موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی سیاسی-تاریخی |
![]() |
![]() |
| زنجيرهي اينترنت سبز | ![]() |
صفحهي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير | ![]() |
آخرين مطالب ارسالي: |
![]() اين تصوير ثابت نيست! دربارهي وبلاگ
از این پس ما دولتی خواهیم داشت با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تداوم سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد ... بیانیه نهم اول بسم الله سلام! قرار ساده ای با شما دارم . اگر دیدم وب نوشتم بدرد لای جرز هم نمی خورد متروکه اش می کنم اما اگر دیدم حرف هایم به تریج قبای کسانی می خورد که حسابی از خودشان سپاسگزار هستند حتما" بیشتر خواهم نوشت ! اگر خزعبلاعتم رنگ ملال و تکرار گرفت بی خیال نوشتن می شوم و اگر ببینم مطالبم عبوس و اتوکشیده هستند عذر خودم را خواهم خواست ! عجالتآ عرض کنم قرار است از امروز راجع به هر مسئله ای که وجدان آدم را قلقلک بدهد بنویسم .شاید هم گهگاهی شعر هایم را بیاورم . حرف حساب و پروفسور حسابی روزی در آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سئوالی مطرح کرد استاد - شما که از جهان سوم می آئید جهان سوم کجاست ؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب - مطلبی را فی البداهه گفتم که هر روز به آن اعتقاد بیشتری پیدا می کنم به آن دانجشجو گفتم جهان سوم جائیست که - هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند- خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید که در تخریب مملکتش بکوشد پروفسور حسابی ============== مهندس موسوی:جنبش سبز مردم ایران هیچ ارتباطی با بیگانگان ندارد.شعار ما"جمهوری اسلامی"است نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر ============= موسوی:دندان شکنجه گران دیگر به استخوان مردم رسیده است. ============= امام خمینی(ره)خطاب به شورای نگهبان:میترسم از آن روزی که عده ای دور شما را بگیرند و مردم و جوانان برای احقاق حقوق خود علیه شما شعار بدهند. ============= امام خمینی(ره):آقای موسوی،آنان که در مقابل شما می ایستند حتی توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.صحیفه ی نور جلد ۲۱ صفحه ۱۹ ============= امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر میدانم به آقایانی كه نظر خواستهاند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق میدانم. ============= مردی که با پراید همیشگی خود پس از 8 سال نخست وزیری کشور نفت خیز ایران برای ثبت نام در انتخابات می آید و با همان پراید به خیابان و همچنین برای تسلیت به شهید راه سبز و مبارزه با دروغ سهراب اعرابی می آید بایستی همواره مورد تایید امام خمینی(ره)باشد. ============= سبز یعنی یک نشان افتخار سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا ============= این باشه برای دوستان با تعصب که خیلی کامله : آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم دروغ اين خاک تويي قاتل و سفاک تويي جنبش دوران منم رفته به ميدان منم مفسد في الارض تويي غاصب بي مغز تويي حامي ايران منم خسته ي زندان منم هيتلر بد نام تويي کوره ي دوران تويي مظهر ملي منم در پي ليلي منم شبيه ضحاک تويي به دوش خود مار تويي آرش بي باک منم کمان به افلاک منم ============= لعنت خدا بر آن بي شرفي كه ميليونها ايراني و مسلمان را خس و خاشاك خطاب مي كند. ============= اینم برای اونایی که بگم من ایرانیم آمریکایی نیستم سفیدم سیاه نیستم نام جاوید ای وطن صبح امید ای وطن جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان وطن ای هستی من شور و سرمستی من جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان بشنو سوز سخنم که هم آواز تو منم همه جان و تنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم همه جان وتنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه شاد و خوش و نغمه زنان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ========== هاله ی نور رو دیده رای ما رو ندیده ============= رای ما رو دزدیند دارن باهاش پز میدند ============= ننگ ما . ننگ ما . صدا و سیمای ما ============= موسوی می میریم رای تو پس میگیریم ============= گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب گر پدر مرد ،تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید،که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز ============== شعار نمازگزاران نماز جمعه26تیر درود بر خمینی،سلام بر موسوی مرگ بر روسیه روسیه حیا کن، کشورمو رها کن ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست بسیجی واقعی همت بود و باکری کو کو کو؟ اون ۶۳ درصد؟ مرگ بر چین روحانی با غیرت، حمایت حمایت نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب زندانی سیاسی، آزاد باید گردد ایرانی می میرد، ذلت نمی پذیرد یا حسین، میرحسین دولت کودتا، استعفا برادر شهیدم، رای تو پس میگیرم ============== میر حسین موسوی رهبر جنبش سبز این وبلاگ خبری -علمی -هنری و تاریخی میباشد .با توجه به اینکه نظرات و عقاید همه اشخاص قابل احترام میباشد قصد توهین به هیچ شخص -مقام و آئینی را ندارم . کلا" مطالب سیاسی از سایتهای وابسته به همه گروهها و احزاب جمع آوری شده .که قضاوت درستی و نادرستی نظرات مربوطه به عهده خوانندگان گرامی میباشد . ضمنا" جهت رفع هرگونه سوء تفاهم و مشکلی که از بابت مطالب این وبلاگ ممکن است برای اشخاصی به وجود بیاید اعلام میدارم مطالب جمع آوری شده در وبلاگ توسط اینجانب ا-م میباشد. پيوندهاي روزانه
دوستان
زنجيرهي اينترنت سبز محاسبه تاريخ تولد به ميلادي وبلاگ پزشكان باحال تالارهاي پزشكي ديكشنري آهنگ هاي موبايل نوانديش كانون فرهنگيان استان اصفهان سپاس معلم معلم آزاده همه دانا و توانا انديشه معلم روزگاران دهكده-شيمي ترجمه رايگان متون انگليسي دفتر بي مخاطب نهضت آزادي بيان اطلاع رساني پزشكي ما با هم برابريم فيلترشكن روزانه سيد ابراهيم نبوي دهكده-شيمي حاميان اصلاحان زنان و مردان را بي پرده ببينيد روشنفكر روزگاري ست نبض وطنم را ميگيرم دهكده آموزش زبان انگليسي عاشقانه زيستن تلاطم خاطرات مثل يك نور كوچولو گروه تاريخ انجمن افراز نرگس نيازمنديها دختر-پسر-زن-مرد به شکوفه های باران برسان سلام ما را رهبری به نام خاتمی طرفداران خاتمی سلام اصلاحات فرزند کویر قانون دان قانون شکن پنجره ای رو به خانه پدری باز باران مستان همای سمابندر انتخابات ایرانی یه گوشه چشم به..... میر آمد ایران در قرن 21 سبز سبز سبز بخش ويژه
|
رشد اقتصادی امسال کمتر از سال گذشته / تبدیل 10 هزار میلیارد تومان بدهی بانک ها به خط اعتباری
در فضاي مديريتي كنوني تحمل يك برنامه انتقادي ورزشي غير ممكن مي شود ، و هر منتقدي با دولت نهم مخالف است به گزارش پايگاه خبررساني عبرت طي هفته هاي گذشته و با بالا گرفتن بحثهاي مختلف بين مديران سيما و سازمان تربيت بدني ، موضوع برنامه نود مبدل به يك بحران جدي در روابط اين دوسازمان شد بگونه اي كه فوتباليها روز گذشته و به هنگام برگزاری دیدار تیم های فوتبال استقلال تهران و برق شیراز از ورود دوربین برنامه 90 به سالن کنفرانس ممانعت به عمل آوردند و به بازیکنان دو تیم نیز تاکید شده بود که حق انجام مصاحبه با این برنامه تلویزیونی را ندارند بر اين اساس آنچه ما قصد داريم به آن بپردازيم آستانه تحمل اندك برخي از مديران و مسئولان فعلي دولت نهم است كه با بهره گرفتن از عنوانها ي مختلف هر منتقدي را متهم به مخالفت با كليت دولت كرده و بجاي پاسخگويي اقدام به فرافكني نموده ،خود را تافته جدا بافته ، يافته و تصور مي كنند كه تنها آنان هستند كه دلشان براي اين كشور و نظام مي سوزد هنوز از خاطر نبرديم كه مصاحبه جنجالي فيروز كريمي با برنامه شب شيشه اي و گفتن اين جمله كه (آقاي علي آبادي مديري خوب ومتعهد و فعال هستند اما براي شهرداري تهران )چه به سر اين مربي صريح الهجه آورد گرچه حوزه فعاليت ما كمتر به مباحث ورزشي پرداخته اما گاهي لازم است كه شخص ثالثي به ميدان آمده و مانند خانم فاطمه رجبي كه گاهي راحت و صريح و بدون دغدغه بسياري از سخنان را طرح مي كنند نقدي روشن از وضعيت بعضي مديراني كه در هاله نور رياست محترم جمهور ارتزاق مي كنند را به جامعه ارائه نمايد البته طبيعي است كه وقتي مديران غير ورزشي شهرداري تهران اداره كننده كشور مي شوند،تحمل يك برنامه انتقادي ورزشي غير ممكن خواهد بود ، و هر منتقدي با دولت نهم مخالف تلقي مي شود اما حقيقتا اينگونه ديدگاههاي تنگ چه به سر اين كشور آورده اند ، علي آبادي و مديران كنوني سازمان تربيت بدني بايد توضيح دهند كه طي اين چند سال چه به سر ورزش اين كشور آورده اند و جايگاه جهاني ما تا چه ميزان ساقط شده و يا صعود كرده است امروز كار سازمان ورزش ما به جايي مي كشد كه در مقابل نقد سازنده يك برنامه تلويزيوني تحملش را از دست داده و با دستورات فرمايشي فوتباليستها و تيم ها و مديران فوتبالي را از مصاحبه با نود منع مي كند و سردار عزیز محمدی، رئیس سازمان لیگ در پاسخ به انتقاد طنرگونه فردوسی پور مبنی بر اینکه فدراسیون ایران چگونه با این همه بی نظمی توانسته است برترین فدراسیون آسیا شود، به «تعضیف نظام» متهم مي كند ، گويي سردار تصور كرده اند كه هنوز در مسند سرداري هستند و با لباس نظامي و از منظر پادگاني با مردم سخن مي گويند مگر تضعيف نظام قند و نبات است كه هر كسي از راه مي رسد از آن بعنوان حربه اي كوبنده براي حذف منتقدان و مخالفان بهره مي گيرد ،آيا كار به آنجا رسيده كه سازمان عريض و طويل صدا و سيما افراد ي را ادبيات تضعيف كننده نظام در برنامه ها بكار گرفته است ، معلوم نيست با چنين بينشي ورزش ايران سر به كجا خواهد برد مهرگزارش كرد فدراسیون فوتبال پس از اتفاقات هفته های اخیر و موضع گیری که برخی برنامه های تلویزیونی علیه این فدراسیون انجام داده اند، طی ابلاغیه ای به کمیته های خود تاکید کرده است برای انجام مصاحبه و حضور در برنامه های تلویزیونی باید مجوز دریافت کنند به نظر می رسد این تصمیم در راستای اختلافات مسئولان فدراسیون فوتبال و برنامه تلویزیونی 90 صورت گرفته است که طی هفته های گذشته بارها یکدیگر را به نقد کشیدند برهمین اساس روز گذشته و به هنگام برگزاری دیدار تیم های فوتبال استقلال تهران و برق شیراز از ورود دوربین برنامه 90 به سالن کنفرانس ممانعت به عمل آمد و به بازیکنان دو تیم نیز تاکید شده بود که حق انجام مصاحبه با این برنامه تلویزیونی را ندارند صداوسیما : مجری "90 " تغییر نمیکند از سويي ديگر علیاصغر پورمحمدی درباره موضوع تحریم برنامه "90" از سوی فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزش به خبرنگار مهر گفت: شبکه سه همیشه ترویجدهنده فرهنگ ورزش بوده و توجه ویژه هم به این امر داشته است تحریم این برنامه از سوی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال صحت ندارد و ما امیدواریم تیم ملی بتواند نتایج خوبی کسب کند،وی در ادامه افزود: سازمان صدا و سیما و تربیت بدنی به ویژه فدراسیون فوتبال همیشه ارتباطی خوب و نزدیک با هم داشتهاند. نمیدانم چرا شایعاتی مبنی بر سست شدن این ارتباط پدید میآید، چرا که صدا و سیما در دوره مدیریت محمد علیآبادی بیشترین حمایت و تبلیغات را از سازمان تربیت بدنی داشته و طبق آمار مستند بیشتر لیگها به صورت زنده پخش شده است مدیر شبکه سه درباره خبر بیرون کردن خبرنگار برنامه 90 از کنفرانس خبری پس از بازی دو تیم استقلال و برق شیراز نیز گفت: از چنین موضوعی اطلاع ندارم، اما میتوانم آن را بررسی کنم پورمحمدی در پایان درباره شایعات منتشرشده مبنی بر تغییر مجری برنامه "90" به دلیل برخی فشارها نیز گفت: چنین چیزی صحت ندارد و مجری برنامه تغییر نخواهد کرد در هيمن مورد حاج رضایی مفسر فوتبال مي گويد : «من برنامه نود را وجدان بيدار فوتبال ايران ميدانم. اين برنامه درست مثل يك ويترين عمل ميكند. همه اهالي فوتبال را به نمايش ميگذارد و بعد اجازه ميدهد كه مردم قضاوت كنند. قضاوت مردم نيز همواره خالي از عيب بوده است. افكار عمومي واقعيتها را درك ميكند و درست را از نادرست تشخيص ميدهد.»