تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | شیرین عبادی: پزشک بی طرف جنازه فتاحیان را معاینه کند | هشدار! بوي روزهاي سخت مي آيد | | قواعد بازی صدا و سیماباید رعایت شود | احمدی نژاد اعطاء امتیاز ویژه به ترکیه را تکذیب نکرد | با طراحی های دولت کودتا: | محمدعلی عموئی قدیمی ترین و پرسابقه ترین زندانی سیاسی ایران: | سردار جوانی، رئیس دفتر سیاسی سپاه | اعلامیه شورای ملی مذهبی ایران //از خارج چپ روی را تشویق نکنید | احمدی نژاد دروغگوست، نه نخست وزیر ترکیه | | | نگاهی به نقش موثر زنان در انتخابات ۸۸ و وقایع پس از آن: | آیت‏الله دستغیب در جمع دانشجویان: |

 

  لحظه نیوز:توزیع هدایای نقدی 300 و 400 هزار تومانی بین خبرنگاران صداوسیما باعث ایجاد شبهه و به میان کشیده شدن بحثهای انتخاباتی شده است.

لحظه نیوز:
توزیع هدایای نقدی 300 و 400 هزار تومانی بین خبرنگاران صداوسیما باعث ایجاد شبهه و به میان کشیده شدن بحثهای انتخاباتی شده است.

به گزارش البرز توزیع این هدایا که از هفته قبل شروع شده شامل خبرنگاران واحدمرکزی خبر ، شبکه خبر و دیگر واحدهای معاونت سیاسی صداوسیما است.
 
یکی از خبرنگاران صداوسیما به البرز گفت: اینها همان هدایای ریاست جمهوری به خبرنگاران است که قرار بود مرداد پارسال به مناسبت روز خبرنگار به ما داده شود ولی اینکه چرا بعد از گذشت این همه مدت و نزدیک انتخابات ریاست جمهوری چنین اقدامی انجام شده من هم اطلاعی ندارم.

هرچند برخی میگویند این موضوع نیز شبیه توزیع رایگان سیب زمینی های مازاد تولید توسط دولت در این روزها تنها به دلیل مشغله مسئولان بوده و ارتباطی با انتخابات ندارد گروهی با دیده تردید به این اقدام نهاد ریاست جمهوری نگریسته و این پرسش را مطرح میکنند که چرا باید چنین هدیه ای ان هم در روزهای نزدیک به انتخابات به خبرنگاران رسانه ملی پرداخت شود که وظیف سنگین حفظ بی طرفی در گزارشهای خود را دارند.

همچنین تنی چند از خبرنگاران رادیو و تلویزیون با امتناع از پذیرفتن چنین پاداشی ، آن را مصداق بارز رشوه دانسته اند و گروهی دیگر نیز با ارسال سوال به دفتر مراجع قم خواستار اعلام نظر ایشان درباره دریافت پول از نهادی غیر از محل کار خود تحت عنوان "هدیه" شده اند.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
از سوی دیگر از آن‌جا که مراجع تقلید نسبت به ریاست فعلی میراث فرهنگی انتقادات علنی دارند و بارها صراحتاً خواستار برکناری او شده‌اند، بیم آن می‌رود که آنان نیز در ارتباط با این مسئله مهم و حیاتی که خود سهم قابل توجهی در برگزاری آن دارند، دچار مشکل شده و نسبت به آن واکنش نشان دهند.

روز گذشته خبر مصوبه شورای عالی اداری و انتقال سازمان حج و زیارت از وزارت ارشاد به سازمان «میراث فرهنگی و گردشگری و صنایع دستی»، بسیاری را بهت‌زده کرد و در شگفتی فرو برد. این اقدام در حالی انجام شده که خاکسار قهرودی، رئیس سازمان حج و زیارت در عربستان مشغول پیگیری امور زائران ایرانی بوده است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، سازمان حج و زیارت طی سال‌ها به عنوان سازمانی فرهنگی زیر نظر وزارت ارشاد وظایفش را انجام داده و دشواری و مشکلی در این زمینه نداشته و تنها نوعی توسعه‌طلبی‌خواهی از سوی سازمان میراث فرهنگی و در نظر گرفتن اهداف خاص، می‌توانسته سبب این انتقال باشد.

جالب آن که به گفته وزیر ارشاد، وی در جریان این تصمیم مهم نبوده و در جلسه شورای عالی اداری شرکت نداشته است. این امر این شائبه را ایجاد کرده که چه بسا اصولا جلسه شورای عالی اداری تشکیل نشده و این مصوبه با عجله و در شرایط غیرمعمولی انجام شده است.

البته سکوت نمایندگی ولی‌فقیه در سازمان حج و زیارت که تقریبا بار اصلی مسئولیت دینی و فکری حج را برعهده دارد و از این به بعد باید زیر نظر  جناب آقای مشائی کارها را به پیش ببرد، موجب شگفتی است.

از سوی دیگر از آن‌جا که مراجع تقلید نسبت به ریاست فعلی میراث فرهنگی انتقادات علنی دارند و بارها صراحتاً خواستار برکناری او شده‌اند، بیم آن می‌رود که آنان نیز در ارتباط با این مسئله مهم و حیاتی که خود سهم قابل توجهی در برگزاری آن دارند، دچار مشکل شده و نسبت به آن واکنش نشان دهند.

مهم‌تر آن که براساس برخی اخبار غیررسمی، پیش از عید نوروز درخواست اداره امور زیارتی عتبات توسط میراث فرهنگی با مخالفت رهبر انقلاب روبه‌رو شده و ایشان همچنان بر باقی ماندن آن زیر نظر سازمان حج و زیارت تأکید کرده‌اند.

کار عجیبی که در واکنش به این امر صورت گرفته، این است که نه تنها امور عتبات که کل حح و زیارت زیر نظر سازمان میراث فرهنگی رفته و به این ترتیب، قدمی فراتر از موضوع مورد مخالفت رهبری برداشته شده است!

طبیعی است هرگونه توضیحی از ناحیه سازمان حج، وزارت محترم ارشاد، نمایندگی ولی‌فقیه و دیگر دست‌اندرکاران حج می‌تواند سبب رفع این سوء تفاهمات شده و از ایجاد یک اختلاف دیگر جلوگیری کند.

شاید بهترین کار این باشد که شورای اداری هرچه زودتر این مصوبه خود را - در صورت وجود - ملغی کرده و اجازه دهد امور به صورت طبیعی و با همین منوال پیش برود.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
چرا زمان شاه را با دوره مهندس موسوی مقایسه می‌کنند؟!
شعار تنها پنجاه درصد کار است و بقیه راه شیوه‌ها است در غیر این صورت تعریف و تمجید بی جهت است در ساده‌زیستی شکی نیست ولی تحقق اهداف نیاز به برنامه دارد. با کاهش قیمت نفت درصورتی که احمدی‌نژاد در انتخابات پیروز شود با همین روش‌ها قادر به اداره کشور نخواهد بود.
آینده: به نظر شما بودجه 1388پیشنهادی دولت تا چه حد واقعی بوده است؟

خوش چهره: و در نتیجه موجب شد در حالی که بودجه‌ها 3 تا 4 درصد در مجلس تغییر می‌کنند این بار تغییرات زیادی رابه خود ببیند. برداشت صحیحی از رکود اقتصاد جهانی و داخلی نشده بود. پس می‌توان گفت که بخشی از تصمیمات کمیسیون تلفیق منظق اقتصادی داشت ولی بخشی از آن جای تعجب دارد بالاخص حضور معنی‌دار هزینه‌هایی که منبع درآمدی آن مشخص نشده بود. یعنی در قلمروهای مختلف عمرانی و ... هزینه‌هایی تعیین شده بود که به دولت گفته شده است منابع آن را خودت تامین کن.

آینده: در حالی که آقای موسوی بعد از بیست سال به عرصه برگشته است بسیاری منتقدان همان انتقادات پس از جنگ را دوباره مطرح کرده و عملکرد اقتصادی وی را نامناسب می‌دانند. نظر شما راجع به سیاست‌های اقتصادی دولت مهندس موسوی و نیز راجع به نوع سیاست اقتصادی ایشان پس از پیروزی احتمالی در انتخابات چیست؟
 
خوش چهره: سوال شما دو بخش دارد. بخش دوم که مربوط به دولت آتی است را چون ایشان اعلام موضع نکرده‌اند وارد نمی‌شوم. ولی بحثی که راجع به عملکرد اقتصادی ایشان در دوران جنگ مطرح شده جای توضیح دارد. عملکرد آن دولت را باید در شرایط زمانی و مکانی آن تحلیل کرد. دولت‌های بعد از جنگ یک مقتضیاتی داشتند و دولت جنگ هم مقتضیاتی مختص به خود.
اشتباه فاحش در این زمینه این است که پرداخت‌ها و مصارف گسترده مقادیر ارزی و ریالی که در سال‌های اخیر صورت گرفته بدون توجه به نتایج ملاک تصمیم قرار گیرد. مثلا بگوییم در دولت نهم پروژه‌های مختلف با مبالغ آن‌چنانی اجرا شده بدون آن که به درآمد نفت 150 دلاری در هر بشکه دقت شود. ما باید با توجه به درآمد هر دولت روش‌ها و برنامه‌هایشان را نقد کنیم. بنابراین وقتی درآمد کم باشد صرفه‌جویی الزامی است. ریاضت کشیدن قطعی است. ریاضت با نداشتن توجیه می‌شود.
اشتباه فاحش برخی افراد که موجب سوء‌استفاده مغرضین هم بعد از جنگ قرار گرفت مقایسه غیرمنطقی سطح رفاه و رشد زمان شاه با دهه اول انقلاب است. و بسیاری شاخص رشد کمی انتزاعی را معیار نقد قرار می‌دادند. در حالی که تحلیل بر مبنای اهداف تامین‌کننده منافع ملی است و میزان قضاوت راجع به دولت‌ها به میزان کارآمدی آن‌ها برای تحقق مصالح ملی برمی‌گردد.
...درباره جنگ ایران هم من فقط به مهندس موسوی نگاه نمی‌کنم چون خیلی‌ها به نام مهندس موسوی جنگ را زیر سوال می‌برند در حالی که اتفاقا در دوره جنگ محرومیتی هم اگر بود تبعیضات کم بود. در سال 68 و 69 برخی اساتید دانشگاه تربیت مدرس یک سری امار و ارقام ارائه دادند که انسان را متعجب می‌کند و شروع کردند با همین استدلال‌های مشابه به نقد مغرضانه دوران جنگ بپردازند.
آن‌چه که الان باید از ایشان پرسیده شود این است که شما برای بعد از جنگ چه مشرب اقتصادی را قبول دارید؟

آینده: البته الان هم اقتصاد به سمتی پیش می‌رود که با کاهش درآمدهای دولت یک شرایط بحرانی را درپیش داریم.

خوش چهره: باید منصف بود و صبر کرد تا ایشان برنامه‌هایشان را مشخص کنند. در مورد ایشان باید چند سوال جدی مطرح شود که شما چه نوع نظام اقتصادی را قبول دارید؟ آزاد، دولتی کنترلی یا حالتی بینابین؟ همچنین باید درباره دیدگاه‌های سیاسی، اجتماعی، مواضع مذهبی و ارتباط ایشان با ولایت فقیه سوالات جدی مطرح است که باید پاسخ داده شود.

آینده: شما در انتخابات گذشته مناظره‌ای داشتید و یک سری دیدگاه‌های اقتصادی را مطرح کردید که بعدا به اذعان خودتان عملی نشد. اگر ممکن است عملکرد اقتصادی دولت نهم را بررسی کنید.

خوش چهره: کارنامه دولت باید با مجموعه اقداماتش بررسی شود و نگاه یک طرفه نوعی سیاسی‌کاری است. متاسفانه بعد از جنگ این روش نقد غیرمنصفانه روال عادی شده یعنی یک جریان سیاسی در نقد رقبایش صرفا ایرادات را بیان می‌کند و در نقطه مقابل هم یک جریان حاکم برای توجیه خود دستاوردهایش را بزرگتر از آن‌چه هست نشان می‌دهد. مثلا در بررسی عملکرد شهردار اسبق تهران آقای کرباسچی که به یک شوی تلویزیونی هم تبدیل شد این اشکال کاملا مشهود بود که یک سری از افراد مدیریت ایشان را به شدت بالا برده و برخی دیگر مفاسد او را درشت می‌کردند.

با بررسی کلی کارنامه می‌توان درباره عملکرد دولت نظر داد. این دولت برای سخت‌کوشی، ساده‌زیستی، برهم زدن برخی روابط و تعاملات، انگیزه تلاش و خدمت نمره بالایی می‌گیرد ولی برای تخصیص بهینه امکانات و منابع نمره منفی می‌گیرد. چون به زیرساخت‌ها توجه نکرده است. درآمد افسانه‌ای 280 میلیارد دلاری نفت در این سه سال (در مقایسه با 800 میلیارد دلار در سی سال گذشته) که به عناوین مختلف توسط دولت از طریق بانک‌ها به صورت ریالی مصرف شد باعث شده که بانک‌ها معوقات شدیدی داشته باشند که مبالغ هنگفتی از وام‌هایشان برگشت داده نشده است...

شعارهایی زده شده است که ما از این شعارها و آرمان‌های انقلابی دفاع می‌کنیم اما روش‌هایی که هست در بسیاری از موارد حتی نتایجی ضد آن شعارها در پی داشته است. مثلا به اسم عدالت تورم‌هایی در بخش‌هایی چون مسکن به وجود آمده که فاصله شدید طبقاتی را نتیجه داده است. پس اهداف و تلاش مصروف دولت قابل احترام است اما شیوه‌های به کار رفته اشتباه بوده است. رها کردن سوداگری در بخش مسکن و اکتفا به طرح‌هایی مثل طرح مهر رضا مردم را به زانو درآورده است.

آینده: درشرایط کنونی که همان شعارها داده می‌شود تا چه حد آن ها را عملی می‌دانید.

خوش چهره : شعار تنها پنجاه درصد کار است و بقیه راه شیوه‌ها است. و باید درباره شیوه‌ها تصمیم‌گیری شود. باید بین هدف‌گذاری و شیوه‌ها ارتباط منطقی باشد در غیر این صورت تعریف و تمجید بی‌جهت است. مثل آن که می‌گوییم ساده زیست هستند، در این شکی نیست ولی تحقق اهداف نیاز به برنامه‌های درست دارد. با توجه به کاهش قیمت نفت و درآمد دولت، درصورتی که احمدی‌نژاد در انتخابات پیروز شود با همین روش‌ها قادر به اداره کشور نخواهد بود و نیاز به یک بازبینی جدی در روش‌هایش دارد.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
در این جلسه که با حضور 24 عضو جامعه روحانیت مبارز برگزار شده، ابتدا دبیرکل با استفاده از عبارت «اقل‌الشرین» موضوع حمایت این جامعه از دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات را مطرح می‌کند که با مخالفت تعدادی از اعضا از جمله حجج اسلام ناطق نوری، پورمحمدی، روحانی و دعاگو مواجه می‌شود و برخی پیشنهاد می‌کنند...
یکی از سایت‌های حامی اصلاح‌طلبان در یک بداخلاقی انتخاباتی، اقدام به جعل خبر به نقل از یک مقام جامعه روحانیت مبارز تهران پرداخت و از نظر منفی این جامعه به دکتر احمدی‌نژاد و نظر مثبت تک‌تک اعضا نسبت به مهندس موسوی در انتخابات ریاست‌جمهوری خبر داد.
 
سایت سلام نیوز با تیتر «جامعه روحانيت مبارز: احمدي‌نژاد؛ نه، ميرحسين؛ آري» نوشت: جامعه‌روحانيت مبارز قطعا در اين دوره از كانديداتوري احمدي‌ن‍ژاد حمايت نخواهد كرد. يك منبع آگاه در جامعه روحانيت مبارز از عدم حمايت اين تشكل سياسي از كانديداتوري احمدي‌نژاد در انتخابات دهم رياست‌‌جمهوري خبر داد.

این مقام مسوول در جامعه روحانيت مبارز به خبرنگار سلام، گفت: اعضاي شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز در اين دوره از انتخابات بنا ندارند از كانديدايي خاص حمايت كنند.

وي اضافه كرد: جامعه روحانيت مبارز در انتخابات دهم رياست‌جمهوري ويژگي‌هاي يك رئيس‌جمهور مناسب رابراي كشور اعلام مي‌كند كه با اندكي تامل مشخص مي‌شود كه گفتمان ما نزديك به گفتمان مهندس موسوي است.

اين مقام مسئول در جامعه روحانيت مبارز تاكيد كرد: تك تك اعضاي اين تشكل نظر مثبتي نسبت به ميرحسين موسوي دارند اما بنا به بعضي مسائل صلاح نمي‌بينند كه به طور رسمي اعلام حمايت كنند.

گفتني است جلسه شب گذشته جامعه روحانیت مبارز بدون هیچ نتیجه‌ای به پایان رسیده است و به نظر می‌رسد اصول‌گرایان در حالی که نزدیک 60 روز تا انتخابات فاصله داریم، هنوز جریان محافظه‌کار نتوانسته کاندیدای قطعی خود را معرفی نماید.
 
در این حال، بنابر اطلاعات خبرنگار «آینده»، خبر مذکور بی‌اساس بوده و در آخرین جلسه شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز تصمیم گرفته شده است که صرفا تا اعلام رسمی کاندیداهای ریاست‌جمهوری، این جامعه نسبت به اعلام موضع اقدام نکند.
 
بنابر این گزارش، در جلسه مذکور که با حضور 24 عضو جامعه روحانیت مبارز تهران برگزار شده است، ابتدا دبیرکل با استفاده از عبارت «اقل‌الشرین» موضوع حمایت این جامعه از دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات را مطرح می‌کند که با مخالفت تعدادی از اعضا از جمله حجج‌اسلام ناطق نوری، پورمحمدی، روحانی و دعاگو مواجه می‌شود و برخی پیشنهاد می‌کنند با توجه به فاصله یک ماهه تا ثبت نام کاندیداها، اعلام نظر جامعه روحانیت به بعد از اعلام رسمی نامزدهای انتخابات توسط شورای نگهبان موکول شود.
 
در این جلسه برای حمایت از دکتر احمدی‌نژاد رای‌گیری می‌شود که 13 عضو حاضر در جلسه از این پیشنهاد حمایت و 11 نفر مخالفت می‌کنند. اما به دلیل این که مطابق با اساس‌نامه جامعه روحانیت مبارز نیاز به موافقت دو سوم شورای مرکزی دارد، این پیشنهاد به دلیل عدم کسب 16 رای به تصویب نرسیده و عملا اعلام موضع جامعه روحانیت مبارز درباره انتخابات به پس از اعلام رسمی کاندیداها موکول می‌شود.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
از جمله اقدامات انجام شده براي آماده كردن نيروي هوايي به كار گيري 3 هواپيماي آواکس و انجام عمليات‌هاي منطقه‌اي براي شبيه‌سازي حمله بوده است. سازمان‌هاي دفاعي آمريكا مطمئن نيستند كه اين عمليات موفقيت‌آميز باشد و عاقبت اين عمليات تنها به تعويق انداختن 2 تا 4 ساله برنامه ايران باشد.
با وجود اين كه شيمون پرز رئیس‌جمهور اسرائیل در روزهاي اخير هرگونه حمله به ايران از سوي اسرائيل را تكذيب كرد، و حتی صحبت درباره آن را حرافی بیهوده دانست، روزنامه انگلیسی تایمز مدعی شد: ارتش اسراييل در حال آماده كردن خود براي اجراي عمليات گسترده هوايی براي حمله به تأسيسات اتمي ايران در صورتي است كه دولت جديد اين كشور اين كار را تأييد كند.

به گزارش سرویس بین‌الملل «آینده» این روزنامه که در فضاسازی و جنگ روانی علیه ایران از خود اسرائیلی‌ها هم پیش افتاده، نوشت: از جمله اقدامات انجام شده براي آماده كردن نيروي هوايي به كار گيري 3 هواپيماي آواکس و انجام عمليات‌هاي منطقه‌اي براي شبيه‌سازي حمله بوده است.

دو مانور سراسري دفاعي نيز توسط اسرائیل براي آماده‌سازي شهروندان آن در قبال واكنش‌هاي احتمالي است كه ممكن است اسراييل با آن روبه‌رو شود.

يكي از مقامات ارشد اسراييلي به تايمز گفت: «اسراييل مي‌خواهد بداند اگر به نيروهايش چراغ سبز داده شد، آ‌ن‌ها ظرف چند روز به ايران حمله خواهند كرد و شايد حتي چند ساعت. آن‌ها در تمام سطوح در حال آماده شدن براي انجام اين عمليات هستند. پيام اين كار براي ايران این است كه تهديد موجود، تنها در حرف نيست.»

مقامات معتقدند كه اسراييل ممكن است نيازمند به زدن بيش از چندين هدف از جمله كاروان‌هاي در حال حركت باشد. تأسيسات موردنظر عبارتند از نظنز كه هزاران سانتريفيوژ در آن، در حال غني‌سازي اورانيوم هستند، اصفهان كه 250 تن گاز در تونل‌هاي آن ذخيره شده و اراك كه راكتورهاي آب سنگين توليد پلوتونيوم در آن‌جا قرار دارند.

بر طبق این گزارش، فاصله اسراييل تا دست كم يكي از اين اهداف بيش از 1400 كيلومتر است كه اسراييل در مانورهاي‌هاي سال گذشته با استفاده از هواپيماهاي اف 15 و اف 16 و هليكوپتر و تانكرهاي سوخت‌گيري به پوشش چنين مسافت‌هايي اقدام كرد.

موضوع حمله احتمالي اسراييل به ايران، باعث ايجاد مقايساتي بين اين اقدام و حمله سال 1981 به تأسيسات اتمي اوسيراك بغداد شده است. حملات آن سال، تنها 100 ثانيه طول كشيده و باعث نابودي اين تأسيسات شد.

يك مقام ديگر اطلاعاتي اسراييل هم در اين زمينه گفت: «ما بدون داشتن قدرت حمايتي، ايران را تهديد نمي‌كنيم. اخيرا تحركاتي بوده از جمله آماده‌سازي‌هاي زميني كه نشان‌دهنده نيت اسراييل براي این عمل است.»

این گزارش می‌افزاید، وي افزود: بعيد است اسراييل اين چنين حمله‌اي را دست كم بدون دريافت تصويب ضمني آمريكا انجام دهد. حمله به ايران از جانب اسراييل نيازمند عبور از حريم هوايي كشورهاي اردن و عراق است كه نيروهاي آمريكايي حضور قدرتمندي را در آن‌جا دارند.

ابراهيم كام معاون انستيتو مطالعات امنيت ملي معتقد است كه تصويب چنين اقدامي از جانب آمريكايي‌ها بعيد است. وي گفت: «سازمان‌هاي دفاعي آمريكا مطمئن نيستند كه اين عمليات موفقيت‌آميز باشد و عاقبت اين عمليات تنها به تعويق انداختن 2 تا 4 ساله برنامه ايران باشد.»

از جمله اقدامات ديگر نيروي هوايي اسراييل براي آماده‌سازي در اين رابطه، حمله به يك كاروان تسليحاتي در سودان بوده كه عازم مرز غزه بوده است.

همچنين اسراييل علنا از برگزاري بزرگترين مانور دفاعي اين كشور در ماه آينده خبر داده است. به نوشته روزنامه هاآرتص ژنرال هيليك سافر اعلام كرده است كه اين مانور تمرين براي زماني است كه در هنگام جنگ امكان شليك موشك به هر نقطه‌اي از اين كشور وجود دارد... و اين كه ما مي‌خواهيم مردم بدانند كه جنگ ممكن است همين فردا صبح آغاز شود.

اسراييل همچنين قصد برگزاري مانوري با نيروهاي آمريكايي براي آزمايش توانايي‌هاي سيستم دفاع موشكي است كه آمريكا در اختيار اين كشور قرار داده است.
 
نا اميدي اسرائيل از خريد  F22 از آمريكا
 
در همين حال هاآرتص مي نويسد كه اسراييل در گرانترني معامله نظامي تاريخ خود طرح خريد جنگنده هاي F35 را مورد بازنگري قرار مي دهد.
 
مقامات دفاعي اسراييل معتقد بودند كه قيمتهاي اعلام شده توسط آمريكا بسيار بالا بوده است و با فشار كافي مي تواند كاهش يابد اما به نظر نمي رسد كه مشكلات موجود در روند مذاكرات اين معامله باعث لغو آن شود.
 
به نظر مي رسد كه ديگر خريد جنگنده هاي F22 از دستور كار اسراييل خارج شده باشد. دولت اوباما هيچ علاقه اي را به لغو ممنوعيت فروش اين جنگنده ها به كشورهاي خارجي نشان نداده است. به علاوه خود پنتاگون هم در ادامه اصلح سياستهاي دفاعي خود روند توليد و استفاده ازا ين هواپيما را متوقف كرده است.
 
قيمت F35 نيز به نوبه خود بالاست و سال گذشته يك فروند از اين هواپيما 200 ميليون دلار قيمت داشته است اما شركت لاك هد مارتين اعلام كرده قيمت نهايي آن بسيار پايين تر بوده و حدود 100 ميليون دلار تمام مي شود.
 
با توجه به اين موضوعات هم آمريكاييها و هم مقامات اسراييل معتقدند كه قرارداد خريد اين جنگنده ها سرانجام نهايي مي شود و اسراييل 3 اسكادارن را خريداري خواهد كدر.
 
در آغاز سال جاري 4 خلبان نيروي هوايي اسراييل از شبيه ساز پرواز با اف 35 در تگزاس بازديد كرده و در بازگشت به شدت از آن تمجيد مي كردند.
 
اگرچه در ماههاي اخيره م رقيب جديد براي اين جنگنده ها پيدا شده و شركت بوئينگ اف 15 مدل عقاب را طراحي كرده است كه تواناييهاي رادار گريزي را داراست. بوئينگ اعلام كرده كه تنها در سال 2011 مي تواند اين هواپيما را تحويل دهد و قيمت آن نيز 100 ميليون دلار خواهد بود.
 
در صورت قطعي شدن قرارداد خريد F35 اولين فروند اين هواپيما در سال 2014 به اسراييل تحويل داده مي شود كه اولين اسكادارن آن 2 سال بعد امكان عمليات را خواهد يافت.
 
مقامات اطلاعاتي اسراييل و آمريكا معتقدند كه ايران بين سالهاي 2012 تا 2014 تواناي توليد بمب اتم را خواهد يافت مگر اينكه تحريمات شديد بين المللي اين برنامه را متوقف كند.
 
در صورتيكه ايران موفق به خريد موشكهاي پدافندي اس 300 از روسيه شود اسراييل به شدت نياز به خريد هواپيماهاي رادار گريز
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
با وجود تبلیغات گسترده صداوسیما درباره پروازهای تمرینی هواپیماهای ارتش جمهوری اسلامی، صبح امروز ناگهان اعلام شد که رژه 140 جنگنده نیروی هوایی ارتش لغو شده است! برخی لغو این پروازها را به دلیل تهدید آمریکا به ساقط کردن جنگنده‌های نیروی هوایی دانستند.
با وجود تبلیغات گسترده صداوسیما درباره پروازهای تمرینی هواپیماهای ارتش جمهوری اسلامی، صبح امروز ناگهان اعلام شد که رژه 140 جنگنده نیروی هوایی ارتش لغو شده است!
 
به گزارش خبرنگار «آینده»، در حالی که نیروی هوایی از مدت‌ها پیش انجام یک رژه باشکوه و بی‌نظیر را اعلام کرده بود و طی یک هفته متنهی به روز رژه، 4 تست پروازی با شرکت پرنده‌های شکاری، بمب‌افکن و سوخت‌رسان در تهران انجام شد، صبح زود و قبل از رژه روز ارتش، ناگهان اعلام شد که رژه جنگنده‌ها لغو شده است. 

در عین حال در پخش مستقیم سیما از مراسم رژه ارتش صحنه‌هایی از پرواز این هواپیماها پخش شد که به نظر می‌رسید مربوط به روزهای قبل بوده و بر تصاویر امروز مونتاژ شده است.
 
پیامد لغو پروازها شایعات بسیاری در سطح داخلی و رسانه‌های خارجی منتشر شد و برخی لغو این پروازها را به دلیل تهدید آمریکا به ساقط کردن جنگنده‌های نیروی هوایی دانستند.
 
بنابر گزارش‌های رسیده، صبح روز شنبه هوای تهران شرایط مناسبی برای انجام این مانور وسیع و پیچیده را نداشت و در نتیجه مانور مذکور کنسل شد. پس از اعلام وضعیت، تانکرهای سوخت‌رسان و چندین فروند از جنگنده‌هایی که برای رژه به پرواز در آمده بودند، بر روی باند پایگاه یکم شکاری مهرآباد نشستند.
 
اين رژه تاكنون 3 مرحله آزمايشي خود را با موفقيت پشت سر گذاشته بود و در آخرين مرحله آن نيز روز پنجشنبه 27 فروردين ماه بيش از 40 هواپيمايي شكاري بمب‌افكن از پايگاه هوايي مهرآباد و ده‌ها جنگنده ديگر از مراكز نيروي هوايي ارتش در استان‌هاي ديگر كشور نمايش خود را بر فراز حرم مطهر امام (ره) به اجرا گذاشته بودند.

در پی انتشار این خبر، برخی از محافل خبری، دست به انتشار خبری زده و از وجود برخی تهدیدات خارجی برای ساقط کردن جنگنده‌های ایرانی در صورت پرواز خبر دادند.

یک کارشناس هوافضا در این باره به خبرنگار «آینده» گفت: در اصول نظامی جنگنده‌ها دو نوع پرواز داریم:
1-VFR (مسریابی پرواز دید مستقیم)
2-IFR .(مسیریابی پرواز دید غیرمستقیم با استفاده از ابزار)
 
رژه‌های هوایی از نوع VFR هستند که در این گونه پروازها حداقل دید خلبان باید 5 کیلومتر باشد، در حالی که طبق گزارش‌های رسیده، صبح امروز 29 فروردین، دید کمتر از یک کیلومتر بوده و این امر محدودیت شدیدی برای خلبانان ایجاد می‌نمود.
 
وی در پایان گفت: تصمیم فرماندهان نیروی هوایی در لغو این رژه که ریسک بزرگی برای پرنده‌های بی‌شمار شرکت‌کننده در این رژه را به همراه داشت عاقلانه به نظر می‌رسد و در عرف محافل نظامی طبیعی می‌باشد.
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
با گذشت 3روز از برگزاری این همایش، آرام آرام حواشی آن، آشکار شده و کارشناسان را به شگفتی واداشته است.در این همایش، 800 تن از ایرانیان، از کشورهای مختلف دنیا به ایران آورده شدند و هزینه کامل رفت و برگشت و اقامت آنان در هتل استقلال پرداخت شد که برآوردها از هزینه 6 تا قریب 10 میلیارد تومانی برای آن حکایت دارد
با گذشت سه روز از برگزاری همایش ایرانیان خارج از کشور، آرام آرام حواشی آن، آشکار شده و کارشناسان را به شگفتی واداشته است.

