موج سبز آزادی / در چشمه ساران آزادی سیاسی-تاریخی |
![]() |
![]() |
| زنجيرهي اينترنت سبز | ![]() |
صفحهي اصلي | ارتباط با ما | كل مطلب وبلاگ | اعتماد ملي | آرشيو مطالب | آر.اس.اس| پروفايل مدير | ![]() |
آخرين مطالب ارسالي: |
![]() اين تصوير ثابت نيست! دربارهي وبلاگ
از این پس ما دولتی خواهیم داشت با پشتوانههای ضعیف مردمی و اخلاقی که از او انتظاری جز بیتدبیری، قانونگریزی، عدم شفافیت، تخریب ساختارهای تصمیمگیری و تداوم سیاستهای ویرانگر اقتصادی نداریم، و بیم آن میرود که بر اثر ضعفهای بیشمار ذاتی و عارضیاش در ورطه امتیاز دادن به بیگانگان بیفتد ... بیانیه نهم اول بسم الله سلام! قرار ساده ای با شما دارم . اگر دیدم وب نوشتم بدرد لای جرز هم نمی خورد متروکه اش می کنم اما اگر دیدم حرف هایم به تریج قبای کسانی می خورد که حسابی از خودشان سپاسگزار هستند حتما" بیشتر خواهم نوشت ! اگر خزعبلاعتم رنگ ملال و تکرار گرفت بی خیال نوشتن می شوم و اگر ببینم مطالبم عبوس و اتوکشیده هستند عذر خودم را خواهم خواست ! عجالتآ عرض کنم قرار است از امروز راجع به هر مسئله ای که وجدان آدم را قلقلک بدهد بنویسم .شاید هم گهگاهی شعر هایم را بیاورم . حرف حساب و پروفسور حسابی روزی در آخر ساعت درس یک دانشجوی دوره دکترای نروژی سئوالی مطرح کرد استاد - شما که از جهان سوم می آئید جهان سوم کجاست ؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود من در جواب - مطلبی را فی البداهه گفتم که هر روز به آن اعتقاد بیشتری پیدا می کنم به آن دانجشجو گفتم جهان سوم جائیست که - هرکس بخواهد مملکتش را آباد کند- خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید که در تخریب مملکتش بکوشد پروفسور حسابی ============== مهندس موسوی:جنبش سبز مردم ایران هیچ ارتباطی با بیگانگان ندارد.شعار ما"جمهوری اسلامی"است نه یک کلمه کمتر نه یک کلمه بیشتر ============= موسوی:دندان شکنجه گران دیگر به استخوان مردم رسیده است. ============= امام خمینی(ره)خطاب به شورای نگهبان:میترسم از آن روزی که عده ای دور شما را بگیرند و مردم و جوانان برای احقاق حقوق خود علیه شما شعار بدهند. ============= امام خمینی(ره):آقای موسوی،آنان که در مقابل شما می ایستند حتی توانایی اداره یک نانوایی را هم ندارند.صحیفه ی نور جلد ۲۱ صفحه ۱۹ ============= امام خمینی(ره):اینجانب چون خودم را موظف به اظهارنظر میدانم به آقایانی كه نظر خواستهاند از آن جمله جناب حجه الاسلام مهدوی و بعضی آقایان دیگر عرض كردم آقای مهندس موسوی را شخص متدین و متعهد است و در وضع بسیار پیچیده كشور، دولت ایشان را موفق میدانم. ============= مردی که با پراید همیشگی خود پس از 8 سال نخست وزیری کشور نفت خیز ایران برای ثبت نام در انتخابات می آید و با همان پراید به خیابان و همچنین برای تسلیت به شهید راه سبز و مبارزه با دروغ سهراب اعرابی می آید بایستی همواره مورد تایید امام خمینی(ره)باشد. ============= سبز یعنی یک نشان افتخار سبز يعني کهنه عشق ماندگار سبز يعني انتهاي فصل سرد سبز يعني سيدي از اهل درد سبز يعني يک جهان مظلوميت سبز يعني صبر بر محروميت سبز يعني يک رسانه، يک پيام سبز يعني سيدي والامقام سبز يعني يک نماد زندگي صلح و ايمان، عدل و دين، آزادگي سبز يعني مهرورزي بر همه سبز يعني راه پاک فاطمه سبز يعني اعتقاداتي قوي سبز يعني ميرحسين موسوي سبز يعني رهنوردي پرتوان سبز يعني ملتي، پير و جوان سبز يعني سبزي خضراي دوست سبز يعني موسوي را دار دوست سبز يعني عشق آن پير خمين سبز يعني راه مولامان حسين سبز يعني انحلال خشم و کين بازگشتي سبز بر آيين و دين سبز يعني ماجراجويي تمام بازگشتن بر ره سبز امام سبز يعني سادگي، فرزانگي هشت سال ِ جنگ و خون ، مردانگي سبز يعني استواريِّ امام در دفاع از موسوي و والسّلام سبز يعني مرد فرهنگ و هنر از سرانگشتش بود صدها اثر سبز يعني مرد ايمان و عمل سبز يعني نه دروغ و نه دغل سبز يعني دوربرگردان بس است حرف بس باشد چو در خانه کس است سبز يعني بر زمستان والسلام بر بهارنو به آزادي سلام طالب سبزم، نه ارکان ريا بهر حفظ موسوي مهدي بيا ============= این باشه برای دوستان با تعصب که خیلی کامله : آن خس وخاشاک تویی پست ترازخاک تویی شور منم نور منم عاشق رنجور منم زور تویی کور تویی هاله ی بی نور تویی دلیر بی باک منم مالک این خاک منم سایه خفاش تویی مردک کلاش تویی قصه ی ضحاک تویی زنده به بیداد تویی خشم منم خروش البرز منم سبز منم زنده به سوگند منم دروغ اين خاک تويي قاتل و سفاک تويي جنبش دوران منم رفته به ميدان منم مفسد في الارض تويي غاصب بي مغز تويي حامي ايران منم خسته ي زندان منم هيتلر بد نام تويي کوره ي دوران تويي مظهر ملي منم در پي ليلي منم شبيه ضحاک تويي به دوش خود مار تويي آرش بي باک منم کمان به افلاک منم ============= لعنت خدا بر آن بي شرفي كه ميليونها ايراني و مسلمان را خس و خاشاك خطاب مي كند. ============= اینم برای اونایی که بگم من ایرانیم آمریکایی نیستم سفیدم سیاه نیستم نام جاوید ای وطن صبح امید ای وطن جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان وطن ای هستی من شور و سرمستی من جلوه کن در آسمان همچو مهر جاودان بشنو سوز سخنم که هم آواز تو منم همه جان و تنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم بشنو سوز سخنم که نواگر این چمنم همه جان وتنم وطنم، وطنم، وطنم، وطنم همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه با یک نام و نشان به تفاوت هر رنگ و زبان همه شاد و خوش و نغمه زنان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ز صلابت ایران جوان ========== هاله ی نور رو دیده رای ما رو ندیده ============= رای ما رو دزدیند دارن باهاش پز میدند ============= ننگ ما . ننگ ما . صدا و سیمای ما ============= موسوی می میریم رای تو پس میگیریم ============= گرگها خوب بدانند که در این ایل غریب گر پدر مرد ،تفنگ پدری هست هنوز گرچه مردان قبیله همگی کشته شدند توی گهواره چوبی، پسری هست هنوز آب اگر نیست نترسید،که در قافله مان دل دریایی و چشمان تری هست هنوز ============== شعار نمازگزاران نماز جمعه26تیر درود بر خمینی،سلام بر موسوی مرگ بر روسیه روسیه حیا کن، کشورمو رها کن ما اهل کوفه نیستیم، پول بگیریم بایستیم خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست بسیجی واقعی همت بود و باکری کو کو کو؟ اون ۶۳ درصد؟ مرگ بر چین روحانی با غیرت، حمایت حمایت نصر من الله و فتح قریب، مرگ بر این دولت مردم فریب زندانی سیاسی، آزاد باید گردد ایرانی می میرد، ذلت نمی پذیرد یا حسین، میرحسین دولت کودتا، استعفا برادر شهیدم، رای تو پس میگیرم ============== میر حسین موسوی رهبر جنبش سبز این وبلاگ خبری -علمی -هنری و تاریخی میباشد .با توجه به اینکه نظرات و عقاید همه اشخاص قابل احترام میباشد قصد توهین به هیچ شخص -مقام و آئینی را ندارم . کلا" مطالب سیاسی از سایتهای وابسته به همه گروهها و احزاب جمع آوری شده .که قضاوت درستی و نادرستی نظرات مربوطه به عهده خوانندگان گرامی میباشد . ضمنا" جهت رفع هرگونه سوء تفاهم و مشکلی که از بابت مطالب این وبلاگ ممکن است برای اشخاصی به وجود بیاید اعلام میدارم مطالب جمع آوری شده در وبلاگ توسط اینجانب ا-م میباشد. پيوندهاي روزانه
دوستان
زنجيرهي اينترنت سبز محاسبه تاريخ تولد به ميلادي وبلاگ پزشكان باحال تالارهاي پزشكي ديكشنري آهنگ هاي موبايل نوانديش كانون فرهنگيان استان اصفهان سپاس معلم معلم آزاده همه دانا و توانا انديشه معلم روزگاران دهكده-شيمي ترجمه رايگان متون انگليسي دفتر بي مخاطب نهضت آزادي بيان اطلاع رساني پزشكي ما با هم برابريم فيلترشكن روزانه سيد ابراهيم نبوي دهكده-شيمي حاميان اصلاحان زنان و مردان را بي پرده ببينيد روشنفكر روزگاري ست نبض وطنم را ميگيرم دهكده آموزش زبان انگليسي عاشقانه زيستن تلاطم خاطرات مثل يك نور كوچولو گروه تاريخ انجمن افراز نرگس نيازمنديها دختر-پسر-زن-مرد به شکوفه های باران برسان سلام ما را رهبری به نام خاتمی طرفداران خاتمی سلام اصلاحات فرزند کویر قانون دان قانون شکن پنجره ای رو به خانه پدری باز باران مستان همای سمابندر انتخابات ایرانی یه گوشه چشم به..... میر آمد ایران در قرن 21 سبز سبز سبز بخش ويژه
|
آغاز مسیر خطرناک اعتراضات برعهده آن کسانی است که جلوی اعتراضات مسالمت آمیز را می گیرند
خرداد ۱۳۸۸ ساعت ۲۱:۲۰ بسم الله الرحمن الرحیم ان الله یامركم ان تؤدوا الامانات الی اهلها و اذا حكمتم بین الناس ان تحكموا بالعدل مردم شریف و هوشمند ایران این روزها و شبها نقطه عطفی در تاریخ ملت ما در حال شکل گرفتن است. مردم از یکدیگر و درمیان جمعشان از اینجانب سوال میکنند که چه باید کرد و به چه سو باید رفت. بر عهده خویشتن میبینم که آنچه را باور دارم با شما در میان بگذارم، با شما بگویم و از شما بیاموزم، باشد كه رسالت تاریخیمان را از یاد نبریم و شانه از بار مسئولیتی که سرنوشت نسلها و عصرها بر دوش ما گذاشته است خالی نکنیم. سی سال پیش از این در کشورما انقلابی به نام اسلام به پیروزی رسید؛ انقلابی برای آزادی، انقلابی برای احیای کرامت انسانها، انقلابی برای راستی و درستی. در این مدت و به خصوص در زمان حیات امام روشن ضمیر ما سرمایههای عظیمی از جان و مال و آبرو در پای تحکیم این بنای مبارک گذارده شد و دستآوردهای ارزشمندی حاصل آمد. نورانیتی که تا پیش از آن تجربه نکرده بودیم جامعه ما را فراگرفت و مردم ما به حیاتی نو رسیدند که بهرغم سختترین شداید برایشان شیرین بود. آنچه مردم به دست آورده بودند کرامت و آزادی و طلیعههایی از حیات طیبه بود. اطمینان دارم کسانی که آن روزها را دیدهاند به چیزی كمتر از آن راضی نمیشوند. آیا ما مردم شایستگیهایی را از دست داده بودیم که دیگر آن فضای روح انگیز را تجربه نمیكردیم؟ من آمده بودم بگویم چنین نیست؛ هنوز دیر نیست و هنوز راهمان تا آن فضای نورانی دور نیست. آمده بودم تا نشان دهم میتوان معنوی زندگی کرد و در عین حال در امروز زیست. آمده بودم تا هشدارهای اماممان را درباره تحجر بازگو کنم. آمده بودم تا بگویم گریز از قانون به استبداد میانجامد؛ تا به یاد آورم كه اعتنا به کرامت انسانها پایههای نظام را تضعیف نمیكند، بلكه استحكام میبخشد. آمده بودم تا بگویم مردم از خدمتگزارانشان راستی و درستی میخواهند و بسیاری از گرفتاریهای ما از دروغ برخاسته است. آمده بودم تا بگویم عقبماندگی، فقر، فساد و بیعدالتی سرنوشت ما نیست. آمده بودم تا بار دیگر به انقلاب اسلامی آن گونه که بود و جمهوری اسلامی آن گونه که باید باشد، دعوت كنم. من در این دعوت بلیغ نبودم، ولی پیام اصیل انقلاب حتی از بیان نارسای من آنچنان دلنشین بود که نسل جوان را، نسلی که آن روزگاران را ندیده بود و میان خود و این میراث بزرگ احساس فاصله میکرد، به هیجان آورد و صحنههایی را که تنها در ایام نهضت و دفاع مقدس دیده بودیم بازسازی کرد. حرکت خودجوش مردم رنگ سبز را به عنوان نماد خویش برگزید. اینجانب اعتراف میکنم که در این امر پیرو آنان بودم. و نسلی که به دوری از مبانی دینی متهم میشد در شعارهای خود به تکبیر رسید و به «نصر من الله و فتح قریب» و «یاحسین» و نام خمینی تکیه کرد تا ثابت کند این شجره طیبه هرگاه که به بار مینشیند میوههایش شبیه به هم است. این شعارها را کسی جز آموزگار فطرت به آنان نیاموخته بود. چقدر بیانصافند کسانی که منافع كوچكشان آنها را وا می دارد تا این معجزه انقلاب اسلامی را ساخته و پرداخته بیگانگان و «انقلاب مخملین» بنامند. اما آن چنان که میدانید همگی ما در راه این تجدید حیات ملی و تحقق آرمانهایی که در دل و جان پیر و جوان ما ریشه دارند با دروغ وتقلب روبرو شدیم و آن چیزی كه از عواقب قانونگریزی پیشبینی كرده بودیم به صریحترین شكل ممكن و در نزدیكترین زمان تحقق یافت. اگر حجم عظیم تقلب و جابهجایی آرا، كه آتش به خرمن اعتماد مردم زده است، خود دلیل و شاهد فقدان تقلب معرفی شود، جمهوریت نظام به مسلخ كشیده خواهد شد و عملا ایده ناسازگاری اسلام و جمهوریت به اثبات میرسد. این سرنوشت دو گروه را خوشحال خواهد كرد؛ یك دسته آنان كه از ابتدای انقلاب در مقابل امام صفآرایی كردند و حكومت اسلامی را همان استبداد صالحان دانستند و به گمان باطل خود میخواهند مردم را به زور به بهشت ببرند و دسته دیگر كه با ادعای دفاع از حقوق مردم اساسا دیانت و اسلام را مانع تحقق جمهوریت میدانند. هنر شگرف امام باطل كردن سحر این دوگانهانگاریها بود. من آمده بودم تا با تكیه بر راه امام تلاش ساحرانی را كه دوباره جان گرفتهاند خنثی كنم. اكنون مقامات كشور با صحه گذاشتن بر آنچه در انتخابات گذشت مسئولیت آن را پذیرفتهاند و برای نتایج هرگونه تحقیق و رسیدگی بعدی حد تعیین کردهاند، به صورتی که این رسیدگیها موجب ابطال انتخابات نشود و نتایج آن را تغییر ندهد، حتی اگر در بیش از 170 حوزه انتخاباتی تعداد آرای به صندوق ریخته شده بیشتر از تعداد واجدین شرایط باشد. از ما خواسته میشود كه در این شرایط شكایت خود را از طریق شورای نگهبان پیگیری كنیم، حال آن كه این شورا در عملكرد خود چه قبل، چه حین و چه بعد از انتخابات عدم بیطرفی خود را به اثبات رسانده است و نخستین اصل در هر داوری رعایت بیطرفی است. اینجانب همچنان قویا اعتقاد دارم درخواست ابطال انتخابات و تجدید آن حقی مسلم است كه باید به صورتی بیطرفانه از طریق یك هیئت مورد اعتماد ملی مورد بررسی قرار گیرد، نه آن كه پیشاپیش امكان ثمربخش بودن آن منتفی اعلام شود، یا با طرح احتمال خونریزی، مردم از هرگونه راهپیمایی و تظاهرات بازداشته شوند، یا شورای امنیت كشور به جای پاسخگویی به سوالات مشروع در خصوص نقش لباسشخصیها در حمله به افراد و اموال عمومی و ایجاد التهاب در حركتهای مردمی به فرافكنی بپردازد و مسئولیت فجایع به وجود آمده را بر عهده دیگران بگذارد. ما به دست اندركاران توصیه می كنیم برای برقراری آرامش در خیابان ها مطابق اصل 27 قانون اساسی امكان تجمع های مسالمت آمیز را نه تنها فراهم كنند، بلكه چنین گردهم آیی هایی را تشویق كنند وصدا و سیما را از قید بدگویی ها و یك طرفه عمل كردن ها رها سازند. بگذارند صداها قبل از آن كه به فریاد تبدیل شود به صورت استدلال و مجادله احسن در این رسانه جاری، تصحیح و تعدیل گردد. بگذارند جراید نقد كنند، خبرها را آنچنان كه هست بنویسند و در یك كلام فضایی آزاد برای مردم جهت ابراز موافقت ها و مخالفت های خود آماده سازند. بگذاریم آنهایی كه علاقه دارند تكبیر بگویند و آن را مخالفت با خود تلقی نكنیم. كاملا مشخص است كه در این صورت احتیاجی به حضور نیروهای نظامی و انتظامی در خیابان ها نخواهد بود و با صحنه هایی كه دیدن آنها و شنیدن خبر آنها دل هر علاقمند به انقلاب و كشور را به درد می آورد، روبرو نخواهیم بود. برادر و همراه شما - میرحسین موسوی
