافتم که بزرگ ترين لذت زندگيم، لذتی بود که در زندگی شما می ديدم. و فهميدم که زندگی ام ارزش چندانی نخواهد داشت مگر اين که بتوانم مطمئن باشم که شما تمام فرصت های خوشحالی و خرسندی را در زندگی تان داشته‌ايد.
دخترانم، در نهايت اين چيزی بود که به خاطرش نامزد رياست جمهوری شدم؛ به خاطر چيزهايی که برای شما و تمام کودکان اين ملت می خواهم.

می خواهم تمام کودکانمان به مدرسه هايی بروند که توانايی آموزشی آن ها را داشته باشد؛ مدارسی که آن ها را به چالش بخواهد، به آن ها الهام دهد، و حسی از شگفتی درباره ی دنيای اطرافشان به آن ها تزريق کند. می خواهم شانس اين را داشته باشند که به دانشگاه بروند حتی اگر پدر و مادرشان ثروتمند نيستند.
و می خواهم که شغل های خوبی داشته باشند: شغل هايی که درآمد خوبی دارند و مزايايی مانند بيمه به آن ها می دهند، شغل هايی که به آن ها اين اجازه را می دهند که با کودکانشان وقت بگذرانند و با وقار بازنشسته شوند.

می خواهم مرزهای اکتشافات را گسترش دهيم تا شما بتوانيد تکنولوژی و اختراعات جديدی را ببينيد که زندگی مان را بهتر و سياره مان را پاکيزه تر و امن تر می کنند. و می خواهم مرزهای انسانيت را گسترش دهيم تا به چيزی فراتر از مرزبندی های نژادی، منطقه ای، جنسی و مذهبی برسيم که ما را از شناخت بهتر يکديگر باز می دارد.
گاهی بايد مردان و زنان جوان‌مان را به جنگ و موقعيت های خطرناک بفرستيم تا از سرزمينمان محافظت کنيم- اما وقتی چنين کاری کرديم، می خواهم مطمئن باشم که تنها به دليل خيلی موجهی بوده است، اين که تلاش کنيم تا اختلاف هايمان با ديگران را با آرامش و صلح حل کنيم، و هر آنچه از دستمان بر می آيد انجام دهيم تا از زنان و مردان ارتش مان محافظت کنيم.
می خواهم تمام کودکان بدانند که نعمت هايی که اين امريکايی‌های شجاع برای آن می‌جنگند ارزان به دست نيامده است که امتياز ويژه ی شهروندی اين سرزمين مسئوليت فراوانی با خود به همراه دارد.

اين درسی بود که وقتی هم سن و سال شما بودم مادربزرگ‌تان به من آموخت، سطرهای آغازين بيانيه ی استقلال را برايم خواند و از مردان و زنانی گفت که برای برابری راهپيمايی کردند زيرا باور داشتند که کلماتی که دو قرن پيش در آن بيانيه آمده بايد معنايی داشته باشد. او به من کمک کرد تا بفهمم که امريکا کشور بزرگی ست نه به خاطر بی عيب بودنش بلکه به اين خاطر که هميشه می تواند بهتر شود، و اين که کامل کردن کار ناتمام بی نقص کردن اجتماع مان به عهده ی تک تک ماست. اين مسووليتی است که به فرزندانمان منتقل می کنيم، با هر نسل جديد به امريکايی که می خواهيم نزديک تر می شويم.

اميدوارم هر دوی شما اين کار را در دست بگيريد، غلط هايی که می بينيد را درست کنيد و تلاش کنيد فرصت هايی که خود داشته ايد را به ديگران بدهيد. نه فقط به خاطر اين که مجبور هستيد تا چيزی به کشوری برگردانيد که چيزهای فراوانی به خانواده ی ما داده است- هرچند چنين تعهدی داريد. اما به خاطر اين که به خودتان تعهد داريد. زيرا تنها زمانی که خود را به چيزی بزرگتر از خودتان متصل می کنيد، پتانسيل واقعی خود را در می يابيد.

اين چيزهايی ست که برای شما می خواهم-؛ اين که در جهاتی رشد کنيد که هيچ محدوديتی برای روياهايتان وجود ندارد و چيزی نيست که نتوانيد به آن دست پيدا کنيد، اين که زنانی دلسوز و متعهد باشيد که به ساختن چنين دنيايی کمک می کنند. و می خواهم تمام کودکان تمام فرصت هايی که شما برای يادگيری، روياپردازی و رشد کردن در اختيار داشته ايد، داشته باشند. به اين دليل است که خانواده مان را راهی چنين ماجراجويی بزرگی کردم.

به هر دوی شما افتخار می کنم. بيش از آن چه که بدانيد دوستتان دارم. و هر روز به خاطر صبر، وقار، مهربانی و شوخ طبعی تان متشکرم و اين در حاليست که خود را برای شروع زندگی جديدمان در کاخ سفيد آماده می کنيم.

با عشق، پدر

برگردان از خبرنامه‌ي گويا

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

هفت اصلاح‌طلب در شوراي عالي نظام پزشكي


خرداد: با وجود ردصلاحيت‌هاي گسترده در انتخابات نظام پزشكي هفت اصلاح‌طلب ميانه‌رو توانستند به عضويت شوراي‌عالي نظام پزشکی دست يابند.

بنا بر روال چند سال گذشته، دستگاه قدرت در اين انتخابات صنفی نیز علاوه بر ردصلايت منتقدان وزارت بهداشت، دست به سواستفاده از امکانات عمومی و تطميع پزشكان زد اما ائتلاف سپید که سرلیست آن مصطفی معین بود، توانست هفت کرسی را در شورای عالی نظام پزشکی از آن خود کند.