به گزارش خبرنگار «آینده»، از سه‌شنبه تا پنج‌شنبه گذشته، همایشی تحت عنوان ایرانیان خارج از کشور در سالن اجلاس سران برگزار شد که هرچند هدف آن برقراری ارتباط بیشتر با ایرانیان مقیم خارج از کشور و ترغیب آنان به سرمایه‌گذاری در کشور اعلام شد، برخی آن را بیشتر به یک همایش تبلیغاتی در آستانه انتخابات شبیه می‌دانند.

در این همایش، 800 تن از ایرانیان، از کشورهای مختلف اروپایی، آمریکایی و دیگر نقاط دنیا به ایران آورده شدند و هزینه کامل رفت و برگشت آنان، اقامت در هتل استقلال و نیز سفر به مشهد،‌ اصفهان یا عسلویه به آنان پرداخت شد.

در حالی که تاکنون میزان هزینه این همایش اعلام نشده، برآوردها از هزینه 6 تا قریب 10 میلیارد تومانی برای این همایش حکایت دارد و البته مشخص نیست این هزینه گزاف، از محل کدام بودجه تأمین شده است.

یک منبع آگاه به خبرنگار سایت «آینده» گفت: در این همایش برخلاف همایش‌های قبلی که با حضور نخبگان درجه اول ایرانی مقیم خارج از کشور برگزار می‌شد، اکثر شرکت‌کنندگان کسانی بودند که با تلاش‌های دو، سه ماهه برخی سفارتخانه‌های ایران و وعده سفر رایگان و برخی وعده‌های اقتصادی و یا تسهیلاتی در ارائه ویزا   شرکت کردند و چهره‌هایی چون پروفسور رضا به ارائه پیام بسنده کردند.

وی توضیح داد: اصولاً‌ در همایش‌های ایرانیان مقیم خارج تاکنون هزینه سفر پرداخت نمی‌شد، چرا که ایرانیان نخبه و سطح اول پرداخت هزینه برای سفر به وطنشان را نوعی بی‌احترامی می‌دانند و اساساً نیازمند چنین مواردی هم نیستند. همچنین این همایش‌ها معمولاً در تابستان برگزار می‌شود تا با تعطیلات ماه ژوئن و جولای کشورهای غربی همزمان شود و به فعالیت‌های آن‌ها ضربه وارد نکند.

گفتنی است، رئیس‌جمهور با وجود سفر استانی همزمان با این همایش، دو مرتبه (قبل و بعد از سفر)، در همایش حضور یافت و با حاضران سخن گفت و در روز اول همایش، پس از پایان یافتن سخنرانی رئیس‌جمهور، تعدادی از ایرانیان مقیم خارج از کشور حاضر در همایش، دور وی جمع شده و به دیده‌بوسی و خوش و بش یا درد دل با وی پرداختند که این امر سبب برهم خوردن نظم جلسه برای مدتی شد که نمایش صحنه هایی از این همایش در سیما، سطح همایش را برای افکار عمومی آشکار کرد.

از سوی دیگر در حالی که جذب سرمایه خارجی ایرانیان هدف مهم این همایش عنوان شد، طبق اعلام معاون وزیر اقتصاد، رئیس‌جمهور با واریز 5 میلیارد دلار در صندوق مشترک موافقت کرد، در حالی که مشخص نیست ایرانیانی که قرار بوده سرمایه خود را وارد کشور کنند،‌ چه میزان از پول خود را در این صندوق واریز کرده‌اند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
مسعود بهنود بعد از خواندن کتاب «گوشه يي از خاطرات سيدمحمود دعايي» که با محوريت خاطرات اين روحاني از انقلاب و ناگفته هايي از دوران همراهي او با امام خميني منتشر شده است دست به قلم برده و نامه يي به سيدمحمود دعايي نوشته و احوال خودش را بعد از خواندن کتاب شرح داده است.

به نوشته اعتماد، در نامه مسعود بهنود روزنامه نگار به سيدمحمود دعايي که سال هاست روزنامه اطلاعات را اداره مي کند چنين آمده است؛

سلام و ادب خدمت جناب دعايي

القاب و آداب به کار نبردم که سخن بي پيرايه گفته باشد از صميم دل و شميم جان.

کتاب گوشه يي از خاطرات سيدمحمود دعايي را دوست عاليقدر به من رساند که الحق بهتر نماينده يي است از جانب شما و طرز فکرتان در ديار غريب و خانه استيجاري موقتي ما. کنارش ننهادم تا تمام نشد. و تازه وقتي که نگاه از صفحاتش برگرفتم انگار که همانند فيلمي همه اين سي، چهل از برابر چشمانم گذشت.

من که در جنابعالي جز صداقت و صفا سراغ نکرده ام، البته که عجب نيست که از گفته هاي شما هم همين به مشامم رسيد. اما طرفه حکايتي شخصي هم رخ داد که چون از مرحمت شماست بايد برايتان مي گفتم. وقتي قرائت کتاب به پايان رسيد برگشتم به صفحه شش و نامه يي و گلايه يي را بار ديگري خواندم. ناگهان اشکم سرازير شد. آري غربت همچون زندان است و آدمي در آن بيش از هميشه خود نازک است و سريع التاثر، اما از چه بود اين تاثر؟

اولش از ظلمي بود که بر سيدي مي رفت که باور دارم ظلمي به کس نکرده است. خدايا تو شاهدي اما بعدش آرامشي در درونم حاکم شد. انگار کسي در درون گفت وقتي با کسي چون سيدمحمود دعايي چنين شود، تو چه مي گويي که گلايه داري و شکايت. سعدي تو کيستي که در اين حلقه کمند چندان فتاده اند که ما صيد لاغريم.

من هرگز بر اين گمان نبوده ام که جايگاهي دارم که شاعر آن را بارگه داد ديده است وقتي در گله از سرنوشت تبهکاران را تنبه داده که جز خذلان نصيب نخواهند برد، اما هميشه گمانم اين بود که روزگار به از اين هم مي شد با ما سر کند که نکرد. با خواندن اين نامه و گلايه، انگار باران رحمتي باريد و هرچه گلايه داشتم شست و برد. و به جايش طمانينه يي نشست و نوعي رضايت به داده.

گفتم اگر براي شما ننويسم گناه است. وجود ذيجود شما نخواسته و از دور هم منبع رحمت است.

خداوند همچنان که تا حالا شما را با آبرو و عزت گذاشته، همواره عمر در اين مقام تان بدارد.

زياده جسارت است.


مسعود بهنود
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
وی گفت: «امیدواریم اظهارنظر آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان بتواند به بخشی از قراردادهای مهم بین المللی و اساسی که حجم قابل توجه آن در قراردادهای نفتی و گازی است تاثیر گذاشته و این قراردادها قبل از تنظیم و بسته شدن با کشورهای دیگر ابتدا تقدیم مجلس شده و نمایندگان آن را به تصویب برسانند.»
مجلس دیروز نسبت به آنچه بی توجهی دولت «نسبت به نقش قوه مقننه» و «عدول از انجام تکالیف قانونی» نامیده می شود واکنش نشان داد.

به نوشته سرمايه، علی اردشیر لاریجانی روز گذشته در حالی به جنتی برای اجرای  قانون اساسی نامه نوشت که در آن از انعقاد قراردادهای بین المللی بدون نظر مجلس خبر داده بود. مخبر کمیسیون انرژی مجلس در این باره گفت: «در جلسه دیروز کمیسیون انرژی موضوع اجرایی شدن اصل 77 در تنظیم قراردادهای بین المللی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس این اصل قراردادهای بین المللی باید به تصویب مجلس برسد.»
 
علی ادیانی راد با بیان اینکه از جمله قراردادهای بین المللی کشور ما قراردادهای مهم نفتی و گازی است، گفت: « در همین راستا کمیسیون اصل 90 نامه ای به ریاست مجلس مبنی بر اجرایی شدن اصل 77 در موضوع تنظیم قراردادهای بین المللی ارسال کرده و آقای لاریجانی هم نامه ای به دبیر شورای نگهبان نوشته است، مبنی بر آنکه اراده مجلس بر اجرایی شدن اصل 77 قانون اساسی خواهد بود.» وی گفت: «امیدواریم اظهارنظر آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان بتواند به بخشی از قراردادهای مهم بین المللی و اساسی که حجم قابل توجه آن در قراردادهای نفتی و گازی است تاثیر گذاشته و این قراردادها قبل از تنظیم و بسته شدن با کشورهای دیگر ابتدا تقدیم مجلس شده و نمایندگان آن را به تصویب برسانند.»

مخبر کمیسیون انرژی مجلس، یادآور شد:
«مجلس هفتم، دولت را از زمان منعقد شدن قرارداد ترک سل مکلف کرد در تنظیم قراردادهای بین المللی بالای 20 میلیارد تومان ابتدا قرارداد را به مجلس بیاورند و نظر نمایندگان نسبت به آن اعلام شود که متاسفانه این کار تاکنون صورت نگرفته است و قراردادهای بین المللی بدون نظر مجلس منعقد می شود.» همچنین در جلسه دیروز مجلس محمد رضا باهنر عضو هیات رئیسه کمیسیون برنامه و بودجه با تذکری درباره ارائه نشدن گزارش عملکرد قانون برنامه چهارم از سوی رئیس جمهوری خطاب به دولت گفت: «خواهش می کنیم دولت به تکلیف قانونی خود عمل کند و گزارش عملکرد برنامه چهارم را حداقل در سال آخر برنامه به مجلس ارائه کند تا ما بتوانیم با اطلاع دقیق تر وارد بررسی برنامه پنجم شویم.» نایب رئیس مجلس در صحن علنی مجلس خواستار ارائه گزارش عملکرد سالانه دولت در اجرای برنامه چهارم توسعه شد و با بیان اینکه این تذکر تا کنون چند بار تکرار شده است، گفت: «درخواست ما از دولت این است که در تهیه گزارش عملکرد برنامه چهارم توسعه به صورت سالانه دقت و اقدام کند که این کار ضروری است.»

وی افزود: «البته گزارش شاخص های کلان مجموعه از سوی دولت و وزیران مربوطه به کمیسیون های تخصصی مجلس ارسال می شود ولی این گزارش دو ایراد دارد؛ یکی اینکه روی این گزارش ها مهر «طبقه بندی شده» زده می شود و قابل انتشار نیست در حالی که قانونگذار وقتی اعلام می کند دولت این گزارش ها را رسماً به مجلس دهد یعنی گزارش هایی باید ارائه شود تا اطلاعات آن به اطلاع عموم برسد.» باهنر ادامه داد: «مشکل دوم این است که این گزارش ها به دست همه نمایندگان نرسیده و مردم از آنها مطلع نمی شوند.» در همین راستا هادی قوامی عضو هیات رئیسه کمیسیون برنامه و بودجه در تذکری آیین نامه ای بیان داشت: «دولت موظف است هر سال تا آذرماه گزارش پیشرفت و اجرای برنامه چهارم توسعه را به مجلس ارائه کند و سازمان مدیریت نیز موظف است گزارش کاملی در رابطه با شاخص های برنامه چهارم به مراجع مختلف از جمله مجلس ارائه دهد.» نماینده اسفراین در مجلس اشاره کرد: «اگر این گزارش نظارتی به موقع منتشر می شد امروز می توانستیم در مورد شاخصه های اقتصادی کشور با دقت بیشتری اظهارنظر کنیم اما الان نمی دانیم نسبت به برنامه چهارم در چه وضعیتی قرار داریم.»

وی یادآور شد: «در ماده 157 قانون برنامه چهارم توسعه تاکید شده به منظور حسن اجرای برنامه چهارم رئیس جمهوری گزارش نظارت و ارزیابی پیشرفت هر سال برنامه را حداکثر تا پایان آذرماه سال بعد که شامل مواردی چون بررسی عملکرد مواد قانونی برنامه، بررسی عملکرد سیاست های اجرایی، بررسی عملکرد متغیرهای کلان و بخشی از جمله تولید، سرمایه گذاری، تجارت خارجی، تراز پرداخت ها، بودجه، بخش پولی و تورم، اشتغال، بیکاری، پیشرفت عملیات اسناد ملی توسعه بخشی و استانی و ویژه، ارزیابی نتایج عملکرد، تبیین علل مغایرت برنامه و ارائه پیشنهادات لازم به منظور بهبود عملکرد است را به مجلس ارائه کند.» قوامی همچنین خاطرنشان کرد: «سازمان مدیریت و برنامه ریزی براساس ماده 158 قانون برنامه چهارم موظف به ارزیابی میزان پیشرفت کشور در چارچوب موازین برنامه چشم انداز و سیاست های کلی نظام است و باید شاخص های مربوط را متناسب با شاخص های بین المللی تنظیم و مقایسه کرده و در تیرماه هر سال نتایج حاصل از اندازه گیری و شاخص های مذکور را به همراه نقاط قوت و ضعف به همراه پیشنهادات موثر برای بهبود وضعیت کشور به مقام معظم رهبری، دولت و مجلس شورای اسلامی تقدیم کند.»
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
یکی از بینندگان سایت «آینده» با ارسال تصویری از روزنامه کیهان، آن را کشف علت بارندگی‌های اخیر توسط این روزنامه عنوان کرده است.در این پیام آمده است:چند روز قبل تصادفاً در حال مطالعه روزنامه کیهان بودم که تيتر خبری توجهم را جلب کرد...
یکی از بینندگان سایت «آینده» با ارسال تصویری از روزنامه کیهان، آن را کشف علت بارندگی‌های اخیر توسط این روزنامه عنوان کرده است.

در این پیام آمده است:

چند روز قبل تصادفاً در حال مطالعه روزنامه کیهان بودم که خبری با عنوان «استجابت دعای احمدی‌نژاد» توجهم را جلب کرد.
 
در این خبر، خبرنگار کیهان مدعی شده بود باران و تگرگ چهارشنبه شب و پنج‌شنبه صبح اصفهان به دلیل دعای دکتر احمدی‌نژاد در پایان سخنرانی خود در میدان امام خمینی(ره) اصفهان بوده است که دست‌ها را بلند کرده و فرموده‌اند،‌ «خدایا رحمت خود را بر این مردم نازل کن».

البته جای چند سوال کوچک از خبرنگار محترم کیهان در اصفهان که این گزارش را مرقوم فرموده‌اند و سردبیر و مدیر مسئول محترم‌تر این روزنامه که این خبر را تأیید و منتشر کرده‌اند وجود دارد که:

اولاً علت بارندگی‌های همزمان در اکثر نقاط کشور که در بسیاری از موارد بیشتر از شهر اصفهان هم بوده است، چیست؟

ثانیاً، مگر در طول یک سال و نیم خشکسالی ریاست محترم جمهور برای نزول رحمت الهی دعا نکرده بودند؟

به هر صورت برای جلوگیری از هرگونه تکذیب بعدی، تصویر این بخش از روزنامه را با هر زحمتی بود اسکن کردم و برایتان فرستادم.
  
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
عضو فراکسیون خط امام مجلس هشتم با یبان این مطلب افزود :«تکذیب این شعار توهین به مردم است
حمید رضا پشنگ  در مورد اظهارات اخیر جوانفکر و تکذیب شعار آوردن نفت بر سر سفره مردم توسط احمدی‌نژاد اظهار داشت:«محوری‌ترین شعار انتخاباتی آقای احمدی‌نژاد در انتخابات گذشته آوردن شعار نفت بر سر سفره مردم بود که قرار بود درآمد های نفتی تاثیری بر بهبود شرایط اقتصادی و زندگی مردم داشته باشد در حالی که نه تنها پول نفت بر سر سفره مردم نیامد بلکه رکود و تورم، بیکاری و بحث سوخت زندگی را برای مردم سخت‌تر کرد.»وی تاکید کرد:«در انتخابات‌ها هزینه انجام می‌شود اما اینکه از چه منبعی صورت می‌گیرد متفاوت است و ما امیدواریم از بیت المال استفاده شخصی نشود
نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

انتقاد شدید ابوطالب از دولت نهم

در پذیرش بی چون و چرای شعارها ی احمدی نژاد غفلت شد. بخشی از جریان اصولگرایی نیز هم اکنون چوب همان غفلت را می خورد
 
مرجع : اصلاحات
 
 
در پذیرش بی چون و چرای شعارها ی احمدی نژاد غفلت شد. بخشی از جریان اصولگرایی نیز هم اکنون چوب همان غفلت را می خورد.

به گزارش قلم نیوز، سعید ابوطالب که امروز درنشست کمیته‌های دانشجویی ستاد میرحسین؛سخن میگفت به شکلی بی سابقه به انتقاد از سیاستهای اقتصادی و فرهنگی دولت نهم پرداخت .

وی در ابتدا به دلایل پیروزی احمدی نژاد در سال 84 و نقش اصولگرایان ، نخبگان و توده های مردم اشاره کرد و گفت: انتخابات سال 84 که منجر به پیروزی احمدی نژاد شد، نیازمند تحلیل مفصل تری است؛ آقای احمدی نژاد در آن زمان در مقابل همه جریانات اصلی اصولگرا که خواستند او کنار برود ایستاد و با عدول نظر اکثریت ،کاندید شد و تا آخر هم مقاومت کرد و نتیجه گرفت. البته وی شعارهایی را طرح کرد که از جنس انقلاب بود و بوی تازگی و نگاه امام (ره) را می داد.

سعید ابوطالب به رای دهندگان احمدی نژاد در سال 84 اشاره کرد وگفت: باید دید این افراد به چه امید وآرمانی به او رای داده اند و اصلا از چه گروه و طبقه ای بودند. البته بخش اعظم رای ها حاصل شعارهایی بود که قابل احترام هستند ولی در آن زمان کسی در مورد آنها و میزان عملیاتی بودن شعارها از ایشان سئوال نکرد. کسی نپرسید آیا شخصی که این شعار ها را سر داده در گذشته به آنها عمل کرده و سابقه عملیاتی کردن آنها را دارد؟

وی با تاکید بر این که در پذیرش بی چون و چرای ابن شعارها و وعده ها غفلت شده است، خاطر نشان کرد: بخشی از جریان اصولگرایی نیز هم اکنون چوب همان غفلت را می خورد.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی افزود:به طور مثال ایشان گفته اند که نرخ بهره را تک رقمی می کنم. هیچ کسی از ایشان سوال نکرده است که دلایل عدم موفقیت در این زمینه چه بوده است. یا این که اعلام می کنند یک میلیون و 700 هزار واحد مسکونی ساخته می شود . کسی سئوال نمی کند که آیا اصلا چنین آماری در کشور عملیاتی است و اصلا می توان مصالح مورد نیازاین واحدها را تامین کرد؟

وی با بیان این که در زمان این دولت ، کشور دارای سند چشم اندازبود، تصریح کرد : با این حال دولت از برنامه ها عدول کرد به این مفهوم که برنامه ها دور زده شد.

عضو سابق کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطر نشان کرد: توده تاوان انتخاب خود را می دهد و البته بیشتر از توده نخبگان سیاسی مقصرند که تاوان آنها سنگین تر است.

نماینده سابق مجلس شورای اسلامی اظهار داشت: همه این موارد به نظر من "اشتباهات اصلی" دولت نیست. این اشتباهات جریان اصولگرا است. به عقیده من اشتباه اصلی، قانون گریزی، دروغ و ریا وعدم باور مردم است.

وی ادامه داد : وقتی می گوییم به مردم باور داریم به این معنا نیست که عین مردم لباس بپوشیم بلکه باید به مردم احترام بگذاریم . اگر به مجلس اعتنا نمی کنیم باید بدانیم که مجلس به گفته حضرت امام (ره) تجلی مردم سالاری است. البته مجلسی که هر یک از نماینده های آن قشری را هدایت کنند، نه مجلسی که نمایندگانش به وکیل الدوله بودن افتخار کنند.

به گفته نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با مخفی شدن پشت شعارهای دینی و اجازه صحبت به توده ندادن ونهادهای قانونی را دور زدن، دیکتاتوری شکل می گیرد. دیکتاتوری در همه جای دنیا به همین ترتیب شکل می گیرد.

ابوطالب در بخش دیگری از سخنان خود با انتقاد شدید از سیاستهای اقتصادی دولت گفت: نتیجه سیاستهای اقتصادی دولت ایجاد طبقه جدیدی بود که به ثروت های انبوه دست پیدا کردند . این افراد درعرصه سیاسی نیز خود را نشان داده اند که (...).

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی به نقد "پروژه ی اهدای سهام عدالت" دولت نهم پرداخت و گفت: مسئله مهم این است که بفهمیم سرمایه ای که قصد تقسیم وتوزیع آن را داریم متعلق به چه کسی است و می خواهیم آن را بین چه کسانی تقسیم کنیم و این کار چه تبعاتی دارد؟

سعید ابوطالب افزود:مشکل دستگاه های دولتی مشکل مالکیت نیست، مسئله مدیریت است. همانگونه که مشکل کنونی کشور ما اقتصادی نیست بلکه فرهنگی است به این مفهوم که احترام نیروهای مردمی و توده حفظ نمی شود و این موضوع خطر دیکتاتوری در کشور را تقویت می کند.

وی بار دیگر تاکید کرد: مشکل اصلی ما فرهنگی و اخلاقی است. مشکلات اقتصادی در مدت دو یا سه سال بر طرف می شود اما اثرات فرهنگی و شکاف طبقاتی ایجاد شده را نمیتوان به سادگی از بین برد.

نماینده هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی تاکید کرد: انقلاب ما انقلاب فرهنگی است .مردم انقلاب کردند چون احساس می کردند نظام حاکم به ارزش های آنها احترام نمی گذارد. اکنون نیز مردم به شعارها اعتماد کرده و رای داده اند اما آنها به هیچ وجه حساب نمی شوند و به آزادی و عزت انسانی آنها احترام گذاشته نمی شود و این یک خطر تاریخی را برای ما گوشزد می کند.

وی در جمع بندی اظهاراتش گفت: باید به کسی رای بدهیم که اصالتا به این حرفها اعتقاد داشته باشد. باید خط مشی خود را طوری انتخاب کنیم که اگر یک ماه دیگر تغییراتی در فضای انتخاباتی کشور ایجاد شد راه خود را عوض نکنیم.

ابوطالب در پایان اظهار امیدواری کرد شور و نشاط به فضای دانشگاهی کشور بازگردد و دانشجویان در عرصه های سیاسی به وظایف تاریخی و صنفی خود بیشتر آشنا شوند و به آن عمل کنند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
ادامه »" href="http://www.jomhoriyat.com/uploads/daei(3).jpg" target=_self jQuery1240201983906="13">

فحاشی مدرن به سبک سرمربی ارزشی

جمهوریت: اتفاق تازه ای نیست. حاجی مایلی کهن همان است که بود. در سال های دور در لباس سرمربی تیم ملی هم با همه سرجنگ داشت ؛ با همه ! خبرنگار و روزنامه نگار و بازیکن و تماشاچی و مدیرعامل و حتی هم پیمان ها و همبازی ها و مربی های سابق خود.  سلطان ، سردار ،  مدیر ، حاجی و ... همه هدف شلیک های مربی آتشین مزاج تیم ملی قرار گرفته اند.

آنقدر با همه جنگید تا فشنگ هایش تمام شد و با شکست در جبهه دوحه سنگر تیم ملی را ترک کرد.

کسانی که او را زمین چمن هم به خاطر دارند ، گواهی می دهند که او از گذشته عاصی و تلخ بوده است. حتی وقتی چرخ روزگار چرخید و و پس از ١٢ سال دوباره سکان هدایت تیم ملی فوتبال را به دست گرفت حاضر نشد کمی  آرامش و تساهل پیشه کند و کینه ها را به فراموشی بسپارد. هجمه عجیب او به مجری محبوب برنامه نود در همان نخستین روز انتخاب به عنوان سرمربی تیم ملی و البته عقب نشینی های عجیب تر عادل فردوسی پور آشکار کرد که حاجی مایلی با خشاب پر به صحنه بازگشته است.

سرمربی اصولگرای تیم ملی اما در بیانیه ای (که بیشتر فحشنامه ای است خطاب به یک مربی دیگر)  چنان عنان اختیار از کف داده و از کلماتی استفاده کرده که هیچ شرحی جز تاسف بر آن نمی توان نگاشت.

کسی بر معایب اخلاقی سرمربی استقلال که خطاب این بیانیه ! بوده شکی ندارد. ادبیات ناپسند قلعه نوعی ، تعامل نامناسب او با رسانه ها، رفتارهای نخ نمای او در بافتن آسمان و ریسمان به یکدیگر برای فرار از قبول مسوولیت ناکامی ها و کارکتر خاص او و جماعت همراه همیشگی اش بر هیچکس پوشیده نیست.

هیچکس ناجوانمردی تماشاگران استقلال در باب فحاشی به سرمربی تیم ملی را تایید نکرده و نخواهد کرد.

هیچکس نمی تواند منکر وجود آلودگی و روابط پشت پرده و زد و بندهای خاص در فوتبال کشور شود.

هر کسی اگر منصف باشد می داند که فوتبال ایران چه مشکلاتی عدیده ای در زیر ساخت ها و اصول اولیه دارد.

اما آنچه سرمربی تیم ملی در دفاع از خود و هجو منتقد مقابلش نگاشته چیزی جز تایید و پیروی هرچه بیشتر  از همین روال زشت و زننده و صحه گذاشتن بر آلودگی حاکم بر فضای فوتبال کشورمان ارائه نمی کند.

حاجی مایلی که همواره با بغض در کلام از ناجونمردی ها می نالد و نامردی ها و نامردمی های فوتبال را فریاد می زند ، با همان منش و سبک و سیاقی که ادعای تبری از آن را دارد ، به مخالفان خود حمله کرده است.

با فحاشی و بکابردن کلمات ناپسند چه کسی در روزهای آتی می تواند تماشاگران و اتمسفر پر از اشکال ورزشگاه ها را کنترل کند؟ فردا روز که تیم ملی به حمایت مردم نیاز دارد کیست که بتواند گرداب درگیری های داخلی را از فضای فوتبال ملی دور نگاه دارد؟

اینک روسای فدراسیون فوتبال و مدیران سازمان تربیت بدنی هم باید نتیجه انتخاب های سیاسی خود را نظاره گر باشند.

سرمربی تیم ملی که منتسب به رئیس جمهور است و در باب نحوه انتخاب او هزاران حرف و حدیث و شنیده و شایعه بر پا گشته ، اینک در حال خرج از کیسه همان اعتبار و حمایت و همراهی است. آیا به کاربردن ادبیات چاله میدانی از سوی مایلی کهن که این روزها حتی پرونده چگونگی انتخاب ١٢ سال پیش او به سمت سرمربی تیم ملی هم دوباره مفتوح شده است ، به حساب مدیریت ورزش کشور نگاشته نخواهد شد؟

واقعا پاسخ فدراسیون فوتبال در قبال این رفتار عجیب چه می تواند باشد؟ با این عصبیت آلوده به ناسزا چطور می شود همدلی و همزبانی را در حمایت از تیم ملی فراهم ساخت ؛ آنهم در برهه ای که مسیری سخت پیش پای فوتبال ایران برای صعود به جام جهانی است.

مدیران سازمان ورزش و فدراسیون فوتبال باید هر چه زود تر به حال این فضای آلوده که آکنده از تهمت و اتهام بی اساس و مدرک  شده و فحاشی و هجو و تحقیر و توهین در آن روندی عادی است ، چاره ای اتخاذ کنند.

البته ذکر این نکته هم بد نیست که برگزاری ضیافت روبوسی و آشتی کنان به سبک و سیاق این روزها در واکنش به این فاجعه اخلاقی تنها نمایش و تئاتری مسخره و مضحک خواهد بود که انگار به قصد فریب و تمسخر افکار عمومی برپا شده است.

واقعا چه کسی می تواند قربان صدقه رفتن ها و "مخلصم چاکرم" گفتن های طرفین را پس از این مناقشه زشت باور کند؟ اگر قرار است قضیه را با یک صلوات ختم به خیر کرده و این افتضاح را لاپوشانی کنید ، تنها خودتان را گول می زنید.

و در آخر آنچه پیش آمده تنها و تنها مایه ناامیدی از سرنوشت تیم ملی کشورمان است. به نظر می رسد که برای نجات تیم ملی از ترس مرگ خودکشی کرده ایم...
 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
اين روزها پس از يك سال و نيم سكوت مسوولان آموزش و پرورش درباره حذف كنكور، اظهار نظرهاي كارشناسي وزراي دولت درباره تبعات اجراي اين قانون، بحث داغ روز شده است. عليرضا علي احمدي، وزير آموزش و پرورش كه تا همين شش ماه قبل، اظهار نظر درباره كنكور را به وقت مقتضي موكول مي‌كرد، در ادامه مخالفت‌هاي تلويحي خود با اين قانون، امروز صراحتاً قانون مصوب سال ٨٦ را «ناعادلانه»، و غيراجرايي خواند.

خبرنگاراني كه امروز در نشست خبري وزير در وزارتخانه آموزش و پرورش حضور داشتند، گزارش دادند، علي احمدي با انتقاد از آنچه «ميزان كم اعتبار اختصاص يافته براي قانون حذف كنكور» مي‌خواند، به شدت به مجلس تاخت و گفت: «با اين مبلغ حتي «آب نبات چوبي» هم نمي‌توان براي آموزش و پرورش خريد، زيرا هزينه تصحيح اوراق امتحاني در آموزش و پرورش بسيار بالاتر از اينها است.» اشاره علي احمدي به اعتبار ٢٠٠ ميليارد ريالي مجلس براي حذف كنكور بود كه نمايندگان مجلس از آن به عنوان رفع بهانه دولت و آموزش و پرورش براي فراهم كردن مقدمات حذف كنكور ياد كرده بودند.

به گزارش ايلنا او در ادامه با طرح انتقاداتي از قانون عملا مخالفت خود را با حذف كنكور اعلام كرد. علي احمدي پس از گلايه از كم بودن اعتبار مجلس، افزود: آزمون سراسري كنكور كه با مشاركت بسياري از دستگاه‌ها برگزار مي‌شود، تنها دو تا سه روز را به خود اختصاص مي‌دهد، اين در حاليست كه در همين مدت اندك هم باز ممكن است، حرف و سخن‌هاي بسياري وجود داشته باشد، حال چه رسد به اين كه چنين آزموني در طول چند سال بخواهد، برگزار شود!

