تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | میرحسین موسوی: حاشیه پررنگ تر از متن شده است | مسجد تازه تاسیس در نیکاراگوئه با هزینه 600 هزار دلاراز سوی کمک های اقتصادی احمدی نژاد | | مهم // آيا احمدي‌نژاد يك زمين‌خوار است؟! | سرمقاله آفتاب يزد : آقاي احمدي نژاد به جاي مجلس <‌سرزده> به نانوايي برويد! | ◄توكلی: هر بلایی دلتان خواست سر قانون آوردید | ◄صفار هرندي باز هم مورد عنايت قرار گرفت! اين بار توسط دانشجويان غيور دانشگاه گيلان | صفار، برو دکتر! | | شیرین عبادی در مصاحبه با روز: | یک حکم حکومتی دیگر برای دولت؟ | انتخابات ریاست جمهوری تونس بعد از افغانستان ج. اسلامی سرود یاد مستان داد | | |
noruz

آرزوی سالی سرشار از خوبی ها و تهی از بدی ها /

سالی بدون خشونت /سالی توام با مهربانی و دوستی

در یک کلام سالی خوب یعنی سالی بدون تفکر احمدی نژادیسم  برای هموطنانم آرزومندم

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جمهوریت :در پی کناره گیری سید محمد خاتمی از عرصه کاندیداتوری انتخابات ریاست جمهوری مهندس میرحسین موسوی پیامی خطاب به رییس جمهور سابق کشورمان ارسال کرد. متن کامل این پیام بدین شرح است:

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی

با سلام

پیام دلسوزانه شما را مطالعه كردم و از اظهار لطفی كه به این فرزند كوچك مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سال‌ها به عنوان یك شهروند از این كه شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت می‌بردم وبه آن افتخار می کردم. زمانی كه نسل نوخاسته تلالو آرمانهاي خود را در آن چهره ملاقات می‌كرد و به هیجان می‌آمد به همراه آنان خود را جوان می‌دیدم. این احساس همچنان كه هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیره‌ای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی كه مردم ما به راستی مستحق آنند. بسیار تاسف خورده‌ام كه مخالفان چگونه می‌توانند نقشی را كه در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاح‌طلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاكید بر دست‌آوردهای بزرگی كه داشته‌اید چشم‌پوشی كنند، تا جایی كه فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از كامیابی‌های دوران‌سازی كه دركشان به مرور زمان و یا نگاه‌های عمیق نیاز دارد كه حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفت‌های بدست آمده در زمینه انرژی هسته‌ای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وكشور.

 خود می‌دانید كه اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول و نيز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی می‌كنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمی‌كرد برای تداوم این طریق كسی را مناسب‌تر از پایه‌گزار آن نمی‌دانستم. همچنین و همان‌گونه كه در ملاقات حضوری عرض كردم دقت و صحت برآوردی كه از این مختصات دارم را برگشت‌ناپذیر نمی‌بینم و اگر فارغ از رودربایستی‌هایی كه تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی كه در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نكند بر آن اصرار نمی‌كنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی كه نیروهای همفكر و هم سنگر بدون تردید به آن می‌رسند هنوز گسترده می‌دانم و تاخیر خود یا شما یا هریك از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات می‌شناسم.

 در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی كه در آن جان عزیز سراغ گرفته‌ایم این است كه نقش شما در تحقق آرمان‌هایی كه پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی كه دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز كشور است نیاز به سرمایه‌گذاری‌های جدی چون تلاش و تكاپوی مشخص شماست.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جمهوریت:كناره گیری سید محمد خاتمی از رقابت های انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در رسانه های جهان بازتاب گسترده ای داشت.خبرگزاری های معتبر بین المللی با انتشار بخش هایی از بیانیه انصراف خاتمی از نامزدی، به تحلیل فضای انتخابات پس از خروج رئیس جمهور سابق از گردونه رقابت ها پرداختند.

خبرگزاری رویترز : محمد خاتمی رئیس جمهور سابق ایران به طور رسمی از رقابت های انتخاباتی کناره گیری کرد تا " مانع از پراکندگی آرای جبهه اصلاحات" شود. با این حال تحلیلگران اعتقاد دارند که کناره گیری خاتمی شانس احمدی نژاد برای پیروزی را افزایش خواهد داد. خاتمی با انتشار بیانیه ای با اشاره به اینکه از میر حسین موسوی حمایت خواهد کرد، گفت:" من کناره گیری ام را از انتخابات اعلام می کنم ... تا اتحاد میان اصلاح طلبان حفظ و از پراکندگی آرای جبهه اصلاحات جلوگیری شود." خاتمی در بخشی دیگر از بیانیه اش می گوید:" اعتقاد دارم که موسوی می تواند شرایط فعلی کشور را تغییر دهد. "

خبرگزاری فرانسه: رئیس جمهور سابق و اصلاح طلب ایران با انتشار بیانی های در سایت هوادارانش از کناره گیری خود از انتخابات خبر داد. البته خاتمی در این بیانیه اعلام کرد که با وجود کناره گیری از رقابت ها تمام تلاش خود را برای جلوگیری از ایجاد چند دستگی میان اصلاح طلبان انجام خواهد داد و تعهدات خود را کنار نخواهد گذاشت. خاتمی همچنین خواستار برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه شد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس : محمد خاتمی از رقابت با رئیس جمهور تندروی ایران کنار کشید تا " مانع از پراکندگی آرای اصلاح طلبان" شود. ورود خاتمی به عرصه رقابت های انتخاباتی حدود یک ماه پیش امیدهای زیادی را میان اصلاح طلبان ایران ایجاد کرده بود. علاوه بر خاتمی دو کاندیدای دیگر اصلاح طلب نیز اعلام کاندیداتوری کردند که یکی از آنها میر حسین موسوی نخست وزیر تندروی سابق ایران است. خاتمی اعتقاد دارد که موسوی شانس بهتری برای جلب آرای محافظه کاران دارد. به این ترتیب به نظر می رسد موسوی کاندیدای پیشتاز اصلاح طلبان در انتخابات آینده خواهد بود. خاتمی در بیانیه خود اعلام کرد:" بر پایه تعهدات و وظیفه اخلاقی و برای جلوگیری از تشتت آرا از انتخابات کنار می کشم... توسعه و تغییر با هزینه کمتر راحت تر حاصل می شود."

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
افشای یک سند تکان‌دهنده از مکاتبات دولت نهم Print This Page!!!

در حالی که کاهش دستوری سود بانکی،‌ یکی از اهداف اصلی اقتصاددانان مجلس هفتم با محوریت احمد توکلی رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس بود و در دولت نهم نیز این موضوع با عنوان تک رقمی کردن سود بانکی به یکی از شعارهای اصلی رئیس‌جمهور تبدیل شد، خبرنگار «آینده» به سندی از مکاتبات دولت دست یافته که حاوی استدلال‌های مشروح و تکان‌دهنده رئیس وقت بانک مرکزی در روشن کردن آفات و پیامدهای کاهش بی‌رویه سود بانکی است.

در این متن که توسط مهندس طهماسب مظاهری، رئیس وقت بانک مرکزی طی نامه‌ای به دکتر احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور نوشته شده، 17 استدلال علمی برای اثبات نادرست بودن سیاست‌های دستوری کاهش سود بانکی درج گردیده است، که «آینده» آن را برای آگاهی افکار عمومی از پشت صحنه تصمیم‌گیری‌های اقتصادی در کشور ارائه می‌کند.

اگرچه ارائه دلایل مذکور به رئیس‌جمهور موجب توقف کاهش سود بانکی به کمتر از 12 درصد شد، تداوم حفظ این سطح سود با وجود تورم 25 درصدی فعلی موجب نابودی سرمایه سیستم بانکی می‌گردد:

متن این نامه به شرح زیر است:

«درخصوص تعيين نرخ سود بانکي براي عقود مبادله‌اي که قاعدتاً محک سنجش و ملاک قبولي پيش‌بيني سود مورد انتظار عقود مشارکتي نيز خواهد بود، از روي قاعده بايد دولت مجموعه تدابير همساز و هماهنگ و هم جهت در سياست‌هاي مالي، سياست‌هاي پولي، تدابير متناسب با آن در بازار سرمايه را اتخاذ نموده و شاخص‌هاي کلان اقتصادي دولت را به سمت مجموعه‌اي هماهنگ و سازگار با يکديگر هدايت کند. متغيرهاي کلان، از جمله نرخ تورم،‌ سطح اشتغال، رشد توليد ناخالص داخلي، سود بانكي، نرخ ارز و تعرفه‌هاي بازرگاني در يك بسته هماهنگ و در تعامل با يكديگر شكل مي‌گيرند و معيّن مي‌شوند. برخي از اين شاخص‌ها خود معلول هستند نه علت. تمايز روابط علت و معلولي آنها مي‌تواند چراغي روشنگر در مسير تصميم‌گيري صحيح‌تر باشد.

ساز و کار جديدي که درخصوص تعيين نرخ سود بانکي براي عقود مبادله‌اي درج گرديده واجد اشکالات زير است:

الف) نرخ سود فوق‌الذکر در شرايطي تعيين شد که مطالعات و بررسي‌هاي مربوط به هدف‌گذاري براي نرخ تورم قابل قبول و دست‌يافتني در سال 87 هنوز به جمع‌بندي نرسيده است. برخي اعتقاد دارند تورم سال 87 را در حّد 9 تا 10 درصد تعيين و هدف‌گذاري کنيم. برخي ارزيابي هاي کارشناسي برآوردي در حدود 16 درصد را به عنوان حداقل واقع بينانه‌اي عنوان مي‌كند که بتواند حدّاقلِ رشد اقتصادي و اشتغال مورد نياز را تأمين نمايد. برخي کارشناسان با ديدي بدبينانه و بر اساس فرض ادامه روند جاري و فعليِ سياستهاي مالي و اقتصادي دولت، نرخ‌هاي بالاتر از 19 يا 20 درصد را برآورد مي‌کنند.

ب) گزارش‌هاي کارشناسي بانک مرکزي که "الزامات" و "تبعاتِ" نيل به هر يک از نرخ‌هاي مختلف را تدوين و ارائه كرده در جلسه کميسيون اقتصاد مطرح شد و مورد بحث قرار گرفت، و سپس به کارگروه مربوطه ارجاع شد. ليکن هنوز آن بررسي‌ها به جمع‌بندي نهائي نرسيده است. مباحث اوليه در آن کارگروه حاکي از اجماع نظرات کارشناسي مبني بر غير عملي بودن کاهش يکباره ‌نرخ تورم از وضعيت فعلي به حد 10 درصد در طول سال جاري است و تأکيد بر اين نکته دارد که الزاماتِ چنان هدفي آن قدر سنگين است که دولت از عهده آن برنمي‌آيد و تبعات آن نيز چنان منفي و سنگين است که اقتصاد کشور تاب و توان تحمل آن ‌را ندارد. از نظر مصلحت کارشناسي نيز وارد آوردن چنان شوکي به اقتصاد کشور، مشوّق توليد نبوده و به مصلحت مردم نيست. اميد است در طول هفته‌هاي آتي اين موضوع جمع‌بندي و نتيجه‌گيري شود تا بتوان متناسب با هدف تعيين شده، اقدامات اجرائي، سياستهاي مالي و پولي و تبعات نيل به هدف تعيين شده را معين كرد و براي آن برنامه‌ريزي نمود.

ج) در شرايطي که هنوز هدف دولت درخصوص تورم سال 87 تعيين و نهائي نشده است و روزانه شاهد اتخاذ تصميمات اقتصادي هستيم که در جهت افزايش تورم عمل مي‌کند، اتخاذ تصميم درخصوص سود بانکي و کاهش دستوري و اداري آن،‌ منجر به کم شدن مشکلات اقتصادي کشور نمي‌شود, و رونق اقتصاد و سلامت جريان امور بانکي را به دنبال نمي‌آورد.

د) کاهش نرخ سود بانکي , نرخ تورم ونيز افزايش نرخ رشد اقتصادي ‌ و افزايش اشتغال، همگي اهداف عالي و مقصود همه اقتصاددانان و علاقمندان به توسعه کشور است، ليکن روش نيل به آن بايد سنجيده انتخاب گردد و نکته مورد بحث همواره اين بوده که نيل به اين اهداف و آمال، با چه ابزار و با كدام روش و از چه مسيري و با چه فرآيندي بايد صورت پذيرد.

در مبحث "اقتصادِ خُرد"، کاهش نرخ سود مي تواند منجر به کاهش قيمت تمام شده کالا يا خدمت توليدي بنگاه شود. اين امر به بنگاه اجازه و امكان مي‌دهد که بين کاهش قيمت فروش محصول، يا افزايش سود بنگاه انتخاب كند. به هيچ وجه نمي‌توان اطمينان داشت كه گزينه مورد انتخاب الزاماً کاهش قيمت باشد. شرايط بازار تعيين‌كننده قيمت فروش محصول است. بعلاوه تأثير ساير هزينه‌هاي توليد ازجمله نيروي انساني و ماشين‌آلات و انرژي را هم بايد در قيمت تمام‌شده ملحوظ كرد.
نرخ تورم، يک شاخص در حوزه اقتصاد کلان است و از مقررات و ضوابط آن قلمرو تبعيت مي‌کند. در آن قلمرو، کاهش نرخ سود تسهيلات بانکي منجر به افزايش تورم مي‌شود. اين امري است که نه تنها در قوانين و روابط اقتصادي اثبات شده بلکه مؤيد به تجربه نيز هست. بر اساس اين اصل که "اقوي دليلِ امکان، ‌وقوع است"، تجربه سال گذشته را مي‌توان يادآور شد. البته که تورم پديده پيچيده و چندوجهي است و عوامل بسيار متعدد در آن سهيم و مؤثر هستند. آنچه مسلم است با اصلاح يک عامل، نمي‌توان انتظار بهبود کل شاخص را، بدون توجه به ساير عوامل، داشت. ليکن به يقين مي‌توان گفت که با تغيير نامطلوب يک عامل، بايد منتظر اثرات منفي آن بر کل شاخص بود. مهار نرخ تورم که يکي از اولويت‌هاي سياست‌هاي اقتصادي امروز ماست، بايد با بهره‌گيري از تجارب علمي و واقعيات اقتصادي و معتبر دانستن روابط مکشوف در پديده‌هاي اقتصادي که در عالم خلقت در درون آن پديده‌ها نهاده شده و دانش بشري بخشي از آن را تا به امروز کشف کرده است، نيل به اين هدف را مديريت و پي‌گيري كنيم.

هـ) ساز و کار تغيير يافته در خصوص نرخ سود تسهيلات، حاکي از دريافت 5/12 درصد سود توسط سيستم بانکي به تفکيک 5/9 درصد از گيرنده تسهيلات و 3 درصد يارانه از بودجه عمومي دولت در بخشهاي غير بازرگاني و صادرات است. جناب‌عالي قبول مي‌فرماييد پرداخت 3 درصد يارانه از بودجه عمومي دولت منجر به افزايش شديد هزينه دولت و افزايش کسري بودجه مي‌‌شود كه خود اقدامي تورم‌زاست. ضمن اينكه اين اقدام، به اين شكل، در بودجه امسال ديده نشده است. برآوردهاي اجمالي اين يارانه براي تسهيلات سال 87 بيش از هزار و هشتصد ميليارد تومان است. بر اساس اصول مسلم اقتصادي استفاده از ابزار تورم زا براي مهار تورم قابل توصيه نيست. در شرايط فعلي اقتصاد که صرفه جوئي در بودجه ي دولت ضرورت دارد، افزايش تقاضاي کل از طريق افزايش يارانه‌ي غير هدفمند در راستاي تحقق عدالت اجتماعي نيز نيست. خصوصا که دولت محترم تاکيد جدي بر هدفمند کردن يارانه‌ها دارد.

و) قاعدتاً قرار است يارانه مورد نظر از محل اعتبار رديف "کمک‌هاي فني و اعتباري" و "وجوه اداره شده" در بودجه کل کشور تامين شود. امّا اولاً آن دو رديف در ارتباط با طرحهاي مصوب سالهاي قبل تعهداتي دارند که امکان اختصاص همه يارانه مورد نياز را از محل اعتبار خود ندارند و ثانياً اعتبار اين دو رديف در حد بار مالي اين يارانه نيست.

ز) معمولاً درآمدهاي دولت در بودجه عمومي، نسبت به پيش‌بيني‌هاي بودجه مصوب، همواره کاهش دارد و اين کاهشِ درآمد از طريق عدم تخصيص اعتبار مصوب مديريت مي‌شود. ارقام بودجه مصوب سال 87 حکايت از اين مي‌کند که در سال جاري کماکان از اين طريق شاهد عدم تخصيص بخشي از اعتبارات پيش‌بيني شده در قانون بودجه خواهيم بود و معمولاً در اين شرايط اعتبارات رديف‌هاي يك قلم بودجه كل كشور، اولويت اول را در عدم تخصيص و کمک به تراز کردن منابع و مصارف بودجه، دارند. شبيه اين تجربه در سال 1384 براي تسهيلات بانک کشاورزي مطرح و مقرر شد دولت 5/2 درصد يارانه به اين تسهيلات بدهد. اما امروز که در نيمه دوم ارديبهشت سال 1387 به سر مي بريم، هنوز رقمي از اين بابت به بانک کشاورزي داده نشده است سياستهاي مالي ضد تورمي دولت در سال جاري که موجب شده است موافقت‌نامه‌هاي اعتبارات عمراني را به ميزاني در حدود 70٪ بودجه مصوب تنظيم كنند همچنين اعتبارات جاري را هم با محدوديت قرار است تنظيم و تخصيص داده شود شاهد مثال و دليل مطمئني از پيش‌بيني عدم امکان تخصيص اعتبار براي پرداخت يارانه سود توسط دولت خواهد بود. در اين حال است که ارقام فوق به عنوان بدهي دولت به سيستم بانکي منظور و به ارقام قبلي افزوده مي‌شود و آن را بغرنج‌تر خواهد نمود. بانك‌ها بايد آن ارقام را در ستون درآمدهاي خود ثبت كنند و به حساب سود بانك منظور نمايند و ماليات آن را نيز بپردازند! بانكهاي دولتي 40 درصد آن را بايد سود سهام پرداخت كنند بدون اينكه الزاماً وصولي‌اي داشته باشند. تكرار اين تجربه موجب تضعيف توان و قوت بانك‌ها خواهد شد و آنان را از درون، تهي خواهد كرد.

ح) برآوردهاي اوليه حاکي است که رقم يارانه مورد نياز بر اساس متن مصوبه (کل اعتبارات بخش مسکن و صنعت و کشاورزي در کليه بانکها و در سطح کشور) از ميزان اعتبار مصوب سال جاري بيشتر است. روش تأمين کمبود آن پيش‌بيني نشده است. با توجه به بند قبلي، با اطمينان مي‌توان عدم امکان تأمين کمبود فوق‌الذکر را پيش‌بيني نمود.

ط) گرچه در متن مصوب كميسيون اقتصاد عبارت "از ابتداي امر" قيد شده است اگر فرض کنيم يارانه مورد نياز براي سالهاي بعد، در بودجه سالهاي بعد ديده شود، اين امر حاکي از ايجاد تعهد پرداخت يارانه براي سالهاي آتي است. رديف‌هاي اعتباري مورد استفاده براي اين يارانه، بودجه‌هائي هستند که الزاماً براي سالهاي آتي نمي‌توان از تکرار آن مطمئن بود. با اين ترتيب، به احتمال قوي، در سالهاي آتي مواجه با تعهداتي براي دولت مي‌شويم که منبع و اعتبار بودجه‌اي براي آن پيش بيني نشده است. ضمن اينكه ايجاد تعهد براي سالهاي آتي بالاخص براي فعاليت‌هاي نوظهور الزامات قانوني خودش را دارد كه با پيچيدگيهاي قابل ملاحظه همراه خواهد بود.

با توجه به رقم درشت اين يارانه , و ناممكن بودن تأمين و پرداخت آن، در صورتي كه تصميم به انتقال آن به سپرده‌گذاران گرفته شود خسارت سنگيني به وجهه نظام بانکي وارد مي‌آورد؛ و عدم انتقال اين ضررها به سپرده‌گذاران، منجر به خسارت غيرقابل جبران به نظام بانکي مي‌‌شود.
اين تجربه را در سالهاي قبل در مقياسي بسيار کوچک‌تر و براي برخي طرحهاي منتخب در تبصره‌هاي 2 و 3 بودجه انجام داده‌ايم و مشکلات آن هنوز كه هنوز است گريبان‌گير ماست. شرط حزم و دورانديشي و بهره‌گيري از آموخته‌هاي قبلي حكم مي‌كند كه همان تجربه را در مقياس بسيار بزرگتر تكرار نكنيم.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

شوخی!‏

-


سید ابراهیم نبوی
e.nabavi@roozonline.com

سال نو تان مبارک. امیدوارم یک سال خوب و قشنگ و زیبا داشته باشد. و آرزو می کنم سال ‏آینده ایران قشنگ تر از الآن باشد. ایرانی باشد پر از شادی و شوخی و شنگی، پر از خنده و ‏زیبایی، آنقدر که دندان همدیگر را هر روز ببینیم، نه اینکه دایم اشک چشم همدیگر را پاک ‏کنیم. امیدوارم نوروز آینده به اندازه نوروز دو سه سال گذشته نوروز میمون و مبارک و چی ‏توز نباشد. البته، چنانکه گفتم آرزو می کنم همواره شوخی و سرزندگی در زندگی تان باشد، ‏البته شوخی هم اندازه دارد، گاهی شوخی از حد می گذرد و گاهی اوقات همه دنیا می شود، ‏یک شوخی ساده.‏

مثلا به رضاشاه فکر کنید، آمده بود در تهران حقوقش را که یک سال عقب مانده بود بگیرد، ‏اما در دفتر امور مالی وزارت جنگ هیچکس نبود، رفت بالاتر، دید معاون جنگ هم در ‏وزارتخانه نیست، بعد رفت بالاتر و دید وزیر جنگ هم رفته برای خودش حال کند، بعد رفت ‏بالاتر و دید صدراعظم مدتهاست حال و حوصله رفتن به دفتر کارش را ندارد، این شد که ‏تصمیم گرفت برود سراغ پادشاه تا پولش را از پادشاه بگیرد. وقتی رسید به دربار متوجه شد ‏پادشاه ماههاست رفته پاریس و گیر کرده توی متروی پاریس و آدرس سفارت را گم کرده و ‏نمی تواند برگردد به ایران. در نتیجه، نه بخاطر اینکه دیکتاتور بود، بلکه بخاطر اینکه بیکار ‏بود، تصمیم گرفت بشود پادشاه که حقوق خودش و لشگرش را بدهد و بعد برود. بعضی از ‏مورخین گفته اند که رضا شاه تا مدتها می خواست برگردد به ده شان و همانجا به زندگی اش ‏برسد، ولی اینقدر سرش شلوغ شد که دیگر ماند که ماند و بعد هم خوشش آمد.‏

یا مثلا در مورد مرحوم مصدق، ایشان می خواست نفت را ملی کند، اما دید کسی نیست با ‏خودش گفت حکومت را هم تغییر می دهیم، کی به کی است؟ یا مثلا آیت الله خمینی شوخی ‏شوخی قرار بود از کربلا برود به نجف یک دفعه دید وسط شانزه لیزه پاریس است، دید هوا ‏خوب است و همه دور هم هستند، گفت این آقای سفیر باید برود، سفیر هم از ترس رفت، ‏خوشش آمد و گفت این وزیر خارجه باید برود، وزیر خارجه هم رفت. گفت: این نخست وزیر ‏هویدا که بهائی است باید برود، هویدا رفت که رفت. یکهو نگاه کرد دید همه به او نگاه می ‏کنند، هی به عکس شاه نگاه کرد، هی توی چشم ملت نگاه کرد، یک دفعه تصمیم گرفت برود ‏بیرون و سری به موزه لوور بزند، اما همه شعار دادند " روح منی خمینی، بت شکنی خمینی" ‏این بود که چشمش را بست و داد کشید " شاه باید برود" بعد منتظر صدای انفجار و گلوله ‏ماند، بعد شنید یک نفر دارد گریه می کند، شاه هم رفت.‏

یا مثلا در مورد احمدی نژاد، اصلا چنین شوخی را باور می کردید؟ اصلا باورتان می شود ‏که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران باشد؟ این جور چیزها پیش می آید و اتفاق می افتد، طبیعی ‏است که ما باید تحمل شوخی را داشته باشیم. البته ممکن است هر شوخی که می کنند آدم کلی ‏دردش بگیرد و حالش خراب شود، ولی بالاخره شوخی است دیگر. من دوست دارم در این ‏مطلب بعضی تجربیات شخصی ام را در مورد شوخی و انواع شوخی بنویسم. و اینکه چگونه ‏شوخی کنیم و اصلا برای چی شوخی کنیم و اینکه شوخی چه فایده ای دارد؟
‏ ‏
چگونه با مردم شوخی کنیم ؟ ‏

‏1 ) شوخی بامزه: اصولاً آدم یا شوخ هست یا شوخ نیست یا به عبارت دیگر انسان یا بامزه ‏است یا بامزه نیست ، اگر آدم شوخ و بامزه باشد به طورطبیعی شوخی های بامزه می کند ، امّا ‏اگرشوخ وبامزه نباشد بهترین راه برای بامزه بودن این است که زیاد حرف نزنیم و سکوت را ‏رعایت کنیم . امّا برای اینکه شوخی های بی مزه کنیم ، می توانیم درمقابل جملاتی که می ‏شنویم این پاسخ ها رابدهیم: ‏
‏- صد سال به از این سالها( جواب: لوس، مثلا شوخی کردی؟)‏
ــ چقدرجوون شدی ( جواب : ازسی سال پیش کسی اینو بهم نگفته بود ) ‏
ــ به نظرت من عوض نشدم ؟ ( جواب : چرا ، واقعاً شبیه آدم حسابی ها شدی ) ‏
ــ دلم می خواست همه این کتاب ها رو می خوندم ( جواب : فرقی هم می کرد؟ )‏
ــ شما این همه کتاب رو خودتون نوشتین ( جواب : نه ، خریدمشون ) ‏
ــ نظرتون درمورد مسائل ایران چیه ؟ ( جواب : مخالفم ) ‏

‏2 ) شوخی های ظریف : یکی ازروش های شوخی کردن با دیگران شوخی های ظریف است ‏‏. معمولاً این شوخی ها با کلمات محدود و اشارات دورکلامی همراه است . خیلی اوقات این ‏شوخی ها راخیلی افراد نمی شنوند . به همین دلیل باید کمی خشن ترشوخی کرد واگرباز هم ‏متوجه نشدند می توان با لگد توی شکم شان زد . اکثرمردم خودشان معتقدند ازشوخی های ‏ظریف خوششان می آید ، ولی واقعیت این است که این موضوع بیشترازآنکه ناشی ازیک ‏واقعیت باشد، ناشی ازیک امیدواری است. من درنوشته هایم شوخی های مختلفی را نوشته ام ‏، ازشوخی های خیلی واضح و خنده دار، تا شوخی های خیلی ظریف . بگذارید برای اینکه ‏متوجه بشوید تا چه حدمن موفق به برقراری رابطۀ عمیق با خوانندگانم شده ام ، چند جمله را ‏که ازخوانندگانی که رودررو با من قرارگرفته اند نقل کنم : ‏

آقای ف . م ( فرانکفورت ): من عاشق نوشته های توام داور جان ! با این نوشته ها زندگی می ‏کنم . تو بی نظیری ، تو نابغه ای ! ولی نمی دونم چرا شاید سی درصدازنوشته های تو رو ‏نمی فهمم ، یعنی متوجه منظورت نمی شم .‏
یک خانم که درسخنرانی من حاضرشده بود( دربرلین ) : آقای نبوی ! من متوجه نشدم ‏حرفهای شما جدی بود یا طنز ،لطفاً دراین مورد توضیح بدهید.‏
یک هنرمند باسابقه که 15 سال است درپاریس زندگی می کند و مرا ازطریق فایل های صوتی ‏دراینترنت می شناسد و تمام گفته های طنز آمیزمرا موبه مو حفظ بود ، گفت: تو می تونی ‏طنزنویس خوبی بشی ، چرا کتاب نمی نویسی ؟ ( درآن زمان من چهل کتاب چاپ شده داشتم )‏
یک معمارایرانی درایتالیا : نه ، دروغ می گی ، پس ایناصدای حسنی نیست ؟ عجب احمقی ‏هستی ! یعنی م سه سال گول خوردیم .‏
یکی ازحاضرین درجلسه سخنرانی درآلمان : شما خیلی با مزه هستید ، می خواستم ببینم شما با ‏این آقای ابراهیم نبوی طنزنویس نسبتی دارید ؟

اصولاً یکی ازمشکلات دربیان طنز ظریف این است که ممکن است طنز ظریف مثل یک ‏گوشواره ظریف گم بشود و یاکسی آنرا نبیند ، به همین دلیل است که پیشنهاد می کنم هروقت ‏می خواهید طنزظریف بگویید حتماًقبل ازآن یک نعره هم بکشید تا همه بفهمند که شما درحال ‏گفتن طنز ظریف هستید . ‏

‏3 ) شوخی خرکی( نقش الاغ مذکور در این ماجرا جدی است، کمی خشن ): معمولاً شوخی ‏کردن و نوع آن با زاویه تابش آفتاب، میزان گرمای هوا و میزان ارتفاع ازسطح دریا نسبت ‏دارد . معمولاً آدمها هرچه برونگراتر باشند شوخی هایشان سطحی ترو خشن تر و خرکی ‏ترمی شود و هرچه درونگراترباشند، شوخی هایشان ظریف ترو عمیق ترمی شود. مردم ‏درنقاط سردسیرمعمولاً درونگرا هستند و مردم درنقاط گرمسیر معمولاًبرونگرا هستند ، این ‏نظریه راقبلاً ابن خلدون درمورد دیگری گفته بود ، من همین الان به ذهنم رسید که می توانم ‏درمورد آن زیاد حرف بزنم تا باورش کنید، این همان کاری است که مردم و بخصوص ‏سیاستمداران وقتی هیچ دلیلی برای اثبات نظرشان ندارند می زنند . آنقدرحرف می زنند که ‏شما آنرا می پذیرید.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

واکنش گسترده به انصراف رئيس جمهور سابق -

3man899.jpg
انصراف محمد خاتمي ازکانديداتوري انتخابات رياست جمهوري، با استقبال راستگرايان حاکم بر کشور مواجه شد ‏که اعلام کرده اند "قدرت مانورشان" در زمان باقي مانده بيشتر خواهد بود. اعلام انصراف خاتمي اما در ميان ‏اصلاح طلبان واکنش هاي مختلفي را برانگيخته که اغلب، منفي بوده است. ‏

ميرحسين موسوي و مهدي کروبي، دو نامزد ديگري که خاتمي در بيانيه خود از آنها نام برده، از کناره گيري او با ‏احترام استقبال کردند، هرچند موسوي اظهار داشت که تصميمش براي حضور در انتخابات را برگشت ناپذير نمي ‏داند. ‏

اين در حالي است که بدنه اصلاح طلبان، و بخش قابل توجهي از جوانان اصلاح طلب نارضايي خود از کناره ‏گيري خاتمي را ابراز کردند. ‏

بيش از هزار روزنامه نگار و فعال سياسي روز گذشته با انتشار نامه اي خطاب به خاتمي نوشتند: "شما را ايستاده ‏و مصمم ميخواهيم، نه رفيقي نيمه راه در اين کارزار سرنوشت ساز و در اين اندک زمان باقيمانده تا انتخابات دهم ‏رياست جمهوري بر دعوت خود از حضرتعالي وفاداريم و همقسم." آنها همچنين خاتمي را کانديداي نسل خود ‏معرفي کرده و تاکيد کردند که "در نگاه ما سيد محمد خاتمي مناسبترين فرد براي بازگرداندن ميهن به شرايط عادي ‏است آنچنان که کرامت شهروندان ايراني تامين شود و منزلت جهاني ايران آن چيزي نباشد که اينک به نظارهاش ‏نشسته ايم".‏

امضاء کنندگان با تاکيد بر درخواست خود براي تداوم کانديداتوري خاتمي خطاب به وي متذکر شدند: "هر اتفاقي ‏جز ماندن شما در اين رقابت پيچيده و دشوار، به از دست رفتن نيروهاي اجتماعي تاثيرگذار خواهد انجاميد." ‏نويسندگان اين نامه همچنين با اشاره به اينکه "در پوياترين ساختارهاي دموکراتيک نيز راي انتقال پذير نيست چه ‏رسد به اين ساختار نيمبند" به خاتمي ِ يادآوري کردند که کناره گيري وي از انتخابات و "هر تغيير در شکل رقابت ‏که با توجيه کاهش حساسيت رخ دهد، نمي تواند يک تاکتيک قلمداد شود. اين يک تغيير در ماهيت رقابت است‎"‎‏. ‏امضاء کنندگان نامه اميد "به همراهي" همچنين با احترام از مير حسين موسوي خواسته اند که عرصه انتخابات را ‏به محمد خاتمي واگذارد. ‏

در همين ارتباط، ستاد ملي جوانان حامي خاتمي با انتشار بيانيه اي از تلاش مصرانه براي "بازگشت" خاتمي به ‏صحنه رقابت ها خبر داد. اين ستاد که با نام ستاد 88 شهرت دارد با صدور بيانيه اي ضمن تاکيد بر "شور و ‏اميدي" که اعلام کانديداتوري خاتمي در ماه گذشته برانگيخت، در مورد کانديداتوري ميرحسين موسوي را ‏ترديدهايي را مطرح و اعلام دااشت: "هنوز نسبت ايشان اصلاحات و اصلاح طلبي آن چنان که بايد مشخص و ‏تبيين نشده بود. "‏

در حالي که خاتمي در بيانيه رسمي انصرف، از مير حسين موسوي و مهدي کروبي به عنوان نامزد هاي ديگر ‏اصلاح طلبان تجليل کرده و به طور تلويحي موسوي را مورد حمايـت قرار داده، اما روز گذشته برخي سايت هاي ‏خبري از ديدار جوانان حامي خاتمي با عبدالله نوري خبر دادند. ‏

سايت "فردا" نزديک به راستگرايان حاکم و سايت "تغيير" نزديک به مهدي کروبي گزارش دادند که "پس از ‏قطعي شدن انصراف خاتمي از انتخابات، حمايت يا عدم حمايت طرفداران و ستادهاي وي از مير حسين موسوي ‏به موضوع مناقشه برانگيزي تبديل شده است. " سايت تغيير در اين خصوص افزود: "اعضاي بخش جوانان ‏ستادهاي سيد محمد خاتمي شب سه شنبه با عبدالله نوري ديدار کردند، و در جلسه مذکور جهت مشورت و بحث ‏در خصوص انتخابات و همچنين انصراف سيد محمد خاتمي و وضعيت کانديداتوري آقاي نوري و اجماع اصلاح ‏طلبان برگزار شده و دو طرف در باره موارد ياد شده نظرات خود را بيان کرده اند. "‏

بنابر همين گزارش عبدالله نوري نيز در اين ديدار جوانان ستادهاي خاتمي رابه حفظ آرامش فراخوانده و گفته است ‏که در شرايط حساس فعلي بايد خيلي با درايت حرکت کرد و به خصوص از بد اخلاقي ها و تخريب کانديداهاي ‏انتخاباتي و مخصوصا کانديداهاي اصلاح طلب پرهيز کرد. ‏

عبدالله نوري همچنين درباره وضعيت کانديداتوري خود در انتخابات نيز همه چيز را به گذشت زمان موکول کرده، ‏و گفته است اين موضوع قابل تامل است ولي نبايد با عجله و از روي احساسات تصميم گرفت. ‏


‎‎موسوي: تصميم برگشت ناپذير نيست‎‎

يک روز بعد از انتشار نامه انصراف خاتمي، مير حسين موسوي با انتشار نامه اي خطاب به رييس جمهور سابق ‏تصميم به کناره گيري از انتخابات را تلاشي براي ايجاد وحدت در ميان اصلاح طلبان عنوان کرد و خطاب به وي ‏نوشت که اگر مختصات زمانه ايجاب نمي کرد کسي را بهتر از خود خاتمي براي تداوم اصلاح طلبي مناسب نمي ‏دانست. ‏

وي همچنين تحليل خود از شرايط فعلي کشور و اعلام کانديداتوريش براي انتخابات آينده را "برگشت ناپذير" ‏ندانست و تاکيد کرد که "اگر فارغ از رودربايستي‌هايي که تاريخ بر ما نخواهد بخشيد و ملاحظاتي که در مقايسه با ‏منافع ملي جا دارد ناديده گرفته شوند، راي دوستان و غالب برهمه نظر شما اين ارزيابي مرا تاييد نکند بر آن ‏اصرار نمي‌کنم. "‏

مهدي کروبي نيز در اظهاراتي مشابه در مورد انصراف خاتمي از کانديداتوري گفت: "ممكن است برخي نگراني ‏داشته باشند كه اين انصراف به معناي بي‌بهره شدن از موقعيت سياسي و مردمي آقاي خاتمي باشد اما همان‌گونه كه ‏ايشان در بيانيه خود اعلام كرده است با وجود انصراف از نامزدي همچنان در عرصه انتخابات باقي مي‌مانند و به ‏تلاش خود براي پيروزي اصلاحات ادامه خواهند داد و اين مايه اميد است. "‏

کروبي در عين حال به گراني هاي ناشي از کناره گيري خاتمي و به ويژه واکنش هواداران خاتمي نيز اشاره کرد ‏و گفت "اگر نتيجه انصراف جناب آقاي خاتمي كاهش اميد به تغيير و افزايش يأس و نااميدي در گروهي از حاميان ‏ايشان باشد، احساس مي‌كنم كه بايد براي تغيير اين وضع تلاش كرد. "‏

‎‎ترديد در تصميم، تجليل از خاتمي‎‎

محسن آرمين، سخنگوي سازمان مجاهدين با "ناگوار" توصيف کردن انصراف خاتمي از انتخابات نگراني خود را ‏از آثار آن پنهان نکرد و گفت که احتمال دارد آثار اين تصميم محدود به انتخابات و حوزه سياست نماند. آرمين با ‏اشاره به محبوبيت و پايگاه اجتماعي "گسترده" خاتمي در مقايسه با ديگر کانديداها، ابراز تاسف عميق از تصميم ‏به انصراف خاتمي، گفت که خاتمي با اين اقدام به "نماد" التزام به اخلاق در تاريخ سياسي ايران بدل شده است. "‏

او همچنين گفت که "خاتمي از ميان دو گزينه نجات اخلاق و فرهنگ سياسي و نجات کشور از انحطاط، اولي را ‏انتخاب کرد". آرمين در عين حال گفت که سازمان مجاهدين پس از بررسي شرايط موضع رسمي خود را در ‏مورد انتخابات اعلام خواهد کرد. ‏

از سوي ديگر، محسن مير دامادي دبير کل حزب مشارکت در مورد انصراف خاتمي گفت: "براي بسياري از ‏علاقه مندان و طرفداران آقاي خاتمي بخصوص با اقبال فوق العاده مردمي در همين مدت کوتاه حضور، پذيرش و ‏انصراف ايشان بسيار سخت است." وي در عين حال تاکيد کرد که "خاتمي با نگاه به افق هاي بالاتر اخلاقي ترين ‏تصميم را گرفت."‏

دبير کل مشارکت در مورد تصميم بعدي اين حزب گفت که خاتمي نامزد اصلي مشارکت بوده اما در شرايط جديد ‏بايد براي تصميم گيري در سال جديد جلساتي با مناطق و شوراي مرکزي جبهه مشاركت‏‎ ‎تشکيل و در آطن مورد ‏تصميم گيري کرد. ‏

هدايت آقايي از اعضاي کارگزاران سازندگي نيز با اشاره به اينکه تمامي حاميان خاتمي به سمت ميرحسين ‏موسوي نخواهند رفت، انصراف خاتمي از شرکت در انتخابات ر ا"فداکاري" دانست، و گفت"خاتمي انتظارش اين ‏بوده كه اگر قرار است در انتخابات وارد شود در همان مرحله اول پيروز شود اما با حضور موسوي اين كار ‏مشكل مي‌شد‎"‎‏. او نيز در مورد تصميم حزب کارگزاران سازندگي گفت که کارگزاران بعد از نوروز در اين مورد ‏تصميم خواهند گرفت.‏

در واکنشي ديگر، علي محمد حاضري، دبيركل انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه‌ها از حمايت طبيعي اين تشکل از ‏مير حسين موسوي پس از انصراف خاتمي خبر داد؛ و تاکيد کرد که اصل حضور موسوي را "تقويت" فضاي ‏مشارکت مي داند. ‏

‎‎قدرت مانور اصولگرايان بيشتر شد‎‎

سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري‎ ‎ائتلافي از راستگراين حاکم، کنار گيري خاتمي را کناره گيري"رقيب ‏عمده جناح حاکم توصيف و تاکيد کردکه "کناره گيري خاتمي قدرت مانور اصول‌گرايان را بيشتر مي‌كند؛چرا كه ‏رقيب عمده آنها كنار رفته است."‏

سجادي همچنين کناره گيري خاتمي را تلاش اصلاح طلبان براي رسيدن به نامزد واحد تفسير کرد اما گفت ‏‏"انصراف خاتمي از انتخابات كانديداهاي اصلاح‌طلبي كه تا كنون ملاحظه او را مي‌كردند ممكن است وارد صحنه ‏شوند، از سويي از آن جا كه براي اصولگرايان يك رقيب كنار رفته است، اين موضوع مقداري قدرت مانور آنها ‏را بيشتر مي‌كند؛ چرا كه رقيب عمده اصولگرايان كنار رفته است."‏

همزمان راستگرايان حاکم و نزديکان به احمدي نژاد با استقبال از انصراف خاتمي دور جديدي از فعاليت هاي ‏خود را با توهين به خاتمي و تخريب مير حسين موسوي آغاز کردند. ‏