براساس نتایج بدست آمده، شهاب الدين صدر با 2718 راي اول، مصطفي معين با 2358 راي دوم شدند و بعد از آن به ترتيب عليرضا زالي با 2219 راي، محمدرضا نوروزي با 1959 راي، خليل عليزاده با 1796 راي، حسن هويدا با 1717 راي، محمد حسين بدخش با 1553 راي، تقي نوربخش با 1321راي، محمد مهدي حفيظي با 1280 راي و شاهرخ خوش سيرت با 1227 راي به عنوان 10 نفر منتخب گروه پزشكي در تهران انتخاب شدند. در گروه علوم آزمايشگاهي محمد صاحب الزماني، انتخاب شد و از بين داروسازان نيز در تهران احمد شيباني و عباس كبريايي زاده انتخاب شدند، در گروه مامايي نيز ناهيد خداكرمي انتخاب شد. در گروه دندانپزشكان محمد بيات و علي يزداني انتخاب شدند و در گروه ليسانسه هاي پروانه دار نيز اسماعيل ابراهيمي تكامجاني در حوزه انتخابيه تهران بزرگ انتخاب شد.
اگر فردي اعتراض داشته باشد به مدت 2 روز براي اعتراض فرصت دارد كه در هيئت مركزي نظارت بر انتخابات نظام پزشكي بررسي و نتيجه آن اعلام مي‌شود. نتيجه انتخابات هيات مديره‌هاي نظام پزشكي در 180 شهر ديگر نيز با انتخاب بيش از 2 هزار نفر صبح امروز در شهرستان‌هاي مختلف اعلام شده است.

گفتنی است، شیوه انتخاب رئیس کل نظام پزشکی کشور به شیوه الکترال است
.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

کلاس دانشجویان در زندان اطلاعات شيراز دوازه نفره شد!

با بازداشت آلما رنجبر، یکی از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در روز چهارشنبه 25 دی ماه تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز جمعا به 12 نفر رسید که هم اکنون 7 نفر از آن ها در بازداشت به سر می برند.
تمامی این دانشجویان با احضاریه هایی با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است که پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شده اند.این دانشجویان هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز به سر می برند و از وضعیت آنها و سلامتی آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست.

اولین دانشجویان بازداشت شده کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی، لقمان قدیری و محسن زرین کمر بودند که در تاریخ 14 دی ماه بازداشت شدند که کاظم رضایی و محسن زرین کمر پس از 8 روز بازداشت و عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری پس از 9 روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدند.پس از آن ها نیز 4 دانشجوی دیگر به نام های سعید خلعتبری، احمد کهنسال، عباس رحمتی و عنایت تقوی در 21 دی ماه بازداشت شدند که در روز 23 دی ماه برای این 4 دانشجو قرار وثیقه صادر شد و یکی از این دانشجویان به نام عباس رحمتی در همان روز با تامین وثیقه آزاد شد اما به دلیل عدم تامین وثیقه آزادی 3 دانشجوی دیگر به روز 24 دیماه موکول شد اما در روز 24 دیماه بنا به دلایل نامعلومی قرار وثیقه ای که برای این دانشجویان پیش از این صادر شده بود از سوی قاضی این پرونده، قاضی کریمی، به قرار بازداشت تبدیل شد، این 3 دانشجو با گذشت 7 روز از بازداشتشان همچنان در بند به سر می برند.

همچنین هادی الم لی و آرش روستایی 2 دانشجوی بازداشت شده دیگر هستند که از روز 23 دی ماه در بازداشت به سر می برند و برای آنان نیز قرار وثیقه صادر شده است.حمدالله نامجو نیز از روز 24 دی ماه در بازداشت به سر می برد و برای او نیز قرار بازداشت صادر گشته است.دیگر دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز آلما رنجبر است که از روز 25 دیماه در بازداشت به سر می برد و گویا برای او از سوی قاضی پرونده قرار وثیقه صادر شده است.تا کنون تلاش های دانشجویان دانشگاه شیراز و دوستان این دانشجویان بازداشت شده جهت ملاقات با آن ها بی ثمر مانده است که این مساله موجب نگرانی فعالین دانشگاه شیراز شده است و احتمال می رود که دانشجویان بازداشت شده تحت شکنجه قرار داشته باشند.

همچنین یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند دو دانشجوی احضار شده دیگر هستند که در اعتراض به غیر قانونی بودن عملکرد و نوع احضار، که دانشجویان با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات احضار شده اند، به اداره اطلاعات مراجعه نکرده اند.

لازم به ذکر است که در روزهای گذشته از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای 8 نفر از دانشجویان احکام قطعی صادر شده است و همچنین تعدادی از دانشجویان مجددا به کمیته انضباطی احضار شده اند.احکام قطعی صادر شده به شرح زیر است:

حمدالله نامجو (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)
نوید غفاری (یک ترم محرومیت از تحصیل)
افشین هوشنگ (دو ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق)
آرش روستایی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم )
هادی الم لی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)
آلما رنجبر (دو ترم محرومیت از تحصیل)
امین کریمی (یک ترم محرومیت از تحصیل)
امین درستی (توبیخ کتبی و درج در پرونده)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 میلیارد تومان پول مردم ایران چپونه حیف و میل می‌شود؟


بالاخره پس از گذشت مدت ها از انتشار خبرهای متناقض از توقف ساخت آزاد راه تهران- شمال که توسط بنیاد مستضعفان و شرکت چینی انجام می گیرد در صورت قطعی شدن توقف این پروژه عظیم ملی میلیاردها تومان ضرر به کشور وارد می شود.

پس از آنکه در آبانماه سال جاری شایعات رسانه ای خبر از کنار گذاشتن بنیاد مستضعفان و جانبازان از ساخت آزاد راه 121 کیلومتری تهران – شمال دادند این بار خبرهای منتشره حکایت از ان دارد که این کناره گیری که با خروج چینی ها به عنوان تنها فاینانسور خارجی ساخت ازاد راه همراه است خسارتی 170 میلیارد تومانی را متوجه بیت المال می کند. چرا که وزارت راه و ترابری به دلیل خارج کردن بنیاد مستضعفان از پروژه آزاد راه تهران - شمال باید رقمی در حدود 170 میلیارد تومان به این بنیاد خسارت پرداخت کند.
پرداخت این رقم کلان در حالی صورت می گیرد که ساخت این آزاد راه بنا بر اعلام وزیر سابق راه و ترابری نیاز به هزینه 1300 میلیارد تومانی دارد. یعنی اخراج چینی ها و خارج کردن بنیاد که به عنوان راه حل خروج از بن بست ساخته نشدن این آزاد راه که نزدیک به بیست سال از آغاز به کار آن می گذرد در حالی پیشنهاد و به عنوان گزینه نهایی مد نظر قرار گرفته که مسئولان وزارت راه درباره رقم کلان 170 میلیاردی باید پاسخ گوی این سوء مدیریت و اجرا در طول این سالیان باشد.