میرحسین موسوی در نامهای به شورای نگهبان با تشریح بخشی از تخلفات انتخاباتی، این تخلفات را از دلائل ضرورت ابطال انتخابات در سراسر کشور خواند. "شورای محترم نگهبان مشارکت پرشور مردم ایران در انتخابات دوره دهم انتخابات ریاست جمهوری که حداقل 20 درصد بیشتر از انتخابات دوره قبل بود و میلیونها نفر از کسانی را که در گذشته میلی به شرکت در انتخابات نداشتند، به پای صندوقهای رای کشانده حماسهای آفرید که در تاریخ سه دهه انقلاب اسلامی ایران و مردمسالاری بیسابقه بود. هرچند نتیجه آن را طوری دیگر جلوه دادند و با وارونه نشان دادن نتیجه آن خود را بناحق و همانند سایر موارد فاتح این عرصه هم معرفی کردند؛ ولی شور و شعور اجتماعی ملت ایران در حافظه تاریخ خود این بیعدالتی و قانونشکنی را باور نخواهد کرد. اینجانب به اقدامات خود جهت روشن شدن حقایق و احقاق مردم شریف ایران در چارچوب قانون اساسی و قوانین جاری ادامه خواهم داد و اینک بخشی از تخلفاتی که در جریان برگزاری انتخابات دهم ریاستجمهوری صورت گرفت به شرح ذیل توضیح خواهم داد. بدیهی است این بخشی از حقایق و خلافکاریهاست و در آینده نه تنها من بلکه ملت و تاربخ ابران آن را برای آیندگان با شرح و بسط بیشتر و انتشار حقایقی دیگر ثبت و گزارش خواهد کرد. هرچند تخلفات و برنامه ریزی این اقدام مشمئزکننده از ماههای پیش تدارک دیده شده بود. 1- پلمب صندوقها قبل از رایگیری از آنجایی که سلامت و صحت آرای ریخته شده در یک صندوق موکول به این است که این آرا دقیقا همان آرایی باشد که توسط رای دهندگان به صندوق واریز شده است، لازم است پیش از رایگیری صندوقها بررسی کامل شده و از خالی بودن صندوق و نبودن آرای مشبوه اطمینان حاصل شود به همین جهت تایید خالی بودن صندوقها قبل از لاک و مهر آن در شعبه اخذ رای مستلزم حضور و اطلاع نمایندگان ناظر کاندیداها میباشد که این مهم در اغلب شعبات اخذ رای واقع نشده است. 2- حضور ناظران کاندیداها طبق تبصره 2 ماده واحده قانون حضور نمایندگان نامزدها در شعب اخذ رای وزارت کشور موظف بود تا 48 ساعت قبل از روز رایگیری کارتهای نمایندگان ناظر کاندیداها را برای حضور به موقع آنان در محل شعبات اخذ رای به آنان تحویل داده و ناظران را از محل مورد نظر مطلع نماید در حالی که فرمانداریها و وزارت کشور به طور اساسی به این تکلیف قانونی عمل نکردهاند. زیرا: اولا- برای تعداد زیادی اساسا کارت معرفی ناظر کاندیداها صادر نشده است. ثانیا- کارتهای صادره در مورارد زیادی به صورتی صادر شده که امکان استفاده از آن وجود نداشته و ناظر نمیتوانسته با ارائه آن عملا بر سر صندوقها حاضر شود. به عنوان نمونه در موارد متعددی نام افراد اشتباه قید شده و یا حتی در موارد متعدد عکس مردان به کارت زنان و یا بالعکس الصاق شده و عملا مسوولان صندوقها با این گونه کارتها اجازه حضور ناظر معرفی شده را ندادهاند. ثالثا- کارتهای ناظرین معرفی شده از طرف کاندیداها با سلیقه مسوولان فرمانداریها و برای صندوقهایی غیر از صندوق معرفی شده از طرف کاندیداها صادر شده بود که عملا امکان حضور ناظرین به دلایل مختلف از جمله : بعد فاصله، عدم شناسایی قبلی محل صندوق، عدم اطلاع ناظر از وضعیت محل و حتی عدم شناسایی مسوولان صندوقها ممکن نبوده است. رابعا- در موارد زیادی شماره صندوقهایی که ناظر برای آن معرفی شده بوده با شماره صندوقی که در محل بوده مطابقت نداشته و ناظر معرفی شده توسط مسوولان صندوق پذیرفته نشده و امکان حضور و نظارت ممکن نبوده است. خامسا- در موارد متعدد کارتهای ناظرین معرفیشده از طرف یک کاندیدا برای کاندیداهای دیگر ارسال گردیده است و به علت ضیق وقت امکان رفع این اشتباه و جابهجایی وجود نداشته است. سادسا- مطابق قسمت دوم ماده واحده حضور نمایندگان نامزدهای ریاستجمهوری - نمایندگان نامزدها میتوانند در شعب ثابت و سیار و نیز اماکن استقرار دستگاه شمارشگر حضور داشته و در صورت مشاهده تخلف مراتب را کتبا به ناظرین شورای نگهبان و هیاتهای نظارت شهرستان و استان و ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام نمایند ... در ادامه این ماده آمده است: حضور نمایندگان هر یک از نامزدها تا پایان اخذ رای، اماکن استقرار دستگاه شمارشگر ممنوع و جرم محسوب میشود و متخلف به شش ماه تا یکسال انفصال از خدمات دولتی و یا شش ماه تا یکسال حبس محکوم میشود. در حالی که قوانین مصوب کشور ما چنین مجازاتهای سنگینی را برای متخلفین پیشبینی کرده است در سراسر کشور هزاران نفر از نمایندگان اینجانب و سایر کاندیداها از شعب رایگیری اخراج و به سایرین هم اجازه ندادهاند وظایف نظارتی خود را طبق آنچه در قوانین و آییننامههای مربوطه آمده است عمل کنند. به طوری که فقط در بخشی از تهران صدها نفر از ناظرین اینجانب و دیگر کاندیداها اخراج شده و به گزارشهای آنها به مراجع مسوول ترتیب اثر داده نشده است. تعداد بسیار زیاد دیگری هم که اخراج نشده بودند از اطلاع از هرگونه جریان رایگیری محروم شدهاند. 3 - داستان صندوقهای سیار طبق ماده قانون انتخابات ریاست جمهوری تخصیص شعب سیار صرف برای مناطق صعب العبور کوهستانی و مسافتهای دور و نقاطی که تشکیل شعب ثابت مقدور نیست تشکیل می شود و به رغم آب و هوای مناسب تمام کشور در نیمه خرداد ماه تعداد صندوقهای سیار به طور غیر مترقبهای به نحو چشمگیری افزایش یافت. در نقاطی این صندوقها به کار گرفته شده که صندوقهای ثابت در چند ده متری آن مستقر بوده و هیچ نیازی به استفاده از این صندوقهای سیار نبوده است. این اقدام غیر قانونی علیرغم اعتراض کمیته صیانت از آرا در شرایطی صورت پذیرفته که به کاندیداها بر خلاف نص صریح متن ماده واحده قانون حضور نمایندگان کاندیداها در شعب ثابت و سیار، اغلب نماینده نامزد در صندوقهای سیار همراه نبوده و ناظرین معرفی شده با عدم پذیرش آنها از طرف فرمانداریها و یا عدم امکان همراهی آنها با صندوقهای سیار در زمان جابهجایی مواجه شده اند که با توجه به تعداد 14 هزار صندوق سیار عملا امکان هرگونه تخلف در این صندوقها وجود داشته و شاید اصرار بر افزایش تعداد صندوقهای سیار در همین راستا بوده است. 4 - تعرفهها به رغم این که تعداد تعرفههایی که در هر دوره چاپ و منتشر میشود و براساس تعداد افراد واجد شرایط رای دادن است که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال تعیین میکند و معمولا برای جلوگیری از کمبود تعرفه در زمان رای گیری درصدی معقول تعرفه اضافه می شود در این دوره علی رغم این که مرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن را حدود 000/200/45 نفر اعلام کرده بودند، تعداد 000/600/59 برگه تعرفه رای با شماره سریال چاپ شد. در روز 21 خرداد ماه نیز علاوه بر آن، میلیونها برگه تعرفه دیگر بدون شماره سریال چاپ شده است. چاپ این تعداد تعرفه به خودی خود مورد سوال و قابل تامل میباشد با وجود چاپ این همه تعرفه معلوم نیست چرا بسیاری از شعب اخذ رای به ویژه در مناطقی چون تبریز و شیراز و مناطق شمالی و شرقی و غربی تهران که اقبال مردم به کاندیداهای منتقد رییس جمهوری کنونی بسیار بالا بود در همان ساعات اولیه روز با کمبود تعرفه رای مواجه شده و مردم زمان زیادی در صفهای طولانی زیر باران و طوفان منتظر ماندند. 5 - محدود کردن زمان رای گیری با وجود اقبال عمومی مردم به رای دادن در این دوره که مورد تایید خاص و عام است و آمار تعداد شرکت کنندگان هم موید آن سات،معلوم نیست به چه دلیل برخلاف رویه معمول و علیرغم کمبود تعرفه در بعضی از مناطق که خود موجب عدم امکان رای دادن مردم در زمان مناسب بود، مسوولان برگزاری انتخابات در متوقف کردن زمان رای گیری چنان تعجیلی داشتند؟!! بنابر گزارشهای متعدد در بسیاری از موارد مسوولان شعب نه تنها با بستن درب شعب اخذ رای مانع ورود مردم در صف میشدند بلکه حتی افرادی را که وارد شعبات اخذ رای شده بودند به بهانه اتمام وقت از محل اخراج میکردند و این در حالی بود که صدا و سیما در تبلیغات رسمی خود خلاف آن را بیان میکرد. وانگهی رویه گذشته و روح قانون اینست که تا آخرین فرد حاضر در محل رای گیری باید زمان اخذ رای تمدید شود. (بند 5-1) آیین نامه اجرایی قانون انتخابات) مضافا طبق اصل 6 قانون اساسی اداره امور کشور با آرای عمومی است و رای دادن حق طبیعی همه شهروندان است و تشخیص وزیر کشور برای تمدید ساعات اخذ رای یک تشخیص گزینشی و سلیقهای نیست و باید با نحوی از مجموعه شرایط و اوضاع و احوال تبعیت کند که هیچ شهروند حاضر در محل صندوقها از این حق طبیعی خود محروم نشود. در حالی که به شرح فوق در این دوره هم میزان مشارکت مردم بسیار بالا بود و هم کمبود تعرفهها در مناطق مختلف به صورتی بود که می بایست زمان رای گیری تا حداکثر زمان ممکن ادامه یابد. باوجود این شرایط وزیر محترم کشور برخلاف رویه گذشته تمدید ساعت رای گیری در سراسر کشور را محدود کرد. به طوری که برخلاف رویه و در بسیاری و در بسیاری از مناطق کشور در ساعت 9 شب زمان رای گیری پایان یافته اعلام شد و بسیاری از شهروندان علیرغم حضور در محل شعب اخذ رای موفق به رای دادن نشدند و آنان را از محل شعب اخذ رای اخراج کردند. جای تاسف است در حالی که شعار شرکت حداکثری آقایان در گفتار همه جا را در برگرفته بود در کردار عکس آن عمل کرده و علی رغم اینکه چهار نفر از نمایندگان ستاد اینجانب به وزارت کشور مراجعه کرده و درخواست ملاقات با وزیر جهت تمدید وقت رای گیری طبق روال گذشته کرده بودند، وزیر محترم کشور از پذیرفتن آن امتناع کرده و به این ترتیب اقدامات وزارت کشور و تعجیلی که در اعلام نتایج آرا به صورت مورد نظر خود داشت منجر به تضییع حقوق بسیاری از شهروندان و محرومیت آنان از حق رای دادن هم گردید. 6- انتقال صندوقها به فرمانداری قانون انتخابات و آیین نامه مربوطه و نیز قانون نظارت نمایندگان کاندیدا تا حدود زیادی وظایف همه مسوول و هیات های اجرایی و نظارت را تعیین کرده و حداقل انتظار کاندیداها این است که اگر روح قانون اجرا نمی شود لااقل به ظواهر قانون و حداقل آن پابند باشند. متاسفانه این امر در انتخابات به هیچ وجه رعایت نشد و اگر در مرحله صدور کارت نمایندگان کاندیداها کارشکنی شده و با ترفندهای خاص از صدور به موقع کارتها و رساندن آن به نماینگان کاندیداها جلوگیری به عمل آمد در مرحله پایان رای گیری و صیانت از امانت مردم، قاون و اخلاق هم پایمال شد. چنانکه در مرحله شمارش آرا و تنظیم صورت جلسات و فرمهای مربوط و انتقال صندوقها از شعب اخذ رای به فرمانداریها هیچ نظارتی از سوی نمایندگان ناظر کاندیداها جهت اطمینان از تطبیق محتوای صندوق ها با صورتجلسات تنظیمی مربوطه وجود نداشته است. در حالیکه هنوز رای گیری در بعضی از مناطق و شعب به علت تاخیر در ارسال تعرفه ادامه داشت مسوولان ذیربط برخلاف قانون از صداوسیما قرائت پنج میلیون رای و نتیجه آن را آن هم نه براساس شمارش دستی آراء و صورتجلسات و فرمهای قانونی اعلام فرمانداری ها بلکه صرفا براساس اعلام صندوق ها و از طریق کامپیوتر اعلام کردند. در حالی که طبق نص صریح قانون ستاد انتخابات کشور میبایست آرای هر منطقه را جداگانه و براساس اعلام فرمانداری ها منتشر میکردند. صرفنظر از تخلفات صورت گرفته در مراحل رای گیری اساسا میزان آرای اعلامی در ستاد تجمیع آرا هیچ گونه سنخیت با آرای پیش بینی شده توسط آن بخش از ناظرین که در صندوقها حضور داشته اند و خیل عظیم مردمی که این بار در شهرها و روستاها به دلیل حضور کاندیدهای جدید حاضر شده بودند و نیز سابقه رای گیری قبلی و میزان رای کاندیدای پیروز در گذشته مطابقت نداشته و اساسا آنچه در ستاد انتخابات و اتاق تجمیع آرا صورت می گرفت و از صداوسیما پخش می شد واقعی نبوده است. در این مورد گزارش نمایندگان هر سه کاندیدای معرفی شده به ستاد مرکزی انتخابات کشور به شرح ذیل که در ساعت 2:15 دقیقه صبح شنبه گزارش شده است قابل توجه می باشد. «جناب آقای محصولی وزیر محترم کشور 88/3/23 ساعت 2:15 بامداد با سلام دقایقی قبل آماری توسط ستاد انتخابات کشور و آقای دانشجو در مقابل رسانه های داخلی و خارجی منتشر گردید که اینجانبان نمایندگان نامزدها در سایت شمارش آرا وزارت کشور هیچگونه اطلاعی از چگونگی دریافت و تجمیع و انتشار آن نداریم. از آنجاییکه طبق مواد 18 و 23 قانون انتخابات ریاست جمهوری، وزارت کشور پس دریافت صورتجلسات (و م 28) و روال قبل بایستی آمار را اعلام نماید به نظر میرسد اعلام نتایج فعلی مطابقتی با قانون ندارد. ضمنا فضایی که برای استقرار نمایندگان کاندیداها درنظر گرفته شده دور از سایت شمارش آرا بوده و هیچگونه ارتباطی با این سایت ندارد. لذا در صورت استمرار این وضعیت حضور اینجانبان با عدم آن تفاوتی ندارد. سید عباس احمدی (نماینده مهندس میرحسین موسوی) عطاءاله سهرابی (نماینده محسن رضایی) مسعود سلطانی فر(نماینده آقای کروبی) رونوشت: دفتر مقام معظم رهبری ، هیات مرکزی نظارت بر انتخابات، ریاست محترم ستاد انتخابات این نامه در حالی منتشر شده است که قانون حضور نمایندگان نامزدها به صراحت حق حضور نمایندگان کاندیداها را در مراحل مختلف تایید و ماده 18 و 32 قانون انتخابات ریاست جمهوری به صراحت خلاف اقدام ستاد انتخابات و تصمیماتی است که در اتاقی با حضور آقایان دانشجو ، محصولی و فردی دیگر اتخاذ می شود. 7- شیوه آرایش سبد آراء مسالهای که در این انتخابات قابل تامل بوده و صحت انتخابات را در کنار بسیاری عوامل دیگر مورد تایید قرار داده است مساله نسبت تقریبا ثابت آراء میان کاندیداها در تمام مناطق کشور بوده است. به این معنا که نمودار آراء کاندیداها از ابتدای شمارش آراء و اعلام نتایج سراسر کشور به صورت خطی و تقریبا بدون نوسان در جهتی صورت پذیرفته که نهایتا به نتیجهای که اعلام شد منتهی شود. به طور مثال حتی در محل تولد کاندیداها نیز میزان آراء کاندیدای برنده اعلامی از سوی وزارت کشور و به همان نسبت بوده است که در سایر مناطق بوده و این نیز قابل توجه است که اعلام نتایج برخلاف رویه گذشته بدون تعیین و تفکیک مناطق صورت پذیرفته است. بخشی از تخلفات پیش از رای گیری بر این تخلفات جدی که فقط بخشی از آن منعکس شد و تنها یک مورد آن برای ابطال انتخابات کافی است این را نیز باید افزود که انتخابات از آغاز با شرایط نابرابر و با سوءاستفاده از امکانات دولتی و عمومی به صورت گسترده و اساسی صورت گرفته که از آن میتوان به موارد زیر به اختصار اشاره کرد. 1- استفاده از رسانه ملی چه پیش از شروع تبلیغات رسمی و چه بعد از آن به نفع یک کاندیدای خاص که ما در این مورد حضور و اقدام جمعی از کارشناسان برجسته و مستقل در یک هیات حقیقت یاب این تبلیغات را بررسی کرده و مشخص می نماید تال چه اندازه به طور غیرعادلانه برای پیروزی یک نفر از این رسانه دولتی اسنفاده شده است؟! 2- در همین بخش و استفاده از این امکانات دولتی به کارگیری رسانه های دولتی از جمله روزنامه ایران، کیهان، جوان و غیره و نیز سایر رسانهها که از کمکها و امکانات دولتی استفاده می کنند اشاره کرد. 3- استفاده از هواپیما و وسایل نقلیه دیگر دولتی در سفرهای تبلیغاتی در دوره تبلیغات رسمی انتخابات و قبل از آن بریا همین منظور. 4- بسیج نیروهای ادارات و آموزش و پرورش گاهی با حکم ماموریت و برخورداری از فوقالعاده ماموریت برای شرکت در مراسم استقبال از کاندیدای خاص. 5- افتتاح پروژههای عمرانی در دوره مشخص شده برای فعالیت انتخابات و استفاده از این اقدام جهت تبلیغ خود. 6- افتتاح پروژههای ناتمام به عنوان پروژههای تمام شده مثل پروژه راه آهن شیراز- اصفهان یا کرمان - زاهدان. 7- پرداخت حقوق معوقه کارکنان دولت و فرهنگیان و افزایش حقوق بازنشستگان و توزیع سهام عدالت در ماههای آخر منتهی به انتخابات. 8- سخنرانیهای تبیلغاتی وزرا در دوره تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص از جمله سخنرانی وزیر راه، معاون اول رییس جمهور و وزیر دادگستری با تکیه بر سمت آنها. 9- قطع خدمات مخابراتی از جمله قطع سرویس پیامکها در روزهای رای گیری که مهم ترین وسیله ارتباط ناظرین معرفی شده با ستادها بوده است. شایان ذکر است که پیش از برگزاری انتخابات، رییس ستاد انتخابات تاکید کرده بود که به دلیل عضویت ایران در اتحادیه بین المللی مخابراتی به هیچ وجه سرویسهای مخابراتی قابل قطع شدن نیست و از این بابت نگرانی وجود نخواهد داشت. همه این موارد به علاوه موارد فراوان دیگری که در نامههای قبلی اعلام شده در صورتی که با اندک توجه به قوانین مورد بررسی قرار گیرد از موجبات ابطال انتخابات در سراسر کشور می باشد. میرحسین موسوی"
دیشب برای نخستین بار مردم با استفاده از تاریکی شب و بیم ماموران انتظامی و لباس شخصی ها برای ورود به محلات، هم روی بام الله اکبر می گفتند و هم در کوچه ها!