روزنامه رسالت با انتشار سرمقاله اي خاطرنشان کرد که با انصراف خاتمي رقابت ها وارد "فاز جديدي" شده ‏است. نويسنده رسالت با اشاره به نظر برخي حاميان خاتمي که بر اين باور هستند "عمده تاكيد" موسوي، آخرين ‏نخست وزير انقلاب بر احيا و ترميم گفتمان "انقلاب اسلامي"‏‎ ‎‏ است تا بازسازي گفتمان "اصلاحات"، مي نويسد: ‏‏"بديهي است با نامزدي موسوي مجال مانور گروههاي تندرو نظير حزب مشاركت و سازمان مجاهدين كمتر مي ‏شود‎"‎‏. ‏

اين روزنامه نزديک به دولت نوشته که اطرافيان موسوي از "جنس افراطيگري" نيستند و انصراف خاتمي باعث ‏به "حاشيه" رفتن حزب مشاركت و سازمان مجاهدين مي شود. رسالت تاکيد کرد که "نامزد فعلي برخلاف نامزد ‏قبلي براي عناصر افراطي تره هم خرد نمي كند‎"‎‏.‏

در همين ارتباط، سخنگوي جبهه پيروان خط امام و رهبري، ائتلافي از راستگرايان حاکم، خاتمي را رقيب عمده و ‏اصلي راستگرايان ناميد و با استقبال از کناره گيري او گفت که انصرف خاتمي "قدرت مانور اصولگرايان را ‏بيشتر مي کند. "‏

دبير کل حزب موتلفه اسلامي نيز انصراف خاتمي از کانديداتوري را "حذف يکي از سه گفتمان دروني اصلاح ‏طلبان" توصيف کرد و به ايسنا گفت "سه گفتمان در اردوگاه دوم خردادي‌ها مطرح است. با انصراف آقاي خاتمي ‏ظاهراً يک گفتمان از اين اردوگاه حذف شده است. " وي در عين حال تاکيد کرد "اگر طرفداران آقاي خاتمي به ‏مهندس موسوي راي دهند معلوم مي‌شود گفتمان آقاي خاتمي اساساً همان گفتمان مهندس موسوي است، و ما اين ‏گام را شفاف‌سازي در گفتمان دوم خردادي‌ها مي‌دانيم. "‏

دبير کل موتلفه همچنين اظهار داشت که "در مورد آقاي کروبي و آقاي مهندس موسوي هم اگر يکي از اين دو نفر ‏به نفع ديگري کنار برود، معلوم مي‌شود در حال حاضر وظيفه اين سه نفر فراهم کردن مقدمات ظهور سه بلندگو ‏بوده است که يک صدا را مي‌رسانند." وي در مورد نامزد احتمالي موتلفه اسلامي گفت که "راي آقاي احمدي‌نژاد ‏چه در اردوگاه اصولگرايان، چه در اردوگاه اصلاح‌طلبان با تفاوت چشم‌گيري از ديگران بالاتر است." ‏

حبيبي همچنين با تاکيدبر اينکه "موتلفه اسلامي در مورد مصداق، نظر نهايي جمع اصولگرايان را خواهد پذيرفت ‏و پذيرش اين نظر را به ساير اصولگرايان نيز توصيه مي‌كند"، گفت "نظر مقام رهبري مبني بر اينکه دولت و ‏ملت در مسير درست و صحيح حرکت مي‌کنند در واقع بايد به عنوان فصل‌الخطاب تلقي شود."‏

علي لاريجاني رييس مجلس هشتم روز گذشته در واکنش به انصراف خاتمي از کانديداتوري در انتخابات رياست ‏جمهوري گفت که حضور ميرحسين موسوي با سابقه‌ي اجرايي که داشته حتما به آراستگي انتخابات كمك مي‌كند. ‏لاريجاني در عين حال گفت ارزيابي دقيقي از وضعيت اصلاح طلبان در انتخابات آينده ندارد و تاکيد کرد که ‏‏"هنوز فضاي انتخابات اشباع نشده تا اظهارنظر كنم. "‏

‎‎پيام جديد جناح حاکم براي موسوي‏‎‎

همسر سخنگوي دولت دولت که از وي به عنوان يکي از نزديکان احمدي نژاد نامبرده مي شود، همزمان با ‏انصراف خاتمي از کانديداتوري در نامه اي سرگشاده به مير حسين موسوي فهرستي از دلايل را براي اثبات "عدم ‏مشروعيت" وي مطرح کرد.‏

اشاره يادداشت روز چهارشنبه روزنامه کيهان با عنوان "يادتان نرفته که؟" اما مهمترين واکنش جناح حاکم به ‏انصراف خاتمي و کانديداتوري مير حسين موسوي بود. نماينده ولي فقيه در کيهان که پيشتر خاتمي را در ‏سرمقاله اين روزنامه به "ترور" تهديد کرده بود، نوشت که ميرحسين موسوي نيز چون خاتمي توجهي به ولي فقيه ‏ندارد. ‏

شريعتمداري تصريح کرد: "آقايان موسوي و خاتمي در اظهارنظرها، تبيين و تشريح برنامه ها، ميتينگ ها و ‏مخصوصا در دو نامه اخيراً رد و بدل شده ميان خود به گونه اي زبان گردانده و قلم رانده اند که انگار نه انگار در ‏اين کشور، باور، عقيده، قانون و بنيان مستحکم و مرصوصي به نام ولايت فقيه نيز وجود دارد که قوام و دوام ‏نظام اسلامي، حماسه آفريني آن در جهان، پيروزي در جنگ تحميلي، حفظ استقلال نظام، پنجه افکندن پيروز با ‏قدرت هاي استکباري، و در يک کلمه هويت انقلاب و نظام در گرو آن است."‏

به عقيده برخي ناظران، اشاره کيهان به بي توجهي خاتمي و موسوي به ولي فقيه، و تاکيد براينکه ولايت فقيه ‏‏"اصل بنيادين قانون اساسي نيز هست" به معني ارسال پيامي روشني به ميرحسين موسوي در مورد دشواري ‏رقابتي است که پيش رو خواهد داشت. ‏

به عقيده اين ناظران، کيهان با اين اشاره خواسته اختلاف ديرين رهبر جمهوري اسلامي و ميرحسين موسوي را ‏نيز به او يادآوري کند، اختلافي که قريب به دو دهه سکوت ميرحسين را منجر شده بود. ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

احمد زيدآبادي -

به عنوان كسي كه بسيار نگران از دست رفتن سرمايه‌ فرهنگي و اجتماعي گرانقدري به نام محمد خاتمي در ‏انتخابات رياست جمهوري و پس از آن بود، خوشحالم كه وي پاي خود را از اين معركه كنار كشيد تا به اميد ‏خداوند در شرايطي مناسب، نقشي مهمتر و مفيدتر براي جامعه ايران بازي كند.‏

به واقع، مهمترين انگيزه‌اي كه مرا بر آن مي داشت تا به اصرار از آقاي خاتمي بخواهم در اين دور از ‏انتخابات وارد نشود، تحليل خاصم از شرايط امروز ايران بود، شرايطي كه آقاي خاتمي در مقام رئيس جمهور ‏تاثيري بر آن نمي‌داشت اما عملا قرباني آن مي‌شد.‏

قاعدتا اين وسوسه نفساني گاهي به سراغم مي‌آمد كه: چرا خودت را با اين دوستان نه چندان شكيبا درگير ‏مي‌كني؟ بگذار بيايد و قرباني شود تا چيزي كه با كلام و نظريه قابل اثبات نيست، در واقعيت خود را به اثبات ‏رساند.‏

اما بر اين وسوسه غلبه كردم و با خود گفتم: اگر به راستي تحليل‌ات اين است – هر چند كه قطعيتي براي ‏صحت آن نمي‌توان قائل شد – وظيفه‌ات اين است كه در حد توان خود نسبت به آن هشدار دهي.‏

به هر حال، آقاي خاتمي نه به علت هشدار امثال من، بلكه به دليل شرايط عيني كه برايش پيش آمد، از صحنه ‏رقابت انتخاباتي خارج شد.‏

اينكه برخي از حاميان آقاي خاتمي از وي خشمگين‌اند، به هيچ روي موجه نيست. آنها در واقع بايد از خود ‏خشمگين باشند كه در صدد برآمدند تا با معذب كردن وجدان اخلاقي محمد خاتمي، و به منظور آرام كردن ‏وجدان خود، بر او باري را تحميل كنند كه خودش واقع بينانه‌تر از همه اطرافيانش به عاقبت آن آگاه بود.‏

وجدان آقاي خاتمي هم نبايد معذب باشد چرا كه در اين جهان، هر كس به اندازه وسع و توان خويش مسئوليت ‏دارد و طلب بيش از آن، غير مسئولانه و غير اخلاقي است.‏

در هر صورت، آقاي خاتمي از صحنه رقابت كنار رفته و اكنون اصلاح طلبان نمي توانند در سايه محبوبيت ‏عمومي او، ضعف‌هاي ساختاري و تاريخي خود را پنهان كنند.‏

شايد انتخابات پيش رو، فرصتي براي جبران برخي از اين ضعف‌ها باشد و شايد هم نباشد. بستگي به اين دارد ‏كه اصلاح طلبان مي خواهند چه بكنند.‏

گزينه‌هاي پيش روي اصلاح طلبان اكنون متعدد است.‏

آنان مي توانند به توصيه آقاي خاتمي به حمايت از مير حسين موسوي برخيزند. ‏

آنان مي توانند با حمايت از مهدي كروبي، آقاي موسوي را به كناره گيري به نفع وي ترغيب كنند.‏

آنان مي‌توانند چهره‌اي تازه را براي حضور در انتخابات به صحنه بفرستند.‏

آنان مي‌توانند از صحنه رقابت كناره گرفته و در انتخابات شركت نكنند.‏

و سرانجام آنكه آنان مي‌توانند به سراغ عبدالله نوري رفته و از او بخواهند كه براي حفظ و پايداري گفتمان ‏اصلاح طلبي واقعي، وارد گود انتخابات شود.‏

در واقع، گزينه‌اي جز اين پنج مورد وجود ندارد.‏

بدين ترتيب، اينكه مجموعه نيروهاي – به قول آقاي خاتمي – "خواهان تغيير" چه گزينه‌اي را دنبال خواهند ‏كرد، نشانه‌اي از توان و موقعيت واقعي آنان در صحنه شفاف پس از عدم حضور محمد خاتمي است.‏

آيا آنان سهيل ترين و در نتيجه كم اثرترين گزينه را انتخاب مي‌كنند و يا اينكه به دنبال سخت ترين اما ‏تاثيرگذارترين گزينه خواهند رفت؟

مسلما انتخاب هر يك از گزينه‌هاي فوق با تشريح صادقانه پيامد آنها، از نقطه نظر اخلاق سياسي مجاز است، ‏اما آنچه مجاز نيست، برگزيدن ساده ترين گزينه و معرفي آن به مردم به عنوان موثرترين گزينه‌هاست!‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

احمد زيدآبادي -

به عنوان كسي كه بسيار نگران از دست رفتن سرمايه‌ فرهنگي و اجتماعي گرانقدري به نام محمد خاتمي در ‏انتخابات رياست جمهوري و پس از آن بود، خوشحالم كه وي پاي خود را از اين معركه كنار كشيد تا به اميد ‏خداوند در شرايطي مناسب، نقشي مهمتر و مفيدتر براي جامعه ايران بازي كند.‏

به واقع، مهمترين انگيزه‌اي كه مرا بر آن مي داشت تا به اصرار از آقاي خاتمي بخواهم در اين دور از ‏انتخابات وارد نشود، تحليل خاصم از شرايط امروز ايران بود، شرايطي كه آقاي خاتمي در مقام رئيس جمهور ‏تاثيري بر آن نمي‌داشت اما عملا قرباني آن مي‌شد.‏

قاعدتا اين وسوسه نفساني گاهي به سراغم مي‌آمد كه: چرا خودت را با اين دوستان نه چندان شكيبا درگير ‏مي‌كني؟ بگذار بيايد و قرباني شود تا چيزي كه با كلام و نظريه قابل اثبات نيست، در واقعيت خود را به اثبات ‏رساند.‏

اما بر اين وسوسه غلبه كردم و با خود گفتم: اگر به راستي تحليل‌ات اين است – هر چند كه قطعيتي براي ‏صحت آن نمي‌توان قائل شد – وظيفه‌ات اين است كه در حد توان خود نسبت به آن هشدار دهي.‏

به هر حال، آقاي خاتمي نه به علت هشدار امثال من، بلكه به دليل شرايط عيني كه برايش پيش آمد، از صحنه ‏رقابت انتخاباتي خارج شد.‏

اينكه برخي از حاميان آقاي خاتمي از وي خشمگين‌اند، به هيچ روي موجه نيست. آنها در واقع بايد از خود ‏خشمگين باشند كه در صدد برآمدند تا با معذب كردن وجدان اخلاقي محمد خاتمي، و به منظور آرام كردن ‏وجدان خود، بر او باري را تحميل كنند كه خودش واقع بينانه‌تر از همه اطرافيانش به عاقبت آن آگاه بود.‏

وجدان آقاي خاتمي هم نبايد معذب باشد چرا كه در اين جهان، هر كس به اندازه وسع و توان خويش مسئوليت ‏دارد و طلب بيش از آن، غير مسئولانه و غير اخلاقي است.‏

در هر صورت، آقاي خاتمي از صحنه رقابت كنار رفته و اكنون اصلاح طلبان نمي توانند در سايه محبوبيت ‏عمومي او، ضعف‌هاي ساختاري و تاريخي خود را پنهان كنند.‏

شايد انتخابات پيش رو، فرصتي براي جبران برخي از اين ضعف‌ها باشد و شايد هم نباشد. بستگي به اين دارد ‏كه اصلاح طلبان مي خواهند چه بكنند.‏

گزينه‌هاي پيش روي اصلاح طلبان اكنون متعدد است.‏

آنان مي توانند به توصيه آقاي خاتمي به حمايت از مير حسين موسوي برخيزند. ‏

آنان مي توانند با حمايت از مهدي كروبي، آقاي موسوي را به كناره گيري به نفع وي ترغيب كنند.‏

آنان مي‌توانند چهره‌اي تازه را براي حضور در انتخابات به صحنه بفرستند.‏

آنان مي‌توانند از صحنه رقابت كناره گرفته و در انتخابات شركت نكنند.‏

و سرانجام آنكه آنان مي‌توانند به سراغ عبدالله نوري رفته و از او بخواهند كه براي حفظ و پايداري گفتمان ‏اصلاح طلبي واقعي، وارد گود انتخابات شود.‏

در واقع، گزينه‌اي جز اين پنج مورد وجود ندارد.‏

بدين ترتيب، اينكه مجموعه نيروهاي – به قول آقاي خاتمي – "خواهان تغيير" چه گزينه‌اي را دنبال خواهند ‏كرد، نشانه‌اي از توان و موقعيت واقعي آنان در صحنه شفاف پس از عدم حضور محمد خاتمي است.‏

آيا آنان سهيل ترين و در نتيجه كم اثرترين گزينه را انتخاب مي‌كنند و يا اينكه به دنبال سخت ترين اما ‏تاثيرگذارترين گزينه خواهند رفت؟

مسلما انتخاب هر يك از گزينه‌هاي فوق با تشريح صادقانه پيامد آنها، از نقطه نظر اخلاق سياسي مجاز است، ‏اما آنچه مجاز نيست، برگزيدن ساده ترين گزينه و معرفي آن به مردم به عنوان موثرترين گزينه‌هاست!‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

مصاحبه با شيرزاد، رحماني، آقايي و تاجرنيا ‏ -

با اعلام انصراف سيدمحمد خاتمي از شرکت در انتخابات، فضاي رقابت هاي انتخاباتي شکل جديدي به خود گرفته ‏است. در مورد مقتضيات اين فضاي جديد در مدت زمان باقي مانده تا انتخابات، با احمد شيرزاد و علي تاجرنيا نمايندگان ‏مجلس ششم، تقي رحماني از فعالين ملي ـ مذهبي و هدايت آقايي عضو شوراي مرکزي حزب کارگزاران مصاحبه کرده ‏ايم.‏

‎‎شيرزاد: شگفت زده شديم‎‎
shirzad899.jpg
‎‎آقاي شيرزاد، نظرتان در مورد انصراف آقاي خاتمي از کانديداتوري چيست؟‎‎

ما جز اينکه اظهار تاسف بکنيم، کار ديگري نمي توانيم بکنيم. واقعيت اين است که انصراف زودهنگام آقاي خاتمي، مرا ‏شگفت زده کرد.‏

‎‎علت اين انصراف را چه مي دانيد؟‎ ‎

در واقع آقاي خاتمي با تامل و ترديد بسيار پذيرفتند که نامزد گروه هاي اصلاح طلب بشوند؛ اما با آمدن ايشان شور و ‏نشاط خوبي در حال شکل گيري بود – بخصوص در ميان جوانان – که متاسفانه در همين ابتداي کار با امتناع آقاي ‏خاتمي مواجه شديم. اجمالا من فکر مي کنم در کنار دلايلي که آقاي خاتمي ذکر کردند، مي شود گفت استقبال بسيار ‏گسترده و دور از انتظار مردم از آقاي خاتمي، و بيم يک خيزش اجتماعي هم چون دوم خرداد 76، باعث شد تا اصول ‏گرايان نهايت تلاش خود رابراي انصراف آقاي خاتمي بکنند.‏

‎‎يعني دليل انصراف آقاي خاتمي، رفتار اصول گرايان بود؟‎ ‎

به هر حال عکس العمل ها و بازخوردهاي رفتار آن ها، مي تواند باعث ايجاد شرايط جديدي شود که نبايد به آن بي ‏توجه بود. ‏

‎‎چگونه؟‎ ‎

اقتدارگرايان بر اين عقيده بودند که آقاي خاتمي کانديداي شکست خورده است و اصلاح طلبان به اجماع نمي رسندو ‏دچار تشتت آرا هستند و سهم آقاي خاتمي هم از آرا زياد نيست. استقبالي که اتفاق افتاد، مي تواند نشان دهنده يک هراس ‏جدي باشد که در رفتارهاي آن ها به نحوي بروز پيدا کند. اين باعث شد که آقاي خاتمي، ترديدهايي را که در ابتدا مطرح ‏کردند، مجددا مورد توجه قرار دهند. يکي از دلايل اصلي انصراف آقاي خاتمي، حضور مهندس موسوي بود. خيلي ‏هامعتقدند آقاي خاتمي، در جلسه با آقاي موسوي به نتيجه خاصي نرسيده بودند و صحبت يا من يا ميرحسين، نتيجه ‏استنباط شخصي آقاي خاتمي بود. آقاي خاتمي از ابتدا ترجيحشان اين بود که کس ديگري بيايد و ايشان نيايند. در اين ‏صورت زودتر اعلام حضور مي کردند. درست است که آقاي خاتمي گفتند من ترديد نداشتم، بلکه تدبير داشتم، اما اين به ‏معني آن نيست که آقاي خاتمي از ابتدا قصد کانديداتوري داشته اند، بلکه مي خواستند در انتخابات حضور فعالي داشته ‏باشند؛ هم خودشان هم اصلاح طلبان. من مطئنم در زمان صحبت هاي آقاي خاتمي با آقاي موسوي، مهندس موسوي ‏اعلام آمادگي نکردند. در غير اين صورت آقاي خاتمي وارد صحنه نمي شدند. شايد اگر آقاي موسوي، زودتر به جمع ‏بندي درباره حضور مي رسيدند، اتفاقات به نحو بهتري مديريت مي شد. ‏

‎‎با اين وضعيت، فکر مي کنيد هنوز امکان اجماع براي اصلاح طلبان وجود دارد؟‎ ‎

شايد الان براي قضاوت زود باشد. اما مسلماکار براي ما سخت تر شده است. آقاي خاتمي را همه مي شناختند، اما آقاي ‏موسوي تلاش بسيار زيادي براي شناساندن خود به جامه بکند. اين کار زمان مي خواهد و الان کمي دير است. ‏

‎‎نگفتيد که امکان اجماع وجود دارد يا خير؟‎ ‎

چشم انداز منفي نيست. چون بحث ما، ضرورت تغيير است. اگر همه ما به اين نتيجه برسيم که دولت بايد تغيير کند و در ‏در بعد آقاي احمدي نژاد نباشد، طبيعي است که بايد با اراده مصمم تري وارد عرصه شويم. اکنون بايستي مجموعه ‏اصلاح طلبان به سمت وحدت بروند. به هر حال بايد تلاش بکنيم تا به هدف مان نزديک شويم. ‏

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

حسین شریعتمداری  از نامه نگاری موسوی و سید محمد خاتمی انتقاد کرد. او در عین حال از وجود شواهدی خبر داد که نشان می دهد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری پیروز نمی شود. این اظهارت مدیر مسئول کیهان البته مسبوق به سابقه است و این نوع اخبار ایشان معمولا نشان دهنده آن است که برخی تلاش خود را از اکنون جزم کرده اند که مسند ریاست جمهوری را نگذارند در اختیار اصلاح طلبان قرار بگیرد.

شریعتمداری در آخرین موضع انتخاباتی خود در سال جاری با بیان این که “نگارنده به جد بر این باور است و برای آن شواهد و قرائن غیر قابل تردیدی در دست است که آقای مهندس موسوی نیز مانند آقای سید محمد خاتمی، شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم ندارد” افزود: آقای خاتمی را هوشیارتر می داند که تصمیم گرفت با کناره گیری خویش، رکاب زدن بر این اسب بازنده را به آقای مهندس موسوی بسپارد! ولی صرفنظر از نتیجه انتخابات و بیرون از مباحث مربوط به رقابت های انتخاباتی، اشاره به نکته ای خطاب به این دو برادر، ضروری به نظر می رسد؛  نکته ای که اگر پای خیرخواهی در میان نبود، گفتن آن ضرورتی نداشت. و اما آن نکته، این است که انتخابات ریاست جمهوری در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صورت می پذیرد و نمی تواند حرکتی بیرون از این بستر قانونی و خارج از چار چوب باورهای پذیرفته شده آن باشد. بنابراین اگر در برنامه های اعلام شده نامزدها و شرح و تفسیری که هر یک  از آنان درباره بینش و منش خود ارائه می دهند، نشانه و   اثری از اصیل ترین اصل و بنیادی ترین ستون انقلاب و نظام اسلامی دیده نشود، باید به مردم خون داده و خون دل خورده این  مرز و بوم حق داد که نسبت به صلاحیت- منظور صلاحیت مورد نظر شورای نگهبان نیست- اینگونه نامزدها تردید جدی داشته باشند و در همان حال باید به دشمنان بیرونی اسلام و انقلاب نیز حق!! داد که دندان طمع تیز کنند و ریسک سرمایه گذاری در حمایت از آنها را بپذیرند!

 آقایان موسوی و خاتمی در اظهارنظرها، تبیین و تشریح برنامه ها، میتینگ ها و مخصوصا در دو نامه اخیراً رد و بدل شده میان خود به گونه ای زبان گردانده و قلم رانده اند که انگار نه انگار در این کشور، باور، عقیده، قانون و بنیان مستحکم و  مرصوصی به نام ولایت فقیه نیز وجود دارد که قوام و دوام نظام اسلامی، حماسه آفرینی آن در جهان، پیروزی در جنگ تحمیلی، حفظ استقلال نظام، پنجه افکندن پیروز با قدرت های استکباری، و در یک کلمه هویت انقلاب و نظام در گرو آن است. ضمن آن که اصل بنیادین قانون اساسی نیز هست.

 نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم-  در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و… باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و  اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد!

 خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛

«ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها… چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»،  «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»،  «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و…

اکنون دوباره روی سخن با آقایان موسوی و خاتمی است و این که؛ برادران عزیز، شما به خوبی می دانید که دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از حضور قانونی ولایت فقیه در ساختار نظام اسلامی و  رسوخ عمیق آن در باورهای دینی مردم نگرانند و بارها به قول حضرت امام(ره) از این زاویه سیلی خورده اند، بنابراین، اگر می خواهید در کانون طمع دشمنان تابلودار انقلاب و مردم قرار نگیرید- که حتما می خواهید- و چنانچه نمی خواهید از سوی ملت طرد شوید- که به یقین نمی خواهید- باید به هوش باشید. مخصوصاً آن که ممکن است خدای نخواسته، برخی تصور کنند، حضرات موسوی و خاتمی تاکید بر ولایت فقیه را برای جلب نظر بیرونی ها و کسب رأی دنباله های داخلی آنها، از گفتمان انتخاباتی خود حذف کرده اند!

آن روزها، برادر سپاهی  و عزیز م- و همکار امروزم در کیهان-  مهندس ابراهیم حاجی محمدزاده که به عنوان نماینده سپاه پاسداران در مجلس شورای اسلامی حضور می یافت، خطاب به برخی از کسانی که در مجلس اول حضور داشتند- و بعدها ماهیت وابسته آنان برملا شد- گفته بود؛ «اگر خدای ناکرده صد سال دیگر در ایران حکومتی بر سر کار آید که در آن ولایت فقیه حاکمیت نداشته باشد، خدمت به آن حکومت، خیانت به امام زمان(عج) است».

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

حمله نزديكان احمدي‌نژاد به لاريجاني -

يك روز پس از پاسخ شديداللحن لاريجاني به احمدي‌نژاد كه دعواي دولت و مجلس اصولگرا را در آخرين ‏روزهاي سال 87 به اوج رساند، مطبوعات و سايت هاي اصولگرا به شدت به رئيس مجلس حمله كردند و او را ‏‏"بي‌ادب، عامل توهين و عصاره كينه مخالفان احمدي‌نژاد" خواندند. با اين حال لاريجاني در مصاحبه مطبوعاتي ‏ديروزش بار ديگر بر غيرقانوني بودن نامه احمدي‌نژاد تاكيد كرد و در عين حال در خصوص طرح برخي منتقدان ‏دولت براي عبور از احمدي‌نژاد تحت عنوان دولت ائتلافي گفت: "اين هم فكر بدي نيست."‏

larijani899.jpg
حملات متقابل مسئولان دولت و مجلس اصولگرا ديروز هم ادامه يافت و رسانه‌هاي دو طرف نيز به اين دعوا ‏دامن زدند؛ بخصوص نزديكان احمدي‌نژاد و رسانه‌هاي جناح دولتي از انتقادات تندي عليه لاريجاني استفاده كردند. ‏به طوري كه همزمان با سخنان معاون احمدي‌نژاد در خصوص تورم‌زا بودن بودجه مصوب مجلس و قطعي بودن ‏كسري بودجه در سال 88 كه به منزله پافشاري بر ادعاي احمدي‌نژاد در خصوص "غير قابل اجرا" بودن بودجه ‏‏88 سال آينده بود، لاريجاني در نشست خبري خود هشدار داد كه: "تخلف از اجراي مصوبه مجلس درباره بودجه، ‏جرم است."‏

لاريجاني ديروز نشست خبري خود را در مجموع با لحني به مراتب ملايم‌تر از نامه روز قبلش به احمدي‌نژاد ‏برگزار كرد، اما در هيچ جاي سخنانش درباره آن نامه و بودجه‌اي كه در مجلس تصويب شده، از محتواي پاسخ ‏خود به احمدي‌نژاد عقب ننشست؛ تا جايي كه خبرگزاري ايرنا هم اين پافشاري را به تيتر خود تبديل كرد.‏

هرچند رئيس مجلس هشتم بر سياسي نبودن و كارشناسي بودن اختلافات دولت و مجلس اصولگرا تاكيد مي‌كرد، ‏اما هم رسانه‌ها چنين برداشتي را نمي‌پديرفتند و هم خبرنگاران حاضر در جلسه پس از مدت‌ها، بار ديگر از ‏لاريجاني سخني در دفاع از طرح "دولت ائتلافي" شنيدند.‏

‏<‏strong‏>حمله مشاوران<‏‎/strong‏>‏

لاريجاني طرح "دولت ائتلافي" را كه به زعم ناظران به منزله "عبور از احمدي‌نژاد" است، قابل بررسي دانست؛ ‏همزمان نزديكان احمدي‌نژاد نيز در واكنش‌هاي تند خود به نامه لاريجاني به احمدي‌نژاد، اين نامه را انتخاباتي تلقي ‏كردند و نوشتند كه مردم "ويژگي‌هاي مخصوص ايام پاياني دولت و گزاره‌هاي انتخاباتي آن" را درك خواهند كرد ‏و به موقع "تصميم تاريخي خويش" را براي دفاع از احمدي‌نژاد خواهند گرفت.‏

علاوه بر مجتبي زارعي، مشاور فرهنگي احمدي‌نژاد كه اين اتهامات را به لاريجاني وارد ساخت و يادداشتي ‏سراسر انتقادي عليه مجلس در ايرنا منتشر كرد، علي‌اكبر جوانفكر مشاور مطبوعاتي احمدي‌نژاد هم در يادداشتي ‏به لاريجاني حمله و او را متهم كرد كه نامه احمدي‌نژاد را به شوخي گرفته، فرافكني مي‌كند و مطالب روشن و ‏شفاف مطرح شده در اخطارنامه رئيس‌جمهور را پيچيده مي‌كند.‏

غلامحسين الهام، وزير و مشاور و سخنگوي دولت احمدي‌نژاد نيز در اين معركه سكوت نكرد و در واكنش به خبر ‏برخي سايت‌هاي محافظه‌كار كه سخنان هفت سال پيش او عليه حق رئيس جمهور براي دادن اخطار قانون اساسي ‏را يادآوري كرده بودند، دست به تغيير موضع همراه با عقب‌نشيني زد و نوشت: "نبايد به نامه رئيس‌جمهور پاسخ ‏شکلي داد، بايد محتواي آن را مورد مداقه قرار داد."‏

‏<‏strong‏>مطبوعات دولتي، يكصدا عليه لاريجاني<‏‎/strong‏>‏

مطبوعات حامي احمدي‌نژاد هم ديروز از تيترهاي تندي در خصوص نامه احمدي‌نژاد استفاده كردند و به علاوه، ‏يادداشت‌هايي هم عليه پاسخ وي به احمدي‌نژاد منتشر كردند. اين موضع‌گيري‌ها در سايت هاي حامي دولت نهم نيز ‏ادامه يافت و مشاور مطبوعاتي احمدي‌نژاد نيز از اين قافله عقب نماند.‏

روزنامه دولتي ايران ديروز در اقدامي كم‌سابقه از تيتر "ادب، قانون و منطق؛ زيرپاى سياست" با روتيتر ‏‏"ارزيابى صاحبنظران و نمايندگان مجلس از پاسخ توهين آميز على لاريجانى به اخطار قانون اساسى رئيس ‏جمهور" استفاده كرد تا اوج كلافگي جناح دولتي از واكنش رئيس مجلس به اخطار رئيس‌جمهور را نشان دهد.‏

در گزارش اين روزنامه از سخنان چند نماينده وابسته به جناح دولتي استفاده شده كه به شدت به لاريجاني حمله و ‏واكنش او را سياسي ارزيابي كرده‌اند. گزارش روزنامه دولت همچنين اكثريت مجلس را به فلج كردن دولت متهم ‏كرده و باهنر، لاريجاني و توكلي را رهبران مخالفان دولت در مجلس معرفي كرده است.‏

همين روزنامه در يك يادداشت مستقل، نامه لاريجاني را به شدت مورد انتقاد قرار داده و رئيس مجلس اصولگرا ‏را متهم كرده كه همان‌گونه كه با سولانا و البرادعي سخن مي‌گفت، احمدي‌نژاد را خطاب قرار داده است.‏

يادداشت روزنامه رسالت نيز در حمله به مجلس چيزي از مطالب روزنامه دولت كم ندارد؛ چرا كه در اين ‏يادداشت از اقدام مجلس در تغيير لايحه بودجه انتقاد و مجلس متهم به "بي‌مهري" و خلط مفهوم شده است. ‏انبارلويي، سردبير رسالت، كه از معدود حاميان احمدي‌نژاد در حزب موتلفه است، در حالي از مجلس به خاطر ‏تغيير بودجه انتقاد كرده كه تنها يك روز قبل، اسدالله بادامچيان، قائم‌مقام دبيركل حزب موتلفه، تغيير بودجه در ‏مجلس را يك خدمت بزرگ به دولت توصيف كرده بود.‏

روزنامه دولتي "وطن امروز" اما انتقاد از لاريجاني را به حمله تبديل كرد و درباره رئيس مجلس اصولگرا ‏نوشت: "لاريجاني اينک عصاره کينه مخالفان احمدي نژاد است!" اين روزنامه تغييرات بودجه را انتخاباتي ‏خواند، لاريجاني را مهره هاشمي رفسنجاني دانست و به توهين به احمدي‌نژاد متهم كرد.‏

سايت حامي دولت "بولتن نيوز" هم بودجه مصوب مجلس را "مرثيه‌اي براي عدالت" و نامه لاريجاني را نيز ‏‏"موهن" توصيف كرد و نوشت: جملات "دور از ادب و نزاكت" لاريجاني، تيتر روزنامه‌هاي منتقد شده است.‏
سايت "رجانيوز" هم به لاريجاني يادآوري كرده كه خود در زمان رياست بر سازمان صداوسيما به روش‌هاي ‏غيرقانوني متوسل مي‌شد تا تصميم مجلس ششم براي كاهش بودجه اين سازمان را تغيير دهد

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

قلم - خاتمی از صحنه انتخابات ریاست جمهوری کنار رفت تا بار دیگر ثابت کند ردای آموزگار ادب و شکیبایی را در قامت او دوخته‌اند و درایت او بالاتر از آن است که منافع و مصالح مردم را در نظر نگیرد.

به گزارش پایگاه خبری قلم تاریخ هر روز نوشته و برگی به کتاب قطور و کهن آن افزوده می‌شود. تاریخ تحولات سیاسی این مرز و بوم نیز با تمام فراز نشیب‌هایش حاوی آرزوهای ملتی است که به عنوان اولین ملت یکتاپرست عالم همواره آرمان‌هایشان را از دریچه‌ای معنوی جست‌وجو کرده‌اند.
و امروز فصل جدیدی در تاریخ تحولات سیاسی کشور آغاز شده که تاریخ‌سازان آن آروزهای ملت بزرگ ایران را از دریچه اخلاق و معنویت می‌نگرند، میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی.
مقدمه این فصل جدید و نقطه عطف تحولات سیاسی کشور در دو دهه اخیر زمانی آغاز شد که خاتمی جمله‌ای را به زبان آورد که در خاطره‌ها خواهد ماند؛«یا من می‌آیم یا میرحسین موسوی».
به این ترتیب امیدی در دل‌ها زنده شد؛ امید اینکه مردم سردرگم نخواهند بود و به راحتی می‌توانند نام کسی را در روز انتخابات بر روی تعرفه‌ها بنویسند که دوستش دارند و می‌دانند آنها را فریب نخواهد داد، و این آخری چقدر در روزگاری که فاصله شعارها با عمل‌ها روز به روز بیشتر می‌شود ارزشمند است.
اما پس از آنکه خاتمی نام خود و میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای قطعی بر زبان آورد، مشکلات مختلفی نیز آشکار شدند.
ابتدا کسانی که حضور یکی از این دو را به معنای افزایش احتمال حذف خود از سوی مردم می‌دیدند تلاش کردند تا ادبیات سه‌گانه «موسوی، خاتمی و کروبی» را رواج دهند و از تمام ظرفیت‌های رسانه‌ای قانونی و غیر قانونی و اخلاقی و غیر اخلاقی خود استفاده کنند تا نشان دهند این سه، درعطش قدرت، حاضر به توافق با هم نخواهند شد.
تاکید بر برخی اختلاف‌نظرها، تلاش برای طرح موضوعات و سوژه‌های اختلاف‌برانگیز، رواج فضای تخریب و توهین علیه هر سه این کاندیداها به ویژه خاتمی (که هنور هم خاطره برخی ناجوانمردی‌ها علیه وی در یادها باقی است)و بسیاری دیگر از اقدامات غیر اخلاقی دیگر از جمله کارهایی بود که از سوی شاخه‌های رسانه‌ای این جریان صورت گرفت.
تحلیل آنها این بود که آمدن موسوی یک بلوف سیاسی است و این خاتمی و کروبی هستند که در انتخابات باقی خواهند ماند و آنها با آغاز اختلاف‌افکنی بین این سه شخصیت و خالی کردن دور خاتمی از چهره‌های پر نفوذ و اصیل به راحتی می‌توانند طرح از پیش برنامه‌ریزی شده‌شان را در تخریب گسترده خاتمی آغاز کنند و در نهایت حاصل آن چیزی شود که آنها می‌خواهند.
به همین دلیل آنها اعلام رسمی قصد خاتمی مبنی بر کاندیدا شدن در انتخابات را در راستای این برنامه تدوین شده خود ارزیابی کرده و در نهان از آن خوشحال شدند (اصرار یک خبرگزاری به انتشار هر چه زودتر خبر آمدن خاتمی را به یاد بیاورید)، در این میان برخی دلسوزان طرفدار حضور خاتمی نیز با تشویق و ترغیب بیشتر او شرایطی را شکل دادند که فضای مرزبندی سه جبهه‌ای مدنظر طرف مقابل بیشتر مهیا شد.
طبیعتا پس از حضور خاتمی فضای تخریب علیه او شدت گرفت و تلاش برای اختلاف افکنی نیز با جدیت بیشتری دنبال شد که البته این آخری هنوز هم با محوریت اختلاف افکنی بین طرفداران موسوی و خاتمی از سوی رسانه‌های این جریان با جدیت انجام می‌شود.
خاتمی در این میان با هوشیاری و آگاهی نسبت به مسائل موجود در سفر به سه استان کشور (که علی رغم محدودیت‌های ایجاد شده با استقبال وسیعی از سوی مردم مواجه شده بود) اعلام کرد که برای رسیدن به اجماع حاضر به پرداختن هر هزینه و انجام هرگونه فداکاری است.
اما سرانجام آنچه یک جریان آن را «بلوف سیاسی» و «بعید» می‌دانست به وقوع پیوست و مهندس موسوی در بیانیه‌ای رسما قصد خود را برای کاندیداتوری در انتخابات اعلام کرد.
پس از اعلام رسمی موسوی همگان منتظر اقدام خاتمی بودند و جریان خواهان حفظ وضع موجود نیز با شدت تلاش کرد با ایجاد اختلاف بین طرفداران موسوی و خاتمی و ایجاد شکاف بین این دو، مانع تصمیم‌گیری درست خاتمی شود.
اما آنها خاتمی را نمی‌شناختند. یک ماه و اندی قبل خاتمی نامزدی خود در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را با تکیه بر تدبیری بر گرفته از دغدغه‌های جدی نسبت به وضعیت کشور و آگاهی از نقش دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، او که تجربه کارشکنی‌های بسیاری را در مسیر دولت خود داشت، هنوز محبوب بود و در سفرهای اخیرش به سه استان چنان استقبالی از رییس جمهور مظلوم دولت اصلاحات به نمایش گذاشته شد که شاید با صرف تمام درآمدهای نفتی موجود در حساب ذخیره ارزی نیز نتوان
به آن نائل آمد.
خاتمی نه در پاسخ به همه بی اخلاقی و بداخلاقی های غیر دینی وغیر انسانی صورت گرفته علیه خود، بلکه در جهت مصلحت کشور به نفع مهندس میرحسین موسوی، نخست وزیر دوران پر شکوه دفاع مقدس و یار و هم نفس‌امام(ره)، از صحنه انتخابات ریاست جمهوری کنار رفت تا باردیگر ثابت کند ردای آموزگار ادب و شکیبایی را در قامت او دوخته‌اند و درایت او بالاتر از آن است که منافع و مصالح مردم را در نظر نگیرد.
امروز اگرچه کناره گیری مردی که روزی تجلی خواسته‌های یک ملت شد از عرصه انتخابات شوک بزرگی برای دوستدارانش(چه آنانکه نامزدیش را می‌خواستند و چه آنانکه علی‌رغم ارادت خاص به خاتمی حضور میرحسین را در فضای امروز راهگشاتر می‌دانند) محسوب می‌شود، اما آنها با علم به تدبیری که خاتمی هیچگاه از آن غافل نبوده، این تصمیم را می‌پذیرند و به انتخاب او احترام می‌گذارند.
امروز ملت پشت سر میرحسین محبوب و مستظهر به پشتیبانی بزرگمردی دیگر از سلاله پاک پیامبر، به آینده‌ای روشن می‌نگرند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

محمد جواد غلامرضا کاشي؛خاتمي رفت. رفتنش مثل آمدنش، براي من غيرمنتظره بود. انتظار نداشتم بيايد. چون پيشا پيش معلوم بود اين انتخابات، انتخاباتي ديگر است. انبوه فتنه ها که در کمين آمدنش بودند، به هر عاقلي مي گفت که آمدن به صلاح نيست. اما او شجاعانه آمد.