اما خبرهای رسیده درباره این اقدام انتحاری حکایت از آن دارد که مبلغ قرارداد ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال توسط چینی ها از 220 میلیون دلار به 600 میلیون دلار افزایش یافته است. بر پایه جدیدترین اخبار فعالیت پیمانکار چینی در ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال عملا در حال تعلیق است و ساخت این فاز از آزادراه متوقف شده است که مسوولان امر معتقدند یکی از دلایل اصلی آن سرمای هوا در منطقه است. اما در عین حال گفته می شود پیمانکار چینی برخی نیروهای خود را از پروژه ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال بیرون آورده است.
در عین حال یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگاران از افزایش میزان مبلغ قرارداد ایران و چین به 600 میلیون دلار خبرداد و گفت: این در حالی است که بسیاری از پیمانکاران داخلی توانایی ساخت این آزادراه را با مبلغ پایین تر دارند اما ساخت این پروژه به پیمانکاران داخلی به صورت مستقیم داده نمی شود. در همین زمینه علاوه بر بیرون رفتن چینی ها از ساخت این پروژه برخی خبرها هم حکایت از آن دارد که با افزایش مبلغ قرارداد آزادراه تهران - شمال از 200 میلیون دلار به 600 میلیون دلار موافقت شفاهی شده اما این موافقتنامه هنوز رسمی نشده است و در امضای افزایش مبلغ یا فسخ قرارداد تردید وجود دارد.

بهبهانی وزیر راه و ترابری در شهریور ماه طی مصاحبه ای با اذعان به این مطلب که چینی ها پنج سال است در این آزادراه وارد شده اند اما هیچ کاری انجام نداده اند، تصریح کرد: «قبول دارم ما هم مقصر هستیم چراکه چینی ها معتقدند قرارداد منعقدشده فی مابین ایرانی ها و چینی ها مربوط به سال 83 است و تا حدودی این قرارداد را قبول ندارند که قرار است طی جلساتی که با هم داشتیم این مشکل را حل کنیم.» هر چند چندی پیش از آن نیز هيات دولت بنا به پيشنهاد رييس جمهوري به منظور تسريع در رفع مشکلات احداث آزاد راه تهران - شمال و با هدف تقويت نظارت بر اجراي پروژه هاي ملي و شتاب بخشي در احداث راه هاي مواصلاتي ضروري براي سهولت در حمل و نقل شهروندان، به منظور اعمال اختيارات هيات وزيران دراين خصوص تصويب کرد کارگروهي به رياست وزير راه و ترابري با اختيارات ويژه در دولت تشکيل داد. اين مصوبه در تاريخ 25 خرداد ماه سال 1387 از سوي پرويز داودي، معاون اول رييس جمهوري براي اجرا ابلاغ شد.

این در حالی است که وزیر راه در آبان ماه گذشته درباره وضعیت آزادراه تهران ـ شمال تصريح كرده بود: تا يك ماه آينده نتيجه قطعي مذاكرات با محيط زيست و پيمانكار چيني مشخص و اعلام خواهد شد. هر چند آقای وزیر در ماه قبل از این مصاحبه و اظهار نظر یعنی در مهرماه اعلام کرده بود که هفته آينده در نشستي با مديران چيني پيمانکار آزاد راه تهران - شمال، مشکلات پيش روي اين آزاد راه برطرف مي شود. حميد بهبهاني در گفت وگو با خبرنگاران با بيان اينکه تاکنون 1200 ويزاي کارکنان پيمانکار چيني آزاد راه تهران - شمال صادر شده است، گفت: اختصاص يک کارخانه سيمان و شماره گذاري 300 خودرو و برگزاري بيش از 10 نشست با شرکت چيني از ديگر اقدامات 2 ماه اخير براي رفع مشکلات چيني ها در اين آزاد راه است.

اما به راستی جای این پرسش از مقامات راه و ترابری باقی مانده است که چه ضمانتی وجود دارد که شرکت و پیمانکار بعدی این پروژه نیز با تحمیل چنین ضرر مادی و معنوی و گذشت زمان بسیار این آزاد راه را نیمه کاره رها نکند؟ ولی باز جای این گلایه نیز باقی است که اگر به اذعان کارشناسان و منابع آگاه شرکت های داخلی با هزینه کمتر و زمان بهتر توان ساخت این پروژه عظیم را دارند چرا باید تن به چنین قرار داد شبه ترکمانجایی داده شود؟
این سوال پرسیدنی است که آیا بهتر نبود با استفاده از راهکارهای قانونی دیگر، به جز کنار گذاشتن شرکت هایی که متعهد به ساخت این آزاد راه بوده اند در صدد استیفای حقوق ملت بر می آمدند؟ دستگاه قضائی و سایر ارگان های نظارتی برای چنین روزهایی در نظر گرفته شده اند تا هزینه نزدیک به 14 درصدی ساخت و اتمام یک پروژه ملی با ریسک مدیران ارشد کشور پامال نشده و بیت المال آسیب نبیند.

پیشینه ساخت آزاد راه تهران - شمال :

مطالعات مربوط به طرح احداث آزاد راه تهران – شمال اولین بار در سال 1356 به تصویب رسید. در آن هنگام یک شرکت فرانسوی داوطلب احداث آن با سرمایه خود در طی 5 سال بود و تنها شرطش وصول عوارض از وسایل نقلیه عبوری در مدت 10 سال پس از بهره ‌برداری از آزاد راه مذکور بود. با احتساب بهره و سود سرمایه هزینه احداث آزاد راه در آن هنگام به 750 میلیارد ریال می‌رسید. در آن زمان یک سرمایه گذار ایرانی به نام «گ» پیشنهاد کرده بود که در ازای دریافت 100 میلیون متر مربع از اراضی منطقه، آزاد راه مذکور را در طول پنج سال احداث و تحویل نماید که این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت.
به هرحال، کلنگ آغاز اجراى این پروژه در سال 1375 به زمین زده شده است. عقد قرارداد مشارکت با بنیاد مستضعفان در سال 1375 با برآورد 2500 میلیارد ریال و سهم الشرکه وزارت راه و ترابری به مبلغ 150 میلیارد ریال به صورت مقطوع جهت تملک اراضی و واگذاری 5/62 میلیون متر مربع زمین به وسیله دولت و بقیه تعهدات و هزینه ها برای تکمیل و بهره برداری از آزادراه توسط بنیاد تعهد گردید.

