تبليغاتX
< موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی
زنجيره‌ي اينترنت سبز صفحه‌ي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير آخرين مطالب ارسالي: | میرحسین موسوی: حاشیه پررنگ تر از متن شده است | مسجد تازه تاسیس در نیکاراگوئه با هزینه 600 هزار دلاراز سوی کمک های اقتصادی احمدی نژاد | | مهم // آيا احمدي‌نژاد يك زمين‌خوار است؟! | سرمقاله آفتاب يزد : آقاي احمدي نژاد به جاي مجلس <‌سرزده> به نانوايي برويد! | ◄توكلی: هر بلایی دلتان خواست سر قانون آوردید | ◄صفار هرندي باز هم مورد عنايت قرار گرفت! اين بار توسط دانشجويان غيور دانشگاه گيلان | صفار، برو دکتر! | | شیرین عبادی در مصاحبه با روز: | یک حکم حکومتی دیگر برای دولت؟ | انتخابات ریاست جمهوری تونس بعد از افغانستان ج. اسلامی سرود یاد مستان داد | | |
 

 " من المومنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا"

" مردانی از مومنان بر سر عهدی که با خدای بسته اند صادقانه ایستادند، بعضی شهید شدند و بعضی در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در پیمان استوار الهی خود ندارند"

برادر عزیز جناب آقای میر حسین موسوی دام عزه

بهشتی و مطهری، قدوسی و رجایی، اشرفی و صدوقی، منتظری و باکری، پیمان به آخر رساندند و شهد شیرین شهادت را در اجرای فرمان" فاستقم کما امرت" نوشیدند.

امروز بار دیگر صدای پای طالبان می آید، بخدای کعبه سوگند، استبداد طالبان به مراتب زیانبارتر و خطرناکتر از دیکتاتوری سلاطین است، اگر به نام دین و امام زمان( روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداه)تیغ بر مردم کشند، نه تنها آزادی را کشته اند، بلکه دین و یوسف زهرا (عج) رابه مسلخ برده اند!

امروز روز منتظران است، امروز روز ابتلای عشاق است، امروز روز جانبازی مردانی است از تبار بهشتی، امروز روزدلاوری دلیرانی است از تنگستان، امروز روز یادگاران خمینی است، بپا خیز و از آرمان های بزرگ مرد تاریخ بشریت دفاع کن.

به جدت سوگند اگر بنشینی یا سکوت کنی به آرمان های امام شهیدان و ملت ایران خیانت کرده ای! و در پیشگاه امت جوابی نخواهی داشت.

ما در کنار تو آماده شهادتیم و بر عهدی که بسته ایم استوار.

29/3/88  دکتر مهدی خزعلی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

آغاز مسیر خطرناک اعتراضات برعهده آن کسانی است که جلوی اعتراضات مسالمت آمیز را می گیرند 

 

 

 

خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰

بسم الله الرحمن الرحیم 

ان الله یامركم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل 

مردم شریف و هوشمند ایران 

این روزها و شب‌ها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال می‌کنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن می‌بینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخی‌مان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسل‌ها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم. 

سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسان‌ها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایه‌های عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دست‌آوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که به‌رغم سخت‌ترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعه‌هایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیده‌اند به چیزی كمتر از آن راضی نمی‌شوند. 

آیا ما مردم شایستگی‌هایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمی‌كردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم می‌توان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد می‌انجامد؛ تا به یاد آورم كه اعتنا به کرامت انسان‌ها پایه‌های نظام را تضعیف نمی‌كند، بلكه استحكام می‌بخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی می‌خواهند و بسیاری از گرفتاری‌های ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقب‌ماندگی، فقر، فساد و بی‌عدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم. 

من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله می‌کرد، به هیجان آورد و صحنه‌هایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف می‌کنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم می‌شد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار می‌نشیند میوه‌هایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بی‌انصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ‌ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند. 

اما آن چنان که می‌دانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمان‌هایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی كه از عواقب قانون‌گریزی پیش‌بینی كرده بودیم به صریح‌ترین شكل ممكن و در نزدیك‌ترین زمان تحقق یافت. 
استقبال عظیم از انتخابات اخیر در درجه نخست مرهون تلاش‌هایی بود كه برای ایجاد امید و اعتماد در مردم صورت گرفت تا برای بحران‌های مدیریتی موجود و نارضایتی‌های گسترده‌اجتماعی، كه انباشت‌شان می‌تواند كیان انقلاب و نظام را نشانه برود، پاسخی شایسته فراهم شود. اگر این حسن‌ظن و اعتماد مردم از طریق صیانت از آرای آنها پاسخ داده نشود و یا آنها نتوانند برای دفاع از حقوقشان به نحوی مدنی و آرام واكنش نشان دهند مسیرهای خطرناكی در پیش خواهد بود كه مسئولیت قرار گرفتن در آنها بر عهده كسانی است كه رفتارهای مسالمت‌آمیز را تحمل نمی‌كنند. 

اگر حجم عظیم تقلب و جابه‌جایی آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ كشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات می‌رسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ یك دسته آنان كه از ابتدای انقلاب در مقابل امام صف‌آرایی كردند و حكومت اسلامی را همان استبداد صالحان ‌دانستند و به گمان باطل خود می‌خواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر كه با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت می‌دانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر این دوگانه‌‌انگاری‌ها بود. من آمده بودم تا با تكیه بر راه امام تلاش ساحرانی را كه دوباره جان گرفته‌اند خنثی كنم. 

اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفته‌اند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کرده‌اند، به صورتی که این رسیدگی‌ها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد. 

از ما خواسته می‌شود كه در این شرایط شكایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری كنیم، حال آن كه این شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بی‌طرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بی‌طرفی است. 

اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است كه باید به صورتی بی‌طرفانه از طریق یك هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن كه پیشاپیش امكان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته ‌شوند، یا شورای امنیت كشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباس‌شخصی‌ها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حركت‌های مردمی به فرافكنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد. 
اینجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحمیل یک دولت ناخواسته به ملت، که تحمیل نوع جدیدی از زندگی سیاسی بر کشور می‌بینم. من به عنوان یك همراه که زیبایی‌های موج سبز حضور شما را دیده است هرگز به خود اجازه نخواهم داد بر اثر عمل من جان کسی درمعرض خطر قرار گیرد. در عین حال بر اعتقاد راسخ خویش مبنی بر باطل بودن انتخاباتی که گذشت و استیفای حقوق مردم پای می فشارم و علیرغم توانایی‌های اندكی كه در اختیار دارم براین باورم كه انگیزه و خلاقیت شما مردم همچنان می‌تواند حقوق مشروع تان را در چهره‌های مدنی جدید مورد پیگیری قرار دهد و محقق كند. مطمئن باشید كه اینجانب همواره در كنار شما خواهم ماند. آنچه این برادر شما در در یافتن این راه‌حل‌های جدید، خصوصا به جوانان عزیز توصیه می كند این است که نگذارید دروغگویان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربایند و نا اهلان و نامحرمان، میراث گرانقدر انقلاب اسلامی را که اندوخته از خون پدارن راستگویتان است از شما مصادره کنند. با توكل به خداوند و امید به آینده و تكیه بر توانمندی‌هایتان حركات اجتماعی خود را پس از این نیز براساس آزادی‌های مصرح در قانون اساسی و اصل امتناع از خشونت پیگیری كنید. ما در این راه با بسیجی روبرو نیستیم؛ بسیجی برادر ماست. ما در این راه با سپاهی روبرو نیستیم؛ سپاهی حافظ انقلاب و نظام ماست. ما با ارتش روبرو نیستیم؛ ارتش حافظ مرزهای ماست. ما با نظام مقدس خود و ساختارهای قانونی آن روبرو نیستیم. این ساختار حافظ استقلال ، آزادی و جمهوری اسلامی ماست. ما با كجروی ها و دروغ گویی ها روبرو هستیم و در پی اصلاح آنیم؛ ا صلاحی با برگشت به اصول ناب انقلاب اسلامی . 

ما به دست اندركاران توصیه می كنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امكان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنین گردهم آیی هایی را تشویق كنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنویسند و در یك كلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی كه علاقه دارند تكبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نكنیم. كاملا مشخص است كه در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی كه دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود. 

برادر و همراه شما - میرحسین موسوی

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |



براساس گزارش های رسیده مردم تهران در فضای بوجود آمده بعد از خشونت های امروز بر بام خانه ها الله اکبر گفته اند. این صدا از تهرانپارس تا شهرک غرب به گوش می رسیده است.
ميرحسين موسوی پنجمين بيانيه خود را منتشر کرد. موسوی در اين بيانيه مهم آورده است: "آن چنان که می‌دانيد همگی ما در راه اين تجديد حيات ملی و تحقق آرمان‌هايی که در دل و جان پير و جوان ما ريشه دارند با دروغ و تقلب روبرو شديم و آن چيزی که از عواقب قانون‌گريزی پيش‌بينی کرده بوديم به صريح‌ترين شکل ممکن و در نزديک‌ترين زمان تحقق يافت." وی نوشته است: "اينجانب چون به صحنه می‌نگرم آن را پرداخته شده برای اهدافی فراتر از تحميل يک دولت ناخواسته به ملت، که تحميل نوع جديدی از زندگی سياسی بر کشور می‌بينم... نگذاريد دروغگويان و متقلبان پرچم دفاع از نظام اسلامی را از شما بربايند." موسوی ضمن تاکيد بر روش های مسالمت آميز و دوری از خشونت آورده است: "مطمئن باشيد که اينجانب همواره در کنار شما خواهم ماند."
خبرها از تهران حاکی است که ميرحسين موسوی بعد از ظهر روز شنبه (امروز) در جمع راهپيمايان در خيابان آزادی، دوشادوش مردم حضور يافته و همچنين در ساعت ۲۰ برای مردم در خيابان جيحون تهران سخن گفته است. ميرحسين موسوی پيشتر گفته بود که تا دستيابی به خواسته های مردم صحنه را ترک نخواهد کرد. راهپيمايی مسالمت آميز مردم تهران در روز شنبه (امروز) با درگيری نيروهای ويژه که بی رحمانه مردم را مورد ضرب و شتم قرار می دادند، به خون کشيده شد. بر اساس يک خبر غيرموثق، ميرحسين موسوی در سخنان خود گفته است که آماده شهادت است.
به رغم حضور چشمگير نيروهای امنيتی در سطح تهران، شمار زيادی از معترضان به روند انتخابات، در خيابان ها و ميدان انقلاب دست به تجمع زدند. نيروهای امنيتی، لباس شخصی ها و نيروی انتظامی به هر طريق ممکن مانع از گسترش جمعيت شرکت کننده در راهپيمايی امروز شدند و به شدت مردم را سرکوب کردند. آن ها با شليک هوايی و لوازم سرکوب، همچون استقرار ماشين‌های آب‌پاش در سطح شهر، قصد داشتند از شکل گيری حرکت اعتراضی امروز جلوگيری کنند. در خيابان های فرعی ميدان انقلاب درگيری هايی نيز گزارش شده است. اين درگيری ها در شهرهای شيراز و اصفهان نيز به وقوع پيوسته است

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
برای ثبت درتاریخ نه برای بردن شکایت نزد کودتاچی ها

میرحسین موسوی در نامه‌ای به شورای نگهبان با تشریح بخشی از تخلفات انتخاباتی، این تخلفات را از دلائل ضرورت ابطال انتخابات در سراسر کشور خواند.

"شورای محترم نگهبان

مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست‌ جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوق‌های رای کشانده حماسه‌ای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردم‌سالاری بی‌سابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بی‌عدالتی و قانون‌شکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاست‌جمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلاف‌کاری‌هاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماه‌های پیش تدارک دیده شده بود.

1- پلمب صندوق‌ها قبل از رای‌گیری

از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رای‌گیری صندوق‌ها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوق‌ها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها می‌باشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است.

2- حضور ناظران کاندیداها

طبق تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رای‌گیری کارت‌های نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداری‌ها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکرده‌اند. زیرا:

اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است.

ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمی‌توانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوق‌ها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوق‌ها با این گونه کارت‌ها اجازه حضور ناظر معرفی شده را نداده‌اند.

ثالثا- کارت‌های ناظرین معرفی ‌شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداری‌ها و برای صندوق‌هایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوق‌ها ممکن نبوده است.

رابعا- در موارد زیادی شماره صندوق‌هایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است.

خامسا- در موارد متعدد کارت‌های ناظرین معرفی‌شده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابه‌جایی وجود نداشته است.

سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاست‌جمهوری - نمایندگان نامزدها می‌توانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیات‌های نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب می‌شود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم می‌شود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازات‌های سنگینی را برای متخلفین پیش‌بینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رای‌گیری اخراج و به سایرین هم اجازه نداده‌اند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آیین‌نامه‌های مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارش‌های آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رای‌گیری محروم شده‌اند.

3 - داستان صندوق‌های سیار

طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافت‌های دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوق‌های سیار به طور غیر مترقبه‌ای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوق‌ها به کار گرفته شده که صندوق‌های ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوق‌های سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علی‌رغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده  واحده  قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت  و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوق‌های سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوق‌های سیار در زمان جابه‌جایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوق‌ها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوق‌های سیار در همین راستا بوده است.  

4 - تعرفه‌ها

به رغم این که تعداد تعرفه‌هایی که در هر دوره چاپ و منتشر می‌شود و براساس تعداد افراد واجد  شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین می‌کند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود  000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیون‌ها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل می‌باشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صف‌های طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند.

5 - محدود کردن زمان رای گیری

با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،‌معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارش‌های متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف می‌شدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج می‌کردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان می‌کرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات)

مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقه‌ای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوق‌ها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفه‌ها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد.  باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت 9 شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت‌ آنان از حق رای دادن هم گردید.

6- انتقال صندوق‌ها به فرمانداری

قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد.

چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوق‌ها از شعب اخذ رای به فرمانداری‌ها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالی‌که هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور می‌بایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر می‌کردند.

صرف‌نظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و  خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد.

«جناب آقای محصولی    وزیر محترم کشور    88/3/23 ساعت 2:15  بامداد

با سلام

دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم.

از آنجایی‌که طبق مواد 18 و 23 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م 28)  و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر می‌رسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد.

ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد.

سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی)

عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی)    

مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی)

رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات

این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود.

7- شیوه آرایش سبد آراء

مساله‌ای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجه‌ای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است.

بخشی از تخلفات پیش از رای گیری

بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن می‌توان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد.

1- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟!

2- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانه‌ها که از کمک‌ها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد.

3- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور.

4- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوق‌العاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص.

5- افتتاح پروژه‌های عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود.

6- افتتاح پروژه‌های ناتمام به عنوان پروژه‌های تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان.

7- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماه‌های آخر منتهی به انتخابات.

8- سخنرانی‌های تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها.

9- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامک‌ها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است.

شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویس‌های مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت.

همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامه‌های قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور  می باشد.

میرحسین موسوی"

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


فریادی بود از جنس دیگری!

دیشب برای نخستین بار مردم با استفاده از تاریکی شب و بیم ماموران انتظامی و لباس شخصی ها برای ورود به محلات، هم روی بام الله اکبر می گفتند و هم در کوچه ها!

 

تهران زیر رگبار هوائی و بی وقفه "الله اکبر". از تهران خبر می رسد که گسترده تر از هر شب دیگر و در همه محلات تهران مردم فریاد می زنند "الله اکبر". ما گزارش هائی دریافت کرده ایم که می خوانید:

همین الان در خیابان اشرفی اصفهانی و اطراف میدان صادقیه مردم فریاد الله اکبر را سر داده اند و برخلاف شب های گذشته از خانه های خود هم بیرون آمده و در خیابان فریاد می زنند.

مردم با استفاده از یک فرصت به خیابان آمده اند. یعنی چون بیشتر نیروهای  نظامی و انتظامی را به مرکز شهر برده بودند، در محلات این نیروها کم بودند و مردم از این فرصت برای بیرون آمدن از خانه هایشان استفاده کردند. امروز را شاید اینطور بتوان توصیف کرد که راهپیمائی خیابان انقلاب تا میدان آزادی، از غروب امشب در تمام شهر و محلات پخش شد. هنوز از مرکز شهر دود زیادی دیده می شود.

اینجا غرب تهران است. یعنی اشرفی اصفهانی، سعادت آباد و صادقیه یعنی آریاشهر سابق. من و خانواده ام بر بالای پشت بام هستیم. انبوه جمعیت در خیابان هستند. امشب مردم از روی بام فریاد می زنند الله اکبر و از خیابان عده ای دیگر پاسخ آنها را با الله اکبر می دهند.

یک گزارش خنده دار هم "جام جم ان لاین" پخش کرد که دانستنی است. یعنی از قول پلیس گفته شد که به این دلیل نیروی انتظامی مرکز تهران را اشغال کرد که مردم بهتر بتوانند تردد کنند.

در محلاتی که از آنها نام بردم، از صبح لباس شخصی ها با موتور سیکلت در کوچه ها مانور داده و مردم را تهدید می کردند که اگر شب بیایند بیرون و یا روی بام "الله اکبر" بگویند به آنها حمله خواهند کرد.

امروز از ساعت 4 بعد از تهران تعطیل شد و مغازه ها بستند

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
گزارش لحظه به لحظه

مردم گروه گروه به طرف میدان انقلاب در حرکت بودند. نیروهای بسیج که جلیقه های متحدالشکلی داشتند در تمام مسیرهای به طرف انقلاب ایستاده و مانع مردم میشدند. افراد با کلک های خاصی از آنها عبور می کردند (میدان هفت تیر، پل کریمخان، چهار راه امیر آباد، سر ویلا، میدان ولی عصر، فلسطین، سر وصال، سر 16 آذر و سر کارگر) مرتبا به مردم که گروه گروه در پیاده روها و یا ماشین های در حال عبور بودند حمله می کردند. معمولا مردم با کمی بحث با ماموران راه را عوض کرده و گروهی هم درحین درگیری انان عبور کرد و در پست بعدی گرفتار می شدند.

من با ماشین بالاخره از کارگر وارد کریمخان شدم و از طریق وصال تا تقاطع انقلاب پیش رفتم. (با خانواده بودم، ریش دارم و خانواده ام چادری هستند(. از وصال که وارد انفلاب شدیم جمعیت در پیاده روهای دوطرف به طرف دانشگاه و میدان در حرکت بودند.

نیروهای پلیس در دو گروه، افسران با لباس فرم و تعدادی سربازان یا لباس استتار و کاسکت و باتوم و سپر کنار خیابان و پیاده رو صف کشیده ولی آرام بودند.