رفتنش نيز اما براي من غيرمنتظره بود. گردبادي که در آستانه اولين حرکت هاي تبليغاتي اش برخاست، عقل و هوش را از سر هر انسان متوسط جوياي نام و نان و مقامي مي برد. اما او شجاعانه رفت. احساس اندوه عميقي از خبر رفتن او دارم. بگذاريد از مقدمه يي شروع کنم مبادا که قلم به رغم خواست من راه مداهنه پيش گيرد.سياست يک چهره ژانوسي است مثل همه جنبه هاي ديگر زندگي. عميق ترين رذائل را با والاترين فضايل انساني توامان دارد. به همين جهت گاه داني است بيش از آنچه بينديشي و گاه چنان عالي که در تصور فرد انساني نمي گنجد. جالب اين است که سرشت سياست تنازع است و تصادف. در صحنه پرآشوب سياست يکباره دست تصادف تو را از اوج والايي به حضيض ذلت پرتاب مي کند و از اوج ذلت به قله فضيلت. به ظاهر همه چيز از تصميم هاي کوچک آغاز مي شود. اما همين تصميم هاي کوچک، بزرگ مي شوند. فرد را به يک چهره قديس يا يک جبار بدل مي کنند. گاه والا و گاه به شدت پست. نه افراد آنچنان في نفسه بزرگ اند و نه اينچنين في نفسه پست و فرومايه. سر اين همه بزرگي رذيلت ها يا فضيلت ها را در سرشت سياست بجوييد. سياست ميدان بزرگ خير و سرنوشت عمومي است. جايي است که افراد و مساله هاي کوچک آنها در حيات کلي جماعت ذوب شده و امري بزرگ را آفريده است. کردارهاي کوچک، خوب يا بد، صدها هزار برابر مي شوند. آنجاست که يک کردار راست به يک حماسه انساني بزرگ و يک خطاي کوچک به يک شقاوت عظيم بدل مي شود.خاتمي يک تصميم کوچک گرفت. قرار بود در رقابت هاي انتخاباتي حاضر باشد. حالا تصميم گرفته است که نباشد. رفت. به همين سادگي. اما فقدانش در ميدان رقابت، سياست را پر از يک حضور مبارک مي کند. حضور ارزش هاي والا. چون عادت نداشته ايم که کسي از ميدان سياست به انتخاب خويش برود. ديگران يا هستند و اصولاî فرض بر نبودشان نيست حداکثر اين است که از يک مقام عالي به يک مقام عالي ديگر نقل مکان کنند و وحشت زده به تداوم مناسبات موجود بينديشند، يا نيستند و با چشماني شهوت زده در انتظار ورود به اين ميدان هستند. اينان عقل و خرد و هوش و گاه دار و ندار و جان و مال خود را در راه آن وحشت يا اين شهوت کور کننده از دست مي دهند. خاتمي تصميم کوچکي گرفت. فقط رفت. اما اين رفتن به معناي گشودن پنجره يي به يک افق تازه بود. با رفتنش بسياري از آنچه را از ميدان سياست رفته بود، به ميدان سياست فراخواند. رفتن خاتمي مثل فقدان پرشکوهي است که از ارزش هاي والاي انساني خبر مي دهد و همين است که اندوهبار است اما اندوهي پرشکوه. از جنس ماتم و مصيبت نيست. از جنس اندوه عميق انساني است که به همان اندازه غم، احساس امنيت و امان و زندگي نيز در آن موج مي زند. سياست اينچنين است که يکباره خصلتي تازه از خود نشان مي دهد. سياست اغلب صحنه رقابت کوته انديشاني است که نام و نان خود را به بازي با مصالح عموم بسته اند. چنين است که اهل هنر و ادب و فرهيختگي و فضيلت اغلب راه خود را از ميدان سياست به عزلت و کنج فضيلت هاي فردي مي کشند. اما يکباره رنگ عوض مي کند و آنچه داني بود به صحنه تجلي ارزش هاي پاک و عالي انساني بدل مي شود. آنگاه هر اهل فضيلت گوشه نشيني را به سخره مي گيرد و به ميدان تجلي عرصه سياست متوجه مي کند. همين چهره ژانوسي فضيلت و رذيلت است که به سياست وجهي افشاگر مي بخشد. گاه در عمق رذائل متعارف، فضيلت هاي کوچک بزرگ مي شوند و آينه کردار مردم مي شوند. الگوها ساخته مي شود و چهره هاي فاني در تصوير مردم به چهره ها و خاطرات ماندگار بدل مي شوند چنان که از منظر اين فضايل نيز نقاب از چهره رذيلت ها برگرفته مي شود و آنچه در پس پشت تحليل و مصلحت انديشي ها و گفت وگوها، هزار نقاب و لباس مبدل بر تن داشت، عريان مي شود و خطاهاي کوچک مثل رذائل بزرگ انساني پديدار مي شود. قصدم به هيچ روي اين نيست که از خاتمي اسطوره بسازم و او را به يک قهرمان اسطوره يي بدل کنم. خاتمي انسان متوسطي است مثل ديگران. اما اين فرصت را دارد که در صحنه سياست تصميم هاي کوچک و صادقانه يي بگيرد.

اين سرشت و موقعيت سياست است که او را بزرگ و فضايل فردي او را به يک سرمايه جمعي بدل مي کند. تقصير از او نيست که در اين زمينه تنهاست. درخشش او ناشي از قاعده ندرت است. چنين است که از رفتن او احساس اندوه عميقي دارم؛ اندوهي که به هيچ روي از جنس ماتم نيست. بلکه با رگه هايي از نشاط ناشي از امنيت و ايمان نيز توام است.

اهل سياست ما تازه درمي يابند که تنازع و رقابت فضيلت سياست است. البته از سر ناچاري پذيرفته اند. هر چه تلاش کرده اند همه را ذيل يک پرچم و شعار درآورند به نتيجه نرسيدند و شعار وحدت و يکپارچه شدن را ناکام يافتند. از سر ناچاري به ضرورت رقابت در صحنه سياسي تن در داده اند. اما واقع اين است که رقابت فضيلت عرصه سياسي است. رقابت شرط خردورزي است و خرد سياسي در نتيجه تنازع و رقابت گروه هاي گوناگون است که باليده مي شود.

اما تنازع سياسي به تبع چهره ژانوسي رذيلت و فضيلت دو سنخ متفاوت دارد. رفتن خاتمي همه ما را از يک سنخ به سنخ ديگر فراخواند. اجازه بدهيد در زمينه اين دو سنخ توضيحي عرض کنم.

ارزش ها، منافع جمعي و گروهي، آرمان هاي سياسي همه از جنس سياسي اند و همه مقتضي همان دو چهره ژانوسي رذيلت و فضيلت. اين همه گاه از زاويه رذائل خود با يکديگر رقابت مي کنند و گاه از زاويه فضايل. اگر سنخ اول حادث شود، رذيلت، رذيلت مي افزايد و اگر سنخ دوم، فضيلت فضيلت زا مي شود.

در صورت اول، بازيگران هر روز حقيرتر و کوچک تر و فرومايه تر مي شوند و در صورت دوم، بازيگران هر روز بزرگ تر و باليده تر و والاتر. عرصه سياسي ما عرصه رو به فزوني گرفتن سنخ اول است. رقابت هست.

رقابتي که هر روز دامن گسترتر از پيش مي شود. اما حاصل کوچک و حقير شدن همه بازيگران، امور و انگيزه ها و مسائل و مصايب فردي و خصوصي هر روز بيش از پيش مياندار ميدان رقابت سياسي مي شوند.

اما خاتمي با رفتنش سياست را به رقابت از جنسي ديگر فراخوانده است.

او تصور مي کرد باقي ماندنش در فضاي پرفتنه امروز به معناي تشديد فضاي رقابت از سر رذالت هاست. حال به عنوان کسي که رفته و در اين ميدان منفعتي براي او متصور نيست از همه مي خواهد که کمي هم از منظر فضايل متکثر و ناسازگار انساني رقابت کنند.

کمي هم سياست را به تنازع ميان حوزه ها و قلمروهاي ناسازگار فضايل انساني بدل کنند. او رفت تا نشان دهد مي توان هم رفت. پس اگر نمي رويم و مانده ايم بايد توجيهي براي آن دست و پا کنيم؛ توجيهي که ماندن را به يک فضيلت و شجاعت سياسي بدل کند.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

 

ایلنا: دبيرسياسي نشريه پرتو كه در سال 84 از حاميان اصلي احمدي‌نژاد بود در انتخابات 88 هم نداي حمايت از احمدي نژاد را سر داده است و كانديداهاي رقيب را به مظلوم‌نمايي متهم مي‌كند.
قاسم روانبخش به تشريح مواضع و ديدگاه‌هاي خود در خصوص كانديداتوري ميرحسين موسوي, حواشي رخداده در مدت رياست‌جمهوري احمدي‌نژاد و ضعف‌هاي دولت اصلاحات پرداخت و به موضوع كفن‌پوشاني اشاره كرد كه در دولت نهم سكوت را بر كفن‌پوشي ترجيح دادند.

س)اخيرا شنيده شده است كه برخي با پخش آگهي‌هايي درصدد تخريب خاتمي در شهر قم هستند آيا به عنوان يك روحاني كه در اين شهر زندگي مي‌كنيد موافق اين‌گونه تخريب‌ها هستيد؟
من اطلاعي از اين موضوع ندارم اما برخي كانديداها به دنبال مظلوم‌نمايي هستند و پروژه مظلوم‌نمايي را راي‌آور مي‌دانند لذا چنين مباحثي را مطرح مي‌كنند. همان‌طور كه اشاره شد من در قم زندگي مي‌كنم اما چنين چيزهايي را نديده‌ام.
اين موضوع مانند پروژه مظلوم‌نمايي هاشمي رفسنجاني در سال 84 است كه مي‌گفت پنج ميليون CD عليه من پخش شده است كه دروغ محض بود. در مصاحبه‌اي از من در اين مورد پرسيده شد و من پاسخ دادم حتي يك نسخه از اين CD را نديده‌ام و خود خبرنگار هم نديده بود.
مطرح كردن اين مسائل مظلوم‌نمايي است و مي‌خواهند به جامعه القا كنند كه آن‌ها را تخريب مي‌كنند البته فكر نمي‌كنم كه خاتمي نيازي به مظلوم‌نمايي داشته باشد زيرا همگان از عملكرد اقتصادي, فرهنگي و سياسي دولت 8 ساله وي مطلع هستند و در نشريات معتبري نيز عملكرد دولت خاتمي نقد مستدل شد و مي‌شود.
در اين دوره نيز نويسندگان بايد با استدلال و منطق به نقادي عملكرد دولت‌هاي اصلاحات, كارگزاران و اصولگرا بپردازند و عملكرد آن‌ها را با يكديگر مقايسه كنند تا مردم تكليف خود را بدانند. البته نقادي بايد همراه با ادب و احترام باشد.
طبق گزارش سازمان بسيج دانشجويي, 40 هزار مورد سياه‌نمايي و تخريب عليه دولت نهم صورت گرفته است كه نتايج مثبتي ندارد كساني‌كه شعار مي‌دهند ما را تخريب مي‌كنند خودشان بدترين نوع تخريب را نسبت به دولت خدمتگذار نهم در روزنامه‌ها و سايت‌هايشان روا مي‌دارند.

س) ميرحسين موسوي در روزهاي گذشته طي بيانيه‌اي كانديداتوري خود را اعلام كرد و تغيير وضعيت كشور به عنوان يكي از دلايل حضور ايشان مطرح شد. چه برداشتي از حضور مهندس موسوي در عرصه انتخابات پس از سال‌ها سكوت داريد.
مهندس موسوي در اين بيانيه آورده است كه وضعيت كشور اقتضا كرده است كه وي در عرصه حضور يابد كه اين موضوع به صورت مبهم عنوان شده است لذا اميدواريم ايشان در بيانات بعدي خود اين بخش از بيانيه را تبيين كنند كه چرا پس از سال‌ها سكوت اكنون احساس وظيفه مي‌كنند كه در انتخابات حضور يابند.
در سال‌هاي 76, 80 و 84 نيز از ايشان براي حضور در عرصه دعوت مي‌شد اما نمي‌پذيرفتند اكنون چه اتفاقي رخ داده است كه احساس مسووليت مي‌كند؟چه‌طور در شرايطي كه سياست خارجي ما در موضع انفعال بود, احساس خطر نكرد و امروز كه سياست خارجي ما بر مبناي تهاجم به پايگاه دشمن است و آثار آن ‌را در كشور, منطقه و جهان مي‌بينيم احساس وظيفه مي‌كنند؟
اين سوالات از جانب افكار عمومي مطرح است كه ميرحسين موسوي بايد به آن‌ها پاسخ دهد.
در دوراني كه روزانه صدها مطلب عليه دين, مقدسات و ارزش‌ها نوشته مي‌شد و خاطر متدينين, علما و روحانيون مكدر مي‌گشت, مهندس موسوي سكوت كرد؛ چرا در آن زمان‌ها احساس نمي‌كرد كه بايد وارد عرصه شود و رياست‌جمهوري را بر عهده بگيرد؟
امروز كه دولت اصولگرا بر سر كار است و مدال گفتمان امام را از دست مقام رهبري گرفته است و تمام تلاشش براي زنده كردن شعار انقلاب است, ايشان احساس وظيفه كرده‌اند كه بيايند؟

س)در حالي عملكرد مهندس موسوي را زير سوال مي‌بريد كه بخشي از اصولگرايان نيز حمايت خود را از ميرحسين موسوي اعلام كرده‌اند آيا اصولگرايان چند دسته‌اند كه بخشي از آن‌ها مانند شما به انتقاد از مهندس موسوي مي‌پردازيد و بخش ديگر حمايت خود را اعلام مي‌كنند؟
اين يك ادعا است كه گفته مي‌شود اصولگرايان به مهندس موسوي راي مي‌دهند. كدام حزب اصولگرا از ايشان حمايت كرده است؟ تكليف ايثارگران و موتلفه كه مشخص است. پس كدام حزب اصولگرا از مهندس موسوي حمايت كرده است.
من پيش از اعلام كانديداتوري موسوي پيش‌بيني كرده بودم كه او يا با شعار خاتمي و يا با شعار احمدي‌نژاد وارد عرصه مي‌شود كه هر كدام نماد يك تفكر است. اگر شعار خاتمي راي داشت كه او مي‌ماند و راي مي‌آورد اما اگر بخواهد با شعار احمدي‌نژاد بيايد كه مردم اصل را كنار نمي‌گذارند تا به كپي راي دهند.
در نهايت ما از حضور ميرحسين موسوي در انتخابات حمايت مي‌كنيم زيرا تنور انتخابات را گرم مي‌كند ولي اينكه برخي فكر كنند او مي تواند راي اصولگرايان را جذب كند, در اشتباه هستند.
اگر چند كانديدا از جبهه اصلاح‌طلبان وارد عرصه شود به اين دليل است كه مي‌خواهند از تريبون صداوسيما در نقد دولت استفاده كنند و يا آراي احمدي‌نژاد را كم نمايند.
حضور ميرحسين موسوي و ديگر اصلاح‌طلبان در عرصه انتخابات حركت خوبي است و از همه آن‌ها ممنون هستيم زيرا تنور انتخابات را گرم مي‌كنند.

س)برخي معتقد به تنش‌زايي در دولت نهم در عرصه سياست خارجي هستند. چگونه در اين عرصه از دولت نهم دفاع مي‌كنيد
خاتمي با شعار تنش‌زدايي آمد و براي گفت‌وگوي تمدن‌ها هزينه زيادي كرد. به نحوي كه بودجه يك سال موسسه گفت‌وگوي تمدن‌ها سه و نيم ميليارد تومان بود اما هيچ نتيجه‌اي نداشت و ايران را محور شرارت خواندند و قطعنامه‌هاي زيادي صادر كردند و از سويي كشورمان را به دليل نقض حقوق‌بشر محكوم نمودند.
ايران در آن زمان با كشورهاي دور و حتي كشورهاي منطقه ارتباط زيادي نداشت و حتي نتوانستند رئيس‌جمهور روسيه را به ايران بياورند اما دولت نهم با شعار عدالت و گفتمان امام موضع تهاجم به مواضع استكبار را در پيش گرفت.
در زمان دولت نهم بحث محور شرارت بودن ايران مطرح نشد زيرا به مواضع آن‌ها تهاجم كرديم و دشمنان به انفعال كشيده شدند. اسرائيل در بدترين شرايط در شصت سال اخير به سر مي‌برد و آمريكا نيز در عراق و افغانستان و منطقه گرفتار شده است و ارتباط ايران با همسايگان و كشورهاي عربي به حد عالي رسيد.
در ماجراي غزه يك سفير از سوي احمدي‌نژاد به ونزوئلا مي‌رود و ساعات زيادي طول نمي‌كشد كه سفير اسرائيل از اين كشور اخراج مي‌شود يا رئيس‌جمهور روسيه براي اولين بار به ايران مي‌آيد.
در سايه سياست تنش‌زدايي و گفت‌وگوي تمدن‌ها در دولت اصلاحات چيزي نصيب ما نشد و تنها عقب‌نشيني كرديم. در مساله هسته‌اي در دولت اصلاحات شروط دشمنانمان را پذيرفتيم و عقب‌نشيني كرديم اما علي‌رغم صدورچندين بيانيه عليه ايران در دولت نهم تعليق را شكستيم و راه خود را ادامه داديم زيرا اگر اين‌كار انجام نمي‌شد, حتي براي نيروگاه بوشهر سوخت هسته‌اي به ما نمي‌دادند و اكنون آن‌ها حتي جرات ندارند يك ترقه در كشور ما بزنند.

س)گفته مي‌شود علما و روحانيون قم انتقادات زيادي به عملكرد دولت نهم در حوزه حفاظت از ارزش‌ها دارند و شايعه شد كه حتي برخي از مراجع تقليد از پذيرفتن احمدي‌نژاد خودداري مي‌كنند. آيا صحت دارد؟
علما نگاه مثبتي به دولت نهم دارند واحمدي‌نژاد نيز در مقايسه با هاشمي رفسنجاني كه به ديدار علما نمي‌رفت و يا خاتمي. احمدي‌نژاد ديدارهاي زيادي با علما داشت و حتي در سفري كه در آستانه محرم به قم داشت, اعضاي جامعه مدرسين به مجلس سخنراني ايشان آمدند البته برخي اوقات علما انتظاراتي دارند كه طبيعي است.
براي اولين بار مركز ارتباط روحانيت با دولت در قم تاسيس شد كه قبلا در حد مشاوره بود و رياست آن‌را دكتر بي‌ريا بر عهده دارد.روحانيون و علما, دولت را از خودشان مي‌دادند.
برخي علما بارها دولت نهم را به صدقه‌پروري و اداره كشور به شكل كميته امدادي متهم كردند آيا مي‌توان به راحتي از اين انتقادات چشم‌پوشي كرد؟
ايشان هيچ‌گاه اين مباحث را مطرح نكرده‌اند بلكه فرموده‌اند كه سياست‌ها بايد به سمتي برود كه مردم از جهت رفاه به حدي برسند تا نياز به اداره كميته امدادي نباشد. آيا پرداخت سهام عدالت به مردم صدقه‌پروري است.
كروبي شعار 50 هزار توماني و هاشمي رفسنجاني درمرحله دوم انتخابات شعار 80 هزار توماني دادند كه مبنايي هم نداشت. منظور جوادي آملي گداپروري دولت نبوده است زيرا اين دولت از ابتدا توجه به محرومان را در دستور كار قرار داد. حتي طرح تحول اقتصادي نيز به منظور حمايت از مظلومان و محرومان مطرح شد.

س)برخي اظهارنظرها مانند اظهارات مشاعي در مورد دوستي با اسرائيل موجب شد تا احساس شود در انتخابات دهم از آراي احمدي‌نژاد كاسته مي‌شود. آيا برخورد رئيس‌جمهور با مشاعي در همان زمان موجب نمي‌شد تا بر محبوبيت ايشان افزوده شود؟
در دولت‌هاي ديگر نيز مشاعي‌هايي بودند. به عنوان مثال در دولت خاتمي فردي به نام مهاجراني حضور داشت كه مقام معظم رهبري در جلسه شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حضور خاتمي به صراحت اعلام كردند كه وزارت ارشاد ما اسلامي نيست. پس از اين جلسه انتظار مي‌رفت تا خاتمي اقدام به كنار گذاشتن مهاجراني كند اما اين اتفاق رخ نداد و پس از ده ماه با فشار و تحصن علما, آقاي مهاجراني مجبور به كنار رفتن شد. البته در همان زمان هم خاتمي اعلام كرد كه كنار رفتن مهاجراني مانند كنار رفتن من است.
ما در موضوع مشائي هم به دولت انتقادهاي زيادي كرديم. البته هيچ‌گاه مقام رهبري اظهارات مشائي را ضداسلامي نناميدند. از خدا مي‌خواهيم تا مشائي دولت نهم اصلاح شود.
س) در زمان خاتمي شاهد بوديم كه با كوچك‌ترين بهانه‌اي برخي افراد در شهر قم كفن‌پوش مي‌شدند اما در دولت نهم علي‌رغم وجودبهانه‌هايي مانند اظهارات مشائي اين كفن‌پوشان حضورنداشته‌اند علت چيست؟
كفن‌پوشان قم عاقل هستند و مي‌دانند در كجا بايد كفن بپوشند البته بخشي از كفن‌ها را براي دوم خردادي‌ها گذاشته‌اند!
زماني‌كه به خدا, پيغمبر,حضرت زهرا(س), ائمه معصومين و امام زمان(عج) توهين شود, بايد كفن پوشيد. اما زماني ‌كه مشائي از دوستي با مردم اسرائيل حرف مي‌زند آن‌ها كفن نمي‌پوشند زيرا مقام رهبري گفتند كه جنجال نكنيد.
زماني‌كه مجتهد شبستري مي‌گويد پيامبر در خلوت خود گناه كرده است , بايد كفن‌ پوشيد.

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

محکومیت یکی دیگر از سایت‌های حامی دولت با شکایت موسویان

در پی شکایت سید حسین موسویان، دادگاه تمامی اتهامات مطرح را به عنوان مصادیق افترا و نشر اکاذیب تشخیص و مدیر سایت خبری انصار نیوز را محکوم کرد.

به گزارش مهر؛ وکیل سید حسین موسویان درباره صحت و سقم اخبار برخی از رسانه‌ها در مورد محکومیت مدیر سایت اخبار انصار ضمن تایید اصل این خبر گفت: در مورد تمامی اتهامات مطروحه در سایت اخبار انصار 4 فقره شکایت در سال 86 تسلیم مقامات قضائی شد که اخیرا دادگاه مدیر این سایت را در تمامی موارد به عنوان افترا و نشر اکاذیب محکوم و رای وی را صادر کرد.

هوشنگ پور بابایی افزود : جاسوسی، 50 روز سفر موسویان به خارج از کشور و ملاقات با سرویس های خارجی، ارائه مصوبات شورایعالی امنیت ملی به بیگانگان از سوی موسویان، در اختیار دادن اطلاعات و اسناد پایگاههای نظامی و امنیتی ایران در اروپا به سرویسهای اطلاعاتی انگلیس تا در زمان حمله احتمالی آمریکا علیه ایران تصمیمات مقتضی صورت گیرد ، از جمله اتهامات منتشر شده در سایت اخبار انصار علیه دکتر موسویان بوده است.

وکیل موسویان همچنین انتقال یک سند سری به سفارت لندن، ملاقات موسویان با یک دیپلمات آمریکایی ، در اختیار گذاشتن اطلاعات امنیتی ایران به سرویس امنیتی آلمان ، انتقال اسناد محرمانه نظام به بیگانگان ، تاکید موسویان درباره لزوم تسریع صدور قطعنامه علیه ایران به خارجی ها و عنوان "هسته ای بودن موضوع بازداشت موسویان" را از دیگر اتهامات منتشر شده در سایت فوق علیه موکل خود برشمرد.

پور بابایی خاطر نشان کرد: در این سایت عنوان شده که موسویان با مطلع ساختن سیروس ناصری مانع بازگشت وی به کشور شده است که دادگاه کلیه اتهامات مذکور را به عنوان مصادیق افترا و نشر اکاذیب تشخیص و مدیر سایت انصار نیوز را محکوم نمود. 

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.
جناب آقاي ميرحسين موسوي
سلام عليكم

اول.

وقتي كتاب «امريكا شيطان بزرگ» از تأليفات خود را برايتان فرستادم، نوشتم: «تقديم به نخست‌وزير محبوب دوران طلايي امام». بنابراين شما را به عنوان مسؤول محبوبي در آن دوران قبول دارم كه يكي از مجريان «برنامه‌ها، تصميمات و رهنمودهاي حضرت خميني (رضوان الله تعالي عليه)» بوديد.

دوم.

وقتي يكي از نشريات مدافع ارزش‌هاي اسلامي در سال‌هاي پاياني اصلاح‌طلبي مطلبي عليه شما نوشت، با مديرمسؤول تماس گرفتم و اعتراض كردم. گفت: ممكن است در انتخابات وارد بشود. گفتم: در اين بي‌داد براندازانه اصلاح‌طلبي، موسوي غنيمت است. گفت: اما يكي از بستگانش (نام برد) داراي فلان عقايد است و زمينه تاخت و تاز پيدا مي‌كند. روشن بود كه من نه اهل «قصاص قبل از جنايتم» و «نه از زمره مافياگرانم كه كسي را به گناه ديگري بي‌آبرو كنم و مجازات». در نتيجه نپذيرفتم. علاوه بر آن كه در آن دوران سياه حكومت محمد خاتمي، و انفعال و ذليلي راست‌هاي ناراست و عدم قبول آنها، به هر حال شما را غنيمت مي‌دانستم. اين دانش به گذشته بر مي‌گذشت و به شناخت شما در دهه اول!

سوم.

اين روزها پس از گذشت دو دهه سكوت و پنهاني، شما فعال شده‌ايد! فعالي پر از ابهام و مسأله‌برانگيز! فعالي كه هر روز نامش به عنوان نامزد رياست‌جمهوري دهم بر سر زبان است، و تصويرش كنار محمد خاتمي، يا سيدحسن خميني آن هم در جلسات پرمفسده مشاركتي‌ها، كارگزاراني‌ها و به طور كلي اصلاح‌طلبان بيگانه‌پرست و اسلام‌ستيز منتشر مي‌شود.

مي‌خواستم بنا به ارادتي كه به دليل نخست‌وزيريتان به شما داشتم، پرسش‌هايي را مطرح كنم، از آن جمله:

1. ورود يا فعال‌شدنتان به دليل كدام كمبود نيرو، يا كدام شرايط حاد براي اسلام و انقلاب است؟ بگوييد تا ما هم مطلع شويم.

2. آيا حضورتان در كنار عناصر نامشروع و نامقبول، اعلان عقيده، روش و برنامه‌اي سياسي است؟

3. آيا بيرون آمدنتان از پناهنگاه و تصويري‌شدن (هنوز خيلي صوتي نشديد) سياسي‌ در بدترين جلسات سياسي پيامي دارد؟

4. آيا نامزدي شما براي رضاي خداست؟ يا در مسير تشكيل دولت وحدت ملي ناطق‌نوري و لاريجاني و كرباسچي؟ يا ايجاد دولت نجات ملي محمد خاتمي؟

5. آيا راست‌هاي ناراست همان غيرمقبولان مطرود ملت كه در انتخابات نهم، همه و همه بيش از 5/1 ميليون رأي نداشتند، پشتوانه فعال‌شدن و خروجتان از خفا شده‌اند، يا توصيه‌ها و توطئه‌هاي مافياگران قدرت و ثروت از اصلاح‌طلبي برانداز؟ شايد هم مثلث لاريجاني، قالي‌باف و رضايي مشوق حضور و ورودتان گرديده است؟

6. آيا مدافع اقتصاد اسلامي تبيين‌شده از سوي امام خميني - كه درود خدا بر او باد - هستيد، يا سرمايه‌خواري مافياگرانه را پذيرا شده‌ايد؟

7. با «عدالت» و «اسلام علوي عليه‌السلام» چه ميانه‌اي داريد؟ امام عصر عجل‌الله تعالي فرجه الشريف و ظهور را چگونه مي‌بينيد؟

8. امريكا را شيطان بزرگ و اسرائيل را غده سرطاني مي‌شناسيد؟ يا با حقوق بشر امريكايي و دموكراسي خداستيز و عوام‌فريب و ضدمردمي به صحنه آمده‌ايد؟

9. با فمينيسم و ابزارسازي از جوانان و آزادي‌هاي مورد قبول 16‌ساله در عرصه قدرت و ثروت چه ارتباطي داريد؟ خويشاوند‌سالاري، تبعيض‌گرايي، خانواده‌سالاري، آقازادگي و چپاول اموال و انفال توسط آقازاده‌ها و مديران لايق و باتجربه 16ساله، يا 27ساله مورد قبولتان است؟

10. آيا اسلام مرفهين بي‌درد، عافيت‌طلبان، اشرافيت و سرمايه‌داري يا همان اسلام امريكايي را روي‌گردانيد؟ آيا اسلام پابرهنه‌ها، مستضعفان، انقلابيون، جهادگران و شهادت‌طلبان را راه و رسم كارساز در برابر دنياي پيشرفته و متمدن امريكا و اسرائيل مي‌دانيد يا خير؟

11. ولايت مطلقه فقيه يا همان اساس مشروعيت نظام و قانون‌ اساسي را چه‌قدر باور داريد؟ روحانيت و مرجعيت اين پاسداران شريعت را چگونه؟

12. به طور كلي عامل بقا، اعتلا و استمرار نظام اسلامي را در ديپلماسي مقتدرانه عليه سلطه‌گران و جهانخواران مي‌دانيد يا تسليم و ذلت، آيا انفعال و عقب‌نشيني و تعظيم در برابر زورگويي‌هاي امريكا و انگليس يا فرانسه و اسرائيل را «اعتمادسازي»، «تشنج‌زدايي»، «بيرون‌آمدن از انزوا» دانسته، نه تنها «تعطيل كامل هسته‌اي» بلكه «جاسوسي و به مخاطره‌افكندن كشور و ملت» را اقدامي «سنجيده»، «غيرشتابزده»، «مدبرانه»،‌ «خردمندانه» و ... مي‌پسنديد؟ و به اين گونه مديران لايق و باتجربه فخر مي‌فروشيد؟

13. باز هم مي‌گويم، با انتظار و ظهور، عدالت‌گستري جهاني و وجود ذي‌جود منجي عالم و دكترين مهدويت عجل‌الله تعالي فرجه الشريف در حاكميت چقدر موافقيد؟ واژگان خرافه، جمود، تحجر و ... كه در اطلاعيه غيرقانوني و خارج از مسؤوليت و غيرمعمول شما در فاصله 27 خرداد تا سوم تير 1384 تصريح شد، حول اين باور مي‌چرخد، يا «هيأت‌هاي عزاداري سيدالشهدا» يا «گفتمان مبتني بر آموزه‌هاي اصيل انقلاب و اسلام» را شامل مي‌شود؟

14. تمدن و پيشرفت، علم و فن‌آوري و اقتصاد و سياست در ديدگاه شما، در دايره اسلام و تشيع قابل‌قبول است، يا به ژاپن و كره جنوبي، امريكا و اروپا محدود مي‌شود؟

15. دگرانديشان و تجديدنظرطلبان، وابستگان به بيگانه، غارتگران بيت‌المال، فاسدان و منحرفان عقيدتي و عملي در طول سه‌دهه پس از حاكميت نظام اسلامي، حلقه مديران دائمي، ويژه‌خواهان و امتيازطلبان، رانت‌خواران و احزاب - اين يادگاران سياست اموي - را چگونه مي‌نگريد، و در دولت شما چه جايگاهي دارند؟

16. با رانت‌خواري و آقازادگي و بهره‌مندي از پست‌ها و مقام‌ها چه ميانه‌اي داشته‌ايد؟ صريح‌تر بگويم؛ در طول مدت سكوت و نظاره‌گري يا رضايت‌دادن به همه آنچه گفته شد، همسر و فرزندانتان و دامادهايتان از «رانت علمي»، «رانت مدرك»، «رانت استخدام»، «رانت پست»، «رانت سفرهاي خارجي» و ... سود نجسته‌اند؟! خودتان چه‌طور؟!

پرسش‌ها بسيار است و بي‌پاسخ! اصول ديپلماسي حكم مي‌كند كه؛ سياستمدار ناپاسخ‌گو باشد و نه حتي اجازه درخواست پرسش را بدهد. محمد خاتمي و هاشمي رفسنجاني نمونه‌ها و الگوهاي بسيار خوب و كارآمد در اين زمينه‌اند. ملت نوكر و رعيت و فرمانبر است، و «ارباب» و «حاكم» بايد زمام امور را در دست داشته باشد! پرسش‌گري آنجا آزاد است كه دين را به بازي بگيرد و مذهب را لگدمال كند. به عبارت ديگر تروريسم ايماني آزاد است تا باورهاي الهي مردم را نشانه رود. آنچه در 16 سال شاهد آن بوديم. اما چرا پرسش‌ها را در نوشته‌هايم ادامه نمي‌دهم، بلكه از درخواست پاسخ نيز صرفنظر مي‌كنم؟ شايد مي‌پنداريد از «ماجراي ميتينگ 15خرداد سال 85 هاشمي رفسنجاني» درس عبرت گرفته و وحشت دارم! اما تخريب متمدنانه و اصلاح‌طلبانه و آزادي‌خواهانه راست ناراست و چپ منحرف در اين چهارسال ترور انديشه و شخصيت مرا محقق كرد و مانده است «ترور فيزيكي». خداوند سبحان را سپاس كه ناكام ماند. قلم و بيان اين‌جانب ماند و فوج عظيم ملتي كه آن را «فرياد اعتراض ملي» عليه «مافياي قدرت و ثروت» يا همان «اژدهاي هفت‌سري» مي‌داند كه در هر لباس و نام براي حفظ قدرت و ثروت به يغمابرده‌اش، با هر وسيله‌اي به سركوب «بيدارباش‌»ها مي‌پردازد.

حال چند نكته:

الف. گفته مي‌شود شما مورد تأييد هاشمي رفسنجاني هستيد و مي‌نويسند: «او از شما حمايت مي‌كند». همين يك نكته كافي است تا مشروعيت و مقبوليت شما زير سؤال رفته، به عنوان «مهره‌اي در دست هاشمي» معرفي شويد. شايد هم كسي شناخته شويد كه هاشمي او را در آستين خود براي روز مبادا نگه داشته است. علاوه بر اين ممكن نيست فردي خارج از حلقه‌هاي خاص، وارد عرصه انتخابات شود و مورد حمايت يا تأييد هاشمي قرار بگيرد. يك نمونه «محمد خاتمي» بود كه هر چند «هاشمي» را «عالي‌جناب سرخ‌پوش» كرد، اما تا كنون همچنان مورد حمايت و تاييد ويژه است.

ب. محمد خاتمي كه خود به «عدم مشروعيت خويش» اذعان دارد و آن را «قطعي» مي‌داند، در تلاش است كه شما را به صحنه بياورد. اين برگ هم با كمال عذرخواهي، عدم مشروعيت شما را صحه مي‌گذارد. كسي كه خود غيرمشروع است و از طرفي حمايت و تأييد امريكا و امريكاپرستان را دارد، حامي و مؤيدي نيست كه ملت مسلمان را به پاي صندوق‌ها بكشاند.

ج. افرادي چون سيدحسن خميني منهاي وابستگي به حضرت امام، جايگاه ديگري در بين مردم ندارند. علاوه بر آن كه در جهت‌گيري سياسي هم‌سو با هاشمي و خاتمي و حضور در جلسات اين طيف آنها را پرمسأله كرده است. ارادت و اعتقاد و عشق الهي مردم به امام پايان‌نايافتني است، ولي خانواده‌سالاري به شدت مورد اعتراض و طرد ملت واقع گرديده است. اضافه بايد كرد خاطرات هاشمي رفسنجاني را در «اميدها و دلواپسي‌»هايش كه به طور مكرر «همراه‌بردن‌ سيدحسن خميني به سفرهاي خارجي در كنار فرزندانش» را تصريح مي‌كند. خرج بيت‌المال مسلمين، وجود شرايط خطير جنگ، حضور هزاران جوان يا نوجوان هم‌سن سيدحسن خميني در آن دوران در جبهه‌ها به كنار، اين خاطره‌گويي از «علاقه و عواطف و نوعي ارتباط فراتر از معمول هاشمي و سيدحسن خميني» رازگشايي مي‌كند. بنابراين نواده امام نه تنها عامل تأييد شما يا خاتمي يا هاشمي و... نخواهد شد، بلكه خود مي‌تواند سؤالاتي را پيرامون نامزد مورد تاييد او ايجاد كند.

د. روشن است كه بي‌داد 16 ساله در كشتن عدالت، ستيز با اسلام، پايمال‌كردن اصول و ارزش‌هاي انقلاب، خميني‌شكني، مردم‌ستيزي، غارت‌گري، و... را نديديد و نشنيديد! كجا بوديد؟ به اندازه يك شهروند دردمند يا مسلمان متعهد و يا انقلابي ارزشمدار از شما انتظار بود تا فريادي بكشيد، حضوري بيابيد، يا حتي ناله‌اي بي‌حاصل سر دهيد. اين نشد. اينك در حاكميت گفتمان عدالت و انتظارگرايي، و خيزش مردم عليه مافياگران و گفتمان دين‌ستيز، و اقتدار سلطه‌ستيزانه، «فعال شده‌ايد و حساس»! اين «تضاد»‌ را مردم نخواهند پذيرفت، و شما پيش خداوند پاسخ‌گو هستيد. اگر چه «مردم» را به «هيچ» انگاريد.

هـ. اطلاعيه غيرمسؤولانه و تخريب‌گرانه شما عليه احمدي‌نژاد در انتخابات نهم، آشكارا حمايت از هاشمي رفسنجاني بود كه از آن روزها شديدا مورد اقبال اصلاح‌طلبي برانداز، حريم‌شكنان و شريعت‌سوزان و بيگانگان و دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفته است. اين اطلاعيه، امروز پاسخ گرفته و شما را وارد عرصه قدرت و سياست كرده است، پس از نزديك به دو دهه سكوت و پنهاني! حال محرز گرديده كه اولا شما هم مانند شيفتگان قدرت مادام‌العمر، ورود احمدي‌نژاد به منطقه ممنوعه قدرت و ثروت را جايز نمي‌دانيد و به ادب كردن او و هر كس ديگر كه خيال ورود به اين منطقه را دارد و خارج از مافيا است پرداخته‌ايد. ثانيا سلطه‌ستيزي و اقتدار و عظمت نظام اسلامي را در ديپلماسي خارجي پيروز احمدي‌نژاد برنتابيده، و علي‌رغم حمايت و تأييد مقام معظم رهبري، استقبال و پشتيباني مردم، و بالندگي جهان اسلام، با آن از سر معارضه برخاسته‌ايد. خدا را شاهد مي‌گيرم كه شما را به دليل ورود غيرقانوني و غيرمسؤولانه با صدور اطلاعيه به نفع هاشمي، «بازنده اصلي انتخابات نهم» ناميدم و آن را در كتاب «احمدي‌نژاد معجزه هزاره سوم» ثبت كردم. حال گويا اين «بازندگي» عبرت‌آموز نشد، يا اهداف درازمدت مورد نظر است.

و. استقبال مسيح مهاجري اين كارگزار بي‌چون و چراي هاشمي رفسنجاني از حضور شما ذكر چند نكته را ضروري مي‌كند. يكي آنكه شما دقيقا مورد تاييد همه‌جانبه هاشمي هستيد، يا مأمور اجراي برنامه‌هاي ويرانگر فرهنگي، سياسي، اقتصادي او، ديگر آن كه «مسيح مهاجري» كسي است كه «بي‌پروا» استقبال خارجيان از رياست آيت الله هاشمي؟! بر مجلس خبرگان را تيتر كرد و در آن تأييدات امريكايي انگليسي‌ها و... را در اين رياست ثبت نمود. و او همان كسي است كه پيشنهاد عطاء الله مهاجراني در شكست قانون اساسي براي مادام‌العمر كردن هاشمي را تأييد و حمايت كرد، بالاخره او كسي است كه در خاطرات هاشمي رفسنجاني، بارها همراه شما و فرزند شهيد بهشتي عليه افراط‌گري‌ها در حزب جمهوري اسلامي به شكايت نزد هاشمي آمده است. پس امروز ما با «ميرحسين موسوي نخست‌وزير دوران طلايي امام» مواجه نيستيم، بلكه حزب انحلال‌يافته جمهوري با رياست هاشمي رفسنجاني و گستره‌اي از طيف‌هاي مشاركتي، كارگزاراني، سازمان نامشروع مجاهدين و هر ناراست و غيرصادقي به ميدان آمده است. پناه بايد برد به خداوند از دسيسه‌هايي كه «افراد» را «ابزار» مي‌كند.

ز. با اين وجود بياييد. بمانيد و به صندوق‌هاي دموكراسي چشم بدوزيد. يا همانگونه كه اعتقاد دارم «هر كه پولش بيش، رأيش بيشتر» مي‌شود و شما با منابع هنگفت مالي مافياگران پيروز خواهيد شد، همانگونه كه «ريچارد نيكسون»، «اين دموكراسي را داراي تواني مي‌داند كه اسلام‌گرايان از آن بيرون نخواهند آمد»، و به همين دليل من انتخابات نهم و پيروزي احمدي‌نژاد را كه مافياي قدرت و ثروت را در هم شكست و نامزدهاي راست و ناراست را با هزينه‌هاي هنگفت مالي، و محتواي دين‌ستيز تبليغاتي از صحنه به در كرد، «معجزه هزاره سوم» ناميدم. يا آنكه حاميان شما از مثلث‌هاي نامقبول اصول‌گرايان اصلاح‌طلب، تا شخصيت‌هاي استيجاري يا همان نان‌خورها از پرتو پدران «آقازاده‌ها» و ستون‌هاي متزلزل ساخته شده براي نظام، بار ديگر با آراي مردم از عرصه قدرت اخراج مي‌شوند.

به هر حال وعده الهي آن است كه خدا با مستضعفان است و زمين به آنها به وراثت داده خواهد شد. حتي به اندازه چهارسال دولت احمدي‌نژاد، به اندازه طليعه‌اي در زمانه انتظار. 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

 

ایسنا: دبيرکل جامعه زينب (س) خاتمي را در نظرسنجي ها برخوردار از راي بالا ارزيابي کرد. «مريم بهروزي» گفت؛ «خاتمي در نظرسنجي ها راي بالايي داشت ولي صلاح دانستند انصراف دهند و هرکسي کف رايي براي خودش دارد که فکر مي کنم به کسي داده نشود. اما آنهايي که به جريان خاتمي راي مي دهند يا روش ايشان را مي پسندند ممکن است به کروبي يا ميرحسين راي دهند.»وي با تاکيد بر اينکه «با انصراف خاتمي راي اصلاح طلبان از پراکندگي نجات پيدا مي کند و به سمت کانديداي واحد مي رود» در عين حال انصراف خاتمي را بر آرايش سياسي جناح اصولگرايان بي تاثير دانست و اظهار کرد؛ فکر مي کنم تصميم خاتمي يک تصميم تشکيلاتي است و با توافقي با کروبي و موسوي بوده است و از قبل هم گفته بود يا من مي آيم يا موسوي و حالا که ميرحسين موسوي اعلام حضور کرده اند، طبيعتاً بايد صحنه را به نفع موسوي ترک مي کردند و همين کار را هم کردند بنابراين ترک صحنه به خاطر ميرحسين موسوي است و به طور طبيعي آرايي از خاتمي به موسوي داده خواهد شد.
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

 

ایلنا: علی اردشیرلاریجانی در آخرین نشست مطبوعاتی سال 87 در جمع خبرنگاران بند آخر نامه اخیر رئیس جمهوری را که به افزایش چشمگیر بودجه مجلس اشاره داشت را منجر به تضعیف جایگاه مجلس دانست.وی با تاکید براینکه «لحن نامه احمدی نژاد را مناسب جایگاه رئیس جمهوری به عنوان دومین مقام اجرایی کشور نمی دانم»، گفت: «من به عنوان رئیس مجلس از جایگاه مجلس دفاع حقوقی کرده ام و نه از موضع فردی خودم.» به گفته رئیس مجلس تنظیم روابط میان قوا در قانون اساسی اولیه بر عهده رئیس جمهوری بوده است اما با اصلاح قانون اساسی این اختیار به مقام معظم رهبری واگذار شده است از این رو اخطار قانون اساسی از سوی رئیس جمهوری براساس قانون قبلی درست بوده است اما در قانون اساسی فعلی فاقد وجاهت قانونی است.