وي ضمن اشاره به شخصيت عادل فردوسيپور و تاثير او در شكلگيري بيغرض برنامه نود گفت: «براي عادل فردوسيپور احترام خاصي قائل هستم چون نهتنها ارزشهاي علمي دارد بلكه انسان پاك و با انصافي است. همه ديدند كه او در چند برنامه داريوش مصطفوي را به دليل تناقضگوييهايش سخت تحت فشار قرار داد اما پس از بركناري او از سمت مديرعاملي باشگاه پرسپوليس رسم انصاف را در قبال او رعايت كرد و حتي در مقام دفاع از مصطفوي برآمد. اين حركت عادل نشان داد كه وي بدون غرضورزي ديگران را به چالش ميكشد.» كارشناس فوتبال كشورمان ضمن انتقاد از ادبيات عضو هياترئيسه باشگاه پرسپوليس تصريح كرد: «وقتي گفتوگوها پيش رفت مردم حقايق را بهتر متوجه شدند. ادبياتي كه عضو هياتمديره باشگاه پرسپوليس به كار گرفت نهتنها براي من بلكه براي مردم نیز خوشايند نبود بيژن ذوالفقارنسب نيز گفته : برخورد حذفي با رسانهها به هيچ عنوان منطقي نيست. وی پيرامون تصميم فدراسيون فوتبال براي محدوديت ارتباط كميته هاي اين فدراسيون با برنامه هاي ورزشي صداوسيما اظهار كرد: اين اقدام بسيار عجيب است. خوشبختانه در كشور ما به اندازه كافي آزادي وجود دارد كه افراد بتوانند حرفهاي منطقي خود را بيان كنند و معتقدم فدراسيون فوتبال نبايد به اين شكل برخورد حذفي انجام دهد،بي ترديد اگر كارشناسان و مربيان انتقادات منطقي را مطرح مي كنند فدراسيون فوتبال بايد به صورت شفاف پاسخگو باشد. وي ادامه داد: تصور ميكنم مردم بهترين كساني هستند كه مي توانند در اين باره قضاوت كنند منصور پورحيدري، مديرفني تيم فوتبال پاس همدان تحريم برنامه نود را نوعي توهين به افكارعمومي دانست،وي در گفتوگو با خبرگزاري فوتبال تصريح كرد: «من خودم جزء آن دسته از افرادي بودم كه به برنامه 90 انتقادهايي داشتم اين انتقاد كه چرا نود گاهي افراد را روبهروي يكديگر قرار ميدهد اما حالا مسئله فرق ميكند. هيچ كس كار مسئولان راتاييد نميكند.»پورحيدري افزود: «هر كسي كه مسئول ميشود بايد تحمل انتقاد را داشته باشد. تحريم برنامه نود راهحل مناسبي براي حل مشكلات فوتبال كشورمان نيست. به جاي حذف پربينندگان برنامه تلويزيوني بهتر است آقايان بپذيرند كه اشكالات زيادي در كارشان وجود دارد.»مديرفني پاس همدان تاكيد كرد، حذف يا تحريم نود توهين به مردم است كربكندي سرمربي اسبق تيم ذوبآهن اصفهان گفت: حذف برنامه نود فقط راه را براي متخلفين فوتبال بازتر ميكند چرا كه هنوز هم هستند برخي كه از انتقادهايش هراس دارند.رسول كربكندي در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاري فارس، اظهار داشت: برنامه نود را براي ورزش و به خصوص فوتبال مفيد ميدانم. البته هيچ برنامهاي در هيچ كجاي دنيا بدون ايراد ساخته نميشود؛ اما برخورد با اين برنامه يك حركت غيرمنصفانه است. آنهايي كه چنين حركتي انجام ميدهند، قصد دارند جلوي انتقاد را بگيرند و از انتقاد گريزان هستند. اين افراد فقط به دنبال آن هستند كه از آنها تعريف شود در عين حال برنامه گذشته نود با يك ميليون چهارصد هزار پيامك حكايت از حمايت افكار عمومي از اين برنامه داشت ، اكنون نيز عبرت اميدوار است كه با پذيرش فراخواني جديد كه در برنامه آتي نود صورت مي گيرد تمام شهروندان با هر گونه علاقه اي به منظور نقد سازنده اقدامات مسئولان تربيت بدني در اين رابطه و مجموعه عملكردهاي مديريت كنوني اين سازمان فردا شب دوشنبه موبايلهايشان را برداشته و نه با انتخاب عددها كه با نوشتن يك پيام سازنده كوتاه نظرشان را بيان كنند بديهي است كه قطعا در مجموعه كارهاي مديريتي نادرست ، اقدامات خوبي نيز در اين مجموعه بعمل آمده اما بين آرمانهايي كه ناجي نسل جوان خواهد شد تا عملكرد كنوني اين سازمان فاصله زياد است
پورحيدري:به جاي حذف نود قبول كنند كه كارشان پر از اشتباه است؛حذف يا تحريم نود توهين به مردم است ـ
فوتبال ايران - منصور پورحيدري، مديرفني تيم فوتبال پاس همدان تحريم برنامه نود را نوعي توهين به افكارعمومي دانست.وي در گفتوگو با خبرگزاري فوتبال تصريح كرد: «من خودم جزء آن دسته از افرادي بودم كه به برنامه 90 انتقادهايي داشتم. اين انتقاد كه چرا نود گاهي افراد را روبهروي يكديگر قرار ميدهد اما حالا مسئله فرق ميكند. هيچ كس كار مسئولان راتاييد نميكند.»پورحيدري افزود: «هر كسي كه مسئول ميشود بايد تحمل انتقاد را داشته باشد. تحريم برنامه نود راهحل مناسبي براي حل مشكلات فوتبال كشورمان نيست. به جاي حذف پربينندگان برنامه تلويزيوني بهتر است آقايان بپذيرند كه اشكالات زيادي در كارشان وجود دارد.»مديرفني پاس همدان تاكيد كرد، حذف يا تحريم نود توهين به مردم است. چون مردم اين برنامه را دوست دارند. پورحيدري همچنين در خصوص شرايط پاس همدان گفت: «علاقهمنديم با وينكو كار را ادامه دهيم اولتيماتومي در كار نيست. من تمرينات وينكو را زير نظر دارم. او كارش را بلد است و ما اطمينان داريم شرايط پاس همدان بهتر خواهد شد.»
ابطحی نوشت:مهندس موسوی می آیدزیرا مانند خاتمی نگران کشور است محمدعلی ابطحی در یادداشت های روزانه که در وبلاگ خویش منتشر می کند، در مطلبی درباره کارگزاران دولت های سابق که منتقد دولت کنونی اند، برای نخستین بار سخنی را از قول مهندس میر حسین موسوی در باره ورود به صحنه انتخابات پخش کرد که تاکنون بدین وضوح منتشر نشده بود. ابطحی نوشت: «... از میرحسین موسوی نقل شده که چون نه در دوران آقای هاشمی - علیرغم اختلاف نظرهایی که داشته - و نه در دوران آقای خاتمی، برای کشور و سرمایه های مادی و معنوی آن احساس خطر نمی کرده در صحنه سیاسی فعال نبوده است ولی چون اکنون برای کشور احساس خطر جدی دارد، حاضر است نقش موثری ایفا کند. همان دغدغه ای که خود آقای خاتمی هم به شدت درگیر آن است.» مردم تلویزیون می خواهند نه تکرار حرفهای 30 ساله را-تلفات حکومتی زلزله B.B.Cدر انتخابات ریاست جمهوری راه افتادن تلویزیون بی. بی. سی. زلزله ای بود که هنوز مقامات حکومت زیر آوار آن دست و پا می زنند و نظراتی در این باره می دهند که مخاطب آن بیشتر دور و بری های خودشان است تا مردم. بقول معروف "بیا سوته دلان گِرد هم آئیم!" دشوار بتوان تصور کرد امثال سردار صفار هرندی وزیر ارشاد، شریعتمداری سرپرست صفار هرندی، محسنی اژه ای وزیر اطلاعات و امنیت و مطبوعات وابسته به این طیف دولتی آنچه در باره این تلویزیون می گوید، مطبوعات منتشر و سیمای جمهوری اسلامی منعکس می کند، خود به آن باور داشته باشند. نه کسی سیمای جمهوری اسلامی را قبول دارد و نه مطبوعاتی را که این نظرات در آنها منتشر می شود می خواند. مردم دنباله روزنه ای برای بیرون آمدن از زیر فشار تبلیغات از تاریخ گذشته حکومت اند. مردم از روضه و نصیحت و سخنرانی خسته شده اند. حکومتی که تاب تحمل یک کانال تلویزیونی در دوبی با مدیریت شیخ مهدی کروبی را نیآورد، با پول نفت بسیاری از تلویزیون های لسآنجلسی را از طریق بنیاد علوی و ثروتی که در اختیار آن بود خرید تا در کنار حکومت شمشیر بزنند، برای اصلاح طلبان روزنامه و روزنه ای باقی نگذاشت و آنها را در حسرت تلویزیون گذاشت، حالا ناگهان با تلویزیونی روبرو شده که مثل بمب در ایران صدا کرده است. حالا هرچه می توانند بگویند: کودتای 28 مرداد را انگلیس ها با کمک بی بی سی کردند، صهیونیست ها بی بی سی را می چرخانند، انگلیس اخ است، صهیونیسم تف است... مردم گوششان از این حرفها پر است و دیگر نسبت به آن روئین تن شده اند! بسیار خوب، اگر توصیه ها و تفسیرهای شما به دل مردم می نشیند، دیگر چه نیازی به خط و نشان کشیدن مجلس و وزارت اطلاعات وامنیت و دادستان تهران و مجلس برای هر کسی است که با این تلویزیون تماس تلفنی بگیرد؟ اگر مردم حرف های شما را قبول می کنند، دیگر این همه وحشت و تهدید برای چیست؟ مردم می بینند و روز به روز بیشتر مطلع می شوند که سیمای جمهوری اسلامی و سپاه کانال های تلویزیونی عربی العالم، المنار و الخیال در لبنان و غزه و بغداد برپا کرده و در شیخ نشین و شاه نشین و جمهوری نشین خاورمیانه دفتر سیمای جمهوری اسلامی را باز کرده و برای آن تلویزیون های عربی خبر دست و پا می کند، اما از باز شدن یک دفتر خبری برای یک تلویزیون فارسی زبان درتهران وحشت دارد. اگر کار دفتر خبری جاسوسی و براندازی نرم و سفت متمایل به مخملی است، پس لابد دفاتر سیمای جمهوری اسلامی هم همین کار را در غزه و لبنان، بغداد و ... می کند. دنیای ارتباطات در حصار سانسور و تهدیدهای امنیتی باقی نمی ماند و خوش عاقبت آن که زودتر از خواب بیدار شود. دوران یکه تازی سیما و جام غم تمام شده است. تحولات اینترنتی و مخابراتی بزودی سانسور و پارازیت را به گورستان تاریخ خواهد سپرد. کسی که می خواهد ماهواره هوا کند تا برنامه تلویزیونی برای منطقه پخش کند، باید به این واقعیت پی برده باشد، گرچه به این حقیقت هنوز باور نداشته باشد که افکار عمومی را با روضه و نوحه و مرثیه خوانی و تکرار هفت رنگ وقایع صدر اسلام نمی توان جلب و جذب کرد. فضای فلک از سقف شکاف برداشته است! باز هم خیره سری خواهند کرد؟ بازهم بر تلاش خود برای جمع کردن ماهواره و پخش پارازیت خواهند افزود؟ باحتمال قریب به یقین. ارتجاع و عقب ماندگی جز این نمی تواند بکند. حاصل این ستیز با واقعیت و خواب و خیال هائی را که با جاسوس و صهیونیست و برانداز خطاب کردن دیگران در سر می پروانند در انتخابات ریاست جمهوری مشاهده خواهند کرد. اگر وزن همین تلویزیون پشت هر کاندیدائی قرار گرفت، مردم نام آن کاندیدا را در صندوق ها انداختند آنوقت چه خواهید گفت؟
نوري كانديداي راستين اصلاحطلبان ساختاري است نه دستگاه قدرت شما گفتيد؛ سلام بر اصلاحات واقعي محاصره خانه یزدی برای جلوگیری از برگزای یک مراسم
مديريتي كه جان دو دانشجو را گرفت، 13 نفر را هم احضار كرد
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |
|
عصر عاشورا وقتی مولای مظلوم ما حسین بن علی(ع) به عنوان آخرین شهید به خاک افتاد، امویان بر این پندار بودند که دارها برچیده و خون ها شسته اند و کار تمام شده است و حق با آنها بود، اگر زینب(س) نبود. زینب ماجرای آن روز را به این و آن رساند و چنین بود که پیام عاشورا دهان به دهان چرخید و سینه به سینه حفظ شد تا به عصر خمینی(ره) رسید و باردیگر کربلا بود به وسعت همه سرزمین ها و عاشورا بود به درازای همه روزها. | |
یک ایرانی بنام "جمال" پیامی برای پیک نت فرستاده است. ایشان پس از اشاره به بازی حکومت با فاجعه ای که اسرائیل در غزه آفرید و بهره برداری راستگرایان اصولگرا از این جنگ، از علی مطهری نماینده مجلس هشتم که از طرفداران درگیر کردن ایران در جنگ غزه و حمایت از استشهادیون بود پرسیده است:
1- کارخانه روغن نباتی دامون که دفتر آن در خیابان یوسف آباد است متعلق به کیست؟
2- پسر عموی شما چگونه و به چه پشتیبانی می تواند کشتی کشتی روغن وارد کرده و بعد از بسته بندی به اسم تولید داخلی عرضه کند تا کمر تولید داخلی را بشکند؟
3- چه کسی پشت گرفتن موافقت اصولی و اجازه بی رویه واردات برای کارخانه دامون است؟
4- سرمایه خانواده مطهری در دوبی چقدر است؟
5- چه کسانی از اعضای خانواده مطهری آخر هر هفته برای گذراندن تعطیلات به دوبی می رود؟
6- ساخت و سازهای شهرک غرب با حقوق بازنشستگی پدر شما جریان دارد یا با حقوق شما درمجلس؟
وزیران اقتصاد، نفت و بازرگانی دولت احمدی نژاد و چند مقام اقتصادی دولت روزهای شنبه و یک شنبه از رسیدن امواج بحران اقتصاد جهانی به ایران خبر دادند.