تا ضلع غربی دانشکاه خیابان قدس جمعیت در سکوت و بسرعت جلو آمد. سر خیابان قدس ناگهان کماندوهای نیروی انتظامی با لباس های مشکی و سپر درحالی که با باتوم ها مرتب به سپرهاشان میزدند به مردم هجوم آورده مردم کمی عقب رفتند ولی الله اکبر گویان ایستادند. مامورین کمی جا خورده وعقب رفتند. مردم به خیابان هجوم آورده و به سمت پیاده روهای جنوبی که مملو از جمعیت بود رفتند. نیروهای مستقر در خیابان با وحشت عقب رفته و تلاششان برای جلوگیری از حرکت مردم موثر نیفتاد. مردم از روی نرده های بی ارتی مثل فرفره می پریدند. زن ومرد پیر و جوان.

ناگهان نیروها به آن طرف یورش آورده و باقی مردم ضلع شمالی خیابان از خیابان قدس عبور کرده به دیوار دانشگاه رسیده وادامه مسیر دادند .اینطرف هم ما با الله اکبر جلو رفته و صف نیروی انتظامی شکافته شده و عبور کردیم .مقابل درب دانشگاه هشت ردیف نیروهای مخصوص با تجهیزات کامل ایستاده و جمعیت آنطرف را به خیابان راندند. از داخل دانشگاه و پشت نرده ها درست پشت سر مامورین دانشجویان درحال خواندن سرود بودند. سه نفر بسیجی با مقوای سفید که نوشته شده "آشوبگر حیاکن و.." داخل صف نیروهای مخصوص ایستاده بودند. در حواشی خیابان ولابلای مردم پاسداران در حال کنترل افراد بودند و کسانی را که با موبایل عکس می گیرفتند نشانه کرده و در زمانی که نیروهایشان یورش می آورند دستگیر می کردند. البته چند مورد هم باتوجه به التهاب جمعیت با تذکر وپاک کردن عکسهای گرفته شده ازاد کردند. در خیابان های جنوبی سپاهی ها (عموما از قرارگاه ویژه ثارالله) با خودروهای شخصی و لباس عادی نظاره گر بوده و نکاتی را گاها به عوامل لباس شخصی ابلاغ می کردند. مردم بی مهابا الله اکبر گویان می گذشتند و گاهی به آنان پوزخندی تحویل می دادند که گاها باعث درگیری می شد. ناگهان درگیری از میدان انقلاب شروع شده و با پرتاب انبوه گاز اشک آور و آبپاش مخصوصی که به ماشین های اسرائیلی ها شبیه است(از نزدیک که انرا دیدم بسیار ناشیانه از همان ماشین های اسرائیلی کپی برداری شده بود و اشکالات بسیاری داشت که باعث خنده بود. مثلا پشت سرش را پوشش نمیداد و در موقعی که مامورین غفلت کرده و پشت آن خالی بود گروهی از مردم  دقایقی را پشت سر آن رفته وشعار می دادند) به مردم حمله می شد. مردم اول شروع به دویدن کردند ولی عده ای داد می زدند نترسید و مردم آرام شده و با روشن کردن اتش، الله اکبرگویان می ایستادند. فشار مامورین زیاد شد و مردم به خیابان 16 آذر و مقابل آن رفته و با عبور ماشین آب پاش دوباره می آمدند. ماشین اب پاش تا مقابل دانشکاه می رفت. یکی از ماموران یگان ویژه آهسته در گوش کسی گفت: "آب تمام شد، حالا وقتشه"  با جلوداری آن فرد مردم الله اکبرگویان به جلو دانشگاه هجوم بردند. ناگهان از تمام جهات نیروهای ویژه به سمت دانشکاه آمده تا سد جلو درب شکسته نشود. فشار روی میدان کم شده ومردم از انجا سر بر می آورند. تا ساعت هفت ونیم این جنگ وگریز ادامه داشت. دیگر مامورین عاصی شده وسردر گم بودند. خصوصا الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور آنها را کلافه کرده بود. نیروهای کمکی رسیدند. از سمت چهارراه ولی عصر نزدیک بیست ماشین وانت تویوتا لندکروز نیروهای سپاهی وارد شدند. گروهان های بسیجی (بامزه و تپل مپل که برای دویدن مشکل داشتند ) در حال نواختن باتوم به سپرهایشان از کامیون ها واتوبوس هایی در چهار راه ولی عصر پیاده شده وبه سمت میدان آمدند. فضا بسیار سنگین بود و مردم حلقه گریز را بیشتر کردند.

مردم ادای دین کردند دیگر رهبران بایستی پیگیر باشند. مردم در گوشه و کنار مسیر برگشتمان با مامورین که عمدتا نیروهای بسجی عادی بودند سر به سرکرده و هر ازگاهی درگیری وپرتاب گاز و شعار ادامه داشت.

چند نکته:

نیروهای انتظامی دوگروه بودند. طیفی افسران و درجه داران پاسگاهها و عواملی که روزمره با مردم سروکار دارند بسیار خوب و محترمانه برخورد می کردند، اما نیروهای ویژه، خصوصا کماندوهایی که لباس مشکی و ضربه گیر داشته و گروهی از همان ها موتورهای تریل داشتند بسیار نامرد بودند. بی رحمی و شرارت از چشمانشان می بارید.( قبلا می گفتند نیروهای ویژه ایرانی نیستند و یا از میان اوباش انتخاب شده و تعلیم دیده اند. بنظرم همینطور است.)

نیروهای بسیج وسپاه هم دو طیف داشتند، اگرچه هردو گروه بسیار خشن بودند ولی ناهماهنگ و آموزش ندیده بودند و لذا باتوم ها را برسر و صورت افراد حواله کرده و بسیارخطرناک عمل می کردند، اما تا الله اکبر مردم بلند می شد دستپاچه شده و بهم می ریختند. اما گروهی موتور سوار لباس شخصی بودند که چهره هاشان نشان میداد از اراذل اوباش وسابقه دارها و تیپ لات ها وهمان هایی اند که معمولا کیف قاپی می کنند. اینها زنجیر وقمه داشتند. فرد مسنی ( حدودا 45-50ساله) بیسم داشت و آنها را هماهنگ می کرد. انها فقط در مسیر وسط خیابان (مسیر بی آرتی) مانور داده وعربده می کشیدند. مثل اینکه بقول یکی از بچه ها، انها از ذخایر این نهضت کودتا اند تا در موقع خاصی استفاده شوند .
جوانها، خصوصا خانم های جوان که تجربه این مسائل را نداشتند ابتدا بسیار می ترسیدند. اما با دیدن دیگران روحیه گرفته و وظایف شان را به نحو احسن انجام دادند. بنازم به این شیرزنان. مثلا نمی دانستند با گاز اشک آور چگونه مقابله کنند، اما پس از توضیحاتی که مثلا آب به صورت نزنید و آتش روشن کنید تا دود گاز برطرف شود، آنها هم کارتن و روزنامه جمع کرده و مقابله می کردند. با هجوم های اولیه جا می خوردند ولی اواخر به بقیه هم روحیه می دادند که نترسید هیچ غلطی نمی کنند.

ضمنا با توجه به شناخت بنده از چند فرمانده عالیرتبه سپاه و صحبت هایی که داشته ام، بدنه اصلی سپاه بسیار مسئله دار و شکننده است. با توجیهات عقیدتی و مثلا فرمان ولی فقیه و... انها را به سکوت واداشته اند.

ومن نصر من عندالله العزیز الحکیم

شنبه 30خرداد ساعت 20:40

 

گزارش دوم

دستگیری دکتر خزعلی

از خیابان جمالزاده به خیابان نصرت امده بودیم که دیدم جمعیتی از دور
نزدیک میشود. در حالیکه صدای صلوات مردم هم به گوش می رسید. پسر ایت الله
خزعلی تسبیح به دست جلوی تعدادی حرکت می کرد. مردم با این فکر که اگر
ایشان جلو باشد به آنها حمله نمی شود پشت سر ایشان به راه افتادند. درکمتر از چند دقیقه جمعیتی چند صد نفری پشت ایشان جمع شده بود ولی باشلیک گاز اشک آور مردم متفرق شده و در این گیرو دار دیدم که از طرف    گارد ویژه ضربه ای به کمر آقای خزعلی وارد شد و به زمین افتاده و سپس دستگیر شد. متاسفانه به علت شلیک گاز اشک آور نتوانستم برگردم ببینم چه    بلایی سر ایشان آمد.

گزارش سوم

ساعت 5/9 شب است، در خیابان انقلاب و آزادی و ولیعصر و آریاشهر و  ستارخان غوغاست. در خیابان آزادی حد فاصل میدان آزادی و انقلاب صدای شلیک گلوله به هوا برخاست. احتمالا کشته هایی هم برجای مانده است.

هزاران نفر در خیابانها مورد ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی زنجیر و چماق بدست مورد حمله واقع شده اند.

تعداد زیادی زخمی، تعداد زیادی دستگیر شده اند و بسیاری بخون آغشته و در مجموع اوضاع بسیار آشفته است. اس ام اس ها قطع و مکالمات تلفنی موبایل در مناطق اصلی شهر غیر فعال  و در سایر مناطق نیز دچار اختلال و اینترنت نیز دچار مسئله است. تهران همچنان غوغا و فریاد الله اکیر و مرگ بر دیکتاتور شهر را فرا گرفته است. موتور سواران لباس شخصی در خیابانها و کوچه ها به مردم حمله کردند و تجمع بیش از دو نفر ممنوع و افراد دستگیر میشوند. گوئی تهران، بوسیله ارتش بیگانه اشغال شده است. به مردم جهان اطلاع دهید که ایران را بخاک و خون کشیده اند.

گزارش چهارم

جمعیت از ساعت سه و سی دقیقه بعد از ظهر بتدریج مردم  در حال  جمع شدن در میدان انقلاب بودند.محدود خیابان آزادی  تا میدان آزادی  به شعاع 2 تا 5 کیلومتر در بالا و پائین ( شمال و جنوب) نیروهای نظامی- نیروهای انتظامی، نیروهای یکان ویژه مقداد، نیروهای بسیجی ، موتور سواران دو ترکه  به تعداد زیادی  و....-  مستقر بودند. به تجمع های نسبتا کوچک مردم هجوم می آوردند و آنها را پراکنده می کردند.

بر اثر فشار نیرو های انتظامی مردم وارد کوچه ها و خیابان های بالا و پائین خیابان آزادی می شدند و با تعقیب و گریز و با مانع بر گشت بیشتر آنها به خیابان آزادی در حقیقت در محدود زیادی از شهر پراکنده شدند.

وقتی که در یک هجوم جمع ما را پراکنده کردند من به چند نفر از بسیجی ها و پاسدار ها گفتم " اگر می گذاشتید ما در خیابان آزادی تجمع و راهپیمایی کنیم آنقدر در شهر پراکنده نمی شدیم. حالا  تمام شهر و منطقه وسیعی از شهر شده محل تظاهرات مردم و در حقیقت خودتان دارید به تظاهرات دامن می زنید و آن را به تمام شهر گسترش می دهد." با تکان دادن سر حرف های مرا تائید کردند.

از میدان انقلاب تا میدان آزادی بیشن از 20 بار به ما حمله کردند و بیشتر با گاز اشک آور مردم را پراکنده  می کرد. بر اثر درگیری ها در بعضی از مناطق مردم با سنگ به نیروهای انتظامی حمله می کردند و گاهی پلیس ها نیز با بر گردندن سنگها بطرف مردم سنگ پرتاب می کردند.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

یک سایت خبری نزدیک به حوزه علمیه قم نوشت
تشکیل شورای رهبری میان خبرگان مورد بحث است

این خبر درحالی انتشار می یابد که گفته می شود یکی از انگیزه های کودتای انتخاباتی اخیر، تشدید بیماری سرطان ریه رهبر است و فرزند او "مجتبی" سعی داشته با این کودتا قدرت را در بیت پدرش نگهدارد و سپس خود آن را قبضه کند و نگذارد رئیس جمهوری مستقل از بیت رهبری سکان را بدست بگیرد.

تمام تجربه بیت آیت الله خمینی و سرنوشت احمد خمینی در شکل گیری کودتای انتخاباتی اخیر نقش داشته است. یعنی تعیین جانشین رهبر، پیش از فوت رهبر! حدس زده می شود، بخشی از نامه میرحسین موسوی که در آن اشاره می کند "بحث نه بر سر ریاست جمهوری و انتخابات اخیر، بلکه بر سر نهادینه شدن یک روش حکومتی است!" می توان اشاره به همین مسئله باشد. یعنی تبدیل جمهوری به پادشاهی یا حکومت اسلامی که نوعی پادشاهی مذهبی است!

 

سایت خبری "رویه" که اخبار مراکز مذهبی و از حمله حوزه علمیه قم را منتشر می کند، در تازه ترین خبر خود مدعی شد:

علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری با بعضی از مراجع تقلید قم و نماینده تام الاختیار آیت الله سیستانی دیدار کرده است. او در دیدار با مراجع تقلید، با نقل خاطراتی از اوایل انقلاب از شیوه حل معضلات توسط آیت الله خمینی رهبر انقلاب، گفته است. همین سایت به نقل از منبعی که این خبر را در اختیار "رویه" گذاشته، اضافه کرده که به نظر میرسد نیمی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری تمایل به تشکیل  "شورای رهبری" دارند.

همین منبع افزوده: آنچه میشود بعنوان چکیده این جلسات عنوان کرد این است که راه حل معقول در شرایط فعلی استعفای محمود احمدی نژاد است. رهبر انقلاب پدر و رهبر تمام مردم است و نه یک عده ی خاص. منتهی بنظر میرسد ایشان (علی خامنه ای) تمایل دارند  پدر و رهبر عده‌ای خاص باشند. 

وی در پاسخ به سوال خبرنگار رویه که آیا جلسه ی مجلس خبرگان رهبری در قم تشکیل میگردد یا خیر، گفت: " اجازه بفرمایید در شرایط کنونی از پاسخ به این سوال معاف گردم . مطمئن باشید که بزودی خبر تشکیل جلسه  یا عدم آن به اطلاع میرسد".

اصل خبر را روی سایت "رویه" می توانید از اینجا ببینید!

این خبر درحالی انتشار می یابد که گفته می شود یکی از انگیزه های کودتای انتخاباتی تشدید بیماری سرطان ریه رهبر است و فرزند او "مجتبی" سعی داشته با این کودتا قدرت را در بیت پدرش نگهدارد و نگذارد رئیس جمهوری مستقل از بیت رهبری سکان را بدست بگیرد.

تمام تجربه بیت آیت الله خمینی و سرنوشت احمد خمینی در شکل گیری کودتای انتخاباتی نقش داشته است. یعنی تعیین جانشین رهبر، پیش از فوت رهبر!

حدس زده می شود، بخشی از نامه میرحسین موسوی که در آن اشاره می‌کند بحث نه بر سر ریاست جمهوری و انتخابات اخیر، بلکه بر سر نهادینه شدن یک روش حکومتی است! که می توان استنباط کردن نظر تبدیل جمهوری به پادشاهی یا حکومت اسلامی باشد که نوعی پادشاهی مذهبی است!

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
  roozonline.com
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
Language Bookmark spinooza.blogfa.com
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 سهامداران مخابرات فروشنده شده‌اند  ictna.ir

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
آقای خامنه ای ...........

 عطاالله مهاجرانی

دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم..

این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند. آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شود و هر چقدر جشن بزرگتر باشد
قربانیان هم بزرگتر خواهند بود...

۲۲ بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و ۲۲ خرداد ابتدای حکومت اسلامی...
سی سال عد د تامل انگیزی است. هم در تاریخ اسلام و هم در تاریخ انقلاب ، امام خمینی هم به سی سال اشاره کرده اند...

در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد...

دوستم صدای گریه اش بلند شد. تلخ گریست.

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


مسئول مستقیم کشتار دیروز چه کسی بود؟

فیلم را از اینجا ببینید

بموجب گزارش های تائید نشده، در یورش سازمان یافته دیروز به مردمی که می خواستند در مسیر میدان انقلاب- میدان آزادی راهپیمائی کنند، چند تن کشته شده اند. فیلم کشته شدن یک زن جوان بر اثر ضربات چماق و قمه افراد حزب پادگانی شب گذشته از شبکه های تلویزیونی جهان پخش شد. سی ان ان درباره شمار قربانیان لشکرکشی نیروی انتظامی و بسیج و حزب پادگانی به خیابان های مرکزی تهران و شهرستان ها از رقم چند ده تن سخن گفته است. مسئول مستقیم آنچه دیروز در تهران و شهرستان ها اتفاق افتاد و به کشته شدن مردم بی سلاح انجامید، مقام معظم رهبری که در نماز جمعه روز گذشته وعده این کشتار را بعنوان فرمانده کل قوا داده بود. نطفه های خشونتی در خیابان ها در حال شکل گیری است که سرانجام آن سنگر بندی مردم و نیروهای نظامی در برابر هم است. او هنوز نفهمیده چه خبر است، در میان فرماندهان سپاه و روحانیون معترض نیز هنوز نفهمیده اند ............ کشور را به کجا می برد؟

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |


ایران سراسر همان شده که تهران شده!

ایران یکپارچه اعتراض است. آقای خامنه ای با این تصور که می توان مردم را فریب داد و یک نمایش انتخاباتی درست کرد، فضای انتخاباتی را باز کرد، اما برخلاف همه انتظارش و با تمام چراغ سبزهائی که به احمدی نژاد برای ولخرجی انتخاباتی و افشاگری تلویزیونی داد، او از صندوق بیرون نیآمد. محاسبه ها به هم ریخت. به جای احمدی نژاد کسی از صندوق رای بیرون آمد که اختلاف 30 ساله با ایشان دارد. نه بر سر مال و ثروت، بلکه بر سر خط و خطوط سیاسی. کودتا کرد، با این تصور که مردم سرشان را زیر انداخته و حکم حکومتی ایشان را تمکین می کنند. چنین نشد و برعکس، آن شد که شاهدیم. نه تنها در تهران، بلکه در تمام شهرهای ایران و اتفاقا در شهرهای دیگر بسیار خشن تر و بی رحمانه تر. حزب پادگانی احمد جنتی در تمام شهرها مستقر است. آنها ناظران انتخاباتی ایشان‌اند که حالا چماق بدست و قمه در کف به جان مردمی افتاده اند که نمی خواهد زیر بار یک کودتای انتخاباتی بروند. دیروز همزمان با تهران، در شهرهای دیگری مانند کرمانشاه، تبریز، رشت و مشهد نیز مردم به خیابان ها آمدند تا به رهبر بگویند: دوران فصل الخطابی شما به پایان رسیده است و احکام خیابانی جانشین احکام حکومتی شده است. این فیلم را هم از تظاهرات دیروز در رشت از اینجا ببینید

نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
چاپ پست الكترونيكي

بسم الله الرحمن الرحیم 

من صدای انقلاب شما را شنیدم!