تهران زیر رگبار هوائی و بی وقفه "الله اکبر". از تهران خبر می رسد که گسترده تر از هر شب دیگر و در همه محلات تهران مردم فریاد می زنند "الله اکبر". ما گزارش هائی دریافت کرده ایم که می خوانید: همین الان در خیابان اشرفی اصفهانی و اطراف میدان صادقیه مردم فریاد الله اکبر را سر داده اند و برخلاف شب های گذشته از خانه های خود هم بیرون آمده و در خیابان فریاد می زنند. مردم با استفاده از یک فرصت به خیابان آمده اند. یعنی چون بیشتر نیروهای نظامی و انتظامی را به مرکز شهر برده بودند، در محلات این نیروها کم بودند و مردم از این فرصت برای بیرون آمدن از خانه هایشان استفاده کردند. امروز را شاید اینطور بتوان توصیف کرد که راهپیمائی خیابان انقلاب تا میدان آزادی، از غروب امشب در تمام شهر و محلات پخش شد. هنوز از مرکز شهر دود زیادی دیده می شود. اینجا غرب تهران است. یعنی اشرفی اصفهانی، سعادت آباد و صادقیه یعنی آریاشهر سابق. من و خانواده ام بر بالای پشت بام هستیم. انبوه جمعیت در خیابان هستند. امشب مردم از روی بام فریاد می زنند الله اکبر و از خیابان عده ای دیگر پاسخ آنها را با الله اکبر می دهند. یک گزارش خنده دار هم "جام جم ان لاین" پخش کرد که دانستنی است. یعنی از قول پلیس گفته شد که به این دلیل نیروی انتظامی مرکز تهران را اشغال کرد که مردم بهتر بتوانند تردد کنند. در محلاتی که از آنها نام بردم، از صبح لباس شخصی ها با موتور سیکلت در کوچه ها مانور داده و مردم را تهدید می کردند که اگر شب بیایند بیرون و یا روی بام "الله اکبر" بگویند به آنها حمله خواهند کرد. امروز از ساعت 4 بعد از تهران تعطیل شد و مغازه ها بستند
مردم گروه گروه به طرف میدان انقلاب در حرکت بودند. نیروهای بسیج که جلیقه های متحدالشکلی داشتند در تمام مسیرهای به طرف انقلاب ایستاده و مانع مردم میشدند. افراد با کلک های خاصی از آنها عبور می کردند (میدان هفت تیر، پل کریمخان، چهار راه امیر آباد، سر ویلا، میدان ولی عصر، فلسطین، سر وصال، سر 16 آذر و سر کارگر) مرتبا به مردم که گروه گروه در پیاده روها و یا ماشین های در حال عبور بودند حمله می کردند. معمولا مردم با کمی بحث با ماموران راه را عوض کرده و گروهی هم درحین درگیری انان عبور کرد و در پست بعدی گرفتار می شدند. من با ماشین بالاخره از کارگر وارد کریمخان شدم و از طریق وصال تا تقاطع انقلاب پیش رفتم. (با خانواده بودم، ریش دارم و خانواده ام چادری هستند(. از وصال که وارد انفلاب شدیم جمعیت در پیاده روهای دوطرف به طرف دانشگاه و میدان در حرکت بودند. نیروهای پلیس در دو گروه، افسران با لباس فرم و تعدادی سربازان یا لباس استتار و کاسکت و باتوم و سپر کنار خیابان و پیاده رو صف کشیده ولی آرام بودند. تا ضلع غربی دانشکاه خیابان قدس جمعیت در سکوت و بسرعت جلو آمد. سر خیابان قدس ناگهان کماندوهای نیروی انتظامی با لباس های مشکی و سپر درحالی که با باتوم ها مرتب به سپرهاشان میزدند به مردم هجوم آورده مردم کمی عقب رفتند ولی الله اکبر گویان ایستادند. مامورین کمی جا خورده وعقب رفتند. مردم به خیابان هجوم آورده و به سمت پیاده روهای جنوبی که مملو از جمعیت بود رفتند. نیروهای مستقر در خیابان با وحشت عقب رفته و تلاششان برای جلوگیری از حرکت مردم موثر نیفتاد. مردم از روی نرده های بی ارتی مثل فرفره می پریدند. زن ومرد پیر و جوان. ناگهان نیروها به آن طرف یورش آورده و باقی مردم ضلع شمالی خیابان از خیابان قدس عبور کرده به دیوار دانشگاه رسیده وادامه مسیر دادند .اینطرف هم ما با الله اکبر جلو رفته و صف نیروی انتظامی شکافته شده و عبور کردیم .مقابل درب دانشگاه هشت ردیف نیروهای مخصوص با تجهیزات کامل ایستاده و جمعیت آنطرف را به خیابان راندند. از داخل دانشگاه و پشت نرده ها درست پشت سر مامورین دانشجویان درحال خواندن سرود بودند. سه نفر بسیجی با مقوای سفید که نوشته شده "آشوبگر حیاکن و.." داخل صف نیروهای مخصوص ایستاده بودند. در حواشی خیابان ولابلای مردم پاسداران در حال کنترل افراد بودند و کسانی را که با موبایل عکس می گیرفتند نشانه کرده و در زمانی که نیروهایشان یورش می آورند دستگیر می کردند. البته چند مورد هم باتوجه به التهاب جمعیت با تذکر وپاک کردن عکسهای گرفته شده ازاد کردند. در خیابان های جنوبی سپاهی ها (عموما از قرارگاه ویژه ثارالله) با خودروهای شخصی و لباس عادی نظاره گر بوده و نکاتی را گاها به عوامل لباس شخصی ابلاغ می کردند. مردم بی مهابا الله اکبر گویان می گذشتند و گاهی به آنان پوزخندی تحویل می دادند که گاها باعث درگیری می شد. ناگهان درگیری از میدان انقلاب شروع شده و با پرتاب انبوه گاز اشک آور و آبپاش مخصوصی که به ماشین های اسرائیلی ها شبیه است(از نزدیک که انرا دیدم بسیار ناشیانه از همان ماشین های اسرائیلی کپی برداری شده بود و اشکالات بسیاری داشت که باعث خنده بود. مثلا پشت سرش را پوشش نمیداد و در موقعی که مامورین غفلت کرده و پشت آن خالی بود گروهی از مردم دقایقی را پشت سر آن رفته وشعار می دادند) به مردم حمله می شد. مردم اول شروع به دویدن کردند ولی عده ای داد می زدند نترسید و مردم آرام شده و با روشن کردن اتش، الله اکبرگویان می ایستادند. فشار مامورین زیاد شد و مردم به خیابان 16 آذر و مقابل آن رفته و با عبور ماشین آب پاش دوباره می آمدند. ماشین اب پاش تا مقابل دانشکاه می رفت. یکی از ماموران یگان ویژه آهسته در گوش کسی گفت: "آب تمام شد، حالا وقتشه" با جلوداری آن فرد مردم الله اکبرگویان به جلو دانشگاه هجوم بردند. ناگهان از تمام جهات نیروهای ویژه به سمت دانشکاه آمده تا سد جلو درب شکسته نشود. فشار روی میدان کم شده ومردم از انجا سر بر می آورند. تا ساعت هفت ونیم این جنگ وگریز ادامه داشت. دیگر مامورین عاصی شده وسردر گم بودند. خصوصا الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور آنها را کلافه کرده بود. نیروهای کمکی رسیدند. از سمت چهارراه ولی عصر نزدیک بیست ماشین وانت تویوتا لندکروز نیروهای سپاهی وارد شدند. گروهان های بسیجی (بامزه و تپل مپل که برای دویدن مشکل داشتند ) در حال نواختن باتوم به سپرهایشان از کامیون ها واتوبوس هایی در چهار راه ولی عصر پیاده شده وبه سمت میدان آمدند. فضا بسیار سنگین بود و مردم حلقه گریز را بیشتر کردند. مردم ادای دین کردند دیگر رهبران بایستی پیگیر باشند. مردم در گوشه و کنار مسیر برگشتمان با مامورین که عمدتا نیروهای بسجی عادی بودند سر به سرکرده و هر ازگاهی درگیری وپرتاب گاز و شعار ادامه داشت. چند نکته: نیروهای انتظامی دوگروه بودند. طیفی افسران و درجه داران پاسگاهها و عواملی که روزمره با مردم سروکار دارند بسیار خوب و محترمانه برخورد می کردند، اما نیروهای ویژه، خصوصا کماندوهایی که لباس مشکی و ضربه گیر داشته و گروهی از همان ها موتورهای تریل داشتند بسیار نامرد بودند. بی رحمی و شرارت از چشمانشان می بارید.( قبلا می گفتند نیروهای ویژه ایرانی نیستند و یا از میان اوباش انتخاب شده و تعلیم دیده اند. بنظرم همینطور است.) نیروهای بسیج وسپاه هم دو طیف داشتند، اگرچه هردو گروه بسیار خشن بودند ولی ناهماهنگ و آموزش ندیده بودند و لذا باتوم ها را برسر و صورت افراد حواله کرده و بسیارخطرناک عمل می کردند، اما تا الله اکبر مردم بلند می شد دستپاچه شده و بهم می ریختند. اما گروهی موتور سوار لباس شخصی بودند که چهره هاشان نشان میداد از اراذل اوباش وسابقه دارها و تیپ لات ها وهمان هایی اند که معمولا کیف قاپی می کنند. اینها زنجیر وقمه داشتند. فرد مسنی ( حدودا 45-50ساله) بیسم داشت و آنها را هماهنگ می کرد. انها فقط در مسیر وسط خیابان (مسیر بی آرتی) مانور داده وعربده می کشیدند. مثل اینکه بقول یکی از بچه ها، انها از ذخایر این نهضت کودتا اند تا در موقع خاصی استفاده شوند . ضمنا با توجه به شناخت بنده از چند فرمانده عالیرتبه سپاه و صحبت هایی که داشته ام، بدنه اصلی سپاه بسیار مسئله دار و شکننده است. با توجیهات عقیدتی و مثلا فرمان ولی فقیه و... انها را به سکوت واداشته اند. ومن نصر من عندالله العزیز الحکیم شنبه 30خرداد ساعت 20:40
گزارش دوم دستگیری دکتر خزعلی از خیابان جمالزاده به خیابان نصرت امده بودیم که دیدم جمعیتی از دور گزارش سوم ساعت 5/9 شب است، در خیابان انقلاب و آزادی و ولیعصر و آریاشهر و ستارخان غوغاست. در خیابان آزادی حد فاصل میدان آزادی و انقلاب صدای شلیک گلوله به هوا برخاست. احتمالا کشته هایی هم برجای مانده است. هزاران نفر در خیابانها مورد ضرب و شتم نیروهای لباس شخصی زنجیر و چماق بدست مورد حمله واقع شده اند. تعداد زیادی زخمی، تعداد زیادی دستگیر شده اند و بسیاری بخون آغشته و در مجموع اوضاع بسیار آشفته است. اس ام اس ها قطع و مکالمات تلفنی موبایل در مناطق اصلی شهر غیر فعال و در سایر مناطق نیز دچار اختلال و اینترنت نیز دچار مسئله است. تهران همچنان غوغا و فریاد الله اکیر و مرگ بر دیکتاتور شهر را فرا گرفته است. موتور سواران لباس شخصی در خیابانها و کوچه ها به مردم حمله کردند و تجمع بیش از دو نفر ممنوع و افراد دستگیر میشوند. گوئی تهران، بوسیله ارتش بیگانه اشغال شده است. به مردم جهان اطلاع دهید که ایران را بخاک و خون کشیده اند. گزارش چهارم جمعیت از ساعت سه و سی دقیقه بعد از ظهر بتدریج مردم در حال جمع شدن در میدان انقلاب بودند.محدود خیابان آزادی تا میدان آزادی به شعاع 2 تا 5 کیلومتر در بالا و پائین ( شمال و جنوب) نیروهای نظامی- نیروهای انتظامی، نیروهای یکان ویژه مقداد، نیروهای بسیجی ، موتور سواران دو ترکه به تعداد زیادی و....- مستقر بودند. به تجمع های نسبتا کوچک مردم هجوم می آوردند و آنها را پراکنده می کردند. بر اثر فشار نیرو های انتظامی مردم وارد کوچه ها و خیابان های بالا و پائین خیابان آزادی می شدند و با تعقیب و گریز و با مانع بر گشت بیشتر آنها به خیابان آزادی در حقیقت در محدود زیادی از شهر پراکنده شدند. وقتی که در یک هجوم جمع ما را پراکنده کردند من به چند نفر از بسیجی ها و پاسدار ها گفتم " اگر می گذاشتید ما در خیابان آزادی تجمع و راهپیمایی کنیم آنقدر در شهر پراکنده نمی شدیم. حالا تمام شهر و منطقه وسیعی از شهر شده محل تظاهرات مردم و در حقیقت خودتان دارید به تظاهرات دامن می زنید و آن را به تمام شهر گسترش می دهد." با تکان دادن سر حرف های مرا تائید کردند. از میدان انقلاب تا میدان آزادی بیشن از 20 بار به ما حمله کردند و بیشتر با گاز اشک آور مردم را پراکنده می کرد. بر اثر درگیری ها در بعضی از مناطق مردم با سنگ به نیروهای انتظامی حمله می کردند و گاهی پلیس ها نیز با بر گردندن سنگها بطرف مردم سنگ پرتاب می کردند. یک سایت خبری نزدیک به حوزه علمیه قم نوشت این خبر درحالی انتشار می یابد که گفته می شود یکی از انگیزه های کودتای انتخاباتی اخیر، تشدید بیماری سرطان ریه رهبر است و فرزند او "مجتبی" سعی داشته با این کودتا قدرت را در بیت پدرش نگهدارد و سپس خود آن را قبضه کند و نگذارد رئیس جمهوری مستقل از بیت رهبری سکان را بدست بگیرد. تمام تجربه بیت آیت الله خمینی و سرنوشت احمد خمینی در شکل گیری کودتای انتخاباتی اخیر نقش داشته است. یعنی تعیین جانشین رهبر، پیش از فوت رهبر! حدس زده می شود، بخشی از نامه میرحسین موسوی که در آن اشاره می کند "بحث نه بر سر ریاست جمهوری و انتخابات اخیر، بلکه بر سر نهادینه شدن یک روش حکومتی است!" می توان اشاره به همین مسئله باشد. یعنی تبدیل جمهوری به پادشاهی یا حکومت اسلامی که نوعی پادشاهی مذهبی است!
سایت خبری "رویه" که اخبار مراکز مذهبی و از حمله حوزه علمیه قم را منتشر می کند، در تازه ترین خبر خود مدعی شد: علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری با بعضی از مراجع تقلید قم و نماینده تام الاختیار آیت الله سیستانی دیدار کرده است. او در دیدار با مراجع تقلید، با نقل خاطراتی از اوایل انقلاب از شیوه حل معضلات توسط آیت الله خمینی رهبر انقلاب، گفته است. همین سایت به نقل از منبعی که این خبر را در اختیار "رویه" گذاشته، اضافه کرده که به نظر میرسد نیمی از نمایندگان مجلس خبرگان رهبری تمایل به تشکیل "شورای رهبری" دارند. همین منبع افزوده: آنچه میشود بعنوان چکیده این جلسات عنوان کرد این است که راه حل معقول در شرایط فعلی استعفای محمود احمدی نژاد است. رهبر انقلاب پدر و رهبر تمام مردم است و نه یک عده ی خاص. منتهی بنظر میرسد ایشان (علی خامنه ای) تمایل دارند پدر و رهبر عدهای خاص باشند. وی در پاسخ به سوال خبرنگار رویه که آیا جلسه ی مجلس خبرگان رهبری در قم تشکیل میگردد یا خیر، گفت: " اجازه بفرمایید در شرایط کنونی از پاسخ به این سوال معاف گردم . مطمئن باشید که بزودی خبر تشکیل جلسه یا عدم آن به اطلاع میرسد". اصل خبر را روی سایت "رویه" می توانید از اینجا ببینید! این خبر درحالی انتشار می یابد که گفته می شود یکی از انگیزه های کودتای انتخاباتی تشدید بیماری سرطان ریه رهبر است و فرزند او "مجتبی" سعی داشته با این کودتا قدرت را در بیت پدرش نگهدارد و نگذارد رئیس جمهوری مستقل از بیت رهبری سکان را بدست بگیرد. تمام تجربه بیت آیت الله خمینی و سرنوشت احمد خمینی در شکل گیری کودتای انتخاباتی نقش داشته است. یعنی تعیین جانشین رهبر، پیش از فوت رهبر! حدس زده می شود، بخشی از نامه میرحسین موسوی که در آن اشاره میکند بحث نه بر سر ریاست جمهوری و انتخابات اخیر، بلکه بر سر نهادینه شدن یک روش حکومتی است! که می توان استنباط کردن نظر تبدیل جمهوری به پادشاهی یا حکومت اسلامی باشد که نوعی پادشاهی مذهبی است!