در سال 1380 به علت محدودیتهای مبتلا به واگذاری زمینهای تعهد شده مذاکرات برای تغییر قرارداد شروع و نهایتاً در سال 83 متمم قرارداد منعقد و عملیات اجرایی در سال 84 با هزینه کرد 75 میلیارد ریال و تأمین اعتبار بابت برگزاری جلسات، رفع مشکلات و سوء تفاهمات، انتخاب بانک عامل و انجام کارهای بانکی اقدام و عملیات اجرایی با شرایط جدید شروع گردید.

سال 1381 رئیس جمهورى وقت ایران پروژه ساخت آزادراه تهران - شمال را جزو پروژه هاى داراى اولویت انتخاب کرد ولى در تخصیص اعتبارهاى این طرح در دولت گذشته تعلل صورت گرفت. دولت نهم نیز پس از استقرار مصوباتی در این خصوص داشت از جمله آن که موافقت شورای اقتصاد با درخواست وزارت راه و ترابری برای اصلاح تامین منابع مالی فاز نخست آزاد راه تهران- شمال بود.

در اسفندماه سال 84 بابت پیش پرداخت فاینانس تعهد شده، مبلغ معادل 33 میلیون دلار توسط بنیاد به بانک عامل پرداخت گردید. اعتبار اسنادی در تاریخ 16/10/85 افتتاح و در مورخ 10/12/85 با تنفیذ وام (Finance) قرارداد اجرایی گردید. مبلغ قرارداد تأمین مالی و اجرای منطقه یک 220 میلیون دلار و 300 میلیارد ریال می باشد. براساس تصمیم دیگری که در در سال 85 گرفته شد، درخواست وزارت راه و ترابری درخصوص اصلاح مصوبه موضوع احداث و بهره برداری منطقه یک آزاد راه تهران - شمال به طول 32 کیلومتربا استفاده از تسهیلات مالی خارجی توسط شرکت ساخت و توسعه زیر بناهای حمل و نقل کشوررا به استناد بند ج ماده 13 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران مورد بررسی قرارداد و ضمن موافقت با تمدید اعتبار و مهلت مصوبه به مدت یکسال با اصلاح آن موافقت کرد.
همچنین براساس تصمیم دیگر دولت نهم، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پنجاه درصد تسهیلات خارجی ( سهم الشرکه بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی ) مورد نیاز برای اجرای پروژه آزاد راه تهران - چالوس را تضمین و به بانک تجارت اعلام کند تا چنانچه طرف مشارکت از پرداخت سهم خود در اقساط قرار داد ناتوان بود، این سازمان اعتبار لازم را تامین و وزارت راه و ترابری نسبت به پرداخت اقساط لاوصول و یا معوق اعلامی بانک عامل ( بانک تجارت) اقدام و در حساب‌های فی ما بین با بنیاد یاد شده منظور کند.

به هر حال در حالی هم اکنون پروژه آزادراه تهران - شمال تنها چند درصد پیشرفت دارد که ترکان، حجتى، مرحوم دادمان، افشار، خرم، بناب ، رحمتى و در نهایت بهبهانی که بالاترین مقام مسئول در وزارت راه و ترابرى در این سالها بوده اند، همواره بر تسریع در اجراى این پروژه تأکید داشته و دارند.

منبع: تابناک

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

فرزاد کمانگر نوشت؛ «من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان»


زئوس ، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
تو میراث خوار زندانبانان زئوس گشتی تا هر روز نگهبان فرزندی از سلاله آفتاب و روشنی گردی و برای من و تو زندان دو معنای جداگانه پیدا کرد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، توبیرون سلول ، من درون سلول .

حال بهتر است همدیگر را بهتر بشناسیم
من معلمم...نه نه...
من دانش آموز صمد بهرنگی ام ، همان که الدوز و کلاغها و ماهی سیاه کوچولو را نوشت که حرکت کردن را به همه بیاموزد. او را میشناسی ؟ میدانم که نمی شناسی. من محصل خانعلی ام ، همان معلمی که یاد داد چگونه خورشیدی بر تخته سیاه کلاسمان بکشیم که نورش خفاشها را فراری دهد.

میدانی او که بود؟

من همکار بهمن عزتی ام ، مردی که همیشه بوی باران میداد و انسانی که هنوز مردم کرمانشاه و روستاهایش با اولین باران پائیزی به یاد او می افتند، اصلا میدانی او که بود ؟ میدانم که نمیدانی.²

من معلمم ، از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام .
حال که من را شناختی ، تو از خودت بگو ، همکارانت که بوده اند ، خشم ونفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای ، دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده ؟ از سیاهچالهای ضحاک ؟

از خودت بگو ، تو کیستی ؟ فقط مرا از دستبند و زنجیر و شلاق ، از دیوارهای محکم 209 ، از چشمهای الکترونیکی زندان ، از درهای محکم آن مترسان، دیگر هیچ هراسی در من ایجاد نمی کنند. عصبانی مشو ، فریاد مکش ، با مشت بر قلبم مکوب که چرا سرم را بالا میگیرم ، داستان مشت تو و سر زن زندانی را به یاد دارم.

مرا مزن که چرا آواز میخوانم، من کردم، اجداد من عشقشان را ، دردهایشان را ، مبارزاتشان را و بودنشان را در آوازها و سرودهایشان برای من به یادگار گذاشته اند. من باید بخوانم و تو باید بشنوی . و تو باید به آوازم گوش دهی ، میدانم که رنجت میدهد. مرا به باد کتک مگیر که هنگام راه رفتن صدای پایم می آید ، آخر مادرم به من آموخته ، با گامهایم با زمین سخن بگویم ، بین من و زمین ، پیمانی است و پیوندی که زمین را پر از زیبائی و پر از لبخند کنم . پس بگذار قدم بزنم ، بگذار صدای پایم را بشنود ، بگذار زمین بداند من هنوز زنده ام و امیدوار.