وزیر اقتصاد گفته است "موج دوم بحران مالی جهانی بازار سرمایه ایران را متأثر کرده است. موج اول اثری بر اقتصاد ایران نداشت لیکن موج دوم اثرات خود را نشان داد و بازار سرمایه در کشور را مستهلک کرد."
وقتی لغات و اصطلاحاتی که وزیر برای گمراه و گیج کردن مردم به کار برده را دراین خبر با لغات واقعی آن عوض کنید. یعنی "مستهلک" را که در مورد ساختمان و وسیله بکار می رود بردارید و به جایش فلج یا ورشکسته بگذارید آنوقت خبر وزیر اقتصاد معنای خود را پیدا می کند. آن خبر اینست که دولت احمدی نژاد که مدعی بود با نفت 5 دلاری هم می شود مملکت را اداره کرد و ایران در بحران اقتصادی جهان روئین تن است، با دو موج کوچک این بحران فلج و زمین گیر شده است. تازه این امواج کوچک است، هنوز موج های بزرگ در راه است. سه وزیری که پول نفت را تبدیل به واردات کردند و رفتند دنبال طرح های جنجالی نظیر سهام عدالت ( که همان طرح شاه هنگام افزایش درآمد نفت با نام "شریک کردن کارگران در سهام کارخانه ها" بود) و یا نقدی کردن یارانهها به امید رای جمع کردن درانتخابات آینده حالا از مستهلک شدن اقتصاد ایران سخن می گویند. آقای جنتی را از تریبون نماز جمعه باید پائین کشید و نشاند روی صندلی مصاحبه مطبوعاتی و درباره فاجعه 5ر3 ساله اخیر پرسید. کاری که با سرلشگر فیروز آبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح باید کرد. احمدی نژاد با حمایت این دو که هر دو از حمایت رهبر نیز برخوردار بودند، پس از فروش نفت 145 دلاری مملکت را رساند به اینجا! و این داستان هنوز ادامه دارد.
وزير بازرگاني چندي پيش با استناد به کاهش قيمت محصولات در سطح جهاني وعده «ورود موج ارزاني» را داد تا شايد بار تورم 28 درصدي کمتر بر مردم سنگيني کند. اما مير کاظمي به تازگي به حقيقت تلخ بحران جهاني پي برده است و پس از موج ارزاني از موج کاهش توليد و بيکاري خبر مي دهد. او که اقتصاد ايران را مصون از آسيب هاي بحران اقتصاد جهاني مي دانست، به کاهش تجارت جهاني و رشد اقتصادي کشورهاي در حال توسعه اعتراف کرد که در اين بين ايران نيز از اين فاجعه جهاني مستثني نخواهد بود. وزير بازرگاني در نخستين اجلاس مجمع سازمان هاي توسعه تجارت اکو پيش بيني کرد بحران اقتصادي جهاني به سرعت توليد را کاهش داده و بيکاري به دنبال داشته باشد. مسعود ميرکاظمي اينگونه توضيح داد؛ اکنون مهم ترين چالش اقتصادي پيش روي کشورهاي جهان مقابله با بحران است که بر اثر سياست هاي غلط چند ساله امريکا رخ داده است
سه شنبه 6 تا جمعه 9 ژانویه
شاه رفت، امام میآید
پیشدرآمد: از همان روزی که دکتر شاپور بختیار، در اولین مصاحبه مطبوعاتی خود پس از قبول نخست وزیری گفت؛ اعلیحضرت بعد از معرفی کابینه و گرفتن رأی اعتماد از مجلس کشور را برای معالجه ترک می کنند، پیدا بود که شاه رفتنی است. آن روز که در زندان حکومت نظامی معروف به کمیته مشترک که بعدها زندان توحید شد و مجسمه های سران ولایت فقیه را در حال شکنجه شدن در آن به نمایش گذاشته اند، صدای شاه را شنیدیم که می گفت: من صدای انقلاب شما را شنیدم. وداریوش نظری در سلول بغلی من با صدای گرفته و ناباور پرسیده بود علی رضا، راستی این خودش بود و بی اعتنا به سربازی که فریاد می زد زندانی حق صحبت کردن با زندانی دیگر را ندارد ما خیلی دست بالا که می گرفتیم می گفتیم شاه می رود کیش و یا رامسر، دکتر امینی هم به ریاست شورای سلطنت انتخاب میشود و یک کابینه ائتلافی به ریاست نهاوندی و یا انتظام و کسانی چون او تشکیل میشود بعد هم لابد انتخاباتی است و تشکیل مجلسی تازه که در آن چهرههای از یاد رفته دهه سی و اوائل دهه چهل حضور خواهند داشت.
حتی شبهائی که همراه با هزار و یک سؤال در منزل احمد بنیاحمد نماینده تبریز با دکتر حسینعلی کاتبی، بلوهر آصفی، دکتر ذکاء و رحیم خان صفاری جلسه میکردیم و پایههای «اتحاد برای آزادی» کم کمک ریخته میشد، نه من که جوانترین و بیتجربهترین بودم و نه دکتر کاتبی که این روزها و بدتر از آن را بسیار دیده بود باور نداشتیم شاه به این آسانی میرود، دکتر علی امینی که همه روزه با او در تماس بودم (و با انتشار کتاب دکتر امینی و ساواک از سوی مرکز پژوهش امنیت خانه مبارکه ولی فقیه معلوم شد همه مکالمات آن روز من با امینی ضبط و به مقامات عالیه گزارش میشده است) و دو سه روز یکبار برای گفتگو و کسب آخرین خبرها به دیدارش میرفتم معتقد بود شاه میل به رفتن دارد اما شاید ارتشیها نگذارند برود. و آن شب سرد بیبرق که در خدمت استاد آزاده بزرگوارم زنده یاد دکتر غلامحسین صدیقی بودم که صبحش با دکتر امینی و انتظام با شاه دیدار و آمادگی خود را برای تشکیل دولت در صورت ماندن اعلیحضرت در کشور ـ چنان که خود میگفت ـ اظهار کرده بود، دیگر برایم یقین شده بود که شاه و ملکه یا به کیش میروند و یا نوشهر، و سرزمین من صاحب دولتی میشود که آزادمردی چون صدیقی ریاستش را خواهد داشت و مردانی پاک و ملی و مبارز مسئولیتهای عمده آن را عهدهدار خواهند شد. دکتر صدیقی در حالی که سخت از سوی دخترش که از لندن آمده بود تا در روزهای بحران مادر گرامی و پدر بزرگوارش را تنها نگذارد، از پذیرش مقام نخستوزیری منع میشد قاطعانه میگفت اگر اعلیحضرت بروند ارتش از هم میپاشد و کشور دچار آشوب میشود و ملاها و عاملان بیگانه قدرت را به دست میگیرند. ایشان باید بماند اما فعلاً دخالتی در امور نداشته و مثل پادشاه مشروطه نماد وحدت ملی باشند.
اميد داریم كه او می آید
در ذهنم هميشه ماندنی است و بیاد می آورم زمان رفتنش چگونه قلم ها شروع به گريستن كردندوهمه باهم شكستند. ديگرشوقي در نوشتن ها نبود چون شکستن هم ،نوبتی نبود.فقط مرگ بود كه داشت برشكسته شدنقلم ها تبسم مي زد. بعد از رفتنت قلمی رانیافتم آنگونه كه ميخواهد بنويسد زیرا ترس و وحشت درمیان آنهاایجادشده بوده وهست. جست وجویی براي يافتن قلم كردم ، قلمي كه بشود با آن خيلي از ناگفته هايي را كه نمي توان به زبان آورد بنويسم .بر بام دنيا سركي كشيدم،اما هر چه گشتم هيچ نيافتم.
نگاهي به گستردگی آسمان كردم چيز اميدوار كننده اي هم در آن نديدم .كم كم غروب غم انگيز،پهنای آسمان رافرا گرفت، آرام آرام هوا تاريك وتاريكتر شد. با اميدي چشم انتظار ماه نشستم تا بتوانم در خيال خودنوشته اي را كه در ذهن خود دارم روي آن تجسم كنم ،اما اثري هم ازماه پيدا نكردم.به ستاره ها نگريستم ستاره ای را ندیدم كه بدرخشد تا بتوانم دلم را به آن خوش كنم. با ناراحتي بسيارسرم را پايين انداختم .
اما گذشت و گذشت و گذشت...
دوباره به آسمان نگاهي كردم دیدم اين بارستاره ها بیشتر از قبل میدرخشیدند.تعجب كردم امیدوارانه بهآسمان و ستاره ها خيره شدم باخود گفتم: چه اتفاقی افتاده ؟ ناگهان ديدم از دورستاره ای چنان درخششی از خود نشان می دهد وچنان خودنمايي مي كند که پرتو نورش آسمان را آذین بندی می کند. مطمئن بودم و هستم كه آن ستاره اميدي با خود دارد و خواهد داشت. بی ترديد آن ستاره همان ستاره اي ست كه به دنبال آن بودم ، ستاره اي كه گروهي محدود و تنگ نظر به دنبال محو كردنش در میان ستاره ها بوده اند. چرا؟آیادرخشش این ستاره در آسمان بزرگ خدا گناهی دارد ، كه حق درخشیدن نداشته باشد؟شايد آنها نمي دانند كه این ستاره قلمش با خود فكري نودارد ، آری شاید جواب سوال همین باشد.خودش خوب مي داند و به ياد مي آورد آن روزي كه رفت ،قلم هايي كه در حال نوشتن بودند چگونه شكستند و گريستند وکاغذ دست نوشته هاي آن روز را باقطرات اشك خود خيس مي كردند. اميدواريم که بیاید و با آمدنش تحولي دوباره در ميان قلم هاي شكسته و شوق نوشتن را در ميان آنها ایجاد کند.ماهم با آن قلم هاي شكسته و خشكيده درمركب و با چشم اميدي بسويش دست ياري دراز كرده ايم بلكه بيايد وشورو شوق دوباره نوشتن را درميانمان زنده كند. همه منتظريم كه درخشانترازقبل وبا روشنايي بيشتربيايد.
طلوعی دوباره بعد از غروبي دلگير و غم انگيز تنها امیدهمه ماست.
بی صبرانه منتظر آمدن این ستاره درخشان جناب آقای سید محمد خاتمی به عرصه انتخابات هستیم .از عزيزان و بزرگان نظام در خواست داريم كه در آمدن اين ستاره درخشان و محبوب، ما را ياري كنند ونگذارندعده ای جلوی این ستاره را بپوشانند تا بلکه ما جوانان باحضور این شخصیت والا مقام امیدمان به آینده این نظام بیشتر و بیشتر شود.