roozonline.com
۱- آیا کشتن مردم بی سلاح مجاز است؟ 2-آیا رفتن به خلوت خانه ها و زیر و رو کردن وسایل شخصی زنها ـ به فرض که مردان آنها جرمی مرتکب شده باشند- و ترسانیدن کودکان آنان مجاز است؟ 3- آیاحمله به دانشجویانی که در خوابگاه های دانشگاهی سکنی دارند، آن هم گاه خواب، پرتاب کردن آنان از پنجره ها، سوزاندن تن های نازک شان به سیگار، واداشتن آنان به سینه خیز رفتن روی شیشه های خرد شده... مجاز است؟ 4- آیا کشتن فرد بی سلاح، با قمه و تبر مجاز است؟ 5- می توان اسرای مجروح را به زیر زمین وزارت کشور دولتی ـ حتی دولت کریمه جمهوری اسلامی ـ برد و مانند اسیران با آنان برخورد کرد؟ 6- آیا ممانعت از دادخواهی مادران دل سوخته و پدران در هم شکسته از داغ فرزند، مجاز است؟ 7- می توان از وسایلی مانند آمبولانس برای بردن زخمیان به دخمه ها، به جای رسانیدن آنان به بیمارستان، استفاده کرد؟ 8- آیا سکوت در برابر تجاوز به زنان در زندان ها مجاز است؛ حتی اگر از مخالفان حکومت اسلامی باشند؟ 9- آیا سکوت در برابر کشتن دختری جوان که دشمن، حنجره اش را نشانه گرفته، و او در ناباوری، می بیند که خون از دهانش روان است و در بهت پر پر می زند، مجاز است؟ سهامداران مخابرات فروشنده شدهاند ictna.ir به دنبال ایجاد اختلال در پیامكها و قطع و اختلال شبكه ارتباطی اپراتور دولتی تلفن همراه در یك هفته اخیر، سهام شركت مخابرات با صف فروش شدیدی مواجه شده است. به گزارش ایلنا، در حال حاضرحدود 3 میلیون سهم از سهام شركت مخابرات ایران توسط سهامداران در معرض فروش در بورس قرار گرفته است. بر اساس این گزارش، فروشندگان سهام مخابرات بیشتر از افراد حقیقی و سهامداران كوچك هستند كه وضعیت فعلی را موجب افزایش ریسك مالكیت این سهام میدانند. در همین حال با توجه به احتمال كاهش درآمدزایی این شركت به دلیل اختلال در شبكه تلفن همراه، هیچ تقاضایی برای خرید سهام این شركت در بازار سرمایه وجود ندارد و روند كاهشی قیمت این سهم در روزهای اخیر تشدید شده است. روایت یک شهروند: تهران زیر یورش در شنبه ۳۰ خرداد roozonline.com این عبارات را در حالی می نویسم که ترس بر دلم لانه کرده است. ترس هست اما تردید نه! خواستم این را از همین اول بگویم که اگر نوشته ام رنگی از هیجان و هراس دارد، آن، طبیعی ترین چیزی است که این روزها برما می رود. اما در این قبال، آنچه به دست آورده ایم ایمان بیشتر به اراده خودمان، خواستمان و آزادی مان است. شعار نمی دهم. بخوانید جدود ساعت 5 ما در خیابان آزادی به سمت انقلاب حرکت می کردیم. ( مسیر از انقلاب به سمت آزادی بود ولی ما از پایین وارد شدیم که اگر از انقلاب راه ندادند ، ما وارد خیابان شده باشیم). خیابان در سیطره نظامی ها بود. سر هر کوچچه دسته به دسته ایستاده بودند . تازه یک ربعی بود که در خیابان آزادی پیش می رفتیم که اصلا نفهمیدم چه شد که دیدم ناگهان مردم از روبرو (از طرف انقلاب) به سمت ما در حال دویدن هستند. من و همراهانم با صدای بلند فریاد می زدیم که سر جایتان بایستید و کنار هم بایستید که ناگهان در چشم برهم زدنی دور و برما خالی شد و در برابرمان انبوه مردان غول پیکر ضد شورش حمله ور شدند. سعی کردم با آرامش از صحنه بیرون بروم و حالت دویدن نداشته باشم. چون بعضی از آنها موتور سوار بودند و هر که می دوید به سمتش با موتور یورش می بردند. اما همه اینها در کمتر از یک دقیقه رخ داد. در محاصره دو گارد ضد شورش قرار گرفتم و باتومها روی سرو کمرم فرود آمد. چشمم سیاهی رفت و درد در سرم پیچید. خوشبختانه در سوی دیگر خیابان مردم همه جمه شدند دوباره در خیابان. و سعی کردند با دعوت از دیگران ، به سمت میدان آزادی یعنی همان سمتی که ما آمده بودیم، راهپیمایی سکوت کنند. ولی چند دقیقه بیشتر نکشید که گارد با تعداد زیاد حمله کردند و متاسفانه مردم شروع کردند به دویدن. نیروهای ضد شورش که امروز خیلی رنگ به رنگ بودند ( رنگ و مدل لباسهایشان و ابزاری که استفاده می کردند) دسته به دسته حمله می کردند. به نظر می رسید که منتظر می مانند تا مردم در یک جا جمع شوند و بعد به آنها حمله می کردند. اگر نمی دویدی و فرار نمی کردی زیر دست و پا له می شدی. همانجا همراهانم را گم کردم و از هم جدا افتادیم. زنی را دیدم که در وسط بیش از ده پلیس گیر افتاده بود و تا جان داشت می زدندش. حتا به سمت پل هوایی که بعضی ها از پله هایش بالا رفته بودند، یورش بردند و مردم داخل کانال پل را به شدت با باتوم زدند. از آن موقع بود ک... خودداری موسوی و کروبی از شرکت در نشست شورای نگهبان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد اصلاح طلب معترض به نتایج انتخابات روز شنبه در نشست شورای نگهبان شرکت نکردند و این جلسه تنها با حضور محسن رضایی، دیگر رقیب محمود احمدی نژاد برگزار شد. پیش از این شورای نگهبان از مهدی کروبی، میرحسین موسوی و محسن رضایی دعوت کرده بود که در نشست روز شنبه شورای نگهبان حضور یابند تا شکایات آن ها مورد بررسی قرار گیرد. شورای نگهبان برای بازشماری تصادفی ۱۰درصد صندوق ها اعلام آمادگی کرده است. مهدی کروبی و میرحسین موسوی گفته اند نظر به شواهدی که در اختیار دارند که به گفته آن ها حکایت از تقلب چند میلیونی در انتخابات دارد تنها به ابطال انتخابات رضایت می دهند. مهدی کروبی در نامه ای که روز جمعه منتشر شده است، خطاب به شورای نگهبان نوشت: با ابطال انتخابات ۲۲ خرداد و برگزاری انتخابات مجدد اراده ملت را بپذيريد و بقای نظام را تضمين کنيد. مهدی کروبی که خود نیز در تظاهرات اعتراضی به همراه میرحسین موسوی شرکت میکند تصریح کرده است که مردم تنها يک خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ و برگزاری يک انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امکانات دولتی است...
آقای خامنه ای ........... عطاالله مهاجرانی دوستی زنگ زد. صدایش می لرزید. بغضش ترکید. نتوانست رسا حرف بزند. اصرار داشت در یک جمله بگویم در ایران، در وطنمان چه اتفاقی افتاده است؟. گفتم، رهبری معظم تصمیم گرفتند حکومت اسلامی را جایگزین جمهوری اسلامی کنند. همه ما باید در این جشن فرخنده شرکت کنیم و از ژرفای دل و دیده شادمان باشیم.. این جوانانی که در خیابان های تهران و شهرستان ها کتک می خورند. با چهره های خونین بهت زده نگاه می کنند. آقای موسوی و کروبی و روحانیون مبارز که بیانیه می دهند ، گمان می کنند، می شود از جمهوریت نظام و رای ملت حمایت کرد. برای من مثل روز روشن است که ۲۲ خرداد ۱۳۸۸ چهار ماه پس از سی سالگی انقلاب، عصر جمهوری در کشور ما به پایان رسید و آقای احمدی نژاد با تنفیذ ولایت مطلقه امر، آراء لازم را احراز کرد و پیروز شد. این پیروزی مبارک باد... البته هیچ جشنی بدون قربانی نمی شود و هر چقدر جشن بزرگتر باشد ۲۲ بهمن آغاز پیروزی انقلاب اسلامی بود و ۲۲ خرداد ابتدای حکومت اسلامی... در عصر حکومت اسلامی که با مانور اقتدار پلیس و نیروهای امنیتی آغاز شد؛ رای و صندوق رای با صندوق کاغذ باطله چه تفاوتی دارد... دوستم صدای گریه اش بلند شد. تلخ گریست.
بموجب گزارش های تائید نشده، در یورش سازمان یافته دیروز به مردمی که می خواستند در مسیر میدان انقلاب- میدان آزادی راهپیمائی کنند، چند تن کشته شده اند. فیلم کشته شدن یک زن جوان بر اثر ضربات چماق و قمه افراد حزب پادگانی شب گذشته از شبکه های تلویزیونی جهان پخش شد. سی ان ان درباره شمار قربانیان لشکرکشی نیروی انتظامی و بسیج و حزب پادگانی به خیابان های مرکزی تهران و شهرستان ها از رقم چند ده تن سخن گفته است. مسئول مستقیم آنچه دیروز در تهران و شهرستان ها اتفاق افتاد و به کشته شدن مردم بی سلاح انجامید، مقام معظم رهبری که در نماز جمعه روز گذشته وعده این کشتار را بعنوان فرمانده کل قوا داده بود. نطفه های خشونتی در خیابان ها در حال شکل گیری است که سرانجام آن سنگر بندی مردم و نیروهای نظامی در برابر هم است. او هنوز نفهمیده چه خبر است، در میان فرماندهان سپاه و روحانیون معترض نیز هنوز نفهمیده اند ............ کشور را به کجا می برد؟
ایران یکپارچه اعتراض است. آقای خامنه ای با این تصور که می توان مردم را فریب داد و یک نمایش انتخاباتی درست کرد، فضای انتخاباتی را باز کرد، اما برخلاف همه انتظارش و با تمام چراغ سبزهائی که به احمدی نژاد برای ولخرجی انتخاباتی و افشاگری تلویزیونی داد، او از صندوق بیرون نیآمد. محاسبه ها به هم ریخت. به جای احمدی نژاد کسی از صندوق رای بیرون آمد که اختلاف 30 ساله با ایشان دارد. نه بر سر مال و ثروت، بلکه بر سر خط و خطوط سیاسی. کودتا کرد، با این تصور که مردم سرشان را زیر انداخته و حکم حکومتی ایشان را تمکین می کنند. چنین نشد و برعکس، آن شد که شاهدیم. نه تنها در تهران، بلکه در تمام شهرهای ایران و اتفاقا در شهرهای دیگر بسیار خشن تر و بی رحمانه تر. حزب پادگانی احمد جنتی در تمام شهرها مستقر است. آنها ناظران انتخاباتی ایشاناند که حالا چماق بدست و قمه در کف به جان مردمی افتاده اند که نمی خواهد زیر بار یک کودتای انتخاباتی بروند. دیروز همزمان با تهران، در شهرهای دیگری مانند کرمانشاه، تبریز، رشت و مشهد نیز مردم به خیابان ها آمدند تا به رهبر بگویند: دوران فصل الخطابی شما به پایان رسیده است و احکام خیابانی جانشین احکام حکومتی شده است. این فیلم را هم از تظاهرات دیروز در رشت از اینجا ببینید
خبرگزاری تندرو فارس که اصلیترین رسانه حامی احمدینژاد است به نقل از «يك منبع آگاه» ادعا کرد که فرزندان آیتالله هاشمی رفسنجانی ممنوعالخروج شدهاند.
خبرگزاری فارس در این گزارش به نقل از «منبع آگاه» مزبور آورده است: فائزه و مهدي هاشمي رفسنجاني كه نقش آنان در تحريك و ساماندهي برخي تجمعات غيرقانوني و اغتشاشات و تخريبهاي روزهاي اخير آشكار شده است، ممنوع الخروج شدهاند. پيش از اين، بسیج دانشجویی و حدود 30 نفر از دانشجويان حامی احمدینژاد با برگزاري تجمع در برابر دفتر کار سعید مرتضوی (دادستاني تهران) خواستار برخورد قضايي با فرزندان هاشمي رفسنجاني شده بودند. یک روز پس از افشاگریهای دکتر مهدی خزعلی فرزند حقطلب آیتالله خزعلی درباره ناآرامیهای اخیر تهران و انتخابات ریاست جمهوری؛ آیتالله خزعلی که یکی از 6 روحانی سرشناس حامی محمود احمدینژاد (آیات یزدی، جنتی، احمد خاتمی، مصباح یزدی، خزعلی، مهدوی کنی) است با صدور بیانیهای از فرزند خود اعلام برائت کرد.
به گزارش خبرنگار شهابنیوز؛ در پیامد بیانیه آیتالله خزعلی، دکتر مهدی خزعلی نیز ساعت 23:07 شامگاه پنجشنبه با صدور بیانیهای به پدر پاسخ داد و توضیحات مهمی را درباره دلایل بیانیه آیتالله خزعلی ارایه کرد. گفتنی است مهدی خزعلی دقیقاً در نقطه مقابل پدرش، یکی از منتقدان سرسخت محمود احمدینژاد و حلقه اطرافیان اوست و وبلاگ خود را به محلی برای انتقادات تند و تیز از رئیس دولت نهم تبدیل کرده است. متن کامل بیانیه آیتالله خزعلی و مهدی خزعلی با حذف چند عبارت که با نقطهچین مشخص شدهاند به شرح زیر است: متن بيانيه آيتالله خزعلي در برائت از مهدی خداوند متعال ميفرمايد: «يا ايها الذين آمنوا ان من ازواجكم و اولادكم عدوا لكم فاحذروهم» و نيز تذكر ميدهد «لا تجد قوما يومنون بالله و اليوم الاخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو كانوا آباءهم او ابناءهم. در اين دو آيه ارجمند خداوند سبحان به ما تنبه ميدهد اگر اولادتان با خدا و رسول كنار نيامدند از آنها احتراز كنيد و آنها را دوست نداشته باشيد. مدت مديدي است پسرم مهدي خزعلي از راه مستقيم منحرف شده درست در خط مقابل قرار گرفته هر چه نصحيت ميكنم و براي هدايتش متوسل به اولياي خدا ميشوم اثر نميكند. با بعضي از علماي بزرگ صحبت كردم، فرمود دست نگه دار شايد به راه بيايد. ديگر كاسه صبرم لبريز شده، ديگر با او صحبت نميكنم و حرفهاي نامناسب او را بر نميتابم. ملت انقلابي عزيز هميشه در صحنه ما بدانند او از ما جدا هست و هر چه از من نقل كند، نپذيرند. با من ارتباطي ندارد ولي الان هم دعا ميكنم خداوند به او توفيق دهد كه از راه انحرافي كه پيش گرفته است برگردد و گرنه خداوند مقتدر، اسلام و انقلاب و امام و رهبر و رئيس جمهور و مسلمين عزيز را از شر او مصون و محفوظ بفرمايد. متن بيانيه مهدی خزعلي درباره اعلام برائت پدر [...] مدتهاست آقایان حسین شریعتمداری و حسن شایانفر به پدر اصرار می کنند که از فرزندش برائت بجوید و آقای مصباح یزدی گفته بودند قدری صبر کنید شاید برگردد! اخیرا حسین شریعتمداری با صدها صفحه از مقالات سایت و کامنت ها به نزد پدر رفته و سعایت می کند و از معظم له می خواهد که اعلام برائت خود را در رسانه ها اعلام کنند. من ضمن ادای احترام به پیشگاه پدر و عرض دست بوسی که فرمان الهی است موارد ذیل را به استحضار ملت شریف می رسانم: متأسفانه دفاع معظم له از احمدی نژاد به واسطه دروغ ، فریب و نیرنگ مقدس مابهایی است که از امام زمان (عج) و زهرای مرضیه (س) خرج می کنند. بخاطر دارم شبی الهام و همسرش مهمان حضرت آیت الله بودند، فردای آنروز معظم له مرا احضار فرمودند و گفتند : "می خواهم با تو اتمام حجت کنم ، فاطمه زهرا (س) به خواب یکی از اولیاء آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمایت کنید" و معظم له فرمودند : آیا با دستور فاطمه زهرا (س) مخالفت می کنی؟ من پاسخ دادم: "پدر جان ، فاطمه (س) ، برای من زیاد است اگر فضه کنیز زهرا (س) یا قنبر غلام علی (ع) پیامی بیاورد به روی چشم می گذارم و اطاعت می کنم." اینها [...] دروغ میگویند. من با اطمینان می گویم ، مسیر ما در این 4سال مسیر فاطمه و علی علیهما السلام نبوده و باید به مسیر سبز علوی (ع) باز گردیم. و باز اخیرا فرمودند: "از ناحیه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی (عج) پیامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم! باز عرض کردم اینها از آن ناحیه مقدس نیست، اینها زاییده هاله نور است و [...] است. در خاتمه من شهادت می دهم که پدر بزرگوارم از اولیاء و از زهاد است، او پاک است و عاشق و دلباخته اهل بیت علیهم السلام، او همه را مثل دل خود صاف و پاک و بی ریا می بیند و متاسفانه فریبکاران، آن بزرگ را نیز می فریبند. و دیر نباشد که نقاب از چهره [...] این دروغگویان برداشته شود و معظم له به صف امت اسلامی بپیوندند. امروز معظم له جز کیهان، رسالت و پرتو نمی خوانند، امواج میلیونی ملت را نمی بینند و نمی خواهند ببینند. ایشان فقط دروغ رسانههای وابسته به دولت را می شنوند و بدیهی است که چنین قضاوت کنند. راه راست کدام است، آیا امام نفرمودند میزان رأی ملت است؟ راه راست راه اهل بیت عصمت است که هیچکدام به زور شمشیر حکومت نکردند، و تا مردم نخواستند تشکیل حکومت ندادند!... به معظم له دروغ احمدینژاد را ثابت می کنم. می فرمایند "خوب یک دروغ گفته است اما به اسلام عزت بخشیده است !!" به ایشان فساد مالی را عرض میکنم ، می فرمایند " اگر نبود حاکم عادل باید از حاکم فاسق حمایت کرد تا نظام اسلامی حفظ شود!!" [...] در خاتمه از صمیم قلب دعا میکنم که این پیر فرزانه عابد به صفوف ملت بپیوندند و از همه کسانی که می توانند حقایق را به گوش معظم له برساند ، عاجزانه تقاضا دارم از هیچ تلاشی مضایقه نفرمایند. والسلام علی من اتبع الهدی دکتر مهدی خزعلی28/3/88