قلم و کاغذ را از من دریغ مکن ، میخواهم برای کودکان سرزمینم لالائی بسرایم ، سرشار از امید ، پر از داستان صمد و زندگیش ، خانعلی و آرزوهایش ، از عزتی و دانش آموزانش ، میخواهم بنویسم ، میخواهم با مردمم سخن بگویم ، از درون سلولم ، از همینجا ، میفهمی چه میگویم ؟ میدانم به تو آموخته اند از نور ، از زیبائی ها ، از اندیشه و اندیشیدن متنفر باشی. اما نترس به درون سلولم بیا ، مهمان سفره کوچک و پاره من باش ، ببین من چگونه هر شب همه دانش آموزانم را مهمان میکنم ، برایشان چگونه قصه میگویم ، اما تو که اجازه نداری ببینی ، تو که اجازه نداری بشنوی ، تو باید عاشق شوی ، باید انسان شوی ، باید اینسوی درب باشی تا بفهمی من چه میگویم .

به من نگاه کن تا بدانی فرق من و تو در چیست ، من هر روز بر دیوار سلولم دستان دلدارم را و چشمان زیبایش را میکشم ، و انگشتانش را در دست میگیرم و گرمی زندگی را در دستانش و انتظار و اشتیاق را در چشمانش میخوانم ، اما تو هر روز با باتوم دستت انگشتان نقش بسته بر دیوار را میشکنی و چشمان منتظرش را در می آوری ، و دیوار را سیاه میکنی. دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و "شعور نور" آزارت خواهد داد ، من ماهها است چشم انتظار دیدن یک آسمان پرستاره ام. با ستاره های یاغی که در تاریکی از این سوی آسمان به آن سوی آسمان پر بکشند و سینه سیاهی را با نور بشکافند. اما تو سالهاست در تاریکی زندگی میکنی ، شب تو بی ستاره است ، میدانی آسمان بی ستاره یعنی چی ؟ آسمان همیشه شب یعنی چی ؟

اینبار که به 209 برگشتم به درون سلولم بیا من برایت آرزوها دارم ، نه از رنگ دعاهای تو که سراسر آتش است و ترس از جهنم ، آرزوهای من پر از امید و لبخند و عشق است . به درون سلولم بیا تا راز آخرین لبخند عزتی را پای چوبه دار برایت بگویم ، میدانم که باز بندی بند 209 خواهم شد ، در حالی که تو با همه وجود پر از کینه ات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساخته اند میسوزد . من بر میگردم در حالی که یک معلمم و لبخند کودکان سرزمینم را هنوز بر لب دارم.

فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام

بند بیماران عفونی زندان رجایی شهر کرج

27/10/87
1- چند نفر از نگهبانان 209 (برخلاف بازجوها که اینبار اذیتم نکردند ) به خاطر اینکه در مطلب ، بندی ، بند 209 ، آنها را شبیه شبح خوانده بودم وحشیانه به باد ، کتک و فحش و ناسزا گرفتنم.

2-بهمن عزتی معلمی بود که اوایل انقلاب اعدام شد ، هنوز مردم روستاهای کرمانشاه و کامیاران از او خاطرات بسیار دارند ، میگویند هنگام اعدام در جواب ماموران که از او پرسیدند از مرگ نمی هراسی ؟ لبخند زنان گفت : مرگ اگر مرد است گو نزد من آید تا در آغوشش کشم ، تنگ تنگ.

منبع: فعالان حقوق بشر در ایران

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

نامه همسر احمدی‌نژاد؛ دو هفته پس از نامه همسر خاتمی

خانم «اعظم‌ السادات فراحی» همسر دکتر محمود احمدی‌نژاد با نگارش نامه‌ای به «سوزان مبارک» همسر رییس‌جمهور مصر از وی خواست که دولت قاهره را برای باز کردن راه کمک به مردم فلسطین تحت فشار بگذارد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ نامه خانم اعظم‌‌السادات احمدی‌نژاد (فراحی) که اولین تحرک دیپلماتیک وی در سه سال اخیر است حدود دو هفته پس از آن نوشته می‌شود که همسر حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی با نگارش نامه‌ای به همسر پادشاه قطر؛ خواستار همگرایی زنان مسلمان علیه جنایات اسرائیل شد. خانم زهره صادقی در آن نامه که 15 دی ماه نوشته شد و در اصل پاسخ همسر آقای خاتمی به پیام تبریک همسر پادشاه قطر به مناسبت عید قربان بود؛ تاکيد ‌‏کرد‌‏ که‌‏ امروز همه بايد عليه جنايات غزه فرياد بزنيم و مظلوميت ملت فلسطین را به گوش جهانيان برسانيم. [
اینجا]

متن كامل نامه همسر آقای احمدی‌نژاد به سوزان مبارک که بر اساس پروتکل‌های تشریفاتی و دیپلماتیک فعلی دنیا می‌توان گفت از لحنی نسبتاً تند و ناصحانه برخوردار است، به این شرح است:


سرکار خانم سوزان مبارک
همسر رییس جمهوری مصر

السّلام علیکم و رحمه الله و برکاته

بنا به تکلیف و وظیفه انسانی و اسلامی خود و کلام بلند پیامبر گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) که فرمودند «اگر مسلمانی فریاد کمک‌خواهی فردی را بشنود و به کمک او نشتابد؛ مسلمان نیست» و با توجه به شرایط سختی که بر زنان و مردان و کودکان بی‌گناه و بی‌دفاع غزه می‌گذرد و فریاد کمک‌خواهی و مظلومیت آنان به آسمان بلند شده است، خواستم سخنی با شما داشته باشم.