آمدنش پایان انتظار و تاریکی هاست و تولدي دوباره براي نوشتن دست نوشته هاي اشک آلودماست و همه چشم انتظار معلم قلميم و امیدواریم که او بیآید
عشق در اصل از گياهي معني اش نشات گرفت
اولين بار بهر خالق واژه اش وسعت گرفت
گوشه اي از وصف آن در دوم خرداد بود
بامحمدخاتمي خرداد شخصيت گرفت
مهدي نظام الاسلامي| عنوان : پایکوبی سیا برای ته کشیدن حساب ذخیره ارزی در ایران چکيده : با اظهارات بیسابقه رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا معلوم شد که سازمان سیا به شدت از خالی شدن حساب ذخیره ارزی ایران طی سالهای اخیر خرسند است و بر روی این مساله و همچنین کاهش درآمدهای نفتی ایران حساب ویژهای باز کرده است.به گزارش بیبیسی، فرانسپرس و رویترز؛ «مایکل هیدن» رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اظهاراتی عبرتآموز و بیسابقه مدعی شد: کاهش شدید قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی ایران، جمهوری اسلامی را در معرض بیثباتی قرار داده است.رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ادامه ادعا کرد: اگر قیمت نفت در سال آینده حول بشکهای 40 دلار دور بزند، میتواند با تشدید مجازاتهای اقتصادی و دامن زدن به نارضایتی سیاسی در داخل ایران، تاثیری بیثبات کننده بر دولت این کشور داشته باشد و همچنین میتواند دولت هوگو چاوز در ونزوئلا را تکان دهد.ابراز خرسندی صریح و بیسابقه رئیس سازمان سیا از کاهش درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی ایران در حالی است که حساب ذخیره ارزی با هدف پسانداز درآمدهای کشور جهت استفاده در «روز مبادا» طراحی شده بود. دولت آقای احمدینژاد طی سه سال گذشته بر اساس مصوبات مجالس هفتم و هشتم، برداشتهای بیسابقهای را از ذخایر ارزی انجام داده است. دولت نهم البته از اعلام رسمی موجودی صندوق ذخیره ارزی خودداری کرده و موجودی آنرا «محرمانه» خوانده است؛ با این حال برخی کارشناسان غیر رسمی و منتقد، موجودی حساب ذخیره را کمتر از 25 میلیارد دلار ذکر کردهاند. | |
|
پایکوبی سیا برای ته کشیدن حساب ذخیره ارزی در ایران به گزارش بیبیسی، فرانسپرس و رویترز؛ «مایکل هیدن» رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در اظهاراتی عبرتآموز و بیسابقه مدعی شد: کاهش شدید قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی ایران، جمهوری اسلامی را در معرض بیثباتی قرار داده است. هیدن که تا چند روز دیگر صندلی خود را به فرد دیگری در دولت اوباما واگذار خواهد کرد؛ با اشاره به کاهش قیمت نفت و همچنین خالی شدن صندوق ذخیره ارزی در ایران گفت: این مسایل، جمهوری اسلامی ایران را با «بی ثباتی» مواجه میکند و وضعیتی است که برای دولت آمریکا میتواند مثبت باشد. رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در ادامه ادعا کرد: اگر قیمت نفت در سال آینده حول بشکهای 40 دلار دور بزند، میتواند با تشدید مجازاتهای اقتصادی و دامن زدن به نارضایتی سیاسی در داخل ایران، تاثیری بیثبات کننده بر دولت این کشور داشته باشد و همچنین میتواند دولت هوگو چاوز در ونزوئلا را تکان دهد. وی که نمیتوانست خشنودی خود را از ته کشیدن ذخایر ارزی ایران طی سه سال اخیر پنهان کند، در ادامه اظهارات خود گفت: وضعیت فعلی (کاهش ذخایر ارزی و کاهش درآمدهای نفتی ایران) حفاظ و ضربهگیری را که جمهوری اسلامی اخیراً از آن بهره برده است از میان برخواهد داشت و باعث آن چیزی میشود که به نظر من فشارهای طبیعی در داخل جامعه ایران است تا (این جامعه) بهتر بتواند خود را بروز دهد! رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ادعا کرد که با توجه به افت قیمت نفت و همزمان وجود تورم و نزدیک شدن انتخابات ریاست جمهوری، ایران میتواند با «چالش های واقعی» روبرو شود. مایکل هیدن در بخش دیگری از اظهارات خود، با تکرار اتهام «تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی» تاکید کرد که پرونده هستهای ایران یکی از ده چالش عمدهای است که رئیس بعدی سیا باید ظرف 12 ماه آینده با آن دست و پنجه نرم کند. وی مدعی شد که دو مساله کلیدی مزبور یعنی کاهش قیمت نفت و کاهش ذخایر ارزی بر مناقشه هستهای ایران نیز اثرگذار خواهد بود و تهران باید سال آینده تصمیم بگیرد آیا در این شرایط، ادامه تحریمهای اقتصادی به دلیل اصرار بر غنیسازی قابل تحمل است یا خیر؟ ابراز خرسندی صریح و بیسابقه رئیس سازمان سیا از کاهش درآمدهای نفتی و ذخایر ارزی ایران در حالی است که حساب ذخیره ارزی با هدف پسانداز درآمدهای کشور جهت استفاده در «روز مبادا» طراحی شده بود. دولت آقای احمدینژاد طی سه سال گذشته بر اساس مصوبات مجالس هفتم و هشتم، برداشتهای بیسابقهای را از ذخایر ارزی انجام داده است تا آن جا که برخی مسئولان دولتی اعلام کردهاند حساب ذخیره ارزی هماکنون حدود 25 میلیارد دلار موجودی دارد. اگر این برداشتها انجام نمیشد، حساب ذخیره ارزی هماکنون میتوانست حداقل 120 میلیارد دلار (و به روایتی 150 میلیارد دلار) موجودی داشته باشد. دولت نهم البته از اعلام رسمی موجودی صندوق ذخیره ارزی خودداری کرده و موجودی آن را «محرمانه» خوانده است؛ با این حال برخی کارشناسان غیر رسمی و منتقد، موجودی حساب ذخیره را کمتر از 25 میلیارد دلار ذکر کردهاند. | |
مصاحبه با سيمين بهبهاني در باره شيرين عبادي
سيمين بهبهانی: به صراحت می گويم که خانم عبادی مايه افتخار زنان ايران است. او جايزه نوبل را از آن خود کرده و تلاش و کوشش عملی شيرين عبادی است که تمام هم و غم اش را در اين چند ساله در دفاع از حقوق بشر گذاشته و جلوی بسياری از مفاسد را گرفته پرونده هايی را که در رابطه با افراد بی پناه، قتل های زنجيره ای، پرونده های فعالان دانشجويی و زنان و دراويش گنابادی به طور رايگان قبول کرده و از آنان دفاع می کند و به سرنوشت قضايی شان رسيدگی می کند. بنابراين فکر می کنم چنين زنی را بايد قدرش را دانست و ازش سپاسگذار بود نمی دانم چرا يک عده ريخته اند در خانه ايشان و در و ديوار را کثيف کرده اند. نمی دانم اين کارها و حرکات يعنی چه؟ اين کارهای زشتی است و اگر هر کسی حرفی دارد بزند ولی رفتن و سياه کردن ديوارها و اينجور کارها کار آدم عاقل نيست. آن هم وقتی که طرف آدم، کسی است مثل شيرين عبادی که فرد منطقی و اهل گفتگوست، مدافع صلح است و دانشی دارد و می تواند جوابگوی اعمال خودش باشد. بنابراين اگر کسی در مورد رفتار و گفتار خانم عبادی حرفی دارد می تواند با منطق صحبت کند ولی چنين اعمال جنجال برانگيزی واقعا شايسته نيست.
صبا آذرپيک
رحماني فضلي رئيس ديوان محاسبات تمام زيرمجموعه اش را بسيج کرده تا به سرعت گزارش عملکرد مالي کابينه نهم را در سه سال گذشته تهيه کنند. گزارش هايي که اين روزها با مهر محرمانه راهي مجلس و پس از آن دادسراي ديوان محاسبات مي شود به روايت نمايندگان حکايت از تخلفات مالي متعددي دارد که توسط دستگاه هاي دولتي در طول سه سال گذشته صورت گرفته است.
یاری: در پی پیروزی چشمگیر اصلاحطلبان به رغم محدودیتهای ایجاد شده در انتخابات نظام پزشکی، دکتر مصطفی معین سرلیست ائتلاف سپید و دومین منتخب جامعه پزشکی در بیانیه ای از حضور چشمگیر پزشکان در این انتخابات تقدیر و تشکر کرد.
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن این بیانیه دکتر مصطفی معین بدین شرح است:
بسمالله الرحمن الرحیم
همكاران ارجمند و گرانقدر
وظیفه میدانم كه از حضور و مشاركت آگاهانه و مسئولانه جامعه فرهیختة پزشكی ایران در پنجمین دوره انتخابات سازمان نظام پزشكی و حسن اعتماد آنان به نامزدهای ائتلاف سپید، صمیمانه قدردانی كنم.
موفقیت چشمگیر اصلاحطلبان به رغم رد صلاحیتهای گسترده و حذف چهرههای خوشنام وخدمتگزار و كارآمد در استانهای مختلف از جمله تهران، فارس، یزد، گلستان، ارومیه و... بیش از هر چیز محصول انگیزهمندی و احساس مسئولیت همكاران ارجمند و افزایش حدوداً سی درصدی مشاركت جامعه پزشكی در انتخابات است. تلاشهای گرانقدر نهادهای مستقل مدنی و صنفی، انجمنهای علمی و تخصصی و حضورداوطلبانه نامزدهای محترم و آرای آگاهانة شركتكنندگان مسئول در این انتخابات نشان داد كه نسبت میان مشاركتهای مدنی و دموكراسی، نسبتی استوار و تعیینكننده است.
از این پس نیز وظایف ویژهای در برابر یكایك منتخبان قرار میگیرد كه در دفاع از حقوق و منزلت اجتماعی و صنفی و معنوی جامعه پزشكی و حقوق و كرامت انسانی بیماران و نهایتاً تأمین سلامت جامعه گامهای عملی بلندتری بردارند.
در میان مسائل و تنگناهای فراوان جامعه ما، وضعیت نابسامان دارو و درمان و هزینههای كمرشكن آن برای توده مردم و عدم رعایت حرمت و حقوق مادی و معنوی جامعه پزشكان به ویژه پزشكان جوان از سوی دستگاههای رسمی و دولتی تا به آن حد حاد و نگرانكننده هست كه نه تنها در دستور كار نهادهای صنفی از جمله سازمان نظام پزشكی بلكه در متن توجهات همه نهادهای مدنی وسیاسی ودستگاههای رسمی و غیررسمی قرار گیرد.
امیدوارم با اهتمام اعضای محترم هیأتهای مدیره نظام پزشكی در مناطق مختلف كشور، برای انتخاب نمایندگان فعال خود در مجمع عمومی و تشكیل شورای عالی سازمان نظام پزشكی، مدیریت جدید سازمان نظام پزشكی بتواند گامهای ناپیموده را در ایفای نقش مستقل و موثر این نهاد بزرگ صنفی و مدنی بردارد. مجددا تأسف خود را از اعمال محدودیت و رد صلاحیت و غیبت چهرههای پرتلاش و خدمتگزار و تأثیرگذار و اعمال برخی شیوههای غیر اخلاقی، مغایر با قانون و نابرابر در تبلیغات اعلام میدارم و تلاش و حضور ارزنده همكاران عزیز را در آفرینش این عزم ملی ارج میگزارم.
پیروز این انتخابات ملی، جامعه پزشكی كشور است كه از این پس با همكاری صمیمانه همه منتخبان و رفاقت بعد از رقابت منتخبان، چشماندازهای جدیدی فراروی ملت خواهد گشود، انشاالله.
این رفیق ما آدم نازنینی است، همین آقای ایشپیلیوس را عرض می کنم. البته ایشان از یک خانواده آسوری ارمنی بین منطقه کردستان و بلوچستان است و در منطقه آنها اسمهای آدمها همه اش عجیب و غریب است، مثلا همین اسم ایشپیلیوس. آخر این هم شد اسم؟ تازه اسم خودش که خوب است، آرا ایشپیلیوس، اسم خاله اش ماسماسک ایشپیلیوس است.
این آقای ایشپیلیوس مدتها به من سر قضیه انرژی هسته ای حق مسلم ماست گیر داده بود که تو چرا در این مورد با منافع ملی مان مخالفت می کنی و علت اصلی توقف غنی سازی را کارهای من می دانست. دیروز به من گیر داده بود که چرا مثل احمد نجفی و مهناز افشار بلند نمی شوی بروی به غزه. به او می گویم برادر عزیز! شما اول بگو ماجرای انرژی هسته ای چی شد، می گوید کدام انرژی هسته ای؟ می گویم همان که می گفتی حق مسلم ماست. می گوید: من می گفتم؟ کی گفتم؟ می گویم، دو سال هر روز می گفتی که انرژی هسته ای حق مسلم ماست و می گفتی هر کسی با آن مخالف باشد خائن به کشور است.
با تعجب به من نگاه می کند و می گوید: من که اصلا یادم نمی آید، انرژی هسته ای دیگر چه حرف بی ربطی است؟ اصلا من چنین حرفی نزدم. بعد نگاه می کند به من و می گوید: حالا اگر نمی خواهی بروی به غزه حرف دیگری است، ولی بیخودی انرژی هسته ای و این مزخرفات را بهانه نکن
سها سيفي
"حسين قاضيان" در وبلاگش عکس دختر بيحجاب لبناني را منتشر کرده که عکس سيدحسن نصرالله را در دست دارد اما روي تيشرتش جملهاي به انگليسي نوشته شده به اين مضمون که به من نگاه کن. در حاشيه اين عکس، وضمن انتشار عکسهايي از دوران انقلاب ايران با همين محتوا که زنان غيرمحجبه را در کنار زنان محجبه نشان ميدهد، قاضيان تلويحاً اين پرسش را مطرح کرده است که جرا جامعهي ايراني نتواند به چنين همزيستي مسالمتآميزي دست يابد:
اينکه اينان، هم ميتوانند هم ميخواهند از جريانها واشخاصي دفاع کنند که با آنان فرق دارند، نشان ميدهد که هر دو سو توانستهاند موجوديت ديگري را در عين متفاوت بودن بپذيرند. يعني بپذيرند ديگري ميتواند جور ديگري باشد. جوري که البته از نظر طرف ديگر احتمالاً پذيرفته(=حق) نيست. اما چون "جور ديگر بودن"شان پذيرفته ميشود؛ يعني با "ناجور بودن"شان مدارا ميشود؛ پس ميتوانند چيزهاي جورشان را با هم به اشتراک بگذارند.