ـ۲۵۷ کلیک من فردا در راهپیمایی شرکت میکنم.شاید راهپیمایی فردا به خشونت کشیده بشه.شاید من یکی از کسانی باشم که قراره کشته بشم. دارم تمام آهنگ های زیبایی رو که تو عمرم شنیدم دوباره گوش میدم.حتی میخوام چند تا آهنگ لوس آنجلسی بذارم و برقصم. همیشه دلم میخواست ابروهام رو تا جایی که میشه نازک کنم.آره ، فردا قبل از این که برم یه سری به آرایشگاه هم میزنم!چند تا سکانس محشر تو فیلم هامون هست، اون رو هم باید ببینم. یه سری به کتابخونه ام باید بزنم، شعرهای فروغ و شاملو ارزش خوندن دوباره رو دارن. آلبوم عکس های خانوادگی رو هم باید بشینم و از اول ببینم. دوستام، به اونها هم باید زنگ بزنم و ازشون خداحافظی کنم .از مال دنیا فقط دو تا کتابخونه دارم که به خانواده ام سپردم که کتاب ها رو به کی بدن .دو واحد دیگه دارم تا مدرک لیسانسم رو بگیرم ولی گور پدر مدرک. ذهنم حسابی مغشوشه. این جملات پراکنده رو برای نسل بعد نوشتم تا بدونن ما جو زده و احساساتی نبودیم.برای اینکه بدونن برای بهتر شدن زندگیشون هر کاری که از دستمون برمیومد انجام دادیم.برای اینکه بدونن اگر اجدادمون در برابر حمله عرب و مغول تسلیم شدن ولی در برابر استبداد تسلیم نشدن. این نوشته تقدیم به بچه های فردا...( کلیک نکنید)
آقای عزيز! تا مرگ نرسيده است و دچار نفرين ابدی مردم نشديد، حرف تان را پس بگيريد و بگذاريد همان ...... معمولی باشيد، آدمی که مردم او را يک آدم بی قدرت، پر کينه و بدون موضع مشخص می دانند، يک رهبر ضعيف که شايد بشود تحملش کرد. اما اگر هوس کنيد که ادای بزرگتر از خودتان را در بياوريد و دستور کشتن بدهيد، ما باورتان نمی کنيم، شما اين کاره نيستيد برادر. مردم هم اينقدر ترسو نيستند، مردم ايستاده اند و اگر باد بکاريد توفان مردم را درو خواهيد کرد جناب آقای سيد علی خامنه ای آقای خامنه ای! آقای خامنه ای! جناب خامنه ای! آقای خامنه ای! آقای خامنه ای! ابراهيم نبوی ایران روز دیگری را در بیم و امید گذراند. گمان می رود امروزدرنماز جمعه رهبر جمهوری اسلامی، تکلیف یک سره شود. درروز پنج شنبه ٢٨ خرداد ١٣٨٨ کودتا وضد کودتا هیچ یک کوتاه نیامدند. مردم ـ این حاملان وحامیان اصلی جنبش مدنی ـ در یک راهپیمائی عظیم شرکت کردند. خبرگزاریها نوشتند: "در میان جمعیت انبوه حاضر که اگر میلیونی خوانده شود اغراق نشده است، از هر قشری دیده میشد، جوان، پیر، نوجوان، زن و مرد، دانشجو، کارگر، کارمند، کاسب، استاد، معلم و خلاصه آنکه نمونهای از جامعه واقعی حضور داشتند و به همه توهینهایی که به آنها شده از تقلب در آرایشان تا توهین به خودشان و خاشاک خوانده شدن، اعتراض کردند." "حماسه خش وخاشاک" درخیابان بود. آرام وسرفراز. با رفتاری مدنی شایسته ملتی بزرگ. میرحسین موسوی هم باهمان جامه سیاه راه پیمایان که نشانه عزای سرقت آرا و به خون کشیدن همراهان بود، درمیان جمع حضور یافت. اوگفت "بر خواست مردم پای می فشارد وخواستار ابطال رای گیری" است. مهدی کروبی شیخ کهنسال هم بر بالای تلفن عمومی رفت و سخن گفت. نفس گرم مردم پیرمرد رابیاد دوران جوانی و چریکی انداخته بود. نامه مشترک خاتمی ـ موسوی منتشر شد. خواهان آزادی دستگیرشدگان هستند. ایرانیان خارج از کشورکه به نحو بی سابقه ای در سراسر جهان بحرکت درآمده اند، پرچم سبز جامعه مدنی را از سیدنی تا نیویورک، از پاریس تا توکیو به اهتزاز در آورده اند. احزاب مترقی آلمان، امروز در این کشورعلیه ضد کودتابحرکت در آمدند. نوبت بعدی در فرانسه است.ایران. ایران سبز. ایران مدنی تیتراول همه روزنامه های جهان است. تمسخر احمدی نژاد، جای خود را به ستایش ایرانی داده که ازمیان خون وآتش ققنوس وار برخاسته است. درجانب کودتا همه چیز دردو جبهه پیش می رود. سپاه که گفته می شود دو پارچه شده، آرامش تهران را بر عهده گرفته است. اولین اقدامش تهدید رسانه هاست: "سپاه پاسداران به گروهی از رسانهها و وبلاگهای فارسیزبان خارج و داخل کشور هشدار داد. سپاه پاسداران از این رسانهها به عنوان رسانههای «تحت حمایت سازمانهای اطلاعاتی آمریکایی و انگلیسی» نام برد". لباس شخصی ها و موتور سوارها همچنان مانور می دهند. گفته می شود برای کودتای نظامی جمعه آماده شده اند. شورای نگهبان نامزدها را برای روز شنبه دعوت کرده است. رهبرجمهوری اسلامی د رآخرین حرف های خود ضمن "تأكید بر انزجار همه رأی دهندگان از اغتشاش گران" خواسته است تا "كاندیداها با صراحت اعلام كنند خواستار تشنج نیستند." به نظر می رسد حرف امروز را دیروز زده است: "اگر بررسی اشكالات مستلزم شمارش مجدد برخی صندوق ها بود، این كار نیز حتما با حضور نمایندگان ستادها انجام شود تا برای همه اطمینان به وجود آید." امروز جمعه ای خونین خواهد بود یا سبز؟
چهار شنبه ٢٨ خرداد: آستانه کودتا یا تسلیم هفته پایانی خرداد ماه ١٣٨٨، ماه خرداد را که همیشه درآن اتفاقات مهمی افتاده است، به تاریخ سازترین ماه در تقویم ایرانی مبدل کرد. در این ماه انقلاب اسلامی در سال ١٣٤٢ متولد شد، نظریه پرداز و رهبر ش در خردادی پس از پیروزی درگذشت و در خردادی که هنوز در آنیم ؛ کودتائی که قرار بود "جمهوری اسلامی" رابه "حکومت اسلامی" تبدیل کند به ضدخود مبدل شد و "آغاز پایان" انقلاب اسلامی رقم خورد. همه چیزازسحرگاه جمعه ٢٢ خرداد شروع، و به هنگامیکه صفوف مردم بسوی صندوق های رای روانه شد. شش روزی که ازآن صبح جمعه می گذرد، خود فصلی دلکش و خونین از تاریخ جامعه ایران است که بعد ها در موردش کتا بها خواهند نوشت؛ و در فشرده ترین خطوط می توان چنین تصویرش کرد: وقتی غروب جمعه رسید و معلوم شد حضورگسترده مردم تاریخ را ورق خواهد زد، "اتاق فکر" طالبان شیعی که به یاری مشاوران روسی سناریوهای مختلفی را پیش بینی کرده و برای مقابله آن نقشه های لازم را فراهم آورده است، در پشت پرده عملیاتی را کلید زد که به نظر می رسد محتمل ترین سناریوی پیش بینی شده بود و کیهان تهران که در "اتاق فکر" نقش کلیدی دارد؛ آن رابه شکلی پیامبر گونه پیش بینی کرده بود. طبق این سناریو، اصلاح طلبان شکست می خوردند و برای پوشاندن شکست خود بر اساس دستورالعمل " سازمان های اطلاعاتی بیگانه" دست به تحریک می زدند و "اوباش" راوارد خیابان می کردند. درست نیمه شب 22خرداد بود که درهای مراکز شمارش آراء بسته شد. ناظران را بیرون کردند. شمارش آراء که برتری میرحسین موسوی رانشان می داد، کنار رفت و ارقامی از پیش تعیین شده که شیب ثابتی هم داشت، موسوی و کروبی را عقب راند و احمدی نژاد را برصدر نشاند. آمار اعلام شده توسط وزارت کشور بی آنکه طبق قانون جمهوری اسلامی و بروال معمول سی سال گذشته به تصویب "شورای نگهبان" برسد، توسط رهبر جمهوری اسلامی تائید شد. پرده بعد سناریو، حضور گروهی از مردم در خیابان بود که طبق معمول می شد به نام " اوباش" سرکوبشان کرد. اما آنچه در سناریو روسی- سپاهی پیش بینی نشده بود، حضور بی سابقه مردم بود که اکنون بعد از شش روز به جنبشی سراسری مبدل شده است که باانقلاب سال ٥٧ پهلو می زند. مقاومت میرحسین موسوی و مهدی کروبی هم چندان قابل حدس نبود. ناگهان و درهفته ای جنبش مدنی ایران که هنوز توده وار است شکل گرفت وحتی صاحب رهبر شد. مردم که خودجوش به خیابانها آمده بودند و بر کشیدن احمدی نژاد را براستی "کودتای انتخاباتی" می نامیدند، درخیابان ها ماندند. مردمی که اکثریت آنها جوانان هستند، صدای خود را به جهان رساندند. تا غروب چهارشنبه ٢٧ خرداد، اکثریت مردم ایران به جنبش سبز پیوسته اند. آخرین کسان برجسته ترین سینماگران ایران، بزرگترین خواننده کشور و برترین فوتبالیست های تیم ملی ایران هستند که در مسابقه عصر امروز باکره جنوبی با مچ بندهای سبز د رمیدان حاضر شدند. جنبش مدنی درخیابان است. لحظه ای است تاریخی. "طالبان شیعی" دو نقشه را همزمان پیش می برند: 1- خریدن وقت برای سرکوب مردم و از طریق رجوع دادن موسوی وکروبی به ارگان هائی مانند "شورای نگهبان" که کاملا دراختیار رهبر و طالبان شیعی هستند. 2- تدارک کودتایی که به سبک روسی خزنده است و قدم به قدم پیش می رود. مسدودکردن تدریجی راههای خبررسانی که با اخراج خبرنگاران خارجی به اوج خودرسیده است و تنهاوسیله اطلاع رسانی برخی شبکه های تلویزیونی هستند و بس. دستگیری تدریجی نیروهای فکری، تشکیلاتی و سازمان دهنده اصلاح طلبان از جبهه مشارکت گرفته تا مجاهدین انقلاب اسلامی، نهضت آزادی و فعالین ملی ـ مذهبی. سرکوب پیگیر و شبانه روزی مردمی که در خیابانهاهستند برای گسترش رعب ووحشت. اخبار موثق رسیده از تهران حاکی است که شب گذشته ( سه شنبه) اتاق فکرکودتا برای اجرای پرده آخر سناریو یعنی سرکوب وسیع مردم و دستگیری موسوی، خاتمی وکروبی تشکیل جلسه داده است. مخالفت برخی فرماندهان سپاه مانع انجام کودتای نظامی شده است. فرماندهان فوق قصد داشته اند از طریق هماهنگی با ارتش به مردم بپیوندند، اماسحرگاه چهارشنبه دستگیر شده اند. در لحظه کنونی، همه منتظر نمازجمعه فردا هستند که آیت اله خامنه ای بجای هاشمی رفسنجانی ایراد می کند. این فکر هم مطرح شده است که مردم به نمازجمعه بروند و در آنجا فریاد خود را مستقیما به گوش رهبر برسانند.[این برنامه دیروز لغوشد] لحظه ای تاریخی است. می توان تسلیم یا عقب نشینی "قدرت" را متصور شد. امکان انجام کودتای نظامی هم منتفی نیست. اما هر اتفاقی بیافتد، جنبش مدنی ایران در مقیاس میلیونی متولدشده است و صاحب سر است. دیگر نمی توان نوزادی راکه تولدش به معنای آغاز پایان جمهوری اسلامی است، کشت.
شب گذشته، بانگ الله واکبر در تهران همگانی تر و بلند تر از هر شب دیگر بود. چنان که اگر رهبر جمهوری اسلامی در شب های گذشته این بانگ را نشنیده، این بار بشنود. ما از مناطق مختلف تهران، مانند میدان ولیعصر، طرشت، یعنی سعادت آباد، بلکه صادقیه، شهرآرا، خیابان دبستان در سیدخندان و بخش هائی از خیابان پاسداران مستقیما و از طریق تلفن این بانگ بلند را شنیدیم، که درمیان آنها علیه علی خامنه ای نیز شعار داده می شد. از جمله "مرگ بر دیکتاتور". شاید گوش خراش ترین و آزار دهنده ترین بخش نماز جمعه دیروز تهران، هنگام سخنرانی آشفته و تحریک آمیز رهبر جمهوری اسلامی آن شعار "مرگ" بر این و آن بود که افراد حزب پادگانی به شیوه مراسم صبحگاهی در پادگان ها، وقت و بی وقت سر می دادند. به همین دلیل باید به الله و اکبر گویان شبانه نیز توصیه کرد: از این "مرگ" خواهی دست برداشته و آن را تکرار نکنید! از میان شهرهای ایران، تنها توانستیم با مشهد ارتباط برقرار کنیم، که در آنجا نیز- آن محلهای که ما با آن ارتباط تلفنی برقرار کردیم- بانگ الله و اکبر بلند از هر شب دیگری شنیده می شد. خبرگزاری اسوشیتد پرس نیز شب گذشته در تهران گزارش داد: ساکنان تهران روی بام خانه های خود رفته و فریاد " الله اکبر" سر می دهند و بدین ترتیب رهبر ایران را به مصاف میطلبند. فریادهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" در سراسر تهران یک مبارزه طلبی مستقیم علیه رهبر است که بر اساس قانون اساسی ایران قدرت اول کشور است. این فریادها بعد از آن شنیده می شود که آیت الله علی خامنه ای به مخالفان نتیجه انتخابات ریاست جمهوری این کشور هشدار داد اعتراضات خود را پایان دهند. بصورت همزمان، دکتر مهدی خزعلی نیز که هنوز به محمد علی ابطحی در اوین نپیوسته، در بلاگ خود درباره بانگ بلند الله و اکبر دیشب نوشت: امشب فریاد الله اکبر شهر را به لرزه درآورد، گل واژه تکبیر آسمان تیره و تار ما را نور باران کرد، من نیز با همسر و فرزندان بلند ترین تکبیر خود را تقدیم کردم تا حرامیان بدانند، ما بیداریم.( تکبیر ساعت 22 تا آزادی
...........اگر تو وارث و جلوه امام حسینی پس حق با یزید بود ! ـ۳۵ کلیک چه خوب چه بد شاه باید میرفت و چه زیبا و چه زشت خامنه ای هم باید برود و هر که بیاید هم روزی رفتنی است این امد و رفتها نه به تقدیر کار دارد و نه به قسمت که به نوع رشد فکری و بلوغ فرهنگی ملتها بستگی دارد و شاید به همین خاطر است که کاخ حکومتها را به کاروانسرا تشبیه میکنند تنها چیزی که در این رفت و امدها متغیر است نوع امدن و شیوه رفتن است و در بهترین حالت زمان روی کار ماندن .بسیار کسان که با افتخار امدند و به ذلت رفتند و چه کسان که با زور امدند و به زور رفتند روزنامه ایران : پول دادند تا بازیکنان مچ بند سبز ببندند !(چه رویی دارن اینا) ـ۳۲ کلیک نواندیش: بدنبال بستن مچ بند سبز توسط برخی بازیکنان تیم ملی فوتبال کشورمان در مسابقه با تیم ملی کره جنوبی ، روزنامه دولتی ایران مدعی شد یک عضو جبهه مشارکت با پرداخت پول ، بازیکنان تیم ملی را به این کار ترغیب کرده است ! در خبر این روزنامه آمده است : منصور پورحیدری، سرپرست تیم ملی فوتبال در مورد بستن مچ بند سبز بازیکنان گفته: بازیکنان تیم ملی برای رسیدن به پیروزی برابر کره جنوبی و صعود به جام جهانی مچ بندهای سبزی را با نیت نذر حضرت ابوالفضل (ع) بسته بودند که در بین دو نیمه با این تشخیص که ممکن است این مچ بندها مورد سوء استفاده عده ای قرار گیرد، آنها را باز کردند. در عین حال برخی منابع موثق خبر دادند که یک عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و فعال در لابی های پشت صحنه ورزش، با پرداخت مبالغی خواستار بستن مچ بند سبز از سوی آنها شده است . پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی « سیمین بهبهانی » ـ۶۹ کلیک گر شعله های خشم وطن / زین بیشتر بلند شود ترسم به روی سنگ لحد / نامت عجین به گند شود پر گوی و یاوه ساز شدی، / بی حد زبان دراز شدی ابرام ژاژخایی ی تو / اسباب ریشخند شود هرجا دروغ یافته ای / درهم چو رشته بافته ای ترسم که آنچه تافته ای / بر گردنت کمند شود باد غرور در سر تو، / کور است چشم باور تو پیلی که اوفتد به زمین / حاشا دگر بلند شود بر سر کله گشاد منه، / خاک مرا به باد مده ابر عبوس اوج - طلب / پابوس آبکند شود بس کن خروش و همهمه را، / در خاک و خون مکش همه را کاری مکن که خلق خدا / گریان و سوگمند شود *** نفرین من مباد تو را / زان رو که در مقام رضا دشمن چو دردمند شود، / خاطر مرا نژند شود خواهی گر آتشم بزنی / یا قصد سنگسار کنی کبریت و سنگ در کف تو / خاموش و بی گزند شود وصیت نامه ام را نوشته ام و فردا برای ایران به انقلاب خواهم رفت ـ ario222.wordpress.com همیشه تصورم این بود که باید انرژیم رو برای ساختن آینده ایران بگزارم و از سیاست دوری کنم اما حالا که کار به اینجا رسیده و یک دیکتاتور پست همه ملت ایران رو به زنجیر کشیده و در حال درو کردن بهترین فرزندان ایرانه فردا خواهم رفت تا نشانش دهم اگر لازم باشد برای مردمم هر کار خواهم کرد.این بسیار مهمه که بدونیم اگر عقب نشینی کنیم نه تنها زندگی خودمون رو بلکه زندگی چنیدن نسل آینده ایران رو تباه کردیم...فردا خواهم رفت حتا اگر یک تنه برم... حمله نیمه شبی به خانه روزنامه نگاران (هجوم به خانه علی مزروعی و بازداشت محمد قوچانی) ـ۲۴ کلیک نیمه شب دیشب خبر رسید که عده ای با یورش ناگهانی به خانه محمد قوچانی وی را که تازه از دفتر روزنامه به خانه رفته بود دستگیر کرده و برده اند. هیچ نشانی از این که دستگیری به چه حکمی صورت می گیرد ارائه نشده است همزمان عده ای هم به خانه علی مزروعی حمله بردند. دستگیری سردبیر روزنامه اعتمادملی عصر همان روزی صورت گرفت که نامه مهدی کروبی خطاب به شورای نگهبان صادر شده و در ضمن از نویسندگان و مشاوران اعتمادملی محمدعلی ابطحی از سه روز قبل در زندان است. ساعت یک بعد از نیمه شب دیشب ماموران دادستانی تهران با هجوم به خانه علی مزروعی، عضو مرکزیت جبهه مشارکت و رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران،برای چهارمین بار اقدام به تفتیش خانه و بهم ریختن آن،به بهانه دستگیری رجبعلی مزروعی نماینده مردم اصفهان در مجلس ششم و رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران و پسرش حنیف مزروعی کردند. بنا بر اساس اطلاعات رسیده دراین هجوم شبانه که بدون نشان دادن حکم تفتیش منزل یا بازداشت صورت گرفت، خانواده علی مزروعی تهدید شدند که درصورت عدم همکاری با آنان نیز برخورد خواهد شد. ماموران در این هجوم شبانه همچنین سراغ حمزه مزروعی، پسردوم علی مزروعی را نیز گرفتند که وی در خانه نبود. گفتنی است در این هجوم ماموران به همسر مزروعی گفته اند که«تاکنون 12 نفر کشته شده اند و پسرت حنیف باید بیاید و در خصوص این آشوب ها و کشته ها جواب پس بدهد و خون آنان به گردن اوست».