او در ادامه با اشاره به نحوه ي برگزاري اين آزمون, گفت: همه پذيرفته‌اند كه آزمون سراسري كنكور به صورت تستي انجام شود، اما چه كسي مي‌تواند بپذيرد كه آزمون‌هاي پايان سال متوسطه نيز به صورت تستي طراحي و اجرا شود و در عين حال اگر سوالات تستي نباشد، آموزشگاه‌هاي آن‌چناني كنكور كه جاي آموزش و پرورش نشسته‌اند، چه خواهند كرد؟! علاوه بر اين اگر تصحيح اوراق به دست معلمان صورت گيرد، آيا عدالت مي‌تواند به طور كامل و جامع اجرا شود؟

وزير آموزش و پرورش در ادامه ي پرسش هاي خود گفت : آيا كيفيت تدريس در آن با مناطق برخوردارتر متفاوت نيست؟! آيا دانش‌آموزي كه در مناطق محروم تحصيل مي‌كند، معادل دانش‌آموزان مناطق برخوردار از تسهيلات و امكانات طي كردن موفقيت‌آميز آزمون‌هاي سال‌هاي متوسطه برخوردار است و يا اين عدالت محسوب مي‌شود؟!

علي احمدي تاكيد كرد: ما چون مجري اين قانون هستيم، وظيفه ما اجراي قانون است، اما مي‌بينيم كه اجراي اين قانون چنين تبعاتي را نيز دارد و هر انديشمندي كه به اين مسايل فكر كند، قطعا خود نظر مثبت نسبت به طرح اين پرسش‌ها خواهد داشت.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
ترديد در حضور معلمان سر صندوق هاي راي

جمهوريت: معوقات كاركنان آموزش و پرورش كه در انتخابات گذشته با وزارت كشور همكاري داشته‌اند، تا ٣١ فروردين ماه پرداخت خواهد شد. حق الزحمه عوامل اجرایی انتخابات روزانه ٣ هزار تومان و حداکثر تا سه روز قابل پرداخت است. این مبلغ با بیش از یک سال تاخیر پرداخت می شود.

 
به گزارش ايسنا معاون برنامه‌ريزي و امور اقتصادي وزير كشور اعلام كرد: با هماهنگي‌هاي به عمل آمده با معاونت برنامه‌ريزي و نظارت راهبردي رياست‌جمهوري، معوقات كاركنان آموزش و پرورش كه در انتخابات گذشته با وزارت كشور همكاري داشته‌اند در اصلاحيه بودجه سال ١٣٨٧ كل كشور پيش‌بيني و تا ٣١ فروردين ماه به آنان پرداخت خواهد شد.

 
تعداد كاركنان وزارت آموزش و پرورش كه در اين انتخابات شركت داشتند ٣٥٨ هزار و ٥٣٩ نفر و مبلغ ريالي معوقات اين افراد ٢١٥ ميليارد ريال است. اين اعتبار از طريق وزارت آموزش و پرورش به حساب‌ سازمان‌هاي آموزش و پرورش استان‌ها و تا روز آينده به حساب كاركنان واريز خواهد شد.

 
هيات وزيران در مهر ماه ١٣٨٧ بنا به پيشنهاد مشترك وزارت كشور و شوراي نگهبان و به استناد اصل يكصدو سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،آيين نامه نحوه پرداخت حق الزحمه مجريان و ناظران انتخابات را به شرح زير تصويب نمود:

 
حق الزحمه مقطوع عوامل اجرايي و نظارتي از جمله انتخابات برگزار شده در سال ١٣٨٦ و مرحله دوم در سال ١٣٨٧ از محل اعتبارات مصوب شوراي نگهبان و وزارت كشور به شرح زير تعيين و ملاك محاسبه قرار مي گيرد:

 
الف - حق الزحمه كليه عوامل اجرايي و نظارتي به ازاي هر نفر سي هزار ريال به ازاي هر روز و حداكثر تا سه روز.

 
ب – حق الزحمه هر يك ازاعضاي هيئت هاي اجرايي و نظارتي در حوزه انتخابيه اصلي در هر دوره شش ميليون ريال .

 
ج – حق الزحمه هر يك از اعضاي هيئت هاي اجرايي و نظارتي در حوزه انتخابيه فرعي در هر دوره چهارميليون ريال.


د- ارقام فوق براي انتخابات هاي بعدي تا پيشنهاد مشترك وزارت كشور و شوراي نگهبان و تصويب هيئت وزيران قابل تغيير است.


در هردوره عوامل اصلی برگزار کننده انتخابات فرهنگیان هستند . مبلغ ناچیز حق الزحمه و تاخیر در پرداخت آن باعث دلسردی معلمان گردیده و بسیاری از معلمان ترجیح می دهند عطای حضور در انتخابات به عنوان مجری را به لقای چنین رفتارهایي ببخشند . نکته دیگر تفاوت بین حق الزحمه عوامل اجرایی حاضر در سر صندوق های آرا و اعضای هیات های اجرایی و نظارت است. آیا دستهایی در کار است که با این گونه اقدامات معلمان را از حضور در پای صندوق ها منصرف کنند؟

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
در دیدار انتخاباتی هفته گذشته رخ داد
 

 دیدار انتخاباتی حبیب الله عسگراولادی دبیر کل جبهه پیروان خط امام و رهبری و محمد رضا باهنر با محمود احمدی نژاد به صحنه اعتراض های شدید باهنر به نحوه رفتار احمدی نژاد با اصول گرایان تبدیل شد و در مقابل احمدی نژاد هم به طور اساسی شروط باهنر و عسگراولادی را برای حمایت از کاندیداتوری اش رد کرد. سایت اینترنتی ثانیه نیوز که از سوی حامیان احمدی نژاد اداره می شود خبر داد که هفته گذشته، دو نفر به نمایندگی احزاب عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری با دکتر محمود احمدی‏نژاد دیدار کردند.

به گزارش ثانیه‌نیوز (سایت خبری ستادهای خودجوش احمدی‌نژاد)، هفته گذشته قرار بود سه نفر به نمایندگی احزاب عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری با دکتر محمود احمدی‏نژاد دیدار کنند که یک نفر از آنها به دلیل بیماری غایب بود و لذا حبیب‏الله عسگراولادی و محمد رضا باهنر موفق به این دیدار شدند.

‏حبیب‏الله عسگراولادی دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري در این دیدار به دستاوردها و بیان عملکرد دولت نهم اشاره کرد و گفت: سفرهای رئیس جمهور به استانها و تماس نزدیك با مردم و دادن میلیونها نامه به رئیس جمهور سبب درك شما از محرومیت‌های نیمه پنهان و ارائه خدمت بالاتر به آنهاست. خوشبختانه دولت نهم با تلاش شبانه‌روزی سعی كرده است به مطالبات مردم در سطوح مختلف از جمله در سطح محرومین پاسخ دهد. تخطئه این خدمت نفعی برای منتقد محترم ندارد. چون به هر حال مردم محروم با همه وجود این خدمت را درك می‌كنند.

به گزارش ثانیه‏نیوز، محمد رضا باهنر نایب رییس لاریجانی و دبیرکل جامعه مهندسین جبهه پيروان خط امام و رهبري نیز از ابتدای سخن، باب طرح برخی اتهامات نسبت به دولت را باز کرد و خواستار مشورت دولت آینده در انتصابات با جبهه پيروان خط امام و رهبري شد. وی در ادامه شروط دیگری را نیز در مورد دولت آینده، مطرح ساخت.

دکتر محمود احمدی‏نژاد نیز با اشاره به زمینه‏های شکل‏گیری دولت نهم و حمله‏های غیرمنصفانه به این دولت، به جایگاه این دولت نزد رهبری، مردم و عرصه بین‏الملل اشاره کرد.

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، معیارهای مورد نظر خود را برشمرد و با تکیه بر کلام معصوم(ع)، امام(ره) و رهبر معظم انقلاب، این معیارها را معیارهای دولت اسلامی ذکر کرد و لذا با رد شروط مطرح شده، خواستار تطبیق برخی مدعیان با این شروط (معیارهای دولت اسلامی) شد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
ابراهیم بهشتی نامدار: نگاهی به اخبار، گزارش و تحلیل های انتخاباتی که در رسانه ها اصول گرا منتشر می شود و یا از زبان بسیاری از چهره های شاخص این جریان گفته می شود، بیان گر آن است که اصول گرایان همچنان منتظر یک پدیده یا اتفاق جدید در این جناح هستند.

کمتر از ٢٠ روز دیگر تا زمان ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده و به رغم تاکید حلقه محدود حامیان دولت بر حمایت همه جانبه مجموعه اصوا گرایان از کاندیداتوری محمود احمدی نژاد، هیچ یک از گروه های و جریان های ریشه دار ، با سابقه و پرنفوذ جناح راست(اصول گرا) موضع و بیانیه رسمی در باره حمایت از احمدی نژاد اعلام نکرده اند.

این در حالی است که در جناح رقیب آنها اکثر گروه ها و احزاب اصلاح طلب به صورت شفاف و علنی موضع انتخاباتی خود را اعلام و کاندیدای خود را نیز معرفی کرده اند. جبهه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، مجمع روحانیون مبارز، حزب همبستگی، حزب اعتماد ملی و... هر کدام با بیان دلایل و برنامه های خود، به بیان چرایی حمایت از میر حسین موسوی یا مهدی کروبی پرداخته اند.

اما وضعیت در اردوگاه اصول گرایان به گونه ای دیگر است. جامعه روحانیت مبارز به عنوان تشکل شاخص و تاثیر گذار در مجموعه گروه های اصول گرا به مانند حزب موتلفه اسلامی و جامعه اسلامی مهندسان به تصمیم قطعی نرسیده است. تنها حامیان دولت که محدود به حلقه مشاوران و نزدیکان احمدی نژاد می شوند به همراه جمعیت ایثارگران - که اتفاقا در انتخابات دور اول ریاست جمهوری گذشته از عضو موسس و شورای مرکزی خود یعنی احمدی نژاد حمایت نکرد، به صورت علنی از کاندیداتوری رئیس جمهور فعلی حمایت کرده اند و بقیه همچنان در انتظار به سر می برند.

در همین ارتباط توجه به تیتر چند خبر یا اظهار نظر اصول گرایان قابل تامل است:
«هنوز مشخص نیست در جریان اصول گرا یک اجماع کامل بوجود آید یا یک اجماع با سکوت! شکل خواهد گرفت زیرا طیف های اصول گرا اعلام می کنند شاید در این انتخابات ساکت باشند و اظهار نظری نکنند.»
( کاظم جلالی نماینده اصول گرای مجلس در گفت و گو با آریا)

«در صورت کاندیداتوری ولایتی در انتخابات ریاست جمهوری، محمد باقر قالیباف معاون اولی وی را خواهد پذیرفت. هنوز آقاي ولايتي پاسخ منفي قاطع براي عدم حضور در انتخابات نداده است.»
(علی مطهری در گفت و گو با ایلنا)

« حزب موتلفه اسلامی در حال حاضر از هیچ فرد خاصی برای نامزدی نهایی اصول گرایان نام نمی برد مگر اینکه مجموعه اصول گرایان به یک فرد برسند که در آن صورت آن فرد نامزد موتلفه نیز خواهد بود.»
( محمد نبی حبیبی در گفت و گو با ایسنا)

این قبیل اظهار نظرها که این روزها بسیار شنیده می شود بیش از هر چیزی بیان گر یک موضوع است؛
« تردید مجموعه اصول گرایان در حمایت از احمدی نژاد.»

در خصوص دلیل این تردید بیان این جمله از سخنان غلامرضا مصباحی مقدم چه بسا، گویای کل ماجرایی باشد که از سال ١٣٨٤ آغاز شده و تا کنون ادامه دارد و البته مهمتر اینکه، هیچ امیدی به تغییر آن نیست.

رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس در گفت و گویی دلایل سکوت یا عدم حمایت از کاندیداتوری احمدی‌نژاد را این گونه برشمرده است؛« مسائلی مثل بی‌توجهی به نظرات مشورتی دیگران، کم توجهی به تعامل مؤثر با مجلس، اقدامات عجولانه و تصمیمات ناپخته و واکنش‌های بدون مطالعه از سوی دولت نهم، زمینه‌های نارضایتی برخی از اصولگرایان را طی چهارسال گذشته ایجاد کرده است. در مواردی مثل تصمیم‌گیری برای انحلال هیأت مدیره بیمه ایران، انحلال سازمان مدیریت و برخی تخلفات قانونی آشکار از سوی دولت.

با این حال به نظر می رسد اصول گرایان ناراضی از عملکرد دولت، امید داشتند تا در آستانه انتخابات و با مشخص شدن یک دوره کاری ٤ ساله از کارنامه دولت، رئیس جمهور را مجاب کنند تا در رفتارهای خود و اتخاذ تصمیمات تغییر مشی داده و شروط آنها را برای حمایت بپذیرد. این گونه بود که نمایندگانی از ناحیه طیف های مختلف اصول گرایی به دیدار احمدی نژاد یا نزدیکان وی رفتند و رایزنی هایی در این باب انجام دادند.اما نتیجه همان بود که انتظار می رفت.« رئیس جمهور به چنین شروطی اعتنا نمی کند.»

در حقیقت مجموعه اصول گرایان در صورت حمایت از احمدی نژاد، از یک طرف در ایجاد هر گونه تغییر برنامه ها و سیاست های دولت نهم در صورت پیروزی مجدد تردید دارند و از سویی دیگر نگران ثبت عملکرد دولت به نام اصول گرایی هستند.

به تعبیری آنها به خوبی می دانند که حمایت از احمدی نژاد در صورتی که به پیروزی وی هم منجر شود، برای آنها حکم،«آش نخورده و دهن سوخته» را خواهد داشت. چرا که نه امیدی به تغییر رفتار رئیس دولت و برنامه های آن می رود و نه بهانه ای برای انتقاد و شانه خالی کردن از مسئولیت سهیم بودن در بوجود آوردن وضع موجود.

با این وصف وضعیت برزخ گونه بسیاری از گروه های اصول گرا که هنوز درباره انتخابات به قطعیت نرسیده اند، طبیعی به نظر می رسد آنها همچنان منتظرند، منتظر یک پدیده یا اتفاق جدیدی که بتواند آنها را از این برزخ نجات دهد.
 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
قراردادهای خارجی را مجلس باید تصویب کند

کمیسیون انرژی مجلس، بدنبال سخنرانی های اخیر میرحسین موسوی مبنی بر پنهان بودن جزئیات قراردادهای نان و آب دار نفتی و گازی و حتی بی خبر بودن مجلس از آن، از خواب بیدار شده و روز گذشته اعلام کرد: اصل 77 در تنظیم قراردادهای بین‌المللی باید اجرا شود. بر اساس این اصل، قراردادهای بین‌المللی باید به تصویب مجلس برسد. از جمله قراردادهای مهم نفتی و گازی.

کمیسیون اصل 90 نامه‌ای به ریاست مجلس نوشته و اجرای این اصل را خواستار شده است و رئیس مجلس هم نامه‌ای به دبیر شورای نگهبان نوشته و تصمیم مجلس را اطلاع داده است.

(این کمیسیون نگفت که وقتی یک اصل بنام اصل 77 وجود دارد، دیگر چه نیازی به کسب اجازه از شورای نگهبان است؟ مگر آن که شورای نگهبان درجریان این قراردادهای دولت است و یا چون دولت نهم دست نشانده احمد جنتی دبیرشورای نگهبان است، به جای تذکر به رئیس دولت، از ارباب آن، جنتی کسب تکلیف کرده باشد.)

مخبر همین کمیسیون به خبرگزاری های داخلی گفت: امیدواریم اظهار نظر آیت‌الله جنتی دبیر شورای نگهبان بتواند به بخشی از قراردادهای مهم بین‌المللی و اساسی که حجم قابل توجه آن در قراردادهای نفتی و گازی است تاثیر گذاشته، و این قراردادها قبل از تنظیم و بسته شدن با کشورهای دیگر ابتدا تقدیم مجلس شده و نمایندگان آن را به تصویب برسانند.

(مجلسی که شورای نگهبان درست کرده باشد و نمایندگانش بدانند با کدام حیله و تقلب و رای سازی نماینده مجلس شده اند، حال و هوایش جز اینست که رئیس کمیسیون انرژی به خبرگزاری های داخلی گفته؟

وقتی مجلس چهارم تسلیم و مرعوب رضاخان شد و ماده واحده تبدیل سلطنت قاجاریه به سلطنت پهلوی را تصویب کرد و رضاخان شد رضاشاه، میرزاده عشقی شاعر ملی و میهن دوست ایران شعر بلندی درباره این مجلس سرود با این ترجیع بند: دیدی چه خبر بود؟

با همین شعر میرزاده عشقی سر خودش را به باد داد و تیم ترور حکومتی او را در حیاط خانه اش با شلیک گلوله ترور کردند. اتفاقا خانه اش فاصله چندانی از خانه شادروان داریوش فروهر نداشت! هر دو با اندک فاصلهای در دو سوی خیابان هدایت واقع در دروازه شمیران ساکن بودند. البته با فاصله زمانی 50- 60 ساله)

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

اخراج شدند، تا بسیجی استخدام شود؟

از 405 شاغل قراردادی اداره کل آموزش فنی و حرفه ای استان تهران 232 تن به بهانه  تعدیل اخراج شدند. اکثر آنها از سال 1384 مشغول کار بوده اند. شماری از این بیکار شدگان در مقابل وزارت کار و امور اجتماعی جمع شده و دست به تظاهرات زدند. برخی از آنها گفته اند این اخراج ها به آن دلیل صورت گرفته که بتوانند افراد بسیج و یا افراد خانواده خود را جایگزین آنها کنند. همزمان با این اخراج، شرکت "اویک" که عملیات اجرایی ساخت پالایشگاه گاز در فازهای ۹ و ۱۰ میدان پارس جنوبی در عسلویه را بر عهده دارد نیز ۳۰۰ کارگر فنی و قراردادی خود را اخراج کرد. قرار است عده ای از اخراجی ها به نمایندگی از بقیه از عسلویه راهی تهران شده و در مقابل دفتر ریاست جمهوری اجتماع کنند.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

سیب زمینی. مشهورترین سمبل انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در جمهوری اسلامی. می گویند پخش مجانی آن از ابتکارات ثمره هاشمی مشاور ارشد احمدی نژاد بود که از این سمت استعفا داده تا ریاست ستاد انتخاباتی احمدی نژاد را رهبری کند. به همین دلیل این روزها هر جا، تصویر دو سیب زمینی در کنار هم ظاهر می شود، احمدی نژاد و ثمره هاشمی را تداعی می کند

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
استقلال تیم ملی را تحریم می‌کند؟
در پي انتشار بيانيه حيرت‌انگيز مايلي‌کهن عليه قلعه‌نويي

 

ورزشی - سایت رسمی باشگاه استقلال به دنبال بیانیه حیرت انگیز محمد مایلی کهن ، سرمربی تیم ملی ایران تلویحا تهدید کرد که شاید به تیم مایلی کهن بازیکن ندهد.

به گزارش قلم نیوز، بیانیه محمد مایلی کهن سرمربی تیم ملی ایران علیه امیر قلعه نویی سرمربی استقلال فضای فوتبال ایران در روز یکشنبه را به طور کامل در اختیار خود قرار داد.اما در شرایطی که همه از قلعه نوئی انتظار پاسخ داشتند،او تنها در تمرین پشت سر مایلی صفحه گذاشت و به خبرنگاران چیز خاصی نگفت که احتملا سکوت او به رغم اصرار دوستان از تماس مقامات بالا با وی ناشی می شد.

اما سایت استقلال راسا بیانیه ای علیه جملات مایلی کهن صادر کرد که موضع رسمی باشگاه منصوب می شود،گرچه در این مطلب تاکید شده که پاسخی به مایلی داده نخواهد شد.در این بیانیه که استناد آن به تماسهای تلفنی طرفداران استقلال است، آنها تهدید کرده اند که شاید به تیم ملی بازیکن ندهند.در بخشی از این بیانیه می خوانیم :" هواداران از واعظی آشتیانی خواسته اند که بازیکنان استقلال را در اختیار تیم ملی ای که سرمربی آن چنین ادبیاتی دارد ، قرار ندهند."

ضمن اینکه این سایت در یک ادعای جالب مدعی شده که این برای اولین بار است که تعداد زیادی از هواداران تیم پرسپولیس با باشگاه استقلال تماس گرفته اند و با هواداران استقلال همنظر و هم عقیده هستند. در این شرایط همه در انتظار واکنش حقوقی قلعه نوئی و البته واکنش طرفداران این تیم در بازی چهارشنبه استقلال مقابل ام صلال اند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
سخنرانی حمیدرضاجلایی پور دراصفهان

 

استان اصفهان - همایش "مانده ایم برای پیروزی"به همت ستادجوانان 88اصفهان برگزارمی گردد.

همایش"مانده ایم برای پیروزی"به همت ستادجوانان 88استان اصفهان باسخنرانی دکترحمیدرضاجلایی پوربرگزارخواهدشد.

به گزارش خبرنگارقلم نیوزاین همایش ساعت 17:30روزدوشنبه مورخ 31/1/88درمحل ستاد88اصفهان به آدرس خیابان حمزه نبش رکن الدوله باحضورجوانان حامی مهندس موسوی برگزارخواهدشد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
آنچه رسایی از جلسه محرمانه نگفت!

 

از رسانه ها - در حالی که حمید رسایی، مدیر کل سابق اداره ارشاد قم و نماینده فعلی تهران از جلسه محرمانه حامیان دولت با هیأت رئیسه مجلس، مطالبی را در رسانه‌ها منتشر کرده است، خبرنگار «تابناک» به جزییات واقعی این جلسه دست یافت.

به گزارش قلم‌نیوز ، رسایی در وبلاگ خود در این باره نوشته است:
«روز چهارشنبه در جلسه‌ای که در خصوص اختلافات نظرها درباره قرائت گزارش تفریغ دیوان محاسبات با حضور آقای حسینیان و آقای زارعی در دفترشان داشتیم، بر عدم حضور خودش تأکید دوباره کرد و حتی به شوخی خطاب به آقای حسینیان گفت که ظاهراً ما باید بیاییم و در مرکز اسناد ثبت کنیم که قصد کاندیداتوری نداریم تا برخی از آقایان باور کنند. جالب این بود که حتی آقای لاریجانی تصریح کرد که نظرش مثل اصول‌گرایان دیگر کاندیدای واحد و گزینه‌اش هم علی‌رغم برخی اختلاف سلیقه‌ها احمدی‌نژاد است و البته به شیوه خاصی برای رقابت در این دور معتقدند.»

بر پایه گزارش خبرنگار «تابناک» در جلسه مذکور که میان روح‌الله حسینیان، حمید رسایی و علی‌اصغر زارعی از نمایندگان حامی دولت و جهانبخش محبی‌نیا، محمدرضا باهنر و علی لاریجانی از هیأت رئیسه مجلس جهت رفع ابهامات درباره عملکرد هیأت رئیسه در قرائت گزارش تفریغ بودجه سال 1386 تشکیل شده بود، نمایندگان دولت به شدت از عملکرد هیأت رئیسه مجلس در تصویب لایحه بودجه سال 1388 و همچنین قرائت گزارش دیوان محاسبات در تفریغ بودجه سال 1386 انتقاد می‌کنند و عملکرد مجلس هشتم را تضعیف دولت نهم ارزیابی می‌کنند، که دکتر لاریجانی در پاسخ به برخی از اقدامات مجلس هشتم برای جلوگیری از تضعیف دولت، از جمله به موارد حل مسأله استیضاح وزرای کشاورزی، ارتباطات و آموزش و پرورش در آستانه انتخابات توسط هیأت رئیسه مجلس با برگزاری جلسات میان نمایندگان استیضاح‌کننده و وزرا،‌ تصویب لایحه جبران خشکسالی که در مجلس هفتم تصویب نشده بود و تصویب کلیات طرح تحول اقتصادی، اشاره می‌کند.

وی عمده انتقادات و گلایه‌های دولت و نمایندگان حامی دولت از عملکرد هیأت رئیسه مجلس را ناشی از عدم توجه کافی به موضوع ارزیابی کرده و درباره قرائت گزارش اخیر دیوان محاسبات از عملکرد بودجه 1386 می‌گوید: قرائت این گزارش مطابق با اصل 55 قانون اساسی بوده و اگر مخالفت‌ها و انتقادات شدید دولت و نمایندگان حامی آن با قرائت این گزارش نبود، این گزارش مانند گزارش‌های دیگر روند اداری خود را طی می‌کرد و تا این اندازه نسبت به محتویات آن توجه نمی‌شد.

رئیس مجلس سپس با گلایه از برخی نقل‌قول‌های مقامات عالی رتبه اجرایی مبنی بر قطعی شدن کاندیداتوری خودش اظهار کرده است: بنده اگر تصمیم به کاندیداتوری داشته باشم، کسی نمی‌تواند مانع من شود، بنابراین وقتی می‌گویم که قصد کاندیداتوری ندارم چرا خلاف آن را در محافل دامن می‌زنند؟ ظاهراً لازم است برای کاندیدا نشدن سند محضری بدهم؟

در پاسخ به این مطلب، نمایندگان حامی دولت از دکتر لاریجانی می‌خواهد که برای حل نگرانی‌های عدم کاندیداتوری برای ریاست‌جمهوری تضمین بدهد که رئیس مجلس پاسخ می‌دهد این کار به مصلحت وی و مجلس نیست.

با اصرار نمایندگان حامی دولت از دکتر لاریجانی برای حمایت از دکتر احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست‌جمهوری، رئیس مجلس اعلام می‌کند، با توجه به ماهیت و فضای انتخابات، این اقدام به مصلحت مجلس نیست و اگرچه انتخابات ریاست‌جمهوری اهمیت دارد، اما جایگاه مجلس از آن مهمتر است و نباید کاری بکنیم که مجلس قربانی انتخابات شود. بنابراین به مصلحت مجلس نیست که من از آقای احمدی‌نژاد یا کاندیدای دیگری حمایت کنم.

در پاسخ به این نظر رئیس مجلس، حمید رسایی پیشنهاد می‌کند که وی به نقل از دکتر لاریجانی از آقای احمدی‌نژاد حمایت کند که رئیس مجلس این کار را در حد همان حمایت از کاندیدا تلقی می‌کند و با آن موافقت نمی‌کند.

گفته می‌شود در جلسه مذکور،‌ دکتر لاریجانی برای اثبات حسن نیت هیأت رئیسه برای جلوگیری از تضعیف دولت، به برخی تخلفات تکان‌دهنده اشاره کرده است که هیأت رئیسه با جلوگیری از افشای تخلفات و درز آن به رسانه‌ها، ‌نسبت به اصلاح تخلف اقدام کرده است؛ در حالی که اگر این موارد منتشر می‌شد، هزینه سیاسی سنگینی به دولت وارد می‌گردید که برخی نمایندگان حامی دولت با اطلاع از این موارد، نسبت به گلایه اول خود از هیأت رئیسه مجلس در ابتدای جلسه تجدید نظر کرده‌اند.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
بانك مركزي به هيات مديره بانك سرمايه در خصوص جا به جائي مدير عامل آن بانك هشدار داد.

به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي بانك مركزي، در پي صورتجلسه مورخ 22/1/88 هيات مديره بانك سرمايه كه در آن به خاتمه سئوليت آقاي سيدبهاء الدين هاشمي از سمت مدير عاملي آن بانك اشاره شده است، بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران طي نامه اي به رئيس هيات مديره بانك ياد شده اعلام كرد : «جا به جائي مديرعامل آن بانك صرفا پس از هماهنگي و ارائه توضيحات كافي به بانك مركزي امكان پذير است لذا مقتضي است تا بررسي و تعيين مديريت عامل جديد، مدير عامل فعلي كما في السابق با حفظ اختيارات و وظايف قبلي در آن بانك حضور يابد ، درغير اين صورت بانك مركزي به موجب اختيارات قانوني خود اقدامات بعدي را به منظور حفظ سلامت بانك سرمايه و نظام بانكي كشور و حفظ سپرده هاي مردم به انجام مي رساند ».
 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
رئيس دفتر محمود احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور در نامه‌اي به دادستان تهران خواستار رعايت قسط و عدل در رسيدگي به اتهامات رکسانا صابري و حسين درخشان شد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ همزمان با اعتراضات یکپارچه دولت آمریکا و کشورهای اروپایی به بازداشت و محکومیت رکسانا صابری خبرنگار ایرانی ـ آمریکایی که به «جاسوسی» متهم شده است؛ رئیس ‌دفتر محمود احمدی‌نژاد نیز در نامه‌ای به دادستان تهران خواستار رسیدگی عادلانه به این پرونده شد.
 
متن کامل نامه عبدالرضا شيخ الاسلامي رييس دفتر رييس جمهوري به سعيد مرتضوي دادستان تهران به شرح زير است: 

جناب آقاي سعيد مرتضوي
دادستان محترم تهران
سلام عليکم
به قرار اطلاع پرونده اتهامات آقاي حسين درخشان و خانم رکسانا صابري در مراجع قضايي در دست رسيدگي مي باشد.
نظر به تأکيد رياست محترم جمهوري، ترتيبي اتخاذ فرماييد تا مراحل رسيدگي به اتهامات افراد مذکور با دقت کامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانوني صورت گيرد و شخصاً مراقبت فرماييد تا متهمان بتوانند از کليه آزادي‌ها و حقوق قانوني براي دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و کوچکترين حقي از آنها ضايع نشود.
عبدالرضا شيخ الاسلامي
 
گفتنی است عبدالصمد خرمشاهي وکيل رکسانا صابري روز گذشته (شنبه) در گفتگو با رسانه‌های داخلی و خارجی از جمله ایرنا اعلام کرده بود که موکلش بر اساس دادنامه‌اي که تحويل گرفته به تحمل هشت سال حبس تعزيري محکوم شده است. 

رکسانا صابري که 31 سال سن دارد و از تابعيت ايراني ـ آمریکایی برخوردار است، اواخر ژانويه (اوايل بهمن 1387) بازداشت شد و دستگاه قضايي سپس اتهام او را جاسوسي براي آمريکا اعلام کرد. حسين درخشان نيز از وبلاگ نويساني است که گفته مي شود پس از بازگشب به کشور بازداشت شده است. 

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

پاسخ صادق محصولی به شائبه تبلیغاتی بودن سفرهای استانی

وزير کشور شائبه تبليغاتي بودن سفرهاي استاني رييس‌جمهوري و هيات‌دولت را رد کرد و گفت: بر اساس قانون رييس‌جمهوري تا نيمه خرداد بايد به وظايف خود بپردازد که سرکشي به استان‌ها و شرکت در جلسات دولت يکي از اين وظايف است.

به گزارش ايرنا، صادق محصولي روز يکشنبه در جمع خبرنگاران با اشاره به قانون انتخابات رياست‌ جمهوري گفت: آقاي احمدي‌نژاد در نيمه مرداد سال 84 فعاليت خود را آغاز کرده و مدت زمان رياست‌جمهوري نهم 4 سال است. 