حزبالله لبنان براي اين افراد ــ دستکم تاکنونــ حق متفاوت بودن قائل بوده است. پس راه را باز گذاشته است تا آنان هم براي حزبالله حق متفاوت بودن با خود قائل باشند. در اين حال پذيرش زيستن با تفاوتها، امکان ميدهد شما همانطور که با چيزهايي در هويت ديگري مخالفيد و در عين حال ميپذيريدش، با چيزهايي هم که موافق هستيد، براحتي موافقت کنيد؛ موافقتتان را هم نشان دهيد؛.و بياعتبار هم نشويد. حزبالله ميتواند با اين شيوهي پوشش مخالف باشد. اما همين که ميپذيرد در عين مخالفت، حق متفاوت بودن ديگري را به رسميت بشناسد، براي ديگري مجالي باز ميکند تا بتواند و بخواهد با او موافق باشد؛ موافقتش را ابراز کند؛ و از اعتبار هم ساقط نشود.
تعطيل زندان گوانتاناموخواست محافل حقوقي جهان ازپرزيدنت اوباما وهمکاران اواست.پرزيدنت اوباما دراين باره به امريکا وجهان قول داده است تا آن را درفهرست اولويت ها بگذارد، اما ورود جدي به اين اقدام حقوق بشري به يک چالش تبديل شده که گروه همکاران اوباما هرچند به آن مي پردازند، اما متوجه شده اند کارچندان آساني نيست وبه آن فوريتي که امريکا وجهان انتظاردارند شدني نيست. فعالان حقوق بشرنگراني خود را پنهان نمي دارند وپياپي يادآورمي شوند که گويا گوانتانامو ازرده اولويت ها خارج شده است.اوباما درپاسخ مي گويد موضوع به آن سادگي که درآغازمي پنداشته نيست ونمي توان ظرف کمترازيک سال پس از بيستم ژانويه تعطيل گوانتانامو را اجرايي کرد.
يک کارشناس حقوقي نزديک به دولت اوباما اخيرا به نيويورک تايمزگفته است مهمترين مشکل اين است که کدام گروه اززندانيان بايد آزاد بشوند وکدام گروه بايد همچنان تحت پيگرد باقي بمانند.دولت پرتقال وديگردولت هاي اروپايي يک مانع بزرگ را که همواره تعطيل گوانتانامو را دشوار ساخته بود از پيش پاي اوباما برداشته اند و اعلام کرده اند با هدف همکاري با دولت اوباما آماده اند آن دسته از زندانيان را که در صورت آزادي مي ترسند به کشورشان بازگردند بپذيرند.اوباما به صراحت گفته است به عقيده اوچارچوب حقوقي که گوانتاناما را درآن قرار داده اند از حيث پيگرد تروريست ها و نتايجي که در نظر داشته اند چارچوب شکست خورده اي است وهمين کافي است تا متقاعد بشويم که گوانتانامو بايد تعطيل بشود. در مجموع کم نيستند حقوقدانان، نظاميان وافراد برجسته سياسي که تاکيد مي کنند با توجه به همکاري جهان براي تعطيل گوانتاناموو پذيرفتن تعدادي از زندانيان، آن قدرکه تدوين يک راه حل همه جانبه ضرورت دارد، تداوم انتقاد از پرزيدنت بوش سودمند نيست. برخي هشدار مي دهند که ممکن است تعطيل شدن گوانتانامو به تاسيس زندان ديگري منجر بشود که شرايط معتدلي داشته باشد. تيم اوباما اين احتمال را بکلي رد مي کند و تاکيد دارد اين خواست آنها نيست.
دکتر رومئو که يک شخصيت برجسته حقوق بين الملل است و مديريت اتحاديه آزادي هاي مدني امريکا را به عهده دارد، تيم اوباما را براي تعطيل گوانتانامو در فشار گذاشته است وهر لحظه تاخير به هر دليل را نابسود مي داند.وي از اين که هنوز جزئيات برنامه تعطيل گوانتانامو تدوين نشده ابراز نگراني مي کند و مي گويد در حاليکه برنامه مهار بحران اقتصادي بسيار سريع و دقيق طراحي شده، از سرعت در طراحي برنامه تعطيل گوانتانامو خبري نيست. دکتر رومئو بحران در عدالت را با بحران اقتصادي از حيث زيان هاي اجتماعي در يک سطح ارزيابي مي کند و ضمن هشدارهاي سرزنش آميز مي گويد "به همان اندازه که پيدا کردن شيوه هاي درمان بحران اقتصادي حياتي است تا جايي که راه حل ها را سريع بسته بندي کرده ايم، احتياج داريم با آنچه عدالت را در کشورمان جريحه دار و بيمار کرده فوري برخورد کنيم و در مجموعه اي منسجم گزينه هاي درماني را بسته بندي کنيم."
عدالت وقتي بيمار مي شود برخورد با عواملي که آن را بيمار کرده به زبان دينداران صديق فريضه است و به زبان حاميان آزادي هاي مدني از چنان اهميتي برخوردار است که سياستمداران نمي توانند آن را به تاخير بيندازند. اين شکل از نظارت مردمي بر امور و درجات بالاي آزادي بيان تضمين کننده آزادي و حفظ حقوق انساني است. درست است که ارزش هاي حقوق بشري به صورت هاي مختلف در امريکا و اروپا زير نام جنگ با ترور زير پا گذاشته شده است. اما حقوقدانان هرگز فضاي باز دانشگاه ها را در نقد نقض حقوق انسان ها از دست نداده و تمام سالهايي که عدالت به انگيزه جنگ با ترور سخت بيمار شده همواره عوامل آن را به چالش کشيده اند.اينک حاميان حقوق انسان ها به تعطيل گوانتانامو رضايت نمي دهند و دارند از آن فراتر مي روند.اين زمزمه در مدرسه حقوق هاروارد شنيده مي شود که امريکا با بحران قانون اساسي مواجه شده است.لازم است در قوانين و مقرراتي که به نام جنگ با ترور به صورت هاي گوناگون وضع شده تجديد نظر پذيرفته بشود. مانند تکنيک هايي که براي تحقيقات انتخاب شده، تسهيلاتي که براي دستگيري ايجاد شده، و شکنجه.
آيا اين که ايرانيان روزي و روزگاري نه چندان دور بتوانند با مسالمت و حداکثر خويشتن داري عوامل اقتصاد بيمار و عدالت صدمه خورده خود را از صحنه خارج کنند اميد بي پايه اي است.بي گمان آن روز و روزگار نزديک است. ايکاش عوامل نابساماني ها پيام صلح را پذيرا بشوند و به شکرانه آن، پيام صلح و دگرگوني براي مردمي بفرستند که ديري است آنها را به بهانه جنگ با اجانب با مشقت بحران اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و قامت شکسته فرشته عدالت آشنا ساخته اند.
|
سران عرب چیزی از سخنرانی مهم احمدینژاد نفهمیدند... |
نامه اوباما به دخترانش: در قبال «آمريكا» مسوول هستيم
روز سه شنبه ی آينده، باراک اوباما به عنوان چهل و چهارمين رييس جمهور امريکا سوگند خواهد خورد. به خاطر اين واقعه ی تاريخی، مجله پرادا(PARADE) از رييس جمهور منتخب که مردی خانواده دوست است خواست تا آن چه را برای دخترانش می خواهد در نامه ای بنويسد. در اينجا اين نامه را می خوانيد:
«ماليا و ساشای عزيز؛
می دانم که در دو سال گذشته روزهای خوشی را در کمپين تبليغاتی پشت سر گذاشته ايد، به پيک نيک و اجتماعات مردمی رفته ايد، و هر نوع خوراکی ای که شايد من و مادرتان نبايد اجازه می داده ايم خورده ايد. اما می دانم که هميشه هم برای شما و مادرتان آسان نبوده است، و هرچه قدر هم که برای سگ جديدتان هيجان زده هستيد، جبران تمام زمانی که از هم جدا بوده ايم را نخواهد کرد. می دانم که در اين دو سال چيزهای بسياری را از دست داده ام، و امروز می خواهم به شما کمی بيشتر در اين باره بگويم که چرا تصميم گرفتم خانواده مان را راهی اين سفر کنم.
وقتی مرد جوانی بودم، فکر می کردم تمام زندگی دربارهی من است؛ اين که چطور راهم را در دنيا پيدا خواهم کرد، موفق خواهم شد، و چيزهايی را که می خواهم به دست خواهم آورد. اما پس از آن شما دو نفر با تمام کنجکاويها و شيطنت هايتان پا به دنيای من گذاشتيد. با آن لبخندهايی که هميشه قلبم را گرم و روزم را روشن کرده اند. و ناگهان، تمام نقشه های بزرگی که برای خودم داشتم ديگر چندان مهم نبودند. به زودی دريافتم که بزرگ ترين لذت زندگيم، لذتی بود که در زندگی شما می ديدم. و فهميدم که زندگی ام ارزش چندانی نخواهد داشت مگر اين که بتوانم مطمئن باشم که شما تمام فرصت های خوشحالی و خرسندی را در زندگی تان داشتهايد.
دخترانم، در نهايت اين چيزی بود که به خاطرش نامزد رياست جمهوری شدم؛ به خاطر چيزهايی که برای شما و تمام کودکان اين ملت می خواهم.
می خواهم تمام کودکانمان به مدرسه هايی بروند که توانايی آموزشی آن ها را داشته باشد؛ مدارسی که آن ها را به چالش بخواهد، به آن ها الهام دهد، و حسی از شگفتی درباره ی دنيای اطرافشان به آن ها تزريق کند. می خواهم شانس اين را داشته باشند که به دانشگاه بروند حتی اگر پدر و مادرشان ثروتمند نيستند.
و می خواهم که شغل های خوبی داشته باشند: شغل هايی که درآمد خوبی دارند و مزايايی مانند بيمه به آن ها می دهند، شغل هايی که به آن ها اين اجازه را می دهند که با کودکانشان وقت بگذرانند و با وقار بازنشسته شوند.
می خواهم مرزهای اکتشافات را گسترش دهيم تا شما بتوانيد تکنولوژی و اختراعات جديدی را ببينيد که زندگی مان را بهتر و سياره مان را پاکيزه تر و امن تر می کنند. و می خواهم مرزهای انسانيت را گسترش دهيم تا به چيزی فراتر از مرزبندی های نژادی، منطقه ای، جنسی و مذهبی برسيم که ما را از شناخت بهتر يکديگر باز می دارد.
گاهی بايد مردان و زنان جوانمان را به جنگ و موقعيت های خطرناک بفرستيم تا از سرزمينمان محافظت کنيم- اما وقتی چنين کاری کرديم، می خواهم مطمئن باشم که تنها به دليل خيلی موجهی بوده است، اين که تلاش کنيم تا اختلاف هايمان با ديگران را با آرامش و صلح حل کنيم، و هر آنچه از دستمان بر می آيد انجام دهيم تا از زنان و مردان ارتش مان محافظت کنيم.
می خواهم تمام کودکان بدانند که نعمت هايی که اين امريکايیهای شجاع برای آن میجنگند ارزان به دست نيامده است که امتياز ويژه ی شهروندی اين سرزمين مسئوليت فراوانی با خود به همراه دارد.
اين درسی بود که وقتی هم سن و سال شما بودم مادربزرگتان به من آموخت، سطرهای آغازين بيانيه ی استقلال را برايم خواند و از مردان و زنانی گفت که برای برابری راهپيمايی کردند زيرا باور داشتند که کلماتی که دو قرن پيش در آن بيانيه آمده بايد معنايی داشته باشد. او به من کمک کرد تا بفهمم که امريکا کشور بزرگی ست نه به خاطر بی عيب بودنش بلکه به اين خاطر که هميشه می تواند بهتر شود، و اين که کامل کردن کار ناتمام بی نقص کردن اجتماع مان به عهده ی تک تک ماست. اين مسووليتی است که به فرزندانمان منتقل می کنيم، با هر نسل جديد به امريکايی که می خواهيم نزديک تر می شويم.
اميدوارم هر دوی شما اين کار را در دست بگيريد، غلط هايی که می بينيد را درست کنيد و تلاش کنيد فرصت هايی که خود داشته ايد را به ديگران بدهيد. نه فقط به خاطر اين که مجبور هستيد تا چيزی به کشوری برگردانيد که چيزهای فراوانی به خانواده ی ما داده است- هرچند چنين تعهدی داريد. اما به خاطر اين که به خودتان تعهد داريد. زيرا تنها زمانی که خود را به چيزی بزرگتر از خودتان متصل می کنيد، پتانسيل واقعی خود را در می يابيد.
اين چيزهايی ست که برای شما می خواهم-؛ اين که در جهاتی رشد کنيد که هيچ محدوديتی برای روياهايتان وجود ندارد و چيزی نيست که نتوانيد به آن دست پيدا کنيد، اين که زنانی دلسوز و متعهد باشيد که به ساختن چنين دنيايی کمک می کنند. و می خواهم تمام کودکان تمام فرصت هايی که شما برای يادگيری، روياپردازی و رشد کردن در اختيار داشته ايد، داشته باشند. به اين دليل است که خانواده مان را راهی چنين ماجراجويی بزرگی کردم.