 با همسر و فرزندان در راهپیمایی دیروز شرکت کردم،جمعیت چند میلیونی که در تاریخ انقلاب بی سابقه بوده با گامهای استوار و مشت های گره کرده از رأی خود دفاع می کردند.دیروز تمام تهدیدات را کرده بودند که راهپیمایی غیر قانونی است و ما مجازیم در برابر آن هر کاری بکنیم، حتی شایع شده بود حکم تیر داده اند! سایت های موسوی را هک کرده بودند و به دروغ در آن نوشته بودند : «راهپیمایی لغو شده است!»  اما سیل مردم خشمگین و آزرده از تحقیرهای چند روز اخیر احمدی نژاد از تهرانپارس، دماوند، امام حسین و انقلاب بسوی آزادی جریان داشت. بدون هیچ امکاناتی، نه بلندگویی نه ایستگاه صلواتی که با پول بیت المال آب میوه پخش کند و نه حتی آبی، جمعیت تشنه بود اما تشنه آزادی!باز هم بیاد پاسخ پدر افتادم که اگر مردم ما را نمی خواهند باید انقلاب کنند! پدر جان مردم با قامتی راست و استوار ایستاده اند و می گویند: «ای دولت کودتا، استعفا، استعفا»ای کاش در بالگردهایی که برفراز جمعیت پرواز می کرد کسی بود که که بگوید: «من صدای انقلاب شما را شنیدم!»شعارها چه زیبا و بجا بود و چه اخلاقی تنظیم شده بود.گاهی گروههای دل آزرده و خشمگین شعارهایی حاوی مرگ سر می دادند که مردم در پاسخ آنها می گفتند: «میر حسین گفته مرگ نگویید و این شعارها تمام می شد، نظیر: «مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر استبداد، نصر من الله و فتح قریب   مرگ بر این دولت مردم فریب»هنگامی که از مقر نیروی انتظامی عبور می کردند، شعار می دادند: «نیروی انتظامی، حمایت، حمایت» و یا «نیروی انتظامی چرا برادر کشی»در برابر وزارت کار شعار می دادند: «وزارت کار         اینهمه بیکار»در عبور از زیر پل های عابرپیاده خطاب به مردم بالای پل با کنایه می گفتند: «آزادی اندیشه    از اون بالا نمی شه!»و شعارهای اصلی مردم چنین بود:1- خمینی کجایی؟ موسوی تنها شده     2- هاله نوری دیدی       رأی ما رو ندیدی!      3- موسوی موسوی حمایتت می کنیم     4- سه شنبه، سه شنبه، اعتصاب، اعتصاب      5- تا احمدی نژاده       هر روز همین بساطه      6- گفته بودیم اگر تقلب بشه    ایران قیامت می شه          7- تقلب 1% ، 2% نه 53%        8- موسوی، موسوی، رأی ما رو پس بگیر        8- هاشمی، هاشمی، حمایتت می کنیم        9- اینهمه هیاهو، رسانه ملی کو        10- احمدی، احمدی، این خس و خاشاک نیست       11- موسوی موسوی، پرچم ایران ما رو پس بگیر           12- 63% که می گفتی، کجاست؟       13- 24 میلیون و یالا  نشونم بده       14- ای دولت کودتا، استعفا، استعفا         15- نترسین، نترسین         همه با هم هستیم      16- رأی مارو دزدیدن         باهاش دارن پز می دن       17- یا حسین        میر حسین      18- ایرانی با غیرت، حمایت حمایت        19- زندانی سیاسی آزاد باید گردد       20- موسوی دستا بالا (و همه دستها را بالا برده و کف می زدند!)            21- احمدی بیچاره          بازم می گی فوتباله!     22-احمدی به گوش باش          ما مردمیم نه اوباشدر ادامه ساعات پایانی راهپیمایی به دلیل درگیری که با بسیج واقع شد و منجر به شهادت چند تن از راهپیمایان شد  مقرر شد که دیگر شعار ندهند و فقط دستها به علامت پیروزی بالا بود و راهپیمایان با سکوت حرکت می کردند.

این جمعیت چند میلیونی پاسخی دندان شکن بود به نمایش مضحک چند هزار نفری احمدی نژاد در میدان ولیعصر با بمباران تبلیغاتی رسانه ملی و تحت حمایت گارد ویژه و چماقداران با لباس شخصی که در اطراف آن جمعیت مردم را به شدت می زدند. و باز مردم شعار می دادند: «رأی ما رو پس بگیر»

 88/3/25    دکتر مهدی خزعلی

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
چاپ پست الكترونيكي
مقالات و نامه ها

 

هاشمی                                                         باسمه تعالی

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی دام عزه

ریاست محترم مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام

باسلام؛ با توجه به تعبیر آن بزرگوار در نامه به رهبری به " باند پالیزدار " احتراماً موارد ذیل به استحضار می رسد:

1 - اینجانب یک بسیجی جانباز معتقد به انقلاب اسلامی و ولایت فقیه می باشم ، هیچ باندی ندارم و فقط به وظیفه خود در تحقیق و تفحص مجلس عمل کرده ام.

2 - در 124 پرونده مورد بررسی تحقیق و تفحص مجلس هیچ پرونده ای از حضرتعالی و فرزندان شما نبود و در گزارش تحقیق و تفحص هم مدعی وجود پرونده علیه شما نشده ام.

3 - متاسفانه در پایان سخنرانی در دانشگاه همدان، دانشجویی از خانواده شما سئوال کرد و اینجانب بدون هیچ مستنداتی به اتکای شنیده های غیر مستند از نزدیکان آقای احمدی نژاد مطالبی گفتم و در سخنرانی ها هم گفته ام که هیچ پرونده ای راجع به حضرتعالی و خانواده شما ندیده ام. لذا بدینوسیله از محضر حضرتعالی عذر خواهی می کنم و امیدوارم این مختصر را به عنوان جبران بپذیرید تا باری بر دوش من در صحرای محشر نباشد.

4 - پیشاپیش از صبر و بزرگواری شما که در طول این یکسال هیچ شکایتی از اینجانب ننموده اید تشکر می کنم، علی رغم این که تنها کسی که محق بر شکایت بود شما بودید.

                                                                                          والسلام علیکم و رحمه الله

                                                                                                  عباس پالیزدار

 
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
خبرگزاری تندرو فارس که اصلی‌ترین رسانه حامی احمدی‌نژاد است به نقل از «يك منبع آگاه» ادعا کرد که فرزندان آیت‌الله هاشمی رفسنجانی ممنوع‌الخروج شده‌اند.

خبرگزاری فارس در این گزارش به نقل از «منبع آگاه» مزبور آورده است: فائزه و مهدي هاشمي رفسنجاني كه نقش آنان در تحريك و ساماندهي برخي تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات و تخريب‌هاي روزهاي اخير آشكار شده است، ممنوع الخروج شده‌اند.

پيش از اين، بسیج دانشجویی و حدود 30 نفر از دانشجويان حامی احمدی‌نژاد با برگزاري تجمع در برابر دفتر کار سعید مرتضوی (دادستاني تهران) خواستار برخورد قضايي با فرزندان هاشمي رفسنجاني شده بودند.
 
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
یک روز پس از افشاگری‌های دکتر مهدی خزعلی فرزند حق‌طلب آیت‌الله خزعلی درباره ناآرامی‌های اخیر تهران و انتخابات ریاست جمهوری؛ آیت‌الله خزعلی که یکی از 6 روحانی سرشناس حامی محمود احمدی‌نژاد (آیات یزدی، جنتی، احمد خاتمی، مصباح یزدی، خزعلی، مهدوی کنی) است با صدور بیانیه‌ای از فرزند خود اعلام برائت کرد.

به گزارش خبرنگار شهاب‌نیوز؛ در پیامد بیانیه آیت‌الله خزعلی، دکتر مهدی خزعلی نیز ساعت 23:07 شامگاه پنج‌شنبه با صدور بیانیه‌ای به پدر پاسخ داد و توضیحات مهمی را درباره دلایل بیانیه آیت‌الله خزعلی ارایه کرد.

گفتنی است مهدی خزعلی دقیقاً در نقطه مقابل پدرش، یکی از منتقدان سرسخت محمود احمدی‌نژاد و حلقه اطرافیان اوست و وبلاگ خود را به محلی برای انتقادات تند و تیز از رئیس دولت نهم تبدیل کرده است.

متن کامل بیانیه آیت‌الله خزعلی و مهدی خزعلی با حذف چند عبارت که با نقطه‌چین مشخص شده‌اند به شرح زیر است:

متن بيانيه آيت‌الله خزعلي در برائت از مهدی
خداوند متعال مي‌فرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم» و نيز تذكر مي‌دهد «لا تجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آباءهم او ابناءهم.
در اين دو آيه ارجمند خداوند سبحان به ما تنبه مي‌دهد اگر اولادتان با خدا و رسول كنار نيامدند از آنها احتراز كنيد و آنها را دوست نداشته باشيد.
مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحيت مي‌كنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا مي‌شوم اثر نمي‌كند.
با بعضي از علماي بزرگ صحبت كردم، فرمود دست نگه دار شايد به راه بيايد. ديگر كاسه صبرم لبريز شده، ديگر با او صحبت نمي‌كنم و حرف‌هاي نامناسب او را بر نمي‌تابم.
ملت انقلابي عزيز هميشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل كند، نپذيرند. با من ارتباطي ندارد ولي الان هم دعا مي‌كنم خداوند به او توفيق دهد كه از راه انحرافي كه پيش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئيس جمهور و مسلمين عزيز را از شر او مصون و محفوظ بفرمايد. 


متن بيانيه مهدی خزعلي درباره اعلام برائت پدر 
[...] مدتهاست آقایان حسین شریعتمداری و حسن شایانفر به پدر اصرار می کنند که از فرزندش برائت بجوید و آقای مصباح یزدی گفته بودند قدری صبر کنید شاید برگردد! اخیرا حسین شریعتمداری با صدها صفحه از مقالات سایت و کامنت ها به نزد پدر رفته و سعایت می کند و از معظم له می خواهد که اعلام برائت خود را در رسانه ها اعلام کنند.
من ضمن ادای احترام به پیشگاه پدر و عرض دست بوسی که فرمان الهی است موارد ذیل را به استحضار ملت شریف می رسانم:

متأسفانه دفاع معظم له از احمدی نژاد به واسطه دروغ ، فریب و نیرنگ مقدس ماب‌هایی است که از امام زمان (عج) و زهرای مرضیه (س) خرج می کنند. بخاطر دارم شبی الهام و همسرش مهمان حضرت آیت الله بودند، فردای آنروز معظم له مرا احضار فرمودند و گفتند : "می خواهم با تو اتمام حجت کنم ، فاطمه زهرا (س) به خواب یکی از اولیاء آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمایت کنید" و معظم له فرمودند : آیا با دستور فاطمه زهرا (س) مخالفت می کنی؟ من پاسخ دادم: "پدر جان ، فاطمه (س) ، برای من زیاد است اگر فضه کنیز زهرا (س) یا قنبر غلام علی (ع) پیامی بیاورد به روی چشم می گذارم و اطاعت می کنم." اینها [...] دروغ می‌گویند. من با اطمینان می گویم ، مسیر ما در این 4سال مسیر فاطمه و علی علیهما السلام نبوده و باید به مسیر سبز علوی (ع) باز گردیم. و باز اخیرا فرمودند: "از ناحیه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) پیامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم! باز عرض کردم اینها از آن ناحیه مقدس نیست، اینها زاییده هاله نور است و [...] است. 
در خاتمه من شهادت می دهم که پدر بزرگوارم از اولیاء و از زهاد است، او پاک است و عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام، او همه را مثل دل خود صاف و پاک و بی ریا می بیند و متاسفانه فریبکاران، آن بزرگ را نیز می فریبند. و دیر نباشد که نقاب از چهره [...] این دروغگویان برداشته شود و معظم له به صف امت اسلامی بپیوندند.
امروز معظم له جز کیهان، رسالت و پرتو نمی خوانند، امواج میلیونی ملت را نمی بینند و نمی خواهند ببینند. ایشان فقط دروغ رسانه‌های وابسته به دولت را می شنوند و بدیهی است که چنین قضاوت کنند. راه راست کدام است، آیا امام نفرمودند میزان رأی ملت است؟ راه راست راه اهل بیت عصمت است که هیچکدام به زور شمشیر حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکیل حکومت ندادند!... 
به معظم له دروغ احمدی‌نژاد را ثابت می کنم. می فرمایند "خوب یک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشیده است !!" به ایشان فساد مالی را عرض می‌کنم ، می فرمایند " اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود!!" [...]
در خاتمه از صمیم قلب دعا میکنم که این پیر فرزانه عابد به صفوف ملت بپیوندند و از همه کسانی که می توانند حقایق را به گوش معظم له برساند ، عاجزانه تقاضا دارم از هیچ تلاشی مضایقه نفرمایند. 
والسلام علی من اتبع الهدی 
دکتر مهدی خزعلی28/3/88
 
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
ـ۲۵۷ کلیک Language Bookmark hanaa.com
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
بازداشت 16 فرمانده سپاه
 
 
 

این خبر از دو منبع خبری، از داخل کشور در اختیار پیک نت قرار گرفته است، که بدلیل اهمیت چنین واقعه ای در سرنوشت جنبش اعتراضی و ضد کودتائی کنونی انتشار آن را وظیفه خود می دانیم.

منبع اول: طبق گزارشی که از حلقه درونی نظام به بیرون درز کرده است، صبح امروز شانزده نفر از افسران ارشد سپاه پاسداران بازداشت شده اند. این افسران با تماس با
تعدادی از افسران ارتش، از ضرورت پیوستن به مردم سخن گفته اند. این
افسران امروز(5 شنبه) به نقطه ی نامعلومی در شرق تهران انتقال داده شدند.

منبع دوم: 16 فرمانده سپاه به دلیل حمایت از موسوی بازداشت شده اند.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

ابراهيم نبوی

آقای عزيز! تا مرگ نرسيده است و دچار نفرين ابدی مردم نشديد، حرف تان را پس بگيريد و بگذاريد همان ...... معمولی باشيد، آدمی که مردم او را يک آدم بی قدرت، پر کينه و بدون موضع مشخص می دانند، يک رهبر ضعيف که شايد بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنيد که ادای بزرگتر از خودتان را در بياوريد و دستور کشتن بدهيد، ما باورتان نمی کنيم، شما اين کاره نيستيد برادر. مردم هم اينقدر ترسو نيستند، مردم ايستاده اند و اگر باد بکاريد توفان مردم را درو خواهيد کرد

جناب آقای سيد علی خامنه ای
اظهارات امروز شما همه اتفاقات رخ يافته روزهای اخير را متوجه حضرتعالی می کند. از سوی ديگر ديروز اعلام شد که سرکار خانم رجايی، همسر شهيد رجايی، نخست وزير و رئيس جمهور محبوب آيت الله خمينی را در حرم حضرت معصومه دستگير کرده اند و وی را به زندان برده اند، چرا که او نيز مانند ميليونها ايرانی ديگر به ظلم و بی عدالتی که بر اين ملت رفته است، اعتراض کرده بود و دولت تحت امر شما صدای او را هم نتوانست تحمل کند. حق نخست وزير محبوب آيت الله خمينی و نخست وزير سابق خودتان بر اساس شواهد بسيار و قرائن بيشمار، در انتخاباتی پرشکوه و بی نظير غصب شده و شما پيش از آنکه حتی پيرمردهای منصوب خودتان انتخابات را تائيد کنند، بی صبرانه بر دروغی بزرگ مهر تائيد زديد و با همين کار، هم از وظيفه قانونی تان تخلف کرديد و هم شرط " عدل" را که از شروط اصلی ولی فقيه است، زير پا نهاديد. اينها همه به کنار، سووالی بزرگتر مطرح است، شما می دانيد چه می کنيد؟ می دانيد به کجا می رويد؟

آقای خامنه ای!
مرا به عنوان يکی از نويسندگان سرشناس ايرانی می شناسند، برخی بر اين کلمه " خوب" را هم می افزايند، يکی از اينها روحانی شريفی است که هفت سالی قبل که از زندان بيرون آمده بودم گفته بود "آقا گفته اند تو و فلانی نويسنده های خوبی هستيد، چرا نمی نويسيد؟" و اين زمانی بود که تازه از زندان بيرون آمده بودم به جرم نوشتن و روزگارم بخاطر حفظ حرمت همان قلمی که خدای به آن قسم خورده بود و قاضی شما بی حرمتش کرده بود، ويران بود و هنوزم بر اين باور بودم که قلمم می تواند جز هديه کردن لبخندی به ملت شايد کاری ديگر هم بتواند بکند. خوانده بودم روايت شاعرانه و مسحور کننده عبدالفتاح عبدالمقصود را از زندگی " علی بن ابيطالب" و قصد کرده بودم که سه چهار سالی از زندگی ام را بگذارم برای نوشتن زندگی امام حسين.
اين وسوسه تنها در من کافر نبود که سرگذشت آن بزرگان را بسياری از هم قبيلگان من نوشته اند، از همان عبدالفتاح عبدالمقصود بگير تا شاعران و نويسندگان بزرگ ايران و عرب و حتی نويسنده بزرگ ايرانی مرحوم غلامحسين ساعدی که می خواست " مقتل" را بنويسد و ما همگی بيش از آنکه اهل شريعت باشيم، سرگشتگانی بوديم که با خدای خويش عاشقانه به مهر و قهر بوديم، نه چون رفقای شما که بندگی و بردگی منش و روش شان در مواجهه با خدای است. من به قول آن پير، بينوا بندگی سربه راه نبودم، و راه بهشت مينوی من بزروی طوع و خاکساری ديگران نبود، اما جای آفتاب را می دانستم و کلمه را می شناختم و می دانستم که آن کسی می تواند راوی شرق باشد که خورشيد عشق در دلش طلوعی کرده باشد، نه آنان که تمام روحشان را شب گرفته است و کلمات شان غروب می کند وقتی که روايت را آغاز می کنند. اما نشد، نشد و نشد آن کار که بشود. داروغگان و شحنگان دستگاه داغ و درفش چنان کردند که رخت بر بستيم از وحشت زندان سکندر و خراجات سنگين تان را هم تاب نياورديم و حالا گرفتاری ماست و اين غول های بيابان. که می بينيد هر چه باشند از آن راهزنان خيابانی چکمه پوش و چماق به دست شريف تر اند.
باری، شرح خويش را دادن مقصد من نيست، اما بهانه ای است که فراموش نکنيد که کدام کس با شما سخن می گويد. چند سالی قبل نيز کاری کرده بوديد و من نيز به خشم چيزی نوشته بودم و اسباب زحمت برای من شد و چنان که گفته اند اسباب کينه برای شما. که می گويند کينه های تان سخت است و از دل برون نمی رود، وقتی که آمد. و لابد بايد که باز حکايت اين روزها را می شنيدم و تصويرش را که در هر رسانه بازتابيده می ديدم و لب سکوت به دندان می گزيدم و راه خاموشی برمی گزيدم...... اما و اما، که اين بار گوئی کار چنان از دست بشده است که سکوت معنا نمی دهد، وقتی سه ميليون نفر نفرت شان از بی عدالتی و ظلم را در حد فاصل انقلاب و آزادی در سينه حبس می کنند و تنها به اشارت انگشت داستان پيروزی دزديده شده شان را می گويند.
خون را بنا نبود بريزيد که ريختيد و حد را بنا بود نگه داريد که نگه نداشتيد و حرمت را بنا بود حفظ کنيد که بی حرمتی کرديد و با بی انصافی و بی هيچ عدالتی حق ملتی را پايمال کرديد. پايمال کرديد حق ميليونها آدم را و بعد مرد دروغگوی شهر بی شرمانه يک ملت بزرگ و شريف را " خس و خاشاک" ناميد، همو که غلام حلقه بگوشی بود و خريديدش، به قيمت فروختن همه آنان که از بزرگان آن قبيله بودند. نمی گويم که عقل، نمی گويم که عدل، نمی گويم که شرافت، نمی گويم که درايت، نمی گويم که هشياری، نمی گويم که مصلحت داری، نه، اينها را بگذاريم و بگذريم، می پرسم که قيمت را چرا درست حساب نکرديد؟
می گويند هر چيزی قيمتی دارد، و می گويند هر چه بگيری چيزی می دهی. حساب نکرديد اين که می گيريد قيمتش چقدر است در مقابل همه آنچه می دهيد؟ اين غلام بچه ای که در بازار مکاره دروغ و فريب مفت هم گران است، به چه قيمت خريديد؟ به قيمت سرشکستن و زبان بريدن و زخم زدن بر تن ملت خودتان؟ به قيمت کشته شدن خلقی شريف و مردمی آزاده که تنها حق شان را بر اساس قول خودتان می خواهند؟ به قيمت طعن و لعن و نفرين ميليونها انسان که از ترس قداره بندهای چکمه پوش و ريشوهای بی ريشه قمه به دست و نفر بر های ضد شورش در سکوت راه می روند و هيچ نمی گويند تا حداقل در اين ساعات سکوت کمی به خودتان فکر کنيد؟
اين غلام بچه را خريديد به قيمت به آسمان رفتن صدای آلله اکبر ميليونها آدمی که حق شان را ظالمانه نقض می کنيد؟ يک بی لياقت بی ادب را چون موجودی وحشی به جان اين ملت انداختيد و سگان را رها کرديد و سنگ های بنای حکومت خودتان را بستيد و رئيس مجلس خبرگان تان را در حصر نگه داشتيد؟ حداقل حق همسايگی ده بيست ساله و رفاقت چهل ساله با هاشمی را نگه می داشتيد، يعنی واقعا به هيچ رفيقی نياز نداريد؟ آن شنيدم که گفته ايد آنان که به خيابان می آيند مسوول جان شان خودشان هستند، چرا؟ آيا خيابان های کشور ملک طلق مرحوم ابوی شماست؟ آيا مردم حق ندارند در خيابانهای شهر از حق شان دفاع کنند؟