کلیک امیدوارم راهپیمایی فردا(در واقع امروز) اتفاقی نیفته. ولی چون قراره شعار بدیم و چون ممکنه حزب اللهی ها و بسیجی هایی که از اقصی نقاط ایران برای نماز جمعه امروز اومدن, هنوز تهران مونده باشن. بهتره نکته ای امنیتی رو در نظر بگیریم. حتما با دوسه نفر دوست و آشنا بریم و اگه تنها بودیم همان اوائل اسم و شماره ی خود و خانواده مون رو به کسی که به او اطمینان داریم بدیم. تا آخر ِشب مرتب همدیگر را چک کنیم. یکی از بدترین وضعیت ها گم کردن یکی از اعضای خانواده ست. که نمی دونیم تو راهپیمایی چی به سرش اومده. گرفتنش, بلایی سرش اومده و یا خدای نکرده زبونم لال.... من شنیدم هنوز خانواده هایی هستن که دنبال فرزند گمشده شون که در راهپیمایی های قبلی شرکت کرده, می گردن و کسی ازشون خبری نداره. سعی کنیم تا آخر راهپیمایی از هم جدا نشیم. بعد از تموم شدن راهپیمایی با هم سوار اتوبوس و وسائل نقلیه عمومی بشیم و از سوار شدن به ماشین های مشکوک خودداری کنیم. بیشتر از خیابون های شلوغ تردد کنیم و بدون اطمینان از اینکه تعقیب نمی شیم وارد کوچه های خلوت نشیم. نیروهای امنیتی رو تحریک نکنیم. بخصوص وقتی تعدادمون کمه. ااین روزها تحاد بین مردم اشک شوق به چشم آدم میاره. دیگه کسی کاری نداره کی سلطنت طلبه, کی سوسیالیست, کی پولدار و کی فقیر همه دست به دست هم دادن. موارد زیادی از بچه های بسیجی بخصوص سهمیه های دانشگاه آزاد دیدم که به طرف مردم روی آوردن و ... و با چشم خودم کسایی رو دیدم که به احمدی نژاد رای دادن اما از شامورتی بازی های حکومت شدیدا" احساس شرم و خجالت می کنن.
تا این ساعت که 3 بامداد به وقت ایران است، نه تنها اطلاعیه ای درباره لغو مراسم راهپیمائی اعتراضی امروز ساعت 4 بعد از ظهر در میدان انقلاب منتشر نشده، بلکه پیام های مکرری روی فیس بوک و توییتر انتشار یافته مبنی بر انجام این راهپیمائی. از جمله این پیام: راهپیمائی سبزها روز شنبه ساعت 4، با حضور موسوی، خاتمی و کروبی در میدان انقلاب تهران. اطلاع رسانی بر عهده شماست. با توجه به فریادهای الله و اکبر دیشب تهران که در میان آنها مردم همدیگر را برای شرکت در مراسم امروز فرا می خواندند، تردید نیست که راهپیمائی فردا انجام خواهد شد و بعید به نظر می رسد که اعضای مجمع روحانیون مبارز که خود دعوت کننده این راهپیمائی بوده و میرحسین موسوی که سخنران این مراسم اعلام شده، در میدان انقلاب حاضر نشوند، مگر دست به بازداشت آنها بزنند. بازداشتی که اوضاع را در داخل کشور متشنج تر و رادیکاتر می کند و در عرصه جهانی واکنشی گسترش را بدنبال می آورد. این درحالی است که چنین بازداشتی و حتی ادامه در بازداشت نگهداشتن چهره هائی که در روزهای اخیر دستگیر شده اند، بتدریج باعث شکاف در نیروهای نظامی و از جمله میان فرماندهان سپاه می تواند بشود که با روند کنونی در کشور موافق نیستند و احساس خطر برای کل نظام می کنند. حضور کم شمار فرماندهان سپاه و بسیج در نماز جمعه روز گذشته رهبر، به همان اندازه سئوال برانگیز بود که عدم حضور هاشمی رفسنجانی، ناطق نوری، بسیار از اعضای برجسته روحانیون مبارز مانند آیت الله مهدوی کنی... ميليون ها ايرانی هوشمند و آگاه با متانت و مدنی به اعتراض برخاسته است. پاسخ اين اعتراض مشت آهنين و گلوله نيست. از شما بزرگواران، به عنوان امين دينداران و حتی عموم مردم ايران، انتظار است که تا دير نشده برای حل اين جدال بد فرجام اقدام کنيد و به هر شکلی که خود صلاح می دانيد کاری بکنيد بسم الله الّرحمان الّرحيم در اين ميان انظار نگران کشور و مردم بار ديگر متوجه شما علما و مراجع محترم اسلام شده است. هر کدام از شما دوستداران و پيروانی در چهار چوب سنت مرجعيت و اجتهاد و تقليد داريد و در مجموع هنوز نيز به، رغم ضربات وارده بر پيکر مرجعيت سنتی شيعه، در جامعه ديندار ايرانی محترم و صاحب نفوذ کلام و اثر هستيد. بی گمان همان اندازه که نگران دين و سرنوشت ارزشهای دينی هستيد، به سرنوشت مردم و حفظ دمای خلق خدا و احوال مملکت و استقلال و تماميت ارضی ايران عزيز نيز دلبسته ايد و برای آينده اين سرزمين نيز نگران ايد. از سوی ديگر بسياری از شما در تأسيس نظام جمهوری اسلامی نقش داشته ايد و از اين رو در برابر اعمال و رفتار مسؤلان ان نظام دينی مسؤليد و مردم از شما انتظار پاسخگويی و حداقل ياری و کمک دارند. با اين که جناب موسوی از شما ياری خواست اما تا کنون پاسخ در خور از اکثريت علمای محترم در يافت نکرد. بسياری از عالمان شيعه در طول تاريخ هزارساله خود از يک سو پناهگاه مردم و ستمديگان بودند و در برابر تعديات فرمانروايان از فرودستان حمايت می کردند و از سوی ديگر به دليل منزلت اجتماعی ممتاز و يا پيوستگی به فرمانروايان برای حل چالشهای اجتماعی و سياسی بين مردم و حاکميت ها کمک می کوشيدند. اکنون چنين می نمايد که چالش بزرگ و شايد خطرناکی بين حاکميت جمهوری اسلامی و مردم ايران در حال رخ دادن است و اگر به زودی به درستی و بر وفق حق و عدل و ادای امانت چاره نشود، ممکن است به حوادث تلخ و طبعا زيانبار برای کشور و دين و اخلاق و معنويت ديرين ايرانی و اسلامی منتهی شود. آشوب و درگيری و خشونت به سود هيچ کس نيست. اما طبق تجارب مکرر تاريخی بی اعتنايی حاکمان به خواسته های حق و قانونی توده های ملت، فرجامی جز نا آرامی و اعتراض و شايد خشونت ندارد. چنان که در رژيم گذشته نيز چنين شد. در طول چهار سال عمر دولت نهم، چنان بحرانی در عرصه بين المللی و در سياست و اقتصاد و فرهنگ و حتی اخلاق و دين پديد آمد که تمام علاقه مندان به دين و کشور و نظام جهوری اسلامی نگران شده و با احساس مسؤليت بر آن شدند که از طريق قانونی و به شکل مدنی دست به تغيير بزنند و اندکی کاستی ها را جبران کنند. اما با ديوار تصلب و جزميت و قدرت نمايی نا مشروع رو برو شدند. در عين حال ميليونها ايرانی هوشمند و آگاه با متانت و مدنی به اعتراض بر خاسته است. پاسخ اين اعتراض مشت آهنين و گلوله نيست. از شما بزرگواران، به عنوان امين دينداران و حتی عموم مردم ايران، انتظار است که تا دير نشده برای حل اين جدال بد فرجام اقدام کنيد و به هر شکلی که خود صلاح می دانيد کاری بکنيد. شما می توانيد با بی طرفی و با رعايت حق و عدل و قانون سفير صلح و آرامش باشيد. اگر زمانی فقيه و مرجع بزرگ شيعه مرحوم آيت الله العظمی بروجردی در ارتباط با دربار پهلوی دوم گره ها را می گشود، اکنون در ارتباط با يک نظام اسلامی و ولايی، که وامدار شما است، بهتر می توانيد گرهی بگشاييد و پيام آور صلح و عدالت و امنيت و آرامش باشيد. به هر حال با توجه به اين که نظام حاکم يک حکومت مذهبی و غالبا مورد تأييد شما است، طبيعی است که اعمال و رفتار آن نيز به حساب شما و دين نهاده می شود. از اين رو مسؤليت شما حضرات عالمان دين بيش از ديگران است. اللهم وفقنا لما تحب و ترضی
بلافاصله پس از سخنرانی رهبر در نماز جمعه تهران، قاضی مرتضوی دادستان تهران دستورالعملی را به روزنامه ها ابلاغ کرد که بی کم و کاست دستور العمل یک شورای کودتائی است. در این ابلاغیه کودتائی به مدیران و سردبیران روزنامه ها دستور داده شد صفحات اول خود را پیش از فرستادن برای چاپ به اطلاع دادستانی برسانند و تنها پس از امضای نماینده دادستان حق دارند آن را به چاپخانه فرستاده و منتشر کنند! حتما به خاطر داريد كه محمدرضا پهلوي مخالفانش يعني ما و شما را ارتجاع سرخ و سياه ميناميد و BBC را عامل انقلاب اسلامي ايران ميخواند. من به عنوان فردي كه از سال 1341 به عنوان يكي از ياران امام خميني براي جمهوريت و اسلاميت و آزادي در راه انقلاب اسلامي زندان رفتهام و شكنجه شدهام هشدار ميدهم كه توهين به ملت آتش خشم آنان را شعلهور ميكند. آنان كه اين روزها در خيابانهاي تهران تجمع ميكنند اتفاقا عصاره ملتند و هيچ نيازي به نيروي خارجي ندارند و از اموال عمومي مانند اتوبوسهاي دولتي و تبليغات تلويزيوني هم براي تجمع بي بهره اند و هيچ حزب و گروهي هم توان گردآوري اين همه جمعيت را ندارد. اين مردم نه خواستار تغيير نظام هستند و نه اجازه هر نوع آشوبي را ميدهند. من خود در ميان جمعيت شاهد بودم چگونه نظم خودجوش اين ملت اجازه سر دادن هيچ شعاري را نميداد و با خشونت طلبان مرزبندي داشت. اينان تنها يك خواسته دارند و آن ابطال انتخابات رياستجمهوري 22 خرداد 88 و برگزاري يك انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امكانات دولتي است. اين انتخابات زير نظر همين نهادهاي فعلي برگزار خواهد شد و در آن هيچ چيزي جز يك رئيسجمهور تعيين نخواهد شد و معناي آن نيز هيچ چيزي جز تمكين نظام به راي ملت نخواهد بود. کروبی دست رهبر را خوانده بود! شیخ مهدی کروبی، در نامه ای سرگشاده ای که تاریخ 29 خرداد (جمعه) را دارد و ظاهرا پیش از آغاز نماز جمعه رهبر در اختیار شورای نگهبان قرار گرفته، با ذکر دلائل خود، خواهان ابطال انتخابات شده است. حدس زده می شود مهدی کروبی که سخنان رهبر را در نماز جمعه پیش بینی می کرده، نامه خود را پیش از نماز منتشر کرده است، تا هم حرف خود را جلوتر از رهبر زده باشد و هم همسو با میرحسین موسوی خواهان ابطال انتخابات شده باشد. کروبی دراین نامه از جمله می نویسد: چگونه است که تا روز قبل از انتخابات به این جمعیت افتخار می شد و از اجتماع ملت به شور انتخاباتی یاد می شد و اکنون یا به الفاظ زشت از آنان یاد می شود، یا به عوامل بیگانه نسبت داده میشوند؟ آنان که این روزها در خیابان های تهران تجمع می کنند اتفاقا عصاره ملتند و هیچ نیازی به نیروی خارجی ندارند. اینان تنها یک خواسته دارند و آن ابطال انتخابات ریاست جمهوری ۲۲ خرداد ۸۸ و برگزاری یک انتخابات سالم و آزاد بدون سوءاستفاده از امکانات دولتی است. مهدی کروبی می نویسد:
عبدالله شهبازی پژوهشگر ایرانی نزدیک به بخشی از مقامات امنیتی جمهوری اسلامی و همچنین شماری از فرماندهان سپاه پاسداران، در مطلب کوتاهی که در وب سایت خود منتشر کرد، از سازمان صدا و سیما خواست تا به دو دلیل از این پس از پخش گفتگوهای ضبط شده وی از این رسانه خودداری شود. 1- در اعتراض شدید من به رویه یکجانبه سازمان صدا و سیما در جریان انتخابات تاریخی 22 خرداد 1388 به سود یک نامزد معین و عملکرد تحریکآمیز آن بعد از انتخابات تا به امروز که آن را در راستای ایجاد و تشدید خصومت در جامعه، فروپاشیدن وحدت ملّی و اهانت به ملّت بزرگ ایران میبینم 2- سکوت این سازمان در قبال فاجعه تکاندهنده و نابخشودنی حمله به کوی دانشگاه تهران و حملات خونین و شبانه به خوابگاهها و اماکن دانشجویی در تهران و سایر شهرها. بدینوسیله، از سازمان صدا و سیما میخواهم که از این پس از پخش گفتگوهای ضبط شده من خودداری کند. پیش تر محمدرضا شجریان در خواستی مشابه خواسته بود تا صدا و سیما از پخش سرودهای اول انقلاب که توسط وی خوانده شده خودداری کند زیرا آن سرودها مربوط به آن سالها و آن دوران است و سیمای جمهوری اسلامی اکنون با پخش آنها سعی می کند وقایع امروز را بر آنها مونتاژ کند! مستندسازان ایران نیز طی بیانیه ای در اعتراض به سانسور و دگرگون جلوه دادن وقایع کشور، در خواستی مشابه، قطع همکاری خود را سیمای جمهوری اسلامی را اعلام داشتند
خبرگزاری فارس از بازداشت همسر شهید رجایی در حرم حضرت فاطمه معصومه (س) خبر داد. گفته می شود خانواده و همسران برخی شهدای مشهور نظیر همت و باکری نیز همراه همسر شهید رجایی بوده و بازداشت شده اند. قاسم روانبخش از طلاب هوادار احمدی نژاد با اشاره به حضور این خانواده های شهدا که برای درد دل با علما به قم رفته بودند، گفت: طی خبری که در خصوص حرکت اتوبوسهایی از تهران برای ایجاد آشوب و اغتشاش در قم پخش شد، به سرعت بسیجیان و مردم آگاه با حضور در ورودیهای شهر از وارد شدن این اغتشاشگران به قم جلوگیری کردند. یکی از این اتوبوسها که اکثر زنان در آن حضور داشتند وارد قم شدند و خواستار دیدار با علما شدند. وی افزود: با آگاهی علما و مراجع این افراد که جمیله کدیور، محتشمیپور و همسر شهید رجایی هم در بینشان بودند با دست رد علمای آگاه ما مواجه شدند و پس از اینکه حالت زاریشان نتوانست علما را نرم کند تا بر طبق خواسته آنان سخن بگویند، میخواستند توطئه دیگری برپا کنند و در صحن آیینه حرم حضرت فاطمه معصومه (س) تحصن کردند، ولی پس از ساعاتی با شعارهای مردم و کمک نیروی انتظامی دستگیر شدند و این توطئه خنثی شد. سرو: عبدالکریم سروش در بیانیهای دستکاری آرا در انتخابات ریاستجمهوری را محکوم کرد و آن را مصداق خیانت در امانت نامید. در بخشی از بیانیه سروش خطاب به ملت ایران آمدهاست: «بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میشکنید.» به نام خدا باز این چه ابر بود که ما را فروگرفت تنها نه من،گرفتگی عالمست این یکدم نگاه کن که چه برباد میدهی چندین هزار امید بنی آدمست این چندین هزار امید بنی آدم را برباد دادند و قومی را داغدیده و دردمند کردند وپای اهانت برشعور و غرور شان نهادند و دست خیانت درصندوق امانت شان بردند وبا نیرنگ وفریب، باطلی را بجای حق نشاندند تا دوباره عزت و کرامت راپایمال جهالت کند ونام را به ننگ بفروشد و فرومایگان را بر کرسی ریاست بنشاند و دروغ و دغل درکار مدیریت کند وخرافه بگسترد وسفاهت بپرورد و از چاههای نفت بردارد ودر چاههای جمکران بریزد وآزادی را خفه کند وآگاهی را بکشد واستبداد دینی وقرائت فاشیستی از دین را قوام بخشد ودیانت را ملعبه دست سیاست کند و سرهنگان را بر فرهنگ بگمارد و فرهنگیان را بدست سرهنگان بسپارد ودست تطاول درحقوق مردم دراز کند و پشت به قبله حقیقت، بسوی خدای خدیعت نماز کند. هیچ چیز مهیبتر از زخمی کردن غرور یک قوم نیست.سرمایه اعتمادشان را ستاندن وآب دهان برویشان افکندن. پلیدی وبیشرمی ازین بیشتر نمیشود.آدمیان دزدی ودغلی را تحمل میکنند اما اهانت مکرر به عزت وکرامت شانرا هرگز. اینک روح مجروح وغرور رنجورایرانیان بجوش آمده است و تا ننگ آن خیانت زدوده نشود وتا غاصبان بدست عدالت سپرده نشوند التهابشان فرو نمی نشیند. والبته جای هیچ نومیدی نیست، «که بد بخاطر امیدوار ما نرسد».