به هر دوی شما افتخار می کنم. بيش از آن چه که بدانيد دوستتان دارم. و هر روز به خاطر صبر، وقار، مهربانی و شوخ طبعی تان متشکرم و اين در حاليست که خود را برای شروع زندگی جديدمان در کاخ سفيد آماده می کنيم.
با عشق، پدر
برگردان از خبرنامهي گويا
هفت اصلاحطلب در شوراي عالي نظام پزشكي
خرداد: با وجود ردصلاحيتهاي گسترده در انتخابات نظام پزشكي هفت اصلاحطلب ميانهرو توانستند به عضويت شورايعالي نظام پزشکی دست يابند.
بنا بر روال چند سال گذشته، دستگاه قدرت در اين انتخابات صنفی نیز علاوه بر ردصلايت منتقدان وزارت بهداشت، دست به سواستفاده از امکانات عمومی و تطميع پزشكان زد اما ائتلاف سپید که سرلیست آن مصطفی معین بود، توانست هفت کرسی را در شورای عالی نظام پزشکی از آن خود کند.
براساس نتایج بدست آمده، شهاب الدين صدر با 2718 راي اول، مصطفي معين با 2358 راي دوم شدند و بعد از آن به ترتيب عليرضا زالي با 2219 راي، محمدرضا نوروزي با 1959 راي، خليل عليزاده با 1796 راي، حسن هويدا با 1717 راي، محمد حسين بدخش با 1553 راي، تقي نوربخش با 1321راي، محمد مهدي حفيظي با 1280 راي و شاهرخ خوش سيرت با 1227 راي به عنوان 10 نفر منتخب گروه پزشكي در تهران انتخاب شدند. در گروه علوم آزمايشگاهي محمد صاحب الزماني، انتخاب شد و از بين داروسازان نيز در تهران احمد شيباني و عباس كبريايي زاده انتخاب شدند، در گروه مامايي نيز ناهيد خداكرمي انتخاب شد. در گروه دندانپزشكان محمد بيات و علي يزداني انتخاب شدند و در گروه ليسانسه هاي پروانه دار نيز اسماعيل ابراهيمي تكامجاني در حوزه انتخابيه تهران بزرگ انتخاب شد.
اگر فردي اعتراض داشته باشد به مدت 2 روز براي اعتراض فرصت دارد كه در هيئت مركزي نظارت بر انتخابات نظام پزشكي بررسي و نتيجه آن اعلام ميشود. نتيجه انتخابات هيات مديرههاي نظام پزشكي در 180 شهر ديگر نيز با انتخاب بيش از 2 هزار نفر صبح امروز در شهرستانهاي مختلف اعلام شده است.
گفتنی است، شیوه انتخاب رئیس کل نظام پزشکی کشور به شیوه الکترال است.
کلاس دانشجویان در زندان اطلاعات شيراز دوازه نفره شد!
با بازداشت آلما رنجبر، یکی از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در روز چهارشنبه 25 دی ماه تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز جمعا به 12 نفر رسید که هم اکنون 7 نفر از آن ها در بازداشت به سر می برند.
تمامی این دانشجویان با احضاریه هایی با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است که پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شده اند.این دانشجویان هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز به سر می برند و از وضعیت آنها و سلامتی آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست.
اولین دانشجویان بازداشت شده کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی، لقمان قدیری و محسن زرین کمر بودند که در تاریخ 14 دی ماه بازداشت شدند که کاظم رضایی و محسن زرین کمر پس از 8 روز بازداشت و عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری پس از 9 روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدند.پس از آن ها نیز 4 دانشجوی دیگر به نام های سعید خلعتبری، احمد کهنسال، عباس رحمتی و عنایت تقوی در 21 دی ماه بازداشت شدند که در روز 23 دی ماه برای این 4 دانشجو قرار وثیقه صادر شد و یکی از این دانشجویان به نام عباس رحمتی در همان روز با تامین وثیقه آزاد شد اما به دلیل عدم تامین وثیقه آزادی 3 دانشجوی دیگر به روز 24 دیماه موکول شد اما در روز 24 دیماه بنا به دلایل نامعلومی قرار وثیقه ای که برای این دانشجویان پیش از این صادر شده بود از سوی قاضی این پرونده، قاضی کریمی، به قرار بازداشت تبدیل شد، این 3 دانشجو با گذشت 7 روز از بازداشتشان همچنان در بند به سر می برند.
همچنین هادی الم لی و آرش روستایی 2 دانشجوی بازداشت شده دیگر هستند که از روز 23 دی ماه در بازداشت به سر می برند و برای آنان نیز قرار وثیقه صادر شده است.حمدالله نامجو نیز از روز 24 دی ماه در بازداشت به سر می برد و برای او نیز قرار بازداشت صادر گشته است.دیگر دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز آلما رنجبر است که از روز 25 دیماه در بازداشت به سر می برد و گویا برای او از سوی قاضی پرونده قرار وثیقه صادر شده است.تا کنون تلاش های دانشجویان دانشگاه شیراز و دوستان این دانشجویان بازداشت شده جهت ملاقات با آن ها بی ثمر مانده است که این مساله موجب نگرانی فعالین دانشگاه شیراز شده است و احتمال می رود که دانشجویان بازداشت شده تحت شکنجه قرار داشته باشند.
همچنین یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند دو دانشجوی احضار شده دیگر هستند که در اعتراض به غیر قانونی بودن عملکرد و نوع احضار، که دانشجویان با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات احضار شده اند، به اداره اطلاعات مراجعه نکرده اند.
لازم به ذکر است که در روزهای گذشته از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای 8 نفر از دانشجویان احکام قطعی صادر شده است و همچنین تعدادی از دانشجویان مجددا به کمیته انضباطی احضار شده اند.احکام قطعی صادر شده به شرح زیر است:
حمدالله نامجو (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)
نوید غفاری (یک ترم محرومیت از تحصیل)
افشین هوشنگ (دو ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق)
آرش روستایی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم )
هادی الم لی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)
آلما رنجبر (دو ترم محرومیت از تحصیل)
امین کریمی (یک ترم محرومیت از تحصیل)
امین درستی (توبیخ کتبی و درج در پرونده)
میلیارد تومان پول مردم ایران چپونه حیف و میل میشود؟
بالاخره پس از گذشت مدت ها از انتشار خبرهای متناقض از توقف ساخت آزاد راه تهران- شمال که توسط بنیاد مستضعفان و شرکت چینی انجام می گیرد در صورت قطعی شدن توقف این پروژه عظیم ملی میلیاردها تومان ضرر به کشور وارد می شود.
پس از آنکه در آبانماه سال جاری شایعات رسانه ای خبر از کنار گذاشتن بنیاد مستضعفان و جانبازان از ساخت آزاد راه 121 کیلومتری تهران – شمال دادند این بار خبرهای منتشره حکایت از ان دارد که این کناره گیری که با خروج چینی ها به عنوان تنها فاینانسور خارجی ساخت ازاد راه همراه است خسارتی 170 میلیارد تومانی را متوجه بیت المال می کند. چرا که وزارت راه و ترابری به دلیل خارج کردن بنیاد مستضعفان از پروژه آزاد راه تهران - شمال باید رقمی در حدود 170 میلیارد تومان به این بنیاد خسارت پرداخت کند.
پرداخت این رقم کلان در حالی صورت می گیرد که ساخت این آزاد راه بنا بر اعلام وزیر سابق راه و ترابری نیاز به هزینه 1300 میلیارد تومانی دارد. یعنی اخراج چینی ها و خارج کردن بنیاد که به عنوان راه حل خروج از بن بست ساخته نشدن این آزاد راه که نزدیک به بیست سال از آغاز به کار آن می گذرد در حالی پیشنهاد و به عنوان گزینه نهایی مد نظر قرار گرفته که مسئولان وزارت راه درباره رقم کلان 170 میلیاردی باید پاسخ گوی این سوء مدیریت و اجرا در طول این سالیان باشد.
اما خبرهای رسیده درباره این اقدام انتحاری حکایت از آن دارد که مبلغ قرارداد ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال توسط چینی ها از 220 میلیون دلار به 600 میلیون دلار افزایش یافته است. بر پایه جدیدترین اخبار فعالیت پیمانکار چینی در ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال عملا در حال تعلیق است و ساخت این فاز از آزادراه متوقف شده است که مسوولان امر معتقدند یکی از دلایل اصلی آن سرمای هوا در منطقه است. اما در عین حال گفته می شود پیمانکار چینی برخی نیروهای خود را از پروژه ساخت فاز اول آزادراه تهران - شمال بیرون آورده است.
در عین حال یک منبع آگاه در گفت وگو با خبرنگاران از افزایش میزان مبلغ قرارداد ایران و چین به 600 میلیون دلار خبرداد و گفت: این در حالی است که بسیاری از پیمانکاران داخلی توانایی ساخت این آزادراه را با مبلغ پایین تر دارند اما ساخت این پروژه به پیمانکاران داخلی به صورت مستقیم داده نمی شود. در همین زمینه علاوه بر بیرون رفتن چینی ها از ساخت این پروژه برخی خبرها هم حکایت از آن دارد که با افزایش مبلغ قرارداد آزادراه تهران - شمال از 200 میلیون دلار به 600 میلیون دلار موافقت شفاهی شده اما این موافقتنامه هنوز رسمی نشده است و در امضای افزایش مبلغ یا فسخ قرارداد تردید وجود دارد.
بهبهانی وزیر راه و ترابری در شهریور ماه طی مصاحبه ای با اذعان به این مطلب که چینی ها پنج سال است در این آزادراه وارد شده اند اما هیچ کاری انجام نداده اند، تصریح کرد: «قبول دارم ما هم مقصر هستیم چراکه چینی ها معتقدند قرارداد منعقدشده فی مابین ایرانی ها و چینی ها مربوط به سال 83 است و تا حدودی این قرارداد را قبول ندارند که قرار است طی جلساتی که با هم داشتیم این مشکل را حل کنیم.» هر چند چندی پیش از آن نیز هيات دولت بنا به پيشنهاد رييس جمهوري به منظور تسريع در رفع مشکلات احداث آزاد راه تهران - شمال و با هدف تقويت نظارت بر اجراي پروژه هاي ملي و شتاب بخشي در احداث راه هاي مواصلاتي ضروري براي سهولت در حمل و نقل شهروندان، به منظور اعمال اختيارات هيات وزيران دراين خصوص تصويب کرد کارگروهي به رياست وزير راه و ترابري با اختيارات ويژه در دولت تشکيل داد. اين مصوبه در تاريخ 25 خرداد ماه سال 1387 از سوي پرويز داودي، معاون اول رييس جمهوري براي اجرا ابلاغ شد.
این در حالی است که وزیر راه در آبان ماه گذشته درباره وضعیت آزادراه تهران ـ شمال تصريح كرده بود: تا يك ماه آينده نتيجه قطعي مذاكرات با محيط زيست و پيمانكار چيني مشخص و اعلام خواهد شد. هر چند آقای وزیر در ماه قبل از این مصاحبه و اظهار نظر یعنی در مهرماه اعلام کرده بود که هفته آينده در نشستي با مديران چيني پيمانکار آزاد راه تهران - شمال، مشکلات پيش روي اين آزاد راه برطرف مي شود. حميد بهبهاني در گفت وگو با خبرنگاران با بيان اينکه تاکنون 1200 ويزاي کارکنان پيمانکار چيني آزاد راه تهران - شمال صادر شده است، گفت: اختصاص يک کارخانه سيمان و شماره گذاري 300 خودرو و برگزاري بيش از 10 نشست با شرکت چيني از ديگر اقدامات 2 ماه اخير براي رفع مشکلات چيني ها در اين آزاد راه است.
اما به راستی جای این پرسش از مقامات راه و ترابری باقی مانده است که چه ضمانتی وجود دارد که شرکت و پیمانکار بعدی این پروژه نیز با تحمیل چنین ضرر مادی و معنوی و گذشت زمان بسیار این آزاد راه را نیمه کاره رها نکند؟ ولی باز جای این گلایه نیز باقی است که اگر به اذعان کارشناسان و منابع آگاه شرکت های داخلی با هزینه کمتر و زمان بهتر توان ساخت این پروژه عظیم را دارند چرا باید تن به چنین قرار داد شبه ترکمانجایی داده شود؟
این سوال پرسیدنی است که آیا بهتر نبود با استفاده از راهکارهای قانونی دیگر، به جز کنار گذاشتن شرکت هایی که متعهد به ساخت این آزاد راه بوده اند در صدد استیفای حقوق ملت بر می آمدند؟ دستگاه قضائی و سایر ارگان های نظارتی برای چنین روزهایی در نظر گرفته شده اند تا هزینه نزدیک به 14 درصدی ساخت و اتمام یک پروژه ملی با ریسک مدیران ارشد کشور پامال نشده و بیت المال آسیب نبیند.