وزير کشور گفت: رييس‌جمهوري طي اين مدت بايد به وظايف خود بپردازد و سرکشي به استان‌ها و تشکيل جلسات دولت در استان‌ها از جمله اين وظايف و برنامه‌هاي سفرهاي استاني است. 

محصولي با بيان اينکه سفرهاي استاني يک برنامه مستمر بوده است و به اين دوره اختصاص ندارد از آن به عنوان ابتکار رييس‌جمهوري ياد کرد و گفت: آقاي احمدي‌نژاد از آغاز انتخاب خود به عنوان رييس‌جمهور سفرهاي استاني را شروع کرد که همچنان ادامه دارد که اين موضوع هرگونه شائبه در اين زمينه را رد مي‌کند. 

وزير کشور در پاسخ به پرسش ديگري در خصوص برخي اقدامات تخريبي در آستانه انتخابات از جمله ارسال پيامک تصريح کرد: قانون افراد را از تخريب نامزدها منع کرده است ضمن آنکه اخلاق اسلامي توصيه مي‌کند که افراد ديگران را تخريب نکنند. 

محصولي افزود: در دوره گذشته شاهد بوديم که بيشترين تخريب‌ها در زمان انتخابات عليه نامزد مورد نظر مردم صورت گرفت اما نتيجه عکس داد. 

وي تخريب‌ها را بي‌اثر دانست و اظهار داشت: اين بار نيز مردم با بصيرت و بينش خوب و عميق خود به نامزد مورد نظر خود راي خواهند داد. 

وزير کشور گفت: اقداماتي نظير پيامک‌هاي تخريبي نيز نتيجه عکس مي‌دهد. 

وي به همه نامزدها و طرفداران آنان توصيه کرد تا در محيطي صميمي و توام با آرامش به معرفي خود و برنامه‌هايشان بپردازند و از تخريب ديگران پرهيز کنند. 

محصولي يادآور شد که اقدامات تخريبي اشکال قانوني ايجاد مي‌کند و برخورد قانوني را در پي دارد.


نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

در دیدار خصوصی برخی نمایندگان با لاریجانی چه گذشت؟

در پی انتشار خبری مبنی بر اعلام حمایت علی لاریجانی از کاندیداتوری احمدی نژاد که در واکنشی معنادار از سوی مشاور آقای لاریجانی با قاطعیت تکذیب شد؛ رییس مجلس در دیدار خصوصی برخی نمایندگان تصریح کرد که به مصلحت نیست مجلس وارد مصادیق انتخاباتی شود. 

به گزارش خبرنگار شهاب نیوز؛ حمید رسایی نماینده حامی دولت در مجلس اخیرا در سایت اینترنتی خود از حمایت لاریجانی از رییس‌جمهور در انتخابات آتی خبر داده بود، اما این خبر از سوی برخی نزدیکان به رییس مجلس روز گذشته تکذیب و دروغ خوانده شد. 

در این میان به گزارش ایلنا، عصر روز گذشته (شنبه) جمعی از نمایندگان مجلس با حضور در دفتر علی لاریجانی با وی در این باره بحث و گفت‌وگو کردند. 

به گفته یکی از اعضای فراکسیون اقلیت مجلس که در این جلسه حضور داشته است، علی لاریجانی در این دیدار اعلام کرده که تاکنون موضع انتخاباتی مشخصی نگرفته است. 

به گفته وی، رییس مجلس در این باور است که مجلس به عنوان قوه مقننه نباید وارد بحث مصادیق انتخاباتی شود؛ چرا که به مصلحت نیست قوه مقننه این گونه وارد مباحث انتخاباتی قوه مجریه شود. 

وی بر این اساس افزود: به همین دلیل است که تاکنون فراکسیون اصولگرایان مجلس نیز وارد موضوع مصادیق انتخاباتی نشده است. 

گفتنی است علی لاریجانی به عنوان رئیس فراکسیون اصولگرایان در جلسات این فراکسیون نیز تاکید داشته است که بهتر است این فراکسیون در قالب فراکسیونی از سوی مجلس وارد بحث انتخابات و اعلام حمایت از کاندیدای خاص نشود.
 



نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

عنوان  :
چکيده  : با بیانیه تعجب‌برانگیز مرد جنجالی فوتبال ایران که بار دیگر با فشارهای سیاسی در راس تیم ملی جمهوری اسلامی قرار گرفته است؛ این سئوال به وجود آمد که ورزش ایران واقعاً به کدام سو می‌رود و علت این فروپاشی اخلاقی چیست؟!محمد مایلی‌کهن مرد حاشیه‌ساز فوتبال ایران که این روزها در راس تیم ملی قرار گرفته و لاجرم بایستی نماد «وقار» و «افتادگی» و «فرهنگ» باشد در بیانیه‌ای بی‌‌سابقه که مشحون از عبارات ضداخلاقی است به حوادث بازی اخیر استقلال ـ سایپا واکنش نشان داد. «گنده ‌باقالی»، «کوتوله»، «شعبان بی‌مخ‌ها»، «نوچه‌هایشان» و «گروهبان قندلی» بخشی از عبارات موهنی است که متاسفانه در بیانیه رسمی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به چشم می‌خورد.

یاران باران/با آن که عملکرد قلعه‌نویی در بازی استقلال ـ سایپا به هیچ وجه قابل دفاع نیست و اهانت‌های بسیار زشتی که در جریان این بازی توسط برخی از تماشاچیان به مایلی‌کهن شد نیز قطعاً قابل مذمت و نکوهش است؛ اما لحن و سیاق نامه مایلی‌کهن این پرسش را به وجود می‌آورد که واقعاً سطح ورزش در کشور ما تا چه اندازه سقوط کرده است!

به نظر می‌رسد که انتقادات بسیاری را به برخی از اظهارات و رفتارهای افرادی چون قلعه‌نویی می‌توان وارد کرد؛ همچنان که وجود برخی رفتارهای لمپن‌مآبانه در فوتبال نیز یک حقیقت و مشکلات ناشی از دوشغله بودن افرادی چون مایلی‌کهن یک واقعیت است. با این حال، این سئوال همچنان به قوت خود باقی است که ورزش ایران واقعاً تا چه حد از نظر اخلاقی سقوط کرده که سرمربی تیم ملی فوتبال کشور امکان می‌یابد چنین بیانیه‌ای را منتشر کند یا همتای او در تیم استقلال مجال می‌یابد آن گونه سخن بگوید...

متن کامل بیانیه رسمی آقای مایلی‌کهن که در مقام سرمربی تیم فوتبال سایپا و در حاشیه یک دعوای باشگاهی صادر شده، به شرح زیر است:


بسمه تعالی
مردم عزیز، قهرمان و دوست داشتی ایران سربلند و همیشه جاوید

این روزها پس از مسابقه شرافت مندانه‌ای که تیم سایپا با جوانان برومند و شایسته اش در برابر رقیب قابل احترام خود انجام داد و به اذعان همه، تیم سایپا صرفاً به ارایه یک بازی کاملاً جوانمردانه و پاک پرداخت، اما متاسفانه چه به هنگام مسابقه (داخل ورزشگاه) و چه پس از آن، طی روزهای اخیر مورد هجوم ناجوانمردانه ترین الفاظ که تنها از شعبان بی‌مخ‌ها و نوچه‌هایشان برمی آمد، قرار گرفته که در صدد آن بر آمدند تا ضعف های فنی خود را به همه کس و همه چیز به غیر از خود، نسبت داده و هر آنچه که خود و نوچه‌هایشان لایق آن هستند با سیاه نمایی هرچه تمام تر به این و آن نسبت بدهند، تاشاید بتوانند ضعف‌های فنی خود را به گونه‌ای از چشم این و آن پنهان داشته و لاپوشانی نمایند.
 
لذا به همین منظور به این آقایان کوتوله و سیاهکار (کل یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن بوده، اما لقب ژنرال را یدک می کشند اعلام می‌دارد تا از گل دقیقه 92 سایپا و از درس و پیامی که آن گل به بزرگی و پنهای ایران عزیز و اسلامی مان به همراه خود داشت پند گرفته و هرچه سریعتر دست از نوچه‌بازی، نوچه‌پروری برداشته و از کارهای ناصواب و عوامفریبی خودداری نمایند.

بدیهی است که هیچ دستی برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نبوده و اوست که اگر بخواهد کسی را خوار نماید خوار و اگر بخواهد عزیز بدارد، عزیز خواهد داشت و هیچ برگی بدون اراده او بر زمین نخواهد افتاد.

این مطالب شامل همه گنده‌باقالی هایی که به عنوان نوچه در کنار این کوتوله‌ها هستند نیز می‌باشد.

محمد مایلی کهن

نوشته شده در تاريخ دوشنبه سی و یکم فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

انشعاب خاموش در جبهه محافظه‌کاران

 

آزاده ميررضي

با آنکه سران احزاب راست سعي دارند فضاي رسانه‌هاي جناح محافظه‌کار را به طور تدريجي به سمت حمايت از ‏احمدي‌نژاد سوق دهند، خبرها حاکي از آن است که هنوز در درون برخي گروههاي کليدي اين جناح مقاومت‌هاي ‏جدي در اين زمينه وجود دارد؛ تا جايي که حتي برخي منابع مطلع از حمايت دهها نماينده محافظه‌کار مجلس از ‏ميرحسين موسوي و نيز تلاش‌هايي تازه براي به ميدان آوردن نامزدي جديد در جبهه اصولگرايان خبر مي‌دهند.‏

سايت خبري فراکسيون اقليت مجلس ديروزاز قول يک نماينده عضو اين فراکسيون خبر داد که حدود 40 تا 50 تن ‏از نمايندگان اصولگراي مجلس حامي ميرحسين موسوي هستند و حتي براي تشکيل ستاد موسوي در حوزه ‏انتخابيه خود نيز اعلام آمادگي کرده‌اند.‏

بررسي‌هاي بيشتر خبرنگار روزآنلاين نشان مي‌دهد که از ميان چهره‌هاي شاخص اصولگرا در مجلس حتي چند ‏نفر تشکيل ستاد انتخاباتي براي ميرحسين موسوي را نيز آغاز کرده‌اند؛ از جمله "احمد ناطق نوري" عضو هيات ‏رئيسه مجلس اصولگرا و نماينده نور و محمودآباد که مسئوليت "ستاد ميرحسين موسوي در غرب مازندران" را به ‏عهده گرفته است.‏

حضور احمد ناطق نوري در ستاد انتخاباتي موسوي از اين لحاظ اهميت دارد که او برادر علي‌اکبر ناطق نوري، ‏نامزد جناح رقيب خاتمي در انتخابات است و فعاليت برادر کوچک‌تر به نفع ميرحسين موسوي همزمان شده با ‏حمايت برادر بزرگ‌تر از جدي‌ترين رقيب انتخاباتي احمدي‌نژاد.‏

در همين حال خبرهاي رسيده به روزآنلاين حاکي از آن است که در جلسه هفته قبل جامعه روحانيت مبارز، آراي ‏احمدي‌نژاد و موسوي 13 به11 بوده و همين موضوع به همراه مخالفت شديد ناطق نوري، روحاني، دعاگو و ‏پورمحمدي و نقل قول مخالفت شديد هاشمي رفسنجاني با اعلام حمايت روحانيت از احمدي‌نژاد، باعث شده که ‏جامعه روحانيت مبارز تصميم به عدم حمايت از نامزد خاص و بيان شرايط کلي رياست‌جمهوري بگيرد.‏

بر اساس اين گزارش، ناطق نوري در اين جلسه به صراحت از ميرحسين موسوي حمايت و او را نزديک‌تر از ‏احمدي‌نژاد به گفتمان انقلاب توصيف کرده است. مهدوي کني، دبيرکل جامعه روحانيت نيز در اين جلسه گفته که: ‏‏"اگر يکي از خود آقايان عضو جامعه شجاعت به خرج مي‌داد و پا به صحنه انتخابات مي‌گذاشت، اين مشکلات را ‏نداشتيم."‏

همچنين منابع آگاه خبر مي‌دهند که مسئولان دانشگاه آزاد نيز تصميم گرفته‌اند که در اين دوره به نفع ميرحسين ‏موسوي فعال شوند. بدين ترتيب علاوه بر قرار دادن فضاي واحدهاي اين دانشگاه در تمام شهرها، عبدالله جاسبي ‏دستور داده روزنامه "فرهيختگان" نيز که قرار است از هفته دوم ارديبهشت ماه با مسئوليت دانشگاه آزاد و ‏سردبيري "کسري نوري" از چهره‌هاي شاخص مطبوعاتي اصلاح‌طلبان منتشر شود، بدون پنهان‌کاري از موسوي ‏حمايت کند.‏

بدين ترتيب اين روزنامه، سومين روزنامه حامي موسوي خواهد بود که به اردوگاه اصلاح‌طلبان تعلق ندارد اما در ‏کنار روزنامه‌هاي "اطلاعات" و "جمهوري اسلامي" هر سه به تقويت جايگاه رسانه‌اي نامزد اصلاح‌طلبان ‏مي‌پردازند.‏

‎‎راست در سردرگمي، منتقدان در راه جدايي‎‎

هرچند در چند روز اخير نيز همانند دو هفته گذشته خبرگزاري‌هاي ايرنا و فارس دست‌کم هر روز دو يا سه خبر با ‏موضوع حمايت قاطع و اجماعي جناح راست از احمدي‌نژاد منتشر مي‌کردند، اما حتي خبرهايي که از سوي ‏رسانه‌هاي دو طيف حامي و مخالف احمدي‌نژاد در اين جناح منتشر شده، کماکان از وجود اختلافات دروني شديد ‏در جناح راست خبر مي‌دهد.‏

سايت خبري "ثانيه نيوز" که توسط "ستادهاي خودجوش احمدي‌نژاد" اداره مي‌شود، ديروز از جلسه هفته گذشته ‏عسگراولادي و باهنر با احمدي‌نژاد خبر داد و تصريح کرد که احمدي‌نژاد به پيشنهادهاي انتخاباتي اين دو چهره ‏شاخص محافظه‌کار جواب رد داده است.‏

به نوشته اين سايت، باهنر و عسگراولادي که به نمايندگي از سوي جبهه پيروان خط امام و رهبري (اجتماع همه ‏گروههاي محافظه‌کار) به ديدار احمدي‌نژاد رفته بودند، براي حمايت از او در انتخابات شرط گذاشته‌اند؛ اما ‏احمدي‌نژاد اين شرط‌ها را رد کرده و از اين دو چهره سرشناس راست خواسته به جاي شرط گذاشتن، خود را با ‏شرط‌ها و معيارهاي دولت نهم تطبيق دهند.‏

مصاحبه مصباحي مقدم با سايت "خبرآنلاين" (منتسب به لاريجاني) نيز مضمون اين خبر را تاييد مي‌کند؛ آنجا که ‏بدون اشاره به برگزاري جلسه با احمدي‌نژاد، گفته است: "در بين برخي از گروههاي اصولگرا مسئله شرط ‏گذاشتن براي اعلام حمايت از آقاي احمدي‌نژاد مطرح شده است. اين گروهها تصميم داشتند تا طي جلساتي با ‏رئيس‌جمهور، اين شروط را نيز مطرح کنند و بگويند که اعلام حمايتشان مشروط است اما با اين موضع اين ‏گروهها به دليل آنکه انتظار نمي‌رود رئيس‌جمهور به چنين شروطي اعتنا کند، مخالفت شد."‏

سخنگوي سابق جامعه روحانيت مبارز همچنين فاش کرده که: "نوعي ترديد و دودلي نسبت به سطح حمايت از ‏او[احمدي نژاد] درميان اصولگرايان وجود دارد. همه اصولگرايان ممکن است به صورت صد‌در‌صدي از ‏احمدي‌نژاد حمايت نکنند... البته بعيد است که گروههاي اصولگرا در قالب گروهي و جمعي از کانديداتوري ‏موسوي حمايت کنند، اما ممکن است که برخي از شخصيت‌هاي اصولگرا به صورت انفرادي از ايشان حمايت ‏کنند."‏

اين نماينده مجلس همچنين فاش کرده که اختلاف به درون احزاب جناح راست نيز راه يافته؛او گفته است: "معني ‏اتخاذ سکوت از سوي يک گروه سياسي آن است که ممکن است برخي از اعضاي آن، منفرداً به حمايت قاطع از ‏احمدي‌نژاد بپردازند، برخي از او حمايت کنند اما وارد فاز تبليغات برايش نشوند و احياناً شايد برخي هم اصلاً به ‏او رأي ندهند."‏

در جناح طرفدار دولت ائتلافي نيز همچنان بلاتکليفي حکمفرما است؛ با اين تفاوت که محسن رضايي شايعات ‏مربوط به انصراف خود را رد اما بر اولويت داشتن نامزد ديگر از اين طيف تاکيد کرده و تصميم‌گيري نهايي را ‏به هفته بعد موکول نموده است.‏

جالب اينجاست که محمدباقر قاليباف نيز که پيش از اين نامزدي در انتخابات را صراحتا رد کرده بود، در مصاحبه ‏با يک سايت تازه تأسيس نزديک به خود به نام "لحظه نيوز" احتمال تغيير تصميمش را مطرح کرده و گفته است: ‏‏"اگر اجماع بر من صورت بگيرد، آماده حضور در عرصه انتخابات هستم."‏

همزمان علي مطهري نيز از تلاش‌هاي تازه براي به صحنه آوردن "علي‌اکبر ولايتي" خبر داده و اعلام کرده که ‏قاليباف نيز معاون اولي وي را پذيرفته است.‏

در عين حال سايت خبري "سلام" نيز از جلسه برخي اصولگرايان منتقد دولت در پنجشنبه گذشته خبر داد که در ‏آن براي دعوت از علي‌اکبر ناطق نوري تصميم‌گيري شده است.‏

اين خبرها که نشان‌دهنده بلاتکليفي و سردرگمي در جبهه اصولگرايان است، در شرايطي منتشر مي‌شود که تنها ‏‏16 روز تا زمان ثبت نام نامزدهاي انتخاباتي وقت باقي مانده، و با اين حال محافظه‌کاران هنوز به دنبال نامزد ‏ايده‌آل خود مي‌گردند.‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


 

جلسه سخنرانی و پرسش وپاسخ میرحسین موسوی در جمع دانشجویان شهر اهواز در دانشگاه چمران این شهر، با سئوالات آمیخته با تخیلات شماری از دانشجویان روبرو شد که تازه وارد دانشگاه و صحنه سیاسی شده و بعید است تا 50 روز دیگر که انتخابات برگزار می شود، با بقیه دانشجویان برای نقش آفرینی مثبت دراین انتخابات همگام شوند. چند سئوال توام با پرخاشی هم از سوی دانشجویانی طرح شد که ظاهرا به بسیج دانشگاه وابسته اند.

مهندس موسوی در بخش هائی از سخنرانی و پاسخ های خود به دانشجویان گفت:

عهد ما با مردم، در زمان انقلاب این بود که در اداره امور کشور، همه اطلاعات را از مسائل مختلف به طور شفاف به مردم گزارش دهیم. عهد کردیم صداقت داشته باشیم، عزت آن ها را نگه داریم. عهد کردیم میراث بزرگی که آن را به دست آوردیم حفظ و تکمیل کرده و آن را به آیندگان دهیم. نه اینکه آن را ویران کنیم.

اکنون ما در یک شب تصمیم به حذف ده ها شورا می گیریم و اختیار آن را به کمیسیون های دولت می سپاریم. بنده در دولت بوده ام و با این موارد آشنا هستم. این کمیسیون ها کاملا تحت مدیریت رییس دولت و وزرا هستند و نمی توانند نقش شوراها را به واقع ایفا کنند. در نتیجه همین وضعیت است که ما امروز شاهد رویکرد های نادرست و بی نتیجه در سیاست های پولی هستیم.

 بحث تفریغ بودجه در مجلس مطرح است و ما شاهدیم چقدر گزارشات و تخلفات در آن وجود دارد، که اگر به آن ها رسیدگی نشود، چیزی از کشور باقی نخواهد ماند.

(دانشجویی با بر هم زدن نظم جلسه نظرات مخالف خود را طرح می‌کرد) موسوی گفت:‌ دانشجویان عزیز، دانشگاه بهترین فضا برای ابراز نظرات مخالف است.  در ‌کشور ما اقداماتی می شود که با هم در تضاد هستند. مردم و ملت ما به هیچ وجه از ارزش‌ها و مسائل اعتقادی و چیزهای خوب بدشان نمی آید. اما اگر ما به نام ارزش بر ضد این ارزشها عمل کنیم، حساسیتشان را بروز می‌دهند.

چرا پیشرفت های هسته ای اکنون باید در مقابل عدم توسعه یافتگی کشور قرار گیرد و چرا این دو مهم با یکدیگر همراه نیستند. فناوری هسته ای صلح آمیز قطعا برای آینده کشور ما امری حیاتی است که بنده به آن اعتقاد راسخ دارم، اما ما نباید از این پیشرفت به عنوان یک ابزار و تبلیغات گروهی در داخل کشور استفاده کنیم.

ما باید به قومیت ها و وجود قشرها و گروه ها و نژادهای مختلف به چشم فرصت نگاه کنیم و از توانایی آن ها برای پیشرفت کشور و آبادانی مملکت استفاده کنیم، نه اینکه به آن ها به عنوان یک تهدید بنگریم.

بنده با جابجایی رسمی مدیران مخالفم . در سال های گذشته هم دیدم مدیرانی برکنار شدند که در اول انقلاب در یک دوره بحرانی کشور را اداره می کردند، تجربه کسب کردند، معجزه کردند و پروژه های موفقی را به ثمر رساندند و مملکت کاملا به دست مدیران بی تجربه افتاد.  ما آن مدیران را از دست دادیم. به حدی که اکنون شما می بینید در مهمترین بانک کشور که بانک ملی باشد، در یک دوره 4 ساله 4  مدیر عوض می شود که اینجا وقتی حرف از سرمایه گذاری خارجی در کشور می شود باید گفت ‌وقتی در یک کشور ثبات سیاست گذاری و مدیریت وجود ندارد، مگر سرمایه گذار خارجی دیوانه اند که در اینجا سرمایه گذاری کنند؟‌ بنده با سهم بندی های جنسیتی مخالفم. و این مساله را عامل به وجود آمدن مشکلات بسیاری در کشور و عدم پیشرفت می دانم.

موسوی در پاسخ به شعار دانشجویان برای "آزادی فکر و اندیشه" گفت: ‌احترام به حقوق اساسی مردم جزء وظایف ماست. یادم می آید که مرحوم شهید بهشتی که از افراد قوی و موثر نظام بود، در کنار کیانوری، رهبر حزب توده و همچنین نمایندگان مختلفی از گروه‌ها و جناح های منتقد و مخالف در صدا و سیما بحث می کرد و با آن ها به مناظره می پرداخت و هیچ احساس کوچکی هم نداشت. فضای اول انقلاب فضای آزادی بود و مطمئن باشید هیچ جامعه ای از آزادی فکر و اندیشه ضرر نخواهد کرد. تک صدایی هرکجا رفت باعث ضرر شده است. هیچ کس نمی تواند با مختصر تغییر در لحن خود جای صداهای دیگران در پایگاه های دیگر را بگیرد.

معتقدم همین قوانین اساسی فعلی ما در کشور تضمین کننده این آزادی خواهد بود.

نباید در مواجهه بسیاری از مشکلات و مسائل عادی موجود در یک دانشگاه،‌ اداره آن را تبدیل به یک مساله امنیتی بکنیم. هر اندازه بتوانیم فضا را به سمتی ببریم که از انگ زدن ها و مارک زدن ها جلوگیری کند، و احساس مشترک را حس کنیم، موفق تر خواهیم بود.

ما باید حمایت از مستضعفان را حفظ کنیم و همواره مشکلات دهک های پایین و حمایت از آن ها را در برنامه داشته باشیم امابه گونه ای توامان، بر گسترش و توانمند کردن قشر میانی کشور نیز تاکید کنیم.

بنده معتقدم هر تصمیم و اقداماتی که کرامت انسانی و حقوق اساسی ملت ما ضربه زند، هزینه های جبران ناپذیری خواهد داشت برخورد با اراذل با اهانت به مردم فرق دارد.

ما حق نداریم دختری که در کنار پدرش در خیابان راه می رود را بگیریم. ما باید زمینه را برای حضور بیشتر زنان در عرضه های مختلف کشور فراهم کنیم . به هیچ وجه مساله گشت ارشاد جای خانواده ها را که زنان بنیاد آن هستند نمی گیرد.

ما به دنبال ایران پیشرفته هستیم نه یک ایران متحجر، عقب مانده توام با بیکاری، ‌تورم 25 درصد، عدم شفافیت در اطلاعات و ضعف در پیشبرد طرح‌های اساسی. وقتی چنین وضعی پیش بیاید، طبیعی است که مهاجرت‌هایی از کشور صورت می‌گیرد. ما یک ایران مدرن می‌خواهیم و دل ملت ما برای چنین ایرانی می‌تپد

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
آیت الله خمینی- به روایت آیت الله خوئینی
از زمان عقب مانده ایم!

از آیت الله موسوی خوئینی روز گذشته مصاحبه ای منتشر شد که وی مدتی پیش  با سردبیر ویژه نامه سی امین سالگرد انقلاب انجام داده بود.

آیت الله موسوی خوئینی رئیس کمیته سیاسی مجمع روحانیون مبارز، دادستان کل کشور و نایب رئیس مجلس در دوران رهبری آیت الله خمینی و مدیر مسئول روزنامه توقیف شده سلام بود که در ابتدای روی کار آمدن خاتمی به جرم انتشار طرح سعید امامی برای سانسور قانونی مطبوعات- و انتقام از نقشی که در به میدان کشیدن خاتمی در انتخابات دوم خرداد ایفاء کرده بود- در دادگاه روحانیت محاکمه شد.

این مصاحبه مفصل است و بخش زیادی از آن متوجه اشکالات قوه قضائیه و دادگستری در سالهای اول بنای جمهوری اسلامی است. ما از این مصاحبه مشروح خلاصه ای را با توجه به مسائل امروز ایران استخراج کرده ایم که می خوانید:

 « امام خمینی یک روحانی سیاسی و متفاوت با اکثریت روحانیت زمان خود بودند. یک سیاستمدار ـ فارغ از آنکه روحانی باشد یا نباشد ـ آرمان‌هایی دارد. امام هم یک روحانی سیاسی به معنای کامل کلمه و هم یک رجل سیاسی بودند. نقل است که در زمانی که مرحوم مدرس نماینده مجلس بوده‌اند ایشان به تهران و به مجلس می‌رفتند و از نزدیک نظاره گر کار نمایندگان و بحث های آنان بوده اند. حالا شما به یاد آورید که در زمان جوانی امام، اساسا سیاست در میان مردم به ویژه در میان روحانیون بازارگرمی نداشت.

پس امام یک رجل سیاسی بوده و از این جهت حتما آرمان‌های سیاسی هم داشته اند. امام یک روحانی برجسته نسبت به همتایان خود هم بوده اند.

نکته دیگر اینکه امام در زمره کسانی است که برای تغییر و تحول در محیط جامعه اسلامی برای خود رسالت و نقش مهمی قائل است. این نکته کاملا به شخصیت فرد بازمی‌گردد. برخی این مسوولیت را احساس می‌کنند و برخی دیگر نه. ممکن است فردی فعالیت سیاسی هم انجام دهد، نماینده مجلس یا دارای بالاترین مقام بشود اما برای خود نقش تاثیرگذاری در جامعه احساس نکند. امام اما برای خود رسالتی در جهت تغییر و تحول وضع موجود احساس می‌کرده است.

آیت‌الله شیخ حسن صانعی نقل می‌کردند که قبل انقلاب، وقتی برای امام نقل می‌کردیم که فلان روحانی برجسته مسجد بزرگی ساخته است، امام می‌فرمودند: دعا کنید خدا توفیق دهد کاری برای مردم انجام دهیم.

کسی که نظریه سلطنت را رد می‌کند باید جایگزین هم ارائه کند و امام سال‌ها قبل از رد سلطنت نظریه ولایت فقیه را بعنوان جایگزین آماده کرده اند.

امام زمانی خودشان می‌فرمودند ما ‌باید دو بار انقلاب می‌کردیم. یک بار انقلاب می‌کردیم تجربه می‌آموختیم. یک بار دیگر انقلاب می‌کردیم تجربه‌ها را به کار می‌بستیم. یعنی من هم برای مدیریت جامعه احتیاج به تجربه داشتم. تجربه لازم بود تا امام بفهمند احکام اولیه دینی برای اداره جامعه کافی است یا نه؟

این را بگویم که واقعا هم بی‌تجربه بودیم. انقلاب شده بود و چاره‌ای هم نداشتیم. شاه رفته بود و مردم همه چیز را از امام می‌خواستند. امام هم عقلا را جمع کردند و هر کاری از دستشان برمی آمد کردند. مانیفست هم نداشتیم. اگر امام عمر طولانی‌تری می‌داشت، خیلی تغییرات و تحولات دیگری را به وجود می‌آورد و حتی در بعضی نظریات خود که قبلا به آنها رسیده بود تجدیدنظر می‌کرد. نمی‌توان تصور کرد که فرد با استعدادی مانند امام ده، بیست، سی سال کشورداری کند اما باز مثل روز اول فکر کند. معنی این حرف، بی‌استعدادی است که کسی در برابر تحولات و تغییرات ذهن‌اش تکان نمی‌خورد.

اما یکی از موارد مهم تغییر در حکومت اسلامی که مسبب تغییرات فراوان هم شد، تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود. موارد مهمی وجود داشت که در نهایت به تاسیس مجمع تشخیص مصلحت نظام منجر شد. مثالی بزنم. قانونی در نظام بانکی داشتیم و هنوز هم داریم به نام جریمه تاخیر تادیه.

بحث دیگر ذخایر زیرزمینی بود. در شهرسازی هم مشکل پیدا می‌کردیم چون مالک زمین فارغ از اصول شهرسازی می‌توانست هرگونه و هر تعداد طبقه که می‌خواست ساختمان بسازد. در تعزیرات هم مشکل وجود داشت که آیا جریمه نقدی یا زندان می تواند به جای شلاق قرار گیرد؟
امام یکی ـ دو بار جواب دادند. چند بار به آیت‌الله منتظری ارجاع دادند. سرانجام دیدند موردی نمی‌توان پاسخ داد. بنابراین مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاسیس کردند. مجمع بسیاری چیزها را زیر و رو کرد. کار مجمع این بود و هست که اگر موردی خلاف شرع است را برحسب مصلحت بسنجد و در صورت وجود مصلحت آن را تصویب و تائید کند.