مردم غزه در خانه و وطن خود مورد هجوم هوایی و زمینی و دریایی قرار گرفته‌اند و مدت‌های طولانی است که تحت محاصره غذایی و دارویی هستند. مشاهده مساجد، بیمارستان‌ها و خانه‌های بمباران‌شده و کودکان و زنان قطعه‌ قطعه‌ شده، دل هر انسانی را به درد می‌آورد و دردناک‌تر از آن عدم حمایت برخی دولت‌ها و کشورهای عربی و اسلامی از مظلومان غزه است.

در شرایطی که معمولا همسران رؤسای جمهوری مسؤول خیریه‌ها می‌شوند و با مردم مستمند و بیمار هم‌دردی می‌كنند، چطور است که در این حادثه عظیم که همه ملت‌ها به خروش آمده‌اند، شاهد سکوت و یا بی‌تفاوتی بعضی از آن‌ها هستیم؟ شما می‌دانید که فرصت خدمت به مردم و به‌خصوص ستمدیدگان، یک هدیه و توفیق الهی است و اگر فرصت‌سوزی شود، غضب الهی را به‌دنبال خواهد داشت.

شما می‌توانید با راهنمایی و درخواست خود، از همسرتان و دولت ایشان بخواهید با باز کردن راه کمک به مردم فلسطین از تشدید فاجعه انسانی جلوگیری کنند. شما با این اقدام خود می‌توانید موجب کاهش آمار تلفات انسانی به‌ویژه در میان زنان و کودکان شوید.

از سرکار عالی انتظار دارم، هرچه توان دارید، در کمک به مردم غزه به کار ببندید و آن‌ها را از ظلم مضاعفی که به آنان می‌شود، نجات دهید تا نام شما در ردیف زنان شایسته و صالح قرار گیرد. 

امیدوارم از این آزمایش الهی سربلند بیرون آیید و موجب خرسندی تمام ملت‌های آزاده که منتظر حرکت اسلامی و انسانی از ناحیه شما و دولت مصر هستند و بالاتر از آن، موجب خشنودی خداوند و مانع از غضب او شوید.

از خداوند بزرگ، پیروزی ملت‌های مظلوم و آزاده و محو استکبار و ظلم را مسألت دارم.
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

موافقت مشروط ولایتی با طرح انتخاباتی علی مطهری

علي مطهري که پيش از اين يک مدل انتخاباتي‌‏ مبني بر حمايت همزمان از کانديداتوري دو تن از کانديداهاي مطرح اصولگرايان، به گونه‌‏اي که يک نفر رئيس‌‏جمهور و ديگري معاون اول وي شود، ارائه داده بود، گفت: در ديدار با ولايتي اين مدل را با ايشان در ميان گذاشتم.

نماينده تهران که در آستانه انتخابات رياست جمهوري دهم با ولايتي ديدار کرده است، در گفت‌‏وگو با ايلنا، با بيان اينکه ولايتي در اين ديدار مدل انتخاباتي وي را رد نکرده است، افزود: ايشان پذيرش اين مدل را مشروط بر آن کردند که توافق نسبي‌‏اي براي انجام اين کار صورت پذيرد. 

وي بر همين اساس از رايزني‌‏ها و ديدارهايش با برخي سران اصولگرا خبر داد و افزود: تا کنون با برخي کانديداهاي مطرح، حاميان آنها و افراد موثر در جريان اصولگرايان ديدارهايي داشته‌‏ام و منتظر نتيجه نهايي بررسي مدل پيشنهادي‌‏ام در اين ديدارها هستم. 

مطهري از پاسخ به سوالي که به جزئيات اين ديدارها اشاره داشت، سرباز زد و گفت: تا کنون چند ديدار انجام شده اما هنوز در ميانه راه هستم و چون نتيجه نهايي مشخص نيست، نمي‌‏توانم جزئيات اين ديدارها را تشريح کنم. البته تا کنون از مدل پيشنهادي‌‏ام استقبال زيادي شده است. 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

با بي بي سي، بي بي بي سي

عيسي سحرخيز Aftab_iran@yahoo.com -

saharkhiz.jpg

در شرايطي كه مقام هاي كاخ اليزه با شك و ترديد به تداوم برنامه هاي فارسي زبان راديو فرانسه مي نگرند و در صدد بوده اند فعاليت هاي خبري را به حد يك سايت خبري تنزل دهند، شبكه ي تلويزيوني "بي بي سي" با وجود مخالفت آشكار و گاه همراه با تهديد مقام هاي سياسي- امنيتي ايران، حضور پر رنگ، رنگارنگ و گوناگون خود را در فضاي رسانه اي كشورديكته كرده است.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

غزه، باعث فراموشی بحران داخلی

دستورالعمل سپاه براي رسانه هاي همسو منتشر شد ]

اسفنديار صفاري

با گذشت سه هفته از آغاز بحران غزه نشانه هاي آشکارتري از نيات جناح حاکم بر ايران براي استفاده تبليغاتي با مصرف داخلي و منطقه اي از اين بحران آشکار مي شود. در جديدترين مورد سپاه پاسداران با ابلاغ دستورالعملي تبليغي- رسانه اي با عنوان "توصيه ها و راهکارهاي رسان هاي" در مورد بحران غزه به و رسانه هاي وابسته تاکيد کرد که با اجراي اين دستورالعمل مي توانند به بحران غزه "رنگ و لعاب ايدئولوژيك ببخشند."

اين دستورالعمل 10 محور دارد، که بخش هايي از آن در يک بولتن داخلي سپاه پاسداران که با عنوان "تحليل هفته" در اختيار هاديان سياسي سپاه قرار مي گيرد منتشر شده، و تاکيد دارد: "در تحرك رسانه‌اي بايستي مواردي كه در پيام مقام رهبري آمده است مورد تاكيد قرار گيرد و از شكل خبري صرف به عمليات گسترده رسانه‌اي شامل تحليل، تحريض، نقد و تشويق مردم به حمايت و تظاهرات تبديل شود، و لذا از علماي مسلمان، رؤساي الازهر، روشنفكران و... مصاحبه‌هاي متعددي گرفته و منعكس گردد."