اجتماع هزار در هزار زنان ومردان حق جو و مطالبه گر پنجره های امید را برتاریخ آینده ما گشوده است و نوید گشایش بکار فروبسته ما میدهد. اسم اعظم بکند کار خود ایدل خوشباش که به تلبیس و حیل دیو سلیمان نشود بحقیقت اسم اعظم، شما حق جویانید که دیو تیره بختی را از تخت سلیمان بزیر میکشید و با عصای موسوی، دولت فرعونی و شعبده سامری را به دونیم میزنید وحکومت ارعاب و تزویر و چماق و نفاق را بافریادهای جگرشکافتان درهم میش... این روزها برای هر ایرانی که عرق وطن دارد روزهای بسیار سختی است. دیروز (دوشنبه 25 خرداد) در حالی که سیل عظیم رای دهندگان به موسوی برای دفاع از رای شان و اعتراض به نتیجه اعلام شده انتخابات بسوی میدان انقلاب و آزادی روان شده بودند در میدان فلسطین چند جوان رای دهنده به احمدی نژاد بروشوری را بداخل ماشین های عبوری می انداختند که عنوان روی آن این بود: "از دروغ نهایی تا براندازی" من با خواندن مطالب این بروشور که پس از رحلت حضرت امام و به ویژه دوم خرداد 76 و روی کارآمدن دولت اصلاح طلب خاتمی و مجلس ششم بارها و بارها در روزنامه هایی مثل کیهان و بولتن های نهاد نظامی و امنیتی و... و صدا و سیما مطرح شده است و چکیده آن این است که اصلاح طلبان در ایران در پی براندازی نرم و انجام انقلاب مخملین و رنگی به سبک کشورهایی مانند چکسلواکی، گرجستان، اوکراین و قرقیزستان با کمک آمریکا و غرب هستند و... روشن است که با یان نگاهی که اینها دارند هرگز برایشان قابل قبول نیست که اصلاح طلبان حتی از طریق انتخابات و صندوق رای به قدرت برسند و به نظر من همین نگاه است که انتخابات اخیر و نتیجه آنرا بجایی کشانده است که متاسفانه منجر به حوادث تلخ و کشته و مجروح شدن عده قابل توجهی از شهروندان ایرانی شده است. می دانیم که در همه کشورهای دیگر هم انتخابات می شود و بالاخره فردی پیروز انتخابات از کار در می آید و بقیه نامزدها و طرفدارانشان هم طوعا یا کرها آنرا می پذیرند و در ایران پس از انقلاب نیز چنین بوده است اما در انتخابات اخیر بدلیل اینگونه نگرش غالب در حاکمیت و اینکه هرگونه تغییری ریشه در خارج دارد و حتی افرادی مثل موسوی بازیخورده این صحنه هستند اوضاع بگونه ای شده است که هیچیک از رای دهندگان به غیراحمدی نژاد نتیجه اعلام شده را باور ندارند و روند برگزاری انتخابات بگونه ای بوده است که افرادی همچون محتشمی پور و الویری (که به هیجوجه وصله آمریکایی بودن بدانها نمی چسبد) نیز به صحت و درستی این انتخابات باور ندارند و خواستار ابطال آن و برگزاری دوباره آن در فضایی از اعتماد اند. آنچه فضای جامعه ما را به اینجا کشانده است "دوقطبی شدن جامعه" در سایه تحلیل هایی است که امروز چشمان حاکمیت و طرفدارنش جز از آن طریق نمی بینند و فکر می کنند خیل انبوهی از مردم (حداقل نزدیک به چهارده میلیون نفری که به غیر احمدی نژاد رای دادند) در دام انقلاب مخملین و رنگی و آمریکا و غرب گیر افتاده اند و معلوم است که به هیچوجه حاضر به مصالحه و گذشت از این تحلیل نیستند و سرکوب و نابود کردن هر معترضی راوظیفه شرعی خود می دانند و کاربرد هر روش و خشونتی را نیز مجاز. در اینصورت جامعه ما به کجا کشیده می شود؟ واقع اینکه من نمی دانم مدیریت عالی کشور چه تحلیل و نگاهی به اوضاع فعلی دارد اما اینرا می دهم که اگر این وضعیت دو قطبی ادامه یابد ما در روزهای آینده شاهد حوادث و وقایع بسیار تلخی خواهیم بود که می تواند کیان و بقای نظام جمهوری اسلامی را به خطر اندازد. در همه نظام های مردمسالار (و حتی غیر مردمسالار) تلاش می شود که جامعه دوقطبی نشود و تا آنجاکه امکان دارد تنوع و تکثر فکری و سیاسی برسمیت شناخته شده و از طرق مسالمت آمیز و قاعده مند در درون وحدت ملی هضم و جمع شود اما متاسفانه در ایران پس از حاکمیت یکدست اقتدارگرایان و روشی که احمدی نژاد در اداره کشور پیموده است راهی برعکس این طی شده و امروزه ما را به "جامعه دوقطبی شده و روزهای دشوار" کشانده است آنگونه که بجای مراکز رسمی تصمیم گیری خیابانها به صحنه درگیری و تنازع و در نهایت عامل تصمیم گیری تبدیل شده است ؟ آخر این چه نگاه و تحلیلی است که هرایرانی مخالف وضعیت موجود و حتی چهره هایی را که در سوابق انقلابی و ضد آمریکایی بودن آنها هیچ خدشه ای وجود ندارد طرفدار انقلاب مخملین و رنگی و...دانست و از ورود قانونمند آنها و با رای مردم به عرصه حاکمیت جلوگیری کرد ؟ آیا براین نوع عمل جز استبداد و دیکتاتوری چه نامی می توان نهاد ؟ آیا...من فکر می کنم مدیریت عالی کشور باید با نگاهی عمیق و واقعبینانه به آنچه در کشور جریان دارد جلوی هرچه بیشتر فرو رفتن مردم در این دوقطبی را بگیرد و راهی برون رفتی را پیش پای ملت گذارد که وحدت از دست رفته ملی را به کشور بازگرداند و قطعا برخورد های امنیتی و سرکوب گرانه و خشن در ایم مسیر نه تنها چاره ساز نیست بلکه ویرانگر است. مدیریت عالی کشور باید بداند حتی اگر نتیجه انتخابات همانی باشد که اعلام شده است اما آنانی که به احمدی نژاد رای نداده اند این نتیجه باور و قبول ندارند و این جمعیت کثیر شهروندان همین کشورند که نباید نادیده گرفته شوند چراکه ایران باید با توان و مشارکت همه ایرانیان ساخته شود و به نظرم برای جلب اعتماد اینان می ارزد که انتخاباتی دوباره و به شیوه ای برگزار شود که اعتماد همه ایرانیان پشتوانه آن باشد. حضرت امام می فرمودند ما برای حکومت بر قلبها آمده ایم و نه حکومت بر تن ها، چراکه این دومی براحتی توسط حکومتها قابل انجام است. جمهوری اسلامی ایران در شکل و محتوا باید حکومت برقلبها را راهبرد خود قرار دهد و نه اینکه با تحلیل های بدبینانه و تقسیم افراد جامعه به خودی و غیرخودی و...خیل عظیمی از جامعه ایران را به براندازی متهم و آنها را از حقوق حقه شان محروم و منکوب نماید. انتخابات اخیر بخوبی نشان داد که اکثریت قاطع ایرانیان در چارچوب این نظام خواهان مشارکت و حضور در اداره حکومتند و این انتخابات می توانست نقطه عطفی برای وحدت ملی ما در شرایط خطیر کنونی جهان باشد و صد اسف که این چنین نشد اما فکر می کنم که هنوز دیر نیست و امیدوارم مدیریت عالی کشور و همه بزرگانی که حرفشان در برون رفت کشور از این وضعیت بحرانی و دشوار نقش و تاثیر دارد به میدان آیند و راهی را برگزیند که جامعه ما از این دوقطبی وحشتناک و مخرب نجات بخشد و افقی تازه از وحدت ملی و آینده بهتر را نوید دهد. من به رغم همه تحلیل های بدبینانه و مایوسانه براین اصل باور دارم که ظرفیت تصمیم گیری مدیریت عالی ما بگونه ای است که می تواند نظام را از درون این روزهای دشوار عبور دهد و از سرمایه فکری و مادی و معنوی همه ایرانیان برای ساختن ایرانی آباد و آزاد و مستقل استفاده کند. در راستای انتخاب یک رئیس جمهور کم مصرف و پردوام، یک صورت هزینه های تبلیغاتی رئیس جمهور منتشر شده بود که برای محاسبه دقیق آن موارد زیر تعیین شده و اعلام می شود.
پذیرائی از جمعیت: نفری دو هزار تومان برای 3 هزار نفر در 400شهر کوچک و 20 هزار نفر در 5 شهر بزرگ جمعا 2600 میلیون تومان
پول پاکتی به میزان نفری چهل هزار تومان برای چهار میلیون نفر در طول سال ضربدر چهار برابر می شود با 640 میلیارد تومان
آوردن جمعیت: به مدت چهار سال اضافه کار به 30000 نفر برای 50 سفر استانی به مبلغ تمام شده در هر سفر 50 هزار تومان می شود یک و نیم میلیارد تومان
چاپ 60 میلیون پوستر برای بی احترامی به همه دیوارهای کشور از قرار هر پوستر 150 تومان همراه با بروشور و نشریه و چاپ دی وی دی و کتاب " معجزه هزاره سوم" و " فرزند ملت" و چاپ مجدد " نبرد من" آدولف هیتلر جمعا دوازده میلیارد تومان، هزینه توزیع هر پوستر 150 تومانی نیز 200 تومان و هزینه پاره کردن آن مجانی محاسبه می شود. چاپ سی هزار بنر تبلیغاتی در اندازه سی متر در بیست متر برای تا ته فرو کردن واقعیات تلخ در چشم هموطنان هر کدام به مبلغ 100 هزار تومان جمعا می شود 3 میلیارد تومان
ایران را جنبشی ملی فرا گرفته است. ویژگی مهم این جنبش، فراگیر بودن آن است. جنبش سبز در واقع ائتلاف گسترده اکثریت قریب به اتفاق نیروهای سیاسی و اجتماعی علیه کودتای حکومتی 22 خرداد است. همه می دانند که استقرار دولت بر آمده از این کودتا منجر به حاکمیت تمام و کمال نسخه ایرانی طالبانیسم یعنی احمدی نژادیسم خواهد شد، هسته اصلی قدرت در ایران می خواهد با استیلای کامل بر منابع قدرت و ثروت و قلع و قمع نهایی آنچه از جامعۀ مدنی ایران باقی مانده است کشور را به حیات خلوت فاشیسم اسلامی تبدیل کند، اما چه کسانی از این کودتا سود خواهند جست؟ این کودتا در اصل به وسیلۀ حزب پادگانی طراحی شده و پس از تایید رهبری نظام اجرا گشته است. حزب پادگانی دیگر تاب تحمل هیچ رقیبی را ندارد، بدون شک اقدام حزب پادگانی و رهبری بر خلاف تمام ترتیبات قانون اساسی است، این نه تنها کودتایی علیه رای مردم، که کودتایی علیه قانون اساسی هم هست. قانون اساسی جمهوری اسلامی البته نقایص بسیار دارد اما در صورت پیروزی نهایی کودتا، جمهوری اسلامی به آن معنایی که در قانون اساسی آمده است و مورد نظر افرادی نظیر مرتضی مطهری، دکتر بهشتی و حتی آیت الله خمینی بود دیگر وجود نخواهد داشت، انگیزۀ اصلی حزب پادگانی از اجرای این کودتا در واقع امر چیزی جز تسلط کامل بر منابع اصلی ثروت نیست، آنها پیش از این می کوشیدند این هدف را ـ لااقل ظاهری که شده- در قالب ترتیبات قانون اساسی پیش ببرند اما اکنون رو در بایستی را کنار گذاشته اند و تحقق کامل منافع خود را در چارچوب مدلی از خلافت اسلامی ِ وابسته به نیروی نظامی آسان تر می یابند و فاشیسم و خشونت را به متدینین تحمیل کنند. بدیهی است در این حالت اسلام جز ابزار و بازیچه ای در دست حزب پادگانی نخواهد بود؛ آنها حتی با توسل به قرائت فاشیستی از اسلام کوشیده و اکنون بیشتر می کوشند تا نهاد مرجعیت مستقل را به طور کلی از صحنه محو کنند، از این روست که خطر دولت کودتا را نه تنها روشنفکران، دانشجویان و دگراندیشان، بلکه روحانیون و اقشار مذهبی نیز در می یابند.به علاوه از یک سو حرکت شتابان حزب پادگانی در راه غارت و چپاول منابع جامعه و از دیگر سو سیاستهای اقتصادی قهقرایی باند حاکم بر کشور، کارگر و کارفرما، تاجر و صنعت گر و کارمند و کارشناس را علیه دولت کودتا متحد کرده است. در واقع خطر آنی و جدی کودتاچیان موجب شده است تا اجزا مختلف جامعۀ ایران موقتا بسیاری از شکافهای ایدئولوژیک و طبقاتی را نادیده بگیرند تا بر دشمن مشترک فائق آیند؛ اینگونه است که زنانی که به اختیار چادر به سر کرده اند و زنانی که اجبارا با روسری موهای خویش را پوشانده اند دوشادش هم و با شعار "با چادر، بی چادر- مرگ بر دیکتاتور" به مبارزۀ مدنی با کودتاچیان بر خاسته اند. تصاویر حضور جانبازان جنگ ایران و عراق که سبز پوشان و نشسته بر ویلچر به جنبش ملی علیه کودتا پیوسته اند، فریادهای الله اکبر و یا حسین مردم بر فراز پشت بامها، همراهی گسترده هنرمندان، دانشگاهیان و برجسته ترین روشنفکران و متفکرین کشور با این جنبش نشان دهنده گستردگی اجتماعی و در عین حال عمق و کیفیت آن است. به نظر من زیبا ترین جلوۀ این اعتراضات مسالمت آن و پرهیز مردم از خشونت است. مردم با مدارا و به شیوه ای مدنی رفتار می کنند و حتی در برابر خشونت طلبان خویشتن داری نشان می دهند. سکوت، امروز به مهمترین ابزار مبارزه مردم تبدیل شده است. آنها روی پلاکاردهای خود می نویسند: "سکوت ما از چماق تو قوی تر است" با این حال عجبا که صدا و سیما یا به تعبیر به جای دکتر سروش "بنگاه بانگ و رنگ" همگام با دیگر شیپورهای کریه و بدصدای وابسته به کودتاچیان، مردمی را که اینگونه متمدنانه به مبارزه علیه دولت کودتا برخاسته اند "اراذل و اوباش" می خواند و محمود احمدی نژاد ـ یکی از عوامل اصلی کودتا- با همان وقاحت مخصوص به خود اکثریت ملت و خیل نخبگان هنری، ادبی، فکری و علمی کشور را "خس و خاشاک" می نامد. خس و خاشاک چه کسی است؟ ملتی که با دست خالی و با سلاح سکوت در راهپیمایی های میلیونی شرکت می کند یا ترسوهایی که به خاطر قلت عدد و ضعف منطق مسلسل بر روی مردم می گشایند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که سالها سختی را تحمل کردند و به قیمت خونشان از شرف، آزادگی و حق خود صیانت کردند یا آنها که با بسیج روسپی ها و الوات برای دفاع از رییس دولت کودتا میتینگ برگزار می کنند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که سبز پوش و با همگامی افرادی چون استاد محمد رضا شجریان در سکوت و متحد برای دفاع از میهن شان علیه کودتا برخاسته اند یا موتورسواران عربده کشی که به دفاع از کودتاچی ها چماق و باتوم بر سر و تن مردم می کوبند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ دانشجویانی که در ساحت مقدس دانشگاه و به حکم وظیفه به دفاع از حقوق ملت برخاسته اند یا مردان غول پیکری که با پول نفت پروار شده اند و شبانه وحشیانه کوی دانشگاه را به خاک و خون می کشند و حرمت علم را پاس نمی دارند؟ چه کسی اراذل و اوباش است؟ مردمی که در پی احقاق حقوق و کرامت انسانی خویشند یا رییس پلیسی که زنانی را وادار به عریانی می کند و نماز جماعت بر قرار می دارد؟ عجبا ! کودتاچیانی که دولت غیر قانونی شان از اراذل و اوباشی نظیر صادق محصولی و مجتبی ثمره هاشمی انباشته است وقیحانه اکثریت ملت و برجسته ترین نخبگان کشور را اراذل و اوباش و خس و خاشاک نام می دهند، تاریخ اما قضاوت خواهد کردـ آنچنان که مردم قضاوت کرده اند و صف خود را از کودتاچیان و اراذل و اوباش جدا کرده اند ـ وآینده نشان خواهد داد که چه کسی خس و خاشاک است، کودتاچیان قلیل یا مردم به تنگ آمده و کثیر. جنبش مردم دیر یا زود، امروز یا فردا خس و خاشاک کودتا چیان را به قعر قرون- همانجایی که از آن آمده اند- باز خواهد گرداند: یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت/تاج و از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت آقای احمدی نژاد! روزی را که پای صندوق رای آمدی يادت هست؟ آن چهره ترسان و رنگ پريده، آن چشم های پر هراس و بی اميد و هيبت آشفته. و چقدر حقير بودی آن روز، چه قدر به حقيقت ات نزديک بودی وقتی پاهای کاذب قدرت ات را لرزان و شکننده پنداشتی. چقدر ناچيز بودی بدون اين پشم و کلاه کدخدايی نشسته ام و خيره شده ام به بدن های جوانان گلوله خورده وطنم . دست می سايم و لب می گزم . بغض من آن قدر حقير و کوچک است رو به روی اين تنهای خونين که شرم می کنم . به چشم های بی حالت و لب های نيمه بازشان نگاه می کنم، به موهای مشکی و پيشانی های فراخ خونيشان، به بدن شکافته و اين دست های آويزان، به سر متلاشی شده و پاهايی که ديگر لازم نيست توی کوچه ها از هراس باتوم و گلوله بدوند. فکر می کنم صبح که از خانه بيرون زده اند، در جواب پرسشی گفته اند: "می روم رايم را پس بگيرم"، با سينه هايی پر اميد که حالا مهمان ناخوانده و شوم گلوله دارند . حتما سرهايشان پر از هوای آزادی و آرزوهای بزرگ بوده است .حتما برای فردا نقشه های سرخوشانه داشته اند. حتما خيال کرده اند اگر رايشان را پس بگيرند، ديگر گشت ارشادی ها توی سرشان نمی زنند، ديگر توی کلانتری محل کتک نمی خورند، ديگر پول ته جيبشان را جيره بندی نمی کنند. شايد فقط می خواستند اندکی کمتر تحقير شوند. عکس ها را می بندم و به عکس آقای احمدی نژاد خيره می شوم. به چشم هايش، حالت افتاده لب هايش، به نيشخندش، به دست هايش نگاه می کنم. فکر می کنم پشت اين پيشانی چيست که او را اين گونه بی روح و وجدان کرده است. راستی ، آقای احمدی نژاد! عکس اين جوان های گلوله خورده و بی جان را ديده ای؟ ديده ای آن سر پاشيده کف خيابان را؟ ديده ای سينه باز شده، روی دست های پر التهاب مردم را؟ ديده ای چشم هايی را که تشنه اندکی آزادی، بی فروغ و تاريک شدند؟ آقای احمدی نژاد! جای هر کدام اين گلوله خورده ها، می توانست پسر يا دختر تو باشد. فقط لحظه ای بدن فرزندت را آن گونه خونين کف خيابان تصور کن، فکر کن خبر مرگ ناگهانی اش را برای تو بياورند، فکر کن جای آن پدر و مادر درمانده و عزادار باشی. می دانم وجدانت به درد نمی آيد چرا که تو با اين بدن های سرد، گرم قدرت شده ای. با اشک های ريخته شده مردمت، خنديده ای. با اسارت آن ها دست های دراز قدرتت را چرخانده ای. با خفقان آن ها دهانت را باز کرده ای. با نا اميدی آن ها اميدوار روزهای بالا نشينی شده ای. آقای احمدی نژاد!