رئیس قوه مقننه با تاکید بر اینکه منطق پاسخ وی به رئیس جمهوری یک منطق حقوقی بوده است، ادامه داد: «من در این نامه استدلال کردم که تنها مرجع تطبیق مصوبات مجلس با قانون اساسی شورای نگهبان است و خوشبختانه شورای نگهبان هم مصوبه مجلس را به جز در موارد جزئی برخلاف قانون اساسی ندانست.»

وی با بیان اینکه مجلس کارخانه نیست و پس از تصویب قانون در حکم اجرای آن نیز نظارت خواهد کرد، خاطرنشان کرد: «من بند آخر نامه رئیس جمهور را یک طنز دانستم چرا که بودجه مجلس را به تعداد نمایندگان تقسیم کرده بودند و گفته بودند که به هر نفر 290 میلیون تومان می رسد اما در دولت به هر یک از کارکنان فقط 20 میلیون تومان می رسد.»

لاریجانی افزود: «این یک طنز است چون کارکنان مجلس تنها محدود به نمایندگان نمی شود و علاوه بر نمایندگان مجلس کارکنان دیگری نیز دارد اگر بنای تقسیم دولت، در بودجه مجلس، تعداد مسوولان باشد، در دولت نیز بودجه باید به تعداد وزرا تقسیم شود که به هر نفر معادل شش هزار میلیارد می رسد.»

لاریجانی در پاسخ به سوال دیگری که این نامه نگاری ها را منجر به مناقشات سیاسی میان دو قوه می دانست، اظهار کرد: «آنگونه که ما می فهمیم این مسائل جنبه کارشناسی دارد. ما در حفظ حقوق مجلس براساس مبانی قانونی مصر هستیم تضعیف مجلس طی 100 سال گذشته مخاطراتی برای کشور به بار آورده است از این رو مجلس در مقابل هر دولتی که باشد، باید بر حقوق خود بایستد. این یکی از ملزومات انسجام و قدرت نظام است.»

لاریجانی ادامه داد: «چه در مورد لایحه بودجه و چه در مورد لایحه هدفمندکردن یارانه ها، نگاه مجلس یک نگاه کارشناسی و اظهارنظرهای مجلس نسبت به دولت از موضعی برادرانه است چون مجلس مناقشات سیاسی را در منافع ملی صحیح نمی داند.»

رئیس مجلس همچنین در بخشی دیگر از سخنان خود با بیان اینکه «تطبیق عملکرد بودجه با قانون مصوب بودجه های سنواتی در مجلس وظیفه دیوان محاسبات است»، افزود: «از این رو گزارشات دیوان محاسبات در این زمینه بسیار محل اعتنا است.»

لاریجانی در ادامه در پاسخ به سوالی که به تخلف یک میلیاردی دولت در گزارش تفریغ بودجه سال 85 که از سوی دیوان محاسبات ارائه شده بود، اشاره داشت، گفت: «مسیر بررسی این موارد در قانون دیوان محاسبات دیده شده است و از طریق دادگاه های دیوان محاسبات این مسائل پیگیری خواهد شد.»


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

 

مهندس میرحسین موسوی در نامه‌ای به سید محمد خاتمی، بر ادامه راه اصلاح‌طلبی تاکید کرد.

در پي انصراف سيد محمد خاتمي از كانديداتوري انتخابات رياست جمهوري و حمايت وي از ميرحسين موسوي كه شب گذشته طي نامه‌اي از سوي رئيس دولت اصلاحات اعلام شد، نخست وزير دوران جنگ تحميلي نامه‌اي خطاب به سيد محمد خاتمي نگاشته است كه متن كامل آن به شرح زير است.

بسم الله الرحمن الرحیم

برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی

با سلام، پیام دلسوزانه شما را مطالعه کردم و از اظهار لطفی که به این فرزند کوچک مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سال‌ها به عنوان یک شهروند از این که شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است، لذت می‌بردم و به آن افتخار می‌کردم، زمانی که نسل نوخاسته تلالو آرمان‌های خود را در آن چهره ملاقات می‌کرد و به هیجان می‌آمد به همراه آنان خود را جوان می‌دیدم. این احساس همچنان که هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیره‌ای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی که مردم ما به راستی مستحق آنند.

بسیار تاسف خورده‌ام که مخالفان چگونه می‌توانند نقشی را که در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاح‌طلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاکید بر دست‌آوردهای بزرگی که داشته‌اید چشم‌پوشی کنند، تا جایی که فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از کامیابی‌های دوران‌سازی که درکشان به مرور زمان و یا نگاه‌های عمیق نیاز دارد که حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفت‌های بدست آمده در زمینه انرژی هسته‌ای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام و کشور.

خود می‌دانید که اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول، و نیز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی می‌کنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمی‌کرد برای تداوم این طریق کسی را مناسب‌تر از پایه‌گذار آن نمی‌دانستم. همچنین و همان‌گونه که در ملاقات حضوری عرض کردم دقت و صحت برآوردی که از این مختصات دارم را برگشت‌ناپذیر نمی‌بینم و اگر فارغ از رودربایستی‌هایی که تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی که در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نکند بر آن اصرار نمی‌کنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول به وحدتی که نیروهای همفکر و همسنگر بدون تردید به آن می‌رسند هنوز گسترده می‌دانم و تاخیر خود یا شما یا هریک از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات می‌شناسم.

در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی که در آن جان عزیز سراغ گرفته‌ایم این است که نقش شما در تحقق آرمان‌هایی که پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعه جامعه مدنی که دغدغه عصری نیروهای فهیم و دلسوز کشور است نیاز به سرمایه‌گذاری‌های جدی چون تلاش و تکاپوی مشخص شماست.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
میر حسین موسوی

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جمهوریت: چه اتفاقی در جبهه اصلاح طلبان رخ داده است و آیا با کناره گیری خاتمی از عرصه رقابت ها کرسی ریاست جمهوری هم از دست اصلاح طلبان خارج شده است؟

این سوالی است که پاسخ به آن در قالب بررسی محتوای استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان قابل تحلیل و پاسخ است. همانطور که می دانیم استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان دو بخش داشت: ١- عدم ریاست جمهوری دوباره احمدی نژاد ٢- به کرسی نشاندن کاندیدای مورد حمایت جبهه اصلاحات. آنچه که تاکنون رخ داده این است که به احتمال قوی و بر اساس شواهه موجود بخش اول استراتژی انتخاباتی اصلاح طلبان محقق شده است. اینک محمود احمدی نژاد از جانب جریان اصلی اصولگرایان طرد شده است. بی اعتمادی اصولگرایان به احمدی نژاد تا آن حد است که مجلس مهم ترین برنامه اقتصادی او را حذف کرده است.

هیچ گروه یا جریان اصولگرایی به جز طیف تندرو و شبه نظامی حمایت خود را از انتخاب دوباره احمدی نژاد نه تنها اعلام نکرده بلکه بر انتخاب رئیس جمهور معتدل تاکید می کنند. به عبارت روشنتر همان بلایی که در اواخر دوره هفتم مجلس بر سر حداد عادل آمد، اینک مشابه همان اتفاق بر سر احمدی نژاد آمده است. در آن زمان علائم عزل حداد عادل از ریاست مجلس هویدا شد و حداد عادل برای بقای ریاست، نامه نگاری های تندی را با محمود احمدی نژاد آغاز کرد که البته نتیجه عکس داد چرا که حداد عادل متهم بود درطول چهار سال ریاست مجلس دربرابر زیاده خواهی های دولت احمدی نژاد کوتاه آمده است و اینک زمان رای گیری برای انتخاب رئیس جدید مجلس به اقدامات تبلیغاتی دست یازیده است. از همین رو بود که حداد عادل نتیجه را به علی لاریجانی باخت و از او ریاست مجلس کنار رفت.


اینک نیز محمود احمدی نژاد که ریاست دوباره خود را بر دولت از دست رفته می بیند به همان شیوه حداد عادل رو آورده است که البته تجربه حداد نشان می دهد که کار احمدی نژاد هم تمام شده است. چرا که احمدی نژاد در نامه تند خود به لاریجانی در شرایطی از پایبندی همگان به قانون اساسی دم می زند که خود در مظان اتهام قانون شکنی قرار دارد. نمونه آن گزارش دیوان محاسبات است که نشان می دهد احمدی نژاد و دولتش در اجرای بودجه ٨٦ حداقل ٢ هزار تخلف قانونی انجام داده اند. البته دست یازیدن احمدی نژاد به ٢٥٠ میلیارد دلار درآمد نفتی در موارد زیادی بدون اخذ مجوز از مجلس هم نمونه دیگری است که شدیداً وجهه احمدی نژاد را نزد افکار عمومی متزلزل کرده است. به همین دلایل عقلای راست و کسانی که تصمیم گیر اصلی هستند، به این نتیجه رسیده اند که احمدی نژاد را هم بر سرنوشت حداد عادل مبتلا کنند. که این موضوع را می توان از پاسخ عتاب آلود علی لاریجانی به محمود احمدی نژاد دید.

بنابراین تا اینجای کار یکی از اهداف اصلی اصلاح طلبان محقق شده و به نظر می رسد کار احمدی نژاد نه توسط مردم و اصلاح طلبان که پیشاپیش از سوی حامیان قدرتمندش تمام شده است و او لقب اولین رئیس جمهور یکدوره یی را به نام خود تمام خواهد کرد. اما ظاهراً اطمینان به همین مسئله- یعنی احمدی نژاد تمام شده – دعوا را در جناح اصلاح طلب و حتی اصولگرا تشدید کرده است. اینک جریانهای یاد شده که تا پیش از این به هر رئیس جمهوری غیر از احمدی نژاد قناعت می کردند، اما اکنون ولع و اشتهای آنان زیاد شده و برای رسیدن به هدف صددرصدی با یکدیگر به رقابت حتی و تنازع پرداخته اند. تنازعی که می تواند حتی ٥٠ درصد هدف محقق شده را هم تحت تاثیر قرار دهد و مصداق آن ضرب المثل مشهور شویم که از حول حلیم توی دیگ بیفتیم... و ظاهراً اطمینان خاتمی به چنین موضوعی بود که سرانجام باعث شد او علیرغم اینکه در صدر نظرسنجی ها قرار داشت، به نفع میرحسین موسوی از عرصه رقابت ها کنار رفت و به مهدی کروبی هم توصیه کرد به نفع میرحسین موسوی کناره گیری کند. اکنون همگان در انتظار تصمیم نهایی کروبی نشسته اند.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

جمهوریت: غلام حسین الهام سخنگوی دولت که این روزها با دردسری بزرگ به خاطر اظهاراتش در سال ١٣٨٠ مواجه شده است، سعی کرد با یک مقاله بلند بالای حقوقی به نوعی از اخطار قانون اساسی محمود احمدی نژاد به علی لاریجانی رئیس مجلس دفاع کند. این در حالی است که الهام در سال ١٣٨٠ خطاب به خاتمی رئیس جمهور وقت گفته بود شما اجازه اخطار قانون اساسی ندارید چراکه وقتی در اجرای قانون عادی هم به رئیس جمهور اعتمادی وجود ندارد، حال چگونه می خواهید اخطار قانون اساسی بدهید؟ در سال ٨٠ خاتمی به خاطر نقض حقوق شهروندی به رئیس قوه قضائیه اخطار قانونی داد که با مخالفت جناح محافظه کار و جریان تندرو مخالفان اصلاحات مواجه شد. غلام حسین الهام هم که آن زمان رئیس مرکز تحقیقات حقوقی شورای نگهبان بود، به شدت به خاتمی تاخت و گفت که حتی در حد قانون عادی هم نمی توان به رئیس جمهور اعتماد کرد! اما وی دیروز با انتشار مقاله ای نوشت: به آنچه در سال ٨٠ گفته ام پایبندم ولی در مورد نامه احمدی نژاد به لاریجانی نباید پاسخ کلی داد، باید محتوای آنرا مورد مداقه قرار داد، چرا که موضوعی عقلانی و منطقی است!

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جمهوريت : انتخابات نزدیک است و تاثيراتش بر فضاي هنري ايران بيش از هر زمان ديگري مشخص . اين را مي توان از عقب نشيني وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و شخص "‌محمد حسين صفار هرندي "‌ در اكران فيلم "درباره الي "‌ دانست . فيلمي كه تا پيش از اين به شدت مورد هجمه وزارت خانه فرهنگ و ارشاد اسلامي و همچنين روزنامه اصولگراي كيهان بود ، اما هم اكنون "‌علي سرتيپي"‌ - عضور شوراي پروانه نمايش و مدير پخش فيلم – از بستن قرارداد براي اكران فيلم هم زمان با ايام نوروز خبر مي دهد .
اگر چه "صفارهرندي " نشان داده است كه مرد اتفاقات عجيب است و بنابراين نبايد اطمينان صد در صدي در اكران فيلم داشت ، اما تا همين اندازه تسامح هم از او بعيد است و نشان دهنده آرام كردن فضا ، هم زمان با انتخابات رياست جمهوري . به خصوص آنكه "سنتوري‌"‌داريوش مهرجويي در دوران تصدي او بر اين وزارتخانه توقيف شد و هنوز كه هنوز است او بر اين مساله اصرار مي ورزد و با قدرت به دفاع از آن مي پردازد.
به هر روي بعد از تاخیر چند هفته ای که اداره نظارت و ارزشیابی پروانه نمایش معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به خرج داد ، سرانجام وضعیت اکران نوروزی در هفته پایانی سال در سه گروه سینمایی مشخص شد. اگر "درباره الي "‌ به اكران نوروزي برسد ،‌ بهار سال ٨٨ با وجود اکران فيلم‌هاي اخراجي‌ها٢(مسعود ده‌نمكي)، سوپراستار(تهمينه ميلاني) و وقتي همه خوابيم (بهرام بيضايي) در چهار گروه سینمایی اصلی شاهد رونقی است که ممکن است در سایر ماه های سال با افت بسیار چشمگیری رو به رو شود. چرا كه اين فيلم ها تمام اتفاقاتي هستند كه در جشنواره فيلم بيست و هفتم با آن روبه رو بوديم.
پیش بینی چهار فیلمی که تا کنون حضورشان در سینماها قطعی شده است؛ با توجه به استقبالی که در جشنواره و اکران های متعدد بعد از آن نشان داده است؛ به تنهایی می تواند به فروش بالای یک میلیارد برسد. بسیاری از کارشناسان سینمایی معتقدند اکران همزمان فیلم هایی که پیش بینی رونق اکران برای آن ها هست باعث می شود تا فروش کلی این اکران بر یک دیگر تاثیر بگذارد. البته در مقابل این نظر نظر دیگری نیز وجود دارد که براساس آن فیلم ها برای فروش به یکدیگر کمک خواهند کرد. با این همه و با توجه به اکران همزمان چهار فیلم از چند فیلمی که در آمارگیری های جشنواره در رده های نخست قرار داشت این بیم را نیز به وجود خواهد آورد که سینماها در اکران های بعدی دچار افت شدید شوند و تنها به حضور چند فیلم مشخص چون بی پولی، تردید، کتاب قانون، پاداش و شبانه روز که البته تمایل تهیه کننده آن بر اکران نوروزی بود به فروش در اکران های بعدی کمک کند.
با همه این نظراتی که وجود دارد اکران نوروزی از ٢٨ اسفند با نمایش فیلم وقتی همه خوابیم نهمین فیلم بهرام بیضایی در سینما قدس آغاز خواهد شد. این فیلم حضور مجدد بیضایی بعد از گذشت ده سال از اکران فیلم سگ کشی است فیلمی فیلم در فیلم در مورد سینما و حاشیه های آن است.
در مقابل تازه ترین فیلم فیلم ساز صاحب سبک سینمای ایران دومین فیلم بلند مسعود ده نمکی یعنی اخراجی های ٢ قرار دارد. ده نمکی که به کمک محمد رضا شریفی نیا به فهرست پرشمار بازیگران فیلم اخراجی های ١ تعداد بیشتری از چهره های سینمایی و تلویزیونی مورد توجه مردم را افزوده است در نسخه جدید اخراجی ها دو داستان همزمان را پیش می برد. اما فیلم سوپر استار هدیه نوروزی دیگر سینمای ایران به مخاطبان به کارگردانی تهمینه میلانی داستان بازیگری است که در اوج شهرت و مشکلات اخلاقی با دختری جوان مواجه می شود که زندگی او را دگرگون می کند. موضوع فیلم و بازی شهاب حسینی در نقش اصلی فیلم برای بسیاری ازمخاطبان جذاب خواهد بود. اما این فیلم نیز مانند فیلم بیضایی مورد انتقادات بسیاری از سوی منتقدان قرار گرفت.
با وجود این سه فیلم اما نقطه اوج اکران نوروزی فیلم درباره الی ساخته اصغر فرهادی است که نه مضمون که حاشیه های فیلم از همین حالا اکران شلوغی را برای آن پیش بینی می کند. این فیلم که سفر چند دوست به شمال و گم شدن یکی از آن ها به نام الی است در چند ماه اخیر بیشترین حجم صفحات هنر روزنامه ها را به خود اختصاص داد. حاشیه هایی که به خوش ساختی و حتی مضمون آن معطوف نبود و به دلیل بازی گلشیفته فراهانی در یک فیلم هالیوودی باعث شد تا مرز توقیف برود و در نهایت نیز با نامه رئیس جمهور مجوز شرکت در جشنواره و البته کسب سیمرغ بهترین کارگردانی را منجر شد. این فیلم البته در جشنواره برلین نیز خرس نقره ای همین بخش را از آن خود کرد.
فيلم هاي نوروزي
در اين ميان مجموعه هاي "اشک‌ها و لبخندها"، "ماه عسل"، "مرد دو هزار چهره"، "عیار ٨٨"، "عید امسال" مجموعه هایی امسال به ترتیب از شبکه‌های یک، دو، سه، چهار و تهران در کنار سری سوم کلاه قرمزی و پسر خاله مجموعه هایی هستند که قرار است در رقابت با یکدیگر نوروز امسال به اكران عمومي در آيند . مهم ترين اتفاق در اين ميان حضور "مهران مديري " بود. مهران مدیری به دنبال موفقیت در مرد هزار چهره این بار نسخه دو هزار چهره آن را با پنج موقعیت جدید جلوی دوربین برده است در این مجموعه مدیری، بروز ارجمند، سپند امیرسلیمانی، دریا امینیان، سیامک انصاری، پژمان بازغی، مریم بخشی، رضا برزگر، بیژن بنفشه‌خواه، فلامک جنیدی، شقایق جودت، صدرالدین حجازی، نوید خداشناس، امید روحانی، بهاره ریاحی، سحر زکریا، امید زندگانی، محمود سالاروند، ژاله شعاری، فلور نظری، کیهان ملکی و ...بازی می‌کنند.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
واكنش هاي متفاوت به ضرب الاجل ٧٢ ساعتي سازمان بازرسي كل كشور براي دوشغله ها

 

جمهوریت: تنها چند ساعت پيش از ضرب الاجل ٧٢ ساعتي سازمان بازرسي كل كشور به مديران دوشغله ورزش، محمد علي آبادي، رئيس سازمان تربيت بدني همچنان بر بي اعتنايي به اين دستور پافشاري كرد. صبح ديروز علي آبادي پس از نشست با روسا و نواب رئيس فدراسيون هاي ورزشي، به خبرنگاران گفت كه موضعش درباره سخت گيري هاي سازمان بازرسي تغيير نكرده است:« مديران دو شغله ورزش از سمت خود كنار نمي‌كشند. ما كار خودمان را ادامه مي‌دهيم و كاري نداريم كه ديگران چه مي‌گويند. » اين در حالي است كه گفته مي شود در روزهاي گذشته سازمان بازرسي كل كشور در نامه هايي جداگانه از روسا، اعضاي هيات رئيسه و دبيران دو شغله فدراسيون هاي ورزشي و نيز كميته ملي المپيك خواسته است در مهلتي ٧٢ ساعتي – كه ديروز به پايان رسيد - از يكي از شغلهايشان استعفا دهند.

ايسنا گزارش داده كه در اين نامه عنوان شده در شرايطي كه يك مدير دو شغله در مدت مقرر از يكي از مشاغل خود كناره‌گيري نكند، ابتدا به شش ماه انفصال از مشاغل دولتي سپس يك سال و در صورتي كه فرد همچنان مصر به تداوم مسووليت و داشتن دو شغل باشد، به طور كامل از هر پست دولتي منفصل خواهد شد.


شنيده ها حاكي از آن است كه تعداد قابل توجهي از مديراني كه مشمول قانون منع حضور دو شغله ها هستند، پيش از پايان ضرب الاجل سازمان بازرسي كل كشور از يكي از شغلهايشان دست كشيده اند. گفته مي شود بيشتر اين مديران از ميان سمت دولتي و سمت ورزشي شان، سمت دولتي را ترجيح داده اند.
با وجود اين استعفاها، همچنان تعداد كساني كه دستورالعمل سازرمان بازرسي را ناديده گرفته اند، قابل توجه است. علاوه بر محمد علي آبادي كه همزمان با سازمان تربيت بدني، بر كميته ملي المپيك هم رياست مي كند، ديگر اعضاي هيات اجرايي كميته ملي المپيك هم همچنان از استعفا سربازمي زنند. ايسنا ديروز در گزارشي آخرين مواضع اعضاي اين هيات را بررسي كرد:« بامداد امروز(دوشنبه) نشست هيات اجرايي كميته‌ي ملي المپيك در محل اين كميته برگزار شد كه در پايان در جلسه‌ي خصوصي دو تن از اعضا بحث نامه‌ اخير سازمان بازرسي كل كشور مبني بر استعفاي مديران دو شغله‌ ورزش مطرح شد. بحثي كه تاكنون در جمع اعضاي كميته‌ي ملي المپيك مطرح شده اين است كه يا مديران دو شغله‌ كميته المپيك همزمان با يكديگر كناره‌گيري خود را اعلام كنند و يا اين كه همگي استعفا نكرده و همچنان در سمت خود حضور داشته باشند كه مقرر شد تا مديران دو شغله همچنان در سمت خود بمانند. »


تهديد ٥ فدراسيون به كناره گيري از المپيك ورزش هاي رزمي

با انصراف فدراسيون هاي رزمي از حضور در بازيهاي المپيك ورزش هاي رزمي كه در قرار است در تايلند برگزار شود، برخي مديران دو شغله از انفعال خارج شده و به اصرار سازمان بازرسي كل كشور براي كناره گيري دو شغله ها واكنش نشان دادند. در نامه اين مديران كه خطاب به دبيركل كميته‌ ملي المپيك نوشته شده، آمده است:« بحث هايي كه در چند ماه اخير در خصوص "دو شغله هاي ورزشي " پيش آمده و اظهار نظرات متفاوت موجب شده است كه كادر مديريتي فدراسيون هاي مرتبط (مانند هيات رئيسه، دبير و ...) در شرايط بلاتكليفي محض قرار گرفته و انگيره خدمت و برنامه ريزي را از دست بدهند ضمن اينكه روساي هيات هاي استاني و شهرستاني نيز دچار چنين وضعيتي شده و ركورد حاكم بر فعاليت ها موجب از دست رفتن زمان و توان ايشان شده است.

در شرايطي كه اين روزها بايد هم و غم فدراسيون ها مصروف آماده سازي تيم ها و ورزشكاران اعزامي (كه بخش اعظم آن را دارندگان مدال هاي جهاني و آسيايي و حتي المپيكي تشكيل مي دهند) شود تمامي توجهات به سمت سرانجام بحث "دو شغله بودن يا نبودن " شده است به همين لحاظ و با توجه به اينكه كميته ملي المپيك متولي اصلي حضور در چنين رويدادي است و عليرغم ميل باطني خود و همكاران و آگاهي از اين مطلب كه هر گونه دخالت نهادهاي غير ورزشي در امور ورزش واكنش جدي فدراسيونهاي بين المللي، كنفدراسيونهاي قاره اي، شوراي المپيك آسيا و كميته بين المللي المپيك را حتي تا مرز تعليق دربرخواهد داشت (نظير انحلال كميته ملي المپيك عراق در دو سال قبل و تعليق كميته ملي المپيك كشورمان در سالهاي نخست پيروزي انقلاب).

معذالك به جهت حفظ آبرو و اعتبار جامعه ورزشهاي رزمي در سطح بين المللي، انصراف خود را از اعزام تيم هاي خود به اولين دوره بازي هاي آسيايي رشته هاي رزمي اعلام مي كنيم. قطعاً ملت شريف و جامعه ورزشي كشورمان اهميت اين تصميم را كه به جهت جلوگيري از شكست هاي احتمالي قهرمانان كشورمان به لحاظ فقدان آمادگي ناشي از عدم امكان برنامه ريزي و فعاليت در شرايط فعلي اتخاذ گرديده درك نموده و همچون گذشته دلاوران دختر و پسر خود را مورد حمايت قرار خواهند داد. متن اين نامه و درخواست روساي فدراسيون ها با توجه به حساسيت امر جهت تصميم گيري نهايي به دفتر رياست جمهوري ارجاع شد.»
اين نامه به امضاي عليرضا آهي سرپرست فدراسيون كاراته، عبدالجليل رضوي رييس فدراسيون جودو، سيدمحمد پولادگر رييس فدراسيون تكواندو، مهدي علي‌نژاد رييس فدراسيون ووشو و همچنين فدراسيون ورزش‌هاي رزمي رسيده است.
 
هيأت رئيسه فدراسيون ورزش‌هاي رزمي تعطيل شد
محمد نوحي، رئيس فدراسيون ورزش هاي رزمي به فارس گفت: «اكنون هيأت رئيسه نداريم. به قانون مداري عادت كرده ايم و بايد در همه كارها با هيأت رئيسه مشورت كنيم؛ اما اكنون اين بخش تعطيل شده و هر چهار عضو هيأت رئيسه ما رفته اند. »


آهي: سازمان تربيت بدني بخواهد استعفا مي دهيم
عليرضا آهي ، سرپرست فدراسيون كاراته به فارس گفت :« نامه اي از سازمان بازرسي دريافت نكرده ام . در اين خصوص تابع سازمان تربيت بدني هستيم. دولت، مجلس و سازمان تربيت بدني بايد در اين خصوص تصميم بگيرند. من و ساير روساي فدراسيون ها تابع قانون هستيم. به هر حال روسايي كه اين نامه را دريافت كرده اند با سازمان تربيت بدني مشورت خواهند كرد. به عقيده من عمكلرد آنها بستگي به نظر سازمان دارد. اگر سازمان تربيت بدني بخواهد، استعفا مي دهيم. »


علي نژاد : تا وقتي علي آبادي بخواهد مي مانيم
مهدي علي نژاد ، رئيس فدراسيون ووشو گفت: نامه سازمان بازرسي كل كشور امروز(دوشنبه) به فدراسيون ابلاغ شده و قرار است تا سه روز آينده افراد دوشغله استعفا كنند. بدين ترتيب، بنده، نايب رئيس، خزانه دار و اعضاي هيات رئيسه همگي بايستي كناره‌گيري كنيم. منتخب مجمع هستم و به عنوان رئيس، حكمي از معاون رئيس جمهوري دارم. تا وقتي علي آبادي و مجمع بخواهند، در خدمت جامعه ووشو خواهم بود. بازرسي كل كشور نيز وظيفه قانوني خود را انجام مي دهد؛ اما آنچه اهميت دارد، برداشت هاي متفاوتي است كه از اين قانون وجود دارد. »


لزوم استعفاي رئيس، نايب رئيس و اعضاي هيات رئيسه فدراسيون تيراندازي
ابلاغيه رفع مشكل دوشغله بودن رئيس و اعضاي هيات رئيسه فدراسيون تيراندازي هم تحويل داده شد.
نواب نوري، دبير فدراسيون تيراندازي، در گفت و گو با فارس، گفت:« ابلاغيه استعفاي سيدمهدي هاشمي، محمد رفيع رفيعي‌نيا رئيس و نايب رئيس فدراسيون، اسدا... ناصح، محمدرضا پوريا، ابوالقاسم ناظمي، سيدمهدي فرحي و داود پاكدل (اعضاي هيات رئيسه) كه به استناد سازمان بازرسي كل كشور دو شغله محسوب مي‌شوند، به فدراسيون تحويل داده شد. »


پایان گزارش
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
من به آنچه در سال 1380، در مورد قانون وظايف و اختيارات و مسئوليت‌هاي رياست جمهوري مصوب 1365 گفته‌ام پايبندم و تغييري در ديدگاهم حاصل نشده است و خلاف آن تا کنون سخن نگفته‌ام اما در مورد دغدغه‌هاي رييس جمهور در نامه به رييس مجلس مي‌گويم نبايد بدان پاسخ شکلي داد، بايد محتواي آن را مورد مداقه قرار داد، چراکه موضوعي منطقي و عقلاني است.
غلامحسين الهام سخنگوي دولت در سرمقاله‌اي با عنوان « تاملى حقوقى در شيوه رسيدگى به بودجه» كه آن را در پايگاه اطلاع‌رساني دولت منتشر كرده، آورده است:وقت آن رسيده است كه واقعيت بودجه و ماهيت حقوقي آن مورد توجه قرار گيرد و در تصويب و تاييد و بررسي در شوراي نگهبان از يك وحدت و يكپارچگي برخوردار شود.

در متن اين سرمقاله آمده است:

وقت آن رسيده است كه واقعيت بودجه و ماهيت حقوقي آن مورد توجه قرار گيرد و در تصويب و تاييد و بررسي در شوراي نگهبان از يك وحدت و يكپارچگي برخوردار شود. اگر حكم قانون دارد همه احكام از جمله اصل 75 و بررسي ارقام و جداول و رديف‌ها... مورد بررسي حكمي از سوي شوراي نگهبان قرار گيرد

درمديريت اجرايي در کشور دو عامل نقش اساسي ايفا مي‌کنند:

يکم: نيروي انساني و درحقيقت سرمايه اصلي حرکت، تحول و اجرا

دوم: منابع مالي

هرگاه اين دو عنصر با يکديگر خوب تلفيق شوند، و نيروي انساني توانمند، متعهد و خلاق، امر مديريت منابع مالي را هم عهده‌دار شود و منابع مالي درجهت مصالح عمومي و جهت‌گيري ارتقا و تعالي جامعه و استقرار عدالت با تشخيص درست اولويت‌هاي پيشرفت کشور به کار گرفته شوند، جهت‌گيري حرکت جامعه مي‌تواند به سمت پيشرفت و عدالت بوده و هم با شتاب لازم پيش رود.

قانون اساسي با اصلاحات سال 1368، مديريت اين دو رکن مهم را مستقيما بر عهده رييس‌جمهور قرار داده است:«رييس جمهور مسووليت امور برنامه و بودجه و امور اداري و استخدامي کشور را مستقيما برعهده دارد و مي‌تواند اداره آن‌ها را به عهده ديگري بگذارد.»

يکي از مهمترين مصاديق امور برنامه و بودجه ، تهيه بودجه سالانه کل کشور است که طبق اصل پنجاه و دوم قانون اساسي اقدام مي‌گردد:«بودجه سالانه کل کشور به ترتيبي که در قانون مقرر مي‌شود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگي و تصويب به مجلس شوراي اسلامي تسليم مي‌گردد. هرگونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود»

در اين اصل چند نکته مورد توجه قرار گرفته است:

1- بودجه مطابق ترتيبي که در قانون پيش‌بيني شده است تهيه مي‌گردد. ظاهراً مقصود قانون‌گذار اساسي «قانون برنامه و بودجه کشور» است که در زمان تصويب قانون اساسي مورد عمل بوده است. اين قانون مي‌تواند به وسيله مجلس شوراي اسلامي تصويب برسد و در واقع قانون فعلي اصلاح يا تکميل گردد.

2- بودجه از سوي دولت تهيه مي‌گردد. اگر بتوانيم بر بودجه «قانون» اطلاق کنيم چنان‌که چنين اصطلاحي متداول شده است، شيوه تصويب آن به صورت لايحه خواهد بود و مجلس نمي‌تواند «طرح» بودجه ارائه کند.

3- وظيفه مجلس شوراي اسلامي رسيدگي و تصويب است.

4- تغيير در ارقام بودجه تابع مراتب مقرر در قانون است. ظاهرا مقصود قانون‌گذار همان قانون مذکور در بند(1) باشد. لذا تهيه بودجه مبتني بر قواعدي قانوني است که اين قانون مقدم و مسبوق بر بودجه سالانه بوده و ترتيب تهيه و تغيير در ارقام را مشخص مي‌کند.

با اين وصف چه بسا مقصود از حکم«رسيدگي» که در اصل 52 قانون اساسي به عنوان وظيفه مجلس بيان شده انطباق تهيه بودجه با قانوني است که پايه و بنياد تهيه بودجه بوده است.اين تعبير در جاي ديگري از قانون اساسي مشاهده نشده که تصويب قانون را مبتني بر «قانون» کرده باشد و در واقع دو قانون را که از نظر اعتبار مشابهند و هر دو « قانون عادي» تلقي مي‌شوند يکي را برتر شناخته و تصويب بودجه را بر آن بنا کند.

اين نکته نيز مي‌تواند قرينه‌اي باشد که «بودجه» ماهيت قانون به معناي مصطلح آن نداشته باشد بلکه وظيفه ويژه‌اي براي مجلس با فرآيندي تعريف‌شده باشد. فايده چنين تفکيکي در اين امر است که اصولا مجلس ضمن بررسي لوايح دولت، معمولا تغييرات و اصلاحاتي در آن به عمل مي‌آورد، که اصولا محدوديتي جز محدوديت اصل «75» قانون اساسي ندارد و يا اگر «رسيدگي به بودجه» کار ويژه خاص مجلس باشد، نمي‌توان آثار و احکام لوايح ديگر دولت را بر آن مترتب کرد. کلمه «رسيدگي» که به نظر غير از «بررسي» باشد اين کار ويژه را توصيف مي‌کند. به نظر مي‌رسد رسيدگي توجه به امري است که قواعد و مقررات پيشيني دارد و در حقيقت رسيدگي، داوري در اعمال آن قواعد است، حال آن‌که بررسي ارزيابي مفيد يا مناسب و يا به مصلحت بودن امري است با ملاحظه مجموعه جهات.

بودجه دو رکن اساسي دارد يکي منابع و ديگري مصارف. ماده 24 قانون برنامه و بودجه کشور منابع مالي برنامه‌هاي عمراني و سالانه را درآمدهاي نفت و مشتقات آن، ماليات‌هاي مستقيم و غير مستقيم و ساير درآمدهاي دولت و نيز وام‌ها و اعتبارات داخلي و خارجي و وجوه مربوط در خزانه مي‌داند.

برآورد منابع در طول يک سال به وسيله دولت با توجه به واقعيات خارجي (و نه ذهني) صورت مي‌پذيرد که البته حصول اين منابع قاطع نيست ولي اصولا به صورت عادي تحقق آن معقول و متعارف است. مصارف نيز با توجه به رويکردهاي اساسي دولت، اهداف وظايفي که دولت‌ها دارند، اولويت‌ها و ضرورت‌ها و برنامه‌ها و اسناد بالا دستي تنظيم مي‌شوند. توازن و تراز بين منابع و مصارف ضمن حفظ جهت‌گيري‌هاي اساسي دولت‌ها در بودجه به صورت واقعي بايد تدارک شوند اين امور بيشتر تحليل واقعيات هستند يا ايجاد و خلق و تاسيسات جديد قانوني.

مشکلاتي که در امر تصويب بودجه واقع مي‌شود معمولا تمام يا بخشي از امور زير است:

1- مجلس در روند رسيدگي و تصويب به خلق منابع جديد مي‌پردازد. اين منابع مورد تاييد دولت قرار نمي‌گيرد، تحقق آن ممکن نيست و چه بسا تلاش براي تحقق و وصول اين منابع مشکلات و هزينه‌هاي اجتماعي داشته باشد. مثل ماليت‌ها و عوارض خاص يا افزايش قيمت کالا و خدمات.

2- در برابر اين منابع جديد، مصارف ويژه‌اي تدارک مي‌شود. اين مصارف ممکن است با اولويت‌ها و برنامه‌هاي دولت منطبق نباشد.

3- برآورد و تامين اين هزينه‌ها دقيق و واقعي نباشد.

4- هزينه‌ها دائم و پايدار باشند ولي درآمدها محدود به يکسال مالي.

5- با اسناد بالا دستي مثل برنامه‌هاي بلند مدت مثل برنامه پنج ساله هماهنگي نداشته باشد.

6- حقوق دائم براي اشخاصي ايجاد نمايد. که پس از استقرار اين حقوق، اعتبار منشاء آن که قانون باشد از بين رفته است و پاسخ به اين حقوق مکتسبه دشوار مي‌شود.

7- شکل تصويب قوانين عادي از نظر آيين‌نامه داخلي مجلس با شکل تصويب بودجه متفاوت است. لذا ممکن است تامل و بررسي کارشناسي کافي در اين امور صورت نگرفته باشد.

8- برخي اقدامات از وظايف ذاتي دولت است و الزام دولت از سوي مجلس ناقض اين اصول مي‌تواند باشد. اگر اين امور از شؤون قانون گذاري باشند و از اختيارات مجلس محسوب شوند. اما ضمن بودجه به تصويب برسند مشکلات حقوقي جديد ايجاد مي‌کنند از جمله مي‌توان علاوه بر اشکال شيوه تصويب و بررسي کارشناسي لازم به اين امور اشاره کرد:

‌الف- بودجه برنامه يک سال است ولي اين حقوق دائم و ثابت براي سال‌ها هستند.

ب- قانون بعد از انتشار رسمي و انقضاي مدت قانوني لازم الاجرا مي‌شود ولي بودجه چنين فرايندي را طي نمي‌کند و از ابتداي سال مالي قابل اجرا خواهد بود، اگرچه منتشر نشده باشد.

ج- اصولا بودجه واقعي که ارقام درآمدها و طرح‌هاي يکسال است انتشار رسمي نمي‌يابد.

د-‌ قوانين مصوب مجلس مورد بررسي شوراي نگهبان قرار مي‌گيرند ولي آن‌چه به عنوان بودجه مورد بررسي شوراي نگهبان قرار مي‌گيرد، فقط احکام بودجه يا تبصره‌هاي آن است و اين نه کل بودجه است و نه واقعيت بودجه. اصولا ارقام و پيوست‌هاي و جداول «بودجه»‌ است، که معني واقعي بودجه را دارند که چه بسا به شوراي نگهبان نيز ارسال نمي‌شوند. لذا جهت‌گيري‌هاي پوشيده و پيچيده ميان اعداد و برنامه از حيث رعايت اسناد بالادستي مثل قانون اساسي، قابل کشف نيستند.

و اين يک رويه و سنت شده است. به ندرت اتفاق افتاده است که در اثر پي‌گيري ويژه يک نهاد، در رقم بودجه آن دستگاه، توجه ويژه شوراي نگهبان معطوف به جداول شده باشد. مثل کاهش اعتبار صدا و سيما در يکي از سال‌هاي دوره مجلس ششم که شوراي نگهبان در موضوع مداخله نموده و کاهش بودجه اين نهاد را مخل وظايف قانوني آن مذکور در قانون اساسي تلقي کرد. البته استدلال شوراي نگهبان درست است که نمي‌تواند به موضوعات کمي بودجه ورود کند.

با اين وصف اگر برنامه دولت در حذف تبصره‌ها و احکام تحقق يابد، و بودجه شفاف و کاملا به معني واقعي «بودجه» شود، موضوعي براي بررسي شوراي نگهبان در امر بودجه باقي نمي‌ماند.

د-شوراي نگهبان طرح‌هاي مجلس شوراي اسلامي که به تقليل درآمد عمومي يا افزايش هزينه عمومي مي‌انجامد، مغاير اصل 75 قانون اساسي مي‌شناسد و در لوايح دولت که با اصلاحات مجلس به چنين مشکلي منتهي مي‌گردد، همين اشکال را وارد مي‌داند و اين معني اصل 75 قانون اساسي است. ولي شوراي نگهبان در مورد بودجه يعني هزينه‌هاي فاقد منبع و درآمد و يا کاهش درآمدهاي دولت چنين ايرادي را وارد نمي‌داند.

از سويي تغييرات مجلس را در بودجه ارائه شده به وسيله دولت چه در درآمدها و چه در هزينه‌ها جايز مي‌شمرد. در حالي که تفاسير شوراي نگهبان ارائه طرح در مورد بودجه و يا اصلاح يا متمم آن را خلاف اصل 52 مي‌شناسد. يعني اگر از ابتدا طرحي ارائه شود که در مورد بودجه باشد شوراي نگهبان آن را مغاير اصل 52 مي‌شناسد، اما اگر لايحه بودجه دولت به نحو گسترده‌اي تغيير يابد و درواقع تبديل به طرح جديدي گردد آن را مغاير قانون اساسي و اصل 52 نمي‌شناسد.

پايه اين امر بر دو نکته استوار است:

اول اين‌که شوراي نگهبان لايحه بودجه را مشابه ساير لوايح و تابع احکام آن مي‌داند لذا به مجلس حق مي‌دهد همچون ساير لوايح نظرات دولت را تغيير دهد،‌ چون طرح و لايحه دو شيوه خلق قانونند.