آقای خامنه ای!
شما که به آخرت اعتقاد داريد! نمی خواهم به روزهای محشری که در تهران به راه افتاده فکر کنيد، به روز محشر آن جهان که باور داريد؟ نمی خواهم به آشکار شدن اسرار يک دروغ ساده لوحانه که ملتی باورش نمی کنند و سرانجام آشکار خواهد شد باور کنيد، حداقل به " يوم تبلی السرائر" که اعتقاد داريد؟ چطور می توانيد در آن قيامتی که لابد باورش داريد با استاد و معلم تان آيت الله خمينی مواجه شويد و بگوئيد که تمام اهل بيت اش را از بيت تان رانديد؟ و هر که او از خود می شمرد، جزو غيرخودی ها بشمار آورديد؟ چطور می توانيد با او مواجه شويد و بگوئيد که در حکومت عدل شما همسر رئيس جمهور محبوب او رجايی را زندانی کرديد؟ چطور می توانيد با او مواجه شويد و بگوئيد حق نخست وزير او را که محبوب ترين رجل اجرايی کشور نزد آيت الله خمينی بود، انکار کرديد و حق مرد صديقی مانند موسوی را پايمال کرديد و دروغگويی چاپلوس را بناحق به جايش گمارديد؟
چطور می توانيد با او مواجه شويد و بگوئيد که هاشمی رفسنجانی را که امين ترين اصحاب خمينی بود، در حکومت تان دزد خواندند و فرزندانش را ممنوع الخروج کردند و شما هيچ نگفتيد و خوشحال هم شديد؟ چطور می توانيد با سردارانی که برای دفاع از ايران در جنگ بشهادت رسيدند مواجه شويد و به آنها بگوئيد که خانواده های آنان که امانت شان نزدتان بودند، از خود رانديد و مشتی دروغگوی رياکار را به آنها ترجيح داديد؟ چطور می توانيد به آيت الله خمينی بگوئيد که بهترين شاگردانش را در تنگنا گذاشتيد و يک مشت روحانی قدرت طلب را تنها به اين دليل که شما را دوست می داشتند، بر آنان ترجيح داديد؟ لابد زمانی هست که تا پيش از آن روز به همه اين سووالات پاسخ بدهيد. شايد به من بگويند که همچون منی که به هيچ چيز اعتقاد ندارم چرا نگران شمايم، نه، من نگران شما نيستم، فقط می خواهم بگويم که همه چيز به اين آسانی تمام نخواهد شد. آنها که بارگه داد بودند، از ايوان مدائن شان هيچ نماند، شما می خواهيد با اين خيابان پاستور چه کنيد؟

جناب خامنه ای!
در اين روزها صداهايی در شهر بلند است. بشنويد. سی سال قبل مردی ديگر بر صندلی اقتدار اين کشور نشسته بود که صدای ملت را دير شنيد، دير شنيد و وقتی شنيد قول داد که انتخابات بعدی را عادلانه برگزار کند. اما کار به جايی رسيد که برای يافتن گوری هم در اين دنيای پر قبرستان سرگردان بود. البته چنان کرده ايم و کرده ايد که مردمانی برايش دايم آرزوی آمرزش می کنند و صدبار توبه می کنند که چرا چنان کردند. اما وقت هميشه نيست. گاهی پيش از آنکه فکر کنی اتفاق می افتد. وقتی توفان آغاز شد، نه از تاک نشان می ماند و نه از تاک نشان. من نگران تغيير حکومت نيستم، نگران خونهايی هستم که ريخته خواهد شد، اگرچه اکنون نيز خون بر سنگفرش های خيابان نشسته است. از عاقبت ظلم بترسيد.
ظلم را مردمان برنمی تابند، آتش شان می زنيد زبانه می کشند، می زنيدشان فرياد می زنند، بر سرشان می ريزيد رودی می شوند و جاری می شوند و کاری می شود که ديگر از هيچ کاره ای هيچ کاری نيايد. با ظلم حکومت کردن نمی شايد. شايد گفتنش بد نباشد و اين سخن را هرگز فراموش نکنيد که آن بيت، حصن حصينی نيست که تا ابد آباد بماند و آن حرم را چنان محترم نگاه نداشته ايد که وقتی شمشيردارتان همه را بزند، مردمان مقيم حرم بمانند. حکومت جمهوری اسلامی از مسيری دشوار گذشته است، باور نکنيد که هماره و با هر ظلمی که بر مردمان برود، تسليم و رام می مانند. در اين انتخابات از صد نفر از بزرگان همين حکومت حداقل هفتاد نفرشان پشت سر ميرحسين موسوی بودند و به زحمت بيست نفرشان پشت سر احمدی نژاد، مردم به موسوی رای دادند، شما با تائيد تقلب بزرگ انتخابات چنان کرديد که هفتاد درصد حکومت هم توسط خودتان حذف شده است. بترسيد که اگر هر فرمانی بدهيد، حتی اعضای نزديک به شما هم امرتان را مطاع ندانند.

آقای خامنه ای!
آنچه در اين انتخابات رخ داد، تنها يک دروغ بزرگ نبود. دروغی چنان بزرگ و موهن که اثباتش از انکارش بسيار ساده تر است. آنچه مردم را عصبانی کرد و به خيابان کشيد، وقاحت و بيشرمی بی حد رئيس جمهور در انکار همه واقعيت ها جلوی دوربين تلويزيون بود، او بدون اينکه به شعور مردم احترام بگذارد، حتی به قدرت محاسبه رياضی مردم هم بی احترامی کرد. آنچه در اين انتخابات مردم را عصبانی کرد اين بود که رئيس جمهور اينقدر ارزان رای و فکر مردم را می خواست بخرد. آنچه در اين انتخابات مردم را عصبانی کرد اين بود که او به چشم مردم هم دروغ گفت و به آنان گفت چيزی را که می بينند اتفاق نيفتاده است. آنچه در اين انتخابات اتفاق افتاد اين نبود که چرا در شمارش آرای مردم تقلب شد، اين بود که چرا آرای مردم اصلا شمارش نشد. آنچه مردم را عصبانی کرده است اين است که رئيس جمهور ميليونها ايرانی مخالف خودش را خس و خاشاک ناميده است. آقای خامنه ای! ما آدميم، خس و خاشاک نيستيم.
از سوی ديگر آنچه در اين انتخابات رخ داد اين بود که بعد از ۲۸ سال به روی جمعيت خيابانی شليک شد، فقط بخاطر اينکه آنان حق قانونی شان را می خواستند. پليس مردمی را کشت که در کمال سکوت و آرامش چهار ساعت در خيابان راه رفته بودند. شوربختانه دولت در اين چهار سال آنقدر پول نفت داشته است که همه اراذل و اوباش را به لباس شخصی های دولتی تبديل کرده است. آنها هستند که با قمه و باطوم به جان مردم افتاده اند.
در اين انتخابات حرمت شهدای جنگ هم شکسته شد، حرمت کسانی که مردم آموخته بودند که آن بزرگان فداکار حافظ ناموس مردم بودند. در اين انتخابات حرمت روحانيت و مرجعيت هم شکسته شد. ما به اين حرمت نياز داشتيم و داريم، هميشه بايد خانه ای باشد که بتوان از دست ظلم به آن پناه برد. آنچه در اين انتخابات رخ داد اين بود که به ۲۶ سال از زندگی سی ساله جمهوری اسلامی و به تمام رهبران آن، جز شخص شما، بی احترامی شد. و البته تاريخ به ياد ندارد که حکومتی چنين با خود بيرحمی کرده باشد، تنها بخاطر اينکه انتخاب شخصی ديگر را تاب نمی آورد. آقای عزيز! آنچه بی حرمت شد چنان بزرگ است که براحتی نمی توان از آن گذشت. اما از همه چيز مهم تر اين است که شما، با حرمت شکنی روحانيت و دانشگاه و ملت و مجلس و انقلاب و جمهوری اسلامی خودتان را بی حرمت کرديد، آيا ادامه عمر دولت احمدی نژاد ارزش اين همه بی حرمتی را داشت؟ آيا بخاطر اين دولت بی لياقت که هر روز ميليونها نفر نفرينش می کنند، تا کجا حاضريد بمانيد؟

آقای خامنه ای!
بسياری از سرداران جنگ، بزرگانی اند که حاضر نيستند دروغی به اين بزرگی را بپذيرند، آنها اوباش گردن کلفت نيروی ضد شورش نيستند که مثل سگ هار به جان ملت بيفتند، مطمئن باشيد در روزی که دور نيست، آنان در کنار مردم خواهند ايستاد. آنانی که بخش از جان شان را برای دفاع از ملت فديه کرده اند، روبروی ملت نمی ايستند. کارکنان دولت نيز غلامان حلقه به گوش رئيس جمهور نيستند، حتی به کارکنان وزارت اطلاعات تان هم اعتماد نکنيد، آنها هم حاضر نيستند از دروغی به اين بزرگی دفاع کنند. و از همه مهم تر ملتی هستند که راه خيابان ها را ياد گرفته اند. اين ملت ديگر از هيچ کس نمی ترسند.
متاسفانه يا خوشبختانه چنان راه حضور همه رسانه ها را بسته ايد که ديگر هيچ صدايی جز صدای ملت در شهر شنيده نمی شود. نه صدای آمريکا، نه صدای انگليس، نه صدای اسرائيل و نه حتی صدای روشنفکران، فقط صدای پارازيت دولت حاکم بر رسانه هاست. اما صدای مردم بلند است، بلند تا آسمان. به چه زبان بايد بگويند؟ در شعارها می گويند، نمی شنويد؟ سه ميليون نفر با سکوت و انگشت های نشانه شده حرف می زنند، نمی شنويد؟ بر کاغذهايی که در دست شان است، می نويسند، نمی خوانيد؟ بر ديوارهای شهر نظرشان را نوشته اند، نمی بينيد؟ آيا شبها صدای مرگ بر ديکتاتور و الله اکبر را نمی شنويد؟ چگونه بايد بگويند تا بشنويد؟ آنان حق شان را می خواهند، آنها به مردی که يک سال وزير خارجه و هشت سال نخست وزير دوران جنگ و بيست سال عضو مهم ترين ارکان قدرت بود، با شادمانی تمام رای داده اند و حالا هم حاضرند تا پای جان از رای شان دفاع کنند. آنها برای دفاع از عدالت شهيد داده اند. نمی بينيد؟
کاری که بايد بکنيد کاری ساده است، بايد حق مردم را به آنان برگردانيد، همان چيزی که هر انسان شريفی از آن دفاع می کند. انتخابات را بايد باطل کنيد تا مردم آزادانه انتخاب شان را بکنند. اين همه چيزی است که مردم می خواهند، اگر اين را ندهيد، آن وقت ممکن است مجبور بشويد چيزهای بزرگتری را بدهيد. مردم ايران با شنيدن خطبه های نماز جمعه شما عصبانی و خشمگين شده اند ولی متانت شان را از دست نمی دهند، آنان به راهپيمايی های گسترده شان ادامه می دهند. آنها بدون نفرت و خشم حق شان را می گيرند. آقای خامنه ای! مردم بزرگوار ايران قدرتمند تر از آن هستند که فرض می کنيد، آنها به خيابان آمده اند، در خيابان می مانند، حق شان را می گيرند و شما را هم سر جای خودتان می نشانند.
در جهان گورستانهای بی شماری است که در آن مردانی خفته اند از قبيله سياست، که چيزی شبيه به همين حرف های شما را زده اند، آنان يک چيز را فراموش کرده بودند، و آن اينکه شترهای مرگ در کاخ و بيت رهبران هم می خوابند. هيتلر و استالين و پل پت و لنين و شاه و آيت الله خمينی مردند، شما هم بالاخره می ميريد. وقتی مرگ بزرگان فرا می رسد دو واکنش در عموم مردم ايجاد می شود، گروهی برمزار مرد بزرگ می گريند و گروهی ديگر نفرينی ابدی را نثارش می کنند.
آقای عزيز! تا مرگ نرسيده است و دچار نفرين ابدی مردم نشديد، حرف تان را پس بگيريد و بگذاريد همان خامنه ای معمولی باشيد، آدمی که مردم او را يک آدم بی قدرت، پر کينه و بدون موضع مشخص می دانند، يک رهبر ضعيف که شايد بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنيد که ادای بزرگتر از خودتان را در بياوريد و دستور کشتن بدهيد، ما باورتان نمی کنيم، شما اين کاره نيستيد برادر. مردم هم اينقدر ترسو نيستند، مردم ايستاده اند و اگر باد بکاريد توفان مردم را درو خواهيد کرد.

ابراهيم نبوی
۲۹ خرداد ۱۳۸۸

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

ایران روز دیگری را در بیم و امید گذراند. گمان می رود امروزدرنماز جمعه رهبر جمهوری اسلامی، تکلیف یک سره شود.

درروز پنج شنبه ٢٨ خرداد ١٣٨٨ کودتا وضد کودتا هیچ یک کوتاه نیامدند.  مردم ـ این حاملان وحامیان اصلی جنبش مدنی ـ در یک راهپیمائی عظیم شرکت کردند. خبرگزاریها نوشتند: "در میان جمعیت انبوه حاضر که اگر میلیونی خوانده شود اغراق نشده است، از هر قشری دیده می‌شد، جوان، پیر، نوجوان، زن و مرد، دانشجو، کارگر، کارمند، کاسب، استاد، معلم و خلاصه آنکه نمونه‌ای از جامعه واقعی حضور داشتند و به همه توهین‌هایی که به آنها شده از تقلب در آرایشان تا توهین به خودشان و خاشاک خوانده شدن، اعتراض کردند."

"حماسه خش وخاشاک" درخیابان بود. آرام وسرفراز. با رفتاری مدنی شایسته ملتی بزرگ. میرحسین موسوی هم باهمان جامه سیاه راه پیمایان که نشانه عزای سرقت آرا و به خون کشیدن همراهان بود،

 درمیان جمع حضور یافت. اوگفت "بر خواست مردم پای می فشارد وخواستار ابطال رای گیری" است.

مهدی کروبی شیخ کهنسال هم بر بالای تلفن عمومی رفت و سخن گفت. نفس گرم مردم پیرمرد رابیاد دوران جوانی و چریکی انداخته بود.

نامه مشترک خاتمی ـ موسوی منتشر شد. خواهان آزادی دستگیرشدگان هستند.

ایرانیان خارج از کشورکه به نحو بی سابقه ای در سراسر جهان بحرکت درآمده اند، پرچم سبز جامعه مدنی را از سیدنی تا نیویورک، از پاریس تا توکیو به اهتزاز در آورده اند. احزاب مترقی آلمان، امروز در این کشورعلیه ضد کودتابحرکت در آمدند. نوبت بعدی در فرانسه است.ایران. ایران سبز. ایران مدنی تیتراول همه روزنامه های جهان است. تمسخر احمدی نژاد، جای خود را به ستایش ایرانی داده که ازمیان خون وآتش ققنوس وار برخاسته است.

درجانب کودتا همه چیز دردو جبهه پیش می رود. سپاه که گفته می شود دو پارچه شده، آرامش تهران را بر عهده گرفته است. اولین اقدامش تهدید رسانه هاست: "سپاه پاسداران به گروهی از رسانه‌ها و وبلاگ‌های فارسی‌زبان خارج و داخل کشور هشدار داد. سپاه پاسداران از این رسانه‌ها به عنوان رسانه‌های «تحت حمایت سازمان‌های اطلاعاتی آمریکایی و انگلیسی» نام برد".

 لباس شخصی ها و موتور سوارها همچنان مانور می دهند. گفته می شود برای کودتای نظامی جمعه آماده شده اند.

شورای نگهبان نامزدها را برای روز شنبه دعوت کرده است. رهبرجمهوری اسلامی د رآخرین حرف های خود ضمن "تأكید بر انزجار همه رأی دهندگان از اغتشاش گران" خواسته است تا "كاندیداها با صراحت اعلام كنند خواستار تشنج نیستند."