پیشینه ساخت آزاد راه تهران - شمال :
مطالعات مربوط به طرح احداث آزاد راه تهران – شمال اولین بار در سال 1356 به تصویب رسید. در آن هنگام یک شرکت فرانسوی داوطلب احداث آن با سرمایه خود در طی 5 سال بود و تنها شرطش وصول عوارض از وسایل نقلیه عبوری در مدت 10 سال پس از بهره برداری از آزاد راه مذکور بود. با احتساب بهره و سود سرمایه هزینه احداث آزاد راه در آن هنگام به 750 میلیارد ریال میرسید. در آن زمان یک سرمایه گذار ایرانی به نام «گ» پیشنهاد کرده بود که در ازای دریافت 100 میلیون متر مربع از اراضی منطقه، آزاد راه مذکور را در طول پنج سال احداث و تحویل نماید که این پیشنهاد مورد توجه قرار نگرفت.
به هرحال، کلنگ آغاز اجراى این پروژه در سال 1375 به زمین زده شده است. عقد قرارداد مشارکت با بنیاد مستضعفان در سال 1375 با برآورد 2500 میلیارد ریال و سهم الشرکه وزارت راه و ترابری به مبلغ 150 میلیارد ریال به صورت مقطوع جهت تملک اراضی و واگذاری 5/62 میلیون متر مربع زمین به وسیله دولت و بقیه تعهدات و هزینه ها برای تکمیل و بهره برداری از آزادراه توسط بنیاد تعهد گردید.
در سال 1380 به علت محدودیتهای مبتلا به واگذاری زمینهای تعهد شده مذاکرات برای تغییر قرارداد شروع و نهایتاً در سال 83 متمم قرارداد منعقد و عملیات اجرایی در سال 84 با هزینه کرد 75 میلیارد ریال و تأمین اعتبار بابت برگزاری جلسات، رفع مشکلات و سوء تفاهمات، انتخاب بانک عامل و انجام کارهای بانکی اقدام و عملیات اجرایی با شرایط جدید شروع گردید.
سال 1381 رئیس جمهورى وقت ایران پروژه ساخت آزادراه تهران - شمال را جزو پروژه هاى داراى اولویت انتخاب کرد ولى در تخصیص اعتبارهاى این طرح در دولت گذشته تعلل صورت گرفت. دولت نهم نیز پس از استقرار مصوباتی در این خصوص داشت از جمله آن که موافقت شورای اقتصاد با درخواست وزارت راه و ترابری برای اصلاح تامین منابع مالی فاز نخست آزاد راه تهران- شمال بود.
در اسفندماه سال 84 بابت پیش پرداخت فاینانس تعهد شده، مبلغ معادل 33 میلیون دلار توسط بنیاد به بانک عامل پرداخت گردید. اعتبار اسنادی در تاریخ 16/10/85 افتتاح و در مورخ 10/12/85 با تنفیذ وام (Finance) قرارداد اجرایی گردید. مبلغ قرارداد تأمین مالی و اجرای منطقه یک 220 میلیون دلار و 300 میلیارد ریال می باشد. براساس تصمیم دیگری که در در سال 85 گرفته شد، درخواست وزارت راه و ترابری درخصوص اصلاح مصوبه موضوع احداث و بهره برداری منطقه یک آزاد راه تهران - شمال به طول 32 کیلومتربا استفاده از تسهیلات مالی خارجی توسط شرکت ساخت و توسعه زیر بناهای حمل و نقل کشوررا به استناد بند ج ماده 13 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی ایران مورد بررسی قرارداد و ضمن موافقت با تمدید اعتبار و مهلت مصوبه به مدت یکسال با اصلاح آن موافقت کرد.
همچنین براساس تصمیم دیگر دولت نهم، سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور پنجاه درصد تسهیلات خارجی ( سهم الشرکه بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی ) مورد نیاز برای اجرای پروژه آزاد راه تهران - چالوس را تضمین و به بانک تجارت اعلام کند تا چنانچه طرف مشارکت از پرداخت سهم خود در اقساط قرار داد ناتوان بود، این سازمان اعتبار لازم را تامین و وزارت راه و ترابری نسبت به پرداخت اقساط لاوصول و یا معوق اعلامی بانک عامل ( بانک تجارت) اقدام و در حسابهای فی ما بین با بنیاد یاد شده منظور کند.
به هر حال در حالی هم اکنون پروژه آزادراه تهران - شمال تنها چند درصد پیشرفت دارد که ترکان، حجتى، مرحوم دادمان، افشار، خرم، بناب ، رحمتى و در نهایت بهبهانی که بالاترین مقام مسئول در وزارت راه و ترابرى در این سالها بوده اند، همواره بر تسریع در اجراى این پروژه تأکید داشته و دارند.
منبع: تابناک
فرزاد کمانگر نوشت؛ «من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان»
زئوس ، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
تو میراث خوار زندانبانان زئوس گشتی تا هر روز نگهبان فرزندی از سلاله آفتاب و روشنی گردی و برای من و تو زندان دو معنای جداگانه پیدا کرد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، توبیرون سلول ، من درون سلول .
حال بهتر است همدیگر را بهتر بشناسیم
من معلمم...نه نه...
من دانش آموز صمد بهرنگی ام ، همان که الدوز و کلاغها و ماهی سیاه کوچولو را نوشت که حرکت کردن را به همه بیاموزد. او را میشناسی ؟ میدانم که نمی شناسی. من محصل خانعلی ام ، همان معلمی که یاد داد چگونه خورشیدی بر تخته سیاه کلاسمان بکشیم که نورش خفاشها را فراری دهد.
میدانی او که بود؟
من همکار بهمن عزتی ام ، مردی که همیشه بوی باران میداد و انسانی که هنوز مردم کرمانشاه و روستاهایش با اولین باران پائیزی به یاد او می افتند، اصلا میدانی او که بود ؟ میدانم که نمیدانی.²
من معلمم ، از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام .
حال که من را شناختی ، تو از خودت بگو ، همکارانت که بوده اند ، خشم ونفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای ، دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده ؟ از سیاهچالهای ضحاک ؟
از خودت بگو ، تو کیستی ؟ فقط مرا از دستبند و زنجیر و شلاق ، از دیوارهای محکم 209 ، از چشمهای الکترونیکی زندان ، از درهای محکم آن مترسان، دیگر هیچ هراسی در من ایجاد نمی کنند. عصبانی مشو ، فریاد مکش ، با مشت بر قلبم مکوب که چرا سرم را بالا میگیرم ، داستان مشت تو و سر زن زندانی را به یاد دارم.
مرا مزن که چرا آواز میخوانم، من کردم، اجداد من عشقشان را ، دردهایشان را ، مبارزاتشان را و بودنشان را در آوازها و سرودهایشان برای من به یادگار گذاشته اند. من باید بخوانم و تو باید بشنوی . و تو باید به آوازم گوش دهی ، میدانم که رنجت میدهد. مرا به باد کتک مگیر که هنگام راه رفتن صدای پایم می آید ، آخر مادرم به من آموخته ، با گامهایم با زمین سخن بگویم ، بین من و زمین ، پیمانی است و پیوندی که زمین را پر از زیبائی و پر از لبخند کنم . پس بگذار قدم بزنم ، بگذار صدای پایم را بشنود ، بگذار زمین بداند من هنوز زنده ام و امیدوار.
قلم و کاغذ را از من دریغ مکن ، میخواهم برای کودکان سرزمینم لالائی بسرایم ، سرشار از امید ، پر از داستان صمد و زندگیش ، خانعلی و آرزوهایش ، از عزتی و دانش آموزانش ، میخواهم بنویسم ، میخواهم با مردمم سخن بگویم ، از درون سلولم ، از همینجا ، میفهمی چه میگویم ؟ میدانم به تو آموخته اند از نور ، از زیبائی ها ، از اندیشه و اندیشیدن متنفر باشی. اما نترس به درون سلولم بیا ، مهمان سفره کوچک و پاره من باش ، ببین من چگونه هر شب همه دانش آموزانم را مهمان میکنم ، برایشان چگونه قصه میگویم ، اما تو که اجازه نداری ببینی ، تو که اجازه نداری بشنوی ، تو باید عاشق شوی ، باید انسان شوی ، باید اینسوی درب باشی تا بفهمی من چه میگویم .
به من نگاه کن تا بدانی فرق من و تو در چیست ، من هر روز بر دیوار سلولم دستان دلدارم را و چشمان زیبایش را میکشم ، و انگشتانش را در دست میگیرم و گرمی زندگی را در دستانش و انتظار و اشتیاق را در چشمانش میخوانم ، اما تو هر روز با باتوم دستت انگشتان نقش بسته بر دیوار را میشکنی و چشمان منتظرش را در می آوری ، و دیوار را سیاه میکنی. دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و "شعور نور" آزارت خواهد داد ، من ماهها است چشم انتظار دیدن یک آسمان پرستاره ام. با ستاره های یاغی که در تاریکی از این سوی آسمان به آن سوی آسمان پر بکشند و سینه سیاهی را با نور بشکافند. اما تو سالهاست در تاریکی زندگی میکنی ، شب تو بی ستاره است ، میدانی آسمان بی ستاره یعنی چی ؟ آسمان همیشه شب یعنی چی ؟
اینبار که به 209 برگشتم به درون سلولم بیا من برایت آرزوها دارم ، نه از رنگ دعاهای تو که سراسر آتش است و ترس از جهنم ، آرزوهای من پر از امید و لبخند و عشق است . به درون سلولم بیا تا راز آخرین لبخند عزتی را پای چوبه دار برایت بگویم ، میدانم که باز بندی بند 209 خواهم شد ، در حالی که تو با همه وجود پر از کینه ات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساخته اند میسوزد . من بر میگردم در حالی که یک معلمم و لبخند کودکان سرزمینم را هنوز بر لب دارم.
فرزاد کمانگر، معلم محکوم به اعدام
بند بیماران عفونی زندان رجایی شهر کرج
27/10/87
1- چند نفر از نگهبانان 209 (برخلاف بازجوها که اینبار اذیتم نکردند ) به خاطر اینکه در مطلب ، بندی ، بند 209 ، آنها را شبیه شبح خوانده بودم وحشیانه به باد ، کتک و فحش و ناسزا گرفتنم.
2-بهمن عزتی معلمی بود که اوایل انقلاب اعدام شد ، هنوز مردم روستاهای کرمانشاه و کامیاران از او خاطرات بسیار دارند ، میگویند هنگام اعدام در جواب ماموران که از او پرسیدند از مرگ نمی هراسی ؟ لبخند زنان گفت : مرگ اگر مرد است گو نزد من آید تا در آغوشش کشم ، تنگ تنگ.
منبع: فعالان حقوق بشر در ایران
|
نامه همسر احمدینژاد؛ دو هفته پس از نامه همسر خاتمی |
|
موافقت مشروط ولایتی با طرح انتخاباتی علی مطهری |
در شرايطي كه مقام هاي كاخ اليزه با شك و ترديد به تداوم برنامه هاي فارسي زبان راديو فرانسه مي نگرند و در صدد بوده اند فعاليت هاي خبري را به حد يك سايت خبري تنزل دهند، شبكه ي تلويزيوني "بي بي سي" با وجود مخالفت آشكار و گاه همراه با تهديد مقام هاي سياسي- امنيتي ايران، حضور پر رنگ، رنگارنگ و گوناگون خود را در فضاي رسانه اي كشورديكته كرده است.
اسفنديار صفاري
با گذشت سه هفته از آغاز بحران غزه نشانه هاي آشکارتري از نيات جناح حاکم بر ايران براي استفاده تبليغاتي با مصرف داخلي و منطقه اي از اين بحران آشکار مي شود. در جديدترين مورد سپاه پاسداران با ابلاغ دستورالعملي تبليغي- رسانه اي با عنوان "توصيه ها و راهکارهاي رسان هاي" در مورد بحران غزه به و رسانه هاي وابسته تاکيد کرد که با اجراي اين دستورالعمل مي توانند به بحران غزه "رنگ و لعاب ايدئولوژيك ببخشند."
اين دستورالعمل 10 محور دارد، که بخش هايي از آن در يک بولتن داخلي سپاه پاسداران که با عنوان "تحليل هفته" در اختيار هاديان سياسي سپاه قرار مي گيرد منتشر شده، و تاکيد دارد: "در تحرك رسانهاي بايستي مواردي كه در پيام مقام رهبري آمده است مورد تاكيد قرار گيرد و از شكل خبري صرف به عمليات گسترده رسانهاي شامل تحليل، تحريض، نقد و تشويق مردم به حمايت و تظاهرات تبديل شود، و لذا از علماي مسلمان، رؤساي الازهر، روشنفكران و... مصاحبههاي متعددي گرفته و منعكس گردد."
اکرم سعيد زاده
بسياري از فعالان سياسي در تهران همايشي را که تحت عنوان "الگوي زيست مسلماني" با حضور مير حسين موسوي و محمد خاتمي برگزار شد، به عنوان اولين حرکت انتخاباتي اصلاح طلبان ارزيابي مي کنند و آن را سر آغاز ائتلافي جدي مي دانند که سر انجام در رأس آن خاتمي قرار خواهد گرفت؛ با اين تفاوت که حمايت همه جانبه موسوي را پشت سر خواهد داشت.