دوم اينکه: برغم حکم فوق اعمال اصل 75 را در مورد لايحه بودجه که با تغييرات فراوان مجلس مواجه است نمي‌پذيرد و لايحه بودجه را موضوعاً و تخصصاً از عداد لوايح ديگر خارج مي‌کند.

در حالي که به اعتقاد برخي اصل 75 قانون اساسي در مورد بودجه به طريق اولي صادق است . سخن دولت درست از همين مشکل نشأت مي‌گيرد چون با اين وصف «لايحه» بي‌معني مي‌شود و مديريت دولت بر منابع و مصارف کشور، غير ممکن مي‌گردد. برنامه‌ريزي مبتني بر واعقيات ممکن نمي‌شود و اين تفسير شوراي نگهبان اندکي ناهگون و تعارضمند مي‌نماياند.

وقت آن رسيده است که واقعيت بودجه و ماهيت حقوقي آن مورد توجه قرار گيرد و در تصويب و تاييد و بررسي در شوراي نگهبان از يک وحدت و يکپارچگي برخوردار شود. اگر حکم قانون دارد همه احکام از جمله اصل 75 و بررسي ارقام و جداول و رديف‌ها... مورد بررسي حکمي از سوي شوراي نگهبان قرار گيرد.

و اگر پديده‌اي با تعريفي منفک از قانون است، حدود اختيارات دولت و مجلس در مورد تصويب آن بازکاوي شود. به نظر مي‌رسد مجلس مي‌تواند بودجه را نپذيرد و آنرا رد کند، اما نمي‌تواند نظر خود را بر دولت به صورت مصوبه تحميل کند. در اين صورت اصل 52 بي‌معني است.

بودجه همچون يک معادله رياضي و يک برنامه مديريتي است، اگر غير واقعي و برمحاسبات ذهني و آرزويي پايه گذاري شود، مديريت اجرايي مختل مي‌شود. شاخص سنجش بودجه عقل و تدبير است.وقتي با اين ملاک تدوين شود کارآمد است.

من به آنچه در سال 1380، در مورد قانون وظايف و اختيارات و مسئوليت‌هاي رياست جمهوري مصوب 1365 گفته‌ام پايبندم و تغييري در ديدگاهم حاصل نشده است و خلاف آن تا کنون سخن نگفته‌ام اما در مورد دغدغه‌هاي رييس جمهور در نامه به رييس مجلس مي‌گويم نبايد بدان پاسخ شکلي داد، بايد محتواي آن را مورد مداقه قرار داد، چراکه موضوعي منطقي و عقلاني است.

کلامي نوراني از امام صادق (ع) را حسن ختام اين نوشته قرار مي‌دهم که فرمود:«بقاي جامعه، مردم و حيات دين در اين است که اموال در اختيار کساني قرار گيرد که بايسته‌ها را مي‌شناسند، اولويت‌ها را درمي‌يابند و بهترين بهره‌وري‌ها و استفاده‌ها را با اموال به عمل مي‌آورند.»

و اين اساسي‌ترين‌دغدغه است. 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

 

ایلنا: نخست وزیر دوران دفاع مقدس با انتشار نامه‌ای خطاب به رئیس دولت اصلاحات ضمن تجلیل از خاتمی بر تداوم راه اصلاحات تاکید کرد.

در پی بیانیه انصراف رئیس دولت اصلاحات از تداوم حضور در عرصه انتخابات، تا ساعاتی دیگر میر حسین موسوی نامه مهم خود به سید محمد خاتمی را منتشر می کند.

تجلیل از خاتمی و تاکید بر تداوم راه اصلاحات از جمله محورهای مهم نامه مهم میر حسین موسوی به خاتمی است.

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

از جناب آقاي لاريجاني رييس محترم مجلس انتظار مي‌رفت به جاي طنزپردازي و شوخي ‌گرفتن اين مساله بسيار مهم و جدي ، پاسخ قانع‌کننده و موجهي را در دفاع از عملکرد خود ، هيات محترم رييسه و مجلس محترم در جريان بررسي لايحه بودجه ارائه مي‌کرد. ايشان متوجه اين معنا هستند که با فرافکني و پيچيده ساختن مطالب روشن و شفاف مطرح شده در اخطارنامه رييس‌جمهور ، افکار عمومي را نمي‌توان قانع يا توجيه کرد.
علي‌اكبر جوانفكر، مشاور مطبوعاتي رييس‌جمهور طی انتشار مطلبي در وبلاگ خود با عنوان «اخطار قانون اساسي يک تذکر جدي و پي‌گيرانه است» اخطار قانون اساسي محمود احمدی‌نژاد درباره روند رسيدگي به بودجه سال 88 در مجلس شوراي اسلامي را اقدامي کاملا درست و در چارچوب قانون خواند.

متن کامل این مقاله به شرح زیر است:

خبرگان تنظيم‌کننده مفاد قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، به منظور جلوگيري از بروز هر گونه خودکامگي فردي ، گروهي يا سازماني در کشور، ترتيبات هوشمندانه و دقيقي را در توزيع اختيارات و مسووليت‌ها در نظر گرفته‌اند تا امکان سوءاستفاده شخصي ، سليقه‌اي و باندي از قدرت به دست آمده يا موقعيت مقتدرانه‌اي که به يک فرد يا جمعي از افراد تنفيذ شده به حداقل برسد و هيچ فرد يا نهادي نتواند نظرات خود را خارج از چارچوب قانون به ساير بخش‌ها و قواي حکومتي تحميل و ديکته كند.

مجلس شوراي اسلامي طبق قانون مي‌تواند به همه مسائل کشور بپردازد و در موارد ضرورت براي حل اين مسائل قانون وضع کند، اما در عين حال براي اطمينان از عدم انحراف مصوبات مجلس از شرع مقدس و قانون اساسي، تشکيل شوراي نگهبان با ترکيبي از فقها و حقوقدانان نيز پيش‌بيني شده است تا بر خروجي عملکرد مجلس نظارت کند. همچنين مسووليت اجراي قانون اساسي برعهده رييس‌جمهور گذاشته شده است تا کساني که در اجراي اين ميثاق‌نامه ملي کوتاهي کرده يا تعلل ورزيده باشند ، با دريافت اخطار و تذکر ، مورد بازخواست قرار گيرند.

به موجب اصل 113 قانون اساسي ، پس‏ از مقام‏ رهبري‏ ، رييس‌جمهور عالي‌ترين‏ مقام‏ رسمي‏ کشور محسوب مي‌شود. در اين اصل ، به صورت کاملا شفاف و واضح ، مسووليت رييس‌جمهور در اجراي قانون اساسي مورد تاکيد قرار گرفته است. رييس‌جمهور همچنين بر اساس اصل 121 قانون اساسي در پيشگاه‏ قرآن‏ کريم‏ و در برابر ملت‏ ايران‏، به خداوند متعال سوگند ياد كرده است که از قانون‏ اساسي‏ کشور ، پاسداري و از حقوق به رسميت شناخته شده مردم حراست کند.

اجراي قانون اساسي ، مسووليت سنگيني است که ملت ايران آن را از رييس‌جمهور برگزيده خود ، مطالبه مي‌کند و اين امر مستلزم آن است که تمام مسوولان در قواي مختلف و همه دستگاهها و نهادهاي قانوني کشور ، خود را ملزم و متعهد به پاسخگويي در برابر مجري قانون اساسي بدانند. ملت ايران ، هوشيار و بيدار است و نمي‌پذيرد که برخي افراد براي فرار از پاسخگويي، به بازي با کلمات بپردازند و سخنان سست و بي‌ارتباط با موضوع را ، دستاويزي براي توجيه رفتار و عملکرد خود در مغايرت با قانون اساسي قرار دهند.

در مقدمه قانون اساسي ، اهميت و حساسيت جايگاه قوه مجريه در ارتباط با اجراي احکام و مقررات اسلامي و ايجاد جامعه اسلامي مورد تاکيد قرار گرفته و تصريح شده است که محصور شدن دستگاه اجرايي در هر نوع نظام دست و پاگير پيچيده که وصول به اين هدف را کند و يا خدشه‌دار کند از ديدگاه اسلامي نفي خواهد شد.

اين امر نشان مي‌دهد که قانون اساسي به مسووليت‌هاي سنگين قوه مجريه توجه داشته و صريحا با هرگونه اقدام مانع شونده يا کندکننده‌اي که نظام اجرايي کشور را در راه رسيدن به اهداف بلند ملت ايران ، با مشکل مواجه کند ، مخالف است و آن را رد مي‌کند.

بدون ترديد شوراي محترم نگهبان ، مسووليت خود را در ارتباط با تطبيق قانون بودجه سال 1388 مجلس شوراي اسلامي با شرع مقدس و قانون اساسي به انجام خواهد رساند اما اين امر رافع اخطار رييس‌جمهور به مجلس شوراي اسلامي در ارتباط با نقض قانون اساسي نيست.

علاوه بر اين ، بايد توجه داشت که حتي در صورت تطبيق مصوبه مجلس با قانون اساسي يا شرع مقدس ، اين امر به منزله مهر تاييد شوراي نگهبان بر نحوه عملکرد مجلس ، جهت‌گيري‌هاي آن و مداخله در امور مربوط به قوه مجريه نيست و اخطار مستند و مستدل رييس‌جمهور به مجلس ، اقدامي کاملا درست و در چارچوب قانون بوده است .

براي اداره امور کشور ، مجلس بايد در موضع پشتيباني و حمايت از دولت قرار داشته باشد، مصوباتش گره از مشکلات عمومي بگشايد و اقدامات عملي مديران اجرايي را براي پيشرفت کشور تسهيل کند. بستن دست و پاي دولت در مقام اجرا و ايجاد محدوديت‌هاي مالي و اداري براي دولتمردان ، مخالف صريح مفاد و روح قانون اساسي است .

از جناب آقاي لاريجاني رييس محترم مجلس انتظار مي‌رفت به جاي طنزپردازي و شوخي ‌گرفتن اين مساله بسيار مهم و جدي ، پاسخ قانع‌کننده و موجهي را در دفاع از عملکرد خود ، هيات محترم رييسه و مجلس محترم در جريان بررسي لايحه بودجه ارائه مي‌کرد.

ايشان متوجه اين معنا هستند که با فرافکني و پيچيده ساختن مطالب روشن و شفاف مطرح شده در اخطارنامه رييس‌جمهور ، افکار عمومي را نمي‌توان قانع يا توجيه کرد. مردم مي‌خواهند پاسخ منطقي و حقوقي مجلس به اشکالات قانوني رييس‌جمهور به مصوبه بودجه سال 1388 را بدانند و دريابند که مجلس محترم با چه استدلالي ، بودجه برخي دستگاهها را تا شش برابر و بودجه مجلس را تا 220 درصد نسبت به بودجه سال 1387 ، افزايش داده است؟ اين درحالي است که با کاهش قيمت نفت و محدود شدن منابع درآمدي دولت ، بودجه بسياري از دستگاهها در سال 1388، کاهش داشته يا دست کم افزايش نيافته است.

پاسخ آقاي لاريجاني به اخطار رييس‌جمهور ، بيانگر اين نکته است که اهميت و جدي بودن اين اخطار مورد توجه ايشان قرار نگرفته و شايد رييس محترم مجلس ، اشتباهاً نامه رييس‌جمهور را در حد يک تذکر معمولي تلقي کرده است. به راستي آيا مي توان ادعا کرد که رويکرد رييس محترم مجلس شوراي اسلامي ، متضمن حفظ و رعايت حرمت و شان مجلس محترم بوده است؟!
 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان با چاپ یادداشتی در روزنامه کیهان نسبت به خبرهای تایید نشده درباره انصراف سید محمد خاتمی از کاندیداتوری انتخابات آتی ریاست جمهوری واکنش نشان داد.

در این یادداشت با اشاره به اینکه خاتمی از همان ابتدا نیز برای انصراف اعلام کاندیداتوری کرده بود، آمده است: «کیهان پیش از این احتمال داده بود که آقای مهندس موسوی نامزد نهایی جبهه اصلاحات و اعلام حضور آقای خاتمی با هدف زمینه سازی برای حضور ایشان صورت گرفته است. در این باره گفتنی است که اگر آقای مهندس موسوی با تابلوی جبهه اصلاحات به صحنه می آمد ناچار بود سوابق ناخوشایند مدعیان اصلاحات را با خود حمل کند که نتیجه آن، خدشه دار کردن سوابق و خوشنامی خود در دوران نخست وزیری بود و اگر بدون تابلوی جبهه اصلاحات به صحنه می آمد، برای این سؤال پاسخی نداشت که چرا طی 8 سال حاکمیت مدعیان اصلاحات بر قوه مجریه و 4 سال حاکمیت آنان بر قوه مقننه و هجوم آشکار و بی پرده آنها به اسلام، انقلاب، امام و... سکوت کرده است؟!»

در این یادداشت با انتقاد از مواضع مهندس موسوی در 20 سال گذشته و آنچه که سکوت میر حسین موسوی در برابر توهین برخی اصلاح طلبان تندرو به اسلام و انقلاب خوانده شده است آمده است: "مدعیان اصلاحات، خط امام(ره) را شایسته موزه تاریخ می دانستند! می گفتند اصلی ترین مانع دموکراسی آن است که در ایران هنوز خدا زنده است! اسلام را برای 1400 سال قبل مناسب می دانستند! فرهنگ شهادت را خشونت طلبی معرفی می کردند! از سرمایه داران حمایت می کردند، امام حسین(ع) را قربانی خشونت جدش رسول خدا(ص) در صدر اسلام می دانستند، محرومان و مستضعفان را مسخره می کردند! تن دادن به باج خواهی آمریکا را «عقل گرایی» می نامیدند!... و آقای مهندس موسوی نه فقط در مقابل تمامی این اقدامات ناپسند مدعیان اصلاحات سکوت کرده بود، بلکه به عنوان «مشاور ارشد» در کنار آقای خاتمی بود».

شریعتمداری در ادامه می افزاید: "تنها راه برای آقای مهندس موسوی این بود که با تابلویی مشترک از «اصلاح طلبی و اصولگرایی» وارد صحنه شود. یعنی دقیقاً همان که ایشان به هنگام اعلام رسمی نامزدی خود بر آن تاکید ورزید. برخی از شواهد دیگر نیز احتمال یاد شده را قوت می بخشد از جمله آن که مدعیان اصلاحات از یکسو به آراء هواداران خود برای مهندس موسوی نیاز دارند و از سوی دیگر به رأی- هرچند اندک- طرفداران اصولگرایی به ایشان امید بسته اند. اما شاید دقیقا به همین علت و برای عبور از این عقبه است که سایت های وابسته به اصلاح طلبان به یکباره با چرخشی نزدیک به 180 درجه، سعی می کنند موسوی را بیرون از جبهه اصلاح طلبان معرفی کنند!! چرا؟! احتمالاً با این هدف که توجه برخی از اصولگرایان به وی را جلب کنند!"
 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

خاتمی صحنه انتخابات را به میرحسین موسوی می سپارد
اعلام کارپایه 5 بندی
کابینه احتمالی میرحسین موسوی

نخستین سخنرانی میرحسین موسوی را پس از اعلام نامزدی خود برای انتخابات ریاست جمهوری که در حسینیه حجت نازی آباد تهران ایراد شد، شاید بتوان مقدمه دانست بر مدلی که او برای تشکیل کابینه در نظر دارد. پایبندی به برنامه ریزی، پایبندی به استفاده از همه نیروها، پایبندی به دفاع از حقوق ستمدیدگان اقتصادی جمهوری اسلامی و دفاع همه جانبه از استقلال ایران و نقد غیر مستقیم دولت احمدی نژاد

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

دانش جعفری: رفتیم اما بی‌راهه بود...

برکنار شدن نيمي از هيات دولت در طول چهار سال يکي از ويژگي هاي منحصر به فرد دولت نهم است که شايد هيچ گاه در دولت هاي بعدي تکرار نشود. مديراني که عمر رياست شان به يک سال هم نمي رسيد به راحتي و به هر بهانه کوچکي کنار گذاشته مي شدند و مديران بعدي با سرنوشتي مشابه در حالي که روياي تغيير را در سر داشتند جانشين مديران سابق مي شدند.
 
دانش جعفري يکي از وزيران دولت احمدي نژاد بود که با بغض از وزارت اقتصاد جدا شد. وي حرف هاي زيادي براي گفتن داشت که از تمام نيرويش براي گفتن اين حرف ها در مراسم توديعش استفاده کرد. زمزمه جدايي او از دولت به همراه پورمحمدي وزير کشور وقت در اوايل سال به گوش رسيد، در شرايطي که صندوق بين المللي پول در گزارش خود اعلام کرده بود ايران رتبه اول را به لحاظ تورم در خاورميانه و رتبه پنجم را در جهان داراست. نشريه اکونوميست هم از کاهش رشد اقتصادي ايران به 5/4 درصد خبر داد. اگرچه غلامحسين الهام در اولين مصاحبه مطبوعاتي خود در سال جاري خبر تغييرات در کابينه را دروغ سيزده دانسته بود. وي که هم اکنون در دانشکده اقتصاد علامه طباطبايي مشغول تدريس پايه هاي علم اقتصاد به دانشجوهايش است در گفتگو با ویژه‌نامه نوروزی اعتماد صحبت هايي از تئوري و درون دولت نهم انجام داده که جالب توجه است.

- برخي معتقدند جنابعالي از ابتدا جزء منتقدان سياست هاي اقتصادي دولت نهم بوديد. با توجه به اين واقعيت آيا توانسته ايد در دوران مديريت خود مجري برنامه ها و سياست هاي اقتصادي تان باشيد؟

وزرا از لحاظ قانوني در برخي موقعيت ها اختيار قانوني دارند که با استفاده از آن اختيارات مي توان از آنها مسووليت خواست. يکي از مشکلات ما اين بود که برخي افراد، اين اختيارات را به رسميت نمي شناختند. مثلاً فرض کنيد پست معاون اول رئيس جمهور از نظر رده، بالاتر از وزير است. ولي از نظر قانوني معاون اول به راحتي نمي تواند در حوزه کاري وزير دخالت کند و هر چه به وزير گفت اجرا شود. بنابراين قانون حوزه مسووليت وزير را مشخص کرده و اگر اتفاقي در آن حوزه بيفتد، مجلس از وزير سوال مي کند و به معاون اول کاري ندارد. گاهي اوقات مسووليت جمعي مطرح است يعني تمام هيات وزيران با هم تصميم مي گيرند. در اين موارد قرار گذاشته بوديم اگر وزيري مخالف تصميم گيري خاصي در دولت بود آن را در هيات دولت مطرح کند و اين کاري بود که من هم مي کردم. البته معني اين کار منتقد بودن نيست بلکه هدف ما اين بود که براي تصميم گيري، نظرات بهتري مطرح شود. مثلاً در مورد سود بانکي وزير اقتصاد و رئيس بانک مرکزي با کاهش سود بانکي مخالف بودند اما چون دولت در اين باره تصميم مي گرفت و اکثريت دولت هم با کاهش سود بانکي موافق بودند ما هم چاره يي جز تمکين نداشتيم.

- مهم ترين انتقاد شما نسبت به سياست هاي اقتصادي دولت نهم چيست؟

پايه و اساس تفکرات دولت نهم روي بحث گسترش عدالت قرار گرفته است. مهم ترين تفاوت دولت نهم با دولت هاي ديگر اين است که سعي مي کند به عدالت بهاي زيادي دهد. اين بحث هدف خوبي است و سايه سنگيني روي خصوصي سازي، توزيع تسهيلات بانکي و طرح هاي عمراني و ساير برنامه هاي دولت انداخته است. شروع سفرهاي استاني براساس همين معيار بود. سوال مهم در اين رابطه اين بود که چگونه مي توان به عدالت رسيد؟ آيا تحقق عدالت صرفاً با خواست دولت به وقوع مي پيوست يا بايد يک اتفاق دروني در جامعه بيفتد؟ در حال حاضر در کشور ژاپن نسبت دهک درآمد ثروتمند با فقير 5/4 است. اين رقم مناسبي است و مي توان گفت در آن جامعه عدالت برقرار است. سوالي که در نگاه دولت نهم به عدالت مطرح است اين است که آيا سياست ها، تاثيري بر ساختارهاي جامعه گذاشته است؟ کاري که ما مي خواستيم در دولت انجام دهيم، اين بود که با نظر دولت، نسبت بين دهک ثروتمند و فقير را که 15 است بهبود بدهيم. براي انجام اين کار چند سوال پيش مي آيد يکي اينکه طرحي که دولت براي کاهش فاصله طبقاتي دارد، طرح حساب شده يي است يا نه؟ دوم اينکه آن طرح چقدر پايدار است؟ يعني اگر دولت دخالتش را از طرح برداشت چه تضميني وجود دارد که فاصله طبقاتي دوباره به حالت قبلي برنگردد. سوم اينکه هزينه انجام اين طرح چقدر است؟ آيا مي توان آن را از طريق روش هاي ارزان تري هم انجام داد؟ اينها از جمله نکاتي بود که روي کارهاي دولت سايه انداخته است. البته روز به روز که دولت جلوتر مي رود تجربه اش بيشتر مي شود و سعي مي کند تصميم گيري هايش را منطقي تر کند. خيلي از مباحثي که هم اکنون دولت درباره آن بحث مي کند در گذشته جزء تابوها بوده است. به عنوان مثال دولت نهم ديگر حساسيت هاي گذشته را درباره نرخ سود بانکي ندارد زيرا متوجه شده مدل متبوعش براي رسيدن به عدالت جواب نداده است. من معتقدم بخشي از مشکلات دولت نهم به چارچوبي که دولت درباره عدالت تعيين کرده است، برمي گردد. اگر فرض را بر اين بگذاريم که دولت بخواهد عدالت را اجرا کند؛ آيا روشي که دولت براي رسيدن به عدالت به کار مي برد بهترين روش است يا نه؟ همه اين موارد جاي بحث دارد. هدف دولت نهم، هدف خوبي است اما راهي که براي رسيدن به هدف انتخاب شده هنوز جواب نداده است. مثلاً دولت نهم براي اتخاذ يک سياست عدالتي، نرخ سود بانکي را پايين آورد ولي نتيجه اجراي اين سياست بدون پايين آوردن تورم، اين بود که نقدينگي و تورم افزايش يافت. در واقع بالا رفتن تورم يک اقدام ضدعدالتي محسوب مي شود. به نظر من دولت به هدفش براي تحقق عدالت در جامعه نرسيده است زيرا راهکاري که براي رسيدن به آن انتخاب کرده، درست نبوده است. مهم ترين مشکل دولت نهم اين بود که براي آرمان هاي خودش که آرمان هاي مقدسي بود راهکارهاي حساب شده يي را نتوانست تامين کند و به همين خاطر به بخشي از اهدافش نرسيد.

- گرايش جنابعالي به لحاظ گرايش اقتصادي نزديک به اقتصاد بازار است. نگاه اقتصادي شما چه قرابتي با دولت نهم داشت که قبول مسووليت کرديد. آيا به فکر اصلاح بوديد يا هدف ديگري را در دولت نهم دنبال مي کرديد؟

من معتقدم وقتي رئيس جمهور بنده را به عنوان وزير اقتصاد انتخاب کرده مطالعاتي را درباره من و ديدگاه هاي اقتصادي ام انجام داده است. اينها چيزهاي پنهاني نبوده که رئيس جمهور نتواند به آنها دسترسي پيدا کند. قبل از روي کار آمدن دولت نهم، نظرات من درباره اقتصاد مشخص بود. بنابراين بنده فرض را بر اين گذاشتم که اگر از من براي دولت دعوت شده براي پياده کردن تفکراتم است. من فرض را بر اين نگذاشتم که وارد دولت بشوم ولي تفکري را اجرا کنم که خودم به آن اعتقاد ندارم.

-شما در مراسم توديع انتقادات شديدي کرديد. شما که به اين نتيجه رسيده بوديد نمي توانيد تفکرات خودتان را پياده کنيد، چرا کنار نکشيديد و منتظر مانديد احمدي نژاد شما را برکنار کند.

من معتقدم ما همه در تلاش بوديم کشور را در مسير توسعه حرکت دهيم. قرار نبود با پيش آمدن اولين اختلاف نظر، صحنه را ترک کنيم. آنچه اهميت داشت اين بود که روند کار به چه شکل باشد؟ آيا روند به سمت اصلاح شدن باشد يا نه؟ رويه من در دولت اين بود که حرف هايم را خيلي صريح بزنم و مطالب را آن گونه که به ذهنم مي رسد، بيان کنم بدون اينکه به فکر اين باشم که با گفتن اين حرف ها موقعيتم در خطر افتد. درباره مراسم توديع، برداشت من اين بود که اگر آن حرف ها را نمي زدم به ضرر کشور عمل مي کردم. فکر مي کنم حرف هاي آن روز من باعث اصلاح برخي امور شد. اين را هم بگويم خيلي از اتفاقاتي که در حوزه کاري ما مي افتد لزوماً مرتبط با رئيس جمهور نبود و از طريق کانال هاي ديگري پيگيري مي شد.

-ارزيابي شما از نحوه اجراي اصل 44 چيست؟

نمي توان گفت اجراي اصل 44 موفقيت آميز بوده يا شکست خورده است. در بعضي بخش ها پيشرفت خوبي در اجراي اصل 44 داشتيم و در برخي بخش ها، مشکلاتي بوده که بايد برطرف شود. مثلاً در بخش واگذاري، ميزان واگذاري ها افزايش پيدا کرده و اين نشان دهنده افزايش مشارکت بخش خصوصي در اقتصاد ايران است. البته در اجراي اصل 44 واگذاري ها در سه قسمت انجام شده که يک بخش به مردم، بخش ديگر در قالب سهام عدالت و بخش سوم در ارتباط با رد ديون دولت به سازمان هايي که بدهکار بوده، انجام گرفته است. بالاترين نسبت واگذاري در بخش سهام عدالت بوده و واگذاري سهام به مردم در رده دوم قرار دارد. البته واگذاري سهام به عموم غيردولتي مطلوب است اما نه به اندازه واگذاري به بخش خصوصي. به نظر من واگذاري ها افزايش پيدا کرده و روند خوبي داشته ولي در انتقال واقعي به بخش خصوصي محدوديت هايي داشته است.

- منظورتان از اين محدوديت ها چيست؟

براي اينکه بخش خصوصي توانمندي داشته باشيم بايد جهت گيري سياست ها به سمت کوچک کردن دولت باشد. اگر در برخي بخش ها امکان جايگزيني بين بخش خصوصي و دولتي وجود دارد، بايد اين کار انجام گيرد. متاسفانه هر سال حجم بودجه افزايش پيدا مي کند و اين نشان دهنده افزايش هزينه ها و بزرگ شدن دولت است، به رغم اينکه سياست ها در جهت کوچک شدن دولت قرار گرفته است. يکي از نشانه هاي کوچک شدن دولت اين است که بودجه شرکت هاي دولتي کاهش پيدا کند ولي هر سال بودجه جاري دولت بالاتر مي رود. زماني که دولت مي خواهد خصوصي سازي کند بايد سرمايه گذاري جديدي انجام ندهد يا حجم سرمايه گذاري ها کمتر از ميزان واگذاري ها باشد. يعني اگر دولت 100 واحد را واگذار کند نبايد 200 واحد جديد سرمايه گذاري کند. بند الف اصل 44 هم روي اين موضوع تاکيد کرده حضور بخش خصوصي در سرمايه گذاري هاي دولتي افزايش پيدا کند ولي حرکت قابل توجهي در اين جهت انجام نشده است. مهم ترين اثر واگذاري ها انتقال مديريت به بخش خصوصي است که در اين زمينه نيز محدوديت هايي وجود دارد زيرا واگذاري ها در قالب سهام ريز است و از طرف ديگر بعضي از دستگاه هاي دولتي هم علاقه مند به انتقال مديريت به بخش خصوصي نيستند.

- چرا دولت به حضورش در بخش سرمايه گذاري هاي جديد اصرار دارد؟

بحث دولت نيست. اقتصاد ايران ظرفيت سرمايه گذاري هاي جديد را ندارد. اگر مي خواهيم ظرفيت هاي جديد را براي بخش خصوصي به وجود بياوريم بايد زيرساخت ها را آماده کنيم. مثلاً سال گذشته کل معاملات در بورس 10هزار ميليارد تومان بوده است حال با اين فرض آيا مي توان واگذاري هاي اصل 44 را که 140 هزار ميليارد تومان است در مدت پنج سال تمام کرد؟ تنها راه چاره ما براي رسيدن به اهداف مان در خصوصي سازي بزرگ کردن بازار است که اين امر يا از طريق منابع خارجي يا منابع بانکي تحقق مي يابد. اگر بازار بزرگ نشود نمي توان انتظار داشت که واگذاري ها به سرعت انجام گيرد. بايد تفکر جديدي وارد اقتصاد شود. اين عوامل ظرفيت بورس را بالا مي برد. مشکل فعلي اين است که تقاضا در بورس با اين محدوديتي که ذکر کردم پاسخگوي برنامه هاي خصوصي سازي دولت نيست.

-آيا اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها را موفقيت آميز مي دانيد؟

طرح هدفمند کردن يارانه ها، نمادي از يک نوع تفکر اقتصادي است. من اسم اين تفکر را «آزادسازي اقتصادي» مي گذارم. اعتقاد من بر اين است که اين طرح بايد در کل اقتصاد اجرا شود نه فقط در بخش حامل هاي انرژي. براي اجراي طرح تحول اقتصادي بايد نقش دولت در اقتصاد کم شود. به طور مثال دخالت بيش از حد دولت در سيستم بانکي، با تفکر آزادسازي اقتصادي نمي خواند.

-منظورتان از يک تفکر چيست؟

يعني وجود نگاه آزادسازي در تمام بخش هاي اقتصاد است. آزادسازي بايد در همه بخش هاي اقتصاد صورت گيرد نه فقط در چند بخش خاص.

-به نظر شما پايين آمدن قيمت نفت چه تاثيري بر اقتصاد ايران در سال آينده دارد؟

بودجه کشور ما به نفت وابسته است و ميزان اين وابستگي در سال هاي مختلف فرق مي کند. اين وابستگي درآمدي ما به قيمت نفت باعث شده با کاهش قيمت جهاني نفت، منابع درآمدي ما در بودجه کاهش پيدا کند. يکي از آثار پربرکت کاهش قيمت جهاني نفت به هشت دلار در سال 78 اين بود که دولت به فکر تاسيس صندوق ذخيره ارزي افتاد. يکي از وظايف اين صندوق، پس انداز ارز حاصل از درآمدهاي نفتي براي سال هايي که قيمت نفت کاهش پيدا مي کند، بود. پيش بيني درباره قيمت نفت در سال آينده اين است که قيمت نفت کاهش پيدا مي کند. دولت هم براي جبران کاهش قيمت نفت در سال آينده، 14 هزار ميليارد دلار را از صندوق ذخيره ارزي برداشت خواهد کرد.

-چه راه حلي را براي کسري بودجه در سال آينده به غير از برداشت ذخيره ارزي پيشنهاد مي کنيد؟

يک راه اين است که هزينه هاي جاري را کاهش دهيم، مثلاً هزينه هاي طرح هاي عمراني را بالا نبريم. پيش بيني بودجه براي سال آينده درباره طرح هاي عمراني اين است که دولت 26 هزار ميليارد تومان در اين رابطه هزينه کند. با توجه به تغييرات درآمدي سال آينده، فکر مي کنم دولت نتواند بيش از 19هزار ميليارد تومان در اين بخش هزينه کند. من معتقدم اگر دولت هزينه هاي عمراني را کاهش ندهد و از طرف ديگر هزينه هاي بودجه را بالا ببرد، برداشت از حساب ذخيره ارزي به تنهايي نمي تواند پاسخگوي نيازهاي ارزي دولت باشد. بنابراين دولت در بودجه سال آينده ماليات سه هزار ميليارد توماني را از بانک مرکزي پيش بيني کرده است. دولت با گرفتن اين ماليات، از سرمايه هاي قبلي اش در بانک مرکزي برداشت مي کند. در بودجه سال آينده دولت هزينه ها را بالا برده و براي منابع درآمدي اش علاوه بر استفاده از حساب ذخيره ارزي، ماليات ها را هم افزايش داده است.

-امسال دولت همراه بودجه سال 88 طرح هدفمند کردن يارانه ها را به مجلس ارائه کرده است. نظر شما درباره اين دو لايحه چيست و فکر مي کنيد با اجراي هدفمند کردن يارانه ها چه تغييراتي در اقتصاد ايران ايجاد خواهد شد؟

پايين آمدن قيمت نفت و اجراي طرح تحول اقتصادي دو اتفاق مهم اقتصاد ايران در سال آينده است. هدف طرح تحول اقتصادي اين است که بعد از واقعي شدن قيمت ها در رفاه مصرف کننده تغييري ايجاد نشود. به عنوان مثال هزينه يک خانوار براي يک سبد کالا 250 تومان است و زماني که طرح هدفمند کردن يارانه ها اجرا شود آن خانوار براي تهيه همان سبد کالا، 300 تومان نياز دارد. اگر دولت مابه التفاوت اين دو سبد را که 50 تومان است به خانوارها ندهد، خانوارها نمي توانند همان سبد کالا را تهيه کنند، بنابراين 50 تومان به هزينه دولت افزوده مي شود. هدف اصلاح نظام يارانه ها اين است که قيمت اصلاح شود مشروط بر اينکه رفاه خانوارها تغيير نکند. اين سير در بخش هاي دولتي و خصوصي براي ارائه خدمات و محصولات شان با اجرايي شدن طرح هدفمند کردن يارانه ها وجود دارد و باعث افزايش هزينه هاي بنگاه ها، خانوارها و دولت مي شود. بنابراين با توجه به اين شرايط معتقدم درآمد دولت از محل بالا رفتن قيمت ها بايد به اين سه بخش اختصاص يابد تا شرايط رفاهي آنها تغيير نکند.

-به نظر شما درآمدهايي که از افزايش قيمت ها حاصل مي شود مي تواند هزينه هاي اجراي اين طرح را پوشش دهد؟

اگر طرح هدفمند کردن يارانه ها خوب اجرا شود علاوه بر اينکه رفاه قبلي خانوارها تغيير نخواهد کرد، قيمت ها هم واقعي خواهد شد. حسن اجراي طرح هدفمند کردن يارانه ها از نظر اقتصادي اين است که با تغيير قيمت ها، بنگاه هاي اقتصادي رفتارشان را با تغيير قيمت ها عوض مي کنند، مثلاً با آزاد شدن قيمت بنزين قاچاق اين کالا ديگر معني پيدا نمي کند.
 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
سید محمد خاتمی شامگاه دوشنبه با صدور بیانیه‌ای رسماً از نامزدی در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اسلامی ایران انصراف داد.

به گزارششهاب نیوز به نقل از روابط عمومی دفتر سید محمد خاتمی، متن کامل بیانیه انصراف وی از حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم به عنوان نامزد انتخابات بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم. 

سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است. 

بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند. 

اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد. 

درخواستهای گسترده‏ی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند. 

ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم: 

1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد.
 
آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند. 

2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است. 

3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم: 

اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم. 

ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند. 

ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند. 

رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم. 

خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود. 

من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم. 

بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند. 

به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله. 

در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"


سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387 

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

شب میلا‌د پیامبر خاتم که رحمت‌للعالمین بود را بر شما حضار محترم و همه مسلمانان تهنیت عرض می‌کنم و از اینکه در چنین شب مبارکی که درهای رحمت و مهربانی خداوند بر کل عالم ماکان و مایکون گشوده است، سخن از خشونت و نابردباری برانم احساس مطلوبی ندارم. سال‌ها است که راقم این سطور، به‌دلیل انتشار مقاله‌ای در روزنامه تحت مدیریت، مورد حمله و ملا‌مت مروجان خشونت در ایران قرار دارد. عنوان آن مقاله که در چند شماره پی‌در‌پی در روزنامه منتشر شد این بیت از مولوی بود که: <خون به خون شستن محال آمد محال.> ادعای آن مقاله این بود که شهادت امام حسین‌(ع) و یارانش در کربلا‌ نتیجه قهری و تبعی خون‌هایی بود که در غزوات پیامبر اکرم(ص) در جنگ با مشرکان از آباء قاتلا‌ن حسین در صدر اسلا‌م ریخته شده بود. از همان موقع هم این ادعا به انواع گوناگون مورد نقد قرار گرفت و بنده به‌عنوان صاحب امتیاز و مدیرمسوول روزنامه صبح امروز، هدف انواع شماتت‌ها و ملا‌مت‌ها قرار گرفتم و حتی کار به تکفیر و تفسیق هم کشید. شاید هم یکی از علل موجبه‌ترور من همین تکفیرها بود.

لذا قصد دارم در اینجا کمی حول ‌و‌ حوش موضوع موشکافی کرده و آن را از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار دهم.

بلا‌شک اگر یزید در تمام عمرش یک گزاره صادق گفته باشد قولی است که از وی بعد از واقعه طف خطاب به شهدای کربلا‌ نقل شده است با این مضمون که ما شما را به انتقام آباء و اجدادمان قتل عام کردیم و حرارت درونی خودمان را بدین‌وسیله تشفی دادیم. و حتی شعری هم منسوب به او است که به هنگام حضور کاروان اسیران کربلا‌ در قصر شام با چوب خیزران به لبان مبارک حسین بن علی‌(ع) می‌زد و می‌خواند: ‌ لیت أشیاخی ببدر شهدوا جزع الخزرج من وقع الا‌سل

قد قتلنا القرن من اشیاخهم و عدلناه ببدر فاعتدل

لا‌هلوا و استهلوا فرحا ثم قالوا یا یزید لا‌ تشل

لعبت هاشم بالملک فلا‌ خبر جاء ولا‌ وحی نزل

لست من خندف ان لم انتقم من بنی احمد ما کان فعل

در دعای ندبه مأثور از امام جعفر بن محمد‌(ع) آمده است که حضرت امیرالمومنین(ع) یقاتل علی‌التاویل و لا‌ تاخذه فی‌الله، لومه لا‌ئم قد وتر فیه صنادید العرب و قتل رجالهم و ناوش ذوبانهم فاودع قلوبهم احقاد بدریه و خیبریه و حنینیه و غیر‌ هن

حال ممکن است این سوال مطرح شود که آیا پیامبر به اینکه که آثار وضعی نبرد مسلحانه با مشرکان، پس از اینکه قریش، سال‌ها مسلمانان را تحت فشار و اذیت و آزار قرار داده بود، نهایتا به انتقام کشیده خواهد شد آگاه بودند یا نه؟ پاسخ این سوال هم مثبت است و پیامبر به اینکه جنگ در مقام پیشبرد اهدافش ممکن است خشونت‌های متقابلی در پی داشته باشد آگاه بود و این را در بسیاری از احادیث منسوب به ایشان در رابطه با دوران کودکی امام حسین‌(ع) مشاهده می‌کنیم. اما نکته اینجا است که آن حضرت به عنوان کسی که در غزوات، خود را سپر بلا‌ی سپاه اسلا‌م می‌کند و حتی در بعضی از جنگ‌ها خبر شهادت ایشان در اردوی مسلمین می‌پیچید، چگونه می‌تواند به توالی و آثار وضعی مبارزات و مجاهدات خویش بیندیشند. وقتی خود ایشان حاضر به شهادت و کشته شدن در راه اعتلا‌ی کلمه‌الله بودند، طبعا ‌پروایی از شهادت نوادگان خویش نیز نمی‌توانستند داشته باشند.

در حدیث است که در یکی از غزوات، مسلمین تعدادی از اسرا را به زنجیر کشیده بودند. دو تن که در قطار اسرا بودند به آهستگی به پیامبر اشاره کردند و گفتند، می‌بینی از اسارت ما چقدر بشاش است. پیامبر که این گفته آنها را شنیده بودند فرمودند: شادمانی من نه از اسارت شماست، بلکه به این خاطر است که می‌بینم شما را با زنجیر به بهشت می‌برند و از این وضعیت تناقض‌آلود خنده‌ام گرفته است. ‌ متاسفانه امروزه شاهد آن هستیم که در جامعه ما بسیاری از افراد عقده خودپیامبربینی دارند و قسیم جنت و نار هستند و بر دیوار اعراف نشسته‌اند و دکمه چراغ قرمز و سبز را در دست گرفته‌اند و هر کسی را به مالک دوزخ یا دروازه‌بان بهشت معرفی می‌کنند. برای این کار خود هم خشونت را ابزار قرار داده‌و ادعا دارند که خشن فی ذات‌الله هستند. خود را ملا‌ک حق و باطل دانسته و میزان اعمال بندگان خدا هستند.