 به نظر می رسد حرف امروز را دیروز زده است: "اگر بررسی اشكالات مستلزم شمارش مجدد برخی صندوق ها بود، این كار نیز حتما با حضور نمایندگان ستادها انجام شود تا برای همه اطمینان به وجود آید."

امروز جمعه ای خونین خواهد بود یا سبز؟

haatef

 

چهار شنبه ٢٨ خرداد: آستانه کودتا یا تسلیم

هفته پایانی خرداد ماه ١٣٨٨، ماه خرداد را که همیشه درآن اتفاقات مهمی افتاده است، به تاریخ سازترین ماه در تقویم ایرانی مبدل کرد. در این ماه  انقلاب اسلامی در سال ١٣٤٢ متولد شد، نظریه پرداز و رهبر ش در خردادی پس از پیروزی درگذشت و در خردادی که هنوز در آنیم ؛ کودتائی که قرار بود "جمهوری اسلامی" رابه "حکومت اسلامی" تبدیل کند به ضدخود مبدل شد و "آغاز پایان"  انقلاب اسلامی رقم خورد.

همه چیزازسحرگاه جمعه ٢٢ خرداد شروع، و به هنگامیکه صفوف مردم بسوی صندوق های رای روانه شد. شش روزی که ازآن صبح جمعه می گذرد، خود فصلی دلکش و خونین از تاریخ جامعه ایران است که بعد ها در موردش کتا بها خواهند نوشت؛ و در فشرده ترین خطوط می توان چنین تصویرش کرد:

وقتی غروب جمعه رسید و معلوم شد حضورگسترده مردم تاریخ را ورق خواهد زد، "اتاق فکر" طالبان شیعی که به یاری مشاوران روسی سناریوهای مختلفی را پیش بینی کرده و برای مقابله آن نقشه های لازم را فراهم  آورده است، در پشت پرده عملیاتی را کلید زد که به نظر می رسد محتمل ترین سناریوی پیش بینی شده بود و کیهان تهران که در "اتاق فکر" نقش کلیدی دارد؛ آن رابه شکلی پیامبر گونه پیش بینی کرده بود.

طبق این سناریو، اصلاح طلبان شکست می خوردند و برای پوشاندن شکست خود بر اساس  دستورالعمل " سازمان های اطلاعاتی بیگانه" دست به تحریک می زدند و "اوباش" راوارد خیابان می کردند.

درست نیمه شب 22خرداد بود که درهای مراکز شمارش آراء بسته شد. ناظران را بیرون کردند. شمارش آراء که برتری میرحسین موسوی رانشان می داد، کنار رفت و ارقامی از پیش تعیین شده که شیب ثابتی هم داشت، موسوی و کروبی را عقب راند و احمدی نژاد را برصدر نشاند. آمار اعلام شده توسط وزارت کشور بی آنکه طبق قانون جمهوری اسلامی و بروال معمول سی سال گذشته به تصویب "شورای نگهبان" برسد، توسط رهبر جمهوری اسلامی تائید شد.

پرده بعد سناریو، حضور گروهی از مردم در خیابان بود که طبق معمول می شد به نام " اوباش" سرکوبشان کرد. اما آنچه در سناریو روسی- سپاهی پیش بینی نشده بود، حضور بی سابقه مردم بود که اکنون بعد از شش روز به جنبشی سراسری مبدل شده است که باانقلاب سال ٥٧ پهلو می زند.

مقاومت میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم  چندان قابل حدس نبود. ناگهان و درهفته ای جنبش مدنی ایران که هنوز توده وار است شکل گرفت وحتی صاحب رهبر شد.

مردم که خودجوش به خیابانها آمده بودند و بر کشیدن احمدی نژاد را براستی "کودتای انتخاباتی" می نامیدند، درخیابان ها ماندند. مردمی که اکثریت آنها جوانان هستند، صدای خود را به جهان رساندند.

تا غروب چهارشنبه ٢٧ خرداد، اکثریت مردم ایران به جنبش سبز پیوسته اند. آخرین کسان برجسته ترین سینماگران ایران، بزرگترین خواننده کشور و برترین فوتبالیست های تیم ملی ایران هستند که در مسابقه عصر امروز باکره جنوبی با مچ بندهای سبز د رمیدان حاضر شدند.

جنبش مدنی درخیابان است. لحظه ای است تاریخی. "طالبان شیعی" دو نقشه را همزمان پیش می برند:

1- خریدن وقت برای سرکوب مردم و از طریق رجوع دادن موسوی وکروبی به ارگان هائی مانند "شورای نگهبان" که کاملا دراختیار رهبر و طالبان شیعی هستند.

2- تدارک کودتایی که به سبک روسی خزنده است و قدم به قدم پیش می رود. مسدودکردن تدریجی راههای خبررسانی که با اخراج خبرنگاران خارجی به اوج خودرسیده است و تنهاوسیله اطلاع رسانی برخی شبکه های تلویزیونی هستند و بس.

دستگیری تدریجی نیروهای فکری، تشکیلاتی و سازمان دهنده اصلاح طلبان از جبهه مشارکت گرفته تا مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی و فعالین ملی ـ مذهبی.

سرکوب پیگیر و شبانه روزی مردمی که در خیابانهاهستند برای گسترش رعب ووحشت.

اخبار موثق رسیده از تهران حاکی است که شب گذشته ( سه شنبه) اتاق فکرکودتا برای اجرای پرده آخر سناریو یعنی سرکوب وسیع مردم و دستگیری موسوی، خاتمی وکروبی تشکیل جلسه داده است. مخالفت برخی فرماندهان سپاه مانع انجام کودتای نظامی شده است. فرماندهان فوق قصد داشته اند از طریق هماهنگی با ارتش به مردم بپیوندند، اماسحرگاه چهارشنبه دستگیر شده اند.

در لحظه کنونی، همه منتظر نمازجمعه فردا هستند که آیت اله خامنه ای بجای هاشمی رفسنجانی ایراد می کند. این فکر هم مطرح شده است که مردم به نمازجمعه بروند و در  آنجا فریاد خود را مستقیما به گوش رهبر برسانند.[این برنامه دیروز لغوشد]

لحظه ای تاریخی است. می توان تسلیم یا عقب نشینی "قدرت" را متصور شد. امکان انجام کودتای نظامی هم منتفی نیست.

اما هر اتفاقی بیافتد، جنبش مدنی ایران در مقیاس میلیونی متولدشده است و صاحب سر است. دیگر نمی توان نوزادی راکه تولدش به معنای آغاز پایان جمهوری اسلامی است، کشت.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
  دهن کجی شبانه مردم به .......................

شب گذشته، بانگ الله واکبر در تهران همگانی تر و بلند تر از هر شب دیگر بود. چنان که اگر رهبر جمهوری اسلامی در شب های گذشته این بانگ را نشنیده، این بار بشنود. ما از مناطق مختلف تهران، مانند میدان ولیعصر، طرشت، یعنی سعادت آباد، بلکه صادقیه، شهرآرا، خیابان دبستان در سیدخندان و بخش هائی از خیابان پاسداران مستقیما و از طریق تلفن این بانگ بلند را شنیدیم، که درمیان آنها علیه علی خامنه ای نیز شعار داده می شد. از جمله "مرگ بر دیکتاتور". شاید گوش خراش ترین و آزار دهنده ترین بخش نماز جمعه دیروز تهران، هنگام سخنرانی آشفته و تحریک آمیز رهبر جمهوری اسلامی آن شعار "مرگ" بر این و آن بود که افراد حزب پادگانی به شیوه مراسم صبحگاهی در پادگان ها، وقت و بی وقت سر می دادند. به همین دلیل باید به الله و اکبر گویان شبانه نیز توصیه کرد: از این "مرگ" خواهی دست برداشته و آن را تکرار نکنید!

از میان شهرهای ایران، تنها توانستیم با مشهد ارتباط برقرار کنیم، که در آنجا نیز- آن محله‌ای که ما با آن ارتباط تلفنی برقرار کردیم- بانگ الله و اکبر بلند از هر شب دیگری شنیده می شد.

خبرگزاری اسوشیتد پرس نیز شب گذشته در تهران گزارش داد: ساکنان تهران روی بام خانه های خود رفته  و فریاد " الله اکبر" سر می دهند و بدین ترتیب رهبر ایران را به مصاف می‌طلبند. فریادهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" در سراسر تهران یک مبارزه طلبی مستقیم علیه رهبر است که بر اساس قانون اساسی ایران قدرت اول کشور است. این فریادها بعد از آن شنیده می شود که آیت الله علی خامنه ای به مخالفان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این کشور هشدار داد اعتراضات خود را پایان دهند.

بصورت همزمان، دکتر مهدی خزعلی نیز که هنوز به محمد علی ابطحی در اوین نپیوسته، در بلاگ خود درباره بانگ بلند الله و اکبر دیشب نوشت: امشب فریاد الله اکبر شهر را به لرزه درآورد، گل واژه تکبیر آسمان تیره و تار ما را نور باران کرد، من نیز با همسر و فرزندان بلند ترین تکبیر خود را تقدیم کردم تا حرامیان بدانند، ما بیداریم.( تکبیر ساعت 22 تا آزادی

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
...........اگر تو وارث و جلوه امام حسینی پس حق با یزید بود ! ـ۳۵ کلیک Language Bookmark gorbe2.blogfa.com
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
کلیک Language Bookmark z8un.com
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
  دیشب تهرانی ها از روی بام ها یکدیگر را خبر کردند

تا این ساعت که 3 بامداد به وقت ایران است، نه تنها اطلاعیه ای درباره لغو مراسم راهپیمائی اعتراضی امروز ساعت 4 بعد از ظهر در میدان انقلاب منتشر نشده، بلکه پیام های مکرری روی فیس بوک و توییتر انتشار یافته مبنی بر انجام این راهپیمائی. از جمله این پیام: راهپیمائی سبزها روز شنبه ساعت 4، با حضور موسوی، خاتمی و کروبی در میدان انقلاب تهران. اطلاع رسانی بر عهده شماست. با توجه به فریادهای الله و اکبر دیشب تهران که در میان آنها مردم همدیگر را برای شرکت در مراسم امروز فرا می خواندند، تردید نیست که راهپیمائی فردا انجام خواهد شد و بعید به نظر می رسد که اعضای مجمع روحانیون مبارز که خود دعوت کننده این راهپیمائی بوده و میرحسین موسوی که سخنران این مراسم اعلام شده، در میدان انقلاب حاضر نشوند، مگر دست به بازداشت آنها بزنند. بازداشتی که اوضاع را در داخل کشور متشنج تر و رادیکاتر می کند و در عرصه جهانی واکنشی گسترش را بدنبال می آورد. این درحالی است که چنین بازداشتی و حتی ادامه در بازداشت نگهداشتن چهره هائی که در روزهای اخیر دستگیر شده اند، بتدریج باعث شکاف در نیروهای نظامی و از جمله میان فرماندهان سپاه می تواند بشود که با روند کنونی در کشور موافق نیستند و احساس خطر برای کل نظام می کنند. حضور کم شمار فرماندهان سپاه و بسیج در نماز جمعه روز گذشته رهبر، به همان اندازه سئوال برانگیز بود که عدم حضور هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، بسیار از اعضای برجسته روحانیون مبارز مانند آیت الله مهدوی کنی...

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

ميليون ها ايرانی هوشمند و آگاه با متانت و مدنی به اعتراض برخاسته است. پاسخ اين اعتراض مشت آهنين و گلوله نيست. از شما بزرگواران، به عنوان امين دينداران و حتی عموم مردم ايران، انتظار است که تا دير نشده برای حل اين جدال بد فرجام اقدام کنيد و به هر شکلی که خود صلاح می دانيد کاری بکنيد

بسم الله الّرحمان الّرحيم
محضر محترم فقيهان و صاحبان مقام مرجعيت دينی
با سلام و آرزوی سلامتی و بهروزی برای شما و تمام مسلمانان و ملت سرفراز ايران
بی گمان شما نيز، مانند ديگران و حتی اکثر مردم جهان، از آنچه در اين روزها بر کشور و نظام جمهوری اسلامی و مردم ايران می گذرد آگاهيد و به خوبی می دانيد که بر مردم چه می گذرد. طبق معمول انتخاباتی برگزار شد اما اين بار نتايج و فرجام آن طبق معمول نبود و همين امر به اعتراضات گسترده و بی سابقه ای منجرشد. گرچه در جمهوری اسلامی و بويژه پس از تصويب و اعمال نظارت استصوابی شورای نگهبان هيچگاه انتخاباتی سالم، رقابتی، عادلانه و منطبق با اصول حاکميت ملی و سازگار با معيارهای نظام جمهوری و عاری از هرگونه شبهه و اعتراض و اشکال حقوقی برگزار نشده است، اما اين بار در انتخابات دهمين دورة رياست جمهوری شاهد رخداد واقعا بی مانندی بوديم. نتايج اعلام شده اين انتخابات چندان غير عادی و شگفت انگيز است که می توان گفت از سطح تقلب و دستکاری مرسوم و دستکاريهای معمول فرا تر رفته و به يک کودتای انتخاباتی و سياسی ارتقا يافته است. اين نتايج چندان نا معقول و غير طبيعی است که اين گمان پديد می آيد که گويا عمدی در کار بوده است تا اقتدار گرايان اقتدار خود را به رخ رقيبان بکشند و يا به اکثريت قاطع ملت ايران که آشکارا به کانديدايی غير از کانديدای منتخب حاکميت و وزارت کشور رأی داده اند دهن کجی نمايند. من در مقام داوری در اين باب نيستم اما از باب نمونه اشاره می کنم چگونه می توان پذيرفت آرای جناب حجت الاسلام کروبی در سراسر ايران حدود ۳۳۰ هزار رأی باشد؟

به هر حال اکنون پس از اين رخداد نامتعارف و خلاف شرع و قانون، که روشن نيست به چه دليل و انگيزه ای صورت گرفته است، سه کانديدايی که به اين اقدام نا مشروع معترض اند و اکثريت قاطع رأی دهندگان به حق به اعتراض بر خاسته اند و حق از دست رفته خود را طلب می کنند، اما حاکميت به جای آن که به اعتراض کاملا مشروع آنان توجه کند و حداقل به اقناع معترضان و افکار عمومی ايران و حتی جهان، که ناظر اين رخداد شگفت اند، اهتمام کند، از يک سو در مقام فريب و اغفال اينان است و از سوی ديگر مشت آهنين خود را به مردم بی دفاع و مسالمت جو نشان می دهد. جوانان و دانشجويان در دانشگاهها و در خيابانها مضروب و مجروح می شوند و شماری کشته شده اند و خانواده هايی به سوگ نشسته اند. چنين می نمايد که قرار نيست به اعتراضات گستردة ملی و در خواست سه کانديدای معترض به طور جدی رسيدگی شود. احتمالا آتشی که جاهلانه و شايد مغرضانه روشن شده است، به اين زودی خاموش نمی شود.

در اين ميان انظار نگران کشور و مردم بار ديگر متوجه شما علما و مراجع محترم اسلام شده است. هر کدام از شما دوستداران و پيروانی در چهار چوب سنت مرجعيت و اجتهاد و تقليد داريد و در مجموع هنوز نيز به، رغم ضربات وارده بر پيکر مرجعيت سنتی شيعه، در جامعه ديندار ايرانی محترم و صاحب نفوذ کلام و اثر هستيد. بی گمان همان اندازه که نگران دين و سرنوشت ارزشهای دينی هستيد، به سرنوشت مردم و حفظ دمای خلق خدا و احوال مملکت و استقلال و تماميت ارضی ايران عزيز نيز دلبسته ايد و برای آينده اين سرزمين نيز نگران ايد. از سوی ديگر بسياری از شما در تأسيس نظام جمهوری اسلامی نقش داشته ايد و از اين رو در برابر اعمال و رفتار مسؤلان ان نظام دينی مسؤليد و مردم از شما انتظار پاسخگويی و حداقل ياری و کمک دارند. با اين که جناب موسوی از شما ياری خواست اما تا کنون پاسخ در خور از اکثريت علمای محترم در يافت نکرد. بسياری از عالمان شيعه در طول تاريخ هزارساله خود از يک سو پناهگاه مردم و ستمديگان بودند و در برابر تعديات فرمانروايان از فرودستان حمايت می کردند و از سوی ديگر به دليل منزلت اجتماعی ممتاز و يا پيوستگی به فرمانروايان برای حل چالشهای اجتماعی و سياسی بين مردم و حاکميت ها کمک می کوشيدند.

اکنون چنين می نمايد که چالش بزرگ و شايد خطرناکی بين حاکميت جمهوری اسلامی و مردم ايران در حال رخ دادن است و اگر به زودی به درستی و بر وفق حق و عدل و ادای امانت چاره نشود، ممکن است به حوادث تلخ و طبعا زيانبار برای کشور و دين و اخلاق و معنويت ديرين ايرانی و اسلامی منتهی شود. آشوب و درگيری و خشونت به سود هيچ کس نيست. اما طبق تجارب مکرر تاريخی بی اعتنايی حاکمان به خواسته های حق و قانونی توده های ملت، فرجامی جز نا آرامی و اعتراض و شايد خشونت ندارد. چنان که در رژيم گذشته نيز چنين شد. در طول چهار سال عمر دولت نهم، چنان بحرانی در عرصه بين المللی و در سياست و اقتصاد و فرهنگ و حتی اخلاق و دين پديد آمد که تمام علاقه مندان به دين و کشور و نظام جهوری اسلامی نگران شده و با احساس مسؤليت بر آن شدند که از طريق قانونی و به شکل مدنی دست به تغيير بزنند و اندکی کاستی ها را جبران کنند. اما با ديوار تصلب و جزميت و قدرت نمايی نا مشروع رو برو شدند. در عين حال ميليونها ايرانی هوشمند و آگاه با متانت و مدنی به اعتراض بر خاسته است. پاسخ اين اعتراض مشت آهنين و گلوله نيست. از شما بزرگواران، به عنوان امين دينداران و حتی عموم مردم ايران، انتظار است که تا دير نشده برای حل اين جدال بد فرجام اقدام کنيد و به هر شکلی که خود صلاح می دانيد کاری بکنيد. شما می توانيد با بی طرفی و با رعايت حق و عدل و قانون سفير صلح و آرامش باشيد. اگر زمانی فقيه و مرجع بزرگ شيعه مرحوم آيت الله العظمی بروجردی در ارتباط با دربار پهلوی دوم گره ها را می گشود، اکنون در ارتباط با يک نظام اسلامی و ولايی، که وامدار شما است، بهتر می توانيد گرهی بگشاييد و پيام آور صلح و عدالت و امنيت و آرامش باشيد. به هر حال با توجه به اين که نظام حاکم يک حکومت مذهبی و غالبا مورد تأييد شما است، طبيعی است که اعمال و رفتار آن نيز به حساب شما و دين نهاده می شود. از اين رو مسؤليت شما حضرات عالمان دين بيش از ديگران است.

اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
حسن يوسفی اشکوری
۲۷ خرداد ۱۳۸۸

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

از دیروز ابلاغ شد

بلافاصله پس از سخنرانی رهبر در نماز جمعه تهران، قاضی مرتضوی دادستان تهران دستورالعملی را به روزنامه ها ابلاغ کرد که بی کم و کاست دستور العمل یک شورای کودتائی است. در این ابلاغیه کودتائی به مدیران و سردبیران روزنامه ها دستور داده شد صفحات اول خود را پیش از فرستادن برای چاپ به اطلاع دادستانی برسانند و تنها پس از امضای نماینده دادستان حق دارند آن را به چاپخانه فرستاده و منتشر کنند!

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

کروبی دست رهبر را خوانده بود!

شیخ مهدی کروبی، در نامه ای سرگشاده ای که تاریخ 29 خرداد (جمعه) را دارد و ظاهرا پیش از آغاز نماز جمعه رهبر در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته، با ذکر دلائل خود، خواهان ابطال انتخابات شده است. حدس زده می شود مهدی کروبی که سخنان رهبر را در نماز جمعه پیش بینی می کرده، نامه خود را پیش از نماز منتشر کرده است، تا هم حرف خود را جلوتر از رهبر زده باشد و هم همسو با میرحسین موسوی خواهان ابطال انتخابات شده باشد. کروبی دراین نامه از جمله می نویسد:

چگونه است که تا روز قبل از انتخابات به این جمعیت افتخار می شد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتی یاد می شد و اکنون یا به الفاظ زشت از آنان یاد می شود، یا به عوامل بیگانه نسبت داده میشوند؟ آنان که این روزها در خیابان های تهران تجمع می کنند اتفاقا عصاره ملتند و هیچ نیازی به نیروی خارجی ندارند. اینان تنها یک خواسته دارند و آن ابطال انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ و برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امکانات دولتی است. مهدی کروبی می نویسد:

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
  تحریم رو به گسترش سیمای جمهوری اسلامی

عبدالله شهبازی پژوهشگر ایرانی نزدیک به بخشی از مقامات امنیتی جمهوری اسلامی و همچنین شماری از فرماندهان سپاه پاسداران، در مطلب کوتاهی که در وب سایت خود منتشر کرد، از سازمان صدا و سیما خواست تا به دو دلیل از این پس از پخش گفتگوهای ضبط شده وی از این رسانه خودداری شود.

1- در اعتراض شدید من به رویه یکجانبه سازمان صدا و سیما در جریان انتخابات تاریخی 22 خرداد 1388 به سود یک نامزد معین و عملکرد تحریک‌آمیز آن بعد از انتخابات تا به امروز که آن را در راستای ایجاد و تشدید خصومت در جامعه، فروپاشیدن وحدت ملّی و اهانت به ملّت بزرگ ایران می‌بینم

2- سکوت این سازمان در قبال فاجعه تکان‌دهنده و نابخشودنی حمله به کوی دانشگاه تهران و حملات خونین و شبانه به خوابگاه‌ها و اماکن دانشجویی در تهران و سایر شهرها.

بدینوسیله، از سازمان صدا و سیما می‌خواهم که از این پس از پخش گفتگوهای ضبط شده من خودداری کند.

پیش تر محمدرضا شجریان در خواستی مشابه خواسته بود تا صدا و سیما از پخش سرودهای اول انقلاب که توسط وی خوانده شده خودداری کند زیرا آن سرودها مربوط به آن سالها و آن دوران است و سیمای جمهوری اسلامی اکنون با پخش آنها سعی می کند وقایع امروز را بر آنها مونتاژ کند!

مستندسازان ایران نیز طی بیانیه ای در اعتراض به سانسور و دگرگون جلوه دادن وقایع کشور، در خواستی مشابه، قطع همکاری خود را سیمای جمهوری اسلامی را اعلام داشتند

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

از میدان توپخانه تا میدان انقلاب


نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

این گزارش از شهر قم به ما رسیده است: تمام مسیرهای شهر را قوای نظامی بسته اند. چنان که انگار قم را دور تا دور دیوار نظامی کشیده اند. جاده ی قم تهران، جاده قم به اصفهان و قم به تهران به یک جاده نظامی تبدیل شده است. هر کس بخواهد برود و بیاید به شدت سئوال پیچ می شود و حتی نام او را یادداشت می کنند. کنترل رفت و آمد در جاده ها چنان است که حتی توزیع روزنامه ها بین شهرستان ها را هم مختل کرده است و بسیاری از روزنامه ها به شهرستان ها نمی رسد و یگانه منبع خبری مردم در شهرستان ها رادیوهای خارج از کشور شده است.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

 

افراد حزب پادگانی به مجتمع مسکونی نمایندگان مجلس واقع در سعادت آباد حمله کرده و خرابی هائی به بار آوردند. این حمله پس از آن صورت گرفت که فرزندان برخی از  نمایندگان در راه پیمایی ها به نفع میرحسین موسوی شناسائی شدند و بر بام خانه های این مجتمع نیز شب ها بانگ الله واکبر اعتراضی بلند شده است.

در این مجتمع مسکونی دوربین های مدار بسته نصب شده و به همین دلیل تمامی مراحل هجوم افراد حزب پادگانی به مجتمع مسکونی نمایندگان از ابعاد مختلف فیلم برداری شده و چهره تمامی آن شناسائی شده است .این فیلم ها در اختیار واحد حراست این ساختمان ها و مجلس قرار داده شده است. محمدرضا تابش نماینده مجلس که خود دراین مجتمع زندگی می کند گفته است: ماهیت این افراد شناسایی شده و در حال رسیدگی به آن هستند.

این مجتمع شامل سه دستگاه هفت طبقه دو واحدی است و بسیاری از نمایندگان دوره گذشته مجلس نیز در آن سکونت دارند. نمایندگانی همچون مرتضی تمدن که اکنون استاندار تهران است و محمد عباسی و عبدالرضا مصری که اکنون وزرای دولت نهم هستند. در خیابان نزدیک به این مجتمع نیز خودروهای بسیاری پارک شده بود که افراد حزب پادگانی و نیروهای انتظامی به آنها خسارات زیادی وارد آورده اند.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

خبرگزاری فارس از بازداشت همسر شهید رجایی در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) خبر داد.

گفته می شود خانواده و همسران برخی شهدای مشهور نظیر همت و باکری نیز همراه همسر شهید رجایی بوده و بازداشت شده اند.

قاسم روانبخش از طلاب هوادار احمدی نژاد با اشاره به حضور این خانواده های شهدا که برای درد دل با علما به قم رفته بودند، ‌گفت: طی خبری که در خصوص حرکت اتوبوس‌هایی از تهران برای ایجاد آشوب و اغتشاش در قم پخش شد، به سرعت بسیجیان و مردم آگاه با حضور در ورودی‌های شهر از وارد شدن این اغتشاشگران به قم جلوگیری کردند. یکی از این اتوبوس‌ها که اکثر زنان در آن حضور داشتند وارد قم شدند و خواستار دیدار با علما شدند.

وی افزود: با آگاهی علما و مراجع این افراد که جمیله کدیور، محتشمی‌پور و همسر شهید رجایی هم در بینشان بودند با دست رد علمای آگاه ما مواجه شدند و پس از اینکه حالت زاریشان نتوانست علما را نرم کند تا بر طبق خواسته آنان سخن بگویند، می‌خواستند توطئه دیگری برپا کنند و در صحن آیینه حرم حضرت فاطمه معصومه (س) تحصن کردند، ولی پس از ساعاتی با شعارهای مردم و کمک نیروی انتظامی دستگیر شدند و این توطئه خنثی شد.

نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

سرو: عبدالکریم سروش در بیانیه‌ای دستکاری آرا در انتخابات ریاست‌جمهوری را محکوم کرد و آن را مصداق خیانت در امانت نامید. در بخشی از بیانیه سروش خطاب به ملت ایران آمده‌است: «بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.» به نام خدا باز این چه ابر بود که ما را فروگرفت تنها نه من،گرفتگی عالمست این یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی چندین هزار امید بنی آدمست این چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند وپای اهانت برشعور و غرور شان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد و از چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد واستبداد دینی وقرائت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند. هیچ چیز مهیب‌تر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشان را ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شانرا هرگز. اینک روح مجروح وغرور رنجورایرانیان بجوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند. والبته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد».اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو و مطالبه گر پنجره های امید را برتاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش بکار فروبسته ما میدهد. اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میش...

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

این روزها برای هر ایرانی که عرق وطن دارد روزهای بسیار سختی است. دیروز (دوشنبه 25 خرداد) در حالی که سیل عظیم رای دهندگان به موسوی برای دفاع از رای شان و اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات بسوی میدان انقلاب و آزادی روان شده بودند در میدان فلسطین چند جوان رای دهنده به احمدی نژاد بروشوری را بداخل ماشین های عبوری می انداختند که عنوان روی آن این بود: "از دروغ نهایی تا براندازی"

من با خواندن مطالب این بروشور که پس از رحلت حضرت امام و به ویژه دوم خرداد 76 و روی کارآمدن دولت اصلاح طلب خاتمی و مجلس ششم بارها و بارها در روزنامه هایی مثل کیهان و بولتن های نهاد نظامی و امنیتی و... و صدا و سیما مطرح شده است و چکیده آن این است که اصلاح طلبان در ایران در پی براندازی نرم و انجام انقلاب مخملین و رنگی به سبک کشورهایی مانند چکسلواکی، گرجستان، اوکراین و قرقیزستان با کمک آمریکا و غرب هستند و... روشن است که با یان نگاهی که اینها دارند هرگز برایشان قابل قبول نیست که اصلاح طلبان حتی از طریق انتخابات و صندوق رای به قدرت برسند و به نظر من همین نگاه است که انتخابات اخیر و نتیجه آنرا بجایی کشانده است که متاسفانه منجر به حوادث تلخ و کشته و مجروح شدن عده قابل توجهی از شهروندان ایرانی شده است.

می دانیم که در همه کشورهای دیگر هم انتخابات می شود و بالاخره فردی پیروز انتخابات از کار در می آید و بقیه نامزدها و طرفدارانشان هم طوعا یا کرها آنرا می پذیرند و در ایران پس از انقلاب نیز چنین بوده است اما در انتخابات اخیر بدلیل اینگونه نگرش غالب در حاکمیت و اینکه هرگونه تغییری ریشه در خارج دارد و حتی افرادی مثل موسوی بازیخورده این صحنه هستند اوضاع بگونه ای شده است که هیچیک از رای دهندگان به غیراحمدی نژاد نتیجه اعلام شده را باور ندارند و روند برگزاری انتخابات بگونه ای بوده است که افرادی همچون محتشمی پور و الویری (که به هیجوجه وصله آمریکایی بودن بدانها نمی چسبد)  نیز به صحت و درستی این انتخابات باور ندارند و خواستار ابطال آن و برگزاری دوباره آن در فضایی از اعتماد اند. آنچه فضای جامعه ما را به اینجا کشانده است "دوقطبی شدن جامعه" در سایه تحلیل هایی است که امروز چشمان حاکمیت و طرفدارنش جز از آن طریق نمی بینند و فکر می کنند خیل انبوهی از مردم (حداقل نزدیک به چهارده میلیون نفری که به غیر احمدی نژاد رای دادند) در دام انقلاب مخملین و رنگی و آمریکا و غرب گیر افتاده اند و معلوم است که به هیچوجه حاضر به مصالحه و گذشت از این تحلیل نیستند و سرکوب و نابود کردن هر معترضی راوظیفه شرعی خود می دانند و کاربرد هر روش و خشونتی را نیز مجاز. در اینصورت  جامعه ما به کجا کشیده می شود؟

واقع اینکه من نمی دانم مدیریت عالی کشور چه تحلیل و نگاهی به اوضاع فعلی دارد اما اینرا می دهم که اگر این وضعیت دو قطبی ادامه یابد ما در روزهای آینده شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی خواهیم بود که می تواند کیان و بقای نظام جمهوری اسلامی را به خطر اندازد. در همه نظام های مردمسالار (و حتی غیر مردمسالار) تلاش می شود که جامعه دوقطبی نشود و تا آنجاکه امکان دارد تنوع و تکثر فکری و سیاسی برسمیت شناخته شده و از طرق مسالمت آمیز و قاعده مند در درون وحدت ملی هضم و جمع شود اما متاسفانه در ایران پس از حاکمیت یکدست اقتدارگرایان و روشی که احمدی نژاد در اداره کشور پیموده است راهی برعکس این طی شده و امروزه ما را به "جامعه دوقطبی شده و روزهای دشوار" کشانده است آنگونه که بجای مراکز رسمی تصمیم گیری خیابانها به صحنه درگیری و تنازع و در نهایت عامل تصمیم گیری تبدیل شده است ؟ آخر این چه نگاه و تحلیلی است که هرایرانی مخالف وضعیت موجود و حتی چهره هایی را که در سوابق انقلابی و ضد آمریکایی بودن آنها هیچ خدشه ای وجود ندارد طرفدار انقلاب مخملین و رنگی و...دانست و از ورود قانونمند آنها و با رای مردم به عرصه حاکمیت جلوگیری کرد ؟ آیا براین نوع عمل جز استبداد و  دیکتاتوری چه نامی می توان نهاد ؟ آیا...من فکر می کنم مدیریت عالی کشور باید با نگاهی عمیق و واقعبینانه به آنچه در کشور جریان دارد جلوی هرچه بیشتر فرو رفتن مردم در این دوقطبی را بگیرد و راهی برون رفتی را پیش پای ملت گذارد که وحدت از دست رفته ملی را به کشور بازگرداند و قطعا برخورد های امنیتی و سرکوب گرانه و خشن در ایم مسیر نه تنها چاره ساز نیست بلکه ویرانگر است. مدیریت عالی کشور باید بداند حتی اگر نتیجه انتخابات همانی باشد که اعلام شده است اما آنانی که به احمدی نژاد رای نداده اند این نتیجه باور و قبول ندارند و این جمعیت کثیر شهروندان همین کشورند که نباید نادیده گرفته شوند چراکه ایران باید با توان و مشارکت همه ایرانیان ساخته شود و به نظرم برای جلب اعتماد اینان می ارزد که انتخاباتی دوباره و به شیوه ای برگزار شود که اعتماد همه ایرانیان پشتوانه آن باشد. حضرت امام می فرمودند ما برای حکومت بر قلبها آمده ایم و نه حکومت بر تن ها، چراکه این دومی براحتی توسط حکومتها قابل انجام است. جمهوری اسلامی ایران در شکل و محتوا باید حکومت برقلبها را راهبرد خود قرار دهد و نه اینکه با تحلیل های بدبینانه و تقسیم افراد جامعه به خودی و غیرخودی و...خیل عظیمی از جامعه ایران را به براندازی متهم و آنها را از حقوق حقه شان محروم و منکوب نماید. انتخابات اخیر بخوبی نشان داد که اکثریت قاطع ایرانیان در چارچوب این نظام خواهان مشارکت و حضور در اداره حکومتند و این انتخابات می توانست نقطه عطفی برای وحدت ملی ما در شرایط خطیر کنونی جهان باشد و صد اسف که این چنین نشد اما فکر می کنم که هنوز دیر نیست و امیدوارم مدیریت عالی کشور و همه بزرگانی که حرفشان در برون رفت کشور از این وضعیت بحرانی و دشوار  نقش و تاثیر دارد به میدان آیند و راهی را برگزیند که جامعه ما از این دوقطبی وحشتناک و مخرب نجات بخشد و افقی تازه از وحدت ملی و آینده بهتر را نوید دهد. من به رغم همه تحلیل های بدبینانه و مایوسانه براین اصل باور دارم که ظرفیت تصمیم گیری مدیریت عالی ما بگونه ای است که می تواند نظام را از درون این روزهای دشوار عبور دهد و از سرمایه فکری و مادی و معنوی همه ایرانیان برای ساختن ایرانی آباد و آزاد و مستقل استفاده کند.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 این همان بی شرفی است که دوشنبه مردم رو به رگبار بست و حداقل ۸ نفر را شهید کرد. منتظر ما باش بی شرف مزدور...
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

در راستای انتخاب یک رئیس جمهور کم مصرف و پردوام، یک صورت هزینه های تبلیغاتی رئیس جمهور منتشر شده بود که برای محاسبه دقیق آن موارد زیر تعیین شده و اعلام می شود.

 

پذیرائی از جمعیت: نفری دو هزار تومان برای 3 هزار نفر در 400شهر کوچک و 20 هزار نفر در 5 شهر بزرگ جمعا 2600 میلیون تومان

 

پول پاکتی به میزان نفری چهل هزار تومان برای چهار میلیون نفر در طول سال ضربدر چهار برابر می شود با 640 میلیارد تومان

 

آوردن جمعیت: به مدت چهار سال اضافه کار به 30000 نفر برای 50 سفر استانی به مبلغ تمام شده در هر سفر 50 هزار تومان می شود یک و نیم میلیارد تومان

 

چاپ 60 میلیون پوستر برای بی احترامی به همه  دیوارهای کشور از قرار هر پوستر 150 تومان همراه با بروشور و نشریه و چاپ دی وی دی و کتاب " معجزه هزاره سوم" و " فرزند ملت" و چاپ مجدد " نبرد من" آدولف هیتلر جمعا دوازده میلیارد تومان، هزینه توزیع هر پوستر 150 تومانی نیز 200 تومان و هزینه پاره کردن آن مجانی محاسبه می شود.