محسن مخملباف فیلمساز ایرانی و مرتبط با ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی، دیروز به همراه مرجان ساتراپی، فیلمساز دیگر ایرانی که فیلم "پرسپولیس" او از موفق ترین فیلم های ایرانی سالهای اخیر در خارج از کشور بود، با نمایندگان پارلمان اروپا ملاقات کردند. در این دیدار که در بروکسل انجام شد، آنها ضمن تشریح حوادث اخیر ایران، خواستار حمایت پارلمان اروپا از اعتراض مدنی مردم ایران شدند. محسن مخملباف در مورد نتیجه این دیدار گفت: آنان حمایت خود را از مبارزه مدنی مردم ایران اعلام کردند. مخملباف می افزاید: ما دو جلسه داشتیم؛ در این جلسات برای نمایندگان پارلمان اروپا تشریح کردیم که جمعه شب آقای موسوی برنده انتخابات بودند، اما بعد کودتایی اتفاق افتاد و گفته شد که انقلاب سبز برای ما قابل قبول نیست. بعد هم تلویزیون، در حالیکه احمدی نژاد را برنده اعلام می کرد، خبر داد که تجمع بیش از 4 نفر مجاز نیست. این یعنی کودتا؛ والا چطور اکثریت می توانند رای بدهند ولی حق ندارند خوشحالی شان را ابراز کنند؟ بعد از این اتفاق، مردم برای اعتراض به خیابان ها آمدند تا بپرسند رایشان چه شده است، اما اعتراض مدنی و مسالمت آمیز آنان با سرکوب رو به رو شده است. مردم تحت فشار شدیدی قرار گرفته اند، نیروهای نظامی و احمدی نژاد که پشت او به ایت الله خامنه ای است، منافذ خبری را بسته اند، روزنامه ها را توقیف کرده اند. فعالان و روزنامه نگاران بسیاری را دستگیر کرده اند. اینترنت قطع شده؛ در خیابان ها مردم را به گلوله بسته اند... و آقای موسوی هم به عنوان منتخب این مردم، هیچ میکروفن یا دوربینی در اختیار ندارد و مردم نمی دانند او چه می گوید. تلویزیون هم در خدمت آقای احمدی نژاد و رهبر است. ما در دیدارهایمان برای نمایندگان پارلمان اروپا توضیح دادیم که احمدی نژاد کاندیدای کودتاست و ما حتی مطمئن نیستیم که انتخاب وی در دور اول هم درست بوده باشد. وی حتی در دوره شهرداری هم در شرایطی انتخاب شد که از 5 میلیون مردم شهر تهران تنها 300 هزار نفر در انتخابات شوراها شرکت کرده بودند. یعنی منتخبین آن 300 هزار نفر او را به شهرداری تهران رساندند. احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری هم با تقلب انتخاب شد و اینک با کودتا. اما مردم ایران در 4 سال ریاست جمهوری او دیدند که وضع تا چه اندازه به وخامت گراییده و چگونه درآمد هنگفت نفت، به حساب ملت نرفته و در عوض از یک سو آزادی های اجتماعی و فردی محدود و از سوی دیگر چهره ایران در جهان مخدوش شده است. آنها از ما پرسیدند شما چه می خواهید؟ ما هم گفتیم رای گیری مجدد، تحت نظارت نهادهای بین المللی. نمایندگان سبزها با این پیشنهاد موافق بودند و نمایندگان دیگر هم قرار شد تا 5 شنبه نظر نهایی خود را بگویند خبر این دیدار از کانال های مختلف تلویزیونی در اروپا و آمریکا پخش شد و بسیار از کانال های تلویزیونی، به ویژه این بخش از سخنان مخملباف را باز پخش کردند که از مرگ و دستگیری ها در ایران می گفت و اینکه ملت ایران خواستار دموکراسی است و این خواست باید مورد حمایت کشورهای غربی قرار گیرد. دستگیری های سیاسی در ایران و بویژه در تهران همچنان ادامه دارد. ستاد کودتا با این تصور که جنبش اعتراضی را بی سر خواهد کرد، دست به این دستگیری ها و بازداشت ها زده است. کاری که شاه در آخرین سال حکومت خود به آن دست زد و اسناد آن در کتاب دکتر ابراهیم یزدی که خود اکنون بازداشت شده، تحت عنوان "آخرین تلاش ها، در آخرین روزها" منتشر شده است. ستاد کودتای 22 خرداد، با این دستگیری ها، مرتکب اشتباه بزرگ دیگری می شود. همانگونه که شاه در این دام افتاد. جنبشی که اکنون در کشور جریان دارد، تقریبا می توان گفت جنبشی است خود جوش و اعتراضی که مجموع سرخوردگی ها، تحقیرها، حق کشی ها و بی عدالتی های دو دهه اخیر را نمایندگی می کند و تحقیر و دهن کجی آخر، یعنی کودتای انتخاباتی آخرین جرقه به انبار باروت آن بود. این جنبش، نه میداند جلائی پور کیست و نه میداند تاج زاده چه می گوید. شاید در روزهای آینده و با آگاهی از دستگیری های اخیر، آزادی آنها را نیز به شعارهای کنونی خود اضافه کند، اما اکنون فقط بدنبال ابطال انتخابات است و اگر میرحسین موسوی، کروبی و خاتمی نیز یک گام به عقب بردارند، این سه تن را نیز پشت سرخواهد گذاشت. آنها درحال حاضر یگانه شخصیت های سیاسی داخل کشورند که مردم از آنها حرف شنوی دارند. بنابراین، فرضیه ستاد کودتا برای بی سر کردن جنبش، حتی با دستگیری موسوی و خاتمی و کروبی نیز راه به جائی نمی برد و به آن هدفی نمی انجامد که این ستاد در سر دارد. یگانه نتیجه این اقدام کوته بینانه و مقطعی، برای فرار از تله جنبش عمومی مردم، انتقال رهبری جنبش به خارج از کشور است. هم امریکا و هم سلطنت طلب ها برای چنین موقعیتی دندان تیز کرده اند. آنها که دستآورد بزرگ کارزار انتخاباتی و شرکت مردم در انتخابات را برباد دادند و عملا طلائی ترین موقعیت برای امنیت ملی ایران را با کودتای انتخاباتی به تاراج دادند، اکنون دومین اشتباه خود را برای سپردن رهبری جنبش مردم به سلطنت طلب ها در خارج از کشور مرتکب می شوند. جنبشی که با کشتار و جنایاتی که کودتاگران انجام دادند بسرعت می تواند رادیکال شود، بویژه اگر حمایت و پشتیبانی خارجی را نیز داشته باشد. سومین اشتباه روزهای اخیر، درست در همین نکته آخر است. یعنی تقویت توجه مردم جان به لب رسیده به حمایت امریکا. این همان اشتباهی است که علی لاریجانی با خواندن آن متن انتقاد از دخالت امریکا و اوباما در امور داخلی ایران مرتکب شد. نتیجه آنچه او در مجلس خواند و وسیعا از صدا و سیما پخش شد، تبلیغ امریکا بعنوان حامی مردمی بود که توسط دولت کودتائی سرکوب می شوند و کشته میدهند. ما، بلافاصله بازتاب این سخنرانی و تائید ارزیابی خودمان را در موضع گیری روز گذشته اوباما و حتی برخی کشورهای اروپائی شاهد بودیم. بویژه وقتی اوباما روز گذشته گفت: برای ما احمدی نژاد با موسوی تفاوتی نمی کنند. هر دو سر جنگ و دشمنی با امریکا را دارند! کودتاگران، کار را به جائی نخواهند کشاند که حمله امریکا به تاسیسات اتمی و نظامی جمهوری اسلامی با استقبال مردم بی پناه و زیر چوب و چماق و گلوله حکومتی قرار دارند؟ پيام محمد ملکی، نخستين رئيس دانشگاه تهران پس از انقلاب، به استادان دانشگاه و دانشجويانبسم الحق از آن روز که خون سه آذر اهورائی در دانشکده فنی دانشگاه تهران بر زمين ريخت، تا کنون بارها و بارها در قدرت مداری شاه و شيخ، چنين وقايع دردآوری را به نظاره نشسته ايم. اگر دانشگاه مفتخر است که مدال " سنگر آزادی" بودن را به سينه دارد، مگر نه به اين سبب است که سنگر جايگاه حمله و دفاع است؟ اگر دانشجويان فرياد ميکنند که " ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم"، از اين رو نيست که دانشگاهيان همه وقت آماده ی دفاع از سنگر در برابر هجوم آدمکشان و دشمنان آزادی و برابری بوده و هستند؟ همکار کوچکتان
نتایج واقعی انتخابات را اعلام کنید
جمعی از سینماگران ایران با انتشار بیانیه ای " نگرانی و اندوه عمیق خود را از اعمال زور و فشار علیه مردمی که چیزی جز احترام به رای خود نمی خواهند، اعلام" کردند. در این بیانیه آمده است: "چرا باید اقتدار نظامی راجای اقتدار منطق نشاند، آن هم در برابر مردمی که بخش عمده آنها نسلی است که همین جا و در همین سه دهه به دنیا آمده اند و اندیشه هایشان نتیجه منطقی مشاهده ها و تجربه های رویدادهای همین سی سال است و هیچ تهمتی به آنها نمی چسبد. آیا به راستی اسلحه کشیدن روی دست های خالی، اقتدار نظامی است؟ آیا مردم تا لحظه ای که رای می دادند شریف و قهرمان وحماسه آفرین بودند و به محض اینکه در نتیجه رسمی اعلام شده شک کردند ، آشوبگر و اوباش و بیگانه پرست و خاشاک اند و سزاوار توهین و یورش و خونریزی و قتل؟" در ادامه این بیانیه آمده است: "ما دوستداران مردم و سرزمین خودکه به هیچ جا وابسته نیستیم، با اعلام نگرانی از تکرار تجربه های تاریخی و تلخ جنگ های محله ای و خانگی، که قرن ها برای این سرزمین جز مرگ و ویرانی حاصلی نداشت، مصرانه می خواهیم که به احترام حقیقت، با اعلام نتایج واقعی انتخابات به این نمایش قدرت پایان داده شود و هشدار می دهیم که محض قدرت نمایی، مردم را به جان هم نیندازید و تیره بختی کسانی که در همین کشورهای همسایه ی ما قربانی جنگ های داخلی و خانگی اند را به این سرزمین نکشانید که مسلما کسی جز دشمن از آن بهره نمی برد." این نامه را هنرمندان زیر امضا کرده اند: شهرام اسدی، مهناز افضلی، محسن امیر یوسفی، عزت الله انتظامی، بابک احمدی، رخشان بنی اعتماد، بهرام بیضایی، کامبوزیا پرتوی، جعفر پناهی، کیومرث پور احمد، حسن پورشیرازی، ناصر تقوایی، فرشته طائر پور، حسین جعفریان، مانی حقیقی، سیف الله داد، شادمهر راستین، محمد رسول اف ، علیرضا رئیسیان، خسروسینایی، مژده شمسایی، فرشته صدرعرفایی، ترانه علیدوستی، کیانوش عیاری، حسن فتحی، ایرج کریمی، نظام الدین کیایی، حمید فرخ نژاد، اصغرفرهادی، بهمن قبادی، مسعود کیمیایی، واروژکریم مسیحی، نیکی کریمی، عباس کیارستمی، پرویز کیمیاوی، محسن مخملباف، فاطمه معتمدآریا، علی نصیریان، جهانبخش نورایی بار دیگر انبوهی جمعیت گزارشگران را بهت زده کرد
مردم تهران روز چهارشنبه در پنجمين روز از اعتراضات سراسری به کودتای انتخاباتی، در ميدان هفت تير تهران تجمع کرده و به سوي ميدان وليعصر راهپيمايي کردند. این در حالی بود که همزمان، شش تن از ملي پوشان فوتبال ايران روز چهارشنبه در جريان مسابقه حساس فوتبال تيم ملي ايران با کره جنوبي و در همدلی با مردم ايران، با دست بندهاي سبز در بازي حاضر شدند. راهپيمايي دیروز که به صورت خودجوش برگزار شد و در آن صدهاهزار تن از مردم معترض تهران حضور داشتند، از اولين ساعات عصر با تجمع مردم معترض در ميدان هفت تير تهران آغاز شد، و انبوه جمعيت كه تصاوير ميرحسين موسوي و نشان هاي سبز در دست داشتند در اين ميدان گرد هم آمدند. تا عصر چهارشنبه، ميدان هفتم تير و خيابان هاي كريمخان زند و بلوار كشاورز تا خيابان امير آباد 27 خرداد مملو از مردم معترضی شده بود که با در دست داشتن پلاکاردهايي خواستار ابطال انتخابات و مقابله با "کودتای انتخاباتی" بودند. در این راهپیمایی، تصاويري از قربانیان شليک مستقيم بسيجيان عضو گردان های عاشورا به سوی مردم نیز - که روز دوشنبه 8 نفر از شرکت کنندگان در راهپيمايي مسالمت آميز عليه کودتای انتخاباتی را به قتل رساندند - در دست برخی حاضران دیده می شد. مردم معترض همچنين با در دست داشتن پلاکاردهايي کشته شدن دانشجويان در حمله يگان هاي ویژه و هواداران مسلح محمود احمدی نژاد به کوی دانشگاه تهران و چند دانشگاه ديگر کشور را محکوم و به آن اعتراض کردند. به رغم جمعيت چند صد هزار نفری حاضر در راهپيمايی اعتراض آميز روز چهارشنبه، مردم تنها در ابتدا به سر دادن شعارهايي در رد نتايج اعلام شده آرا و تاکيد بر خواست خود مبنی بر ابطال انتخابات پرداختند، و در ادامه تظاهرات از سر دادن هر گونه شعار خودداری کردند.
پلاکاردهای مردم گروهي از مردم معترض پرده نوشته بزرگي در پيشاپيش خود داشتند که بر آن نوشته بود: "حماسه خس و خاشاک". اشاره معترضان به اظهارات توهين آميز و تحريک کننده محمود احمدي نژاد بود که چند روز پیش، در سخناني ادعا کرد که معترضان به نتايج انتخابات "خس و خاشاک هستند." مردم معترض همچنين در اوايل شب پلاکاردهایی در دست گرفتند که در آن نوشته شده بود: "برای جلوگیری از کشتار، قبل از تاریکی متفرق شويد". شعارهای دیگری كه بر روی كاغذها نوشته شدهبود عبارت بودند از: "رأی من كجاست؟"، "Where is my vote?"، "خاری هستیم در چشم دیكتاتور"، "كور شود چشمی كه رأی ما را ندید"، "خاشاك خودتی نه مردم"، "سكوت سرشار از سخنان ناگفته است"، "چرا سكوت كنیم؟ چرا توقف كنیم؟ ما به جستجوی حقیقت آمدهایم، ما نسل سبز، جوانان ایرانزمینیم"، "سكوتمان از رضایت نیست"، "آنها خشونت را میخواهند و ما صلح و آرامش را؛ بیایید با سكوت سبزمان بداندیشان را ناكام بگذاریم"، "رسانهی ملی! این ملت چندمیلیونی اغتشاشگر نیستند، دروغ چرا؟!"، "محمود به هوش باش، ما مردمیم نه اوباش"، "خس و خاشاك تویی، پستتر از خاك تویی، زور تویی، كور تویی، هالهی بینور تویی، دلیر و بیباك منم، مالك این خاك منم"، "مطمئن باش خدا پیشاپیش ما گام برمیدارد و پیكارمان را به پیروزی میرساند"، "چرا در قانون مجازات اسلامی، مجازاتی برای تقلب در آراء مردم وجود ندارد؟!"، "رأی سبز من، اسم سیاه تو نبود"، "هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا، آنچه این نامردمان با جان انسان میكنند، دست خونآلود را، در پیش چشم خلق پنهان میكنند"، "در ناامیدی بسی امید است، پایان شب سیه سپید است" و... تعدادی از دانشجویان نیز با در دست داشتن پلاكاردهایی با تصاویر حمله به كوی دانشگاه و اسامی شهدای كوی در این راهپیمایی حضور پیدا كردند. شعارهایی كه آنها در سكوت با خود حمل میكردند عبارت بود از: "كوی دانشگاه به خاك و خون كشیدهشد"، "مردم! همكلاسیهایمان را كشتند"، "اسامی كشتهشدگان كوی دانشگاه در 25 خرداد: مبینا احترامی، كسری اشرفی، فاطمه براتی، كامبیز شعاعی، محسن ایمانی"، "برادر شهیدم، رأیتو پس میگیرم" و... مأموران نیروی انتظامی كه در طول مسیر حضور داشتند برخورد خشونتآمیزی با مردم نداشتند و از این رو تعدادی از كسانی كه به آنها میرسیدند با تشكر كردن، از كنارشان میگذشتند. این در حالی بود که خطوط تلفن موبايل در محدوده راهپيمايي اعتراض آميز مردم قطع شده بودند. راهپيمايي هاي اعتراض آميز مردم علاوه بر تهران تهران در پنجمين روز خود به اغلب شهرهاي بزرگ ايران گسترش یافت و شهرهايي چون مشهد، تبريز، اصفهان، شيراز و ساير شهرهاي کشور نيز شاهد اعتراضات گسترده مردمی بود.
همراهی ملی پوشان با اعتراضات مردم همزمان روز چهارشنبه در بازى تيم ملى فوتبال ايران با كره جنوبى شش تن از بازيكنان سرشناس تيم ملي ايران در در اقدامي غیر منتظره براى اعلام همدلی و همراهی با مردم معترض در ايران با دستبندهای سبز که اکنون به نماد هواداران ميرحسين موسوي و مخالفت با "کودتاي انتخاباتی" تبديل شده را به دستان خود بسته بودند. اگرچه اغلب اين بازيکنان در فاصله دو نيمه به واسطه فشارهایی که از تهران بر همراهان تيم ملی آورده شد مجبور به در آوردن دستبندهاي سبز شدند، اما در اين ميان مهدی مهدوي کيا کاپيتان تيم ملی ايران، که بازوبند کاپيتانيش را نيز به رنگ سبز برگزيده بود، به حفظ دستبند سبز خود پرداخت. اقدام ملي پوشان ايران با استقابل گسترده مردم و جوانان در سراسر ايران مواجه شد و مردم در وبلاگ ها و شبکه های اجتماع، به طرز گسترده ای فوتبالیست ها را براي همراهي با اعتراض عمومی مورد تجليل قرار دادند.
شنبه یکبار دیگر مارش بزرگ در مسیر دو میدان انقلاب و آزادی مجمع روحانیون مبارز در نامهای به فرمانداری تهران برای روز شنبه مورخ 30 /3/ 88 به منظور برگزاری راهپیمایی از میدان انقلاب تا آزادی درخواست مجوز کرد. این راهپیمایی قرار است با حضور محمد خاتمی و اعضای مجمع برگزار شود و در آن میرحسین موسوی سخنرانی کند. زمان این راهپیمائی از ساعت 16 تا 19 بعدازظهر خواهد بود |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||