پس امام پذیرفتند که پیش‌فرض قبلی‌شان مبنی بر کفایت استنباطات فقه سنتی درست نبوده است و باید مصالح جامعه را بر اساس مقتضیات زمان و مکان نیز در نظر گرفت.

یکی از آرمان‌های امام، با توجه به تجربه‌ای که از اختناق دوران شاه داشتند، این بود که مردم بتوانند حرفشان را بزنند. تصورشان این بود که این اختناق ناشی از نظام سلطنتی است و اگر ما به جای آن نظام اسلامی را جایگزین کنیم، تلخی اختناق از میان خواهد رفت و آزادی جای آن را خواهد گرفت. اما ایشان و همراهان ایشان تصور روشنی از آزادی مردم نداشتند. بعضی وقت‌ها در تعابیر گفته می‌شود حکومت به مردم آزادی داده است. پیش‌فرض این جمله آن است که این حکومت است که حق آزادی دارد و گاهی مقداری از این آزادی را به خواست خود به مردم می‌دهد. نمی‌خواهم شخص خاصی را محکوم کنم. من همه را مقصر می‌دانم. تنها حاکمان ما نیستند که چنین ذهنیتی دارند، غیرحاکمان هم چنین تصوری می‌کنند. چرا که در فرهنگ ما ـ با آن سابقه استبداد طولانی ـ به این نوع ذهنیت عادت کرده‌ایم. اگر رمان‌ها و تواریخ و سایر وجوه فرهنگ ایرانی را بررسی کنید مشاهده می‌کنید مردم پذیرفته‌اند که حاکم فعال مایشاء است. در این فرهنگ کوچک‌ترین حق برای مخالف وجود ندارد.

می خواهم بگویم که آرزوی امام ایجاد جامعه آزاد بود، اما متاسفانه این در حد آرزو مانده است. خود امام نه در این زمینه تجربه‌ای داشتند و نه درباره تجربیات جهان و مشکلات بر سر راه آزادی فکری شده بود. دغدغه حفظ ثبات و حکومت منحصر در ما نیست. همه دنیا چنین خواسته‌ای دارند. اما چاره تحقق این خواسته، سرکوب و اختناق است؟

امروز که راه هرگونه انتقادی با نام تخریب یا تضعیف یا توهین به مقدسات سد می‌شودعلت اصلی آن فقدان تجربه حکومتداری است. حرفم این نیست که سوءنیتی در کار است، مسئله فقدان تجربه است.

هنوز نمی‌دانیم آزادی چه کارکردهایی دارد. از یک‌سو این طرف در روزنامه از آزادی صحبت می‌کند و نقد استبداد می‌کند، از سوی دیگر آن طرف می‌گوید اینها در روزنامه‌هایشان حکم خدا را به مسخره می‌گیرند و مردم را به دین و نظام بدبین می‌کند. پس راه چاره چیست؟ روزنامه نباید باشد؟ دنیا چه کار کرده است؟ تجربه دنیا این است که حکومت و دین در چارچوب آزادی مطبوعات و سایر آزادی‌ها حفظ شده است.

اگر وضع قبل از انقلاب را مبدأ بگیریم در این چند دهه بسیار پیشرفت کرده‌ایم. اما اگر وضع کنونی جهان را مدنظر قرار دهیم بسیار عقب هستیم. ما همیشه وضع مان را با قبل از انقلاب مقایسه می‌کنیم. این بد نیست اما باید وضع‌مان را با امروز دنیا قیاس کنیم.

متاسفانه درابتدا بعضی از گروه‌ها از‌ آزادی برای تسلیح خوداستفاده کردند. آن زمان آزادی مطبوعات و اجتماعات وجود داشت. اما بعضی از گروه‌ها این آزادی را هم آغوش برخی تحرکات مسلحانه کردند. حکومت هم تجربه نداشت که چگونه این معضل را حل کند که هم تحرکات مسلحانه کنترل شود و هم آزادی‌ها محفوظ بماند.  آن زمان مطبوعات در آزادی کامل بودند. مطبوعه ای نبود که جایش خالی باشد و نتواند منتشر شود و چیزی نبود که نتوان درباره‌اش نوشت. له و علیه انقلاب، دین و امام نوشته می‌شد. عده‌ای اما فکر کردند که در این فضای آزادی باید حکم اسلحه را پشتوانه حرف‌شان قرار دهند. شاید بتوان گفت آنها هم تجربه نداشتند. البته به راحتی می‌توان گفت آنان سوءنیت داشتند، آنان مزدور امپریالیسم بود‌ند، اما به نظرم واقعیت آن است که آنان هر چه بودند ناشی هم بودند.

حالا که تجربه‌ها کسب شده است. وضعیت فعلی را از لحاظ آزادی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم پیش‌فرض اصلی حکومت آن است که آزادی حق حکومت است و به مقداری که مصلحت باشد باید به جامعه آزادی داد. این تنها به خصلت‌های روحی ارتباط ندارد بلکه به نظریه و تئوری پشت آن هم ارتباط دارد.

در پیشبرد آمال و آرزوهای انقلاب از تجربه‌ها درس نمی‌گیریم و پیشرفت نمی‌کنیم.
یعنی از زمان امام تاکنون درجا زده‌ایم؟

خیر. عقب‌تر رفته‌ایم. متاسفانه. در حوزه آزادی‌های اجتماعی، اقتصادی و حقوق شهروندی هم دچار همین مسائل هستیم.

در حوزه پوشش مشکلات مشابهی داشتیم. فکر می‌کردیم که چون حجاب واجب است، بی‌حجابی هم حرام است. اگر حکومت اسلامی برقرار شود همه با حجاب می‌شوند. اگر هم کسی تخطی کند او را مجازات می‌کنیم. فکر می‌کردیم به همین سادگی است. یادم نیست از اول انقلاب چند بار به لشکر بی‌حجابی هجوم برده‌ایم و شکست خورده‌ایم و این لشکر بزرگ‌تر هم شده است. یک بار در سلام نوشتیم عقل هم چیز خوبی است. در این مملکت رضاخان با زور اسلحه خواست زنان را بی‌حجاب کند نتوانست، حالا شما چگونه می‌خواهید با زور اسلحه همه را باحجاب کنید؟ راه ترویج حجاب این نیست.

فکر می‌کنم اگر این دعوا را راه نینداخته بودیم. اولا اینقدر بی‌حجابی نداشتیم. ثانیا کسی از جهت مخالفت با حکومت بی‌حجاب نمی‌شد. آن زمان عده‌ای باحجاب بودند و عده‌ای دیگر حجاب نداشتند. بی‌حجابی‌شان هم زننده نبود. اما از این طرف شروع کردند به دست زدن به اقدامات زننده و شعارهای نابجا دادن، از آن طرف شروع کردند به لجبازی با حکومت. ما هنوز باور نکرده‌ایم که آزادی حق مردم است

متاسفانه اگر اتفاق خاصی نیفتد وضع ما در حوزه آزادی روزبه‌روز بدتر و فاصله‌ها از آرمان‌های امام بیشتر می‌شود.

گفته می‌شود دولت فعلی به همان گفتمان زمان امام بازگشته است و برایش اقدامات رادیکال و قاطعیت در تصمیم‌گیری مهم است.

الان شرایط، شرایط انقلاب نیست. هیچ دلیلی وجود ندارد که زمان کنونی رفتار سال 57 را می‌خواهد. تازه همان زمان هم رفتار رادیکال به این معنی نبود که همه چیز را منحل کنیم.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

ضمن انتقاد دوباره از تجسس در احوال شخصی مردم مطرح شد

موسوی: همه احساس می‌کنند که بهتر است وضع عوض شود

نه روزنامه داریم و نه صدا و سیما که عکس ما را در حال نماز بیاندازد!

 
مشکل از اینجا شروع می‌شود که دولت یا دستگاهی دست خود را در این محیط سنگین می‌گذارد و صف‌کشی می‌کنند و عده‌ای را خودی و عده‌ای دیگر را غیرخودی می‌کنند. در کنار اینها روحیه تجسس در احوال شخصی مردم و خانواده‌ها به کشور ما لطمه می‌زند.
آفتاب: مهندس میرحسین موسوی در جمع کشاورزان و تشکل‌های کشاورزی علاوه بر بیان دیدگاه‌ها و انتقادات خود در حوزه کشاوزی، در زمینه‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز به پرسش‌های مطرح شده در این جلسه پاسخ داد.

مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه مشکل ما در رابطه با مساله کشاورزی در نوع نگاه است گفت: «گاهی فکر می‌کنیم اگر کشاورز و روستایی صدای اعتراض ندارد و نمی‌تواند تظاهرات کند و مشکلی برای کشور ایجاد کند، مشکل ما حل شده است و اگر کمی به آنها توجه کنیم، مساله تمام شده است».

به گزارش آفتاب، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در دیدار با جمعی از کشاورزان و نمایندگان و کارشناسان تشکل‌های کشاورزی با بیان اینکه نبود دیدی که پشت آن یک عزم ملی وجود داشته باشد، از جنبه‌های مختلف می‌تواند مشکلاتی به وجود بیاورد افزود: «برعکس اگر چنین دیدی داشته باشیم، آن موقع است که حل مشکلات روستا شروع می‌شود».

وی با بیان اینکه حذف هر روستا در کشور در آینده برای ما یک مشکل امنیتی خواهد داشت اظهار کرد: «تا دید نامناسب به این مساله اصلاح نشود، ما در این زمینه مشکل خواهیم داشت. اینکه گفته می‌شود قرار است برای هر هکتار زمین کشاورزی پنج هزار تومان خسارت توسط دولت داده شود، ناشی از همین دید نامناسب است».

موسوی درباره مساله واردات با بیان اینکه ما تابع هیچ سیاستی نیستیم که طی آن بخواهیم رضایت آنی مردم و رای‌دهندگان را جلب کنیم بدون اینکه به مسایل درازمدت کشور بیندیشیم، از برخی سیاست‌های اتخاذ شده در مساله کشاورزی انتقاد و برای نمونه به مساله چای در کشور اشاره کرد و افزود: «فردی به نام کاشف السلطنه در زمان ناصرالدین شاه بوته‌های چای را در این کشور کاشت و رواج داد و کم کم ما صاحب چای محلی شدیم ولی امروز می‌بینیم آنچه بیش از صد سال پیش در کشور ما وارد شده بود به دلیل عدم سیاست‌های درست در مساله کشاورزی ریشه‌اش در در حال کنده شده است».

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس به سفر اخیر به استان خوزستان اشاره کرد و با اشاره به مساله نیشکر و مشکلات مربوطه در این استان اظهار کرد: «صنعت نیشکر یک صنعت دیرینه در کشور ماست و تازه به وجود نیامده است. از طرفی واردات بی‌رویه شکر در کشور را شاهدیم و در نتیجه از سوی دیگر مزارع عظیم شکر در حال از بین رفتن هستند. در حالی که 600 هزار تن نیاز به واردات شکر در کشور داریم؛
” بنده انگیزه‌ای برای ورود نداشتم جز اینکه درباره مشکلاتی که هست احساس خطر کرده‌ام. الان که وارد عرصه شده‌ام احساس می‌کنم این مساله در سطح ملی وجود دارد و همه احساس می‌کنند که بهتر است وضع عوض شود و یک دگرگونی ایجاد شود. “
متاسفانه در یک سال، دو و نیم میلیون تن شکر وارد شده است؛ وقتی به این مساله عمومیت دهیم با ریشه‌های مشکلات روبه‌رو می‌شویم».

وی با اشاره به سهم بخش کشاورزی در کشور در دوران جنگ خاطرنشان کرد: «نمی‌خواهم بگویم که وزن بخش کشاورزی در حال حاضر هم باید به همان شکل باشد ولی سهم این بخش در آن زمان نشان‌دهنده وزن بخش کشاورزی در کشور بود و یکی از دلایل ایستادگی ما در دفاع مقدس نیز همین ترکیب بود؛ در نتیجه می‌دیدیم که کشاورزان بچه‌های خود را به جبهه می‌فرستادند و بعد هم محصولات کشاورزی و دامداری خود را می‌فرستادند».

موسوی با بیان اینکه حدود 23 میلیون نفر در کشور ما در روستاها زندگی می‌کنند یا در بخش کشاورزی فعالیت دارند، گفت: «خارج از مسایل اقتصادی، این جمعیت مشکلات مختلفی دارند و هر مقداری از حضورشان در بازارهای ملی ما کم شود، این ظلمی است که در حقشان می‌کنیم و از نظر مسأله کرامت انسانی که به آن تاکید داریم، نیز خدشه‌ای وارد می‌شود».

وی اضافه کرد: «این نگاه از دو زاویه باید اصلاح شود؛ اول از جنبه اهمیت اقتصادی و امنیتی این بخش است که قابل صرفه‌نظر کردن نیست. مساله دوم نگاه به جنبه انسانی این قضیه است که در این راستا باید در رابطه با روستاها کار کنیم و این شدنی هم هست یعنی اگر در زمان جنگ علی‌رغم کمبودها می‌شد قدم‌های کوچکی برداشت، در شرایط فراوانی قطعا بهتر می‌توانیم کار انجام دهیم. بخشی از این کارها هزینه‌بر نیست و فقط هزینه‌های سیاسی ممکن است داشته باشد که باید دولت تقبل کند. ممکن است مساله رای برای ما بسیار مهم باشد ولی نه به قیمت به خاک سیاه کشاندن برنج‌کاران شمال کشور».

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه خوب عمل نکرده‌ایم و قیمت‌ها بالا و پایین رفته است اما چوب این مساله را نباید برنج‌کاران بخورند افزود: «این مساله، عدم تعادل‌هایی ایجاد می‌کند و در نتیجه نیز وقتی به شرایط فعلی می‌رسیم با عجله، شب انتخابات برای اینکه مشکلی ایجاد نشود، سیل واردات را دنبال می‌کنیم که به قیمت بیشتر شدن مشکلات کشاورزان تمام می‌شود».

وی با بیان اینکه مساله بیمه بازنشستگی روستاییان و بالا بردن کیفیت بیمه درمانی آنها یکی از اهداف بلند و همگانی است اضافه کرد: «من در مورد مسایل صنعتی هم مخالف واردات بی‌رویه محصولات هستم زیرا این مساله هم صنعت و هم کشاورزی ما را زمین‌گیر می‌کند و هم روستاهای ما را تهی خواهد کرد».

موسوی در پاسخ به سوالی درباره نقش شوراهای روستایی در توسعه روستاهای کشور گفت: «شوراهای روستایی نهادهایی هستند که به رشد و شکوفایی سیاسی روستاییان ما کمک می‌کنند و در مساله توسعه عمرانی هم می‌تواند نقش دست اولی داشته باشند؛ پیش‌تر در روستاها نظام کدخدایی داشتیم که برچیده شده و جای آن را این نوع نهادها گرفته و البته این به کمک و پشتیبانی وسیع دولت نیاز دارد».

نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس در پاسخ به سوال دیگری درباره اجرای اصل 29 قانون اساسی و تامین اجتماعی کشاورزان اظهار کرد: «این مساله به گردن‌ همه دولت‌هاست و اگر بخواهد با مردم صادقانه برخورد کند باید حتما این مساله را اجرا کنند و با این مشکلات و فاصله طبقاتی که در کشور داریم چاره‌ای هم جز این نداریم».
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

دفاع از آزادي انتخاب مردم ‏ -

zahrarahnavard.jpg

کيوان مهرگان‎
k_mehregan83@yahoo.com

پروفسور زهرا رهنورد براي جامعه علمي، سياسي و روشنفکري ايران يک نام شناخته شده است. نام او با دين، هنر، ‏زنان، جوانان و روشنفکري مسلمان گره خورده است. بر اين اساس وقتي او را براي يک گفت وگو دعوت مي کنم، ‏نيک مي دانم به راحتي مي توانم ريز ترين پرسش ها را در اين حوزه ها با او در ميان بگذارم؛ از زنان تا بحث ‏دموکراسي. از حجاب زنان و جوانان تا موسيقي راک و جاز.‏

زهرا رهنورد که درجه علمي اش فول پروفسور رشته هنر است، تاکنون بيش از 30 جلد کتاب در حوزه هاي گوناگون ‏نوشته است. علاوه بر اين نقاش و مجسمه ساز است و «تنديس مادر» در ميدان محسني از ساخته هاي اين روشنفکر ‏مسلمان است. پروفسور رهنورد به دليل ارتباط تنگاتنگي که با جوانان، زنان و سياستمداران دارد نامش همواره به ‏عنوان يکي از زنان شايسته براي نامزدي رياست جمهوري يا اولين وزير زن بعد از انقلاب مطرح بوده است‎. ‎اما... ‏مهندس ميرحسين موسوي نامزد دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري همسر پروفسور رهنورد است. در صورت ‏پيروزي موسوي از رهنورد به عنوان تئوريسين دولت بعدي ياد مي شود. جهت گيري نظرات رهنورد، تاييدي بر اين ‏نظر است. مي گوييد نه؛بخوانيد‎.
‎---

‎-‎انتخابات رياست جمهوري در پيش است، شما هميشه در مصاحبه ها و يادداشت هاي خود بر توانمندي زن ايراني ‏تاکيد داشته ايد، در اين دوره چند تن از خانم ها اعلام کانديداتوري کرده اند. فکر مي کنم حضرتعالي از جمله زنان ‏ايراني هستيد که مجموع شرايط را براي پذيرش پست رياست جمهوري و فعاليت در اين عرصه داشتيد، چرا شما ‏کانديدا نشديد؟‎

البته اين نظر لطف شماست که تشکر مي کنم، اما مشکل بر سر اين است که واژه رجال در قانون اساسي هنوز در ابهام ‏قرار دارد. واژه رجال از تفسيرهاي مختلفي برخوردار است که يکي از تفسيرهاي آن «شخصيت توانمند» و فارغ از ‏برداشت هاي جنسيتي است و اي کاش در قانون اساسي به جاي واژه رجال، واژه ‏‎«‎شخصيت» مي آمد. در هر حال ‏اميدوارم در آينده زنان قابل و توانمندي اين نقش را ايفا کنند. در قرآن هرگز شخصيت ملکه صبا مورد تقبيح قرار ‏نگرفته بلکه توصيف از شخصيت او حاکي از تاييد همراه با احترام است که نشان دهنده نگرش قرآني به ايفاي ‏مسووليت زنان در سطح کلان اداره مملکت است. من مايل هستم در موقعيت هايي که تغيير و تحولي در کشور در حال ‏انجام است، انديشه ها و نظريات خود را مطرح کنم زيرا در اين مقطع علايق و حساسيت ها براي شنيدن صحبت ها ‏معمولاً بيشتر است. از اينکه لطف مي کنيد و مرا شايسته اين مقام مي دانيد تشکر مي کنم ولي فکر مي کنم زنان بسيار ‏زيادي هستند که مي توانند مسووليت هاي بزرگ در کشور از جمله مسووليت رياست جمهوري را بر عهده بگيرند، ‏ولي اينکه چرا خود من طالب اين موقعيت نيستم و در حقيقت بيشتر علاقه مند هستم به عنوان يک روشنفکر مسلمان و ‏در سطح مدني، دغدغه هاي مردم و مسائل آنها و دردمندي هاي لازم را نسبت به سرنوشت آنها را داشته باشم و در ‏کنار آن به فعاليت هاي فرهنگي و هنري و نوشتاري و تحقيقات ادامه دهم‎. ‎من فکر مي کنم کساني بايد کارهاي زيربنايي ‏را در جامعه انجام دهند. من فعاليت هاي فرهنگي را بنيادي مي دانم و خود نيز مشغول آن هستم. اميدوارم هر کس که ‏رئيس جمهور مي شود دردمندانه و متعهدانه در خدمت مردم باشد‎.

‎-‎يعني مي توانيم منتظر باشيم خانم دکتر رهنورد از ديده باني جامعه و دغدغه هاي روشنفکري داشتن، روزي به ‏سمت پذيرش پست عالي اجرايي حرکت کرده و اين دغدغه ها را در مقام يک مجري دنبال و تعقيب کنند؟‎

من هم فعاليت هاي روزنامه نگاري، سردبيري و رياست دانشگاه را داشته ام اما علايق من بيشتر علايق فرهنگي و ‏هنري است و فکر نمي کنم در آينده مسووليت هاي ديگري را برعهده بگيرم‎.

‎-‎در بحث هاي شما در مورد زنان که از گذشته تاکنون تعقيب مي کردم، شما نسبت به دو مساله اظهار نگراني مي ‏کنيد، يکي از آنها وضعيت حقوقي زنان در نظام حقوقي ما است؛ مساله قانونگذاراني که در مورد زنان قانون تصويب ‏مي کنند اما دغدغه هاي آنان را در نظر نمي گيرند و ديگري در مورد کرامت زنان است. راه حلي که براي رئيس ‏جمهور بعدي پيشنهاد داده ايد «رفع تبعيض از زنان» و «تامين رفاه کرامت مندانه» آنهاست. اين نگاه شما به مقوله ‏زن از کجا نشات مي گيرد و ناظر بر چه مشکلات و دغدغه هايي است؟‏‎

من هر کاري که انجام مي دهم براي آن يک پايگاه فکري و فرهنگي قائل هستم و بدون آن نمي توانم کاري انجام دهم. ‏در واقع انديشه و تفکر نورافکن تمام زندگي من از زماني که اعتقادات ديني پيدا کرده ام، بوده است. قبل از آن راه به ‏جايي نمي بردم و فقط سر و صدايي بود و دغدغه رنج هاي مردم ولي از زماني که افکار اسلامي پيدا کردم و اسلام را ‏شناختم، نمي توانم بدون آن هيچ حرکتي انجام دهم. من هر نوع کرامتي را در وجود انسان مي بينم؛ کرامت انسان در ‏بودن خودش است، همين که انسان وجود دارد، هستي او مساوي با کرامت است، چه زن باشد و چه مرد، هيچ فرقي ‏نمي کند. دقيقاً قرآن و اسلام هم همين را مي گويد. در واقع «بني آدم را کرامت بخشيده ايم» و کرامت، موهبت و لطف ‏خداوندگاري در وجود انسان است و خدشه دار کردن اين کرامت انساني، چه زن و چه مرد در هر موقعيت اجتماعي که ‏باشد چه کارگر، چه کارمند و چه روشنفکر در مقابل خداوند ايستادن است. به نظر من کسي که کرامت انساني را خدشه ‏دار مي کند گويي در مقابل خداوند ايستاده است. ممکن است خدشه دار کردن کرامت استثمار انسان و شکنجه دادن ‏انسان و ندادن حقوق انساني وي به او باشد‎. ‎فرقي نمي کند به چه شکلي، در هر موقعيتي تعريف و تفسير خاصي دارد و ‏در واقع کرامت انسان، پايه حقوق بشر است که در اين رابطه هم بايد خودمان پيشتاز حقوق بشر باشيم‎.

‎- ‎بحث حقوقي که مطرح مي کنيد ناظر بر چيست؟

در واقع وقتي انسان کرامت مند است چرا نبايد از حقوق خود بهره مند باشد؟ مسائل زنان در حوزه حقوقي و فرهنگي، ‏در حوزه اشتغال و مديريت ها، در حوزه کار و اهميت بخشيدن به کار زنان همه مهم هستند اما پارامترهاي زياد ‏ديگري نيز وجود دارد. در واقع يکي از نگراني هاي من هميشه اين بوده که چرا زنان تاکنون به حقوقي که خداوند ‏براي آنها تعيين کرده است، نرسيده اند‎. ‎البته اين مقوله يي است که در سراسر تاريخ وجود دارد يعني تا جايي که به ‏اعماق تاريخ حرکت کنيد، مشاهده مي کنيد به نوعي تبعيض هايي وجود داشته است، صرف نظر از آن بخش ها که مي ‏گويند احتمالاً زماني که جامعه کمون اوليه بوده در آنها زنان صاحب کمون اوليه و شايد در يک نظام مادرسالار زنان ‏کرامت مند بوده اند که هنوز به ثبت نرسيده است و در اين مورد بايد مطالعاتي انجام شود تا تاييد شود ولي خارج از آن ‏قضيه هرچه ملاحظه مي کنيم تبعيض هايي وجود داشته که اتفاقاً به تدريج براي زنان به وجود آمده است‎. ‎در برابر اين ‏موضع پرسش هايي مطرح است مثلاً آيا به دليل مسووليت مادري بوده يا به دليل ساختار فيزيکي زن بوده است؟ اگر هم ‏اينها بوده مسلماً به دليل ناتواني ذهني نبوده است زيرا خدا ذهن زن و مرد را يکسان آفريده است و هيچ دستاورد علمي ‏نشان نداده زن ها به لحاظ ذهني، ضعيف تر باشند يا کارايي کمتري داشته باشند. حداقل علم در اين مورد ساکت است و ‏اگر هم نگاه تبعيض گرايانه وجود داشته باشد بايد دوباره بررسي شود. يکي از بحث هاي ما اين است که بايد دوباره به ‏زيست شناسي زن نگاه شود که آيا نظرات زيست شناسي که داده شده، درست است؟ آيا نظرياتي نبوده که به قول ميشل ‏فوکو ناشي از قدرت است که دانش و ارزش ها را آفريده است؟ اگر ساحت قدرت را کنار بگذاريم و در شرايط بدون ‏زور و قدرتمندي موقعيت انسان ها را تعريف کنيم قطعاً تعاريف ديگري از زن خواهيم داشت. در آن صورت يک ‏سونامي در تعريف حقوق زن اتفاق خواهد افتاد. به هر صورت در ادبيات ما نسبت به زن دو نظر وجود دارد. يکي از ‏آنها نظر تبعيض گرايانه است که زن را جنس دوم و مادون تلقي کرده است مانند شعر معروف «زن و اژدهر هر دو در ‏خاک به» و گاهي به قول مولوي زن آيت حق بوده است. البته اين را هم داخل پرانتز اضافه کنم من گاهي مي گويم به ‏رغم اينکه شاهنامه حماسي است و حماسه سازان هم معمولاً مردان هستند معتقدم شاهنامه بيانيه زنان پاکدامن، فداکار و ‏ايثارگر است و از اين زاويه هم مي توان به آن نگاه کرد. به هر صورت اين مشکلاتي است که براي زنان وجود دارد‏‎.

‎-‎از اين بعد حرکت کنيم به سمت تعيين استراتژي براي زنان مسلمان‎. ‎اگر کشور ايران که يک نظام اسلامي بر آن ‏مستقر است، بخواهد يک استراتژي مشخص براي ارتقاي زن ايراني مدون کند، به غير از دو موردي که در آخرين ‏نوشته شما آمده است بايد بر چه مواردي تاکيد کند و فکر مي کنيد آيا براي اين کار برنامه ريزي شده؛ برنامه ريزي ‏که غيرشعاري، راهبردي و عملياتي باشد؟‎

البته من معتقد نيستم رفع تبعيض و حمايت از زنان را که مطرح کردم فقط يک شعار است. به نظر من يک نياز بسيار ‏جدي است، نه اينکه مطالبات زنان باشد بلکه بالاتر از آن است. در واقع مطالبات يک ملت شرافتمند و آزاديخواه است ‏که انتظار دارد همه آحاد ملت به حق خود برسند. ولي اگر قدم به قدم پيش برويم، در قلمرو خانواده وقتي به مسائل زنان ‏مي نگريم، نخستين نکته مهم اين است که «کار زنان» که بخشي از توليد ناخالص ملي است هيچ گونه محاسبه يي نمي ‏شود. توليد ناخالص ملي يعني زن از صبح تا آخر شب مرتباً مشغول توليد انواع محصولات زندگي اعم از فرهنگي و ‏مادي است که روي آن حسابي نمي شود. همان زن در محيط خانواده اگر در مقام مادر ظاهر شود البته کرامت مند است ‏زيرا در فرهنگ و تمدن ما و در اکثر فرهنگ ها و حوزه هاي تمدني، مادري و مادرانگي يک امر قابل احترام بوده ‏ولي در مقام يک زن به تمام معنا، يعني به معناي هستي شناسانه و خارج از قيدهايي که به او زده مي شود که زن است، ‏مادر است يا دختر است و... در اينجا وقتي به موقعيت زنان نگاه مي کنيم به درستي متوجه مي شويم در نظام حقوقي و ‏نظام حقوقي خانواده براي زن ارزش خاصي قائل نشده اند. دادگاه ها به گلوگيرها و مخمصه هايي عجيب براي زنان ‏تبديل شده اند يعني وقتي پاي يک زن به دادگاه مي رسد، من نديده ام به راحتي به حق خود برسد، زيرا براي سعادت و ‏سلامت او قانون نداريم. در واقع تبعيض هاي قانوني و حقوقي که ناشي از فقدان قانون هاي لازم براي سعادتمندي زنان ‏است، وضع نشده است. قانون هاي ما به خصوص در قلمرو خانواده حامي زنان نيستند. يکي از تصورهايي که در اين ‏رابطه مي شود اين است که گمان مي شود به اين ترتيب خانواده ها حفظ مي شوند. اتفاقاً من فکر مي کنم اگر قانون ‏کرامت مندي زن را قبول کند و طراحي آن به نحوي باشد که زن ها احساس کنند قانون از آنها حمايت مي کند، مسلماً ‏خانواده ها پايدارتر و قوي تر خواهند بود مثلاً يکي از نکاتي که روي آن بحث زيادي است «حق طلاق» است که وقتي ‏زن قصد طلاق دارد تا بخواهد طلاق بگيرد مثل اينکه سر گردنه است او را از نظر توانايي هاي مالي و معنوي برهنه ‏مي کنند. اين چه ظلم بزرگي است، چرا بايد چنين وضعي باشد؟ اگر يک زن بخواهد بچه خود را بگيرد، بايد مهر و ‏ملکش را هم بدهد تا فرزند خود را بگيرد و در حضانت خود درآورد. کدام يک از اين قوانين حامي خانواده و زن است، ‏يا بحث اخيري که مطرح شد و ناظر بر تعدد زوجات بود. قبلاً به آن اشاره کرده ام و خوشبختانه مجلس و قوه قضائيه ‏جلوي آن را گرفته اند ولي من نگران هستم لايحه يي که از در بيرون رفته، از پنجره به داخل آيد. در شرايطي که لازم ‏است قوانيني براي حفظ خانواده و سعادت زن ها تصويب شود، بحث تعدد زوجات و... مطرح و تبديل به لايحه و قانون ‏مي شود، اين کارها بزرگ ترين جفا نه به زن بلکه به خانواده است زيرا به هر حال آن زني که مشمول تعدد زوجات ‏مي شود هم يک زن است. ما درباره حمايت از خانواده بحث مي کنيم. اگر به زن ها در قلمرو خانواده امتيازات لازم ‏داده شود قطعاً خانواده بيشتر از شرايط فعلي حفظ مي شود تا او را به يک موجود بسيار ناتوان و اسير و درجه دو در ‏سطح خانواده تنزل دهيم‎.