چاپ سی هزار بنر تبلیغاتی در اندازه سی متر در بیست متر برای تا ته فرو کردن واقعیات تلخ در چشم هموطنان هر کدام به مبلغ 100 هزار تومان جمعا می شود 3 میلیارد تومان

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

ایران را جنبشی ملی فرا گرفته است. ویژگی مهم این جنبش، فراگیر بودن آن است. جنبش سبز در واقع ائتلاف گسترده اکثریت قریب به اتفاق نیروهای سیاسی و اجتماعی علیه کودتای حکومتی 22 خرداد است. همه می دانند که استقرار دولت بر آمده از این کودتا منجر به حاکمیت تمام و کمال نسخه ایرانی طالبانیسم یعنی احمدی نژادیسم خواهد شد، هسته اصلی قدرت در ایران می خواهد با استیلای کامل بر منابع قدرت و ثروت و قلع و قمع نهایی آنچه از جامعۀ مدنی ایران باقی مانده است کشور را به حیات خلوت فاشیسم اسلامی تبدیل کند، اما چه کسانی از این کودتا سود خواهند جست؟  این کودتا در اصل به وسیلۀ حزب پادگانی طراحی شده و پس از تایید رهبری نظام اجرا گشته است. حزب پادگانی دیگر تاب تحمل هیچ رقیبی را ندارد، بدون شک اقدام حزب پادگانی و رهبری بر خلاف تمام ترتیبات قانون اساسی است، این نه تنها کودتایی علیه رای مردم، که کودتایی علیه قانون اساسی هم هست. قانون اساسی جمهوری اسلامی البته نقایص بسیار دارد اما در صورت پیروزی نهایی کودتا، جمهوری اسلامی به آن معنایی که در قانون اساسی آمده است و مورد نظر افرادی نظیر مرتضی مطهری، دکتر بهشتی و حتی آیت الله خمینی بود دیگر وجود نخواهد داشت، انگیزۀ اصلی حزب پادگانی از اجرای این کودتا در واقع امر چیزی جز تسلط کامل بر منابع اصلی ثروت نیست، آنها پیش از این می کوشیدند این هدف را  ـ لااقل ظاهری که شده- در قالب ترتیبات قانون اساسی پیش ببرند اما اکنون رو در بایستی را کنار گذاشته اند و تحقق کامل منافع خود را در چارچوب مدلی از خلافت اسلامی ِ وابسته به نیروی نظامی آسان تر می یابند و فاشیسم و خشونت را به متدینین تحمیل کنند. بدیهی است در این حالت اسلام جز ابزار و بازیچه ای در دست حزب پادگانی نخواهد بود؛ آنها حتی با توسل به قرائت فاشیستی از اسلام کوشیده و اکنون بیشتر می کوشند تا نهاد مرجعیت مستقل را به طور کلی از صحنه محو کنند، از این روست که خطر دولت کودتا را نه تنها روشنفکران، دانشجویان و دگراندیشان، بلکه روحانیون و اقشار مذهبی نیز در می یابند.به علاوه از یک سو حرکت شتابان حزب پادگانی در راه غارت و چپاول منابع جامعه و از دیگر سو سیاستهای اقتصادی قهقرایی باند حاکم بر کشور، کارگر و کارفرما، تاجر و صنعت گر و کارمند و کارشناس را علیه دولت کودتا متحد کرده است. در واقع خطر آنی و جدی کودتاچیان موجب شده است تا اجزا مختلف جامعۀ ایران موقتا بسیاری از شکافهای ایدئولوژیک و طبقاتی را  نادیده بگیرند تا بر دشمن مشترک فائق آیند؛ اینگونه است که زنانی که به اختیار چادر به سر کرده اند و زنانی که اجبارا با روسری موهای خویش را پوشانده اند دوشادش هم و با شعار "با چادر، بی چادر- مرگ بر دیکتاتور" به مبارزۀ مدنی با کودتاچیان بر خاسته اند. تصاویر حضور جانبازان جنگ ایران و عراق که سبز پوشان و نشسته بر ویلچر به جنبش ملی علیه کودتا پیوسته اند، فریادهای الله اکبر و یا حسین مردم بر فراز پشت بامها، همراهی گسترده هنرمندان، دانشگاهیان و برجسته ترین روشنفکران و متفکرین کشور با این جنبش نشان دهنده گستردگی اجتماعی و در عین حال عمق و کیفیت آن است.

به نظر من زیبا ترین جلوۀ این اعتراضات مسالمت آن و پرهیز مردم از خشونت است. مردم با مدارا و به شیوه ای مدنی رفتار می کنند و حتی در برابر خشونت طلبان خویشتن داری نشان می دهند. سکوت، امروز به مهمترین ابزار مبارزه مردم تبدیل شده است. آنها روی پلاکاردهای خود می نویسند: "سکوت ما از چماق تو قوی تر است" با این حال عجبا که صدا و سیما یا به تعبیر به جای دکتر سروش "بنگاه بانگ و رنگ" همگام با دیگر شیپورهای کریه و بدصدای وابسته به کودتاچیان، مردمی را که اینگونه متمدنانه به مبارزه علیه دولت کودتا برخاسته اند "اراذل و اوباش" می خواند و محمود احمدی نژاد ـ یکی از عوامل اصلی کودتا- با همان وقاحت مخصوص به خود اکثریت ملت و خیل نخبگان هنری، ادبی، فکری و علمی کشور را "خس و خاشاک" می نامد.

خس و خاشاک چه کسی است؟ ملتی که با دست خالی و با سلاح سکوت در راهپیمایی های میلیونی شرکت می کند یا ترسوهایی که به خاطر قلت عدد و ضعف منطق مسلسل بر روی مردم می گشایند؟  چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که سالها سختی را تحمل کردند و به قیمت خونشان از شرف، آزادگی و حق خود صیانت کردند یا آنها که با بسیج روسپی ها و الوات برای دفاع از رییس دولت کودتا میتینگ برگزار می کنند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که سبز پوش و با همگامی افرادی چون استاد محمد رضا شجریان در سکوت و متحد برای دفاع از میهن شان علیه کودتا برخاسته اند یا موتورسواران عربده کشی که به دفاع از کودتاچی ها چماق و باتوم بر سر و تن مردم می کوبند؟

چه کسی اراذل و اوباش است؟ دانشجویانی که در ساحت مقدس دانشگاه و به حکم وظیفه به دفاع از حقوق ملت برخاسته اند یا مردان غول پیکری که با پول نفت پروار شده اند و شبانه وحشیانه کوی دانشگاه را به خاک و خون می کشند و حرمت علم را پاس نمی دارند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که در پی احقاق حقوق و کرامت انسانی خویشند یا رییس پلیسی که زنانی را وادار به عریانی می کند و نماز جماعت بر قرار می دارد؟

عجبا ! کودتاچیانی  که دولت غیر قانونی شان  از اراذل و اوباشی نظیر صادق محصولی و مجتبی ثمره هاشمی انباشته است وقیحانه اکثریت ملت و برجسته ترین نخبگان کشور را اراذل و اوباش و خس و خاشاک نام می دهند، تاریخ اما قضاوت خواهد کردـ آنچنان که مردم قضاوت کرده اند و صف خود را از کودتاچیان و اراذل و اوباش جدا کرده اند ـ  وآینده نشان خواهد داد که چه کسی خس و خاشاک است، کودتاچیان قلیل یا مردم به تنگ آمده و کثیر.

 جنبش مردم دیر یا زود، امروز یا فردا خس و خاشاک کودتا چیان را به قعر قرون- همانجایی که از آن آمده اند- باز خواهد گرداند:

 یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت/تاج و از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

هانيه بختيار

آقای احمدی نژاد! روزی را که پای صندوق رای آمدی يادت هست؟ آن چهره ترسان و رنگ پريده، آن چشم های پر هراس و بی اميد و هيبت آشفته. و چقدر حقير بودی آن روز، چه قدر به حقيقت ات نزديک بودی وقتی پاهای کاذب قدرت ات را لرزان و شکننده پنداشتی. چقدر ناچيز بودی بدون اين پشم و کلاه کدخدايی

نشسته ام و خيره شده ام به بدن های جوانان گلوله خورده وطنم . دست می سايم و لب می گزم . بغض من آن قدر حقير و کوچک است رو به روی اين تنهای خونين که شرم می کنم . به چشم های بی حالت و لب های نيمه بازشان نگاه می کنم، به موهای مشکی و پيشانی های فراخ خونيشان، به بدن شکافته و اين دست های آويزان، به سر متلاشی شده و پاهايی که ديگر لازم نيست توی کوچه ها از هراس باتوم و گلوله بدوند. فکر می کنم صبح که از خانه بيرون زده اند، در جواب پرسشی گفته اند: "می روم رايم را پس بگيرم"، با سينه هايی پر اميد که حالا مهمان ناخوانده و شوم گلوله دارند . حتما سرهايشان پر از هوای آزادی و آرزوهای بزرگ بوده است .حتما برای فردا نقشه های سرخوشانه داشته اند. حتما خيال کرده اند اگر رايشان را پس بگيرند، ديگر گشت ارشادی ها توی سرشان نمی زنند، ديگر توی کلانتری محل کتک نمی خورند، ديگر پول ته جيبشان را جيره بندی نمی کنند. شايد فقط می خواستند اندکی کمتر تحقير شوند.

عکس ها را می بندم و به عکس آقای احمدی نژاد خيره می شوم. به چشم هايش، حالت افتاده لب هايش، به نيشخندش، به دست هايش نگاه می کنم. فکر می کنم پشت اين پيشانی چيست که او را اين گونه بی روح و وجدان کرده است.

راستی ، آقای احمدی نژاد! عکس اين جوان های گلوله خورده و بی جان را ديده ای؟ ديده ای آن سر پاشيده کف خيابان را؟ ديده ای سينه باز شده، روی دست های پر التهاب مردم را؟ ديده ای چشم هايی را که تشنه اندکی آزادی، بی فروغ و تاريک شدند؟

آقای احمدی نژاد! جای هر کدام اين گلوله خورده ها، می توانست پسر يا دختر تو باشد. فقط لحظه ای بدن فرزندت را آن گونه خونين کف خيابان تصور کن، فکر کن خبر مرگ ناگهانی اش را برای تو بياورند، فکر کن جای آن پدر و مادر درمانده و عزادار باشی.

می دانم وجدانت به درد نمی آيد چرا که تو با اين بدن های سرد، گرم قدرت شده ای. با اشک های ريخته شده مردمت، خنديده ای. با اسارت آن ها دست های دراز قدرتت را چرخانده ای. با خفقان آن ها دهانت را باز کرده ای. با نا اميدی آن ها اميدوار روزهای بالا نشينی شده ای.

آقای احمدی نژاد!
روزی را که پای صندوق رای آمدی يادت هست؟ آن چهره ترسان و رنگ پريده، آن چشم های پر هراس و بی اميد و هيبت آشفته. و چقدر حقير بودی آن روز، چه قدر به حقيقت ات نزديک بودی وقتی پاهای کاذب قدرت ات را لرزان و شکننده پنداشتی. چقدر ناچيز بودی بدون اين پشم و کلاه کدخدايی.

و من تو را با همان چهره واقعی برای هميشه خواهم ديد. با همان حجم حقير روح و شانه های افتاده از ياس. با همان جسم در هم فرو رفته که کوه دروغ و ظلم، تپه ای پوشالی بيش نيست که با طوفان مردم فرو می ريزد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
کشتار و دستگیری ها هیچ مشکلی را حل نخواهد کرد
 
 
 

میرحسین موسوی و محمد خاتمی در نامه ای مشترک به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه، خواهان خاتمه یافتن دستگیری چهره های سیاسی و همچنین پیگرد عاملین حمله و کشتار مردم شدند. در بخش هائی از این نامه آمده است:

در فضای اجتماعی امروز، شاهد حضور مردمی هستیم که احساس می کنند در حق آنها جفاشده است و در اعتراض خود رفتاری کاملا مدنی را نشان می دهند.

طبق گزارش های متقن برخوردهای خشونت آمیز با اجتماعات و افراد عادی و نیز حمله به مجتمع های مسکونی و منازل مردم به جرم اینکه اعتراض خود را با ذکر مبارک الله اکبر نشان می دهند و ضرب و جرح زنان و مردان و تخریب ساختمان و ویران کردن و مسایلی صورت می گیرد که با هیچ یک از معیارهای قابل قبول جمهوری اسلامی سازگار نیست و نتیجه ای جز بد بینی جامعه به نظام نخواهد داشت.

علاوه بر این تهاجم به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان عزیز و ضرب وشتم و دستگیری جوانان از دختر و پسر مزید برعلت شده است. مستحضرید که در چند روز گذ شته موج دستگیری ها بدون رعایت موازین قانونی چهره های شاخص سیاسی و اجتماعی و متعهدان مردم ، تهران و شهرهای مختلف را دربرگرفته است.

دستگیری این شخصیت ها و افراد که قالبا نقش فعال و موثری در خدمت به مردم کشور و جلوگیری از خشونت و رفتارهای غیر مدنی دارند نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه موجب تخریب افکار عمومی و تشدید نگرانی و ناآرامی هاست.

متاسفیم که اقدام های تشنج آمیز و در پی آن برخوردهای خشن ماموران احیانا به کشتار نیز منتهی شده است. بدون تردید ایجاد چنین تشنج هایی از موارد مشکوکی است که ساحت مردم بزرگوار که رشد و رفتار مدنی خود را از جمله در راهپیمایی شکوهمند روز دوشنبه نشان داده اند از آن بری است.

از آن جناب می خواهیم که بر حکم مسوولیت شرعی و قانونی و نیز احساس مسوولیتی که در دفاع از حقوق شهروندان دارید نسبت به خاتمه دادن به وضعیت نگران کننده و تحریک آمیز کنونی و جلوگیری از برخورد خشونت آمیز با مردم و آزادی دستگیر شدگان، هرگونه اقدام و مساعدتی را که میسر است مبذول نمایید

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 
تجدید انتخابات در ایران زیر نظر مراجع بین المللی

محسن مخملباف فیلمساز ایرانی و مرتبط با ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، دیروز به همراه مرجان ساتراپی، فیلمساز دیگر ایرانی که فیلم "پرسپولیس" او از موفق ترین فیلم های ایرانی سالهای اخیر در خارج از کشور بود، با نمایندگان پارلمان اروپا ملاقات کردند. در این دیدار که در بروکسل انجام شد، آنها  ضمن تشریح حوادث  اخیر ایران، خواستار حمایت پارلمان اروپا از اعتراض مدنی مردم ایران شدند. محسن مخملباف در مورد نتیجه این دیدار گفت: آنان حمایت خود را از مبارزه مدنی مردم ایران اعلام کردند.

مخملباف می افزاید: ما دو جلسه داشتیم؛ در این جلسات برای نمایندگان پارلمان اروپا تشریح کردیم که جمعه شب آقای موسوی برنده انتخابات بودند، اما بعد کودتایی اتفاق افتاد و گفته شد که انقلاب سبز برای ما قابل قبول نیست. بعد هم تلویزیون، در حالیکه احمدی نژاد را برنده اعلام می کرد، خبر داد که تجمع بیش از 4 نفر مجاز نیست. این یعنی کودتا؛ والا چطور اکثریت می توانند رای بدهند ولی حق ندارند خوشحالی شان را ابراز کنند؟

بعد از این اتفاق، مردم برای اعتراض به خیابان ها آمدند تا بپرسند رایشان چه شده است، اما اعتراض مدنی و مسالمت آمیز آنان با سرکوب رو به رو شده است. مردم تحت فشار شدیدی قرار گرفته اند، نیروهای نظامی و احمدی نژاد که پشت او به  ایت الله خامنه ای است، منافذ خبری را بسته اند، روزنامه ها را توقیف کرده اند. فعالان و روزنامه نگاران بسیاری را دستگیر کرده اند. اینترنت قطع شده؛ در خیابان ها مردم را به گلوله بسته اند... و آقای موسوی  هم به عنوان منتخب این مردم، هیچ میکروفن یا دوربینی در اختیار ندارد و مردم نمی دانند او چه می گوید. تلویزیون هم در خدمت آقای احمدی نژاد و رهبر است.

ما در دیدارهایمان برای نمایندگان پارلمان اروپا توضیح دادیم که احمدی نژاد کاندیدای کودتاست و ما حتی مطمئن نیستیم که انتخاب وی در دور اول هم درست بوده باشد. وی حتی در دوره شهرداری هم در شرایطی انتخاب شد که از 5 میلیون مردم شهر تهران تنها 300 هزار نفر در انتخابات شوراها شرکت کرده بودند. یعنی منتخبین آن 300 هزار نفر او را به شهرداری تهران رساندند. احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری هم با تقلب انتخاب شد و اینک با کودتا. اما مردم ایران در 4 سال ریاست جمهوری او دیدند که وضع تا چه اندازه به وخامت گراییده و چگونه درآمد هنگفت نفت، به حساب ملت نرفته و در عوض از یک سو آزادی های اجتماعی و فردی محدود و از سوی دیگر چهره ایران در جهان مخدوش شده است.

آنها از ما پرسیدند شما چه می خواهید؟ ما هم گفتیم رای گیری مجدد، تحت نظارت نهادهای بین المللی. نمایندگان سبزها با این پیشنهاد موافق بودند و نمایندگان دیگر هم قرار شد تا 5 شنبه نظر نهایی خود را بگویند خبر این دیدار از کانال های مختلف تلویزیونی در اروپا و آمریکا پخش شد و بسیار از کانال های تلویزیونی، به ویژه این بخش از سخنان مخملباف را باز پخش کردند که از مرگ و دستگیری ها در ایران می گفت و اینکه ملت ایران خواستار دموکراسی است و این خواست باید مورد حمایت کشورهای غربی قرار گیرد.

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

 

دستگیری های سیاسی در ایران و بویژه در تهران همچنان ادامه دارد. ستاد کودتا با این تصور که جنبش اعتراضی را بی سر خواهد کرد، دست به این دستگیری ها و بازداشت ها زده است. کاری که شاه در آخرین سال حکومت خود به آن دست زد و اسناد آن در کتاب دکتر ابراهیم یزدی که خود اکنون بازداشت شده، تحت عنوان "آخرین تلاش ها، در آخرین روزها" منتشر شده است.

ستاد کودتای 22 خرداد، با این دستگیری ها، مرتکب اشتباه بزرگ دیگری می شود. همانگونه که شاه در این دام افتاد. جنبشی که اکنون در کشور جریان دارد، تقریبا می توان گفت جنبشی است خود جوش و اعتراضی که مجموع سرخوردگی ها، تحقیرها، حق کشی ها و بی عدالتی های دو دهه اخیر را نمایندگی می کند و تحقیر و دهن کجی آخر، یعنی کودتای انتخاباتی آخرین جرقه به انبار باروت آن بود. این جنبش، نه میداند جلائی پور کیست و نه میداند تاج زاده چه می گوید. شاید در روزهای آینده و با آگاهی از دستگیری های اخیر، آزادی آنها را نیز به شعارهای کنونی خود اضافه کند، اما اکنون فقط بدنبال ابطال انتخابات است و اگر میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی نیز یک گام به عقب بردارند، این سه تن را نیز پشت سرخواهد گذاشت. آنها درحال حاضر یگانه شخصیت های سیاسی داخل کشورند که مردم از آنها حرف شنوی دارند. بنابراین، فرضیه ستاد کودتا برای بی سر کردن جنبش، حتی با دستگیری موسوی و خاتمی و کروبی نیز راه به جائی نمی برد و به آن هدفی نمی انجامد که این ستاد در سر دارد. یگانه نتیجه این اقدام کوته بینانه و مقطعی، برای فرار از تله جنبش عمومی مردم، انتقال رهبری جنبش به خارج از کشور است. هم امریکا و هم سلطنت طلب ها برای چنین موقعیتی دندان تیز کرده اند.