با این مقدمه نسبتا طولا‌نی باید بگویم که در سری مقالا‌ت خون به خون شستن محال آمد محال، اولا‌ ‌به جهت توصیفی و تبیینی، چه در مورد پیامبر و چه در مورد غیرپیامبر، حکایت از امری واقع می‌شد. بحث اصلی هم بر سر این بود که آیا ما آدمیان متعارف حق داریم که مثلا‌ً کسی را با شبهه ارتداد یا سب نبی یا انواع اتهام‌های دیگر بکشیم یا فرمان قتل آنها را صادر کنیم؟ همچنان‌که در قتل‌های زنجیره‌ای کرمان اتفاق افتاد یا در قتل‌های زنجیره‌ای اعضای کانون نویسندگان و فعالا‌ن سیاسی در تهران؟ در شرایطی که ما هنوز که هنوز است در عراق، افغانستان و پاکستان همه‌روزه و با بهانه‌های واهی شاهد خونریزی‌های عنیف در میان شیعیان و اهل سنت هستیم. یکی دیگری را رافضی می‌خواند و دیگری آن ‌یکی را ناصبی! و البته هیچ‌کدام از این‌قتل‌ها ربطی به صدر اسلا‌م نیز ندارد، بلکه از مقطع تشکیل امپراتوری‌های عثمانی و صفوی به این سو با شدت و ضعف این قبیل امور ادامه داشته است و این ادعا را که خون به خون شستن محال آمد محال را اثبات می‌کند. و به قول فردوسی: ‌

پدر کشتی و تخم کین کاشتی / پدر کشته را کی بود آشتی

گمان هم می‌کنم این سیر تا زمانی‌که فرهنگ خشونت به فرهنگ مدارا تبدیل شود و قانون مبنای عمل همگان قرار بگیرد، ادامه خواهد داشت چرا که شاهد آن هستیم که به‌دلیل نارسایی‌های قانون مجازات اسلا‌می در برخی موارد خصوصا ماده ۲۲۶، عملا‌ راه فرار برای کسانی که گویی با چشم برزخی به افراد می‌نگرند و می‌توانند مانند خضر نبی جوانی را با این بصیرت که وی در بزرگسالی به جانی بالفطره‌ای تبدیل خواهد شد، به قتل برسانند، باز است. البته در همان داستان خضر هم، حضرت موسی(ع) که همراه خضر بوده است تاب نمی‌آورد و با نظر به ظواهر حکم می‌کند و راهش را از خضر جدا می‌کند. داستان خضر نبی و واکنش حضرت موسی یک نکته را به ما می‌آموزد و آن اینکه اساسا ما انسان‌ها باید به ظواهر حکم کنیم، نه بواطن امور. حتی در مورد علم قاضی، برخی معتقدند اگر قاضی خود شاهد واقعه‌ای باشد، می‌تواند بر مبنای علم خود حکم دهد، در غیر این صورت از روی اماره و قرینه، قطع حاصل نمی‌شود و باز می‌بینیم که برخی از قضات در کارنامه قضاوت خود به‌طور مکرر بر مبنای قرینه، قطع حاصل نموده و حکم به قصاص داده‌اند. حال آنکه در بحث قضا، قطع قطاع معتبر نیست.

این در شرایطی است که در بسیاری از قتل‌های سنوات دهه هفتاد مباشران و آمران خود را در جای اولیاءالله نشانده‌اند.در قضیه قتل‌های زنجیره‌ای دو خاطره به یاد دارم که شاید برای دوستان تازگی داشته باشد و بتواند تفاوت مشرب این دو نظرگاه را نسبت به مساله کرامت انسان روشن سازد. الف: در زمان معرفی کابینه مهندس بازرگان به امام، مرحوم فروهر همراه آن هیات با امام روبه‌رو شد و با ایشان مصافحه کرد، امام متوجه شد که ایشان انگشتر طلا‌ در دست دارد. لذا خیلی با نرمی و آهستگی و بدون آنکه کسی متوجه شود انگشتر را از انگشت فروهر بیرون آورد و در کف دست وی نهاد و به این ترتیب نظر فقهی خود را عملا‌ ‌به وی تفهیم کرد. بعدها نیز امام خیلی به ایشان علا‌قه‌مند شد و در قضیه کردستان او را به‌عنوان یکی از نمایندگان خویش در آن غائله منسوب کرد. داریوش فروهر نیز با اینکه منتقد نظام بود اما همیشه جانب ادب را نسبت به امام رعایت می‌کرد. اما کسانی‌که فتوای قتل وی را صادر کردند یا در این کار مباشرت داشتند، با حکم به بواطن کردند و شخصیت مبارز و مسنی را با کارد سلا‌خی کردند.

ب: خاطره دوم مربوط می‌شود به جلسه هفتگی مرحوم آقا میرزا اسماعیل دولا‌بی. شبی در چند اتاق نیمه‌تاریک، یکی از متهمان اصلی قتل‌های زنجیره‌ای برای اولین‌بار و در وسط مجلس وارد شد و در گوشه‌ای خیلی دور از مرحوم دولا‌بی نشست. به یکباره رخسار آن مرحوم گرفته و عبوس شد و اندکی سکوت کرد. سپس سر را بالا‌ آورد و گفت: آقایان قتل نفس می‌کنند و در مجلس ما هم حاضر می‌شوند؛ عجبا! و آنگاه دوباره سر را به پایین انداخت و به سکوت عمیقی فرورفت. در همین حین آن متهم که احساس کرد وجود وی موجب تکدر خاطر آقای دولا‌بی شده به آهستگی جلسه را ترک کرد و جلسه ادامه پیدا کرد. در اینجا برخورد مرحوم آقامیرزا اسماعیل دولا‌بی برای ما بسیار آموزنده است. ایشان که به واقع اهل معنا بودند در شرایطی که نسبت به وقوع گناه از سوی شخصی اطمینان داشتند، حداکثر فتوایی که نسبت به او صادر می‌کنند وادار کردن خاطی به ترک مجلس خود بود نه اینکه حکم به ارتداد و قصاص نفس او بدهد.

کاشکی هستی زبانی داشتی/ تا ز هستان پرده‌ها برداشتی

هرچه گویی‌ای دم هستی از آن/ پرده‌ای دیگر برو بستی بدان

آفت ادراک آن قالست و حال/ خون به خون شستن محالست و محال

 

 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

پاسخ تند لاریجانی به نامه اخطار محمود احمدی‌نژاد

در پی انتشار نامه اخطار محمود احمدی‌نژاد به رئیس مجلس شورای اسلامی در خصوص فرآیند رسیدگی به لایحه بودجه سال 88 کل کشور، علی لاریجانی به مفاد این نامه پاسخ داد.
 
متن کامل نامه علی لاریجانی خطاب رئیس جمهور به شرح زیر است:

با سلام و تبریک میلاد با سعادت پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و امام جعفر صادق علیه السلام از اخطار جنابعالی به قوه مقننه موضوع نامه شماره 243308 مورخ 24/12/87 ابتدا از طریق رسانه ها مطلع گردیدم. پیرامون این نامه نکاتی در خور توجه وجود دارد که به اطلاع می رساند:

نکته اول: اخطار جنابعالی به دلایل ذیل وجاهت قانونی ندارد:

1- بر اساس اصل 57 قانون اساسی، قوای سه گانه استقلال دارند.

2- طبق اصل 91 قانون اساسی تشخیص موارد خلاف قانون اساسی در حوزه تقنین، یعنی وظیفه اصلی مجلس منحصرا بر عهده شورای محترم نگهبان است و ورود رئیس قوه مجریه در این عرصه اعتبار قانونی ندارد.

3- استناد جنابعالی در این اخطار به ماده 15 قانون اختیارات ریاست جمهوری مصوب سال 1365 می باشد که مستند به اصل 113 قانون اساسی قبل از بازنگری است که در آن اصل تنظیم روابط قوای سه گانه، جزء وظایف رئیس جمهور در نظر گرفته شده بود؛ حال آنکه در بازنگری قانون اساسی، این اختیارات از رئیس جمهور سلب و به وظایف و اختیارات رهبری اضافه گردیده است (بند 7 اصل 110 قانون اساسی) و بر همین اساس وقتی در دولت قبل بحث اخطار به قوه قضائیه و سپس تنظیم لایحه جدید اختیارات ریاست جمهوری مطرح شد مطابق بند "د" نامه 2944/30/82 مورخ 17/2/82 شورای نگهبان به ریاست مجلس شورای اسلامی با ایراد شورای نگهبان مواجه گردید: «شمول دستگاههای حکومتی در مورد خبرگان رهبری و شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه و هر مقام و دستگاه دیگری که قانون اساسی به آنها اختیار و وظیفه ای داده است نسبت به تشخیص، برداشت، نوع، کیفیت اعمال این اختیار و مسئولیت، خلاف اصول مربوط به قانون اساسی شناخته شد».

بنابراین استناد به قانون مصوب سال 1365 جهت اخطار به مجلس شورای اسلامی وجاهت ندارد.

نکته دوم: علاوه بر قانونی نبودن اخطار، موضوع اخیار نیز که به تغییرات لایحه بودجه ضمن بررسی در مجلس مربوط می شود، وجاهت قانونی ندارد، طبق اصل 71 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع نماید. و وفق اصل 52 قانون اساسی: بودجه سالانه کل کشور به ترتیبی که در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهیه و برای رسیدگی و تصویب به مجلس شورای اسلامی تسلیم می گردد و هر گونه تغییر در ارقام بودجه نیز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود و همچنین ماده 145 آئین نامه مجلس تصویب و تغییر و یا تکمیل هر طرح یا لایحه ای را در حوزه اختیارات کمیسیون ها و مجلس قرار داده است؛ لذا لوایح دولت از جمله لایحه بودجه و طرح های نمایندگان در مسیر بررسی، تصویب یا رد می شود و یا با اصلاح و تغییر و تکمیل تصویب می شود و به ندرت عینا تصویب می گردد. لذا اگر مصوبه با قانون اساسی یا شرع مقدس تغیری داشته باشد شورای محترم نگهبان مسئول اظهار نظر است و حتی اگر مجلس به دلایل مختلف مصلحت کشور را در همان مصوبه بداند مجمع تشخیص مصلحت نظام نظر نهایی خواهد داد. لذا این موقف نمی تواند محل ایراد رئیس جمهور باشد و پس از تصویب نهایی لازم الاجرا است. البته اگر دولت در عمل به مشکلی برخورد کند، می تواند اصلاحیه تقدیم مجلس نماید و اجازه جدید در خواست کند.

اینجانب به عنوان رئیس مجلس، حتی اگر از حیث کارشناسی با مصوبه‌ای مخالف باشم طبق ماده 17 قانون آئین نامه داخلی مجلس وظیفه دفاع از اجرای قانون و حفظ منزلت مجلس را بر عهده دارم و این امر به دلیل ایجاد عدالت در کشور است که محور آن قانونی است. بنده نه این مصوبه و نه هیچ تصمیم بشری دیگری را چه لایحه دولت باشد و چه مصوبه مجلس، مصون از خطا نمی‌دانم و لزومی هم نمی بینم که از جزئیات بودجه مصوبه دفاع کنم؛ چه این حق مجلس است و مطابق اصل 71 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانون وضع کند و تغایر یا عدم تغایر مصوبات مجلس با قانون اساسی نیز با شورای محترم نگهبان است که پس از طریق مراحل، همه باید مطیع قانون باشند؛ ولی برای آنکه نشان دهم دعاوی مطرح شده علاوه بر اینکه مرجع قانونی در تعیین آنها مجلس است، از مبنای عقلانی کافی نیز برخوردار است به چند نمونه اشاره می کنم.

نمونه نخست: در زمینه تغییرات زیاد در لایحه که ادعا شده است شکل لایحه به طرح تبدیل گردیده. متاسفانه واحد در نظر گرفته شده توسط جنابعالی کاملا غیر متعارف است. چه در لایحه بودجه خلاف سنوات گذشته 1190 پروژه ملی به استانی تبدیل شده بود که مجلس به دلایل متعدد آن را به جایگاه پروژه های ملی بازگرداند و جنابعالی این تصمیم را 1190 تغییر لحاظ نموده اید و همینطور حدود 300 مورد تغییر مربوط به حذف ردیف دستگاه های مختلف در لایحه دولت می باشد که نظیر سال گذشته مجلس آن ردیف ها را احیا نمود.

نمونه دوم: در زمینه هدفمند کردن یارانه ها، دولت لایحه ای مستقل تقدیم مجلس شورای اسلامی نمود که در آن سه سال برای اجرا در نظر گرفته شده است و نشان می دهد این لایحه از جنس اقدامات یکساله (بودجه سالانه) نیست و همانگونه که مطلعید مجلس بیش از سه ماه قبل از تقدیم لایحه، کمیسیون ویژه ای را مشخص نمود و تا کنون با حضور وزرا و مسئولین مربوطه صدها ساعت وقت صرف بررسی طرح تحول و این لایحه نموده است و نمایندگان مجلس نمی توانستند در قالب رسیدگی به لایحه بودجه، بررسی لایحه مهم فوق الذکر را از نیمه راه قطع نمایند زیرا بسیاری از نمایندگان و متخصصین که همگی بر تاثیرات شدید تورمی آن اذعان دارند، در مورد زوایای مختلف آن ابهام داشتند مخصوصا در شرایطی که صنایع و کشاورزی کشور نیازمند مساعدت جدی هستند تا دچار رکود بیشتر نشوند، مجلس مصلحت ندانست که در این مقطع موضوع را بدون کارشناسی وارد بودجه سال آینده نماید. ضمن اینکه حضرتعالی در نامه شماره 227164 مورخ 4/12/87 اصلاحیه ای را به مجلس ارسال نمودید که در آن آورده اید:

با توجه به همزمانی بررسی لایحه بودجه سال 1388 کل کشور و لایحه هدفمند سازی یارانه های انرژی و نظر به امکان اصلاحات احتمالی از سوی مجلس شورای اسلامی در لایحه هدفمند کردن یارانه های انرژی و مواجهه با کمبود زمان در انجام اصلاحات لازم در لایحه بودجه سال 1388 اصلاحات ذیل در لایحه بودجه به عمل آید:

درآمد حاصل از هدفمند کردن یارانه های انرژی به شماره طبقه بندی 130409 حذف گردد و همینطور پیشنهاد دادید که سقف منابع درآمدی از صندوق ذخیره ارزی افزایش و 60000 میلیارد ریال از سقف اعتبارات هزینه ای و تملک دارایی های سرمایه ای کسر گردد.

لذا ملاحظه می نمایید که دولت خود، پیشنهادی ارائه نموده است که در صورت حذف یارانه انرژی به چه نحو بودجه به تصویب برسد و در اصلاحیه مذکور اشاره ای به اضافه نمودن بودجه یارانه ها ننمودید.

نمونه سوم: در زمینه یارانه کالاهای اساسی، نمایندگان دولت اعلام کردند که مبلغ 4720 میلیارد تومان سهم یارانه ها در لایحه عبارت است از 4000 میلیارد تومان بودجه سال جاری یارانه ها و 18 درصد تورم ناشی از طرح هدفمند کردن یارانه ها، که با توجه به حذف هدفمند کردن یارانه ها، هنوز مبلغ یارانه ها حداقل 300 میلیارد تومان بیش از بودجه سال 87 است در حالیکه بسیاری از کالاهای اساسی از جمله قیمت جهانی گندم در سال آینده حدود نصف قیمت سال جاری پیش بینی می شود.

نمونه چهارم: در زمینه اصلاح حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی به رغم اصلاح کاملا مناسب حقوق بازنشستگان کشوری، بر اساس قانون مدیریت خدمات کشور در سال 87، متاسفانه در لایحه دولت برای سال 88 هیچ اقدامی را درباره مشمولان قانون تامین اجتماعی پیشنهاد نکرده در حالیکه تاخیر در این اصلاح هم از نظر اجرای عدالت اجتماعی محل اشکال بود و هم حقوق بخش مهمی از بازنشستگان عزیز نادیده گرفته می شود. لذا مجلس شورای اسلامی مقرر کرد بخشی از سهام شرکت های دولتی برای یکبار به سازمان تامین اجتماعی واگذار گردد و سازمان مذکور از طریق فروش و سود آنها این نقیصه اساسی لایحه بودجه سال 88 را جبران نماید تا حقوق بازنشستگان تامین اجتماعی پرداخت گردد.

نمونه پنجم: کرارا ادعا شده است که مصوبه مجلس، لایحه بودجه را دچار بهم ریختگی و عدم انسجام نموده است. جناب آقای رئیس جمهور بهم ریختگی وقتی است که ردیف های قانونی دستگاه ها بلا وجه حذف می گردد و علی رغم مصوبه مجلس در سال 87، دولت بر راه خویش می رود. حال آنکه مطابق اصل 53 قانون اساسی کلیه دریافت های دولت در حساب خزانه داری کل متمرکز می شود و همه پرداخت ها در حدود اعتبارات مصوبه به موجب قانون انجام می گیرد و برای 290 ردیف مربوط به دستگاه هایی که به موجب قانون تاسیس شده اند مجوزی برای حذف وجود ندارد و اقدام مجلس کاملا قانونی و منطبق با قانون اساسی است.

ضمنا به اطلاع حضرتعالی می رساند بودجه ( جاری وعمرانی) در مصوبه مجلس نسبت به لایحه دولت حدود 7 درصد کاهش داشته است.

نمونه ششم: در مورد ادعای عدم رعایت آیین نامه داخلی مجلس است که پرواضح است بر طبق قانون آیین نامه داخلی مجلس، اجرای آن بر عهده رئیس جلسه است و ربطی به مرجع بیرونی ندارد مخصوصا ادعای حذف یارانه ها با دو سوم آراء حاضرین هیچ وجاهت قانونی ندارد چه تصویب بند 31 بودجه مربوط به یارانه ها، به دلیل تغایر با قانون برنامه دو سوم آراء نیاز دارد نه حذف آن!

نمونه هفتم: مربوط به آخرین اعتراض جنابعالی است که بیشتر به طنز شباهت دارد! اعلام فرمودید بودجه دولت تقسیم بر کارمندان 20 میلیون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومی تقسیم کرده (شاید تعداد نمایندگان) و به 240 میلیون تومان رسیده اید! در حالیکه بودجه دولت تقسیم بر وزرا، 5000 میلیارد تومان و بودجه مجلس تقسیم بر کارکنان مجلس تنها سی میلیون تومان است! یعنی مقسم شما باید یک سنخ باشد یا هر دو بودجه به کارمندان و یا هر دو بودجه به مسئولین (وزرا یا نمایندگان) تقسیم گردد! هر چند اصولا اینگونه مباحث به عنوان اخطار در شان آن جایگاه نمی باشد.

آقای رئیس جمهور بخوبی می دانند که کار ملک بر قانونگرایی راست شود و به دلایل پیش گفته، نامه شما اقدامی ندارد.
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

چکيده  : محمدرضا باهنر در واكنش به نامه رئيس‌جمهور به رئيس مجلس در خصوص لايحه بودجه 88، اخطار قانون ‌اساسي را وارد ندانست و تصريح كرد: به نظر من، آقاي رئيس‌جمهور از عملكرد مجلس برداشت اشتباهي داشته ‌است. ‌نايب‌رئيس دوم مجلس با بيان اينكه تطبيق مصوبات مجلس ‌با قانون اســـاســـي، وظــيــفـــه شـــوراي نــگــهـبــان اســت نــه رئيس‌جمهور، گفت: منتظر نظر شوراي نگهبان در ‌خصوص لايحه بودجه 88 هستيم.

 ‌باهنر با اشاره به اينكه در جلسه امروز، ايرادات شوراي نگهبان به لايحه بودجه 88 در جلسه علني مجلس، ‌برطرف خواهد شد افزود: اگر همچون سال‌هاي گذشته، يكي دو مورد از اين ايرادات برطرف نشود، آن‌را به ‌مجمع تشخيص مصلحت نظام مي‌فرستيم. ‌وي با اعتقاد بر اينكه رئيس‌جمهور در نوشتن اين نامه به رئيس مجلس شتابزده عمل كرده است اظهار كرد: اينكه ‌ايشان اصلاحات مجلس در لايحه بودجه 88 را نپذيرفته و آن‌را به منزله تغييرات اساسي و تبديل لايحه دولت ‌به طرحي از سوي نمايندگان دانسته است؛ صحيح نيست. چون در حقيقت مجلس همان كاري را كرده ‌كه ظرف 29 سال گذشته انجام داده است، كما اينكه هر سال لايحه بودجه از سوي دولت به مجلس ارجاع شده و ‌مجلس با اعمال اصلاحاتي، آن‌را مصوب مي‌كند. اين اولين بار نيست كه چنين اتفاقي مي‌افتد. ‌به گفته باهنر، اگر مـنـظـور دولـت ايـن اسـت كـه لايـحـه‌اش بـدون هيـچ‌گـونـه تغييـري بـه تصـويـب مجلـس بـرسد، پذيرفتني ‌نيست. چرا كه تصويب لايحه، در گرو اعمال اصلاحاتي در آن است. طهماسب مظاهري رئيس كل سابق بانك مركزي نيز در واكنش به نامه رئيس جمهور گفت: تصميم مجلس در آخرين ساعات بررسي و تصويب بودجه كل ‌كشور، در حذف رديف اعتباري مربوط به هدفمند كردن يـارانـه‌هـا و موكول كردن آن به ‌تعيين تكليفدر لايحه‌اي مستقل، تصميمي هوشمندانه و از سر شناخت و دلسوزي ‌بود. با اين كار، مجلس‌ از اينكه بخشي از عوايد حاصل از اصلاح نرخ حامل‌هاي انرژي براي جبران كسري بودجه جاري ‌دولت مصرف شود، جلوگيري كرد. ‌وي يكي از اصول و مباني پايه‌اي اين طرح را، اتخاذ تصميمات جبراني براي كنترل ‌و مهار پيامدهاي افزايش قيمتي و تامين نيازهاي معيشتي مردم دانست و گفت: ‌اجراي طرح بدون سياست‌هاي جبراني، ضايعات بزرگتري نسبت به عدم اجراي طرح ‌براي كشور و مردم به همراه دارد. رئيس سابق بانك مركزي با اشاره به اينكه منبع مالي اصلي براي اجراي سياست‌هاي جبراني، عوايد ‌مربوط به اصلاح قيمت حامل هاي انرژي است تصريح كرد: هر تصميمي براي مصرف ‌تمام يا بخشي از اين منابع در جاهاي ديگر، موجب خلل جدي در اجراي اين طرح ‌مي‌شود، ضمن اينكه اجراي اين طرح آنقدر با اهميت است كه نبايد اجازه داد حتي يك ريال از منابع متعلق به اين طرح، به خاطر نياز دستگاه‌هاي ديگر يا تامين ‌كمبود منابع جــاري دولـت و يـا ايـفـاي قـول‌هـاي قـبـلـي كـه در مناسبت‌هاي مختلف داده ‌شده است، مصرف شود، چراكه اين مراقبت و حفاظت از طرح، ضامن اجراي موفق آن ‌مي‌شود. ‌مظاهري با اشاره به دوميـن نتيجـه مطلوب اجراي طرح فوق ابراز داشت: نتيجه ديگر حذف هدفمند كردن يارانه‌ها ايـن است كه تصوير كامل‌تر و روشن‌تري از وضعيت بودجه دولت جلوه‌گر مي‌شود. واقعيت اين است كه بودجه سال 88 از كسري بزرگي برخوردار ‌است و از آن رنج مي‌برد. ‌وي كه با ايلنا گفتگو مي‌كرد اظهار داشت: به طور طبيعي هر دولتي سعي مي‌كند بخشي از كسري بودجه ‌خود را با استفاده از روش‌ها و ابزارهاي گوناگون در لايحه بودجه نشان ندهد، براي همين، هم جلوه بهتري به تراز بودجه خود مي‌دهد و هم فرصتي براي خود فراهم مي‌كند كه ‌در طول سال با اتخاذ تدابيري در جهت افزايش درآمد يا كاهش و صرفه‌جويي در ‌هزينه‌ها آن كسري را كاهش دهد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

جمهوریت- پوریا سوری: سهیل محمودی که همیشه به خوش خلقی و صبر شهرت داشته؛ امروز مانند خیلی از هنرمندان کشورمان از اوضاع فرهنگی کشور و وجود دستگاه سانسور در وزارت ارشاد ناراحت و دلگیر است، موضوع بحث ما با او انتظاراتش از رئیس جمهور آینده بود که کمی هم به نقد عرصه فرهنگی کشور کشیده شد

شما به عنوان یکی از فعالین فرهنگی کشور و از خانواده ادبیات از رئیس جمهور آینده ایران فارغ از اینکه نامش که باشد چه خواسته ای دارید؟
مهمتریت خواسته ای که از رئیس دولت آینده ایران دارم آن است که به آزادی فردی و آزادی جامعه مجالی دهد و بگذارد جامعه در فضایی آزاد تنفس کند. از رئیس جمهور آینده می خواهم که برخلاف سالیان اخیر به آزادی مخالف احترام بگذارد و قبول کند که هر فرد در جامعه ما می تواند هر طور دلش خواست بیندیشد و قبول کند که این جامعه نیاز به آزادی در همه حوزه های فکری و اجتماعی دارد.

به خصوص در زمینه ادبیات توقع شما چیست؟
در چند سال اخیر ما همه عادت کرده ایم که خودمان را سانسور کنیم. من انتظار و امید دارم که رئیس دولت دیگری که می آید شرایطی را در جامعه ایجاد کند که هنرمندان چه نویسنده ، چه شاعر چه بازیگر در حوزه خلاقه خودشان آزاد باشند و زندگی کنند و حداقل در خلوت خودشان از ترس حذف شدن خودشان را سانسور نکنند ، در حال حاضر ما همه خودمان را سانسور می کنیم و با این همه باز کتاب هایمان در وزارت ارشاد جداگانه سانسور می شوند. برای ملتی که فرزندان کوروش هستند باعث شرمندگی و سرافکندگی است که تیراژ کتاب در این برهه زمانی ١٠٠٠ نسخه است و بدا به حال ما که همین ١٠٠٠ نسخه هم برتابیده نمی شود و همین سخن محدود هم سانسور می شود و کار بدانجا رسیده که چنان که گفتم نویسندگان هم خودشان را برای اینکه عرضه شوند سانسور می کنند.


با این توصیف دولت آینده باید چه برنامه ای داشته باشد که اين وضع تاسف بار ادامه پیدا نکند؟
به نظر من تنها کاری که رئیس دولت آینده می تواند بکند این است که سانسورچی ها را بر مسند وزارت فرهنگ و ارشاد ننشاند و کسانی که فرهنگ را امروز جراحی می کنند به عنوان تصمیم گیران فرهنگ و اندیشه این مرز و بوم به کار نگمارد، من فکر می کنم که فرهنگ ما باید آزاد باشد و نیازی به سانسور و سانسورچی و این اداره عریض و طویل ندارد.

وضعیت خود شما در دولتی که اواخر آن هستیم چه بود آیا کتاب های شما هم دستخوش سانسور شدند؟
من در این چند سال عهد کردم که خودم نباشم و بر این منوال من خودم خودم را پیش از تذکر آقایان سانسور می کنم. تازه این در شرایطی است که من در حوزه ادبیات دینی قلم می زنم و اصولا نباید زیاد مشکلی داشته باشم اما با این وجود کتاب های من هم مدت زمان درازی در دستگاه وزارت ارشاد منتظر مجوز بوده اند. خدا رحم کند به حال دیگرانی که مثل من در حوزه دین کار نمی کنند و از این مزیت برخوردار نیستند. آن ها وضعشان خیلی از من بدتر بوده است. در این چند سال من خیلی توهین شنده و دیده ام، خود شما قضاوت کنید آیا این توهین نیست که کتاب های من را جهت اخذ مجوز و حک و اصلاح زیر دست آقای «ض.ش» بفرستند ، این باعث شرمندگی من و ادبیات است. یا اینکه استاد محمود دولت آبادی ، کتابهای ایشان را تازه نه خود آقای «م.ر.س» ، بلکه نوچه ها و شاگردهای او بخواهند بررسی کنند و تشخیص بدهند قابل چاپ هست یا نه؟ کیفیت دارند یا نه! و هزار مساله دیگر. من از روی بزرگان ادبیات این مملکت خجالت می کشم . اینهمه توهین دور از شان ادبیات و اهالی ادبیات و فرهنگ است.

آقای صفار هرندی وزیر ارشاد در مصاحبه اخیرشان از هنرمندان خواستند که از کاندیدایی طرفداری نکنند و این را به صورت نصیحت اعلام کردند در این مورد چه نظری دارید؟
من هم مثل شما دستورات ایشان را شنیدم و فکر می کنم که منظور ایشان این بوده که از آن طرف حمایت نکنید و از این طرف حمایت کنید؛ به هر حال من فکر می کنم که توصیه های ایشان را باید اطرافیان ایشان آویزه گوششان کنند. ایشان چند سالی است که همه را نصیحت می کنند. حتی کتاب ها را هم به جد نصیحت می کنند چه برسد به هنرمندان و نویسندگان کتاب ها!

 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

:

چکيده  : سید محمدعلی ابطحی، به خبر احتمال انصراف رسمی خاتمی از نامزدی در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری واکنش نشان داد و تلویحاً آن را تأیید کرد. ابطحی تأکید کرد: «وجود سه کاندیدا در صحنه رقابت در جبهه اصلاح طلبان - به اتفاق آرای همه کسانی که دل در گرو نجات ایران دارند- راه را برای ادامه وضعیت فعلی هموار می‌کند». به اعتقاد این عضو مجمع روحانیون مبارز اگر چنین شود تاریخ اصلاح‌طلبان را نمی‌بخشد. سید محمدعلی ابطحی در ادامه با یادآوری این نکته که "آمدن دوباره احمدی‌نژاد برای مردم غیر قابل قبول است"، افزوده است: «در این شرایط مهم نیست که چه کسی مقصر بوده. مهم این است که اصلاح طلبان به سمت وحدت پیش بروند. هر کس دلش بیشتر برای ایران می‌سوزد. باید پیش‌تر از دیگران برای یکی شدن کاندیداها پیش‌قدم شود. بررسی خیلی از چراها و گلایه‌ها را می‌توان به فرصت‌های بعدی حوالت داد».

 ابطحی در وبلاگ شخصی‌اش با بیان این‌که "مسئله انتخابات ایران به مرحله حساسی رسیده است و مردم امید به تغییر پیدا کرده‌اند" نوشت: «در بین نخبگان سیاسی و علمی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی در گروه‌های مختلف سیاسی اجماعی کم‌نظیر برای تغییر شرایط کشور و نجات ایران از مشکلات داخلی و خارجی شکل گرفته است».

وی در ادمه با اشاره به این‌که "جریان اصولگرا و محافظه کار به دلیل کاندیداتوری آقای احمدی نژاد نمی‌توانند فرد جدی دیگری را به به صحنه رقابت بکشانند" تصریح کرد: «همه امید‌ها به جریان اصلاحات است».

ابطحی تأکید کرد: «وجود سه کاندیدا در صحنه رقابت در جبهه اصلاح طلبان - به اتفاق آرای همه کسانی که دل در گرو نجات ایران دارند- راه را برای ادامه وضعیت فعلی هموار می‌کند».

به اعتقاد این عضو مجمع روحانیون مبارز اگر چنین شود تاریخ اصلاح‌طلبان را نمی‌بخشد.

سید محمدعلی ابطحی در ادامه با یادآوری این نکته که "آمدن دوباره احمدی‌نژاد برای مردم غیر قابل قبول است"، افزوده است: «در این شرایط مهم نیست که چه کسی مقصر بوده. مهم این است که اصلاح طلبان به سمت وحدت پیش بروند. هر کس دلش بیشتر برای ایران می‌سوزد. باید پیش‌تر از دیگران برای یکی شدن کاندیداها پیش‌قدم شود. بررسی خیلی از چراها و گلایه‌ها را می‌توان به فرصت‌های بعدی حوالت داد».

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب نزدیک به خاتمی در ادامه با ذکر داستانی به لزوم فداکاری برای رسیدن به یک نامزد واحد اشاره کرده و نوشته است: «ماجرای اصلاح‌طلبان و محافظه‌کاران ووحدت ما مثل آن است که در تاریخ آورده‌اند که دو نفر ادعای مادری بر کودکی می‌کردند. حضرت علی [ع] پیشنهاد داد کودک را از وسط دو نیم کنند. مادر حقیقی برای حفظ جان فرزندش دست از ادعای خود برداشت».

ابطحی در پایان خاطرنشان کرده است: «دور گذشته نیز به دلیل همبن چند گانگی در کاندیداها انتخابات را واگذار کردیم و ایران این همه خسارت تحمل کرد و سرمایه‌های ملی ایران نابود شد. این فرصت تاریخی را نباید از دست داد. به خاطر ایران و فرزندانمان».

کد مطلب : 85982

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

جمهوریت: او همانگونه که از مردی که مردمان کوچه و بازار با نام کوچک می شناسندش سخن گفت؛ وقتی می خواست از هزینه شدن بی رویه درآمد های افسانه ای نفت و خالی ماندن صندوق ذخیره ارزی بگوید بی پیرایه سریال پر مخاطب یوسف پیامبر و اندوختن به وقت فراوانی برای خوردن به هنگام قحطی را مثال زد و گفت: آیا در سال های فراوانی ارز نفتی، که به صورت غیرعادی ذخایر ما را بالا برد، برای سال های کمبود و قحطی برنامه ای ریخته ایم؟ 

آن هنگام هم که از اسلام ناب محمدی و دغدغه های ٢ سال پایانی عمر بنیانگذار جمهوری اسلامی سخن به میان آورد، خاطره ها را چنان به دغدغه های روزمره مردم پیوند زد که همگان آن را با پوست و گوشت و استخوانشان احساس کنند؛ «در حاکمیت اسلام ناب محمدی هیچ مسئولی برای برخورداری از مزایای دنیوی و گرفتن حقوق، مدرک جعل نمی کند. ما امثال باکری ها را داشتیم که تنها پس از شهادتشان پی به مدارج بالای علمی آن ها بردیم.» 

آخرین نخست وزیر ایران در اولین سخنرانی خود بعد از اعلام نامزدی احراز سمت ریاست جمهوری، شامگاه روز شنبه به حسینیه حجت نازی آباد رفت تا برای انبوه جمعیتی که در میان فریاد شعار هایی مانند «میر حسین پاینده رئیس جمهور آینده» «میرحسین قهرمان حامی مستضعفان» انتظارش را می کشیدند سخن بگوید.

او گفت: افتخار می کنم در نازی آباد و در این مکان مقدس صحبت می کنم. گفت: نازی آباد مکانی است که با اهدای خون شهیدان، وفاداری خودش را به اسلام و ایران ثابت کرد.
 

او که سخنان خود را بر الزامات دهه چهارم انقلاب و نیز میلاد حضرت محمد(ص) اختصاص داده بود در بخش نخست سخنان خود به دستاوردهای انقلاب ایران از جمله استقلال اشاره کرد و با بیان اینکه در یک طیف گسترده دگرگونی هایی نسبت به قبل از انقلاب به دست آورده ایم، اظهار داشت: استقلال در کشور ما فرصت بی نظیری را ایجاد کرده و ارزش این فرصت زمانی برای نسل جوان ما آشکار می شود که بتوانیم زمان قبل از انقلاب را برای آنها ترسیم کنیم.
 

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: استقلال هنوز در این جهان پرآشوب یک مزیت نسبتا قوی در جمهوری اسلامی محسوب می شود.
 

میرحسین موسوی با ترسیم فضای قبل از انقلاب گفت: قبل از انقلاب ده ها مستشار نظامی در بخش های مختلف کشور حضور داشت و ایران جزو حلقه دفاعی غرب در منطقه محسوب می شد و در تحولاتی که در منطقه صورت می گرفت ایران در خدمت منافع غرب بود.
 

وی تصریح کرد: زمانی که درآمد نفتی مان از ١٣٥٢ افزایش پیدا کرد نقش ژاندارمری غرب در خلیج فارس به ایران سپرده شد و از طرف دیگر ما جزو مهمترین خریدارهای اسلحه آمریکایی بودیم ولی متاسفانه این خریدها در وضعیت عادی صورت نمی گرفت.
 

میرحسین موسوی با بیان اینکه بیشترین تصمیم گیری ها در کشور در قبل از انقلاب، متاثر از نقش سفارتخانه های کشورهای بزرگ در ایران بود به دفاع مقدس اشاره کرد و گفت: همه ملت ما در این دفاع شرکت کردند و اگر پایداری آنها نبود اکنون در یک نقطه دیگر جهان بودیم.
 

وی افزود: بعد از جنگ های ایران با روس که منجر به جدایی بخش های قابل توجهی ازسرزمین ما شد یک ترس و وحشتی برای قدرت های غربی در کشورما ایجاد شد و این ترس و وحشت باعث شد که پادشاهان ما در سال های بعد با بی درایتی خود قطعاتی از کشورما را از دست دادند.
دفاع مقدس خوف از ایستادگی در کشور را از بین برد
 

وی خاطرنشان کرد: دفاع مقدس خوف از مرگ و خوف از ایستادگی را در کشور ما از بین برد و مردم برای حفظ کشور اسلام در برابر مرگ ایستادند و این هراس را از خود بیرون کردند.
 

نخست وزیر دوران دفاع مقدس ادامه داد :ملتی که بعد از دفاع مقدس متولد شد ملت شجاعی بود که از قدرت های بزرگ نمی هراسید و این یکی از بزرگترین سرمایه ها برای دفاع از کشور بود و ترس از ایستادگی یک عامل بازدارنده در مقابل قدرت های بزرگ بود.
وی یادآور شد: استقلال فقط مساله ای نیست که یک سرافرازی به ملت می بخشد بلکه فرصت های خوبی را برای پیشرفت و توسعه برای کشور به وجود می آورد.
 

میرحسین موسوی با بیان اینکه بدون این استقلال و دفاع مقدس چنین سرمایه ای را در کشور نمی شد ایجاد کرد، اظهار داشت: بدون استقلال و دفاع مقدس فرصت دستیابی وتکنولوژی هسته ای امکان پذیر نبود و فقط در سایه استقلال امکان دستیابی به چنین تکنولوژی ای امکان پذیر خواهد بود.
 

وی به تحریف هایی که علیه کشور انجام می شود اشاره کرد و گفت: آیا توانسته ایم از این فرصت (استقلال) استفاده کنیم و فاصله خود را با کشورهای که در دو دهه اخیر در آسیا با نرخ رشد بالای ١٠درصد پیشتاز بوده اند استفاده کنیم؟

نخست وزیر دفاع مقدس به سند چشم انداز ٢٠ ساله که به گفته وی نقشه راه کشور محسوب می شود اشاره کرد و این سند را صرفا اقتصادی ندانست و در همین ارتباط خاطرنشان کرد: این سند جنبه امنیتی هم دارد و اگر بخواهیم تمامیت خود را حفظ کنیم باید همراه با سند چشم انداز ٢٠ ساله پیش برویم و براین باور باشیم این سند اهمیت فوق العاده ای دارد.
 

وی با انتقاد از بی توجهی دولت به سند چشم انداز ٢٠ ساله خواستار اصلاح روش های دولت در خصوص سند چشم انداز ٢٠ ساله شد.
میرحسین موسوی با بیان اینکه ما یک سری فرصت هایی در اختیار داریم، به خطرهایی که کشور با آن روبرو است، اشاره کرد و نسبت به غافل شدن از طرح خاورمیانه بزرگ انتقاد کرد.
 

میرحسین موسوی با اشاره به شب میلاد پیامبر اکرم(ص) گفت: امام در دو سال آخر عمرش بارها در سخنرانی ها و اطلاعیه هایش به اسلام ناب محمدی تاکید می کرد و اصل مساله ای که ایشان می خواستند به مردم منتقل کنند این بود که همه ادعاها درباره اسلام درست نیست.
 

وی افزود: دقت به این مساله اهمیت زیادی دارد. اسلام مصون از هر نوع جعل است و این نوع اسلام توسط پیامبر اکرم(ص) به عنوان اسوه معرفی شده است و اسلام پیامبر از هر نوع آلودگی مبرا است.
 

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه مشکلی که در طول تاریخ وجود داشته، آلوده شدن اسلام با گرایش های مختلف است اظهار داشت: وقتی حضرت امام بحث ولایت فقیه را در نجف باز کرد اولین قدم را برای معرفی اسلام روز برداشت و دلیل مقاومت های بعدی ما برای رسوخ این اسلام در جامعه بود.
حضرت امام این اسلام را رهایی بخش معرفی کردند که پابرهنگان و فقرا صاحب او خواهند بود.
 

میرحسین موسوی تصریح کرد: امام اسلامی را معرفی کرد که در مقابل مقدس نماهایی متحجر، سرمایه داران خدانشناس و مرفهین بی درد موضع داشت به شدت با مشکلات جامعه درگیر بود.

وی افزود: امام با مرفهین بی درد مخالف بود و با سرمایه های هم که در خدمت غارت کشور بودند مخالفت می کرد.
 

نخست وزیر دوران دفاع مقدس گفت: ما با مرفهینی مخالف هستیم که در میان مشکلات مردم رژه تجمل می روند و با خودروهای چند میلیونی حالت سرکوب روانی را در قشرهای پایین جامعه ایجاد می کنند.  امام به دنبال خدشه دار کردن رابطه کارگر و کارفرما نبود اما دنبال این هم نبود که جامعه ما را کالایی کند.
 

رییس فرهنگستان هنر اظهار کرد: وقتی شهید باکری به درجه شهادت می رسد متوجه می شویم که او مهندس مکانیک است ولی این به دلیل آن است که در آن زمان مدرک ارزش نبود و افراد برای بالا رفتن از نردبان قدرت مدرک ها را خرید و فروش نمی کردند.
 

او با بیان اینکه اکنون از اسلام ناب فاصله گرفته ایم، تصریح کرد: در جامعه ای که کاخ ها برافراشته و پول های عظیم برای گرفتن جشن های مختلف ریخت و پاش می شود، باید احساس خطر کنیم.
 

میرحسین موسوی اظهارداشت: در جامعه اسلامی ایثار و پایبندی به ارزش ها مهم است که منزلت اجتماعی را ایجاد می کند. ما با پیروزی انقلاب به نحویتغییر کردیم و ارزش ها از مصرف به چیزهای دیگر تبدیل شد و دلیل حفظ استقلال ما هم تاکنون در همین مساله آشکار است.
 

وی اضافه کرد: در اول انقلاب ارزش های قشرهای ضعیف در جامعه چیرگی و برتری داشت.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید کرد: اسلام ناب مخالف تحجر است و از همه تجربیات بشر استفاده می کند. در دید متحجرانه از همه نیروها استفاده نمی شود و به برنامه ها اعتنایی نمی شود.

وی با اشاره به سریال حضرت یوسف(ع) گفت: وقتی که حضرت یوسف(ع) مورد اعتماد فرعون قرار گرفت، گفت که اداره کشور را به من بسپار و او توانست از یک بحران ١٤ ساله با استفاده از همه نیروهایش عبور کند. وقتی هفت سال فراوانی و بعد هفت ساله قحطی در آن زمان اعلام شد حضرت یوسف(ع) از همه روش ها و نیروهایش استفاده کرد تا بتواند در سال های قحطی تمدن را حفظ کند چرا که برخی از قحطی ها تمدن های بزرگی را از بین برده است.
 