‎-‎اين بحث ها بيشتر مباحث اجتماعي زنان است. ما وجوه سياسي هم داريم‎.

خير اين بحث ها مربوط به خانواده است اما من بحث اجتماع را نمي گويم‎.

در مورد حقوق مدني زنان من اصطلاح قيم مآبانه را به کار مي برم که نگاه قيم مآبانه به موقعيت زن در قوانين ماست. ‏فرض کنيد يک زن مي خواهد عمل جراحي کند، شوهر او بايد اجازه دهد. اين بدن متعلق به اوست چرا يک مرد بايد ‏اجازه دهد او عمل جراحي کند؟ به خاطر دارم در زمان به دنيا آمدن کودک، آن خانم رو به مرگ بود و کودک به دنيا ‏نمي آمد، دکترها به شوهرش گفتند او دارد مي ميرد شما اجازه مي دهيد يا خير که او را عمل کنيم يعني شوهر بايد ‏اجازه مي داد که او بميرد يا نميرد. شوهر که اطلاعاتي از جراحي نداشت، گفت اجازه نمي دهم و اين جزء کوچکي ‏است يعني کسي که مالک وجود و بدن خودش است- البته در درجه اول مالک خداست- اجازه ندارد درباره جسم خودش ‏تصميم بگيرد. به اين ترتيب به طور مستتر ما براي او يک مالک مستتر در نظر گرفته ايم؛ اين يک نگاه ضايع کننده ‏کرامت زن است. يا اگر بخواهد به خارج از کشور سفر کند بايد اجازه همسر وجود داشته باشد. البته من به شدت به اين ‏مساله که زن و مرد با هم پرواز داشته باشند، اعتقاد دارم. به هيچ وجه اعتقاد ندارم زن در مقابل مرد يا مرد در مقابل ‏زن بايستد. هميشه گفته ام زن و مرد دو بال پرواز بشريت هستند، بدون اين دو بال پرواز، بشريت اصلاً پروازي ‏نخواهد داشت و اين دو بال بايد هماهنگ باشند. با بال شکسته قطعاً پرواز خوبي انجام نخواهد شد ولي بحث من اين ‏است که اگر قرار است پرواز خوبي انجام شود هر دو بال بايد قوي باشند، نه اينکه يک بال شکسته و ناتوان باشد. اگر ‏بخواهم در همين رابطه برايتان مثال بزنم، خوب است اشاره يي کنم به موضوع تحصيل دختران در خارج از کشور. ‏يک دولت بايد از اتباع خود در هر نقطه از جهان حمايت کند. اگر پدر يا شوهر به او اجازه دادند به خارج از کشور ‏برود آيا او حمايت مي شود؟ طبيعتاً سيستم بايد او را حمايت کند. من افراد زيادي را مي شناسم که با شوهر به خارج از ‏کشور رفته و در آنجا طلاق گرفته اند و هر دو بي حمايت شده اند. اين نشانه ناتواني قانون در بزنگاه ها است. در نتيجه ‏همين ناتواني ها زن در حقوق مدني خود گرفتار تبعيض بسيار زياد است، در حقوق خانوادگي تبعيض بسيار زيادتري ‏وجود دارد. براي همين است که اصرار دارم بگويم در تعريف کرامت مند از زن که در واقع زيربناي همه مسائل ما ‏است، احتياج است تعريف مجددي انجام شود و من فکر مي کنم انقلاب اسلامي بهترين شرايط را براي اين موضوع ‏فراهم کرده است. يک نکته ديگر تعاملات بين المللي و جهاني است. امروز من به هيچ وجه نمي خواهم بگويم زن هاي ‏جهان خوشبخت هستند زيرا در اروپا و امريکا زندگي کرده ام و مسائل زنان را از نزديک ديده ام ولي در هر صورت ‏تبادل تجربيات با دنيا يک شانس و فرصت بسيار عالي است که همه از تجربيات هم استفاده کنيم. من نمي گويم فقط ما ‏از تجربيات غربي ها استفاده کنيم چون آنها هم مي توانند از بسياري از تجربيات ما استفاده کنند که فکر مي کنم ‏تجربياتي که ما به لحاظ آموزه هاي ديني داريم تجربيات بسيار خوبي است‎.

‎-‎شما در اين مورد پيشنهاد پيوستن ايران به کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان را داديد و در آنجا تاکيد مي کنيد به نظر ‏شما دين اسلام ظرفيت اين را دارد که به اين کنوانسيون چيزي اضافه کند؛ اين مساله را بازتر کنيد به خصوص اينکه ‏شما به برخي از تيپ ها و اقشار ديگر زنان اشاره مي کنيد که ممکن است ديدگاه هاي اسلامي را نپذيرند يا برنتابند ولي ‏شما اشاره مي کنيد مي توان با آنها هم وارد ديالوگ و گفت وگو شد‎.

اجازه دهيد بحث را تفکيک کنيم. موضوع اول بحث کنوانسيون ها است. در مورد کنوانسيون ها من «طرح مطلب» ‏کرده ام نه «حل مطلب»؛ مهم طرح مطلب است‎. ‎زيربناي صحبت من اين است که عظمت و قدرت اسلام، توانايي حل ‏معضلات و مشکلات بين المللي است که ممکن است زن ها براي دستيابي به حقوق خود با آن مواجه شوند. اسلام مي ‏تواند آن را حل کند. دليلي ندارد ما هزينه هاي تبليغاتي و سياسي زيادي براي کم کاري هاي خود بپردازيم. اگر ما مي ‏توانيم با نگاه مجدد به تمام مسائل بين المللي و نقطه نظرهاي اسلامي مشکلات مثلاً الحاق به کنوانسيون هاي بين المللي ‏را حل کنيم، بايد اقدام کنيم. با اطلاعاتي که از اسلام و قرآن مجيد دارم، مي دانم اين توانايي را دارد که در اين عرصه ‏ميدان دار باشد يعني در واقع به کنوانسيون ها بپيوندد، حق تحفظ خود را حفظ کند زيرا کنوانسيون ها اين فرصت را مي ‏دهند که قوانين بومي و قوانين بين المللي چگونه تعامل داشته باشند. اين ما هستيم که بايد آن را حل کنيم البته اين کار من ‏نيست؛ کار علما و حقوقدانان است. من به عنوان يک روشنفکر حرف مي زنم ولي حل مطلب با آنهاست. من معتقدم ‏اسلام مي تواند حرف هاي نوين و جديدي به سطح جهان بزند و باعث سعادت شود ضمن اينکه از فرصت ها هم استفاده ‏کند و ما در اين رابطه هزينه زيادي نپردازيم. سه کنوانسيون وجود دارد که ما به طور کامل به آنها نپيوستيم؛ زنان، ‏کيفري بين المللي و منع شکنجه. تمام اينها را مي توانيم با قواعد خود پيش ببريم و به بهترين وجه عمل کرده و قبول ‏کنيم در قرن 15 هجري به سر مي بريم، هزاره سوم ميلادي است، هزاره گرايش هاي ده گانه است و همان طور که ‏مي گويند هزاره سوم، هزاره مذهب است و هزاره دموکراسي هاي انجمني. در عين حال مي گويند هزاره سوم، هزاره ‏زنان هم هست. بايد اين هزاره را درک کرد. دقت شود که معناي حرف من اين نيست که بايد از آموزه هاي خود دور ‏شويم. من واقعاً ايمان دارم که اسلام ظرفيت اين را دارد که در مدرن ترين حالت لحظه به لحظه تا آخرالزمان پيش رود ‏اما اين دريافت از اسلام است که چگونه بايد عمل شود و در زمينه هاي حقوقي من فکر مي کنم اين کار حقوقدانان و ‏علما است تا به اين موضوع رسيدگي کنند‎.

‎-‎اگر بستر آن فراهم شود؟‎

اکنون انتخابات رياست جمهوري شرايط پرتب و تابي است و مردم ما خوشحال هستند که خودشان تا حد ممکن انتخاب ‏کننده هستند. چرا در اين موقعيت خوب به ملت خود فرصت ديگري ندهيم که آينده بهتري داشته باشند‎.

‎-‎سراغ ديدگاه هاي سياسي شما برويم. در شرايط کنوني برخي بر وجه جمهوريت نظام تاکيد مي کنند و برخي وجه ‏اسلاميت نظام را پررنگ مي بينند‎. ‎اگر همان طور که بنيانگذار جمهوري اسلامي هم فرموده اند «جمهوري اسلامي نه ‏يک کلمه کم،نه يک کلمه بيش»، در اين شرايط بحث دموکراتيک نبودن يا نبود آزادي را در ايران مطرح مي کنند. از ‏نظر شما نقطه پايان اين منازعات چيست؟ چه استراتژي و راهبردي را بايد در دستور کار قرار دهيم تا همه بر سر ‏جمهوري اسلامي توافق کنند؟‎

ما به اسم استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي انقلاب کرديم، بعد هم به جمهوري اسلامي راي داديم. من فکر مي کنم بايد ‏هم جمهوري و هم اسلامي را با همديگر تعريف کنيم. من در تدريس خودم به نکته ديگري رسيدم، شما نام درس را ‏بدهيد، هر کس ممکن است هر شرحي روي آن بگذارد. شرح و تفسير را ما انجام مي دهيم وگرنه شرايط تفسير ‏جمهوري اسلامي از دموکراتيک ترين تا ديکتاتوري ترين حالت وجود دارد. اگر بخواهيد تفسير ديکتاتوري کنيد مي ‏توانيد، اگر هم بخواهيد تفسير دموکراتيک کنيد باز هم مي توانيد‎.

‎-‎تفسير اساسي؟‎

تفسير دموکراتيک‎.

‎-‎آيا از نظر شما تفسير اسلامي همان تفسير دموکراتيک است؟‎

به نظر من بله. وقتي گفته مي شود «لااکراه في دين قدتبين الرشد من الغي‎» ‎يعني آيا بيش از اين آزادي؟ وقتي امام ‏حسين(ع) مي فرمايند اگر مومن نيستيد و ديندار نيستيد آزاده باشيد، آيا بيش از اين آزادي؟ من اين تفسيرها را در آن ‏واژگان مي گذارم. از نظر من جمهوري اسلامي با دريافتي از اسلام، نهايت آزاديخواهي را به انسان ها مي دهد و ‏فضاي بازي را ايجاد مي کند. چرا خداوند بحث تکليف را مطرح مي کند؟ آيا اگر کسي مجبور باشد مي تواند مکلف ‏باشد؟ کسي که مجبور است نمي تواند پاسخگو باشد. تکليف يعني کسي که انتخاب مي کند و براساس انتخاب خود عمل ‏کند و روزي بايد پاسخگو باشد. اين در درون انديشه اسلامي وجود دارد. «لايکلف الله نفس الا وسعها» يعني خدا به هر ‏کس به اندازه توانايي او تکليف مي کند. اصلاً واژه تکليف و مکلف بودن يعني ما آزاد هستيم و به خاطر همان مي ‏توانيم پاسخگو باشيم. اما از نظر من کسي که مجبور باشد قادر به پاسخگويي نيست. فقط در يک فضا و فرهنگ باز ‏انسان مي تواند خود را بسازد، هويت خود را بسازد، براي زندگي خود تصميم بگيرد و پاسخگوي اعمال خود باشد و ‏اين يکي از مسائل زنان و حتي مسائل جوانان ما است. وقتي ما به آنها يک نوع خوراک داده ايم، چه انتظاري داريم آنها ‏از خوراک هاي ديگر لذت نبرند. بايد هزار نوع خوراک در دسترس او باشد و او انتخاب کند؛ مخصوصاً خوراک هاي ‏فکري، انديشه يي و عملي. وقتي جوان مصرف کننده وجود دارد و جوان توليدکننده وجود ندارد به اين دليل است که ‏براي او شرايط توليد ايجاد نشده است. منظور من توليد انديشه، فکر و خلاقيت است پس او مي تواند از هر چيز ديگري ‏مصرف کند و از هر جاي دنيا او مقلد باشد زيرا او انتخابي نداشته است. امروز شما او را وادار کرده ايد، روز ديگر ‏بيگانه او را به چيزي ديگري وادار مي کند. براي زنان، جوانان و آحاد ملت بايد شرايطي باشد که همان طور که قرآن ‏و خدا خواسته است او بتواند در يک شرايط باز راه درست را پيدا کند البته نه اينکه هدايت نباشد و خودش هم مي ‏فرمايد قدتبين الرشد من الغي «طريق رشد و گمراهي مشخص شده، هر کس مي تواند هر کدام را که مي خواهد انتخاب ‏کند.» مسلماً طبع انسان او را به پاکي و زيبايي مي رساند زيرا جنس انسان از پاکي و زيبايي است و از پليدي نيست ‏ولي زماني که قيد «بايد» براي او زده شود، او انتخاب کننده نيست. امروز «بايد شما» را بايد قبول کند، فردا يک ‏‏«بايد» ديگر. در اين سيکل او هرگز توليدکننده نخواهد بود براي همين است که کتاب هاي جلو دانشگاه همه ترجمه ‏هستند يعني توليد علم به آن معنا وجود ندارد. دانشجو فقط تحقيق مي کند و از سوابق ديگران مي گويد، پس خودش چه ‏مي گويد؟‎

ما به او ياد نداده ايم خودش فکر و صحبت کند و اين يکي از معضلاتي است که در صحنه اجتماعي و صحنه آموزشي ‏عالي يک طور ظاهر مي شود و هر جايي خود را به عنوان مصرف کننده، مصرف کننده فکر، مصرف کننده الگوي ‏شخصيتي و مصرف کننده هويت معرفي مي کند. در مقابل آن هويت سازي، توليد شخصيت و توليد دانش وجود ندارد ‏زيرا دست او را بسته ايم و مي گوييم بايد خوب باشي. کسي که دستش بسته است قادر به تکان خوردن نيست که حالا ‏خوب يا بد باشد‎.

‎-‎بايد چه کنيم تا ظرفيت دموکراتيک يا تفسير دموکراتيک از جمهوري اسلامي پررنگ تر شود؟ صرف اتکا به ‏تفسيري که حضرتعالي ارائه داديد و آياتي که از قرآن آورديد، حديثي که از امام حسين نقل کرديد، کفايت مي کند؛ ‏بخشي ديگر هم نظر ديگري از اين مباحث اسلامي را مطرح مي کند. اگر بخواهيم وجه دموکراتيک يا به تعبير شما ‏وجه اسلاميت دموکراتيک جامعه را پررنگ کنيم و به چالش در اين حوزه پايان دهيم، چه بايد بکنيم؟‎

اين کار بسيار پيچيده يي است و من نمي توانم در اين مصاحبه راه حل براي شما بگويم. در مورد سياستگذاري فرهنگي ‏ما در اين 30 سال اين حرف امروز من نيست و من هميشه به سياستگذاري فرهنگي کشور نقد داشته ام. به نظر من ما ‏سياستگذاري فرهنگي نداشته ايم، در واقع بسيار پراکنده و بي برنامه بوده است ولي سدهاي زيادي بايد در ذهن ما ‏بشکند تا بتوانيم شرايطي را ايجاد کنيم که انسان ها ضمن اينکه آزادانه عمل مي کنند، واقعاً شرافتمندانه و درست عمل ‏کنند‎.

‎-‎چند تا از اين سدها را نام ببريد‎.

کثرت گرايي يکي از راه حل هاست. هر فرد، هر انديشه و هر سلوکي که مايل است براي خود اقدام کند. من معتقدم ‏تنوع نشريات، تنوع رسانه هاي ديجيتالي، تلويزيون هاي آزاد، انجمن هاي متنوع و‎ NGO‎ها تشويق شوند. انجمن هاي ‏علمي با گرايش هاي علمي وجود داشته باشد، در سطح آموزش عالي و در سطح زنان انواع و اقسام انجمن ها وجود ‏داشته باشد. قبول کنيم که کشور ما يک پروسه تاريخي را طي کرده است که پس از مشروطيت انديشه هاي بسيار متنوع ‏و گوناگوني در کشور ما وجود داشته است. من معتقدم اين حالت حتي در غرب نبوده است که يک تمدن يکدست و بدون ‏هيچ نوع گسستي پيش رفته و به شرايط فعلي رسيده باشد. ولي بعد از مشروطيت ملاحظه مي کنيم در فکر، انديشه، ‏ايدئولوژي ها، گرايش ها و به خصوص در ارتباط با مغرب زمين چه مقدار تنوع و تکثر پيش آمده است. چه اشکالي ‏دارد همه فرصت داشته باشند انديشه هاي خود را در قالب تشکل ها و انجمن ها مطرح کنند؟ من بر اين باورم چماق ‏بايد و نبايد از سر مردم برداشته شود و ايمان بياوريم مردم خوب هستند و با چماق «بايد» هيچ کس خوب نمي شود. ‏البته ممکن است من کمي احساساتي شوم ولي اصل فکر تکليف ناظر به آزادي در انتخاب است‎.

‎-‎اتفاقاً مي خواستم همين دو تا را تيتر کنم‎.

من در اين 30 سال هميشه اين حرف ها را زده ام‏‎.

‎-‎خيلي خوب است‎.

ولي فايده نداشته است‎.

‎-‎اگر فايده نداشت که جامعه بدتر از اين مي شد‎.

من معتقدم هميشه در شرايط آزاد آدم ها «انسان» مي شوند و کرامت خود را پيدا مي کنند. بايد فرصت پيدا کنند اين ‏کرامت را از درون خود استخراج کنند ولي اگر محاصره «بايدها» وجود داشته باشد، فرصت استخراج کرامت پيدا ‏نخواهد شد و به بيراهه هاي مختلف کشيده مي شوند. البته نمي خواهم بگويم مشکلات ما فقط همين ها است. اگر جوان ‏ما اشتغال داشته باشد، دورنماي تحصيل، ازدواج، آزادي فکر، سليقه، بيان و انديشه داشته باشد، در مجموع يک جوان ‏موفق و عالي خواهد بود ولي اين هم يکي از پايه هاي مهم است. نمي خواهم افراط کنم و بگويم اشتغال نداشته باشد اما ‏به او آزادي بدهيم مساله حل است‎. ‎ساختارگراها در هر زمينه يي بد فکر نمي کنند، ما بايد مقداري ساختارگرايانه فکر ‏کنيم. اگر قبول کنيم در واقع سعادت جوان يک ساختار است که در آن آزادي، اشتغال، ازدواج، تحصيل، کرامت انساني ‏و فرصت خلاقيت است، در آن زمان مي توانيم بگوييم براي جوانان شرايط خوبي ايجاد کرده ايم‎. ‎شادي، نشاط، ‏پايکوبي و... خواهد بود و اين جوان متعهد خواهد بود. مگر ما خودمان در چه شرايطي دل به اسلام و انقلاب سپرديم؟

منبع: اعتماد سی ام فرودین ‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

رضا تقي زاده ‏ -

rezataghizadeh.jpg

اعلام "پايان دوران گفتگو پيرامون برنامه اتمي ايران" از سوي محمود احمدي نژاد، چند روز پس از ‏برگزاري جشن هسته اي، و پيش از پاسخ گفتن به دعوت تازه گروه 1+5 براي گفتگو، نشانه تصميم دولت به ‏گذشتن از کنار فرصت فراهم آمده اي است که غنيمت شمردن آن ميتوانست به کاهش فاحش هزينه هاي ‏روياي اتمي ايران بيانجامد.‏

بجاي پذيرفتن گفتگوهاي بدون پيش شرط، مستقيم و هدفمند، که دولت تازه امريکا آماده انجام آن شده است، ‏دولت ايران – بنا بر قول اخير رييس جمهورآن- اينک در صدد تدوين آرمان نامه تازه اي برآمده که قرار ‏است در قالب "بسته پيشنهادي دوم" راهگشاي استقرار عدالت در سرا سر جهان شود.‏

خبر تدوين "بسته پيشنهادي دوم" و اعلام پايان دوران گفتگو پيرامون برنامه اتمي ايران، پيش از انجام ديدار ‏گروه 1+5 با نمايندگان شوراي امنيت ملي جمهوري اسلامي، بمعناي بي نتيجه ماندن گفتگوهاي انجام نشده ‏اي است که در آخرين فرصتهاي مانده، ميتوانست از تشديد بحران اتمي ايران و سوق دادن بيشتر آن بسوي ‏شرايط برخورد، پيشگيري بعمل آورد.‏

پيش از بروي کار آمدن دولت اوباما، ايران در رد پيش شرطهاي انجام گفتگو، که سياست اعلام شده دولت ‏بوش بود، اصرار مي ورزيد که بدون پيش شرايط آماده گفتگو است. اينک پس از دست يافتن به شرايطي که ‏لازم و مطلوب ميخواند، دولت ايران به بهانه سپري شدن "زمان گفتگو پيرامون برنامه اتمي"، و با مطرح ‏ساختن "بسته دوم پيشنهادي"، خود به تدوين پيش شرطهايي رو کرده است که هدف آن گريز از تن دادن به ‏خواسته هاي جامعه جهاني و راستي سازي است.‏

تا دو ماه قبل، و پيش از بروي کار آمدن دولت تازه در واشنگتن، خواسته رسمي امريکا و شوراي امنيت از ‏ايران – در قالب قطعنامه هاي چند گانه – قطع غني سازي اورانيوم و تعطيل برنامه هاي حساس اتمي بود. ‏عليرغم طرح اين خواسته ها، ايران در دو مسير موازي و بي اعتنا به حساسيتهاي فوق العاده نظام جهاني، به ‏توسعه برنامه هاي اتمي خود ادامه داد.‏

پس از بروي کار آمدن دولت اوباما و يک تغيير جهت بسيار با اهميت، جامعه جهاني ظاهرا آماده پذيرفتن ‏وضع موجود برنامه غني سازي اورانيوم و ساير برنامه هاي حساس اتمي در ايران شده است، مشروط بر ‏آنکه تامين ضمانت هاي کافي براي پيشگيري از انحراف برنامه هاي ياد شده بسوي هدفهاي غير نظامي ‏مورد پذيرش تهران قرار گيرد.‏

يکي از ضمانت هاي مورد نظر جامعه جهاني، پيوستن ايران به معاهده الحاقي پيمان منع گسترش سلاحهاي ‏هسته اي است. بموجب اين پيمان، بازرسان آژانس انرژي اتمي اجازه خواهند يافت از کليه تاسيساتي که به ‏فعاليتهاي اتمي مشغول و يا مشکوک به اينگونه فعاليتها هستند، بازديد سرزده بعمل آورند.‏

ايران در جمع کليه کشورهايي که معاهده منع گسترش ( ان پي تي ) را امضاء کرده اند، تنها کشوري است که ‏از اجراي معاهده الحاقي خود داري ميورزد. خود داري از اجراي معاهده الحاقي تصميمي است که دولت ‏فعلي ايران اتخاذ کرده و بموقع اجرا گذاشته است. اين تصميم با بي ميلي ايران به پذيرش مجدد آن، در عملا ‏بصورت يک سياست اجرايي در زمينه ادامه فعاليتهاي اتمي درآمده است.‏

در صورت ادامه اين سياست و خود داري از پذيرفتن معاهده الحاقي، نحوه برخورد جامعه جهاني با ايران ‏تغيير خواهد کرد و پنجره اي که پس از تغيير دولت امريکا در جهت تعامل با ايران گشوده شده است مجددا ‏مسدود خواهد شد. در مرحله بعد، ادامه حمايت روسيه و چين از ايران نيز که در گذشته بصورت نيم بند ‏صورت ميگرفته، بسيار دشوار تر از پيش ميشود.‏

اين تغيير شرايط احتمالي عليه ايران، در حالي صورت ميگيرد، که تحقق هيچيک از دو هدف فعاليتهاي ‏کنوني اتمي که يا توسط ايران رسما اعلام شده ( توليد سوخت هسته اي) و يا از سوي مخالفان، ايران مظنون ‏به پيگيري شده است ( دست يافتن به سلاح هسته اي) نيز امکان پذير نخواهد شد. به اين ترتيب آنچه در نتيجه ‏سر بر تافتن ايران از تعامل با جامعه جهاني بدست خواهد آمد، افزايش هزينه هايي است که در قبال تامين ‏هدفهاي نيم بند برنامه توسعه اتمي، مردم ايران مجبور به پرداخت ميشوند.‏

در توضيح دلايل ناموفق ماندن ادامه برنامه هاي اتمي ايران، در صورت حفظ وضع موجود، رجوع کوتاه به ‏شرايط سياسي، اقتصادي و امنيتي روز در زمان تدوين هدفهاي توسعه اتمي ايران در دو مرحله متفاوت ‏اجتناب ناپذير است.‏

در مرحله نخست، نزديک به چهل سال قبل، ايران دست يابي به انرژي اتمي را در مقياسهاي بسيار بالاي ‏جهاني هدف قرار داده بود، با اين انگيزه که از راه توسعه صنايع پتروشيمي که در آن دوران صنعتي بسيار ‏جوان بود، نفت توليدي خود را بجاي سوختن، به يک منبع با اهميت تامين درآمدهاي صادراتي تبدبل کند. ‏تاسيس کارخانه پتروشيمي بزرگ بندر شاهپور، و دو راکتور 1000 مگاواتي برق اتمي در بوشهر از جمله ‏گامهاي اوليه اجراي اين استراتژي بود که برداشته شد.‏

در آن زمان ايران قدرت نظامي و اقتصادي شماره يک منطقه بود، از نزديکترين روابط سياسي و نظامي با ‏امريکا برخوردار بود و کشورهاي بزرگ اروپايي نيز از برنامه هاي توسعه اتمي آن حمايت بعمل ميآوردند ‏منجمله المان که تعهد ساخت راکتور هاي بوشهر را پذيرفته بو د و يا فرانسه که مطالعات احداث 8 راکتور ‏اتمي ديگر را در دست داشت و ايران را در سهام کارخانه توليد سوخت اتمي اوروديف سهيم ساخته بود.‏

در آن زمان ايران اگرچه داراي منابع اورانيوم خام بود تکنولوژي ساختن راکتور اتمي را نيز در اختيار ‏نداشت، اما، با توجه به شرايط منطقه اي خود، دستيابي به هيچيک از دو منبع ياد شده را دشوار نميديد. ‏چنانکه بر سر عرضه هر دو امکان، متحدان اروپايي و امريکايي و افريقايي ايران با يکديگر به رقابت نيز ‏ميپرداختند. خريد 75 تن کيک زرد از آفريقاي جنوبي پيش از انقلاب، که امروز در يو سي اف اصفهان براي ‏توليد گاز اورانيوم مورد استفاده قرار ميگيرد، نتيجه برخورداري ايران از شرايط آنروز بود.‏

دور دوم هدف گذاري براي پيگيري برنامه هاي اتمي ايران 25 سال قبل و در جريان جنگ با عراق صورت ‏گرفت. در آن زمان انگيزه اصلي ايران، دفاعي و متوجه ايجاد ظرفيتهاي بازدارنده در مقابل همسايه مهاجم ‏غربي بود. طبيعت اين هدف و الويتهاي آن با هدفهاي اتمي ايران در دوران پيش از انقلاب تفاوت کرده بود. ‏شرايطي که امروز در قبال هر دو هدف بطور کاما تغيير کرده است.‏

در حال حاظر، ايران بدليل ايستادگي شوراي امنيت و نداشتن رابطه مطلوب و گسترده با جامعه جهاني، نه ‏قادر به تامين مواد خام لازم براي توليد سوخت اتمي از خارج است و نه برخور دار از منابع کافي داخلي در ‏اين زمينه. مجموع منابع اورانيوم خام شناخته شده ايران در بند عباس و يزد (ساقند) در صورت تبديل شدن به ‏سوخت اتمي تنها قادر به تغذيه حد اکثر 10 سال کارخانه اي در اندازه هاي بوشهر خواهد بود. هزينه سنگ ‏اورانيوم توليد داخلي ايران نيز ( هرکيلو گرم 10 دلار) تا پنج برابر قيمتها اورانيوم خام در بازار هاي جهاني ‏است.‏

بعلاوه ايران هنوز برخوردار از يک زير ساخت صنعتي کامل نيست و در نتيجه توسعه توليد سانتريفيوژ ها ‏در مقياس صنعتي ( 50 تا 100 هزار واحد) بدون کمک کشورهاي صنعتي و واردات قطعات لازم از خارج ‏امکان پذير نيست. به همين دليل ايران تاکنون از انتشار خبر ايجاد چنين کار خانه اي و يا اعلام زمان دست ‏پيداکردن به 50.000 سانترفيوژ خود داري ورزيده است. ‏

در عين حال که ايران، در صورت ادامه وضع موجود، قادر به توليد سوخت اتمي کافي حتي براي يک واحد ‏با اندازه هاي راکتور بوشهر هم نخواهد شد، به ظرفيت کافي براي تامين هدفهايي که 25 سال پيش تعيين کرده ‏بود بسيار نزديک خواهد شد. با اين تفاوت که دليل عمده تعيين آن هدف، امروز هم در مرزهاي ايران( با ‏عراق) تغيير کرده و هم در محيط گسترده تر استراتژيکي ايران. عراق ديگر بدنبال بمب هسته اي نيست. ‏

در صورت ادامه نظارتهاي آژانس، تبديل شدن ايران به يک قدرت نظامي اتمي نيز امکان پذير بنظر نميرسد. ‏در صورت خروج از ان پي تي، بي ترديد پيش از فرصت يافتن به انجام به هر اقدامي، ايران مورد هجوم ‏نظامي از خارج قرار خواهد گرفت. بعلاوه بمب اتمي خاصيت بازدارندگي خود را در معادلات امنيت منطقه ‏اي از دست داده است.‏

تلقي جامعه جهاني ازبمب اتمي توليدي کشورهاي فقيري مانند کره شمالي و پاکستان، نارنجک ماشه کشيده اي ‏است در دستهاي لرزان يک افراطي. بمب اتمي کره شمالي، وسيله باج خواهي رژيم آن کشور از همسايگان ‏پيشرفته و مرفه آن کشور، مانند کره جنوبي و ژاپن، است. بمب اتمي کره شمالي به رشد اقتصادي و توسعه ‏صنعتي آن کشور نيانجاميده. کره شمالي همچنان از فقير ترين کشورهاي جهان است. ساختن بمب اتمي و يا ‏دست يافتن به آن در هيچ کشور خاورميانه به بهبود موقعيت منطقه اي و گسترش روابط خارجي آن کشور ‏نخواهد انجاميد. دست يافتن به بمب اتمي بمعني دست يافتن به قله هاي رشد و توسعه نيست.‏

اما آنچه در برابر تحقق ناممکن هر يک از دو بخش از هدفهاي اتمي سابق ايران مسلم بنظر ميرسد، هزين ‏سنگيني است، که مردم ايران بابت پيگيري نيم بند اين هدفها ميپردازند. يک نمونه از اين هزينه ها دور ماندن ‏از ظرفيت توليد نفت و گاز و بهره گيري کافي از اين دو منبع طبيعي گسترده است. ‏