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

خاتمي و موسوي در کنار هم

سرآغاز ائتلافي تازه؟ -

khatamimosavikenarham.jpg

اکرم سعيد زاده

بسياري از فعالان سياسي در تهران همايشي را که تحت عنوان "الگوي زيست مسلماني" با حضور مير حسين موسوي و محمد خاتمي برگزار شد، به عنوان اولين حرکت انتخاباتي اصلاح طلبان ارزيابي مي کنند و آن را سر آغاز ائتلافي جدي مي دانند که سر انجام در رأس آن خاتمي قرار خواهد گرفت؛ با اين تفاوت که حمايت همه جانبه موسوي را پشت سر خواهد داشت.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

اعتراف دادستان دادگاه عبدالله نوري پس از نه سال؛نوري را فردي داراي تهجد، نماز شب‌خوان و دائم‌الروزه يافتم  

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

دولت از آب گل آلود غزه ماهي مي گيرد

بيانيه دوم تحکيم وحدت پيرامون غزه

abgelaloodghaza.jpg

البرز محمودي

هرچند بيانيه اول دفتر تحکيم وحدت پيرامون غزه با فضاسازي رسانه هاي محافظه کاران ايران به بهانه اي تبديل شد که طي آن يک روزنامه توقيف و فعاليت اين تشکل از سوي وزارت علوم "غير قانوني" اعلام شد، اما روز گذشته اين تشکل دانشجويي- سياسي بيانيه ديگري صادر کرد که در آن از "گسترش شديد دامنه محدوديت ها و سرکوب در داخل کشور"گله"و دولت احمدي نژاد به "ماهيگيري از آب گل آلود بحران غزه" متهم شده است.

دفتر تحکيم وحدت در اطلاعيه خود به "سياست به نسبت معقولانه" دولت اصلاحات در قبال منازعات مناطق فلسطيني اشاره کرده و با انتقاد از سياست دولت نهم در اين زمينه يادآور شده است: "سياست متناقض، پر تنش و خلاف منافع ملي دولت نهم که از يک سو از «محو اسرائيل از نقشه جهان» سخن مي گويد و از سويي «دوستي با مردم اسرائيل» را موضع دولت مي داند و از آن دفاع مي کند باعث از دست رفتن جايگاه ايران در مناسبات منطقه و بي اعتباري اين کشور در جامعه جهاني شده است. تبعات منفي اين تنش آفريني بر منافع ملي ايران بي نياز از توضيح است."

اين تشکل با سابقه دانشجويي ايران همچنين در بيانيه خود آورده است: "گسترش شديد دامنه محدوديت ها، سرکوب بيشتر نيروهاي مستقل و منحرف کردن جامعه از مشکلات و بحران هاي داخلي ماهي ديگري است که حاکميت و نيروهاي حامي آن در تلاش هستند تا از آب گل آلود بحران غزه بگيرند. راه اندازي موج تخريبي بر عليه دفتر تحکيم وحدت، اذيت و آزار برنده جايزه صلح نوبل، خانم شيرين عبادي، و اقدام به بازداشت بيش از يازده تن از دانشجويان دانشگاه شيراز، افزايش بازداشت فعالان مدني و اجتماعي و بسترسازي براي برخورد گسترده تر با انجمن هاي اسلامي دانشجويان و فعالين دانشجويي اقداماتي در اين راستا است که به کمک جعل اخبار و سناريوسازي رسانه هايي همچون کيهان، خبرگزاري فارس و صدا و سيما به نحو مجدانه اي پيگيري و تبليغ مي شود."

دفتر تحکيم وحدت با انتقاد از سياست متناقض دولت نهم، همچنين خاطر نشان کرده: "زماني مي توان دعاوي حمايت از مردم فلسطين توسط نيروهاي اصولگرا را پذيرفت که آن ها نخست معيارهاي بشردوستانه را در خصوص مردم ايران اجرا کنند، نه اينکه جمعي از مادران کشور که به دنبال صلح و حقوق بشر هستند را در مقابل سفارت فلسطين مورد ضرب و شتم قرار دهند و نگذارند تا از حقوق مردم فلسطين دفاع کنند! نه اينکه بزرگترين سازمان دانشجويي کشور را آماج اتهامات بي اساس قرار دهند. نه اينکه روزنامه و ارگان يک حزب سياسي را در آستانه انتخابات تعطيل کنند! بررسي رفتار دولت نشان مي دهد که انگيزه اصلي آنان استفاده ابزاري از بحران غزه براي مقاصد داخلي و خارجي است و مي خواهند حمايت از مردم فلسطين را به ملک اختصاصي و انحصاري خود تقليل دهند. گويي تنها آن ها هست که دغدغه حقوق مردم فلسطين را دارند و منتقدين و نيروهاي مستقل همه حامي اسرائيل هستند! اين برخورد انحصارطلبانه به ضرر مردم فلسطين است زيرا اين تصور را دامن مي زند که منتقدين حاکميت و نيروهاي مستقل در اين کارزار حق را به اسرائيل مي دهند!"

يک بيانيه و چند ماجرا

تنها چند روز پس از وقايع غزه، دفتر تحکيم وحدت (شاخه علامه) بيانيه‌اي در خصوص اين رويداد منتشر کرد که چاپ قسمت‌هايي از آن در روزنامه کارگزاران منجر به توقيف اين روزنامه شد. اين تشکل دانشجويي- سياسي در بيانيه خود ضمن محکوم کردن کشتار مردم غزه توسط سربازان اسراييلي، از حماس هم به خاطر "پناه گرفتن پشت غير نظاميان" انتقاد کرده بود.

انتشار تنها چند خط از اين بيانيه، حمله رسانه هاي محافظه کار را به همراه داشت بطوريکه روزنامه کيهان و خبرگزاري فارس به انتقاد از روزنامه کارگزاران پرداختند و تنها يک روز بعد اين روزنامه توسط هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد. وزارت ارشاد در روز توقيف روزنامه کارگزاران اعلام کرد که توقيف اين نشريه به خاطر "تطهير جنايات ضد بشري رژيم صهيونيستي در غزه" بوده است.