آنها که دستآورد بزرگ کارزار انتخاباتی و شرکت مردم در انتخابات را برباد دادند و عملا طلائی ترین موقعیت برای امنیت ملی ایران را با کودتای انتخاباتی به تاراج دادند، اکنون دومین اشتباه خود را برای سپردن رهبری جنبش مردم به سلطنت طلب ها در خارج از کشور مرتکب می شوند. جنبشی که با کشتار و جنایاتی که کودتاگران انجام دادند بسرعت می تواند رادیکال شود، بویژه اگر حمایت و پشتیبانی خارجی را نیز داشته باشد.

سومین اشتباه روزهای اخیر، درست در همین نکته آخر است. یعنی تقویت توجه مردم جان به لب رسیده به حمایت امریکا. این همان اشتباهی است که علی لاریجانی با خواندن آن متن انتقاد از دخالت امریکا و اوباما در امور داخلی ایران مرتکب شد. نتیجه آنچه او در مجلس خواند و وسیعا از صدا و سیما پخش شد، تبلیغ امریکا بعنوان حامی مردمی بود که توسط دولت کودتائی سرکوب می شوند و کشته میدهند.

ما، بلافاصله بازتاب این سخنرانی و تائید ارزیابی خودمان را در موضع گیری روز گذشته اوباما و حتی برخی کشورهای اروپائی شاهد بودیم. بویژه وقتی اوباما روز گذشته گفت: برای ما احمدی نژاد با موسوی تفاوتی نمی کنند. هر دو سر جنگ و دشمنی با امریکا را دارند!

کودتاگران، کار را به جائی نخواهند کشاند که حمله امریکا به تاسیسات اتمی و نظامی جمهوری اسلامی با استقبال مردم بی پناه و زیر چوب و چماق و گلوله حکومتی قرار دارند؟

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |

پيام محمد ملکی، نخستين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب، به استادان دانشگاه و دانشجويان

بسم الحق
پيام به استادان و دانشجويان عزيز
عزيزانم؛
خوشحالم که بار ديگر شما را در کنار هم و دست در دست هم برای دفاع از آزادی در سنگر آزادی ميبينم. دگر بار شاهد بوديم که خون پاکِ دختران و پسران دانشجو بر در و ديوار دانشگاه پاشيده ميشود. گرچه اميد دارم اين آخرين باری باشد که چنين صحنه هايی را می ببينم، اما تاريخ نشان داده است که تا ظلم و ظلم ستيزی هست، رخ دادن چنين حوادث تلخی که به دست جانيان آدم خوار و قدرت بدستان جنايتکار صورت ميگيرد امری دور از ذهن نيست.

از آن روز که خون سه آذر اهورائی در دانشکده فنی دانشگاه تهران بر زمين ريخت، تا کنون بارها و بارها در قدرت مداری شاه و شيخ، چنين وقايع دردآوری را به نظاره نشسته ايم. اگر دانشگاه مفتخر است که مدال " سنگر آزادی" بودن را به سينه دارد، مگر نه به اين سبب است که سنگر جايگاه حمله و دفاع است؟ اگر دانشجويان فرياد ميکنند که " ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم"، از اين رو نيست که دانشگاهيان همه وقت آماده ی دفاع از سنگر در برابر هجوم آدمکشان و دشمنان آزادی و برابری بوده و هستند؟
نگاهی به آنچه پيش و پس از انقلاب ضد سلطنتی بر دانشگاه ها گذشته نشانگر اين واقعيت است که دشمنان آزادی هرگز نتوانسته اند يا نخواسته اند بفهمند که بسياری از دانشگاهيان که دل در گروی آزادی مردم دارند ، هيچگاه اجازه نخواهند داد سنگر آزادی به دست استبداديان تسخير شود. تاريخ گواه است هر گاه دانشگاهها مورد هجوم دشمنان قرار گرفته اند، همبستگی ميان استاد و دانشجو سد محکمی در برابر استبداديان به وجود آورده است.
امروز مطلع شدم جمعی از استادان عزيز در مسجد دانشگاه تهران و ساير دانشگاه ها گرد هم آمده اند و دست به تحصن زده اند. اين صحنه ناخودآگاه مرا به ۳۱ سال پيش برد، به تحصن ۲۵ روزه ی استادان پيش از انقلاب که موجب پيروزی مردم در بازگشائی دانشگاهها شد. من به نام يک خدمتگزار قديمی دانشگاه اين همبستگی را تبريک و تهنيت ميگويم و مطمئن هستم شما پيروزيد.
در پايان لازم است به يک نکته اشاره کنم و آن اينکه بارها از زبان کسانی ميشنوم که به مردم و دانشجويان سفارش ميکنند از خشونت بپرهيزند. بهتر نيست به کسانی که انواع سلاح سرد و گرم در اختيار دارند و بی رحمانه به مردمی که با دست خالی و متمدنانه اعتراض ميکنند، در کوی و برزن و خانه و خيابان حمله ميکنند و خون بيگناهان را بر زمين ميريزند اين توصيه را بنمايند؟
عزيزانم؛
اين همبستگی بر شما و ملت ايران مبارک باد و اگر بدليل کسالت موفق نشدم در کنار شما باشم شرمنده ام. اميد که پيروزباشيد و از سنگر آزادی با تمام توان پاسداری کنيد.

همکار کوچکتان
استاد بازنشسته دانشگاه تهران
دکتر محمد ملکی
۲۷ خرداد ۸۸

 

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
Print This Page!!!

آيت‌الله العظمي موسوي اردبيلي تاكيد كرد:حق مردم است كه از سرنوشت آراء خود مطلع شوند.
به گزارش ايلنا آيت‌الله العظمي موسوي اردبيلي با صدور بيانيه‌اي نسبت به وقايع اتفاق افتاده پس از انتخابات واكنش نشان دادند.
متن اين بيانيه بدين شرح است:
با عرض تبريك ميلاد خجسته بانوي دو عالم حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) به محضر حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و تمامي مومنين و شيفتگان اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام)، در پي حوادث پيش آمده مطالبي را به محضر شريف مردم ايران مي‌رسانم.
حضور شكوهمند و افتخار آفرين مردم غيور ايران در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري برگ زريني از افتخارات اين ملت بزرگ بود كه مي‌توانست نيروي عظيمي جهت پيشرفت آينده كشور فراهم كند اما سير اتفاقات رخ داده در پس آن در مسيري قرار گرفت كه شيريني انتخابات را زايل كرد.
اينجانب ضمن احترام به آراء آحاد ملت شريف ايران از تمامي عزيزاني كه نسبت به نتايج اعلام شده اعتراض دارند، مي‌خواهم كه اعتراضات خود را با رعايت موازين شرعي ابراز نمايند و از دست زدن به آشوب و تخريب اموال عمومي احتراز كنند. البته واضح است كه اين گونه اعمال از جانب مردم صورت نمي‌پذيرد و عده‌ي قليلي در پي آنند كه با انتساب اين گونه اغتشاشات به ملت به اهداف ناپاك خود برسند و مردم بايد با هوشياري كامل حساب خود را از آنان جدا نمايند.
از تمامي مسوولان انتظامي و امنيتي نيز مي‌خواهم كه در برخورد با معترضان با رافت و ملايمت و حفظ حدود شرع و قانون رفتار كنند و از دست زدن به اعمال تحريك آميز اجتناب كنند. حمله كردن به مراكز علمي و فرهنگي و بر هم زدن آسايش مردم در اماكن خصوصي خود با هيچ ميزان شرعي و قانوني سازگار نيست.
از مسوولان ذيربط انتخابات نيز مي‌خواهم كه با رعايت دقت و سرعت و حفظ بي‌طرفي به شكايات واصله رسيدگي نمايند و در مورد آن‌ها به نحوي كه جلب رضايت مردم را بنمايد و آنان را قانع سازد اطلاع‌رساني كنند، زيرا همان گونه كه امام راحل (رحمه الله عليه) فرمود: ”ميزان راي ملت است“ و صاحبان اصلي نظام اسلامي آنانند و اين حق مردم است كه از سرنوشت آراء خود مطلع شوند.
اينجانب ضمن ابراز همدردي با تمامي كساني كه در اين حوادث آسيبي به آن‌ها رسيده است مخصوصا خانواده جان باختگان و محكوم نمودن اعمال خشونت از جانب هر كسي كه صورت پذيرد، اكنون كه در شهر مقدس مكه مكرمه و در جوار حرم امن الهي مي‌باشم، خاضعانه از درگاه ذات اقدس ربوبي مي‌خواهم كه اين ملت بزرگ را همواره سربلند نمايد و كشور ايران و نظام اسلامي آن را تحت سايه الطاف خود حفظ فرمايد.
عبدالكريم موسوي اردبيلي
چهارشنبه 23 جمادي الثاني 1430
مكه مكرمه

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
 

نتایج واقعی انتخابات را اعلام کنید

 جمعی از سینماگران ایران با انتشار بیانیه ای " نگرانی و اندوه عمیق خود را از اعمال زور و فشار علیه مردمی که چیزی جز احترام به رای خود نمی خواهند، اعلام" کردند.

در این بیانیه آمده است: "چرا باید اقتدار نظامی راجای اقتدار منطق نشاند، آن هم در برابر مردمی که بخش عمده آنها نسلی است که همین جا و در همین سه دهه به دنیا آمده اند و اندیشه هایشان نتیجه منطقی مشاهده ها و تجربه های رویدادهای همین سی سال است و هیچ تهمتی به آنها نمی چسبد. آیا به راستی اسلحه کشیدن روی دست های خالی، اقتدار نظامی است؟ آیا مردم تا لحظه ای که رای می دادند شریف و قهرمان وحماسه آفرین بودند و به محض اینکه در نتیجه رسمی اعلام شده شک کردند ، آشوبگر و اوباش و بیگانه پرست و خاشاک اند و سزاوار توهین و یورش و خونریزی و قتل؟"

در ادامه این بیانیه آمده است: "ما دوستداران مردم و سرزمین خودکه به هیچ جا وابسته نیستیم، با اعلام نگرانی از تکرار تجربه های تاریخی و تلخ جنگ های محله ای و خانگی، که قرن ها برای این سرزمین جز مرگ و ویرانی حاصلی نداشت، مصرانه می خواهیم که به احترام حقیقت، با اعلام نتایج واقعی انتخابات به این نمایش قدرت پایان داده شود و هشدار می دهیم که محض قدرت نمایی، مردم را به جان هم نیندازید و تیره بختی کسانی که در همین کشورهای همسایه ی ما قربانی جنگ های داخلی و خانگی اند را به این سرزمین نکشانید که مسلما کسی جز دشمن از آن بهره نمی برد."

این نامه را هنرمندان زیر امضا کرده اند: شهرام اسدی، مهناز افضلی، محسن امیر یوسفی، عزت الله انتظامی، بابک احمدی، رخشان بنی اعتماد، بهرام بیضایی، کامبوزیا پرتوی، جعفر پناهی، کیومرث پور احمد، حسن پورشیرازی، ناصر تقوایی، فرشته طائر پور، حسین جعفریان، مانی حقیقی، سیف الله داد، شادمهر راستین، محمد رسول اف ، علیرضا رئیسیان، خسروسینایی، مژده شمسایی، فرشته صدرعرفایی، ترانه علیدوستی، کیانوش عیاری، حسن فتحی، ایرج کریمی، نظام الدین کیایی، حمید فرخ نژاد، اصغرفرهادی، بهمن قبادی، مسعود کیمیایی، واروژکریم مسیحی، نیکی کریمی، عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی، محسن مخملباف، فاطمه معتمدآریا، علی نصیریان، جهانبخش نورایی


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
بار دیگر انبوهی جمعیت گزارشگران را بهت زده کرد

 

مردم تهران روز چهارشنبه در پنجمين روز از اعتراضات سراسری به کودتای انتخاباتی، در ميدان هفت تير تهران تجمع کرده و به سوي ميدان وليعصر راهپيمايي کردند. این در حالی بود که همزمان، شش تن از ملي پوشان فوتبال ايران روز چهارشنبه در جريان مسابقه حساس فوتبال تيم ملي ايران با کره جنوبي و در همدلی با مردم ايران، با دست بندهاي سبز در بازي حاضر شدند.

راهپيمايي دیروز که به صورت خودجوش برگزار شد و در آن صدهاهزار تن از مردم معترض تهران حضور داشتند، از اولين ساعات عصر با تجمع مردم معترض در ميدان هفت تير تهران آغاز شد، و انبوه جمعيت كه تصاوير ميرحسين موسوي و نشان هاي سبز در دست داشتند در اين ميدان گرد هم آمدند. تا عصر چهارشنبه، ميدان هفتم تير و خيابان هاي كريمخان زند و بلوار كشاورز  تا خيابان امير آباد 27 خرداد مملو از مردم معترضی شده بود که با در دست داشتن پلاکاردهايي خواستار ابطال انتخابات و مقابله با "کودتای انتخاباتی" بودند.

در این راهپیمایی، تصاويري از قربانیان شليک مستقيم بسيجيان عضو گردان های عاشورا به سوی مردم نیز - که روز دوشنبه 8 نفر از شرکت کنندگان در راهپيمايي مسالمت آميز عليه کودتای انتخاباتی را به قتل رساندند -   در دست  برخی حاضران دیده می شد.

مردم معترض همچنين با در دست داشتن پلاکاردهايي کشته شدن دانشجويان در حمله يگان هاي ویژه و هواداران مسلح محمود احمدی نژاد به کوی دانشگاه تهران و چند دانشگاه ديگر کشور را محکوم و به آن اعتراض کردند.

به رغم جمعيت چند صد هزار نفری حاضر در راهپيمايی اعتراض آميز روز چهارشنبه، مردم تنها در ابتدا به سر دادن شعارهايي در رد نتايج اعلام شده آرا و تاکيد بر خواست خود مبنی بر ابطال انتخابات پرداختند، و در ادامه تظاهرات از سر دادن هر گونه شعار خودداری کردند.

 

 

پلاکاردهای مردم

گروهي از مردم معترض پرده نوشته بزرگي در پيشاپيش خود داشتند که بر آن نوشته بود: "حماسه خس و خاشاک". اشاره معترضان به اظهارات توهين آميز و تحريک کننده محمود احمدي نژاد بود که چند روز پیش، در سخناني ادعا کرد که معترضان به نتايج انتخابات "خس و خاشاک هستند."

مردم معترض همچنين در اوايل شب پلاکاردهایی در دست گرفتند که در آن نوشته شده بود: "برای جلوگیری از کشتار، قبل از تاریکی متفرق شويد".

شعارهای دیگری كه بر روی كاغذها نوشته شده‌بود عبارت بودند از: "رأی من كجاست؟"، "Where is my vote?"، "خاری هستیم در چشم دیكتاتور"، "كور شود چشمی كه رأی ما را ندید"، "خاشاك خودتی نه مردم"، "سكوت سرشار از سخنان ناگفته است"، "چرا سكوت كنیم؟ چرا توقف كنیم؟ ما به جستجوی حقیقت آمده‌ایم، ما نسل سبز، جوانان ایران‌زمینیم"، "سكوتمان از رضایت نیست"، "آن‌ها خشونت را می‌خواهند و ما صلح و آرامش را؛ بیایید با سكوت سبزمان بداندیشان را ناكام بگذاریم"، "رسانه‌ی ملی! این ملت چندمیلیونی اغتشاش‌گر نیستند، دروغ چرا؟!"، "محمود به هوش باش، ما مردمیم نه اوباش"، "خس و خاشاك تویی، پست‌تر از خاك تویی، زور تویی، كور تویی، هاله‌ی بی‌نور تویی، دلیر و بی‌باك منم، مالك این خاك منم"، "مطمئن باش خدا پیشاپیش ما گام برمی‌دارد و پیكارمان را به پیروزی می‌رساند"، "چرا در قانون مجازات اسلامی، مجازاتی برای تقلب در آراء مردم وجود ندارد؟!"، "رأی سبز من، اسم سیاه تو نبود"، "هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان می‌كنند، دست خون‌آلود را، در پیش چشم خلق پنهان می‌كنند"، "در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است" و...

تعدادی از دانشجویان نیز با در دست داشتن پلاكاردهایی با تصاویر حمله به كوی دانشگاه و اسامی شهدای كوی در این راهپیمایی حضور پیدا كردند. شعارهایی كه آن‌ها در سكوت با خود حمل می‌كردند عبارت بود از: "كوی دانشگاه به خاك و خون كشیده‌شد"، "مردم! همكلاسی‌هایمان را كشتند"،‌ "اسامی كشته‌شدگان كوی دانشگاه در 25 خرداد: مبینا احترامی، كسری اشرفی، فاطمه براتی، كامبیز شعاعی، محسن ایمانی"، "برادر شهیدم، رأیتو پس می‌گیرم" و...

مأموران نیروی انتظامی كه در طول مسیر حضور داشتند برخورد خشونت‌آمیزی با مردم نداشتند و از این رو تعدادی از كسانی كه به آن‌ها می‌رسیدند با تشكر كردن، از كنارشان می‌گذشتند. این در حالی بود که خطوط تلفن موبايل در محدوده راهپيمايي اعتراض آميز مردم قطع شده بودند.

راهپيمايي هاي اعتراض آميز مردم علاوه بر تهران تهران در پنجمين روز خود به اغلب شهرهاي بزرگ ايران گسترش یافت و شهرهايي چون مشهد، تبريز، اصفهان، شيراز و ساير شهرهاي کشور نيز  شاهد اعتراضات گسترده مردمی بود.

 

همراهی ملی پوشان با اعتراضات مردم

همزمان روز چهارشنبه در بازى تيم ملى فوتبال ايران با كره جنوبى شش تن از بازيكنان سرشناس تيم ملي ايران در در اقدامي غیر منتظره براى اعلام همدلی و همراهی با مردم معترض در ايران با دستبندهای سبز که اکنون به نماد هواداران ميرحسين موسوي و مخالفت با "کودتاي انتخاباتی" تبديل شده را به دستان خود بسته بودند.

اگرچه اغلب اين بازيکنان در فاصله دو نيمه به واسطه فشارهایی که از تهران بر همراهان تيم ملی آورده شد مجبور به در آوردن دستبندهاي سبز شدند، اما در اين ميان مهدی مهدوي کيا کاپيتان تيم ملی ايران، که بازوبند کاپيتانيش را نيز به رنگ سبز برگزيده بود، به حفظ دستبند سبز خود پرداخت.

اقدام ملي پوشان ايران با استقابل گسترده مردم و جوانان در سراسر ايران مواجه شد و مردم در وبلاگ ها و شبکه های اجتماع، به طرز گسترده ای  فوتبالیست ها را براي همراهي با اعتراض عمومی مورد تجليل قرار دادند.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
شنبه
یکبار دیگر مارش بزرگ
در مسیر دو میدان انقلاب و آزادی

مجمع روحانیون مبارز در نامه‌ای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 30 /3/ 88 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد. این راهپیمایی قرار است با حضور محمد خاتمی و اعضای مجمع برگزار شود و در آن میرحسین موسوی سخنرانی کند. زمان این راهپیمائی از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر خواهد بود

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388 توسط آرش | مربوط به بخش |
html>