در صورتي که برنامه هاي توسعه منابع گاز ايران در طول چهار سال گذشته بصورت عادي پيگيري ميشد، ‏ايران قادر بود با در اختيار داشتن روزانه 250 ميليون متر مکعب ظرفيت گاز صادراتي، درامدي برابر ‏صادرات نفت خام خود بدست آورد. بجاي دست يافتن به اين هدف، ايران هفته گذشته با مسرت از حصول ‏توافق با ترکمنستان براي افزايش واردات گاز از آن کشور خبر داد. ايران داراي دومين ذخيره بزرگ گاز ‏دنيا استو در عين حال وارد کننده خالص گاز! ‏

‏ ‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

عيسي سحرخيز

saharkhiz.jpg

با کنار کشيدن سيد محمد خاتمي از انتخابات رياست جمهوري به نفع دو نامزد ديگر منتسب به اصلاح طلبان و کناره گيري ‏رسمي عبدالله نوري از کارزار انتخاباتي، اکنون اين پرسش به صورت جدي مطرح است که رويکرد تحولخواهان در آينده ي ‏سياسي ايران و انتخابات 22 خرداد 88 چه خواهد بود؟‏

‏ تحولخواهان که با تمام تنوع و تکثر خود، اکثرا اصلاحات را در چارچوب " اصلاحات ساختاري" و بهادادن محوري به ‏جامعه مدني و جنبش هاي اجتماعي تبيين و تبليغ مي کنند، ورود به صحنه ي سياست را تنها از منظر "کسب" و "حفظ" قدرت ‏يا در دست گرفتن دولت نمي بينند، بلکه حضور در قدرت را چون کاتاليزوري مي دانند که براي تسريع و تشديد فعل و انفعالات ‏سياسي، اقتصادي و اجتماعي مفيد و لازم است، اکنون با اين پرسش اساسي مواجهند که برنامه کوتاه مدت شان براي انتخابات ‏پيش رو چيست؟

‏ البته در ميان پرسشگران افرادي نيز حضور دارند که از سر رقابت يا دشمني، طيفي از تحولخواهان را به "بي عملي"، ‏‏"انفعال" و احيانا رفتن غيرمستقيم به سمت و سوي برنامه ي گذشته - "تحريم" - و دست روي دست گذاشتن و وادي سياست را ‏در عمل به دست اقتدارگرايان سپردن متهم مي کنند. طبيعي است که اگر از آنان ادله و برهاني خواسته شود يا مصاديقي براي ‏زدن اين اتهام، قادرند به دليل پراکندگي و گستردگي جريان تحولخواه نمونه هايي نيز ارائه دهند و مثال هايي بزنند. اما به يقين ‏آن ها نمي توانند بگويند که از نظر کمي و کيفي دست بالا با گروه تحريمي هاست، يا آن گروه از شخصيت هاي حقيقي و ‏حقوقي تحولخواه که همچنان در صحنه ي سياست حضور دارند و حتي به گونه اي خاص در کارزار انتخاباتي فعال هستند.‏

‏ بايد پذيرفت که نامزد اصلي جريان هوادار "اصلاحات ساختاري" در شرايط کنوني حاکم در جامعه، عبدالله نوري بوده و در ‏مرحله ي بعد سيد محمد خاتمي که متاسفانه نامزدي هر دو اکنون منتفي شده است. البته معدود افرادي چون صاحب اين قلم با ‏وجود خرده گيري دوستان اصلاح طلب سياست ورز، معتقدند که در شرايط مشخص شدن عدم اقبال عمومي لازم از کروبي و ‏موسوي يا نرسيدن اصلاح طلبان به يک نامزد واحد اصلاح طلب، هنوز براي به ميدان بازگرداندن رئيس جمهور پيشين و بالا ‏بردن احتمال موفقيت دير نيست.‏

‏ اما موضوع حضور انتخاباتي عبدالله نوري که به گونه اي ناخواسته نامزدي اش به آمدن و نيامدن خاتمي گره خورد با رئيس ‏جمهور پيشين کاملا متفاوت است. طي دو هفته ي گذشته با تمام تلاش هايي که طيفي از جريان تحولخواه به کار گرفت تا نوري ‏را پس از کناره گيري خاتمي به کارزار انتخاباتي بکشاند، بي نتيجه ماند. در نشست هايي که در اين خصوص برگزار شد نه ‏تنها جريان هاي نزديک تر به اصلاح طلبان مخالف افزوده شدن نامزدي جديد بودند، بلکه اکثر تحولخواهان حاضر در نشست ‏نيز اين نظر را داشتند که ورود به انتخابات در اين مقطع و در اين شرايط در مجموع به نفع اصلاح طلبان و تحولخواهان ‏نخواهد بود. جالب اينکه گروهي از تحولخواهان که خود در ابتدا مويد و مبلغ نامزدي نوري بودند، در انتها خود در مقام مخالف ‏استدلال مي کردند که اکنون ديگر خيلي دير شده است، چون با ورود نابهنگام و پرسش برانگيز ميرحسين موسوي و پيامدهاي ‏خاص آن، ديگر امکان فراهم آوردن لجستيک لازم براي ورود عبدالله نوري مهيا نيست. البته در نهايت اين جمعبندي به دست ‏آمد که سياست ورزي، تنها شرکت در انتخابات نيست، بلکه بايد نگاه به آينده و چشم اندازي دورتر داشت و بر اين اساس از ‏فرصت انتخاباتي حاضر براي ايجاد نهادي مناسب - نه چون جبهه ي دموکراسي و حقوق بشر که شخصيت هاي حقيقي و ‏حقوقي محوري آن حاضر به علمداري اين جريان نشدند- بهره ي لازم را برد و هواداران اصلاحات ساختاري، به ويژه فعالان ‏سياسي جوان و کنشگران جامعه مدني را که از وضع موجود به شدت ناراضي اند سامان داد. برنامه اي که ضرورت آن کتمان ‏ناپذير است و خوش بيني نسبت به تحقق آن نيز کم نيست.‏

‏ اين برنامه اي راهبردي است که بايد در کنار برنامه هاي انتخاباتي و راهکارهاي مناسب اين فرصت دو ماهه براي بسط و ‏گسترش هر چه بيشتر مطالبات مردم از طريق گنجاندن يا تثبيت آن ها در برنامه هاي نامزدهاي اصلاح طلب و ارتقاي سطح ‏آزادي، دموکراسي و حقوق بشر، با جديت و حوصله و بدون رفتار واکنشي نسبت به گفتار و کردار اصلاح طلبان منتقد، ‏پيگيري شود.‏

‏ البته در ميان اين گروه از منتقدان از جمله کساني که خود در معرض انتقاد شديد قرار گرفته اند که: شما که تا شب پيش از ‏کناره گيري خاتمي تمام تلاش تان منصرف کردن او از انصراف دادن در انتخابات بود و چنين اقدامي از جانب وي را ‏غيرمنطقي و حرکتي غيرسياسي و در راستاي تبديل پيروزي به شکست در انتخابات مي دانستيد، چه شد که يک روزه به بهانه ‏هاي گوناگون و استدلال هاي مختلف باز يک باره 180 درجه تغيير موضع و رفتار داده ايد؟ چرا در پيش گرفتن اين اقدام هم ‏بدون فراهم آوردن تمهيدات و زمينه سازي هاي عملي و رواني لازم براي حفظ اکثر هواداران خاتمي به ويژه جوانان و افراد ‏غيرسياسي، و سوق ندادن آنان به سوي انفعال و عدم مشارکت در انتخابات- به بهانه ي ضرورت از دست ندادن وقت- تند و ‏سريع در هويت حقوقي، نه حقيقي اعضا و هواداران گروه هاي سياسي، در يک اردوگاه خاص استقرار يافته ايد؟

‏ درست همان کاري که در مرحله ي اول انتخابات سال 84 که هنوز شمارش آراي نامزدها کاملا به پايان نرسيده و مصطفي ‏معين - بدون پيگيري هاي حقوقي و قضايي لازم- رسما حذف نشده بود، فوري و فوتي صورت گرفت و استخواني لاي زخم ‏اصلاحات طلبان برجاي ماند که هنوز که هنوز است جاي اين زخم ناسور به صورت اساسي درمان نشده است. کمترين پيامد ‏اين رفتار، ناتمام ماندن و ناموفق بودن هدف راهبردي ايجاد "جبهه ي دموکراسي و حقوق بشر" بود که اگر تشکيل و تاسيس ‏مي شد احتمالا اکنون شاهد بسياري از تشتت ها و تفرق ها و مشکلات سياسي کنوني نبوديم. ‏

‏ متاسفانه در شرايط کنوني نيز در ميان طيفي از طرفداران اين جريان هاي سياسي، به ويژه آنان که دست به قلم دارند يا با ‏رسانه هاي خبري مرتبط هستند، اندک افرادي وجود دارند که خواسته يا ناخواسته در حال ايجاد جوي از شانتاژ و فشار عليه ‏جريان تحولخواه هستند. البته در اين ميان هستند آناني که حساب شده و برنامه ريزي شده دست به اين کار مي زنند تا شايد ‏بتوانند گروهي از تحولخواهان را وادار کنند که زودهنگام به حمايت از اين يا آن نامزد بپردازند؛ کاري که خود مي تواند ‏دربردارنده ي پيامدهاي منفي گوناگون در حرکت سياسي بلند مدت جامعه باشد. اين رفتار و گفتار در شرايطي صورت مي ‏گيرد که اگر اين کنش هاي نامعقول به واکنش هاي نامناسب- به ويژه در ميان افراد بي تجربه تر و جوان تر- نينجامد، به طور ‏طبيعي اکثر نيروهاي تحولخواه و هوادار اصلاحات ساختاري در روزهاي پاياني انتخابات، در شرايط نرسيدن توافق بر روي ‏يک نامزد واحد، بنا به مصلحت سياسي به نامزد اصلاح طلبي که بخت پيروزي بيشتري داشته باشد د راي خواهند داد.‏

‏ پس چه بهتر که اين گروه از دوستان اصلاح طلب که در ستادهاي کروبي يا موسوي مستقر شده و براي حذف احمدي نژاد يا ‏هر نامزد ديگر جريان اقتدارگرا تلاش مي کنند، اين اجازه را به دوستان تحولخواه خود بدهند که در فرصت مناسب موجود، ‏سياست ها و برنامه هاي مورد نظر خويش را پيش ببرند و برخلاف روش اتخاذ شده از جانب آنان در روزهاي پاياني خرداد ‏ماه بر اساس اهداف، آرمان ها و سلائق و علائق خود در مورد راي دادن به اين يا آن نامزد تصميم بگيرند؛ اقدامي که احتمالا ‏براي اکثر قريب به اتفاق هواداران اصلاحات ساختاري در خرداد ماه 88 به معناي دنبال کردن سياست "تحريم" و "عدم ‏مشارکت" نخواهد بود.‏

‏ اکنون اين پرسش مطرح است که مگر تلاش براي بالابردن سطح مشارکت در انتخابات، يا افزايش بخت و امکان پيروزي ‏آقايان موسوي و کروبي تنها با اعلام حمايت رسمي و علني شخصيت هاي حقيقي و حقوقي تحولخواه از اين يا آن امکانپذير ‏است؟ مگر نمي توان به صورت فردي يا غيررسمي با ستادهاي اين يا آن نامزد اصلاح طلب در جهت بالا بردن سطح مطالبات ‏جامعه يا ارائه برنامه هاي اصلاح طلبانه و تحولخواهانه همکاري و همراهي کرد و در عين حال بنا به مصالحي جار و جنجال ‏راه نينداخت و حساسيت بي مورد به وجود نياورد؟ آيا اکنون که زمينه هاي لازم فراهم است که ستادهاي مشترکي چون ‏‏"صيانت از آرا"، "آگاهي بخشي مناسب و اطلاع رساني گسترده" و... ايجاد شود، نمي توان در جهت کاهش تقلب، گسترش نقد ‏سياست ها و برنامه هاي نامناسب حاکميت و دولت و در مجموع کمک به منافع ملي و ياري رساندن به نامزدهاي باقي مانده در ‏اردوگاه اصلاح طلبان، تلاش هاي مستقيم و غيرمستقيم غيرعلني از سوي تحولخواهان صورت گيرد يا حتي آنان به صورت ‏فردي در مسير اين اهداف و برنامه ي مهم و مشارکت زا اثرگذار باشند؟‏

‏ بعيد مي دانم که بتوان راحت به صورت منطقي اين پرسش ها را زير سوال برد و چنين راحت به نقد ناعادلانه ي آن گروه از ‏تحولخواهان که به صورت فردي يا سازمان يافته، اما بي سر و صدا و با چراغ هاي خاموش در اين مسير گام برمي دارند يا ‏براي تحقق اهداف و مطالبات خود و ملت با مسئولان ستادهاي کروبي و موسوي از سر تعامل برآمده اند پرداخت.‏

‏ يکي از دستاوردهاي مهم دوران اصلاحات به رسميت شناختن تعدد و تکثر فکر و انديشه و کنش و اقدام مردمسالارانه در کنار ‏ارزش دادن به رواداري و تساهل و تسامح بوده است، چرا بايد اصرار داشت که راهکارهاي کوتاه مدتي که معلوم نيست چه ‏ميزان با موفقيت و پيروزي قرين باشد، بر روي راهبردها و برنامه هاي ارزشمندتر اثر منفي بگذارد يا آن ها را تحت الشعاع ‏خود قرار دهد و در فضاي سنگين تبليغاتي و حاکم شدن جنگ رواني - به دور از اصل گفت و گو در جهت اقناع يکديگر- اصل ‏آزادي و استقلال تصميم گيري و راي افراد خدشه دار شود؟‏

‏ مگر نه اين است که آناني که راه و برنامه ي خود را بهترين و موفقيت آميزترين راه و روش مي دانستند و کوچکترين وقعي ‏هم به نقدها و توصيه هاي تحولخواهان نگذاشتند، در عمل نتوانستند در چند انتخابات گذشته از جمله انتخابات مجلس شوراي ‏اسلامي به ويژه در حوزه ي تهران پيروز شوند؟ چه تضميني وجود دارد که دستاورد سياست هاي اتخاذ شده ي کنوني اين ‏جريان ها، در انتخابات 22 خرداد 88 نيز از اين دست نباشد؟ پس چه بهتر که اصلاح طلبان و تحولخواهان، حتي جناح هايي ‏از اصولگرايان ميانه رو در فضايي آرام و مسالمت جويانه براي اتخاذ تصميم مناسب از ديدگاه خود، از آزادي و استقلال عمل ‏لازم برخوردار باشند وبدون فشار جريان هايي که سياست ورزي را عمدتا حول مشارکت در انتخابات تبيين و تفسير و تبليغ مي ‏کنند، راهبردها و راهکارهاي خود را برگزينند و در زمان و شرايط مناسب آن ها را اعلام يا اجرا کنند.‏

‏ مگر نه اين است که آنچه جهان پيشرفته را به آزادي، مردمسالاري و پيشرفت و توسعه نزديک کرده است همين رواداري و ‏احترام به راي و عمل ديگران بوده است؟ آيا عاقلانه و خردورزانه است که ما در ايران راهي ديگر برويم و طرحي نو در ‏خلاف مسير تجربه شده ي جهاني دراندازيم؟


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

بهزاد نبوی از رهبران ارشد سازمان مجاهدین انقلاب، نایب رئیس مجلس ششم و وزیر مشاور در کابینه میرحسین موسوی در زمان جنگ با عراق، با سایت قلم مصاحبه ای کرده که فشرده ای از مهم نکات مطرح شده در آن را می خوانید:

شنیده ام برای جلوگیری از تاثیر منفی تورم روی رای مردم در انتخابات بخشنامه ای صادر شده که بر مبنای آن دستگاه های دولتی تا اول تیرماه حق افزایش قیمت های خود را ندارند. یا کارهایی نظیر افزایش حقوق ها و دستمزهای مردم بدون توجه به منابع موجود و عوارض آن و یا توزیع سهام عدالت مثل اعلامیه در سفرهای استانی تلاش هایی برای موفق جلوه دادن دولت و خرید رای مردم است. اما فکر می کنم این کارها توهین به شعور و عزت مردم است.

بزرگترین مقصر در وضعیت کنونی مدیریت ناکارآمد دولت نهم است. دولتی که درآمد ارزی حاصل از فروش نفت و مشتقات نفتی طی سه سال و نیم 270 میلیارد دلار بوده است در حالی که این مقدار بیشتر از یک و نیم برابر هشت سال دولت خاتمی و دو برابر هشت سال دولت هاشمی است، چگونه می تواند خود را موفق بداند؟

زمان که ما هشدار می دادیم که نگذارند پرونده ی هسته ای به شورای امنیت برود آنها می گفتند این ها کاغذ پاره است و اثری ندارد، اما حالا که مشکلات را می خواهند توجیه کنند آن را به گردن تحریم می اندازند.

ماجرای کردان (وزیر کشور احمدی نژاد) یکی از مصادیق بارز عدم صداقت های دولت است. اینها فکر می کنند مردم ماجرای کردان را فراموش می کنند. بالاخره کسی به عنوان وزیر کشور معرفی شده بود که معلوم شد مدرکش جعلی است، اما با این وجود دولت و شخص کردان از کار خود دفاع کردند تا جایی که مجلس مجبور به مداخله و برکناری وزیر کشور شد. جالب است که کردان در دفاع از خود می گفت که یک آژانس سر او در اعطای مدرک آکسفورد کلاه گذاشته بود. گویی کردان خبر ندارد که مدرک تحصیلی را باید با درس خواندن کسب کرد نه با مذاکره با یک آژانس. چنین نمونه ای را در طول تاریخ کشور ندیده ام. چنین رفتارهایی را تنها در دولت نهم می توانید سراغ بگیرید. معتقدم دولت نهم ثروت ملی و مصالح کشور را فدای رای آوری و بقای خود می کند. تاکنون هیچ فرد و دولتی حداقل در سال های پس از پیروزی انقلاب چنین بلایی بر سر کشور و ملت خود نیاورده است.

آنهایی که در سال های قبل از دولت نهم صحبت از هدفمند کردن یارانه ها می کردند منظورشان این نبود که یارانه ها حذف شود و به شصت میلیون نفر ماهانه چهل یا شصت یا حتی بیست هزار تومان بدهیم و همه را حقوق بگیر دولت کنیم. بلکه قرار این بود که یارانه ها حذف شود بعد از طریق سازمان های تامین اجتماعی و این قبیل موسسات به اقشار و دهک های پایین کمک هایی شود که به آنها فشار زیادی وارد نشود. دولت نهم که می خواهد شصت میلیون ایرانی را حقوق بگیر دولت کند آیا به ابعاد این مساله فکر کرده است؟ این که آیا با نوسان قیمت نفت پول واریزی به حساب مردم تغییر می کند و اگر قیمت نفت کاهش یابد، آیا پرداخت مستمری به مردم را که در واقع نوعی "حقوق مکتسبه" شده می توان کم کرد؟

طرح هدفمند یا نقدی کردن یارانه ها در دولت نهم صرفا کارکردی سیاسی دارد. کاملا مشهود است که کاریکاتوری از طرح هدفمند کردن یارانه ها مطرح شده است، صرفا به خاطر این که در فروردین و اردیبهشت و تا قبل از انتخابات پولی به حساب مردم واریز کنند و آن طور که خود می‌گویند بعد از انتخابات یارانه ها حذف شود؟! این کار خریدن رسمی رای بود اما خوشبختانه در مجلس تصویب نشد.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

این خبر که عینا از روزنامه کیهان برگرفته شده، در دو سایت داخل کشور، یعنی امروز و آینده با تفسیرهای خودشان از آن منتشر شد. اما تفسیر ما:

آن باران و تگرگ رحمت آفرین در اصفهان، در قم تبدیل به سیلی شد ویرانگر که پارکینگ و پمپ بنزین و شماری مسجد و شاید بیت شماری از روحانیون را هم گرفت و تلفاتی هم در حد 3 قربانی برجای گذاشت. مبادا با یکی دو دعای دیگر ایشان در سفر به شهرهای استان های مرکزی ایران، قم را آب ببرد و تهران را سیل؟

خیلی قدیم ها، یعنی زمانی که هنوز بهشت زهرائی درست نشده بود که پر شود، در ابن باویه، که هنوز گورستان "به روز" بود، 5 شنبه ها و جمعه ها شماری دعاخوان حرفه ای میان قبرها می گشتند که با دعوت و بی دعوت زندگانی که به دیدار رفتگانشان رفته بودند، بالای سنگ قبر حاضر شده و چند سوره ای می خواندند و پولی می گرفتند. برخی از آنها دو خیک بزرگ هم بر دوش داشتند که در یکی آب بود برای شستن سنگ قبر ها و در یکی باد. این باد، حاصل فوتی بود که صاحب خیک مدعی بود پس از خواندن دعا و سوره آن را در خیک دمیده است. برای شُل کردن ریسمانی که سر خیک سوره و دعا بسته شده بود، زندگانی که سر قبر ها نشسته بودند باید پول میدادند و صاحب خیک به نسبت پولی که میگرفت سر خیک را باز کرده و مقداری سوره و دعا بصورت باد از آن خارج می شد و سپس بسرعت سر خیک را می بست تا به دیگران هم برسد!

دعاهای احمدی نژاد برای آمدن باران رحمت در قم و تهران تبدیل به سیل و ویرانی و تلفات شد، خداکند برای ملایم شدن هوای تهران دعا نکند باد بیآید. چون ممکن است توفان به پا شود

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |



جعفر گلابی

اعتماد: شاید اگر یک صاحب نظر خارجی این روزها سری به کشور ما بزند و گاهی تلویزیون را روشن کند باورش نشود که کمتر از دو ماه دیگر در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود و بسیاری از شئون جامعه و زندگی روزمره مردم تحت تاثیر این انتخابات قرار می‌گیرد.رادیو و تلویزیون به عنوان بزرگ ترین رسانه کشور کمترین تلاشی در جهت انتخاباتی کردن فضا از خود بروز نمی دهند و تریبون های رسمی هم که دستی در کار آرایش اذهان مردم دارند بی علاقگی خاصی به این موضوع سرنوشت ساز نشان می دهند. جالب اینکه می‌دانیم همین صدا و سیمای محترم و همین تریبون های پرصدا یکی دو هفته مانده به انتخابات چنان به تبلیغ شرکت مردم می پردازند و چنان در لزوم این شرکت داد سخن می دهند که گویی در عالم تکوین و هستی ناسوت هیچ حادثه یی مهم تر از انتخابات ایران نیست و عالم و آدم به آن چشم دوخته اند و شرکت ایرانیان در آن اوجب واجبات و افضل از نماز و... است. آن تبلیغ لاحق و این سردی حاضر قابل جمع نیستند مگر اینکه گردانندگان امور چندان طرفدار مطالعه مردم و دقت و پیش آگاهی آنها نباشند و به تصویری از انتخابات قناعت داشته باشند.

(مردم حق ندارند بدانند) روش های کنترل تورم چیست؟ اقتصاد ملی کدام است و اقتصاد حمایتی چه صیغه یی است؟ فرق دیپلماسی تهاجمی و تشنج زدایی در سیاست خارجی چیست؟ بودن یا نبودن گشت ارشاد چه فواید و چه مضراتی دارد و هزار مساله دیگر که اختلاف در آن است و با انتخاب یک رئیس جمهور مردم به طرفین یکی از این بحث ها رای خواهند داد و باید آگاهانه رای و تمایل خود را ابراز کنند. آیا پس از سال ها و برگزاری انتخابات مختلف هنوز وقت آن نرسیده است در جریان یک رویداد مهم سیاسی اجتماعی مردم ما از کلیات عبور کنند؛ چهره ها، لبخندها، مظلومیت ها، اقتدارها، کاندیداها و احساس خویش را تنها بخشی از اجزای تصمیم گیری خود قرار دهند و به عمق برنامه ها نفوذ کنند؟

آیا نمی دانیم تنها بر اثر آگاهی مردم از نوع انتخابات خود است که حرکت اجتماعی شکلی هماهنگ و کارآمد به خود می گیرد؟ اگر مطابق ادعای اصولگرایان مردم مشتاق آنان هستند و در چند انتخابات اخیر اقبال خویش را به اصولگرایی نشان داده اند و این معنا هنوز جاری و ساری است، بگذارید مردم با آگاهی همچنان بر انتخابات خود بمانند و با همین آگاهی فردای انتخابات از یمین و یسار کمک کار دولت باشند.  (خلاصه شده، به نقل از روزنامه اعتماد)

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

آسيه اميني -

asiehamini.jpg

اين روزها به هر طرف که رو مي کنم با اظهار نظري درباره دلارا دارابي روبرو مي شوم. نامه ها و پتيشن ها و يادداشت ‏ها و مصاحبه ها و خبرها حکايت از اين دارد که فارغ از اينکه اين اظهارات در جهت حمايت اوست يا به عکس، اين ‏موضوع، يعني اعدام دختري که در 17 سالگي قتلي را به گردن گرفته است که حالا بايد به اين دليل اعدام شود، در سطحي ‏وسيع توجه عمومي را به خود جلب کرده است. ‏

اگر چه نقاش بودن دلارا و نمايش عمومي نقاشي هايي که او در زندان کشيده بود، در شهرت اين زنداني محکوم به اعدام، ‏بي تاثير نبوده و باعث شده که احساسات عمومي نسبت به او بيش از ساير محکوم به اعدامهاي نوجوان جلب شود، ولي ‏مساله اين است که دلارا از نظر سن و موضوع پرونده، فرقي با آنها ندارد. او نيز مثل سايران، متهمي است که در زير 18 ‏سالگي حکم اعدام دريافت کرده است. او نيز مثل بسياري از آنها در مراحل ابتدايي پرونده، حق داشتن وکيل و آگاه شدن از ‏قوانيني که احساسات تحريک شده يک دختر 17 ساله را با شرايط ديگر متفاوت نمي داند، را نداشته است. او نيز مثل ‏بسياري از متهمان نوجوان نمي دانسته است که اگر اقرار کند، کسي از او نخواهد پرسيد که چرا اقرار کرده اي؟ براي ‏کشف واقعيت؟ يا براي لجبازي با پدرت؟ يا براي حمايت از پسري که به او دل بسته اي و مي ترسي که اگر نوک اتهام به ‏سوي او نشانه رود، تا چندي بعد بايد سياهپوش عزايش شوي! ‏

کسي از او پرسيد که آيا مي داني حرفهايي که مي زني بزودي سندي عليه زندگي ات خواهد بود يا نه؟ اين قصه تکراري ‏نوجواناني است که قانون، سن تکليف شرعي آنها را با سن مسووليت کيفري تفکيک نکرده است. اين قصه همه نوجواناني ‏است که اگر چه در 18 سالگي حق داشتن گواهينامه دريافت مي کنند اما در 9 سالگي و 15 سالگي بايد مسائلي را که به ‏زندگي يا مرگشان بستگي دارد، درک کنند و نسبت به آن مسوول باشند. ‏

وقتي که سه سال پيش نمايشگاه نقاشي او را در گالري گلستان برپا مي کردم به تنها چيزي که مي انديشيدم نجات دلارا از ‏مرگ بود. چرا که باور داشتم نقاشي هاي پر از زهر او نمي تواند دروغ باشد. نقاشي هايي که در زماني بر بوم نشستند که ‏نقاش آنها اميدي به نشان دادن و نماش آنها در دنياي بيرون نداشت و از اين رو هرآنچه که کشيده بود، حرفهاي نگفته اي بود ‏که اينگونه تصوير مي شد. اما اين باور من، امروز رنگ ديگري به خود گرفته است. چرا که از خودم مي پرسم آيا اگر ‏دلارا نقاش نبود و اينگونه برون فکني را هم مي دانست، از او همينگونه حمايت نمي کردم؟ ‏

اين روزها بسيراي از ما يا در فکر نامه نگاري به مديران قضايي کشور براي توقف اجراي حکميم، يا در فکر دلجويي و ‏نامه نگاري به خانواده اولياي دم- که خود حکايت ستمديدگي ديگري دارند- اما کداميک از اين دو راه درمان درد همه ‏محکومان به اعدام نوجواني است که در زمان ارتکاب جرم و گرفتن اتهام، در سنين پر تنش و پر فراز و نشيب رشد بوده ‏اند؟ ‏

خانواده امير افتخار (دارابي)، خواهان مجازات قاتل مادرشان هستند. اين ساده ترين و قابل قبول ترين حقي است که آنها مي ‏طلبند. اما اين حق کدام است؟ و قانون براي آنها چه سهمي در نظر گرفته است؟ ‏

نخست اينکه شناسايي قاتل واقعي در اين پرونده – با وجود اينکه حکم دلارا قطعيت يافته است- اما هنوز در پرده ابهام ‏است. زيرا دختر 17 ساله اي قتل را به گردن گرفته است که در اوج احساسات نوجواني است و در بي خبري محض، از ‏اينکه سخنانش چه سرنوشتي را براي او رقم خواهد زد و همان دختر بارها و بارها شرايط را چنان تشريح کرده است که ‏باورکردنش چندان سخت و دور از ذهن نيست. وکيلش بعدها سند ديگري را دليل بر قاتل نبودن او ارائه داد. او گفت که يک ‏دختر چپ دست نمي تواند ضارب 18 ضربه مرگبار به زني باشد که بيش از دو برابر وزن او را داشته است. که گرچه ‏اين دليل با منطق سازگار است محکمه پسند نبوده است. ‏

‏ پاسخ به اين سوال که دلارا دارابي قاتل است يا نيست، در شرايطي که حکم او قطعي شده و استيذان هم دريافت کرده چيزي ‏را عوض نمي کند. اما به ما اين ديد را مي دهد که اگر يک درصد، ( تاکيد مي کنم تنها يک درصد) اين حکم و تاييدهاي آن ‏درست نباشد، آيا اين پرسش براي قانون گذاران مطرح نمي شود که بايد براي اقرارهاي متهمان نوجواني که بازداشت مي ‏شوند، رويه قضايي ديگري طي شود تا اقرار آنها عليه خودشان براي گريز از شرايط سخت پرس و جوي بعد از جنايت، ‏مبناي صدور حکم قرار نگيرد؟ ‏