متن کامل اطلاعيه دفتر تحکيم وحدت را اينجا بخوانيد. ‏

هر چند اين اتهام توسط تحکيم وحدت رد شد اما کيهان به اين ماجرا پايان نداد بلکه به‌طور تلويحي خواستار برخورد با اين طيف دانشجويي شد و در مطلبي با عنوان "با کارگزاران برخورد کرديم با دفتر تحکيم چرا برخورد نمي کنيد" اين موضوع را مورد تاکيد قرار داد. اينبار پس از وزارت ارشاد دولت نهم، نوبت وزارت علوم بود که تنها يک روز پس از يادداشت کيهان، آن را اجرايي کند. روابط عمومي وزارت علوم، دفتر تحکيم وحدت را "غيرقانوني" اعلام کرد و موضع اين تشکل در مورد غزه را "غيرقابل پذيرش" دانست.

توقيف و جلوگيري از کار دفتر تحکيم وحدت از جمله قديمي ترين خواست هاي جناح راست است اما به ‏علت سابقه اين دفتر که همه جا گفته شده از جمله اصلي ترين نهادهاي انقلاب اسلامي و علمدار "انقلاب دوم ‏‏[عنواني که آيت الله خميني به اشغال سفارت آمريکا داد] بوده و از جمله يادگارهاي بنيان گذار انقلاب اسلامي محسوب ‏مي شود، خواست جناح راست تاکنون عملي نشده است. با اين وجود حتي در دوران دولت خاتمي، جناح راست با ‏ايجاد انشعاب هائي در دل دفتر تحکيم وحدت کوشيد تا حد ممکن آن را تضعيف کند.‏

جنايت محکوم است

با اين حال بيانيه دوم دفتر تحکيم ضمن انتقاد از دولت جمهوري اسلامي، مخاطبان ديگري نيز دارد. اين تشکل در بيانيه خود بار ديگر همچون بيانيه اول اقدامات اسراييل را تقبيح و محکوم مي کند اما در عين حال يادآور مي شود: "برخورد ابزاري با مردم فلسطين يکي از دردناک ترين ابعاد اين بحران ديرپا است. نيروهايي اعم از دولت ها و گروه هاي سياسي که منافعشان را در ناآرامي در منطقه مي جويند، کوشيده اند تا مسئله فلسطين را به کارتي براي بازي هاي خود تبديل کنند، که نمونه بارز اين رفتار را در شيوه حمايت کساني چون صدام در اين منازعات مي توانستيم ببينيم. متاسفانه براي برخي از نيروهاي فلسطيني نيز مهم ترين و مقدم ترين اصل تصرف قدرت، ترويج ايدئولوژي و تداوم بقا به هر قيمتي است و حقوق و منافع همگاني را به همراه مقاومت مشروع مردم فلسطين در نظر نمي گيرند."

در ادامه اين بيانيه آمده است: "استراتژي هاي بعضا اشتباه برخي گروه هاي فلسطيني در انجام خطاي محاسباتي نيز در مسايل رخ داده بي تاثير نيست. بديهي است که نمي توان با پرتاب موشک هاي دست ساز حريف ارتش مجهز و پيشرفته اسرائيل شد که نتيجه آن قرباني شدن امنيت، رفاه و زندگي مردم فلسطين و تضعيف حکومت نوپاي فلسطين است. در اين ميان تبعات ويرانگر اين سياست ها و به خطر افتادن سرنوشت مردم فلسطين چندان مهم نمي نمايد. در چند سال گذشته با مسلح شدن بي ضابطه گروه ها و فرق مختلف در فلسطين و سوء استفاده هاي برخي سازمان هاي تروريستي، مانند القاعده، از اين مسئله و بي مسئوليتي آن ها در قبال سرنوشت بلاخير آن منطقه باعث به خطر افتادن جان مردم بيگناه شده است."

متن کامل اطلاعيه دوم دفتر تحکيم وحدت را اينجا بخوانيد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

محاکمه مرموز، محکومين بي نام

زندان براي "براندازان نرم" -

arashsigarchi.jpg

آرش سيگارچي

هنوز يک هفته از خبر سخنگوي قوه قضاييه مبني بر محاکمه متهمان "براندازي نرم" نگذشته که دادسرا و دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي اعلام كرد متهمان پرونده براندازي نرم از سوي شعبه ‌١٥ دادگاه انقلاب تهران به حبس محكوم شده اند و در حال حاضر در زندان به سر مي‌برند.

baradarana.jpg

دادسرا و دادگاه انقلاب تهران ديروز اطلاعيه اي را براي خبرگزاري هاي کشور فرستاد که در آن خطاب به "ملت شريف و مومن ايران" بدون مشخص کردن هويت و ميزان محکوميت افراد محکوم شده تصريح کرده اين افراد همان کساني هستند که سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري خود، خبر محاکمه آنها را داده بود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

ایرنا خبرگزاری رسمی و امنیتی شده جمهوری اسلامی گیر داده به مدرک دانشگاهی محمد خاتمی. یعنی هفته پیش ملایم گیر داده بود چون نمی دانست خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری می آید یا نمی آید. روز گذشته با همین سوژه بیشتر به ماجرا گیر داد و خیلی ها را به این نتیجه رساند که مسئله آمدن خاتمی پس از دیدار با رهبر جمهوری اسلامی جدی تر شده است.

ماجرای بی مزه ای را سوژه کرده و البته هدف راهنمائی شورای نگهبان برای رد صلاحیت خاتمی با استناد به قانون است! والا هم آن خبرگزاری و هم اعضای شورای نگهبان می دانند که پایان درس حوزه معادل لیسانس است. کسی ماجرا را جدی تلقی نمی کند، همچنان که ما نمی کنیم.

اما حالا که رسیده ایم سرپل مدرک بگیری، یواش یواش بحث بر سر مدرک تحصیلی مقام رهبری هم باید شروع شود. بویژه که موقعیت او مهم تر از مقام ریاست جمهوری است. جلوتر که برویم کم کم خبرگزاری جمهوری اسلامی ممکن است برسد به اینجا که مدرک تحصیلی رهبر انقلاب چه بود؟ اصلا مدرک تحصیلی داشت که رهبر انقلاب شود؟ اگر نداشت چه صلاحیتی داشت که بدون مدرک دانشگاهی رهبر انقلاب شود؟ اصلا هرکس مدرک تحصیلی نداشته بیخود کرده انقلاب کرده!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>