خرداد، احسان مهرابي: دفاعيات عبدالله نوري در دادگاه تاريخي خود نه تنها نام "عبدالله نوري" كه همهي ديگر اعضاي آن دادگاه و از جمله دادستانش را ماندگار كرد اما روشن بود كه اين ماندگاري به سرنوشت مشتركي نميانجامد. نوري، وزير كشور دو دولت در جمهوري اسلامي به زندان رفت و اما دادستان او محمد ابراهيم نكونام 9 سال پس از آن دادگاه تاريخي به كرسي نمايندگي مجلس رسيده است. "ابراهيم نكونام" را هنوز همبسياري با آن دو دادگاه تاريخي ميشناسند؛ دادگاه موسوي خويينيها و در پي آن عبدالله نوري. نكونام دادستان هر دو دادگاه بود و كوشش شاياني كرد كه اين دو روحاني برجستهي اصلاحطلب را به مجازات برساند و به زندان بفرستد. اين روزها كه او در پي سالها "خدمت" خود به دستگاه قدرت پاداش گرفته؛ كمتر كسي او را ميشناسد اما ابراهيم نكونام اكنون عضو مجلس هشتم از گلپايگان است و اگر روزگاري وزير كشور دولت اصلاحات را به پاي ميز محاكمه كشاند تا نام خود را وارد تاريخ كند، چندي پيش نيز از جمله فعالان استيضاح وزير كشور احمدينژاد، علي كردان بود. به مناسبت نقش او در استيضاح كردان، گفتوگويي بلند با وي را داشتم اما در حاشيه گذري به آن دادگاهي تاريخي نيز زدم. او كه اين روزها خيلي دوست ندارد، سالهاي گذشته را به ياد آورد، در اشاره به نقش خود در دو دادگاه موسوي خويينيها و عبدالله نوري ميگويد: «به اين چيزها نپردازيد.گرچه من شناخت شخصي از تك تك اين ها دارم.» و سپس در پاسخ به شناخت خود از عبدالله نوري، اعترافي ميكند كه ميتواند براي همهي كساني كه آن دادگاه را پيگيري ميكردند، جالب است؛ «فقط درباره آقاي عبدالله نوري مي گويم كه فردي داراي تهجد و نماز شب است .شايد دائم الروزه هم باشند ولي ايكاش با خيلي از افرادي كه مايه ديني ندارند ارتباط نداشت.» اين اعتراف دادستاني است كه از سوي نه سال پيشتر از سوي دستگاه قدرت ماموريت يافت تا عبدالله نوري را به زندان بفرستد
البرز محمودي
هرچند بيانيه اول دفتر تحکيم وحدت پيرامون غزه با فضاسازي رسانه هاي محافظه کاران ايران به بهانه اي تبديل شد که طي آن يک روزنامه توقيف و فعاليت اين تشکل از سوي وزارت علوم "غير قانوني" اعلام شد، اما روز گذشته اين تشکل دانشجويي- سياسي بيانيه ديگري صادر کرد که در آن از "گسترش شديد دامنه محدوديت ها و سرکوب در داخل کشور"گله"و دولت احمدي نژاد به "ماهيگيري از آب گل آلود بحران غزه" متهم شده است.
دفتر تحکيم وحدت در اطلاعيه خود به "سياست به نسبت معقولانه" دولت اصلاحات در قبال منازعات مناطق فلسطيني اشاره کرده و با انتقاد از سياست دولت نهم در اين زمينه يادآور شده است: "سياست متناقض، پر تنش و خلاف منافع ملي دولت نهم که از يک سو از «محو اسرائيل از نقشه جهان» سخن مي گويد و از سويي «دوستي با مردم اسرائيل» را موضع دولت مي داند و از آن دفاع مي کند باعث از دست رفتن جايگاه ايران در مناسبات منطقه و بي اعتباري اين کشور در جامعه جهاني شده است. تبعات منفي اين تنش آفريني بر منافع ملي ايران بي نياز از توضيح است."
اين تشکل با سابقه دانشجويي ايران همچنين در بيانيه خود آورده است: "گسترش شديد دامنه محدوديت ها، سرکوب بيشتر نيروهاي مستقل و منحرف کردن جامعه از مشکلات و بحران هاي داخلي ماهي ديگري است که حاکميت و نيروهاي حامي آن در تلاش هستند تا از آب گل آلود بحران غزه بگيرند. راه اندازي موج تخريبي بر عليه دفتر تحکيم وحدت، اذيت و آزار برنده جايزه صلح نوبل، خانم شيرين عبادي، و اقدام به بازداشت بيش از يازده تن از دانشجويان دانشگاه شيراز، افزايش بازداشت فعالان مدني و اجتماعي و بسترسازي براي برخورد گسترده تر با انجمن هاي اسلامي دانشجويان و فعالين دانشجويي اقداماتي در اين راستا است که به کمک جعل اخبار و سناريوسازي رسانه هايي همچون کيهان، خبرگزاري فارس و صدا و سيما به نحو مجدانه اي پيگيري و تبليغ مي شود."
دفتر تحکيم وحدت با انتقاد از سياست متناقض دولت نهم، همچنين خاطر نشان کرده: "زماني مي توان دعاوي حمايت از مردم فلسطين توسط نيروهاي اصولگرا را پذيرفت که آن ها نخست معيارهاي بشردوستانه را در خصوص مردم ايران اجرا کنند، نه اينکه جمعي از مادران کشور که به دنبال صلح و حقوق بشر هستند را در مقابل سفارت فلسطين مورد ضرب و شتم قرار دهند و نگذارند تا از حقوق مردم فلسطين دفاع کنند! نه اينکه بزرگترين سازمان دانشجويي کشور را آماج اتهامات بي اساس قرار دهند. نه اينکه روزنامه و ارگان يک حزب سياسي را در آستانه انتخابات تعطيل کنند! بررسي رفتار دولت نشان مي دهد که انگيزه اصلي آنان استفاده ابزاري از بحران غزه براي مقاصد داخلي و خارجي است و مي خواهند حمايت از مردم فلسطين را به ملک اختصاصي و انحصاري خود تقليل دهند. گويي تنها آن ها هست که دغدغه حقوق مردم فلسطين را دارند و منتقدين و نيروهاي مستقل همه حامي اسرائيل هستند! اين برخورد انحصارطلبانه به ضرر مردم فلسطين است زيرا اين تصور را دامن مي زند که منتقدين حاکميت و نيروهاي مستقل در اين کارزار حق را به اسرائيل مي دهند!"
يک بيانيه و چند ماجرا
تنها چند روز پس از وقايع غزه، دفتر تحکيم وحدت (شاخه علامه) بيانيهاي در خصوص اين رويداد منتشر کرد که چاپ قسمتهايي از آن در روزنامه کارگزاران منجر به توقيف اين روزنامه شد. اين تشکل دانشجويي- سياسي در بيانيه خود ضمن محکوم کردن کشتار مردم غزه توسط سربازان اسراييلي، از حماس هم به خاطر "پناه گرفتن پشت غير نظاميان" انتقاد کرده بود.
انتشار تنها چند خط از اين بيانيه، حمله رسانه هاي محافظه کار را به همراه داشت بطوريکه روزنامه کيهان و خبرگزاري فارس به انتقاد از روزنامه کارگزاران پرداختند و تنها يک روز بعد اين روزنامه توسط هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد. وزارت ارشاد در روز توقيف روزنامه کارگزاران اعلام کرد که توقيف اين نشريه به خاطر "تطهير جنايات ضد بشري رژيم صهيونيستي در غزه" بوده است.
متن کامل اطلاعيه دفتر تحکيم وحدت را اينجا بخوانيد.
هر چند اين اتهام توسط تحکيم وحدت رد شد اما کيهان به اين ماجرا پايان نداد بلکه بهطور تلويحي خواستار برخورد با اين طيف دانشجويي شد و در مطلبي با عنوان "با کارگزاران برخورد کرديم با دفتر تحکيم چرا برخورد نمي کنيد" اين موضوع را مورد تاکيد قرار داد. اينبار پس از وزارت ارشاد دولت نهم، نوبت وزارت علوم بود که تنها يک روز پس از يادداشت کيهان، آن را اجرايي کند. روابط عمومي وزارت علوم، دفتر تحکيم وحدت را "غيرقانوني" اعلام کرد و موضع اين تشکل در مورد غزه را "غيرقابل پذيرش" دانست.
توقيف و جلوگيري از کار دفتر تحکيم وحدت از جمله قديمي ترين خواست هاي جناح راست است اما به علت سابقه اين دفتر که همه جا گفته شده از جمله اصلي ترين نهادهاي انقلاب اسلامي و علمدار "انقلاب دوم [عنواني که آيت الله خميني به اشغال سفارت آمريکا داد] بوده و از جمله يادگارهاي بنيان گذار انقلاب اسلامي محسوب مي شود، خواست جناح راست تاکنون عملي نشده است. با اين وجود حتي در دوران دولت خاتمي، جناح راست با ايجاد انشعاب هائي در دل دفتر تحکيم وحدت کوشيد تا حد ممکن آن را تضعيف کند.
جنايت محکوم است
با اين حال بيانيه دوم دفتر تحکيم ضمن انتقاد از دولت جمهوري اسلامي، مخاطبان ديگري نيز دارد. اين تشکل در بيانيه خود بار ديگر همچون بيانيه اول اقدامات اسراييل را تقبيح و محکوم مي کند اما در عين حال يادآور مي شود: "برخورد ابزاري با مردم فلسطين يکي از دردناک ترين ابعاد اين بحران ديرپا است. نيروهايي اعم از دولت ها و گروه هاي سياسي که منافعشان را در ناآرامي در منطقه مي جويند، کوشيده اند تا مسئله فلسطين را به کارتي براي بازي هاي خود تبديل کنند، که نمونه بارز اين رفتار را در شيوه حمايت کساني چون صدام در اين منازعات مي توانستيم ببينيم. متاسفانه براي برخي از نيروهاي فلسطيني نيز مهم ترين و مقدم ترين اصل تصرف قدرت، ترويج ايدئولوژي و تداوم بقا به هر قيمتي است و حقوق و منافع همگاني را به همراه مقاومت مشروع مردم فلسطين در نظر نمي گيرند."
در ادامه اين بيانيه آمده است: "استراتژي هاي بعضا اشتباه برخي گروه هاي فلسطيني در انجام خطاي محاسباتي نيز در مسايل رخ داده بي تاثير نيست. بديهي است که نمي توان با پرتاب موشک هاي دست ساز حريف ارتش مجهز و پيشرفته اسرائيل شد که نتيجه آن قرباني شدن امنيت، رفاه و زندگي مردم فلسطين و تضعيف حکومت نوپاي فلسطين است. در اين ميان تبعات ويرانگر اين سياست ها و به خطر افتادن سرنوشت مردم فلسطين چندان مهم نمي نمايد. در چند سال گذشته با مسلح شدن بي ضابطه گروه ها و فرق مختلف در فلسطين و سوء استفاده هاي برخي سازمان هاي تروريستي، مانند القاعده، از اين مسئله و بي مسئوليتي آن ها در قبال سرنوشت بلاخير آن منطقه باعث به خطر افتادن جان مردم بيگناه شده است."
متن کامل اطلاعيه دوم دفتر تحکيم وحدت را اينجا بخوانيد
آرش سيگارچي
هنوز يک هفته از خبر سخنگوي قوه قضاييه مبني بر محاکمه متهمان "براندازي نرم" نگذشته که دادسرا و دادگاه انقلاب جمهوري اسلامي اعلام كرد متهمان پرونده براندازي نرم از سوي شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران به حبس محكوم شده اند و در حال حاضر در زندان به سر ميبرند.
دادسرا و دادگاه انقلاب تهران ديروز اطلاعيه اي را براي خبرگزاري هاي کشور فرستاد که در آن خطاب به "ملت شريف و مومن ايران" بدون مشخص کردن هويت و ميزان محکوميت افراد محکوم شده تصريح کرده اين افراد همان کساني هستند که سخنگوي قوه قضائيه در نشست خبري خود، خبر محاکمه آنها را داده بود.
ایرنا خبرگزاری رسمی و امنیتی شده جمهوری اسلامی گیر داده به مدرک دانشگاهی محمد خاتمی. یعنی هفته پیش ملایم گیر داده بود چون نمی دانست خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری می آید یا نمی آید. روز گذشته با همین سوژه بیشتر به ماجرا گیر داد و خیلی ها را به این نتیجه رساند که مسئله آمدن خاتمی پس از دیدار با رهبر جمهوری اسلامی جدی تر شده است.
ماجرای بی مزه ای را سوژه کرده و البته هدف راهنمائی شورای نگهبان برای رد صلاحیت خاتمی با استناد به قانون است! والا هم آن خبرگزاری و هم اعضای شورای نگهبان می دانند که پایان درس حوزه معادل لیسانس است. کسی ماجرا را جدی تلقی نمی کند، همچنان که ما نمی کنیم.
اما حالا که رسیده ایم سرپل مدرک بگیری، یواش یواش بحث بر سر مدرک تحصیلی مقام رهبری هم باید شروع شود. بویژه که موقعیت او مهم تر از مقام ریاست جمهوری است. جلوتر که برویم کم کم خبرگزاری جمهوری اسلامی ممکن است برسد به اینجا که مدرک تحصیلی رهبر انقلاب چه بود؟ اصلا مدرک تحصیلی داشت که رهبر انقلاب شود؟ اگر نداشت چه صلاحیتی داشت که بدون مدرک دانشگاهی رهبر انقلاب شود؟ اصلا هرکس مدرک تحصیلی نداشته بیخود کرده انقلاب کرده!