دوم اينکه در پرونده هاي متهمان و محکومان به اعدام زير 18 سال، بسيار برخورده ام به صاحبان خوني که از کشتن و ‏اعدام يک نوجوان راضي نيستند، اما آزاد شدن آنها را نيز به دور از عدالت مي دانند. درحالي که سيستم حقوقي در بسياري ‏از نقاط دنيا پاسخ اين نياز طبيعي را داده است و براي نوجوانان براي شديدترين جرايم، اشد مجازاتي تا ده سال در نظر ‏گرفته اند، و در حالي که لايحه دادرسي اطفال که کليات آن در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده نيز براي اعدام ‏نوجوانان ( بدون اينکه لفظا قصاص را از آن تفکيک کرده باشد) مجازات جايگزين حبس درنظر گرفته است، سوال اين ‏است که چرا تکليف قانوني که حامي حقوق کودکان باشد و سن مسووليت کيفري نوجوانان در آن به صراحت 18 سال ‏عنوان شده باشد، مشخص نمي شود؟ ‏

پذيرفتن پيمان نامه اي که سن کودک را 18 سال تمام عنوان کرده است و عمل کردن بر طبق قانوني که مسووليت کيفري و ‏تکليف شرعي را يکي مي داند آيا يکي به نعل زدن و يکي به ميخ کوفتن نيست؟!‏

آنچه دم آخر بايد بگويم اين است که باز هم ناگزيريم از اين که براي نجات جان يک انسان، به همين نامه ها و درخواستها و ‏استمدادها توسل بجوييم. در حالي که چاره هيچ يک از اين پرونده ها نه به جد در دست ولي دم است و نه در دست آنکس که ‏براي يک هفته و دو هفته و دو ماه دستور توقف اجراي حکم مي دهد. ‏

با اين همه اميد بسته ايم به اينکه اينبار طرف اين پرونده خانواده اي اهل فرهنگ است و همه آنچه ما گفته ايم و مي گوييم ‏بهتر از ما مي داند. آنها خواستار اجراي عدالتند. اما با آنچه در اين قصه آمده است، آيا عدالت، با کشتن دختري که از 17 ‏سالگي در زندان بوده است، محقق مي شود؟ و آيا تاوان نداشتن قانوني که از کودکان و نوجوانان در قبال مجازات مرگ ‏حمايت کند، را با کشتن آنها مي توان پس داد؟ ‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

سکوت در قبال دولت به توصيه رهبر

 

hashemirafsanjani.jpg

ياسمين منطقي

هاشمي رفسنجاني دليل "سکوت" خود در قبال سوء مديريت دولت محمود احمدي نژاد را به اختلاف نظر با آيت ‏الله خامنه اي و حمايت علني رهبر از دولت نهم مربوط دانست.‏

رفسنجاني در گفت و گويي با علي زادسر، نماينده محافظه کار دوره هاي چهارم، پنجم و هفتم مجلس، ضمن ‏تشريح روابط و برخي اختلاف نظرهاي خود با رهبر جمهوري اسلامي، تاکيد کرد که‏‎ ‎‏"بنا بر دلايل متعدد سياسي، ‏اقتصادي، مديريتي، به عملكرد دولت نهم انتقاد دارم به جز در مورد تخلف از سياست‌هاي كلي كه نظارت بر آن ‏از وظايف مجمع است، سكوت كرده‌ام تا با نظرات علني مقام رهبري، مخالفتي انجام نگيرد."‏

در گفت و گوي فوق، که از سوي زادسر با تاخيري 3 ماهه و در حالي منتشر شده که کمتر از 2 ماه به انتخابات ‏رياست جمهوري دهم باقي مانده، رفسنجاني در مورد علت حمايت هاي پي در پي رهبر جمهوري اسلامي از ‏دولت نهم و احمدي نژاد آورده است: "من اينجوري خودم را راضي و قانع مي‌كنم كه رهبر انقلاب اسلامي، تحليلي ‏را از اوضاع دارند كه تشخيص شان اين است كه اگر از دولت دفاع و پشتيباني نكنند، ممكن است دولت براي ‏ادامه كار با مشكل جدي مواجه شود و در شرايط فعلي اين به صلاح نيست."‏

هاشمي رفسنجاني در بخش ديگري از اين گفتگو به سکوت خود در مقابل اقدامات دولت نهم اشاره و تاکيد کرده ‏که "موضع من در حق دولت نهم همان سكوت من است و فكر نمي‌كنم كه رهبر انقلاب در اين زمينه چيز بيشتري ‏از من بخواهد، زيرا از ايرادات و انتقاداتم به اين دولت در ابعاد گوناگون مطلع است."‏

وي با اشاره به اينکه "در گذشته نيز اشكالات اقتصادي و تورمي بوده است، اما هرگز چنين نبوده"، در مورد آنچه ‏علي زادسر "گراني‌هاي افسار گسيخته‌‌تر فعلي و تورم بي‌لجام‌تر از دولت‌هاي گذشته" ناميده گفت است که ترجيح ‏مي دهد "در شرايط فعلي و با توجه به حساسيت فوق‌العاده‌ي كشور در ابعاد داخلي و خارجي وارد اين بحث نشود ‏اما تاکيد کرده که "من با اين اوضاع مخالف هستم و راه حل هم دارم."‏

رفسنجاني، که هم اکنون دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، و رئيس مجلس خبرگان رهبري است، در عين حال ‏به طور تلويحي گفت است که در مورد وضعيت فعلي اقتصادي کشور و حتي سياست خارجي از وي نظر و ‏مشورتي خواسته نشده و تاکيد کرده که "كسي مساعدت و مشاوره‌اي را طالب نشده است و من هم سكوت را ‏ترجيح مي‌دهم."‏

وي در مورد انتخابات آينده رياست جمهوري نيز، براي اولين بار به مباحث مطرح شده طي جلسه اي در "جامعه ‏روحانيت" اشاره کرده و اظهار داشته: "چنانچه همه‌ كساني كه خود را به هر نوعي جزو اصول‌گرايان مي‌دانند، ‏يكي از چهار نفر مطرح شده يعني: حجج اسلام ناطق‌نوري و روحاني و آقايان لاريجاني و ولايتي را، نامزد كنند و ‏متفرق نشوند، بنده نيز به سهم و توان خود از نامزدي آن نامزد واحد، حمايت خواهم كرد."‏

رفسنجاني در عين حال به نوعي دولت ائتلافي نيز تاکيد کرده و افزوده: "بايد با جريان اصلاح طلب هم موافقت ‏بشود كه سهم مناسبي را در كابينه و مديريت اجرايي كشور داشته باشد كه اميد بر موفقيت چنين طرحي نيز فراوان ‏است."‏

‎‎حمايت رهبر و توصيه به عدم نظارت بر دولت نهم‎‎

رهبر جمهوري اسلامي در دوم شهريور 87 ، در ديدار با اعضاي دولت نهم به مناسب هفته دولت، ضمن تجليل ‏از برنامه هاي محمود احمدي نژاد درست همزمان با آغاز سال پاياني دولت نهم گفت: ‏‎ ‎‏"مثل کسي که پنج سال ‏ديگر بناست کار بکند، کار بکنيد؛ يعني تصور کنيد که اين يک سال به اضافه چهار سال ديگر در يد مديريت ‏شماست. با اين ديد نگاه کنيد و کار کنيد و برنامه ريزي کنيد و اقدام کنيد‏‎.‎‏"‏

از سوي ديگر، رهبر جمهوري اسلامي در 15 آبان 87 يک روز پس استيضاح علي کردان وزير کشور دولت ‏احمدي نژاد از سوي مجلس به دليل ارائه مداک جعلي دکترا، منتقدان دولت نهم را مخاطب قرار داد و گفت: "اين ‏دستاوردهاي نظام اسلامي، به راحتي محقق نشده است که عده اي بخواهند به دليل اغراض شخصي و دشمني با ‏دولت، در اصل نظام خدشه وارد کنند."‏

وي ضمن هشدار نسبت به "تلاش برخي افراد براي سياه نمايي در فضاي جامعه و ايجاد اغتشاش ذهني و ترديد در ‏مردم" گوشزد کرد: "برخي کارها و ظلم ها، فتنه اي به پا مي کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را مي ‏گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند."‏

دو روز پس از اين اظهار حمايت رهبر از دولت احمدي نژاد، سايت اينترنتي و رسمي رهبر جمهوري اسلامي ‏مصاحبه اي از اکبر هاشمي رفسنجاني در خصوص چشم انداز 20 ساله را منتشر کرد، که رفسنجاني در آن گفته ‏بود: "رهبري وظيفه نظارت بر سند چشم انداز 20 ساله را كه به مجمع تشخيص مصلحت تفويض كرده بودند، پس ‏گرفته‌اند."‏

سايت رسمي رهبر جمهوري اسلامي به نقل از رفسنجاني در عين حال از اعلام آمادگي مجمع تشخيص مصلحت ‏براي اعمال نظارت بر چگونگي اجراي سند چشم انداز 20 ساله خبر داد و نوشت: "اگر ايشان دوباره بخواهند، ‏مجمع مي‌تواند براساس الزامات، شاخص‌ها و آيين‌نامه‌هايي كه دارد، نظارت را به طور جدي شروع كند‎.‎‏" ‏رفسنجاني در همان مصاحبه گفته بود که رهبر جمهوري اسلامي در اولين روزهاي آغاز به کار دولت احمدي ‏نژاد شخصا به وي گفته "باتوجه به اينكه دولت جديد است و شعارهايي داده و در جريان بحث‌هاي چشم‌انداز نبوده، ‏فعلاً نظارت را جدي نگيريد."‏

به رغم اينکه مصاحبه رفسنجاني که علاوه بر سايت رسمي رهبر جمهوري اسلامي از سوي اغلب خبرگزاري ‏هاي رسمي ايران نيز منتشر شد، يک روز بعد اداره کل روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت نظام با انتشار ‏اطلاعيه اي اعلام کرد که "نظارت تفويضي به مجمع تشخيص مصلحت نظام به قوت خود باقي است، و به هيچ ‏وجه پس گرفته نشده است."‏

در اطلاعيه روابط عمومي مجمع تشخيص مصلحت علت انتشار اين خبر در سايت رهبر جمهوري اسلامي "اشتباه ‏در تنظيم نهايي و بازخواني مجدد متن مکتوب مصاحبه" عنوان شده بود.‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

وزير اصلاحات از دايره گمانه زني ها خارج شد ]

nori.jpg

شيرين کريمي

عبدالله نوري که در ماه هاي گذشته به تبادل نظر و شنيدن نظريات موافق و مخالف در مورد نامزدي خود در انتخابات ‏مشغول بود، به دنبال حمايت همه جانبه گروه هاي اصلاح طلب از ميرحسين موسوي، به طور رسمي از منتفي شدن ‏شرکت خود در انتخابات دهم خبر داد و پرونده احتمال حضور در راس قوه مجريه را بست.‏

خبر منتفي شدن نامزدي نوري را فرزند وي در گفت و گو با خبرگزاري ايلنا اعلام و تاکيد کرد که "با توجه به شرايط ‏مبهم كنوني و دغدغه هاي گوناگون و نيز جمع بندي ايشان از مباحث مطرح شده حضور آقاي نوري در انتخابات منتفي ‏است."‏

محسن نوري همچنين خبر داد که نوري خود "در فرصتي مناسب تحليل و بخشي از دغدغه"هايش را شخصا مطرح ‏خواهد کرد.‏

پيش از اين عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران، از احزاب اصلي حامي حضور نوري در انتخابات، ‏در مصاحبه اي با روزنامه اعتماد ضمن تاکيد بر ادامه پيگيري مباحث انتخابات رياست جمهوري از سوي اين سازمان، ‏انتخاب نوري را در جهت تقويت "فرايندها و امکانات دموکراتيک درجامعه" دانسته و از لزوم داشتن "نگاه معطوف به ‏اراده ي تغيير وضع موجود" سخن گفته بود. ‏

مومني همچنين با تاکيد بر اينکه "در شرايطي که نگاه عده اي به انتخابات صرفا ورود به مراکز قدرت و بهره‌مندي ‏مستقيم و غير مستقيم ازمواهب آن باشد، طبيعي است که اين عده در بزنگاه‌هاي حساس به راحتي اهداف و اصول را ‏قرباني منصب و منفعت شخصي مي کنند. چنين شيوه‌اي مسلما براي هيچ فرد اصلاح‌طلب و دموکراسي‌خواهي زيبنده و ‏قابل قبول نيست"افزوده بود: "ما از ابتدا طرحمان براي انتخابات معطوف به زمينه‌سازي براي اصلاحات بنيادين بود، ‏که ازاين منظر اصلاحات با جابجايي «اين» با «آن» محقق نمي‌شود، تحقق اصلاحات محتاج وجود رهبري مصمم، ‏شجاع و بصير در پيوند با يک جنبش گسترده و سازمان يافته است که معتقد بوديم مجموعه نيروهاي اصلاح‌طلب و ‏تحول‌خواه در «ائتلاف» با هم و اجماع بر يک کانديداي واحد در اين راستا موفق خواهند شد که متاسفانه بنا به دلايلي که ‏شرح و بسطش فرصت ديگري را مي‌طلبد اين طرح محقق نشد". ‏

در حاليکه منتفي شدن نامزدي عبدالله نوري به خبر اول بسياري از سايت هاي خبري تبديل شد، رسانه هاي داخلي، ‏وابسته به دولت و احزاب اصلاح طلب، در برابر اين موضوع، سکوت و به درج خبري کوتاه بسنده کردند.‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

لاريجاني در قوه قضاييه مستقر شد

 
 سعيد کرماني

در حاليکه اين روزها مهم ترين سئوالي که در ارتباط با قوه قضاييه،دهان به دهان مي چرخد اين است که ‏‏"رئيس بعدي قوه قضائيه کيست" آيت الله صادق لاريجاني، عضو فقهاي شوراي نگهبان براي آشنايي با سيستم ‏قضائي کشور و آماده شدن براي تحويل گرفتن سمت رياست دستگاه قضا، به همراه جمعي از نزديکان و ‏مشاوران خود در اين قوه مستقر شده است‎. ‎

اگر چه اين هنوز پايان کار نيست، و لاريجاني بايد بطور رسمي حکم رياست را دريافت کند، اما همگان بر ‏اين باورند که حضور غير رسمي صادق لاريجاني در دستگاه شاهرودي، بدون اجازه عملي نشده است.آن هم ‏در حاليکه مشاورت اصلي وي در انتخاب معاونان و مديران آينده قوه قضائيه را، محمد جواد اردشير ‏لاريجاني،معاون امور بين الملل برعهده دارد.‏

صادق لاريجاني در حال حاضر برخي از معاونين و مشاوران خود را نيز انتخاب کرده که در سال هاي قبل ‏سابقه مديريت و فعاليت در سيستم قضائي را داشته اند. تعدادي از منتخبين نيز از همشهريان مازندراني او ‏هستند که از آن جمله مي توان به يوسفيان ملا، نماينده مجلس از تنکابن مازندران و رئيس پيشين مرکز ‏آزمون قوه قضائيه اشاره کرد. ‏

لاريجاني که پنجمين رئيس دستگاه قضائي کشور خواهد بود در کارنامه خود علاوه بر فعاليت هاي علمي و ‏فقهي، يک دوره نمايندگي مردم مازندران در مجلس خبرگان را هم بر عهده داشته و در تاريخ‌ 25 تير 1380 ‏با حکم آيت الله خامنه اي، به عنوان يکي از فقهاي شوراي نگهبان منصوب شده است‎.‎

صادق لاريجاني برادر علي،فاضل و محمد جواد لاريجاني است.‏
صادق لاريجاني (آملي) که در سال 1339 هجري شمسي در نجف عراق به دنيا آمد،از سال 56 وارد حوزه ‏علميه شد.اواز سال 1368،پس از تدريس سطح، به تدريس خارج اصول و خارج فقه پرداخت و سپس به ‏عضويت هيات علمي دانشگاه قم در آمد. او در حال حاضر به طور منظم در دانشگاه تربيت مدرس قم در ‏سطح کارشناسي ارشد و دکترا، کلام جديد و فلسفه تطبيقي تدريس مي‌کند.‏

لاريجاني همچنين کتابهايي با عناوين فلسفة اخلاق در قرن حاضر، انسان از آغاز تا انجام، سرماية ايمان، ‏معرفت ديني، قبض و بسط در قبض و بسطي ديگر، واجب مشروط، زبان دين، فلسفة اخلاق و غيره به ‏صورت تاليف و ترجمه نوشته است.‏

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
اینجا ایران است و من هنوز یک دلفین هستم. (مسیح علی نژاد) masihalinejad.com
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
 

گفتگوی خواندنی حجت الاسلام علی زادسرجیرفتی، نماینده سابق مجلس شورای اسلامی با آیت الله هاشمی رفسنجانی ریاست مجلس خبرگان رهبری و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابتکارعمل و تلاش ایشان صورت گرفت و فرصتی بود تا این نماینده ادوار چهارم، پنجم و هفتم که آشنایی کاملی از مشکلات کشور و نحوه اداره امور داشته صراحتا با یکی ازموثرترین چهره های تاریخ انقلاب و نظام جمهوری اسلامی سخن بگوید. در این میان علت سکوت معنا دار هاشمی رفسنجانی در برابر بعضی از برنامه و عملکردهای دوات نهم را جویا شود.آیت الله هاشمی رفسنجانی هم مانند همیشه با سعه صدر به پرسش های آقای زادسر پاسخ گفتند و صراحنت اعلام کردند که چرا در این دوران سکوت برگزیده اند.حجت الاسلام زادسر بذل عنایت فرموده و به دنبال تماس جمهوریت با ایشان متن این گفتگو را پیش ازانتشار در وب سایت شخصی خود در اختیار سایت جمهوریت قرار دادند. آنچه در پی می آید بخشی از این گفتگوست با این شرح که علاقمندان می توانند شرح ماجرا و متن کامل ان را در سایت جناب آقای زادسر(Zadsar.ir ) بخوانند.جمهوریت به سهم خود از ایشان قددرانی کرده و آمادگی خود را برای درج دیدگاه ها و نقطه نظرات همه کارشناسان و فعالان سیاسی و اجتماعی که دلسوز این کشور و نظام هستند، اعلام می کند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

نمي‌گذارم از فرهنگيان در انتخابات سوء استفاده شود

جمهوريت: در سال جاری سعی داریم آرامش خاصی را به این وزارتخانه تزریق کنیم تا بتوانیم اهداف اساسی خود را پیگیری کنیم اما انتخابات ریاست جمهوری مطمئناً در سال جاری آرامش حال حاضر آموزش و پرورش را تحت شعاع خود قرار می دهد.

وزير آموزش و پرورش با اشاره به سوء استفاده‌های احتمالي که در زمان انتخابات ریاست جمهوری از نام و شان فرهنگیان صورت می‌گیرد، گفت: مطمئناً سعی داریم در این انتخابات با مواردی از این قبیل مقابله کنیم و نگذاریم شان و مقام معلم بر پایه بازی‌های سیاسی جناح‌های مختلف کشور قرار گیرد.

علیرضا علی احمدی در گفت‌وگو با "ایلنا" ، افزود: انتخابات ریاست جمهوری آرامش حال حاضر وزارت آموزش و پرورش تحت شعاع قرامی‌دهد.

وزیر آموزش وپرورش با تاکید بر نقش پررنگ فرهنگیان در انتخابات کشور‏, گفت: انتخابات به خصوص برگزاری آن اسماً به عهده وزارت کشور و عملاً با مساعدت معلمان صورت می‌گیرد که این امر در سال‌های گذشته شکل بالقوه ای را به خود گرفته است.

وزير آموزش و پرورش با بیان اینکه اين نهاد سال گذشته سال پر تلاطمی را پشت سر گذاشت، گفت: ما در سال جاری سعی داریم آرامش خاصی را به این وزارتخانه تزریق کنیم تا بتوانیم اهداف اساسی خود را پیگیری کنیم. اما انتخابات ریاست جمهوری مطمئناً در سال جاری آرامش حال حاضر آموزش و پرورش را تحت شعاع خود قرار می دهد.

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

وزارت آموزش و پرورش پیشنهاد کرده است که مدارس ابتدایی در روز پنج شنبه تعطیل شوند تا دانش آموزان بیشتر استراحت کنند! این پیشنهاد آموزش و پرورش در شرایطی مطرح شده است که بسیاری از کارشناسان بازدهی نظام آموزشی در ایران را به دلیل تعطیلات فراوان پیش بینی شده و پیش بینی نشده به حداقل ممکن رسیده است. اما ظاهراً نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری باعث شده تا وزارت آموزش و پرورش هم به کمک محمود احمدی نژاد بیاید و با دادن وعده تعطیلی مدارس ابتدایی در روز پنج شنبه سهم خود را برای انجام تبلیغات به نفع احمدی نژاد پرداخت کند. پیش از این هم اسفندیار رحیم مشایی رئیس سازمان ایرانگردی وعده سفرهای قسطی برای تمام ایرانیان را به مردم داد و محمود احمدی نژاد هم طرح های تعطیلات زمستانه و هرخانواده ایرانی یک مسکن را مطرح کرده بود.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
: مجلس در اقدامی جالب دولت را از اینکه اعتبارات استانی را به نام خود تمام کند، منع ساخته است. با ابلاغ قانون بودجه ٨٨ به دستگاههای اجرایی و استانداری ها بزرگترین مانع بر سر راه تامین اعتبار مصوبات استانی دولت احمدی نژاد به وجود آمده است و از همین رو تعدادی از استانداری ها با نگارش نامه هایی به دولت خواستار چاره اندیشی برای چگونگی تامین اعتبار مصوباتی شده اند که احمدی نژاد و دولتش در سفرهای استانی آنها را به تصویب رسانده است. ماجرا از آن قرار است که طبق بند ٥٨ قانون بودجه ٨٨ بهره گیری از اعتبارات استانی تخصیص یافته از سوی مجلس برای اجرایی شدن مصوبات استانی هیأت دولت که در سفرهای استانی به تصویب می رسد، مطلقاً ممنوع است.


در بند ٥٨ قانون بودجه ٨٨ آمده است: ایجاد هرگونه بار مالی توسط شورای برنامه ریزی توسعه استان جهت پروژه های سفرهای استانی از محل اعتبارات استانی ممنوع است.
مجلس این بند را به این دلیل به قانون بودجه ٨٨ اضافه کرده است که محمود احمدی نژاد و دولتش در سفرهای استانی از تصویب ٢٠٠ تا ٣٠٠ مصوبه برای هر استان خبر می دهند این در حالی است اولاً بخش مهمی از این مصوبات همان مصوباتی هستند که هر ساله در قالب قوانین بودجه کشور می آید و مجلس اعتبار آنرا به تصویب می رساند. دوم اینکه محمود احمدی نژاد به هر سفر استانی که می رود و بین ٢٠٠ تا ٣٠٠ مصوبه را به عنوان مصوبات هیات دولت برای توسعه آن استان اعلام می کند، در عین حال به استانداران دستور می دهد که بخش مهمی از بودجه های مورد نیاز برای اجرایی شدن مصوبات هیأت دولت از محل اعتبارات استانی- که پیشتر توسط مجلس تخصیص اعتبار داده شده تصویب شده است- استفاده کنند! به این ترتیب دولت عملاً اعتباراتی را که قبلاً در مجلس برای استانها تصویب شده است، دوباره تصویب می کند و آنرا به نام خود تمام می کند. 

به کارگرفته شدن چنین شیوه ای از سوی محمود احمدی نژاد و دولتش منجر به آن شد تا جمعی از نمایندگان ضمن اعتراض به این اقدام دولت احمدی نژاد که آن را به نوعی فریب افکار عمومی و بازی با احساسات مردم استانها می دانند، بندی را به قانون بودجه ٨٨ اضافه کنند تا دولت دیگر نتواند از چنین شیوه یی که معمولاً با تبلیغات گسترده همراه است، به سود خود بهره گیری کند. به همین خاطر بند ٥٨ به قانون بودجه ٨٨ اضافه شد و اضافه شدن این بند به قانون اکنون استانداران را با دردسر عجیبی روبرو کرده است.

آنان دیگر این اجازه را ندارند از بودجه های استانی برای وعده های استانی احمدی نژاد خرج کنند و از سوی دیگر انبوهی از وعده های محقق نشده استانی محمود احمدی نژاد هم روی دست استانداران و مسئولان استانی باقی مانده است. به همین دلیل استانداران نامه نگاری با احمدی نژاد را شروع کرده اند و درباره عواقب آن هشدار داده اند و خواستار تأمین اعتبار از منابع دیگری برای محقق ساختن حداقل بخشی از وعده های محقق نشده محمود احمدی نژاد هستند.
 


نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

روز گذشته مهندس نکویی، رئیس ستادانتخاباتی میرحسین موسوی در استان اصفهان در پایان جلسه شورای سیاست‌گذاری این ستاد به ذکر خاطره‌ای از زمان نخست وزیری میرحسین موسوی پرداخت.

به گزارش پایگاه خبری یاران باران، وی گفت:«مهندس موسوی در زمان نخست وزیری دستور داده بودند در زمان حضور هیات دولت در استان ها، فقط یک نوع غذا و آن هم به صورت کاملاً ساده در نظر گرفته شود. یکی از دفعاتی که ایشان به اصفهان سفر کردند، آقای کرباسچی استاندار اصفهان بودند که در پذیرایی از هیات دولت بر خلاف دستور نخست وزیر، دو نوع غذا در نظر گرفته بودند که با اعتراض مهندس موسوی روبرو شد و ایشان از آقای کرباسچی توضیح خواستند که آقای کرباسچی با زیرکی جواب داد، دلیل این کار این است که برای نصف میهمانان یک نوع غذا و برای نصف دیگر نوع غذای دوم در نظر گرفته شده است.»

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

یکی از نمایندگان تهران خبر داد:

گزارش حیرت‌آور مجلس درباره خرج 124 میلیارد دلار بدون مجوز!

یک نماینده مجلس از تهیه گزارشی توسط رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس خبر داد که به ادعای او نشان می‌دهد دولت نهم طی سه سال گذشته حدود 124 میلیارد دلار از پول نفت را بدون ضابطه و مجوز خرج کرده است.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ طی چند ماه اخیر تعدادی از چهره‌های شاخص نظام از جمله آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی، مهندس میر حسین موسوی، حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی، دکتر حسن روحانی و حجت‌الاسلام مهدی کروبی یک سئوال مشترک را از دولت نهم و رئیس دولت مطرح کرده‌اند. آن سئوال که به زبان‌های مختلف از سوی این شخصیت‌ها مطرح شده این است: دولت نهم با ارایه یک فهرست دقیق اعلام کند که درآمدهای هنگفت و سرشار نفتی کشور طی چهار سال گذشته دقیقاً صرف چه کارهایی شده و چگونه هزینه شده است؟

در همین رابطه، یکی از روزنامه‌های منتقد دولت در شماره امروز شنبه خود گزارش مفصلی را تحت عنوان «270 میلیارد دلار پول نفت کجا هزینه شد؟» منتشر کرده است. گزارشی که در تلاش برای پاسخگویی به سئوال مشترک چهره‌های شاخص فوق است و می‌کوشد توضیحی را ولو اجمالی برای این سئوال مهم پیدا کند.

در بخشی از این گزارش مفصل اظهارنظری تکان‌دهنده وجود دارد که خواننده را به تامل وا می‌دارد. آن‌جا که یک نماینده مجلس از تهیه گزارشی توسط رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس خبر می‌دهد که به ادعای او اثبات کرده است دولت نهم طی سه سال گذشته حدود 124 میلیارد دلار از پول نفت را بدون ضابطه و مجوز خرج کرده است! 124 میلیارد دلار یعنی 124 هزار میلیارد تومان یا 124,000,000,000,000 تومان. یعنی 2,750,000 تومان به ازای هر نفر از واجدین شرایط رای در کشور یا تقریباً 1,650,000 تومان به ازای هر نفر از مردم ایران.

علیرضا محجوب نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به پرسش روزنامه اعتماد گفته است: «آقای مصباحی مقدم رئیس کمیسیون اقتصادی اخیراً گزارشی به نمایندگان داده‌اند که مشخص کرده 124 میلیارد دلار از پول نفت بدون ضابطه خرج شده است یعنی دولت این میزان پول را بدون مجوز خرج کرده است. پیشنهاد می کنم این گزارش را از ایشان بگیرید. سوال شما را پاسخ خواهد داد».

گفتنی است تلاش خبرنگار شهاب‌نیوز برای گفتگو با یکی از مسئولان ارشد دولت نهم جهت بررسی صحت یا سقم این گزارش و ابعاد آن تاکنون به نتیجه‌ای نرسیده است. با آن که برخی گزارش‌های رسمی از جمله گزارش دیوان محاسبات درباره تفریغ بودجه سال 1385 نشان می‌دهد که یک میلیارد دلار از درآمدهای نفتی کشور به خزانه ریخته نشده یا گزارش دوم دیوان محاسبات از انحراف 50 درصدی دولت در اجرای لایحه بودجه 86 خبر می‌دهد؛ اما چنین رقم هنگفتی (124 میلیارد دلار) برای نخستین‌بار از سوی یک نماینده مجلس و به نقل از گزارش رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس مطرح شده است.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
در آستانه سفر محمود احمدی‌نژاد به سوئیس جهت شرکت در اجلاس دوربان؛ حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه اولترا اصولگرای کیهان با انتشار مقاله‌ای به آقای احمدی‌نژاد توصیه کرد از سفر به ژنو اجتناب کند.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز، شریعتمداری در این مقاله که در شماره امروز یک شنبه روزنامه کیهان منتشر شده، چنین نوشته است:


دام خطرناک! (نکته)
گزارش ها و شواهد موجود از دام خطرناکی حکایت می کند که آمریکا، اروپا و رژیم صهیونیستی در اجلاس «دوربان 2» پهن کرده اند. 
...
و اما، جناب آقای متکی طی مصاحبه ای از حضور آقای دکتر احمدی نژاد در اجلاس «دوربان2» خبر داده و ابراز امیدواری کرده بود که نتیجه این اجلاس مانند اجلاس اول و علی رغم خواست غربی ها به نفع مقاومت فلسطین و علیه جنایات رژیم اشغالگر قدس باشد که با توجه به آنچه اشاره شد باید پرسید؛ آیا کمترین زمینه ای برای این امیدواری وجود دارد؟! و آیا مصلحت اندیشی و دورنگری در سیاست خارجی که همواره مورد توجه دولت نهم بوده و دستاوردهای فراوانی نیز درپی داشته است، حکم نمی کند که جناب آقای دکتر احمدی نژاد از حضور در این اجلاس که دام خطرناکی به نظر می رسد، اجتناب کنند.
با توجه به آثار مثبت فراوانی که مواضع ضد صهیونیستی دکتر احمدی نژاد در افکار عمومی جهانیان داشته و دارد، بعید نیست یکی از اهداف اصلی در گستردن این دام خطرناک، انتقام از ایشان باشد و با حضور وی بیانیه ای صادر شود که در آن هولوکاست تاییده شده!، رژیم صهیونیستی از جنایات وحشیانه تبرئه شده! و مقاومت مردم مظلوم فلسطین محکوم شده باشد!!
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی ام فروردین 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>