او خطاب به مسوولین کشور افزود: آیا در سال های فراوانی ارز نفتی، که به صورت غیرعادی ذخایر ما را بالا برد، برای سال های کمبود و قحطی برنامه ای ریخته ایم؟ آیا در سال های فراوانی درآمد ارزی، گوش به نقد کارشناسی داده ایم و آیا به حرف های متخصصان و کارشناسان سیاسی گوش داده ایم که فراز و نشیب های سیاست را به ما یادآوری کرده اند؟
 

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه اسلام ناب برای یک دوره خاص نیست، اظهارداشت: همیشه می شود از اسلام ناب استفاده کرد. این اسلام از برنامه ریزی استقبال می کند و نمی تواند سازمان برنامه بودجه را منحل کند. اسلام ناب به ما توصیه می کند که از همه نیروهای کشور استفاده کنیم و بازوانی بلند داشته باشیم و قدر گوناگونی نیروهایمان را بدانیم و آنها را تهدید به حساب نیاوریم.
وی ادامه داد: در کشورما که استقلال وجود دارد دولت ها باید به سمتی بروند که از همه نیروها استفاده کنند، نه اینکه به بخش قابل توجهی از مدیران کشور بی اعتنایی شود.
 

رییس فرهنگستان هنر متذکر شد ما سرمایه های بی نهایتی نداریم و بزرگترین منبع کشور ما مردم هستند و بعد ذخایر نفتی و سایر منابع.
وی افزود: منابع کشور باید در اختیار اهداف استراتژیک باشد؛ نه اینکه این منابع را در خدمت پروژه های کوچک که رضایت عامی در جامعه ایجاب می کند به کار گیریم.
 

میرحسین موسوی گفت: استفاده از این منابع کمیاب به غیر از اهداف راهبردی جزو مسایلی است که عدم توجه به آن فساد در جامعه زیاد می کند و اگر ما به اسلام ناب برگردیم باید با دقت بیشتری از منابع کشور استفاده کنیم.
 

او سخنش را ذکر روایتی از پیامبر اسلام در مورد عدالت زمامداران پایان داد و اندیشیدن در مورد آن را به حاظران واگذار کرد؛ « زمامداران باید که در هیچ حال ستم و بی داد بر مردم روا ندارند و در سخن گفت با مردم جز راست نگویند و به وعده های که به مردم می دهند وفا کنند.»

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
گزارش تحلیلی جمهوریت از آخرین دیدارهای انتخاباتی سه نامزد اصلاح طلب
 

جمهوریت- احسان مازندرانی: انصراف تلویحی سید محمد خاتمی از عرصه دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری به نفع میرحسین موسوی با همه محبوبیت و اقبالی که در بین مردم داشت نشان داد، جریان اصلاح طلب پیش از آنکه به فکر کسب قدرت و نشستن در کاخ پاستور باشند به سرنوشت کشور که در شرایط کنونی با عملکرد نامطولب دولت نهم به مخاطره افتاده است، می اندیشند.
سید محمد خاتمی در دیدار با جوانان حامی وی در روز میلاد پیامبر(ص) از نقش بزرگ خویش در ائتلاف بزرگ میان اصلاح طلبان پس از انصراف خبر داد و گفت «معتقدم اگر به عنوان مصلح در جریان انتخابات باشم نقش مهمی میان آقای موسوی و کروبی ایفا خواهم کرد.» این سخن نشان می دهد که خاتمی قصد دارد پس از انصراف همانگونه که به مردم قول داده بود درایجاد اجماع میان کاندیداهای اصلاح طلب بکوشد و پس از حذف دو قطبی خاتمی- موسوی اینک دو قطبی موسوی- کروبی را هم به تک قطبی موسوی تبدیل کند.

فرجام این تلاش های معماراصلاحات انتخابات حساس ریاست جمهوری دهم را به عرصه رویارویی آخرین نخست وزیر ایران یعنی مهندس میرحسین موسوی و محمود احمدی نژاد تبدیل خواهد کرد. اگرچه نتیجه این نبرد انتخاباتی هنوز قابل پیش بینی نیست ولی میتوان به صراحت گفت که پایان رقابت های ریاست جمهوری دهم به دو قطبی موسوی- احمدی نژاد در مرحله اول یا دوم خواهد رسید.

با این حال عصر امروز میرحسین موسوی به منزل شیخ اصلاحات رفت تا با کروبی هم به رایزنی و گفتگو بپردازد و دبیرکل حزب اعتماد ملی نیز همچون خاتمی به حامی موسوی تبدیل شود. شاید که اصلاح طلبان با نامزد واحد به مصاف حریف مجهز به انواع و اقسام ابزارهای اجرایی و نظارتی بروند.
حریفی که فعالان سیاسی معتقدند چندان انتخابات را جدی نمی داند و رای مردم را از برای تزیین حضور خود در قدرت می خواهند.
دیدارهای امروزبزرگان اردوگاه اصلاح طلبی همچنان ادامه دارد و مهندس موسوی تا دقایقی دیگر با خاتمی هم دیدار می کند تا تضمین نهایی را از وی بگیرد.
از سوی دیگر به نظر می آید انصراف خاتمی با وجود حضور دو نامزد اصلاح طلب دیگر حرکتی عقلانی و قابل توجیه بود ؛ زیرا که در صورت حضورهر سه نفر آنها، بدون شک انتخابات دو مرحله ای می شد و آرای اصلاح طلبان بین این سه کاندیدا تقسیم!

اما نکته مهمتر اینکه جریانی مسئول برگزاری انتخابات است که به راحتی می تواند با دستکاری درآرای عمومی مانع رسیدن خاتمی به مرحله دوم شود و این اتفاق نه تنها شکستی برای اصلاح طلبان که شکست بزرگ تفکر اصلاح طلبی هم خواهد بود، این جمله همان مفهومی است که امروزهم خاتمی در لابه لای سخنانش به آن اشاره کرد.

شکست احتمالی خاتمی که به مثابه عمود خیمه اصلاحات است حتی با رسیدن به مرحله دوم به منزله شکست برای کل جریان اصلاحات تلقی می شود و به همین خاطر او با تاکتیکی هوشمندانه خود را همچنان درمتن این حرکت حفظ کرد وآماده است تا برای تداوم آن با وجود احتمال قریب به یقین پیروزی از صحنه انتخابات کنار رود تا جامعه مدنی همچنان با خاتمی به پیش رود.

مثلث خاتمی، موسوی و کروبی در آستانه تبدیل شدن به ائتلاف بزرگ اصلاح طلبان برای انتخابات دهم است وباید این اتفاق را برای پیروزی در انتخابات آتی به فال نیک گرفت. هنوز خبری از نتیجه مذاکرات و گفتگوهای میر حسین با کروبی و یا ملاقات خاتمی با مهندس موسوی منتشر نشده است اما بدون اطلاع از این اخبارهم می توان پیش بینی کرد که بزرگان جبهه اصلاحات با صمیمت فراوان از فرایند رقابت  درون جناحی عبور خواهند کرد و منافع ملی و طول عمر جبهه اصلاحات را بر سلایق شخصی و منفعت های گروهی خود ترجیح می دهند .

 این همان مشخصه ای است که از سالیان پیش اصلاح طلبان را از اصول گرایان متمایز کرد و مردم هم به خوبی از آن مطلع هستند.
اتئلاف بزرگ اطلاح طلبان در انتخابات آتی هم پیامد این خصلت نیکوی جبهه اصلاحات خواهد بود، اتئلافی که اعتماد مردم به اصلاح طلبان را دوچندان کرده و رقیب آنان را معتجب و مهجور خواهد ساخت.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
در آستانه نشست دوحه مطرح شد
 

جمهوریت: برخی سران کشورهای عربی دولت قطر را تهدید کرده اند که اگر از محمود احمدی نژاد برای شرکت در نشست دوحه دعوت کند،مشارکت خویش در این نشست را به پایین ترین سطح ممکن خواهند رساند.
گفته می شود تاکنون سران سه کشور حاشیه خلیج فارس نارضایتی خود را از حضور رییس جمهوری ایران در نشست دوحه ابراز کرده اند.

 
این تازه ترین مورد از سلسله فعالیت های قدرت های عربی علیه ایران طی چند هفته اخیر محسوب می شود. قطر پیش از این دو بار از رییس جمهوری ایران براى حضور در اجلاس ويژه سران عرب دعوت به عمل آورده بود ولی به نظر می رسد قدرت های عربی این بار با تصمیم دوحه برای دعوت از احمدی نژاد همدلی نشان نخواهند داد.
یک منبع نزدیک به کشورهای خلیج فارس که خبر نارضایتی قدرت های عرب از حضور ایران در نشست دوحه را به روزنامه "الشرق الوسط" اطلاع داده،به نقل از مقامات عرب گفته است" حضور تهران به معناى تایید دخالت هاى این کشور در امور داخلى كشورهاى عرب است".

 
اعراب از چند هفته پیش سلسله ای از رفتارهای دیپلماتیک علیه ایران را به نمایش گذاشته اند و نارضایتی آنان از حضور مقام های تهران در نشست دوحه نیز احتمالا با هماهنگی قدرت های جهان عرب انجام شده است.
سعود الفیصل وزیر امورخارجه عربستان سه هفته پیش در جریان کنفرانس شرم الشیخ برای کمک به فلسطین از کشورهای عربی خواسته بود در برابر چالش ایران استراتژی مشترکی را اتخاذ کنند.
یک هفته پس از درخواست عربستان از قدرت های عربی برای برخورد با ایران،مراکش روابط خود را تهران قطع کرد.
دولت مراکش دلیل قطع روابط خود با تهران را اظهارات علی اکبر ناطق نوری رییس اسبق مجلس ایران درباره حاکمیت تاریخی ایران بر بحرین عنوان کرده است.

 
گرچه جمهوری اسلامی در دیدارهای رودر رو با مقام های ارشد بحرین به آنها اطمینان داده که تمامیت ارضی آن کشور را به رسمیت می شناسد ولی مراکش از تنش ایجاد شده میان تهران و منامه به عنوان ابرازی برای تحکیم موقعیت خویش در جهان عرب استفاده کرده است.
قدرت های عربی مدعی هستند که ایران علاوه بر تضعیف موقعیت هماسیگان عرب خویش،در صدد نفوذ در لبنان،فلسطین و سایر حوزه های بحران زای خاورمیانه است.
ایران ادعاها درباره دخالتش در کشورهای عربی را رد می کند و خود را مایل به داشتن روابط دوستانه با همه کشورهای عربی نشان می دهد.

 
کارگزاران دستگاه سیاست خارجی ایران در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی مجموعه ای از تلاش ها را برای تنش زدایی از روابط با کشورهای عربی ترتیب دادند که با موفقیت نسبی توام بود ولی روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و ادبیات تهاجمی وی در عرصه سیاست خارجی تنش را بار دیگر در روابط تهران و قدرت های عربی حاکم کرده است.
تهران برخی قدرت های عربی را متهم به پیروی از سیاست های ایالات متحده و انفعال در برابر خواست های اسراییل می کند و اعراب نیز مدعی هستند که مقام های جمهوری اسلامی در صدد بسط نفوذ خود در منطقه از طریق تضعیف حکومت های عربی هستند.
به عقیده تحلیل گران روند روبه گسترش بدبینی و بی اعتمادی در روابط ایران و اعراب می تواند منجر به صف بندی های بحران زا در خاورمیانه شود.

 
ایران برای کاهش تنش با اعراب نیازمند به کارگیری مشی تازه ای در حوزه سیاست خارجی است و روی کار آمدن یک رییس جمهوری میانه رو در انتخابات سال آینده ریاست جمهوری عاملی است که می تواند به کاهش تنش در روابط ایران و اعرب یاری رساند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
ایجاد انجمن موازی با انجمن صنفی روزنامه نگاران
 

جمهوریت: موازی سازی پس از ایجاد انجمن های اسلامی جعلی در دانشگاه ها به روزنامه ها نیز کشیده شد و پس از آنکه انجمن روزنامه نگاراان مسلمان به موازات انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد شد، این بار انجمن صنفی روزنامه نگاران درست با نام انجمن صنفی فعلی ایجاد شد و افرادی همچون عبدالرضا داوری دبیر سابق سرویس سیاسی کیهان و مدیرکل پژوهش ایرنا، معاون سردبیر روزنامه رسالت و ... به عنوان اعضای هیئت مدیره آن انتخاب شدند.
آنطور که گفته شده است، اعضای انجمن جدید که خبرنگاران خبرگزاری ها را نیز در بر می گیرد با پخش فرم در برخی روزنامه ها همچون وطن امروز و تهران امروز اقدام به عضو گیری کرده و به روزنامه نگارن وعده هایی برای پیگیری مسایل و مشکلات خبرنگاران داده اند.
اما بدرالسادات مفیدی، عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران ایجاد انجمن جدید را خلاف قانون وزارت کار عنوان کرد و این اقدام وزارت کار در آستانه تعطیلات نوروز را سیاسی دانشت.
مفیدی در گفت وگو با جمهوریت، گفت: طبق مقررات داخلی و آیین نامه تشکلهای داخلی مصوب هیئت وزیران ایجاد انجمن موازی کاملا خلاف قانون است؛ چرا که در یک تنها یک تشکل صنقی می تواند شکل بگیرد و ایجاد انجمن جدید تا زمانی که انجمن صنفی به کارش ادامه می دهد کاملا غیرقانونی است.
وی افزود: انجمن هم در آخرین مجمع عمومیش که پانزدهم مردادماه امشال برگزار کرد به حدنصاب رسید و رسمیت یافت. ما پیش از برگزاری این مجمع با وزیر کار ملافقات داشتیم و وزیر کار خود تاکید کرد که ما برویم و انتخابات را برگزار کنیم.
مفیدی تصریح کرد: سایر مسایل که به لحاظ اساسنامه ای بود به دلیل گسترده شدن اعضای انجمن در این سالها یک سری نکاتی در رابطه با به رسمیت شناخته شدن جلسات بود و بخشی از اعضا در شهرستانها بودند و جمع کردن تعداد زیاد اعضا مشکل بود اما با این حال در آخرین مجمع تعداد اعضا به حد لازم رسید. پس از انتخابات نیز وزارت کار هیچ صحبتی نکرد و پیشنهاد شد که برای حل مسئله آیین نامه هم جلساتی داشته باشیم.
عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران یادآور شد: به لحاظ مقررات داخلی ایجاد انجمن هم نام خلاف قانون است اما از نظر سازمان جهانی کار مشکلی ندارد البته فدراسیون جهانی روزنامه نگاران انجمن با انجمن موجود کار می کند و طرف است و ما را به رسمیت می شناسد. البته وزارت کار به دلیل ترس از ایجاد هر نوع تشکل و ngo ترجیح می دهد که انجمنی تشکیل نشود.

مفیدی این اقدام و حمایت وزارت کار از انجمن موازی جدید را سیاسی عنوان کرد و گفت: اینکه در آخرین روزهای سال و در سکوت خبری مطبوعات به دلیل نزدیکی تعطیلات نوروز که واکنش ها محدودتر می شود نشان از کاری سیاسی دارد؛ ضمن اینکه ترس از این وجود دارد که در انتخابات آینده این دولت باقی نماند و انجمن صنفی روزنامه نکگارن مشکل ساز باشد.
وی در رابطه با اینکه آیا انجمن جدید می تواند ساختمان انجمن صنفی را بگیرد تاکید کرد: این کار احتیاج به حکم قضایی دارد و اول باید طبق قانون دفتر پلمپ شود و بعد یا طی یک بروکزاسی طولانی به افرادی دیگر داده شود و این کار ممکن نیست چرا که الان دو پرونده شکایت انجمن در دیوان عدالت اداری در حال رسیدگی است و باید نتیجه آن اعلام شود. به نظر می رسد که اینگونه اقدامات و صحبت ها بیشتر جنبه تبلیغاتی و فضاسازی داشته باشد.
عضو هیئت مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران افزود: کسانی هم که اقدام به ایجاد چنین تشکلی کرده اند و خود را به عنوان اعضای هیئت مدیره معرفی کرده اند همان کسانی هستند که مقدمات برخورد با انجمن صنفی روزنامه نگاران را فراهم کردند و همان کسانی هستند که انجمن روزنامه نگران مسلمالن را هم ایجاد کردند و نشان می دهد که از زدن انجمن صنفی روزنامه نگاران برنامه داشتند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

هنگامی که خاتمی در حال سخن گفتن بود جوانان حامی او بارها و بارها خاطره اشک ها و لبخند ها را در ذهن ها تجسم کردند .سخنان خاتمی بوی رفتن می داد و با اینکه علنا نگفت که انصراف خواهد داد ولی از مضمون سخنانش می توان برداشت کرد که رفتنی است .

سلام-حامد صالح آبادی: همان قدری که در ساعت 18:59 دقیقه  روز سه شنبه بیست بهمن ماه هواداران خاتمی و اصلاحات سر از خوشحالی به دلیل اعلام حضور خاتمی در انتخابات  نمی شناختند ، نقطه مقابل این  اتفاق نیز در ظهر یکشنبه بیست و پنجم اسفند ماه برای آنها اتفاق افتاد و شادی آنها را تبدیل به غم و اندوه کرد.

خاتمی ظهر روز میلاد رسول اکرم حامیانش را فراخوانده بود تا مقداری در خصوص شرایط انتخابات بعد از حضور میرحسین برای آنها سخن بگوید .

هنگامی که خاتمی در حال سخن گفتن بود جوانان حامی او بارها و بارها خاطره اشک ها و لبخند ها را در ذهن ها تجسم کردند .سخنان خاتمی بوی رفتن می داد و با اینکه علنا نگفت که انصراف خواهد داد ولی از مضمون سخنانش می توان برداشت کرد که رفتنی است .

سید که از ابتدا علاقه ای به آمدن نداشت و معتقد بود که آمدن او هزینه های اصلاحات را بالا می برد و توسط گروه های به اصطلاح فشاری همچون پویش ، یاری و ستاد 88 به آمدن رضایت داد ، به نظر می رسید که دنبال بهانه ای بود که کنار بکشد و اعلام کاندیداتوری غیر منتظره میرحسن موسوی خط بطلانی بر همه آرزوه های دوستداران او کشید تا اینکه او عزمش را برای رفتن جزم کند .

خاتمی قبل از اعلام کاندیداتوری اش بحث یا من یا میرحسین را مطرح کرد و دیدارهایی را هم با مهندس موسوی انجام داد و تا قبل از زمان اعلام کاندیداتوری اش تمام تلاشش را کرد تا مهندس را ترغیب به حضور کند اما از آنجایی که میرحسین هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده بود وعده اردیبهشت ماه را به خاتمی برای اعلام کاندیداتوری داد و او خودش قبای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم را بر تن کرد و با جدیت وارد صحنه شد .

برخی از اخبار غیر رسمی حکایت از آن دارد که خاتمی در روز بیست بهمن که اعلام کاندیداتوری کرد از صبح  تا حوالی ظهر جلسه طولانی را با مهندس موسوی داشته است و با اطلاع قطعی از عدم حضور میرحسین ، کاندیداتوری اش را اعلام کرده است . اما اعلام کاندیداتوری میرحسین در این برهه زمانی سوالی را در ذهن همه اصلاح طلبان ایجاد کرده است و هر روز که می گذرد بر حجم  این سوالات  افزوده می شود و با این وضعیت سوتفاهم هایی هم میان حامیان این دو سید  ایجاد شده است که اگر این وضعیت به همین صورت و بدون دادن پاسخی مناسب به سوالات گوناگون ادامه یابد شاید شاهد دودستگی در اردوگاه اصلاح طلبان باشیم  و از جناب مهندس تقاضا داریم که این سوالات را نادیده نگیرند و با پاسخی مناسب به سوالات موجود،  این سوتفاهمات بر طرف کنند.

دوستی که از نزدیکان به این دو سید بزگوار است می گفت که خاتمی فردی عقلانی است و میرحسین فردی شرعی و اکنون او احساس تکلیف کرده است که بعد از گذشت 20 تصمیم گرفته که به سکوت معنا دارش پایان دهد و وارد عرصه شود .

همانطور که در سطور بالا اشاره شد میرحسین بعد از بیست سال روزه سکوتش را شکسته است و در این مدت که کشور فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است حضور فعالی در جامعه نداشته است و به طبع نمی توان پیش بینی کرد که او اکنون به تنهایی بتواند مسیر انتخابات دهم را که پر از سنگلاخ است بپیماید .

خاتمی که هنوز یکماه است اعلام کاندیداتوری کرده با انواع ، اقسام و ابزارهای مختلف برای تخریبش استفاده کردند و چنان توپخانه های کیهان ، فارس و ... به او حمله ور شده بودند که او را تهدید به ترور هم کردند. اما خاتمی با تجربه هر 9 روز بحرانی  که در 8 سال دولتش داشت در مقابل تمامی این تخریب ها سینه سپر کرد و گفت هیچ هراسی از ترور ندارم .

میرحسین موسوی قبل از آنکه چهره ای سیاسی باشد چهره ای فرهنگی هنری است و تجربه نشان داده افرادی با این خصوصیات روحیات ظریفی دارند و با تمام احترامی که برای مهندس موسوی قائل هستم نمی توان اطمینان کرد که بعد اعلام انصراف خاتمی مهندس توان تحمل و مقابله با این نوع تخریب ها را دارد یا خیر ؟

به یمن حضور خاتمی هنوز توپخانه های تخریب بر علیه میر حسین روشن نشده است وحتی این طیف تخریب چی از حضور او استقبال نسبی هم کرده اند اما مطمئنم از فردای اعلام انصراف خاتمی توپخانه های تخریب آنها برای میرحسین روشن خواهد شد و انتقادات و تخریب ها نسبت به او رو به فزونی خواهد رفت و باید از الان به این فکر کرد که میرحسین که بیست سال کنار بوده می تواند همچون خاتمی در برابر این تخریب ها سینه سپر کند یا خیر ؟

در اینجا پیشنهاد می شود برای خنثی کردن این تخریب ها  ، خاتمی اگر هم قصد انصراف دارد حداقل تا اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد که همان سه هفته قبل از انتخابات می شود صبر را پیشه کند و در صحنه حضور جدی داشته باشد و تا آن زمان فرصت مناسبی است که میزان اقبال عمومی هر سه کاندیدای اصلاحات در جامعه مشخص شود و در نهایت یکی از آنها برای پیروزی در صحنه باقی بماند.

فواید این پیشنهاد این است که اصلاح طلبان با تمام سرمایه هایشان تا آخرین لحظات در صحنه هستند و این باعث می شود که جناح مقابل سر در گم شود و درگیر بازی تاکتیکی اصلاح طلبان شوند . در نوع خود این اقدام امتیاز مثبتی برای جیهه اصلاحات محسوب خواهد شد  و از سوی دیگر فشار تخریب ها هم سرازیر بر روی یک کاندیدا نمی شود و در میان این سه بزرگوار تقسیم می شود و فشار کمتری به آنها می آید  و در نهایت می توان امیدوار بود که یکی از این سه بزرگوار که اقبال بیشتری در میان ایرانیان دارند وارد پاستور شود.

از خاتمی هم تقاضا دارم که مقداری در این خصوص تامل کند و تصمیمی عجولانه و شتابزده اتخاذ نکند . چرا که همه احتمالاتی که در بالا ذکر شد امکان اتفاق افتادنش غیر ممکن نیست و از طرف تمام اصلاح طلبان از خاتمی می خواهیم که برای سر بلندی تمامی  ایرانیان و تداوم اصلاحات در تصمیم خود تجدید نظر کند و اجازه دهد تا امور به صورت طبیعی مسیر خودش را طی کند تا سرانجام با تدبیری که در این کار خواهد بود خوشنودی تمام ملت را سبب شود .

یا علی مدد...

هنگامی که خاتمی در حال سخن گفتن بود جوانان حامی او بارها و بارها خاطره اشک ها و لبخند ها را در ذهن ها تجسم کردند .سخنان خاتمی بوی رفتن می داد و با اینکه علنا نگفت که انصراف خواهد داد ولی از مضمون سخنانش می توان برداشت کرد که رفتنی است .

سلام-حامد صالح آبادی: همان قدری که در ساعت 18:59 دقیقه  روز سه شنبه بیست بهمن ماه هواداران خاتمی و اصلاحات سر از خوشحالی به دلیل

از خوشحالی به دلیل اعلام حضور خاتمی در انتخابات  نمی شناختند ، نقطه مقابل این  اتفاق نیز در ظهر یکشنبه بیست و پنجم اسفند ماه برای آنها اتفاق افتاد و شادی آنها را تبدیل به غم و اندوه کرد.

خاتمی ظهر روز میلاد رسول اکرم حامیانش را فراخوانده بود تا مقداری در خصوص شرایط انتخابات بعد از حضور میرحسین برای آنها سخن بگوید .

هنگامی که خاتمی در حال سخن گفتن بود جوانان حامی او بارها و بارها خاطره اشک ها و لبخند ها را در ذهن ها تجسم کردند .سخنان خاتمی بوی رفتن می داد و با اینکه علنا نگفت که انصراف خواهد داد ولی از مضمون سخنانش می توان برداشت کرد که رفتنی است .

سید که از ابتدا علاقه ای به آمدن نداشت و معتقد بود که آمدن او هزینه های اصلاحات را بالا می برد و توسط گروه های به اصطلاح فشاری همچون پویش ، یاری و ستاد 88 به آمدن رضایت داد ، به نظر می رسید که دنبال بهانه ای بود که کنار بکشد و اعلام کاندیداتوری غیر منتظره میرحسن موسوی خط بطلانی بر همه آرزوه های دوستداران او کشید تا اینکه او عزمش را برای رفتن جزم کند .

خاتمی قبل از اعلام کاندیداتوری اش بحث یا من یا میرحسین را مطرح کرد و دیدارهایی را هم با مهندس موسوی انجام داد و تا قبل از زمان اعلام کاندیداتوری اش تمام تلاشش را کرد تا مهندس را ترغیب به حضور کند اما از آنجایی که میرحسین هنوز به جمع بندی نهایی نرسیده بود وعده اردیبهشت ماه را به خاتمی برای اعلام کاندیداتوری داد و او خودش قبای کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری دهم را بر تن کرد و با جدیت وارد صحنه شد .

برخی از اخبار غیر رسمی حکایت از آن دارد که خاتمی در روز بیست بهمن که اعلام کاندیداتوری کرد از صبح  تا حوالی ظهر جلسه طولانی را با مهندس موسوی داشته است و با اطلاع قطعی از عدم حضور میرحسین ، کاندیداتوری اش را اعلام کرده است . اما اعلام کاندیداتوری میرحسین در این برهه زمانی سوالی را در ذهن همه اصلاح طلبان ایجاد کرده است و هر روز که می گذرد بر حجم  این سوالات  افزوده می شود و با این وضعیت سوتفاهم هایی هم میان حامیان این دو سید  ایجاد شده است که اگر این وضعیت به همین صورت و بدون دادن پاسخی مناسب به سوالات گوناگون ادامه یابد شاید شاهد دودستگی در اردوگاه اصلاح طلبان باشیم  و از جناب مهندس تقاضا داریم که این سوالات را نادیده نگیرند و با پاسخی مناسب به سوالات موجود،  این سوتفاهمات بر طرف کنند.

دوستی که از نزدیکان به این دو سید بزگوار است می گفت که خاتمی فردی عقلانی است و میرحسین فردی شرعی و اکنون او احساس تکلیف کرده است که بعد از گذشت 20 تصمیم گرفته که به سکوت معنا دارش پایان دهد و وارد عرصه شود .

همانطور که در سطور بالا اشاره شد میرحسین بعد از بیست سال روزه سکوتش را شکسته است و در این مدت که کشور فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است حضور فعالی در جامعه نداشته است و به طبع نمی توان پیش بینی کرد که او اکنون به تنهایی بتواند مسیر انتخابات دهم را که پر از سنگلاخ است بپیماید .

خاتمی که هنوز یکماه است اعلام کاندیداتوری کرده با انواع ، اقسام و ابزارهای مختلف برای تخریبش استفاده کردند و چنان توپخانه های کیهان ، فارس و ... به او حمله ور شده بودند که او را تهدید به ترور هم کردند. اما خاتمی با تجربه هر 9 روز بحرانی  که در 8 سال دولتش داشت در مقابل تمامی این تخریب ها سینه سپر کرد و گفت هیچ هراسی از ترور ندارم .

میرحسین موسوی قبل از آنکه چهره ای سیاسی باشد چهره ای فرهنگی هنری است و تجربه نشان داده افرادی با این خصوصیات روحیات ظریفی دارند و با تمام احترامی که برای مهندس موسوی قائل هستم نمی توان اطمینان کرد که بعد اعلام انصراف خاتمی مهندس توان تحمل و مقابله با این نوع تخریب ها را دارد یا خیر ؟

به یمن حضور خاتمی هنوز توپخانه های تخریب بر علیه میر حسین روشن نشده است وحتی این طیف تخریب چی از حضور او استقبال نسبی هم کرده اند اما مطمئنم از فردای اعلام انصراف خاتمی توپخانه های تخریب آنها برای میرحسین روشن خواهد شد و انتقادات و تخریب ها نسبت به او رو به فزونی خواهد رفت و باید از الان به این فکر کرد که میرحسین که بیست سال کنار بوده می تواند همچون خاتمی در برابر این تخریب ها سینه سپر کند یا خیر ؟

در اینجا پیشنهاد می شود برای خنثی کردن این تخریب ها  ، خاتمی اگر هم قصد انصراف دارد حداقل تا اواخر اردیبهشت یا اوایل خرداد که همان سه هفته قبل از انتخابات می شود صبر را پیشه کند و در صحنه حضور جدی داشته باشد و تا آن زمان فرصت مناسبی است که میزان اقبال عمومی هر سه کاندیدای اصلاحات در جامعه مشخص شود و در نهایت یکی از آنها برای پیروزی در صحنه باقی بماند.

فواید این پیشنهاد این است که اصلاح طلبان با تمام سرمایه هایشان تا آخرین لحظات در صحنه هستند و این باعث می شود که جناح مقابل سر در گم شود و درگیر بازی تاکتیکی اصلاح طلبان شوند . در نوع خود این اقدام امتیاز مثبتی برای جیهه اصلاحات محسوب خواهد شد  و از سوی دیگر فشار تخریب ها هم سرازیر بر روی یک کاندیدا نمی شود و در میان این سه بزرگوار تقسیم می شود و فشار کمتری به آنها می آید  و در نهایت می توان امیدوار بود که یکی از این سه بزرگوار که اقبال بیشتری در میان ایرانیان دارند وارد پاستور شود.

از خاتمی هم تقاضا دارم که مقداری در این خصوص تامل کند و تصمیمی عجولانه و شتابزده اتخاذ نکند . چرا که همه احتمالاتی که در بالا ذکر شد امکان اتفاق افتادنش غیر ممکن نیست و از طرف تمام اصلاح طلبان از خاتمی می خواهیم که برای سر بلندی تمامی  ایرانیان و تداوم اصلاحات در تصمیم خود تجدید نظر کند و اجازه دهد تا امور به صورت طبیعی مسیر خودش را طی کند تا سرانجام با تدبیری که در این کار خواهد بود خوشنودی تمام ملت را سبب شود .

یا علی مدد...

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

یاری: رئیس دولت اصلاحات تا پایان هفته جاری موضع رسمی خود را در خصوص تداوم حضور در عرصه انتخابات یا انصراف از آن اعلام خواهد کرد.

به گزارش ایلنا، در پی اعلام کاندیداتوری میر حسین موسوی و انتشار برخی شایعات مبنی بر انصراف سید محمد خاتمی از عرصه انتخابات وی تاکنون هیچگونه موضع رسمی در این خصوص اعلام نکرده و بر اساس گزارشات رسیده، رئیس دولت اصلاحات تا هفته جاری در خصوص ماندن یا انصراف از تدوام حضور در عرصه انتخابات بیانیه ای را منشر خواهد کرد.

از سوی دیگر عصر امروز هم جلسه ای با حضور خاتمی و میر حسین موسوی برگزار خواهد شد و احتمال می رود در پایان این جلسه یکی از این دو تدوام حضور خود در عرصه انتخابات را اعلام کنند.

همچنین ظهر امروز حامیان سید محمد خاتمی با وی دیداری داشته و در این دیدار رئیس دولت اصلاحات با ترسیم فضای فعلی تاکید کرد که در عرصه انتخابات آینده مطمئنا مردم شاهد دوگانه میر حسین و خاتمی نخواهند بود.

در پایان این جلسه حاضرین مصرانه از خاتمی خواستند تا در عرصه انتخابات باقی بماند.

از سوی دیگر جمعی از وبلاگ نویسان نیز با تاسیس وبلاگی از خاتمی خواستد تا از عرصه انتخابات کنار نکشد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

یاری: درکشوری که سرمایه‌ها بی‌پایان نیست،بایدمنابع را دراهداف استراتژیک استفاده‌کنیم،نه اینکه آنها را در پروژه‌های کوچک که استفاده آنی و کم‌اهمیت دارد، به‌کار گیریم.

به گزارش قلم، مهندس میرحسین موسوی در اولین سخنرانی خود بعد از اعلام کاندیداتوری برای انتخابات ریاست جمهوری دهم، در حسینیه حجت واقع در بازار دوم در مردم نازی آباد به بیان دستاورد های انقلاب و نیز ویژگی های اسلام ناب محمدی پرداخت.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ابتدای سخنان خود با اشاره به ولادت پیامبر اکرم (ص) و آغاز دهه چهارم انقلاب، به ذکر برخی از دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران پرداخت و گفت: انقلاب‌اسلامی در کنار دستاوردهای مهمی که داشته، مشکلاتی نیز داشته است که در آن تردیدی وجود ندارد. زمانی که به این دستاوردها نگاه می‌کنیم، طیف وسیعی از دگرگونی‌ها و تحولات گسترده را نسبت به قبل از انقلاب شاهد هستیم، اما نعمت استقلال و آزادی بیشتر از نعمت‌ها و دگرگونی های دیگر توجه ما را به خود جلب می کند.

وی با یادآوری شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی در دوران انقلاب، اظهار داشت: استقلال در کشور ما فرصت‌های بی‌نظیری ایجاد کرده که ارزش آن برای نسل جوان ما زمانی آشکار می‌گردد که بتوانیم شرایط قبل از انقلاب را برای آنان توصیف کنیم و گوشه ای از وضعیتی که در آن قرار داشته‌ایم را به آنان انتقال دهیم.

به گزارش پایگاه خبری قلم، مهندس موسوی به تشریح اوضاع ایران در قبل از انقلاب اسلامی پرداخت و گفت: ده‌ها هزار مستشار فرنگی و آمریکایی در شرکت‌ها، سازمان‌ها، نهاد‌ها و ادارات و کارخانجات حضور داشتند و ایران، جز حلقه‌ی دفاعی غرب برگرداگرد یک ابر قدرت دیگر بنام شوروی نبود. در حقیقت ما یک حلقه‌ی ناچیز اما مهم از نظر خط دفاعی برای غربی‌ها، بویژه امریکا بودیم و این مسئله، خود ایجاب می کرد که آنها مراقب نقش ایران در منطقه باشند.

وی افزود: ما در همه تحولاتی که در منطقه صورت می‌گرفت به صورت یک حلقه وابسته و به عنوان عضو یک مجموعه عظیم در خدمت منافع غرب بودیم. اما مساله به اینجا ختم نمی‌شد. حتی از سال 1352 به بعد که در درآمدهای نفتی ما افزایش یافت، نقش ژاندارمری غرب در منطقه به ایران سپرده شد تا جایی که ایران در مقابل هر حرکت رهایی بخش و آزادی‌بخشی که در منطقه بود، به عنوان نماینده غرب در مقابل آن‌ها ایستادگی می‌کرد.

نخست‌وزیر دوران هشت سال جنگ تحمیلی، با یاد آوری این مساله که ایران مهم‌ترین خریدار اسلحه از آمریکا در قبل از انقلاب بود ادامه داد: این خریدها در یک فضای عادی صورت نمی گرفت. به طور مثال در رابطه با خریدهای نیروی هوایی، یک حساب بانکی بود که ایران بالای ده میلیارد دلار در آنجا پول داشت. خود آمریکایی‌ها براساس اینکه چه نیازی را تشخیص می‌دادند، یا اینکه ما چه قطعاتی را کم داشتیم از جانب ما هزینه کرده و خودشان آن قطعات را جایگزین می‌کردند. از سوی دیگر خلبانان و متخصصان کشور از آن مسایل خبری نداشتند.

وی تصریح کرد: بیشترین تصمیم گیری که در کشور صورت می گرفت متاثر از نقش سفارت‌خانه‌های قدرت های بزرگ در کشور بود.

مهندس موسوی در ادامه سخنان خود به بررسی پیوند استقلال با دفاع مقدس پرداخت و گفت: بعد از جنگ‌های ایران با روس که منجر به جدایی بخش‌های قابل توجهی از سرزمین‌های ما شد، یک ترس و وحشتی برای مقابله با قدرت های خارجی ایجاد شد. این وحشت به همراه سستی‌های حکومت‌هایی که بر سر کار بودند، منجر شد که در طول سالیان بعد، حتی با مقاومت کمتر، بخش های دیگری از کشور جدا شود و کشور ما شاید وستعش به کمتر از نصف خود برسد.

وی افزود: دفاع مقدس و هشت سال ایستادن، خوف از مرگ، خوف از ایثار را در کشور ما از بین برد و مردم به خاطر ارزش‌های والا و برای حفظ کشور و اسلام در برابر مرگ ایستادند و این هراس را یک‌باره در ذهن خود از بین بردند.

مهندس میرحسین موسوی ادامه داد : ملتی که بعد از این دفاع مقدس متولد شد، ملت شجاعی بود که از سختی ها و قدرت های بزرگ نمی هراسید. این دستاورد بزرگ که در جهان شناخته شده است، بزرگ‌ترین وسیله دفاعی ما در سال‌های گذشته بوده است.

نخست وزیر دوران جنگ تحمیلی با بیان اینکه استقلال تنها به یک ملت سرافرازی نمی‌بخشد، تصریح کرد: در سایه‌ استقلال فرصت‌‌های عظیمی برای رشد، تعالی، پیشرفت و توسعه کشور به‌وجود خواهد آمد. بدون استقلال و دفاع مقدس که چنین سرمایه‌ای را در کشور به وجود آورده، امکان پیشرفت ما در تکنولوژی هسته‌یی و صنایع موشکی امکان‌پذیر نبود. فرصت پرداختن به این تکنولوژی‌ها تنها در سایه استقلال یک کشور می‌تواند امکان‌پذیر باشد.

مهندس موسوی گفت: در حال حاضرمی توانیم بسیاری از پیشرفت هایی که در کنار استقلال به دست آمده را ذکر کرد ولی در عین حال نیز می‌توان سوال‌هایی را مطرح کرد که آیا از نعمت استقلال و این دستاورد بزرگ و ظرفیت عظیم به طور کامل استفاده کرده‌ایم؟ آیا توانسته‌ایم از این فرصت استفاده کرده و فاصله خود با کشورهایی که در دو دهه اخیر در آسیا با نرخ رشد ده درصد از نظر اقتصادی و تکنولوژی پیشتاز بوده‌اند و به تدریج وزن جهان را به نفع شرق دگرگون می کنند، خوب استفاده کنیم؟

وی به سند چشم‌انداز بیست ساله اشاره کرد و گفت: طبق این سند، ایران باید طی بیست سال به عنوان قدرت برتر از نظر علمی و اقتصادی در منطقه مطرح باشد. این چشم انداز تنها جنبه توسعه اقتصادی و فرهنگی ندارد بلکه در آن باید به جنبه امنیتی نیز توجه شود. در منطقه ما یک مسابقه بزرگ برای پیشرفت وجود دارد و چه بسا کشورهایی برای این رشد و توسعه و نفوذ از جانب کشورهای غربی حمایت می‌شوند. به همین دلیل پیشرفت در این زمینه برای ما جنبه حیاتی دارد و فقط جنبه اشتغال ندارد با اینکه موضوع اشتغال برای ما بسیار با اهمیت است. جنبه اقتصادی ندارد گرچه توسعه اقتصادی هم برای ما از اهمین بالایی برخوردار است.

مهندس میرحسین موسوی ادامه داد: ما اگر بخواهیم این استقلال و ملت خود را حفظ کنیم و با ارزش های بومی و دینی خود در آینده پاینده باشیم و بتوانیم یک کشور تاثیرگذار در جهان باشیم، باید به اهداف چشم‌انداز برسیم و جا دارد دولتمردان ما به این مسئله توجه کنند.

وی به طرح خاورمیانه بزرگ اشاره کرد و گفت: بعد از حمله به افغانستان و عراق هدف از طرح این مساله از سوی همه کشورهای غربی به ویژه آمریکا، تبدیل شدن این منطقه به یک بلوک کاملا وابسته به آمریکا در منطقه بود. به نوعی که این بلوک بتواند تمام مشکلات آنها در منطقه را حل کند، جایگاه اسرابیل را تثبیت کند و وسیله فشار و کنترلی برای دو ابرقدرت چین و روسیه باشد و بتواند مساله استقلال ایران را در خود حل کند. اما مقاومت مردم افغانستان و عراق، برنامه‌ریزی اشتباه و پیش بینی‌های غلط و نیز جهت گیری‌های صحیحی که در کشور ما صورت گرفت منجر شد که فعلا این برنامه کنار گذاشته شود گرچه از نظر آینده هنوز این خطر وجود دارد.

مهندس موسوی بخش دیگری از سخنان خود را به موضوع اسلام ناب محمدی اختصاص داد و اظهار داشت: امام خمینی (ره) در دوسال آخر عمر خویش همواره در سخنرانی‌ها، بیانیه‌ها و اعلامیه‌های خود تاکید می‌کردند که همه اسلام‌های ادعایی، رهایی‌بخش نیستند. ممکن است ادعایی در مورد اسلام باشد ولی این ادعا نادرست باشد. اسلام ناب محمدی، اسلامی آمیخته با تعصبات گروهی، قومی و منافع گروه‌های گوناگون نیست. برای همین دقت در همین مساله اهمیت زیادی دارد و بنده فکر کردم تا یکی دوماهی که به انتخابات ریاست‌جمهوری باقی است، گوشه‌هایی از این مساله را باز کنم.

وی ادامه داد: اسلام از طرف ذات اقدس الهی که خود مصون از هرگونه جهل و خطاست از طریق پیامبر اکرم (ص) به عنوان اسوه معرفی می شود و اسلامی که او معرفی می کند، طبیعی است که از هرگونه آمیختگی با هوی و هوس‌ها و گرایش‌های قومی و قبیله‌ای مبراست.

مهندس موسوی تصریح کرد: مشکلی که پیدا کرده‌ایم این است که آن اسلام ناب با گرایش‌های گوناگونی آلوده شده و اسلامی شده که نمی‌توانسته منجر به بیداری و ایستادگی ملت ما باشد. زمانی که امام خمینی (ره) بحث ولایت فقیه را در نجف باز کردند، در حقیقت اولین قدم را برای معرفی اسلامی که می‌تواند اسلام روز باشد یا اسلامی که با مساله جهان می‌تواند در افتد و راه‌حل‌هایی را برای خروج از بن‌بست‌های کشور ایجاد کند، پایه‌گذاری کردند.

نخست‌وزیر دوران هشت سال دفاع مقدس افزود: دلیل مقاومت‌های بعدی ما علاوه بر پیروزی انقلاب اسلامی، رسوخ دین اسلام در دل و جان جوانان و مردم ما بود. امام خمینی به خاطر اینکه اسلام را به خوبی معرفی کنند به بیان ویژگی‌های اسلام ناب می‌پرداختند و در کنار آن ویژگی‌های اسلام‌های مخالف، اسلام ناب محمدی را مطرح می‌کردند.
وی به تشریح اسلام ناب محمدی از منظر امام خمینی (ره) پرداخت و گفت: ایشان این اسلام را اسلام رهایی بخش و اسلامی که پرچمداران آن‌را مظلومان، پابرهنگان و فقرای جهان هستند، عنوان می‌کردند، اسلامی که طرفداران آن همیشه از مال و قدرت بی‌بهره بودند یا اسلامی که در مقابل اسلام مقدس نماهای متحجر می‌ایستد یا اسلامی که در مقابل سرمایه‌داری خدانشناس می‌ایستد یا اسلامی که در مقابل اسلام مرفهین بی‌درد قرار می‌گیرد، معرفی می‌کرد.

مهندس میرحسین موسوی ادامه داد: امام خمینی(ره) با رفاه و مرفه مخالف نیستند اما با ثروت‌های باد آورده و مرفهین بی درد که به مسایل کشور، نظام و جامعه بی‌تفاوت هستند و دست در دست سرمایه‌گذاران جهانی گذاشته‌اند، مخالفند. او با رفاه و سرمایه‌ای که در خدمت تولید، کارآفرینی و مردم باشد، مخالفت ندارد بلکه با سرمایه‌داری مخالف است که در خدمت سرمایه‌های بین‌المللی برای غارت سرمایه‌های کشوری است. ایشان به هیچ وجه به دنبال قطبی کردن رابطه کارگر و کارفرما نیست، او مخالف جامعه‌ای است که در آن همه چیز کالایی، پولی یا قابل خرید و فروش است حتی آبرو و عزت مردم.

وی با بیان اینکه امام خمینی(ره)، مخالف جامعه‌ای است که در آن همه چیز، حتی عزت و آبروی مردم نیز خرید و فروش می‌شود، با ذکر مثالی گفت: بعد از آنکه آقای باکری شهید می‌شوند، همه متوجه می‌شویم که مهندس مکانیک بوده است. این امر به دلیل این است که در آن زمان مهندس مکانیک بودن در مقابل ارزش‌های اسلامی و ایثار برای ملت چیزی محسوب نمی‌شد اما امروز چه شده است که برای بالا رفتن از نردبان قدرت ما مدرک های تحصیلی را خرید و فروش می کنیم؟ این نشان می‌دهد که ما از جامعه‌ای که اساس آن از اسلام ناب محمدی پایه‌گذاری شده، به سمت یک جامعه‌ای که ارزش‌های فرهنگی در آن قابل فروش هستند، در حال لغزش هستیم.

مهندس موسوی اظهار داشت: بحثی در علوم انسانی وجود دارد که می‌گوید در برخی جوامع مردم بر اساس مصرف طبقه‌بندی می‌شوند و منزلت می‌یابند. وقتی انقلاب اسلامی صورت گرفت جامعه ما به جامعه‌ای تحول پیدا کرد که مساله نوع مصرف اهمیت ناچیزی داشت اما در جوامعی که به انحطاط میل می‌کنند می‌بینیم که بر اساس اینکه افراد چه و به چه مقدار مصرف می‌کنند منزلت‌هایشان تعیین می‌شود. در جامعه‌ای که کاخ‌ها و ستون‌های بلندی در مقابل این کاخ‌ها برافراشته می‌شود، جشن‌هایی برگزار می‌شود و پول‌های عظیمی ریخت و پاش می‌شود و افتخاری برای خود محسوب می‌کنند و منزلت اجتماعی خود را با آن به تثبیت می‌رسانند، باید احساس خطر کنیم. چرا که در جامعه اسلامی، ایثار و پایبندی به ارزش‌هاست که منزلت‌های اسلامی را تعیین می‌کند.

وی ادامه داد: در اول انقلاب آن ارزش‌های برآمده از قشرهای متوسط و ضعیف مملکت بود که وقتی شکوفا شد یک نوع چیرگی در سراسر فرهنگ جامعه ما پیدا کرد اما در یک شرایط بی‌تفاوتی می‌تواند ارزش‌های منبعث و برآمده از جامعه مرفهین بی‌درد، حتی به آن قشرهای پایین دست ما سرایت کند و آن ارزش‌های زیبا را از دست آنان بگیرد.
مهندس موسوی با بیان اینکه اسلام ناب محمدی مخالف تحجر است، اظهار داشت: اسلام ناب، اسلامی متناسب با شرایط مکان، روز و درک کننده تحولات در جهان و جامعه است. او از همه تجربیات بشری، علم و نیروی انسانی برجسته استفاده می‌کند.

وی با اشاره به پخش سریال حضرت یوسف از صداوسیما گفت: حضرت یوسف زمانی که با بحران 14 ساله مواجه می‌شوند به برنامه‌ریزی در هفت سال فراونی و هفت سال قحطی می‌پردازند و بی‌شک برای گذر از این بحران نیاز به توان بالایی است که حتما باید بر آن برنامه‌ریزی صورت گیرد و از همه امکانات استفاده شود. ما باید از این موضوع نتیجه بگیریم که با توجه به سال‌های فراوانی ارز نفتی که به صورت غیرعادی و باورنکردنی بالا رفت، آیا برای سال‌های قیمت پایین نفت و قحطی ارز برنامه‌ریزی کرده‌ایم؟ آیا در سال‌های فراوانی درآمدهای ارزی ما گوش به سخنان کارشناسان داده‌ایم؟ آیا به سخنان شخصیت‌های سیاسی خود که فراز و نشیب‌های سیاست را به ما گوشزد کرده‌اند، توجه کرده‌ایم؟
نخست‌وزیر دوران جنگ تحمیلی با بیان اینکه اسلام ناب محمدی مختص به زمان خاصی نیست، گفـت: اسلام ناب محمدی از برنامه‌ریزی استقبال می‌کند و اسلام ناب نمی‌تواند مخالف سازمان برنامه‌ریزی کشور باشد.

وی ادامه داد: اسلام ناب محمدی به ما توصیه می‌کند که از همه نیروهای انسانی کشور علیرغم اختلاف سلیقه برای پیشبرد کشور استفاده کنیم. قدر این گوناگونی‌ها و تفاوت‌ها را بدانیم و آن را تهدید ندانیم. ما باید از مدیرانی که در دوران دفاع مقدس تجربه اندوخته‌اند و از سرمایه‌های کشور محسوب می‌شوند و از هزاران چاه نفت برای ما ارزشمندتر هستند، چشم‌پوشی نکنیم. ما سرمایه‌های بی‌نهایتی نداریم بلکه باید با استفاده درست از منابع کمی که در اختیار داریم، مشکلات را حل کنیم.

مهندس موسوی تصریح کرد: در کشوری که منابع و سرمایه‌ها بی‌پایان نیست، باید منابع را در اهداف راهبردی و استراتژیک استفاده کنیم نه اینکه این منابع را در مورد پروژه‌های کوچک وخرد که از آن استفاده آنی کم‌اهمیت خواهیم برد، به کار گیریم.

آخرین نخست وزیر ایران، سخنش را با ذکر روایتی از پیامبر اسلام در مورد عدالت زمامداران پایان داد و اندیشیدن در مورد آن را به حاضران واگذار کرد؛ «زمامداران باید که در هیچ حال ستم و بی‌داد بر مردم روا ندارند و در سخن گفتن با مردم جز راست نگویند و به وعده‌هایی که به مردم می‌دهند، وفا کنند».

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
تحلیل یاری
 

پایگاه خبری یاری، بهروز شجاعی: تا ساعاتی دیگر و پس از جلسه مهم میرحسین موسوی و سید محمد خاتمی، رئیس دولت اصلاحات تصمیم نهایی خود را خواهد گرفت که همچنان در عرصه بماند و یا به «نفع اصلاحات» انصراف خود را از کاندیداتوری اعلام کند.

آنگونه که خبرگزاری ها مختلف مخابره کرده اند خاتمی امروز در جمع نمایندگان ستاد جوانان خاتمی در سراسر کشور که برای عید دیدنی و نیز برای انتقال نظرات جوانان استانهای مختلف در خصوص احتمال انصراف او به دفتر رئیس جمهور سابق در جماران رفته بودند، تلویحا احتمال کناره گیری خود از انتخابات را مطرح کرد.

هر چند همانگونه که پیش بینی می شد رسانه های اقتدارگرا دست به تحریف آشکارای اظهارات خاتمی زده اند، اما آنچه مشخص است سید محمد خاتمی که بعد از درخواست های گسترده مردمی به صحنه انتخابات آمده بود، علی رغم آنکه مهندس موسوی که بعد از رایزنی های فراوان خاتمی با او جهت اعلام کاندیداتوری، اعلام کرده بود که مشخص نیست به صحنه بیاید یا نیاید اما این قول را می دهد که اگر خاتمی کاندیدا شد وارد صحنه نشود به صحنه آمد، عمیقا به تدبیری که اندیشیده بود معتقد است و آن تدبیر «یا خاتمی یا جناب آقای مهندس میرحسین موسوی» است، چرا که کارشکنی ها در مقابل مهندس موسوی کمتر است.

هم شخص خاتمی و هم اطرافیانش و البته کاندیداهای دیگر اصلاح طلب به خوبی آگاه هستند که قطعا رای سید محمد خاتمی بالاتر از آرای هر کاندیدای اصلاح طلب و یا نزدیک به اصلاح طلبان است، اما آنچه امروز موجب می شود که خاتمی احتمال انصراف خود را طرح کند به نکته ای بر می گردد که بسیاری از اصلاح طلبان هم از آن غافل هستند.

امروز اصلاح طلبان به هر حال با سه کاندیدا در صحنه حاضر هستند، سید محمد خاتمی که نماینده اکثریت اصلاح طلبان است، رهبر اصلاحات نامیده می شود و اصلاح طلبان پیشرو او را کاندیدای مطلوب خود می دانند، مهدی کروبی که بیشتر مخالفان خاتمی هوادار او هستند و نیز افراد و چهره هایی که معتقدند تیغ کروبی در نظام برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه و حقوق زندانیان، برنده تر از خاتمی است و مهندس میرحسین موسوی که طرفداران او را دو طیف اصلاح طلب و اصولگرا تشکیل می دهند، اصلاح طلبانی که هر چند پیشرو نیستند اما به اصول اصلاح طلبی معتقدند و اصولگرایانی که هر چند اصولگرا هستند اما منتقدان سرسخت دولت اصولگرای فعلی به شمار می روند.

تا هفته گذشته که میرحسین موسوی اعلام کاندیداتوری نکرده بود، خاتمی در عین حالی که بر ورود همراه با جدیت خود به عرصه انتخابات سخن می گفت، از اجماع نیز سخن می گفت، تا بدانجا که گفت هرکاری که لازم باشد و نیز هر فداکاری و از خودگذشتگی را انجام می دهد که اجماع حاصل شود، ورود میرحسین اما شرایط را تا حدودی متفاوت کرد و ورود آخرین نخست وزیر ایران، در واقع آغاز یک بازی طراحی شده از سوی مخالفان اصلاحات شد، بازی ای که میرحسین در یک سو و خاتمی در سوی دیگر به همراه هوادارانشان روبروی یکدیگر قرار می گرفتند و به تخریب یکدیگر مشغول می شدند و در این میان، این محمود احمدی نژاد بود که با خیالی آسوده به طراحی بازهای انتخاباتی خود مشغول بود.

نگاهی به رسانه های اقتدارگرا، خود گواه محکمی بر این ادعاست که چگونه خط تخریب و نفاق که پیش از این بین هواداران مهدی کروبی و محمد خاتمی دنبال می شد و خوشبختانه اطرافیان و هواداران خاتمی در این بازی وارد نشدند و متاسفانه برخی از اطرافیان شیخ اصلاحات تمام قد وارد این بازی شدند، تغییر جهت داد و به خط تخریب و نفاق بین حامیان مهندس موسوی و محمد خاتمی تبدیل شد.

اینکه امروز خاتمی از انصراف سخن می گوید را نباید به حساب این گذاشت که خاتمی می خواهد مشخصا به نفع کاندیدایی خاص کناره گیری کند، بلکه باید به این حساب گذاشت که خاتمی که در تمامی نظرسنجی ها از میرحسین موسوی و مهدی کروبی و بخصوص محمود احمدی نژاد-اختلاف رای خاتمی و احمدی نژاد در نظرسنجی های برخی نهادها بین 20 تا 30درصد است- رای بالاتری دارد برای شکل گیری جنبش اجتماعی پایدار در راستای نهادینه شدن جامعه مدنی که هدف اصلی اصلاحات است، کناره گیری کند تا آرای اصلاح طلبان تقسیم بر سه نشود.

خاتمی که نماد اصلاحات و سرمایه ای ملی برای کشور است اینک قصد آن دارد که بازی اقتدارگرایان را بر هم زده و به جای اینکه تنها کاندیدا باشد، بازیگردان اصلی صحنه انتخابات شود، اگر خاتمی حتی انصراف خود را اعلام کند این انصراف به منزله انصراف خاتمی از فعالیتهای سیاسی و اجتماعی نخواهد بود، چه آنکه او در دو ماه آینده نقشی ماندگار را در اجماع اصلاح طلبان و «تغییر در وضع موجود» ایفا خواهد کرد، آرای فراوانی را در صورت تنویر صحیح افکار عمومی به سبد رای کاندیدای واحد اصلاح طلبان هدایت خواهد کرد و بعد از آن، جنبش اجتماعی به رهبری او جانی ماندگار خواهد گرفت و پیروز نهایی این انتخابات در کنار مردم، خاتمی خواهد بود که با رعایت اخلاق و بزرگ منشی و پایمردی خود، نجات ایران و اصلاحات را حتی بر انبوه درخواست های هوادارانش که به میلیونها نفر می رسد ترجیح دهد، تا نام او را در تاریخ ماندگارتر از پیش شود.

حال که خاتمی اینگونه بزرگوارانه قصد فداکاری دارد باید منتظر بود و دید و دو کاندیدای اصلاح طلب دیگر چه خواهند کرد.

تاریخ انتشار: ٢٥ اسفند ١٣٨٧
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

با خبر شدیم که محمود احمدی‌نژاد، قانون سهم‌الارث زنان را که شامل اصلاح مواردی از قانون مدنی است و در مجلس شورای اسلامی تصویب شده، بدون ارائه نظر از سوی شورای نگهبان در مهلت مقرر برای اجرا ابلاغ کرد. بر اساس آن قانون سهم الارث زنان از اموال زوجه افزایش می یابد و او می تواند از تمامی اموال شوهرش اعم از منقول و غیرمنقول ارث ببرد.بر اساس این قانون، زوج از تمام اموال زوجه ارث می‌برد و زوجه در صورت فرزندار بودن زوج، یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان را ارث می‌برد.

بر اساس این قانون، مواد (۹۴۶) و (۹۴۸) قانون مدنی مصوب ۲/۱۳۰۷/۱۸ اصلاح و ماده (۹۴۷) آن حذف شده است که بر اساس این اصلاحیه، زوج از تمام اموال زوجه ارث می‌برد و زوجه در صورت فرزنددار بودن زوج یک هشتم از عین اموال منقول و یک هشتم از قیمت اموال غیرمنقول اعم از عرصه و اعیان را ارث می‌برد.

بر اساس بخش دیگری از این قانون، در صورتی که زوج هیچ فرزندی نداشته باشد سهم زوجه یک چهارم از کلیه اموال به ترتیب فوق است.این قانون همچنین تصریح دارد که هرگاه ورثه از ادای قیمت امتناع کنند، زن می‌تواند حق خود را از عین اموال استیفا کند.دکتر احمدی نژاد این قانون را که شامل اصلاح موادی از قانون مدنی است و در مجلس شورای اسلامی تصویب شد، بدون ارائه نظر از سوی شورای نگهبان در مهلت مقرر برای اجرا ابلاغ کرد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

یک قرص در میان قرص ها

مهدی خزعلی- امروز سالگرد ارتحال یادگار امام بود، همه بودند، آنها که در سوگ او خون گریستند و آنها که ...،  ناطق مراسم ناطق بود، او از خدمات سید احمد آقا در کنار امام و از نقش سرنوشت ساز او درانتخاب رهبری - با نقل سخنانی از امام - تقدیر نمود.

از زمانی که عماد باقی به نقل از نیازی گفت که سعید امامی و عوامل قتلهای زنجیره ای در قتل مرحوم احمد آقا نقش داشته اند و تایید این نقل قول توسط حاج سید حسن خمینی، خاطره ای از سعید امامی مرا می آزارد، هر روز این فرضیه در دلم قوت می گیرد، چه اشکالی دارد سید حسن مرگ پدر را پیگیری نماید، آیا تحقیق و تفحص در مورد مرگ تنها یادگار امام جرم است ؟  اگر "عناصر خود سر " چنین جنایتی انجام داده باشند چرا از تحقیق و شفاف سازی پرهیز کنیم ؟ ما که می دانیم تمام این قتل ها کار "عناصر خود سر" است، چه بهتر که با شفاف سازی اعتماد ملت را از دست ندهیم و به شبهات پاسخ دهیم !

   ارتحال نابهنگام مرحوم حاج سید احمد خمینی در 49 سالگی ( در همان سنی که آیت الله خامنه ای به رهبری و احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیدند،احمد به لقاءالله رسید، این هم از رموز عدد49 ضرورت تحقیق و تفحص را بیشتر می کند، این مهم نباید دچار مرور زمان شود، شاید حاج سید حسن آقا هرگز چهل و نهمین بهار را نبیند.

  اما خاطره من از سعید امامی :

   در یک بحث تئوری با او ، من معتقد بودم که حذف فیزیکی در سنت پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) جایی ندارد، اگر چنین بود امیر مومنان علی علیه السلام می توانست در سقیفه که چند نفر بیش نبودند مسیر تاریخ را تغییر دهد، توجیه هم این که چند نفر معدود می خواهند علیه بیعت 120 هزار نفر با وصی و جانشین پیامبر (ص) توطئه کنند، یا مسلم در خانه هانی کار را یکسره می کرد و حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد!

  او معتقد بود وقتی علیه نظام اسلامی و ولایت امرتوطئه می کنند باید به هر طریق فتنه را ریشه کن کرد و استناد می کرد به دستور قتل کسانی که در جنگ احزاب خیانت و جاسوسی کردند و معتقد بود حذف فیزیکی باید با اذن حاکم شرع باشد.

  به او گفتم: این عملیات "عناصر خود سر" موجب وهن اسلام و تضعیف نظام است، ترورهایی نظیر بختیار آبروی مسلمین را در دنیا به مخاطره انداخته است، لااقل سیا و موساد با "دست دادن" یا ریختن مواد در کفش قربانی و کمی صبر او را به سرطان مبتلا می کنندو یا از طرق دیگر او را مبتلا به ایدز می نمایند و این همه رسوایی ببار نمی آورند! در همان جلسه از روشهای نوین سخن می گفت، مثلاً این که بختیار در آن سن و سال حتماً از داروهای مختلف و مواد مخدر استفاده می کرده است ، اگر "سیا" می خواست او را حذف کند، به او نزدیک می شد و با شناسایی داروهای او ترتیبی می داد که یکی از قرصهای او عوض شود و یک قرص با همان شکل و شمایل اما با دوز بالا و کشنده از همان دارو در میان قوطی قرص او قرار می داد - دقت بفرمایید! فقط یک قرص که پس از مرگ باقی قرص ها معمولی و استاندارد باشند - و منتظر می ماند تا شب موعود و رسیدن نوبت آن قرص مرگبار !! مقتول مثل همیشه قرص های خود را خورده و آرام می خوابد و دیگر بیدار نمی شود، پزشک قانونی نیز سمی در خون او نمی یابد! حتی اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گیری نمایند، تنها فرضیه محتمل استفاده عمدی یا اشتباهی از داروی اضافه است !

  نمی خواهم  بگویم این روش، مورد استفاده " عناصر خود سر" قرار گرفته است، اما غلظت خونی داروها ی مصرفی مرحوم احمد آقا باید اندازه گیری می شد ( اگر نشده است، مشکوک است! ) دوز سمی و کشنده می توانست یک سر نخ قوی و محکم باشد !

   حال چه باید کرد ؟ آیا " عناصر خود سر " باید فارغ از پیگیری قتل فرزند امام باشند ؟ این رسالت خانواده امام (ره) بخصوص در حیات همسر امام و مادر سید احمد آقا است ، به دنبال فردی بگردید که آخرین قوطی داروی حاج احمد آقا را تهیه کرده است! می تواند در قوطی داروی او یک قرص با دوز سمی و کشنده قرار داده باشد، سر نخ تحقیقات یافتن فردی است که آخرین دارو را برای احمد آقا تهیه کرده است! باید مراقب بود و از جان او صیانت کرد، دولت دهم با رسیدگی جدی به این پرونده ها باید نظام را از لوث این شبهات پاک و تطهیر نماید .

  امشب پس از سالها آرام می خوابم، احساس می کنم بار سنگینی از دوش بر داشته و به تکلیف خود عمل کرده ام.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

تهدید احمدی نژاد

جمشید پژویان عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی است. خبرگزاری دولتی فارس با او مصاحبه ای کرده تا مخالفت احمدی نژاد با نظر مجلس از زبان وی اعلام شود. وی بعنوان مدافع نقدی شدن یارانه ها و دفاع از نظر احمدی نژاد در این باره، با هدف انتقاد از تصویب نشدن لایحه نقدی شدن یارانه ها در مجلس تهدید کرد:

دولت دچار کسری بودجه است و برای جبران آن اسکناس منتشر خواهد کرد و با افزایش نقدینگی تورم افزایش خواهد داشت.

این اظهار نظر، درعین حال که حکایت از یک تصمیم دولتی دارد، نوعی تهدید مجلسیان و کل نظام جمهوری اسلامی نیز هست، چرا که دولت از زبان جمشید پژویان همه مخالفان حکومتی خود را تهدید به چاپ اسکناس بدون پشتوانه کرده است. این درحالی است که مجلس و همه مخالفان نقدی شدن یارانه ها به دو دلیل با آن به مخالفت برخاستند. نخست این که این یک نقدی کردن یارانه ها با هدف جلب آراء مردم در انتخابات ریاست جمهوری است و دوم این که، در صورت اجرای این تصمیم تورم از مرز 40 درصد خواهد گذشت. حال احمدی نژاد از زبان جمشید پژویان اعلام داشته که به هر حال تورم- چه یارانه ها نقدی شود و چه نشود- از راه خواهد رسید؛ و در حقیقت رسیدن آن را بصورتی تهدید آمیز اعلام کرده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

به بهانه عید نوروزیک وقت چشم چرانی نکنید

پس از پایان جلسه خبرگان و دیدار اعضای آن با رهبر، احمد جنتی دبیرشورای نگهبان نماز جمعه تهران را خواند. نماز جمعه این بار او نمازی نوروزی بود. نه این که اشاره به گرانی سرسام آور میوه و شیرینی و آجیل و لباس و کفش و ... شب عید و ادامه پرداخت نشدن حقوق هزاران کارگر کارخانه های کشور بکند، بلکه ایشان توصیه های دیگری داشت که از قول خودش بخوانید:

« رعایت جهات گوناگون مقررات راهنمایی و رانندگی بسیار ضروری است. مسافران عزیز مراقب باشند جان خود و دیگران را تلف نکنند. با خستگی، بی‌خوابی و دلمشغولی رانندگی نکنند. همچنین باید توجه داشته باشیم که دست به کارهای نامشروع نزنیم؛ حرام خدا عید و عزا ندارد. سعی کنیم در خوراک، پوشاک و میهمانی‌ها از اسراف اجتناب کنیم .مراقب باشید گناه نکنید، موسیقی حرام گوش نکنید، چشم‌چرانی نکنید، زن‌ها با زیورآلات زننده مقابل چشم نامحرم حاضر نشوند.

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

14 سال از راز سر به مهر گذشت سید احمد خمینی خودسرانه به قتل نرسید!

قاتل سید احمد آقا کسانی هستند که وجودش برای اونا خطرناک بود. مسلما برای اصلاح‌طلبان که نه تنها خطرناک نبود بلکه اگر الان بود رهبر خوبی هم بود. همونا که به پسرش تهمت زدند و الان خانواده امام را منزوی کردند قاتل سید احمد نیز بودند. عناصر خودسر اگه برن یه فرد معمولی را بکشن میشه گفت خودسرانه عمل کردن اما آیا میشه برای قتل سید احمد نیز خودسرانه عمل کرد.

راستی دکتر این موضوع را نگفتی که چرا پزشک سید احمد در کمتر از دو سال به شیوه‌ای مشکوک از این دنیا رفت. چرا از فعالیت‌های سید احمد نگفتی که باعث هراس شده بود. بوسیدن پیشانی مهندس بازرگان و حلالیت خواهی از او. نوشتن نامه به دکتر بنی‌صدر و عذرخواهی از بابت اون جریاناتی که حالا همه به خوبی می‌دونن چرا برکنار شد. دعوت بنی‌صدر به ایران و دادن تضمین به اون. نوشتن نامه به آیت‌الله منتظری و حلالیت‌خواهی از او.
معلومه که این اعمال از چشم عموزنجیرباف دور نمی‌مونه و این افراد اگه قدرت بگیرن و با توجه به گفتمانی که مطرح می‌کنن دیگه جا برای ادامه دیکتاتوری نمی‌مونه. (جستجو در نظرات وبلاگ دکتر مهدی خزعلی)

نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |
غیبت بی‌سابقه بیش از 90 نماینده مجلس در جلسه مربوط به تصویب نهایی لایحه بودجه 88 باعث بروز شایعاتی در راهروهای مجلس و همچنین محافل سیاسی شد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ جلسات فشرده مجلس شورای اسلامی در آخرین روزهای سال جاری برای بررسی لایحه بودجه 1388 با حاشیه‌های جالبی همراه بود که «قهر» نمایندگان دولت نهم از مجلس یکی از مهم‌ترین این حواشی محسوب می‌شد. 

ماجرا از این قرار بود که پس از حذف بند مربوط به هدفمند کردن یارانه‌ها از لایحه بودجه، نمایندگان دولت از حضور در جلسات مجلس خودداری کردند که این مساله با واکنش‌های شدید برخی نمایندگان و از جمله تذکرات علنی علی عباسپور تهرانی (رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات) و مصطفی کواکبیان مواجه شد. عباسپور در تذکر خود تاکید کرد که «در شان نظام، دولت و نظام نیست نمایندگان دولت از مجلس قهر کنند» و یادآور شد که بر اساس اصل 70 قانون اساسی، نمایندگان دولت اعم از وزرا و معاونان آن‌ها موظفند به صلاحدید نمایندگان در جلسات مجلس حضور داشتند باشند. 

با آن که «قهر» نمایندگان دولت از مجلس از سوی نمایندگان حامی دولت تکذیب شد و افرادی چون مرتضی آقاتهرانی احتمال دادند «نمایندگان دولت برای افتتاحیه چیزی رفته باشند که به مجلس نیامدند»؛ اما این ماجرا به همین سادگی فراموش نشد و تا روز آخر به دستمایه‌ای برای شوخی‌های نمایندگان تبدیل گشت.  

در این میان؛ غیبت بی‌سابقه 91 نماینده در جلسه مربوط به تصویب نهایی لایحه بودجه 88 که عصر پنج‌شنبه برگزار شد، گمانه‌ها و شایعات مختلفی را در راهروهای مجلس و همچنین محافل سیاسی به دنبال آورد. تعداد انگشت ‌شماری از نمایندگان مجلس، این رویداد بی‌سابقه را نوعی اقدام تلافی‌جویانه در مقابل «قهر» نمایندگان دولت می‌دانستند. این شایعه که در اقلیت محض قرار داشت در حالی شنیده می‌شد که تعداد بیشتری از نمایندگان معتقد بودند غیبت بی‌سابقه 91 نماینده مجلس آن هم در جلسه تصویب نهایی لایحه بودجه کل کشور را بایستی در مسایل دیگری جستجو کرد. به اعتقاد این دسته، حدود 30 الی 40 تن از نمایندگان غایب به دلایل معمول از جمله حضور در حوزه‌های انتخابیه و فرارسیدن تعطیلات نوروزی در جلسه حاضر نشدند اما غیبت مابقی نمایندگان (50 الی 60 نفر) را بایستی اقدامی اعتراضی به حذف هدفمند کردن یارانه‌ها و در حقیقت نوعی آبستراکسیون در راستای حمایت از دولت احمدی‌نژاد تعبیر کرد. دسته سومی از نمایندگان هم معتقد بودند که غیبت بی‌سابقه 91 نماینده مجلس، هیچ دلیل پشت پرده‌ای نداشته و ناشی از فرارسیدن تعطیلات نوروزی و سفرهای زودهنگام نمایندگان به حوزه‌های انتخابیه‌شان بودن است.
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم اسفند 1387 توسط آرش | مربوط به بخش |

 38 هزار ميليارد تومان پول مردم را بردند؛شبها آسوده مي‌خوابيد؟

Print This Page!!!

  نويسنده : سیدامیرحسین مهدوی
 


شاید روزی كه رئیس‌جمهور سربلند و مفتخر از بحران اقتصاد جهانی به‌عنوان یك فرصت برای اقتصاد ایران یاد می‌كرد آخرین قیمت فولاد، مس و آلومینیوم را از بورس كالا استعلام نكرده بود. وقتی نظام بانكی «ربوی» ایالات متحده از سوی مسوولان ایرانی بابت بروز بحران مالی شماتت می‌شد هنوز عدد 38 هزار میلیارد تومانی مطالبات معوقه نظام بانكی افشا نشده بود.

گرچه احمدی‌نژاد در بین هفت نامزد انتخابات ریاست‌جمهور سال 84 تنها كسی بود كه سطری برنامه برای اداره كشور منتشر نكرد، اما بخش اصلی فرصت تبلیغات تلویزیونی خود را به وعده اصلاح در نظام بانكی اختصاص داد. مقوله بانك مهم‌ترین دلمشغولی او از آغاز مبارزات انتخاباتی تا آستانه دومین دوره رقابت بود.

در آن روزها از شعبه‌های مجلل بانك‌ها تا نرخ سود تسهیلات را نقد كرد و پس از كسب قدرت رأسا مدیران بانك‌ها را از تعیین جایزه بالای 25 میلیون تومانی برای جوایز قرعه‌كشی حساب‌های قرض‌الحسنه منع كرد. آن‌طور كه مظاهری در مصاحبه مفصل با فارس نقل كرده در دولت نهم حتی جلسات فنی مربوط به میزان توان وام‌دهی بانك‌ها هم با حضور نفر دوم كشور برگزار می‌شود. اما حاصل این حجم توجه و دقت‌نظر به سیاست‌های پولی ـ بانكی سه برابر شدن حجم نقدینگی و دو برابر شدن متوسط نرخ تورم بوده است. میزان اسكناس و مسكوك و شبه‌ پولی كه از آغاز گردش واحد ریال در ایران منتشر شده تا آغاز به كار دولت فعلی حدود 65 هزار میلیارد تومان بود كه در پایان امسال از مرز 180 هزار میلیارد تومان عبور خواهد كرد. آمارهای بانك مركزی می‌گوید: نرخ تورم سالانه هم از 4/10 درصد در سال 84 به 25 در یك‌ساله منتهی به بهمن‌ماه 87 رسید و ركورد گران شدن كالا و خدمات در دهه گذشته را به نام علاقه‌مندترین دولت، موضوعات پولی و بانكی را ثبت كرد.

اما نه تنها بیشترین فاصله از اهداف برنامه پنج‌ساله چهارم و سنگین‌ترین وزنه برای دولت در افكار عمومی در امتداد سیاست‌های پولی آن رخ داد كه عبور مطالبات معوقه از مرز 30 هزار میلیارد تومان جریان حاكم را با بزرگترین تناقض با شعارهای اصلی خود مواجه كرد. كسانی كه با ترجیع‌بند ریشه‌كنی فساد و نابودی مافیا قدرت را در دست گرفتند حالا اعلام می‌كنند كه 38 هزار میلیارد تومان پول مردم را به افرادی وام داده‌اند و ریالی از آن تاكنون به سیستم بانكی بازگردانده نشده است. اگر نگوییم غارت كه عظیم‌ترین دست‌اندازی تاریخ به بیت‌المال از طرف سیستم بانكی و آمران آن در سه سال گذشته روی داده است. دولت نهم نظام بانكی را با حدود چهار هزار میلیارد تومان طلب از وام‌گیرندگان تحویل گرفت و احتمالا با رقمی قریب به 10 برابر آن را به رئیس‌جمهور بعدی خواهد سپرد. سپرده‌های كوچك مردم كه بنا بوده بانك آنها را به وكالت، صرف سودآورترین فعالیت اقتصادی كند، در بسته‌های چندین هزار میلیارد تومانی صرف كسری‌های ناشی از ضعف مدیران دولتی شده (همچون یكی از خودروسازهای بزرگ كه بزرگترین بدهكار به سیستم بانكی است) و یا با ایده‌های غیرعلمی و توهمی به سودای اشتغال و به اسم بنگاه‌سازی سر از ملك و ساختمان درآورده است.

اما چه عللی باعث شده تا خیلی از مشتاقان اشتغال‌زایی و توسعه مناطق محروم از تاسیس بنگاه‌های كوچك پس از بهره‌مند شدن از وام ارزان‌قیمت عمدتا حتی اصل آن را نیز به بانك برنگردانده و اصول و فرع را یكجا هضم کرده اند؟

مكررگویی گزاره تكراری خسته‌كننده است اما ملال تكراری بودن از حقیقت واقعیت چیزی كم نمی‌كند. «اقتصاد با دستور كار نمی‌كند و سرمایه همچون آب روان سریع‌ترین و راحت‌ترین مسیر به قصد زایندگی را انتخاب می‌كند.» بعید است مجموعه مدیران اقتصادی دولت نهم از این ابتدائیات بی‌خبر باشند، پس عمدی بوده كه با تمام وجود به دریافت‌كنندگان تسهیلات تفهیم شود «بازگرداندن به‌موقع پول بانك كاری غیراقتصادی است، تا می‌شود وام بگیرید و تا می‌توانید پس ندهید!»

نه عناد و عداوتی در كار است نه بدبینی مفرط. باور بفرمایید پالس‌های دولت نهم به صاحبان وام از این هم صریح‌تر است:

1. برای اولین‌بار بعد از انقلاب در دولت «معجزه هزاره سوم» نرخ سود تسهیلات بانكی از سوی نفر دوم كشور تعیین می‌شود. در سال 85 هنوز شورای پول و اعتبار را منحل نكرده بودند كه در یك صبح بهاری وقتی شیبانی رئیس كل وقت بانك مركزی اعلام نرخ سود را به آینده موكول می‌كرد، همزمان غلامحسین الهام سود 12 درصد را برای وام‌های آن سال به بازار اعلام كرد. بعدها كاشف به عمل آمد، رئیس‌جمهور پیش و یا در حین سفر به بلاروس عدد را به سخنگو رسانده و به دیدار لوكاشنكو شتافته است. طی چهار سال حكمرانی دولت فعلی میزان سود یكساله تسهیلات بانكی از سه تا 13 درصد كمتر از رقم رسمی كاهش ارزش پول ملی در هر سال بوده است یعنی هر سال با ابلاغ نرخ بهره به مردم رسما اعلام می‌شده كه از بانك‌ها وام بگیرد و تنها با ذخیره‌سازی یكی از اقلام مندرج در سبد كالای بانك مركزی و یا حتی سپرده‌گذاری در همان شعبه! بین سه تا 13 درصد سود كنید. چه، قطعا این میزان سود تنها نصیب مهجوران و یا خردسالان (در صورت دسترسی به منابع بانكی) شده است چرا كه با خرده فهمی از بازار و كاسبی می‌توان با سرمایه‌گذاری روی مسكن، واردات و یا رشته‌هایی از خدمات سودآوری تسهیلات را چندین برابر این رقم برساند. پس دسترسی به هر ریال وام بیشتر ولو بدون هیچ طراحی و پیش‌بینی برای كاربست آن شرط عقل است. هیات دولت نهم در زمینه نرخ سود تسهیلات عموم ملت غیور را به دریافت حداكثر تسهیلات با طولانی‌ترین زمان بازپرداخت ممكن تشویق می‌كند.

2. اصلی‌ترین انگیزه دریافت‌كنندگان برای بازپرداخت به موقع پول به بانك‌ها جریمه‌ای است كه در صورت تاخیر به اصل و فرع وام اضافه می‌شود. رئیس‌جمهور در دور اول سفرهای استانی در چند شهرستان به درخواست دسته‌جمعی مردم برای بخشودگی جرائم دیركرد لبیك می‌گفت و جریمه وام‌های كشاورزی را از پشت تریبون می‌بخشید. قطع نظر از اینكه بخشودن حق سپرده‌گذاران با تصمیم رئیس قوه اجرایی تا چه حد صحیح و ثواب است، استمرار این رویه مشكلات بانك‌های دولتی را دوچندان كرد. شرط عقل بود، اگر كشاورزان استان‌هایی كه مقاصد بعدی سفر دولت بودند به محض شنیدن خبر از تلویزیون روند بازپرداخت را متوقف می‌كردند تا شاید در سخنرانی شهر آنها هم جریمه‌ها بخشیده شوند. این روند بانك كشاورزی را در بدترین وضعیت تاریخ فعالیت خود قرار داد. نوربخش، مدیرعامل سابق این بانك كه در تغییرات دسته‌جمعی مدیران بانك‌ها در پاییز 84 به جای جلال رسول‌اف نشست و سال 86 هم چون بانك‌های ملی، تجارت، توسعه صادرات و صنعت و معدن مشمول موج دوم تغییرات شد، خاطرات شنیدنی از آن روزها دارد.

در سوی دیگر میدان هم فوجی از رانت‌خوارانی كه تمایل به ادامه كار با پول سپرده‌گذاران نگون‌بخت داشته و طبیعتا ترجیح می‌دادند دیرتر پول بانك را باز پس دهند با فضاسازی اجتماعی و درخواست استفتا از مراجع عظام تلاش كردند برای دیرتر پس دادن منابع ملت محمل دینی ـ اخلاقی بسازند.

3. رئیس‌جمهور از زمان آغاز به كار خود اعتقاد داشت كه منابع بانكی در خدمت تولید قرار ندارند و به خوبی «هدایت» نمی‌شوند. از این‌رو دخالت در نظام تخصیص وام‌های بانكی از همان ابتدا و برخلاف اهداف برنامه چهارم توسعه شروع شد. علاوه بر احیای تكالیف بودجه‌ای به نظام بانكی، تسهیلات نظام بانكی هم به صورت بخشی (صنعت، خدمات، كشاورزی) و هم در قالب جغرافیایی با دخالت توزیع شد.

هیات دولت در هر نشست استانی «سهمیه» استان از خوان منابع بانكی (بخوانید سپرده‌های مردمی كه ارزش سپرده‌گذاریشان هر سال تنزل ‌یافت) را ابلاغ كرد. همچنین سهم قابل‌توجهی از این تسهیلات تحت عنوان وام به «بنگاه‌های كوچك و زودبازده» با مصوبه كارگروه اشتغال استان‌ها به بانك‌ها تكلیف شد. در این سیستم طرح توجیهی پروژه به استانداری واصل شده و كارگروه اشتغال با ارزیابی پتانسیل اشتغال‌زایی، طرح را برای تخصیص وام بانكی از محل مصوبه جلسه استانی دولت معرفی می‌كردند. در موارد اختلافی بین بانك‌ها عامل و استانداری هم دولت غالبا به نفع استانداری و اداره كار وارد می‌شد. در چنین شرایطی بانك‌ها هم با فشار و اجبار و ارزیابی غیردقیق طرح‌ها و وثایق نه چندان مطمئن (در بسیاری از موارد خود طرح و زمین و ماشین‌آلات خریداری شده از محل همان وام) وام‌هایی دادند كه تا امروز 38 هزار میلیارد تومان آن بازنگشته و حاكمیت مقتدری كه در عرصه سیاست و فرهنگ و اجتماع سیاست‌های خود را با حداكثر توان و حداقل زمان به اجرا می‌گذارد از پس گرفتن این حجم عظیم پول مردم ناتوان است. نادیده گرفته شدن «اختیار» بانك برای اعطای وام متناسب با «مسوولیت» آن در بازپس‌گیری آن و دخالت‌های نابه‌جا در جهت مخدوش كردن استقلال نظام بانكی باعث بروز وخیم‌ترین شرایط نظام بانكی در سه دهه اخیر شده است.
این حجم مداخله در شریان پولی كشور به جز بی‌اعتنایی نسبت به اجرای سیاست‌های كلی اصل «44» در نظام بانكی(1) و تاسیس بانك قرض‌الحسنه مهر ایران برخلاف نص صریح بند (ج) سیاست‌های كلی و نیز وام‌های معرفی شده از سوی صندوق مهر امام رضا(ع) به بانك‌ها است. چه، اگر مقاومت طهماسب مظاهری (كه هزینه آن را با بركناری پرداخت) نبود، تا حالا با اجرا